برچسب: وبلاگ>بذرافکن، مهدی

  • همیشه «سالار» باش آقای عقیلی

    همیشه «سالار» باش آقای عقیلی

    «وطنم ای شکوه پابرجا…»

    «ایران،فدای اشک و خنده تو…»

    این دو ترانه و آهنگ را احتمالا خیلی از ایرانی ها شنیده و با تمام وجودشان در ذهن و خاطره دارند؛ این ها را سالار عقیلی خوانده؛خواننده جنتلمن و با شخصیتی که با آن صدای گیرا و قدرتمند هر وقت می خواند، خوب می خواند؛دستش هم درد نکند.حنجره اش همیشه سالم و عمرش دراز باد.

    این روزها اما نام سالار عقیلی بیشتر با پخش یک ویدیوی جنجالی سر زبانها افتاده؛ همان ویدیویی که او وارد یک مرکز خرید می‌شود و می‌گوید: «من وارد شدم، دیدم دارند مردم رو به خاطر کرونا چک می‌کنند. کار بسیار پسندیده ای است و امیدوارم دیگر مراکز خرید هم این کار را بکنند.»

    او البته نام این مرکز خرید که در منطقه ولنجک تهران هست را هم می گوید و نکته همین جاست که کاربران در شبکه های اجتماعی می گویند او دست به یک کار تبلیغاتی زده آن هم در این شرایط و حال و احوال کشورمان که با شیوع ویروس کرونا درگیر است.

    صد البته که سالار عقیلی به عنوان یک هنرمند سرشناس حق دارد از شهرتش استفاده کند. تبلیغ کند. پول خوب هم بگیرد نوش جانش،گوارای وجودش.

    اما در این شرایط که مسوولان بهداشت کشور مردم را به ماندن در خانه ها تشویق می کنند چنین تبلیغاتی از لحاظ افکار عمومی پذیرفته نیست.

    حتی اگر بپذیریم سالار عقیلی قصد تبلیغ نداشته-که با توجه به آن ویدیو احتمالش کم است-باز هم پذیرفته نیست که در این شرایط سخت او مردم را تشویق به خرید از یک مرکز لاکچری خرید در منطقه ای مرفه نشین کند.

    ما این هنرمند گرامی را دوست داریم. از آقای عقیلی می خواهیم همیشه «سالار» باشد.

  • آقای خواننده؛ تو محکومی به برگشتن

    آقای خواننده؛ تو محکومی به برگشتن

    شباهت صدای خواننده ترانه ای که تلویزیون پخش کرد با یکی از خوانندگان قدیمی و مهاجرت کرده آن سوی آب ها ما را متعجب کرده بود؛ از شبکه های اجتماعی و اصلا از اینترنت خبر آنچنانی نبود که در چشم بر هم زدنی درباره ترانه پخش شده و خواننده اش جستجو کنیم و به سوالمان برسیم.

    تلویزیون هم که انگار آزار داشت! ترانه ای که پخش می کرد خیلی مواقع نام خواننده یا آهنگساز آن را نمی نوشت و معرفی نمی کرد.

    به هر حال مدت کمی گذشت تا بفهمیم خواننده این ترانه ماندگار و خاطره انگیز کیست:

    «من زمینم تو درخت
    من درختم تو بهار
    ناز انگشتای بارون تو باغم می‌کنه
    میون جنگلا طاقم می‌کنه…».

    او خشایار اعتمادی بود. مردی که بعدن ترانه ماندگار«آخرین منجی» را با شعری از اکبر آزاد و آهنگسازی بابک بیات خواند و در خاطره هامان ماند:

    « روح جنگل سرد و خاموش

    شب گرفته بیشه ها را

    می زند دستی تبردار

    ساقه ها و ریشه ها را

    ****

    مردی از نسل محمد

    بر تنش شولای طوفان

    زین و برگ اسبش از خون

    آخرین منجی انسان

    مردی از دنیای بهتر

    روحش از آیین برتر

    در گلویش نی نوایی

    اوج پرواز کبوتر»

    ****

    حالا می شنویم در روزگاری که ترانه های عجیب و کم معنایی مثل:« چیکار میکنی اینجوری که دیوونه میشم بیا دلبریتو یکم کمترش کن» یا «صدای خنده هات هنوز توی گوشمه عطری که میزنی رو لباسیه که میپوشمه» به قول اهالی موسیقی هیت می شوند و خوانندگان چنین آثاری رکورد برگزاری کنسرت را می شکنند یکی مثل خشایار اعتمادی که صاف کننده جاده موسیقی پاپ بعد از انقلاب بود به دلیل آنچه خود حسادت ها و کارشکنی ها اعلام کرده از دنیای موسیقی خداحافظی می کند.

