برچسب: کارگردان

  • «کیارستمی و عصای گمشده» به جشنواره ای در ایتالیا رفت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم «کیارستمی و عصای گمشده»، هیات انتخاب نهمین جشنواره بین المللی «IntimaLente» ایتالیا، فیلم بلند «کیارستمی و عصای گمشده» را به عنوان تازه ترین روایت از این کارگردان فقید سینما برای حضور در بخش مسابقه این رویداد سینما پذیرفت.

    نهمین جشنواره بین المللی «IntimaLente» ایتالیا، نگاه و توجه ویژه ای به سینمای مستند دارد و با نمایش مستندهای منتخب قصد دارد موضوعات و روش‌های انسان‌شناختی را ترویج می دهد.

    جشنواره بین المللی «IntimaLente» ایتالیا با محوریت شناخت اقوام از ۱۶ بهمن‌ماه در بخش‌های مستند، فیلم کوتاه، فیلم بلند کار خود را آغاز خواهد کرد.

    «کیارستمی و عصای گمشده» به مدت‌زمان ۹۰ دقیقه، روایتی از نوع نگاه کیارستمی به زندگی و سینما است که ثانی در مدت ۴ سال و زمانی که کیارستمی کارگاه‌های آموزشی سینمایی در اسپانیا و کلمبیا برگزار می‌کرد، تلاش کرده است بینش یک مؤلف، دیدگاه و جهان‌بینی وی را به تصویر بکشد. محمودرضا ثانی پیش از ساخت مستند بلند «کیارستمی و عصای گمشده»، کتاب «عباس کیارستمی و درس‌هایی از سینما» را تألیف کرده که این کتاب به زبان‌های مختلف ترجمه و در ایران و آمریکا چاپ و توزیع‌شده است.

  • بلیت های پردیس سینمایی رازی در تمام ایام هفته نیم بها شد

    بلیت های پردیس سینمایی رازی در تمام ایام هفته نیم بها شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از  روابط عمومی موسسه «تصویر شهر»، هاشم میرزاخانی مدیر عامل موسسه «تصویر شهر» با اشاره به بازخورد مخاطبان از طرح نیم بها شدن بلیت سینما در پردیس سینمایی رازی گفت: از تیرماه سال جاری با موافقت شورای صنفی نمایش و در راستای ارائه تسهیلات ویژه به شهروندان جنوب شهر تهران، تصمیم بر آن شد که بلیت سینما را در پردیس رازی در تمامی ایام هفته به صورت نیم بها ارائه کنیم که خوشبختانه مخاطبان از این طرح استقبال بسیار خوبی داشته اند.

    وی بیان کرد: هم اکنون شرایط به گونه‌ای است که تعداد تماشاگران فیلم‌های سینمایی در این پردیس سینمایی نسبت به گذشته ۴ برابر شده است به طوری که با کاهش بها بلیت نسبت به سال قبل، میزان فروش نیز افزایش بسیار محسوسی داشته است.

    میرزاخانی با اشاره به استقبال از طرح نیم‌ بهایی بلیت‌ سینما خاطر نشان کرد: آمار استقبال مخاطبان از این طرح در نیمه اول آذرماه به بالاترین میزان خود رسیده است. در این مدت زمان تعداد چهار هزار و پانصد نفر به تماشای فیلم های در حال اکران در پردیس سینمایی رازی نشسته اند که نسبت به مدت زمان مشابه سال قبل این تعداد چهار برابر شده است. برهمین اساس فیلم «مطرب» در رتبه اول، «منطقه پرواز ممنوع» و انیمیشن «بنیامین» در رتبه های بعدی قرار دارد.  

    مدیرعامل موسسه «تصویر شهر» در پایان گفت: این طرح، طرح بسیار خوبی است به خصوص برای شهروندان مناطق جنوب شهر تهران و قشر کم درآمدی که سینما را از سبد خانوار خود حذف کرده اند. این طرح موجب شده است که این قشر از جامعه دوباره با سینما آشتی کرده و بتوانند برای تماشای فیلم ها به سینما بیایند.  

    پردیس سینمایی رازی از سینماهای زیرمجموعه موسسه «تصویر شهر» در منطقه ۱۱ شهرداری تهران است که با دارا بودن ۲ سالن سینما و با به روزترین سیستم نمایش فیلم میزبان شهروندان تهرانی است و در حال حاضر فیلم های «مطرب»، «چشم و گوش بسته»، «منطقه پرواز ممنوع»، «بنیامین»، «تورنادو»، «ماجرای نیمروز ۲-ردخون» در این سینما در حال اکران است.

  • «برج ماهی» از مشکلات زنان سرپرست خانوار می‌گوید/ در انتظار مجوز

    «برج ماهی» از مشکلات زنان سرپرست خانوار می‌گوید/ در انتظار مجوز

    بهمن کامیار تهیه‌کننده و کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر درباره جدیدترین فعالیت‌های خود گفت: درر حال حاضر منتظر صدور پروانه ساخت فیلم سینمایی «برج ماهی» هستیم و بلافاصله بعد از اخذ این مجوز پیش تولید را شروع می‌کنیم و در اواخر دی ماه آن را کلید می‌زنیم. «برج ماهی» فیلمی اجتماعی و روایت‌گر زندگی زنی است که سرپرست خانواده است، او ۲ فرزند دارد که برای یکی از آن‌ها مشکلی پیش می‌آید و به همین ترتیب داستان فیلم شکل می‌گیرد.

    وی با بیان اینکه فیلمبرداری این اثر در تهران انجام می‌شود، توضیح داد: «برج ماهی» در ادامه فیلم‌های من، روح زنانه‌ای دارد چون فکر می‌کنم مساله سرپرستی زنان مساله‌ای جدی در جامعه ماست وظیفه سینما هم این است که ضمن انعکاس این موضوعات حساسیت‌زایی کند. زنان سرپرست خانواده مشکلات متعددی دارند که می‌شود چندین فیلم درباره آن‌ها ساخت از همین رو ما تصمیم گرفتیم «برج ماهی» را بسازیم.

