برچسب: گردشگری

گردشگری و صنعت گردشگری در ایران و خارج از کشور

  • وزیر میراث فرهنگی در زمین دولت بازی ندارد!

    وزیر میراث فرهنگی در زمین دولت بازی ندارد!

    به گزارش خبرنگار مهر، علی اصغر مونسان وزیر جوان‌ترین وزارتخانه دولت دوازدهم در طول ریاستش در زمان سازمان میراث فرهنگی و در دوره مسئولیتش در وزارت میراث فرهنگی نامه‌های متعددی را به هیأت دولت با موضوع گردشگری و میراث فرهنگی نوشته است اما بسیاری از این نامه‌ها به نتیجه منجر نشده اند و یا به آنها جامه عمل پوشانده نشد. این عدم پاسخگویی چند علت را بیشتر متبادر نمی‌کند. یا او جایگاه محبوبی در هیأت دولت ندارد و یا وزارتخانه متبوعش چندان مورد اهمیت دولت نیست به رغم اینکه سخنرانی‌ها در حوزه گردشگری زیاد است به خصوص در زمان هر انتخاباتی. شاید هم هنوز مونسان قدرتی که یک وزیر می‌تواند در هیأت دولت داشته باشد را کسب نکرده است.

    همه اینها موجب شده تا وزیر میراث فرهنگی نتواند در برخی از امور که اتفاقاً جزو مسائل روز میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شده اتفاق مهمی را رقم بزند و یا حتی اظهار نظر رسمی داشته باشد.

    چانه‌زنی برای عوارض نتیجه‌ نداشت

    سال ۹۶ وقتی بودجه ۹۷ تقدیم مجلس شد، عوارض خروج از کشور نیز از ۷۵ هزار تومان به ۲۲۰ هزار تومان برای سفر اول پیش بینی شد، علی اصغر مونسان که تصور می‌کرد این اقدام به نفع صنعت گردشگری است اول از آن استقبال کرد و پس از آن وقتی با مخالفت فعالان گردشگری رو به رو شد، تازه آن وقت به یاد آورد که اعلام مخالفت کند. او حتی نامه‌ای به معاون اول رئیس جمهور نوشت و پیشنهاد داد تا عوارض ۷۵ هزار تومانی به ۸۵ هزار تومان تغییر کند. این اتفاق هم هیچ وقت نیفتاد و کسی به حرف وزیر نرفت!

    حتی سهمیه‌ای که قرار بود از محل عوارض به گردشگری تعلق بگیرد، نیز داده نشد و مونسان در مصاحبه‌ای با خبرنگار مهر بیان کرد که نه تنها از ۲۲۰ هزار تومان بلکه از ۳۳۰ هزار تومان و ۴۴۰ هزار تومان نیز تنها ۱۷ هزار تومان به گردشگری اختصاص یافته است!

    امسال هم که عوارض خروج از کشور از ۲۲۰ هزار تومان به ۲۶۴ هزار تومان برای سال ۹۹ تعیین شد، باز هم به همان نامه نگاری‌های مونسان توجهی نشده است و نه تنها میزان عوارض کم نشد بلکه اضافه هم شد از طرفی سهم گردشگری که سال گذشته از محل عوارض ۴۰ هزار تومان بود برای سال آینده ۸۰ هزار تومان در نظر گرفته شد. سهمی که باز هم معلوم نیست به گردشگری داده شود یا نه.

    مورد دیگر درباره بنزین بود. چند روز پیش بنزین سهمیه بندی شد و فعالان گردشگری از کم شدن سفرها در پی آن ابراز نگرانی کردند حتی این نگرانی در معاون گردشگری هم وجود داشت به نحوی که ولی تیموری به خبرنگار مهر اعلام کرد از قبل پیش بینی این سهمیه بندی را کرده بودیم به همین دلیل نامه‌ای به وزیر نفت نوشتیم تا در جریان سهمیه بندی، موضوع سفر را هم در نظر بگیرند.

    این نامه هم بی‌پاسخ مانده بود چون اگر توجهی به این نامه می‌شد، حتماً مانند دولت‌های قبل خبری از اختصاص سهمیه بنزین سفر و یا تسهیلاتی در این ارتباط می‌شد. البته مونسان باز هم در سفرش به بیرجند وعده داده که برای نوروز چانه زنی‌هایش را می‌کند تا سهمیه بنزین برای سفر بگیرد.

    موضوع دیگری که این روزها بحث داغ میان فعالان صنایع دستی است، به حذف معافیت مالیاتی هنرمندان مربوط می‌شود. معاون صنایع دستی از نامه مونسان به معاون اول رئیس جمهور و وزیر اقتصاد و دارایی درباره حذف ماده ۱۴۲ قانون مالیات‌های مستقیم خبر داده بود. نامه‌ای که هنوز معلوم نیست سرنوشت آن‌چه می‌شود.

    موضوع تعطیلی زمستانی نیز از جمله درخواست‌های این وزیر بود که به آن هم هنوز که هنوز هست پاسخی داده نشده است و تنها آخرین بار اعلام شد که این تعطیلی از دو هفته به ۵ روز می‌رسد که با احتساب ۵ شنبه و جمعه یک هفته‌ای خواهد شد. اتفاقی که هنوز دولت به آن جواب درستی نداده است. تنها مونسان اعلام کرده که وزیر آموزش و پرورش با آن موافق است.

    طرح تعطیلی زمستانی گویا تا پایان دوره مسئولیت او در وزارتخانه و یا دولت دوازدهم به نتیجه نخواهد رسید. چون مونسان هنوز نتوانسته از سال گذشته تا کنون پیشرفتی در اجرای این طرح داشته باشد به رغم شعارهایی که درباره فواید آن می‌دهد.

