برچسب: کارگردان

  • فیلم ضدایرانی نساخته‌ایم/ «مردن در آب مطهر» هم مخاطب دارد هم گیشه

    فیلم ضدایرانی نساخته‌ایم/ «مردن در آب مطهر» هم مخاطب دارد هم گیشه

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر» به کارگردانی نوید محمودی از آثار حاضر در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه ۱۷ بهمن ماه در پردیس ملت برگزار شد.

    در ابتدای این نشست نوید محمودی کارگردان افغانستانی تبار سینمای ایران گفت: خوشحالم که بعد از ۶ دوره باز هم در این جشنواره بودیم. اصولاً فیلم‌ها از دغدغه‌های‌مان می‌آید. ما سالیان سال مهاجر بوده‌ایم، نه در ایران بلکه در همه جای جهان؛ بنابراین به موضوعات مهاجران اشراف داریم.

    وی درباره اینکه چرا همیشه مشکلات مهاجران را در فیلم‌هایش به تصویر می‌کشد، عنوان کرد: احساس من این است که این موضوعات باعث ایجاد درام و جذاب‌تر شدن فیلم می‌شود ضمن اینکه نمونه موفق افغان‌ها در ایران ما دو نفر هستیم، همه فیلم‌های ما موفق بوده است، اتفاقاً جزو برنامه ما این است که سریالی در شبکه سه بسازیم که زندگی ۲ جوان افغان موفق را روایت می‌کند.

    جمشید محمودی درباره فروش فیلم گفت: امید ما یه گیشه زیاد نیست. این فیلم هم مثل فیلم‌های قبلی ماست ولی به هر حال مخاطب ما، فیلم را پیدا می‌کند اما حضور در جشنواره به فروش فیلم ما کمک می‌کند.

    افغانستان مجموعاً ۶ سالن سینما دارد

    نوید محمودی درباره اکران فیلم اظهار کرد: «مردن در آب مطهر» قرار است در افغانستان و تاجیکستان اکران شود اما نکته‌ای که وجود دارد این است که کلاً در افغانستان سینما وضعیت بدی دارد یعنی به طور کلی ۶ سینما بیشتر در آنجا نیست که آن ۶ سینما هم در دست تجار است و فیلم‌های هندی به نمایش می‌گذارند ولی چند مرکز فرهنگی وجود دارد که در آنجا اکران می‌کنیم.

    جمشید محمودی درباره شکست این فیلم در گیشه بیان کرد: ما آن‌قدری هزینه نمی‌کنیم که شکستمان بزرگ باشد، پروژه ما چند میلیاردی نیست چون پولش را نداریم و امیدواریم هزینه مان را برگردانیم.

    نوید محمودی درباره کمک بنیاد سینمایی فارابی بیان کرد: بنیاد فارابی یا هر نهاد دیگری که به فیلم‌ها کمک می‌کند روالشان این است که شما قصه را ارائه می‌کنید، شورایی در آنجا وجود دارد و آن شورا فیلمنامه شما را بررسی می‌کند و در نهایت چند فیلمنامه را برمی گزینند. اگر در فیلم شریک شوند هرآنچه که فیلم آورده مالی داشته باشد به اندازه سهمشان برمی‌دارند ضمن اینکه فیلم ما گران نبود. ما آدم‌هایی هستیم که به شدت کار می‌کنیم، سریال می‌سازیم، تیزر تبلیغاتی می‌سازیم و… به همین دلیل خیلی گرفتار مشکلات مالی نمی‌شویم ضمن اینکه در آثار ما بازیگران دستمزد خود را به نصف می‌رسانند.

    نوید محمودی درباره سوژه تغییر دین برای مهاجرت در این فیلم گفت: دغدغه فیلم هویت اعتقادی است. نکته‌ای که وجود دارد این است که کاراکتر حامد با خود این درگیری را دارد چون آمادگی تغییر دین را ندارد، شاید اگر این پیش فرض را داشت دچار این مشکل نمی‌شد. او فکر می‌کرد بازی خورده است.

    قاچاقچی انسان در همه جا بد است

    وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه فیلم ضد ایرانی است، بیان کرد: من در هشت سینما با مردم فیلم را دیده‌ام مخاطبان فکر نکرده‌اند مردم ایران در این فیلم بد هستند. من ۲ قاچاقچی را نشان دادم که در هر کجای دنیا چنین ویژگی‌ها را دارند در مهاجرت کسی با شما شوخی ندارد، فقط هدف رسیدن و مهاجرت است قاچاقچی انسان در همه جای دنیا بد است در همین فیلم پلیسی ایرانی پرونده یک افغانستانی را پیگیری می‌کند که غیرقانونی به ایران آمده است، یک زن ایرانی از دخترهای افغانستانی مراقبت می‌کند و… بنابراین ایران و ایرانی‌ها را بد نشان ندادیم.

    این کارگردان اظهار کرد: هر فیلمسازی وقتی فیلم خود را می‌سازد طبیعتاً به همه چیز فکر می‌کند همه به صادرات کارهایشان فکر می‌کنند. مهمترین چیزی که در فیلم به آن توجه می‌کنیم مخاطبان ماست. من فکر نمی‌کنم این فیلم در گیشه شکست می‌خورد. «چند متر مکعب عشق» در دوران خود بیش از یک میلیارد فروخت. بنابراین من احساس می‌کنم این فیلم می‌فروشد.

    کارگردان «چند متر مکعب عشق» در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا در تلویزیون درباره افغانستان‌ها فیلم سریال نمی‌سازد، توضیح داد: ما وقتی احساس می‌کنیم در تلویزیون مخاطبان ما میلیونی است به سراغ قصه جذاب می‌رویم شاید در تلویزیون ایران قصه افغان‌ها جذاب نباشد ولی در سینما فکر می‌کنیم مخاطب فیلم را انتخاب می‌کند.

    یادداشت کیوان کثیریان دلمان را شکست

    وی افزود: چندی پیش آقای کثیریان یادداشتی نوشتند، فکر می‌کنم از مطالب من در فضای مجازی نشأت می‌گیرد؛ چندماهی است اوضاع همه بد است همه ما برای این اتفاقات غصه داریم من در صفحه خودم مطلبی نوشتم احساس کردم همه این‌ها باعث شده ایشان چنین واکنشی داشته باشند، این واکنش برای ما جذاب و دوست داشتنی نبود و دلمان را شکست. این یادداشت فقط به خاطر این بود که آقای کثیریان با ما کار داشت نه با فیلم. فکر می‌کنم اگر فیلم را نقد کنند بهتر است.

