برچسب: وبلاگ>مهاجری، محمد

  • پاسخ به آقای مسیح مهاجری در باره سریال”پایتخت”

    پاسخ به آقای مسیح مهاجری در باره سریال”پایتخت”

    ایشان در یادداشت خود[اینجا] بخشهایی از این مجموعه تلویزیونی را تمسخر دین و مناسک حج خوانده است.

    ذیلا دوسه نکته را عرض می کنم:

    ۱-  بعضی عزیزان که وظیفه شان تبیین معارف دینی است در روزهای کرونایی بدنبال کشف خواص روغن گل بنفشه و عنبرنسارا برای معالجه این بیماری اند. عده ای دیگر هم طناب به کمر خود بسته اند و رفته اند ته چاه آخرالزمان که از کرونا چندتا علائم ظهور صید کنند. خب در چنین شرایطی معلوم است بازار دست چه کسانی می افتد.

    ۲- اگر روال گذشته پابرجا باشد این سریال با بودجه صداوسیما ساخته نشده و موسسه ای در خارج از تلویزیون آن را ساخته و  صداوسیما آن را یک آگهی می بیند. در کنار دیگر آگهی ها که پولش را می گیرد و به بهشت وجهنمش کاری ندارد و فقط “به فرموده” پخش می کند. و این موسسه هرچه بسازد بی نقص و مصداق این مصرع است:”فحش از دهن تو طیبات است”. ضمنا انشالله هزینه اش را بیت المال نمی دهد و همان ۲۰دقیق آگهی اول و وسط سریال خرجش را درمی آورد.

    ۳- اگر همین محتوایی که در “پایتخت” نمایش داده می شود مثلا در سینما یا سینمای خانگی پخش می شد ، خدا می داند الان چه الم شنگه ای برپا بود. آن  دیالوگی که حجاب مقنعه ای هما به “شست پایی که از سوراخ جوراب بیرون زده” تشبیه می شود، اگر در هر فیلمی جز این نمایش داده می شد الان محشر کبری داشتیم و این کار ، نتیجه نفوذ افراد  لامذهب و سلبریتی های بی حیا و تحت تاثیر فیلمهای قبل از انقلاب و … معرفی می شد اما فعلا قرار نیست چنین شود.

    ۴- برای بیرون آمدن مطلب از تلخی، این قصه طنز را برای جناب مسیح مهاجری یادآوری می کنم:
    فردی پیش روحانی محل رفت و گفت: من برای تامین معیشت چند یتیم ، جلوی یک مشروب فروشی با صدای بلند تبلیغ می کنم و مردم را به خرید دعوت می کنم. حکم شرعی این کار من چیست. روحانی که دریافته بود او برای کار خلاف خود دنبال توجیه شرعی آمده پوزخندی زد و گفت: صاحب مغازه سودش را می برد،مشتریها هم حال مشروب را می برند، بچه یتیم ها هم از گرسنگی نجات می یابند. و تو می مانی و یک دهان گشاد!

    حال صداوسیمای ما هم این وسط مثل همان دادزن است.

    ۵- عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی. انصافا بازی نقی و ارسطو و فهیمه و بهتاش و… فوق العاده نیست؟!

    ۱۷۱۷

  • آقای دکترنمکی! نگذارید دیگران در آش شما نمک بریزند

    آقای دکترنمکی! نگذارید دیگران در آش شما نمک بریزند

     1-دست وزیرمحترم بهداشت و تمام همکاران ایشان در وزارتخانه و قبل از آن همه کارکنان بیمارستانها، بهیاران، پرستاران و پزشکانی را که از جان خود برای مبارزه با کرونا دست شسته اند می بوسم.

    ۲- در روزهای پرمشغله وزارت بهداشت، دو هواپیمای حامل کمکهای پزشکان بی مرز وارد ایران می شود. قبل از آن هم از کشورهای دور و نزدیک کمکهایی رسیده و به مصرف بیماران کرونایی رسیده است، اما موضوع “پزشکان بی مرز” متفاوت است. ظاهرا  آنها یکی دو روز معطل می مانند و سپس،به بی ادبانه ترین وجه عذرشان خواسته می شود.

    ۳- اتهام آنهایی که کمک به ایران آورده بودند “ترور بیولوژیک”  است. از امریکا هم نیامده بودند . “پزشکان بدون مرز”یک سازمان بین المللی است که در مواقع نیاز به کشورها کمک می کند.طبق اطلاعات موجود در مکاتبه با وزارت بهداشت برای کمک به بیماران کرونایی اعلام آمادگی می کنند و این وزارتخانه هم موافقت می کند. طبعا روالی دارد که باید دوسه وزارتخانه و دستگاه دیگر هم هماهنگ شوند که می شوند. تاییدیه ها انجام و ویزاها صادر می شود.

