به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، شورای پروانه نمایش آثار غیر سینمایی، برای داستانی بلند «پیرمردها نمی میرند» به تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی سلمان عباسی پروانه نمایش صادر شد.
همچنین برای قسمت جدید سریال «دل»، یک عنوان انیمیشن خارجی و سه عنوان مستند پروانه نمایش صادر شد.
در این جلسه با نمایش ۷ فیلم بلند هفته فیلم لهستان جهت نمایش در گروه «هنر و تجربه» موافقت شد.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: از ابتدا قرارمان بر گفتگویی صریح با محوریت مهمترین نقدها و چالشهایی بود که «منطقه پرواز ممنوع» از زمان رونمایی در جشنواره جهانی فیلم فجر و بعدها اکران در جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان تا همین روزهای اکران عمومی با آن مواجه بوده است.
امیر داسارگر در مقام کارگردان و حامد بامروتنژاد در مقام تهیهکننده، هر دو در مختصات تولید سینمای ایران، چهرههای تازه نفس محسوب میشوند اما بهواسطه حضور در جریان تولید فیلم و برگزاری جشنواره «عمار» نمیتوان «منطقه پرواز ممنوع» را تجربه نخستشان توصیف کرد. با این حال این فیلم بهنوعی پرچمدار یکی از رسمیترین حضورهای فیلمسازان برخاسته از جریان «سینمای عمار» در چرخه اقتصادی سینمای ایران بهواسطه اکران در سینماهای کشور محسوب میشود.
«منطقه پرواز ممنوع» از دو هفته قبل و همزمان با دو فیلم «تورنادو» و «بنیامین» عهدهدار جذب مخاطب کودک و نوجوان به سالهای سینما شدند و در رقابت با این دو فیلم تا امروز توفیق بیشتری داشته است. فیلم البته یک ویژگی مهم دارد و آن اینکه یکی از معدود فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران است که مشخصاً گروه سنی «نوجوان» را بهعنوان مخاطب انتخاب کرده و شاید خلأ تولید فیلمهای مناسب برای این گروه سنی، در اقبال این روزها به این فیلم بیتأثیر نبوده باشد.
فارغ از موارد متنوعی که درباره این فیلم قابل طرح بود، تلاش کردیم در این نشست شنونده پاسخها و توضیحات عوامل درباره مهمترین حواشی و چالشهای پیرامون تولید و اکران فیلم باشیم.
حامد بامروتنژاد و امیر داسارگر را در این نشست متین کرمانی و علیرضا اکبری دو بازیگر نوجوان «منطقه پرواز ممنوع» همراهی کردند.
آنچه در ادامه میخوانید بخش نخست گفتگوی صریح خبرگزاری مهر با عوامل «منطقه پرواز ممنوع» است که به مواضع تهیهکننده و کارگردان اختصاص پیدا کرده و صحبت درباره انتخاب بازیگران و اظهارات دو چهره نوجوان این فیلم را میتوانید در قسمت دوم گزارش این نشست دنبال کنید.
* در مواجهه با مخاطبان «منطقه پرواز ممنوع» از گروههای مختلف، یکی از نکات مشترکی که به آن اشاره میشود، تعدد بالای مضامین مطرحشده در فیلم است؛ فکر نمیکنیم برای یک فیلم ۹۰ دقیقهای تعداد این مضامین و موضوعات بیش از اندازه بوده و در مواردی موجب چندپارگی فیلم شده است؟
امیر داسارگر: (با خنده) از جایی شروع کردید که معمولاً سرش دعوا میشود! یا باید خیلی محترم و مهربان بگویم «بله نظر هر کس برای خودش محترم است!» یا باید خیلی تند و عصبی موضع بگیرم! هر چند در جشنواره فیلم کودک اصفهان هم که مثلاً خواستیم با مهربانی صحبت کنیم، محکوم شدیم به رفتار فاشیستی! (خنده جمع)
* برای یک مخاطب عادی و بدون پیشفرضی که چنین سؤالی برایش پیش آمده در مقام کارگردان چه پاسخی میدهید؟
داسارگر: میگویم چه فیلم با این تعدد مضامین چندپاره شده باشد چه نشده باشد، چه شعاری باشد و چه نباشد، کلیدیترین نکته این است که خواست و انتخاب ما ساخت چنین فیلمی بوده است. یعنی اساساً وارد سینما شدم تا این حرفها را بزنم و ابایی هم ندارم در این حوزه آزمونوخطا کنم. شاید به نظر برخی خودبزرگبینی محسوب شود اما این آزمونوخطا برای رسیدن به یک تعریف تازه از «سینما» را چیزی شبیه فرآیند تولید علم برای خودم میدانم. این مدل برخورد با محتوا و مضمون در سینمای امروز آنقدر اندک است که طبیعتاً تلاش برای تجربه کردن آن امکان دارد با ایراد و خطایی هم همراه باشد…
* این وجه تشابه به فرآیند «تولید علم» را کمی بیشتر توضیح میدهید.
داسارگر: ببینید ما در ایران روستایی به نام «فردو» داریم. روستایی که بالای ۱۰۰ شهید داده است و کلی چهره علمی هم در آن تربیت شدهاند. من اگر بخواهم فیلمی درباره این روستا بسازم طبیعتاً باید مختصاتش چیزی شبیه آنچه در فیلم میبینیم باشد. اصلاً تصور کنید نام شهری که داستان فیلم «منطقه پرواز ممنوع» در آن میگذرد، «فردو» است. اگر این نام را میگذاشتیم آیا بازهم میشد به واقعیت آن خرده گرفت؛ این چندوجهی بودن در واقعیت چنین شهری وجود دارد.
