به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی شبکه یک، در برنامه «پایش» این هفته، سید حسن موسوی فرد کارشناس اقتصادی آخرین تصمیمات اقتصادی ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا را برای بینندگان تشریح می کند.
مهدی هاشم زاده کاشناس بازار بورس، نیز بازدهی این بازار را در سال ۹۸، تحلیل و بررسی خواهد کرد.
در بخش دوم برنامه محمدرضا احسانفر، کارآفرین برتر ملی هم به بررسی الزامات و چالش های جهش تولید پرداخته و مشکلات بنگاه های اقتصادی پس از کرونا رو بازگو می کند.
«پایش» به تهیهکنندگی الهام پیرهادی کاری از گروه دانش و اقتصاد شبکه یک سیما است که امشب ۱۷ فروردین حوالی ساعت ۲۰ روی آنتن می رود.
تولید سری جدید برنامه «نیمه پنهان ماه» با اجرای زینب ابوطالبی
به گزارش خبرنگار مهر، «نیمه پنهان ماه» عنوان برنامهای گفتگو محور در شبکه افق سیماست که تاکنون چند سری از آن تولید و روانه آنتن شده است.
محور اصلی این برنامه، گفتگو با همسران شهدا درباره سیره زندگی و اخلاق و رفتار شهدای گرانقدر دوران انقلاب، دفاع مقدس و مدافع حرم به ویژه در ارتباط با خانواده و همسر است، اینکه سبک زندگی هر یک از این شهدا چه الگویی برای همه مردم به همراه دارد و چگونه میتوان از نکات ریز و درشت رفتاری و اخلاقی آنها، به شیوهای درست و معقول از زندگی دست یافت.
«نیمه پنهان ماه» علاوه بر آشنایی مردم با اسوههای انقلاب و دفاع مقدس، الگویی از این افراد برای جوانان و خانوادههای ایرانی ترسیم میکند.
ویژگی این برنامه، گفتگوی صمیمانهای است که میان مجری و مهمانان شکل میگیرد تا سیره اخلاقی و خانوادگی شهدا را به تصویر میکشد.
اجرای «نیمه پنهان ماه» را در سریهای گذشته، زینب ابوطالبی بر عهده داشته است که به دلیل اجرای این برنامه توانست عنوان مجری برتر سیما را در پنجمین جشنواره جام جم به خود اختصاص دهد.
هم اکنون برنامهریزی برای تولید سری جدید این مجموعه در شبکه افق آغاز شده و به زودی با اجرای زینب ابوطالبی به پخش میرسد.
وزیر ارشاد: فقدان خشایار الوند در «پایتخت۶» بیشتر حس شد
به گزارش خبرگزاری مهر، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی در حساب شخصی خود در توییتر ضمن گرامیداشت یاد خشایار الوند نویسنده فصل گذشته سریال «پایتخت» عنوان کرد که نبود او در فصل ششم محسوس بود.
صالحی در متن کوتاه خود نوشت: «پارسال در دیدار نوروزی منزل استاد سیروس الوند رفتم، به یاد خشایار الوند که اولین عید بود که نبود. امسال در پایتخت، غم فقدانش را بیشتر حس کردیم. گویا او بود که به آن جان میداد. طنز ملیح و درک عمیق از فرهنگ و سنت ایرانی را در پایتخت به یادگار نهاد. یادش گرامی»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، عبدالعلی علی عسکری رئیس صداوسیما در پیامی برای همکاران رسانه ملی تصریح کرد: همکاران توانمند حوزههای مختلف رسانه ملی توانستند با آرایش رسانهای متناسب، حفظ انسجام و بهرهگیری از نوآوری و خلاقیت در زمینههای مختلف آموزشی و آگاهی بخشی، تولید و پخش توصیهها و نکات مهم بهداشتی در قالبهای گوناگون و متنوع رادیویی و تلویزیونی و اطلاعرسانی لحظه به لحظه به مردم، نقش و جایگاه مؤثری در زمینه کنترل ویروس منحوس کرونا داشته باشند.
وی با اشاره به برنامههای رسانه ملی با بیان اینکه تلاش مجاهدانه شما همکاران رسانه ملی در کنار مردم و مجموعه پزشکی و درمانی، صفوف مقدمی را در ایران اسلامی ایجاد کرده است که ایثار، فداکاری و جهاد فی سبیل الله را در سنگر رسانه، معنایی تازه بخشیده است، نوشت: بر خود وظیفه میدانم از تلاش بیدریغ و بیوقفه شما کارکنان متعهد و خدوم رسانه ملی در حوزههای مختلف ستادی و تولیدی بهویژه همکارانی که با حضور در بیمارستانها و مراکز درمانی در خط مقدم این جبهه حاضر شدهاند، تشکر و قدردانی کنم، هرچند که زبان در وصف و ارج نهادن به این تلاش و عملکرد خالصانه و ارزشمند، قاصر است.
متن کامل این پیام، به شرح زیر است:
«بسمالله الرحمن الرحیم
همکاران محترم رسانه ملی
سلامعلیکم؛
زندگی و کار در رسانه، بدون عشق به مردم بیمعناست و این آموزه ارزشمند را همکاران، هنرمندان، مجریان و خبرنگارانی به ما آموختند که سلامتی و جان خویش را در راه مردم و اعتلای کشور و نظام جمهوری اسلامیبه خطر انداختند و حتی عاشقانه آن را فدا کردند تا ایران اسلامی همواره بر قله اقتدار، سربلند و پابرجا بماند و پیام جهانی اسلام و نوعدوستی ایرانیان را در دنیا طنینانداز کند.
حوادث و رویدادهای پرتلاطم سال گذشته و ویژگیهای منحصربهفرد نوروز ۱۳۹۹ که با شیوع بیماری کرونا، تعطیلی مدارس و تغییر سبک زندگی با محوریت شعار «در خانه بمانیم» همراه شد، فعالیت رسانهای سازمان صداوسیما را با برخی محدودیتها، در حوزه تولید و البته گستردگی فعالیتها با هدف اطلاعرسانی و آگاهی بخشی به مردم مواجه کرد؛ اتفاقی ناگوار و پیشبینینشده که نیازمند مدیریت هوشمندانه رسانهای و عملکردی متناسب با شرایط پیشآمده بود.
بحمدالله درمصاف با این رویداد، همکاران توانمند حوزههای مختلف رسانه ملی توانستند با آرایش رسانهای متناسب، حفظ انسجام و بهرهگیری از نوآوری و خلاقیت در زمینههای مختلف آموزشی و آگاهی بخشی، تولید و پخش توصیهها و نکات مهم بهداشتی در قالبهای گوناگون و متنوع رادیویی و تلویزیونی و اطلاعرسانی لحظهبهلحظه به مردم، نقش و جایگاه مؤثری درزمینه کنترل این بیماری داشته باشند. از سوی دیگر، راهاندازی «مدرسه تلویزیونی ایران» در شبکههای آموزش و چهار سیما نیز تدبیر و تمهیدی مناسب برای ادامه فعالیت مدارس و دانش آموزان در این ایام بود که با استقبال و رضایت مسئولان آموزشوپرورش، دانش آموزان و خانواده آنها همراه شد.
