به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره، نتیجه شمارش آرای فیلمهای نمایش داده شده در روز پنجم جشنواره فیلم فجر ۱۶ بهمن ماه توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر اعلام شد.
فیلمهای «آبادان یازده ۶۰»، «دوزیست»، «شنای پروانه»، «روز بلوا»، «مغز استخوان»، «خوب، بد، جلف۲»، «درخت گردو»، «روز صفر» ۸ فیلم برتر آرای تماشاگران سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر تا روز ۱۶ بهمن ماه اعلام شده است.
روز گذشته «خروج» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا در این فهرست قرار داشت که حذف شد.
فهرست فیلمها بدون اولویت و براساس حروف الفبا است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانه ای پروژه، نخستین ساخته سینمایی سعید ملکان یک اکشن ضدامنیتی ملی و روایتی متفاوت از یک اتفاق ملتهب معاصر است.
این فیلم شب گذشته در پنجمین روز از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با استقبال پرشور مخاطبان به ۵ سانس فوق العاده رسید و هم اکنون در میان آثار برتر آرای تماشاگران قرار دارد.
امیر جدیدی، تینو صالحی، محمدرضا مالکی، مهدی قربانی، رضا خدادادبیگی، محمدعلی راجپوت، ابوالفضل صفاری، حمیدرضا سلیمانی راد، میلاد یزدانی، امین گلستانه، سینا شفیعی، ابراهیم برزیده، مژگان مخبرثابت، نوید کریم زاده، علی اصغر صبوری راد، محمد داغری، محمدرضا طهیری و با حضور ساعد سهیلی ترکیب بازیگران «روز صفر» را تشکیل میدهند.
ترکیب کامل عوامل «روز صفر» عبارتست از:
تهیه کننده و کارگردان: سعید ملکان، فیلمنامه: بهرام توکلی، سعید ملکان، مشاور کارگردان: بهرام توکلی، مشاور فیلمنامه: مرتضی اصفهانی، مدیر فیلمبرداری: علی قاضی، تدوین: میثم مولایی، مدیر تولید: کیومرث عباسی نوده، طراحی و ترکیب صدا: امیرحسین قاسمی، مدیر صدابرداری: رشید دانشمند، طراح چهره پردازی: سعید ملکان، موسیقی: افشین عزیزی، مشاور پروژه: مرتضی اصفهانی، طراح صحنه: سهیل دانش اشراقی، طراح لباس: امیر ملک پور، طراح جلوههای ویژه بصری: رضا میثاقی، محسن خیرآبادی، طراح جلوههای ویژه میدانی: محسن روزبهانی، دستیار اول کارگردان: علی مردانه، علیرضا ناصربخت، برنامه ریز: نوید کریم زاده، مجید عبدی، منشی صحنه: پوریا کاظمی فرد، عکاس: محمد بدرلو، مشاور رسانهای: هادی فیروزمندی، مجری و طراح بدلکاری: ارشا اقدسی، علیرضا فتحی.
ساخت تیزر فیلم سینمایی «روز صفر» را محمد واحد بر عهده داشته است.
خبرگزاری مهر -گروه هنر: «مهر سیمرغ» عنوان بسته خبری-تحلیلی روزانهای است که به مرور متن و حاشیه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر میپردازد.
هر روز صبح میتوانید با «مهر سیمرغ ۳۸» در جریان آخرین تحولات بزرگترین رویداد سینمایی کشور قرار بگیرید.
امروز پنجشنبه ۱۷ بهمنماه و همزمان با ششمین روز اکران فیلمهای سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر، با شماره ششم «مهر سیمرغ ۳۸» همراه شوید.
چهره روز؛ مجید مجیدی
اینکه چهره معتبری همچون مجید مجیدی در سلسله گزارشهای مرتبط با مهمترین رویداد سینمایی کشور، تبدیل به «چهره روز» شود، اصلاً اتفاق غیرمنتظرهای نیست اما ای کاش این انتخاب را نه در شرایط فعلی که به بهانه درخشش «خورشید» و روایت بازخوردهای رونمایی از تازهترین ساخته سینمایی او انجام میدادیم؛ کدام شرایط؟ بخوانید..
فیلم سینمایی «خورشید» ساخته مجید مجیدی، پیش از رونمایی تبدیل به مورد خاص، عجیب و تأسفبرانگیز سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر شده است؛ فیلمی که منتظر بودیم، ۱۲ سال پس از حضور «آواز گنجشکها»، آن را بهانه نوشتن از اهمیت بازگشت یک فیلمساز مهم به جشنواره فجر قرار دهیم و البته پس از رونمایی به بحث و بررسی درباره «متن» آن بپردازیم، اما با بیتدبیری و عملکرد غیرشفاف دبیرخانه جشنواره، تبدیل به یک «حاشیه» برای «فجر ۳۸» شده است!
اصرار به پذیرش فیلم ناتمام مجید مجیدی برای حضور در جدول اکران جشنواره سیوهشتم، عدم اطلاعرسانی شفاف درباره دلایل تأخیر در رونمایی از فیلم در سینماهای مردمی، انتشار اطلاعیهای مبهم درباره راه پیدا کردن فیلم «پسرکشی» بهعنوان اولین فیلم رزروی هیأت انتخاب و همزمان اعلام آمادگی برای اکران فیلم مجیدی به محض «آماده شدن» و بالاخره سکوت در برابر اطلاعرسانی مجازی درباره رسیدن فیلم به جشنواره و رونمایی در سینماهای مردمی بهوضوح نشاندهنده فرآیندی است که بیش از هر چیز دیگر فیلم مهم یکی از فیلمسازان معتبر را قربانی فضاسازی رسانهای مدیران فجر کرده است!
برخلاف اطلاعرسانی روز گذشته، فیلم مجید مجیدی شب گذشته هم به اکران در سینماهای مردمی نرسید و همچنان در سئانسهای این فیلم، فیلم «پسرکشی» روی پرده میرود. همزمان با این اتفاق روابط عمومی فیلم «خورشید» هم روز گذشته از مخاطبان جشنوارهای که به امید تماشای این فیلم یکی از سریبلیتهای ۱۰ روزه جشنواره فجر را خریداری کرده بودند، خواست تا سری بلیت خود را حفظ کنند و تا در زمانی که «متعاقباً اعلام میشود» با همان بلیتها بتوانند به تماشای فیلم بنشینند.
فارغ از اطلاعرسانی ناقص و عملکرد غیرشفاف مسئولان جشنواره فیلم فجر اما سکوت مجید مجیدی بهعنوان نویسنده، تهیهکننده و کارگردان «خورشید» در قبال این اتفاق هم به حواشی دامن زده است. کارگردانی که همین هفته گذشته بهواسطه اطلاعرسانی ناقص یک رسانه چینی، ناگزیر به تکذیب یک خبر درباره انگیزهاش برای ساخت فیلمی درباره «کرونا» شد، اما گویی هنوز رسانههای داخلی را محرم نمیداند و فارغ از بازی رسانهای مدیران جشنواره، پاسخ این سوالات را شفاف اعلام نمیکند؛ بالاخره «خورشید» به جشنواره فجر سیوهشتم میرسد؟ اگر فیلم آماده نبوده، چه کسی اصرار به پذیرش فراقانونی آن در بخش اصلی جشنواره داشته است؟ با توجه به از دست رفتن فرصت حضور این فیلم در رأیگیری آرای مردمی و غیرقانونی بودن داوری آن از سوی هیأت داوران بهواسطه ۲۳ فیلمه شدن، آثار بخش «سودای سیمرغ»، چه اصراری به «رساندن» فیلم به نیمه دوم جشنواره است؟
فیلم روز؛ روز بلوا
«فساد اقتصادی» احتمالاً یکی از داغترین سوژههایی است که در فیلمهای امسال جشنواره فیلم فجر میتوانست موردتوجه مخاطبان قرار بگیرد. «روز بلوا» به کارگردانی بهروز شعیبی و از محصولات سازمان سینمایی «اوج» یکی از شاخصترین فیلمهایی بود که میدانستیم قرار است با همین سوژه روی پرده برود و همین اندازه هم کافی بود تا برای رونمایی از آن کنجکاو باشیم.
