هیچ ایرانی به اندازه سعدی در سخنوری موفق نبوده است
به گزارش خبرنگار مهر، اهالی فرهنگ و ادبیات ایران وجهان، سعدی شاعر پرآوازه ایرانی را یکی از شاخصترین چهرههای ادبیات جهان در طول تاریخ خواندهاند. شعر و نثر سعدی زمان و مکان ندارد و همیشه تاریخ میتوان با رویکردها و دستاوردهای جدید علوم انسانی به خوانش او پرداخت.
امروزه که شیوع کرونا جهان را درگیر خود کرده هیچگاه این اندیشه سعدی که «بنی آدم اعضای یک پیکرند» اینگونه اثبات پذیر نبوده است. توگویی که سعدی از دل تاریخ امروز ما را پیشبینی کرد و ما را بدان هشدار داده است. پس بیهوده نیست که سعدی ازجمله نخستین شاعران ایرانی است که آثار او به دیگر زبانهای زنده دنیا ترجمه شد.
قرار است که کتاب «عاشقانههای سعدی با جستاری تازه در عشق» نوشته ابراهیم نجاری و جلیل قیصری در اواسط اردیبهشت توسط انتشارات ناسنگ در دسترس مخاطبان قرار بگیرد. به مناسبت سالروز بزرگداشت سعدی پای صحبتهای یکی از نویسندگان این کتاب نشستیم. نجاری به مهر گفت: این کتاب از دو بخش مقدمه و متن غزلیات سعدی تشکیل شده است. مقدمه این کتاب نیز حاوی دو بخش است. در بخش اول مقدمه مفصل این کتاب، درباره الگوهای عشق و همچنین چهرههای معشوق در ادبیات کهنسال فارسی ونیز ظرافت و زیبایی زبان و ساختار شعر سعدی نوشته شده است.
وی افزود: از دیدگاه شعری در منظومههای ایرانی سه نوع عشق وجود دارد. عشق اول که عشق صوفیانه نامیده میشود عشقی است که زمینه آن را ظهور عرفان در ایران فراهم آورد و با توجه به ترجمه اندیشههای افلاطون وارد شعر و ادب فارسی شد. از شاعران مشهور در این حوزه میتوان مولوی و عطار را مثال زد.
نجاری ادامه داد: عشق دوم، عشق هم جنس خواهانه است. عشقی آلوده به هوس است که با ورود عناصر ترک نژاد به دربار بوجود آمد که پایبند اخلاقیات نبودند و باعث ایجاد فساد اخلاقی شدند. محوریت عشق ورزی آنها به پسران جوان بود. اما سویه دیگر عشق هم جنس خواهانه، اگر چه معشوق مذکر است اما آلوده نیست. این عشق با نظر بازی پیوند دارد؛ از نوع جمال پرستی صوفیانی چون غزالی و شاعرانی مانند فخرالدین ابراهیم عراقی که بر این اعتقادند که زیبایی معشوق ازلی را باید در مظاهر زیبایی او در زمین جست.
این محقق ادبی از غزلیات ارزشمند سعدی گفت: ارزشمندترین و زیباترین غزلیات سعدی غزلیات است که معشوق او چه زن چه مرد در زمین است.، غزلیاتی که فقط عشق را میسراید و لا غیر؛ چون سعدی وظیفههای دیگرش را در آثار متنوعی که به جای گذشته انجام داده است. او در این نوع غزلیات، عشق را با موضوعات دیگر در نمیآمیزد. معشوق او اگرچه خانه آب و گلش را در آسمان سرشتهاند، اما زمینی است. هر چند سرو بالاست و به صحرا میرود اما جلف دریافتنی نیست. اگرچه گاهی مرد است تهمت امردی نمیتوان به اوبست. نگاه سعدی، بین آسمان و زمین در رفت و آمد است. سعدی به تبیین فلسفی این عشق زمینی نمیپردازد و یا چون صوفیان جمال پرست به توجیه آن نمینشیند بلکه به بیان هنرمندانه آن میپردازد. بیانی که اقناع همه آدمها و دورانها را با پیش زمینه ذهنی گوناگون در پی دارد.
نجاری اضافه کرد: سعدی اگر چه تجربه عرفانی ندارد، اما تجربه زیستی عشق ورزی زمینی دارد که بتواند باهنر خود و زبان بی نظیر مخاطبان را در این تجربهها همراه خود کند. اکثر مردم نمیتوانند به تجربههای رویایی و ناب عرفانی دست پیدا کنند، اما نگاه عاشقانه وعشق زمینی را که در فطرت همه انسانهاست، باری تجربه کردهاند. سعدی حالات و اطوار این عشق ورزی را که ابتدا با نظر شروع میشود، به زیبایی هرچه تمام تر میسراید.
این نویسنده سومین نوع عشق را عشق دگرجنس خواهانه نامید و گفت: سومین دسته از عشق، دگرجنس خواهانه است. عشقی که معشوق زن است. شوربختانه این نوع عشق تا نیما نمود عینی ندارد یا کم فروغ است و باعث آن زمینههای فرهنگی است: «چون در اکثر اساطیر جهان زن به گونه پتیاره وگجستگ نمودار شده است.» دلیل دیگر واپس زدن عشق دگرجنس خواهانه، عدم رؤیت زن در اجتماع به دلیل بسیاری از جمله مذهب بود. آمیختن نگاه زن ستیزانه و زمینههای دیگر زن را در پستوی خانه پنهان کرد. در روزگار بحث ما زن به عنوان جنسیتی فرهنگی که حقی چون مردان در عشق ورزی دارد شناخته نشده بود. این عامل و مستور بودن زن باعث شد که معشوق در ادب گذشته چهرهای زنانه نداشته باشد. در جامعه مرد سالار زن هم مرد دیده میشود و در اکثر آثار زن مردی است از جنس زن نه جنسیت زن که یک مقوله فرهنگی است. حتی شاعری چون نظامی هم که به فکر زنانه کردن چهره معشوق است. زنان آثار او مردانی هستند که «کنند از شیر چنگ از پیل دندان».
نجاری درباره عشق در غزلهای سعدی نیز اشاره کرد: سعدی از انواع الگوهای عشق در غزلسرایی بهره میگیرد. اما، همان گونه که گفته شد ارزشمندترین و انسانیترین غزل او همانهایی است که در آنها معشوق زمینی است.
وی در توصیف بخش دوم مقدمه خود در این کتاب گفت: در قسمت دوم ما به راز موفقیت هنری شعر سعدی پرداختهایم و ثابت کردیم که تا به حال هیچ ایرانی به اندازه سعدی در سخنوری موفق نبوده است.
این پژوهشگر و منتقد ادبی آموزههای سعدی را فرا مکانی و فرا زمانی خواند و ادامه داد: انسان امروز از مادیات و دنیای فولاد خسته و آزرده شده است و حتی اخلاق را نیز به یک سو نهاده و فراموشش کرده است. در این صورت او میتواند با پناه بردن به آموزههای سعدی روح خسته خود را از سیطره روزمرگی نجات دهد. از دیدگاه سعدی انسان دارای دو نیمه است. یک نیمه الهی و یک نیمه خاکی. همانگونه نیمه الهی بر گردن انسان حقی دارد، نیمه خاکی نیز حقی بر گردن او دارد. همانطور که به عشق الهی توجه میکنند، عشق زمینی را نیز باید مورد توجه قرار داد.
نجاری در پاسخ به این سوال که سعدی چگونه میتواند پاسخگوی نیاز امروز جامعه باشد توضیح داد: ما باید همواره نگاهمان به گذشته، یک نگاه انتقادی باشد. در حین عاشق گذشته بودن باید منتقد آن نیز بود. جبرگرایی اگر در نظر و نگاه باشد هیچ ایرادی ندارد اما اگر زمانی جامه عمل به خود بپوشاند مشکل ساز میشود. نگاه عاشقانه به فرهنگ، هویت و ادبیات گذشته و ماندن در آن روزگار، مصیبت بار است.
ابراهیم نجاری در پایان اشاره کرد: کتاب دیگری نیز به همراه همکارم جلیل قیصری با عنوان «نیما و شاعران پس از او» را در دست تألیف داریم که امیدوارم آن را نیز به زودی به دست مخاطبان ادبیات برسانیم.
۴۸۴۵ اثر به مسابقه «نشاط در خانه با طعم کتاب» ارسال شد
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین استان سمنان، حسین شاکری، مدیرکل کتابخانههای عمومی استان سمنان در گفتگویی بیان داشت: به منظور حفظ سلامتی فکر و جسم کودکان، نوجوانان، جوانان و عموم شهروندان استان سمنان پویش «نشاط در خانه با طعم کتاب» بااهداف امیدآفرینی، ایجاد شور و نشاط اجتماعی، آموزش رعایت نکات بهداشتی و توسعه ی کتابخوانی به همت اداره کل کتابخانههای عمومی استان سمنان و مشارکت دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری سمنان، دفترامور بانوان استانداری سمنان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان سمنان و ادارهکل آموزش و پرورش این استان در پنج محور مسابقه کتابخوانی، پویش معرفی کتاب توسط اعضای خانواده، مسابقه نقاشی و خوشنویسی کرونا را شکست می دهیم، قصه گویی و نقالی و خلاقیت و نشاط از ۲۶ اسفندماه سال گذشته تا ۲۹ فروردین ماه امسال بهصورت مجازی برگزارشد.
وی از ارسال چهار هزارو ۸۴۵ آثار به این مسابقه خبر داد و گفت: از این شمار ۷۷۱ اثر در بخش نقاشی،۲۶۰ اثر در بخش معرفی کتاب،۲۸۲ اثر در بخش خلاقیت و کاردستی و سه هزارو ۵۳۲ اثر در بخش مسابقات کتابخوانی بوده است.
وی افزود: اسامی برگزیدگان مسابقه «نشاط در خانه با طعم کتاب» پس از داوری در نیمه دوم اردیبهشتماه سال جاری اعلام میشود.
مدیرکل کتابخانههای عمومی استان سمنان با تأکید بر اینکه برای جلوگیری از شیوع ویروس بیماری کرونا از اسفندماه سال گذشته تاکنون با توجه به هشدارهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، همزمان با تعطیلی مدارس، دانشگاهها و مراکز فرهنگی، کتابخانههای عمومی نیز تعطیل شدند افزود: کتابداران به فعالیتهای فرهنگی در فضای مجازی میپردازند و علاقهمندان میتوانند از این فعالیتها بهرهمند شوند.
