لزوم توجه به ردهبندی سنی در ویاودیها/نظارت تربیتی راجدی بگیریم
عبدالرضا سپنجی استاد دانشگاه و متخصص حوزه رسانه در گفتگو با خبرنگار مهر درباره ساز و کار فعالیت «وی او دی» ها که این روزها به دلیل تعطیلی مراکز فرهنگی و هنری حجم استفاده آنها توسط مخاطبان افزایش یافته است، بیان کرد: هر محتوایی که در فضای سایری پخش میشود باید از چارچوبهای لازم برخوردار باشد و محصولات ارائه شده در سامانههای آنلاین و ویاودیها هم از این جمله هستند.
وی ادامه داد: البته یک اصل، نسبت به محتوایی که در اینترنت عرضه میشود، وجود دارد که مبنای اینترنت در همه کشورها بر عدم تمرکز بوده است بنابراین نباید وارد فیلترینگ یا محدودیت شد اما به معنای عدم نظارت و فقدان چارچوبها نیست.
توجه به ردهبندی سنی در ویاودیها
این استاد علوم ارتباطات در واکنش به اعمال نشدن برخی از چارچوبها برای مخاطبان سامانههای آنلاین و سایتهای ویدئویی در ایران اظهار کرد: یکی از این مباحث که باید مورد توجه قرار گیرد ردهبندی سنی است. اینکه محتوای عرضه شده با توجه به سن افراد در نظر گرفته شود و یا محصولات و محتوا به گونهای باشد که مخاطب آن از لحاظ روحی و روانی آمادگی تماشای آن را داشته باشد؛ این خیلی اهمیت دارد چون محتوای مورد نظر روی مخاطبی که آن را میبیند اثرگذار است.
وی با اشاره به لزوم توجه نهادهای مسئول در این باره تصریح کرد: وزارت ارشاد وقتی مجوزی صادر میکند یا شورای عالی فضای مجازی وقتی در حوزهای مسئول است باید نظارت و ساز و کار لازم را نسبت به آن مورد توجه قرار دهند.
سامانههای آنلاین محدود نشود اما سامان یابد
سپنجی با اشاره به اهمیت استفاده از رسانههای آنلاین و مدیومهایی غیر از شبکههای تلویزیونی عنوان کرد: در فضای امروز اینترنت و سامانههای آنلاین باید توسع بیشتری پیدا کنند و دسترسی به آنها نباید محدود شود چراکه کاربری آنها در این دوران بیش از پیش مورد استفاده مخاطب قرار گرفته است. به طور مثال کنسرتهای آنلاین که در ایام نوروز و در این روزهای کرونایی برگزار شد اتفاق خوبی بود اما همین رویدادها هم به صورت جسته و گریخته برگزار میشود و خوب است که به شکل منسجمتری سامان یابد.
وی اضافه کرد: صداوسیما بیشتر از سی یا چهل شبکه دارد اما مخاطب گاهی باز هم نمیتواند محتوا و محصول مورد نظرش را پیدا کند اما این سامانهها فضایی را پدید آوردهاند که مورد توجه مخاطب است بنابراین باید به صورت نظاممندی روی آنها نظارت باشد.
خلأ نظارتهای روانشناختی و تربیتی بر ویاودیها
این استاد دانشگاه بخشی از نظارت در این حوزه را با بحثهای روانشناختی مرتبط دانست و عنوان کرد: یکی از حوزههایی که باید در ساز و کار تدوین و تنظیم این سامانهها مورد توجه قرار گیرد بحثهای روانشناختی و تربیتی است. محتوایی که در این سامانهها قرار میگیرد در آن واحد در دسترس مخاطبانی از سراسر دنیا قرار میگیرد؛ به گونهای که فرزندان ما که در کشور ایران زندگی میکنند همان لحظه به محتوایی دسترسی دارند که فردی در نیویورک دسترسی دارد. گاهی این موارد مشکل ساز شده است هم برای کودکی که بدون آگاهی موبایل پدر و مادرش را استفاده کرده و محتوایی که مناسب سن او نبوده را دیده است و هم برای ما به عنوان پدر و مادر این فرزندان مشکل ساز شده است.
وی تصریح کرد: من همیشه به فیلتریتگ نقد داشتهام اما در عین حال معتقدم باید بدانیم که چه تدابیری بیندیشیم که فرزندان در فضای مجازی گرفتار نشوند.
سپنجی در پایان گفت: باید توجه داشت که مساله این نیست که محتوا را محدود کنیم چون اینترنت و محتوای اینترنتی را نمیتوان محدود کرد و در نهایت برای فرزندان ما قابل دسترسی است، اما باید بتوانیم نسبت به این محتوا آگاهی لازم را ایجاد کنیم.
بغض داور سابق فوتبال در برنامه زنده شکست/ به نیازمندان کمک کنیم
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه رادیویی ایران، علی خسروی داور سابق فوتبال ایران در گفتگوی رادیویی برنامه «همدلی» اظهار کرد: من اگر کاری هم کرده ام در مسیر همدلی و به دلیل و واسطه مردم است و شرمنده شان هستم. وظیفه ما این است که در بدترین شرایط حتی اگر خودمان هم در فشار هستیم در بهار همدلی، همدلی را از همزبانی بیشتر در نظر بگیریم.
