
ایلنا نوشت: آهنگساز و نوازنده مطرح جهانی که هوادارنش او را برگزارکننده کنسرتهای مجلل میدانند، شب گذشته ۲۶ فروردینماه برخلاف تصور مردم به جای کنسرت آنلاین فقط چند دقیقه در خانهاش پیانو نواخت.


ایلنا نوشت: آهنگساز و نوازنده مطرح جهانی که هوادارنش او را برگزارکننده کنسرتهای مجلل میدانند، شب گذشته ۲۶ فروردینماه برخلاف تصور مردم به جای کنسرت آنلاین فقط چند دقیقه در خانهاش پیانو نواخت.

آثار عکاسان منجر به مشارکت آحاد جامعه در مبارزه با کرونا شد

به گزارش خبرگزاری مهر، ناصر افراسیابی در گفتگو با خبرنگاران اظهار داشت: امروزه عکس جزئی جدا نشدنی از زندگی انسانها بوده و از اهمیت ویژهای در رسانهها برخوردار است.
وی با اشاره به میزان تأثیرگذاری تصویر در مقایسه با دیگر ابزارهای رسانهای عنوان کرد: عکس زبانی بینالمللی است که به قومیت، نژاد و فرهنگ محدود نمیشود.
این هنرمند عکاس خاطرنشان کرد: عکاسان چشمان بیدار مردم هستند که از طریق آثار خود میتوانند زوایای پنهان جامعه را به تصویر بکشند.
افراسیابی در خصوص نقش هنر و رسانه در آگاهیبخشی به جامعه و جریانسازی در مسائل مهم کشوری بیان کرد: رسانهها نقش برجستهای در موضوعات مختلفی مانند سبک زندگی، رفتارهای اجتماعی و فرهنگی مردم دارند.
وی تاکید کرد: به این ترتیب جریانسازی یکی از مهمترین تأثیرات رسانهها است که میتواند ضمن بیان ویژگیهای راهبردی، علاوه بر اطلاعرسانی و آگاهیبخشی، آموزش محیطی را به دنبال داشته باشد.
داور جشنواره سراسری عکس «مدافعان سلامت» افزود: به طور مثال در شرایط کنونی عکس به عنوان یکی از کارآمدترین ابزارهای رسانهای توانسته از یک سو تأثیر بسیار درخشانی در آموزش محیطی داشته و از سوی دیگر سهم ویژهای در انعکاس خدمات کادر درمانی در مقابله با ویروس همهگیر کرونا داشته باشد.
افراسیابی تصریح کرد: به عبارت بهتر آثار عکاسان در بیان خدمات مدافعان سلامت تأثیر شگرفی بر نگاه و اندیشه مردم گذاشته و موجب افزایش مشارکت آحاد جامعه در مبارزه با این ویروس شده است.
وی اظهار کرد: در این روزهای کرونایی انتشار تصاویری از پوشش حفاظتی پزشکان و پرستاران و یا کبودی جای ماسک و شیلد بر روی صورت آنها علاوه بر بیان گوشههایی از تلاشهای شبانهروزی مدافعان سلامت، تأثیر زیادی بر روی مخاطبان گذاشته و همراهی هر چه بیشتر آنان را در اتحاد ملی مبارزه با ویروس کرونا به دنبال داشته است.
این هنرمند عکاس بیان کرد: بر اساس آنچه که گفته شد، عکس میتواند در همه حوزهها انقلابی به پا کرده و جریانسازی کند.
افراسیابی ادامه داد: در این روزها با تلاش مسئولان و کادر درمانی و مشارکت و همراهی مردم و البته به میدان آمدن هنر عکاسی وفاق و اتحادی ملی برای مبارزه با ویروس منحوس کرونا شکل گرفته است.
وی سپس به اهداف برگزاری جشنواره سراسری عکس مدافعان سلامت اشاره و خاطرنشان کرد: این جشنواره علاوه بر تبیین زبانی مشترک در شرایط کنونی، به ایجاد و تقویت زیرساختهای کشور در حوزه سلامت کمک میکند.


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سایت جایزه جهانی موسیقی، ضمن اعلام تمامی برندگان سال ۲۰۲۰ روی خروجی خود، نام و تصویر عبدالحسین مختاباد را نیز در میان ۹ برنده اصلی جایزه طلایی قرار داده است. در میان برندگان نشان طلای این رقابتها، موزیسینهایی از کشورهای آلمان،آمریکا، صربستان ایتالیا، انگلیس و چین نیز قرار دارند.
جایزه جهانی موسیقی از سال ۲۰۱۱ تاسیس شد و در طی همین مدت کوتاه توانسته است خود را به عنوان نهادی معتبر و بینالمللی برای معرفی موزیسینهای مستقل بشناساند.
تصنیف «از شرم در حجاب»، روی شعری از حافظ با آهنگسازی و خوانندگی مختاباد در آلبوم «سایه دوست» منتشر شده است.
جایزه موسیقی جهانی هر ساله به ۹ هنرمند نشان طلا، به ۱۰۰ تن نشان نقره و به ۵۰ نفر نشان برنز اهدا میکند.
از ایران، سینا علم برای نوازندگی در آلبوم «کمانهرو» و احمد میرمعصومی برای آهنگسازی آلبوم «نوازش لحظهها»، در جمع ۱۰۰ نفری قرار دارند که نشان نقره دریافت کردند. همچنین حامد حافظی برای تکنوازی سنتور در آلبوم «از برگها» و شاهین یوسفزمانی برای آهنگسازی قطعه «صبح»، در میان ۵۰ نفری قرار دارند که نشان برنز گرفتهاند.
جایزه جهانی موسیقی ۱۲ داور دارد که برخی از آنها در زمره برندگان جایزه گرمی و امی هستند و برخی نیز از جمله موزیسینهای شناخته شده کشور خودشان به شمار میروند که در دورههای گذشته این جایزه نشان طلا دریافت کرده بودند.
این نخستین بار است که یک ایرانی در این رقابتها جایزه طلایی میگیرد.
سال گذشته، مسعود رضایی نیز برای اثری، جایزه نقرهای این رقابتها را از آن خود کرده بود.