در ادامه شاکری از برگزاری دهمین جشنواره کتابخوانی رضوی بهصورت مجازی در سال جاری خبر داد و گفت: بخش الکترونیک این جشنواره از ابتدای اسفندماه سال گذشته آغازشده است و علاقهمندان میتوانند برای شرکت در بخش الکترونیک به سایت سامانه مسابقات الکترونیک کتابخوانی www.samakpl.ir و یا سایت جشنواره رضوی www.razavi.iranpl.ir مراجعه نمایند.
وی افزود: در بخش فردی افراد علاقهمند میتوانند متناسب بارده سنی خود و مطالعه کتابها در رشتههای مختلف جشنواره از طریق یکی از دو شیوه مکتوب و یا الکترونیکی شرکت کنند.
شاکری اظهار داشت: در بخش گروهی نیز افراد علاقهمند بایستی در هنگام مراجعه به سایت جشنواره، ضمن انتخاب بخش گروهی با انتخاب منابع معرفیشده و نوع فعالیت موردنظر در مسابقه شرکت کنند؛ شرکت در این بخش فقط بهصورت الکترونیکی است.
مدیرکل کتابخانههای عمومی استان سمنان خاطرنشان کرد: اعضای خانوادهها میتوانند با مراجعه به بخش خانوادگی سایت جشنواره، با انتخاب منابع معرفیشده در مسابقه شرکت کنند و حضور در این بخش نیز تنها بهصورت الکترونیکی میسر است.
خبرگزاری مهر -گروه هنر-عطیه مؤذن: شبهای رمضان بعد از نوروز پربینندهترین باکس تلویزیون است و حتی گاهی این باکس طلایی بیشتر از نوروز نیز به چشم میآید. امسال هم که ماه رمضان با روزهای قرنطینه و در خانه ماندنهای اجباری توأمان شده است لزوم تمهیدات لازم برای تماشایی شدن آنتن تلویزیون بیشتر حس میشود.
با همین دیدگاه چهار سریال رمضانی تلویزیون که قرار است از روز شنبه هفته آینده و با شروع ماه رمضان روی آنتن بروند مخاطب بیشتری را با خود همراه میکنند و یا حداقل انتظار مخاطب از این سریالها بیشتر است.
از یکی دو شب گذشته نیز پخش تیزرهای این سریالهای نوروزی آغاز شده است و همزمان مخاطبان با تماشای این تیزرها تخمین میزنند که کدام یک از سریالها موفق تر خواهند بود و یا خود را برای تماشای کدام سریال بیشتر موظف کنند.
سریالهای رمضان ۹۹ در یک نگاه
سریالهای «زیرخاکی» ساخته جلیل سامان، «بچه مهندس ۳» ساخته علی غفاری، «#سرباز» ساخته هادی مقدمدوست و «پدر پسری» ساخته محمدرضا حاجی غلامی چهار مجموعه ویژه ماه رمضان ۹۹ هستند که در شبکههای سیما پخش میشوند.
سریال «زیرخاکی» به تهیهکنندگی رضا نصیرینیا روی آنتن شبکه یک میرود و طبق کنداکتور سریالهای این شبکه هر شب ساعت ۲۲ روی آنتن خواهد رفت. این سریال که فضایی در دهه ۵۰ و تاریخ معاصر دارد ترکیبی از بازیگران مختلف را جمع کرده است که از مهمترین آنها میتوان به پژمان جمشیدی، ژاله صامتی، هادی حجازیفر، نادر فلاح، امید روحانی، گوهر خیراندیش اشاره کرد.
فصل سوم سریال «بچه مهندس» نیز به تهیهکنندگی سعید سعدی روی آنتن شبکه دو میرود که در فصل سوم آن بازیگران جدیدی به ایفای نقش میپردازند. از مهمترین این بازیگران میتوان به کامران تفتی، ثریا قاسمی، فرهاد قائمیان، روزبه حصاری، فرناز رهنما و سیدمهرداد ضیایی اشاره کرد.
شبکه سوم سیما نیز که بعد از مدتی رایزنی سریال آن مشخص شد قرار است «#سرباز» به تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی را روی آنتن ببرد که از بازیگران اصلی آن میتوان به آرش مجیدی، الیکا عبدالرزاقی، رؤیا تیموریان، اسماعیل محرابی، کوروش تهامی و پدرام شریفی اشاره کرد.
همچنین امسال شبکه پنج نیز سریالی با نام «پدر پسری» دارد که از فضایی طنز برخوردار است، رضا جودی تهیهکننده این سریال است و نقش اول آن را محمدجواد جعفرپور دارد که نقش پسر فرهاد اصلانی یا هوشنگ شرافت سریال «هیولا» را بازی کرد.
با مرور کلی این آثار، به معرفی ۱۰ چهره امسال سریالهای رمضانی میپردازیم که حضورشان میتواند ارزش افزودهای برای از هر یک سریالها باشد و یا شانس بیشتری برای دیده شدن در باکس طلایی رمضان دارند.
جلیل سامان؛ کارگردان ریسکپذیر اما آرام
طی چند دهه پس از انقلاب این جلیل سامان بود که توانست با سریالی از جنس یک عاشقانه سیاسی، تلخی و حجمی تکاندهنده از روابط اعضای سازمان مجاهدین و منافقین را در دهه ۵۰ به تلویزیون بیاورد و به تصویر بکشد.
سریال «ارمغان تاریکی» که دهه فجر سال ۸۹ از شبکه سه سیما پخش شد و تقریباً برای اولین بار با فضایی سمپات و ملودرامی پرکشش مخاطب را به قصههایی درباره ارتباطات پیچیده و مخوف سازمان مجاهدین علاقمند کرد از این دست است.
حالا اگرچه حدود یک دهه از این سریال میگذرد اما همانقدر که ملودی و تم قطعه عاشقانه محمد اصفهانی با این مطلع «چه در دل من، چه در سر تو، من از تو رسیدم به باور تو» در این سریال بر دلها نشست قصه عاشقانه «ارمغان تاریکی» نیز در خاطرها ثبت شده است.
رقابت چهرهها در ضیافت رمضانی سیما/ برگبرنده در دست کیست؟
سامان علاوه بر «ارمغان تاریکی»، نویسنده و کارگردانی «پروانه» و «نفس» را هم بر عهده داشته که در کنار هم یک سه گانه عاشقانه، سیاسی و تاریخی را تشکیل دادهاند. سریالهایی که هر یک به بخشی از معمای منافقین پرداختند و سامان سعی کرد که تقریباً با هر یک از این سریالها یک یا دو بازیگر را به شهرت برساند یا توانمندیهایش را بیشتر به چشم بیاورد که آرش مجیدی، سارا بهرامی بازیگر این روزهای سینما و ساناز سعیدی از جمله این افراد هستند.
«زیرخاکی» اما جدیدترین و قطعاً متفاوتترین تجربه این کارگردان بلندپرواز اما همواره آرام و بیحاشیه است.
این شبها تیزر این سریال از شبکه یک پخش میشود و با نگاهی کلی میتوان حس کرد سریال از نوعی طنازی یا فضای مفرح برخوردار است و سامان در وهله اول در این سریال سبک کاری خود را بر هم زده است. او برای این سریال ترکیب شناخته شدهای از بازیگران را نیز انتخاب کرده است که یک برگ برنده مجموعه او خواهد بود.
پژمان جمشیدی؛ چهار گریم سنگین برای یک سریال
پژمان جمشیدی حالا دیگر آنقدر کارنامه بازیگریاش پررنگ شده است که شاید حتی کمتر کسی بتواند به پیشینه فوتبالی او اشاره کند و او را فوتبالیست بنامد. او اگرچه از ابتدای دهه ۹۰ به عرصه هنر ورود کرد اما حجم حضورش و حتی میزان پذیرش او توسط مخاطب خیلی زود باعث شد علی رغم همه نقدهایی که به او وارد میشد بتواند به کارهای بیشتر ادامه داده و خود را در عرصه بازیگری تثبیت کند.
پژمان جمشیدی در سالهای اخیر در کمدیهای بفروشی در سینما هم حضور یافته است، حتی میتوان او را به یک بازیگر کمدی فیلمهای سینمایی نسبت داد که با کارگردانان مختلفی از مانی حقیقی و برزو نیک نژاد گرفته تا مسعود اطیابی، کمال تبریزی، سروش صحت و پیمان قاسم خانی همکاری داشته است. «خوب، بد، جلف» یک و دو و «جهان با من برقص» نیز از جمله آثار خوب وی در سالهای اخیر است.
با این حال هنوز هم میتوان او را بازیگری برآمده از تلویزیون دانست که با سریال «پژمان» دیده شد و مورد اقبال قرار گرفت و بعد از آن به سینما و حتی تئاتر ورود کرد. ورودش در تئاتر هم اگرچه با نقدهای تندی همراه بود اما شاید تلاش به کار بیشتر و سرد نشدن از نقدها، باعث شد حضور فعالانهای در این مدیوم داشته باشد و طی سالهای ۹۲ تا ۹۸ یعنی حدود ۶ سال اخیر برای بیشتر از ۱۵ تئاتر روی صحنه برود.
جمشیدی طی سالهای اخیر کمتر حضوری در تلویزیون داشته است، او سه سال پیش در نقش کوتاهی در «نفس» آخرین ساخته سامان بازی کرد و پررنگترین حضورش به سریال نوروزی «دیوار به دیوار» در نوروز ۲ سال پیش برمیگردد و حالا دوباره با سریال «زیرخاکی» به تلویزیون باز گشته است که بعد از تجربههای متعدد سینمایی و تئاتری میتواند فضای مفرح و طنازانهای را در شبهای رمضان برای مخاطب رقم بزند و به گفته خودش از جمله جذابیتهای این سریال برای او چهار گریم سنگینی است که در طول کار داشته است.