داسارگر: بارها از زبان اساتید مختلف شنیدهام که میگویند «سینما جایی برای طرح مشکلات است». شخصاً معتقدم این نگاه صددرصد غلط است. این رویکرد قطعاً همه سینما نیست و شاید بخشی چند درصدی از آن باشد. حال اگر بخواهی در سینما باشی و در راستای این نگاه حرکت نکنی، ناگزیر باید دست به آزمونوخطا بزنیشبیه فردو ما در ایران زیاد داریم. خیلی از بچههای فعال در حوزه هستهای، در نزدیکی سایتهای فعالیت علمی خود، خانه میگیرند و زندگیشان در همان حوالی است. اینها واقعیتهای کشور ما است و همین هم دل من را بهعنوان کارگردان قرص میکرد که چنین فضایی را در فیلمم به تصویر بکشم.
مگر شعار سینمای ایران را بهغلط نگذاشتهاند «سینما باید آینه واقعیت جامعه باشد»؟ چرا وقتی ما سراغ بخشی از همین واقعیت میرویم، طور دیگری با ما برخورد میشود؟ من بزرگشده دانشگاههای سینمایی نیستم اما بارها از زبان اساتید مختلف شنیدهام که میگویند «سینما جایی برای طرح مشکلات است». شخصاً معتقدم این نگاه صددرصد غلط است. این رویکرد قطعاً همه سینما نیست و شاید بخشی چند درصدی از آن باشد. حال اگر بخواهی در سینما باشی و در راستای این نگاه حرکت نکنی، ناگزیر باید دست به آزمونوخطا بزنی و این همان وجه تشابه به «تولید علم» است. آنقدر به حرکتهایی از این جنس دافعه وجود داشته و برچسبها روی میز چیده شده که ورود به آن یک ریسک است…
* آن طور که متوجه شدم، معتقدید که جنس تازه و بکری از سینما و فیلمسازی را در این کار تجربه کردهاید…
داسارگر: در فیلم بعدی هم همین کار را میکنم…
* و تعدد مضامین در این جنس تازه از سینما، الزاماً مذموم نیست؟
داسارگر: بله. البته شاید کمی پختهتر شود و شما بهعنوان مخاطب کمتر آن را حس کنید اما این دیالوگ را در زمان نگارش فیلمنامه هم میشنیدیم. همان زمان هم جواب ما این بود که دنیای قصه ما این مختصات را دارد. مثلاً درباره مسائل موشکی مگر ما در فیلم چه چیز ویژهای میگوییم؟
* اتفاقاً نکته همین است؛ اینکه چیز خاصی هم گفته نمیشود اما در حد یک سکانس که بچهها روی تپه میروند تا شاهد پرتاب موشک ملی باشند، در فیلم به آن پرداخته شده و چون این سکانس ارتباط تماتیکی با دیگر اجزا پیدا نمیکند، این حس بهوجود میآید که صرفاً در فیلم گنجانده شده، که به آن هم اشاره شده باشد!
داسارگر: اتفاقاً اینگونه نیست. ما در فیلم شاهد سه نوجوان هستیم که تلاش دارند یک کار خارقالعاده انجام دهند. این بچهها طبیعتاً تحت تأثیر یک فضای پیرامونی باید دست به این اقدام بزنند و شما نمیتوانید این شرایط را از دنیای آنها جدا کنید. اتفاقاً چون شاهد این شرایط در اطراف خود هستند، انگیزه پیدا میکنند برای اقدام. این ویژگی دنیای فیلم ما است. اساساً در سینما و بهخصوص سینمای نوجوان، خیلی از این موارد مربوط به قرارداد حاکم بر دنیای فیلم است. من اعتقاد دارم در نیم ساعت ابتدایی فیلم، همه این مسائل از موشک گرفته تا موضوعات دیگر جمع میشود و در کنار یکدیگر انگیزه کاراکترهای اصلی را بهوجود میآورد.
این اعتقاد ما است و اگر کسی به آن اعتقاد نداشته باشد طبیعتاً به آن واکنش نشان میدهد. درصد بالایی از مخاطبان عادی که با آنها فیلم را دیدهام، اساساً مشکلی با این موضوعات نداشتهاند و راضی از سالن بیرون میآیند. برخی شاید به نشانههایی مانند موشک، رزمنده و غیره در یک فیلم حساس شدهاند و از قبل نسبت به آن گارد دارند و طبیعی است که این گروه نمیتوانند با فیلم همراه شوند.
* این «گارد» مربوط به بدنه اهالی سینما است؟
داسارگر: این حاصل تربیتی است که مدیریت فرهنگی ما عاملش بوده است یا مدل سینمایی که دارد آموزش میدهد و از آن دفاع میکند. کافی است فیلمهای عرضه شده در رویدادی مانند «جشنواره فیلم کوتاه تهران» را رصد کنید. بهوضوح خواهید دید چه سینمایی با چه دغدغههایی بهصورت مکرر در این رویدادها به نمایش درمیآیند، جایزه میگیرد و سردست گرفته میشوند. در مقابل فیلمهای کوتاه ما را هم ببینید و مقایسه کنید…
امیر داسارگر
* منظور از این «ما» بچههای جشنواره «عمار» است؟
داسارگر: نه خیلیهای دیگر هم هستند. هر آن کسی که در زمین سینمای بهاصطلاح «اجتماعی» امروز بازی نمیکند، شامل این «ما» میشود. سال گذشته فیلم کوتاهی داشتیم که کل داستانش دعوای اعضای یک خانواده بر سر این بود که آیا کلیهشان را باید به برادر بیمارشان اهدا کنند یا نه! کل فیلم همین بود و اتفاقاً هم بسیار موردتوجه و تحسین قرار گرفت. سؤال من این است که چرا؟ این رویکرد سالبهسال در سینمای ایران در حال تشدید است…
* یعنی این سبک فیلمسازی را نمیتوان جزئی از سینما دانست؟
داسارگر: جزئی از سینما هست اما نباید نگاه غالب باشد. این جریان امروز ۹۰ درصد سینمای ایران را فراگرفته در حالی که نهایتاً باید سهم ۱۰ درصدی داشته باشد. مخاطبان سینمای ایران هم با همین نگاه تربیت شدهاند. در این بازی منتقدان شرایطشان از همه بدتر است. آدمهایی که بعد از رونمایی از پوستر «منطقه پرواز ممنوع» حتی بدون آنکه فیلم را دیده باشند صرفاً برای دیدن یک آدم ریشو با چفیه بر روی پوستر شروع به فحاشی کردند! حرجی هم به این شرایط نیست.