۵۷۵۷

تأملی بر حاشیههای تغییر مدیریتی در موسسه هنرمندان پیشکسوت

به گزارش خبرنگار مهر، بردیا صدرنوری آهنگساز و نوازنده موسیقی که علاوهبر سوابق مدیریتی متعدد، مدیریت برگزاری چندین رویداد مرتبط با موسیقی و تئاتر را در کارنامه کاری خود دارد، در قالب یادداشتی به بررسی حواشی هفتههای اخیر بهدنبال تغییر مدیریت مؤسسه هنرمندان پیشکسوت و موضع گیری برخی از هنرمندان پیشکسوت در این زمینه پرداخت.
در یادداشت بردیا صدرنوری آمده است:
«به نام خدا
این مطالب را به عنوان یک تحلیلگر و کسی که بیش از ۳۰ سال در حوزههای مدیریتی و فرهنگی و هنری فعالیت کرده است و از طرفی، ارتباط نزدیک با بسیاری از هنرمندان و مدیران فرهنگی کشور داشته و دارد به رشته تحریر در آوردهام.
باید تاکید کنم که این مطالب با توجه به مراجعات حضوری و تلفنی برخی از هنرمندان گرانقدر به اینجانب و صرفاً بر اساس یک احساس مسئولیت و تکلیف شخصی و با هدف کمک به رفع کدورتهای به وجود آمده در پی تغییر مدیرعامل محترم مؤسسه هنرمندان پیشکسوت و برای به سامان رساندن وضعیت موجود و تسریع در ایجاد آرامش خاطر هنرمندان پیشکسوت بیان میشود. چرا که به موضوعات مؤسسه هنرمندان پیشکسوت مانند هر مجموعه حساس دیگری باید با یک نگاه سیستماتیک و آسیب شناسانه و به دور از هیاهو پرداخت.
در ابتدا باید دانست که راجع به چه موضوعی و با چه ویژگیهایی صحبت میشود زیرا فقط در این صورت و بر اثر فهم و برداشت درست از موضوع است که میتوان به راهکارهای مناسب دست یافت.
مؤسسه هنرمندان پیشکسوت از نظر ماهیت، نهادی است به شدت انسان محور؛ آن هم انسانهایی از جنس هنر و هنرمندی، دانش و سالیان متمادی تجربه که قطعاً مدیریت سازمان مرتبط با آنان، رفتار سازمانی متفاوتی را طلب میکند. این مؤسسه ساختاری به شدت عاطفی، احساسی، صمیمی، به مثابه یک خانواده بزرگ و منسجم دارد مباحث مرتبط با پیشکسوتان به صورت عام و هنرمندان پیشکسوت به صورت خاص، نیازمند نگاه از منظر سپاسگزاری و احترام به بزرگتر، کرامت انسانی و ادای دین نسبت به کسانی است که مستقیم یا غیرمستقیم بخش بزرگی از خاطرات زندگی مردم را تشکیل میدهند. لذا نمیتوان صرفاً در چارچوب ساختارهای مدیریتی و ضوابط صلب اداری و تغییرات دورهای دولتها و مدیریتها بدان پرداخت. کما اینکه مؤسسه هنرمندان پیشکسوت با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی در دوره دولت نهم متولد میشود. در دولت دهم با شیب ملایم پیش میرود و در دولتهای یازدهم و دوازدهم به شدت مورد حمایت قرار میگیرد و رشد میکند و انشاالله در دولتهای بعدی هم تقویت شده و به جایگاه واقعی و در شأن هنرمندان پیشکسوت میرسد.
مؤسسه هنرمندان پیشکسوت از نظر ماهیت، نهادی است به شدت انسان محور؛ آن هم انسانهایی از جنس هنر و هنرمندی، دانش و سالیان متمادی تجربه که قطعاً مدیریت سازمان مرتبط با آنان، رفتار سازمانی متفاوتی را طلب میکند. این مؤسسه ساختاری به شدت عاطفی، احساسی، صمیمی، به مثابه یک خانواده بزرگ و منسجم دارد.
هر چند مؤسسه در چارچوب نظام اداری کشور و از منظر حقوقی به صورت مؤسسه مستقل و وابسته به بنیاد فرهنگی و هنری رودکی تأسیس شد و میتوان در چارچوب قانون و ساختارها و اختیارات مدیریتی با آن رفتاری صرفاً اداری و ابلاغی کرد، اما اصول مدیریتی تاکید میکند که در مدیریت و به ویژه تغییرات، باید به فرهنگ سازمانی و ویژگیهای خاص مؤسسه توجه کرد. بدیهی است که چنین ساختاری نمیتواند به صورت یک نهاد دولتی و به صورت ابلاغی، اداره یا دچار تغییر شود. هر چند اگر مُرّ قانون، در این تغییر رعایت شده باشد.
بیشک تغییر مدیریتی در چنین مجموعههایی باید با اغنای افکار ذینفعان و توجیه دقیق آنان اتفاق بیفتد. به هر حال مؤسسه مانند خانه دوم هنرمندان پیشکسوت است. پیشکسوتان به عنوان سرمایه اصلی مؤسسه حق دارند نگران وضعیت و عاقبت خانه دوم خود باشند. حقشان است بدانند که چه اتفاقی قرار است برایشان بیفتد. آنان کارمند اداری نیستند که با دستور مافوق، وظیفهای را انجام دهند یا جابجایی پست سازمانی داشته باشند. به نظر در این مورد خوب عمل نشد. موضوعی که چندی قبلتر در بحث ادغام هم این مشکل وجود داشت.
در بحث ادغام، اینگونه مطرح شد و جا افتاد که استقلال مؤسسه قرار است از بین برود و کاملاً در ساختار اداری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا مثلاً به عنوان یک معاونت در بنیاد فرهنگی و هنری رودکی ادامه حیات دهد و این یعنی نابودی مؤسسه. جالب اینکه از درون وزارتخانه هم عمداً یا سهواً به این موضوع دامن زده میشد.