    کامیار ضمن بیان این مطلب که نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده «برج ماهی» خودش است، در پایان عنوان کرد: ما هنوز سرمایه‌گذار پیدا نکرده‌ایم. هرچند بخشی از سرمایه را خودمان تامین می‌کنیم اما بخش اصلی تامین سرمایه در گرو اخذ مجوز ساخت است. یعنی باید بعد از گرفتن مجوزها اقدام به پیدا کردن سرمایه‌گذار کنیم.

  • موسیقی و سینما از ارکان انقلاب جنسی بودند/دلیل غیبت در سینماحقیقت

    موسیقی و سینما از ارکان انقلاب جنسی بودند/دلیل غیبت در سینماحقیقت

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: از دو روز دیگر یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی کشور با محوریت آثار «مستند» کلید خواهد خورد. جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» که جدی‌ترین آوردگاه و ویترین سالانه مرور محصول کار مستندسازان ایرانی محسوب می‌شود.

    این رویداد اما هر ساله غایبانی هم دارد که نمی‌توان نفس غیبت آن‌ها را دلیل بر بی‌اهمیت بودن آن‌ها دانست. «ایکسونامی» تازه‌ترین محصول مجموعه «سفیر فیلم» که طی یک ماه گذشته یکی از خبرسازترین و پرحاشیه‌ترین مستندهای رونمایی شده در محافل سینمایی و رسانه‌ای بوده است. مستندی به کارگردانی محسن آقایی که می‌توان آن را در ادامه مستندهایی مانند «انقلاب جنسی» به کارگردانی حسین شمقدری، اثری پژوهشی درباره تحولات اجتماعی تاریخ آمریکا و شباهت‌های آن با تحولات امروز جامعه ایران دانست.

    محسن آقایی در روزهایی که موج واکنش‌های اولیه نسبت به رونمایی این مستند در محافل رسانه‌ای و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی فروکش کرد، مهمان خبرگزاری مهر شد تا در گفتگویی صریح به سوالات ما درباره «ایکسونامی» پاسخ دهد.

    بخش نخست این گفتگو را در ادامه می‌خوانید؛

    * قبل از صحبت درباره خود فیلم و با توجه به اینکه فهرست فیلم‌های راه‌یافته به سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» به‌تازگی منتشر شده، بد نیست توضیح دهید چرا «ایکسونامی» در این رویداد مهم سینمای مستند غایب است؟

    واقعیت این است که این اولین کار از مجموعه «سفیر فیلم» نیست که این برخورد با آن می‌شود. نمی‌دانم می‌توانم از عبارت «بایکوت» استفاده کنم یا نه اما در این سال‌ها کارهای دیگری هم داشته‌ایم که هم در جشنواره فجر پذیرفته شده‌اند و هم فرصت اکران در گروه هنروتجربه پیدا کرده‌اند اما در جشنواره «سینماحقیقت» حتی آن‌ها راه هم ندادند چه برسد به اینکه بخواهد جایزه به آن بدهند. مانند مستندهای «آقای نخست‌وزیر» و «جای خالی» که در فجر اکران شدند اما در سینماحقیقت حتی پذیرفته هم نشدند. امسال هم امید چندانی به پذیرش «ایکسونامی» نداشتیم،‌ اما برای آن فرم پر کردیم. پیگیری دلایل رد شدن فیلم هم شدیم، دوستان جشنواره نهایی نبودن نسخه ارسالی را بهانه کردند و اینکه هیئت انتخاب هم کار را نپسندیده‌اند…

    امید چندانی به پذیرش «ایکسونامی» در «سینما حقیقت» نداشتیم،‌ اما برای آن فرم پر کردیم. پیگیری دلایل رد شدن فیلم هم شدیم، دوستان جشنواره نهایی نبودن نسخه ارسالی را بهانه کردند و اینکه هیئت انتخاب هم کار را نپسندیده‌اند* یعنی پیگیر دلیل پذیرفته‌نشدن فیلم شدید و گفتند نسخه فیلم نهایی نبوده است؟

    همین این و هم اینکه گفتند با سلیقه هیئت انتخاب هم جور نبوده است. درحالی که در بافت کلی جشنواره سینماحقیقت که رصد کنید، کمتر مستندی با این ساختار و رویکرد می‌بینید…

    * حالا واقعاً نسخه نهایی را نداده بودید؟

    بله. نسخه ارسالی ما برای هیئت انتخاب نیاز به برخی اصلاحات در صداگذاری و موارد فنی جزئی داشت اما واقعیت این است که هرکس کار مستند کرده باشد، با توجه به استخوان‌بندی کلی کار، متوجه ساختار نهایی آن می‌شد. مضاف‌بر اینکه توضیحات لازم درباره اصلاحات نهایی در قالب یک کپشن در آغاز فیلم ارسالی برای هیئت انتخاب تشریح شده بود. اما گویا کلیت کار منطبق بر سلیقه دوستان نبوده است. کمااینکه مجموعه ما مستند دیگری به‌نام «آسوده بخواب کوروش» را هم به جشنواره ارائه کرده بود که آن هم پذیرفته نشد…

    * البته «آسوده بخواب کوروش» در بخش خارج از مسابقه اکران دارد.

    لطف کردند که چنین اجازه‌ای دادند!

    * برنامه‌ای برای حضور در جشنواره‌های دیگر مانند «عمار» که برگزاری آن نزدیک است، دارید؟

    فرم حضور که پرشده اما در حال حاضر بیشتر به فکر اکران خارجی فیلم هستیم. نمایش‌هایی برای چند تماشاگر از فرانسه،‌ لهستان، ایرلند و برخی کشورهای آمریکای لاتین داشتیم، که خیلی از کار استقبال کردند و گفتند حاضرند هماهنگی لازم برای اکران فیلم در کشورهای خودشان را داشته باشند. این افراد جزو آدم‌های نخبه کشور خود بودند و مذاکراتی هم با آن‌ها داشتیم و به نظر می‌توانیم اکران مناسبی در این قبیل کشورها داشته باشیم. در حال حاضر هم فقط بحث کپی‌رایت کار باید حل شود تا برای اکران خارجی آن اقدام کنیم.

    آیین رونمایی «ایکسونامی» در حوزه هنری

    * بسیار خب، برویم سراغ خود فیلم؛ اول می‌خواهم بدانم «خاطرات یک پورن استار» به نظرتان توصیف مناسبی برای محتوای «ایکسونامی» است؟

    اگر قائل به این باشیم که تمام فیلم همین است، خیر.

