برچسب: نویسندگی

نویسندگی کتاب فیلم نامه طنز

  • اجرای اثری از آرتور میلر در قشقایی/«سقوط در کوه مورگان» شیرین است

    اجرای اثری از آرتور میلر در قشقایی/«سقوط در کوه مورگان» شیرین است

    منیژه محامدی کارگردان پیشکسوت تئاتر ایران در گفتگو با خبرنگار مهر درباره روی صحنه بردن نمایش جدیدش عنوان کرد: از ۲ دی ماه نمایش «سقوط در کوه مورگان» را در تالار قشقایی به صحنه خواهم برد. این نمایشنامه نوشته آرتور میلر نویسنده شناخته شده آمریکایی است که ۱۰ سال قبل با ترجمه خودم وارد بازار کتاب شده است. این نمایشنامه در یک مجموعه سه جلدی که هر کتاب شامل ۲ نمایشنامه از آثار میلر هستند، توسط نشر افراز منتشر شده است.

    وی درباره ویژگی‌های نمایش توضیح داد: «سقوط در کوه مردگان» درباره مأمور بیمه‌ای است که ۲ زن دارد و دچار خودشیفتگی نارسیستی می‌شود. او که شخصیتی ثروتمند، طماع و خودخواه دارد، از مرگ بسیار می‌هراسد … این نمایش اثری جذاب و شیرین است که با اوضاع و احوال این روزهای دنیا ارتباط دارد و مسایل روز جامعه را مطرح می‌کند.

    محامدی در پایان درباره گروه بازیگران نمایش بیان کرد: بازیگران طبق معمول از اعضای گروه تئاتر «پیوند» هستند. محمد اسکندری، مهوش افشارپناه، فرناز رهنما، محمد نادری، نسترن پیکانو، آیلار نوشهری، نسترن باقرزاده در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

    منیژه محامدی کارگردان و مدرس با سابقه تئاتر است که تحصیلات آکادمیک خود را تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو کالیفرنیا ادامه داده و همچنین مدرک در جه یک ارزشیابی هنری وزارت ارشاد را دریافت کرده است. نمایش‌هایی چون «کوری»، «پرواز بر فراز آشیانه فاخته»، «حادثه در ویشی »، «تبرئه » و… از جمله آثاری است که با کارگردانی محامدی روی صحنه رفته‌اند.

    از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به سپیده سپهری دستیار کارگردان، مریم غیورزاده مدیر اجرا، ارشام مودبیان مدیر تولید، امیرحسین دوانی طراح صحنه، مریم غیورزاده طراح لباس، رضا خضرائی طراح نور، افسانه قلی‌زاده طراح گریم، امسن جعفری طراح گرافیک و تیزر – آنتراکت استودیو، ارشام مودبیان و کیارش اعتمادسیفی موسیقی، سارا حدادی مشاور رسانه‌ای و تبلیغات – youstudio، ایلیا شمس حامی مجازی – تئاتر بازها، شیرین جهانزاده عکاس، زهرا نصیر دستیار لباس ، علیرضا ملک محمودی دستیار صحنه اشاره کرد.

  • اعلام گزارش عمکلرد مالی موسسه سینماشهر در ۷ ماه سال ۹۸

    اعلام گزارش عمکلرد مالی موسسه سینماشهر در ۷ ماه سال ۹۸

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، در راستای سیاست شفاف‌سازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در چارچوب قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، جزئیات عملکرد مالی موسسه سینما شهر از موسسات تابعه سازمان سینمایی در هفت ماه سال۹۸ منتشر شد.

    اطلاعات گزارش عملکرد مالی موسسه سینماشهر بر اساس حمایت از ارتقای فنی تولیدات سینمایی در حوزه CGI و صدا و …، حمایت از ساخت سینماهای جدید، حمایت از بازسازی سینماهای قدیمی، کمک به ایجاد سالن استاندارد برای بررسی کیفیت فنی آثار سینمایی، حمایت از ارتقای وضعیت نمایش سینماهای فعال، حمایت از آماده سازی و اکران فیلم های سینمایی، کمک به نصب و استقرار سیستم مکانیزه فروش بلیط در سینماها، کمک به تبدیل سالن مجتمع های فرهنگی استان ها به سالن سینما، حمایت از نگهداری و تامین قطعات یدکی، لامپ پروژکتور و … سینماها، حمایت از احداث پردیس های سینمایی امید در شهرهای فاقد سالن سینما، حمایت از استانداردسازی و روزآمدسازی تجهیزات مراکز لابراتواری و استودیوهای سینمایی(تسهیلات)، کمک به صیانت از آثار سینمایی، سمعی و بصری و جلوگیری از عرضه غیر مجاز محصولات سمعی و بصری و هزینه های پشتیبانی تنظیم شده است.

    گزارش عملکرد مالی موسسه سینماشهر در هفت ماه سال ۹۸ در اینجا قابل مشاهده است.

  • انتشار پوستر نمایش «شیر خشک»

    انتشار پوستر نمایش «شیر خشک»

    به گزارش خبرگزاری مهر، پوستر نمایش «شیر خشک» با طراحی آیدین قشلاقی منتشر شد. این اثر با طراحی و کارگردانیِ نوید معمار و تهیه‌کنندگیِ بهروز محمودی دی ماه در تماشاخانۀ ایرانشهر روی صحنه می‌رود. در این اجرا علی باقری، پریسا صبوری‌نژاد، مهتاب ثروتی، بهار رضی‌زاده، آرمان خوزستانی، ماهنی مهرپور، نیوشا شهیدیان، نرگس هزار، سوزان عمران، فائزه ندایی، مهسا پوره، شیده غفاریان، نگین ‌فیروزمنش، دیبا فلاح، مائده جلالی، لیلا امانت، مهری کاظمی و برسام نوری به ایفای نقش می‌پردازند.