در آن بحث، هیچگاه هیچ مقامی توضیح نداد که چه اتفاقی قرار است برای مؤسسه بیفتد و نقشه راه برای آینده مؤسسه و حفظ و توسعه آن چیست و فقط به تکذیب اخبار و شایعات و نیز یک مجموعه کلیگوییها پرداخته شد. به نظر در بحث تغییر مدیریت مؤسسه هم اغنای افکار پیشکسوتان به عنوان ذینفعان اصلی صورت نپذیرفت.
باید توجه داشت که آقای عباس عظیمی بهعنوان مدیر مؤسسه هیچگاه برای خود وجهه اداری و جایگاه مدیریتی آنگونه که در سیستمهای اداری مرسوم است قائل نبود. او خود را همیشه خادم هنرمندان پیشکسوت میدانست و بدون قید زمان و مکان و بیمنت، برای آنان همچون فرزند یا برادری دلسوز گام برمیداشت. حال ممکن است یک مدیر بنا به ماهیت نهاد تحت مدیریتش، برخی ضوابط و رویهها و سلسله مراتب اداری را هم نادیده گرفته باشد. اما در کل مدیری موفق از سوی قاطبه هنرمندان پیشکسوت قلمداد میشدند.
حال از لحاظ منطقی، تغییر مدیر مؤسسهای با این ویژگیها و در چنین شرایطی، دو توجیه میتواند داشته باشد:
یا اینکه مدیر در انجام وظایف و در چارچوب اختیاراتش، قصوری داشته و خطایی نابخشودنی کرده است به گونهای که قابل اصلاح نبوده و قطعاً باید تغییر میکرده؛ دوم اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای توسعه خدمات به پیشکسوتان، نیاز به مدیری با تفکر جدید و انرژی و توان بیشتر داشته است. هر کدام این موارد درست باشد بهتر بود که علل این تصمیم برای پیشکسوتان تشریح میشد.
در بیانیهها و اعلام نظرها پیرامون موضوع، دو قطبیسازیهایی هم صورت پذیرفت که به نظر خارج از انصاف است و خیر و برکتی در پی نخواهد داشت. در این میان، قراردادن جناب آقای دکتر نوبخت، مؤسسه و آقای عظیمی در یک سو و وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و بقیه دولت در سویی دیگر و دستهبندی افراد در فهرست خوب و بد، ظلمی است که به صورت احساسی یا برنامهریزی شده بروز کرده است.
قطعاً کسانی که در نظام اداری کشور کار کرده باشند میدانند که وقتی یک مدیر و حتی یک کارشناس به موضوعی اشراف و بدان اعتقاد داشته باشند کارهای مرتبط با آن موضوع بسیار بهتر پیش میرود. حال اگر به آن موضوع عشق هم داشته باشند و جز دغدغههای زندگی و کاریشان باشد که دیگر نور علی نور است.
واقعیت اینکه در دورهای که من با سازمان برنامه و بودجه کشور همکاری داشتم، موضوع فرهنگ و هنر، هنرمندان پیشکسوت و بازنشستگان از دغدغههای همیشگی و اولویتهای اول جناب دکتر نوبخت بود و تا جایی که مطلع هستم هنوز هم هست. از این رو، ایشان هم از منظر رویکرد و روحیات شخصیت بارز فرهنگی خود و هم با استفاده از اختیارات قانونی و مسئولیتشان به عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه در دولتهای یازدهم و دوازدهم، برای رفع مشکلات مؤسسه و پیشکسوتان تلاش وصف ناشدنی کردند.
جداسازیها و ایجاد تقابل میتواند با کوبیدن بر طبل تفرقه و ایجاد حساسیتهای منفی، مانعی برای حرکتهای مؤثر بعدی باشد. به هر حال باید مراقب بود تا مؤسسه هنرمندان پیشکسوت پایگاهی برای برخی تسویه حسابها و امتیاز گرفتنها نشود در این میان، تلاش و پیگیری مستمر و شبانهروزی مدیریت و هیأت مدیره مؤسسه، و وزرا و معاونین و مدیران ادوار مختلف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را نباید فراموش کرد. که هر کدام در موفقیتهای بدست آمده و جایگاه فعلی مؤسسه نقشی مؤثر داشتهاند. اینگونه جداسازیها و ایجاد تقابل میتواند با کوبیدن بر طبل تفرقه و ایجاد حساسیتهای منفی، مانعی برای حرکتهای مؤثر بعدی باشد.
به هر حال باید مراقب بود تا مؤسسه هنرمندان پیشکسوت پایگاهی برای برخی تسویهحسابها و امتیاز گرفتنها نشود. در مورد ادبیات برخی اعتراضها و بیانیهها هم باید گفت که میتوان از موضوعی ناراحت و حتی به حق، بدان معترض بود، اما این امر به منزله مجوز اهانت و توهین به افراد و مدیران و تحقیر آنان نیست.
به نظر، همان قدر که روش مدیران عالی وزارتخانه در تغییر اخیر قابل نقد است، استفاده از زبان زور و تهدید و الفاظ ناپسند در برخی از بیانیهها آن هم در حوزه فرهنگ و هنر، جای دفاع ندارد و به دور از شأن بزرگان فرهنگ و هنر کشور است. هنرمندان بزرگ ما خوب میدانند که مردم به ویژه جوانان از ادبیات کلامی و نگارشی آنان الگو میگیرند؛ همانطور که از آزادمنشی، استقلال و قدردانی آنان نسبت به خادمانشان، الگو میگیرند.