فیلم روایت یک روحانی استاد دانشگاه است که در کنار فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی، دستی هم برآتش اقتصاد دارد. ایراد یک اتهام از سوی مراجع قضائی این روحانی مشهور را با چالشهایی اساسی مواجه میکند و فیلم در واقع روایت عبور این کاراکتر اصلی از دامنه این چالشها و حواشی است.
بهروز شعیبی که با اولین تجربه کارگردانیاش در سینما یعنی «دهلیز» موردتحسین قرار گرفته بود، در ادامه راه «سیانور» و «دارکوب» را در دوفضای کاملاً متفاوت از تجربه نخستش کارگردانی کرد تا ثابت کند اهل تجربه کردن و حتی ریسک است.
«روز بلوا» چالش تازهای برای این کارگردان جوان بود اما براساس بازخورد اصحاب رسانه پس از رونمایی از این فیلم در پردیس سینمایی ملت، به نظر میرسد نتوانسته است از این چالش با موفقیت کامل عبور کند.
فیلم «روز بلوا» مانند چند فیلم دیگر جشنواره سیوهشتم، برخلاف سوژه جسورانهاش، پرداختی محافظهکارانه دارد و همین مسئله باعث خنثیشدن و بیتأثیر ماندن فیلم در مواجهه با مخاطب شده است.
بازی بابک حمیدیان در نقش یک روحانی از اتفاقات خوب فیلم است اما بهدلیل تعدد شخصیتهای بلاتکلیف و بعضاً بازیهای نه چندان مناسب در پیرامون این کاراکتر، مخاطب امکان همراهی با «عماد» را هم از دست میدهد و این مسئله هم در فهرست دلایل ناکامی فیلم مزید بر علتهای قبل شده است.
نکته روز؛ترینهای نیمه نخست
با احتساب ۱۰ روز اکران فیلمهای جشنواره در سینماهای کشور، شب گذشته و با پایان پنجمین روز اکران فیلمها میتوان حکم به عبور جشنواره سیوهشتم فیلم فجر از نیمه نخست داد؛ نیمهای که در پردیس سینمایی ملت، ۱۵ فیلم از کارگردانان سینمای ایران برای اصحاب رسانه به نمایش درآمد و هر یک بازخوردهای متفاوتی را تجربه کرد.
در بازخوانی نیمه نخست جشنواره سیوهشتم و برمبنای واکنش عمومی اصحاب رسانه در پردیس سینمایی ملت میتوان ترینهای جشنواره تا به اینجا را اینگونه فهرست کرد؛
تأثیرگذارترین فیلمها: در میان ۱۵ فیلم بهنمایش درآمده در ۵ روز گذشته در پردیس سینمایی ملت، بیتردید فیلم سینمایی «درخت گردو» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، تأثیرگذارترین فیلم بوده است. فیلمی با روایتی عریان و بیرتوش از فاجعه بمباران شیمیایی سردشت در سال ۶۶ که بهشدت مخاطب را با فضای احساسی خود درگیر و با چشمان تر از سالن به بیرون بدرقه میکند. فیلم سینمایی «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت هم بهدلیل روایت صریح و مستقیم از زندگی گروهی از ساکنان جنوب شهر که به نام «اراذل و اوباش» میشناسیم، از فیلمهای تأثیرگذار و البته تحسینشده نیمه نخست جشنواره بود. البته هر دو فیلم «درخت گردو» و «شنای پروانه» از نظر پرداخت سینمایی، قهرمانپردازی و روایت داستان، با انتقاداتی هم مواجه بودند.
ویژهترین فیلمها: «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان و «آن شب» به کارگردانی کوروش آهاری را میتوان ویژهترین فیلمهای نیمه نخست جشنواره دانست. دو فیلمی که البته هر دو منتقدان بسیاری هم در میان اصحاب رسانه و منتقدان داشتند اما نمیتوان کتمان کرد که از منظر سینمایی تجربههایی ویژه برای سینمای ایران هستند. «روز صفر» در زمینه فیلمهای تریلر و اکشن مختصات تازهای از یک قهرمان سینمایی را در بستر یک ماجرای امنیتی به تصویر درآورد و فیلم «آن شب» در ژانر کمتر تجربه شده و همچنان فقیر «وحشت» در سینمای ایران، استانداردهای تازهای را خلق کرد و به پلی برای ثبت تجربههای موفقتر در ادامه مسیر این ژانر فراموششده در سینمای ایران تبدیل شد.
غیرمنتظرهترین فیلمها: «آبادان یازده ۶۰» و «ارتش سری» را میتوان غیرمنتظرهترین فیلمهای جشنواره تا به اینجا دانست؛ البته غیرمنتظره به دلیل فاصله بعیدی که هر دو با انتظارات بهوجود آمده پیش از رونمایی داشتند! «آبادان یازده ۶۰» به کارگردانی مهرداد خوشبخت تنها فیلم دفاع مقدسی و تنها فیلم اقتباسی جشنواره امسال بود که با توجه به ظرفیت بالای ایده انتخابی و البته حمایت سازمان «اوج» بهعنوان سرمایهگذار، انتظار میرفت یکی از فیلمهای ویژه جشنواره امسال باشد اما از شدت معمولی بودن، نهایت توانست استانداردهای یک تلهفیلم را به دست آورد و بعید است بعدها در اکران عمومی هم شانسی برای استقبال مخاطب داشته باشد. «خوب، بد جلف ۲؛ ارتش سری» به کارگردانی پیمان قاسمخانی هم تنها فیلم کمدی جشنواره امسال بود که به استناد قسمت اولش هم انتظار بالایی از آن داشتیم اما ضعف عجیب در خلق موقعیتهای تازه کمدی و مهمتر از آن فیلمنامه چندپاره و بلاتکلیفی که حتی «پایان» هم ندارد، فیلم را به یکی از غیرمنتظرهترین فیلمهای جشنواره تا به اینجا تبدیل کرد!
پرانتقادترین فیلمها: فارغ از ابعاد سینمایی، از منظر محتوا و داستان دو فیلم «قصیده گاو سفید» و «دوزیست» بیشترین بازخورد منفی و انتقادی را در سینمای رسانه تجربه کردند. فیلم اول به کارگردانی بهتاش صناعیها هرچند موافقان و حامیان پروپاقرصی پیدا کرد که بهدلیل ارتباط داستانش با «خطای انسانی» انتخاب سوژه آن را یک امتیاز میدانستند، اما همزمان بهواسطه زاویه نگاهش به قانون قصاص و فرآیند اجرای حکم اعدام در دستگاه قضائی اسلام، از سوی برخی مورد نکوهش جدی قرار گرفت. فیلم «دوزیست» اما اساساً از تولیدات گیشهای سینما در سالهای اخیر محسوب میشد و از نظر محتوایی چندان قابل مباحثه نبود، اما زاویه نگاه فیلم به ارتباط انسانها و بهخصوص پرداخت عجیب شخصیتهای «زن» در فیلم که غالباً نگاهی ابزاری به آنها میشد، بهشدت مورد انتقاد طیفی از اصحاب رسانه قرار گرفت.