وی افزود: من خیلی ناراحت هستم برای همه مردم ایران و جهان ولی از طرف دیگر هم از این ویروس کووید ۱۹ خوشحال هستم چون ایام خوبی برای ما رقم زد. فکر می کنم مهربانی تکانی خورد. خیلی همه چیز بد شده بود؛ نوع بیزینس و رفتار و ترافیک و حتی خرید یک نان، رفتن به سینما و جشنواره خیلی عجیب و غریب شده بود. حتی در فیلم های مان دائما جنگ و دعوا می دیدیم. مسایلی که بلد نبودیم را داشتیم یاد می گرفتیم اما یادمان رفته بود همدلی و مهربانی را تبلیغ کنیم.
خسروی تاکید کرد: یادمان رفته بود که همین الان کارخانه هایی هستند که کار نمی کنند و کارگران شان سرپرست خانوار هستند. خانمی را می شناسم که سرپرست خانوار است و حقوق ندارد که امیدوارم بتوانیم این افراد را شناسایی کنیم. شکی نیست که وظیفه دولت و حاکمیت است که کمک کنند اما وظیفه ای هم برعهده مردم است. الان که در اکثر شهرها در شهرداری ها نهادهایی به نام شورایاری تشکیل شده است باید دید آیا این نهادها افراد مستمند محل را معرفی کردند یا فقط به دنبال این بودند که عکس افراد ورزشکار و معروف را به در و دیوار بزنند. آیا متوجه شدند که آن کارمند یا کارگر و دستفروش و مغازه داری که شاید پول ندارد چه کسی است. آیا معتمدین محل که به آنها پول داده می شود جدولی از افراد بی بضاعت دارند.
این دارو سابق فوتبال ایران ادامه داد: آیا من در مجتمع ۵۰ واحدی خودم می دانم کدام همسایه من محتاج است؟ من کودکی خودم را در محله جوادیه گذراندم و یادم می آید برادرم می خواست در سال ۴۷ ازدواج کند و همسایه ها ۷ خانه را در اختیار ما گذاشته بودند. یک خانه آشپزی می کردند، یک خانه میوه و شیرینی بود در خانه دیگری، مهمان آمده بود. آیا الان می دانیم همسایه کناری ما چه وضعیتی دارد. این را چه کسی باید به ما بگوید. این را مسئولان باید بگویند؟ نه، خودمان و دل مان باید بگوید. این را خودمان باید بخواهیم. باید ببینیم کسی که به عنوان سرایدار ساختمان است در چه وضعیتی قرار دارد. برویم و با سوپرمارکت محله مان و با مغازه های اطراف محل زندگی مان صحبت کنیم و ببینیم کسی را می شناسد که دستش تنگ باشد. با صد و دویست هزار تومان هم خیلی کارها می شود، کرد.
وی عنوان کرد: ورزشکاری که به مسابقات می رود و از مردم می خواهد برای قهرمانی اش دعا کنند الان به فکر مردم است. می دانم که همه فوتبالیست ها میلیارد و ثروتمند نیستند اما همین فوتبالیست هایی که به پشتوانه مردم به اینجا رسیدند و بازیکن ملی شدند آیا به در و همسایه و اقوام خود رسیدگی کردند.
خسروی بیان کرد: من بغض در گلویم است. خانمی کارش این است که به خانه های مردم برود و کار کند. دلم گرفت وقتی گفت که در شرکتی کار می کند که کارش سنگبری است و از شانزدهم فروردین به او گفتند که برو. من ۲۰ درصد آنچه داشتم را به او دادم. به همین روزهای قشنگ خدا را شاهد می گیرم که مردم یکدیگر را دوست دارند و به هم اهمیت می دهند. این روزها همین دست دادن معمولی هم از ما دریغ شده است. همین مردم آرزو دارند یکدیگر را در آغوش بگیرند و دست بدهند. باور کنید اگر کسی کاری کند، خدا ده برابر به او پاداش می دهد.
این داور سابق فوتبال ایران در پایان گفت: زمان هایی بوده که در اوج نداشتن افرادی از من کمک خواستند و من نه نگفتم. من در این مملکت زندگی می کنم در حالی که موقعیت رفتن از ایران را داشتم و نرفتم. اعتقاد داشتم که مردم ما بزرگ هستند و دل بزرگی دارند. کسانی که حرف من را می شنوند و می خوانند به تمام مقدسات قسمشان می دهم، به کسانی که نیازمند هستند کمک کنند.
سلبریتیها دیگر بهتنهایی «مجری» نمیشوند/برندها را تقویت میکنیم
سلبریتیها دیگر بهتنهایی «مجری» نمیشوند/برندها را تقویت میکنیم
سعید اشناب مدیر شبکه پنج سیما در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به حضور سلبریتیها در برنامههای این شبکه به عنوان مجری و رویکرد این شبکه حوزه استفاده از چهرهها در سال جاری بیان کرد: از این پس رویکرد ما این است که اگر چهره یا سلبریتیای قرار بود در شبکه به اجرا بپردازد، حضور ایشان در کنار مجریان تلویزیون باشد. به این ترتیب هیچ سلبریتیای از این پس به تنهایی برنامهها را اجرا نخواهد کرد.
وی در توضیح نمونههای اجرای این رویکرد توضیح داد: در ویژهبرنامه تحویل سال شبکه هم محمد علیزاده در کنار هیراد حاتمی (از مجریان شبکه پنج) این برنامه را اجرا کرد. اکنون مسابقه «پنج ستاره» تنها برنامهای است که یک بازیگر به تنهایی آن را اجرا میکند که آن هم پیش از این روی آنتن بوده است.
