به گزارش خبرگزاری مهر، «جشن تولد خورشید» شامگاه جمعه ۲۹ آذر در مجموعه تئاتر محراب برگزار می شود. در این برنامه جواد انصافی در نقش حاجی فیروز، آیینهای ایرانی شب یلدا که این روزها از یادها رفتهاند و کمتر در آیینهای شب یلدای خانواده های استفاده میشوند را معرفی و تعدادی از آنها را اجرا میکند.
همچنین نمایش خیمه شب بازی «ننه سرما» به کارگردانی علی جباری، هنرمند روشندل اجرا میشود.
در بخش دیگری از مراسم حسین ظاهری، مجلس نقالی برپا میکند و نقل نبرد فریدون و ضحاک را میخواند.
این آیین ساعت ۱۶ در مجموعه تئاتر محراب واقع در تقاطع خیابان ولیعصر و امام خمینی، روبهروی موزه قرآن، آغاز میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی استودیو هورخش، انیمیشن ایرانی «آخرین داستان» به نویسندگی و کارگردانی اشکان رهگذر به عنوان یکی از ۳۴۴ فیلم واجد شرایط به بخش رقابتی بهترین فیلم نود و دومین دوره جوایز سینمایی اسکار راه یافت.
حضور «آخرین داستان» در رقابت اسکار بهترین فیلم در حالی اتفاق افتاده است که این انیمیشن ایرانی پیش از این به لیست آثار رقابتکننده در بخش بهترین انیمیشن مراسم اسکار ۲۰۲۰ نیز راه یافته بود.
تاکنون نمایندگان سینمای ایران در رقابت آکادمی اسکار تنها در بخش فیلم خارجی زبان حضور داشتهاند. این نخستین بار است که فیلمی از سینمای ایران در بخش اصلی شاخه بهترین فیلم اسکار پذیرفته میشود.
آکادمی علوم و هنرهای سینما لیست ۳۴۴ اثر واجد شرایط برای رقابت در بخش بهترین فیلم سال را دیروز سهشنبه ۱۷ دسامبر منتشر کرده است و در آن آثار بزرگی چون «مرد ایرلندی»، «جوکر»، «انتقامجویان: پایان بازی» و «کاپیتان مارول» وجود دارد.
داستان این فیلم برداشتی آزاد از داستان «ضحاک» شاهنامه فردوسی است. پرویز پرستویی، لیلا حاتمی، حسن پورشیرازی، اشکان خطیبی، بیتا فرهی، حامد بهداد، شقایق فراهانی، اکبر زنجانپور، باران کوثری، حسن پورشیرازی، ملیکا شریفینیا، بانیپالشومون، روزبه فرخنعمتی، بیتا فرهی، مجید مظفری، زهیر یاری صداپیشگان انیمیشن «آخرین داستان» هستند.
تولید این اثر که نزدیک به ۱۰ سال طول کشیده است و کمپانی «sky entertainment ۷» در کنار استودیو هورخش پخش جهانی انیمیشن آن را برعهده دارند.
به گزارش خبرگزاری مهر، مینا وحید بازیگر سینما و تلویزیون که چندی پیش با فیلم کوتاه «کرمچاله» برنده جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره مادرید شد قرار است در نمایش «دزدان شماره ۴۳» به ایفای نقش بپردازد.
این اثر نمایشی به کارگردانی شاهین صادقیان بر اساس نمایشنامه «همه دزدها که دزد نیستند» اثر داریو فو نویسنده شناخته شده ایتالیایی نوشته شده است.
«دزدان شماره ۴۳» از اول دیماه در پردیس تئاتر سپند به نمایش درمیآید.
وحید پیش از این با بازی در فیلمهایی مثل «دوران عاشقی» و «کفشهایم کو» و سریالهای «بانوی عمارت» (که در حال پخش از آیفیلم است) و «شهرزاد» بازی در سینما و تلویزیون را تجربه کرده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از واحد ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه تئاتر شهر، قطب الدین صادقی نویسنده و کارگردان نمایش «چُنور» که این روزها در تالار چهارسوی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است با اشاره به محتوای متفاوت این اثر نمایشی گفت: نمایش «چنور» یک اثر نمایشی عاشقانه است که در برگیرنده حسرت و آرزوهای نسلی است که من تلاش کردم با روایت یک داستان این شرایط را به تصویر بکشم. به هر حال همین نسل در شرایط بسیار دشوار و سختی حضور داشتند که من کوشش کردم با نگاهی به یک داستان واقعی اثری را روی صحنه ببرم که دارای اندیشه و تفکری است که با تمام وجودم آن را حس کرد.