    عدم حضور در برنامه‌های مهم ریاست‌جمهوری با موضوع میراث فرهنگی

    تنها نامه نگاری‌ها و پیگیری‌های مونسان نیست که به نتیجه نمی ر سد. برخی اتفاقات باعث شده تا عدم حضور او در برنامه‌های مهم مشهود باشد. به عنوان مثال مهر ماه سال ۹۷ حسن روحانی رئیس جمهور در بازگشت از نیویورک سردیس سرباز هخامنشی را به ایران آورد و در فرودگاه با رسانه‌ها و همراهان درباره آن سخن گفت. در این مراسم مونسان حضور و نقشی نداشت. تنها این سرباز را به او سپردند تا برایش تعیین تکلیف شود!

    در سال گذشته مونسان، در نامه‌ای به وزیر راه و شهرسازی خواست تا بخشنامه، صادر شده در خصوص احداث شهرک‌های گردشگری متوقف شود. در این موضوع وزارت راه در هیأت دولت به تصویب رسانده بود که شهرک‌های گردشگری ایجاد کند حتی بخش نامه آن را نیز تهیه کرده و آن را ابلاغ کرده بود در این میان وزارت میراث فرهنگی که سال گذشته با عنوان سازمان میراث فرهنگی فعالیت می‌کرد، خبری از آن مصوبه نداشت و بعد از اینکه ستادی هم برای آن تشکیل شده بود تازه مونسان متوجه این موضوع شده و در نامه‌ای به وزیر راه خواست تا این طرح متوقف شود. این نشان می‌دهد که در تصمیم‌گیری‌های مربوط به گردشگری توسط وزارتخانه‌های دیگر مونسان و یا نهاد تحت نظرش جایگاهی ندارد و حتی با او وقتی قرار است شهرکی با نام گردشگری احداث شود، مشورتی نمی‌کنند.

    یک اتفاق مهم و جالب این بود که ۸ مرداد امسال بزرگترین کمپ توریستی و گردشگری سافاری خاورمیانه در شهرستان ورامین با حضور نوبخت معاون رئیس جمهور کلنگ‌زنی شد ولی در این مراسم وزیر میراث فرهنگی که متولی صدور مجوز چنین پروژه‌های گردشگری است، حضور نداشت.

    اینها نمونه‌هایی از بی توجهی‌های دولت به وزارت گردشگری و وزیر مربوطه آن است. مونسان مدتهای زیادی است که پاسخگوی خبرنگاران در قالب مصاحبه اختصاصی و یا نشست خبری نبوده است. او در واقع از پاسخ به سوالاتی درباره طرح‌های بی سرانجام مانند شهر گردشگر، دستگیری متعدد مدیرانش در این وزارتخانه، مصوبه‌هایی که از آنها به‌عنوان مصوبه‌های خوب دولت یاد می‌کند اما بعد از چند روز نظرش را کاملاً متفاوت اعلام می‌کند و اتفاقات دیگر، طفره می‌رود.

    آخرین بار او در حاشیه مراسم روز پژوهش در پاسخ به سوال خبرنگار مهر مبنی بر علت این بی توجهی هیأت دولت برخورد قهرآمیزی داشت و در پاسخ گفت: شما به دنبال جواب نیستید!

  • جشنواره برگزار نکنید اگر…

    جشنواره برگزار نکنید اگر…

    به گزارش ایسنا، بخشنامه دفتر بازاریابی و تبلیغات وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به مدیران استان‌ها در عین حال که یادآور شده است بخشی از فعالیت‌های ادارات کل تابعه استانی، برگزاری رویدادها اعم از نمایشگاه‌ها، جشنواره‌ها و همایش‌های گردشگری با محوریت و سیاستگذاری این دفتر است، بر استفاده از ظرفیت رویدادها برای ایجاد موج سفر و توسعه گردشگری استان تاکید کرده و در نتیجه لازم دانسته مدیران میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان‌ها با هوشمندی و با حضور موثر در بین مردم و با درک صحیح از شرایط و گرفتاری‌های مردم شریف ضمن مشورت با مقامات استانی در خصوص این‌گونه فعالیت‌ها، دقت بیشتری به عمل آورند و اثرات اقتصادی و اجتماعی رویدادها بویژه در افکار عمومی و به نفع مردم را همواره مدنظر قرار دهند.

    دربخش دیگر این بخشنامه آمده است: در شرایطی که در برخی استان‌ها مسائلی نظیر سیل، آب‌گرفتگی، معضلات پس از لزله و یا سایر مشکلات و تنگناهای اجتماعی و اقتصادی محسوس دارند، از برگزاری رویدادهای گردشگری که ممکن است موجب دلخوری مردم شود، خودداری کنید.

    همچنین توصیه شده است: همه فعالیت‌های اجتماعی ما باید همسو و با خواست و مطالبات مردم و با هدف ایجاد روحیه شادی و نشاط اجتماعی باشد و یا این‌که در ایجاد موج سفر به استان و توسعه گردشگری که منفعت اقتصادی برای مردم ایجاد می‌کند موثر باشد. بنابراین چنانچه برخی از رویدادها این اثرگذاری را را ندارند ضرورتی به برگزاری آن نیست.

    انتهای پیام

  • چاپ کتابچه برای میراث در معرض تخریب، به‌جای سالنامه

    چاپ کتابچه برای میراث در معرض تخریب، به‌جای سالنامه

    علی‌رضا گل‌گلی در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: این پیشنهاد را به مدیریت شهری و مراکز مختلف تبلیغاتی مطرح کرده‌ایم تا مراکز مختلف تبلیغاتی شهری مانند دفاتر معماری و شهرسازی، موسسه‌ها، آموزشگاه‌ها به جای چاپ سررسید برای سال جدید، کتابچه‌ی یک خانه تاریخی تهدید به تخریب را تهیه کنند.

