فریدون میرزالو، مدیرکل سابق دفتر آموزش و حمایت از تولید صنایع دستی در گفتوگو با ایسنا درباره وضعیت بازار این حوزه و برنامههایی که نمیتوان برای رونق بازار صنایع دستی بعد از پایان روزهای کرونایی در نظر گرفت، اظهار کرد: حدودا از اواسط اسفند سال گذشته افت فروش آثار صنایع دستی آغاز شد و اواخر اسفند میزان فروش بسیار پایین آمد. از سوی دیگر تا زمانی که فروش آثار در سال ۹۹ آغاز شود مدت زمان زیادی باقی مانده است. در این میان معاونت صنایع دستی باید با برنامهریزی درست تلاش کند که به رونق بازار کمک کند و در این زمینه تبلیغات زیادی انجام دهد.
او ادامه داد: معاونت صنایع دستی باید به آن دسته از کارگاههایی که دسترسی به بازار فروش ندارند کمک کند تا به بازار معرفی شوند. برخی از تولیدکنندگان تلاش میکنند خودشان را از طریق شبکههای اجتماعی معرفی کنند که اقدام بسیار خوبی است، اما طبیعتا اگر این معرفی از سوی معاونت صنایعدستی صورت بگیرد و با حمایت نیز همراه باشد، در میزان فروش این کارگاهها موثرتر خواهد بود.
میرزالو با بیان اینکه «تمام دستاندرکاران حوزه صنایعدستی سال سختی را در پیش دارند»، خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی معاونت صنایعدستی میتواند حتی کمکهایی را بهصورت بلاعوض به کارگاه هایی که در ورشکستگی هستند اهدا و تلاش کند که بیمه این کارگاهها که تعدادشان هم کم نیست، قطع نشود. همچنین مسئولان امر در معاونت صنایعدستی باید مواد اولیه خوب و باکیفیت در اختیار کارگاهها قرار دهد تا هم تولید راحتتر و هم کیفیت آثار بهتر شود.
این کارشناس صنایعدستی افزود: البته تمام این مواردی که ذکر کردم، راههایی است که عملی نیستند؛ چراکه فکر نمیکنم چنین توانی در معاونت صنایع دستی وجود داشته باشد. بر اساس آمارهایی که پیشتر اعلام شده بود، حدود ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار تولیدکننده صنایعدستی در کشور وجود دارد و این تعداد کمی نیست! با توجه به اینکه تشکلها و تعاونیهای خوبی هم در این حوزه نداریم، طبیعتا برای خدماترسانی به این تعداد باید برنامهریزی خوبی وجود داشته باشد.
میرزالو نقدینگی، تهیه مواد اولیه، دستمزد و … را از مهمترین مشکلات تولید برشمرد و یادآور شد: قیمت مواد اولیه سال گذشته بسیار بالا رفت و حتی می توان گفت دو برابر شد، اما مسئولین اصلا انگار در زمینه بازی نیستند و خبر ندارند که چه اتفاقی در حال وقوع است. اگر تولیدکنندگان نتوانند به مواد اولیه دسترسی داشته باشند چطور میتوان انتظار رونق تولید داشت؟ این در حالی است که چندی پیش وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اعلام کرد که ۶۰۰ میلیون دلار صادرات صنایعدستی وجود داشته که ۲۸۹ میلیون دلار رسمی و باقیمانده صادرات چمدانی بوده است.
او تاکید کرد: اگر واقعا ما این میزان است صادرات چمدانی را داشتیم، وضع خیلی خوب بود! اگر بازار صنایع دستی ما این میزان از فروش را داشت اصلاً وضعیت امروز ما این چنین نبود! برای تشخیص این موضوه کافیست به فروشگاههای صنایع دستی سر بزنیم و از وضعیت فروش روزانه آنها بپرسیم تا متوجه شویم اعدادی که اعلام میشود اغراق آمیز و حاکی از وضع خوب صنایع دستی است، اما در واقعیت اینگونه نیست!
غبار فراموشی بر بیمارستان انگلیسیها در یزد + تصاویر
بنای تاریخی بیمارستان مرسلین که جزو ابنیه تاریخی و ارزشمند یزد به شمار میرود که در تاریخ یزد به بیمارستان انگلیسیها مشهور است. این بنای مهم تاریخی در فهرست آثار ملی نیز به ثبت رسیده اما هنوز برای بازدید گردشگران آمادهسازی نشده است.
البته تغییراتی در ظاهر این بنای تاریخی و ثبتی که در حال حاضر به عنوان بنایی مسکونی از آن استفاده میشود، به وجود آمده اما گویا کالبد بنا همچنان سالم است.
این بنای ارزشمند تاریخی که در آن نیز زندگی مسالمت آمیز ادیان ریشه دارد، در گذشته ساختمان یک بیمارستان بوده که گودرز تاجر زرتشتی یزد نیز یک کاروانسرای بزرگ و زیبا را با تمام متعلقاتش از جمله خانهای را برای ایجاد بخش مردان ساختمان این بیمارستان اهدا کرد.
خوشبختانه ساختمان خاص این منزلگاه موقتی کاروانها، کاربری خوبی برای استفاده بیمارستان داشت و حیاط اصلی مرکزی که زمانی جای خران و اسبان و قاطران و شتران بود، مبدل به باغ زیبایی شد و حجرههای قدیمی ساربانان و چارواداران و مکاریها به اطاقها و بخشهای استراحت و درمان و سایر اقدامات خیرخواهانه بیمارستانی تبدیل شد.
زرتشتیان ۲۰۰ پوند و مسلمین نیز مبالغی برای ساخت این بیمارستان پرداختند، مریضخانه انگلیسیها در یزد که پس از واحد کرمان و پیش از واحد شیراز آغاز به کار کرد، همانند بیمارستانهای این دو شهر به نام «بیمارستان مرسلین انگلیس» نامیده شد. میسیونرهای مسیحی یک سال بعد و در سال ۱۸۹۹ میلادی نیز بیمارستانی جدید برای زنان و زایمان در یزد تاسیس کردند.
بیمارستان ۲۰۰ ساله انگلیسیهای یزد و عمل جراحی چشم نماینده یزد!
«پیام شمسالدینی» پژوهشگر تاریخ پزشکی ایران در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به تاریخچه بیمارستان مرسلین یزد، اظهار میکند: این بیمارستان در سال ۱۸۹۹ میلادی به دست انجمن مبلغان مسیحی لندن در محله گازرگاه یزد تأسیس شد اما به نظر میرسد که پیش از این گروه نیز پزشکان انگلیسی که در خدمت کمپانی هند شرقی بودند، در سایر شهرهای جنوبی ایران درمانگاههایی ایجاد کردهاند.
وی اضافه میکند: البته تاریخ تأسیس این بیمارستان به اعتبار سنگ مرمری که بر سر در آن نصب بوده، ۱۸۹۹ میلادی است اما در منابع دیگر ۱۸۹۸ میلادی نیز آمده که رقم صحیحی نیست.
این پژوهشگر که دارای دکترای ایرانشناسی است، با تأکید بر اینکه «وایت» پزشک این بیمارستان بود، میگوید: دکتر وایت با «میرزا مرتضیخان حافظالصحه» طبیب یزدی دوستی داشت و گاه در بیمارستان به تدریس علوم پزشکی میپرداخت.
وی ادامه میدهد: دکتر وایت یکبار در یزد کتک خورد که علت آن ورود با سواره به مسجد مصلای یزد بود و همین مسئله موجب شد تا از طلاب یزدی کتک بخورد.