این کارگردان و مدرس شناخته شده تئاتر کشورمان درپاسخ به پرسشی مبنی بر انتخاب یک نمایشنامه تک شخصیتی برای اجرای نمایش «چنور» خاطر نشان کرد: در این نمایشنامه فضای داستانی به شکلی طراحی و ایده پردازی شده که فقط باید یک شخصیت در محوریت اصلی حضور داشته باشد. چرا که در غیر اینصورت نمایش این «تنهایی» چه در شکل و چه در محتوا با اضافه کردن شخصیت های دیگر غیر ممکن بود. شرایطی که من در نمایش های «مویه جم» و «سحوری» نیز تجربه کرده بودم و علاقه مند بودم که این تنهایی عاشقانه با تکیه بر آرزوهای یک نسل سوخته پیش روی مخاطبان قرار گیرد.
وی درباره انتخاب عنوان نمایشنامه هم توضیح داد: «چنور» نام گیاهی بسیار خوشبو در منطقه کردستان است که به عنوان یکی از نام های دخترانه این منطقه استفاده می شود. به اعتقاد من واژه چنور در اینجا نماد نسلی است که در دو تصویر موازی در هم شکسته از روزمرگی و تنهایی فلسفی فرار کرده و این بار می خواهد دوست داشتن را بیاموزد. اما این نسل به دلیل بحران های مختلف اجتماعی و شرایط سخت، جوانی خود را به شکلی می گذارند که مردمان دورانش را خشم گرفته است. به هر حال در نمایش «چنور» عشق و مهر سخن اول و سرخوردگی از سراب غربت و عقل کاذب سخن آخر را می گوید.
نمایش «چنور» به نویسندگی و کارگردانی قطب الدین صادقی و بازی فرشید گویلی هر روز غیر از شنبه ها ساعت ۲۰ در تالار چهارسو به مدت زمان ۶۰ دقیقه روی صحنه می رود.
فرشید حیدری طراح صحنه، افسانه قلی زاده طراح چهره پردازی، نیوشا صادقیان طراح لباس، میثم صفری طراح نور، فرید ستاربخش طراح پوستر، اخترتاجیک عکاس، کیوان اسماعیلی عکس و گرافیست، کیوان اسماعیلی دستیار کارگردان، اهورا علیزاده و مارال علیپور گروه کارگردانی، سعید مصطفایی مدیر صحنه، محمد متحدی، حسن نصیریان، کامیار خزاعی گروه صحنه و ساخت دکور، کامبیز معماری مجری گریم، حسین اکبری مجری نور، ایوب محمد نیا، دانیال اربابی مشاور رسانه، ندا کاوندی و مهران عشریه روابط عمومی گروه اجرایی نمایش «چنور» را تشکیل می دهند.
برای کسب آخرین اطلاعات و اخبار تئاتر شهر به سایت این مجموعه به آدرس www.teatreshahr.com و کانال تلگرام Tehran_city_theater@ مراجعه کنید.
به گزارش خبرنگار مهر، به مناسبت روز جهانی مهاجران، مراسم رونمایی چهار اثر از گروه تئاتر «نقش خیال» به سرپرستی حسن علیکرمی و با مدیریت هانیه تجریشی پنجشنبه ۲۸ آذر از ساعت ۱۳ تا ۱۶ در کتابخانه و موزه ملی ملک برگزار میشود.
این چهار رونمایی شامل موارد زیر میشود:
۱- افتتاح نمایشگاه ۶۰ تابلوی عکاسی از نمایش «مهاجران» که به مدت ۲ هفته از ۲۸ آذر تا ۱۲ دی از ساعت ۸ تا ۱۶ به غیر از جمعهها دایر خواهد بود. عکس های نادر پیرزاده، شهرام سلیمینژاد، محمد نظری، مریم اصلانی، امیررضا هرمزی، علی اصغر اظهاری خوشکار، فرهاد مقامی اصل و فرناز محمد در این نمایشگاه به نمایش گذاشته می شود.
۲- رونمایی از نمایشنامه «مهاجران» که توسط نشر افراز منتشر شده است و علاوه بر متن اثر شامل عکس های رنگی اجرای این نمایشنامه هم می شود که در پایان کتاب به چاپ رسیده است.