    او توضیح می‌دهد:‌ با توجه به شرایط نابسامان خانه‌های تاریخی در برخی از نقاط بافت تاریخی شیراز و بی‌جواب ماندن پیگیری‌های چندساله برای مستندنگاری و جلوگیری از تخریب‌ها، انجمن طرح و شرح در نظر دارد اقدام به مستندنگاری و چاپ کتابچه خانه‌های این محدوده در شهر شیراز کند.

    به گفته‌ی وی، هر یک از علاقه‌مندان می‌توانند با پرداخت هزینه مستندنگاری و چاپ اطلاعات تاریخی یک خانه علاوه بر مشارکت در این اقدام علمی و فرهنگی، ۵۰ جلد کتابچه همان خانه را با ذکر نام همان شخص روی جلد کتاب در اختیار داشته باشند.

    این پژوهشگر و فعال میراث فرهنگی استان فارس با اشاره به این‌که هیچ سندی از این خانه‌های در حال تخریب در دسترس نیست، بیان می‌کند: این اقدام باعث ثبت و معرفی بنا و ایجاد حساسیت‌هایی در زمان تخریب آن‌ها می‌شود، همچنین این انجمن نسخه‌های از  این کتابچه‌های تهیه شده را با نام خود حامیان در اختیار مراکز معتبر مانند دانشگاه‌ها و سازمان‌ها قرار خواهد داد.

    انتهای پیام

  • ۲۸۸ سال طول می‌کشد تا هتل‌های این شهر را تجربه کنید

    ۲۸۸ سال طول می‌کشد تا هتل‌های این شهر را تجربه کنید

    ۱. در سفرهای هوایی برای برقراری هرچه بیشتر آرامش مسافرین، چندین قانون وجود دارد تا بتواند این آرامش و امنیت سفر را برقرار کند. در سفرهای هوایی غذای خلبان و کمک خلبان متفاوت است تا اگر یکی از آنها دچار بیماری یا مسمومیت شد برای دیگری مشکلی پیش نیاید.

    ۲. اگر از پرواز و هواپیما می‌ترسید، باید گفت از نظر آماری مشخص شده که ایمن‌ترین راه برای سفر با هواپیما است.

    ۳. بیش از ۸۵۰ زبان در گینه نو وجود دارد و باعث شده که متنوع ترین کشور از نظر زبانی در دنیا باشد.

    ۴. آلمان بهشت افرادی است که عاشق رانندگی با سرعت بالا هستند. در آلمان اتوبان‌هایی وجود دارد که می‌توانید هر چقدر که خواستید در آن با سرعت بالا برانید.

    ۵. موناکو بعد از واتیکان کوچکترین کشور دنیا به شمار می‌رود. این کشور با جمعیت ۳۷۸۰۰ نفر و مساحت ۲ کیلومتر مربع حتی از پارک مرکزی نیویورک نیز کوچکتر است. با این حال موناکو کشوری بدون مالیات است و پایین‌ترین میزان جرم و جنایت را در دنیا دارد.

    ۶. اگر کسی تصمیم بگیرد هر شب در یکی از اتاق‌های هتل‌های لاس وگاس بگذراند، ۲۸۸ سال طول می‌کشد تا در همه آن‌ها اقامت کند. در بین ۲۵ هتل برتر جهان٬ ۱۵ عدد متعلق به لاس وگاس است.

    ۷. فرانسه پرطرفدارترین کشور برای بازدید توریست‌ها به شمار می‌رود و در سال ۲۰۱۷ حدود ۸۹ میلیون گردشگر از آن بازدید کرده است.

    ۸. بیش از ۲ میلیون دریاچه در کانادا وجود دارد که این تعداد از مجموع دریاچه‌های تمام کشورهای جهان بیشتر است.

    ۹. کشور لیبی در شمال قاره آفریقا واقع است که حدود ۹۰ درصد از مساحت آن را کویر تشکیل می‌دهد.

    ۱۰. در بین کشورهای شمالی، نروژ بهترین کشوری است که می‌توان در آن شفق قطبی را مشاهده کرد. در واقع به دلیل آسمان روشن آن حتی می‌توان این شفق‌های زیبا را هر شب از اقامتگاه نیز تماشا کرد.

    منبع : essayvictory.biz

  • بدبین‌ترین منطقه جهان کجاست؟

    بدبین‌ترین منطقه جهان کجاست؟

    بی‌بی‌سی طی گزارشی در این رابطه خبر داد: ساکنان «پولانکا» (Puolanka) یکی از شهر‌های کوچک فنلاند آن‌قدر خبر‌های بد و منفی شنیدند که این شهر به بدبین‌ترین منطقه فنلاند تبدیل شد.

    این بدبینی به حدی است که اهالی آن برای خود اتحادیه بدبینان تشکیل داده و به مسافرانی که قصد دارند به این شهر وارد شوند در مورد اینکه به چه منطقه‌ای سفر می‌کنند هشدار می‌دهند.

    پیش از ورود به این شهر تابلو‌هایی با رنگ زرد نصب شده که روی آن‌ها عبارت «آیا راهت را گم نکردی؟ اینجا پولانکا است» نوشته شده است.

    بر یکی دیگر از این تابلو‌ها هم نوشته شده است: «به پولانکا نزدیک می‌شوید. هنوز فرصت بازگشت دارید.»

