آغاز ثبتنام کارگاههای آموزشی آنلاین جشنواره «طلوع پارس»
جشنواره «طلوع پارس»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره ملی «طلوع پارس»، کارگاههای تخصصی جشنواره ملی فیلم کوتاه داستانی و مستند «طلوع پارس» در ۲ بخش مقدماتی و پیشرفته در رشتههای بازیگری، فیلمسازی، فیلمنامهنویسی، فیلمسازی مستند و از ایده تا تولید فیلم کوتاه برنامهریزی شده است.
بهروز افخمی، فرهاد توحیدی، مهتاب نصیرپور، مهرداد اسکویی، بیژن کیا و مسعود احمدی از جمله اساتیدی هستند که در این کارگاههای تخصصی آنلاین حضور دارند.
متقاضیان شرکت در کارگاههای تخصصی آنلاین سومین جشنواره ملی فیلم کوتاه داستانی و مستند «طلوع پارس» میتوانند از امروز یکشنبه ۲۴ فروردین ۹۹ به پایگاههای اینترنتی جشنواره به نشانی www.toloofilm.com و www.rasanama.com مراجعه کرده و ضمن اطلاع از جزئیات، اقدام به ثبتنام اینترنتی کنند.
با توجه به شیوع بیماری کرونا و ضرورت در خانه ماندن، همه فرآیندها و مراحل این رویداد فرهنگی به صورت دیجیتال و در بستر سایت جشنواره انجام خواهد شد و شرکت در کارگاههای آموزشی نیز برای علاقه مندان به صورت کاملا رایگان است.
یکی از اهداف این رویداد هنری گسترش دانش فیلمسازی، به روزرسانی استعدادهای هنری و فراهم کردن فرصتی برای انتقال تجربیات اساتید است.
سومین جشنواره ملی فیلم کوتاه داستانی و مستند «طلوع پارس» به دبیری حمیدرضا عوضدخت اردیبهشت ۹۹ برگزار میشود.
میثم شاه بابایی کارگردان سینمای مستند که این روزها مشغول ساخت مستندی با محوریت ویروس کرونا است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این اثر گفت: ساخت این فیلم با نام موقت «مینویسم نامت را» از زمان شروع قرنطینه آغاز کردیم. به این نحو که پیش از این در نوروز و تعطیلات غالباً افراد عزم سفر میکردند اما در این شرایط ویژه، درصد زیادی از مردم مجبور بودند در خانه بمانند و سفر نکنند. یعنی حتی دیگر قادر به انجام کارهای عادی که پیشتر انجام میدادند، نیستند.
وی ادامه داد: از همین رو به نظرم برای بررسی این موضوع نیاز به یک نگاه جامع داشتیم که مواجهه با خود و سفر درون را به تصویر بکشیم که این کار ساده و سهلی نبود. در فضای مجازی میبینیم آدمها از اینکه با خودشان مواجه شوند، واهمه دارند. بُعد دیگر این مساله این است که برخی حتی در ایام و شرایط قرنطینه تلاش میکنند همچنان مهمانیهای خود را برگزار کنند و کار خودشان را هم توجیه میکنند در حالی که این امر، یک تعریف منفی از تعهد میدهد، یعنی این افراد عملا بیتعهدی به خودشان را نشان میدهند.
فرد «بیتعهد» از مبتلا به «کرونا» بیمارتر است
این مستندساز افزود: «مینویسم نامت را» قصههای مرتبط با بیمارستان و بیماران را روایت نمیکند، چون فردی که بیتعهد است از فردی که کرونا دارد، بیمارتر است. به همین ترتیب تلاش میکنم در این فیلم به سفری در درون و مرور خویشتن، بپردازیم و تصویری از این موقعیت را ارایه دهیم. بیشتر قصه این فیلم در خانهای میگذرد که فردی در آن در قرنطینه است.