۳- رونمایی از فیلم تئاترِ «مهاجران» به همراه نسخه زیرنویس انگلیسی.
۴- رونمایی از نمایشنامه جدید حسن علیکرمی با عنوان موقت «کلاه های او» که بر اساس داستانی از هوشنگ مرادی کرمانی نوشته شده است.
این مراسم از ساعت ۱۳ تا ۱۶ ادامه دارد که شامل بازدید از موزه (ساعت ۱۳ تا ۱۳:۴۵)، مراسم رونمایی (۱۳:۴۵ تا ۱۵) و بازدید از گالری عکس، خرید کتاب و پذیرایی (۱۵ تا ۱۶) خواهد بود.
این مراسم در تهران، بین میدان امام خمینی و خیابان سی تیر، داخل سر درِ باغ ملی، کتابخانه و موزه ملی ملک برگزار میشود.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: هرچند تب و تاب واکنشهای مثبت و منفی اولیه نسبت به مستند «ایکسونامی» فروکش کرده است اما این مستند هنوز در ابتدای راه عرضه فراگیر و مواجهه با گروههای هدف مخاطبانش قرار دارد؛ مستندی که کارگردانش صراحتاً میگوید آن را با هدفگیری مخاطبان عام ساخته و حتی به فکر اکران عمومی آن در سینماها است.
محسن آقایی کارگردان «ایکسونامی» همزمان با هفتههای نخست رونمایی از این مستند، به خبرگزاری مهر آمد تا در گفتگویی صریح درباره بخشی از مسائل مرتبط با متن و حاشیه این مستند توضیحاتی ارائه کند.
آقایی در بخش نخست این گفتگو به دلایلی غیبت «ایکسونامی» در جشنواره «سینماحقیقت» بهعنوان مهمترین ویترین رسمی سینمای مستند پرداخت و همزمان درباره انتخاب شعار حاشیهساز «خاطرات یک پورن استار» برای این مستند، مباحثی را مطرح کرد.
بخش دوم و پایانی گفتگوی خبرگزاری مهر با محسن آقایی کارگردان مستند «ایکسونامی» را در ادامه میخوانید؛
* اشارهای به این مسئله داشتید که چون در آمریکا زندگی نکردهاید، مبتنیبر مطالعاتتان به یک تحلیل نسبت به جامعه آمریکا رسیدهاید. از این منظر فکر میکنید چقدر روایت شما در «ایکسونامی» از تحولات اجتماعی آمریکا میتواند دقیق باشد؟
طبیعتاً من در آن جامعه زیست نکردم اما از نتایج و تحقیقات افرادی استفاده کردهام که در آنجا زیستهاند. تمام دادههایی که در فیلم ارائه شده است، یا از مراکز و ارگانهای رسمی ایالاتمتحده است که برخی از آنها حتی نشانی اینترنتیشان به دات جی او وی (gov.) ختم میشود که یعنی یک مرجع دولتی و رسمی هستند. بخش دیگری از دادهها هم برآمده از تحلیل و جمعبندی جامعهشناسان و مردمشناسانی است که در آمریکا به دنیا آمدهاند، زندگی کردهاند و برخی هم مردهاند!
* با توجه زمان بلندی که صرف تحقیق بر روی این سوژه کردهاید، از چه مرحلهای بود که احساس کردید میتوان براساس این دادهها مستندی ساخت…
از ابتدا دورنمای من ساخت مستند بود. زمانی که آن کتاب تحقیقی درباره انقلاب جنسی در آمریکا را خواندم، مهمترین چالشم این بود که چرا وقتی این حجم از دیتا و اطلاعات پژوهشی در این زمینه وجود دارد، هنوز ملت ما چیزی درباره آن نمیدانند. به این جمعبندی رسیدم که مشکل اصلی در مدیوم ارائه این تحلیلها و دادهها است. شروع کار من در حوزه رسانه، براساس «مسئله» بوده است. من از جنس «هنر برای هنر» نیستم. قائل به این هستم که هنر رسالتی دارد و از آنجایی که ما مستندساز بودیم، از ابتدا میدانستم که باید براساس این دادهها مستندی ساخته شود.