شمسالدینی در مورد خاطرات این پزشک انگلیسی در یزد نیز میگوید: «سید محمد رضوی» ملقب به «نواب وکیل» نماینده مردم یزد در اولین دوره مجلس شورای ملی، در کتاب خاطراتش از او و عملی که بر چشم راستش انجام داده، یاد کرده است.
وی در این رابطه میگوید: این شهروند یزدی نوشته است که «چون نبود نور چشم خیلی کار را بر من سخت کرد که نمیدانستم خط بخوانم و بنویسم و به کلی ریشه اموات من از هم گسیخته شده بود، لاعلاج رفتم مریضخانه دکتر وایت. چشم مرا در تاریکخانه معاینه کرد و گفت: چشم چپ چندان عیبی ندارد، میتوان بدون عمل کردن به واسطه سورمه و ادویهجات او را اصلاح کرد که خط بخواند ولی چشم راست یک طبقه عیب کرده . ناچارم از این که سوزن بزنم و قوه بدهم، چه میفرمایید؟»
وی ادامه میدهد: «دکتر اسباب جراحی را حاضر کردند از آن جمله تختخواب و تسمههای بستن دستوپا بود. آن وقت مرا بر روی تخت خوابانید، کمانی انداخت دور حدقه که پلکها را گشاده نگاه داشت، آن وقت سوزن بسیار بزرگی بیرون آورد و دو قسمت از آن سوزن را در دیده فرو برد. پس از چندی فیالجمله چشمم بهتر شد.»
این پژوهشگر در مورد سرقت از بیمارستان مرسلین نیز خاطرنشان میکند: در بحبوحه جنگ جهانی اول با ورود گروهی از آلمانها به یزد و هجوم آنها به کنسولخانه انگلیس و بانک شاهنشاهی، به بیمارستان مرسلین نیز دستبرد زده شد.
وی اضافه میکند: در این سرقت، آلمانیها در مریضخانه هر چه جواهرات قابل استفاده و کاربردی برای بیمارستان بود را از بیمارستان خارج کردند و تمام انگلیسیهای در یزد از رئیس کنسول و رئیس بانک و دکتر مریضخانه و غیره نیز که در قلعه حکومتی سردار حشمت، گرد هم آمده بودند با وضعی فلاکتبار از یزد خارج شدند.
این پژوهشگر با بیان این که پس از مدت کوتاهی از اخراج انگلیسیها از یزد، ژنرال «سر پرسی سایکس» (نماینده نظامی انگلستان و مأمور تأسیس کنسولگری انگلیس در کرمان و سیستان همچنین سرکنسول کشورش در خراسان و یک شرقشناس) در ۱۴ اوت ۱۹۱۶ وارد یزد شد، میگوید: اوضاع آرام بود و دکتر وایت از او و افرادش در بیمارستان پذیرایی کردند.
شمسالدینی در رابطه با این بیمارستان یادآور میشود: بنا بر روایت کشیش پال هنت از آبادی کلیسای اصفهان، دکتر «جان کل من» بهعنوان آخرین پزشک مریضخانه مرسلین روزانه ۵۰ تا ۷۰ بیمار را پذیرش میکرده و برای مداوای بیماران به روستاهای اطراف یزد نیز میرفته است.
به گفته این پژوهشگر ایرانشناس، پس از انقلاب اسلامی دکتر «جان کل من» در ۱۰ اوت ۱۹۸۰ میلادی یا ۱۱ مرداد ۱۳۵۹ از یزد به تهران فراخوانده شد، بیمارستان مرسلین هم به تصرف نهادهای انقلابی درآمد و مدتی درمانگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و برخلاف گزارش پال هنت، این بیمارستان در آتش نسوخت.
یک قدم تا بازگشایی اولین بیمارستان مدرن یزد
«مجیدرضا پاک باطن» که در حال حاضر بنای تاریخی بیمارستان مرسلین را برای افزودن به چرخه تاسیسات گردشگری یزد خریداری کرده است، به خبرنگار ایسنا میگوید: هنوز برای تعیین کاربری این بنای تاریخی در حال بررسی هستیم و به احتمال زیاد از طریق برگزاری مسابقهای در سطح جهان و با استفاده از ایدههای مشاوران خلاق و خوش فکر داخلی و خارجی برای ان کاربری تعریف کنیم.
وی که معتقد است این بنای تاریخی خاص و تاریخچه ارزشمندی دارد، حفظ این بنا را ضروری و در اولویت میداند.
البته «امیرترقی نژاد» یکی از فعالان گردشگری استان یزد نیز در مصاحبه قبلی خود با ایسنا، این بیمارستان را موثر در توسعه گردشگری سلامت عنوان کرده و استفاده از ظرفیت آن را ضروری دانسته است.
غالباً همگان برای پی بردن به رمز و رازهای روزهای دور و گذشته مردمان یک شهر و فرهنگ، آدابو رسوم آنها به مسنترین افراد و اهالی آنجا مراجعه میکنند اما در شهر ابرکوه قضیه متفاوت است و بسیاری از گردشگران و اکثر کسانی که به دنبال روزنهای برای رسیدن به تاریخ و تمدن کهن این شهر هستند، به سراغ جوانی میروند که سالهای زیادی از عمر خود را صرف کنکاش در دل تاریخ این دیار کرده است.
«حامد اکرمی» که دارای مدرک کارشناسی علوم ارتباطات گرایش روزنامهنگاری است، مدت ۱۲ سال در حوزه نشریات خبری و ۵ سال نیز در بخش صدا و سیما فعالیت داشته و به واسطه همین شمّ خبرنگاری از سنین نوجوانی کلیه اطلاعات تاریخی مربوط به شهرستان ابرکوه را از طریق گفتوگو، مصاحبه و گزارش میدانی از طریق افراد مسن و با تجربه، طی ۲۵ سال گردآوری کرده که برخی دستنوشتههای مکتوب او مربوط به سالهای ۷۲ و ۷۳ است.
او بیش از هزاران عکس قدیمی و قریب به ۳۰۰ ساعت فیلم مفید در رابطه با آداب و رسوم مردم ابرکوه، مصاحبه با پدربزرگ و مادربزرگها، اجرا و احیا مراسمهای سنتی، دستنوشتهها و اسنادی که روایتگر گوشهای از آثار ملموس و ناملموس این شهرستان است، در آرشیو سالها پژوهش خود دارد.
اندوختههای این پژوهشگر در طی سالهای متمادی را امروز میتوان در قالب چندین کتاب، مکتوب و در اختیار علاقهمندان قرار داد تا برای همیشه در حافظه تاریخ این شهرستان ثبت شود چرا که بسیاری از افرادی را که اکرمی با آنان گفتوگو کرده و با کمک آنان توانسته است بسیاری از غذاهای سنتی و صنایعدستی را احیا کند، دار فانی را وداع گفتهاند.
این خبرنگار توانسته است با تجربه خود در حوزه میراث فرهنگی تاکنون چهار نوع از صنایعدستی را که به دست فراموشی سپرده شده بود از جمله «سفره خمیر یا سفره آرد»، «عارسُک جُلی»، «محصولات نمدی»، «چنته بافی» و یک غذای سنتی به نام «درنجوش» را احیا کند و با همکاری میراث فرهنگی به ثبت ملی برساند.
اکرمی حتی صنایع نامبرده را در مرکز آموزش و نمایش صنایعدستی شهرستان ابرکوه با برند «دسواره» تولید و برای چندین نفر نیز شغل ایجاد کرده است. وی همچنین تحقیقات میدانی وسیعی در زمینه انواع گویش، پوشاک، خوراک، صنایعدستی، انواع بازی و سایر مواردی که مربوط به مردم شهرستان است انجام داده است.