داسارگر: به نظرم یکی از جاهایی که هنوز آن عادتهایی که به آن اشاره کردیم کمرنگ و راحتتر میتوانستیم دنیای خود را تعریف کنیم، سینمای کودک و نوجوان بود. البته که ابتدا به این موضوع فکر نکرده بودیم اما امروز که با بیش از هزار نفر فیلم را دیدهام، واقعاً میگویم که این مسائل و چالشها برایشان موضوعیت نداردعادت کردهایم که ما را جدی نگیرد و در جشنوارهها راهمان ندهند. من طبیعتاً نمیتوانم ادعا کنم فیلمم بینقص است اما همه این موارد را گفتم که بگویم بالاخره بخشی از این موارد جزو مختصات دنیای فیلم ما است و معتقدم در دقیقه ۳۰ تا ۳۵ در فیلم این تعدد مضامین به یک وحدت میرسد و تبدیل به عوامل اصلی انگیزه کاراکترهای ما برای ورود به میدان یک جنگ میشوند.
* آقای بامروتنژاد با توجه به تصویری که آقای داسارگر از تربیت حاکم برای سینمای ایران ارائه کردند، بهعنوان تهیهکننده سرمایهگذاری روی فیلمی با ادبیات و مختصات «منطقه پرواز ممنوع» برای شما ریسک نبود؟
حامد بامروتنژاد: اجازه دهید قبل از این سؤال، توضیحی درباره بحث سؤال اول شما یعنی «تعدد مضامین» بدهم. به نظرم این احساس بیشتر ناشی از نبود عادت نسبت به مواجهه با این مضامین در سینما است…
* البته فراتر از حس، در این مورد خاص کاملاً میتوان گزارش کمی هم داد؛ جاسوسی فعالان محیطزیست، دستاوردهای موشکی ایران، شهدای مدافع حرم، مبارزه با اسرائیل، تولید ملی، دانشمندان هستهای و… به همه این مضامین در فیلم اشاره میشود در حالی که هر کدام ظرفیت تبدیل شدن به موضوع محوری یک فیلم را دارند.
بامروتنژاد: اجازه دهید با شما مخالفت کنم. همه این موارد پیوند کاملاً تماتیک در فیلمنامه و فیلم دارند و چندپاره نیستند. ما در درامنویسی میگوییم اتفاق اول هر چیزی میتواند باشد، انتهای قصه را نمیتوان با اتفاق بست. همه این مواردی که به آن اشاره میکنید، انتخابهای ما بوده برای آغاز فیلم. آیا هیچیک از این اجزا در ادامه از خط داستانی بیرون زده است؟ من میگویم خیر. مثلاً شما میتوانید در همین داستان پدر را حذف کنید و مثلاً بگویید برای کار به عسلویه رفته است؟ حتماً نمیشود. این بچه با این تربیت و روحیات باید پدری با شناسنامه فعلی داشته باشد. اساساً تم محوری داستان من این است که چنین بچهای فرزند پدری است با این مختصات که در غیاب او کارش را ادامه میدهد. این همان دیالوگی است که محمدمهدی در پایان فیلم میگوید و بهنوعی مغز فیلم است، آنجا که میگوید: «اگر بابا هم بود همین کارها را میکرد.»
آیا شما میتوانید ماجرای موشک را از فیلم حذف کنید؟ بازهم میگویم خیر. مربی این بچهها آیا میتوانست یک تعمیرکار و یا آشپز باشد؟ این بچهها میخواهند یک هواپیما بسازند، هواپیمایی که اتفاقاً خودش هم در داستان کارکرد دراماتیک دارد. مربی این بچهها برای ساخت پهپاد طبیعتاً باید یک دانشآموخته هوافضا و فعال در صنعت موشکی باشد. حتی بحث «سوریه» و بلندیهای «جولان» که در فیلم وجود دارد، کاملاً در خدمت تکمیل شناسنامه «پدر» در داستان است.