ناامیدکنندهترین فیلمها: «سه کام حبس» سامان سالور که از بداقبالی جشنواره سیوهشتم بهعنوان فیلم افتتاحیه هم انتخاب شده بود، در همان سئانس اول جشنواره حکم آب سردی را بر تب و تاب اصحاب رسانه برای آغاز یک جشنواره متفاوت داشت. فیلمی معمولی که البته نمیتوان آن را خیلی پایینتر از سطح استاندارد فیلمهای موسوم به «اجتماعی» در سالهای اخیر دانست اما به دلیل بیتناسبی با سئانس افتتاحیه جشنواره، بازخوردهای مناسبی از سوی اصحاب رسانه نگرفت. روز اول که با «سهکام حبس» آغاز شده بود، با «عامهپسند» سهیل بیرقی به پایان رسید که حتی برای علاقمندان فیلمهای قبلی این فیلمساز هم یک ناامیدی تمام عیار بود.
دیگر فیلمهای اکران شده در نیمه نخست که در این بازخوانی اشارهای به آنها نشد را میتوان فیلمهای متناسب با استانداردهای همیشگی جشنواره فیلم فجر دانست که نه امید ویژهای خلق کردند و نه تبدیل بهانهای برای ناامیدی از سینمای ایران شدند! هنوز پنج روز تا پایان ماراتن رونمایی از تازهترین تولیدات سینمای ایران در جشنواره سیوهشتم فیلم فجر باقی است و ۱۳ فیلم دیگر قرار است در پردیس سینمایی ملت به نمایش درآید. باید دید فهرست امیدواریها و ناامیدیهای ما برای سال آینده سینمای ایران، در نیمه دوم این جشنواره چه تغییری خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، ششمین روز از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، رنگ و بوی فوتبال را به خود گرفته است. در این روز تنها ۲ فیلم سینمایی «کشتارگاه» و «مردن در آب مطهر» که در بخشهای سودای سیمرغ و نگاه نو حضور دارند، نمایش داده می شود.
اما با توجه به اینکه شهرآورد تهران امروز برگزار می شود، دبیرخانه جشنواره فیلم فجر، سانس دوم این روز را به نمایش مستقیم فوتبال اختصاص داده است.
کشتارگاه: عباس امینی
«کشتارگاه» به کارگردانی عباس امینی در بخش نگاه نو نمایش داده می شود. فیلمی که داستانش بر محور یک جنایت کلید میخورد و شنیده شده است اشارهای به پرونده قاچاق گوشت در جنوب کشور هم دارد.
مانی حقیقی، امیرحسین فتحی، باران کوثری و حسن پورشیرازی از جمله بازیگران این فیلم هستند.
این فیلم سینمایی در آبادان جلوی دوربین رفته است.
در خلاصه داستان «کشتارگاه» آمده است: «امیر چند ماهی است که از فرانسه دیپورت شده است، او بهخاطر پدرش شریک یک جنایت هولناک میشود. رفیق: اینجا صلیب سرخیها بهت میگن چیتا؟ امیر: چی؟ رفیق: چیتا… یوزپلنگ»
عباس امینی پیش از این فیلمهای «والدراما» و «هندی و هرمز» را کارگردانی کرده است اما به دلیل پروانه ویدئویی فیلمهای قبلی، «کشتارگاه» بهعنوان فیلم اولش در ویترین فجر به نمایش درمیآید.
مردن در آب مطهر: برادران محمودی
«مردن در آب مطهر» به کارگردانی و تهیه کنندگی برادران محمودی در بخش سودای سیمرغ به نمایش گذاشته میشود.
در این فیلم سینمایی بازیگرانی چون علی شادمان، ندا جبرائیلی، متین حیدرنیا، صدف عسگری و سوگل خلیق علیرضا آرا، امیررضا رنجبران، خیام وقار، پیمان مقدمی، مهتاب جعفری، فرید اسحاقی، فاطمه شکری، محیا رضایی، فاطمه میرزایی و علیرضا مهران حضور دارند.
عاشقانه تازه برادران محمودی قصه چند جوان مهاجر افغان را روایت می کند که قصد رفتن به اروپا را دارند. «مردن در آب مطهر» مانند دیگر آثار این ۲ برادر مشکلات مهاجران افغان را به تصویر میکشد.
در خلاصه داستان فیلم آمده است: «رونا: حامد، از دریا نترسی یا، از هر چی بترسی بلای جونت میشه، حامد: نمیترسم…»
برادران محمودی در سالهای اخیر فیلمهای «چند متر مکعب عشق»، «رفتن» و «شکستن همزمان بیست استخوان» و نیز سریال تلویزیونی «سایهبان» را کارگردانی کردهاند.
به گزارش خبرنگار مهر، نشست رسانهای فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف ۲: ارتش سری» امشب ۱۶ بهمن ماه در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
در این نشست رسانهای پیمان قاسمخانی نویسنده و کارگردان، محسن چگینی تهیهکننده، میثم مولایی تدوینگر، رعنا امینی طراح لباس، آیدین ظریف طراح صحنه، پژمان جمشیدی، سام درخشانی، حامد کمیلی، ریحانه پارسا بازیگران فیلم حضور داشتند.
علیرضا مجمع نیز بهعنوان منتقد مهمان در این نشست حضور داشت.
«خوب، بد، جلف ۲؛ ارتش سری» پسند جشنواره نیست
در ابتدای نشست مجمع درباره فیلم بیان کرد: این فیلم در ادامه مسیر قبلی قاسمخانی در فیلمها و فیلمنامههایی است که نوشته است. فیلم استاندارد لازم را برای شکل گیری یک کمدی خوب دارد و فکر میکنم قاسمخانی خیلی هم علاقهمند به حضور در جشنواره نباشد چون فیلم پسند جشنواره نیست و بیشتر آرای مردمی را به دست میآورد.
وی ادامه داد: دست گذاشتن روی سریال «ارتش سری» خیلی جذاب است و خاطرات دهه ۶۰ را برای نسل من زنده میکند.
قاسمخانی با اشاره به اینکه این فیلم را همراه با محسن چگینی کارگردانی کرده است و به این دلیل اسم وی در تیتراژ به عنوان کارگردان نیامده که نامش را دیر به وزارت ارشاد دادهاند، درباره جایگاه فیلمهای کمدی در جشنواره عنوان کرد: در واقع فیلمهای کمدی در جشنواره هیچ جایگاهی ندارند البته فیلم با پروداکشن سنگین بوده است و تصور ما این است که فیلم در جشنواره دیده میشود اما همین که در بخش سودای سیمرغ هستیم کافی است و به دنبال جایزه نیستیم.
وی درباره پایان بندی فیلم که بدون نتیجه گیری است و شبیه پایان بندی سریال شده است، گفت: این راه را در سینما زیاد رفتهاند اما برای اولین بار است که در ایران اتفاق میافتد. در سینمای جهان مثالهای زیادی میتوانم بزنم که از جمله «دزدان دریایی کارائیب» و «جنگ ستارگان» است.
سام درخشانی در ابتدای صحبتهایش نسبت به صحبتهای ابتدایی قاسمخانی با شوخی گفت: اگر به لحظ تکنیکی تغییری در بازی من میبینید به این دلیل است که پژمان در کنار من حضور داشته است و اگر در تیتراژ نامش را نیاوردیم به این دلیل بوده که اسمش را دیر به ارشاد دادهایم!
