برچسب: وبلاگ>زیباکلام، صادق

  • اصلاح‌طلبان و بحران باور به صندوق رای

    اصلاح‌طلبان و بحران باور به صندوق رای

    شاید در شرایطی معمولی این طرح یا چیزی شبیه به این به‌رغم انتقادات وارده می‌توانست برای انتخابات راهگشا باشد و جمعی از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب در قالب فردی یا تشکیلاتی مجموعه‌ای را انتخاب کنند و آن مجموعه نامزدها را اعلام کنند و در نظرسنجی که صورت می‌گیرد هر کدام از این نامزدها رای بیشتری آوردند کاندیدای اصلی اصلاح‌طلبان برای انتخابات پیش رو شوند. اما در شرایط فعلی معتقدم که این طرح و طرح‌هایی شبیه به این اصلا نمی‌تواند به اصلاح‌طلبان برای خروج از شرایط فعلی کمک کند.

    به‌واسطه اینکه مساله اصلی این نیست که ما نامزدهای اصلاح‌طلب رااز طریق چه مکانیزمی تعیین کنیم، بلکه مساله اساسی‌تر این پرسش ساده مردم ازاصلاح‌طلبان خواهد بود که از کجا معلوم که حتی یکی از نامزدهای اصلاح‌طلب تایید صلاحیت شود؟ از طرف دیگر اصلاح‌طلبان نمی‌توانند بگویند که وظیفه ما فقط انتخاب و تعیین نامزدهاست و امیدواریم که شورای نگهبان اینها را تایید کند. تااصلاح‌طلبان نتوانند مردم را مجاب کنند که در پایان این طرح حداقل یک سوم یا نصف کسانی که نامزد شدند صلاحیت‌شان تایید خواهد شد، موجب ترغیب مردم برای شرکت در انتخابات نخواهد شد.

    نکته بعدی اینکه اصلاح‌طلبان هنوز به آن مرحله نرسیدند که مشکلاتشان مکانیزم انتخاب نامزدها باشد. مشکل اصلاح‌طلبان بسیار اساسی‌تر از این حرف‌ها است. مشکل بنیادی‌اصلاح‌طلبان این است که ۸۰ درصد بدنه اجتماعی خود را از دست دادند و مردمی که به دعوت اصلاح‌طلبان در انتخابات اسفند ۹۴ و اردیبهشت ۹۶ شرکت می‌کردند دیگر حاضر نیستند که در به همین آسانی در انتخابات شرکت کنند و گویا اصلاح‌طلبان توجهی به این مساله ندارند.

    اصلاح‌طلبان اصلا نمی‌خواهند به این موضوع بپردازند که به طور جدی از آنها سلب اعتماد عمومی شده است. مهم نیست که فهرست اصلاح‌طلبان در حوزه‌های مختلف دربرگیرنده کدام چهره‌ها و شخصیت‌ها خواهد بود، اشکال اساسی این است که بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان دچار تردید شده‌اند و در عوض کسانی که در این انتخابات شرکت خواهند کرد اصولگرایان و طرفدارانشان خواهند بود؛ یعنی همان ۱۵ میلیونی که به آقای رئیسی رای دادند.

    این مساله تعجب برانگیز است؛ به‌رغم اینکه اصلاح‌طلبان در این جامعه زندگی می‌کنند و مایوس شدن مردم از صندوق رای را می‌بینند، اما این مساله چندان برایشان اهمیت ندارد و دنبال فرمول‌هایی هستند که چگونه نامزدها را انتخاب و تعیین کنند. باید کاری کنند که شرایط برای حضور مردم در انتخابات فراهم شود و مردم باور کنند که تنها راه تغییر در جامعه صندوق رای است. هر چند مردم می‌پرسند کدام تغییر در نتیجه رای ما به آقای روحانی در کشور به‌وجود آمد؟ اما در پاسخ باید اذعان داشت که حداقل وضع ما بدتر نشد، البته نمی‌توان گفت که یک گام به جلو رفتیم.

    مساله اساسی این است که باور به صندوق رای ترک برداشته و بعید به‌نظر می‌رسد که اصلاح‌طلبان متوجه این امر نشده باشند، اما هیچ فکری در مورد آن نمی‌کنند. اصلاح‌طلبان چاره‌ای ندارند جز اینکه به این مشکل و بحران اساسی بپردازند که چگونه می‌شود اعتبار صندوق رای را احیا کرد.