من از دولت یا دولتمردی مطلقاً دفاع نمیکنم چون اصلاً سیاسی نیستم اما باید انصافمان را قاضی کنیم و ببینیم چه اتفاقی رخ داده است. بعضی از این حضرات و شبکهها میگفتند چون جیب مردم خالی است به فروشگاهها حمله نمیکنند اما این حرفها درست نیستوی افزود: در طی این سالها، ما در جریانات اجتماعی، هیجاناتی را از سر گذراندهایم. رسانههای خارجی نیز با بزرگنماییهایی به نقد سیاستها و جریانات داخلی میتاختند چراکه تعریف «حقیقی» نسبت به حال و روز ایران از منظر آنها یا وجود نداشت و یا با سیاستی برای تزریق ناامیدی در بستر جامعه ما روبهرو بود اما پس از کرونا این تعریف تغییر کرد. چراکه عملکردها قابل رویت بود و دیدیم مثلاً بعضی از اقلام ضروری مثل دستمال کاغذی، دستکش، الکل، مواد شوینده و… در فروشگاههای ایران به وفور وجود داشت و این فروشگاهها از سوی مردم هم مورد هجوم قرار نگرفت.
کارگردان «مینویسم نامت را» ادامه داد: این پویایی نسبی فرهنگ در جامعه ما را به نمایش میگذارد. در این زمینه میشود کشورهای دیگر را با خودمان مقایسه کنیم و ببینیم که ما تفاوتهای بسیار زیادی با آنها داشتیم. من دائما با دوستانی در آلمان، آمریکا، استرالیا و آفریقای جنوبی ارتباط دارم و این موضوع را پیگیری میکنم. مواجهه مردم ایران در این زمینه درخشان بوده است. نمیخواهم سوتفاهم شود؛ من از دولت یا دولتمردی مطلقاً دفاع نمیکنم چون اصلاً سیاسی نیستم اما باید انصافمان را قاضی کنیم و ببینیم چه اتفاقی رخ داده است. بعضی از این حضرات و شبکهها میگفتند چون جیب مردم خالی است به فروشگاهها حمله نمیکنند اما این حرفها درست نیست.
شاه بابایی در بخش دیگر از صحبتهایش با بیان اینکه قصه «مینویسم نامت را» اصلا ربطی به ترددهای خیابانی مردم ندارد، عنوان کرد: خانواده من در شمال کشور زندگی میکنند ولی آخرین دیدار من با آنها به ۲ ماه پیش برمیگردد اتفاقا قبل از این جریانات وقتی زمزمههای قرنطینه پیش آمد در نظر داشتم به دیدارشان بروم اما عامل بازدارندهای وجود داشت و آن تعهد اجتماعی است که باعث شد در خانه بمانم. البته همین ماندن منجر به ساخت فیلم مذکور شد که برایم جای خوشحالی دارد.
«کرونا» فرصت خونمایی را از خیلیها گرفت
این کارگردان ضمن اشاره به این نکته که با شیوع بیماری کرونا به گونهای همه در یک شرایط یکسان قرار گرفتهاند، بیان کرد: من نگاه جنسیتی به هیچ شخصی ندارم و نخواهم داشت ولی باید در این موضوع کمی تعمق کرد. خانه نشینی مجال دیده شدن و نمایش خویشتن از سر سرمستی را از برخی ستاند. فردی که نمایشهایی از این دست ملاک و ارزش زندگیاش بود امروز چه اتفاقی برایش رخ میدهد؟ به هر حال مجال نمایش و دیده شدن از دست رفت و با بیماری کرونا گویا همه یکسان شدند. البته نه تنها مردم ایران بلکه همه در سراسر جهان و در هر طبقهای.
شاه بابایی توضیح داد: پیش از ساخت «مینویسم نامت را» با تصاویر با شکوهی از رقصیدنها، همدلیها و لحظات نابی که تکرار شدنش شاید با اندوهی دیگر همراه باشد، مواجه شدم. ابتدا دستان یکایک این رزمجویان درمانی را میبوسم اما نمایش آن به عقیده من کار رسانههای جمعی و سراسری است اما از منظر و دیدگاه آغشته به هنر، مطلقاً ایده خلوت و مواجهه با تنهایی فردی، برایم اولویت داشت.