ژاله صامتی؛ بازگشت دوباره به تلویزیون
ممکن است شما هم از آن دسته مخاطبانی باشید که نام ژاله صامتی را با «گلابتون» به یادآورید؛ مجموعهای که سال ۷۵ از تلویزیون پخش شد و صامتی با بازی خاص خود در کنار حسین پناهی به ایفای نقش پرداخت. او پیش از آن و بیشتر از تلویزیون در صحنه و تئاتر به ایفای نقش پرداخته است اما در قاب جادویی هم با سریالهای خاطره انگیزی چون «آژانس دوستی»، «فردا دیر است» و «کارگاه شمسی و دستیارش مادام» حضور داشته است.
صامتی هم جزو بازیگرانی است که پیش از این در سریال «نفس» با سامان همکاری کرد، البته بعد از حدود ۱۵ سال که در تلویزیون دیده نشد و بیشتر در سینما و تئاتر به ایفای نقش پرداخت در «نفس» حضور یافت. بازی او در «نفس» در فضایی کاملاً جدی بود و حالا شاهد نقشی در فضایی طنز خواهیم بود و باید دید صامتی در این نقش چگونه ظاهر خواهد شد. هرچند تجربه حضور او در سریالهایی با فضای طنز و فانتزی و حتی کمدیهایی چون «دراکولا» یا «تگزاس» و «رفیق بد» نشان داده است که او در ایفای چنین نقشهایی نیز توانمند است.
صامتی طی این سالها چهره دیگری از توانمندیهای خود را هم نشان داده است و دو سال پیش توانست برای حضورش در فیلم جدی «در خونگاه» نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن شود.
باید دید این بازیگر که قرار است نقش همسر پژمان جمشیدی را در سریال «زیرخاکی» ایفا کند تا چه حد در تجربه جدید خود موفق خواهد بود.
هادی حجازیفر؛ حضور پررنگ در سریالهای طنز
خیلی از علاقمندان نقش «حسن» در سریال «دوپینگ» که در نوروز این پدر مغازهدار آذری و دعواها و شوخیهایش با مادر و فرزندش را در سریال دنبال کردند حالا میتوانند ادامه حضور او در تلویزیون را با «زیرخاکی» با نقشی اتوکشیده و مقتدر ببینند که قطعاً ترکیب او و پژمان جمشیدی در این سریال میتواند موقعیتهای جذابی را رقم بزند.
حجازیفر سالها به عنوان کارگردان تئاتر فعالیت کرده است اما در چند سال اخیر بیشتر در مقام بازیگر سینما دیده شد. نقشهایی که مثل «حاج احمد متوسلیان» در «ایستاده در غبار»، جان تازهای به شخصیتها بخشید یا مثل فیلمهای «ماجرای نیمروز» یا «به وقت شام» خود را در مقام کاراکترهایی مبارز تثبیت کرد.
این دومین سریال تلویزیونی است که حجازیفر در آن نقش پررنگی دارد و بعد از موفقیتی که طی چند سال اخیر در سینما کسب کرده است در آن به ایفای نقش میپردازد. او به نوعی از جمله بازیگران مطرح سینمای این روزها محسوب میشود که قرار است در تلویزیون حضور یابد. حجازی فر البته پیش از این در نقش کوتاهی در مقام یک مأمور امنیتی در سریال «نفس» به ایفای نقش پرداخت و این دومین همکاری او با جلیل سامان محسوب میشود.
این همکاری در «زیرخاکی» به دلیل داستان و حتی با نگاهی به تصاویر وی در سریال میتواند ابعاد ناشناختهتر و موقعیتهای شگفتانگیزتری داشته باشد به ویژه که حجازی فر در این سریال قرار است در دو نقش ظاهر شود.
علی غفاری؛ موفق در معرفی بازیگران کودک به سینما
علی غفاری کارگردان «بچه مهندس» از این منظر در ترکیب چهرههای سریالهای رمضانی سریالها قرار گرفت که توانست این سریال را به فصل سوم برساند. به ویژه که این روزها ساخت فصل چندم سریالها و برند شدن مجموعهها جز با بازیگران چهره یا چهرههایی که برند شدهاند یا مجموعههای پراتفاق و ماجراجو که مخاطبانش را در هر فصل بتواند پای قصههایش بنشاند ممکن نیست.
سریالهایی چون «پایتخت»، «نون.خ»، «ستایش» و برخی از مجموعههایی که به فصلهای بعدی رسیدهاند شاهد مثالی برای این گزاره هستند. در حالی که یکی از ویژگیهای سریال «بچه مهندس» در هر فصل تغییر عمده بازیگران بوده است.
علی غفاری طی سالهای گذشته کارگردانی چندین تله فیلم و حتی سینمایی را بر عهده داشته است اما مهمترین فیلم کارنامه او به «استرداد» برمیگردد که اثری در حوزه تاریخ معاصر و درگیری ایران در جنگ جهانی دوم است و به دلیل بودجه کلانی که برای دستمزد یکی از بازیگران صرف شد هنوز جزو آثار فاخری نام برده میشود که هزینه بر و حاشیهساز بودهاند.
غفاری فصل اول «بچه مهندس» را سال ۹۶ کلید زد که در رمضان سال ۹۷ روی آنتن شبکه دو سیما رفت. این مجموعه داستان یک پرورشگاه را به تصویر کشید و برگ برنده این سریال در فصل اول حضور کودکانی بود که به قصه و فضای این سریال رنگ و جانی تازه بخشیدند. دو تن از کودکان هنرمندی که نقش اصلی این سریال را بر عهده داشتند هر دو بواسطه حضور موفق شأن در این مجموعه در فیلم «قصر شیرین» رضا میرکریمی به ایفای نقش پرداختند و خوش درخشیدند و حتی توانستند نامزد دریافت سیمرغ شوند.
فصل دوم سریال با نوجوانی شخصیت اصلی و حالا فصل سوم این سریال با جوانی جواد که روزبه حصاری آن را بازی میکند در رمضان پخش میشود و باید دید میتواند همچون فصل اول موفق باشد یا خیر.
ثریا قاسمی؛ بازیگر پیشکسوت سریالهای رمضانی
ثریا قاسمی آذرماه امسال وارد هشتادمین سال زندگی خود خواهد شد و بازیگر پیشکسوت و با سابقه چهرههای رمضانی امسال محسوب خواهد شد. کارنامه ثریا قاسمی در سینما و تلویزیون و طی چند دهه کار فراتر از شمردن و یادآوری نقشهای ماندگار این بانوی بازیگر است؛ نقشهای متعددی که در خاطره چند نسل از مادربزرگ و پدربزرگ تا پدر و مادر و فرزندانشان باقی مانده است.
از آخرین حضور ثریا قاسمی در تلویزیون حدود دو سال میگذرد. او نوروز ۹۷ با بازی در «هیئت مدیره» به کارگردانی مازیار میری در این سریال به ایفای نقش پرداخت و حالا رمضان ۹۹ قرار است در فصل جدید سریال «بچه مهندس» دوباره دیده شود.
هرچند شاید انتظار میرفت بعد از موفقیت وی در فیلم «ویلایی ها» ساخته منیر قیدی که به خاطر آن توانست تندیس سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را در سال ۹۵ از جشنواره فیلم فجر دریافت کند بیش از اینها در سینما و تلویزیون به ایفای نقش بپردازد. با این حال قاسمی بعد از این موفقیت حضور چندانی در سینما و تلویزیون نداشت و شاید ترجیح داد بیشتر استراحت کند.
هادی مقدمدوست؛ ساخت عاشقانهای حماسی
مقدم دوست در نگارش چندین فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی نقش داشته است. با این حال «سرباز» اولین سریالی است که او در مقام کارگردانی آن برآمده است. در تعریف «سرباز» گفته شده است که ماجراهایی عاشقانه و حماسی دارد. ماجراهایی که طی قصهای به روز تعریف شده و بخشی از آن در پادگان و با حضور سربازان روایت میشود.
او در این ترکیب از بازیگران متعددی هم استفاده کرده است که در نقشهای فرعیتر شاهد حضور امید مهدی نژاد شاعر یا جواد خواجوی که بیشتر با دوبلههایش در فضای مجازی معروف است و یا نیما شعباننژاد در سمت بازیگر هستیم.
مقدم دوست پیش از این نشان داده در نویسندگی و روایت قصههایی دلنشین و جذاب برای مخاطب توانمند است. به ویژه که در نگارش فیلمنامه این سریال با حمید نعمت الله همکاری دارد که این همکاری هم معمولاً به تجربههای نویی مثل «آرایش غلیظ» یا موفق مثل «بی پولی» و خاطرهانگیز همچون سریال «وضعیت سفید» منجر شده است.
خود مقدم دوست نیز کارگردانی چند اثر سینمایی را به صورت مستقل و به شکل اپیزودیک بر عهده داشته است که از جمله آنها میتوان به «سر به مهر» با بازی لیلا حاتمی اشاره کرد که دغدغههایی از جمله مصائب یک دختر امروزی برای به جا آوردن نماز داشت.
هرچند هنوز مشخص نیست مقدمدوست و نعمت الله در نگارش «#سرباز» چه دغدغه و مسائلی را طرح کردهاند اما این سریال قصههای کاملاً به روزی دارد و حتی سال گذشته بخشهایی از این فیلمنامه با توجه به حوادث پیش آمده در کشور دچار تغییر شد. این سریال قرار بود در بخشهایی به زلزلهزدگان بپردازد اما در اردیبهشت ماه سال ۹۸ با توجه به سیل خوزستان این بخش از فیلمنامه از کمک به زلزله زدگان به سیل زدگان تغییر کرد.
حمید نعمت الله؛ همکاری دوباره یک زوج هنری در تلویزیون
همانطور که گفته شد تجربههای مشترک نعمتالله و مقدم دوست معمولاً به اتفاقاتی منجر شده است که باعث میشود حضور این دو نفر در یک پروژه را به تنهایی تضمین کند. «سرباز» تجربه دوم این زوج هنری در ساخت یک سریال است، تجربهای که درست برعکس «وضعیت سفید» که نعمتالله کارگردانی را بر عهده داشت و مقدم دوست نویسنده بود این بار جای این دو نفر را عوض کرده است.
یکی از دلایل ارجاع به کارنامه این دو در «وضعیت سفید»، حس نوستالژیک و دغدغههایی است که این سریال توانست به زبانی دلنشین و دلچسب از دهه شصت روایت کند تا به دور از سیاه نمایی، همه تلخیها و مصائب زمان جنگ را از تعطیلی کلاسهای درسی تا پناه گرفتن در زیرزمینها تا سبک زندگی سخت در نبود امکانات و سر کردن در صفهای نفت را با روایتی شیرین به تصویر کشد.