مفاد مطالب مطروحه از سوی پیشکسوتان محترم نشان میدهد که ناراحتی مضاعف آنان ناشی از احساس بیتوجهی به بیانات و نظراتشان توسط مسئولین امر بوده و همین باعث شده است تا با قلمشان به مدیران عالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ویژه معاونت امور هنری کم لطفی و بی مهری کنند. اتفاقاً جناب آقای حسینی معاون محترم امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انسانی هنرمند و فرهیخته است و دغدغه بسیار نسبت به مؤسسه و پیشکسوتان دارند. هر چند به روششان در این تغییر، بهشدت نقد دارم.
حال با همه این مباحث، چه باید کرد و چه راهکاری وجود دارد؟
اول از همه اینکه، از عکسالعمل و اعلام مواضع پیشکسوتان (فارغ از چگونگی بیان آن) نسبت به رخدادهای مرتبط با مؤسسهشان باید بسیار خوشحال بود و آن را به فال نیک گرفت و به آن به چشم یک فرصت نگاه کرد. چرا که نشان میدهد مؤسسه بهعنوان خانه پیشکسوتان و ملجاء و مرجع آنان، جایگاه خود را یافته است و این دستاوردی عظیم برای هر نظام، دولت و مدیری است. باید در تصمیم گیریها و مدیریت مؤسسه، بسیار مراقب بود تا این دستاورد بزرگ از بین نرود. این حداقل انتظاری است که، صدای بزرگان شنیده شود؛ طرف مشورت قرار گیرند و به صحبتها و خواستههایشان توجه شود. حتی اگر خلاف جهت تصمیمات کلان مدیریتی باشد.
در مورد شائبه عدم توجه به نظرات پیشکسوتان، با شناختی که از جناب وزیر و مسئولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و احترام آنان به پیشکسوتان وجود دارد، قطعاً در سریعترین زمان و فضای مناسب با تشریح برنامههای خود برای حفظ و توسعه مؤسسه، نسبت به رفع نگرانی پیشکسوتان عزیز اقدام خواهند کرد.
به هر تقدیر، در شرایطی که این تصمیم مدیریتی گرفته شده و مدیرعامل جدید مؤسسه نیز منصوب شده است و بر اساس شنیدهها، دوست عزیزمان جناب آقای عظیمی هم به زودی در مسندی شاید به مراتب مؤثرتر برای پیشکسوتان مشغول به کار خواهند شد، نسبت به وضعیت موجود و مدیریت جدید مؤسسه، دو رویکرد میتوان در پیش گرفت:
اول: تداوم فضای خاکستری و دلتنگ کننده موجود و تلاش برای بازگرداندن آب رفته به جوی، که به نظر نتیجهای به بار نخواهد آورد و با هدر رفت انرژیها عملاً دلسرد شدن همگان را برای تداوم تلاشها به دنبال خواهد داشت. در این رویکرد، هیچ کس جز کسانی که احتمالاً به دنبال بهره برداری سو از موضوع هستند بهره مند نخواهند شد و فعالیتها و خدمات مؤسسه حداقل برای کوتاه مدت با مشکل مواجه میشود.
دوم: یاری رساندن به مدیرعامل جدید مؤسسه برای ارتقای جایگاه مؤسسه و مشارکت در اصلاح رویههای گذشته با هدف تأثیرگذاری بیشتر پیشکسوتان در تصمیمگیریهای کلیدی. در این زمینه میتوان با اصلاح اساسنامه مؤسسه از طرق قانونی، معایب و نقصانهای احتمالی کنونی را بر طرف کرد.
در مورد مدیریت جدید مؤسسه هم باید بگویم که با او از زمانی که به عنوان نماینده تامالاختیار وزیر و رئیس شورای ارزشیابی هنرمندان منصوب شدند، آشنا شدم. در همین مدت کوتاه ایشان را مدیری هنرمند، فرهنگی، اهل مطالعه، اهل مشورت، خوشفکر، پرتلاش، دغدغه مند نسبت به فرهنگ و هنر غنی ایران زمین یافتم. (هر چند اگر فرصت مشورتی فراهم میشد، قطعاً ایشان را از پذیرش مدیریت خطیر و حساس مؤسسه به این صورت و در چنین شرایطی برحذر میداشتم).
اگر این ویژگیهای مثبت را به نزدیک بودن و دسترسی ایشان به جناب وزیر و برد نظرات و صحبتهایشان نزد جناب دکتر صالحی اضافه کنیم، به نظر فرصتی طلایی به وجود میآید که میتوان از آن برای برداشتن یک گام مهم جهت اصلاح اساسنامه و نیز رساندن جایگاه مؤسسه به جایگاهی در خور شأن هنرمندان پیشکسوت و نیز توسعه خدمات به پیشکسوتان بهره برد.
البته لازم است که آقای طباطبایی اولویت اصلی و حجم اعظم وقت و تلاششان را به مؤسسه اختصاص دهند و با بهره مندی از نظرات ارزشمند همه پیشکسوتان، در راستای رفع نگرانیها و مشکلات این عزیزان تلاش مضاعف کنند و بدانند که اداره مؤسسه تنها با همدلی پیشکسوتان امکانپذیر است.
در پایان یادمان نرود که وجود هنرمندان پیشکسوت برای هر نظام و دولت و جامعهای، یک امتیاز بزرگ و ارزشمند به شمار میرود که نباید به راحتی از دست برود و در این میان همگان وظیفه دارند برای آرامش خاطر و رفع نگرانیهای آنان اقدام کنند.