در این میان، تولید و پخش سریالها و برنامههای نمایشی جذاب، پخش فیلمهای سینمایی، برنامههای مستند و مسابقات سرگرمکننده نیز باعث شد تا تلویزیون در این روزهای سخت همراه و عاملی برای در خانه ماندن مردم و پر کردن اوقات فراغت آنها در کنار خانواده باشد.
در حقیقت، امروز نیز تلاش مجاهدانه شما همکاران رسانه ملی در کنار مردم و مجموعه پزشکی و درمانی، صفوف مقدمی را در ایران اسلامی ایجاد کرده است که ایثار، فداکاری و جهاد فی سبیل الله را در سنگر رسانه، معنایی تازه بخشیده و دستاوردهای ارزشمندی را برای حفظ سلامت ملت بزرگ ایران به ارمغان آورده است.
بر خود وظیفه میدانم از تلاش بیدریغ و بیوقفه شما کارکنان متعهد و خدوم رسانه ملی در حوزههای مختلف ستادی و تولیدی بهویژه همکارانی که با حضور در بیمارستانها و مراکز درمانی در خط مقدم این جبهه حاضر شدهاند، تشکر و قدردانی کنم، هرچند که زبان در وصف و ارج نهادن به این تلاش و عملکرد خالصانه و ارزشمند، قاصراست.
امیدوارم سال نو که مطلع آن متبرک به اعیاد شعبانیه است، با لطف پروردگار تعالی و عنایت حضرت سید الشهداء (ع)، سالی سرشار از سلامت، سعادت و سربلندی برای ملت شریف ایران و خانواده بزرگ و سختکوش رسانه ملی باشد.»
بازی مرموز شعبدهباز «عصر جدید» روی آنتن/ «بازیمون» کلید میخورد
به گزارش خبرنگار مهر، این روزها شبکه سه سیما تیزری از برنامه جدید خود با عنوان «بازیمون» پخش میکند که طراح اصلی آن سعید فتحیروشن شعبدهباز «عصر جدید» است.
سعید فتحی روشن شعبده بازی بود که هر بار با طراحی معماها و شعبدههایی که بیشتر از سرگرمکنندگی برای مخاطب رمزآلود بود در «عصر جدید» مورد توجه قرار گرفت.
معماهای فتحی روشن بیشتر از شعبده نوعی بازیهای ذهنی را به همراه داشت و از همان ابتدا با عنوان منتالیست در برنامه معرفی شد. در این بازیهای ذهنی آنچه بیشتر از همه در طراحیهای فتحی روشن نمود پیدا کرد تشخیص او از پیشبینی مخاطبانش بود که بهطور مثال در یکی از اجراها نتیجه یک مسابقه فوتبال را که رؤیا نونهالی پیشبینی کرده بود روی صفحه آورد و یا در اجرایی دیگر لباسی را که از قبل پوشیده بود رنگهای آن را پیشپیش براساس انتخابهای داوران طراحی کرده بود.
بخشهای کوچکتری از این پیشبینیها که نوعی تلقین ذهنی فتحی روشن را برای مخاطب تداعی میکرد توسط مخاطبان در فضای مجازی رو میشد با این حال راز برخی از این طراحیها هیچ گاه کشف نشد. از طرفی هم بارها تاکید شد که این اجراها صرفاً شعبده است و هر یک حقههایی است که شاید به شکلی ویژه طراحی شده است.
اجرای پایانی فتحی روشن در «عصر جدید» اگرچه فضای معمایی ویژه ای را طراحی کرده بود اما کمتر از جذابیت و سرگرمکنندگی سود برده بود و با این حال توانست جزو یکی از پنج برگزیده «عصر جدید» قرار بگیرد.
بعد از آن شبکه سه ساخت یک برنامه تلویزیونی را برای وی تدارک دید که سال گذشته چندین بار نسبت به تولید و طراحی آن فراخوانهایی اعلام شد.
حالا بعد از حدود چند ماهی که از آخرین قسمت از فصل اول «عصر جدید» در تابستان ۹۸ گذشت فتحی روشن با یک برنامه مستقل به آنتن بازگشته و قرار است «بازیمون» از امشب به صورت دو روز در هفته شنبهها و یکشنبهها ساعت ۲۲:۳۰ روی آنتن برود.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: «ما به تعهدمان که همان ساخت و پخش ۱۵ قسمت «پایتخت ۶» برای ایام نوروز بود، عمل کردیم.»؛ چند روز پیش و زمانی که عوامل مجموعه تلویزیونی ««پایتخت» باوجود تکذیب قبلی، تصمیم گرفتند چند گام مانده به پایان راه پخش فصل ششم، خبر از ناتمام ماندن این پروژه به دلیل شیوع ویروس «کرونا» بدهند، همین اظهارنظر سیروس مقدم، بهنظر کلیدیترین جمله بود؛ عوامل فصل ششم مجموعه «پایتخت» بهدرستی به «تعهد» خود برای «رساندن ۱۵ قسمت به آنتن» عمل کردند؛ ما گویی انتظاری فراتر از این تعهد از آنها داشتیم!
حالا دیگر پرونده فصل ششم یکی از محبوبترین سریالهای یک دهه گذشته سیما بسته شده و احتمالاً دعوت سازندگان برای «صبر بیشتر» و «پرهیز از تعجیل در قضاوت» چندان کارایی ندارد؛ تعداد بالایی از مخاطبان نوروزی سیما بیواسطه شاهد بلایی بودند که بر سر خاطراتشان از «پایتخت» آمد و قسمت پایانی که شب گذشته روانه آنتن شد در عمل تیر خلاصی بر تتمه امیدواریمان بود که شاید تغییری در کار باشد و همه چیز اینگونه بلاتکلیف، پا در هوا و مهمتر از همه «بیهویت» رها نشود!
فارغ از آنچه به تعبیر سیروس مقدم بهعنوان طلب مخاطبان «پایتخت۶» باقی ماند و قرار است در آیندهای نامعلوم به نام «پایانبندی» برای «فقیرترین فصل پایتخت» سرهمبندی و روانه آنتن شود، درباره همین «۱۵ قسمت» که تیم تولید این سریال براساس «تعهدشان» به آنتن نوروزی رساندند، یادآوری و طرح برخی نکات خالی از الزام نیست.
یک دهه خاطرهسازی در «پایتخت»
در این گزاره نباید تردید کرد که مجموعه تلویزیونی «پایتخت» یکی از مهمترین برندهای تلویزیون در یک دهه گذشته بوده است؛ سریالی که در آستانه دهه ۹۰ در قاب تلویزیون متولد شد و تا به امروز در طول نزدیک به یک دهه با استمرار تولید در ۶ فصل بدون افت کمی علاقمندان، موفقیتی منحصر بهفرد را در مختصات تولیدات تلویزیونی به نام خود ثبت کرده است.