اشناب در ادامه با اشاره به رویکرد شبکه در معرفی قهرمانان مردمی هم اظهار کرد: یکی از برنامههای جدی ما در شبکه، معرفی قهرمانان مردمی است که پیش از این هم در سال گذشته و در اسفندماه این طرح را برگزار کردیم. مردم این قهرمانان را دوست دارند و بازخورد خوبی هم در اجرای این طرح داشتیم.
معرفی قهرمانان مردمی و تفاوت با «فرمول یک»
مدیر شبکه پنج در پاسخ به اینکه این طرح چه تفاوتهایی با طرح «معرفی چهرههای مردمی» در برنامه «فرمول یک» از شبکه یک دارد، گفت: در برنامه «نوروز در راه است» افراد به تفکیک سازمانها و نهادهای خدماتی استان تهران در معرض آگاهی و انتخاب مردم قرار میگیرند. درحالی که طرح «معرفی چهرههای مردمی» در شبکه یک، شخص محور است و سراغ اشخاص ویژه در سراسر کشور میرود. حرفهمحور و صنفی بودن وجه تمایز طرح ماست و قرار است این طرح را به صورت یک جشنواره سالانه ادامه دهیم.
وی اضافه کرد: ما میخواستیم این حس بخشی از جامعه را که فکر میکنند کسی در کشور به درستی کار نمیکند، تصحیح کنیم. باور اشتباهی که رسانههای وابسته به عربستان و غرب در صدد ایجاد آن هستند. به طور نمونه از سازمانی مثل آتشنشانی که تلاش کیفی و زحمت زیادی متحمل میشوند خواستیم کارکنان نمونه سازمان را معرفی کنند و بعد با ساخت مستند و پخش آن، به رأی مردم گذاشتیم.
اشناب تصریح کرد: اتفاق دیگری که اواخر سال گذشته شروع کردیم توجه به وجوه فرهنگی هنری شهرستانهای استان تهران بود که در برنامه «اینجا تهرانه» شهرستانهای استان تهران را یک به یک معرفی میکنیم. این برنامه فضایی استیج گونه با حضور مردم در یکی از سالنهای بزرگ شهرستان دارد تا با شخصیتهای فرهنگی شهرشان بیشتر آشنا شوند. این برنامه که دارای رویکردی مفرح است در دو شهرستان غرب استان تولید شد و انشاءالله با پایان کرونا تولید و پخش آن ادامه پیدا خواهد کرد.
مدیر شبکه پنج همچنین به رویکرد دیگر شبکه اشاره و اظهار کرد: موضوع سومی که در زمستان ایده اولیه آن شکل گرفت بحث هوای تهران است که معمولاً با آلودگی هوا در اواخر آذرماه و زمستان شروع و اواخر زمستان پایان یافته و تا پاییز سال بعد به فراموشی سپرده میشود. ما در شبکه پروژهای را تعریف کردهایم با نام «هوای تهران» که در آن قرار است موضوع آلودگی هوا را رها نکنیم و ضمن فرهنگسازی، مستمرا از دستگاههایی که مسئولیت دارند پیگیری و مطالبه کنیم.
اولین سریال تولیدی شبکه پنج در رمضان ۹۹
اشناب همچنین با اشاره به ساخت سریال «پدر پسری» برای ماه رمضان گفت: اولین سریال تولیدی شبکه بعد از حدود دو سال مجموعه «پدر پسری» است که امیدواریم با قصه خوب شخصیتهایی شیرین مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.
مدیر شبکه پنج در پایان درباره تولید برنامههای جدید در شبکه نیز گفت: ترجیح ما این است که برندهای موجود را تقویت کنیم چرا که تعدد عنوان در فضای شبکه کار اغلب به هدر دادن منابع و سردرگمی مخاطب میانجامد.
به گزارش خبرگزاری مهر، با توجه به بیستم فروردین سالروز شهادت سید مرتضی آوینی، ویژه برنامه «میراث مرتضی» با محوریت برنامه روایت فتح از شبکه افق پخش می شود.
این برنامه در سه قسمت و طی روزهای ۲۱ تا ۲۳ فروردین روی آنتن می رود.
در این برنامه کارشناسان مختلفی همچون بهروز افخمی کارگردان سینما و تلویزیون، مهدی همایون فرد و مرتضی شعبانی حضور خواهند داشت.
«میراث مرتضی» ساعت ۲۲ از شبکه افق پخش می شود و تکرار آن هم ساعت ۱۰ روز بعد روی آنتن خواهد رفت.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی رادیو، در برنامه امروز «بهار نارنج» رادیو نمایش درباره نیمه شعبان و خواسته های مردم از امام زمان «عج» به صورت پیامکی و تلفنی با مخاطبان گفتگو شد.
علاقه مندانی که موفق به شنیدن این برنامه نشده اند می توانند با مراجعه با سایت http://radionamayesh.ir/ و قسمت جدول پخش ، این برنامه را دانلود کرده و بشنوند.
«بهار نارنج » ویژه برنامه صبحگاهی رادیو نمایش است که به تهیه کنندگی آزاده شاهرخ مهر ،ساعت ۹ تا ۱۰:۳۰ به صورت زنده از رادیو نمایش پخش می شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، احسان علیخانی تهیه کننده و کارگردان برنامه تلویزیونی «عصر جدید» به همراه آریا عظیمی نژاد آهنگساز و یکی از داوران این برنامه استعدادیابی، در یک همکاری متفاوت ویدئو کلیپ «جانِ جهان» را تولید و منتشر کردند.