    * اما این عبارت به‌عنوان اصلی‌ترین شعار تبلیغاتی فیلم در فضای مجازی مطرح شد…

    بله شعار فیلم و در عین حال بخشی از روایت مستند هم به همین مسئله اختصاص دارد.

    کاراکتر اصلی ما، مطلقاً یک کاراکتر گیشه‌ای نیست و به تعبیری قرار نبود کارکرد پژمان جمشیدی را در فیلم ما داشته باشد! این خانم اعتبار فیلم ما است. این کاراکتر ویژگی‌هایی دارد که می‌توان درباره زندگی‌اش یک مستند مستقل ساخت* یعنی از انتخاب این شعار تبلیغاتی دفاع می‌کنید؟

    بله. اما یک توضیح کوچک لازم است. ایده‌ای که ما در ذهن داشتیم، در فرآیند تولید تا حدودی شکست خورد و آنچه امروز در مستند «ایکسونامی» می‌بینید، یک دهم آن ایده‌آلی است که ما برای آن برنامه‌ریزی کرده بودیم. در طرح اولیه ما این خانم، با گروه تولید همراه می‌شد و با حضور در لوکیشن‌های واقعی داستان زندگی خود و تجربیاتش را مرور می‌کرد.

    این نکته را هم باید تأکید کنم که کاراکتر اصلی ما، مطلقاً یک کاراکتر گیشه‌ای نیست و به تعبیری قرار نبود کارکرد پژمان جمشیدی را در فیلم ما داشته باشد! این خانم اعتبار فیلم ما است. این کاراکتر ویژگی‌هایی دارد که می‌توان درباره زندگی‌اش یک مستند مستقل ساخت…

    * منظورتان همین خانم «میشل» است که در فیلم‌نامه به‌عنوان راوی انتخاب شده است؟

    بله. به دنیا آمدن و دوران کودکی میشل، هم‌زمان با آغاز انقلاب جنسی در آمریکا بوده است. او در زندگی بحران ایدز را از نزدیک درک کرده است. اساساً‌ می‌توان گفت به دنیا آمدنش یکی از تبعات آزادی جنسی در آمریکا بوده است چرا که در فرآیند یک خیانت متولد می‌َشود. اصطلاحی در مستندسازی وجود دارد به‌عنوان «تاریخ خرد». مثلاً مستندسازی که می‌خواهد وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران امروز را به چالش بکشد و اعتراض کند،‌ صرفاً روایتش را به سرگذشت یک جوان محدود می‌کند، که سنش بالا رفته، هنوز امکان ازدواج ندارد و غیره. لابه‌لای روایت زندگی همین یک نفر، ارجاعاتی به مسائل اجتماعی و اقتصادی کلان‌تر هم می‌دهد.

    از این جهت پس حضور میشل در مقام «راوی» در مستند «ایکسونامی» به‌شدت کاربرد دارد. مضاف‌بر اینکه به‌دلایل مختلف نمی‌خواستیم صرفاً هم به زندگی یک نفر بسنده کنیم. که یکی از آن‌ها این بود که به دلیل عدم تجربه مخاطب ما در زمینه زیست در آمریکا، احتمالاً این برداشت را پیدا می‌کرد که این داستان مختص یک نفر است و عمومیت ندارد. به‌خصوص که مخاطب ایرانی مقاومت عجیبی در برابر این مسائل دارد و تا باب نقدی نسبت به یک کشور خارجی باز می‌شود، سریع موضع می‌گیرد که «لابد ما خوبیم!». چون معضلات و محرومیت‌های زندگی خودش را بی‌واسطه لمس کرده است، هرچه از معضلات دیگران بگوییم، حاضر به پذیرش آن نیست.

    به همین دلیل روایتی قوی‌تر از سرگذشت یک نفر نیاز داشتیم. ما نیاز به یک روایت خرد جهت تصدیق داده‌های کلانمان داشتیم و میشل همه پارامترهای لازم را در این زمینه داشت…

    * نقد من اصلاً ناظر به انتخاب این کاراکتر برای روایت نیست، کمااینکه استدلال شما را برای این انتخاب هم منطقی می‌دانم، اما نکته‌ام در همان شکست ایده اولیه در مسیر تولید است. وقتی شرایط تولید تغییر کرد و وزن روایت کلان شما نسبت به آن روایت خرد، بیشتر شد، دیگر دلیل این میزان تمرکز بر «خاطرات یک پورن استار» در مواد تبلیغی فیلم را متوجه نمی‌شوم! احساس می‌کنم انتخاب این شعار، حاشیه سنگین و فرامتن بی‌ربطی به‌وجود آورد که در گام نخست عرضه، به محتوای فیلم که اتفاقاً بسیار هم برایش زحمت کشیده شده است، لطمه زد.

    اینکه بگویید بی‌ربط به فیلم است، کم‌لطفی است. کمااینکه هنوز هم در فیلم خاطرات میشل وجود دارد و مرور می‌شود، از رابطه با پدرش و فرارش از خانه تا خوابی که می‌بیند؛ همه این‌ها واقعاً خاطرات یک پورن استار است…

    * خیلی کم‌رنگ و مهم‌تر از آن در غیاب خودش!

    بالاخره اندکی هم بحث تبلیغات برای ما مطرح بود.

    * به نظر خیلی مطرح بوده! صریح بخواهم بگویم ویترینی که برای معرفی مستندتان انتخاب کرده‌اید به نسبت محتوای جدی تحلیلی‌اش، بیش از اندازه زرد است!

    آفرین، آفرین؛ این اتفاق اگر رخ داده باشد، یعنی موفق بوده‌ایم. واقعیت این است که مخاطب امروز ما به‌راحتی پای آن محتوای تحلیلی و جدی نمی‌نشیند. یکی از دوستانم مشغول کار بر روی یک سوژه جدی بود. به او گفتم سوژه‌ات بسیار حساس و جدی است اما ادبیاتی که می‌خواهی آن را مطرح کنی نباید این اندازه جدی باشد. اگر می‌خواهم حرف‌های جدی‌تر را به گوش مخاطب توده برسانی و او را یکی دو پله بالاتر بیاوری باید سراغ موضوع زرد با پرداخت خوب بروی…

    * (باخنده) این شامل موضوع جدی و پرداخت زرد نمی‌شود!