داسارگر: حس میکنم در سینمای ایران تونل وحشتی شکلگرفته که آدمها از عبور از آن میترسند! خاطرم هست زمانی به یکی از دوستان ایدهای را پیشنهاد کردم برای ساخت فیلم، گفت ایده خوبی است اما اجازه بده برای فیلم سوم یا چهارم سراغش بروم، برای فیلم اول اگر چنین داستانی را بسازم حذف میشوم!پس تمام این موارد با هم پیوند دارند و مضاف بر این انتخاب من بهعنوان فیلمساز هستند و کسی نمیتواند به آن خدشه وارد کند. مهم این است که بتوانم مفاهیم مدنظرم را در شرایطی که خودم تعریف کردهام پیش ببرم. هرکدام از این موارد حذف میشد بهنظرم قصه ما ناقص میماند. هیچچیز در فیلم کارکرد شعاری برای ما نداشت و همه اجزا در قصه اصلی هضم شدهاند. از منظر عادتهای سینمایی هم که در ابتدا به آن اشاره کردم، اگر سراغ هر فیلم دیگری برویم هم میتوانیم دو برابر این مواردی که به آن اشاره کردید، مضامین متعدد برای آنها فهرست کنیم. مثلاً در یک خانواده پدر معتاد است، احتمالاً بیکار هم شده، درگیر طلاق است، در جامعه رکود اقتصادی وجود دارد، زنش به دنبال حقوق خود برای حضور در جامعه است، فرزندشان قربانی طلاق میشود، یکی از همین کاراکترها سوار ماشین که میشود شجریان گوش میدهد، روی دیوار آن یکی عکس نیما یوشیج است، یکی هم پیدا میشود کنایهای به بحث یارانهها میزند و… همینطور ادامه دهیم. اگر این خانواده در یک فیلم تصویر شود هیچکس نمیگوید چرا تعدد مضامین دارید!؟ چون عادت کردهایم. آنقدر قصههای این مدلی دیدیم که نسبت به آنها حساس نمیشویم.
وقتی زمین قصه را تغییر میدهیم همهچیز حساسیتبرانگیز میشود. من قرار است قصهای را درباره زندگی یک رزمنده «مدافع حرم» روایت کنم. حتماً باید فضای زندگیاش اینگونه باشد. حتماً باید ارتباط متفاوتی با بچهاش داشته باشد. حتماً در کتابخانه منزلش نوع خاصی از آثار وجود دارد و عکس روی دیوار اتاقش قطعاً دیگر نیما یوشیج نیست و مثلاً «مرتضی عطایی» است. اتاق نوجوانی عشق پروازی که پدرش رزمنده مدافع حرم است، حتماً باید طراحی خاص خود را داشته باشد. طبیعتاً نباید تلسکوپ در گوشه اتاقش باشد! من باید دنیای آدمهای قصه خودم را میساختم. حالا به من ایراد میگیرند که چرا دیگر عکس شهید احمدیروشن روی دیوار زدهای؟! خب این دنیای آدمهای من است. از من نخواهید این دنیا را سانسور کنم. مخاطب سینما هم باید به این دنیاهای متفاوت عادت کند.
* مخاطب هدف خاصی را از ابتدا مدنظر داشتید؟
داسارگر: به نظرم یکی از جاهایی که هنوز آن عادتهایی که به آن اشاره کردیم کمرنگ و راحتتر میتوانستیم دنیای خود را تعریف کنیم، سینمای کودک و نوجوان بود. البته که ابتدا به این موضوع فکر نکرده بودیم اما امروز که با بیش از هزار نفر فیلم را دیدهام، واقعاً میگویم که این مسائل و چالشها برایشان موضوعیت ندارد. در اکران ویژه رسانهها در جشنواره کودک اصفهان، ایکاش دوربینی بود و واکنش مخاطبان به من بهعنوان کارگردان که در کنار در خروجی ایستاده بودم را ثبت و ضبط میکرد. واقعاً حساسیتها از این جنس نبود. انتخاب مخاطب کودک و نوجوان بهنظر انتخاب بسیار درستی بود که توانستیم با خیال راحتتر سراغ این سوژهها برویم.
برای بچههای زیر ۱۵ سال این دستهبندیها و مجادلات معنایی ندارد. همه به دنبال ماجرا و قصه هستند. من فیلم را برای گروه خاصی نساختم اما اگر بخواهم به سؤال شما پاسخ بدهم میگویم، من زمانی خودم را موفق میدانم که آدمهایی که درباره دنیای آنها فیلم ساختهام از فیلمم راضی باشند. هدف اصلی من همین بوده است. نمیخواستم بخشی از دنیای واقعی این افراد را در فیلمم سانسور کنم تا شاید فلان هنرمند روشنفکر بخواهد با فیلم همراه شود. اگر آنها که فیلم دربارهشان است فیلم را دوست داشته باشند، با دیدن آن ذوق کنند و احساس غرور به آنها دست بدهد، حتماً موفق بودهام.
حامد بامروتنژاد
* از سوی گروهی طبیعتاً فیلمی از جنس «منطقه پرواز ممنوع» متهم به رویکرد «ایدئولوژیک» میشود. نسبت به این جنس نقدها احساس نگرانی نداشتید و اساساً حساسیتی به این برداشت از فیلمتان دارید؟
داسارگر: حداقل ۱۵ سال است که سینمای ایران را بهصورت جدی پیگیری میکنم. حس میکنم در سینمای ایران تونل وحشتی شکلگرفته که آدمها از عبور از آن میترسند! خاطرم هست زمانی به یکی از دوستان ایدهای را پیشنهاد کردم برای ساخت فیلم، گفت ایده خوبی است اما اجازه بده برای فیلم سوم یا چهارم سراغش بروم، برای فیلم اول اگر چنین داستانی را بسازم حذف میشوم! برای ما اصلاً این رویکرد مهم نبود اما میخواهم بگویم در سینمای ایران شرایطی حاکم شده است که معمولاً نسبت به فیلمی که خلاف نگاه و نظر غالب باشد، سکوت میکنند. اگر نسبت به فیلم ما هجمهای وارد میشود، احتمالاً به این دلیل است که احساس کردهاند نمیتوانند نسبت به آن سکوت کنند. به همین دلیل این اتفاق برای خودم خوب است.