    ۴- ناگهان سروکله استکبارستیزان! پیدا می شود که ایهاالناس چه نشسته اید که عده ای جاسوس دارند وارد کشور می شوند و با آوردن چهارتا کاسه بشقاب، می خواهند سرمان را شیره بمالند و اطلاعات پزشکی مملکت  را بربایند و ببرند.

    ۵-  وزارت بهداشت، دست و پایش را گم می کند. می ترسد نکند فردا همدستی با جاسوسان را در کارنامه اش بنویسند. ترجیح می دهد فراموش کند که خودش با ورود تیم پزشکان بی مرز موافقت کرده. بنابراین زیر همه چیز می زند. یک مقام دست دهم وزارتخانه اعلام می کند چی؟کی؟کجا؟ما اصلا از هیچ چیز خبر نداریم!

    تا اینجا  صورت مسئله بود.

    حالا چند جمله خطاب به وزیرمحترم بهداشت:

    الف:جناب آقای دکتر نمکی! شجاعت و حریت،ویژگی های قابل ستایش آدمیانند، بخصوص بهنگام بحران و سختی. بر فرض که متوجه شدید موافقت با ورود پزشکان بی مرز اشتباه است. چرا تجاهل می کنید؟ گردنتان را بالا می گرفتید و می گفتید اشتباه کردیم. نه اینکه بیندازید گردن این و آن.

    ب: می دانید پیام بازگرداندن  تیم آن هم به این شکل،در دنیا چیست؟ جهانیان در باره ما چه قضاوتی خواهند داشت؟ ما دربحرانهایی مثل سیل و زلزله، حتی کمک امریکایی ها را رد نکردیم . این بار هم نیاز نبود بی تربیتی کنیم. خیلی ساده می توانستید اطلاع رسانی کنید. با رئیس تیم مصاحبه می کردید و از زبان او کمکهایی را که آورده اعلام می کردید. موقع مصاحبه با او دوربین تلویزیون را می بردید روی کمکهای شان. اگر واقعا چندتا کاسه بشقاب بود آبروی شان می رفت. این طوری بهتر بود یا الان که …؟

    ج:آقای دکتر نمکی! فرض کنید کرونا بجای اینکه سراغ ما بیاید سراغ یک کشور کافر رفته بود و شما به عنوان نماینده ایران، یک هواپیما کمک به آن کشور می بردید و مهمان شان می شدید و دست برقضا همین برخوردی که با پزشکان بدون مرز شدف با شما صورت می گرفت. می توانم خواهش کنم حس و حال تان را در چنین فرض غیرمحالی توضیح دهید؟

    د: آقای وزیربهداشت! من شما را مقصر نمی دانم. آنقدر شلوغ هستید که شاید این موضوع از دستتان دررفته باشد.ممکن است تحت فشار سیاسی و روانی دیگران قرار گرفته باشید. درست مثل همان کیس ۲۰۰میلیون ماسک که ادعا کردید یک قاچاقچی قرار است به شما بفروشد و بعدش معلوم شد کلا دروغ بود. تردید نکنید همان کسانی که آن پوست خربزه را زیر پای شما انداختند این بار هم سرتان بازی درآورده اند. این بازیگرها نه جان مردم بیمار برایشان مهم است نه حیثیت و اعتبار شما. اجازه ندهید نمک شان را در آش شما بریزند!

    ه:آقای وزیر! چه رفتار با تیم پزشکان بی مرز (که مهمان ایرانیان بودند ) و چه رفتاری که برای به گردن دیگران انداختن انجام دادید با فرهنگ اسلامی-ایرانی ما سازگار نبود. با روحیه مردم خونگرم و بامعرفت زادگاهتان شهر کاشان – که از جانب مادر با شما همشهری ام – هم تناسب نداشت.

    … اما فرصت جبران هست.

  • در دفاع از آقای بادامچیان

    در دفاع از آقای بادامچیان

    به گفته آقای بادامچیان مرحوم بازرگان حقوق ۲۰هزارتومانی(معادل نخست وزیران قبل از انقلاب) دریافت می کرده و شهیدرجایی حقوقش ۴۳۰۰تومان بوده است

    این سخن آقای بادامچیان که از چهره های مبارز و زجرکشیده قبل از انقلاب است با واکنشهایی تند و بعضا غیرمودبانه و دور از انصاف مواجه شد. به طوری که عده ای ترجیح دادند نحوه آزادی او از زندان شاه را به رخ بکشند و آن را در جهت اهداف حکومت پهلوی بنامند و عده ای نیز اتهامات دیگری را متوجه وی ساختند.