جهانگیری از اقدام ضد تحریمی هنرمندان قدردانی کرد

به گزارش خبرگزاری مهر، به دنبال امضای نامه جمعی از هنرمندان ایران به هنرمندان مستقل جهان در خصوص شرایط سخت تحریمهای ظالمانه آمریکا، سید عباس صالحی طی نامهای ابعاد فراگیر و تأثیر بینالمللی این اقدام را به اطلاع اعضای دولت رسانده بود.
در نامه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به اعضای دولت آمده است:
«در کشاکش نبرد نفسگیر مردم شرافتمند و مظلوم ایران اسلامی با دشواریهای طاقتفرسای بیماری کرونا و تحریمهای ظالمانهی آمریکا بار دیگر اهالی فرهنگ، هنر و رسانه کشور علاوه بر راهاندازی نهضت تولید محتوای مورد نیاز این روزها در فضای مجازی، با موقعیت شناسی بخردانه و بهرهگیری از ادبیات اخلاقگرایانه و تأمل برانگیز، با مخاطب قرار دادن وجدان هنرمندان مسئول و مستقل سراسر جهان، علاوه بر نکوهش ظلم آشکار قدرتهای جهانی در تنگتر کردن حلقهی تحریم ظالمانه علیه ملت ایران، عواقب استمرار این تحریمها بر تشدید شرایط سخت و خسارت بار اپیدمی کرونا بر وضعیت بیماران، کودکان، سالخوردگان و جامعه پزشکی ایران را به صراحت تقبیح کردند.»
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از نامه خود به اعضای دولت نوشته است:
«این نامه دردمندانه و روشنگرایانه که تاکنون به امضای بیش از یکصد و هفتاد و پنج نفر از هنرمندان حوزههای مختلف فرهنگ، هنر و رسانهی کشور با سلایق گوناگون رسیده است، تنها بعد از گذشت دو روز از زمان انتشار، پژواک گستردهای در غرب داشته و مورد استقبال محافل فرهنگی جهان به ویژه هنرمندان ایتالیا به عنوان کانون بیماری کرونا در اروپا قرار گرفته است و هنرمندان این کشور در همراهی و همآوایی با هنرمندان ایرانی با اختصاص درگاه ویژهای در فضای مجازی و تشویق به امضای این نامه روشنگرایانه، همدلی خود را با مردم ایران ابراز داشتند.»
صالحی همچنین در بخش پایانی نامه خود با اشاره به بازتاب جهانی این اقدام در رسانههای بینالمللی نوشته است:
ترجمه سریع ایننامه به زبان انگلیسی، ایتالیایی، فرانسه، ژاپنی و چینی بازتاب گسترده آن در بولتن خبری بی. بی. سی و صفحات نخست روزنامههای مهم «کورریره دلاسرا»، «موندو» و «هافینگتون» ایتالیا و سایت «فستیوال فیلم فرانسه» و خبرگزاریهای «دویچه وله» آلمان، «تلگراف» منطقهای مصر، «اسپوتنی» روسیه و سه خبرگزاری «مملکت»، «تایم» و «خبر لر» در ترکیه از واکنشهای اولیه رسانههای جهان به نام هنرمندان ایران محسوب میشود.»
همچنین اسحاق جهانگیری در پاسخ به نامه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن تشکر و قدردانی از اقدام هنرمندان امضاءکننده این نامه، نوشته است:
«انتظاری جز این از هنرمندان عزیز کشورمان نبوده و نیست، که همواره در روزهای سخت در کنار مردم و طنین صدای آنها در جهان باشند، امیدواریم جلوی این ظلم آشکار آمریکا (تحریمها) بر علیه ملت ایران گرفته شود.»
چندی پیش به دنبال شیوع بیماری کرونا جمعی از هنرمندان ایرانی در نامهای خطاب به هنرمندان مستقل جهان خواستار واکنش جهانی بر علیه تحریمهای ظالمانه آمریکا بر علیه مردم ایران شده بودند.
در بخشی از ایننامه که مورد استقبال رسانههای داخل و خارج از کشور قرار گرفت، آمده است:
«برای ما هنرمندان ایرانی، اکنون مهم است که بدانیم شما- هنرمندان جهان- درمورد وضعیت بیماران کرونایی، کودکان و سالخوردگان در آستانه ابتلاء و کمبودهای خسارتبار جامعه پزشکی ایران در این بحران، چه فکر میکنید، چه میگوئید و چه میکنید.»

انتشار کتاب و لوح صوتی قطعات فولکلور کُردی در استرالیا

انتشار کتاب و لوح صوتی قطعات فولکلور کُردی در استرالیا
به گزارش خبرآنلاین، سالار ایوبی (آهنگساز و نوازنده عود) ماحصل بیش از ۲۰ سال تحقیق مستمر خود روی ترانههای فولکلور کردی را با همکاری و حمایت کتابخانه ملی استرالیا و فاکس استودیو به صورت کتاب و سی دی ارائه میدهد.
ایوبی در اینباره گفت: من این اثر را که شامل ۱۲ قطعه نوشته شده برای عود و کمانچه است، گردآوری، تدوین و تنظیم کردهام. دلیل انتخاب کمانچه به عنوان ساز دوم این اثر تواناییهای این ساز در اجرای حالتهای سرنا و نرمهنی کُردی است.
او افزود: بخشی از این آثار با تنظیم متفاوت ۲۵ سال پیش در استودیو پژواک ضبط شده است و ضبط مجدد آنها ر در استودیو فاکس انجام خواهد شد که از بزرگترین و معتبرترین استودیوهای جهان در عرصه موسیقی کلاسیک به شمار میآید. آثار این آلبوم بیشتر مربوط به منطقه جغرافیایی کردستان ایران بالاخص لیلاخ، اردلان و موکریان است که من آن را به ساکنان قهوهخانه فردوسی سنندج تقدیم کردهام. ساکنان این قهوهخانه که در میدان اصلی شهر سنندج واقع است؛ هنرمندانی محلی هستند که با رفتن به عروسیها، مجالس شادی و اجرای مستمر این آثار به نگاه داشتن آنها کمک شایانی کردهاند، لیکن متاسفانه با آمدن سازهای الکترونیکی بیشتر این عزیزان خانهنشین شده یا تغییر شغل دادند.
سالار ایوبی در پایان خاطرنشان کرد: احساس میکنم اتفاق خیلی خوبی است که خارج از ایران، هنرمندان ایرانی بتوانند با ارگانهای بزرگ دولتی و غیردولتی که در زمینه فرهنگ و هنر فعال هستند همکاری کنند و بالاخص به ثبت و ماندگاری موسیقی محلی و سنتی ایران کمک کنند.
ایوبی دو قطعه از این ۱۲ اثر را پیشتر در تهران با همکاری نوازندگان شناخته شده کشورمان ضبط کرده است و در ۱۰ اثر باقیمانده و در حال ضبط، فقط از ساز عود و کمانچه استفاده خواهد شد.
۲۴۱۲۴۱