    محمودی در بخش دیگر از صحبت‌هایش بیان کرد: وقتی شما مهاجر باشید به کشوری مثل سوئیس، اتریش و … می‌روید شاخک‌هایتان حساس می‌شود که مردم چه شکلی هستند وقتی وضعیت افغانستانی‌ها و ایرانی‌ها را در آنجا می‌بینید متوجه می‌شوید به لحاظ روحی چقدر وضعیت بدی دارند.

    وی درباره لهجه‌ها در فیلم هم گفت: یکی از سخت‌ترین کارها تمرین روی لهجه بازیگران است.

    ندا جبرییلی بازیگر این اثر اظهار کرد: این دومین فیلمی بود که با آقای محمودی کار می‌کردم من معلمی داشتم که روی زبان من کار می‌کرد و من آن را تمرین می‌کردم. این نقش از من دور بود و دوست داشتم آن را بازی کنم.

    نوید محمودی درباره مهاجرت افغانستانی‌ها اظهار کرد: یک افغانستانی به سادگی در ماشینی جا به جا می‌شود و به ایران می‌آید من با دوستی پلیسی صحبت می‌کردم به من گفت در سال‌های که سوریه دچار جنگ بود و آلمان پذیرای جنگ زده‌ها بود، به سربازمان گفتیم وقتی می‌بینید یک افغانستانی در مرز به ارومیه می‌رود و قصد دارد از مرز خارج شود او را نبینید و بگذارید بروند.

    جمشید محمودی درباره اکران «مردن در آب مطهر» در «هنر و تجربه» توضیح داد: تلاش می‌کنیم اکران عمومی کنیم اگر نشد با «هنر و تجربه» مشکل نداریم و قبلاً هم تجربه اش کردیم.

    نوید محمودی در همین باره اظهار کرد: من فکر می‌کنم فیلم سرپایی است و قصه دارد و بازیگران با همه وجود خود در اختیار فیلم بودند همیشه از کسانی که با ما کار می‌کنند.

    وی درباره حضور فیلم در بخش «سودای سیمرغ» جشنواره فیلم فجر، هم گفت: تشکر می‌کنم چون ما را انتخاب می‌کنند در حالی که می‌توانستند انتخاب نکنند.

    متین حیدری‌نیا از بازیگران این فیلم درباره فاصله اش از دنیای بازیگری عنوان کرد: به دلایل شخصی دوست داشتم از بازیگری فاصله بگیرم. به طور کلی بچه‌هایی که در بچگی خود بازیگری را تجربه می‌کنند، بعد از مدتی از یادها می‌روند و کسی نمی‌گوید این آدم‌ها کجا می‌روند. از آقای محمودی ممنونم که این نقش سخت را به من دادند ضمن اینکه من ترجیح می‌دهم با حساسیت و انرژی بیشتری کارهایم را انتخاب کنم.

    محمودی درباره واقعیت مهاجرت بیان کرد: واقعیت مهاجرت همین است البته سعی کردیم از اغراق هم کمک کنیم که جزوی از سینماست. به طور کلی شما در سینما سعی می‌کنیم چیزی که قصه ما را پیش می‌برد استفاده کنیم.

    سوگل خلیق بازیگر درباره حضورش این فیلم مطرح کرد: در مرحله اول من به آقایان محمودی نه نمی‌گویم و از هر شکل و اندازه همکاری با آنها استقبال می‌کنم. همین اندازه نقش را تا حالا تجربه نکرده بودم و برایم چالش دوست داشتنی بود. برای من تجربه سخت و شیرینی بود و خوشحالم که بازی کردم.

    یکی از مهمترین مسائل مهاجران افغان در ایران «هویت» است

    نوید محمودی در ادامه اظهار کرد: همسرم ایرانی است و دختری به نام رونا دارم که نام آن را از نام مادر خدابیامرزم برداشته‌ام. یکی از مهمترین مسائل مهاجران افغانستانی بحث هویت است تا چند سال پیش اگر شما حتی مادر ایرانی و همسر خارجی داشتید و اتفاقاً قانونی ازدواج می‌کردید و اقامت قانونی هم داشتید به بچه شما شناسنامه نمی‌دادند. برای مثال دختر من شناسنامه ندارد اتفاقاً دوست داشتم چنین فیلی را بسازم ولی فکر کردم قصه دخترم را می‌نویسم و ننوشتم.

    نوید محمودی درباره بدبختی‌های افغانستانی‌ها گفت: برای مهاجرت چیزی غیر از این نمی‌شود تصویر کرد. در همین فیلم من عمویی دارم که ایشان بعد از ۲۴ سال زندگی در ایران چون شناسنامه نداشت تصمیم گرفت از ایران به افغانستان برود. ایشان در ایران خانه و ماشین داشت ولی به نام خودش نبود همه چیز را به نصف قیمت فروخت ولی او هم به همین روش غیرقانونی رفت.

    علی شادمان بازیگر این فیلم بیان کرد: من به مدت ده روز هفت ساعت ریز به ریز دیالوگ‌ها را تمرین کردم ضمن اینکه کارگردان ما هم افغانستانی بود.

    نوید محمودی اظهار کرد: با لهجه صحبت کردن بسیار سخت است اما این بچه‌ها، به معنی واقعی لهجه را درست می‌گویند. ما اگر می‌پذیریم که یک بازگیر ایرانی جای افغانستانی صحبت کند یعنی این چالش را پذیرفتیم ضمن اینکه آنها این کار را بی نظیر انجام دادند. البته ما خودمان هم می‌ترسیم لهجه‌ها را تأیید کنیم چون فکر می‌کنیم مدت زیادی در ایران بودیم و لهجه یادمان رفته به همین دلیل یک معلم دیگر آوردیم.

    وی در بخش دیگر از صحبت‌هایش بیان کرد: همین که ما اینجا نشستیم و حرف می‌زنیم یعنی ایران بد نیست.