    دیگر عواملِ این نمایش، عبارت‌اند از: دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: نگار قرهی؛ دستیاران کارگردان: امیرحسین باقریان، اردوان محمودی، آتوسا رادمنش و رهاورد عسکری؛ مشاور متن: علی داوودی؛ طراح پوستر و گرافیست: آیدین قشلاقی؛ طراح صحنه: نوید معمار و علی پوراحمدیان؛ مدیر صحنه: یسنا کرمی؛ دستیاران صحنه: رضا کلماتی، ارشیا نظری و علیرضا قربانی فارمد؛ دستیاران لباس: ثمین شبیری و نگین آقارفیعی؛ ماشینری صحنه: ارشام جوهرپور و خشایار فتحی‌نژاد؛ ساخت دکور: سامان قوچانی و جهانگیر مافی؛ طراح صدا: کیان حسین؛ طراح نور: امین باقری؛ طراح لباس: غزاله غیور نجف‌آباد؛ طراح انیمیشن: آرمان مقدم؛ ساخت تیزر: استودیو مون‌لایت؛ عکاسان: آرش پژوه، سارا ثقفی، مرجان بیات و مریم هاشمی؛ ساخت ماسک: فریناز آرماندوست؛ ساخت اکسسوار: الناز عزتی؛ اپراتور: نرگس جعفری و روابط عمومی: ندا کاوندی و مهران عشریه.

    فروش بلیت اینترنتیِ «شیر خشک» در سایت تیوال انجام می شود. این نمایش از هشتم دی‌ تا چهارم بهمن‌ماه هر روز، جز شنبه‌ها، ساعت ۲۱ به مدت ۸۰ دقیقه در سالن ناظرزادۀ کرمانی به نشانیِ خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانۀ هنرمندان، تماشاخانۀ ایرانشهر روی صحنه می رود.

  • کارن همایونفر موسیقی «روز بلوا» را می سازد

    کارن همایونفر موسیقی «روز بلوا» را می سازد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، کارن همایونفر آهنگساز سینمای ایران موسیقی متن فیلم سینمایی «روز بلوا» به کارگردانی بهروز شعیبی و تهیه کنندگی محمدرضا تخت کشیان را می سازد.

    فیلم سینمایی «روز بلوا» اولین همکاری کارن همایونفر با بهروز شعیبی را رقم خواهد زد.

    تازه ترین محصول‌ مرکز فیلم ‌و سریال سازمان اوج با نام «روز بلوا» برای حضور در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر مراحل فنی خود را طی می کند.

    بابک حمیدیان، لیلا زارع، محمد علیمحمدی، مسعود دلخواه، زکیه بهبهانی، پاشا جمالی، محمد اسکندفر، ساغر قناعت و داریوش ارجمند بازیگران اصلی تازه ترین اثر بهروز شعیبی است.

    در خلاصه داستان این فیلم سینمایی آمده است: «عماد استاد دانشگاهی خوشنام و یک چهره تلویزیونی مورد توجه است، او ناگهان با اتهام هایی جدی مواجه می‌شود که خود و خانواده اش را در موقعیت پیچیده‌ای قرار می دهد.»

    «روز بلوا» چهارمین فیلم سینمایی بهروز شعیبی پس از «دهلیز»، «سیانور» و «دارکوب» در مقام کارگردان است.

  • کارگاه «روایت در فیلم کوتاه» در جشنواره «ساباط» برگزار شد

    کارگاه «روایت در فیلم کوتاه» در جشنواره «ساباط» برگزار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی رویداد، کارگاه «روایت در فیلم کوتاه» از سری کارگاه‌های رویداد جنبی دوم جشنواره ملی فیلم کوتاه «ساباط» یزد با تدریس پدرام صدرایی و با حضور علاقه‌مندان سینما برگزار شد.

    پدرام صدرایی مدرس سینما در این کارگاه با اشاره به اهمیت و جایگاه فیلم کوتاه در سینمای امروز به ارائه مباحثی درباره ساختار روایی فیلم کوتاه، زمان‌بندی، انتخاب لوکیشن، انتخاب سوژه فیلم و نکاتی در مورد اصول ساخت فیلم کوتاه برای حاضران پرداخت.

    صدرایی با بیان اینکه فیلم کوتاه با زندگی‌های امروزی همخوانی بیشتری نسبت به فیلم بلند دارد، گفت: از آنجا که زندگی انسان امروز ماشینی شده و انسان تمایل دارد وقت کمی به هر کاری اختصاص دهد، فیلم کوتاه هم هماهنگی بیشتری با سبک زندگی امروزه دارد همچنین به دلیل همین کم‌بودن زمان فیلم، یک فیلم کوتاه بد نسبت به یک فیلم بلند بد، ناراحتی کمتری برای مخاطب ایجاد می‌کند.

    وی اظهار کرد: در گذشته فیلم‌های کوتاه در واقع نسخه کوتاه شده فیلم‌های بلند بودند یعنی معمولاً قواعد فیلمسازی بلند برای فیلم‌های کوتاه هم استفاده می‌شد اما امروز جریان ساخت فیلم کوتاه، اصول و قواعد خاص خود را دارد و به عنوان یک جریان پیشرو در سینما حتی بر ساخت فیلم‌های بلند هم اثرگذار شده است.

    این استاد دانشگاه با اشاره به مزیت‌های فیلمسازی در عرصه فیلم کوتاه، بیان کرد: امروزه از آنجا که جشنواره‌های فیلم کوتاه متنوع و زیادی در کشور و در دنیا برگزار می‌شود، ساخت یک فیلم کوتاه موفق می‌تواند درآمد و امتیازات بسیاری برای فیلم‌ساز ایجاد کند. از طرفی در صورتی که یک فیلم کوتاه ناموفق هم باشد، اثر چندانی بر کار سازنده آن نمی‌گذارد و فضا برای جبران آن اشتباه فراهم است.

    وی در پایان گفت: فیلمسازان تازه کار باید در نظر داشته باشند، لذت حاصل از هر موفقیت هنری در نهایت تا یک سال برای آنها ماندگار است و بعد از آن همه چیز عادی می‌شود بنابراین اینکه یک هنرمند در چه سنی و در چه مرحله‌ای به موفقیت مدنظر برسد، مهم نیست. در واقع در عرصه سینما مقصدی وجود ندارد و آنچه مهم است نقطه عزیمت و مسیر طی شده توسط فیلمساز است پس باید به هر فیلم به عنوان یک تجربه برای موفقیت‌های بعدی نگریسته شود.

  • تیزر «آقای اسمیت، آقای ایوانف و …» را ببینید

    تیزر «آقای اسمیت، آقای ایوانف و …» را ببینید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش، تیزر نمایش «آقای اسمیت، آقای ایوانف و یک خانواده کم اهمیت آفریقایی» به نویسندگی و کارگردانی محمد مروج و تهیه کنندگی مریم مافی منتشر شد.

