به گزارش خبرگزاری مهر، مهدی قربانپور درباره ساخت فیلم مستند «من، زمین، کوید» با موضوع بیماری کرونا در جزیره کیش اظهار کرد: در روزهای پایانی اسفند و همزمان با شروع بحران کرونا در ایران تصمیم گرفتم این مستند را در فضایی کاملا شخصی بسازم. ایده این مستند از زمانی شکل گرفت که در روزهای ابتدایی بحران کرونا باید در قرنطینه میبودم اما واقعیت این که موضوع کرونا فارغ از اینکه یک موضوع سلامت محور است، یک برهه فرهنگی و تاریخی نیز هست و نمیشود به سادگی از کنار آن گذشت.
وی افزود: به نظرم مستندسازی هم یک حرفه خدماتی و انسانی است و علیرغم همه خطرهایی که ممکن بود با آن روبرو شوم، تصمیم گرفتم تا ساخت این فیلم را شروع کنم.
قربانپور یادآور شد: موضوع این فیلم درباره چالش خودم به عنوان یک مستندساز با موضوع کروناست و اینکه در این برهه باید در قرنطینه بمانم و یا به عنوان یک مستندساز از قرنطینه عبور کنم؟
وی افزود: من مدتی است برای ساخت مجموعه مستندی تصمیم گرفتم در کیش زندگی کنم و با توجه به ورود کرونا به ایران و تعطیلی پروژهها تصمیم گرفتم تا این موضوع رو دنبال کنم. بیماری کوید ۱۹ علیرغم حفاظت بسیار خوبی که از این منطقه شده، به جزیره کیش هم وارد شده و متاسفانه منجر به فوت چند گردشگر شده است.
این مستندساز در پایان گفت: این فیلم یک مستند تک نفره است و در یک فضای کاملا شخصی ساخته شده و تصویربرداری آن در بیمارستان جزیره کیش ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در واکنش به نام هنرمندان ایرانی به هنرمندان جهان توئیتی را منتشر کرد. در متن توئیت سید عباس صالحی آمده است:
«نامه جمعی از هنرمندان ایرانی به هنرمندان جهان، پژواک گستردهای در غرب داشته و دارد.
در بخشی از نامه میخوانیم:
مردم ایران امروز با دو بحران مواجهاند. بحران مشترکی به نام کرونا که میشناسید و بحران تحریم که کاش هرگز نشناسید.
هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت میمانند.»
در متن این نامه که به امضای هنرمندان شاخصی از رشتههای مختلف هنری رسیده و امضاهای آن ادامه دارد، آمده است:
«همه ما از هر ملت و مملکتی که باشیم، دارای تابعیت سرزمینی بی مرز و آرمانی بنام «هنر» در جهانی بنام «فرهنگ» نیز هستیم؛ و هیچ قدرتی نمیتواند ما را از داشتن این تابعیت منع کند.
در این سرزمین مشترک رویایی، چه آسیایی یا اروپایی باشیم و چه آمریکایی یا افریقایی، از ژن فهمِ فرهنگی، استعداد تاثیرگذاری بر افکار مردم و توان تحلیل و تغییر شرایط برخورداریم.
همه ما، با آثارمان ایمان و کفر، عشق و نفرت، صلح و جنگ، دانش و جهل، نیکی و پلیدی و نجات و رستگاری را – با ذائقه و شاخصههای فرهنگی خود- روایت و مجسم کردهایم؛ و جامعهای بزرگتر از کشوری که در آن زندگی میکنیم، به مدد آثار یکدیگر شناخته و شناساندهایم؛ هرچه قدرتها و سیاستها، بهخاطر عداوتهایشان، بین ما فاصله انداخته و ممنوعیت ایجاد کردهاند، ما در انتقال و بیان پیامهای مشترک و انسانی به کل جهان، مصممتر، جسورتر، تواناتر و تاثیرگذارتر شدهایم.
اکنون، همه ما- در هر موقعیت جغرافیایی و سیاسی که هستیم- با دشمن مهلک و مشترکی مواجه شدهایم که مهم نیست از کجا آمده، اما مهم است که دارد آزاد و با شتاب، به همه جا میرود؛ و ما در برابر این دشمن ذرهبینی، همه به یک اندازه آسیبپذیر شدهایم و نجات هریک از ما، جز با نجات دیگری امکانپذیر نیست.