ویدئوکلیپ «جانِ جهان» با متن و صدای احسان علیخانی، موسیقی آریا عظیمی نژاد و آواز حمیدرضا ترکاشوند به مناسبت نیمه شعبان در روزهای کرونایی دنیا منتشر شده است.
رادیو تهران با فرزند شهید صیاد شیرازی گفتگو می کند
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه رادیویی تهران، روز پنجشنبه بیست و یکم فروردین ماه سال ۱۳۷۸ سپهبد شهید علی صیاد شیرازی در پی ترور منافقین کوردل در مقابل دیدگان فرزندنش به شهادت رسید.
به همین مناسبت شبکه رادیویی تهران ضمن اینکه به صورت ویژه در برنامه «به امید دیدار» که در این روز روی آنتن خواهد رفت مروری بر زندگینامه، رشادتها و عملکرد این فرمانده شهید در دوران دفاع مقدس و پس از آن خواهد داشت، به صورت اختصاصی در برنامه «تهران میدان شهداء» با مهدی صیاد شیرازی فرزند ارشد سپهبد شهید هم گفتگو می کند.
مخاطبان در این ویژه برنامه که در بیست و یکمین سالروز شهادت سپهبد شهید علی صیاد شیرازی پخش می شود، بیشتر با روحیه، اخلاق و منش وی آشنا خواهند شد، ارادت ایشان به حضرت قائم (عج) و اتفاقات روز شهادت و محبوبیتی که این شهید والامقام نزد مردم داشتند قسمت هایی از این برنامه است که پنجشنبه ۲۱ فروردین ساعت ۱۴ و تکرار آن جمعه ۲۲ فرودین ساعت ۱۹ تقدیم حضور مخاطبان می شود.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: پرونده فصل ششم مجموعه تلویزیونی «پایتخت» به کارگردانی سیروس مقدم، همچنان مفتوح است. سریالی بهشدت دیدهشده، با هوادارانی پروپاقرص و جدی که به سختی میتوان چشم بر نقاط ضعف نسخه «۱۵ قسمتی» پخش شده از آن در شبهای نوروز ۹۹ بست؛ نقاط ضعفی که گویی سیروس مقدم هم با پیش کشیدن مسئله ناتمام ماندن روایت این فصل و پاسخ به بخش عمدهای از ابهامات در چهار قسمت پایانی که بعدها ساخته میشود، تلویحاً بر وجود آنها در نسخه ۱۵ قسمتی فعلی، صحه گذاشت.
درباره محتوا و ساختار فصل ششم «پایتخت» پیش از این درباره بلایی که بر سر این برند محبوب در نوروز ۹۹ آمد از «سمفونی حسرتها» نوشتیم اما فارغ از متن و حواشی سریال، درباره رویکرد سازمان صداوسیما به این محصول پرمخاطب و البته حاشیهساز خود هم ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد.
در این نوشته مروری انتقادی بر اهم سیاستها و واکنشهای کلان سازمان صداوسیما در مواجهه با حواشی این سریال خواهیم داشت.
یک؛ انکار «ضعف» با «گزارش مردمی»
از اولین سیاستهای بارها تجربه شده در سازمان صداوسیما در مواجهه با انتقادات نسبت به یک سریال و یا برنامه مهم تلویزیونی، بهرهگیری از کلیشه «گزارش مردمی» است. کلیشهای که اصرار بر استمرار استفاده از آن عجیب به نظر میرسد!
از همان قسمتهای ابتدایی «پایتخت۶» بهدلیل اهمیت این مجموعه، بخشی از نقاط ضعف آن در قیاس با فصلهای قبلی خیلی زود زیر ذرهبین رسانهها قرار گرفت و جلوتر از رسانههای رسمی هم این فضای مجازی بود که فرصت انعکاس بیواسطه دیدگاههای طیفی از مخاطبان فراهم آورد. اتفاقی که با توجه به دامنه وسیع مخاطبان سریال چندان هم دور از انتظار نبود. در چنین شرایطی که موافقان و مخالفان به طرح نقطه نظرات خود درباره سریال مشغول بودند، ناگهان گویی که روابط عمومی رسانه ملی از اتفاقی احساس خطر کرده باشد، پخش گزینششده پیامهای مردمی در سامانه ۱۶۲ پیش از آغاز پخش سریال و تهیه گزارشهای مردمی در کوچه و خیابان با هدف اثبات «خوب بودن پایتخت» کلید خورد!
همزمان با این واکنش عجیب، مدیرکل روابط عمومی صداوسیما هم تلاش کرد از طریق صفحه شخصی خود در «توئیتر» درباره آمار رضایت ۹۰ درصدی مخاطبان سیما از «پایتخت» اطلاعرسانی کند.
فارغ از اینکه این تلاش سازمانی برای اطلاعرسانی درباره «نظر مخاطبان» محدود به همین یک سریال بود و شانس این را نداشتیم که در جریان نظرات مردمی درباره دیگر تولیدات پرتعداد تلویزیون در ایام نوروز قرار بگیریم، بلافاصله پس از پخش قسمت پایانی «پایتخت۶» و اوجگیری انتقادات، شرایط درباره همین سریال هم تغییر کرد و باردیگر سیاست سکوت در دستور کار قرار گرفت!
دو؛ یک نامه مهم بدون تأیید رسمی!