    طرحی برای ساخت سریال درباره مدافعان حرم افغانستانی دارم

    نوید محمودی درباره اینکه چرا درباره مدافعان حرم افغانستانی فیلمی نمی‌سازد مطرح کرد: اتفاقاً من طرحی به نام «ناگفته ها» برای تلویزیون نوشته بودم. مهاجران افغان در ایران به دلیل چهار دهه حضور در ایران جزو ایران هستند آنها نسلی جدیدی هستند که در ایران پرورش پیدا کردند نباید به افغان‌ها به چشم کارگر بینیم بلکه آنها تأثیرگذار هم هستند. همانطور که گفتم دخترم شناسنامه ندارد، او نه سال دارد ولی نمی‌توانم کاری کنم تا شناسنامه داشته باشد با این وجود ما آنقدر در هم تنیده شده‌ایم که وقتی هواپیمایی ایرانی سقوط می‌کند در آن چند افغانستانی هم فوت می‌کنند بنابراین باید واقعیت‌ها را دید.

    وی درباره نشان دادن قوم‌ها در این فیلم عنوان کرد: یک مسأله در افغانستان است که باعث می‌شود این کشور هیچوقت درست نشود و آن انگشت گذاشتن روی قومیت‌هاست.

    محمودی درباره سهم مشارکت فارابی بیان کرد: ۲۷ درصد از سرمایه‌گذاری فیلم را به عهده فارابی بوده است.

    وی در پایان گفت: سینمای ایران با لطف با ما همراه بوده است امیدوارم برای بچه‌های فیلم ما همان اتفاقی بیفتد که بعد از حضور در فیلم ما برای ساعد سهیلی رخ داد.

  • قهرمان «روز صفر» چقدر ایرانی است؟/ قرائت هالیوودی از امنیت ملی

    قهرمان «روز صفر» چقدر ایرانی است؟/ قرائت هالیوودی از امنیت ملی

    به گزارش خبرنگار مهر، مریم کثیری کارشناس ارشد رسانه در یادداشتی با عنوان «ابرقهرمان ایرانی» به بررسی نقاط ضعف و قوت فیلم سینمایی «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان پرداخته است.

    متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانید؛

    پسرک برای دین خدا کمربندی انتحاری می‌بندد و حالا در تقابل عاطفه و دین، قهرمان داستان عشق به خواهر را جایگزین عشق به خدا می‌کند تا از فاجعه‌ای جلوگیری کند؛این روح تمام قصه است…

    «روز صفر» فیلمی خوش ساخت و گران‌قیمت است برای خلق یک «ابرقهرمان ملی». قهرمانی که فقط سرباز وطن است فارغ از همه ایدئولوژی‌هایش، به نحوی که اگر نام ایران را از روی این شخصیت برداریم، می‌تواند قهرمان ملی هر کشور دیگری باشد که سعی می‌کند با تروریست مبارزه کند و از کشته شدن هموطنانش جلوگیری کند؛ او یک ابرقهرمان سکولار است که به جدال با یک ایدئولوژی می‌پردازد.

    حتی در سکانس‌هایی از فیلم این جدال فراتر می‌رود و به یک جدال شخصی بین نماد خیر و شر مبدل می‌شود؛ قرائتی هالیوودی از یک عملیات امنیت ملی موفق.

    فیلم در نهایت فیلم با سکانسی تمام می‌شود که وصله ناجوری است که هیچ سنخیتی با روند فیلم ندارد. مونولوگی گل‌درشت و شعارزده از آرزوی مرگ ابرقهرمان داستان در دل وطن برای امنیت هموطنانش…این فیلم یک پروپاگانداست، یک پروپاگاندا که به واسطه خلق لحظه‌های پرهیجان و اکشن ولی نهچندان نفس‌گیر، لوکیشن‌های متعدد فیلمبرداری و ضرب آهنگ موسیقی سعی می‌کند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد و تا حدی نیز موفق است. اما مخاطب نمی‌تواند با شخصیت‌های این داستان ارتباط برقرار کند. نه بدمن داستان آنقدر بزرگ و رعب‌آور است که شکست دادنش کار سختی به نظر بیایید و نه آنکه ابرقهرمان هالیوودی داستان آنقدر ملموس و عینی است که مخاطب نگران از دست دادنش باشد و حتی اگر هم بمیرد باعث تاثر مخاطب نمی‌شود.

    هرچند که امیر جدیدی بازی درخشانی از خود نشان داده است اما شخصیت‌پردازی ضعیف فیلمنامه را نمی‌تواند با بازی خوبش جبران کند.

    بازی خوب و حساب شده امیر جدیدی در مقابل بازی ضعیف ساعد سهیلی و شخصیت پردازی دور از واقعیت عبدالمالک ریگی به‌عنوان رهبر یک تشکیلات تروریستی به مخاطب تعریفی اغراق‌آمیز از امنیت ملی نشان می‌دهد وهمین باعث می‌شود ثمره این فیلم در مخاطب چیزی غیر از احساس غرور و عزت ملی باشد. 

    این فیلم در نهایت فیلم با سکانسی تمام می‌شود که وصله ناجوری است که هیچ سنخیتی با روند فیلم ندارد. مونولوگی گل‌درشت و شعارزده از آرزوی مرگ ابرقهرمان داستان در دل وطن برای امنیت هموطنانش…!

    اما در تکنیک باید اذعان کنیم که از همان ابتدا مخاطب با یک تیم حرفه‌ای در فیلمسازی مواجه است. قاب‌بندی‌های دقیق، طراحی لباس، تدوین، صدا گذاری، چهره پردازی، جلوه‌های ویژه و بازی حرفه‌ای امیر جدیدی از نقاط قوت این فیلم است.

    با تمام این نکات فیلم دارای ریتم تند با صحنه‌هایی اکشن و قابل قبول است که لحظه‌ای مخاطب را رها نمی‌کند و به خاطر همین نقاط قوت است که انتظار می‌رود مورد استقبال از جانب مخاطبانش در اکران عمومی هم قرار بگیرد.