وی در پایان اظهار کرد: معتقدم «مینویسم نامت را» یک فیلم صرفا مستند نیست، بلکه یک اثر سینمایی است. فیلم از منظری مستند، داستانی را روایت میکند. به زعم من، سینمایی که موقعیتی حقیقی را به تصویر میکشد، درامی را در بطن خود دارد که مخاطب جذب آن موقعیت و درام خواهد شد. در این پروژه تمام عوامل به صورت آنلاین من را در هدایت فیلم همراهی میکنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، ۲۴ ساعت مانده به اکران اینترنتی فیلم سینمایی «خروج» به منظور حفظ کپی رایت، جلوگیری از انتشار غیرقانونی و حمایت از مولف و صاحب اثر مدت زمان نمایش فیلم برای کاربران پس از خرید، از ۲۴ ساعت به ۶ ساعت تغییر کرد.
مخاطبان «سینمای آنلاین» میتوانند این فیلم را ساعت ۲۰ روز یکشنبه ۲۴ فروردین از سرویس ویاودی فیلیمو تماشا کنند.
«خروج» بیستمین اثر ابراهیم حاتمی کیا است که در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد که در این اثر فرامرز قریبیان، پانته آ پناهی ها، کامبیز دیرباز، سام قریبیان، محمدرضا شریفی نیا، گیتی قاسمی، جهانگیر الماسی به عنوان بازیگران اصلی به ایفای نقش پرداختند.
در خلاصه داستان آمده است: این فیلم زندگی گروهی پنبهکار شهرستانی را روایت میکنند که محصولشان بر اثر بارش شدید باران آب خورده و وعده هایی که به آنها داده شده، پوچ درآمده این گروه تصمیم میگیرند برای اعتراض به وضعیت شان نزد هیات دولت در نهاد ریاست جمهوری بروند.
کاربران با پرداخت مبلغ ۱۲ هزار تومان میتوانند برای تماشا و خرید به فیلیمو مراجعه کنند.
رزمندهای که مبارز میدان «کرونا» شد/ از «فاطمیون» تا «گلشهر»
رزمندهای که مبارز میدان «کرونا» شد/ از «فاطمیون» تا «گلشهر»
حسین نژادموسی کارگردان مستند «گلشهر» که این روزها با محوریت بیماری کرونا در دست تولید است در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این اثر گفت: با شیوع ویروس کرونا در ایران بخشی از مهاجران افغانستانی که ساکن محله گلشهر مشهد هستند، تصمیم گرفتند یک سری فعالیتهای سلامت محور را در قالب پایگاه بسیج شهدای فاطمیون در منطقه گلشهر انجام دهند این فعالیتها از قبیل دوخت ماسک، ضدعفونی کردن محله، غربالگری مردم و… است. به این شکل که این افراد به محلهای مختلف میروند و با مراجعه به درب خانهها با دستگاه تب سنج، تب مردم را میگیرند و یک سری سوالات میپرسند البته این کار با همکاری و هماهنگی مرکز بهداشت محل و زیر نظر بسیج انجام میشود. ضمن اینکه این مهاجران یک سری بستههای ارزاق بین خانوادههای مستضعف نیز پخش میکنند.
وی افزود: استفاده از ظرفیت اهالی محل، خیرین و کسانی که خیاطی بلد بودند یا چرخ خیاطی داشتند از دیگر کارهای آنها بود به این شکل که کارگاهی در مسجد دایر کردند و مشغول به دوخت ماسک شدند. این را هم باید عنوان کنم که در جمع این مهاجران کسانی بودند که در جنگ سوریه حضور داشتند. همچنین طلبه معلم و کارگر نیز در این جمع دیده میشود. فرزندان و همسران شهدای لشگر فاطمیون هم در این کارگاه حضور دارند.
روایت مبارزه یک رزمنده با «کرونا»
این کارگردان با اشاره به اینکه تدوین «گلشهر» به پایان رسیده و در مرحله اصلاح رنگ است، بیان کرد: سوژه «گلشهر» شخصی به نام سیداسدالله سعادتی است که قبلاً رزمنده فاطمیون بوده و الان مبارز عرصه کروناست. یعنی این فیلم روایتی است از مبارزه رزمنده فاطمیون با ویروس کرونا.