«لازم است بررسی شود که این اقدام (پخش سکانس پایانی قسمت ۱۵) حاصل اشتباه، بیتوجهی و وادادگی است یا نتیجه عملیات مرموز و فتنهانگیز ستون پنجم فرهنگی دشمن.» این جمله بخشی از نامه منتسب به رئیس رسانه ملی خطاب به معاون سیما در واکنش به انتقادات به پایانبندی «پایتخت۶» است. نامهای که خبرگزاری فارس به نقل از «منبع آگاه» بخشهایی از آن را منتشر کرد تا حواشی «برگبرنده نوروزی سیما» وارد فاز تازهای شود.
اینکه پیش کشیدن کلیدواژههایی همچون «عملیات مرموز» و یا «ستون پنجم فرهنگی دشمن» به بهانه بررسی دلایل پخش سکانس که در یک فرآیند تعریف شده با عبور از هفتخان نظارتی سازمان صداوسیما به آنتن رسیده است، چقدر میتواند منطقی باشد به کنار، نکته جالبتر اینکه این «نامه مهم» با گذشت دو روز از انتشار در فضای رسانهای هنوز بهصورت رسمی از سوی مسئولان رسانه ملی تأیید و یا تکذیب نشده است!
البته که «عدم تکذیب» در مواردی با این سطح از اهمیت خود بهترین نشانه از صحت خبر منتشرشده است اما پس از قبول صحت محتوای نامه، سوال جدیتر این است که بهواسطه کدام ملاحظهای روابط عمومی سازمان صداوسیما این نامه مهم رئیس سازمان را بهصورت رسمی منتشر نکرده است؟
این سبک از اطلاعرسانی کجدار و مریز درباره موضع رئیس سازمان را آیا نمیتوان به حساب تلاش برای کاهش بار انتقادات آن هم بدون پذیرش هزینههای احتمالی قلمداد کرد؟
سه؛ سکوت تا مرز تغییر کنداکتور؟
موضعگیری منتشرشده به نقل از رئیس رسانه ملی همانطور که انتظار میرفت، سطح حواشی «پایتخت۶» را فراتر از متن سریال برد و دوقطبیهای عجیب و غریب برسر کلیدواژههایی همچون «سانسور» و یا «نفوذ» در فضای رسانهای شکل گرفت.
در واکنش به این دوقطبی اما باردیگر شاهد اقدامی عجیب از سوی مدیران تلویزیون بودیم؛ سریالی که بازپخش مکرر آن بیش از نیمی از کنداکتور نوروزی شبکههای سیما را به خود اختصاص داده بود، به ناگهان گویی تبدیل به اثری ممنوعه شد که حذف بدون اطلاعرسانی «پشت صحنه» آن از کنداکتور شبکه یک، به شایعهپردازیها درباره آن ضریب داد.
در همین فضا بود که حتی شایعه احتمال لغو تولید قسمتهای باقیمانده از فصل ششم هم در فضای مجازی پخش شد و در قبال تمام این حرف و حدیثها تنها سیاست رسمی سازمان صداوسیما در حوزه اطلاعرسانی «سکوت» بود!
چهار؛ «شوالیه» وارد میشود!
شب گذشته و با پخش برنامه «شب صحبت» با حضور سیروس مقدم و مهدی فرجی، بالاخره شاهد شکستن «سکوت» رسانه ملی در قبال حواشی «پایتخت۶» بودیم. برنامهای که البته مهمترین وجه آن نه آنگونه که اطلاعرسانی شده بود «نقد و بررسی سریال» که اتفاقاً فرصت بهوجود آمده برای عوامل «پایتخت» و مدیریت رسانه ملی برای «پاسخ به نقدها» بود.
سیروس مقدم در مقام صاحب اثر و تا جایی که توانست به ابهامات درباره این مجموعه پاسخ داد و تلویحاً هم بخش عمدهای از نقدها را ناشی از «ناتمام ماندن روایت» در فصل ششم دانست و وعده داد که با ساخت و پخش چهار قسمت پایانی، واکنشها نسبت به سریال تغییر خواهد کرد. ادعایی که هنوز قضاوت درباره آن زود است.
فارغ از موضعگیریها و اظهارات عوامل سریال در برنامه «شب صحبت» اما جای خالی منتقدان جدی سریال و ساختار مبتنیبر «مدح»، فرصت طلایی تلویزیون برای فتح باب گفتگو میان عوامل یک سریال با منتقدانش را هدر دادمهدی فرجی مشاور پروژه «پایتخت» و از مدیران سابق شبکه یک سیما هم نمایندگی تام و تمام «مدیریت رسانه ملی» را در این برنامه برعهده گرفت و تلاش کرد با ادبیات مسئولان سازمان از دستاوردهای «پایتخت۶» و توجه آن به سیاستهای کلانی همچون ضدیت با اسرائیل و نقد دوران پهلوی بگوید.
فارغ از موضعگیریها و اظهارات عوامل سریال در برنامه «شب صحبت» اما جای خالی منتقدان جدی سریال و ساختار مبتنیبر «مدح»، فرصت طلایی تلویزیون برای فتح باب گفتگو میان عوامل یک سریال با منتقدانش را هدر داد.
شاهبیت این «مدح ساختاری» هم انتخاب محمود گبرلو برای اجرای این نشست بود. مجری محافظهکار و جواب پس دادهای که بهرغم سابقه رسانهای پیشتر نشان داده بود توانایی مدیریت یک گفتگوی صریح و مبتنیبر شفافیت و چالش را در قاب تلویزیون ندارد. تلاش گبرلو برای دفاع تام و تمام از «تلویزیون» و نه حتی «سریال» آنقدر غیرحرفهای و نچسب بود که حتی خرده تلاشهای منتقدان مدعو برنامه برای ورود به گفتگوی صریحتر با عوامل سریال را هم خنثی میکرد!