«کرونا» تنها یک ویروس نیست، یک سؤال ساده و تاریخی است که در حال دریافت پاسخهای پیچیده از ملتها و دولتهای جهان است.
آیا پاسخ ملت ایران به این پرسش تاریخی – در شرایطی که راه تنفساش در چنگ یک تحریم جهانی بسته شده- میتواند شبیه به پاسخ ملتهای دیگر باشد؟
آیا این یک توقع منطقی نیست که پاسخ هنرمندان آزاده جهان به پرسش «کرونا» نیز -در شرایطی که این خطر تا پشت در خانههایشان آمده- پاسخی متفاوت و تاثیرگذارتر از پاسخ سیاستمداران و قدرتمندان باشد؟
این بحران، با تلفات کم و زیاد میگذرد، اما قصههای مشترک و متفاوتش میماند. قصه پرستاران خستهای که برای تقویت روحیه بیماران و همکارانشان در فضای آلوده بیمارستانها رقصیدند و نگرانی خود از کمبود تجهیزات و دارو را پشت این نشاط پنهان کردند، میماند؛ قصه پزشکانی که هفتهها به خانه نرفته و بدون ماسک و دستکش و گان، لابلای بیمارانی گشتند که برخی از آنها در راهروهای بیمارستان و روی زمین بستری شده بودند هم میماند؛
اینها همه در حافظه تاریخی جهان میماند و دیر یا زود روایت خواهد شد؛ توسط شما یا ما.
کاش آنقدر دیر نشود که هنرمندان متعهد و تاثیرگذار بر افکار عمومی جهان و قدرتمندان، پیش از آنکه قصه ظلمی را که بر مردم ایران در این بحران میرود، به گوش قدرتمندان و سیاستمداران برسانند، نفس خودشان از ابتلا به این بلا، به شماره افتاده باشد.
مردم ایران امروز با ۲ بحران مواجهاند؛ بحران مشترکی بهنام “کرونا” که شما میشناسید؛ و بحران «تحریم» که کاش هرگز نشناسید.
برای ما هنرمندان ایرانی، اکنون مهم است که بدانیم شما- هنرمندان جهان- درمورد وضعیت بیماران کرونایی، کودکان و سالخوردگان در آستانه ابتلا و کمبودهای خسارتبار جامعه پزشکی ایران در این بحران، چه فکر میکنید، چه میگویید و چه میکنید.»
همچنین پیرو انعکاس گسترده «نامه هنرمندان ایرانی به هنرمندان جهان» در ایتالیا توسط خبرگزاری ملی این کشور (ANSA) و همچنین چاپ آن در روزنامههای مهمی چون «کورریره دلاسرا»، «موندو» و «هافینگتون پست»، انجمن ملی سینماگران ایتالیا (ANAC) به همراه مقالاتی درباره این حرکت هنرمندان ایرانی، پتیشنی جهت حمایت از این نامه راه اندازی کرده که درحال جمع آوری امضا از مردم ایتالیا و سراسر جهان است.
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانهها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغتشان دیدن فیلم-تئاترهای مختلف پیشنهاد میشود که در همین راستا تماشای فیلم-تئاتر «هملت» به کارگردانی رضا گوران میتواند گزینه جذابی باشد.
نمایش «هملت» اقتباس و در واقع بازخوانی از نمایشنامه «هملت» ویلیام شکسپیر است که محمد چرمشیر با زاویه دیدی متفاوت و نمایش کنش مندی زنان اثر همچون اوفلیا، این قصه مشهور و محبوب را به تصویر کشیده است. این نمایش با وجود تکرار یأس و مرگ در فضای جادویی اجرا، یک عاشقانه غمانگیز است؛ عاشقانهای غمانگیز که در پرسههای کابوس وار افلیا روایت میشود.
«هملت» رضا گوران با خواب شاهزاده دانمارکی و سپس با خودکشی افلیای عاشق شروع میشود. در همین ابتدا هملت شخصیتی است که تحت تاثیر حادثه ای (خوابش) نشان داده میشود و شخصیت دیگر افلیاست که کنشی قدرتمند را باعث میشود.
صابر ابر، ستاره پسیانی، بهناز جعفری، داریوش موفق، شیرین فرشباف و آتیلا پسیانی در این اثر نمایشی به ایفای نقش پرداخته اند که سال ۹۱ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت.
فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتابها، فروشگاههای فروش فیلمهای شبکه نمایش خانگی و بعضی کتابفروشیهای معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقهمندان میتوانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دیهای مختلف این محصولات را با هزینه مناسبتری تماشا کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشهای» عنوان بستهای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلمهای تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آنها برای تماشا در خانهها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.
پیشنهاد ما برای نوبت چهارم، فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی است، فیلمی که از اولین شکست خوردگان اکران ۹۸ به لحاظ فروش محسوب بود. علت این اتفاق را هم بعد از خود فیلم، میشود اشتباه محاسباتی صاحبانش درباره زمان اکرانش دانست.
سازندگان «غلامرضا تختی» بدون توجه به رقیبان این فیلم در اکران عمومی، گمان میکردند با نمایش در بازه نوروز میتوانند اکرانی موفق را برای آن رقم بزنند اما این رقابت تنگاتنگ در نهایت چیزی جز از میدان به در شدنش نداشت. هرچند سازندگان «غلامرضا تختی» در همان زمان اعلام کردند که این میزان کم استقبال از این فیلم به دلیل تغییر ذائقه مخاطب است که در نهایت منجر به نابودی آن شد اما نمیشود از این حقیقت چشم پوشی کرد که اگر «غلامرضا تختی» در بازه دیگری هم به نمایش درمیآمد تنها کمی بیشتر از آنچه که در نوروز عایدش شد، به دست میآورد.
علت این ماجرا را اتفاقاً باید در درون فیلم جستجو کرد. اینکه ذائقه مخاطب تغییر کرده و خود سینماگران هم یکی از مسببان اصلی این اتفاق هستند، نکته درستی است اما ۲ فیلم اخیر بهرام توکلی یعنی «تنگه ابوقریب» و «غلامرضا تختی» نشان داده که هرچند حرکتی تازه در نوع ساخت در سینمای ایران هستند اما تماشاگران پسشان میزنند چون گویا بهرام توکلی اساساً اعتقادی به قصهگویی در نگارش فیلمنامه ندارد!
«غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟
نکتههایی که شاید جالب باشد بدانید
شخصیت پهلوان غلامرضا تختی را به واسطه سجایای اخلاقی و فتوتش همه میشناسند، قهرمانی که پرچم ایران را در مسابقات جهانی کشتی به اهتزاز در میآورد. او نه تنها در زمین کشتی که در میان مردمش هم جایگاهی والا داشت. بنابراین پرداختن به زندگی چنین شخصی کار آسانی نیست به ویژه اینکه اساساً در سینمای ایران به اندازه انگشتان دست هم بیوگرافی چهرهها تصویر نشده است.
در کنار این موضوع آنچه کار ساخت زندگی نامه غلامرضا تختی را دو چندان سخت میکند نحوه درگذشت این ورزشکار است. فرضیات زیادی درباره نحوه فوت غلامرضا تختی وجود دارد که توکلی یکی از آنها یعنی خودکشی را به تصویر کشیده است، هرچند یکی از برگ برندههای فیلم عدم تمرکز بر روی نحوه درگذشت این پهلوان ملی است. چون ارایه هر نوع تصویری از این ماجرا میتوانست حواشی و چالشهای فیلم را دوچندان کند اما «زندگی غلامرضا تختی» به خودی خود آنقدر نکات بحث برانگیز دارد که نحوه درگذشتش محور فیلم نباشد.
فیلم از زمان کودکی غلامرضا تختی شروع میشود، نوجوانی و جوانیاش را نشان میدهد، دلدادگیاش را به تصویر میکشد، میانسالی پرماجرایش را انعکاس میدهد و در نهایت گریزی به درگذشتش میزند. توکلی در همه این دورهها هم از بازیگرانی شبیه به او استفاده کرده، انرژیای که برای یافتن این نابازیگران گذاشته قابل ستایش است، به طوری که این میزان شباهت حتی شما را در بهت فرو میبرد اما آنها فقط شبیه هستند و دریغ از یک نکته درخشان در بازیگری!
کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی
فیلم در اکران عمومی فروشی نزدیک به ۲ میلیارد تومان را تجربه کرد، این میزان از فروش برای فیلمی که هزینه ساختش چندبرابر آن بوده، یک شکست مطلق در گیشه بود.
توکلی نمیپذیرد فیلمهایش در فیلمنامه مشکلی اساسی دارند، تصور میکند با کارگردانی و تکنیک میشود این قسمت را پوشاند، گویا معتقد است مخاطب امروزی نیازی به قصه گویی ندارد اما فیلمهایش دقیقاً از همین نقطه ضربه میخورند.