    پرداخت ما در «ایکسونامی» زرد نیست. در فضای رسانه‌ای و مجازی حاشیه‌های زردی رقم خورده که امیدواریم خروجی‌اش دیده شدن بیشتر حرف‌های جدی فیلم باشد. اگر این اتفاق رخ دهد یعنی موفق بوده‌ایم. ضمن اینکه بازهم تأکید می‌کنم،‌ این خاطرات در فیلم وجود دارد…

    * بابت رودستی که مخاطب در همان ابتدا می‌خورد و متوجه می‌شود حتی فرد مقابل دوربین هم شخص راوی نیست و یک بازیگر است، احساس نگرانی نداشتید؟ خب مخاطب همان ابتدا اعتماد خود به «مستند» را از دست می‌دهد!

    شما مستند «Zero Days» را درباره ماجرای هسته‌ای دیده‌اید؟ یک کاراکتر بسیار کلیدی در آن مستند حضور دارد که اکثر حرف‌های جدی و کلیدی فیلم را هم او مطرح می‌کند، اما انتهای فیلم تازه می‌فهمیم او یک بازیگر بوده است! آیا کل اعتبار فیلم زیر سؤال رفته است؟! خیر. چرا؟ چون آن‌قدر داده‌هایی که در فیلم مطرح شده است، قوی است که شما را اقناع می‌کند.

    * منتها «Zero Days» محور تبلیغاتش را براساس خاطرات و روایت این آدم خیالی بنا نکرد!

    ببینید متن فیلم‌نامه ما، به‌طور کامل توسط میشل بازنویسی شده است. کامل آن را مطالعه و تأیید کرده است. ما صرفاً به‌دلیل ارتباط بیشتر متن با مخاطب ایرانی در بخش‌هایی از آن دست بردیم که در فیلم هم این موارد را رد نکرده‌ایم. آنچه ما از این همراهی نیاز داشتیم این بود که حضور این کاراکتر تبدیل به اعتبار روایت ما از فضای حاکم بر آمریکا شود. البته امروز می‌پذیرم که امروز تصوری در مخاطب ایجاد شده که انتظار دارد به‌طور کامل شاهد خاطرات و تجربیات یک پورن استار باشد.

    همین جا با صدای بلند می‌گویم؛ یک مستندساز از جریان سلطنت‌طلب، مجاهد، روشنفکر و یا هر گروه رادیکال دیگر، اگر مستندی با محتوای «ایکسونامی» بسازد، شخصاً برای پخش و عرضه آن کفن می‌پوشم و به خیابان می‌رومواقعیت این است که زمانی که در فرآیند تولید متوجه شدیم که نمی‌توانیم همراهی میشل را داشته باشیم،‌ باید دست به یک انتخاب سخت می‌زدیم. اینکه آیا باید بازیگر انتخاب می‌کردیم یا نه؟ کار تقریباً هوا شده بود…

    * نظر شخصی من این است که متن تأییدشده میشل اگر به‌صورت نریشن در فیلم روایت می‌شد، بهتر از حضور یک بازیگر مقابل دوربین بود.

    بالاخره ما تجربه‌های مشابهی هم در فضای مستندسازی ایران داشتیم. شما نام مستند «بازگشت گمورا» را شنیده‌اید؟

    * خیر.

    خب این هم مستندی ایرانی درباره همین مسائل مرتبط با انقلاب جنسی است. حتی جزییاتی مانند کتاب کینزی و موارد دیگر هم در آن مطرح شده اما آن طور که باید دیده نشد و امروز فراموش شده. ما این تجربه‌ها پشت‌ُسر گذاشته بودیم و نمی‌خواستیم برای «ایکسونامی» هم این اتفاق تکرار شود.

    * درباره انتخاب این شعار، به کسانی که می‌گویند، چون مستندساز «خودی» بودید توانستید روی این بعد از مستندتان مانور دهید چه پاسخی دارید؟ برخی معتقدند در شرایط امروز سینمای ایران هر فیلم‌سازی نمی‌تواند سراغ چنین سوژه جسورانه‌ای برود.

    همین جا با صدای بلند می‌گویم؛ یک مستندساز از جریان سلطنت‌طلب، مجاهد، روشنفکر و یا هر گروه رادیکال دیگر، اگر مستندی با محتوای «ایکسونامی» بسازد، شخصاً برای پخش و عرضه آن کفن می‌پوشم و به خیابان می‌روم. شما همین محتوا را ارائه کنید، هر کس خواست جلوی آن را بگیرد، شخصاً هرچه از دستم بربیاید برای دفاع از شما انجام می‌دهم. من محسن آقایی را چه کسی می‌شناسد!؟ محصول کار من امروز دارد قضاوت می‌شود. آیا از بدو تولد کسی ما را دسته‌بندی کرده و من نوعی را در دسته آدم‌های ارزشی قرار داده!؟ مگر ما در قبیله‌ای هستیم که دیگران را در آن قبول نکنیم!؟

    اگر بگوییم هر کس «پورن استار» در فیلمش داشته باشد، فیلم خاک‌برسری ساخته و اگر توانسته حتماً نورچشمی بوده که نمی‌شود! خب سوره «هود» در قرآن هم اشاره به «هم‌جنس‌بازی» دارد! مهم این است که با چه پرداختی سراغ چه سوژه‌ای می‌رویم. کمااینکه برعکسش هم صادق است. مگر با کاراکتر شهید و جانباز نمی‌توان فیلم لجن ساخت؟ مگر تا امروز کم از این دست فیلم‌ها در سینمای ایران ساخته‌اند؟ چقدر فیلم داریم که در همین جشنواره فجر به‌عنوان ژانر دفاع مقدس نمایش داشته‌اند اما در فحوا ضدجنگ است و دفاع مقدس را زیر سؤال می‌برد؟

    * به تعبیری مهم‌ترین پشتوانه خود برای به سرانجام رساندن «ایکسونامی» را نوع نگاه و پرداختی که روی سوژه داشته‌اید می‌دانید؟