حالا این دومین تجربه سریالی نعمت الله و مقدم دوست است که باید دید میتواند یک بار دیگر خاطره را تکرار کند یا خیر.
نعمتالله نیز در این سالها تجربههای مختلفی را در عرصه نویسندگی و کارگردانی از سر گذرانده است. او شروع کارش را با دستیاری مسعود کیمیایی در فیلمهایی چون «ضیافت» و «مرسدس» رقم زد و با ساخت «بوتیک» و «بی پولی» حضور خود را در سینما به تثبیت رساند.
نعمتالله اگرچه «بیپولی» را در فضایی طنازانه در بیان مصائب فقر و بی پول شدنهای یک باره ساخت اما در سالهای اخیر فیلمهایی جدی و تقریباً تلخی چون «شعله ور» و «رگ خواب» را از خود به جای گذاشته است.
آرش مجیدی؛ تازه سرباز تلویزیون و شانسی دوباره
سریال «سرباز» علیرغم بهره گرفتن از بازیگران متعدد اما ترجیح داده است که بیشتر از ظرفیت چهرههای تلویزیونی استفاده کند. آرش مجیدی که نقش اول این سریال را برعهده دارد سربازی به نام یحیی است که الیکا عبدالرزاقی همسر او را بازی میکند.
مجیدی اگرچه در دورهای در فیلمهای مطرحی چون «شوکران» به ایفای نقش پرداخت با این حال بیشترین بستر حضور او در مدیوم بازیگری از طریق تلویزیون بود. او در این بستر در مجموعههای موفقی چون «رستگاران» و «زیر هشت» ظاهر شد و در سریال «ارمغان تاریکی» ساخته جلیل سامان بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
با این حال مجیدی طی این سالها دستاورد چندانی برای ارائه کسب نکرده است و فعالیت کمرنگی هم در سینما و تلویزیون داشته است. شاید ایفای نقشهایی تقریباً مشابه باعث شد تا نتواند کارایی و وجوه مختلفی از خود را به بروز و ظهور برساند.
حالا حضور او به عنوان نقش اول سریال رمضانی که مؤلفان و سازندگانش نعمتالله و مقدم دوست هستند و در ۵۰ قسمت روی آنتن خواهد رفت میتواند فرصت دوبارهای برای نمایش توانمندیهای این بازیگر باشد تا تجربهای موفق را رقم بزند و باید دید مجیدی تا چه حد میتواند از این فرصت استفاده کند.
محمدجواد جعفرپور؛ از همکاری با میرکریمی و مهرجویی تا «هیولا» و تلویزیون
محمدجواد جعفرپور نقش محوری سریال «پدرپسری» را ایفا میکند. نقش پسر جوان دانشجویی که درگیر ارائه پایان نامه است و به خاطر آن با معضلاتی در خانواده هم رو به رو میشود. این بازیگر جوان را عزتالله مهرآوران، افشین سنگ چاپ و مهران رجبی همراهی میکنند و این اولین نقش اصلی او در یک سریال تلویزیونی است.
جعفرپور را خیلیها با نقش «حامد» سریال «هیولا» میشناسند؛ نقش پسر جوان هوشنگ شرافت که برعکس خواهر کوچکش مبادی آداب و اهل شرافت و حتی احساسات کودکانه بود. او البته اگرچه با این سریال شناخته میشود اما خیلی پیش از اینها و زمانی که هنوز کودک با افرادی چون رضا میرکریمی به سینما ورود کرده است و در فیلمهایی چون «به همین سادگی»، «نارنجی پوش» ساخته مهرجویی و «شکارچی شنبه» ساخته شیخ طادی به ایفای نقش پرداخت.
باید دید حضور این بازیگر جوان در نقش اول این سریال و در ترکیب فعلی بازیگران چقدر به دیده شدن سریال کمک میکند. به ویژه اینکه «پدر پسری» اولین سریال تلویزیونی حاجی غلامی در مقام کارگردان است که داستان آن هم به صورت اقتباسی به نگارش درآمده است.
هدایت و حمایت از فعالیتهای فرهنگی با مشارکت اصحاب فرهنگ و هنر تحقق می یابد
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین استان سمنان، فرشید فلاح لاله زاری روز شنبه در آیین معرفی خود اظهار داشت: ارشاد اسلامی نباید صرفا به جمع کوچکی از پرسنل اداری محدود شود هر چند همین ساختار وظیفه زمینه سازی مشارکت اهل فکر را بر عهده دارد.
وی با تشکر از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به خاطر اعتماد به وی در سپردن این مسوولیت خطیر افزود: در پاسخ به این اعتماد همه همت خویش را برای انجام رسالت خطیر پیش رو به کار می گیرم.
فلاح لاله زاری همچنین خدمت در عرصه فرهنگ استان کهن و با قذمت سمنان با بهره مندی از هزاران سال تاریخ و صدها عنصر هویتی را سهل و ممتنع خواند و گفت: مهمترین وجه و وجه شناختی استان سمنان مفاخر فرهنگی و عرفای نامی و بزرگان علم و اندیشه است.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سمنان بیانیه گام دوم انقلاب که توسط رهبر انقلاب اسلامی ابلاغ شده را به عنوان خطوط کل مسیر تحول دهه چهارم انقلاب و چراغ راه همه اجزاء و ارکان نظام یادآور شد و گفت: در این بیانیه توجه به جوانان و استفاده از ابزار و امکانات نوین و تلاش برای تغییر سبک زندگی از مهمترین رویکردهای این رهنمود است.
در این مراسم که با حضور مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون سیاسی امنیتی استانداری سمنان و جمعی از مسوولان فرهنگی و ارشاد اسلامی استان سمنان برگزار شد با معرفی مدیرکل جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی از تلاش های مدیرکل قبلی تجلیل به عمل آمد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانه ای، با ادامه مراحل فنی سریال «#سرباز» به کارگردانی هادی مقدم دوست و تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی که قرار است شب های ماه مبارک رمضان از شبکه سه سیما روی آنتن برود، ناصر طهماسب دوبلور مطرح به عنوان راوی به این پروژه تلویزیونی پیوست.
ناصر طهماسب علاوه بر گویندگی نقشهای اول، در فیلمهای سینمایی و مجموعههای تلویزیونی زیادی به عنوان مدیر دوبلاژ و سرپرست نویسندگان فعالیت داشته و در پروژه «#سرباز» نیز به عنوان راویِ عاشقانه حماسیِ هادی مقدم دوست حضور دارد.
سریال «#سرباز» که در ۵۰ قسمت ساخته شده است، پس از اتمام شب های ماه مبارک رمضان نیز به پخش خود در شبکه سه سیما ادامه خواهد داد.
آرش مجیدی، الیکا عبدالرزاقی، پدرام شریفی، رویا تیموریان، کوروش تهامی، نیما شعبان نژاد، سیاوش خیرابی، علی عامل هاشمی، جمال اجلالی، اسماعیل محرابی، گلوریا هاردی، افسانه کمالی، جواد خواجوی، فرحناز منافی ظاهر، کاوه آهنگر، مهتاب ثروتی، محبوبه صادقی، مهدی مستبصری و دریا بخشنده … از بازیگران این مجموعه هستند..
«#سرباز» حکایت سرباز وظیفه ای به نام یحیی، همسرش یلدا و رفقای هم خدمتی اش است و در خلاصه داستان «سرباز» آمده است: در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع، شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع … .
سایر عوامل سریال «#سرباز» عبارتند از نویسنده: حمید نعمت الله، هادی مقدم دوست، دستیارکارگردان: سعید بیات، مدیر برنامه ریزی: وحید کاشی، مدیر تولید: حمیدرضا حاجی زاده، مدیرتصویربرداری: محسن فلاحی، تدوین: خشایار موحدیان- سعید سیاح، صدابردار: علی عدالت دوست، صداگذار:امین شریفی، طراح صحنه: بابک پناهی، طراحلباس: شادی رستگار طراح گریم: مرتضی کهزادی، مدیر تدارکات: محمد علی محمدی، عکاس:حسن هندی با همکاری سحر لطفی، فیلمبردار پشت صحنه: امیرمحمد ترکی، آرش یوسفیان، مشاور رسانه ای: زهرا دمزآبادی، محصول گروه: فیلم و سریال شبکه سه سیما و قرارگاه مهارت آموزی ستاد کل نیروهای مسلح، مجری طرح: موسسه فرهنگی هنری وصف صبا.
میدانداری لاکچریها در غفلت مدیران تئاتر/ دولت کاسبکار شده است
اردشیر صالحپور نویسنده، پژوهشگر، کارگردان و مدرس تئاتر درباره نگاه اقتصادی دولت به تئاتر و کسر ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده از اجراهای تئاتری با وجود بحرانی که گریبانگیر حوزه فرهنگ و هنر شده است به خبرنگار مهر گفت: امر فرهنگ یک پدیده شخصی، انتفاعی و بیزینسی نیست و متاسفانه نگاه انتفاعی، سوداگرانه و اقتصادی بر روند فعالیتهای کشور چنان حاکم شده که بسیاری از ارزشها را تحت تاثیر خود قرار داده است.
صالحپور تاکید کرد: فراموش نکنیم انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود و ما ملتی صاحب فرهنگ و تمدن هستیم بنابراین هویت ما و حیات و هستی و معرفت شناسی ملت ایران بر فرهنگش استوار است اما این نگاه اقتصادی کلیه شئونات جامعه را در برگرفته و کار به جایی رسیده که بسیاری از ارزشها و اخلاقیات را هم تحت الشعاع خودش قرار داده است.
شهر در تسخیر فستفودها!
وی ادامه داد: اگر نگاه به تبلیغات شهری بیندازیم متوجه میشویم که چهره تبلیغات شهری چقدر به جنبههای بیزینسی و انتفاعی رویکرد و توجه دارد و به عنوان نمونه انواع فستفودها و رستورانها بیلبوردهای شهری را در تسخیر خود درآوردهاند؛ همان بیلبوردهایی که زمانی به ارزشهای انقلابی و شعارهای فرهنگی اختصاص داشت که این امر نشان دهنده این است که جامعه ایران در رویکرد و سبک زندگی خودش به یک تغییر رسیده؛ تغییری که ناخواسته است و از غفلت مسئولان و گردانندگان جامعه حاصل شده است.