از سوی دیگر در «غلامرضا تختی» آنقدر به این شخصیت تقدس میدهد که کارهای او بیش از اینکه جوانمردانه به نظر بیایند، نشان از تزلزل او در تصمیمگیریها دارد. مردی که افراد زیادی برای کمک خواهی به او مراجعه میکنند، خودش در تنگدستی است، خانوادهاش از هم پاشیده اما در چنین شرایطی هم ترجیح میدهد با گرفتن قرض از این و آن یاری رسان مردم باشد. ارایه چنین تصویری نه تنها تختی را یک فرد مردمدار نشان نمیدهد بلکه کارهای او را به لحاظ عقلانی و منطقی زیر سوال میبرد، از او شخصیتی ضعیف میسازد که نمیتواند در برهههای مختلف تصمیمگیری درستی داشته باشد.
«غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟
همانطور که پیشتر گفتیم گویا توکلی به قصه گویی اعتقاد ندارد که همین قصه کمرنگ عمده مشکل «غلامرضا تختی» را سبب شده است، روایتی تخت از التهابات زندگی او، فیلم توکلی را برای مخاطب کشدار میکند و باعث میشود این قهرمان را در لانگ شات ببینیم از رهگذر همین امر است که او به اتفاقات و شخصیتهای مهم غلامرضا تختی نزدیک نمیشود، قسمتهایی که اتفاقاً مخاطب دوست دارد بیشتر از آنها سر دربیاورد. در این سکانسها گویا یک سری تصاویر مبهم از یک قهرمان ملی میبینیم که اگر خودمان پیش زمینهای از او در ذهن نداشته باشیم، تصویری مخدوش از او در یادمان میماند.
آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟
نمیشود درباره فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» صحبت کرد و حرف از شگفتیهای آن نزد، فیلمی که طراحیای دقیق در صحنهها دارد، فضاسازیهایش آنقدر تحت تاثیرتان قرار میدهد که در جاهایی شاید تشخیص اینکه تصاویر استفاده شده آرشیوی یا بازسازی شده است، برایتان مشکل باشد.
در سینمای ما که فقری در ژانر دارد و اساساً کارگردانان رغبتی برای به تصویر کشیدن زندگی شخصیتهای موثر معاصر نشان نمیدهند، ساخت «غلامرضا تختی» یک جسارت است، جسارتی که کارگردانش احتمالاً پیشبینی میکرده نقدهایی به آن وارد شود اما پایش ایستاده است.
انیمیشن «مثل یک پروانه روی قلب» مهمان خانهها میشود
انیمیشن «مثل یک پروانه روی قلب» مهمان خانهها میشود
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، هر روز صبح یکی از تولیدات امور سینمایی یا تئاترهای کانون در پرتال اینترنتی این مجموعه منتشر میشود. به همین منظور انیمیشن ۱۳ دقیقهای «مثل یک پروانه روی قلب» به کارگردانی مریم خلیلزاده در روز چهارشنبه ۶ فروردین از ساعت ۹ صبح به نمایش در میآید.
این انیمیشن، داستان مردی است که با سازِ جادوییِ خود میتواند هزار و یک دختر را به پروانه تبدیل کند و با بالهای جادوییِ پروانهها پرواز کند، اما عاشق هزار و یکمین دختر میشود … .
این اثر که تولید سال ۱۳۹۵ امور سینمایی کانون است تاکنون در چندین جشنواره از جمله جشنواره پویانمایی تهران، فیلم کوتاه تهران، کلکته هند، مونترال کانادا، فیلم و موسیقی چجان کرهجنوبی و فیلمهای ایرانی کلن نمایش داده شده و جوایزی نیز کسب کرده است.
«مثل یک پروانه روی قلب» در چندین بازار ملی و بینالمللی فیلم نیز حضور داشته است.
پخش این اثر از ساعت ۹ صبح روز چهارشنبه ۶ فروردین به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir بهصورت رایگان قابل دسترسی است.