وی در ادامه درباره ایفای نقشهای کمدی توضیح داد: تلاش کردم امسال نقشهای درام هم قبول کنم اما به هر حال کمدی طرفداران بیشتری دارد و من را بیشتر برای نقشهای کمدی انتخاب میکنند اما تلاشم این است که میان نقشهایم تعادل برقرار کنم.
در ادامه ریحانه پارسا درباره زود به شهرت رسیدنش بیان کرد: وقتی زود به شهرت میرسید این خطر وجود دارد که تصور کنید همه راهها را رفتهاید اما برای من این اتفاق نیفتاد. وقتی تیتراژ پایانی سریال «پدر» تمام شد این تصمیم را گرفتم که هر کاری که تمام میشود رویش حساب نکنم و برایم پله نباشند بلکه تلاش کنم هربار از اول شروع کنم. این فیلم هم در واقع میتواند یک معرفی جدید از ریحانه پارسا باشد.
حامد کمیلی نیز درباره نقشهای کمدی اش در سینما گفت: من قبلاً تجربه بازی در فیلم کمدی داشتم و این فیلم هم تجربه جذابی برایم بود و خوشحالم که در این کار حضور داشتم.
قاسمخانی درباره بی تأثیر بودن نقش علی اوجی در فیلم اظهار کرد: علی همان طور که از او خواستم بازی کرد. از او خواستم که مثل فوک آویزان بازی کند که او هم همین کار را کرد و بسیار هم از حضورش راضی هستم. این مژده را هم بدهم که در قسمت سوم نقش پررنگتری دارد.
قصد جهتگیری سیاسی نداشتم
وی با اشاره به اینکه این فیلم سیاسی نیست، گفت: اصلاً این ماجراها به من نمیخورد و تنها برای بست دادن داستان از سوژههای سیاسی استفاده شده و اصلاً قصد جهت گیری نداشتیم. در زمان «نان، عشق، موتور ۱۰۰۰» هم این حرفها را میزدند اما تنها برای پیشبرد داستان و شرایط جامعه بخشهای سیاسی وارد کار شده بود.
وی ادامه داد: من فیلمم را تنها برای گیشه نمیسارم و در فیلمنامه باجی برای خنداندن به مخاطب نمیدهم و حتی بسیاری از شوخیها را که در روند قصه جایی نداشت از فیلم درآوردیم. ابتدا میخواستیم فیلم را به شکل سریال بسازیم اما چون میسر نشد آن را تبدیل به ۲ فیلم کردیم که البته قسمت سومش هم هنوز نوشته نشده است.
قاسمخانی درباره کوتاه شدن نقش ستاره پسیانی گفت: باید از ستاره پسیانی به دلیل کوتاه شدن نقشش عذرخواهی کنم چون به لطف دوستان ممیز، نقشش آشولاش شد اما کلاً او در سه سکانس حضور داشت و برای تغییر رویه سام حضورش اهمیت داشت.
چیزی به نام شوخی جنسی نداریم
وی درباره شوخیهای جنسی که در فیلم وجود دارد و اینکه آیا این شوخیها مناسب خانوادهها است یا خیر، گفت: دیدن فیلم با خانواده کاملاً بستگی به جنس خانواده دارد. ما صد درجه بالاتر از شوخیهای جنسی فیلم را در جامعه میبینیم اما من سرم را زیر برف نمیکنم و در حد عرف جامعه در این فیلم شوخی کردم. اساساً چیزی به نام شوخی جنسی وجود ندار. برخی شوخیها واقعاً زشت است که قطعاً ما هم انجام نمیدهیم و در برخی فیلمها هست و من را هم ناراحت میکند ولی این شوخیها شوخیهای تمیزی است و میتوان حداقل با خانواده من آنها را دید.
چگینی در بخش دیگری از نشست عنوان کرد فیلم مشکلی برای حضور در جشنواره نداشته است و این شایعه صحت ندارد.
قاسمخانی با اشاره به اینکه قسمت یک و دو فیلم از لحاظ زیرژانر با هم متفاوت هستند، توضیح داد: قسمت یک در زیر ژانر پارودی سینمای کاراگاهی قرار دارد و قسمت دو به کمدی اکشن نزدیک است.
در ادامه نشست با گوهر خیراندیش که در آمریکا حضور داشت ارتباط تلفنی برقرار شد.
خیراندیش با اشاره به اینکه علاقه مند بوده که فیلم را در کنار قاسمخانی در سینما ببیند در پاسخ به صحبتهای منصور ضابطیان که عنوان کرد طبق گفته قاسمخانی نقش وی در فیلم خیلی کوتاه شده است، گفت: پیمان حتماً لازم دیده که نقشم را کوتاه کند چون او کارگردان است و تشخیص داده صحنههایی را که به روند فیلم کمک نمیکند، قیچی کند.
قاسمخانی در پایان نشست یادآور شد: در قسمت بعد بیشتر از قسمتهای قبلی هجو فیلمهای سینمایی و پارودی آثار جاسوسی را خواهیم داشت.
به گزارش خبرنگار مهر، نشست فیلم سینمایی «روز بلوا» به کارگردانی بهروز شعیبی از آثار حاضر در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، عصر روز چهارشنبه ۱۶ بهمن ماه در پردیس ملت برگزار شد.
در ابتدای این نشست بهروز شعیبی گفت: جای بابک حمیدیان خالی است چراکه او زحمت زیادی کشید، افتخار میکنم در این جلسه کسانی هستند که سالها به آنها ارادت داشتم مثل داریوش ارجمند و کارن همایونفر که همیشه شیفته کارهای آنها بودم.
نمیخواستیم فیلمی درباره یک روحانی بسازیم
وی افزود: ایده اولیه این فیلم بر اساس التهابات اقتصادی که در این چند سال کشور درگیر آن شدهایم آمده است. کسی که قرار است در مسئولیت فردی و اجتماعی دارای یک مراقبت از خود و پیرامونش باشد در این مسیر دچار اتفاقاتی میشود؛ این ایده اولیه ما بود. سپس به یک شخصیت روحانی رسیدیم و این طور نبود که از اول بخواهیم فیلمی درباره یک روحانی بسازیم.
وی عنوان کرد: طرح ما تقریبا کامل بود. بچههای اوج هم طرح ما را خواندند و با بلندنظری پذیرفتند چون طرح ملتهب بود و ممکن بود برداشتهای متفاوتی از آن شود. دوستان اوج تنها نکات کمی به ما گفتند. این فیلم پیشنهاد ما بود و اوج حمایت مالی کرد. من امروز بعد از سالها همچنان بر این باورم که روحانیت بخش تاثیرگذاری از جامعه ماست ضمن اینکه قرار نبود ما نسخه بپیچم بلکه میخواستیم قصه کسی را که دچار التهابات شده، نشان بدهیم.
مهران کاشانی نویسنده فیلمنامه هم گفت: من آدم سیاسی نیستم ولی از وجهی باید سیاسی باشیم. من در این فیلم درباره آدمی نوشتم که کاراکتر روحانی بود و همین موضوع حساسیت را بالا میبرد چون تصور عمومی این است که این قشر در ساختار قدرت نقش تعیین کننده دارند این افراد باید انتظار نقادی داشته باشند من به درام فکر کردم به اینکه اگر کسی که قدرت دارد متحمل شرایطی شود که لغزشی پیش بیاید دچار چه سرنوشتی میشود؟ اگر او یک کشیک بود ما همینقدر حساسیت داشتیم؟ من قصه کسی را نوشتم که روحانی است و دچار لغزش شده است و سعی در رفع آن دارد.