فاجعه زمانی آغاز شد که پدیدهای به نام تهیهکنندگی تئاتر در این حوزه سیطره پیدا کرد. تهیه کنندگان جوان نوخاسته با پولهای ناسالم وارد این حوزه شدند و با اسم بخش خصوصی تئاترها را از ارزش، تعهد و رسالت خارج و تئاتر «لاکچری» را باب کردند. این غفلت فرهنگی مدیران فرهنگی باعث شد ذائقه جامعه تغییر کند این کارشناس هنرهای نمایشی افزود: در نتیجه این رویکرد، جامعه سوار بر قطاری شده است که روز به روز مسیرش به بیراهه میرود؛ مسیری که در آن باغها قطع میشود و به جایش برجها میروید. روابط اقتصادی ناسالم، اختلاسها و سوداگریها در همه شئونات جامعه روح جامعه را خدشه دار کرده است و مسائل اقتصادی آنچنان واجد ارزش شده که دیگر هیچکس برای فرهنگ ارزشی قائل نیست.
صالحپور عنوان کرد: در واقع فاجعه زمانی آغاز شد که این مسایل پایش به عرصه فرهنگ و هنر و مخصوصاً تئاتر نیز باز شد. به این مفهوم که پدیدهای به نام تهیهکنندگی تئاتر در این حوزه سیطره پیدا کرد و با حضور این افراد در تئاتر پرداخت دستمزدهای نجومی به بازیگران باب شد تا جایی که دستمزدها به ماهی ۱۲۰ میلیون تومان در ماه میرسید. تهیه کنندگان جوان نوخاسته با پولهای ناسالم وارد این حوزه شدند و با اسم بخش خصوصی تئاترها را از ارزش، تعهد و رسالت خارج و تئاتر «لاکچری» را باب کردند. این غفلت فرهنگی مدیران فرهنگی باعث شد ذائقه جامعه تغییر کند.
وقتی اقتصاد بر هنر پیروز شد!
این مدرس تئاتر با اشاره به تغییر سیر روال فرهنگی جامعه یادآور شد: با این شرایط تئاتر به آتراکسیون و تفنن تبدیل شده است و اگر قصد اجرای تئاتری را داشته باشید مدیر سالن اول از شما میپرسد چند چهره شناخته شده برای فروش بیشتر گیشه در اختیار دارید. این مناسبات فرهنگ و هنر را تحت تاثیر قرار داد و اینجا بود که اقتصاد بر هنر پیروز شد که این مساله با روح ارزشهای ما کاملاً منافات دارد.
معتقدم که نگاه سوداگرانه دولت بسیار آسیب رسان بوده است و آنقدر که دغدغه اش روی مسایل اقتصادی و کسر مالیات بوده بر روند کیفی آثار نمایشی توجهی نداشته و میبینیم که این روزها بسیاری از تئاترها نه بر ارزشها استوار هستند نه تعهد و کیفیت صالحپور ادامه داد: الان کار به جایی رسیده که اگر کسی پول ندارد نباید زندگی کند، تئاتر تولید کند یا تماشاگر تئاتر باشد. متاسفانه در این شرایط خود دولت هم کاسبکار شد به شکلی که در طرح به اصطلاح خصوصی سازی، سالنهایی را که با پول ملت برای هنرمندان ساخته شده بود اجاره داد. به عنوان نمونه در شهر کوچکی تنها یک سالن تئاتری وجود داشت اما دولت همین سالن را هم به بخش خصوصی واگذار کرد و این سالن تقریباً سه سال در اختیار فردی قرار گرفت که نه اهل فرهنگ بود و نه از تئاتری چیزی میدانست و در نهایت هم این فرد بعد از آسیبی که به هنرمندان رساند آنجا را ترک کرد و بسیاری از اموال را هم با خودش برد.
وی درباره کسر مالیات بر ارزش افزوده از اجراهای تئاتری گفت: در هیچ کجای دنیا از هنر و فرهنگ سوبسید نمیگیرند بلکه سوبسید میدهند و از هنر و فرهنگ حمایت میکنند برای اینکه این عرصهها روح جامعه را منعکس میکند اما متاسفانه در ایران قضیه برعکس است و دولت خودش مساله خصوصی سازی را بدون پشتوانه مطرح کرد و باعث حضور رانت خواران در این حوزه شد. معتقدم که نگاه سوداگرانه دولت بسیار آسیب رسان بوده است و آنقدر که دغدغه اش روی مسایل اقتصادی و کسر مالیات بوده بر روند کیفی آثار نمایشی توجهی نداشته و میبینیم که این روزها بسیاری از تئاترها نه بر ارزشها استوار هستند نه تعهد و کیفیت.
اخذ مالیات با روح هنر همخوانی ندارد
صالح پور متذکر شد: البته منظورم این نیست که فعالیتهای اقتصادی در هنر جایی ندارند اما این مسایل نباید به بیزینس تبدیل شوند. این معضلات همه ناشی از نبود برنامه ریزی و مدیریت درست و تداخل نگاه سوداگرانه در عرصه فرهنگ و هنر است. معتقدم باید حقوق هنرمندان ما تامین شود و آنها در رفاه باشند و از فراوردههای هنریشان حمایت شود تا بتوانند خلاقیت، علو طبع و رفعت در جامعه ایجاد کنند اما در حال حاضر ارزشها به سایه رفته است.
وی در پایان صحبتهایش متذکر شد: قطعاً مالیات بر ارزش افزوده باید از حوزه فرهنگ و هنر برداشته شود چون این کار با روح هنر همخوانی ندارد. هنر و فرهنگ یک فعالیت بطنی است و با روح و روان جامعه سروکار دارد بنابراین در یک پروسه طولانی مدت جواب میدهد پس وقتی که الان یک سرمایه گذاری فرهنگی صورت گیرد و هنرمندان از پرداخت سوبسید معاف شوند تاثیرش را بر سلامت نفس جامعه خواهیم دید. نگران تولید آثار فرهنگی شریف و سالم هستم نه اینکه هر ناهنری را هنر جلوه دهند بلکه دولت باید برای کارهای اصیل سرمایه گذاری فرهنگی بکند.
خسارتهای حوزه هنر از کرونا/هنرمندان چشم انتظار نگاه ویژه مسئولان
خبرگزاری مهر، گروه استانها: ۱۵ آوریل زادروز «لئوناردو داوینچی» دانشمند، نقاش، مجسمهساز، معمار، موسیقیدان، ریاضیدان، مهندس، مخترع، آناتومیست، زمینشناس، نقشهکش، گیاهشناس و نویسنده ایتالیایی دوره رنسانس بود که در تقویم جهانی به عنوان روز جهانی «هنر» نامگذاری شده است. نقش و تأثیر هنر در ابعاد و حوزههای مختلف زندگی بشری اعم از فرهنگی، اجتماعی، فردی و حتی سیاسی بر کسی پوشیده نیست و همگان به اهمیت توجه به این حوزه در انتقال و نهادینه کردن فرهنگها در یک جامعه اذعان دارند. شاید این روز هم بهانهای باشد تا به بخشی از مشکلات این حوزه با توجه به شرایط روز جامعه پرداخته شود.
این روزها که شیوع ویروس شاخدار زندگی انسانها را از مسیر عادی خارج و بر بسیاری از کسب و کارها تأثیر منفی داشته است حوزه هنر و فعالیتهای هنری نیز از این قاعده مستثنی نبوده و تمام فعالیتهای هنری، سینمایی و موسیقی که شاید روزهای پایانی سال و ایام تعطیلات نوروز زمان شکوفایی و اوج این فعالیت بود تعطیل شده و این موضوع سبب خسارت و ضررهای بسیاری به فعالان این عرصه شده است.
اما آنچه که فعالان این عرصه را آزار میدهد وجود مشکلات، مسائل اقتصادی و تنگناهای مالی است که با ادامه دار بودن تعطیلی مراکز و فعالیتهای هنری به رغم آغاز فعالیت برخی اصناف بر مشکلات این حوزه افزوده و نیازمند توجه ویژه هستند. شاید زمانی که اسم هنر و هنرمند به گوش میرسد درآمدهای نجومی به ذهن افکار عمومی جامعه متبادر شود اما در حقیقت به جز عدهای اندک سایر هنرمندان جزو اقشار متوسط و آسیب پذیر جامعه محسوب شده و نیازمند توجه مسئولان هستند. روز گذشته بود که «عباس صالحی» وزیر ارشاد از ارسال میزان خسارت حوزه فرهنگ، هنر و رسانه به رئیس جمهور خبر داد و میزان خسارت وارده به بخشهای مختلف فرهنگ و هنر و رسانه در پی تعطیلی فعالیتها با شیوع ویروس کرونا را تا پایان فروردین ماه امسال ۹۷۶ میلیارد تومان اعلام کرد. هنرمندان استان گیلان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و تعطیلی فعالیتها آسیبهای فراوانی به آنها وارد کرده است.
مدیرکل فرهنگ ارشاد اسلامی گیلان در گفتگو با خبرنگار مهر مجموع خسارتهای وارده شده به حوزه فرهنگ، هنر و رسانه این استان را ۱۵۳ میلیارد و ۱۱۸ میلیون ریال اعلام کرد و گفت: شش هزار و ۸۸۴ نفر از فعالان فرهنگی، هنری و رسانهای گیلان طی دو ماه گذشته با تعطیلی فعالیتها و مراکز فرهنگی، هنری و سینمایی به واسطه شیوع ویروس کرونا آسیب و خسارت دیده اند.
مشکلات اقتصادی گریبان هنرمندان را گرفته است
میترا یکی از هنرمندان گیلانی است که در حوزه نقاشی فعالیت میکند. وی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه در یکی از شهرهای شرقی استان گیلان آموزشگاه هنری دارد، اظهار کرد که حدود ۱۰ سالی است که در این زمینه فعالیت میکند.