    امیرحسین سرداریان، پیمان محسنی، ‎محمدرضا صولتی، امیرحسین شفیعی، مرجان شکوفکی، عرفان هنربخش، ماهان اسماعیل آبادی، آرش علیقلیان، امیر عباس خراسانی، امیر نوایی، هادی لطفی، پگاه کریم زاده، علی دواتگران، حامد شمسه، زهرا امیرانصاری، ستایش مهدوی ایزدی، عرفان قربانی سعادت، علیرضا دلیر، مبین غضنفری، مریم چمن دوست در این نمایش نقش آفرینی می کنند.

    سایر عوامل نمایش عبارتند از دستیار کارگردان: آیه سادات زارع نژاد، مدیر صحنه: هادی یساقی، طراح صحنه: محمد مروج، طراحی و ساخت تیزر و پوستر: محمد مروج، دانیال نیک، طراح گریم: بهاره اسدی، طراح نور: آرمان رحمانی‌زاده، طراحی و ساخت اکسسوری: مسعود صمیمی، طراح لباس: ارسلان شیرعلیزاده، مدیر تبلیغات: مریم شریعتی، روابط عمومی و تبلیغات مجازی: گروه هنری پژواک، ساخت دکور: امیرعباس، خراسانی، وحید غلامی، مجری گریم: بهاره اسدی، فائزه سلطانی، مجری لباس: زهرا کاظمی، منشی صحنه: آلما صحراییان، دستیاران گریم: وارتان شریف، مهسا کامیاب فرد.

    این نمایش از ۴ دی ماه هر روز به جز شنبه ها ساعت ۱۸ در تالار حافظ روی صحنه می رود.

    علاقه مندان جهت خرید اینترنتی بلیت می توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

  • نواخته شدن «سمفونی کوچک سکوت» در عمارت نوفل لوشاتو

    نواخته شدن «سمفونی کوچک سکوت» در عمارت نوفل لوشاتو

    به گزارش خبرگزاری مهر، محل و ساعت اجرای نمایش «سمفونی کوچک سکوت» اثری برگرفته از «مردگان بی‌کفن و دفن» مشخص شد. این نمایش از هشت دی ماه هر شب ساعت ۱۸ در سالن شماره یک عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود.

    این اثر با طراحی و کارگردانی سینا راستگو آماده می‌شود و وی متن را با نگاهی به نمایشنامه معروف ژان پل سارتر نوشته است.

    طراحان این اثر نمایشی عبارتند از طراح صحنه: محمد موسوی، طراح لباس: بهار خلیلی فرد، طراح موسیقی: امیر دوستی، طراح ویدئو: امین باقری، طراح گریم: شکیبا احدی‌زاده، طراح حرکت: سروش کریمی‌نژاد و طراح گرافیک محمد موحدنیا. محیا میرزائی نیز عکاس نمایش است.

    سینا راستگو پیش از این نمایش‌های «دشمن مردم» و «مرگ و دوشیزه» را به صحنه برده بود.

  • جامعه بدون گفتگو تبدیل به مرداب می‌شود/«لیلاج» سر لجبازی ساخته شد

    جامعه بدون گفتگو تبدیل به مرداب می‌شود/«لیلاج» سر لجبازی ساخته شد

    خبرگزاری مهر-گروه هنر- نیوشا روزبان: فیلم سینمایی «لیلاج» به کارگردانی داریوش یاری و تهیه‌کنندگی علیرضا ابوالقاسمی‌نژاد آخرین روزهای اکران در سینماهای کشور را سپری می‌کند. در این اثر سینمایی بازیگرانی چون مهران احمدی، حامد کمیلی، محیا دهقانی، رضا اخلاقی راد، نسرین بابایی و مجید پتکی حضور داشتند.

    در خلاصه داستان «لیلاج» که به معنای «قمارباز» آمده است: رعنا نوازنده ساز در شرف برگزاری کنسرتی در اروپاست که باخبر می‌شود دخترش برای نجات پدرش به زادگاه رعنا رفته است. جایی که رعنا شانزده سال پیش درست در سن دخترش از آنجا فرار کرده است. رعنا کنسرت را رها می‌کند.

    اکران مهجور این فیلم بهانه‌ای شد تا با عوامل این پروژه گفتگویی داشته باشیم؛ مهران احمدی و نسرین بابایی بازیگران فیلم با همراهی، داریوش یاری کارگردان، سارا خسروآبادی نویسنده و علیرضا ابوالقاسمی‌نژاد تهیه‌کننده در این نشست حضور داشتند.

    مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با عوامل فیلم سینمایی «لیلاج» را در ادامه می‌خوانید؛

    * در فیلم «لیلاج» روستایی را به تصویر کشیده‌اید که تنها ۲ زن در آن حضور دارند، یک زن رعنا است که شخصیت اصلی فیلم است و دیگری خورشید که ناشنوا است و هر کدام به نحوی از این روستا و مردان آن صدمه دیده‌اند؛ آیا به دنبال به تصویر کشیدن یک جامعه مردسالار بودید؟

    سارا خسروآبادی: بله، یکی از دلایلی که تنها ۲ زن در داستان حضور دارند، همان نمایش جامعه مردسالار است. البته این را هم باید بگویم که در کنار نیاز دراماتیک فیلم، به تصویر کشیدن چنین فضایی برای بیان داستان الزامی بود. به خاطر دارم یکی از دوستان بعد از دیدن این فیلم، گفت اینکه تنها ۲ زن در این روستا نشان داده می‌شود، به نوعی در تقابل با جامعه مردسالار است که معنای خاص خود را دارد. مساله مهم این است که تعمدی در این انتخاب وجود داشته و در واقع حضور این ۲ زن به لایه‌های زیرین داستان اشاره می‌کند.

    * می‌توان این برداشت را داشت که رعنا به‌عنوان یک زن مستقل و خورشید نماد زنی است که در جامعه مردسالار سرکوب شده و دیده نمی‌شود؟

    داریوش یاری: همینطور است. در جامعه‌ای که گفتگو اتفاق نمی‌افتد، فضا شبیه مرداب می‌شود و زن‌هایی که مردانشان نم می‌کشند، یا تصمیم می‌گیرند فرار کنند و یا اگر هم در این مرداب می‌مانند لکنت می‌گیرند و با ترس زندگی خود را دنبال می‌کنند.