نژادموسی اظهار کرد: متأسفانه نگاه برخی از ایرانیها نسبت به برادران افغانستانی یا به تعبیری این هموطنان برونمرزی ما، منصفانه و درست نیست و نیاز است این نگاه ترمیم شود. شوربختانه در این سالها، رسانهها به این نگاه غلط دامن زدهاند برای مثال در سینما و تلویزیون دیدهایم که چگونه با این مساله برخورد شده است از همین رو چیزی که باعث شد ما این مستند را بسازیم اصلاح این نگاه و طرز تفکر اشتباه بود.
وی افزود: اصلاً گر به تاریخ مراجعه کنیم میبینیم که مهاجران افغانستانی در زمان دفاع مقدس چه رشادتهایی از خود نشان دادهاند حتی در تاریخ نزدیکتر یعنی در جنگ سوریه دیدیم که این برادران جان بر کف در میدان بودند و جنگیدند. همین مساله خودش نشانگر حس نوعدوستی و ایراندوستی این افراد است. جنگیدن برای یک کشور دیگر و مبارزه در خارج از ایران برای ایران نشان میدهد که ما باید در یک سری برخوردها و نگاهها نسبت به مهاجران تجدیدنظر کنیم و این امر جز کار رسانهای و ترمیم این نگاه اشتباه ممکن نیست.
وی توضیح داد: در این زمینه تضادی وجود داشت که برای من جذاب بود، یعنی کسانی که در کشور ادعای وطنپرستی دارند در این ایام شروع به شایعهپراکنی میکنند و اینجا نیاز به کار رسانهای قوی است تا جواب این شایعهها داده شود. برای مثال خانوادههای افغانستانی در شهرک گلشهر که یک محله جنوب شهری محسوب میشود زندگی میکنند، تمام درآمد آنها از چرخ خیاطی حاصل میشود اما آنها چرخهایشان را در این ایام به دوخت ماسک اختصاص میدهند، ماسکی که به بیمارستانهای مشهد اهدا میشود. این مهاجران افغانستانی با اینکه ناملایمات را میبینند و میدانند ماسکهایی که میدوزند قرار است به دست افرادی برسد که شاید دلخوشی از آنها نداشته باشند، اما با ایمان قوی، اعتقاد و وطندوستی این کار را میکنند که این قسمت از ماجرا برای من خیلی جذاب بود از همین رو سعی کردیم به این مساله خوب پرداخته شود.
نژادموسی با بیان اینکه در ساخت این مستند به بیمارستانها سر نزدهاند و عملاً با بیماران کرونایی سر و کاری نداشتهاند، اظهار کرد: برای تیم غربالگری که در محله گلشهر به بررسی اوضاع سلامت ساکنان منطقه میپردازد، فرقی ندارد که ساکنان آنجا افغانستانی یا ایرانی باشند هرچند غالباً این منطقه افغانستانینشین است اما برخی از ایرانیها نیز ساکن آنجا هستند. ما در حین ضبط متوجه شدیم وقتی گروهی از دوستان افغانستانی به خانه برخی از ایرانیها میروند با برخورد بد و بیاحترامی از طرف آنها مواجه میشوند که باعث دلسردی برخی از این تیم غربالگر میشود. یعنی یک افغانستانی برای حفظ سلامت یک ایرانی به در خانه او میرود اما طرد میشود! با اینکه این افغانستانیها هنگام رجوع به خانهها، کارت شناسایی و کارتی که بهداشت برایشان به عنوان تیم سلامت صادر کرده بود، ارائه میدادند اما باز هم این برخورد بد با آنها صورت میگرفت.
وی در پایان گفت: پزشکان در این ایام همه را به رعایت بهداشت فردی توصیه میکنند اما امیدوارم ساخت این مستند گامی در جهت بهبود وضعیت بهداشت روانی جامعه در مواجه با مساله مهاجران افغانستانی هم باشد.
اعتراض کانون کارگردانان به عملکرد سازمان سینمایی در بحران «کرونا»
اعتراض کانون کارگردانان
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی کانون کارگردانان سینمای ایران، کانون کارگردانان سینمای ایران طی نامهای به حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی نسبت به بیتوجهی سازمان سینمایی در شرایط کرونایی اعتراض کرد.