در جریان برنامه پخش اینترنتی فیلمها و تئاترهای کانون، پیش از این فیلمهای «کلانتری غیرانتفاعی» به کارگردانی زندهیاد یداله صمدی، «خمره»، «هامون و دریا» و «بچههای نفت» به کارگردانی ابراهیم فروزش، «ساز دهنی» به کارگردانی امیر نادری، «قله دنیا» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد، «سبز کوچک» به کارگردانی غلامرضا رمضانی، «آلبوم» اثر غلامرضا حیدرنژاد، «پایان رویاها» به کارگردانی محمدعلی طالبی، نمایشهای «لپ گلی» به کارگردانی محمد مسلمی، «به خاطر سارا» اثر حمید گلی و «قصه نقلی» به کارگردانی حسن دادشکر و انیمیشن «رویاها در یک روز» اثر صادق جوادی بدین شکل به نمایش درآمدند.
این فیلمها و تئاترها تا ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ به صورت آنلاین برای کودکان، نوجوانان و خانوادهها نمایش داده می شود.
در این روزها که شاهد شیوع بیماری کرونا در کشور هستیم، آثار مربیان و تولیدات کانون در قالب طرح پیک امید مجازی از مسیر صفحه پیک امید در پرتال کانون به نشانی Omid.kpf.ir قابل دسترسی است.
علاقهمندان میتوانند با استفاده از هشتگهای «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» به این آثار و فیلمها در شبکههای اجتماعی دسترسی پیدا کنند.
منیژه حکمت تهیهکننده و کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره وضعیت سینمای ایران در سال گذشته و انتظاراتی که برای سال پیش رو دارد، گفت: انحطاط فرهنگی بهخصوص در عرصه سینما، مُهری است که بر پیشانی دولت آقای روحانی خورده است و به راحتی هم نمیتوانند آن را پاک کنند، انحطاطی که به نظرم زوال سینمای ایران را رقم زده است.
وی در تشریح این موضع بیان کرد: طی ۶ سال گذشته اتفاقهایی در سینمای ایران رخ داده که فکر میکنم همه این اتفاقها فکر شده بودهاست، اتفاقهایی که باعث حذف بدنه اصلی سینما به خصوص سینمای مستقل بوده است.
کارگردان فیلم سینمایی «جاده قدیم» توضیح داد: حضور کسانی که میتوان آنها را نامحرمان در سینما دانست، باعث شد تا بدنه سینما صدمه ببیند و به انحطاط در این هنر صنعت کمک کند. معتقدم ضربهای که طی ۶ سال گذشته به سینما وارد شده، در هیچ دولتی که روی کار آمده وارد نشده است.
وی با اشاره به اینکه این نوع از سیاستگذاریها در عرصه سینما منجر به حذف تولیدکنندگان اصلی سینما شده است، بیان کرد: ورود اشخاص، سازمانها و ارگانهای مختلف به سینما چه دلیلی دارد؟ بر این باورم با توجه به اینکه مدیران فرهنگی این دولت، راه ورود گروههای مختلف به سینما را باز کردهاند، باید علت این مساله را توضیح دهند.
این کارگردان سینما توضیح داد: پیشبینی خوبی برای سال آینده سینمای ایران ندارم و فکر میکنم مدیران فرهنگی چارهای ندارند جز اینکه آلودگیهایی که در سینما بوجود آوردهاند را از بین ببرند.
حکمت در پایان گفت: برای رهایی از این شرایط نیاز به تغییر ساختار مدیریتی در سینما داریم.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پرؤژه فیلم کوتاه شهربازی به کارگردانی کاوه مظاهری، از ۷ فروردین، ساعت ۱۲ ظهر، به مدت یک ماه در سایت و اپلیکیشن وُدیو به صورت آنلاین نمایش داده خواهد شد.
شهربازی با کسب جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی مسابقه بین الملل جشنواره فویل در ایرلند شمالی، به عنوان نماینده ایران در رشته فیلم کوتاه داستانی برای رقابت در جوایز آکادمی اسکار ۲۰۲۱ معرفی شده است.
این فیلم درباره خانوادهای است که برای فرار از موقعیت بد اقتصادی، با جانشان بازی میکنند تا پول بیشتری به دست بیاورند.
سونیا سنجری، سروش سعیدی و آرتین ربیعی بازیگران اصلی فیلم هستند.