بامروتنژاد: خطاب به کسانی که میگویند «منطقه پرواز ممنوع» ایدئولوژیک است، یک سؤال دارم؛ اساساً سینمای غیرایدئولوژیک کجاست؟ سؤال جدیترم این است که نوجوان امروز ما چه چیزی تماشا میکند؟ ایدئولوژیکترین محصولات هالیوود را میبینندنمیخواهم فضا را دوقطبی کنم اما بالاخره ما درباره اقلیتی قدرتمندی صحبت میکنیم که متأسفانه رسانه در اختیار دارند و به نظر میرسد نگاهشان غالب است اما واقعیت این است که شخصاً با طیفها و تیپهای بهشدت متنوعی فیلم را دیدهام که هیچ ردی از این مرزبندیها در میان آنها نمیبینم! طرف اصلاً ظاهرش شبیه ما نیست، اما در سالن سینما لذت میبرد از اینکه ما برای نوجوانش قهرمان و آرمان بسازیم. خیلی از این افراد در جامعه دوست دارند فرزندانشان یک الگوی درست، اخلاقی و با پشتوانه داشته باشند. اتفاقاً هنر فیلمی مانند «منطقه پرواز ممنوع» میتواند جذب همین گروه مخاطبان به سالن سینما باشد.
بامروتنژاد: من خطاب به کسانی که میگویند «منطقه پرواز ممنوع» ایدئولوژیک است، یک سؤال دارم؛ اساساً سینمای غیرایدئولوژیک کجاست؟ سؤال جدیترم این است که نوجوان امروز ما چه چیزی تماشا میکند؟ امروز ایدئولوژیکترین محصولات هالیوود را دارند میبینند. زمانی داریم در کلاس درس صحبت میکنیم، بحثش چیز دیگری میشود اما وقتی درباره یک محصول و یا اثر هنری صحبت میکنیم، باید آن را با مطلق هنر بسنجیم.
محصول هنری، نامش محصول است و این یعنی با بازار سروکار دارد. من میخواهم محصولی را ارائه دهم. در این بازار شما به من یک محصول غیرایدئولوژیک نشان دهید. من برای گروه سنیای فیلم ساختهام که پرمصرفترین گروه محصولات سینمایی هستند. نوجوان امروز ما فیلم روز میبیند، سریال میبیند، موسیقی روز را دنبال میکند، مشتری فضای مجازی است. مخاطبی که هم بهشدت مصرفکننده است و هم بهشدت منفعل. یک مصرفکننده بیدفاع است. متأسفانه در مدیریت تولید محصولات فرهنگی در ایران این گروه را هنوز هم به رسمیت نشناختهایم! یا فیلم کودک تولید میکنیم یا فیلم بزرگسال. نوجوان هم در میان ضرر نمیکند، او مصرف خود را دارد، این ما هستیم که برای آنها محصولی تولید نکردهایم و حتماً هم ضرر میکنیم. اگر محصولی برای این مخاطب تولید کردیم، که ایدئولوژیک است، ایدئولوژیای مرتبط با کشور و آرمانهایش دارد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی موزه سینما، موزه سینمای ایران بخشهایی از فیلم «فردوسی» را که توسط فیلمخانه ملی ایران ترمیم و بازسازی شده است، نمایش می دهد.
«فردوسی» به کارگردانی عبدالحسین سپنتا و تهیه کنندگی اردشیر ایرانی محصول سال ۱۳۱۳ است که در حدود ۲۰ دقیقه از این فیلم برای علاقه مندان سینما نمایش داده می شود.
«دختر لر» اولین فیلم ناطق سینمای ایران است و بعد از ساخته شدن این فیلم عبدالحسین سپنتا با بودجه وزارت معارف فیلمی را برای هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ کلید زد و بدین ترتیب فیلم «فردوسی» ششمین فیلم تاریخ سینمای ایران لقب گرفت.
این فیلم براساس زندگی فردوسی همراه با نشان دادن بخشهایی از شاهنامه ساخته شده است که نشان دهنده شناخت سپنتا از ادبیات فارسی است.
سپنتا بعد از «فردوسی» سه فیلم «شیرین و فرهاد»، «چشمان سیاه» و «لیلی و مجنون» را ساخت که همگی داستانهایی اصیل و تاریخی را بیان میکردند.
نسخه مرمت شده این فیلم روز چهارشنبه ۱۳ آذرماه ساعت ۱۹ در سالن سینمافردوس موزه سینما نمایش داده می شود و حضور در این برنامه رایگان است.
اولویت حضور در این برنامه با سینماگران، منتقدان، اهالی سینما، رسانه و تاریخ نگاران است.
علاقهمندان برای حضور در این برنامه می توانند با شماره ۹-۲۲۷۰۵۰۰۵ (داخلی صفر) یا با مراجعه به آدرس @sabtenammuseum۱ نسبت به ثبت نام خود اقدام کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی با حضور در پشت صحنه فیلم سینمایی «موسی» به کارگردانی احسان عبدیپور در اسکله فجر بوشهر، با عوامل فیلم دیدار و گفتگو کرد.
علیرضا تابش در این دیدار گفت: فیلم «موسی» یک فیلم بومی – محلی مفید و تاثیرگذار است که ضمن پرداختن به موضوع بومی از بازیگران و عوامل بومی بهره برده است.
وی افزود: به تصویر کشیدهشدن بخشهایی از فرهنگ، زندگی و رسوم مردمان خونگرم شهر بوشهر از جذابیتهای این فیلم است.