* به فکر چرخه اداری دریافت مجوز برای این مستند هم بودید؟
واقعیت این است که غیر از تلویزیون که ملاحظات عجیبوغریب قومی، ملی، سیاسی و حاکمیتی دارد و محیط خاصی بر آن حاکم است، معتقدم در فضای رسانهای ایران هر آن کسی که ریگی به کفش نداشته باشد، هر کار که بخواهد میتواند انجام دهد. هر محتوای سالمی را در ایران میتوان تولید و توزیع کرد. بماند که برخی محتواهای ناسالم هم در این سالها تولید و پخش شده و آب هم از آب تکان نخورده است!
* در هیچ مرحلهای برای ساخت «ایکسونامی» اقدام به درخواست مجوز از هیچ نهادی نداشتید؟
هیچ مستندی برای ساخت نیاز به هیچ مجوزی ندارد، مگر اینکه فرآیند تولید آن مانند یک فیلم سینمایی آنقدر بیگپروداکشن و عظیم باشد که به ریسک آن نیرزد که بدون پشتوانه مجوز ساخت، بخواهید آن را بسازید. در این موارد معمولاً برای تضمین پخش، بهتر است مجوز ساخت هم اخذ شود.
* با این تعبیر «مجوز» برای مستندسازی یک انتخاب است نه یک الزام قانونی.
بله. شما همین امروز بروید ارشاد و تقاضای فرم دریافت پروانه ساخت برای یک فیلم مستند بدهید، فکر نمیکنم چنین فرمی وجود داشته باشد! البته شخصاً هیچوقت مراجعه نکردهام اما فکر میکنم آنقدر درخواست شاذی است که کمتر مستندسازی برای آن اقدام میکند. حتی خیلیها برای نمایش هم مجوزی دریافت نمیکنند…
* اما درباره مستند «ایکسونامی» ماجرای نداشتن پروانه نمایش و انتشار نامهای به امضای آقای فرجی (مدیرکل دفتر عرضه و نمایش فیلم سازمان سینمایی) حاشیههایی را به همراه داشت. واقعاً برای نمایش اقدام به دریافت مجوز نکرده بودید؟
واقعیت این است که آنقدر از نظر پیشفرض برایمان بدیهی بود که نیازی به مجوز نیست که حتی نمیدانستیم باید اقدامی در این زمینه داشته باشیم. اساساً مراسم رونمایی از یک مستند که یک رویداد واحد است و در یک نوبت تمام میشود، حکم اکران ندارد و آنقدر عرف حاکم اینگونه بوده که فیلمی در یک جمعی نمایش داده شده و بعد هم مراسم تمام شده، که فکر نمیکردیم نیاز به مجوزی باشد. حتی جالب است بدانید در همان روز رونمایی از «ایکسونامی» دو فیلم دیگر هم رونمایی داشتند و حتی در فضای رسانهای نامشان هم مطرح نشد. کسی هم روحش خبردار نشد. آنقدر این مسئله در میان مستندسازان عرف است که واقعاً نمیدانستیم برای رونمایی نیاز به چنین مجوزی است.
فلسفه وجودی و کارکرد «مجوز» چیست؟ فلسفه وجودیاش این است که یک محتوای مورد تأیید و فاقد مسمومیتهای فرهنگی به دست مخاطب برسد. برای تشخیص این سلامت، مستند «ایکسونامی» را پیشتر برای افراد و مراکزی که حساسیتهایشان بهمراتب بیشتر از ارشاد است اکران کرده بودیم و آنها تأیید کرده بودندکجا قضیه درباره این فیلم حاشیهساز شد؟ آنجا که برخی براساس انگیزههایی که واقعاً نمیدانم از سر لجبازی بود و یا حتی شاید با نیتهای خیر، شروع به فضاسازی علیه فیلم کردند. قصه این است که براساس عرف، حتی مایی که چندین سال است مستندسازی میکنیم، نمیدانستیم که قانونی وجود دارد که هر نمایشی از فیلم مستند ولو یک بار نیاز به مجوز دارد…
* یعنی چنین قانونی وجود داشت؟
بله وجود دارد. نکته مهمتر اما این است که ما بنای دور زدن قانون را نداشتیم. اگر یک درصد احساس میکردیم در این زمینه ممکن است ارشاد ورود کند و انقلتی داشته باشد، حتماً پیش از آن اقدام به دریافت مجوز میکردیم. چه اینکه مطمئن هستیم این فیلم کاملاً قابل پخش است و باید هم به آن مجوز داده شود.