ثبت ملی دَرَنجوش
این فعال میراث فرهنگی در طی گفتوگوهای متعدد با مادربزرگهای این شهرستان توانست چندین غذای سنتی از جمله، «گیپو»، «شُرشُرکُ ذرت»، «خورشت ریزدار ترش»، «مُطَنجینه» و «دَرَنجوش» را که حتی نام آنها هم فراموش شده بود، دوباره احیا کند و تنها یک مورد یعنی «دَرَنجوش» را با همکاری میراث فرهنگی به ثبت ملی برساند.
درنجوش از جمله غذاهایی بوده که مردم ابرکوه بیش از ۵۰ سال قبل آن را برای مراسمات خاص از جمله جشنهای عروسی یا عزاداریها با استفاده از موادی همچون بادمجان، سیر، پیاز، نرمه برنج، لپه، ادویهجات، سبزی محلی و گوشت گوسفندی طبخ میکردند.
عارسُک جُلی هنر دست زنان قدیم
در قدیم بانوان ابرکوهی که امکان دسترسی به وسایل عروسکسازی خاصی را نداشته و معمولاً هم برای دختران خود عروسک نمیخریدند، خودشان با استفاده از تکه پارچههای دور ریختنی، عروسکهایی را برای بازی بچهها تهیه میکردند که از همان ابتدا با اسم «عارسُک جُلی» شناخته میشده است.
این هنر دست بانوان که قدمت آن به حدود چهار قرن پیش بازمیگردد و تقریباً دیگر هیچکسی هم آن را نمیشناسد، توسط «حامد اکرمی» دوباره احیا و در سال ۱۳۹۶ به فهرست آثار ملی کشور اضافه شد.
اکرمی پوشش عروسکهای دستساز خود را نیز طوری انتخاب کرده که نشان دهنده پوشش سنتی و قدیمی مردم همین شهرستان است و برای هر کدام نیز یک نام خاص و شناسنامه تهیه کرده است.
«نمدمالی» هنری به قدمت بیش از ۲ قرن
پژوهشگر جوان ابرکوهی در کالبد نیمهجان صنعت ۲۵۰ ساله این شهرستان نیز جانی تازه دمید و آن را با تغییر کاربری، تلفیق با هنرهای روز و همچنین طراحیهای جدید و خلاقانه، پس از سالها فراموشی دوباره احیا کرد.
در گذشته از نمد برای تهیه فرشینه، تنپوش، زیرانداز، پابند و دستکش استفاده میشد اما «حامد اکرمی» امروز در کارگاه کوچک خود پالتو، شال، پاپوش، کیف در انواع مختلف و بسیاری از محصولات نمدی دیگر را تولید میکند و برخی پزشکان به علت داشتن خاصیت درمانی نمد، آن را برای بیماریهای رماتیسمی، خار پاشنه و پادرد توصیه میکنند.
کنتراست رنگها و طرحهایی که اکرمی در محصولات نمدی به کار میگیرد، برگرفته از طبیعت بوده و طرحهای قدیمی همچون بته بادامی (ترنج)، کله قوچی، زلفکی، آهویی و غیره در آنها به چشم میخورد.
مهندسی معکوس برای احیا سفره پنبهای
آخرین هنر احیا شده توسط این محقق ابرکوهی، «سفره پنبهای» یا در اصطلاح اهالی ابرکوه سفره خمیر یا سفره آرد است که اکرمی بافت آن را بدون هیچ گونه آموزش و تنها با بهرهگیری از مهندسی معکوس از روی نمونههای قدیمی ۷۰ یا ۸۰ ساله فراگرفته و امروز او تنها استاد و آموزش دهنده این هنر کهن ابرکوه است.
بافت سفره پنبهای شبیه به گلیم است با این تفاوت که در وسط کار ملیله بافی با نقوش هندسی، لوزی، چهار گل، چهار لوزی و شاپرک، بافته میشود و حاشیه دور آن به «حاشیه سلسلهای» معروف است.
علت نامگذاری این محصول به نام سفره خمیر یا آرد این بوده است که در گذشته بانوان هنگام پخت نان، برای پهن کردن خمیر از آن استفاده میکردند و نان را نیز پس از پخت در چنین سفرهای قرار میدادند که به خاطر داشتن جنس پنبهای، نان از پنج تا هفت روز در آن سالم نگهداری میشد.
این سفره که در گذشته یکی از اقلام جهیزیه عروس بوده که پس از بافته شدن توسط مادر عروس، با آداب و رسوم خاصی طی یک مراسم تحت عنوان «سر سفرهای» با حضور خانواده داماد و همسایهها، بریده و از دار جدا میشده است.
میهمانان در این مراسم سفره مورد نظر را آستر کرده و با هدایایی که همراه با خود آورده بودند، آن را به مادر عروس تقدیم میکردند تا در شب عروسی نانی پخته و در آن قرار دهد تا برکت سال عروس و داماد باشد.
در گذشته محصولاتی همچون توشه دان، جوال و خورجین به روش سفره پنبهای بافته میشد که باز هم این هنرمند ابرکوهی با تغییر کاربری و افزودن طرحهای جدید روتختی عروس و داماد، پردههایی که در ورودی نصب میکنند، کیف پول، کیفدستی، کیف دوشی، کولهپشتی، چمدان مسافرتی، تکهدوزی مانتو و کفش را با همان روش تولید میکند.
در خاتمه ذکر این نکته ضروری است که شهرستان ابرکوه با داشتن جاذبههای طبیعی و تاریخی بسیار که همهساله مورد بازدید گردشگران داخلی و خارجی بسیاری قرار میگیرد، تاکنون هیچگونه سوغات مخصوصی نداشت و معمولاً میهمانان این شهر دستخالی به خانه خود بازمیگشتند ولی پیگیریها، پژوهشها، تلاشهای شبانهروزی و خلاقیت و ابتکار یک هنرمند موجب شد تا امروز ابرکوه دارای چهار سوغات با ارزش و کمنظیر با برند «دسواره» باشد که انتخاب نام این برند نیز خود ریشه در تاریخ کهن ابرکوه دارد که معمولاً در قدیم به هنر دست، دسواره میگفتند.
«حامد اکرمی» به عنوان کسی که موفق شد چهار نوع از صنایعدستی و یک نوع غذای سنتی ابرکوه را احیا کرده و به ثبت ملی برساند، در گفتوگو با ایسنا اولین درخواست خود را شناختن سوغات ابرکوه توسط مردم و مسئولین همین شهرستان و معرفی آن عنوان کرد و افزود: آموزش و تولید صنایع نامبرده تاکنون برای افراد زیادی اشتغالزایی کرده است و در صورت سرمایهگذاری و حمایت میتوان هر یک از این صنایع را توسعه داده، چندین برابر زمان فعلی شغل ایجاد کرد و حتی در زمینه صادرات هم حرفهایی برای گفتن داشت.