تابش در ادامه ضمن تشکر از تلاش و زحمات همه عوامل اجرایی فیلم «موسی»، برای آنها در ادامه فیلمبرداری آرزوی موفقیت کرد.
فیلم «موسی» چهارمین ساخته بلند سینمایی احسان عبدیپور کارگردان بوشهری است که به تهیهکنندگی حمید فرخنژاد و با حمایت بنیاد سینمایی فارابی ساخته میشود.
این فیلم روایتگر پشت پرده زندگی آدمهایی است که به هر دادگاهی پا میگذارند، مجرم و محکوم نام میگیرند. اغلب بازیگران فیلم بومی هستند و حمید فرخ نژاد و چند تن از بازیگران شناخته شده کشور در این فیلم ایفای نقش میکنند.
بنیاد سینمایی فارابی در تولیدات امسال خود به جز توجه به ارزشهای محتوایی و مضمونی، نگاهی ویژه به فیلمسازی در جغرافیای پهناور ایران داشته و حمایت از آثاری چون «لیپار» در استان سیستان و بلوچستان، «مهران» در استان یزد و «موسی» در استان بوشهر، نشات گرفته از این دغدغه است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی هشتمین جشنواره جهانی فیلم پارسی، سوزان پرایر بازیگر، رابرت مککنزی طراح صدا، ریچل وارد بازیگر و کارگردان، موژان آریا بازیگر و بانی الیت فیلمبردار داوران بخش فیلمهای بلند و کوتاه این دوره از جشنوراه جهانی فیلم پارسی هستند.
فیلمهای مستند هشتمین جشنواره جهانی فیلم پارسی را هم استفان مور مستندساز، مگان مک مرچی تهیهکننده آثار مستند، تام زوبریسکی تهیهکننده و کارگردان و میتزی گولدمن کارگردان و بنیانگذار مرکز فیلم مستند استرالیا داوری خواهند کرد.
هشتمین جشنواره جهانی فیلم پارسی از ۱۳ تا ۱۷ آذرماه امسال با دبیری امین پلنگی در سینما پالاس سیدنی و در سه بخش رقابتی فیلم بلند داستانی، کوتاه و مستند برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، فیلم کوتاه «شهربازی» به کارگردانی کاوه مظاهری برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه مسابقه بین الملل جشنواره «فویل» در ایرلند شمالی شد. طبق قوانین آکادمی اسکار «شهربازی» با کسب این جایزه می تواند به عنوان نماینده ایران برای رقابت در اسکار ۲۰۲۱ معرفی شود.
فیلم هایی که بتوانند یکی از جوایز مورد تایید آکادمی اسکار (اصطلاحا اسکار کوآلیفای) را در فاصله اول اکتبر ۲۰۱۹ تا اول اکتبر ۲۰۲۰ دریافت کنند، از طرف کشور تولید کننده برای رقابت در جوایز اسکار ۲۰۲۱ معرفی خواهند شد. فیلم قبلی کاوه مظاهری با عنوان «روتوش» نیز از طریق جشنواره های ترایبکا، کراکوف و پالم اسپرینگز برای رقابت در جوایز اسکار ۲۰۱۸ معرفی شده بود.
سروش سعیدی بازیگر و یکی از تهیه کنندگان «شهربازی» به عنوان نماینده فیلم، این جایزه را دریافت کرد. در بیانیه هیات داوران، ذکر شده است که دلیل اعطای این جایزه به «شهربازی»، اصالت، داستانگویی و لذت بخش بودن فیلم برای مخاطب است.
عواملی که در ساخت این فیلم همکاری داشتهاند، عبارتند از بازیگران: سونیا سنجری، سروش سعیدی، آرتین ربیعی، نویسندگان فیلمنامه: کاوه مظاهری و سپینود ناجیان، مدیر فیلمبرداری: بهروز بادروج، تدوین: پویان شعلهور، طراح صحنه و لباس: رها دادخواه، موسیقی: کیتو سیکوئرا، طراحی گریم: حسنا خان محمدی، صدابردار: هادی معنوی پور، صداگذار: حسین قورچیان، مدیر تولید: مهدی برجیان، دستیار اول کارگردان: بهنام راهنمایی، برنامهریز: مینا همدانی، عکاس: محمد معصومی، فیلمبردار پشت صحنه: مجتبی الله مرادی، جلوه های ویژه کامپیوتری: محسن خیرآبادی، طراح پوستر: سوسن آذری، تهیهکنندگان: کاوه مظاهری، سروش سعیدی، پویان صدقی، تهیه شده در دارواش فیلم و تری براز فیلم.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت»، اسامی فیلمهای منتخب بخش ویژه مستندهای کارآفرینی سیزدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» اعلام شد.
در این بخش ۱۳ فیلم پذیرفته شدهاند.
اسامی فیلمهای منتخب بخش مسابقه فیلمهای مستند کارآفرینی سیزدهمین جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت» به ترتیب حروف الفبا به این شرح است:
۱) آرزوهایت را زندگی کن (حمید کوهپایی) ۲) بافندگان خیال (محمدصادق جعفری) ۳) خانه روشنان (زهرا نیازی) ۴) خودکار (محمد ثقفی) ۵) در کنار هم (سیدمجتبی خیام) ۶) راویج (صادق داوریفر) ۷) رویای آب (محمد واعظی) ۸) زنان آفتاب: یک گاهنگاری درباره دیدن (حامد ذوالفقاری) ۹) فرش چین (امیر منیری) ۱۰) قصه یک مرد (سیاوش جمالی، عطا مهراد) ۱۱) ماک در ایران (امین آزاد) ۱۲) مهمانی خداحافظی (لقمان خالدی) ۱۳) میخوام شاه بشم (مهدی گنجی)
در این بخش فیلمهای مستندی با موضوع کارآفرینی، کسبوکارهای بدیع، خرید و فروش اینترنتی، رونق تولید، شکوفایی اقتصاد ملی و… انتخاب و به نمایش گذاشته میشوند. این بخش با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران برگزار میشود.