* در حال حاضر اقدام کردهاید؟ در چه مرحلهای است؟
بله اقدام کردیم. فقط یک محدودیتی در نظر گرفتهاند و آن اینکه «نسخه نهایی نهایی» فیلم را باید برای دریافت مجوز ارائه کنیم و با توجه به اینکه برخی مباحث فنی کارمان هنوز نهایی نشده، طبیعتاً منتظر نهاییشدن نسخه هستیم. درباره آن جلسه رونمایی هم که به نامه آقای فرجی اشاره کردید، واقعیت این بود زمانی آن نامه منتشرشد که ما دعوتها را انجام داده بودیم و مردم هم آمده بودند و امکان لغو برنامه نبود. به نظر خودم لغو برنامه حاشیهها را پررنگتر میشد. مضاف بر اینکه دوستان قبل از برنامهریزی بهصورت تلفنی هماهنگی انجام داده بودند و به تعبیری مجوز شفاهی صادر شده بود.
یک نکته دیگر را هم بد نیست اشاره کنم و آن اینکه اساساً فلسفه وجودی و کارکرد «مجوز» چیست؟ فلسفه وجودیاش این است که یک محتوای مورد تأیید و فاقد مسمومیتهای فرهنگی به دست مخاطب برسد. برای تشخیص این سلامت، مستند «ایکسونامی» را پیشتر برای افراد و مراکزی که حساسیتهایشان بهمراتب بیشتر از ارشاد است اکران کرده بودیم و آنها تأیید کرده بودند. از روحانیان صاحبنظر تا کارشناسانی که نظرشان برایمان موضوعیت داشت. همه این کار را دیدند و نکاتشان را هم گفتند.
* از منظر مخاطب خودتان فکر میکنید، «ایکسونامی» با توجه به محتوایی که دارد برای عرضه به مخاطب عمومی مناسب است یا باید اکران آن محدود به محافل و گعدههای تخصصی باشد؟
مطلقاً نمیخواستم فیلمی برای صرف کارشناسان بسازم. مضافبر اینکه فیلم من سطحبندیهایی دارد تا با سطوح مختلف ارتباط برقرار کند. گاهی برخی مخاطبان میگویند بخشهایی از روایت گنگ است، میگویم بله و میپذیریم چون تعمداً نقطهگذاریهایی در فیلم دارم که هدفش مخاطبان نخبهتر و کارشناس است. با این فیلم بهدنبال گفتگو و دیالوگ با خیلی از گروهها هستیم اما حتماً آن را برای عموم مخاطبان ساختهام.
* برنامهریزی هم برای اکران آن بر پرده سینماها هم دارید؟
افق اولیهمان این بود که سراغ اکران عمومی هم برویم چرا که با توجه به ظرفیتی که فیلم دارد فکر میکنیم میتواند گیشه موفقی هم داشته باشد. هنوز هم این ایده را داریم. بد نیست یک نکته بامزه درباره انتخاب بازیگر این فیلم هم بگویم که پیشتر جایی مطرح نکرده بودم؛ زمانی که تصمیم گرفتیم برای کاراکتر اصلی بازیگری انتخاب کنیم، سراغ سایتهایی رفتیم که برای همین کار طراحی شده و بازیگران به همراه تصاویر و رزومه کاری در آنها معرفی شدهاند.
وارد سایت شدم و محدودیتهایی که میخواستم از نظر محل سکونت و رنج سنی را اعمال کردم. در میان پیشنهادها یک بازیگر چشمم را گرفت و احساس کردیم به فضای کار ما هم میخورد. با آژانس مرتبطش تماس گرفتیم اما دیدیم خیلی بد جواب و سر بالا جواب میدهند. بعد از چند بار پیگیری احساس کردم میخواهند بپیچانند! سرچ دیگری کردیم درباره آن بازیگر و متوجه شدیم همسر دوم دونالد ترامپ است! (میخندد) دورخیز هم کردیم که بدون هماهنگی آژانس با خودش وارد مذاکره شویم اما از جایی به بعد احساس کردم شدنی نیست و پیگیری را متوقف کردیم.
* بهعنوان جمعبندی اگر فکر میکنید نکتهای از قلم افتاده بفرمایید.