افزایش آمار بومگردی ها به دو هزار واحد، جزو سیاست های اصلی سازمان وقت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بود، رؤسای آن بارها درباره رسیدن به این عدد ایده آل تا پایان دوران ماموریتشان، سخن گفته و برنامه ها چیده بودند. در سال ۹۸ وقتی که این سازمان به وزاتخانه تبدیل شد، باز هم بومگردی ها نقش پررنگی در میدان رأی گیری داشتند، آن هم با عنوان اقامتگاه هایی «ارزان» و «خانواده پسند» که می تواند در روزهای تحریم و فشار اقتصادی انگیزه ای برای سفرهای ارزان داخلی باشند؛ کسب و کارهایی کوچک که در سال های گذشته روستاهای متروک زیادی را احیا کردند و فرهنگ درحال انقراض را نجات دادند و سبب مهاجرت معکوس شدند و اینک در بحران کرونا، با خطر نابودی روبرو شده اند. شورای جهانی سفر و گردشگری و سازمان جهانی جهانگردی نیز، خطر تعطیلی و ورشکستگی این کسب و کارهای خرد را در صورت سلب حمایت دولت ها، پیش بینی کرده اند.
اکبر رضوانیان ـ نائب رییس جامعه حرفه ای اقامتگاه های بومگردی ایران ـ که همزمان مسؤول جامعه بومگردی استان اصفهان است، در گفت و گو با ایسنا در وصف اوضاع این اقامتگاه ها، اظهار کرد: بومگردی ها تقریبا از آبان ماه سال ۹۸، وضعیت تهدیدآمیزی پیدا کرده اند، همه امید آن ها به تعطیلات نوروز بود تا آن عقب ماندگی اقتصادی را جبران کنند که با شیوع ویروس کرونا، فرصت بهار هم از بین رفت.
خسارت ویروس کرونا به بومگردی ها ۱۰۰ درصد بود، این آسیب به حدی شدید است که برخی از صاحبان بومگردی را بر آن داشته تا اقامتگاه خود را به فروش بگذارند
با آن که وزارت میراث فرهنگی، گردشگر و صنایع دستی، برآوردی کلی از خسارت وارد شده به صنعت گردشگری داشته و از دولت، تخصیص ۳۸ هزار میلیارد ریال تسهیلات بانکی را درخواست کرده است، اما زیان مالی تحمیل شده از ناحیه شیوع ویروس کرونا به اقامتگاه های بومگردی هنوز برآورد نشده است.
رضوانیان در این باره توضیح داد: این برآورد خسارت در برخی استان ها از جمله اصفهان که از نظر وسعت و پراکندگی، بیشترین تعداد اقامتگاه بومگردی را دارد، انجام شده اما جمع آوری این آمار از سطح کشور با توجه به پراکندگی اقامتگاه ها و گستردگی جغرافیا، در این مدت زمان محدود، امکان پذیر نیست. هرچند واضح است که با توجه به تعداد معمول مهمانان بومگردی ها در ماه های بهار، خسارت وارد ششده به این اقامتگاه ها ۱۰۰ درصد بوده، این آسیب به حدی شدید است که برخی از صاحبان بومگردی را بر آن داشته تا اقامتگاه خود را به فروش بگذارند.
او افزایش غیرکارشناسی تعداد بومگردی ها را از اشتباه های رخ داده در صنعت گردشگری دانست که همواره مورد نقد بوده و در ادامه آن گفت: برای اینکه تعداد بومگردی ها بیشتر شود، وام ۱۰۰ میلیون تومانی کم بهره اختصاص دادند که بسیاری برای اینکه وارد این حرفه شوند این وام را گرفتند، اما حالا در پرداخت اقساط آن مانده اند و در وضع موجود نمی دانند می توانند دوام بیاورند و به این کار ادامه دهند یا نه. برای همین است ما همواره از بومگردی ها می خواهیم این کار را شغل اول خود ندانند و در کنار آن به حرفه صنایع دستی و فعالیت های فرهنگی و کشاورزی هم بپردازند تا اقتصاد پایدار و کم خطرتری را تجربه کنند.
نائب رییس جامعه اقامتگاه های بوم گردی ایران گفت: واضح است که بومگردی ها تا چند ماه دیگر هم نمی توانند درآمدی به دست آورند که معوقات مالیات، بیمه و هزینه های جاری را پرداخت کنند، چون بهار را از دست داده اند، بعد هم ماه رمضان فرا می رسد که کلا زمان سفر در کشور نیست، بعد از آن تابستان می شود که امکان سفر به بسیاری از مناطق وجود ندارد، در زمستان هم شرایط سفر در برخی دیگر از مناطق کشور وجود ندارد، وضعیت ورود گردشگران خارجی هم که کاملا معلوم است، عملا هیچ یک از تاسیسات گردشگری در سال ۹۹ امکان نقش آفرینی نخواهند داشت.
وی ادامه داد: درست است که کل تاسیسات گردشگری از آبان ماه سال ۹۸ درحال زیان دهی است، اما مساله بومگردی این است که در مقایسه با بیزنس های کلان، کسب و کار خرد و خانوادگی به حساب می آیند که در صورت بی توجهی، ضربه سنگین تری را متحمل خواهند شد. تعطیلی و نابودی یک بومگردی برابر است با نابودی و تخریب یک قوم، فرهنگ، توسعه پایدار، روستا، ساکنان آن و توقف مهاجرت معکوسی که در این سال ها شکل گرفته بود.
رضوانیان یادآور شد: با تعطیلی یک اقامتگاه، فقط یک شغل از بین نمی رود، بلکه هویت و فرهنگ نابود خواهد شد. آیا این موضوع ارزش آن را ندارد که نظام بانکی و مالیاتی و اداره های برق و گاز و آب تا پایان سال ۹۹ پرداخت هزینه را به تعویق اندازند تا ما هم کمی کمر صاف کنیم و خسارت ها را جبران کنیم.
او اضافه کرد: این درخواست را در جلسه اسفندماه با آقای مونسان ـ وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ـ و آقای دژپسند ـ وزیر امور اقتصادی و دارایی ـ مطرح کردیم، چون یقین داریم فقط با سه ماه مهلت دادن برای پرداخت مالیات، حق بیمه و هزینه های جاری مثل آب و برق، درد این صنعت و بومگردی ها درمان نمی شود. آن موقع که تصوری از آینده نداشتیم پیشنهاد کردیم تا شش ماه مهلت بدهند، اما حالا که وضعیت کمی برای صنعت گردشگری روشن شده و سفر در کل جهان تعطیل شده، از سیستم بانکی، امور مالیاتی و اداره های آب و برق و بیمه تقاضا می کنیم این مهلت را تا یک سال تمدید کنند.
وی افزود: بخش طنز و فکاهی حمایت هایی که برای گردشگری درنظر گرفته اند، پرداخت تسهیلات بانکی با ۱۲ درصد سود، بدون تنفس و با دوره بازپرداخت دو ساله است، بومگردی ها در همین وام ۱۰۰ میلیون تومانی که با کارمزد ۴ درصد و تنفس یک ساله گرفته اند، مانده اند و نمی توانند قسط های آن را بدهند چطوری وام ۱۲ درصد سود را درحالی که هیچ درآمدی هم ندارند، دریافت کنند و در عرض دو سال پس بدهند، این چه کمکی به گردشگری است!؟
طنز و فکاهی بسته حمایتی برای جبران زیان گردشگری، پرداخت تسهیلات بانکی با ۱۲ درصد سود، بدون تنفس و با دوره بازپرداخت دو ساله است، بومگردی ها در بازپرداخت وام ۱۰۰ میلیون تومانی که با کارمزد ۴ درصد و تنفس یک ساله گرفته اند، مانده اند، حالا که درآمد ندارند آن وام ۱۲ درصدی را چگونه می خواهند پس بدهنداو همچنین به بخشنامه معاونت گردشگری که از اقامتگاه ها درخواست کرده ۵۰ درصد تخفیف در هزینه ها برای کادر درمان و پزشکان قائل شوند، اشاره کرد و گفت: اگر نَفَس بومگردی ها چاق باشد حتما این کار را انجام می دهند، اما شما یک قدم برای بومگردی ها بردارید بعد از آن ها که مردد به ادامه حیات هستند، بخواهید ۵۰ درصد تخفیف بدهند.