وی با بیان اینکه دو ماهی است که فعالیت آموزشگاه تعطیل شده است، گفت: یکی از مهمترین مشکلاتی که اهالی هنر با آن در این روزها مواجه هستند مسائل اقتصادی است به خصوص اینکه اکثر فعالان این حوزه در مکانهای اجارهای فعال هستند و تعطیلی فعالیتها سبب شده تا در این مدت برای پرداخت اجاره بها با مشکل مواجه شوند.
میترا با اشاره به اینکه روزهای ابتدایی او هم همانند سایر مردم در شوک شیوع این ویروس بود، افزود: متأسفانه اکثر هنرمندان از درآمد پایینی در طول سال برخوردارند و آنچه که از فعالیتهای خود به عنوان درآمد کسب میکنند با پرداخت اجاره بها، تنها کفاف زندگی روزمره آنها را میدهد متأسفانه اکثر هنرمندان از درآمد پایینی در طول سال برخوردارند و آنچه که از فعالیتهای خود به عنوان درآمد کسب میکنند با پرداخت اجاره بها، تنها کفاف زندگی روزمره آنها را میدهد.
وی به ادامه دار بودن تعطیلی مراکز هنری با وجود آغاز به کار برخی از مشاغل اشاره و تأکید کرد: هنوز زمان مشخصی برای آغاز فعالیتها در حوزه هنری مشخص نشده و این تعطیلی ادامه دار قطعاً آسیبهای بیشتری میتواند برای فعالان این حوزه به دنبال داشته باشد.
میترا با تأکید بر ضرورت توجه و حمایت مسئولان استان و کشور از هنرمندان با توجه به شرایط بد اقتصادی این قشر، گفت: مسئولان باید همانگونه که برای بخشهای دیگر آسیب دیده از شیوع کرونا بستههای حمایتی پیش بینی کردهاند به حوزه هنر نیز نگاه ویژه ای داشته باشند. قطعاً این پسندیده نیست که هنرمندی برای تهیه و پرداخت اجاره بهای منزل مسکونی و یا آموزشگاه خود با مشکل مواجه شود.
هنر ابزار کارآمدی برای توسعه فرهنگی
معاون هنری و سینمایی ارشاد گیلان در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار کرد: هنر همیشه زبان گویای ملتها با وجود تفاوت در فرهنگ، آداب و رسوم بوده و سبب نزدیکی ملتهای جهان به هم شده است.
سید امیر مصباح با بیان اینکه هنر یکی از نمودهای شگفت انگیز حیات بشری است که نقش و تأثیر آن در زندگی انسانها غیر قابل انکار است، افزود: هنر در زندگی بشری نقش بسیار مهمی ایفا میکند و ابزاری کارآمد برای توسعه فرهنگی است و برای انتقال فرهنگهای بشری میتوان از هنر و ابزارهای مختلف آن استفاده کرد. نیاز انسان امروز به هنر از جمله نیازهای است که به استدلالی خاصی نیاز ندارد زیرا هر انسانی، با هر سطحی از فرهنگ، فکر و اندیشه به این موضوع آگاهی دارد.
وی با اشاره به اینکه در واقع زندگی بدون هنر بی روح و کسل کننده بوده و نقش هنر در زندگی ایجاد امید و نشاط است، ادامه داد: هنر پدیدهای است که از دیرباز نقش مهمی در زندگی انسان دارد و از آن به عنوان وسیلهای کارآمد و مؤثر برای ترویج و تبلیغ اندیشهها و رفتارها استفاده شده و میشود هنر پدیدهای است که از دیرباز نقش مهمی در زندگی انسان دارد و از آن به عنوان وسیلهای کارآمد و مؤثر برای ترویج و تبلیغ اندیشهها و رفتارها استفاده شده و میشود.
مصباح با تأکید بر اینکه اگر هنر ماندگار و تأثیرگذار نباشد قطعاً هیچ ارزشی ندارد، بیان کرد: هنر باید جامعه را به سوی رشد و آگاهی سوق دهد. یکی از مهمترین ویژگیهای هنر این است که هنر زبان گویا و راحت برای انتقال مفاهیم است.
وی در ادامه به وضیعت این روزهای هنر و هنرمندان با شیوع ویروس کرونا و تعطیلی فعالیتهای هنری در کشور اشاره کرد و گفت: هنرمند نیز همانند هر انسانی در جامعه زندگی میکند و همانند سایر مردم دارای دغدغههایی است. قطعاً تمام مشکلاتی که مردم با آن دست به گریبان هستند به ویژه مشکلات اقتصادی برای این قشر نیز وجود دارد حتی به دلیل نبود یک درآمد ثابت، قشر هنرمند با مشکلات بیشتری مواجه شده اند.
حوزه هنر گیلان متأثر از کرونا
مصباح با بیان اینکه به همین واسطه قشر هنرمند نیازمند توجه ویژه ای از سوی مسئولان هستند، تصریح کرد: در دو ماه گذشته بسیاری از هنرمندان با وجود مشکلات اقتصادی برای ایجاد فضای امید و نشاط در جامعه بیکار نبودند و با تولید آثار هنری تلاش کردند تا با توجه به ضرورت در خانه ماندن شهروندان ساعات خوشی در کنار خانوادهها از طریق تولید محتوا و انتشار در فضای مجازی فراهم کرده اند.
وی با تأکید بر اینکه مسئولان باید نگاه ویژه ای به هنرمندان، که در همه حال تلاش کرده اند تا با حفظ فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی نشاط در جامعه را حفظ کنند، داشته باشند، بیان کرد: یکی از مهمترین گلایههایی که همیشه از سوی هنرمندان مطرح شده توزیع ناعادلانه اعتبارات در میان هنرمندان شهرستانی و پایتخت است یکی از مهمترین گلایههایی که همیشه از سوی هنرمندان مطرح شده توزیع ناعادلانه اعتبارات در میان هنرمندان شهرستانی و پایتخت است که حتی در این ایام کرونا نیز بیش از گذشته شاهد بودیم زیرا هنرمندان پایتخت نشین با توجه به تمرکز امکانات در مرکز، شرایط لازم برای انجام فعالیت، حتی در روزهای قرنطینه را داشتند اما اکثریت هنرمندان شهرستانی از این امکانات بی بهره بودند این موضوع شاید بر مشکلات آنها برای تأمین معاش خانوادههایشان نیز تأثیرگذار بوده است.
معاون هنری و سینمای ارشاد گیلان با اشاره به اینکه این استان در حوزه هنر از جایگاه خاصی در سطح کشور برخوردار است و هنرمندان بسیاری را در سطح ملی معرفی کرده است، اظهار کرد: تعطیلی فعالیتهای مراکز هنری، سینمایی و موسیقی در دو ماه گذشته برای گیلان که همیشه به عنوان یکی از استانهای فعال در این بخشها بوده خسارت و ضررهای فراوانی را برای فعالان آن به دنبال داشته است.
خسارت ۲۸ میلیاردی به حوزه هنر و سینمای گیلان
وی گفت: در مجموع ۲۸ میلیارد و ۴۳۸ میلیون ریال با تعطیلی فعالیتها و مراکز هنری، سینمایی و موسیقی خسارت به این بخش وارده شده است.
معاون هنری و سینمایی ارشاد گیلان با اشاره به اطلاعیه جدید دفتر برنامه ریزی و توسعه آموزشهای هنری در زمینه آغاز فعالیت آموزشگاههای هنری، بیان کرد: دستورالعملها و شرایط آغاز فعالیت آموزشگاههای آزاد هنری اعلام شد.
وی ادامه داد: با توجه به شرایط فعلی و تصمیم ستاد ملی مقابله با کرونا در زمینه آغاز فعالیتهای صنفی با خطر کمتر با رعایت فاصله گذاری اجتماعی، فعالیت آموزشگاههای آزاد هنری فقط با رعایت شرایط مندرج در این اطلاعیه مجاز است.
رعایت دستورالعملها شرط آغاز فعالیت آموزشگاههای آزاد هنری
مصباح با بیان اینکه آموزشگاههای آزاد هنری باید در سامانه وزارت بهداشت اطلاعات واحد خود را ثبت کنند، گفت: لزوم رعایت پروتکلهای بهداشتی، ضدعفونی کردن مداوم تجهیزات و محل آموزشگاه، برگزاری کلاسهای تک نفره (استاد – شاگرد) با رعایت پروتکلهای بهداشتی، استفاده از امکانات فضای مجازی برای آموزش هنری برخی از موارد ذکر شده در این اطلاعیه است.
وی برگزاری کلاس به صورت مجازی را با نظارت و برنامه ریزی آموزشگاههای آزاد هنری، استفاده از نرم افزارهای داخلی قابل اجرا عنوان و اظهار کرد: انجام آموزش هنری به صورت حضوری و در بستر فضای مجازی فقط با رضایت هنرجو و خانواده امکانپذیر است و اجباری نیست.
معاون هنری و سینمایی گیلان با اشاره به چگونگی هزینه استفاده از این روشهای آموزشی برای آموزشگاهها، افزود: هزینه استفاده از کلاسهای آموزش هنری مجازی ۲۰ درصد کمتر از آموزش هنری حضوری است.
وی با تأکید بر اینکه قطعاً حفظ سلامت مردم در این شرایط مهمترین اصل است، گفت: آموزشگاههایی که فعالیت خود را در قالب این طرح آغاز میکنند نظارت خواهند شد.
سریال نوروزی «کامیون» در دو سکانس از قسمت نوزدهم اثر ارزشمند استاد منصور وفایی به اشتباه به زندهیاد استاد حسین قوللر آقاسی منتسب شده که مسعود اطیابی کارگردان سریال «کامیون» ضمن ارائه توضیحاتی بابت این اشتباه سهوی عذرخواهی کرد.
مسعود اطیابی؛ کارگردان سریال «کامیون» با تاکید بر اینکه یکی از تلاشهای ما ارج نهادن به سبک والای نقاشی قهوهخانهای بوده؛ اظهار داشت: اشتباهی سهوی مبنی بر نام خالق تابلوی رستم و سهراب صورت گرفت. اثری ارزشمند و به یاد ماندنی از استاد منصور وفایی، هنرمند پیشکسوت همروزگار که به اشتباه به نام زنده یاد حسین قوللر آقاسی، نقاش قهوهخانهای دوره قاجار ذکر شد که بابت آن عذرخواهی میکنیم.