    نیازی به این همه بداخلاقی نیست و کسانی که به اظهارات آقای بادامچیان معترضند می توانند یک اصل مسلم حقوقی را یاداوری کنند: البینه علی المدعی

    یعنی از آقای بادمچیان که شخصا صداقتش را قبول دارم( و البته با بسیاری از مواضع سیاسی اش مخالفم) بخواهند یک فیش حقوقی از بازرگان و یک فیش حقوقی از شهیدرجایی یا هر سند دیگری را که نشان از واریز حقوق برای این دو بزرگوار دارد ارائه کنند.

    از دو حال خارج نیست. یا ایشان چنین سندی را در دست دارند یا آدرسش را می دانند که نشان می دهند و قضیه تمام می شود. یا چنین سندی وجود ندارد و مثلا آقای بادامچیان به شنیده ها یا اسنادی نا معتبر و یا اسنادی که وجودخارجی ندارد اتکا کرده است. در این صورت با روحیه ای که از آقای بادامچیان سراغ دارم، یقینا او شجاعت عذرخواهی بابت این موضوع را دارد.

    البته بین آقای بادمچیان و مرحوم آقای بازرگان دیواری به بلندی و ستبری دیوار چین وجود دارد، اما این هرگز نباید این برادر عزیز را به خاطر دعوای سیاسی، به خلاف گویی وادارد و انشاءالله چنین نشده است.

    یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا کونوا قَوّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ ۖ وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلیٰ أَلّا تَعدِلُوا ( ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیّتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند)

    ۱۷۱۷

  • آقای مظفر! تا این دولت هستFATF اجرا نمی شود

    آقای مظفر! تا این دولت هستFATF اجرا نمی شود

    آقای مظفر  در پاسخ به اینکه آیا رفتار مجمع در معلق گذاشتن لوایح FATF به معنای مسکوت گذاشتن آن است می گوید:[اینجا] خیر مسکوت نمی ماند، فقط فرصتی داده ایم. به هرحال شورای اروپایی که دائما اصرار می کند ایران سریعتر تصمیم گیری کند ماهم گفتیم خب شما چه کاری کردید، شما هم کاری انجام دهید. ایران یازده تعهد داشته که به آنها عمل هم کرده است اما شما هیچ تعهدی را انجام ندادید.

    پاسخ آقای مظفر کاملا با اصول حقوقی مغایر است. اگر ایشان مانند برخی دیگر از اعضای مجمع، FATF را کلا یک پروژه استعماری می داند و  طبق ادعاهای موهوم و خنده دار آنها اعتقاد دارد با تصویب آن کلیه اطلاعات مالی ایران باید در اختیار کاخ سفید گذاشته شود، چرا برای تصویبش شرط می گذارد؟ قرارداد استعماری که با رفو و وصله پینه استقلالی نمی شود!
     و اگر ایشان اصل لوایح را بی اشکال و مثبت می داند، با چه استدلالی گروکشی می کند؟ اگر  FATF بی اشکال هست باید تصویب شود و نهایتا از سوی دستگاهای ذی صلاحیت( که نمی دانم مجمع تشخیص مصلحت جزء آنان هست یا نه) توصیه شود که همراهی با اروپایی ها منوط به همکاری آنان گردد.

    آقای مظفر البته در ادامه مصاحبه نکته ای را بیان کرده که درخور تقدیر است و آن پذیرفتن مسئولیت رد این لوایح است. گرچه ایشان گفته که مجمع این مسئولیت را می پذیرد، اما به نظر می رسد بیشتر موضع شخصی ایشان است؛ اما تا همین جا هم غنیمت است. البته پذیرفتن یا نپذیرفتن چنین مسئولیتی توسط مجمع اهمیتی ندارد چون هزینه آن را مجموعه نظام و به ویژه مردم خواهند داد. مردمی که شاید ندانند ،در وانفسای تحریم گسترده، همین مقدار درآمد نفت و نیز درآمدهای حاصل از صادرات کالاهای مختلف، به خاطر نپذیرفتنFATF به راحتی وارد کشور نمی شود و مجبوریم با باج دادن به برخی بانکهای خارجی آن را وارد کشور کنیم. ناگفته روشن است که فساد ناشی از این باج دادن بعدها از مشغله های دادگاه ویژه رسیدگی به جرایم اقتصادی خواهد شد.

    و جمله آخر اینکه امیدوارم جناب مظفر ، این جمله یکی از چهره های مخالف FATF را شنیده باشد که: تا این دولت هست نمی گذاریم اجرا شود!

    ۱۷۱۷