    مگر غیر از این است؟ هر کارگردانی احساس می‌کند به این پرداخت و محتوا باور دارد، کل امتیاز و حقوق فیلم را به او واگذار می‌کنم، اصلاً با نام خودش فیلم را عرضه کند. چند نفر از کسانی که امروز از این زاویه معترض من هستند، پای چنین محتوا و رویکردی حاضرند بایستند؟

    * به‌عنوان یک مستندساز، اگر مستندساز دیگری بگوید من اساساً تحلیل و روایت ارائه‌شده از تاریخ تحولات اجتماعی آمریکا در مستند «ایکسونامی» و یا مستند سه‌گانه «انقلاب جنسی» که پیش‌تر حسین شمقدری ساخته بود و به نظر هم‌راستا با هم هستند را قبول ندارم. آیا فضا برای ارائه روایت او هم باید مهیا باشد؟ یا نه معتقدید از منظر فرهنگی باید برای روایت‌های دیگر محدودیت وجود داشته باشد؟

    به‌عنوان یک مستندساز، من طرفدار واقعیت به معنای کلان هستم. نیمه نخست فیلم من، روایتی است در تأیید «انقلاب جنسی». هر کس هم می‌بینید احساس می‌کند که موضع ما این است که چقدر هم خوب که این اتفاق رخ داده است. زمانی که روی این سوژه کار می‌کردم، بسیاری از مستندهای مشابه مرتبط با این سوژه را دیدم و می‌توانم ادعا کنم اگر بخواهم مستندی در دفاع از بانیان و پایه‌گذاران «انقلاب جنسی» بسازم، از هر فرد دیگری می‌تواند بهتر این کار را انجام دهم! مسئله‌ام اما این است که بعضی اوقات گفتن بخشی از واقعیت بدتر از دروغ گفتن است. من آدمی نیستم که اجازه دهم هر دروغی در قالب مستند پخش شود…

    همه مدارک نشان می‌داد که  انقلاب جنسی یک فرآیند کاملاً مخرب بوده است. جلوتر که رفتم احساس کردم باید دست روی مواردی بگذارم که برای عده‌ای حکم مسئله ناموسی را دارد! مسائلی مانند لزوم آموزش جنسی که برخی هویتشان را در دفاع از این مسائل تعریف کرده‌اند و تقریباً شک ندارند که استاندارد زندگی همین است!* یعنی مدعی هستید در «ایکسونامی» همه واقعیت را درباره «انقلاب جنسی در آمریکا» گفته‌اید؟

    نه. می‌توانم بگویم تا آنجا که در توانم بوده تلاش کردم واقعیت را درک کنم و وفادار به آن، مستند بسازم. طبیعتاً همه واقعیت در یک فیلم نمی‌گنجد. کار ما که در اصفهان اکران شد، یک جامعه‌شناس بلند شد و نکاتی را مطرح کرد که چرا از منظر جامعه‌شناسی این موارد در فیلم مطرح نشده است. بله ما هم پذیرفتیم، کمااینکه یک نفر دیگر می‌تواند از منظر نکات اقتصادی همین نقد را به فیلم وارد کند. مگر می‌توان به همه ابعاد در یک فیلم پرداخت؟

    * به نظر می‌رسد شما در «ایکسونامی» تمرکز ویژه‌ای روی ابعاد هنری و به‌طور خاص تأثیرات جریان انقلاب جنسی بر روی تولیدات موسیقایی داشتید. در واقعیت امر هم متغیرهای هنری تا این میزان در جریان انقلاب جنسی دخیل بوده‌اند یا براساس سلیقه شخصی خود چنین انتخابی داشتید؟

    یکی از رکن‌های انقلاب جنسی در آمریکا «موسیقی» بوده است. «سینما» یکی دیگر از این ارکان است. حتی قرائت‌هایی وجود دارد که می‌گوید سینما انقلاب جنسی را رقم زد نه کتاب مکنزی! بحث بسیار مفصل دیگری درباره نقش ادبیات در این جریان وجود دارد. صرفاً به بخش‌هایی از این موارد توانستیم در فیلم اشاره کنیم چرا که به لحاظ زمانی محدودیت داشتیم. حتی برخی گفتند مستند را چند قسمتی و سریال می‌ساختی تا به این ابعاد هم اشاره کنی، اما به نظرم نیاز به یک نسخه یکپارچه داشتیم. احتمال دارد بعدها به‌صورت مجزا سراغ برخی از این ابعاد خاص‌تر هم برویم.

    * در تیتراژ هم اشاره شده که بار اصلی پژوهش درباره سوژه فیلم بر دوش خود شما بوده است. در آیین رونمایی هم اشاره کردید که کار این مستند زمانی آغاز شد که بچه‌ای نداشتید و امروز که پخش شده است، دو فرزند دارید. این‌ها یعنی در یک بازه زمانی طولانی شما درگیر این سوژه بوده‌اید. از ابتدایی که وارد میدان شدید می‌دانستید می‌خواهید به چه نتیجه‌ای برسید یا واقعاً آنچه امروز می‌بینیم نتیجه‌ای است که براساس پژوهش و تحقیق به آن رسیدید؟

    اولین مواجهه‌ام با این سوژه مطالعه یک کتاب بود. کتابی که حجم زیادی از اسناد و مدارک درباره انقلاب جنسی در آن درج شده بود. بعد از آن بود که وارد جریان پژوهش درباره جزییات ماجرا شدم. طراحی اولیه طبیعتاً تا حدودی مبتنی‌بر همان داده‌های کتاب بود اما جلوتر که می‌رفتم، گام‌به‌گام فرضیه اولیه‌مان تقویت می‌شد. همه مدارک نشان می‌داد که این انقلاب یک فرآیند کاملاً مخرب بوده است. جلوتر که رفتم احساس کردم باید دست روی مواردی بگذارم که برای عده‌ای حکم مسئله ناموسی را دارد! مسائلی مانند لزوم آموزش جنسی که برخی هویتشان را در دفاع از این مسائل تعریف کرده‌اند و تقریباً شک ندارند که استاندارد زندگی همین است!