    این توصیف زیر متنی بود که از طراحی این نوع فضا در کارکتر خورشید اتفاق افتاده بود. جالب این است که بعد از فیلمبرداری پلانی که خورشید دست رعنا را می‌گیرد، حالم بسیار بد شد. شاید این پلان برای همه یک پلان معمولی باشد، اما خورشید بعد از شنیدن حقیقت، دیگر نمی‌تواند فرار کند و هیچ طنابی برای خلاصی از مردان نم کشیده روستا ندارد، همین مساله من را آشفته کرد.

    زمانی که به طراحی کارکتر خورشید نزدیک‌تر می‌شدیم احساس می‌کردیم که  لحظه به لحظه درک ما نسبت به این شخصیت بیشتر می‌شود.

    * خانم بابایی کاراکتر خورشید ناشنوا است و نمی‌تواند حرف بزند، چگونه به چنین نقشی نزدیک شدید؟

    نسرین بابایی: هر بازیگری دوست دارد نقشی را انتخاب کند که او را به چالش بکشاند و این نقش چالش‌برانگیز برای من بسیار جذاب بود. زمانی که بازی در نقش خورشید به من پیشنهاد شد، اول از پذیرفتن این نقش ترسیدم اما بعد تصمیم گرفتم که این نقش را بپذیرم و خود را به چالش بکشم. برای بازی در نقش خورشید به دیدن یک خانم ناشنوا رفتم و گویش او را یاد گرفتم تا بتوانم این نقش را بازی کنم. البته این را هم باید بگویم که برای بازی در این نقش خود را صد در صد به کارگردان سپردم و از این اتفاق راضی هستم.

    یاری: کاراکتر خورشید پاشنه‌آشیل این فیلم بود، اگر کاراکتر خورشید درنمی‌آمد تمام زحمات ما از بین می‌رفت. از روز اول که این شخصیت را می‌نوشتیم تصمیم گرفتم که نسرین بابایی را انتخاب کنم و از این انتخاب خوشحال هستم.

    * آقای یاری شما در این فیلم روستایی را به تصویر کشیده‌اید که مردان آن کاری جز قمار، استفاده از مشروبات الکلی و استعمال مواد مخدر ندارند دلیل ایجاد چنین فضایی چه بود؟

    یاری: برای توضیح این مطلب باید جامعه را به سه بخش تقسیم کرد؛ بخش اول عامه مردم هستند که مدام سرشان در زندگی یکدیگر است و برای سرنوشت هم شرط‌بندی می‌کنند. البته چنین رفتارهایی در جامعه امروز ما بسیار دیده می‌شود و همه به راحتی به خودشان اجازه می‌دهند که با سرنوشت یکدیگر بازی کنند.

    بخش دیگری از این جامعه بخش فرهیخته و روشنفکر است که سودای رفتن از ایران را در سر دارند که کاراکتر آنها را در این فیلم رعنا نمایندگی می‌کند.

    ضلع مهم دیگه این قاعده دولت‌ها هستند؛ در یک جامعه مردابی شکل، دولت‌ها با تصمیم‌های اشتباه و فاجعه‌برانگیزی که می‌گیرند کشتی آرزوهای ملت‌ها را به گل می‌نشانند و این همان کاری است که با شهباز می‌کنند، چرا که آن‌ها با سرنوشت شهباز بازی کردند و حالا او با سرنوشت دیگران بازی می‌کند.

    به همین دلیل است که جامعه تبدیل می‌شود به مرداب، مهمترین ویژگی مرداب این است که زیر پای همه سست و شل است و آدم‌ها برای اینکه بتوانند بیاستند باید یکدیگر را هل دهند تا جای پای خود را محکم کنند.

    * آقای احمدی شما در «لیلاج» نقش شهباز که یک متجاوزگر است را بازی می‌کنید، حضور در این نقش تا چه اندازه برای شما چالش برانگیز بود؟

    احمدی: من دوست دارم نقش‌های جدید و متفاوت بازی کنم. شهباز نقش جدیدی برای من به شمار می‌رفت، فضا و اتمسفری که در فیلمنامه بود و در کنار آن نقش جدید و حضور کارگردانی مانند داریوش یاری مجابم می‌کرد که بازی در این فیلم را بپذیرم. بعد از دیدار با کارگردان متوجه شدم که قرار است در یک سینمای کاملا مستقل و بدون هیچ سفارشی از سوی نهادی خاص که بتواند در روند و داستان فیلم تاثیرگذار باشد، بازی کنم و این مساله من را خوشحال کرد.

    مهران احمدی: زمانی که فیلم را دیدم به این نتیجه رسیدم که پایان‌بندی فیلم را دوست ندارم. به نظر من آن صحنه آخر گریه کردن شهباز اضافه بود، زمانی که شهباز می‌گوید اخته شده است، تماشاچی با شنیدن آن شروع به خنده می‌کند، یعنی کارگردان یا یک فیلم تراژیک ساخته تا به جایی برسد که تماشاچی سنگین از سینما برود، یا فیلمی ساخته است که آخرش مخاطب را می‌خنداند!تاکید می‌کنم که برای من کلیت فیلم از هر چیزی حتی اسم کارگردان مهم‌تر است، معتقدم یک فیلم باید اجزا و ترکیب خوبی داشته باشد تا نقشی که در آن بازی می‌کنم دیده شود. بارها اتفاق افتاده است که کارگردانان بنام، نقش‌های بسیاری به من پیشنهاد کرده‌اند و آن را نپذیرفته‌ام. در کنار آن بارها پیشنهاد بازی کارگردانانی که فیلم اول خود را جلوی دوربین می‌بردند و هیچ اسم و آوازه‌ای از آنها در سینما شنیده نشده، پذیرفته‌ام، به گونه‌ای که تا امروز ۷ فیلم سینمایی با کارگردان‌های فیلم اولی کار کرده‌ام.

    معتقدم گرفتن تصمیم برای بازی در یک فیلم، کار بسیار سختی است و اینکه بدانید و یا بتوانید از یک فیلمنامه یک فیلم استاندارد و قابل قبول با یک اتمسفر خوب بسازید سخت‌تر است. البته ممکن است جاهایی اشتباه کنیم به همین دلیل بازیگران معمولی یک مشاور دارند که همه جوانب کار را برای بازیگر آنالیز می‌کند.