این نکته مهمی برای خود من است که میخواهم مطرح کنم. برای مستند «ایکسونامی» حواشی و فضاسازیهایی شکل گرفته که به نظرم بخشی از آن طبیعی هم بود، اما بخش عمده و بزرگی از آن با یک هدف مشخص شکل گرفت و آن اینکه «ایکسونامی» دیده نشود! میخواستند فیلم برچسب بخورد و مخاطب با پیشداوری به تماشای آن بنشیند. این اتفاق هم عمدتاً از طرف کسانی صورت گرفت که اهل قبیلهگراییهای سیاسی هستند. «ایکسونامی» اما درباره یک تحولی دارد هشدار میدهد که اگر اتفاق بیفتد دیگر چپ و راست نمیشناسد. به معنای واقعی کلمه این سونامی میتواند یک جامعه را دچار آسیبهای سنگین کند.
ما امروز هم از امثال «کیهان» فحش میخوریم که چرا سراغ فلان کاراکتر رفتهایم و هم از طرف مقابل؛ شخصاً اهل این قبیلهگراییها نیستم چرا که بهشدت معتقدم همین قبیلهگراییها باب گفتگو را در کشور ما بسته استما امروز هم از امثال «کیهان» فحش میخوریم که چرا سراغ فلان کاراکتر رفتهایم و هم از طرف مقابل؛ شخصاً اهل این قبیلهگراییها نیستم چرا که بهشدت معتقدم همین قبیلهگراییها باب گفتگو را در کشور ما بسته است. کافی است مسئلهای مانند «حجاب» مطرح شود؛ اساساً نمیتوان درباره این موضوع گفتگو کرد. فضای کشور تبدیل به استادیوم فوتبال شده است و این اتفاق بسیار بدی است.
اشاره کردم در جامعه آمریکا هم همین دوقطبیهای احمقانه شکل گرفته و به آنها آسیب زده است. برای همین در مواردی اساساً گفتگوهایشان پیش نمیرود. اساساً گزارههای مشترک در گفتگوها نیست. کسی ادعا میکند بنزین باید ۳ هزار تومان شود تا عدالت برقرار شود، در مقابل دیگری میگوید این تصمیم غلط است به یک دلیل کاملاً بیربط دیگر! این چه مدل مباحثهای است؟ چرا گزارههای مشترک نداریم در گفتگوها؟ از این منظر مهمترین دغدغهام درباره «ایکسونامی» هم این است که آدمها بدون توجه به تبلیغات و حواشی فیلم را ببینند تا بتوانیم درباره آن گفتگو کنیم. اصلاً شاید به این نتیجه رسیدید که فیلم خزعبلی است، اما ابتدا بیایید فیلم را ببینید بعد درباره آن گفتگو کنیم.
«آزادی بیان» اگر منجر به «شنیدن» نشود چه فایدهای دارد؟ شما تصور کن در پیادهرویی که متهها مشغول سوراخ کردن زمین هستند، همه آزاد باشند آواز بخوانند و هیچکس هم جلوی کسی را نگیرد، اما آیا این آزادی به درد میخورد؟ همه صداها در این هجمه و هیاهو گم میشود. امروز متأسفانه این هیاهوها خیلی زیاد هم شده است بهخصوص از طرف کسانی که اتفاقاً سینه چاک میدهند برای «آزادی بیان»! چرا باید مدعیان آزادی در مواجهه با یک فیلم تصمیم به «بایکوت» و «سرکوب» بگیرند؟
همین شبکه «بیبیسی فارسی» که در میان رسانههای آن ور آبی بیشتر ادای طمأنینه را در میآورد، در مواجهه با این فیلم یک برنامه میگذارد و برای فیلم دیده نشده ۲۰ دقیقه کارشناسانش تحلیل ارائه میدهند! تماسی هم با من داشتند که بیا روی آنتن و درباره «ایکسونامی» صحبت کن که نپذیرفتم. اما واقعاً اگر این اتفاق برعکس میافتاد و مثلاً در تلویزیون ما برنامهای میگذاشتند و درباره یک فیلم هنوز اکران نشده در هالیوود ۲۰ دقیقه کارشناسانش تحلیل و نظر ارائه میکردند، آنها را زیر سؤال نمیبردیم!؟ نامش هم این است که بیبیسی رسانهای حرفهای است!