این تکاپو برای «گل و بلبل نمایی» تا جایی پیش رفت که پس از توضیحات مبسوط سیروس مقدم درباره دلایل ارجاع سکانس پایانی به یک فیلم سینمایی قبل از انقلاب و تأیید ضمنی این مسئله، مجری نشست تلاش میکرد با عباراتی مانند «به عنوان منتقد سینمایی چنین برداشتی نداشتم» و یا «حتما قصد شما این ارجاع نبوده است» بحث را به بیراهه بکشاند!
جالب اینکه در حالی روی آنتن شبکه یک شاهد موضعگیری مدافعانه گبرلو درباره نقش بدخواهان در اشاره به شباهت سکانس پایانی سریال به فیلمهای پیش از انقلاب و تلاش برای کتمان آن بودیم که پیشتر و در نامه منسوب به رئیس رسانه ملی این شباهت تأیید و بر لزوم بررسی ابعاد آن تأکید شده بود!
در آخرین روزهای سال بود که انتشار تصویر رئیس رسانه ملی بر روی جلد نشریه داخلی سازمان با لباس شوالیه، خبرساز شد و شاهد واکنشهای بسیاری در فضای مجازی نسبت به آن بودیم؛ شب گذشته اما گویی این محمود گبرلو بود که نیت کرده بود در قامت شوالیه، روی آنتن ظاهر شده تا یادآور شود «نقد با تخریب متفاوت است»، «نقدها به پایتخت غالباً کار تخریبگران بوده است»، «نظر مردم با نظر منتقدان فاصله زیادی دارد» و خلاصه اینکه «تلویزیون خیلی مردمی و خوب است»!
پرونده همه حواشی و واکنشها نسبت به مجموعه «پایتخت۶» بالاخره بسته خواهد شد اما به نظر میرسد سیاستهای کلان صداوسیما و بهخصوص زیر مجموعه روابط عمومی آن در حوزه اطلاعرسانی و مواجهه با انتقادات و حاشیهها نیاز به بازنگری جدی دارد.
پخش ویژه برنامه اینستاگرامی رادیو نمایش هر شب ساعت ۲۳
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی رادیو، قرار است از این پس هر شب ساعت ۲۳ یک ویژه برنامه برای مخاطبان در اینستاگرام رادیو نمایش پخش شود.
نخستین برنامه نیز کتاب گویای «آب هرگز نمی میرد،» است که خاطرات سردار شهید میرزا محمد سلگی، فرمانده گردان ۱۵۲ حضرت ابالفضل لشکر ۳۲ انصارالحسین خواهد بود که از امشب ۱۹ فروردین پخش می شود.
علاقه مندان برای دنبال کردن صفحه اینستاگرام رادیو نمایش می توانند به آدرس radionamayesh۱۰۷۵@ مراجعه کنند.
روایت سیروس مقدم از سکانس جنجالی«پایتخت۶»/ادای دین نبود شوخی بود!
به گزارش خبرنگار مهر، برنامه «شب صحبت» با موضوع نقد و بررسی سریال «پایتخت ۶» شب گذشته ۱۸ فروردین ماه با حضور محمود گبرلو به عنوان مجری، سیروس مقدم کارگردان و مهدی فرجی مشاور «پایتخت ۶» و همچنین کیوان امجدیان و پژمان کریمی منتقد و کارشناس سینما و تلویزیون روی آنتن شبکه یک رفت.
سیروس مقدم در ابتدای این نشست درباره قسمتهای پایانی این سریال که نتوانستند آنها را ضبط کنند، بیان کرد: در این قصه بهتاش به تهران میآید و داستان فضای ورزشی دارد. همچنین قصه ارسطو ادامه پیدا میکند و حتی نقی و هما هم به دلایلی به تهران میآیند. با این حال به دلیل کرونا مسابقات فوتبال تعطیل و اعلام شد تجمعات هم ممنوع شده است. در اولین روزی که شرایط عادی برقرار شود تیم پایتخت قسمتهای پایانی را ضبط و نتیجهگیری را تقدیم مردم میکند.
پایان «پایتخت ۶» با چهار قسمت تولید میشود
وی درباره تعداد قسمتهای باقی مانده این فصل که قرار است ساخته شود، گفت: دو قسمت پایانی در ۸۰ دقیقه داریم که در چهار قسمت پخش میشود.
مقدم همچنین در پاسخ به نقدها درباره مشکلات خانوادگی که در این فصل هویدا بود، گفت: ما در فصل ششم از قهرمانپروری، قصه گنبد و گلدسته و دیگر قصههای اکشن که بیشتر بیرونی بود به فضای خانواده رسیدیم. اساس را بر التهابات درونی خانواده گذاشتیم برعکس فصلهای قبلی که بر مبنای حادثه و اکشن بود و مثلاً خانوادهای نامهها را به رئیس جمهور میرساند و یا به داعش برخورد میکند در این فصل همه اتفاقات درون خانواده است.
وی اضافه کرد: درواقع خانوادگیترین فصل «پایتخت» همین فصل ششم بود. حادثه بیرونی در آن اتفاق نمیافتد و هر چه هست درون آن است اما در عین حال این خانواده ربات نیست و متناسب با رشد جامعه رشد میکند و متأثر است.