دغدغههای خواننده پیشکسوت در روزهای کرونایی

امین الله رشیدی آهنگساز و خواننده پیشکسوت موسیقی ایرانی با اشاره فعالیتهای اخیرش در روزهای کرونایی توضیح داد: طبیعتاً این روزها که همه کارها و مشاغل به دلیل شیوع ویروس کرونا به حالت نیمه تعطیل درآمده، من هم از این قاعده مستثنی نیستم و خودم را در خانه قرنطینه کردهام. وقتی این قرنطینه اتفاق افتاده انگار تمام دنیا زندانی شدهاند. انگار تمام دنیا به آخر رسیده و ما که در این دنیا هستیم باید منتظر ورود به دنیایی باشیم که به آن دوران پساکرونا میگویند. دنیایی که قطعاً دیگر شبیه دنیایی که تا چند ماه قبل در آن زندگی میکردیم نیست و آن قدر تفاوت دارد که گویی مانند یک تولد دوباره در دنیایی جدید است.
وی ادامه داد: شاید خیلیها با من همنظر باشند که در دوران پساکرونا قطعاً خیلی از سیاستها و تفکرات با آنچه در دنیای چند ماه پیش وجود داشت، فرق خواهد کرد. پس وقتی چنین شرایطی پیش بیاید قطعاً هنرمندان نیز تحتتأثیر تغییر این سیاستها قرار میگیرند. ما باید بپذیریم زندگی ما به دو بخش دوران قبل از کرونا و دوران پساکرونا تقسیم شده است. پس چه بهتر که مطابق با آنچه روی داده فعالیت کنیم.
این هنرمند موسیقی افزود: من هم تلاش میکنم در این راستا با حفظ آنچه در گذشته موسیقایی خود آموختهام دست به خلق آثاری بزنم که هم رنگ و بویی از گذشته و چارچوب کارهایم داشته باشد و هم با آنچه در این روزها روی داده خود را مطابقت دهد. البته که از قبل چندین تک آهنگ آماده انتشار دارم که مربوط به گذشته است و باید در وقت مقتضی منتشر شود.
این خواننده پیشکسوت موسیقی ایرانی گفت: من فکر میکنم آنچه که هنرمندان ما به ویژه هنرمندان جوان میتوانند در این روزهای قرنطینهای انجام دهند توجه و تمرکز به موضوع خلاقیت در موسیقی است که باید باور کنیم سالهاست بهطور کامل نابود شده و یا اگر هم وجود دارد آنقدر نامحسوس و کمرمق است که نمیتوان آن را به کلیت جریان موسیقی تعمیم داد. پس من بهعنوان یک هنرمند پیشکسوت به این دوستان هنرمند به سهم خودم توصیه میکنم تا آنجا که میتوانند در این روزها که فرصت بیشتری دارند روی «خلاقیت» تمرکز بیشتری داشته باشد که قطعاً جای خالی آن در موسیقی ما بهشدت احساس میشود.

کنسرتی با بیش از ۲۵ میلیون تماشاگر

همزمان با پخش این اجرا در شبکه یوتیوب بیش از ۲میلیون و ۵۰۰هزار نفر به صورت زنده او را تماشا کردند و حالا با گذشت یک روز، آمار بازدید به بیش از ۲۵میلیون بار رسیده است.
بوچلی پیش از این گفته بود: «این اجرا که به پیشنهاد شهردار میلان انجام میشود، درواقع کنسرت واقعی نیست، بلکه مناسبتی موسیقایی است که از طریق آن به دعا بپردازیم.»
او در سولوی این اجرا (اجرای تکی) که به امید رهایی جهان از شر ویروس کرونا برنامهریزی شده بود، ترانه مذهبی «برکت شگفتانگیز» را برای نخستین بار خواند. آندره بوچلی پیش از اجرا در پیام کوتاهی گفت: «این روز عید پاک را جشن میگیریم و باور میکنیم که زندگی پیروز میشود، افتخار میکنم که به دعوت شهرداری و کلیسای میلان آری گفتم. اکنون به لطف موسیقی با پخش زنده، ما میلیونها انسان در همه جای جهان دست در دست هم دادهایم تا قلب تپنده این زمین زخمی را در آغوش بگیریم.»
مردم زیادی از سراسر جهان بهطور همزمان اجرای آندرآ بوچلی را از طریق یک کانال اینترنتی تماشا کردند و حالا با گذشت بیش از یک روز آمار بازدید آن به بالای ۲۵میلیون بار رسیده است و احتمالا تا روزهای آینده دو برابر خواهد شد.
۲۴۱۲۴۱