    از جایی دیدم چه بخواهم روایت یکجانبه‌ای از ماجرا داشته باشم چه نه، بالاخره باید از پس این منازعات بربیایم. مطمئن بودم باید فیلمی بسازم که اگر منتشر شد، کارشناسان نتوانند روی داده‌های ایراد بگیرند. به نوعی روی مرز یک دوقطبی اجتماعی حرکت می‌کردم که به‌نظرم به‌زودی خیلی تشدید هم خواهد شد. در میانه این دوقطبی‌های اجتماعی نمی‌توان حرفی روی هوا زد و رفت. لازم بود روی سوژه عمیق شوم و یکی از نکاتی که از ما بسیار وقت گرفت همین بود. مثلاً وقتی با یک خبر درباره فلان آمار در آمریکا مواجه می‌شدم، سه‌برابر آن باید وقت صرف می‌کردم که ببینم چقدر این آمار معتبر است و چقدر حاصل دعواهای درونی خودشان است. همین امروز نقل‌قولی از آمریکایی‌ها می‌توان آورد که می‌گوید خدا را شکر که انقلاب جنسی را پشت سر گذاشتیم! و در نقطه مقابل هم نقل‌قول‌های بسیاری هست. مهم اما این است که چه کسی دارد این حرف‌ها را می‌زند.

    در نمونه داخلی شما تصور کنید به‌صورت فرضی امام‌جمعه محترم مشهد اظهارنظری درباره اهمیت برگزاری کنسرت در کشور داشته باشد. اهمیت این نقل‌قول کجا و اظهارنظر یک سلبریتی صرفاً‌ معروف در این زمینه کجا! در آمریکا هم این جنس دوقطبی‌ها به‌شدت وجود دارد. هرچند آنجا زندگی نکرده‌ام اما طبق مطالعاتی که داشته‌ام یکی از مهم‌ترین این دوقطبی‌ها مربوط به همین بحث اخلاق فردی و خانواده می‌شود.

    ادامه دارد…

  • آقای وزیر ارشاد! تاوان این بی‌کفایتی را هنرمندان بیمار می‌دهند

    آقای وزیر ارشاد! تاوان این بی‌کفایتی را هنرمندان بیمار می‌دهند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی شورای عالی تهیه‌کنندگان، سید ضیاء هاشمی دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان درباره مساله بیمه تکمیلی هنرمندان به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نامه نوشت.

    در متن این نامه آمده است:

    جناب آقای دکتر سید عباس صالحی

    وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

    ضمن سپاس و تشکر از توجه، حسن نیت و پیگیری حضرتعالی در خصوص حل وضعیت مالیات هنرمندان، به استحضار می‌رساند کماکان دیگر دغدغه هنرمندان یعنی بحث مهم بیمه تکمیلی درمان پابرجاست. این مساله در ماه‌های اخیر زحمت فروان برای بیماران این قشر فراهم آورده، که پیش‌تر نیز به صورت مکتوب خدمت‌تان اعلام شد و اصلاح و بهبود شرایط این مهم نیازمند به دستور اکید و  پیگیری مجدانه شما است.

    همانطور که مستحضرید گلایه‌های هنرمندان درباره عدم کارایی و بی‌درایتی صندوق اعتباری هنرمندان همچنان پابرجاست و وضعیت بیمه تکمیلی هنرمندان با مشکلات متعدد مواجه است. این صندوق با بی‌کفایتی، هنرمندان بیمار را با بروکراسی دست و پاگیر، درگیر کرده است که هزینه‌های گزافی را به صندوق تحمیل می‌کند و انجام اموری را به هنرمندان متحمل می‌کند که عبث و جاهلانه است.

    در شرایطی که همه ارگان‌ها به سمت دولت الکترونیک رفته و کمتر با کاغذ سر و کار دارند، صندوق علاوه بر ثبت از طریق سامانه، که خود با اشکالات متعدد همراه است، عزیزان بیمار را موظف به پست و تحویل مدارک می‌کند و اکثر باجه‌های پست از ارسال رایگان مدارک اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند.

    سوال اینجاست تاوان بی‌کفایتی مدیران صندوق را چرا باید هنرمندان بیمار بدهند.

    بسیاری از بیماران جامانده از ثبت نام کماکان بلاتکلیف هستند و بیمه سرمد و صندوق هیچ یک رسیدگی به این موضوع را در برنامه قرار ندادند.

    متاسفانه مدیران صندوق به جای سامان بخشی به وضعیت بیمه‌گزار، بیمه‌شدگان که معمولا درگیر پروسه درمان هستند را به زحمت انداخته و تنها به فکر کسب و کارهای دیگر خود هستند و کارمندان صندوق هم به تبع مدیران  برخورد  مناسبی با هنرمندان ندارند.

    بیمه تکمیلی قرار است کمک حال بیمار باشد نه این که بعد از تحمل بیماری در دوران نقاهت باید با کفش آهنین به دنبال بیمه سرمد و صندوق اعتباری بدوند، شاید بخشی از حقوق حقه خود را بتوانند احقاق کنند.

    در حال حاضر بیماران ماه‌ها برای بازپرداخت هزینه‌ها باید صبر کنند تا مبلغ ناچیزی به عزیزان پرداخت شود.

    این در شرایطی است که در دولت نهم هنرمندان تجربه شیرین برخورداری از بیمه تکمیلی طلائی و دریافت خدمات حداکثری با تشکیلاتی که از چند پرسنل که به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسیدند را داشته‌اند و در آن دوره بیمه‌گزار پوشش بیمه‌ای ۱۳ هزار هنرمند سینما و تئاتر را انجام می‌داد. در آن دوره همه افراد بیمه‌گزار بدون فوت وقت با پوشش بیمه طلایی بازپرداخت‌ هزینه‌هایشان انجام می‌شد.

    چگونه است که صندوق اعتباری هنرمندان که دستگاهی عریض و طویل است از عهده این امور به بیمه‌گزار برنمی‌آید!؟

    با توجه به گلایه‌های روزافزون هنرمندان تحت پوشش بیمه تکمیلی، از حضرتعالی به‌عنوان مقام عالی وزارت استدعا داریم ضمن پیگیری مجدد موضوع و دستور حل مشکلات این عزیزان، ترتیبی اتخاذ شود تا برخورد سریع و جدی با خاطیان و افرادی که باعث ایجاد این مشکلات برای هنرمندان عزیز شده‌اند، به عمل آید.