    تامی رایالا مدیر اجرایی اتحادیه بدبینان شهر به بی‌بی‌سی می‌گوید: برخی از ما آرزو داریم با این تابلو‌ها تصادف کنیم و از دست آن‌ها راحت شویم، اما به هر روی بدبینی به شاخصه‌ای برای شهر پولانکا تبدیل شده است.

    این شاخصه باعث شد شهر، جشنواره بدبینی و یک برنامه موسیقی را میزبانی کند و صاحب فروشگاه اینترنتی‌ای شود که در آن ایده‌های بدبینی به شکلی طنزآمیز مطرح و ویدئو‌هایی در رابطه با بالاترین انواع بدبینی عرضه شود.

    جمعیت این شهر بسیار کوچک ۲۶۰۰ نفر است که ۳۷ درصد از آن‌ها بالای ۶۴ سال سن دارند.

    جمعیت این منطقه نسبت به دهه ۸۰ قرن گذشته نصف شده است.

  • شاید از این ستون به آن ستونِ «دارالفنون» فرجی شود…

    شاید از این ستون به آن ستونِ «دارالفنون» فرجی شود…

    به گزارش ایسنا، دارالفنون را امیرکبیر در زمان ناصرالدین‌شاه برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس کرد؛ در روز یکشنبه ششم دی‌ماه ۱۲۳۰ برابر با پنجم ربیع‌الاول ۱۲۶۸ هجری قمری، با حضور ناصرالدین‌شاه، آقاخان نوری – صدراعظم جدید – و گروهی از دانشمندان و معلم‌های ایرانی و اروپایی با ۳۰ نفر شاگرد به‌شکل رسمی گشایش یافت.

    از امید و آرزوهایی که امیرکبیر برای دارالفنون تازه تاسیس‌اش داشت و آن‌چه که این بنای تاریخی به آن رسید یا نه، که بگذریم، اما وضعیت امروز دارالفنون خود قصه‌ای طولانی است.

    هر چند سال‌ها بعد از افتتاح این مدرسه، یعنی بعد از انقلاب اسلامی طرح‌ها و ایده‌ها بودند که برای دارالفنون نیمه متروکه روی کاغذ می‌آمدند و حرف‌هایی که زده می‌شدند، اما دارالفنون هنوز گیج است از آن همه حرف و طرحِ اجرا نشده…

    درباره‌ی دادن کاربری مناسب، علی‌اصغر کوکاجویباری – رییس وقت پژوهشکده‌ی تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش و رییس مرکز دارالفنون – دوم اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۲ احیای دوباره‌ی این بنای تاریخی را نیازمند حمایت سازمان میراث فرهنگی کشور و سازمان‌های دیگر دانست و گفت: «دارالفنون» پس از مرمت به «موزه‌ آموزش و پرورش» تبدیل می‌شود تا در آن، وسایل و تجهیزات درسی و کمک‌درسی که سال‌های متمادی مورد استفاده بوده، به‌نمایش گذاشته شود.

    در ۱۵ بهمن‌ماه ۱۳۸۳، پس از این‌که رییس وقت شورای شهر تهران – مهدی چمران – از این مدرسه‌ی تاریخی دیدن کرد، این موضوع مطرح شد که در صحبت‌های پس از این بازدید، طرحی جدید برای کاربری مدرسه‌ی دارالفنون توسط مسوولان مطرح شده است تا این بنای تاریخی به‌عنوان «مرکز پژوهشی و تحقیقاتی تعلیم و تربیت و گنجینه اسناد و املاک آموزش و پرورش» تغییر کاربری یابد. با این وجود، چمران در کنار بحث‌های مطرح‌شده، پیشنهاد کرد که موزه‌ای کوچک درباره‌ی امیرکبیر به‌عنوان بانی این مدرسه، در کنار مدرسه ایجاد شود.

    حدود سه سال بعد، (۱۴ مردادماه ۱۳۸۶) نیز غلامعلی حداد عادل در نامه‌ای به رییس‌جمهور وقت – محمود احمدی‌نژاد – بازگشت دارالفنون به آموزش و پرورش را خواستار شد. او در نامه‌اش، این مدرسه را با «دبیرستان هانری چهارم» در شهر پاریس فرانسه مقایسه کرد که از قرن دوازدهم میلادی تا کنون به‌طور مستمر، نقش و هویت واحد خود را به‌عنوان یک مدرسه حفظ کرده است. او در نامه‌اش خواست تا دارالفنون از این نظر که نماد آموزش و پرورش جدید در کشور است، به دانش‌آموزان مستعد و کم‌بضاعت مناطق جنوبی تهران اختصاص داده شود، تا از آن برای توسعه‌ی عدالت آموزشی بیشترین استفاده شود.

    اما در اوایل بهمن‌ماه ۱۳۸۶، قائم‌مقام وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری – حمید بقایی – در بازدیدی که از دارالفنون داشت، حرف‌هایی درباره‌ی این بنای تاریخی زد تا تصمیم‌ها درباره‌ی این اثر در سطح رییس سازمان گرفته شود و حتی تمرکز روی مرمت اضطراری آن‌ هم به‌صورت محدود باشد.

    در آن دوران، به‌نظر می‌رسید توجه زیادی به این بنای تاریخی می‌شود، چون حدود یک‌ماه بعد، اسفندیار رحیم‌مشایی – رییس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری – در مراسم بزرگداشت دویستمین سالروز تولد امیرکبیر، از رییس‌جمهور که در آن مراسم حضور داشت، خواست تا در صورت امکان، دارالفنون به «مرکزی برای حضور و فعالیت نخبگان ایرانی» تبدیل شود.