  • «مردن در آب مطهر»از هویت اعتقادی مهاجران می‌گوید/نجات با«مهربانی»

    «مردن در آب مطهر»از هویت اعتقادی مهاجران می‌گوید/نجات با«مهربانی»

    نوید محمودی کارگردان فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر» که تهیه‌کنندگی آن را جمشید محمودی برعهده دارد، درباره تفاوت این فیلم با دیگر آثار مشترکش با برادرش توضیح داد: مهمترین تفاوتی که «مردن در آب مطهر» با دیگر آثار ما دارد، این است که دغدغه‌های امروز مهاجرین را نمایش می‌دهد. مهاجرینی که از افغانستان مسیر ایران را برای رسیدن به اروپا انتخاب می‌کنند.

    این تهیه‌کننده و کارگردان سینما بیان کرد: در این فیلم به سختی‌ها و گرفتاری‌هایی که برای رسیدن به اروپا مهاجران تحمل می‌کنند اشاره شده است که یکی از مهمترین گرفتاری‌های مهاجرات بحث پذیرفته شدن آنها در اروپا است. اینکه مهاجران برای مهاجرت به اروپا چه شرایطی را می‌پذیرند بسیار مهم است و در این فیلم نیز به آن اشاره شده است.

    وی تاکید کرد: «مردن در آب مطهر» درواقع درباره هویت اعتقادی مهاجران است که برای مهاجرت به کشوری دیگر با چه سختی‌هایی مواجه می‌شوند.

    این کارگردان سینما توضحی داد: ایده ساخت «مردن در آب مطهر» در سفری که به اروپا داشتم به ذهنم رسید، در واقع در آن سفر با فردی مواجه شدم که برای زندگی در اروپا شرطی را پذیرفته بود که این امر زندگی‌اش را بی‌هویت کرده بود. بعد از آشنایی با این فرد، تصمیم گرفتم که فیلمی با این موضوع بسازم و چند سال بعد از این دیدار، قصه ایی را طراح کردم که بخش از قصه از آن فرد وام گرفتم.

    محمودی گفت: تاکید کردم که در روبرو شدن با مهارجران چه ایرانی‌ها و چه افغان‌ها به مسائلی دست پیدا کردم که این مسائل را در فیلمنامه خود وارد کردم.

    وی درباره انتخاب بازیگران این فیلم سینمایی بیان کرد: انتخاب بازیگران در فیلم‌های ما این گونه است که هنگام نوشتن فیلمنامه سعی می‌کنیم از بازیگرانی استفاده کنیم که نزدیک‌ترین حالت را به کارکتر فیلم داشته باشد. به عنوان مثال وقتی شخصیت سهراب را نوشتم نزدیک‌ترین بازیگر به شخصیت سهراب را علی شادمان دانستم و معتقد بودم که می‌تواند بهترین گزینه باشد.

    تهیه کننده فیلم سینمایی «شکستن همزمان بیست استخوان» ادامه داد: برای شخصیت ستاره نیز باید بگویم که ندا جبرئیلی بهترین گزینه برای این نقش بود، در واقع این بازیگر پیش از این نقش یک دختر افغان را بازی کرده بود براساس شناختی و همکاری که با این هنرمند داشتم وی را برای بازی در این فیلم انتخاب کردم.

    وی بیان کرد: مهمترین چیزی که درباره مهاجرت و مهاجران وجود دارد این است که مهاجران هیچ وقت برای مهاجرت به کشور دیگر وقتی از یک کشور دیگر می‌گذرند در پایتخت آن کشور ساکن نمی‌شوند و بیشتر در حومه شهر حضور دارند، به همین دلیل لوکیشن‌های این فیلم نیز در جاده خاوران انتخاب شده است.

    کارگردان فیلم «مردن در آب مطهر» درباره ادامه راه فیلمسازی با موضوع افغان‌ها توضیح داد: تا زمانی که در ذهن من و برادرم قصه‌های جذاب شکل بگیرد ساخت چنین فیلم‌هایی را ادامه می‌دهیم، اما قرار نیست همه تولیدات ما با موضوع مهاجران افغان باشد، به طوری که جمشید محمودی در حال حاضر مشغول نوشتن یک فیلمنامه است که هیچ ربطی به مهاجران افغان ندارد.

    وی توضیح داد: جایی که احساس کنیم حرفی برای گفتن و قصه‌ای برای ساختن وجود دارد، سراغ آن می‌رویم در غیر این صورت هیچ اصراری برای ساخت این فیلم‌ها نداریم.

    این تهیه کننده سینما بیان کرد: «مردن در آب مطهر» درباره عشقی است که در فیلم روایت می‌شود، عشقی که در همین مهاجرت زنده می‌شود و جان می‌گیرد و ادامه پیدا می‌کند. دغدغه بسیار مهم یک آدم در مسیر انتخاب است آدمی که آسایش را برای خود انتخاب می‌کند و یا در مسیر عشق و دلداگی قدم برمی دارد. فکر می‌کنم که این فیلم یک عاشقانه جذاب برای مخاطب است و مخاطب با این عشق هم مسیر و همراه می‌شود.

    وی توضیح داد: تاکید می‌کنم که این فیلم یک داستان عاشقانه دارد که در بستر آن مهاجرت روایت می‌شود.

    محمودی در پایان گفت: انسان بودن در هر شرایط و هر اقلیمی دغدغه بزرگ فیلم است، تاکید بزرگی بر انسان بودن دارد و اینکه مهربانی نجات دهنده امروز جهان است، معتقدم با کینه دنیا به جایی نمی‌رسد و معتقدم هرچه قدر مهربان تر باشیم جهان زیباتری داریم، این فیلم تمام آنچه که مخاطب یادآوری می‌کند، انسان بودن است.

  • آیین‌نامه فجر برای همه فیلمسازان نیست!/ دلارهای خرد در «کشتارگاه»

    آیین‌نامه فجر برای همه فیلمسازان نیست!/ دلارهای خرد در «کشتارگاه»

    نشست خبری فیلم سینمایی کشتارگاه به کارگردانی عباس امینی ظهر امروز پنجشنبه ۱۷ بهمن ماه با حضور کارگردان و عوامل فیلم در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.

    در ابتدای این نشست عباس امینی کارگردان این فیلم گفت: در کار قبلی تصمیم گرفتیم یک فیلم با موضوع اجتماعی داشته باشد، در این میان دلار موضوع روز بود و تصمیم گرفتیم این سوژه را انتخاب کنیم.