وی ادامه داد: البته باید توجه داشت که در زمان ضبط این پلان یک گروه تصویری از طرف سازمان برای تهیه گزارش آمده بودند؛ گروهی که به ما گفتند از بیمارستان میآیند و بنابراین تدابیر بهداشتی و احتیاط های بیشتری را از سوی ما میطلبید. این تداخل مصاحبه و ضبط این پلان و فکر سلامتی گروه در حین سرعتی که این شبها در تصویربرداری ایجاد شده همه دست به دست هم دادند تا متاسفانه این اشتباه رخ دهد. البته این کوتاهی از جانب من جای توجیه ندارد و تنها به شرایطی که این اتفاق در آن رخ داده اشاره میکنم.
کارگردان و تهیهکننده «خروس جنگی» ادامه داد: یکی از تلاشهای ما این بود که به یکی از سبکهای به نسبت فراموش شده نقاشی بپردازیم. سبک نقاشی قهوهخانهای که میتواند الگوی آموزشی مناسبی برای هنرمندان باشد. نقالی و این سبک نقاشی تاریخچهای پرافتخار و قدیمی دارد و نشان می دهد هنرِ بیانِ تصویری ما چقدر قوت داشته است.
اطیابی بیان داشت: بسیاری از مواقع فراموش میکنیم که در حوزههای فراوانی جلوتر از غرب بودهایم که یکی از این حوزهها بیان داستانهای تصویری است و یکی از مظاهر آن نقاشی قهوهخانهای است. این کوتاهی را بر خود نمی بخشم و عذرخواهی خود و گروهم را از استاد اعلام میکنم. از مدیرعامل محترم موسسه فردوسی نیز برای این یادآوری بجا و توجهشان به این مضمون تشکر میکنم.
کارگردان «کامیون» در ادامه افزود: اصلاحیه توسط دوبله مجدد در نسخهای که قرار است آرشیو شود بی شک اعمال خواهد شد و در صورت پخش خلاصه قسمتهای پیشین و یا بازپخش این قسمت حتما نام استاد وفایی منظور خواهد شد. هر چند در کنار این اعتراض بجا از سوی استاد وفایی، نوه استاد آقاسی در پیامی از ما به دلیل زنده کردن نام پدربزرگشان تشکر کردند.
اطیابی در پایان تصریح کرد: البته در این اشتباه بازبینهای محترم پخش شبکه نیز مقصر بودهاند زیرا مرحله نظارتی سریالها و وظیفه بازبینی و گوشزد کردن ایرادات بر عهده این عزیزان است. پخشی که گاهی بخشهای بی دلیلی را از داستان ما حذف میکند جا داشت تا در این اشتباه تذکر بجایی به ما میداد که متاسفانه از چشم آنها هم دور ماند.
تاریخچه هنر زیبای نقاشی روی ابریشم در چین! +تصاویر
برای هزاران سال، نقاشی ابریشم به شکلگیری تاریخ تصویری غنی چین کمک کردهاست. این شیوه زیبا مشهورترین هنریهای سنتی چین را در بر میگیرد که مهمترین آن کارهای دستی استفاده از قلم مو بر روی پارچه است. این هنر از نظر رنگ و روغن بسیار مهم است. اما علاوه بر نقش آن به عنوان حامل فرهنگ، نقاشی ابریشم به خاطر زیباییشناسی آن، که هنرمندان از دوران باستان به اقتباس و انطباق آن ادامه دادهاند، ارزش دارد. در لست سکند قصد داریم شما را بیش از پیش با این هنر باستانی چینی آشنا کنیم.
نقاشی ابریشم چیست؟
نقاشی ابریشم به استفاده از رنگ برای منسوجات ابریشمی گفته میشود. این پارچه ظریف ساختهشده از رشتههای پیله کرم ابریشم است. زمانی که این تکهها به آرامی پخته و باز میشوند، رشتههای ابریشمی تولید میکنند که میتوانند به صورت نخهایی با هم ترکیب شوند و برای ساخت منسوجات استفاده میشوند.
از نظر تاریخی، هنرمندان از سنگ برای صاف کردن سطح این پارچه استفاده میکردهاند. زمانی که پارچه آماده میشده است، با رنگدانههای معدنی یا جوهر سیاه (اغلب از دوده ساخته میشد) تزیین میشده است. مورد دوم بیشتر برای خوشنویسی استفاده میشده است. خوشنویسی یکی از مهمترین شکلهای هنری چین و تجسم اولیه نقاشی بوده است.
نقاشیهای دیواری
صنعتگران چینی علاوه بر لباسها و طومارهای نوشتاری، پارچههای ابریشمی را برای استفاده دیگری نیز میبافتند. این استفاده خاص در واقع هنر نقاشی بود. قدیمیترین نمونههای شناختهشده این شیوه، نقاشیهای گورستانی از وارنگ هستند که شامل دو گنجینه ملی میشوند. نقاشی ابریشم که مردی را سوار بر اژدها نشان میدهد و نقاشی ابریشم با یک زن، ققنوس و اژدها. این قطعات هر دو در مقبرههایی در چانگشا کشف شدند و بین ۴۷۵ تا ۲۲۱ سال پیش از میلاد کشیده شدهاند.
تکنیک گنگبی
طی قرنهای بعد، صنعتگران چینی به خلق نقاشیهای ابریشمی ادامه داند و سپس به سبک گنگبی رسیدند. گنگبی، یا “نقاشی دقیق”، به خاطر رنگ پر جنب و جوش و جزئیات واقع گرایانه مشهور است. این رویکرد بین قرون ۷ و ۱۳ به اوج خود رسید و حتی در طول این مدت، نفوذ آن به ژاپن، هند و حتی اروپای غربی نیز راه یافت.
سبک معاصر
این هنر همچنان در حال گسترش است و در حالی که فرآیند این هنر رشد کردهاست، استفاده از پارچه ظریف به عنوان یک بوم هنوز مستلزم فرآیندی ویژه است. امروزه، اغلب پوششی لاتکس از درخت گوتا بر روی آن میکشند. این کار از آسیب دیدگی پارچه ابریشمی جلوگیری میکند. وقتی گوتا خشک شد، رنگ میتواند به کار برده شود.
سلبریتیهای کوچک؛ کودکان کار دوران جدید/مورد بعدی بازیگر پایتخت؟
خبرگزاری مهر – گروه فرهنگ: زمانه عجیبی است. صفحه اینستاگرام خود را که باز میکنید بچههای کوچکی به چشم میخورند که وارد این اپلیکیشن شدهاند و صفحه اختصاصی ساختهاند و یا ابزاری برای به نمایش گذاشتن اصطلاحاً استعدادها و تواناییهایشان هستند یا وسیلهای برای سرگرمی و خنداندن دیگران. این بچهها نه سیاستمدار هستند، نه بازیگر و نه خواننده. حتی سواد خواندن و نوشتن نیز ندارند که بتوانند صفحههای خود را مدیریت کنند. کودک اند، محبوبیت و معروفیت چندانی هم ندارند اما تعداد فالوئرهایشان تعجب برانگیز است. والدین این کودکان به فکر مطرح کردن فرزندانشان در بین مردم هستند.
آرات حسینی نمونهای از این کودکان است. کودکی که از یک سالگی بدون آموختن فنون اصولی ژیمناستیک حرکتهای عجیبی اجرا میکند. تعداد فالوئرهای او ۷/۲ میلیون نفر است که ۸۰ درصد آن خارجی هستند. این اعداد برای یک کودک عجیب به نظر میرسد. به راستی آیا واقعاً انجام چنین حرکاتی که گاهی یک فرد بزرگسال از اجرای آن باز میماند از یک کودک چهارساله قابل درک است؟ هدف و منطق خانواده او از انتشار اینگونه کلیپها دیده شدن و جذب فالوئر بالاست یا تقویت استعداد فرزندشان آن هم از راه مجازی؟
امیرعباس رجبیان یکی دیگر از سلبریتی های کوچک اینستاگرام است که فقط ۱۰ سال دارد. کودکی که با دست به دست شدن یک ویدئو به نام «کچلیک» خیلی زود مورد توجه عموم قرار گرفت و به دنبال آن با حضور در برنامههای تلویزیونی مختلف مشهور شد. او که به امیرعباس کچلیک معروف است، به انتشار کلیپی که به دلیل خوردن کچلیک (کدو سبز مازندرانی) دچار دندان درد شده بود شناخته شد. امیرعباس در یکی از برنامههای تلویزیونی گفته بود که برای اجرا در هر برنامه پنج میلیون میگیرد و تعداد برنامههایش هم در ماه به ۱۰ عدد میرسد، یعنی در هر ماه ۵۰ میلیون درآمد دارد. او حتی مدعی است که مدیر برنامه نیز دارد و همه کارهایش را با او هماهنگ میکند.
ساحل بکرانی بازیگر کوچکی که در هفت ماهگی خود پس از بازی در سریال «دردسرهای عظیم ۲» به شهرت رسید. او اکنون ۶۹ هزار فالوئر دارد و اغلب عکسهایش را بیش از بیست هزار نفر میپسندند. کمتر کسی را میتوان یافت که با دیدن یا شنیدن تعداد لایک ها و فالوئرهای بالای این کودک شگفت زده نشود. کودکی که فاصله زیادی از دنیای کودکی تا دنیای مجازی دارد. طبق نظر برخی، معروفیت و کسب محبوبیت آن هم از طریق نمایش زیبایی منصفانه و اخلاقی نیست.
ابوالفضل رجبی ۱۳ ساله که با بازی در پایتخت ۶ شناخته شد نیز دارای پیج خصوصی در اینستاگرام است. او با انتشار عکسهایی از خود در این صفحه و هم چنین استوری ها و لایوهایی که با چندین بازیکن فوتبالی داشت نظر بسیاری را به خود جلب کرده است. ابوالفضل در یکی از لایوهای خود که با سعید عزت اللهی داشت، بخشهایی از دیالوگهای سریال پایتخت را با این فوتبالیست اجرا میکرد. جدای از اینکه او علاقه مند به فوتبال است، بعید به نظر نمیرسد که به دنبال جذب فالوئر بیشتری نیز باشد.