متن نامه به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر حسین انتظامی
ریاست محترم سازمان سینمایی
همانگونه که مستحضرید در ایام سخت شیوع کرونا، تعطیلی پروژهها و سالنهای سینما باعث شده که تمامی اهالی سینما، خصوصا صنوف کارگری خانه سینما دستخوش بحران معیشتی شوند.
در چنین شرایطی تمامی سینماگران از حضرتعالی توقع همراهی و همدلی داشتند که متاسفانه تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است.
کانون کارگردانان سینمای ایران همواره نسبت به بیتوجهی شما به صنوف سینمایی غیرتهیهکنندگی گلایهمند بود و نمونهاش عدم حضور حتی یک عضو غیرتهیهکننده صنفی در کارگروه بررسی آسیبهای کرونا در سینما است.
کانون کارگردان سینمای ایران تخصیص مبلغ پانصد هزار تومان عیدی یا کمکرفاهی! یا هر عنوان دیگری آن هم با منت و ضربالاجل و با حذف درصد بالایی از اهالی صنوف را در شأن سینمای ایران نمیداند چرا که معتقد است تمامی اعضا از حقوقی یکسان برخوردارند و در این شرایط سخت میبایست مبلغی مناسبتر برای جبران بیکاری و خانهنشینی به همه اهالی خانه سینما تعلق میگرفت.
ای کاش در این روزها به جای انتشار پیشنویس نظامنامه تهیهکنندگی برای پیشنویس به زمین مانده بیمه بیکاری یا حمایت از سینماگران خصوصاً صنوف کارگری سینما پیش قدم میشدید. لذا در اعتراض به این شرایط و همراهی با صنوف سینمایی ترجیح میدهیم مبلغ عیدی کانون کارگردانان که به کمتر از یک سوم اعضا تعلق میگیرد را دریافت نکنیم زیرا اعتقاد داریم رقم فوق مفهوم تامین رفاهی برای هیچ یک از صنوف سینمایی در این شرایط سخت و دشوار کرونایی را نمیدهد و تنها یک رفع تکلیف ساده انگارانه است.
«روزگار بلور» آماده نمایش شد/ مستندی درباره پدر حوادث نویسی
«روزگار بلور»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، مستند «روزگار بلور» درباره شرافت، شجاعت و هوشمندی در روزنامهنگاری معاصر با محوریت محمد بلوری پدر حوادثنویسی روزنامههای ایران ساخته شده است.
سیناپس اولیه این کار توسط مهدی ملک و امیر فرضاللهی نوشته شده بود اما به دلیل همکاری نکردن برخی ارگانها و محدودیتهایی در طول تولید، تغییرات زیادی در ساخت این فیلم ایجاد شد.
«روزگار بلور» به نویسندگی و کارگردانی امیر فرضاللهی ساخته شده و اُرد عطارپور مشاور کارگردان بوده است. مرتضا بوبوری مدیر تصویربرداری، مهدی بقاییان گوینده و حمید فنایی»هم تدوینگر این اثر مستند بودهاند.
در مستند «روزگار بلور» برخی از معتبرترین روزنامهنگاران معاصر کشور نظیر ماشاالله شمسالواعظین، انوشیروان کیهانیزاده بهروز بهزادی، فریدون صدیقی، هوشنگ اعلم، علیاکبر قاضیزاده، مسعود بهنود و همینطور سیدفرید قاسمی مورخ مطبوعات ایران حضور دارند.
از نسل جوان روزنامهنگاری هم مسعود ابراهیمی، عذرا فراهانی، مرجان لقایی و سرگی بارسقیان «روزگار بلور» را همراهی کردهاند. کیمیا منوچهری از بازیگران تئاتر نیز در این اثر حضور دارد. طراح پوستر فیلم کوروش شبگرد است و جعفر راسی تهرانی مترجم این پروژه به زبان انگلیسی است.
تهیهکننده «روزگار بلور» امیر فرضاللهی است.
این فیلم در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تهیه شده است.
سرانجام مبهم عیدی «خانه سینما»/همصنفانی که چوب گمنامی رامیخورند
ش خبرنگار مهر، علیرضا نجفزاده عضو هیات مدیره انجمن برنامهریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما در یادداشتی نسبت به عملکرد خانه سینما در زمینه اهدای عیدی سال ۹۹ به صنوف سینمایی اعتراض کرد.