    من چنین مشاوری ندارم، در واقع خودم به تنهایی تصمیم می‌گیرم و همین مساله سبب می‌شود که گاهی اشتباه‌هایی نیز داشته باشم. البته برای بازی در «لیلاج» هیچ اشتباهی نکرده ام.

    * از ابتدای فیلم مخاطب شهباز را شخصیت بدمن و متجاوز قدرتمند می‌بیند، اما در سکانس‌های آخر متوجه می‌شویم نه تنها تجاوز به معنای عام  صورت نگرفته بلکه شهباز توسط رعنا اخته شده و با گریه کردن سعی می‌کند خود را تطهیر کند…

    یاری: مهم نیست که تجاوز به معنای کامل توسط شهباز رخ داده باشد یا نه، مهم این است که با این نگاه، شخصیت شهباز در فیلم دنبال می‌شود. در جامعه مردابی فضا اینگونه است که همه آدم‌هایی که فکر می‌کنند با زرنگی به موفقیت رسیده‌اند، فکر می‌کنند توانسته‌اند به نوعی به مردم جامعه خود تجاوز کنند، اما در واقع همین افراد اخته شده‌اند و به خودشان نیز تجاوز شده است.

    * مخاطب سینمای ایران تا چه اندازه این جامعه مردابی که شما به آن اشاره می‌کنید را درک می‌کند؟

    یاری: ممکن است مخاطب در جامعه مردابی زندگی کند، در چنین شرایطی اگر از این مرداب بیرون نیاید ممکن است درکی نسبت به فضا نداشته باشد، به همین دلیل باید از آن فاصله بگیرد تا آن فضا را درک کند.

    خسروآبادی: مطلب مهمی در این زمینه وجود دارد این است که آقای یاری فضای این فیلم را به جامعه مردابی تشریح کرده است، شما ممکن است از آن با نام خشونت یاد کنید، خشونت در تمام اشکال، خشونت بوجود می‌آورد. به این معنا که اگر رفتار خشنی با جامعه داشته باشید در جواب هم پاسخ خشن دریافت می‌کنید که این امر یک قاعده است که همیشه اتفاق می‌افتد. وقتی یک نفر می‌خواهد به یک زن دست درازی کند بی‌شک باید منتظر تبعات آن نیز باشد، یعنی آن آدم متجاوز یا خشونت ورز از خشونت در امان نخواهد بود.

    احمدی: زمانی که فیلم را دیدم، به این نتیجه رسیدم که پایان‌بندی فیلم را دوست ندارم. به نظر من آن صحنه آخر گریه کردن شهباز اضافه بود، زمانی که شهباز می‌گوید اخته شده است، تماشاچی با شنیدن آن شروع به خنده می‌کند، یعنی کارگردان یک فیلم تراژیک ساخته تا به جایی برسد که تماشاچی سنگین از سینما برود، یا فیلمی ساخته است که آخرش مخاطب را می‌خنداند؟ معتقدم که تماشاچی فهمیده است، جریان چیست و دیگر لازم نبود که این پایان آورده شود.

    مساله این است که فیلم ۲ قسمت شده است، بخش اول جایی است که شهباز حرف‌های خود را به خورشید می‌زند اما خورشید به دلیل ناشنوا بودن صدای شهباز را نمی‌شنود، بعد چند سکانس بعدتر دوباره به همان سکانس بازمی‌گردیم و این بار صدای شهباز را مخاطب می‌شنود. من از خنده تماشاگران در این سکانس خوشحال نشدم.

    به نظر من در مورد شخصیت شهباز تماشاچی همه چیز را فهمیده است، گریه سوزناکی که شهباز در فیلم می‌کند درست نیست و اعتراف می‌کنم که این گریه اشتباه بزرگ من در این فیلم بود. چرا که شهباز گناهکار است اما مظلومانه گریه می‌کند. اصلا این شخصیت چرا باید گریه کند؟ شهباز یک اشتباه بزرگی کرده است که اخته شدن کمترین بلایی بود که باید سرش می‌آمد، چرا که با سرنوشت یک آدم بازی کرده است و بعد در فیلم مظلومانه گریه می‌کند که رعنا به او لگد زده است؟ نمی‌دانم قصد کارگردان و تدوینگر از این نوع تدوین چه بوده است، آیا به دنبال این بودید که شهباز را یک شکست خورده نشان دهید؟

    احساس می‌کنم که هر آنچه که هرکس سرش می‌آید، پاسخ اعمال خود فرد است که می‌شود همان «از ما است که بر ما است». برخلاف نظر آقای یاری دولت‌ها را پدر و مادر ملت‌ها نمی‌دانم، فکر می‌کنم که دولت ریشه در ملت‌ها دارد و ملت‌ها پدر و مادر دولت‌ها و حکومت‌ها هستند. واقعیت این است که از کوچکترین مناسبات اجتماعی روز به روز دورتر می‌شویم که این امر هیچ ربطی به دولت‌ها ندارد، یعنی اگر فردی آشغال در جنگل نمی‌اندازد هیچ ربطی به دولت ندارد، اگر هم بریزد هم ربطی به دولت ندارد.

    به عنوان مثال فیلم «متری شیش و نیم» یک آدم را نشان می‌دهد که کارتل شیشه و مواد مخدر است و بعد می‌گوید که کوچه ما باریک بود، پس کارتل مواد مخدر شدم. این چه معنایی دارد، این درحالی است که همسایه بغلی این فرد در همان کوچه باریک تبدیل به جراح قلب یا یک دبیر شرافتمند آموزش و پرورش شده باشد. کسی که قرار است هدایت شود، هدایت می‌شود و این امر ذاتی است. تاکید می‌کنم که هیچ گاه با پایان شهباز موافق نبوده و نیستم.

    * مخاطب با شنیدن این که شهباز تنها با یک لگد اخته شده و تماشای گریه این شخصیت، بیشتر می‌خندد تا به فکر فرو رود…

    احمدی: دقیقا…

    یاری: البته در واقعیت نمونه‌هایی هست که فرد با یک لگد اخته شده است.

    احمدی: اصلا فکر کنیم که چنین امری درست است، اما تماشاچی با چنین پایانی نباید سینما را ترک کند. یک فضای تلخ و سیاه را در فیلم ایجاد کرده‌اید و بعد به دلیل وجود یک سکانس مخاطب با خنده سالن را ترک می‌کند و همین مساله سبب می‌شود که مخاطب کل فیلم را جدی نگیرد.