همین سابقه و کارنامه هم حساسیتها نسبت به فصل ششم این مجموعه را نسبت به دیگر سریالهای معمولی و روتین قرار گرفته در کنداکتور نوروزی شبکههای مختلف سیما را دوچندان کرد.
زوج سیروس مقدم و محسن تنابنده در کنار مجموعه عوامل خرد و کلان این پروژه تلویزیونی حتماً محقاند که امروز مفتخر به ثبت چنین دستاوردی در کارنامه هنری خود باشند و البته به میزان اهمیتی که حاصل کارشان نزد افکار عمومی و مخاطبان رسانه ملی در سطحی فراتر از معمول تولیدات سیما پیدا کرده، میبایست حق علاقمندان «پایتخت» را هم برای طرح انتظارات و حتی اعتراض به خدشهدار شدن خاطراتشان از «خانواده معمولی» به رسمیت بشناسند.
«پایتخت۶» بهعنوان ضعیفترین و فقیرترین فصل این مجموعه دوستداشتنی شب گذشته در حالی به پایان رسید که مصداقی تام و تمام برای استفاده علاقمندان «پایتخت» از همین حق اعتراض بود.
«پایتخت۶» و سمفونی حسرتها/ چه اصراری به «معمولی نبودن» بود؟
رمزگشایی از محبوبیت یک برند
«پایتخت چگونه نزدیک به یک دهه توانست در اوج محبوبیت باقی بماند و برخلاف دیگر سریالهای تلویزیونی استمرار تولیدش منجر به استهلاک رابطهاش با مخاطبان نشد؟» در پاسخ به این پرسش، تا به امروز شاخصها و ویژگیهای بسیاری فهرست شده که مرور و بازخوانی بخشی از همین شاخصها میتواند بهترین استدلال برای ادعای مطرح شده در این نوشته درباره فصل ششم «پایتخت» باشد.
سیروس مقدم رکورددار سریالسازی در تاریخ تلویزیون ایران است و اگر صحبت از «تجربه» و «تخصص» در کارگردانی مجموعههای تلویزیونی در میان باشد بیتردید نامش در میان صدرنشینان فهرست فیلمسازان سیما در چهاردهه گذشته تثبیت شده است. همراهی همین تجربه و تخصص با نگاه خلاق و نوآورانه تیم اولیه نویسندگان فیلمنامه با محوریت محسن تنابنده، پشتوانه تولد «پایتخت» در یک نقطه اوج بود.
وسواس تیم نویسندگان این مجموعه بهخصوص زندهیاد خشایار الوند برای حراست از «حریم خانواده معمولی» در نگارش دنباله داستان برای فصلهای بعد تأثیر شایانی در تثبیت و حتی ارتقای جایگاه این مجموعه و کاراکترهایش بهعنوان قهرمانان محبوب سیما در میان مخاطبان داشت.
فراتر از داستانپردازی و شخصیتپردازی، تیم تولید این مجموعه از ترکیب بازیگران و حتی عوامل فنی و گروه پشت دوربین هم یکی از مهمترین برگبرندههای این مجموعه در رسیدن به موقعیت استاندارد امروزش بود.
به زبان سادهتر «پایتخت» در قاب تلویزیون محبوب و ماندگار شد چون هم دغدغه «حرف خوب زدن» داشت و هم «خوب حرف زدن» را بلد بود.
مرثیهای بر آنچه از دست رفت
این مقدمه نسبتاً طولانی لازم بود تا به تجربه عجیب و افسوسبرانگیز مواجهه با فصل ششم «پایتخت» در شبهای نوروز ۹۹ برسیم. سریالی که البته به پشتوانه محبوبیت و اعتباری که به آن اشاره شد، همچنان پرمخاطب بود و باوجود تمام نقاط ضعفی که به آن اشاره خواهیم کرد، هنوز هم یک سروگردن بالاتر از دیگر تولیدات نوروزی سیما قرار گرفته است.
اما چرا معتقدیم «پایتخت۶» ضعیفترین و فقیرترین فصل این مجموعه بود؟ ادعایی که البته برای اثبات آن نیاز به صبر تا پایان پخش مجموعه نبود و درست از روزی که «روابط عمومی سیما» تلاش کرد با فرمول نخنما شده مصاحبه میدانی و پخش پیامهای صوتی مخاطبان اثبات کند «اتفاقاً پایتخت خیلی هم خوب بوده است!» و پاسخ انتقادات مطرح شده درباره «کیفیت سریال» را با استناد به «کمیت مخاطبان» بدهد، مشخص بود فاجعهای در حال رقم خوردن است!
علیالظاهر حالا دیگر میتوان حکم کرد که مهمترین وجه تمایز «پایتخت» در فصل تازه تغییر در تیم نویسندگان بود. با درگذشت زندهیاد خشایار الوند که عملاً تولید فصل ششم مجموعه «پایتخت» را یک سال به تعویق انداخت، آرش عباسی از دوستان تئاتری محسن تنابنده و احمد مهرانفر عهدهدار نگارش فیلمنامه این فصل شد تا اولین حضور جدی خود در عرصه سریالنویسی را با معتبرترین برند تلویزیون تجربه کند.
«تعلیق پوچ» ترکیب و اصطلاحی تخصصی نیست اما بهترین توصیف برای اصلیترین بیماری فیلمنامه «پایتخت۶» است؛ از همان قسمت ابتدایی تا دقایق پایانی قسمت پانزدهم، سریال مملو از تعلیقهای قلابی بود؛ موقعیتهایی شکلگرفته بر پایه پرسش ساده «یعنی چی میخواد بشه؟» در ذهن مخاطب که عملاً در پایانش «هیچ» نمیشود!«پایتخت» در فصل ششم، به ظاهر همه برگبرندههای فصلهای قبل را داشت از فقدان مهمترین آنها رنج اساسی میبرد و آن «داستان» بود! از همان نیمه راه پخش «پایتخت۶» سوالی به تواتر از سوی برخی مخاطبان این سریال مطرح میشد که حالا و با پایان پخش ۱۵ قسمت این مجموعه صورتی جدیتر و تراژیکتر پیدا کرده است؛ واقعاً داستان این فصل چه بود؟
فیلمنامه «پایتخت۶» عملاً مجموعهای از ایدههای خام و موقعیتهای ناپخته بود که از فرط عدم وفاداری به شناسنامه و هویت کاراکترهای این مجموعه در پنج فصل گذشته، حتی دوپینگ با کنایههای تاریخمصرفدار و بهرهگیری انضمامی از برخی موضوعات روز هم نتوانست آن را نجات دهد.