در متن این نامه که برای انتشار در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته، آمده است:
«بهعنوان کسی که سالها در سینما و تلویزیون بهعنوان برنامهریز فعالیت کردهام یادآوری میکنم که واقعی بودن و اجرایی بودن برنامه شرط مهم برای اجرای آن برنامه است و با پشتوانه یک برنامه جامع و درست میتوان سختترین پروژهها را با همت همه عوامل تصمیمگیر و اجرایی به سرانجام رساند.
بدنه و صنوف سینمایی به نسبت مدیران تصمیمگیر همانند یک پروژه شکست خورده است که با نسخههای ناکارآمد و غیرواقعی و گاهی تخیلی مسئولان امر برای اعضا میخواهند کمک حال باشند و مسائل معیشتی را حل و فصل کنند. این چرخه معیوب و نسخههای ناکارآمد شفابخش که نیستند، بعضا کور میکنند و متاسفانه هرسال دریغ از پارسال.
بعد از پیگیریهای چند باره از پاییز سال گذشته و طرح در جلسات مشترک هیات مدیره انجمن برنامهریزان و دستیاران کارگردان با هیات مدیره خانه سینما، هیات مدیره کانون کارگردانان، هیات مدیره انجمن بازیگران مباحث معیشتی، رفاهی و عیدی اعضا و نواقص بیمه پایه تامین اجتماعی هنرمندان و نویسندگان صنوف، مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت که امیدوار بودیم و هستیم با رفع موانع شرایط رو بهبود برود.
القصه، خانه سینما روز ۲۸ اسفند ماه از صنوف درخواست میکند که مشخصات اعضا را برای پرداخت مبلغ ۵۰۰ هزار تومان عیدی بر اساس سهمیه اختصاص یافته برای هر صنف، تهیه و تحویل دهند.
طبیعی است با توجه به تعداد اعضای خانه که بیش از پنج هزار عضو دارد و سهمیه درنظر گرفته شده که حدود نصف اعضا است، صدای اعتراض بلند شود. ما نیز بر حسب حمایت از حقوق اعضا، همان دقایق اولیه طی نامهای مکتوب اعتراض خود را اعلام کردیم و بهموازات مشغول جمعآوری اطلاعات خواسته شده (شماره حساب شبا بانکی، کد ملی و نام کامل هر فرد) شدیم و حدوداً ۱۰ روز اول نوروز درگیر اطلاعرسانی و تهیه لیست بودیم.
از آن طرف هم مسئولان امر در سایت سازمان سینمایی و سایت خانه سینما فریاد کمک رسانی به اعضا سردادند و حسابی در باد تیترهای مختلف خوابیدند.
امروز که هفته آخر فروردینماه را سپری میکنیم اگر شما ریالی از این مبلغ عیدی دیدید، ما هم دیدیم. نمیدانم این عیدی برای کدام خانه سینما و برای کدام صنوف منظور شده بود؟ اسم عیدی کاملا شفاف و مشخص است برای عید است. چرا بدنه گرفتار را امیدوار میکنید و بعد اینطور عمل میکنید!؟
متأسفانه تا اسم سینما و صنوف سینمایی مطرح میشود، فقط چند اسم تیتر شده که خداروشکر به لحاظ مالی شرایط خوبی دارند مطرح میشود. نه اینطور نیست! صنوف کارگری قشر زحمتکش با متوسط درآمد پایین هستند که حتی در شرایط کاری نرمال هم با این تورم، اوضاع اقتصادی خوبی ندارند که حدوداً بیش از هشتاد، نود درصد اعضا به همین شکل هستند.
نجابت دارند و صورت با سیلی سرخ نگه میدارند.
برای عزت و نجابت اعضا احترام قائل شوید.
میدانید که چه تعداد منتظر و پیگیر همان پانصد هزار تومان ناچیز هستند؟
پرداخت عیدی به همه پنج هزار نفر رقمی معادل دو و نیم میلیارد تومان میشود که کف هزینه ساخت یک پروژه سینمایی هم نیست!