    خسروآبادی: البته تعداد کسانی که خندیدند زیاد نبودند، چرا که چیز خنده‌داری در فیلم وجود ندارد.

    احمدی: به نظر من این سکانس از فیلم، خنده‌دار است و حتی در همان اکران مردمی ۴۰ درصد از مخاطبان خندیدند. ببینید بحث من در حال حاضر خنده مخاطب نیست بلکه تطهیری است که شهباز در آخر داستان می‌شود. تاکید می‌کنم که خودم این سکانس گریه را اشتباه بازی کردم، با گریه سوزناکی که این آدم می‌کند، انگار در حال تطهیر خود است، در صورتی که تطهیر نمی‌شود.

    خسروآبادی: مهم این بود که بتوانیم نیمه تاریک ماه را ببینیم، به‌عنوان مثال آدم‌هایی مانند بیجه که یک متجاوزگر معروف است، در آن زمان و بعد از دستگیری بیجه رسانه‌ها اعلام کردند که بیجه در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته است. حرف‌هایی که بیجه در دادگاه می‌زد باعث می‌شد که شنونده در یک لحظه برای بیجه دلسوزی کند و به آن به چشم قربانی نگاه می‌کند.

    احمدی: شما به خاطر اینکه یک نفر بلایی سرت آورده، چرا باید همان بلا را سر دیگران بیاوری و در نهایت به دنبال بخشش از سوی جامعه باشد. شهبازی که در انتها فیلم نشان داده می‌شود، به گونه‌ای است که مخاطب به آن می‌خندد یا دلش برای او می‌سوزد، که این ۲ کاملا خطا است. اگر سکانس آخر نبود، بی‌شک تماشاچی قانع می‌شد و هرکسی می‌توانست پایان خاصی را برای خود تصور کند. اما وقتی من این سکانس را سوزناک و با گریه بازی می‌کنم کاملا غلط است، معتقدم که باید ماجرای اصلی را با قدرت برای خورشید تعریف می‌کردم نه اینکه مظلومانه و با گریه بگوید که رعنا به من لگد زد و باعث اخته شدن من شده است.

    یاری: شهباز می‌گوید اگر یکی از مردم روستا بفهمد که چه بلایی سر من آمده است هیچ چیزی برای من باقی نمی‌ماند و نگران جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند.

    احمدی: تاکید می‌کنم که این سکانس را اشتباه بازی کرده‌ام البته این را هم نمی‌دانستم فیلم قرار است اینگونه تدوین شود. اگر این سکانس همچنان به گونه‌ای نشان داده می‌شد که صحبت‌های شهباز از سوی مخاطب شنیده نشود، بسیار بهتر بود و تماشاچی از تخیل خود استفاده می‌کرد که بداند چه اتفاقی برای فیلم رخ داده است. معتقدم که با خنده مخاطب، فیلم باخته است. در یکی از سکانس‌ها حامد کمیلی در مرداب به شهباز شلیک می‌کند و این نشان می‌دهد که یک جایی غیرت این فرد قمارباز و دائم الخمر بالا می‌زند و به شهباز شلیک می‌کند که از نظر من این لحظه بسیار خوبی است و باید در همین سکانس همه چیز تمام می‌شد.

    * مساله دیگر این است که انگار مردان این روستا کاری جز قمار ندارند!

    یاری: کاراکتر شهباز و بسیاری از مردانی که در این روستا زندگی می‌کنند، لنج‌هایی هستند که به گل نشسته اند، لنج‌هایی که دیگر دل به دریا نمی‌زنند و تبدیل به قمارخانه شده شکل گرفته است. لنج‌هایی که در این فیلم می‌بینید همان لنج‌هایی است که بعد از توافق ایران با روسیه در اختیار ماهی گیران قرار گرفت تا بتوانند ماهی کیلیکا سید کنند. صاحبان لنج‌ها در ۲ ماه اول کلیکا گرفتند و ماه بعد هیچ خبری از کلیکا نبود، بعد تصمیم می‌گیرند که اوزون برون صید کنند که باز هم متوجه می‌شوند این ماهی نیز در دریا نیست، این مشکل تنها برای ماهی‌ها و ماهیگرها رخ نداده است بلکه درباره بسیاری از موارد روس‌ها سر مردم ما کلاه گذاشته‌اند.

    * شما که اینقدر نگاه سیاسی به همه چیز دارید و سعی در نقد دولت‌ها دارید، برای نشان دادن این معضلات چرا فیلم سیاسی نساختید؟

    یاری: متاسفانه این مشکل بزرگی است که مهمترین حرف‌هایمان سریع سیاسی می‌شود، مسایلی که مطرح می‌کنم مسائل جامعه شناختی است که برمبنای علوم اجتماعی شکل گرفته است. اگر بخواهم برمبنای علوم سیاسی حرف بزنم آن وقت به گونه دیگر حرف می‌زنم.

    * رعنا در این فیلم یک زن مستقل تحصیل کرده است که آنقدر جسارت داشته است بعد از اتفاق‌هایی که برایش رخ داده است دوباره به همان روستا باز می‌گردد، چنین زن مستقلی چرا نباید از همان ابتدا مشکلی که برایش پیش آمده را به کسی بگوید؟

    احمدی: بیشتر از اینکه رعنا نگران گفتن واقعیت باشد، این شهباز است که نگران برملا شدن واقعیت است. چرا که برای رعنا اتفاقی رخ نداده و این شهباز است که دچار مشکل شده است و نگران نگاه مردم روستا است و اینکه دیگر کسی حرف آن را نخواند. معتقدم رعنا هیچ نگرانی نداشته است و چیزی نبوده است که بخواهد تعریف کند و همین نگاه از قدرت او سرچشمه می‌گیرد و بعد از آن سال‌ها از این ماجرا گذاشته است برای چه کسی می‌خواهد آن را تعریف کند. اما وقتی که دخترش گم می‌شود به این فکر می‌کند که شهباز دختر را دزدیده است تا همان بلایی که سر او نیاورده است سر دختر بیاورد.

    * به هر حال سکوت زن دربرابر مشکلاتی از این قبیل، تبدیل به یک معضل در جامعه شده است و سینما می‌تواند به زنان این جسارت را بدهد که در برابر این مشکلات سکوت نکنند.