«تعلیق پوچ» ترکیب و اصطلاحی تخصصی نیست اما بهترین توصیف برای اصلیترین بیماری فیلمنامه «پایتخت۶» است؛ از همان قسمت ابتدایی تا دقایق پایانی قسمت پانزدهم، سریال مملو از تعلیقهای قلابی بود؛ موقعیتهایی شکلگرفته بر پایه پرسش ساده «یعنی چی میخواد بشه؟» در ذهن مخاطب که عملاً در پایانش «هیچ» نمیشود!
اصلیترین مصداق برای این جنس تعلیقهای پوچ هم که تا پیش از پخش سریال به نظر میرسید اصلیترین «ایده» تیم طراحان داستان فصل ششم خواهد بود، جریان «زنده شدن بهبود (با بازی مهران احمدی)» بود؛ بازگشتی که تعلیق آن نزدیک به سه قسمت کش آمد و سرانجام هم هیچ تأثیر معناداری در روند اتفاقات نداشت. پرداخت این ایده در فیلمنامه آنقدر خامدستانه صورت گرفت که از جایی به بعد فیلمنامهنویس برای اینکه بهانهای برای حضور «بهبود» در سریال داشته باشد، دستاویز عجیب خاطرات او از زندان و شکنجه پدر در سالهای کودکی را پیش کشید که در قالب غریبتر «فلاش بک به خاطرات» که از نظر ساختاری هم قرابتی با ساختار روایی «پایتخت» در هیچ یک از فصلهای گذشته نداشت، به اجرا درآمد!
سرنوشت «رحمت» (با بازی هومن حاجیعبدالهی) پس از بازگشت «بهبود» هم یکی دیگر از تعلیقهای پوچ سریال بود؛ تعلیقی که در ابتدا تلاش شد بهصورت اغراقشده صورتی تراژیک در داستان پیدا کند و سرآخر به کاریکاتوریترین شکل ممکن سرهمبندی شد! جدیترین و احتمالاً به زعم نگارندگان فیلمنامه خلاقانهترین حضور رحمت در قسمتهای پس از بازگشت بهبود، در دقایق پایانی قسمت ششم و در قالب ادای دین به یکی از فیلمهای قبل از انقلاب رقم خورد که تنها کارکردش یک پست پرکامنت در صفحه شخصی محسن تنابنده در اینستاگرام بود و هیچ نسبتی با داستان نداشت!
مصادیق پرشمار دیگری از این دست موقعیتهای بلاتکلیف و تعلیقهای پوچ در فیلمنامه «پایتخت۶» قابل فهرست کردن است؛ از نمونههای ریز و خردهداستانهایی چون دلالی و دریافت پول بابت اعضای اهدا شده «بابا پنجعلی»، چالشهای «هما» برای اخبارگویی در سیما، اعتیاد «رحمان و رحیم» و حتی سفارش ماهواره توسط «سارا و نیکا» گرفته تا مصداقهای کلانتری همچون همکاری «ارسطو» با قاچاقچیان مواد مخدر، دستهای بیقرار «بهبود» و همزمان داستان با بحران «کرونا»!
اینها تنها بخشی از ایدههای بلاتکلیف در خط روایی «پایتخت۶» است سروکلهشان در داستان پیدا شد اما در کنار یکدیگر هیچ کلیتی را سامان ندادند و در بلاتکلیفی محض رها شدند.
محض نمونه ضمیمه کردن ماجرای «کرونا» به خط داستانی سریال که در قیاس با دیگر مجموعههای نوروزی میتوانست به یک برگ برنده شاخص تبدیل شود، آنقدر ناپخته رقم خود که با کمی سختگیری حتی میتوان دست روی کارکرد عکس آن گذاشت! جایی که دو قسمت بعد از اعلام رسمی خبر شیوع کرونا در مازندران و مسدود شدن مسیرهای ورودی استان توسط هما در داستان، شاهد بساط کردن خانواده در دل طبیعت و دورهمنشینی غیراصولی آنها هستیم، بدون احساس نیاز از سوی فیلمنامهنویس برای ایجاد ربط منطقی میان این رفتار جمعی با پس زمینهای که در داستان ترسیم شده بود!
به عنوان نمونهای دیگر و صرفاً برای قیاس میان پرداخت درست موقعیتهای داستانی در فصلهای قبل و پرداخت خام و دمدستی در این فصل قیاس کنید کیفیت حضور و درخشش هیجانانگیز «نقی» در میدان «کشتی» در فصل سوم را با حضور «بهتاش» در میدان فوتبال و تلاش برای افتخارآفرینی کاریکاتوری از این موفقیت را در فصل ششم.
خانوادهای که «معمولی» نبود!
فیلمنامهنویس «پایتخت۶» اما این فقر داستانی را چگونه جبران کرده بود؟ اگر تا به اینجا درباره نقاط ضعف ساختاری فیلمنامه «پایتخت۶» گفتیم، نمیتوان از نقصانهای جدی محتوایی آن چشمپوشی کرد.
آیا استدلال «آینه جامعه بودن» استدلالی قابل قبول برای ترسیم این حجم از بداخلاقی و بیحرمتی در روابط خانوادهای است که یک دهه به دلیل «معمولی» بودن دوستشان داشتیم و حالا باید شاهد «غیرمعمولی» شدن همه آنها باشیم؟همانطور که پیشتر هم اشاره شد «حفظ حریم خانواده معمولی» کلیدیترین برگ برنده فیلمنامه «پایتخت» در پنج فصل گذشته بود. در فصل ششم اما غایبترین عنصر در داستان «خانواده» بود! متأسفانه فرمول «ادب از که آموختی از بیادبان» هم اینبار برای توجیه کارگر نخواهد افتاد چه اینکه در خانهای که «از در و دیوارش دروغ میریزد» (دیالوگی از بهتاش در سریال) و دیگر حتی نشانهای از سلامت رفتاری سابق استوانه اصلی این خانواده یعنی «هما» هم نیست، دیگر چه امیدی میتوان برای ختم به خیر شدن کجرویها داشت؟
هوشمندی تیم نویسندگان و ایدهپردازان «پایتخت» برای بهروز بودن البته امتیاز قابل ستایشی است که در طول تمام فصلهای قبلی این مجموعه هم تأثیر مستقیمی بر همراهی مخاطبان داشته است اما آیا استدلال «آینه جامعه بودن» استدلالی قابل قبول برای ترسیم این حجم از بداخلاقی و بیحرمتی در روابط خانوادهای است که یک دهه به دلیل «معمولی» بودن دوستشان داشتیم و حالا باید شاهد «غیرمعمولی» شدن همه آنها باشیم؟
مهمتر از مصادیق بیحرمتی در طراحی روابط شخصیتها در این فصل اما نکته مهمتر بیتوجهی کامل فیلمنامهنویس به شناسنامه و هویت تعریفشده برای این شخصیتها در فصلهای قبل است؛ واقعاً چگونه میتوان یک خط سیر منطقی برای این شخصیتها از نقطه پایانی فصل پنجم تا نقطه آغاز داستان در فصل ششم ترسیم کرد؟
حکایت پایتخت، جامعه و بحران اخلاقی….