* استدلالتان برای مصاحبه نکردن با بیبیسی ناظر به ملاحظه اخلاقی و ارزشی خاصی بود؟
نامش ملاحظه اخلاقی نیست. درباره کلمه «ارزش» هم که بنده اساساً قائل به آن نیستم و فکر میکنم ما در دنیای واقعی و سرشار از گزارههای واقعی زندگی میکنیم. در این دنیای واقعی، عقلانیت حکم میکند با رسانهای که تماموقت هدفی جز نابودی تو ندارد، وارد گفتگو نشوی. ورود به چنین گفتگویی موجب مشروعیت بخشی به چنین رسانهای میشود. حاضرم با آن خبرنگار در صفحه شخصیاش در شبکههای اجتماعی درباره فیلمم گفتگو کنم اما با آن رسانه وارد گفتگو نمیشوم.
* حالا که صحبت از رسانههای خارجی شد بد نیست این سوال را هم مطرح کنم؛ مدیر تولید خارج از کشور مستند «ایکسونامی» گفتگویی با شبکه «ایران اینترنشنال» داشت که به نظر گزارههایی را علیه فیلم مطرح میکرد. درباره این فرد و گفتههایش نکتهای ندارید؟
ایشان مدیر تولید ما در خارج از کشور بود و بهنظر نکاتی هم که مطرح کرد علیه فیلم نبود. صرفاً به حضور یک بازیگر بهجای کاراکتر اصلی در فیلم اشاره کرده بود که خود ما در فیلم به آن اشاره کردهایم، باقی موارد هم که یک گزارش صرف درباره فرآیند تولید مستند ما در خارج از کشور بود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره، دبیرخانه سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر فراخوان کارگاه ها و مسترکلاسهای گروه تئاتر اودین به سرپرستی یوجینیو باربا را منتشر کرد.
محوریت این مجموعه کارگاه و مسترکلاسها، بازیگری است و شامل ۳ کارگاه و ۶ مسترکلاس میشود. این برنامه های آموزشی ۱۶ تا ۱۹ بهمن ۹۸ از ساعت ۹ تا ۱۵ در تهران برگزار میشود.
متقاضیان برای ثبتنام تا تاریخ ۵ دی ماه میتوانند به سایت جشنواره به آدرس fitf.theater.ir مراجعه کنند. جزییات کارگاهها و شرایط ثبت نام نیز در سایت جشنواره قرار دارد.
فهرست هنرمندان برای حضور در کارگاهها و مستر کلاسها نیز تا تاریخ ۲۰ دی ماه اعلام میشود. گفتنی است مدیریت کارگاههای آموزشی سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر را میلاد نیک آبادی برعهده دارد.
این رویداد به دبیری نادر برهانی مرند ۱۰ تا ۲۰ بهمن ماه امسال در تهران برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، فیلم سینمایی «گورکن» به نویسندگی و کارگردانی کاظم ملایی و تهیه کنندگی سینا سعیدیان پس از اتمام تدوین به طور همزمان وارد مراحل صداگذاری و موسیقی شد.
این روزها صداگذاری فیلم سینمایی «گورکن» توسط حسین ابوالصدق در حال انجام است و به صورت همزمان مراحل ساخت موسیقی متن این اثر نیز توسط مهدی پناهی انجام میشود.
ویشکا آسایش، حسن معجونی، مهراوه شریفینیا، بهنوش بختیاری، رضا بهبودی، مهدی حسینی نیا، سیاوش چراغی پور و گوهر خیراندیش از جمله بازیگران اصلی فیلم «گورکن» به شمار میآیند و از دیگر عوامل اصلی فیلم نیز میتوان به مدیر فیلمبرداری: مجید گرجیان، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: آلاله هاشمی، تدوین: بابک قائم، طراح چهرهپردازی: محمود دهقانی، مدیرصدابرداری: محمد کیانارثی، طراح صحنه: منیر رضیزاده، طراح لباس: ندا نصر، مدیر تولید: حامد آزادی، عنوانبندی و جلوههای ویژه بصری: امیر مهران، دستیار اول فیلمبردار: داریوش رجائی، منشی صحنه: مهشید صادقی و عکس: یوسف عبدالرضایی، فاطمه تقوی اشاره کرد.
فیلم سینمایی «گورکن» متقاضی حضور در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «باق وحش» نوشته فراز مهدیان دهکردی با کارگردانی امیربهاور اکبرپوردهکردی از ۸ دی در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر اجرای عمومی خود را آغاز می کند. در این اثر نمایشی سید مهدی حسام الذاکرین، آرزو عبدالهی و مائده رفیعی به ایفای نقش می پردازند.