    خسروآبادی: رعنا بعد از ۱۶ سال به روستا بازگشته است و حالا باید به همه بگوید که زمانی در معرض تجاوز قرار گرفته است؟ چه کسی چنین کاری می‌کند، اما شرایطی پیش می‌آید که به خورشید و به همسرش می‌گوید. البته این را باید بگویم که ما وظیفه هدایت و ارشاد آدم‌ها را نداریم.

    * من با شما مخالف هستم، سینما به عنوان یک رسانه نقش آگاهی دهنده به جامعه را دارد و باید از چنین فرصت‌هایی استفاده کند.

    خسروآبادی: نمی‌توان با استفاده از سینما دستورالعمل صادر کنیم که اگر به زنی تجاوز شد به همه بگوید. البته در طول قصه این مساله را به نزدیکان خود می‌گوید.

    یاری: رعنا ترسی از گفتن واقعیت ندارد و به شهباز می‌گوید که دیگر ترسی از تو ندارم. زمانی هم که به شوهرش می‌گوید یک خشونت جدید شکل می‌گیرد و شوهر رعنا به شهباز شلیک می‌کند. جامعه امروز ما جامعه خشنی است و هرچیزی می‌تواند به خشونت تبدیل شود.

    خسروآبادی: درباره خنده مخاطب باید بگویم شاید در سالن بخشی از مخاطبان خندیدند اما احساس می‌کردم که این خنده بسیار تلخ بود. رعنا نماینده قشر فاخر و جنگنده است و خورشید نماد یک زن عام که ابتدایی‌ترین چیزها از او گرفته شده است. در حال حاضر زنان بسیاری داریم که به شدت کور و کر هستند و حرف زدن بلد نیستند.

    * شما در این فیلم یک روستا را نمایش می‌دهید که تقریباً همه در آن با لهجه گیلکی حرف می‌زنند، اما برخی از نقش‌ها که زاییده همین روستا هستند لهجه ندارند.

    یاری: در مورد پسرخاله رعنا درست می‌گویید، اردوان باید لهجه داشته باشد که متاسفانه این اتفاق رخ نداد مانند خیلی از چیزهای دیگری که باید می‌شد اما نشد. سینمای مستقل به دلیل بضاعت کمی که دارد خیلی وقت‌ها خیلی چیزها را از دست می‌دهد و خیلی وقت‌ها نیز با حمایت‌هایی که از آن می‌شود می‌تواند در سخت ترین شرایط حرف خود را بزند و نباید فراموش کرد که کار در سینمای مستقل بسیار سخت است.

    احمدی: کار در سینمای مستقل بسیار سخت شده است سینما در کمترین حالت خود نیازمند بودجه‌ای نزدیک به ۳ میلیارد تومان است. این فیلم در شرایطی ساخته شده است که گاهی از شدت سرما مجبور بودیم در ماشین خودمان را گرم کنیم، حتی یک بار هم در یک رستوران پناه بگیریم. کار در سینمای مستقل بسیار سخت است.

    * برای اکران یک فیلم مستقل مانند «لیلاج» و دریافت سانس‌های مناسب با مشکل مواجه شدید؟

    یاری: متاسفانه سانس‌های بدی برای این فیلم در نظر گرفتند حتی ما سانس ۲۳:۵۰ دقیقه هم داشتیم، حتی گاهی سانس‌هایی که از قبل در اختیار فیلم گذاشته‌اند را می‌گیرند، به عنوان مثال سینمای کورش را با تعدادی سانس در اختیار فیلم می‌گذارند، از بین این سانس‌ها ساعت‌هایی که مخاطب ندارد، فیلم را نشان می‌دهند و سانس‌هایی که مخاطب به سینما می‌آید را با بهانه اینکه بلیتی فروخته نشده، از ما می‌گیرند. این درحالی است که قرارداد فیلم به گونه‌ای دیگر است و سینما موظف است که این سانس‌ها را در اختیار فیلم بگذارند. از روزی که این فیلم در سرگروه فرهنگ اکران شد، فروش این فیلم ۲برابر شده است.

    * آقای ابوالقاسمی‌نژاد نظر شما به عنوان تهیه‌کننده فیلم، درباره استقبال مردم از «لیلاج» و فروش گیشه چیست؟

    ابوالقاسمی‌نژاد: از ابتدا می‌دانستم که ساخت چنین فیلمی با سختی همراه است و باید بگویم که این فیلم را از سر لجبازی ساختم چرا که بسیاری از کسانی که قول حمایت و همکاری در ساخت این فیلم را داده بودند، پا پس کشیدند و من هم تصمیم گرفتم «لیلاج» را در هر شرایطی جلوی دوربین ببرم.

  • «منطقه پرواز ممنوع» خودباوری را در نوجوانان تقویت می‌کند

    «منطقه پرواز ممنوع» خودباوری را در نوجوانان تقویت می‌کند

    حجت الاسلام رفیعی کارشناس دینی رسانه در گفتگو با خبرنگار مهر درباره فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» به کارگردانی امیر داسارگر و تهیه کنندگی حامد بامروت نژادغم‌بار نبودن را مهم‌ترین جنبه فیلم برشمرد و گفت: غالبا اینگونه فیلم‌ها با خبرهای غم‌انگیز تمام می‌شود و این روی بیننده اثر می‌گذارد اما این فیلم تنها موردی بود که من دیدم با خوشی و با یک خبر حیات، زندگی و امید تمام شد.

    وی افزود: نکته مهم دیگر فیلم خسته کننده نبودن و نداشتن دیالوگ‌های طولانی است. یعنی بیننده احساس نمی‌کند باید در یک سکانسی از فیلم زیاد بماند و دائما در حال تغییر و تحول‌های مختلف بود.

    این کارشناس دینی رسانه همچنین عنوان کرد: نکته قابل توجه دیگر این فیلم این است که دنیای مردمی و کودکی را با دنیای مهم نظامی و مسائل هسته‌ای و مسائل امنیتی آمیخته بود.

    وی دشمن شناسی را از دیگر پیام‌های فیلم برشمرد و اضافه کرد: این فیلم این پیام را داشت که نباید گول ظاهر را خورد. ممکن است یک فعالیتی به اسم شکار بوده اما با نیت جاسوسی باشد یا به اسم دوستی بوده اما با قصد دشمنی انجام گیرد و نباستی طبق تاکید رهبری دشمن را ولو ضعیف کوچک شمارد.