اگرچه فضای مجازی در کسب اطلاعات روز دنیا تأثیر انکارناپذیری دارد اما عدم استفاده صحیح از این ابزار و نداشتن اطلاعات و آگاهی کافی میتواند برای همه گروههای سنی به خصوص کودکان خطرآفرین باشد. اینستاگرام یکی از این برنامه هاست که علاقه مندان زیادی به خود جذب کرده است. استفاده از این برنامه و اشتراک گذاری عکسها و فیلمها از سراسر دنیا در بیشتر کاربران وابستگی افراطی بوجود میآورد. برخی پدر و مادران نیز از این فرصت برای دیده شدن کودکان خود استفاده میکنند. در گذشته والدین از حداقلی ترین امکانات استفاده میکردند و آلبومهای عکس در ثبت خاطرات خوش کودکی نقش به سزایی داشتند. اما امروزه اینستاگرام جای آلبومهای دیروز را گرفته است و نظر دیگران برای این خانوادهها مهم است. اینکه چگونه دیده شوند نیز خود به دغدغهای برای این دسته از والدین تبدیل شده است. غافل از اینکه استفاده اینگونه از این برنامه هم سواستفاده از کودک است و هم آسیبها و مشکلاتی کودکان را تهدید کند.
کودک کار اینستاگرامی مرا دنبال کنید
میان پدر و مادرهایی که کودکان خود را در چهارراهها یا خیابانها میگذارند تا دستفروشی کنند، گل بفروشند، کفش واکس بزنند یا شیشه ماشینها را تمیز کنند و پدر و مادرهایی که از طریق کودکانشان در صفحههای اینستاگرامی درآمدزایی میکنند شباهتهایی هست. یکی از این شباهتهای بارز، کسب درآمد از طریق کودکان است. در حقیقت نه پدر و مادرهای این کودکان و نه فالوئرهای آنان به آسیبی که به آنها از این طریق وارد میشود نمیاندیشند. از بدو تولد کودک والدین صفحهای اختصاصی برایش باز میکنند و لحظه به لحظه بزرگ شدن کودک را به اشتراک میگذارند. اولین لبخند، اولین گریه، اولین دندان، اولین تلاش برای حرکت، اولین…. اما مسئله دردناک اینجاست که اینگونه والدین هیچ گونه حریم خصوصی برای فرزندان خود قائل نیستند. زمانیکه کودک نیز ببیند همه اطلاعات و عکسهای او با دیگران به اشتراک گذاشته شده است یاد میگیرد تا اطلاعات زندگی اش را با دیگران در میان بگذارد. آن زمان خانواده به خود میآید و می بیند که تمامی اسرار درون خانوادگی شأن در این برنامه موجود است. وقتی تعداد فالوئرها بالا میرود، پیشنهادات تبلیغاتی نیز به دنبال آن افزایش مییابد. برخی پدر و مادرها از کودک خود عکس میگیرند و منتشر میکنند و عملاً کودک خود را به یک کودک کار اینستاگرامی تبدیل میکنند. بسیاری از افراد نیز به دلیل زیبایی و جذابیتشان صفحه آنان را دنبال میکنند. حقیقتاً پدر ومادرهایی که از این طریق برای خود کسب درآمد میکنند در دراز مدت آسیبهای جدی به دلبندانشان میزنند. این کودکان معصوم بی خبر از همه جا که شباهتی هم به دنیای کودکی ندارند، آسیب پذیر میشوند و تلاش میکنند برای بهتر دیده شدن، نقش خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کنند. حتی کار به جایی رسیده که برخی عکاس نیز استخدام میکنند و هزینههای گزافی متحمل میشوند تا از وی یک سلبریتی بسازند. وقتی یک کودک را میآرایند و لباسهای آنچنانی میپوشانند، توسط چیزهای بی ارزش به فرزند خود ارزش میگذارند. در واقع کودک یاد میگیرد که چیزهای کمارزش دنیا را ارزشمند ببیند و از طرفی انتظار دارد که همهجا با او اینطور رفتار شود. والدین نا خواسته و بدون اطلاعات وآگاهی کافی کودکی با شخصیت پوشالی میپرورانند و حس رقابت با همسن و سال خودشان در درون کودک نهادینه میشود. به راستی برای تبلیغ محصولات اختصاصی کودک چه کسی مناسبتر از خود این کودک میتواند عمل کند؟
آیا کودک واقعاً ابزار خنده است؟
برخی از خانوادهها نیز کلیپهایی از فرزند خود ساخته و او را تبدیل به سوژه خنده میکنند. این کلیپها را انتشار داده و دست به دست میچرخند. غافل از اینکه این حرکت میتواند لطمات جبران ناپذیری به کودک و جامعه وارد کند. کودک آزاری همیشه چشمان کبود و تن زخمی نیست. بلکه حرکاتی از این قبیل نیز کودک آزاری انگاشته میشود. کودکی که از نظر روانی آزار میبیند از خود رفتارهایی بروز میدهد که برای آنها دلیل پزشکی یا دلیل موجهی پیدا نمیشود. رشد کافی از جنبههای مختلف ندارد که ظهور این رفتارها باعث ایجاد تناقض با سن او میشود. کودکان کار فضای مجازی علاوه بر تأمین مادی، نیاز روحی خانواده را نیز ارضا میکنند. برهمین اساس باید مانند بسیاری از کشورها، قانونی برای جلوگیری از این سودجویی گذاشته شود تا جلوی آسیبهای وارد شده به کودک گرفته شود.
آسیبها جدی گرفتنی است
قابلیتهای فراوانی که برنامه اینستاگرام دارد غیر قابل انکار است و در جذب مخاطب نیز توانسته فوق العاده عمل کند. کاربران این برنامه اغلب از بازه سنی ۱۴ تا ۲۴ سال هستند. این یعنی زنگ خطری برای والدین که آسیبهای آن به فرزندانشان را بهتر و بیشتر بشناسند. یکی از بزرگترین معایب اینستاگرام ایجاد نگرش منفی نسبت به زندگی است. تماشا زندگیهای زرق و برق دار و اصطلاحاً لاکچری باعث بروز حس حسادت و خودکم بینی میشود. ذهن کنجکاو کودکان و نوجونان با جستجو در صفحات مبتذل و غیراخلاقی دائماً درگیر خواهد بود و باعث ضربههای جدی روحی و روانی به آنها میشود. از طرفی این برنامه به قدری گسترده است که به راحتی ساعتها زمان صرف جستجو در صفحههای گوناگون اتلاف میشود. در نتیجه زمان استراحت شأن هم کاهش مییابد. یکی دیگر از جنبه منفی این برنامه رواج آزار و اذیتهای اینترنتی است. از آنجا که دسترسی به پروفایل دیگران کار سختی نیست، روابط خارج از عرف نیز بسیار شایع است. اینجاست که خانوادهها با اندک مطالعه و کسب آگاهی بیشتر میتوانند از ظهور و بروز چنین آسیبهایی جلوگیری نمایند.
وجه تشابه کودکان خیابانی و کودکان کار اینستاگرامی
سو استفاده از کودک فقط به فضای مجازی اطلاق نمیشود. در بین ما کودکانی که کار میکنند و نان آور خانواده هستند زیاد است. کودکانی که در متروها دست فروشی میکنند. در چهارراهها گل میفروشند یا پشت چراغ قرمز شیشه ماشینها را تمیز میکنند. کودکان کار از آسیب پذیرترین قشرهای جامعه محسوب میشوند و به آسیبهای جدی تری از نظر جسمی، روحی و اجتماعی نسبت به سایر مردم دچار میشوند. ترک تحصیل، از دست دادن فرصت تحصیلی، محروم شدن از امکانات مطلوب زندگی، مشکلات سلامتی در فصول مختلف سال و… جملگی از آسیبهای وارده بر این کودکان است.
خبرنگار مهر با مصطفی اقلیما جامعه شناس و رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران (پدر مددکاری ایران) از آسیبهای روانی که کودکان کار چه در اینستاگرام چه در خیابانها و چهارراهها با آن مواجه میشوند گفت وگویی داشت. به عقیده وی کودکانی که لباس زیبا میپوشند و والدینشان با گرفتن عکس و انتشار آن در صفحات مجازی سوءاستفاده میکنند زمانی که در آینده بزرگ شده و وارد جامعه و محیط کار میشوند بدون شک با مشکلات فراوانی مواجه خواهند شد. مقصر اصلی این موضوع نیز خانواده هایشان هستند. او افزود: «در خانهای که کودکی متولد میشود باید شرایط مناسب تربیتی و زندگی ایجاد شود و بستر مناسب رشد فراهم باشد. این کودک نه معتاد، نه دزد و نه حتی آدمکش و جانی متولد شده است بلکه آینده ساز جامعه است. این شرایط و زیرساختهای مناسب در کشور نیز باید فراهم شود. اگر کودکی در آینده مرتکب قتلی شد فقط خود او محکوم نیست بلکه یک کشور محکوم است».
وی مدعی است: «باید یک قانون دقیق و نظام مندی وجود داشته باشد تا حافظ امنیت روانی کودک و جایگاه اجتماعی او در دوران بزرگسالی باشد».
او همچنین از این که این گونه کودکان اغلب مورد تمسخر و ابزاری برای خندیدن میشنود گفت: «وقتی کودکی سوژه خنده میشنود و کلیپهای منتشرشده آنها دیگران را میخنداند، به این شیوه عادت کرده و خو میگیرد. دوست دارد هرکاری که انجام میدهد نظر دیگران را به خودجلب کند و همه به او توجه کنند و به کارهایش بخندند. در این صورت فکر میکند کاراهایی که انجام میدهد همگی درست هستند. اگر در جایی کاری کند و مورد تمسخر قرار گیرد، زمانی که به بلوغ عقلی میرسد عصبی و عقدهای میشود. میخواهد برای عقده گشایی به هر وسیله و روشی روی آورد و اینجاست که تن به هرکاری میدهد. در نهایت ممکن است فدایی جامعه نیز شود».
به مراتب کودک هر چه رشد میکند و بزرگتر میشود نیازهای روحی و روانی او هم همراه با او بزرگتر میشود. اینجاست که والدین باید وقت مفید بیشتری برای گذراندن با امورات کودک صرف کنند و از آن به بهترین نحو ممکن بهره برند. با آگاهی از خطرات احتمالی تهدیدکننده کودکان و نوجوانان میتوان اقدامات لازم و پیش گیرانه برای حفظ امنیت آنان چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی به عمل آورد و به شکل درستی بر آنان نظارت کرد.