این فعال گردشگری در ادامه پیشنهاد کرد: بهتر است تسهیلاتی که برای تاسیسات گردشگری درنظر گرفته اند را یا با سود پایین تر و دوره بازپرداخت طولانی تر تخصیص دهند یا این تسهیلات را به جای کارآفرینان و شاغلان گردشگری، با عنوان «وام سفر» با سود کمتر و دوره بازپرداخت طولانی به همه اقشار بدهند تا انگیزه سفر شود.
وی اضافه کرد: مردم هفته ها است در خانه مانده اند و به نشاط و سفر نیاز دارند، از آن طرف وضعیت معیشت و اقتصادی مردم خوب نیست، طبیعتا نمی توانند بودجه ای را به مسافرت اختصاص دهند، اگر پولی باشد حتما ترجیح بر آن است خرج نیازهای اولیه شود. اما دولت می تواند این تسهیلات را به کارگران، بازنشستگان، دانشجویان و اقشار دیگر بدهد تا مشوق سفر شود. باید سیستم دقیقی برای این کار طراحی شود تا این تسهیلات فقط خرج سفر شود و بازه زمانی محدودی هم برای مصرف آن تعیین شود. حسن این اقدام آن است که هم از سفر مردم حمایت شده و هم از تعطیلی کسب و کارهای خرد که ماه ها زیان مالی را تحمل کرده اند، جلوگیری خواهد شد.
نائب رییس جامعه اقامتگاه های بوم گردی ایران گفت: وقت آن است دولت مشخص کند، گردشگری چه جایگاهی در برنامه های آن دارد، اگر اهمیت دارد و می خواهد این صنعت حفظ شود، بداند که با چند ماه مهلت دادن برای پرداخت اقساط بیمه، مالیات و هزینه های جاری انرژی ها نمی توان آن را حفظ و یا حمایت کرد، این اقدام فقط گردشگری را با سرعت به سمت پرتگاه نابودی هدایت می کند. مگر این که با اختصاص تسهیلات ارزان و سهمیه ویژه بنزین و وام های بازنشستگی، فرهنگیان و دانشجویان، سفر را آنقدر شارژ کند که در بسته خانوار ایرانی قرار گیرد، برای این کار همه سازمان ها، نهاد ها و وزارتخانه ها باید پای کار باشند و اولویت جدی بدهند.
رضوانیان با اعتقاد بر این که سهم گردشگری در تولید ناخالص ملی اندک درنظر گرفته می شود و این را عامل کم توجهی در دولت به صنعت گردشگری دانست، افزود: بخش زیادی از درآمد سفر در حمل و نقل نهفته است، درحالی که آن را جدا از گردشگری محاسبه می کنند، وضعیت الان را ببنید پروازها خوابیده اند، قطارها، کشتی و اتوبوس ها از حرکت باز مانده اند، چون مسافر ندارند، برخی این تاثیر را انکار می کنند، درحالی که اگر حمل و نقل به گردشگری اضافه شود، سهم واقعی گردشگری در تولید ناخالص ملی نیز مشخص می شود و دولت به آن توجه بیشتری نشان می دهد.
اینبار اگر کرونا بگذارد، اجرای طرح ۱۵ سال طول نمیکشد
به گزارش ایسنا، در آخرین ساعات بیستم فروردین امسال، مونسان – وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی – از اصلاح آییننامهی هیات امنایی شدن ۲۱ مجموعه ملی موزهای که در سال ۱۳۸۳ تصویب شده بود، خبر داد.
آییننامهای که قانون آن ۱۵ سال قبل در ادامهی قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی به تصویبِ مجلس وقت رسید و اجازه میداد تا نگهداری و اداره اماکن و محوطههای تاریخی و موزهها به هیاتهای امنا واگذار شود. هرچند از آن زمان به بعد گاهی خبرهایی از هیات امنایی شدن برخی از موزهها منتشر میشدند و حتی از آغاز برخی اقدامات توسط این اعضای هیات امنا در موزهها حرفهایی به گوش میرسید، اما با اطلاعاتی که توسط وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به تازگی منتشر شد و از برگزاری جلسه هیات وزیران برای تصویب اصلاح این آییننامه خبر میداد، اکنون امیدواریها برای آغاز اجرایی شدن این طرح بیشتر شده است.
رضا معصومیراد – رئیس دبیرخانه شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری – در گفتوگو با ایسنا دربارهی ماده ۵ قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مصوب مجلس در سال ۸۳ ، که اجازه میدهد این سازمان، اماکن و محوطههای تاریخی و کاخ موزهها به صورت هیات امنایی اداره شوند، نخست به این نکته تاکید میکند که تصویب اصلاح آییننامه اجرایی این ماده در شرایط کنونی ناشی از شیوع ویروس کرونا و رکود فعالیتهای گردشگری داخلی و خارجی، زمینه مناسبی برای بهرهگیری از ظرفیت حمایت و کمک خیرین و دوستداران میراث فرهنگی را به منظور حفظ و نگهداری و اداره مجموعه های فاخر میراث جهانی و ملی فراهم میکند.
وی اجرایی شدن این ماده قانونی را که در بند «ت» ماده ۱۰۰ قانون برنامه ششم نیز بار دیگر مورد تأکید قرار گرفته، از تکالیف مهم بخش میراث فرهنگی و گردشگری میداند که اجرای آن به دلایل مختلف از جمله نقصهای آئین نامه اجرایی و تغییر و تحولات اداری و مدیریتی معوق مانده است.
او با اشاره به اقداماتی که هر از گاهی برای عملیاتی شدن این تکلیف قانونی انجام شده، ولی به نتیجه نرسیده بودند، بیان میکند: از زمان حضور آقای مونسان در این دستگاه، او دستور اجرای این تکلیف و اقدام برای اصلاح آئیننامه با هدف تسریع و تسهیل و ارتقای جایگاه هیأت امنا را به دبیرخانه شورای عالی صادر کرد و با تشکیل کارگروه و بررسیهای کارشناسی، سناریوهای مختلف بررسی و پس از تهیه پیشنویس آئیننامه اصلاحی، سایر دستورالعملها و چهارچوبهای اداری، مالی، نظارتی، فنی و حقوقی نیز تدوین شد که پس از تشکیل هیأت امنا توسط وزیر ابلاغ خواهد شد.
وی به نتیجه رساندن این آییننامه را برای میراث فرهنگی و گردشگری دارای سود و منفعت زیادی میداند و ادامه میدهد: در شرایطی مانند کمک دوستداران میراث فرهنگی و خیرینی که قصد کمک به محوطههای تاریخی مانند تخت جمشید، پاسارگاد، شوش، موزهها و … را برای مرمت، حفاظت در مقابل بحرانها داشته باشند، امکان وصول این کمکها را نداشتیم چون امکان قانونی آن فراهم نبود، ولی در صورتی که مدیریت هیات امنایی باشد، این ظرفیت برای آن مجموعهها فراهم میشود.
معصومیراد تاکید میکند: به همین دلیل اصلاح آییننامه به این صورت که بتواند اشکالات موجود را رفع کند، انجام شد.