از دیگر عواملی که با مظاهری در ساخت این فیلم همکاری داشتهاند میتوان به سپینود ناجیان همکار فیلمنامه نویس، بهروز بادروج مدیر فیلمبرداری، پویان شعله ور تدوینگر، رها دادخواه طراح صحنه و لباس، کیتو سیکوئرا آهنگساز، حسنا خان محمدی چهرهپرداز، هادی معنوی پور صدابردار، حسین قورچیان صداگذار، مهدی برجیان مجری طرح و مدیر تولید، بهنام راهنمایی دستیار اول کارگردان، مینا همدانی برنامه ریز، محمد معصومی عکاس و سوسن آذری طراح پوستر اشاره کرد. تهیه کنندگی آن مشترکا بر عهده کاوه مظاهری، سروش سعیدی و پویان صدقی بوده است.
این فیلم محصول مشترک ایران و کانادا و شرکت دارواش فیلم و تری براز فیلم بوده است.
به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشهای» عنوان بستهای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلمهای تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آنها برای تماشا در خانهها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.
در سومین نوبت، از فیلم سینمایی «شبی که ماه کامل شد» میگوییم؛ فیلمی به کارگردانی نرگس آبیار که اتفاقاً به تازگی و در آخرین روزهای سال گذشته جایزه «زنان برتر و موفق جهان اسلام» را در حضور رییس جمهور پاکستان دریافت کرد؛ جایزهای که هر ساله به زنان موفق و تاثیرگذار کشورهای مختلف جهان اسلام اعطا میشود. اما این تنها موفقیت خالق «شبی که ماه کامل شد» نیست. میشود نشست و جوایز و سیمرغهای این فیلم در جشنوارههای داخلی و خارجی را فهرست کرد. هر رکن از این فیلم از عکاسی و چهرهپردازی گرفته تا کارگردانی و بازی بازیگرانش در رویدادهای مختلف داخلی به چشم داوران آمده و همین ویژگی تا حدودی نشان میدهد که با چه فیلمی سر و کار داریم.
حضور در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر اولین گام این فیلم بود و در همان مقطع سانسهای فوقالعاده و استقبال منتقدان و مخاطبان سبب شد برخی ارگانها و سازمانها که پیشتر حاضر به حمایت از فیلمنامه آن نشده بودند، آه از نهادشان برخیزد؛ چراکه فیلمی روایتی درست از یک اتفاق ملتهب معاصر ارایه داده بود، اتفاقی که اتفاقاً ملی بود و در دورهای بند به بند کشور را به حوادثی تلخ گره زده بود.
«شبی که ماه کامل شد» و تلخیهایش
نکتههایی که شاید جالب باشد بدانید
عبدالمالک ریگی را همه میشناسند؛ تروریست منطقه سیستان و بلوچستان و سرکرده گروهک تروریستی جندالله که در دهه ۸۰ نامش عجین با سایه مرگ بود. گاه در مسجدی بمبگذاری میکرد، گاه کودکان را به عملیاتهای انتحاری میفرستاد و گاه سر از تن سربازان جدا میکرد و همه اینها را به بهانه مبارزه با آنچه خود ظلم میپنداشت انجام میداد! اقداماتی که بهنوعی انتقام از بلوچها برای آزادی قوم بلوچ از نابرابریهای اجتماعی بود! جوان ۲۷ ساله و ریزه اندامی که اتفاقا مختصات یک هیولا را نداشت و اگر به طور تصادفی روزی از کنارش رد میشدید، باورتان نمیشد که این همانی است که هیولایی در درونش دارد.
اتفاقاً یکی از نقاط قوت «شبی که ماه کامل شد» همین است که از عبدالمالک ریگی مطابق فرمولهای دیگر فیلمسازی، چهرهای کلیشهای ارایه نکرده و او را یک هیولا نشان نداده است. اما فیلم سراسر روایت سرگذشت عبدالمالک ریگی نیست بلکه قصه اصلی آن مربوط به برادر او یعنی عبدالحمید میشود که چگونه تفکرات افراطی برداردش، عشق میان او و همسرش را به مسلخ میبرد.
زمانی که «شبی که ماه کامل شد» به نمایش درآمد کسی تصور نمیکرد به همین زودیها و به فاصله یک سال از رونمایی اش، دنبالهای بر آن توسط یک کارگردان دیگر ساخته شود. «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان هم حول محور عبدالمالک ریگی ساخته شد که در جشنواره سی و هشتم به نمایش درآمد. همین اتفاق سرآغازی برای مقایسه ۲ فیلم بود که ببینند «ریگیِ» کدام بهتر و شبیه تر درآمده است؟ کدام یک قهرمان محورتر است؟ اصلا کدام یک روایت درستتری را ارایه میدهد؟ مقایسهای که البته گاهی نظرها را به سمت «شبی که ماه کامل شد» میچرخاند.