    امینی ادامه داد: البته می‌دانیم مجرای دلار در ایران دولتی است، به همین دلیل تصمیم گرفتم درباره دلارهای خرد، فیلم بسازیم و در این زمینه تحقیقات لازم انجام شد و به مسئله قاچاق گوشت رسیدیم.

    جواد نوروز بیگی نیز درباره کران فیلم بیان کرد: در مرحله  فیلمبرداری قرارداد اکران را با یکی از شرکت های پخش بستیم و برای اکران خوب برنامه ریزی های لازم را انجام می دهیم. درباره علت ساخت این فیلم باید بگویم قصه فیلم را دوست داشتم.

    عباس امینی در ادامه این نشست گفت: در کنار بازیگران حرفه ای این فیلم از جمله باران کوثری، حسن پورشیرازی، امیرحسین فتحی و مانی حقیقی این فیلم ساخته شد. به فروش هم فکر کردم. در واقع هر کارگردانی به دنبال دیده شدن فیلم خود است و من از ابتدا تا انتها به مخاطب فکر می کنم و می خواهم در هر سنی فیلمم را دوست داشته باشند.

    باران کوثری در واکنش به انتقادها از اینکه چرا از بازیگران چهره در فیلم‌های هنری استفاده می‌شود، گفت: نگاه این چنینی به بازیگر از شکل فیگور که تنها به فروش فیلم کمک می‌کند، کمی بی‌انصافی است. چراکه ممکن است نقشی در کار وجود داشته باشد که کارگردان حس کند آن را باید یک بازیگر حرفه‌ای بازی کند چون یک نابازیگر از پس آن بر نمی‌آید.

    امینی در پاسخ به این پرسش که چرا در فیلم چهارم با فیلم اولی‌ها رقابت می‌کند، توضیح داد: ما در جشنواره شاهدیم که برخی اتفاقات برای فیلمسازان بزرگ کاملا متفاوت با بقیه است و آیین‌نامه برای آن‌ها رعایت نمی‌شود. به عنوان مثال ما به شدت بحث داشتیم که سانس فیلم را به خاطر همزمانی با بازی دربی عوض کنیم اما به ما گفتند که بر اساس آیین‌نامه نمی‌شود. اما در مقابل شاهدیم که فیلمسازان دیگری می‌توانند فیلم خود را در سانس دلخواه به نمایش بگذارند.

    وی افزود: به شخصه خودم هم نمی‌دانم که چرا اصرار داشتند که فیلم اولی باشم. در آیین‌نامه سازمان سینمایی یک قانون آمده و در آیین‌نامه ارشاد قانون دیگری آمده که به شخصه از آن سر در نمی‌آورم اما براساس آن من را فیلم اولی حساب کرده‌اند.

    امیرحسین فتحی بیان کرد: وقتی فیلم شروع شد درباره نقش صحبت کردیم و من هم سعی کردم به نقش نزدیک شوم. 

    وی درباره احتمال همکاری دوباره با پدرش حسن فتحی هم توضیح داد: افتخار میکنم در کارهای پدرم بازی کردم و می‌خواهم آن را دوباره تجربه کنم.

  • ۸ فیلم برتر آرای مردمی «فجر۳۸» اعلام شد/بازماندن «خروج» حاتمی‌کیا

    ۸ فیلم برتر آرای مردمی «فجر۳۸» اعلام شد/بازماندن «خروج» حاتمی‌کیا

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره، نتیجه شمارش آرای فیلم‌های نمایش داده شده در روز پنجم جشنواره فیلم فجر ۱۶ بهمن ماه توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر اعلام شد.

    فیلم‌های «آبادان یازده ۶۰»، «دوزیست»، «شنای پروانه»، «روز بلوا»، «مغز استخوان»، «خوب، بد، جلف۲»، «درخت گردو»، «روز صفر» ۸ فیلم برتر آرای تماشاگران سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر تا روز ۱۶ بهمن ماه اعلام شده است.

    روز گذشته «خروج» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا در این فهرست قرار داشت که حذف شد.

    فهرست فیلم‌ها بدون اولویت و براساس حروف الفبا است.

  • انتشار نخستین تیزر فیلم سینمایی «روز صفر»

    انتشار نخستین تیزر فیلم سینمایی «روز صفر»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانه ای پروژه، نخستین ساخته سینمایی سعید ملکان یک اکشن ضدامنیتی ملی و روایتی متفاوت از یک اتفاق ملتهب معاصر است.

    این فیلم شب گذشته در پنجمین روز از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با استقبال پرشور مخاطبان به ۵ سانس فوق العاده رسید و هم اکنون در میان آثار برتر آرای تماشاگران قرار دارد.

    امیر جدیدی، تینو صالحی، محمدرضا مالکی، مهدی قربانی، رضا خدادادبیگی، محمدعلی راجپوت، ابوالفضل صفاری، حمیدرضا سلیمانی راد، میلاد یزدانی، امین گلستانه، سینا شفیعی، ابراهیم برزیده، مژگان مخبرثابت، نوید کریم زاده، علی اصغر صبوری راد، محمد داغری، محمدرضا طهیری و با حضور ساعد سهیلی ترکیب بازیگران «روز صفر» را تشکیل می‌دهند.

    ترکیب کامل عوامل «روز صفر» عبارتست از:

    تهیه کننده و کارگردان: سعید ملکان، فیلمنامه: بهرام توکلی، سعید ملکان، مشاور کارگردان: بهرام توکلی، مشاور فیلمنامه: مرتضی اصفهانی، مدیر فیلمبرداری: علی قاضی، تدوین: میثم مولایی، مدیر تولید: کیومرث ‌عباسی نوده، طراحی و ترکیب صدا: امیرحسین قاسمی، مدیر صدابرداری: رشید دانشمند، طراح چهره پردازی: سعید ملکان، موسیقی: افشین عزیزی، مشاور پروژه: مرتضی اصفهانی، طراح صحنه: سهیل دانش اشراقی، طراح لباس: امیر ملک پور، طراح جلوه‌های ویژه بصری: رضا میثاقی، محسن خیرآبادی، طراح جلوه‌های ویژه میدانی: محسن روزبهانی، دستیار اول کارگردان: علی مردانه، علیرضا ناصربخت، برنامه ریز: نوید کریم زاده، مجید عبدی، منشی صحنه: پوریا کاظمی فرد، عکاس: محمد بدرلو، مشاور رسانه‌ای: هادی فیروزمندی، مجری و طراح بدلکاری: ارشا اقدسی، علیرضا فتحی.