به گفتهی وی، آیین نامه قبلی به دلیل تغییر و تحولات در ساختار اداری دولت و عناوین وزارتخانهها و سازمانهایی که به عنوان شخصیت حقوقی در هیأتهای امنا عضویت داشتند، مستلزم بازنگری و اصلاح بود. همچنین سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تبدیل شد که باید در اجرای این تکلیف متناسب با ساختار جدید از اختیارات لازم برخوردار میشد، از سوی دیگر برخی مفاهیم مانند مجموعهی ملی و استانی، در آیین نامه قبلی ذکر نشده بودند که در آییننامهی اصلاحی تعریف و تدقیق شدند.
او با تایید و تأکید بر اختصاصی شدن درآمد این مجموعهها در بودجه سنواتی از سال ۱۳۹۷، هیأت امنایی شدن آنها را لازمه جذب این بودجه و هزینه کردن در محل دقیق آنها میداند.
وی اضافه میکند: موزهها مواریث فرهنگی و جزو نفایس و اموال ملی و هویتی ما هستند و لازم است علاوه بر بودجه دولت که به صورت کمک در اختیار وزارتخانه و برای این مجموعهها قرار میگیرد، درآمدهای ایجاد و کسب شده آنها را پس از واریز به حسابهای دولت و نزد خزانه برای اداره و نگهداری به خود این مجموعهها برگرداند.
به گفتهی او؛ هیأت امنایی شدن آنها مانند دانشگاهها این زمینه را به طور قانونی فراهم میکند تا علاوه بر مجال لازم برای جذب کمکهای خیرین، بر این اساس برای هیأتهای امنا ایجاد شود.
مسئول دبیرخانه شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری تاکید میکند: فهرست مجموعههای ملی برای هیأت امنایی شدن توسط شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری باید تصویب میشد که در نشست ۱۶ آذر سال گذشته(۱۳۹۸) فهرست ۲۱ مجموعه پیشنهادی نیز اداره به صورت هیأت امنایی در سطح ملی تصویب شد.
او با تاکید بر اینکه مجموعههای ملی عمدتا پایگاه های ثبت جهانی هستند، اظهار میکند: از سوی دیگر با توجه به اهمیت و جایگاه موزه ملی ایران همان طور که در آییننامهی قبلی نیز جایگاه دیگری برای این موزه متمایز بود، برای آن یک هیات امنای مستقل و جدا در نظر گرفته شد. یعنی در این شرایط یک هیات امنا برای۲۰ مجموعهی ملی با ریاست وزیر و یک هیات امنا دیگر برای موزه ملی با ریاست رییس جمهور تشکیل میشود.
معصومیراد اظهار میکند: همهی مقدمات کار در وزارتخانه آماده شده و به محض ابلاغ مصوبه از سوی دولت اقدامات اجرایی آن صورت میگیرد و پس از صدور احکام اعضای حقیقی، فعالیت هیأت امنا آغاز میشود.
به گزارش ایسنا، بر اساس این مصوبه در قدم نخست ۲۱مجموعه ملی موردنظر اینطور طبقهبندی شدند: «مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد»، «مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران»، «مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان»، «موزه ملی فرش ایران»، «موزه ملی ایران»، «مجموعه توس و آرامگاه فردوسی مشهد»، «مجموعه میراث جهانی تخت جمشید و پاسارگاد»، «مجموعه میراث جهانی منظر باستانشناسی ساسانی فارس»، «مجموعه حافظیه و سعدیه شیراز»، «مجموعه میراث جهانی میدان امام اصفهان»، «مجموعه میراث باغ فین کاشان»، «مجموعه میراث جهانی پایگاه بیستون در کرمانشاه»، «مجموعه میراث سازههای آبی شوشتر»، «مجموعه میراث جهانی چغازنبیل و هفتتپه»، «مجموعه میراث جهانی شوش»، «موزه میراث روستایی گیلان»، «مجموعه میراث جهانی تخت سلیمان تکاب»، «مجموعه میراث جهانی شیخ صفیالدین اردبیلی»، «مجموعه میراث جهانی ارگ بم و منظر فرهنگی آن»، «مجموعه میراث جهانی گنبد سلطانیه» و «مجموعه میراث جهانی شهر تاریخی یزد».
به گزارش ایسنا، در نامهی این شورای سراسری که اعضای آن را ۲۸ استان کشور تشکیل میدهند، با تاکید بر اینکه هزینه ناشی از انجام اقدامات حفاظتی در کوتاهترین زمان بسیار ناچیزتر از هزینهای است که تخریب مادی و معنوی بناها برای دولت به دنبال دارد، علاوه بر یادآوری بارشِ باران در چند هفته اخیر در نقاط مختلف کشور، نسبت به شرایط نامساعد بخش زیادی از بناهای تاریخی هشدار دادهاند که در زمان بارشِ باران در سال جدید میتوانند با آسیبهای جدیتری مواجه شوند.
در این نامه که آن را الیار عاصمیزاده – رییس شورای هماهنگی سازمانهای غیردولتی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور – امضا کرده و خطاب به محمدحسن طالبیان – معاون میراث فرهنگی وزارتخانه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی – نوشته، آمده است؛ «به دنبال تلاش کمیته میراث فرهنگی شورای هماهنگی سازمانهای غیردولتی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور، به آگاهی میرساند، با فرارسیدن فصل نو و آغاز بارشهای بهاری که در دو سال اخیر، کشور عزیزمان ایران از این موهبت الهی به ویژه در فصل بهار بسیار بهرهمند شده، شاهد آن بودهایم که این بارشها برای بسیاری از بناهای تاریخی موجب خسارتهای جبرانناپذیری شده است؛ چرا که بسیاری از بناهای تاریخی که در تملک وزارتخانه متبوع قرار دارند، مرمت و نجاتبخشی جامعی در آنها انجام نگرفته و در شرایطی قرار گرفتهاند که لایههای بیرونی به ویژه بامها بسیار آسیبپذیر شده و امکان ورود آب باران به لایههای زیرین وجود دارد.
در چنین شرایطی، شاهد آغاز آسیبدیدگی بسیاری از بناهای تاریخیِ رهاشده، بدون کاربری و بعضا مرمتنشده هستیم که با فراموش شدن این موضوع و وارد شدن آب از بام که با نفوذ آب به داخل لایهها، سبب صدمه گسترده به تاقها، گنبدها و پوششهای تخت و سپس فرو ریختن آن به طبقات زیرین میشود، مشکلات این بناها را دوچندان کرده است. در صورت عدم اقدام بهموقع برای رفع معضل و نجاتبخشی، تخریب گستردهای را در بناهای تاریخی سراسر کشور شاهد خواهیم بود. چنانچه با رصد بسیاری از بناها، میتوان دریافت که این موضوع در طول سالیان گذشته به وفور رخ داده است.
بر همین اساس، «کمیته تخصصی میراث فرهنگی» شورای هماهنگی سازمانهای غیردولتی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور به نمایندگی از ۱۱۰ انجمن و سازمان مردمنهاد فعالِ زیرمجموعه خود از ۲۸ استان کشور، از جنابعالی بهعنوان بالاترین مقام تخصصی این حوزه در وزارتخانه متولی، خواهشمند است تا هرچه سریعتر نسبت به بازبینی و رفع خطر اضطراری از بناهای تاریخی تحت تملک و ارائه گزارش در راستای اقدامات رفع خطر از سوی مدیران کل ادارات استانها دستور دهید در این راستا شورای هماهنگی آمادگی خود را جهت همراهی در امر دیدبانی و اعلام گزارش به ادارههای کل استانی اعلام کند.