    حجت الاسلام رفیعی با بیان اینکه عده‌ای در داخل و خارج خودباوری را تضعیف می‌کنند، عنوان کرد: این فیلم دارای پیام خودباوری برای جوانان و نوجوانان است. همچنین نترسیدن، شجاعت و باور به توانایی جوانان را که تاکید نظام و رهبری برای سپردن بار مسئولیت به نسل چهارم هست را تقویت می‌کند. به علاوه به بچه‌ها می‌فهماند درس خوب است، اما خلاقیت و نوآوری در کنار درس می‌تواند خیلی در آینده راهگشا باشد.

    وی در پایان با تاکید بر اینکه پیام‌های فیلم نه برای یک قشر خاص که برای همه‌ اقشار و خانواده‌های کشور مناسب است، بیان کرد: همه خانواده‌ها اعم از مذهبی و غیر مذهبی نگران آینده بچه‌هایشان از نظر کاری، امید و اصلاح  هستند از آنجاکه فیلم خیلی روی بچه‌ها موثر هست و من درخواستم از خانواده‌ها این است که بروند و فیلم را ببینند و اصلا کاری به واژه‌های انقلابی و انقلابی‌گری نداشته‌باشند، چراکه این فیلم پیام‌هایی دارد که اصلا ارتباطی با این دست واژه ها ندارد. من توصیه می‌کنم خانواده‌ها در کنار همه فیلم‌هایی که تفریحی می‌روند در سینما می‌بینند، این فیلم را با پیام تاثیر دینی و حتی غیردینی و اخلاقی و امیدبخشی ببینند که بسیار موثر است.

  • آثار راه یافته به جشنواره تئاتر مان مشخص شدند

    آثار راه یافته به جشنواره تئاتر مان مشخص شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر، دومین جشنواره تئاتر مان توسط مرکز آفرینش‌های هنری تئاتر مان و با دبیری محمدحسین میربابا از ۸ دی‌ماه سال جاری آغاز می شود و تا ۱۳ دی‌ماه در محل تماشاخانه جمشید مشایخی ادامه خواهد داشت. همچنین کارگاه‌های تخصصی جشنواره از ۳ تا ۷ دی ماه در محل تماشاخانه و با حضور علاقه‌مندان به تئاتر در هر ۲ بخش بزرگسال و کودک‌ و نوجوان برپا می‌ شود.

    داوری جشنواره را غزل اسکندرنژاد، عباس جمالی و ابوالفضل کاهانی در بخش بزرگسال و همچنین آناهیتا غنی‌زاده و منوچهر اکبرلو در بخش کودک‌ونوجوان بر عهده دارند.

    در مراسم اختتامیه جشنواره که ۱۴ دی ماه در سالن سنگلج برگزار خواهد شد از بهترین‌ها در شاخه‌های کارگردانی،‌ نمایشنامه‌نویسی، بازیگری نقش مرد، بازیگری نقش زن، چهره‌پردازی،‌ طراحی صحنه و لباس، موسیقی، عکس و طراحی پوستر تجلیل می شود. به بهترین اثر از نگاه مخاطبان و بهترین اثر از نگاه داوران نیز جوایزی تعلق خواهد گرفت.

    همچنین آثار برگزیده از امکان اجرای عموم در سالن مشایخی نیز بهره‌مند می شوند. علاوه بر این در مراسم اختتامیه و با حضور جمعی از اهالی هنر مراسم بزرگداشت هنرمند پیشکسوت جمشید ملک‌پور برگزار خواهد شد.

    حدود ۱۰۰ متن در ۲ بخش بزرگسال و کودک‌ونوجوان و از سراسر کشور به دبیرخانه جشنواره ارسال شده که پس از بررسی و بازخوانی، ۲۸ متن در بخش بزرگسال و ۱۷ متن در بخش کودک‌ و نوجوان به مرحله بازبینی راه یافتند. از این تعداد و پس از بازبینی و جمع‌بندی نهایی، ۱۲ اثر از تهران و شهرستان در بخش بزرگسال و ۶ اثر از تهران و شهرستان در بخش کودک‌ و نوجوان به بخش رقابتی جشنواره راه یافتند.

    آثار پذیرفته شده بدون اولویت عبارتند از:

    بخش بزرگسال

    ۱- مصاحبه به نویسندگی محمد رحمانیان و کارگردانی افشین زعیم

    ۲- اگر من کسی رو نکشم، کسی من رو نمی‌کشه به نویسندگی و کارگردانی جواد رحیمی

    ۳- طناب به نویسندگی و کارگردانی بهزاد مجیدی (اقتباس از فیلمنامه طناب اثر آلفرد هیچکاک)

    ۴- کوپه به نویسندگی و کارگردانی نسیم عربانی

    ۵- ادیپوس به نویسندگی و کارگردانی مرتضی صفری (اقتباس از نمایشنامه ادیپ شهریار اثر سوفوکل)

    ۶- ئازا به نویسندگی و کارگردانی نسرین احمدخانی (زنجان)

    ۷- بند لباس به نویسندگی و کارگردانی کیان مرادی

    ۸- هتل ممنوعه به نویسندگی و کارگردانی شکیلا علی‌پناهی (اقتباس از نمایشنامه سوءتفاهم اثر آلبر کامو)

    ۹- دیوار دریا به نویسندگی و کارگردانی روزبه زیوری

    ۱۰- خواستگاری به نویسندگی مهدی میرباقری و کارگردانی رضا کاشی‌لو

    ۱۱- مکعب به نویسندگی و کارگردانی امیررضا فدایی (بجنورد)

    ۱۲- این سو، آن سو به نویسندگی فلوریان زِلِر و کارگردانی یوسف محمدی

    بخش کودک و نوجوان

    ۱- آدم‌برفی و مترسک به نویسندگی مهدی مهدی‌آبادی و کارگردانی مصطفی دِهِشت (کرمانشاه)

    ۲- بن‌بست به نویسندگی و کارگردانی نرگس اصغری

    ۳- مسابقه تئاتر به نویسندگی و کارگردانی مهدی ملکی

    ۴- من یک دختر هستم به نویسندگی صبا صباغ و احسان جاوید و کارگردانی صبا صباغ

    ۵- خنده‌نامه به نویسندگی هادی کیانی و محسن عمادی و کارگردانی هادی کیانی (اصفهان)

    ۶- اجازه ما نخوندیم (کیارستمی) به نویسندگی و کارگردانی داوود زارع