    ساخت تیزر فیلم سینمایی «روز صفر» را محمد واحد بر عهده داشته است.

  • نیمه نخست «فجر ۳۸» چگونه گذشت؟/ سمفونی امیدها و ناامیدی‌ها!

    نیمه نخست «فجر ۳۸» چگونه گذشت؟/ سمفونی امیدها و ناامیدی‌ها!

    خبرگزاری مهر -گروه هنر: «مهر سیمرغ» عنوان بسته خبری-تحلیلی روزانه‌ای است که به مرور متن و حاشیه سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر می‌پردازد.

    هر روز صبح می‌توانید با «مهر سیمرغ ۳۸» در جریان آخرین تحولات بزرگ‌ترین رویداد سینمایی کشور قرار بگیرید.

    امروز پنجشنبه ۱۷ بهمن‌ماه و هم‌زمان با ششمین روز اکران فیلم‌های سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر، با شماره ششم «مهر سیمرغ ۳۸» همراه شوید.

    چهره روز؛ مجید مجیدی

    اینکه چهره معتبری همچون مجید مجیدی در سلسله گزارش‌های مرتبط با مهمترین رویداد سینمایی کشور، تبدیل به «چهره روز» شود، اصلاً اتفاق غیرمنتظره‌ای نیست اما ای کاش این انتخاب را نه در شرایط فعلی که به بهانه درخشش «خورشید» و روایت بازخوردهای رونمایی از تازه‌ترین ساخته سینمایی او انجام می‌دادیم؛ کدام شرایط؟ بخوانید..

    فیلم سینمایی «خورشید» ساخته مجید مجیدی، پیش از رونمایی تبدیل به مورد خاص، عجیب و تأسف‌برانگیز سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر شده است؛ فیلمی که منتظر بودیم، ۱۲ سال پس از حضور «آواز گنجشک‌ها»، آن را بهانه نوشتن از اهمیت بازگشت یک فیلمساز مهم به جشنواره فجر قرار دهیم و البته پس از رونمایی به بحث و بررسی درباره «متن» آن بپردازیم، اما با بی‌تدبیری و عملکرد غیرشفاف دبیرخانه جشنواره، تبدیل به یک «حاشیه» برای «فجر ۳۸» شده است!

    اصرار به پذیرش فیلم ناتمام مجید مجیدی برای حضور در جدول اکران جشنواره سی‌وهشتم، عدم اطلاع‌رسانی شفاف درباره دلایل تأخیر در رونمایی از فیلم در سینماهای مردمی، انتشار اطلاعیه‌ای مبهم درباره راه پیدا کردن فیلم «پسرکشی» به‌عنوان اولین فیلم رزروی هیأت انتخاب و همزمان اعلام آمادگی برای اکران فیلم مجیدی به محض «آماده شدن» و بالاخره سکوت در برابر اطلاع‌رسانی مجازی درباره رسیدن فیلم به جشنواره و رونمایی در سینماهای مردمی به‌وضوح نشان‌دهنده فرآیندی است که بیش از هر چیز دیگر فیلم مهم یکی از فیلمسازان معتبر را قربانی فضاسازی رسانه‌ای مدیران فجر کرده است!

    برخلاف اطلاع‌رسانی روز گذشته، فیلم مجید مجیدی شب گذشته هم به اکران در سینماهای مردمی نرسید و همچنان در سئانس‌های این فیلم، فیلم «پسرکشی» روی پرده می‌رود. همزمان با این اتفاق روابط عمومی فیلم «خورشید» هم روز گذشته از مخاطبان جشنواره‌ای که به امید تماشای این فیلم یکی از سری‌بلیت‌های ۱۰ روزه جشنواره فجر را خریداری کرده بودند، خواست تا سری بلیت خود را حفظ کنند و تا در زمانی که «متعاقباً اعلام می‌شود» با همان بلیت‌ها بتوانند به تماشای فیلم بنشینند.

    فارغ از اطلاع‌رسانی ناقص و عملکرد غیرشفاف مسئولان جشنواره فیلم فجر اما سکوت مجید مجیدی به‌عنوان نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان «خورشید» در قبال این اتفاق هم به حواشی دامن زده است. کارگردانی که همین هفته گذشته به‌واسطه اطلاع‌رسانی ناقص یک رسانه چینی، ناگزیر به تکذیب یک خبر درباره انگیزه‌اش برای ساخت فیلمی درباره «کرونا» شد، اما گویی هنوز رسانه‌های داخلی را محرم نمی‌داند و فارغ از بازی رسانه‌ای مدیران جشنواره، پاسخ این سوالات را شفاف اعلام نمی‌کند؛ بالاخره «خورشید» به جشنواره فجر سی‌وهشتم می‌رسد؟ اگر فیلم آماده نبوده، چه کسی اصرار به پذیرش فراقانونی آن در بخش اصلی جشنواره داشته است؟ با توجه به از دست رفتن فرصت حضور این فیلم در رأی‌گیری آرای مردمی و غیرقانونی بودن داوری آن از سوی هیأت داوران به‌واسطه ۲۳ فیلمه شدن، آثار بخش «سودای سیمرغ»، چه اصراری به «رساندن» فیلم به نیمه دوم جشنواره است؟

    فیلم روز؛ روز بلوا

    «فساد اقتصادی» احتمالاً یکی از داغ‌ترین سوژه‌هایی است که در فیلم‌های امسال جشنواره فیلم فجر می‌توانست موردتوجه مخاطبان قرار بگیرد. «روز بلوا» به کارگردانی بهروز شعیبی و از محصولات سازمان سینمایی «اوج» یکی از شاخص‌ترین فیلم‌هایی بود که می‌دانستیم قرار است با همین سوژه روی پرده برود و همین اندازه هم کافی بود تا برای رونمایی از آن کنجکاو باشیم.