گفتنیها درباره فهرست حسرتها نسبت به فصل ششم «پایتخت» بسیار بیش از اینها است و واقعیت این است که محسن تنابنده بهعنوان سرپرست نویسندگان و سیروس مقدم در مقام کارگردان، بهتر و کاملتر از هر ناظر بیرونی واقف به اتفاقی که در قالب فصل ششم «پایتخت» رقم خورد هستند.
اشاره کردیم که «پایتخت۶» با وجود افت محسوسی که تلاش کردیم مصادیقی از آن را در این گزارش مرور کنیم، همچنان موفقترین محصول نوروزی سیما بود و اگر چنین نبود شاید این میزان از وسواس و حساسیت نسبت به ساختار و محتوای آن هم منطقی نبود.
با این همه اما تجربه تولید و پخش «پایتخت۶» باردیگر اثبات کرد برندهای محبوب احتمالاً نیاز به محافظت و حساسیت بیشتری برای استمرار تولید و ماندگاری در حافظه مخاطبان دارند؛ چه اینکه احتمالاً دوستداشتنیترین لحظات فصل ششم برای طیف گستردهای از مخاطبان همان تیتراژ ابتدایی و مرور خاطرات فصلهای گذشته بود نه مواجهه با بلایی در طول هر قسمت بر سر کاراکترهای محبوبشان میآمد و بعید است بریدههای آن به کار ساخت تیتراژ برای فصلهای احتمالی بعدی هم بیاید!
در کنار همه این نکات اما اصلیترین استدلالی تیم تولید «پایتخت» و بهطور مشخص سیروس مقدم در مواجهه با انتقادات نسبت به بیاخلاقیها و بیحرمتیها در فصل ششم داشتند و احتمالاً دارد این بوده است؛ «این عین واقعیت جامعه امروز است.» به فرض قبول وجود این میزان از بیاخلاقی و سیاهی در جامعه امروز اما بد نیست خالقان «پایتخت» برای دقیقهای هم که شده به این سوال فکر کنند؛ سهم خالقان محبوبترین و پرمخاطبترین محصول نمایشی رسانه ملی در یک دهه گذشته که اتفاقاً در تأثیرپذیری و تأثیرگذاری متقابل آن با متن مردم کوچه و خیابان کمتر کسی تردید دارد، در رسیدن جامعه به شرایط فرهنگی امروز و این بحران اخلاقی چه بوده است؟
«کرونا» سریال «دوپینگ» را هم کوتاه کرد/ پایان تصویربرداری
به گزارش خبرنگار مهر، سریال «دوپینگ» به کارگردانی رضا مقصودی و تهیهکنندگی امیر پروین حسینی که این شبها از شبکه سه سیما پخش میشود قرار بود در ۳۰ قسمت روی آنتن برود.
با این حال تصویربرداری این سریال ۱۲ فروردینماه به پایان رسیده و با چند قسمت کمتر پرونده پخش آن بسته خواهد شد.
به نظر میرسد پایان زودهنگام تصویربرداری این سریال مثل بسیاری از پروژههای دیگر به دلیل شیوع ویروس کرونا بوده است.
سریال «دوپینگ» با بازی هادی حجازیفر، مینا جعفرزاده، شبنم مقدمی، نیما شعبان نژاد، محمد بحرانی، الناز حبیبی و علیرضا آرا به تولید رسید وهم اکنون در حال پخش است.
نیما شعباننژاد، الناز حبیبی، فرزین محدث و علیرضا آرا از جمله بازیگران صحنه پایانی کار بودند که در یکی از لوکیشنهای خیابانی تصویربرداری شد.
حسامالدین سراج و عباس بهادری در رادیو از «کرونا» گفتند
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی رادیو، حسام الدین سراج در برنامه «بهار نارنج» ضمن اعلام تبریک به ملت ایران اظهار امیدواری کرد که مشکل کرونا با یاری مردم و در خانه نشستن به زودی حل شود.
همچنین عباس بهادری خواننده آهنگ ها و سرودهای انقلابی، بیماری کرونا را امتحان الهی خواند و گفت: کرونا به همه ما تلنگر زد تا بیش از پیش به یاد پروردگارمان باشیم تا بار دیگر درهای خیر و رحمت و سلامتی به روی همه ما باز شود. بهادری در پایان، سالی سرشار از سلامتی، برکت و مهربانی با یکدیگر را برای هموطنان آرزو کرد.
«بهار نارنج» ویژه برنامه صبحگاهی رادیو نمایش است که به تهیه کنندگی آزاده شاهرخ مهر، هر روز ساعت ۹ تا ۱۰:۳۰ به صورت زنده از رادیو نمایش پخش می شود.
پنج چهره خبرساز «سیمای ۹۸»/ وقتی مواضع «رئیس» حاشیهساز میشود
خبرگزاری مهر – گروه هنر- عطیه مؤذن: آنچه که به طور روتین روی آنتن دیده میشود ویترین بسیاری از تصمیمات و تفکرات و عقاید افرادی است که گاه در مقابل دیدگان مخاطب و گاه در پشت صحنه ماجراها قرار دارند؛ چهرههایی که برخی شأن مهمترین نقش را در صحنه گردانی اتفاقات تلویزیونی داشتهاند و یا خودشان در محور شدیدترین حاشیهها و چالشها قرار گرفته اند.
امسال هم پنج چهره به عنوان پرحاشیه ترین، مهمترین یا شاخص ترین افرادی که در رسانه ملی نقش آفرینی کردهاند و یا بواسطه حضورشان در این مدیوم رسانهای خبرساز شدند انتخاب شدند تا مهمترین خبرهای پیرامونی آنها مورد بررسی قرار بگیرد.
در مرور کارنامه و اظهارات پنج چهرهای که در سال ۹۸ به فراخور اتفاقات و شرایط با خبرها و حاشیههای مختلف خبرساز شدند، با ما همراه باشید؛
عبدالعلی علیعسکری؛ موضعگیریهای حاشیهای آقای رئیس
سال ۹۸ سالی پرحاشیه و پرچالش برای رئیس صداوسیما محسوب میشود؛ چالشیتر از اولین سال ریاست وی بر صداوسیما و حاشیهایتر از سال پیشتر که دائم زمزمههای استعفا و برکناری وی از ریاست این سازمان کلان رسانهای شنیده میشد.
هر قدر ۹۸ سال تلخ و سختی برای مردم بود برای رئیس صداوسیما این سختیها میتوانست دو چندان شود چرا که این صداوسیما بود که به نوعی نقش رسانهای را باید نسبت به همه این اتفاقات از سیل ابتدای سال گرفته تا گرانی بنزین و شهادت سردار سلیمانی و حادثه سقوط مسافران هواپیما و سرآخر هم غول کرونا ایفا میکرد.