حال بحث شرایط سخت و بیکاری کرونا؛ مگر عوامل تولید و تهیه فیلمها در این مملکت زندگی نمیکنند؟ اهل همین آب و خاک نیستند؟
البته از تعداد پنج هزار نفر شاید حدود ۱۰ تا بیست درصد شرایط مالی بهتری داشته باشند که همیشه سیبل میشوند، ولی آیا میدانید که مابقی اعضا چوب نداری و گمنامی خود را میخورند؟
چرا باید از بیمه بیکاری یا کمک در این شرایط ویژه کرونا محروم باشند.
با صدای بلند اعلام میکنم که هنوز از مصاحبهها و مصوبات احتمالی، یک تکه نان سر سفره هیچ یک از اعضا خانه سینما و صنوف کارگری سینمایی نیامده. پس کی دیگر!؟ علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.
در خبرها آمده که صد میلیارد تومان برای کمک به روزنامهنگاران، چندهزار میلیارد برای صنعت گردشگری و… نمیدانم اینها هم تیتر است یا انجام شده که امیدوارم سریع تر انجام شود. در حالی که با رقم خیلی کمتر میشود به همه اعضا خانه سینما، برای سه ماه، ماهانه ۲ میلیون و پانصد هزارتومان پرداخت کرد و کمک حال پنج هزار خانواده شد. خدا رو شکر این مبالغ برای کشور بزرگ ایران مبالغ ناچیزی است.
به جد یادآوری میکنم، لازم است تدابیری اندیشیده شود تا وضعیت بیمه پایه اعضا و بیمه تکمیلی آنان در حد و شأن سربازان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی بهبود یابد.
روایتی از بازماندگان قوم قزاق در مستند مردم نگارانه «وت باسی»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه مستند، مهاجرت قزاقها از سرزمین خود به ایران در سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۵ به دلیل فشار استالین آغاز شد. در آن سالها تعداد بسیاری از قزاقها از منطقه سیاهکوه (منقشلاق) در جنوب غربی قزاقستان در حاشیه دریای خزر از مرزهای شمالی ایران و با گذشتن از ترکمنستان و مواجهه با عشایر ترکمن که گاه منجر به درگیری می شد، وارد خاک ایران شدند. آنها بیشتر در سه شهر گرگان، گنبد و بندرترکمن ساکن شدند و در هر سه شهر محل اصلی اقامت آنها «قزاقمحله» نام دارد و هماکنون بیش از ۱۵٫۰۰۰ نفر قزاق در ایران زندگیمیکنند.
«وت باسی» در زبان قزاقی به معنای بزرگ خاندان است و در این مستند از زاویه دید ۲ نفر از بزرگان قوم قزاق در ایران به آداب و رسوم و سنن مختلف این قوم پرداخته شده است. قزاق محله را همه در گرگان میشناسند. محلهای که در مرکز شهر قرار گرفته و اهالیاش زردپوستند و چشمانی بادامی دارند و با گذشت ۹۰ سال سکونت در شهرهای بندرترکمن، گنبد کاووس و گرگان همچنان از لباسهای بومی قزاقی استفاده میکنند.
مردان سن و سالدار هنوز هم «ژیده» و «شاپان» به تن میکنند و کلاه «تاقیا» به سر میگذارند. زنان هم «کولیک» میپوشند با روسریهای بلندی که متفاوت از روسریهای زنان ترکمن است. شناخت قزاقها از ترکمنها به دلیل شباهت ظاهریشان برای ما کمی دشوار است، بهتر است بگویم غیرقابل تشخیص. اما نوع پوشش آنها نسبت به یکدیگر کمی متفاوت است.
مثلا زنان قزاق روسری بلند ساده سر میکنند و آنها را زیر چانه گره میزنند درحالی که ترکمنها روسریهای گلدار و رنگی به سر دارند و مستند «وت باسی» با روایتی از انجام آداب و سنن آنها به خوبی میتواند مارا با تاریخچه و نحوه زندگی قزاقها در ایران آشنا کند.