    نمونه‌ی دیگر وعده‌هایی که مسوولان پیشین درباره‌ی دارالفنون دادند، سخنان بقایی به‌عنوان قائم‌مقام سازمان بود که اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۷ به خبرنگار ایسنا گفت: احکام هیئت راهبردی درباره‌ی دارالفنون صادر و مدیر جدید پروژه‌ی مرمت این بنا منصوب شده و اجرای کارهای مربوط به دارالفنون نیز به اداره‌ی آموزش و پرورش داده شده است.

    او آن زمان، درباره‌ی نوع کاربری این بنای تاریخی پس از مرمت و سامان‌دهی، اظهار کرد: اگر قرار بود، کاربری آن براساس نظر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری باشد، از دارالفنون به‌عنوان یک موزه یا یک مجموعه‌ی فرهنگی در تهران استفاده می‌شد؛ ولی از آنجا که بنا به آموزش و پرورش تعلق دارد، گویا از سوی این اداره، ایجاد یک مرکز مطالبات نخبگان در دستور کار است که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز زیاد با آن مخالف نیست.

    و اظهار نظرها ادامه داشتند تا ۱۸ آذرماه ۱۳۸۷ که بقایی با بیان این‌که هنوز تغییر کاربری مدرسه‌ی دارالفنون مشخص نشده است، گفت: آموزش و پرورش نظرهای مختلفی را مانند تبدیل این مجموعه به بنیاد نخبگان ارائه کرده است. ما هم به موزه شدن یا کاربری فرهنگی آن فکر می‌کنیم؛ اما در مجموع، هنوز به جمع‌بندی برای تغییر کاربری آن نرسیده‌ایم. البته این پرسش نیز مطرح است که وقتی کاربری مدرسه مشخص نیست، چطور می‌خواهیم طرح مطالعاتی مجموعه را انجام کنیم؟

    در آخرین روز سال ۱۳۸۷، رییس بنیاد ملی نخبگان – واعظ ‌زاده – درباره‌ی طرح تبدیل این مدرسه به خانه‌ی نخبگان نظری داد. او گفت: در یک سال گذشته، اساسنامه‌ی خانه‌ی نخبگان به تصویب هیئت امنای بنیاد ملی نخبگان رسیده و مقدمات راه‌اندازی این مرکز در دست تهیه است. امیدواریم با همکاری بیشتر وزارت آموزش و پرورش، این کار در ساختمان دارالفنون که به‌دستور رییس‌جمهور باید در اختیار بنیاد قرار گیرد، انجام شود.

    در فروردین‌ماه سال بعد نیز مدیر وقت حوزه‌ی ریاست پژوهشگاه وزارت آموزش و پرورش – علاءالدین‌ کیا – اعلام کرد: مدرسه‌ی تاریخی دارالفنون به «موزه‌ی تعلیم و تربیت» تبدیل می‌شود.

    در کنار این اظهار نظرها، بقایی از فروردین‌ماه ۱۳۸۸ پیگیری‌های خود را برای رسیدن به نتیجه درباره‌ی وضعیت بنای تاریخی که در آن زمان ۱۶۰ سال از عمرش می‌گذشت، آغاز کرد تا در این زمینه، بین مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و وزارت آموزش و پرورش تصمیم‌هایی گرفته شود.

    حضور محمدعلی نجفی – رییس پیشین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری – در ۳۱ شهریورماه ۱۳۹۲ یکی از آخرین بازدیدهایی بود که مسوولان سازمان میراث فرهنگی از این بنای تاریخی داشتند و آن را رسانه‌ای کردند. البته احمد مسجدجامعی – رییس پیشین شورای شهر تهران – در نهم اسفند همان‌سال  در قالب برنامه‌ی تهران‌گردی به این مدرسه رفت و پیشنهاد کرد که دارالفنون به موزه‌ی «تعلیم و آموزش» تبدیل شود.

    نجفی در آن بازدید، از ضرورت تشکیل یک کمیته‌ی فنی مشترک با هدف بررسی مشکلات و آغاز مرمت‌ها و در نهایت، دادن کاربری مناسب به این بنا سخن گفت.

    حرف تغییر دادن مسوولان دارالفنون هم جالب توجه است، ۲۹ آبان امسال مسعود بهرامی – رئیس مدرسه تاریخی دارالفنون –  با بیان اینکه اکنون در مرحله‌ای قرار داریم که مدرسه تاریخی دارالفنون در حال تبدیل به یک مجتمع فرهنگی، تربیتی و هویتی بر بستر تاریخی است و اکنون در این مسیر هستیم گفت: پیگیر بهبود بودجه و اعتبارات هستیم.

    و یک ماه بعد، در ۲۸ آذر – حجت‌الاسلام علی ذوعلم – رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی – با بیان اینکه به دنبال آن هستیم که دارالفنون به عنوان بنیادی ملی حتی در سطح فراملی به عنوان مرکز رشد و ارتقای علم و فناوری در جهان اسلام مطرح شود گفت: بخش‌های مختلفی برای این بنیاد پیش‌بینی شده است که از جمله آنها می‌توان به کتابخانه دارالفنون و گنجینه اسناد تعلیم و تربیت در ۱۸۰ سال گذشته اشاره کرد. در واقع دارالفنون به یک موزه تبدیل می‌شود که قطعا برای دانش آموزان، توریست‌ها و دیگر علاقه مندان جاذبه خواهد داشت.

    آماده حمایت‌های فنی برای تسریع مرمت و بازسازی مدرسه دارالفنون هستیم

    و اکنون یعنی حدود ۱۰ روز بعد،  پرهام جانفشان – مدیر کل میراث فرهنگی استان تهران – به بازدید از این بنای تاریخی رفت.