رسانهای که همزمان باید افکار عمومی را به سمت آرامش و سکون هدایت میکرد اما سکان کشتی در این تلاطمها بارها به سمت رضایت مسئولان چرخید و به دلیل اجرایی نشدن سیاستهای درست رسانهای نتوانست آرامش مخاطبانش را تضمین کند.
خود عبدالعلی علی عسکری البته مرد آرام این سازمان پرحاشیه است. آرام و بدون علاقه به هیاهوهای رسانهای. او طی سالهای اخیر کمتر حاضر به مصاحبه با رسانهها شده است و توجیهش هم این بوده که خودش رسانه دارد و اگر قرار باشد درباره مسألهای نقطه نظری را بیان کند از طریق رسانه گسترده و کلان صداوسیما این کار را انجام میدهد و با همین توجیه طی یک سال اخیر تقریباً هیچ مصاحبه مشروحی حتی در جمع خبرنگاران رسانهها هم نداشت؛ برخلاف همه مدیران و رؤسای نهادها و ارگانهای ملی و کلان کشوری که هفتهای یا ماهی یا چند ماهی یک بار نشست مطبوعاتی برگزار میکنند.
با این حال علی عسکری طی یک سال اخیر چندین بار به دلیل سخنانش حاشیهساز هم شد که بخش عمده آنها به شش ماهه دوم سال باز میگردد. شروع این حاشیهها با ماجرای بنزین بود. وقتی گرانی بنزین با موجی از اعتراضات همراه شد و این سوال برای بسیاری پیش آمد که چرا دولت ماجرا را زودتر با مردم در میان نگذاشته است؛ سوالی که بیشتر از رسانهها توسط خود صداوسیما مطرح شد و بعد چالش مهمتری از طرف دیگر رسانهها پیش آمد و آن این بود که اعلام شد رئیس صداوسیما که در زمان تصویب این طرح در جریان تصمیم شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا بوده و حتی موظف به زمینهسازی برای اجرای این طرح شده، چرا زمینه را برای اطلاع رسانی نسبت به این مساله فراهم نکرده است. این انتقادات باعث شد علی عسکری بعد از ناآرامیهای آبان و در آذرماه ۹۸ در پس توضیح برآید که اگر هم زودتر وارد زمینهسازی نشده به دلیل هماهنگی با دولت بوده است.
از دیگر موضعگیریهای رئیس رسانه ملی نیز میتوان به پایان سال ۹۸ و مشکلات تولید سریالها و برنامههای تلویزیونی همزمان با شیوع ویروس کرونا اشاره کرد که باعث شد چندین بار نامههایی از صنفهای مختلف سینمایی خطاب به رئیس صداوسیما نوشته شود و از او بخواهند پروژههای تلویزیونی را متوقف کند. این انتقادها البته فقط به سینماییها محدود نشد و به طور مثال علیرضا زالی فرمانده عملیات مدیریت بیماری کرونا در نامهای به رئیس سازمان صداوسیما و وزیر ارشاد نیز خواستار این مهم شد. پس از همه این نامهها علی عسکری طی مصاحبهای رویکرد سازمان را در قبال پروژهها مشخص کرد و گفت که «اتفاقا دشمن قصد دارد که تحرک و تولید در کشور و رسانه تعطیل شود» و بدون مصداق آوردن از سریالها یا برنامههای نوروزی همه پروژهها با این سخنان مجبور به ادامه کار شدند.
مهمترین دستور علی عسکری در این روزهای کرونایی البته پایان دادن به تبلیغ یک فروشگاه زنجیرهای در تلویزیون بود که همزمان با شیوع گسترده کرونا هر شب در برنامههایی رپورتاژی مردم را ترغیب به خرید و رفتن به این فروشگاهها میکردند و با انتقادهای مختلف رسانهها و کارشناسان فرهنگی، محمدحسین رنجبران خبر داد که برای کاهش این تبلیغات موافقت شده است.
در واپسین روزهای سال اما حاشیه دیگری هم رقم خورد که این بار تصویر رئیس صداوسیما به جای سخنان و واکنشهای او حاشیهساز شده بود. هفته نامه صداوسیما در روزهای پایانی سال ۹۸ در طرح جلدی که کار کرده بود تصویری گلادیاتورگونه از علی عسکری نقش زده بود. تصویری که برخی آن را به باد انتقاد گرفتند که با همه مشکلات و حاشیههای سازمان در یک سال گذشته چرا رئیس صداوسیما این چنین مورد تعریف و تمجید کارمندانش قرار گرفته است و برخی هم آن را به دلیل حاشیههایی که صداوسیما را در ۹۸ در رأس اتفاقات قرار داد و مشخصاً در موارد متعددی صداوسیما نتوانسته بود بهدرستی از پس مدیریت این حاشیهها بربیاید آن را تصویری کاریکاتوری از مبارزه علیه این اتفاقات دانستند.
این انتقادات زمانی بیشتر ضریب گرفت که بریده ویدئویی از اظهارات علی عسکری در ستاد مبارزه با کرونا در حضور رئیس جمهور منتشر شد؛ ویدئویی که در آن رئیس رسانه ملی مدعی شد «امروز ما در حال مدیریت جامعه هستیم» و واکنش رئیس جمهور به این ادعا تبدیل به یکی از مطالب پربازدید در فضای مجازی شد.
در همین ستاد هم بود که چند روز بعد ماجرای تبلیغات بازرگانی صداوسیما و قرارداد کلان این سازمان با یک شرکت تبلیغاتی از سوی رئیس رسانه ملی مطرح شد و اینبار هم موضعگیری آقای رئیس مقدمه سلسله انتقادات رسانهای به قدرت بیش از اندازه سکانداران تبلیغات بازرگانی در صداوسیما شد.
داوود میرباقری؛ کلید زدن «سلمان فارسی» بعد از ۲۰ سال
مهمترین تصویری که طی چند دهه اخیر از تاریخ اسلام و ساخت سریالهای مذهبی در اذهان مخاطب حک شده است مربوط به سریالهایی است که داوود میرباقری کارگردانی آنها را بر عهده داشته است. سریالهایی چون «امام علی (ع)» و «مختارنامه» که شاخصترین آثار در این تصویر ذهنی هستند و بارها گفته شده است که تا دههها بعد کسی نخواهد توانست چون آنها را بسازد. داوود میرباقری کارگردان مطرح و شناخته شدهای است که در تئاتر، سینما و تلویزیون و حتی شبکه نمایش خانگی به فعالیت پرداخته و در همه این عرصهها هم کارهای خاطره انگیز و موفقی را به تولید رسانده است.