تهیهکنندگان و مستندسازان آثار موضوعی برگزیده بخش کارآفرینی «سینماحقیقت» میبایست تا روز پنجشنبه ۷ آذرماه ۹۸، نسخه اصلی فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره به نشانی تهران، خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره ۱۵، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، طبقه اول ارائه کنند در غیر این صورت فیلم از بخش مسابقه حذف خواهد شد.
فیلمهای برگزیده باید به صورت فایل دیتا با یکی از فرمتهای MP۴ (H.۲۶۴) – AVI- MXF- MPEG۲- MOV روی هارد دیسک یا Flash Memory و لوح فشرده به طور استاندارد و قابل اجرا روی سیستم عامل ویندوز (windows) به دبیرخانه جشنواره ارائه شوند.
بخش مستندهای کارآفرینی «سینماحقیقت» از هیات انتخاب و داوری مجزایی برخوردار است و جایزه برگزیدگان آن نیز تندیس، لوح افتخار و مبلغ ۱۵۰، ۱۲۰ و ۱۰۰ میلیون ریال برای کارگردانان سه فیلم اول، دوم و سوم منتخب هیات داوران است.
اسامی فیلمهای بخش مسابقه ملی «مستندهای نیمهبلند»، «مستندهای بلند»، «مسابقه بینالملل» و «جایزه شهید آوینی» جشنواره «سینماحقیقت» نیز متعاقباً اعلام خواهند شد.
سیزدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ به دبیری محمد حمیدیمقدم در پردیس سینمایی چارسو شهر تهران برگزار میشود.
زینب تقوایی تهیهکننده فیلم سینمایی «سمفونی نهم» به کارگردانی محمدرضا هنرمند که در حال اکران است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره وضعیت فروش این فیلم گفت: ما از فروش این فیلم اصلا راضی نیستیم. «سمفونی نهم» همزمان با چندین اتفاق اکران شد که شرایط را برای این فیلم سخت کرد.
تقوایی در تشریح این شرایط ادامه داد: از یک سو فصلی که «سمفونی نهم» در آن به نمایش درآمد فصل پرمخاطبی نبود، از سوی دیگر این فیلم همزمان با ۲ فیلم کمدی و چند فیلم کودک و فیلمهای قدرتمندی که پیش از این روی پرده بودند، به نمایش درآمد. ضمن اینکه «سمفونی نهم» از آن دسته فیلمهایی بود که ابتدا خودش باید خودش را معرفی میکرد، از همین رو برنامهریزی ما به گونهای بود که فکر میکردیم اگر یک هفته از نمایش فیلم بگذرد مخاطب فیلم را درک میکند، البته این اتفاق افتاد و فروش ما بعد از چند روز اول که بد بود، روند صعودی پیدا کرد اما در این میان ۲ اتفاق دیگر رخ داد. همزمان با اکران فیلم ما، «خانه پدری» برای بار دوم رفع توقیف شد. ما میدانیم آن فیلم هم حق اکران دارد اما این بی برنامگی که در بخش اکران وجود دارد فیلمهای زیادی را نابود میکند. این در حالی است که این فیلمها برای مردم و سینمای ایران با سرمایه و زحمت زیاد نیروها ساخته میشود. شرایط وقتی بدتر میشود که هیچ فضایی برای دیده شدن، به این گونه فیلمها نمیدهند. در نتیجه وقتی فیلمهای کمدی اکران میشوند، سینمادار با توجه به استقبال مخاطب، ترجیح میدهد روی فیلمهای کمدی بیشتر مانور بدهد.
متاسفانه نکته دیگری درباره فیلم ما رخ داد که من نمیدانم از روی جهالت و یا خیانت عدهای بود، این بود که عدهای سکانسی از این فیلم را به طور مرتب پخش کردند و روی آن مانور دادند؛ از همین رو خیلیها فکر کردند «سمفونی نهم» فیلم مساله داری استراه ارتباطیمان با مخاطبان فیلم قطع شد!
وی افزود: در کنار این اتفاقات که مربوط به شرایط اکران میشد، بحث نارضایتیها نسبت به گرانی بنزین و ناآرامیها در جامعه هم پیش آمد که در پی آن اینترنت قطع شد. به همین دلیل راه ارتباطی ما با مخاطبان تا حدود ۸۰ درصد کاهش یافت که این هم یک ضربه بزرگ بود. در واقع «سمفونی نهم» چندین ضربه را متحمل شد و هنوز هم ترکشهای آن ادامه دارد، چون هنوز اینترنتها به طور کامل وصل نشده است.
تهیهکننده «سمفونی نهم» ادامه داد: از سوی دیگر حال و روز مردم هم خوب نیست. وقتی اتفاق این چنینی در جامعه رخ میدهد مردم هم آنقدر روحیه ندارند که به دنبال تماشای فیلم بروند. چراکه اولویتهای دیگری دارند و دچار یک به هم ریختگی ذهنی میشوند که باعث میشود سینما لطمه ببیند.