رها جهانشاهی مجری طرح و مدیرتولید، عادل محمدیان طراح نور، امیربهاور اکبرپور دهکردی طراح صحنه، هاجر صمدزاده و محمد فدایی طراح ویدئو، عادل محمدیان طراح ویدئو پروجکشن، آمنه عباسی طراح لباس، مهرداد حبیبیان انتخاب موسیقی و طراح آرایه های صوتی، علی رضامروی دستیار کارگردان، امیر قالیچی مدیر تبلیغات، صالح صمیمی مدیر صحنه، رضا حیدری منشی صحنه، خدیجه احمدی پردازش نور، بابک آذری دهکردی گرافیست و هاجر صمدزاده سازنده تیزر نمایش «باق وحش» هستند.
پیش فروش بلیت های این اثر نمایشی نیز در سایت تیوال آغاز شده است.
«باق وحش» جدیدترین اثر از گروه تئاتر «خورشید» است که از ۸ دی، ساعت ۱۹ در سالن ناظرراده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می رود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانهای پروژه، سکانس پایانی فیلم «دختران هم میمیرند» به نویسندگی و کارگردانی حسن حجگذار روز گذشته ۲۶ آذرماه با حضور بازیگران اصلی در یاسوج فیلمبرداری شد و در حال حاضر فیلم در مراحل فنی قرار دارد.
تدوین توسط محسن دانشوربیری در حال انجام است و ظرف دو، سه هفته آینده فیلم وارد مرحله صداگذاری و ساخت موسیقی می شود.
شهنام شهابی، رضا رویگری، سولماز حصاری، کامران مقدادی، عسل دودمان، آشا محرابی، رامین راستاد و امین بهروزی، مجتبی رضایی، مژگان شهریاری، محمدمهدی زارعی، نوید مزارعی، میلاد گرگین، حسین متین، محمدمهدی زارعی، وحید خالقی، زهرا کهن، مسعود سالاری، محمدرضا حسنزاده، سارا آراسته، فهیمه رحیمی، علیرضا شیخالاسلامی، متین آراسته و ابولفضل فرزاد به همراه هنرمندان نوجوان طاها کانب، لعیا قائدی، علی خالقی، یسنا همتی، یگانه ملکی، آیشین شهریور، بابک رمضانی، آرین شاهرخیان، لیلا اکاشه و علیاصغر زارع گروه بازیگران این فیلم را تشکیل میدهند.
«دختران هم میمیرند» مضمونی اجتماعی دارد و در خلاصه داستانش آمده: «دختران روح دارند و جسم، مردان چشم دارند و فکر … کافیست چشمانت را از دیدنشان دریغ کنی و لحظهای درنگ و نبینی بلندای روحشان را … آنجاست که دختران هم میمیرند … .»
دیگر عوامل پشت دوربین این پروژه عبارتند از تهیهکنندگان: محمدحسین آراسته، فائزه نورینسب، مجری طرح: حسن حجگذار، مدیر فیلمبرداری: حسن اسدی، دستیار اول: مهدی شاهبیگی، قاسم نظری، امیرحسین ارداقی، پشتیبانی فنی: رضا شاهبین، مدیر صدابرداری: محمد امامی، دستیار صدا: مجتبی رضایی، پشتیبانی صدا: محمد امامی، طراح لباس: فائزه نورینسب، دستیار لباس: عسل دودمان، بابک رمضانی، دستیار اول و برنامهریز: بیژن حجازی، دستیار دوم: کامران مقدادی، منشی صحنه: مژگان مظاهری، طراح گریم: رحیم مهدیخانی، مجری گریم: نسرین تازهنام، طراح صحنه: بهرام جمره، دستیار تدوین: علیرضا دلاوری، دستیار صحنه: محمدرضا حسنزاده، عکاس: امیر فائض، مهدی دلخواسته، مدیر تولید: امین بهروزی، جانشین تولید: سروش پرستش، گروه تدارکات: علی زارعی، منوچهر قائدی، معصومه جوکار، مریم همتی، مدیر مالی: زینب آراسته، مدیر هماهنگی: دامون رزمجویی، حمل نقل: علی زارع، منوچهر قایدی، عبدالحسین قنبری، هلی شات: مهدی دبیری، حراست لوکشین: بهرام یاری، مرتضی بزرگمهر.