«رعنا» و «گرگها» از اولین سریالهای خانوادگی اجتماعی میرباقری در تلویزیون هستند که در اواسط دهه ۶۰ از تلویزیون پخش شد و توانست نظرها را به خود جلب کند. «گرگها» را شاید خیلیها به خاطر داشته باشند از تیتراژ آن که تصویری از کوره آهنگری بود تا بازیهای خاطرهانگیز تئاتریهای بزرگ صحنه در سیما و حتی قصه حساس این سریال که با محکومیت یک آهنگر به اعدام آغاز میشود و درنهایت به شکل گیری یک نهضت میانجامید. «گرگها» اولین سریال میرباقری در تلویزیون بود و بعد از آن مسیر ساخت شاهکارهای سینمایی و تلویزیونی دیگری را برای میرباقری باز کرد.
مسیری که البته از سنگهای سخت تولید و مصائب و چالشهای مالی هم به دور نماند مصائبی که در سینما با توقیف فیلمی چون «آدم برفی» و در شبکه نمایش خانگی با متوقف شدن سریالی چون «ماه تیتی» همراه شد و در تلویزیون نیز سالها به نتیجه نرسیدن «سلمان فارسی» و انتظار میرباقری برای به انجام رساندن آنچه را که وصیت خود میخواند در برداشت.
داوود میرباقری ۲۰ سال صبر کرد تا سال ۹۸ بالاخره «سلمان فارسی» کلید خورد. سریالی که به زعم بسیاری میتواند به دلیل تجربه حرفهای میرباقری طی این سالها مهمترین و شاخص ترین اثر حرفهای وی باشد.
این سریال طی این ۲۰ سال بارها در دورههای مختلف مدیران صداوسیما به تصویب رسید و حتی تا پای پیش تولید رفت اما به دلیل سنگینی پروداکشن این پروژه تاریخی همت جدی و شاید جراتی برای حمایت جدی این سریال از طرف صداوسیما وجود نداشت. در دوره ریاست عبدالعلی علی عسکری نیز بارها مطرح شد که این پروژه به صورت جدی در فرایند تولید قرار گرفته است؛ وعدههایی که باعث شد میرباقری را که هیچ گاه اهل هیاهوها و حاشیهها و اظهار نظرهای رسانهای نبوده است به سخن و حتی گلایه وادارد.
روند پیش تولید این پروژه طی یکی دو سال اخیر با اختصاص دادن بخشهایی از شهرک غزالی برای طراحی و تولید لباس و لوکیشنها شدت یافت و با معرفی علیرضا شجاع نوری به عنوان بازیگر نقش سلمان فارسی در سال گذشته به شکل رسمی وارد فاز تولید شد. سپس در دی ماه سال ۹۸ خبرگزاری مهر خبر داد که این پروژه در کرمان کلید خورده است.
روند تولید این سریال در حال حاضر بهدلیل شیوع ویروس کرونا متوقف است و باید دید این شرایط چقدر در زمانبندی تولید و به سرانجام رسیدن پروژه تأثیرگذار خواهد بود.
رضا رشیدپور؛ اجرای شبانه پس از یک سال غیبت
از زمانی که برنامه «حالا خورشید» با اجرای رضا رشیدپور در شبکه سه سیما به پایان رسید بارها شایعات مختلفی درباره دلایل نبود وی روی آنتن مطرح شد و حتی هر بار هر خبری از بازگشتش به آنتن او را به مجری خبرساز تلویزیون تبدیل میکرد. خبرهایی که البته هر بار به شکلی بازگشت رشیدپور به آنتن را وعده میداد و از تولید دوباره «حالا خورشید» صبحگاهی تا راه اندازی برنامه جدیدی با اسم «حالا مهتاب» را در بازه زمانی شبانگاهی شامل میشد.
با این حال هیچ یک از این برنامهها در سال ۹۸ روی آنتن نرفت و همچنان ایدهها و حاشیههای مختلفی در غیبت رشیدپور مطرح میشد. در همین فاصله زمانی فعالیت او برای تولید یک فیلم سینمایی و همچنین ظاهر جدید او بعد از چند ماه نبودن روی آنتن که گفته میشد به دلیل گریم سینمایی است از دیگر خبرهایی بود که درباره او مطرح شد.
رشیدپور بالاخره همزمان با شب یلدا با یک ویژه برنامه به آنتن بازگشت ویژه برنامهای که البته باز هم او را از حواشی کنار نگذاشت و مطرح شدن میزان دستمزد او برای دو شب اجرای این برنامه بیشتر او را به مجری خبرساز سیما تبدیل کرد.
با این حال بعد از این ویژهبرنامه نیز شایعات درباره نحوه حضور رشیدپور مجری باسابقه رسانه ملی هنوز مطرح بود. مجریای که تا قبل از «حالا خورشید» حدود هفت سال از این رسانه دور بود و به دلیل چالشها و حاشیههای گفتگوهایش در تلویزیون، او را برنتابیدند.
زمزمهها بالاخره رسمیت یافت و رشیدپور با یک برنامه ثابت شبانگاهی به آنتن بازگشت؛ برنامه «اتفاق» که تجربه متفاوتی با اجراهای او در مدل برنامههای صبحگاهی و یا برنامههای اجتماعی و چالشی چون «شب شیشهای»، «مثلث شیشهای» و «دید در شب» است. این برنامه که بیشتر فضایی علمی دارد به تهیهکنندگی محمدرضا رضائیان ساخته شده است و با مدلی از برنامههای «تِد» پیش میرود. از این برنامه تاکنون دو قسمت پخش شده است و قرار است در سال ۹۹ پخش آن ادامه یابد.
هرچند باید دید این تجربه جدید چه آوردهای برای رضا رشیدپور خواهد داشت؛ مجری ای که برگ برنده و موفقیت او همیشه در شکل دادن گفتگوها و برنامههای چالشی بوده است و توانمندی خود را در این راه اثبات کرده است که در مقابل هر فرد سازمانی و یا حقیقی میتواند چنین گفتگوهایی را با هدف مورد نظر خود پیش ببرد.
با این حال حضور او در چند ویژه برنامه اخیر در یلدا و شب تحویل سال اگرچه قرار نیست با چالش به معنای معمول خود پیش رود، با این حال گفتگوهای شاخصی را هم با هنرمندان و مسئولان حاضر در برنامه ترتیب نداد.
رامبد جوان؛ انصراف از «خندوانه» نوروزی
رامبد جوان طی سالهای اخیر بیش از بازیگری و کارگردانی در سینما و تلویزیون با برند «خندوانه» دیده شده است و حضورش در این برنامه بیش از هر پروژه دیگری مورد توجه قرار گرفت. برندی که توسط خود او راه اندازی شد و ادامه تولید و پخش آن در شبکه نسیم حتی در سالهای اولیه شکل گیری، آن را به شبکه اصلی مخاطبان تبدیل کرد.
رامبد جوان با ساخت چند فصل از «خندوانه» فراز و فرودهای مختلفی را در این برنامه تجربه کرد و گاهی در مرکز حاشیهها برای قسمتهای مختلفی از استندآپ کمدیها و یا اتفاقات مختلف قرار گرفت. با این حال او برندی را به تثبیت رساند که باعث شد مخاطب با پایان هر فصل از این برنامه منتظر فصل جدید آن باشد و شروع «خندوانه» در مناسبتهای نوروزی همیشه یکی از اتفاقات مورد انتظار مخاطب بوده است.