    او در کنار این قول و قرارهای یک جانبه‌ای که از سوی هر کدام از مسوولان گرفته می‌شود، گفت: این مدرسه تاریخی نماد و برند  آغاز نظام آموزشی مدرن در کشور است و همه‌ی دستگاه های فرهنگی و شهرداری باید در کنار هم کمک کنند تا مرمت دارالفنون هر چه زودتر به سرانجام برسد.

    این مدیر با بیان این‌که میراث فرهنگی برای تسریع روند پروژه مرمت مدرسه دارالفنون آماده هرگونه حمایت فنی و مشاوره‌ای به وزارت آموزش و پرورش است، افزود: تاریخ  و هویت نظام آموزشی در شهر تهران با مدرسه دارالفنون و نام امیرکبیر گره خورده است که می تواند برای گردشگران داخلی و خارجی بازدید از این مدرسه بسیار جذاب باشد.

    جانفشان با تقدیر از تصمیم مدیران آموزش و پرورش در بازدید عمومی و رایگان از این مدرسه اظهار کرد: دفاتر خدمات مسافرتی در تعریف تورهای تهرانگردی می‌توانند بازدید از مدرسه دارالفنون را در برنامه ریزی ها مد نظر داشته باشند. امروز کمترین کار ما در زنده نگه داشتن اقدامات امیر کبیر تلاش برای احیای مناسب مدرسه دارالفنون است.

    و باز هم دارالفنون ماند و حرف‌ها و طرح‌هایی که تا کنون فقط به زبان رانده شده‌اند، بدون اراده‌ای قوی برای اجرایی شدن‌اش.

    انتهای پیام

  • نخستین نیروی دریایی جهان را داریوش هخامنشی ایجاد کرد

    نخستین نیروی دریایی جهان را داریوش هخامنشی ایجاد کرد

    به گزارش ایسنا، به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، آوی باخنهایمر در نشست تخصصی دریانوردی در امپراتوری هخامنشی که به همت پژوهشکده باستان شناسی و دیگر ارگان‌های مرتبط دولتی برگزار شد، با تاکید بر اهمیت مطالعه روابط ایرانیان و منابع آبی در دوره هخامنشی بیان کرد: با وجود اسناد تاریخی و باستان شناسی درباره تعامل ایرانیان با منابع آبی ، کمتر به نوع و ماهیت آن پرداخته شده است.

    وی ادامه داد: در واقع هخامنشیان نه تنها به مدیریت و بهره‌برداری از منابع رو زمینی جهان اطراف خود مشغول بودند بلکه با فرستادن ناوگان‌های اطلاعاتی به کاوش در دریاهای اطراف خویش، رودخانه‌ها و اقیانوس‌ها نیز می‌پرداختند.

    او با تاکید بر اینکه نخستین نیروی دریایی ثابت جهان در دوران داریوش یکم هخامنشی تاسیس شده، گفت: هخامنشیان در دوران خود در یک کشاکش ژئوپولتیک گرفتار بوده‌اند که نقطه اتکا و ثقل آن دریانوردی در مدیترانه بوده است.

    وی افزود: در این دوران سه نیروی دریایی عظیم شامل یونانیان، فینیقی‌ها و مصریان عملا حکمرانی دریای مدیترانه را برعهده داشتند و چون برای هخامنشیان که روی زمین ارتش منظم و موفقی را تشکیل داده بودند، سیطره بر دریاها پر اهمیت محسوب شده، به همین دلیل پس از بازگشت خشایارشا از نبرد با یونانیان، سیاست آن‌ها در کنترل این سه نیروی دریایی همواره یکی از مهمترین جنبه‌های روابط خارجی این شاهنشاهی باستانی بوده است.

    محقق زبان شناسی خاور نزدیک موسسه مطالعات تاریخ و جامعه ایران باستان – استرالیا با اشاره به اینکه در دوران هخامنشیان بخش مهمی از منابع انسانی و مادی در ساحل دریاهای آزاد قرار داشت، گفت: منابع تاریخی به ما نشان می‌دهد که هخامنشیان تا چه حد بر مدیریت منابع آبی تاکید داشته و چگونه به کاوش در ساحل شرقی آفریقا و سواحل رودخانه سند پرداخته‌اند.

    وی به مطالعات صورت گرفته در مورد سکه‌شناسی در حوزه دریانوردی اشاره کرد و افزود: نقوش منقوش روی سکه‌ها به ما نشان می‌دهد که ناوگان هخامنشی از چه اجزایی تشکیل و چگونه سازماندهی شده است.

    باخنهایمر سرعت کشتی‌های دوران هخامنشی را بین ۴ تا ۱۴ کیلومتر تخمین زده و گفت: یکی از ابداعاتی که در ساخت کشتی در دوران هخامنشی اتفاق افتاده ساخت کشتی‌های سه ردیف پارویی بوده که در جنگ‌ها از سرعت و قابلیت دفاعی ویژه ای برخوردار بودند.

    انتهای پیام

  • تاسیس نخستین نیروی دریایی جهان در دوره داریوش هخامنشی

    تاسیس نخستین نیروی دریایی جهان در دوره داریوش هخامنشی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، آوی باخنهایمر در نشست تخصصی دریانوردی در امپراتوری هخامنشی که به همت پژوهشکده باستان شناسی و دیگر ارگان‌های مرتبط دولتی برگزار شد با تاکید بر اهمیت مطالعه روابط ایرانیان و منابع آبی در دوره هخامنشی تصریح کرد: با وجود اسناد تاریخی و باستان شناسی درباره تعامل ایرانیان با منابع آبی، کمتر به نوع و ماهیت آن پرداخته شده است.