    توفیقات روز افزون شما را از خداوند منان خواستاریم.

    سید ضیاء هاشمی، دبیر شورای عالی تهیه کنندگان»

  • وزارت فرهنگ فرانسه حامی معنوی فستیوال فیلم های ایرانی ویتره شد

    وزارت فرهنگ فرانسه حامی معنوی فستیوال فیلم های ایرانی ویتره شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز ایران و فرانسه، نشست مطبوعاتی اولین دوره فستیوال فیلم های ایرانی در ویتره شامگاه پنجشنبه ۱۴ آذرماه (پنجم دسامبر ۲۰۱۹) در خانه فرهنگ های جهانِ شهر (Maison des Cultures du Monde) برگزار شد. این مرکز فرهنگی که سابقه تاسیس ۴۰ ساله دارد یکی از نهادهای فرانسوی پایه ای در زمینه میراث فرهنگی ناملموس و مرکز آن در شهر ویتره واقع است.

    در این نشست خبری افرادی چون پیر مئنوری شهردار و وزیر اسبق، شِریف خذنادار نویسنده، شاعر فرانسوی و پایه گذار و رییس خانه فرهنگ های جهان، سیدعلیرضا خلیلی رییس مرکز ایران و فرانسه، وحید یعقوبی کارشناس هنری و سینمایی و عضو شورای هیات مدیره مرکز ایران و فرانسه و نیز لوران گارو مدیر هنری این فستیوال و تعدادی دیگر از مسئولان فرهنگی و محلی این شهر حضور داشتند.

    در این نشست مسئولان حاضر در جلسه علاوه بر معرفی برنامه ها و  تشریح جزییات فستیوال به سوالات روزنامه نگاران محلی و خبرنگاران استان بروتاین پاسخ دادند.

    پیر مئنوری شهردار شهر ویتره در ابتدای سخنان خود ضمن سپاس و قدردانی از دست اندارکاران این فستیوال، برگزاری این چنین برنامه های فرهنگی بین ۲ کشور ایران و فرانسه را به دور از مناقشات سیاسی موجود، عاملی بسیار مهم در حل مسائل و مشکلات کنونی در عرصه بین الملل دانست و گفت: شناخت امروز از کشور ایران و نقش فعال جوانان ایرانی در آینده این کشور ورای مشکلاتی که امروز ایران با آن دست پنجه نرم می کند قطعا در فردای روابط بین ایران و فرانسه  مهم و موثر خواهد بود چنانچه ۲ مقوله فرهنگ و هنر خواهند توانست به عنوان عناصری مورد فهمِ مشرک و البته ماندگار نقش مهمی در این زمینه ایفا کنند.

    در ادامه علیرضا خلیلی رییس مرکز ایران و فرانسه  نیز در ادامه ضمن قدردانی از شهردار و مسئولان محلی و استانی بروتاین در برپایی این فستیوال ضمن برشمردن جنبه های تاریخی این شهر و ارتباطات عمیق هنری و فرهنگی بین ۲ کشور به معرفی کوتاهی از سینمای ایران و حجم آثار تولیدی در این عرصه پرداخت.

    وی ضمن اشاره به نقش نسل جدید کارگردانان ایرانی و این فستیوال در ترسیم چهره نوین از ایران، ابراز امیدواری کرد که این جشنواره در چارچوب واقعی یک فستیوال سینمایی یعنی انتخاب و گزینش آثار و نهایتا انتخاب فیلم برتر بر اساس آرای تماشگران بتواند در جهت تعمیق روابط فرهنگی و هنری ۲ ملت موثر باشد.

    خلیلی در پایان اضافه کرد: امیدواریم در ساله ای آتی با فراخوان گسترده تر شاهد افزایش هر چه بیشتر حضور فیلم های ایرانی از نظر کمی و کیفی باشیم.

    لوران گارو نیز در سخنان خود با اشاره به ضرورت شناخت کشور ایران و شرایط فعلی آن و در این عرصه به وِیژه سینما و موج نو را مهم ارزیابی کرد و بیان کرد: امروزه این شناخت با آنچه که ما از رسانه ها می شنویم فرسنگ ها فاصله دارد که یقینا نیازمند هستیم از طریق برگزاری اینچنین برنامه هایی، تصویر دیگری از این کشور را بر اساس واقعیات موجود عرضه کنیم.

    شِریف خذنادار مدیر خانه فرهنگ های جهان نیز طی سخنانی با اشاره به غنای فرهنگ ایرانی، افزود: به موجب نگاه کلیشه ای و محدود ما به ایران، این فستیوال به ما نیز در جهت رفع این موضوع کمک خواهد کرد و حتما در طی این چند روز با حضور هنرمندان و کارگردانان ایرانی و آثارشان چیزهای زیادی برای کشف و دانستن خواهیم داشت.

    در طی این نشست مطبوعاتی پیام ویدئویی ژان کلود کریر نمایشنامه‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان معاصر فرانسوی و از حمایت کنندگان این فستیوال نیز، پخش شد که در آن وی با برشمردن ویژگی های تاریخ و تمدنی و اهمیت فرهنگ و سینمای  ایران، اهالی ویتره و استان بروتاین فرانسه را به تماشای فیلم های ایرانی دعوت نمود.

    پرسش و پاسخ درباره معیار انتخاب فیلم ها، ویژگی های تولیدی و محتوای آثار و توضیح درباره سایر برنامه های جانبی پایان بخش این نشست مطبوعاتی بود.

    بر اساس اعلام رسمی وزارت فرهنگ فرانسه این نهاد دولتی فرانسوی حامی معنوی این فستیوال شد.

    اولین دوره فستیوال فیلم های ایرانی در ویتره با عنوان «نسل نوین سینمای ایران» از تاریخ ۱۱ تا ۱۵ دسامبر ۲۰۱۹  برابر با ۲۰ الی ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۸، در شهر ویتره برگزار خواهد شد.

    در این جشنواره ۶ فیلم «یه وآ» به کارگردانی آناهید آباد، «آپاندیس» به کارگردانی حسین نمازی، «ویلایی ها» به کارگردانی منیر قیدی، «برگ جان» به کارگردانی ابراهیم مختاری، «مادری» به کارگردانی رقیه توکلی و «خانه ای در خیابان چهل و یکم» به کارگردانی حمیدرضا قربانی به انتخاب هنری ابوالفضل جلیلی انتخاب و به نمایش در خواهد آمد.