در مستند مردم نگارانه «وت باسی» که مرحله پروهش و پروسه ساخت آن بیش از یک سال به طول انجامیده، بیش از هر چیز به نهاد خانواده که مهمترین رکن برای قزاقها بهشمار میرود، توجه شده است. در این مستند آداب و رسوم باستانی قزاقها نظیر جشن ازدواج سنتی قزاقی، برگزاری عید باستانی ایرانی و نقش زنان در اقتصاد و زندگی قوم قزاق از زاویه دید ستار بدیع و بهمن چولاک دو تن از ریش سفیدان و بزرگان قوم قزاق در ایران روایت شده است.
مستند مردم نگارانه «وت باسی» در قالب یک مستند نیمه بلند به نویسندگی و کارگردانی مهسا طاهری و تهیه کنندگی عطا پناهی تولید شده در خانه مستند و محصول سازمان هنری رسانهای اوج است
حمایت مرکز گسترش از مستندسازان و انیماتورها در نبرد با کرونا
حمایت مرکز گسترش از مستندسازان
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، با شیوع ویروس کووید ۱۹ در ایران، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی مستندسازانی را که در نقاط مختلف اقدام به ضبط و ثبت وقایع این بحران کرده و در صحنه نبرد با کرونا حضور داشتند رصد کرده و ضمن تماس با آنها و پیگیری پروژه در دست تولیدشان، نسبت به حمایت از این آثار اعلام نظر کرده است.
حمایت مرکز گسترش از مستندهایی که با موضوع کرونا در دست تهیه است، با ارسال طرح پژوهشی مبتنی بر ساختار فیلم، شیوه روایت، عناصر دراماتیک و همینطور ارائه دمو سه دقیقهای از اثر تولید شده تا آن زمان و نظر مثبت شورا میسر خواهد بود؛ با این توضیح که با شروع تعطیلات و بحث قرنطینه در کشور، کارگروهی در «مرکز» تشکیل شده و این افراد در فضای مجازی، در تماس دائم با هم بوده تا ضمن اطلاع از روند تولید این آثار در گستره ملی، نسبت به بررسی طرحهای جدید، بازبینی تریلرهای ارائه شده و پاسخگویی سریع به مستندسازان محترم، با اولویت زمانی و بدون بوروکراسیهای معمول اقدام کنند.
این وضعیت درخصوص اهالی سینمای انیمیشن نیز با سفارش تولید انیمیشنهای کوتاه با موضوع کرونا به تهیهکنندگان و فعالان این حوزه توسط معاونت انیمیشن مرکز گسترش آغاز شده است و سایر انیماتورها هم میتوانند نسبت به ارائه طرح خود به این مجموعه اقدام کنند.
مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی اعلام میکند که آماده پذیرش طرحهای مستند و فیلمنامههای کوتاه انیمیشن با موضوع کرونا در ایران هست تا با قید فوریت، نسبت به بررسی و حمایت از این آثار به شرط برخورداری از استانداردهای لازم و تایید شوراهای مربوطه اقدام کند.
فیلمسازان محترم میتوانند با مراجعه به پایگاه اینترنتی «مرکز» به نشانی www.defc.ir نسبت به ثبت طرح خود اقدام کرده و از طریق همین وبسایت پیگیر آن باشند. ضمن این که اولویت بررسی این طرحها، ارائه دمو یا تریلر (تا ۳ دقیقه) از فیلم مورد نظر است که فیلمسازان محترم باید از طریق واتساپ، به شماره ۰۹۰۵۶۱۱۵۲۱۲ ارسال کنند. با توجه به شرایط بحرانی شیوع ویروس کرونا در کشور، لازم است فیلمسازان محترم به این نکته توجه کنند که صرفا طرحهای مرتبط با این موضوع را روی وبسایت «مرکز» به ثبت رسانده و از ارائه طرح با موضوعات دیگر خودداری کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، شقایق فراهانی به فیلم سینمایی «قایقران» به نویسندگی و کارگردانی محمد اسدنیا پیوست. این فیلم سورئال داستان ناگفتههای ذهن چند انسان مرتبط به یکدیگر است.
«پنج و نیم» نام ابتدایی این فیلم بود که به «قایقران» تغییر نام داد و برای اکران در گروه «هنر و تجربه» ساخته میشود.
از اسدنیا پیش از این فیلمهای «شهد»، «ثانیه» و «لامبورگینی» در شبکه نمایش خانگی پخش شده است.