    وی ادامه داد: در واقع هخامنشیان نه تنها به مدیریت و بهره برداری از منابع رو زمینی جهان اطراف خود مشغول بودند بلکه با فرستادن ناوگان‌های اطلاعاتی به کاوش در دریاهای اطراف خویش، رودخانه‌ها و اقیانوس‌ها نیز می‌پرداختند.

    باخنهایمر با تاکید بر اینکه نخستین نیروی دریایی ثابت جهان در دوران داریوش یکم هخامنشی تأسیس شده است گفت: هخامنشیان در دوران خود در یک کشاکش ژئوپولتیک گرفتار بوده اند که نقطه اتکا و ثقل آن دریانوردی در مدیترانه بوده است.

    وی افزود: در این دوران سه نیروی دریایی عظیم شامل یونانیان، فینیقی‌ها و مصریان عملاً حکمرانی دریای مدیترانه را برعهده داشتند و چون برای هخامنشیان که روی زمین ارتش منظم و موفقی را تشکیل داده بودند، سیطره بر دریاها پر اهمیت محسوب شده، به همین خاطر پس از بازگشت خشایارشا از نبرد با یونانیان، سیاست آنها در کنترل این سه نیروی دریایی همواره یکی از مهمترین جنبه‌های روابط خارجی این شاهنشاهی باستانی بوده است.

    محقق زبان شناسی خاور نزدیک مؤسسه مطالعات تاریخ و جامعه ایران باستان – استرالیا با اشاره به اینکه در دوران هخامنشیان بخش مهمی از منابع انسانی و مادی در ساحل دریاهای آزاد قرار داشته گفت: منابع تاریخی به ما نشان می‌دهد که هخامنشیان تا چه حد بر مدیریت منابع آبی تاکید داشته و چگونه به کاوش در ساحل شرقی آفریقا و سواحل رودخانه سند پرداخته اند.

    وی به مطالعات صورت گرفته در مورد سکه شناسی در حوزه دریانوردی اشاره کرد و افزود: نقوش منقوش بر روی سکه‌ها به ما نشان می‌دهد که ناوگان هخامنشی از چه اجزایی تشکیل و چگونه سازمان دهی شده است.

    باخنهایمر سرعت کشتی‌های دوران هخامنشی را بین ۴ تا ۱۴ کیلومتر تخمین زده و گفت: یکی از ابداعاتی که در ساخت کشتی در دوران هخامنشی اتفاق افتاده ساخت کشتی‌های ۳ ردیف پارویی بوده که در جنگ‌ها از سرعت و قابلیت دفاعی ویژه ای برخوردار بودند.

  • پایدار تا پای دار

    پایدار تا پای دار

    روزگار سیاهی بود، مجلس توسط محمد علی میرزا به توپ بسته شده بود و اعتراض تعدادی از مشروطه خواهان به سرکردگی ثقه‌الاسلام، شاه را دست به دامان روس‌ها کرده و اینگونه بود که تبریز در ۲۳ آذر ماه ۱۲۹۰ توسط قوای روس محاصره شد.

    روس‎ها از همان بدو ورود، شروع به بدرفتاری با مردم تبریز کردند و با افزایش فشار قوای روس، ۴۰ تن از مجاهدان به سمت دولت عثمانی رفتند، اما «ثقه‌الاسلام» با وجود فشارها، قرار را بر فرار ترجیح داد و معتقد بود مجتهد باید سنبل شجاعت باشد، حتی اگر ماندن به قیمت جانش تمام شود، می‎ماند، میرزا تسلیم نشد، او حاضر نبود پای نامه‎ای را که در آن نوشته شده بود «مشروطه‌چی‌ها آغازگر جنگ هستند» را امضا کند، مُهرش را هم شکست تا بعد از مرگش، کسی نتواند از آن سو استفاده کند و تا پای دار، پایداری کرد.

    دهم دی ماه ۱۲۹۰ هجری شمسی مصادف با ظهر عاشورا ۱۳۳۰ هجری قمری، هشت نفر از عالمان و مبارزان مشروطه که مخالف حضور قوای روس در تبریز بودند، به دار آویخته شدند. 

    یک پژوهشگر مسائل تاریخی با اشاره به حوادث دی ماه  1290 تبریز و به دار آویخته شدن چند تن از عالمان و بزرگان تبریز به دست قوای اجنبی روس در میدان مشق تبریز (دانشسرای کنونی) به ایسنا می‌گوید: دولت روس برای ترساندن تبریزی‌ها و جلوگیری از قیام از هشتم دی ماه شروع به اعدام بزرگان و مجاهدان تبریز از جمله ثقه‌الاسلام، صادق‌الملک، پسران علی موسیو، ضیاءالعلما و دایی او کرد. مستندات نشان می‌دهد که روس‌ها بعد از اعدام‌های روز عاشورا هم به کارشان ادامه داده و شروع به شناسایی بزرگان و عوامل تاثیرگذار در جریان انقلاب مشروطه یا انجمن تبریز کردند.

     کریم میمنت نژاد در این خصوص بیان می‌کند: به اعتقاد من از مدت‌ها قبل برای شناسایی و بررسی میزان نفوذ این افراد کار کرده بودند و این برنامه برای از کار انداختن موتور محرکه انقلاب تبریز، بعد از انتخاب «میلر» به عنوان کنسول روسیه اجرا شد.