شعیبی بیان کرد: اگر قرار بود جواب همه سوالها را بدهیم فیلم «روز بلوا» را نساخته بودیم و در قالب یک نوشته آن را در میآوردیم. روحانیت در مسأله اقتصادی دارای شناخت هستند ما این را میدانستیم ولی وقتی در یک دایره خانواده قرار میگیرد و آن خانواده دچار کج روی میشود چه میتوانست بکند؟ چراکه این خانواده از اعتماد او استفاده کرده اند از این پروندهها کم نیستند. روحانی این فیلم اتفاقا آدم دقیقی بوده ولی زد و بند اطرافیان باعث شده او خود را مجرم تلقی کند.
یکی از کلیدواژههای فیلم عدالت است
شعیبی اظهار کرد: «روز بلوا» بیشتر از اینکه ما را به اتفاقات بیرونی دعوت کند به اتفاقات درونی دعوت میکنم. یکی از کلیدواژههای این فیلم عدالت است که حتی عماد به عادل بودن خود شک میکند. خیلی از ماها این روزها دچار این غفلت هستیم و باید یک بلوای درونی در ما اتفاق بیفتد.
وی در پاسخ به این پرسش که شخصیتهای این فیلم نشانه چه کسانی هستند، گفت: وقتی یک شخصیت را طراحی میکنیم که حاصل تعامل ما بوده است، ممکن است هر کدی ما را یاد کسی در جهان پیرامون بیندازد. نمیتوانم بگویم این شخصیت نشانه کیست.
کارن همایونفر آهنگساز این فیلم درباره موسیقی «روز بلوا» توضیح داد: موسیقی که خیلی هم زمان زیادی دارد اتفاقا زیاد شنیده نمیشود و در فیلم حل میشود تعمدا به این سمت رفته که شما را به دلهره بیندازد و کاری کند که حال شما خوب نباشد.
شعیبی درباره اینکه چرا ورود بیشتری به پرونده نداشته عنوان کرد: ما در این فیلم با درام طرف هستیم نه با مقاله. از یک میزانی بیشتر وارد پرونده شدن جز اینکه مخاطب را گیج و از اصل قصه دور کند چیزی نخواهد داشت. همان گفتگوهای اولیه در ابتدای فیلم حتی ممکن است برای مخاطب عام باعث کندی فیلم به لحاظ روانی شود در صورتی که فیلم همان تمپوی نیمه دوم را دارد. بیش از این جلو رفتن تبدیل به صورت جلسه میشد ما قرار بود درباره آدمها و اتفاقات بین آنها حرف بزنیم قرار نبود پرونده سیاسی را باز کنیم این کار، کار بخش خبر تلویزیون است.
ارجمند: شجاعت شعیبی را ندیدید!؟
داریوش ارجمند بازیگر این فیلم هم گفت: امروز یکی از معدود دفعاتی است که به اینجا میآیم دوست دارم شهادت سردار سلیمانی را به همه تسلیت و تبریک بگویم و یک مرگ بر آمریکا بگویم که یک رییس جمهور حمالش دستور ترور یک سردار را میدهد همچنین سقوط هواپیما را تسلیت میگویم. این را هم باید بگویم که از سوالهای شما تعجب میکنم. اگر سرتیپی این فیلم را میساخت باز هم این سوالها را میپرسیدید؟
وی افزود: من فکر میکنم ساخته شعیبی آنقدر بَیّن است که هر ایرانی دلش برای آن میتپد. شعیبی این گستاخی را داشت که یک بلوای درونی را مطرح کند. در قسمتی از فیلم میبینید که شخصی به خاطر مسایل مالی خودسوزی میکند ما از این موردها بسیار دیدیم پس چطور یادمان میرود؟ آیا شعیبی جز به حقوق مردم که ضایع شده، فکر کرده است؟ ما میتوانستیم فیلمهای دیگری بسازیم که بخندیم ولی این کار را نکردیم. شما شجاعت او را ندیدید؟
ارجمند ادامه داد: او مثل شمع سوخت. چه کسی مطالبات مردم را تا حالا نشان داده است؟ زیباترین کارهای سینمای ما نشان دادن روابط دختر و پسر شده است اما در همین شرایط شعیبی وقتی صحبت اجتماعی میکند تا ته آن میرود. او فیلم درخشانی ساخته است. بابک حمیدیان یکی از بهترین بازیهای خود را ارایه داده است. چرا این حساسیت روی اوج وجود دارد اوج یک تهیه کننده است؟ این چه اشکالی دارد؟
در ادامه کاشانی درباره شعارزدگی دیالوگها گفت: من این حس را نداشتم ولی اگر اینطور بود نشانه ضعف من است ولی فکر میکنم یکی از دلایل اینکه این طور فکر میکنید این است که موضوع سیاسی است.
لیلا زارع بازیگر این فیلم هم بیان کرد: برای هر نقشی که میخواهم بازی کنم نیاز به تحقیق دارم از اولین کارم این روش را در پیش گرفته ام و «روز بلوا» هم مستثنی نبوده است. مشاهده کردن بهترین ابزار برای بازیگر است.
زمان خوبی برای حرف زدن است
کارگردان روز بلوا مطرح کرد: اگر ما درباره گفتگو حرف میزنیم قرار نیست حرفهایمان را پنهان کنیم و اگر حرف میزنیم به این معنی نیست که زیرساختها را زیر سوال ببریم و به نظرم الان زمان خوبی است که درباره خیلی مسایل حرف بزنیم چون کشور ما به این پختگی رسیده و نسل جدید ما پرسشگر است این موضوع ربطی به اوج ندارد اگر در هر کجای دیگر و حتی با یک سرمایهگذار خارجی میساختم به همین شکل میساختم.
بازیگر نقش هکر درباره همراهی هکر با عماد گفت: پرونده به نظرم جالب بود و این اتفاق در فیلمنامه رخ داده بود و سعی میکردم نشان دهم او از این پرونده هیجان زده است.
شعیبی عنوان کرد: یک جایی است که باورهای دینی ما کنار میرود و میتوانیم به عنوان یک انسان کنار هم باشیم «روز بلوا» درباره اخلاق است. به نظرم یک شخص مذهبی و غیرمذهبی باید در کنار هم با اعتقاد به اخلاقیات زیستی داشته باشند این در حالی است که روی خیلی کارها برچسب «مصلحت اندیشی» میگذاریم که این خوب نیست. خیلی از غیرمذهبیها آدمهای اخلاق گرا هستند و خیلیها برای این مذهبی شده اند که اخلاق گراتر شوند.
ارجمند در واکنش خبرنگاری به صحبتهای اولیه اش گفت: شما از اول درباره اوج حرف زدید و به این پیله کردید که اوج یک سازمان حاکمیتی است این یک توهین است. من حرف بدی نزدم و حق دارم در اینجا دفاع کنم.
شعیبی بیان کرد: روحانی ما در قم زندگی نمیکند و در یک فضای یک ذره لاکچری است. این ماجرا را به همه روحانیها تعمیم ندهید. من دوستان روحانی زیادی داریم در یک درام قرار نیست بگوییم همه روحانیها این چنین هستند.
به گزارش خبرنگار مهر نشست خبری فیلم سینمایی «مغز استخوان» به کارگردانی حمیدرضا قربانی عصر امروز چهارشنبه ۱۶ مهر ماه با حضور کارگردان و دیگر عوامل این فیلم در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
حمیدرضا قربانی در ابتدای این نشست گفت: از زمانی که خواستم فیلم دوم خود را شروع کنم، به دنبال نویسنده حرفهای میگشتم که قصهگوتر باشد. تا اینکه با علی زرنگار ملاقات کردم و قصه این فیلم را نوشت. قصه و فضای فیلم برای من جالب بود و از قصهای که نوشته شده است رازی هستم.