    فیلم روایت یک روحانی استاد دانشگاه است که در کنار فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی، دستی هم برآتش اقتصاد دارد. ایراد یک اتهام از سوی مراجع قضائی این روحانی مشهور را با چالش‌هایی اساسی مواجه می‌کند و فیلم در واقع روایت عبور این کاراکتر اصلی از دامنه این چالش‌ها و حواشی است.

    بهروز شعیبی که با اولین تجربه کارگردانی‌اش در سینما یعنی «دهلیز» موردتحسین قرار گرفته بود، در ادامه راه «سیانور» و «دارکوب» را در دوفضای کاملاً متفاوت از تجربه نخستش کارگردانی کرد تا ثابت کند اهل تجربه کردن و حتی ریسک است.

    «روز بلوا» چالش تازه‌ای برای این کارگردان جوان بود اما براساس بازخورد اصحاب رسانه پس از رونمایی از این فیلم در پردیس سینمایی ملت، به نظر می‌رسد نتوانسته است از این چالش با موفقیت کامل عبور کند.

    فیلم «روز بلوا» مانند چند فیلم دیگر جشنواره سی‌وهشتم، برخلاف سوژه جسورانه‌اش، پرداختی محافظه‌کارانه دارد و همین مسئله باعث خنثی‌شدن و بی‌تأثیر ماندن فیلم در مواجهه با مخاطب شده است.

    بازی بابک حمیدیان در نقش یک روحانی از اتفاقات خوب فیلم است اما به‌دلیل تعدد شخصیت‌های بلاتکلیف و بعضاً بازی‌های نه چندان مناسب در پیرامون این کاراکتر، مخاطب امکان همراهی با «عماد» را هم از دست می‌دهد و این مسئله هم در فهرست دلایل ناکامی فیلم مزید بر علت‌های قبل شده است.

    نکته روز؛ ترین‌های نیمه نخست

    با احتساب ۱۰ روز اکران فیلم‌های جشنواره در سینماهای کشور، شب گذشته و با پایان پنجمین روز اکران فیلم‌ها می‌توان حکم به عبور جشنواره سی‌وهشتم فیلم فجر از نیمه نخست داد؛ نیمه‌ای که در پردیس سینمایی ملت، ۱۵ فیلم از کارگردانان سینمای ایران برای اصحاب رسانه به نمایش درآمد و هر یک بازخوردهای متفاوتی را تجربه کرد.

    در بازخوانی نیمه نخست جشنواره سی‌وهشتم و برمبنای واکنش عمومی اصحاب رسانه در پردیس سینمایی ملت می‌توان ترین‌های جشنواره تا به اینجا را اینگونه فهرست کرد؛

    تأثیرگذارترین فیلم‌ها: در میان ۱۵ فیلم به‌نمایش درآمده در ۵ روز گذشته در پردیس سینمایی ملت، بی‌تردید فیلم سینمایی «درخت گردو» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، تأثیرگذارترین فیلم بوده است. فیلمی با روایتی عریان و بی‌رتوش از فاجعه بمباران شیمیایی سردشت در سال ۶۶ که به‌شدت مخاطب را با فضای احساسی خود درگیر و با چشمان تر از سالن به بیرون بدرقه می‌کند. فیلم سینمایی «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت هم به‌دلیل روایت صریح و مستقیم از زندگی گروهی از ساکنان جنوب شهر که به نام «اراذل و اوباش» می‌شناسیم، از فیلم‌های تأثیرگذار و البته تحسین‌شده نیمه نخست جشنواره بود. البته هر دو فیلم «درخت گردو» و «شنای پروانه» از نظر پرداخت سینمایی، قهرمان‌پردازی و روایت داستان، با انتقاداتی هم مواجه بودند.

    ویژه‌ترین فیلم‌ها: «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان و «آن شب» به کارگردانی کوروش آهاری را می‌توان ویژه‌ترین فیلم‌های نیمه نخست جشنواره دانست. دو فیلمی که البته هر دو منتقدان بسیاری هم در میان اصحاب رسانه و منتقدان داشتند اما نمی‌توان کتمان کرد که از منظر سینمایی تجربه‌هایی ویژه برای سینمای ایران هستند. «روز صفر» در زمینه فیلم‌های تریلر و اکشن مختصات تازه‌ای از یک قهرمان سینمایی را در بستر یک ماجرای امنیتی به تصویر درآورد و فیلم «آن شب» در ژانر کمتر تجربه شده و همچنان فقیر «وحشت» در سینمای ایران، استانداردهای تازه‌ای را خلق کرد و به پلی برای ثبت تجربه‌های موفق‌تر در ادامه مسیر این ژانر فراموش‌شده در سینمای ایران تبدیل شد.

    غیرمنتظره‌ترین فیلم‌ها: «آبادان یازده ۶۰» و «ارتش سری» را می‌توان غیرمنتظره‌ترین فیلم‌های جشنواره تا به اینجا دانست؛ البته غیرمنتظره به دلیل فاصله بعیدی که هر دو با انتظارات به‌وجود آمده پیش از رونمایی داشتند! «آبادان یازده ۶۰» به کارگردانی مهرداد خوشبخت تنها فیلم دفاع مقدسی و تنها فیلم اقتباسی جشنواره امسال بود که با توجه به ظرفیت بالای ایده انتخابی و البته حمایت سازمان «اوج» به‌عنوان سرمایه‌گذار، انتظار می‌رفت یکی از فیلم‌های ویژه جشنواره امسال باشد اما از شدت معمولی بودن، نهایت توانست استانداردهای یک تله‌فیلم را به دست آورد و بعید است بعدها در اکران عمومی هم شانسی برای استقبال مخاطب داشته باشد. «خوب، بد جلف ۲؛ ارتش سری» به کارگردانی پیمان قاسم‌خانی هم تنها فیلم کمدی جشنواره امسال بود که به استناد قسمت اولش هم انتظار بالایی از آن داشتیم اما ضعف عجیب در خلق موقعیت‌های تازه کمدی و مهمتر از آن فیلمنامه چندپاره و بلاتکلیفی که حتی «پایان» هم ندارد، فیلم را به یکی از غیرمنتظره‌ترین فیلم‌های جشنواره تا به اینجا تبدیل کرد!