    وی می‌گوید: اعدامی‌های ظهر عاشورای ۱۳۳۰ هجری قمری، یک روز قبل یعنی در روز تاسوعا دستگیر شده و در بازداشت موقت در باغشمال تبریز به سر می‌بردند، بی‌نتیجه بودن تلاش قوای روس برای گرفتن تاییدیه از دستگیرشدگان به اعدام ظهر عاشورا انجامید.

    این تبریز پژوه بیان می‌کند: برخلاف برخی نقل‌ها از این واقعه مبنی بر اعدام مجاهدان مشروطه در مقابل چشمان عزاداران، اعدامی‌ها با حضور ۶۰۰ نفر از نیروهای نظامی روسیه در میدان مشق تبریز که در آن برهه دروازه و دیوار داشت، به دار آویخته شدند و مردم بعد از وقوع حادثه در محل تجمع کردند و شاهد خود واقعه اعدام نبودند. تصویر معروف موجود از این واقعه، پس از وقوع حادثه ثبت شده است.

    او می‌گوید: چند ساعت پس از اتمام واقعه، درها به روی مردم باز شده و پیکر به دار آویخته شدگان پس از شکسته شدن مقاومت روس‌ها پایین کشیده و پیکر تعداد زیادی از آن‌ها در جوار مقبره  امام زاده سید حمزه (ع) دفن شد.

    او با بیان اینکه با توجه به اهمیت موضوع، قوای روس از انتقام تبریزی‌ها مطمئن بودند، می‌افزاید: اعدام مجاهدان و بزرگان بعد از ظهر عاشورا هم ادامه پیدا کرد و نزدیک به ۵۳ نفر از بزرگان تبریز در فاصله دو ماه پس از واقعه عاشورای ۱۳۳۰ به دار آویخته شدند، این‌ها کسانی بودند که پس از انتصاب «صمد خان شجاع‌الدوله» به عنوان حاکم تبریز، برخلاف کسانی که به دولت عثمانی پناهنده شدند، فرار نکردند، معتقد هستم کسانی که غریبانه و به طور فجیعی جانشان را از دست دادند، باید عزیز شمرده شوند و این در حالی است که شاید ما حتی نامشان را هم نمی‎دانیم.

    وی می‌گوید: ثقه‌الاسلام گفته بود که «اگر من هم فرار کنم، میر فتاح دوم خواهم بود»، از این رو او هم ماندن را ترجیح داد،- «میر فتاح» یک روحانی در زمان عباس میرزا بود که دروازه‌های تبریز را در جنگ میان ایران و روس به روی نظامیان روس باز کرد –  ثقه‌الاسلام ماند و مردم را با اجانب روس تنها نگذاشت.

    بر اساس این گزارش، محل دقیق به دارآویخته شدن میرزا علی تبریزی ملقب به ثقه‌الاسلام و همراهانش، سربازخانه تبریز (سالن اجتماعات ساختمان دانشسرا) است، بی‌توجهی به تاریخ در این میدان هم به چشم می‌خورد؛ چرا که هیچ خبری از نماد این واقعه یا عالمانی که در عاشورای ۱۳۳۰ قمری در نزدیکی میدان دانشسرا به دار آویخته شدند، نیست.

    گفته می‎شود، دانشگاه هنر موظف به ارائه طرحی به این منظور شامل یادمان‌ها، نقش برجسته‌ها و تندیس این واقعه شده است و با توجه به قرار گیری محل دقیق این واقعه در ایستگاه مترو کنونی، ارگان‌‎های متولی منتظر اتمام عملیات ایستگاه مترو و نصب یادمان هستند.

    جا دارد که ارگان‎های متولی، محل شهادت شهدای این واقعه را که طبق مستندات تاریخی، میدان‌های تبریز بوده است، شناسایی کرده و یاد و نام آن‌ها را با تندیس یا نمادی زنده نگه دارند.

    مسجدی تحت عنوان «مسجد ثقه‌الاسلام» در جوار مسجد صاحب‌الامر تبریز واقع شده است که این مسجد در جوار مسجد سلطنتی شاه طهماسب صفوی واقع در میدان صاحب‌الامر تبریز واقع بوده و توسط «میرزا شفیع» پدر بزرگ ثقه‌الاسلام تاسیس شده است، این مسجد در ابتدا به مسجد «شیخیان» معروف بوده و پدر بزرگ، پدر و خود ثقه‌الاسلام در آن نماز می‌خوانده‌اند.

    هر چند نام ثقه‌الاسلام در سر درب این مسجد به چشم می‌خورد، اما نام آن در فهرست آثار تغییر پیدا کرده است.

    مزار این مجاهد هم که از معدود مزارهای باقی مانده از آن دوره است، در وضعیت مناسبی قرار نداشته و با اجرای طرح توسعه مقبره‌الشعرا حصارکشی شده است، اما هنوز خبری از مرمت آن نبوده و راه برای ثبت تصاویر بسته بود.

    خانه این عالم دینی در خیابان چایکنار تبریز، مابین مقبره‌الشعرا و میدان صاحب‌الامر قرار دارد و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

    انتهای پیام

  • ثبت ۳ اثر ناملموس هرمزگان در فهرست آثار ملی کشور

    ثبت ۳ اثر ناملموس هرمزگان در فهرست آثار ملی کشور

    به گزارش خبرگزاری مهر، رضا برومند بیان داشت: این آثار شامل ساخت قایق شاشک، هنر ساخت اشتروک و سوند بافی است که لوح ثبت آثار پس از امضا مقام وزارت به استان ابلاغ خواهد شد.

    او افزود: هرمزگان علاوه بر بناهای تاریخی ثبت شده، همواره از طریق توانمندی‌های هنرمندان صنایع دستی در کشور شهرت داشته است.