در دوره سی و هشتم جشنواره بود که خبر رسید قسمت سوم این فیلم هم در راه است تا سرگذشت عبدالمالک ریگی سه گانه شود، موضوعی که هر چند در آن زمان نسبت به انعکاسش در آثار سینمایی غفلت شد اما گویا حالا این مساله در حال جبران است تا یادمان باشد چگونه آن روزهای سخت و ناآرامیها گذشت. طبق شنیدهها حلقه واسط و نقطه مشترک سومین روایت سینمای ایران از پرونده ریگی هم مانند دو نسخه قبلی کسی نیست جز مرتضی اصفهانی. مشاور امنیتی بخش عمدهای از فیلمها و سریالها که حالا جدیتر از قبل پیگیری به سرانجام رساندن یک سهگانه سینمایی درباره پرونده عبدالمالک ریگی را برعهده گرفته است.
کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی
«شبی که ماه کامل شد» در سال گذشته در باکس اکران عید فطر روی پرده رفت و بالغ بر ۲۲ میلیارد تومان را برای گیشهها به ارمغان آورد تا بالاتر از فیلمهای کمدی در جدول فروش قرار بگیرد و رونقی به سینماها داد تا ضرر گیشههای تابستانه تا حدودی جبران شود.
«شبی که ماه کامل شد» و تلخیهایش
«شبی که ماه کامل شد» را میتوان یک فیلم ۲ بخشی دانست که بخش اولش را عاشقانهای در بر میگیرد و بخش دومش با چالش آدمها و سیر تحولشان شروع میشود. فیلمی که عدهای در زمان اکران عمومی زمان آن را طولانی و برخی سکانسهای آن را اضافه دانستند و برخی دیگر به این وجه فیلم خرده گرفتند که هرچند مرز باریکی بین طایفه بزرگ ریگی و به طور کلی مردمان سیستان و بلوچستان و تروریستهای جندالله قائل است اما دیالوگهایِ جداکننده گاهی به ورطه شعار میافتد.
عدهای دیگر هم از زاویه ساختار به نرگس آبیار خرده گرفتند که بیش از هر چیز، استفاده بیش از اندازه از دوربین روی دست ساختار فیلم را از قاعده خارج کرده است.
با این حال نباید حضور بیباکانه کارگردان این فیلم در لوکیشنهای سختی همچون بنگلادش را فراموش کرد، لوکیشنهایی که به گفته بازیگران سطحیترین اتفاقش بوی مشمئزکننده محیط بوده است.
برخی از مخاطبانی که این فیلم را دیده بودند به دلیل روشنگری فیلم از یک واقعیت تاریخی و اینکه در بستری عاشقانه روایت میشد، آن را خوب توصیف میکردند، برخی آن را فیلمی تلخ میدانستند، برخی نیز نقش آفرینی الناز شاکردوست و هوتن شکیبا به عنوان بازیگران اصلی را نقطه غافلگیری عنوان میکردند.
آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟
«شبی که ماه کامل شد» از آن دسته از فیلمهایی است که تلخی حوادثش احتمالاً چند روزی گلویتان را بگیرد، در ذهنتان بارها داستانش را مرور و به این فکر کنید که مرز خشونتگرایی آدمها تا کجاست؟ تفکر افراطی تا کجا میتواند پیش برود و از لطیفترین آدمها چه هیولاهایی میسازد؟
صحنههای اکشن فیلم هم اتفاقی تازه در سینمای ایران است که هرچند نمونه خارجی اش را بارها دیدهاید اما این میزان از زد و خورد در یک فیلم ایرانی شما را شگفت زده میکند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، هر روز صبح یکی از تولیدات امور سینمایی یا تئاترهای کانون در پرتال اینترنتی منتشر میشود. به همین منظور تئاتر «قصه نقلی» به کارگردانی حسن دادشکر در روز سهشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۹ از ساعت ۹ صبح به نمایش در میآید.
تئاتر «قصه نقلی» تولید سال ۱۳۸۲ مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است.
این نمایش داستان کودکی زرنگ و مهربان بهنام «نقلی» است که با بقچهای پر از خوراکی و گلهای زیبا به دیدن مادربزرگش میرود. در راه گرگ بدجنس او را به بیراهه میفرستد و خودش به خانه مادربزرگ میرود و مادربزرگ را قورت میدهد و به جای او میخوابد. نقلی پس از پیدا کردن راه و رسیدن به خانه مادربزرگ، گرگ را میشناسد و با کمک آقای شکارچی گرگ را میگیرند … .