با این حال نوروز امسال «خندوانه» و اعلام انصراف ناگهانی رامبد جوان از رسانه ملی یکی از حاشیههای مهم بود که با راهاندازی برنامه اینترنتی «خونه بازی» در صفحه اینستاگرام این چهره تلویزیونی صورت جدیتری هم در فضای رسانهای پیدا کرد.
جوان سال گذشته را با حاشیههای مختلفی بهخصوص با محوریت تولد فرزندش در کانادا پشتسر گذاشت و عدهای بر مبنای همین حاشیهها مطرح کردند که شاید دیگر نتواند در تلویزیون برنامهسازی کند. تلویزیون اما چندین بار به این شایعات پاسخ داد و ساخت سری جدید «خندوانه» را به زمانهایی بعد از محرم و صفر، اسفند و نوروز ۹۹ موکول کرد. وعدههایی که هیچ گاه از طرف خود رامبد به طور رسمی تایید نشد.
همزمان با اوج گرفتن شیوع ویروس کرونا اولین و تنها مجری و برنامهساز تلویزیونی که خیلی جدی از تولید پروژه جدید خود کنار کشید رامبد جوان بود که با صراحت از ساخت «خندوانه» انصراف داد.
انصراف او از تولید «خندوانه» البته با انتقادهایی هم مواجه شد و برخی او را نکوهش کردند که مردم در این زمان به «خندوانه»، خندیدن و حال خوب نیاز دارند. با این حال او تلاشش برای حال خوب مردم را از طریق فضای مجازی و اینستاگرام پیش برد و با جدیت بیشتری اعلام کرد که تولید برنامه در چنین زمانی نمیخواهد حتی یک نفر در گروه ۱۵۰ نفره او دچار ویروس کرونا شود.
رامبد در روزهای اخیر و در یک گفتگوی رادیویی ضمن انتقاد صریح از برخی مدیران سازمان، تأکید کرده است با تلویزیون قهر نخواهد کرد و حتماً در اولین فرصت بعد از عبور از بحران «کرونا» با «خندوانه» به آنتن باز خواهد گشت.
مسعود احمدیافزادی؛ چالش آوردن کلاس درس به خانهها
مسعود احمدی افزادی مدیریت شبکه هفت سیما را بر عهده دارد شبکهای که طی این سالها به عنوان شبکه آموزش مطرح بوده است و شاید در میان شبکههای سیما کمتر مورد رجوع و هدف مخاطب قرار گرفته است.
احمدی افزادی در طول این سالها مدیریت شبکههای مختلف رادیویی و تلویزیونی و همچین مدیریت برخی مراکز استانی صداوسیما را بر عهده داشته است و در چند سال اخیر نیز به عنوان مدیر شبکه آموزش به فعالیت پرداخته است.
احمدی افزادی طی این سالها مدیریت کارگروههای مختلف را هم در رسانه ملی بر عهده گرفت اما غیر از مدیریت شبکهای، مهمترین ماموریت وی به سال ۹۷ و دبیری جشنواره جام جم تلویزیون برمیگردد؛ جشنوارهای که بعد از چند دوره سال ۹۶ و ۹۷ برگزار شد و سال گذشته به دلیل انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزاری آن متوقف ماند.
جشنواره تلویزیونی جام جم مهمترین جشنواره تلویزیونی است که طی چند دوره برگزاری، در رشتههای مختلف بازیگری، اجرا، نویسندگی، کارگردانی، برنامهسازی و… برگزیدههایی را معرفی کرده است. سال ۹۷ این جشنواره با دبیری احمدی افزادی برگزار شد و یکی از حاشیههای مهم آن تخلف در آرای مردم این جشنواره بود که هیچگاه فرد متخلف معرفی نشد! نکته مهم این جشنواره هم این بود که مجریان برگزیده آن در جشنواره هیچ یک سال بعد یا اجرا نداشتند و یا در برنامهای که به خاطر آن تجلیل شدند دیده نشدند همچون عادل فردوسیپور، محمدرضا گلزار، رضا رشیدپور که طی یک سال گذشته برنامه ثابتی در تلویزیون نداشتند و همچنین احسان علیخانی که با «ماه عسل» تجلیل شد اما این برنامه هم پرونده اش بسته شد.
احمدی افزادی سال ۹۸ اما با اتفاقی که در شبکه آموزش رقم زد توانست این شبکه را به شبکهای مرجع برای دانش آموزان تبدیل کند. این شبکه در هماهنگی با وزارت آموزش و پرورش و نهادهای دیگر با شروع شیوع ویروس کرونا در کشور و تعطیلی مدارس به آموزش مطالب درسی دانش آموزان اقدام کرد و بدون در نظر گرفتن کم و کیف ماجرا در اجرایی کردن این ایده توانست برای اتفاقی مهم همت کند.
در این اقدام عناوین درسی مقاطع مختلف آموزشی در بازههای زمانی مختلف از طریق تلویزیون آموزش داده میشود و اگرچه در کشورهای مختلف یا حتی در کشور ما در این روزها همه به سمت آموزشهای مجازی و آنلاین رفتهاند با این حال به دلیل فراهم نبودن بستر درست اینترنت شاید آموزش تلویزیونی بهترین راه برای آماده سازی و ترغیب ذهنی دانش آموز نسبت به دروس باشد.
پیکر قدرتالله صالحی فردا خاکسپاری میشود/ درگذشت به دلیل سرطان
ولیالله صالحی فرزند قدرتالله صالحی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به درگذشت پدرش عنوان کرد: پدرم یک سال درگیر سرطان روده بود، همچنین بیماری قلبی هم داشت و شب گذشته درگذشت.
وی ادامه داد: قدرتالله صالحی شب گذشته ۱۳ فروردین به دلیل سرطان روده در بیمارستان بازرگانان دار فانی را وداع گفت.
صالحی با اشاره به خاکسپاری پدرش نیز اظهار کرد: به احتمال زیاد فردا جمعه ۱۵ فروردین ماه پدرم در امامزاده عبدالله در گرگان به خاک سپرده شود و طبیعتاً با توجه به شرایط کشور، مراسمی هم نخواهیم داشت.
قدرتالله صالحی در فیلم و سریالهای متعددی به ایفای نقش پرداخته است که از جمله آنها میتوان به بازی در سریالهای «خانهای در تاریکی» سعید سلطانی و «ولایت عشق» مهدی فخیمزاده بخشی از کارنامه تلویزیونی او است.
از فیلمهای سینمایی این بازیگر میتوان به فیلم «علی و غول جنگل» به کارگردانی مسعود رسام و بیژن بیرنگ، «سراب» حمید تمجیدی و «دیوانهای از قفس پرید» به کارگردانی احمدرضا معتمدی اشاره کرد.