وی افزود: متاسفانه نکته دیگری درباره فیلم ما رخ داد که من نمیدانم از روی جهالت و یا خیانت عدهای بود، این بود که عدهای سکانسی از این فیلم را به طور مرتب پخش کردند و روی آن مانور دادند؛ از همین رو خیلیها فکر کردند «سمفونی نهم» فیلم مسالهداری است. همین موضوع وزارت ارشاد را نگران کرد در حالی که «سمفونی نهم» اصلا جای نگرانی ندارد، چون فیلم شریفی است و تمدن ایرانی را برجسته میکند کما اینکه فیلم خودش میتواند از خودش دفاع کند.
با یک هفته تمدید اکران، ضررها جبران نمیشود
این تهیهکننده درباره تمهید تمدید یک هفته اکران جبرانی برای فیلمهای اکران شده در بازه زمانی گرانی بنزین و ناآرامیها، توضیح داد: تمدید یک هفتهای اکران اصلا این ضررها را جبران نمیکند و شاید فقط برای تسلی خاطر ما باشد. تا مخاطب فیلم را مجدد پیدا کند و جامعه به حالت سابق خود بازگردد زمان میبرد و با یک هفته کاری از پیش نمیرود. خیلی از برنامهریزیهای تبلیغاتی ما به هم ریخت، چون ما گذاشته بودیم تا در هفته دوم اکران فیلم، شروع به تبلیغات کنیم که مصادف با تحولات جامعه شد. بنابراین با تمدید یک هفتهای اکران، اتفاق خارقالعادهای رخ نمیدهد. امیدوارم وزیر ارشاد و مدیران حوزه فرهنگی نسبت به این ماجراها نگاه منصفانهتری داشته باشند. به هر حال همه ما باید در حوزه فرهنگ به یکدیگر کمک کنیم. چراکه سینمای ایران به خودی خود مهجور است. من این را از زمانی که درگیرش شدهام، بیشتر متوجه شدهام. این سینما نیازمند حمایت اساسی است.
وی درباره شرایط تبلیغاتی «سمفونی نهم» عنوان کرد: دوستان در تلویزیون به ما لطف داشتند و تبلیغات تلویزیونی ما بد نبود اما در حال حاضر بخش زیادی از تبلیغات مربوط به حوزه فضای مجازی است که ما عملا آن را از دست دادیم.
تقوایی در پایان تصریح کرد: به نظرم اگر این فیلم در زمان دیگری به نمایش گذاشته میشد میتوانست به فروش خوبی برسد. عواملی که فیلم داشت فارغ از موضوع و ساختار به خودی خود میتوانست مخاطب جذب و فروش خوبی را تجربه کند. با این وجود امیدوارم همه به هم کمک کنیم. من فکر نمیکنم کشوری بدون پیشرفت در حوزه فرهنگ، بتواند در اقتصاد یا حتی سیاست موفق باشد. امیدوارم صاحب نظران و مدیران این موضوع را درک کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، «هفت» اولین فیلم سینمایی فرشاد گلسفیدی در مقام کارگردان است که قرارداد علی نصیریان به عنوان اولین بازیگر ثبت شده است.
فیلم سینمایی «هفت» حال و هوایی متفاوت و عاشقانه دارد و قرار است اواخر زمستان وارد مرحله پیش تولید شود. فرشاد گلسفیدی بعد از سال ها مدیریت فیلمبرداری تصمیم دارد عاشقانهای را کارگردانی کند.
نام قبلی این فیلم «بهار نارنج» بود.
«هفت» به تهیهکنندگی محمد کمالیپور و نویسندگی احمد رفیعزاده تولید می شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانهای بیتا فیلم، بر اساس مصوبات جلسه روز گذشته یکشنبه سوم آذر شورای صنفی نمایش، فیلم سینمایی «یادم تو رو فراموش» ساخته علی عطشانی پس از «آشفتگی» فریدون جیرانی در گروه سینمایی زندگی روی پرده میرود و پوستر جدید این فیلم در آستانه اکران رونمایی شد.
در «یادم تو رو فراموش» میترا حجار در نقش شهلا جاهد و حسین یاری در نقش ناصر محمدخانی بازی کردهاند.
در خلاصه داستان «یادم تو رو فراموش» آمده است: «دامون مربی بر کنار شده یکی از باشگاههای پرطرفدار با دختری که سالها پیش با او ارتباط داشته روبهرو میشود.»
در این فیلم بازیگرانی چون حسین یاری، آزاده مهدیزاده، میترا حجار، ماه چهره خلیلی، مازیار فلاحی، خشایار راد و بیتا عطشانی حضور دارند.
عوامل تولید فیلم عبارتند از تهیهکننده و کارگردان: علی عطشانی، نویسنده: پیمان عباسی، مدیر فیلمبرداری: محمود عطشانی، صدابردار: محمد شاهوردی، طراح چهرهپردازی: عبدالله اسکندری، چهرهپرداز: فرزانه زردشت، طراح صحنه و لباس: مجید علیاسلام، تدوین: علی عطشانی، محمد تیموری، صداگذار: نادر بادامچی، مدیر تولید: علیرضا بیات، دستیار تهیهکننده: علیرضا یگانگی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: وحید مهیندوست، مدیر تدارکات: سعید دلاوری، دستیاران کارگردان: سینا زارعیان، عکاس: نوید خداپناهی، منشی صحنه: الهام اخوان، دستیار صدا: امیر شاهوردی، ترجمه و امور بینالملل: امیدعلی چوگانی، جانشین تهیهکننده: سید محمدتقی هاشمیان، طراح پوستر: شکوفه بیاتی – استودیو گیشه، مشاور رسانهای و مدیر روابط عمومی بیتا فیلم: مریم قربانینیا، مجری طرح: بیتا فیلم تهران.