به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابطعمومی فرهنگستان هنر، فرهنگستان هنر در ایام شیوع بیماری کرونا، موسیقی اواخر عصر قاجار را برای پژوهشگران و علاقهمندان به موسیقی اصیل ایرانی در فضای مجازی منتشر میکند. این مجموعه (شامل ۸ لوح فشرده آوازیِ اواخر دوران قاجار)، ضمیمه کتاب «گلبانگ سربلندی» (مبانی و بررسی آواز ایرانی) است که مؤسسه «متنِ فرهنگستان هنر» آن را، با پژوهش بهمن کاظمی و اهتمام وَهرَز پوراحمد و مهدی فراهانی، در سال ۱۳۸۹ منتشر کرد.
فرهنگستان هنر برای علاقهمندان و پژوهشگران عرصه موسیقی کشور اقدام به نشر روزانه این قطعات موسیقی خواهد کرد.
در توضیح لوح های مختلف این پروژه آمده است:
لوح نخست: شامل اولین مرحله ضبط موسیقی روی صفحات سنگی گرامافون در تهران، در دیماه ۱۲۸۴ شمسی (ژانویه ۱۹۰۶ میلادی) است که ۱۱۶ قطعه موسیقی را دربرمیگیرد. آثار باقیمانده از این دوره را که شامل صفحاتی چون صدای رجال دوره قاجار، آثار نوازندگان و خوانندگان سده گذشته، دستههای موسیقی شاهی و بازیگران تئاتر است، میتوان جزو نمونههای صوتی ضبطشده در ایران دانست.
لوح دوم: دومین مرحله از ضبط موسیقی روی صفحات سنگی گرامافون در خرداد ۱۲۸۶ شمسی (۱۹۰۷ میلادی) اتفاق میافتد که ۲۰ قطعه بهجامانده از این مرحله در لوح دوم منتشر شده است. آثار ضبطشده در این سال مربوط به سفر میرزا حسینقلی به همراه هیئتی ۵ نفره به پاریس است.
لوح سوم: صفحات باقیمانده از این دوره که در لندن در فاصله روزهای ۱۲ تا ۲۳ آوریل ۱۹۰۹ میلادی ضبط شدهاند، در این لوح منتشر شده است که ۱۱۳ قطعه موسیقی را دربرمیگیرد.
لوح چهارم: این لوح صفحات ضبطشده در تهران در سال ۱۲۹۱ شمسی است و شامل ۳۸ قطعه آوازی میشود که در سال ۱۹۱۲ میلادی در استودیوی کمپانی در کوچه فیلخانه در لالهزار تهران ضبط شد و برای تکثیر به کارخانه شرکت گرامافون در «ریگا» روسیه فرستاده میشد.
لوح پنجم: این لوح ۵۷ قطعه موسیقایی دارد و مربوط به صفحات ضبطشده در تفلیس در سال ۱۲۹۳ شمسی است. این قطعات در آخرین مرحله از دوره اول ضبط صفحه در نخستین روزهای تاجگذاری احمد شاه قاجار، که تقریباً چند ماه قبل از شروع جنگ جهانی اول بود، ضبط شد.
لوح ششم: این لوح مربوط به صفحات ضبطشده در فاصله سالهای ۱۳۰۵ تا ۱۳۱۲ شمسی است که بعد از جنگ جهانی اول، کمپانیهای خارجی آن را ضبط میکردند. در میان آثار ضبطشده در این دوره، تعدادی از استادان آواز دوره قاجار، آثاری از خود به یادگار گذاشتند که شامل ۷۲ قطعه موسیقی است.
لوح هفتم: این لوح ۴۹ قطعه آوازی دارد که آثاری پراکنده از استادان آواز ایران را شامل میشود. بعضی از خوانندگان این دوره منسوب به مکتب اصفهان و ساکن این شهر بودند.
لوح هشتم: این لوح گردآوریشده شامل آوازها و تصنیفهایی از خوانندگان سده گذشته در شمال مرزهای جغرافیایی ایران است که از نظر فرهنگی قرابت بیشتری با ما دارند و بعضی از ایشان، آواز و تصنیف را با شعر فارسی خواندهاند که متأسفانه از مشخصات خوانندگان و نوازندگان این آثار اطلاع مشخصی به دست نیامده است.
منابع آوازی بهدستآمده در این مجموعه که جمعاً ۴۶۹ قطعه موسیقی صوتی را دربرمیگیرد، بهتدریج در پورتال فرهنگستان هنر منتشر خواهد شد که مخاطبان میتوانند برای دریافت این آثار به سامانه اینترنتی فرهنگستان هنر مراجعه کنند.