علی زرنگار نویسنده این فیلم درباره واقعیت قصه توضیح داد: این قصه واقعی نیست، اما از نظر تئوری پزشکی چنین امکانی وجود دارد. درباره شخصیت زن فیلم باید بگویم که تا امروز با چنین زنی مواجه نشده بودم، به خاطر دارم ۳۷ سال از قوه قضاییه درباره این مسئله سوال پرسیدم و جالب این است که کسی نگفت که چنین اتفاقی ممکن است.
قربانی درباره نقش نوید پورفرج در این فیلم بیان کرد: با توجه به بازی نوید در «مغزهای کوچک زنگ زده» میدانستم که میتواند چنین نقشی را به خوبی ایفا کند، البته با تمرینهایی که انجام دادیم تلاش کردیم نقاط مشترک این دو نقش را حذف کنیم و در نهایت به بازی متفاوتی از نوید رسیدیم.
وی درباره شباهت این فیلم با فیلم سینمایی «طلا» هم توضیح داد: فیلم طلا را ندیدهام و اطلاعی از قصه آن فیلم ندارم.
پریناز ایزدیار در ادامه این نشست بیان کرد: من به شخصیت زن فیلم و تصمیمهایی که گرفت حق میدهم و معتقدم هیچ عشقی بالاتر از عشق مادر و فرزندی نیست.
قربانی نیز گفت: سینما زمانی موفق است که آینده کاراکترها برای مخاطب جالب باشد و خود را درگیر شخصیت فیلم بداند.
علی زرنگار نویسنده این فیلم گفت: متاسفم که نهادهای مختلف فیلم را تکه پاره کردند، متاسفانه پایان فیلم دچار ممیزی شده و آنچه که میخواستیم را نتوانستیم اجرا کنیم، این را هم باید تاکید کنم پایان این فیلم باز نیست.
قربانی در ادامه درباره تدوین مغز استخوان تاکید کرد: خوشبختانه تدوین خانم صفی یاری را دوست دارم و خوشحالم با او کار کردم.
بهروز شعیبی نیز درباره نقش خود تاکید کرد: قربانی دوست صمیمی من است و سالها با هم کار کردهایم. زمانی که بهعنوان یک بازیگر در یک پروژه حضور دارم، مسائلی مانند امنیت و خود نقش برای من مهم است، امنیت من به عنوان بازیگر در کنار این گروه حرفهای تامین میشد و همچنین نقش مورد نظر را تابه حال بازی نکرده بودم. البته این را باید بگویم که با دو تا بازیگر درجه یک که شامل پریناز ایزدیار و نوید پورفرج بود کار کردم.
قربانی در ادامه این نشست تاکید کرد: کوتاه کردن فیلم در زمان اکران بستگی به بازخورد مخاطبان جشنواره انجام میشود.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود درباره مشورت گرفتن برای سکانسهای قضایی توضیح داد: سه کارشناس حقوقی، فیلمنامه خواندند و موارد قضایی را برای ما روشن کردند.
کارگردان «مغز استخوان» در پاسخ به این پرسش که آیا اصغر فرهادی هم در نگارش فیلمنامه همکاری داشته است تاکید کرد: شاید از این نویسنده و کارگردان برای خودم مشورت گرفته باشم، اما به هیچ وجه اصغر فرهادی به علی زرنگار برای نگارش فیلمنامه کمک نکرده است.
پور فرج درباره نقشی که در «مغز استخوان» بازی کرده است، گفت: این نقش برای من چالش خوبی بود و نقشی که رفتار و افکار نقشم در «مغزهای کوچک زنگ زده» نزدیک بود، البته امیدوارم باشم که در آینده نقشهای متفاوتی را بازی کنم.
قربانی درباره دوپاره بودن این اثر سینمایی تاکید کرد: این فیلم دو پاره نیست و همه قصه به هم چفت شده است، بهار فیلم یک نقش عاطفی و احساسی دارد و برهمان اساس تصمیم میگیرد، اما سکانس پایانی فیلم تقابل بین عقل و احساس است.
علی زرنگار در بخش دیگری از این نشست تاکید کرد: وظیفه فیلمنامه نویس سوال مطرح کردن است و مخاطب باید خودش پاسخها را پیدا میکند.
قربانی در ادامه بیان کرد: اینکه شخصیتهای فیلم در دوراهی انتخاب قرار میگیرند را دوست دارم و نویسنده فیلم به خوبی از پس این دوراهیها برآمده است.
زرنگار درباره پایانبندی فیلم گفت: ما نمیتوانستیم برای پایان فیلم، زنای محصنه داشته باشیم، حتی اگر خودمان میخواستیم.
وی همچنین ادامه داد: فیلم خوب، فیلمی است که باعث خوب فکر کردن مخاطب شود. اگر چنین اتفاقی رخ دهد یعنی فیلم کار خود را کرده است.
مرتضی قیدی فیلمبردار نیز گفت: خوشحالم در این فیلم حضور داشتم و معتقدم جامعه ما نیازمند چنین فیلمهایی است. یکی از دلایل حضور در این فیلم، فیلمنامه آن بود.
بابک میرزاخانی آهنگساز این فیلم گفت: کارکردن با قربانی بسیار سخت است و معمولا به آهنگسازان در این باره هشدار میدهم!
محمدرضا منصوری رییس انجمن مدیران تولید سینمای ایران در گفتگو با خبرنکار مهر ضمن اشاره به حذف تندیس مدیران تولید سینما از بخش جنبی تجلی اراده ملی سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر توسط مدیران جشنواره گفت: برای پیشرفت، توانمندسازی و بهرهوری بالای نیروی انسانی خلاق و کارآمد تولید، راهی جز ایجاد نشاط کاری، بالا بردن اعتماد به نفس و ایجاد انگیزه در درون انجمن مدیران تولید نیست.
وی بیان کرد: از اولین دوره حضور در جشنواره فیلم فجر تا کنون، تقدیر و تشویق عملکرد مدیران تولید در بخش تجلی اراده ملی جشنواره فجر، نقش به سزایی در توانمندسازی و کادرسازی نیروی جوان و خلاق تولید سینما داشته است.
مدیر انجمن مدیران تولید تاکید کرد: این بیمهری به انجمن صنفی مدیران تولید از سوی سازمان محترم سینمایی تا کنون با پاسخ روشنی رو به رو نشده است. این نادیده گرفته شدن چه پیامی را منتقل میکند؟ به همین خاطر به مدیران محترمی که نقشی در این تصمیمگیری نادرست داشتهاند، توصیه میشود به جای آن که در مقابل اصناف باشند در کنار آنها باشند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بنیاد فرهنگی روایت فتح، مراسم آیین افتتاحیه بزرگترین گنجینه تصویری آثار دفاع مقدس همزمان با دهه فجر در محل بنیاد فرهنگی روایت فتح و با حضور سید محمدیاشار نادری رئیس بنیاد فرهنگی روایت فتح، سردار حمیدرضا تقی زاده رئیس بنیاد تعاون بسیج، سردار عبدالرضا آزادی معاونت فرهنگی سازمان بسیج مستضعفین، عبدالرضا دهقانی مدیرعامل موسسه رزمندگان و جمعی دیگر از اعضای هیئت مدیره بنیاد فرهنگی روایت فتح برگزار شد.