    * استاد تمام دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران
    * منتشر شده در روزنامه آرمان ملی ۱۸ آبان ۹۸

  • تعامل یا تقابل؟

    تعامل یا تقابل؟

    ایشان دو استراتژی و دو نوع نگاه به دیگر کشورها را مطرح و اعلام کردند که در عرصه سیاست خارجی، سیاست‌ها بر مبنای «تعامل یا تقابل» شکل می‌گیرد. طی ۴۰ سال گذشته ایران استراتژی تقابل را در مقابل غرب برگزید و نام آن را انقلابی‌گری یا صدور انقلاب گذاشت. این تغییر نام اما تغییری در رویکرد ایجاد نمی‌کند و در واقعیت رویکرد اصلی ایران طی ۴۰ سال گذشته بر مبنای تقابل بوده‌است. علاوه براین، صداهای دیگری هم وجود داشته که نسبت به‌این تقابل نگاه مثبت نداشته است، با این دیدگاه که تقابل به منافع ملی آسیب می‌زند.

    گاهی حتی صدای مخالف تقابل به عقب‌نشینی، وادادگی و تسلیم متهم شده و رسانه‌های طرفدار تقابل، او را غیرانقلابی نامیده‌اند. در حالی که از آن روزها فاصله چندانی نگرفته‌ایم روزنامه کیهان، سخنان رئیس‌جمهور درخصوص تعامل را معادل تسلیم قرار داد و از آن به عنوان ضعف دولت نام برد. این رفتار به معنی آن است که از سوی یکی از جریان‌های سیاسی درکشور، تعامل با تسلیم یکسان گرفته می‌شود و در برابر آن، سیاست‌ تهاجمی بر مبنای تقابل معادل انقلابی‌گری تعریف شده و ستوده می‌شود.

    نمی‌توان روابط بین‌المللی را صرفا بر پایه تقابل بنا نهاد و از تعامل چشم پوشی کرد. چه بسا اتخاذ یکی از هر کدام از این دوحالت به منافع ملی آسیب وارد می‌کند. برای اثبات این موضوع کافی است نگاهی به همسایگانمان نظیر ترکیه بیندازیم که در مواجهه با دیگر کشورها رویکرد مبتنی بر تعامل را انتخاب کرده در حالی که در مواردی تقابل را برگزیده است. در نهایت ترکیه ۴۰ سال قبل کجا بود و امروز کجاست؟ درخصوص ایران این موضوع چگونه است؟ ما ۴۰ سال قبل چه شرایطی داشتیم و امروز چه شرایطی داریم؟
    ترکیه ۴۰ سال قبل به هیچ وجه به عنوان یک قدرت اقتصادی در منطقه شناخته نمی‌شد، اما امروز این کشور سالانه ۱۵۰ میلیارد دلار صادرات دارد و فقط در سال گذشته ۴۶ میلیون گردشگر به آنجا سفر کرده‌اند. در ایران شرایط متفاوت است. با قطع صادرات نفتی به دلیل تحریم‌های آمریکا، اقتصاد کشور با شرایط بسیار سختی روبه‌رو شده و مردم در سختی زندگی می‌کنند. انتقاد به آقای رئیس‌جمهور این است که آقای روحانی! چرا اینقدر دیر؟

    ۲۴ میلیون نفر در سال ۱۳۹۶ به تعامل رأی دادند. اگر این ۲۴ میلیون نفر خواهان تقابل بودند که به کاندیدای جریان رقیب دولت رأی می‌دادند. سؤال اینجاست، چرا امروز که کشور متحمل هزینه‌های زیادی شده، رشد اقتصادی منفی است و زندگی مردم سخت‌تر از همیشه شده به فکر تعامل افتاده‌اید؟ چرا زودتر از این‌ها حرکت دولت به سوی سیاست‌های تعاملی آغاز نشد؟ زمانی که رئیس‌جمهور برای شرکت در هفتاد و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرد، به گونه‌ای سخن گفت که دلواپسان هم احساس رضایت داشتند. البته باید بپذیریم هر زمانی که منتخبی از بخش انتخابی از تعامل سخن بگوید مطمئنا با تخریب و توهین روبه‌رو خواهد شد و چنین مسأله‌ای نیازمند حمایت مردم است.

    * استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
    * منتشر شده در روزنامه آرمان ۲ آبان ۹۸