پنهانکاری، دروغ و ریاکاری در «پایتخت ۶»
پژمان کریمی در ادامه درباره نقاط ضعف فصل ششم «پایتخت» گفت: ما در فصلهای قبل با خانوادهای مواجه بودیم که مطلوب بود. اشتباه میکردند حتی دروغ میگفتند اما درصدد جبران برمیآمدند. به طور مثال در «پایتخت ۵» شاهد یک سبک زندگی اسلامی و ایرانی بودیم. اما در «پایتخت ۶» اینگونه نیست. خانواده راحت دروغ میگوید. دخترها پنهانکاری میکند. مادر خانواده پنهانکاری میکند. پدر خانواده وقتی به حج میرود خصیصههایی مثل ریاکاری در او پررنگتر میشود و در کل نشانههایی که تا فصل پنج میبینم دیگر دیده نمیشود.
در ادامه مهدی فرجی مشاور سریال در پاسخ به این انتقادات توضیح داد: نویسنده و کارگردان خانوادهای را تعریف میکند که ممکن است تا مرز جنگ با هم پیش بروند تا قدر هم را بدانند و از بحرانها بیرون بیایند. اگر بچهای دروغ نگوید و پنهان کاری نکند چطور چالش وارد داستان شود؟
کیوان امجدیان نیز درباره هویت خانواده در سریال «پایتخت» بیان کرد: «پایتخت» به برند تبدیل شده است چون خانوادهای را در آن دیدهایم که شبیه خودمان است. اعضایش اشتباه میکنند اما ذاتشان بد نیست. اگر قرار بود از اعضای این خانواده تصویر ایده آل و بدون اشتباه ببینیم، غیرقابل دسترس میشد و آرامآرام از آن فاصله میگرفتیم.
همین انتقادها در «پایتخت ۵» هم مطرح بود
مقدم نیز با اشاره به انتقادهایی که در ابتدای فصل پنج سریال مطرح بود، اضافه کرد: در «پایتخت ۵» تا قسمتهای مرتبط با درگیری داعش انتقادهای بسیاری به خانواده معمولی و روابطشان وارد بود. بهتاش خالکوبی داشت، سیگار میکشید و… اما آنجا هم تا خانواده با بحران مواجه نشد، به جواب نرسیدیم.
اگر «پایتخت ۵» هم سه قسمت آخر را نداشت، همین ذهنیت پیش میآمد که قصه ندارد. «پایتخت ۶» یک روایت کاملاً کلاسیک قصه گویی دارد. این کارگردان در ادامه با تاکید بر اینکه «پایتخت ۶» قصه دارد، توضیح داد: اگر «پایتخت ۵» هم سه قسمت آخر را نداشت، همین ذهنیت پیش میآمد که قصه ندارد. «پایتخت ۶» یک روایت کاملاً کلاسیک قصه گویی دارد. «هشت نفرت انگیز» هم همین ساختار را دارد یعنی آدمهایی که هیچ جوره امکان ندارد به هم وصل شوند و حتی زمانی که به نظر میرسد همه موانع برداشته شده است اتفاقی نظم موجود را بهم میزند. برای چنین مواردی باید برای آدمها خلق و خوهایی را تعریف کنیم.
امجدیان نیز با اشاره به یک نکته اظهار کرد: جای خالی خشایار الوند در این فصل مشهود بود. قصه سریال قصه بدی نبود قصه کنش و واکنشهای مجموعهای از افراد بود ولی در برخی بخشها گویی سهلانگاری شده بود که شاید به دلیل کرونا بود. بهتاش فریبا در جایی گربهای میآورد و میگوید میخواهد با گربه زندگی کند اما قبل و بعدش را نمیبینم و مشخص نیست اساساً اشاره به چنین بخشی در داستان چه لزومی داشته است. در این فصل موقعیتهای از این دست را زیاد میبینم.
مقدم نیز درباره نقش الوند تصریح کرد: نقش و تأثیر الوند در «پایتخت» مشخص است او واقعاً یک پایه اصلی کار بود اما نطفه و فکر اصلی سریال در همه فصلها متعلق به محسن تنابنده بوده است. تفاوت در این است که خشایار الوند بعد از ۱۰ سال کاملاً به لحن و جغرافیای شخصیتها مسلط بود و او کاملاً مدیوم تلویزیون را میشناخت. میتوان گفت پایتخت ۶ تنها فصلی است که همه شخصیتها، قصه و خرده قصه دارند.
وی عنوان کرد: اگر یک سکانس از فیلمنامه «پایتخت ۶» را بتوانید جا به جا کنید جایزه دارید آنقدر قصهها درست است که امکان جابهجایی سکانس نیست.
مقدم با اشاره به خرده قصه هما و گویندگی او در تلویزیون توضیح داد: میدانید چرا هما سعادت کار گویندگی را در این فصل دارد؟ چون علیخانی از طریق شغل این خانم بهبود را به ماه عسل دعوت میکند و این قرار بود در ادامه داستان دیده شود.
دردسرهای یک سکانس جنجالی
کارگردان «پایتخت ۶» در بخش دیگر این برنامه در جواب به نقدهای مطرح شده نسبت به سکانس پایانی قسمت پانزدهم سریال و شباهت آن با فیلمهای مبتذل قبل از انقلاب، عنوان کرد: در این موضوع زاویه و دریچهای که باز میکنیم باید شوخی و خنده باشد. اگر از دریچه شوخی نگاه کنیم سوءتفاهم هم پیش نمیآید. بارها این مسائل اتفاق افتاده است مثلاً در فصل اول و در برخی سکانسها از تم جیمز باند استفاده کرده بودیم و این به معنای این نبود که میخواهیم ادای دین کنیم به جیمز باند!