نادری: سیاست روایت در اختیار گذاشتن گنجینه به اهالی فرهنگ و هنر است
در ابتدای این مراسم نادری رئیس بنیاد فرهنگی روایت فتح ضمن خیرمقدم به میهانان و تبریک ایام دهه فجر در باره این گنجینه گفت: صحبت از گنجینه تصویری انقلاب و دفاع مقدس است؛ گنجینه محل نگهداری یک شیء ارزشمند بوده که ما لازم است به واسطه صیانت و مراقبت از آن تمهیداتی را پیش بینی کنیم و نسبت به آن مسئولیتی داریم، وقتی صحبت از گنج میکنیم یعنی یک سرمایه داریم که باید از آن مراقبت کنیم و نکته مهم این است که این گنجینه باید برای خود و محیط اطرافش ارزش افزوده هم داشته باشد.
وی افزود: برای به دست آمدن این گنجینه شهدای بسیاری داده ایم و به معنای واقعی کلمه مجاهدتها شده است؛ لذا مسئولیتی داریم که اولا قدرشناس کسانی باشیم که این گنجینه را استخراج کرده و تحویل ما دادهاند؛ ثانیا نسبت به آن و در مقابل نسل آینده تکلیفی بر گردن ماست که از آن درست مراقبت و محافظت بکنیم و به بهترین نحو ممکن از آن بهره برداری کنیم.
نادری با تاکید بر تلاش بسیار گروه مستند روایت فتح برای راه اندازی این گنجینه اظهار کرد: ساماندهی منظمی نسبت به آرشیو تصویری انقلاب و دفاع مقدس در مجموعه صورت گرفته و انشاالله بتواند مورد استفاده اهالی فرهنگ و هنر قرار بگیرد. مستحضر هستید که آرشیو انقلاب در سازمان صدا و سیما خیلی ارزان فروخته شد و نتیجه در اختیار قرار دادن آن تولید آثاری علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود.
رئیس بنیاد فرهنگی روایت فتح ادامه داد: از همه عزیزانی که در این بنیاد فرهنگی از بدو تاسیس تا کنون زحمت کشیدند، تلاش کردند و مجاهدت کردند، تشکر می کنم، چراکه امروز این سرمایه بسیار ارزشمند را در اختیار ما قرار داده اند؛ روح سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی آوینی انشاءالله شاد باشد و همه کسانی که یار و همراه و همسنگر او بودند انشاءالله اجرشان در محضر خداوند متعال محفوظ است آقایان شعبانی، همایونفر و برادر ارزشمندم اصغر بختیاری که واقعا با جان و دل تلاش کردند تا این گنجینه در اختیار ما قرار بگیرد و تشکر میکنم ار اعضای هیئت مدیره بنیاد فرهنگی روایت فتح که همیشه یار و یاور این مجموعه بوده و از آن حمایت کردند تا این مجموعه معظم به شکل قابل قبول و مطلوبی هم حفظ شده و هم ازآن مراقبت شود.
رفیعی: آنچه امروز در گنجینه تصویری دفاع مقدس داریم در خاور میانه بی نظیر است
روح الله رفیعی مدیر گروه مستند روایت فتح نیز در این مراسم گفت: میزان فیلم هایی که در طول این سال ها در مجموعه روایت فتح موجود بود چیزی حدود ۱۲ هزار حلقه فیلم بوده که جمع آوری شده و حدود ۸۵۰ حلقه نگاتیو و پزتیو بوده که الحمدلله بیش از نیمی از اینها امروز تبدیل شده و آماده استفاده میباشد.
وی تصریح کرد: غیر از این موارد حدود چهار هزار و ۵۰۰ حلقه فیلم هست که از مجموعه های هم سو جمع آوری شده و به این گنجینه اضافه شده است و تقریبا آنچه که ما امروز در گنجینه تصویری دفاع مقدس داریم در خاورمیانه بی نظیر است و شاید اگر اطلاعات جامع تری داشتیم می توانستیم بگوییم جزو معدود مواردی است که شاید غیر از آلمان و کره، در کشور دیگری آرشیو جنگ قویای نداریم.
رفیعی با بیان اینکه حدود ۹۰ درصد اطلاعات لیست شده و در دیتابیس آماده است، گفت: از اینجا به بعد ما نگاهمان به مسئولان بالادستی است تا بتوانیم آن را توسعه دهیم، ضرورت هوش مصنوعی برای آشیو امری اجتناب ناپذیر بوده و قطعا باید در این مسیر از کمک دوستان استفاده کنیم تا بتوانیم بهره برداری درست و صحیحی از این موارد داشته باشیم. گنجینه ای که امروز مشاهده می کنید در فضای حدود ۲۵۰ متر آماده شده و تمام فرآیند آرشیو امروز در داخل طبقات به صورت متمرکز انجام میشود.
وی در پایان اظهار کرد: در ساخت این آرشیو غیر از ساخت فیزیکی و زیرساخت اصلی آن از امکانات موجود در مجموعه استفاده کردیم و چیزی اضافه بر هزینه های مجموعه گرفته نشده است.
خبرگزاری مهر -گروه هنر: «مهر سیمرغ» عنوان بسته خبری-تحلیلی روزانهای است که به مرور متن و حاشیه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر میپردازد.
هر روز میتوانید با «مهر سیمرغ ۳۸» در جریان آخرین تحولات بزرگترین رویداد سینمایی کشور قرار بگیرید.
امروز چهارشنبه ۱۶ بهمنماه و همزمان با پنجمین روز اکران فیلمهای سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر، با شماره پنجم «مهر سیمرغ ۳۸» همراه شوید.
چهره روز؛ جواد عزتی
با ایفای نقش در ۵ فیلم پرکارترین بازیگر مرد سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر است. بازیگر جوانی که با حضور موفق در مجموعههای طنز تلویزیونی به شهرت رسیده بود اما با یک نقش فرعی در «طلا و مس» همایون اسعدیان وارد دنیای سینما شد؛ جواد عزتی پس از یک دهه، حالا از ستارههای بیچون و چرای سینمای ایران است. بازیگری که هم حضورش در فیلمهای طنز و گیشهپسند، فروش فیلم را تضمین میکند و هم ردای نقشآفرینی در فیلمهای جدی و گاه تلخ اجتماعی، همچنان برتناش خوش مینشیند.
به تعبیری میتوان گفت، جواد عزتی فراتر از ژانر آثاری که در آنها حضور داشته، توانسته جایگاه خود را بهعنوان «یک بازیگر کاملاً جدی» در سینمای ایران تثبیت کند و این اتفاقی ویژه برای او به خصوص در سالهای اخیر محسوب میشود. شاید به پشتوانه همین جایگاه هم فیلمسازان بسیاری روی حضور او حساب باز کردهاند و به رونمایی همزمان ۵ فیلم تازه از او در جشنواره فیلم فجر منتهی شده است.
تا به اینجا و در چهار روز ابتدایی جشنواره دو فیلم «شنای پروانه» و «دوزیست» با بازی جواد عزتی در پردیس سینمایی ملت به نمایش درآمده است. امروز نوبت به اکران «مغز استخوان» رسیده است و برای نیمه دوم جشنواره هم دو فیلم «آتابای» و «خورشید» در انتظار اکران دارد.
فارغ از درخشش عزتی در «شنای پروانه»، شباهت کاراکتر او در فیلم «دوزیست» با جنس حضورش در «شنای پروانه» و حتی «جاندار» که سال قبل در ویترین فجر به نمایش درآمده بود، این نگرانی را بهوجود آورده است که این بازیگر توانمند در قالبی که پس از حضورش در فیلم «لاتاری» گویی به مذاق فیلمسازان خوش نشسته است، به تکرار بیفتد و از همین زاویه هم آسیب ببیند.