    پرانتقادترین فیلم‌ها: فارغ از ابعاد سینمایی، از منظر محتوا و داستان دو فیلم «قصیده گاو سفید» و «دوزیست» بیشترین بازخورد منفی و انتقادی را در سینمای رسانه تجربه کردند. فیلم اول به کارگردانی بهتاش صناعی‌ها هرچند موافقان و حامیان پروپاقرصی پیدا کرد که به‌دلیل ارتباط داستانش با «خطای انسانی» انتخاب سوژه آن را یک امتیاز می‌دانستند، اما هم‌زمان به‌واسطه زاویه نگاهش به قانون قصاص و فرآیند اجرای حکم اعدام در دستگاه قضائی اسلام، از سوی برخی مورد نکوهش جدی قرار گرفت. فیلم «دوزیست» اما اساساً از تولیدات گیشه‌ای سینما در سال‌های اخیر محسوب می‌شد و از نظر محتوایی چندان قابل مباحثه نبود، اما زاویه نگاه فیلم به ارتباط انسان‌ها و به‌خصوص پرداخت عجیب شخصیت‌های «زن» در فیلم که غالباً نگاهی ابزاری به آن‌ها می‌شد، به‌شدت مورد انتقاد طیفی از اصحاب رسانه قرار گرفت.

    ناامیدکننده‌ترین فیلم‌ها: «سه کام حبس» سامان سالور که از بداقبالی جشنواره سی‌وهشتم به‌عنوان فیلم افتتاحیه هم انتخاب شده بود، در همان سئانس اول جشنواره حکم آب سردی را بر تب و تاب اصحاب رسانه برای آغاز یک جشنواره متفاوت داشت. فیلمی معمولی که البته نمی‌توان آن را خیلی پایین‌تر از سطح استاندارد فیلم‌های موسوم به «اجتماعی» در سال‌های اخیر دانست اما به دلیل بی‌تناسبی با سئانس افتتاحیه جشنواره، بازخوردهای مناسبی از سوی اصحاب رسانه نگرفت. روز اول که با «سه‌کام حبس» آغاز شده بود، با «عامه‌پسند» سهیل بیرقی به پایان رسید که حتی برای علاقمندان فیلم‌های قبلی این فیلمساز هم یک ناامیدی تمام عیار بود.

    دیگر فیلم‌های اکران شده در نیمه نخست که در این بازخوانی اشاره‌ای به آن‌ها نشد را می‌توان فیلم‌های متناسب با استانداردهای همیشگی جشنواره فیلم فجر دانست که نه امید ویژه‌ای خلق کردند و نه تبدیل بهانه‌ای برای ناامیدی از سینمای ایران شدند! هنوز پنج روز تا پایان ماراتن رونمایی از تازه‌ترین تولیدات سینمای ایران در جشنواره سی‌وهشتم فیلم فجر باقی است و ۱۳ فیلم دیگر قرار است در پردیس سینمایی ملت به نمایش درآید. باید دید فهرست امیدواری‌ها و ناامیدی‌های ما برای سال آینده سینمای ایران، در نیمه دوم این جشنواره چه تغییری خواهد کرد.

  • ششمین روز جشنواره فیلم با طعم فوتبال/ پرونده یک جنایت باز می‌شود

    ششمین روز جشنواره فیلم با طعم فوتبال/ پرونده یک جنایت باز می‌شود

    به گزارش خبرنگار مهر، ششمین روز از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، رنگ و بوی فوتبال را به خود گرفته است. در این روز تنها ۲ فیلم سینمایی «کشتارگاه» و «مردن در آب مطهر» که در بخش‌های سودای سیمرغ و نگاه نو حضور دارند، نمایش داده می شود.

    اما با توجه به اینکه شهرآورد تهران امروز برگزار می شود، دبیرخانه جشنواره فیلم فجر، سانس دوم این روز را به نمایش مستقیم فوتبال اختصاص داده است.

    کشتارگاه: عباس امینی

    «کشتارگاه» به کارگردانی عباس امینی در بخش نگاه نو نمایش داده می شود. فیلمی که داستانش بر محور یک جنایت کلید می‌خورد و شنیده شده است اشاره‌ای به پرونده قاچاق گوشت در جنوب کشور هم دارد.

    مانی حقیقی، امیرحسین فتحی، باران کوثری و حسن پورشیرازی از جمله بازیگران این فیلم هستند.

    این فیلم سینمایی در آبادان جلوی دوربین رفته است.

    در خلاصه داستان «کشتارگاه» آمده است: «امیر چند ماهی است که از فرانسه دیپورت شده است، او به‌خاطر پدرش شریک یک جنایت هولناک می‌شود. رفیق: اینجا صلیب سرخی‌ها بهت میگن چیتا؟ امیر: چی؟ رفیق: چیتا… یوزپلنگ»

    عباس امینی پیش از این فیلم‌های «والدراما» و «هندی و هرمز» را کارگردانی کرده است اما به دلیل پروانه ویدئویی فیلم‌های قبلی، «کشتارگاه» به‌عنوان فیلم اولش در ویترین فجر به نمایش درمی‌آید.

    مردن در آب مطهر: برادران محمودی

    «مردن در آب مطهر» به کارگردانی و تهیه کنندگی برادران محمودی در بخش سودای سیمرغ به نمایش گذاشته می‌شود.

    در این فیلم سینمایی بازیگرانی چون علی شادمان، ندا جبرائیلی، متین حیدرنیا، صدف عسگری و سوگل خلیق علیرضا آرا، امیررضا رنجبران، خیام وقار، پیمان مقدمی، مهتاب جعفری، فرید اسحاقی، فاطمه شکری، محیا رضایی، فاطمه میرزایی و علیرضا مهران حضور دارند.

    عاشقانه تازه برادران محمودی قصه چند جوان مهاجر افغان را روایت می کند که قصد رفتن به اروپا را دارند. «مردن در آب مطهر» مانند دیگر آثار این ۲ برادر مشکلات مهاجران افغان را به تصویر می‌کشد.

    در خلاصه داستان فیلم آمده است: «رونا: حامد، از دریا نترسی یا، از هر چی بترسی بلای جونت میشه، حامد: نمی‌ترسم…»

    برادران محمودی در سال‌های اخیر فیلم‌های «چند متر مکعب عشق»، «رفتن» و «شکستن همزمان بیست استخوان» و نیز سریال تلویزیونی «سایه‌بان» را کارگردانی کرده‌اند.