  • «خاطرات بادیه» صاحب پوستر شد/ رونمایی از تیزر

    «خاطرات بادیه» صاحب پوستر شد/ رونمایی از تیزر

    به گزارش خبرنگار مهر، پوستر جدید و تیزر مستند «خاطرات بادیه» به کارگردانی ساسان فلاح فر که به تازگی به بخش نیمه بلند سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» راه یافته است، رونمایی شد.

    پوستر مستند «خاطرات بادیه» را محمدصادق کرمیان طراحی کرده و تیزر را پوریا نجفی ساخته است.

    در این مستند ۶۰ دقیقه ای ما آدم‌های عادی‌ای را می‌بینیم که وقتی در یک موقعیت، انتخابی می‌کنند تبدیل به یک قهرمان می‌شوند.

    «خاطرات بادیه» از زبان فردی روایت می شود که تا به حال جنگ را ندیده و همه چیز براش جالب است. به همین دلیل سوژه های مورد نظرش را دنبال می‌کند.

    ساسان فلاح فر پیش از این در یازدهمین دوره جشنواره «سینماحقیقت» با مستند «نبرد پالمیرا» حضور داشت.

    سایر عوامل این اثر عبارتند از تهیه کننده: مرتضی شعبانی، تصویربرداران: سجاد بخشی، احمد عبدالرحیمی، محمد صدری و مصطفی احمدی، نویسنده: مهدی نعمت الهی، طه امیری، تدوین: ساسان فلاح فر، سجاد پرهیزکاری، گوینده متن: محمد باقر مفیدی کیا، موسیقی: احسان غلام نژاد، طراحی و ترکیب صدا: محمدحسین ابراهیمی، طراحی لوگو و پوستر:صادق کرمیان، تهیه شده در مرکز مستند حقیقت، مجری طرح: مرکز رسانه فاطمیون.

  • رونمایی از پوستر مستند «بیر عالم سوز»

    رونمایی از پوستر مستند «بیر عالم سوز»

    به گزارش خبرنگار مهر، پوستر مستند پرتره «بیر عالم سوز» به کارگردانی محمدطه امیری و تهیه‌کنندگی عبدالحسین که به بخش جایزه شهید آوینی سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» راه یافته است، رونمایی شد.

    این فیلم روایتی از زندگی حاج بهزاد پروین قدس هنرمندِ عکاس، نقاش، خطاط، مستندساز، نویسنده و جانباز دفاع مقدس است.

    این فیلم در مدت زمان ۷۶ دقیقه و به سفارش خانه تولیدات جوان صدا و سیما تولید شده است.

    سایر عوامل این اثر عبارتند از تصویربردار: یحیی رضایی، تدوین: مصطفی فتاحی، صدابردار: محمدحسین صفایی، گرافیک و پوستر: علی اصغر اسحاقی، طراحی و ترکیب صدا: محمد حسین ابراهیمی، اصلاح رنگ و نور: یحیی محمدعلیی، مدیرتولید: محمد حسین صفایی.

  • تصویربرداری «عروسک» به پایان رسید/نجات یک کودک جنگ زده

    تصویربرداری «عروسک» به پایان رسید/نجات یک کودک جنگ زده

    تصویربرداری «عروسک» به پایان رسید/نجات یک کودک جنگ زده

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مدرسه سینمایی «باران»، مراحل تصویربرداری فیلم کوتاه داستانی «عروسک» به نویسندگی و کارگردانی نسرین گل ریحان به پایان رسید و تدوین آن توسط سیاوش شهابی در مدرسه سینمایی باران آغاز شده است.

    این فیلم که ماجرای نجات یک کودک جنگ زده توسط یک خبرنگار جنگی زن در شهر حلب سوریه را روایت می کند، اولین فیلم کوتاه تولید شده در مدرسه سینمایی باران به مدیریت حسین شهابی است و کارگردان و بازیگران آن از فارغ التحصیلان این مدرسه هستند.

    رضوان بهشتیان، سحر عبدالهی، محمدجواد اسدی و نبی‌اله مینایی جاوید نقش های اصلی این اثر را ایفا می کنند.

    جاسم سبحانی، ترنم سرافراز، روشا حسن پور، احمد قزلباش، محمود قزلباش، مهدی میلان، رضا ایوبی و مصطفی دارابی سایر بازیگران و ریحانه محمد نژاد، مونا عطاریانی بازیگران مهمان این فیلم هستند.

    سایرعوامل تولید این فیلم نیز عبارتند از تهیه کننده: حسین شهابی، تصویربردار: امیرحسین خوشبین، تدوین: سیاوش شهابی، دستیاران تصویر: محمد نصیری، محمد زهی و مهران فتحی، صدابردار: سامان شهامت، دستیار صدا: جابر انصاری، طراح صحنه ولباس: رسول تقیانی، دستیار صحنه: اصغر امامی، دستیار لباس: نجمه صفایی، گریمور: ملیسا احمدی، مجری گریم: محمد مهدی احمدی، منشی صحنه: فاطمه مسعودی نژاد، عکاس: فاطمه الهیار نژاد، مدیر تولید: نبی اله مینایی، هماهنگی تولید: محمدجواد اسدی، مترجم زبان عربی: نرجس واحدی، تدارکات: اکبر کشاورز و مشاور رسانه ای: رکسانا قهقرایی، تولید شده در مدرسه سینمایی باران.

  • «گوزن ها» در خانه سینما نمایش داده می شود

    «گوزن ها» در خانه سینما نمایش داده می شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه سینما، کانون فیلم خانه سینما در تازه‌ترین برنامه خود، نسخه اصل و تازه تبدیل شده «گوزن ها» اثر مسعود کیمیایی را به نمایش می گذارد.

    این برنامه در تاریخ یکشنبه ۱۷ آذر، ساعت ۱۸ برگزار می‌شود.

    همچنین در ادامه با حضور جواد طوسی و نیما عباس پور، درباره فیلم صحبت خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند برای حضور در این جلسه به خانه سینما به نشانی خیابان بهار، خیابان سمنان، شماره ۲۹ مراجعه کنند.