جواد عزتی هنوز از بازیگران محبوب مردم و منتقدان در سینمای ایران است و باید دید در ۳ فیلم دیگری که در ویترین جشنواره سیوهشتم دارد، میتواند از این قالب فاصله بگیرد یا باید بپذیریم که او خود نیز فعلاً به این تکرار تن داده است؟
فیلم روز؛ درخت گردو
فیلم تازه محمدحسین مهدویان تا اینجا تأثیرگذارترین و البته تلخترین فیلم جشنواره سیوهشتم فیلم فجر بوده است. فیلمی صریح با روایتی مستقیم و بدون رتوش از بمباران شیمیایی سردشت در سال ۶۶ که مهدویان با اتکا بر تجربیات سالهای قبل خود در زمینه فضاسازی مستند در فیلمهای داستانی، به بهترین شکل ممکن حال و هوای آن را با مخاطب خود به اشتراک گذاشته است.
هدف مهدویان در «درخت گردو» مشخصاً «روایت یک فاجعه» بوده است. فاجعهای از دل تاریخ معاصر ایران که در طول سالها غبار فراموشی روی آن را گرفته بود و گویی لازم بود تا فیلمسازی با ابزار سینما اقدام به بازخوانی و غبارزدایی از تلخهای فراموششده آن کند.
نمایی از پشتصحنه «درخت گردو»
هوشمندی مهدویان در روایت این داستان، ارائه روایتی جهانیشده از یک تراژدی ملی است. بمباران شیمیایی سردشت قطعاً قطعهای تلخ از تاریخ معاصر ایران است که عوارض آن هنوز هم دامنگیر قربانیانش هست، اما مهدویان تلاش کرده است، با تصویری انسانی ازموقعیت قهرمانانش در این ماجرا، تصویری فرامرزی و با قابلیت نمایش در محافل جهانی ارائه کند.
نمیتوان از تأثیرگذاری «درخت گردو» سخن گفت و اشارهای به حضور درخشان پیمان معادی در نقش «قادر مولانپور» نکرد. معادی با تمام توان بازیگری خود، «درد یک مرد» را به تصویر درآورده است؛ مردمی که در بهت حادثهای است که خود نقشی درآن نداشته اما در چند روز تمام زندگی و داراییاش را به یغما برده است. «قادر» در روایت «درخت گردو» همانگونه که در سکانس دادگاه لاهه نیز به آن اشاره میشود، نه یک فرد که نماینده قربانیان یک جنایت است، جنایتی که هرچند سالها از آن میگذرد اما زخمهایش گویی هنوز تازه است و حالا «سینما» تبدیل به ابزاری برای یادآوری آن در حافظه جمعی جهانیان شده است.
از این منظر میتوان «درخت گردو» را جهانیترین فیلم کارنامه محمدحسین مهدویان دانست.
حاشیه روز؛ رقابت «سودا» ۲۳ تایی میشود!؟
دیروز و در شماره چهارم بسته خبری «مهر سیمرغ» به شرایط نامتعارف پذیرش فیلم سینمایی «خورشید» به کارگردانی مجید مجیدی و اطلاعرسانی دبیرخانه جشنواره درباره این فیلم نوشتیم. فیلمی که از زمان قرار گرفتن در فهرست فیلمهای راهیافته به بخش «سودای سیمرغ» زمزمه طولانیشدن مراحل فنی به تعبیر سادهتر «آماده نبودن» آن برای حضور در جشنواره به گوش میرسید اما به دلایلی در فهرست این بخش و حتی جدول اکرانها قرار گرفت.
با صدور اطلاعیه دبیرخانه درباره افزوده شدن اولین فیلم رزروی به جدول اکران و تأیید «آماده نبودن» فیلم، «پسرکشی» به کارگردانی محمدهادی کریمی جایگزین «خورشید» در جدول اکرانها شد اما استمرار ملاحظات و تأکید مجدد دبیرخانه بر اینکه به محض آماده شدن، فیلم به چرخه اکران جشنواره بازمیگردد این ابهام را بهوجود آورد که نه فقط در جدولهای اکران، که تکلیف فیلم اضافه شده به چرخه داوری جشنواره با بازگشت فیلم «خورشید» چه خواهد شد؟
آخرین خبر درباره فیلم تازه مجید مجیدی که طبق شنیدهها میتواند از مهمترین و بهترین فیلمهای جشنواره امسال نیز قلمداد شود، نهایی شدن نسخه آن برای اکران و نمایش آن در سینماهای مردمی از عصر امروز (چهارشنبه) است.
در این صورت، «خورشید» تنها فرصت شرکت در رقابت با دیگر فیلمها برای کسب سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردم را از دست میدهد و در دیگر بخشها مورد داوری قرار میگیرد. این اتفاق در حالی رخ میدهد که طبیعتاً «پسرکشی» نیز به چرخه داوری افزوده شده و مجموع فیلمهای قضاوت شده در بخش «سودای سیمرغ» به ۲۳ فیلم میرسد. نکته جالب این است که این اتفاق در حالی رخ میدهد که در فراخوان جشنواره سیوهشتم به صراحت «حداکثر» فیلمهای راهیافته به بخش «سودای سیمرغ» ۲۲ فیلم اعلام شده و با تغییر و تحولات اخیر میتوان گفت این بند قانونی بهطور کامل زیر پا گذاشته خواهد شد.
دبیرخانه جشنواره هنوز تکلیف اکران دو فیلم «خورشید» و «پسرکشی» در سینماهای مردمی و پردیس «ملت» که پیشتر بدون سئانس آزاد، جدول اکرانشان منتشرشده بود، روشن نکرده است.
پیشنهاد ویژه؛ خوب، بد، جلف ۲؛ ارتش سری
در میان حجم بالای فیلمهای تلخ و دراماتیک، این یک فرصت تنفس برای مخاطبان جشنواره سیوهشتم است؛ «ارتش سری» به کارگردانی پیمان قاسمخانی امروز در پردیس سینمایی «ملت» روی پرده میرود.
تنها فیلم کمدی راهیافته به ویترین اصلی سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر «خوب، بد، جلف ۲؛ ارتش سری» است. فیلمی که به استناد نامش، دنبالهای بر فیلم اول کارگردانش یعنی پیمان قاسمخانی محسوب میشود.
زوج اصلی فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف» با بازی پژمان جمشیدی و سام درخشانی، البته تنها عنصر مشترک در ترکیب بازیگران فیلم جدید محسوب میشوند. شخصیتهایی که البته ریشه در مجموعه تلویزیونی «پژمان» به کارگردانی سروش صحت دارند و قاسمخانی پیشتر در مقام فیلمنامهنویس آن سریال این زوج را خلق کرده بود.
فیلم سینمایی «ارتش سری» در حالی به تنهایی قرار است سینمای کمدی و سرگرمکننده را در ویترین جشنواره سیوهشتم فیلم فجر نمایندگی کند، که فرصت ویژهای هم برای دیده شدن و حتی شکار سیمرغ مهم «بهترین فیلم از نگاه مخاطبان» بهدست آورده است. بهخصوص که پیمان قاسمخانی این بار به معنای واقعی یک فیلم «سینمایی» ساخته و تلاش کرده از بازتکرار عناصر مرسوم یک کمدیتلویزیونی در اثر سینمایی خودداری کند.
محسن چگینی همچون قسمت اول این فیلم سینمایی، در مقام تهیهکننده در کنار پیمان قاسمخانی حضور داشته و حامد کمیلی در کنار زوج جمشیدی و درخشانی، ترکیب سه کاراکتر اصلی فیلم را تکمیل کرده است.