    حتی اگر این کار خشایار اعتمادی را یک شو بدانیم، به نظر برپایی چنین شویی لازم است تا بلکه توجه اهالی موسیقی و همچنین مخاطبان آن به ترانه ها و موسیقی فاخر جلب شود.

    تا بار دیگر امثال خشایار اعتمادی ها، علیرضا عصارها،محمد اصفهانی ها، قاسم افشار ها، حسین زمان ها و… بتوانند در رقابتی برابر با سایرین به عرضه موسیقی  خود بپردازند.

    خشایار اعتمادی هم همانگونه که قبلا برایمان خوانده می داند که اگر رفته اما محکوم به برگشتن است:«نمیری چون دلت اینجاست / تو محکومی به برگشتن».

  • اینستاگرام بر ضد ایرانی‌های زرنگ!

    اینستاگرام بر ضد ایرانی‌های زرنگ!

    نمونه اش تلگرام که از یک ابزار پیام رسان به محلی برای کسب درآمدهای میلیونی و میلیاردی خیلی ها تبدیل شد و بعضی ها از قِبل آن به نام و نان و نوایی رسیدند و انواع شرکت های ریز و درشت رسانه ای تاسیس کردند. انتشار تبلیغات در تلگرام تنها راه درآمد از این پیام رسان نبود و نیست. درآمدهای جانبی شرکت های فروشنده ممبر و لایک خود داستان دیگری است.

    چه بسیار کانال هایی که برای کسب درآمد به خرید ممبرهای فیک و تقلبی پرداختند تا با نشان دادن «عدد» اعضای خود در کسب اعتبار و پشت بندش دریافت آگهی از رقیبان جلو بزنند. داستان اینستاگرام هم شبیه تلگرام است. اعتبار هر پیج به تعداد اعضای آن پیج و تعداد لایک های هر پست است.
    اگر پیجی پرلایک باشد و پر از فالوور، معتبر است و اولویت اول برای کسب آگهی، در غیر این صورت از این خبرها نیست. در اینستاگرام هم همانند تلگرام شرکت هایی هستند که فالوور و لایک می فروشند. خوب هم می فروشند و خوب هم پول در می آورند؛ البته تا همین یک ماه پیش!

    پس از آپدیت جدید اینستاگرام مدیران این شرکت تمهیدات ویژه ای برای فالوورهای فروشی اندیشیدند به طوری که کاروبار شرکت های فروش فالوور خراب شد. الان خیلی از شرکت های فروش فالوور یا قادر به انجام این کار نیستند یا اگر هم باشند آن قدر قیمتشان بالا رفته که دیگر مانند سابق از رونق برخوردار نیست.

    فاجعه بار تر اما برای اینفلوئنسرهای ایرانی خبری بود که روز گذشته منتشر شد. مدیران اینستاگرام در تصمیمی درست می خواهند لایک های پست های اینستاگرام را مخفی کنند. این حرکت ابتدا از کشورهایی مثل استرالیا، ایتالیا، برزیل و ایرلند آغاز شد و از این هفته در آمریکا هم به صورت آزمایشی آغاز می شود. البته در این باره تاکید شده که تعداد لایک ها برای صاحب حساب کاربری قابل مشاهده است ولی از دید دیگر کاربران این شبکه اجتماعی پنهان خواهد ماند.

    این ابتکار اینستاگرام برای حذف رقابت بالا بردن تعداد لایک در بین کاربران این شبکه اجتماعی انجام می شود. حالا در کشور ما که اینستاگرام استفاده های مهم تجاری دارد و بسیاری از پیج های خبری و غیر خبری با تعداد فالوورهای بالا بر اساس تعداد لایک هایشان اقدام به دریافت آگهی می کردند اکنون با چالشی بزرگ مواجه شده اند.

    آیا این تصمیم مدیران اینستاگرام، استفاده از این اپلیکیشن گسترده را در ایران با تغییر روبرو خواهد کرد؟
    آیا رونق و اعتبار بخشی از پیج های خبری «خوش آگهی» به خطر می افتد؟
    آیا میدان رقابت برای سایر پیج های خبری ضعیف تر-از لحاظ تعداد فالوور- نیز فراهم می شود؟

    این ها پرسش هایی است که پاسخ آنها در آینده ای نزدیک مشخص خواهد شد.