اقدامات حفاظتی و نجاتبخشی پیشنهادی؛ بازبینی ناودانها و اصلاح یا تعویض آنها در صورت خرابی و عدم کارکرد صحیح، اجرای پوشش موقت توسط داربست و ورق فلز با اولویتبندی بر فضاهای سالم از جمله اقدامات حفاظتی است که در کوتاهترین زمان میتوان انجام داد. بدون تردید هزینه ناشی از این اقدامات بسیار ناچیزتر از هزینهای است که تخریب مادی و معنوی بناها برای دولت درپی خواهد داشت.»
رونوشت این نامه به جلال تاجیک، مدیرکل دفتر امور مجامع و تشکلهای مردمنهاد نیز ارسال شده است.
پروازها یک به یک تعلیق میشدند و قرنطینه جهانی در حال آغاز بود که «ارلیکا»، پزشک آلمانی به ایران سفر کرد تا پیش از مسدود شدن مرزهای بیشتر به روی مسافران، قصه جهانگردیاش را کامل کند.
انگیزه اصلی این پزشک آلمانی از سفر به ایران، بیشتر این بود که مسیر باستانی «پارسه» (تخت جمشید) تا «پاسارگاد» (پرسپولیس) را همانند مردم گذشته ایران زمین، با اسبی اصیل طی کند.
امیر میری (آقامیر) که برنامه سوارکاری «ارلکیا» را با رعایت موازین و توصیههای بهداشتی اجرا کرد و چند روزی در اقامتگاه بومگردیاش میزبان این توریست آلمانی بود، گفت: ارلیکا هفته پیش در ایران بود، نمیدانم با این شرایط، چطور توانسته تا قلب ایران برود، او سفرش را از اصفهان آغاز کرد و بعد به یزد و فارس آمد.
او درباره برنامه اسب سواری این گردشگر توضیح داد: سالها پیش یکی از ایدههایم سفر با «قافله» بین پاسارگاد و تخت جمشید بود. برای راهاندازی این قافله باید اسبهای اصیل را پرورش میدادیم. «اسب دره شوری» یکی از نژادهای بومی فارس است. سوارکاری با اسبهای اصیل یکی از تجربههای گردشگران خارجی است که به صورت بومی نگهداری میشوند. اسبهای باشگاههای سوار کاری بیشتر آموزش دیدهاند و شبیه به خوراکهای رستورانی هستند و در همه جای دنیا به یک سیاق و روش عمل میکنند، ولی اسبهای بومی همچون خوراکهای محلی از جمله جاذبههای بومگردی هستند و هر اسب با توجه به اقلیم و رفتارهای صاحبش، عملکرد متفاوتی دارد. سوار کاری در کهن دیار «کمین» (دشتی در نزدیکی پاسارگاد)، همچون خوردن «دمپخت سیرموکی» در (بومگردی) کلبه آقامیر لذت بخش است.
میری ادامه داد: راه اندازی این بسته سفر سه روزه از پارسه تا پاسارگاد وقت و انرژی زیادی از آدم میگیرد؛ بنابراین تا مقدمات آن فراهم شود تلاش وافری را میطلبید. همزمان با شیوع کرونا و تعطیلی گردشگری، یکی از درخواست کنندگان “بانو ارلیکا” از آلمان بود، این پزشک آلمانی معتقد بود باید «ویروس کرونا» را بومی و با آن مبارزه کرد، یکی از روشهای مبارزه، داشتن بدنی قوی و خوردن خوراکهای مقوی است. با تمام مشکلات، «ارلیکا» نخستین مهمان ما در سال ۹۹ شد.
سفر این پزشک آلمانی به ایران در شرایطی که جهان در وحشت شیوع ویروس همه گیر کرونا بود و با بازگشت مسافران به خانه، قرنطینهای کم سابقه را تجربه میکرد، حتی میزبان ارلیکا را حیرتزده کرد، میری گفت: ریسک سفر به ایران و تجربه سوار کاری در کهن دیار «کمین» و سفر در مسیر باستانی پارسه و پاسارگاد و در اطراف کاخهای کورش بزرگ در پاسارگاد، تجربهای ناب را رقم زد.
تاریخچه عمارت مسعودیه:
عمارت مسعودیه یکی از بناهای تاریخی به جا مانده از تهران قدیم و دوره قاجار است. مسعود میرزا یکی از فرزندان ناصرالدین شاه که به ظلالسلطان ملقب بود دستور ساخت باغ این بنا را در سال ۱۲۹۵ هجری قمری داد و این باغ در زمینی به مساحت حدود ۴۰۰۰ مترمربع ایجاد گردید . در واقع نام این عمارت نیز برگرفته از نام مسعود میرزا به مسعودیه شهرت یافته است.
عمارت مسعودیه در طول سال های عمر خود شاهد وقایع بسیار زیادی بود. در جریان جنبش مشروطه با توجه به نزدیکی آن به میدان بهارستان و اختلاف ظل السلطان با برادرش مظفر الدین شاه و فرزند او، یکی از پایگاه های مشروطه خواهان و مخالفان محمد علی شاه بود. در سال ۱۲۸۷ در نزدیکی این عمارت بمبی دست ساز زیر کالسکه محمد علی شاه منفجر شد که بهانه لازم را برای به توپ بستن مجلس دست او داد و پس از واقعه بهارستان، عمارت مسعودیه نیز به همراه خانه ظهیرالدوله و سایر مشروطه خواهان به رگبار بسته شد.
معماری عمارت مسعودیه:
عمارت مسعودیه به همراه باغ نگارستان، باغ لالهزار و باغ سردار ایروانی یکی از اماکنی است که در محدوده شمال حصار شاه طهماسبی تهران در عصر ناصری بنا شده و همچنان که خصوصیات باغهای ایرانی را داراست با نقشمایهها و عناصری از معماری فرنگی مزین شده است.
سردر عمارت در میدان وسیع و قدیمیِ بهارستان واقع است؛ و از کاشیکاریهای همین سردر میتوان پی به شکوه داخل بنا برد. بعد از ورود به بنا، برای دیدن ساختمانهای اصلی داخل کاخ، باید مدتی در حیاط، از کنار جوی معمولاً پرآب و درختان سرسبز بگذرید و از ساختمانِ کوچکی نیز که اینک تبدیل به رستورانی سنتی شده عبور کنید. عمارتِ وسیع و باشکوه، با حوضی بسیار پهناور، اینک پیش روی شماست.
عمارت مسعودیه در گذشته دو قسمت اندرونی و بیرونی داشت، در حال حاضر از آن اندرونی باشکوه چیزی باقی نمانده است اما هفت عمارت در بیرونی، هنوز پابرجاست. این عمارتها در حیاطهایی متفاوت قرار گرفتهاند و از آن جمله میتوان به عمارت دیوان خانه، عمارت و حیاط سید جوادی، عمارت حیاط خلوت، عمارت سردر پیادهرو، عمارت سردر کالسکه رو، باغ دیوان خانه، عمارت سفره خانه و حوض خانه و بناهای دوره پهلوی اشاره کرد. قسمتهای عمده عمرت مسعودیه در حال مرمت و بازسازیاند و نمیتوان از همه بخشهایش بازدید کرد.
همچنین از دیگر ویژگی های مهم عمارت مسعودیه تهران این است که خیلی از ساختمان های فرهنگی کشور در عمارت مسعودیه بنا شد که یکی از آن ها اولین کتابخانه و موزه ملی ایران است که در گوشه ای از این عمارت ایجاد شد.