«سونتهای شکسپیر» با کرونا احیا شدند

علی رهبری موسیقیدان، آهنگساز و رهبر ارکستر که طی سالهای گذشته مدیریت هنری ارکستر سمفونیک تهران را بر عهده داشته و طی چند دهه اخیر در کشور اتریش زندگی میکند با اشاره به شرایط این روزهای اهالی موسیقی در روزهای کرونایی و قرنطینه این کشور به خبرنگار مهر گفت: همان طور که علاقهمندان و مخاطبان موسیقی میدانند کشور اتریش که من سالهای زیادی است در آنجا زندگی میکنم، مهد موسیقی و کانون حضور بسیاری از هنرمندانی است که در این منطقه جغرافیایی مشغول به فعالیت هستند اما امروز شرایط شیوع ویروس کرونا و روزهای قرنطینه مردم و هنرمندان را خانهنشین کرده است.
وی درباره پیامدهای مثبت و منفی این خانه نشینی اجباری در روزهای قرنطینه بیان کرد: در سال ۱۹۸۰ میلادی هنگامی در شهر مکزیکوسیتی کشور مکزیک کنسرتی را به همراه یک ارکستر داشتیم آقای لورین مازل رهبر ارکستر بزرگ موسیقی کلاسیک دنیا که از من به لحاظ سنی بزرگتر بود در این کشور رهبری ارکستر کنسرت دیگری را به عهده داشت. این هنرمند در همان زمان طی گفتگویی که با من داشت به این نکته اشاره کرد که هر اتفاقی در زندگی قطب مثبت و منفی دارد. جملهای که در آن زمان برایم بسیار ساده به نظر آمد و من خیلی نفهمیدم منظور از بیان این جمله چیست. اما همین نکته به مرور زمان نشان داد که چقدر مهم است. به ویژه اینکه در این روزهای کرونایی و قرنطینه میتوانیم معنای دقیقتری از آن را جستجو کنیم.
رسیدگی به کارهای عقبمانده در قرنطینه
رهبری افزود: من در این شرایط است که فهمیدهام اگر انسان محکم به قطب مثبت خود بچسبد در هر صورت و حتی در بدترین شرایط برای او منفعت به همراه دارد. اتفاقاً به همین خاطر است که در روزهای کرونایی من و بسیاری از دوستان موسیقایی در کشور اتریش و آنهایی که خارج از این روزها فرصت کمتری برای در منزل ماندن داشتند سعی کردهایم وقت بیشتری را در خانه بگذرانیم تا به خیلی از کارهای عقبماندهمان برسیم. شرایطی که من هم تمام عمر برای خیلی چیزها وقت نداشتم اما این بار شرایط آن برایم فراهم شده است.
این رهبر ارکستر بینالمللی که سابقه زیادی در رهبری ارکستر کشورهای مختلف را به عهده داشته، توضیح داد: حدود چند هفته پیش من در شهر ازمیر کنسرتی را برگزار کردم و هنوز هم مشکلی برای کرونا وجود نداشت. اما وقتی به وین آمدم هم پروازها را تعطیل کردند و هم کنسرتها و برنامههای موسیقایی به طور کامل تعطیل شد. حتی قرار بود ما در این ماه همراه تعدادی از نوازندگان برای اجرای قطعه متفاوتی به نام «زرتشت» کارهایی را آغاز کنیم که قطب منفی ماجرای کرونا اجازه این کار را به ما نداد. اما من همچنان تلاش کردم که به قطب مثبت این شرایط نگاه کنم و آن کار کردن مداوم بود. جریانی که هم اینک در خانه توسط من و همکارانم دنبال میشود و هر یک از ما مشغول کار روی پروژههایی هستیم که روزی فکر نمیکردیم دوباره برای احیای آن تلاش کنیم.
احیای پروژه «سونتهای شکسپیر»
وی افزود: یکی از پروژههایی که من در ایام قرنطینه مشغول انجام آن هستم، پروژهای مربوط به ۳۰ سال پیش است که من در یک پروسه هشت ساله آن را در قالب «سونتهای شکسپیر» نوشته بودم و تصمیم داشتیم با دوستان دیگری چون احمد پژمان، شاهین فرهت و چند هنرمند درجه یک اروپایی آن را به سرانجام برسانیم که به دلایل مختلف فنی انجام آن ممکن نشد. اما این ماجرای خانهنشینی من در شهر وین اتریش باعث شد تا دوباره روی این پروژه متمرکز شده و کارها و تنظیمات جدیدی را در این پروژه انجام دهم.
رهبری ادامه داد: این سونت در برگیرنده ۱۵۴ آهنگ است که باید دوباره تک تک قطعات را تنظیم مجدد کرد. در همین راستا با تعدادی از دوستان هنرمندم در ایران و کشورهای دیگر مشغول مکاتبه تصویری هستم که بتوانیم تنظیم این کارها را در همین ایام قرنطینه به اتمام رسانده و برای انتشار آن اقدام کنیم.
وی تصریح کرد: این شرایط هم یکی دیگر از قطبهای مثبت شیوع بیماری کرونا و اجباری است که این ویروس خطرناک ما را خانهنشین کرده و باعث شده که یک پروژه بینالمللی بزرگ را به سرانجام برسانیم. کما اینکه اگر ماجرای بیماری و قرنطینه نبود قطعاً نمیتوانستیم به دلیل گرفتاریهای کاری روی این پروژه متمرکز شویم. اما این شانس برای ما پیدا شد که برای تولید و انتشار یک پروژه بینالمللی کارهای مهمی انجام دهیم. در حقیقت الان وقتی خودم را با روزهای عادی زندگیام مقایسه میکنم میبینم هم تراز و یا حتی بیشتر از آن روزها مشغول کار هستم و میتوانم در کنار رسیدگی به خانوادهام که اصلاً فرصت نداشتم روزهای زیادی پیش آنها باشم، کارهای خوبی را به نتیجه قطعی برسانم.
در تمام عمر این اندازه «وقت» نداشتم
مدیر هنری و رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت: این روزها جهان اصلاً شرایط خوبی ندارد و ما هر روز شاهد مرگ بسیاری از مردم دنیا بر اثر ابتلاء به ویروس کرونا هستیم که همه ما را غصه دار کرده است. اما در کنار زحمات شبانهروزی که تیمهای پزشکی و پرستاری در سرتاسر دنیا میکنند، ما غیر از در خانه ماندن و رعایت اصول بهداشتی کار دیگری نمیتوانیم بکنیم. پس بهتر است در این شرایط با مثبتاندیشی این اتفاق را برای خودمان یک شانس ارزیابی کنیم که میتواند کارهای عقب افتاده ما را به جریان بیندازد. فضایی اکنون بسیاری از موزیسینهای اتریشی هم روی آن تمرکز دارند و مشغول کارهایی در حوزه موسیقی هستند که در روزهای عادی به دلیل مشغلههای روزمره از انجام آن ناتوان بودند.
رهبری بیان کرد: من در تمام عمرم هیچ وقت این چنین وقت نداشتم که بتوانم فارغ از کارهای عقب افتاده مطالعه کنم، قطعه جدید بنویسم و با فرزندانم از نزدیک برای آموزش موسیقی آنها رابطه بیشتری داشته باشم. من حتی برای همین سوناتهای شکسپیر میتوانم درآن واحد با ۱۵ نفر خواننده این پروژه در ارتباط باشم و با تمرکز بیشتری روی کیفیت کارهایشان نکته بگویم. پس من همه اینها را فرصت میبینم که به بهترین شکل ممکن میتواند به من در راستای اهداف مؤثر باشد.