این نمایش از ساعت ۹ صبح روز سهشنبه پنجم فروردین به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir بهصورت رایگان قابل دسترس است.
در جریان برنامه پخش اینترنتی فیلمها و تئاترهای کانون، پیش از این فیلمهای «کلانتری غیرانتفاعی» به کارگردانی زندهیاد یداله صمدی، «خمره»، «هامون و دریا» و «بچههای نفت» به کارگردانی ابراهیم فروزش، «ساز دهنی» به کارگردانی امیر نادری، «قله دنیا» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد، «سبز کوچک» به کارگردانی غلامرضا رمضانی، «آلبوم» به کارگردانی غلامرضا حیدرنژاد، «پایان رویاها» به کارگردانی محمدعلی طالبی، نمایش «لپ گلی» به کارگردانی محمد مسلمی، تئاتر «به خاطر سارا» به کارگردانی حمید گلی و انیمیشن «رویا در یک روز» به کارگردانی صادق جوادی بدین شکل به نمایش درآمدند.
نمایش اینترنتی این فیلمها و تئاترها تا ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ ادامه دارد.
در این روزها که شاهد شیوع بیماری کرونا در کشور هستیم، با تلاش داوطلبانه مربیان کانون محتواهایی در حوزههای فرهنگی، هنری، ادبی و سرگرمی تولید میشود و در اختیار کودکان، نوجوانان و خانوادهها قرار میگیرد.
همچنین گزیدهای از انیمیشنها، فیلمها، تئاترها و کتابهای کانون بهصورت رایگان برای استفاده خانوادهها منتشر شده است.
علاقهمندان میتوانند برای دسترسی به این فیلمها به پایگاه omid.kpf.ir مراجعه یا با هشتگهای «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» این آثار و فیلمها را در شبکههای اجتماعی دنبال کنند.
این طرح، تا پایان تعطیلی مدارس به دلیل شیوع کرونا ادامه خواهد داشت.
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانهها و مراکز فرهنگی و هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی پیشنهاد میشود برای پر کردن اوقات فراغتشان به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «سیستم گرون هولم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی که از فضای طنازانه و هیجانانگیز برخوردار است، میتواند گزینه مناسبی باشد.
داستان «سیستم گرون هلم» از این قرار است که چهار نفر متقاضی یک شغل بسیار مهم در یک کنسرن گردن کلفت جهانی چند ملیتی هستند یکی از این چهار نفر، کارمند این کنسرن است و وظیفه سه نفر دیگر شناسایی این فرد است. مصاحبهای کاملا غیرمتعارف با «سیستم گرون هلم» که با شیوههای روان کاوانه ابزورد و تحقیرکننده، پرده از روی تمام رازها، ضعفها و به طور کلی زندگی شخصی کاندیداها بر میدارد…
در این نمایش شاهد این هستیم که چهار انسان کاملاً متفاوت برای رسیدن به هدف مادیشان حاضر به نابودی تمام ارزشهای معنوی خود و دیگران هستند؛ به یکدیگر به شکل رقیبی سرسخت مینگرند و برای تصاحب این شغل پر زرق و برق، تن به هر خفتی میدهند و بهسان گرگهای وحشی، با زیر پا نهادن تمام معیارهای اخلاقی و انسانی به جان هم میافتند.
گالچران نویسنده اسپانیایی این نمایشنامه با این اثر که ترکیبی است از درام، کمدی و نمایش روان کاوانه جنایی، مشکل روز بسیاری از کشورهای جهان یعنی «بیکاری» را با خشونت تمام و در عین حال بسیار مفرح، به تصویر میکشد.
این اثر نمایشی نوشته جوردی گالچران در سال ۹۳ با بازی الهام پاوهنژاد، سینا رازانی، امیرحسین رستمی، رضا مولایی در فرهنگسرای نیاوران به صحنه رفت که البته پس از آن هم مجددا اجرا شده است.
فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتابها، فروشگاههای فروش فیلمهای شبکه نمایش خانگی و بعضی کتابفروشیهای معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقهمندان میتوانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دیهای مختلف این محصولات را با هزینه مناسبتری تماشا کنند.