به همین صورت بعد از گذشت چند سال پایه های یکی دیگر از مکان های فرهنگی کشورمان گذاشته شد و یکی از اتاق های عمارت به محل نگهداری اشیا ارزشمند وعتیقه های باستانی که از نقاط گوناگون کشور جمع آوری شده بود تبدیل شد که این در واقع پایه گذاری اولین موزه ایران بود.
جاذبه های تاریخی و گردشگری نزدیک به عمارت مسعودیه:
– موزه باغ نگارستان
– کاخ گلستان
– مدرسه دارالفنون
معماری منحصربفرد خانههای سنتی یزد از شاخص ترین نمونه های معماری خاص اقلیم های گرم و خشک جهان است که علاوه بر زیبایی با نیازها و شرایط اقلیمی و فرهنگی مردم منطقه نیز متناسب و سازگار است.
در معماری خانههای سنتی یزد، «حریم» یک اصل تلقی میشود که طبق رعایت همین اصل، با ساختن کوبههای مخصوص مردان و زنان بر روی درها به همراه سایر اجزا و عناصر معماری، خانهها را دورن گرا ساختهاند و مفهوم حجاب را کاملاً به نمایش گذاشتهاند.
معمولاً کوبههایی که در لنگه سمت راست نصب میشدند، به شکل سر شیر، مشت گره کرده یا اشکالی از این قبیل و نسبت به کوبههای سمت چپ سنگینتر بودند و صدایی بمتر داشتند که متعلق به مردان بود و زمانی که مردی مهمان بود، این کوبه را می کوفت تا اهالی خانه بدانند که ممهمان یک مرد است و به همین دلیل، مرد خانواده به استقبال او می رفت. این کوبههای مردانه معمولاً به نام «درکو» شناخته میشدند.
کوبههایی که بر لنگه سمت چپ قرار داشتند، کوبههایی ظریف به شکل انگشتان دست یا حلقههایی باریکتر بودند که وقتی نواخته میشدند، صدایی زیرتر تولید میکردند و اهل خانه را از وجود بانویی در پشت در مطلع میکردند و به همین دلیل نیز زن خانواده به استقبال او میرفت و به این کوبه نیز «ئَلکه» به معنی حلقه میگفتند.
البته زمانی که مهمان، یک خانواده بود نوای هر دو کوبه در خانه پیچیده میشد و صاحب خانه میدانست امروز مهمانش یک یا چند خانواده هستند.
در خانههای سنتی با وجود این که ظاهراً ساده بودند نه تنها خبر از فرهنگ و توان مالی صاحب خانه میدادند که نشان دهنده ارج و قرب افراد به آن خانه و محل نیز به شمار میرفتند، به طوری که درهای مساجد و اماکن معتبر و مهم در بین مردم، بسته به معماری و اهمیت آنها مانند در مساجد جامع، بسیار مزین و سنگین و ساخته شده از چوبهای ارزشمند بودند که بعد از گذشت سالیان طولانی نیز همچنان پابرجا و محکم باقی ماندهاند.
درهای قدیمی امروزه از ساختارها و اجزای مهم فرهنگی در سرزمینمان به شمار میروند و نسبت به حفظ آنها اقدام میشود، بعضی از درهای ابنیه تاریخی هم به طور مداوم روغن کاری و موریانهزدایی میشوند تا به دلیل ارزش مادی و معنوی زیاد از آنها به خوبی حراست شود.
«سیدمصطفی فاطمی» مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یزد در مورد ثبت ملی درهای تاریخی به عنوان جزیی از ابنیه تاریخی این شهر به خبرنگار ایسنا میگوید: ابنیه جزء به جزء ثبت نمیشوند اما قدمت و ارزش تاریخی یک در میتواند منتج به ثبت کلی یک بنا در فهرست آثار ملی شود. البته ممکن است این ارزش و قدمت به میزانی باشد که در را جدا و به منظور ثبت در فهرست آثار ملی پلاک گذاری کنیم که نمونه ثبت شده آن در قدیمی مسجد ندوشن یزد وجود دارد.
وی با بیان این که در مسجد جامع یزد که به سفارش سید شمس الدین به یزد رسیده است نیز از درهای قدیمی و با ارزش یزد به شمار میرود، خاطرنشان کرد: این در یکی از درهای تاریخی یزد به شمار میرود که از قدمت بالایی نیز برخوردار است.
به نظر میآید، هر چند این میراثهای گرانبها در طول زمان دچار تغییر و تحول شده و امروزه دیگر خبری از درهای پرمعنای قدیمی نیست اما باید از این میراث ارزشمند برای آیندگان به خوبی حراست و نگهداری شود.
«سیدمصطفی فاطمی» در گفتوگو با خبرنگار ایسنا با اشاره به این که ویرانه مذکور شاید روزگاری تاریخچه شاهانهای داشته است، میگوید: این ویرانه که در محله ایلچیخان یزد و در بافت تاریخی شهر قرار گرفته است، متعلق به دوران آل مظفر و حتی قبل از آن است و احتمال دارد به یکی از والیان یا داروغهها یا نمایندگان حاکم مرکزی در یزد تعلق داشته باشد.
وی در این خصوص اضافه میکند: ایلچی، سفیر یا نمایندهی حاکم در دوران تیموری بوده که در این محله تاریخی، مقرر حکومتی یا ایلچیخانه (خانه ایلچی) قرار داشته است اما این بنا نمیتوانسته خانه امیرچقماق، حاکم مشهور یزد در آن دوران باشد چرا که بنا بر شواهد تاریخی امیرچقماق در نزدیکی مجموعه تاریخی امیرچقماق و بیرون از حصار شهر یزد ساکن بوده، در حالی که این بنا داخل حصار شهر قرار داشته است.
این مسئول با بیان این که دوره تیموری یکی از دوران شلوغ و پر رفت و آمد حکام در یزد و دوران بروز جنگهای متعددی به شمار میرود، میگوید: در این دوره حاکمان زیادی عزل و نصب میشدند که همین مسئله باعث تصور احتمالات زیادی در مورد این منطقه است.
وی با اشاره به این که امکان تعلق این بنای تاریخی به دوران صفوی نیز وجود دارد، تصریح میکند: هر چند صاحب این بنا هنوز نامشخص است اما امکان دارد که این بنا مقر حکومتی افرادی مانند امیرچقماق، امیر نظامالدین قنبر، مراد بیک بانیری، احمد سارویی، شعیب آقا، قاضی محمد کاشانی، میرزا حسین بیک الله شاملو و افرادی مانند خواجه غیاثالدین نقشبند و یا حتی میرمیران و سایر حکام دورههای مختلف نیز باشد چرا که هنوز مقرر حکومتی این افراد مشخص نیست.
فاطمی در تشریح این محله خاطرنشان میکند: احتمالاً در این محدوده باغهایی وجود داشته و در ابتدا خارج از حصار شهر بوده اما در دوره آل مظفر وارد حصار شهر شده و ساخت و سازهایی در آن اتفاق افتاده و به محل انجام امور مختلف تبدیل شده است.
وی تخریب این بنا را مربوط به قریب ۲۰ سال قبل میداند و میگوید: این بنا، معماری بسیار چشمگیری داشته و حتی بخشی از ویرانه باقی مانده آن نیز به علت برخورداری از معماری قابل توجه مورد مرمت قرار گرفته است.
مدیرکل میراث فرهنگی یزد با بیان این که طی سه سال گذشته و پس از ثبت جهانی یزد، هیچ تخریبی در عرصه بافت جهانی اتفاق نیفتاده است، گفت: خوشبختانه تغییر نگرش مردم و مسولین در مورد بافت تاریخی بزرگترین دستاورد ثبت جهانی بافت تاریخی یزد بود.