در «پایتخت ۵» همکه با حمایت سازمان اوج و در ترکیه ساخته شد تم موسیقی ابراهیم تاتلیس را پخش کردیم و باز هم به معنای طرفداری او نبود وی افزود: یا در فصل دوم که بحث گنبد و گلدسته در داستان محور بود در بخشهایی از موسیقی از تم یک خواننده قبل انقلابی استفاده کردیم و این بدین معنا نیست که پایتخت هوادار آن فضاست. در «پایتخت ۳» ما برای سکانسهای کشتی نقی و تمریناتش از برخی سکانسهای فیلمهای راکی استفاده کردیم و این به این معنا نیست که طرفدار سیلوراستالونه هستیم! در «پایتخت ۵» هم که با حمایت سازمان اوج و در ترکیه ساخته شد تم موسیقی ابراهیم تاتلیس را پخش کردیم و باز هم به معنای طرفداری از او نبود. همه اینها را باید از زاویه شوخی ببینیم.
مقدم اضافه کرد: در کمدی همانگونه که با سیاست شوخی میشود با فرهنگ قدیم و دیگر موارد هم شوخی میشود.
فرجی نیز در ادامه مثالهای مقدم افزود: در همین پایتخت به زندان درآمدن ارسطو با تم فیلم قیصر شوخی میشود.
مخالفت سازمان با پخش سکانس پایانی
این مدیر سابق صداوسیما درباره سکانسهای پایانی سریال بیان کرد: واقعیت این است که سازمان با پخش این سکانس موافق نبود / آقای مقدم سکانسی شاد گرفته بود و کار قرار بود تلخ نباشد چون بهبود را با آمبولانس بردند و طبیعتاً این سکانس کار را تلخ میکرد.
مقدم نیز در توضیح این سکانس گفت: آنچه در این سکانس شاهدیم غیرقانونی نیست چون زن و شوهری عقد کردهاند با موتور میروند به ماه عسل و این در داستان هم اعلام شده است. غیرشرعی هم نیست و حتی یک کیف بین شأن قرار دادیم که مشکلی نباشد. حتی کار غیر عرف هم انجام نمیدهند. خطوط قرمز ما هم همواره قانون، شرع و عرف است و این سکانس خلاف هیچ یک از این سه معیار نیست.
مقدم: ما فکر میکردیم قرار است برای سریالی که این قدر طرفدار دارد از طرف سازمان تقدیر میشویم و نمیدانستیم قرار است توبیخ شویم؛ واقعاً همه بچهها شوکه شدند! فرجی درباره اینکه برخی این سکانس را ادای دین به فیلم قبل انقلابی دانستهاند اظهار کرد: اینکه گفته شده ادای دین شده اینگونه نیست چون آن اثر، فیلم مبتذلی است که جزو ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینمای ما هم نیست. ما آنها را فیلمفارسی خطاب میکنیم. این سکانس یک شوخی بود که اتفاق افتاده است. همانطور که گفته شد سازمان و پخش هم مخالف بود ولی برای اینکه تلخ تمام نشود این گونه به پایان رسید.
کریمی اما با تأکید بر اینکه این شوخی به درستی شکل نگرفته بود، عنوان کرد: پیش از این در برنامه «خنده بازار» هم بخشی بود که با فیلمهای قبل انقلاب شوخی میشد اما کسی به آن اعتراض نکرد چون به درستی اتفاق افتاد. اینجا اما این شوخی شکل نگرفته بود.
سیروس مقدم در واکنش به حجم واکنشهای انتقادی نسبت به این سکانس با اشاره تلویحی به موضع منتشرشده به نقل از رئیس سازمان صداوسیما در رسانهها بیان کرد: ما فکر میکردیم قرار است برای سریالی که این قدر طرفدار دارد از طرف سازمان تقدیر میشویم و نمیدانستیم قرار است توبیخ شویم؛ واقعاً همه بچهها شوکه شدند!
وی با اشاره به نظرات مخالف عنوان کرد: خیلی نظرات درباره این سکانس از طرف فعالان ضدانقلاب و برخی دوستانی که میدانند این کار با چه سختیهایی ساخته شده، یکی و منطبق شده است و این برای شخص من عجیب است.
ادای دین ما به نکات دیگر بود
فرجی در ادامه با اشاره به برخی سکانسهای سریال گفت: سریالی که پخش شد ادای دین دارد به یکی از سیاستهای مهم کشور که به رسمیت نشناختن رژیم اشغالگر قدس است و یا در همین فصل، سکانس فلاش بکی داریم به دوران قبل از انقلاب شکنجه گاهی که در آن مردم شکنجه میشدند و یا مردی را داریم که ادای دین میکند به پدرش تا حج او را به جا آورد و حیف است که با لکهای روی آنها این وجوه را نبینیم.
مقدم در ادامه در پاسخ به دیگر نقدها با بیان اینکه هر اثر هنری میتواند اشکال داشته باشد و نقص داشته باشد، تصریح کرد: تلویزیون نمیتواند یک سلیقه خاص را به نمایش بگذارد مردم اگر سلایق مختلف را نبینند تلویزیون را کنار میگذارند.
فرجی نیز در پایان قسمت اول از این برنامه نقد و بررسی عنوان کرد: اینکه ۸۰ درصد از مردم یک سریال را تماشا کنند یک عدد رویایی است مردم ده سال این سریال را همراهی میکنند و این از سلامت سریال نشان دارد.