توضیحات مدیر بیمارستانی که محمدرضا شجریان در آن بستری است
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خبر بستری شدن محمدرضا شجریان در بخش مراقبتهای ویژه باعث شد که شایعات زیادی در فضای مجازی منتشر شود. البته این شایعات با اظهارنظرهای افراد آگاه در این باره کمرنگ شد. حالا بابک حیدری اقدم مدیر بیمارستان محل بستری شجریان هم در این باره توضیحاتی ارائه کرده است که میخوانید.
«احتراما، با توجه به بستری استاد موسیقی ایران جناب آقای شجریان در بیمارستان جم ارائه توضیحاتی در این زمینه الزامی است.
ایشان چندین مرتبه در طول سالهای اخیر جهت بررسی و چکاپ و درمان بیماری به این بیمارستان مراجعه نمودهاند و پس از انجام اقدامات تشخیصی ودرمانی مرخص شدهاند با توجه درخواست شخصی ایشان و نظر خانواده محترم شجریان همواره بدون اطلاع رسانی عمومی در بیمارستان پذیرای ایشان بودهایم.
دراین نوبت به دلیل تشخیص پزشکان معالج ایشان جهت انجام اقدام درمانی، نیاز به جراحی سطحی عروقی بوده که به لطف خداوند با موفقیت انجام پذیرفته و انشاالله امروز یا فردا با نظر پزشکان معالج مرخص خواهند شد.
بنابراین محدودیت به وجود آمده در راستای درخواست خانواده و پزشکان معالج ایشان بوده است و امکان سرویس دهی به اصحاب رسانه و علاقه مندان به ایشان عملاً امکانپذیر نبود ولی با توجه به احترام اصحاب رسانه و اذهان عمومی این امکان وجود دارد که با هماهنگی با واحد روابط عمومی بیمارستان و رئیس تیم پزشکی ایشان آقای دکتر حسن عباسی طبق سنوات گذشته جویای احوال ایشان باشید.»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در چند روز گذشته خبر بستری شدن محمدرضا شجریان در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بسیاری از طرفداران این هنرمند را نگران کرده بود. این در حالی بود که مسئولان بیمارستان از خوب بودن وضع جسمانی او و مرخص شدن او در آیندهای نزدیک خبر میدادند.
حالا آنطور که ایلنا گزارش کرده است، شجریان پس از انجام اقدامات پزشکی مرخص میشود.
پیش از این رییس بیمارستان جم علت بستری شدن شجریان را صرفاً تعبیه راه عروقی برای دارورسانی راحتتر دانسته بود.
«پدرم سالها پیش یک گروه هنری راه اندازی میکند که لالاییخوانان آن دخترها بودند اما بعد از آنکه دختران ازدواج میکنند، همسران آنان اجازه ادامهی کار را نمیدهند. در بندرترکمن هر خانوادهای اجازه نمیدهد که دخترشان روی صحنه ساز بزند یا لأله بخواند، البته برخی از دخترها هم تمایلی به این کار ندارند. نواختن ساز در بندرترکمن به اجازه خانوادهها بستگی دارد.»
این حرفها را گلآیم به زبان میآورد و ادامه میدهد: «معمولا دخترهای اهل بندرترکمن زود ازدواج میکنند. برخی از دختران خودشان دوست دارند زود ازدواج کنند. از طرفی هم وقتی برای دختری خواستگاری میآید، قبول میکنند. البته حالا وضعیت تغییر کرده است و همه دخترها میتوانند دانشگاه بروند و درس بخوانند اما تا چند سال پیش شرایط فرق میکرد و همه چیز سخت بود. من هم از بچگی دوست داشتم وقتی که درسم تمام شد ازدواج کنم.»
حالا گلآیم ۲۴ سال دارد و لیسانس حسابداری گرفته است. بهتازگی نامزد کرده و قرار است تابستان عروسی کند. همسرش ۳۰ ساله و از آشنایان دورشان است. با اینکه فوق دپیلم دامپزشکی گرفته اما ماشین سنگین دارد و وقتی عکسها و ویدئوهای اجراهای گلآیم را دیده است، از هنری که همسرش دارد، خوشش آمده و تا حالا هم حرفی از اینکه گلآیم نمیتواند کارش را ادامه دهد، نزده است. با این حال گلآیم میگوید: «معلوم نیست که بتوانم کار موسیقی را ادامه دهم یا نه.»
این دختر هنرمند درباره سنت مراسم ازدواج در بندرترکمن توضیح میدهد: «در یک جلسه، خانواده داماد به خانه عروس میآیند و عروس و داماد با هم صحبت میکنند تا بتوانند بیشتر با هم آشنا شوند و خانوادهها هم به توافق برسند. معمولا مراسم عروسی در سه روز انجام میشود. یک مراسم خصوصی میگیرند و اقوام درجه یک و دوستان نزدیک در آن حاضر میشوند. در مراسم خصوصی، عروس لباس سفید و مدرن میپوشد اما در روز کجاوه یعنی روزی که عروس میخواهد به خانه بخت برود لباس سنتی میپوشد که این لباسها میتواند قرمز و سبز باشد و با زیورآلات سنتی مخصوص این منطقه تزئین میشود. معمولا خانواده داماد برای بردن عروس ساعت ۱۱ صبح به خانهی خانواده عروس میروند و هدایایی میبرند و عروس را با شتر و اسب و ارابه به خانه داماد میبرند. در این مراسم همه مهمانان هم لباس سنتی میپوشند.»
او میگوید: «دختران در بندرترکمن تا قبل از ازدواج میتوانند با مانتو و شلوار در خیابان رفت و آمد کنند اما وقتی که عروسی میکنند باید با لباسهای مرسوم بین ترکمنها که همان پیراهن بلند است رفت و آمد کنند.»
گلآیم دو سالی میشود که به صورت جدی زنبورک مینوازد و این کار را از پدرش یاد گرفته و به پشتوانه او در برنامههای مختلف روی صحنه رفته و اجرا کرده است. او یک خواهر و یک برادر هم دارد که هیچکدام از آنها نواختن سازهای موسیقی را از پدرشان یاد نگرفتهاند. خواهر گلآیم معماری خوانده و ازدواج کرده و یک بچه هم دارد. برادرش هم بعد از آنکه دیپلم گرفته، ادامه تحصیل نداده است.
به گفته این هنرمند جوان بسیاری از دختران در استان گلستان لأله (لالایی) میخوانند. محتوای لالاییها شعرهای قدیمی است. مثلا لأله اسم دختری است که عروسی میکند و بعد از ازدواج به جای دوری میرود و مدتی خانوادهاش را نمیبیند به همین دلیل شعرهایی میگوید و میخواند تا اگر چوپانی یا رهگذری از اقوام او عبور کردند، صدایش را بشنوند و به او سر بزنند. شعرهایی که لاله در تنهایی خودش میسروده همگی غمگین بودهاند و در یکی از شعرهایش میگوید: «اگر من بمیرم چه کسی میخواهد من را دفن کند؟» حتی گفته میشود یک بار خاله و دایی لاله به دنبال او میروند اما آنها هم در راه گم میشوند.
گلآیم میگوید: «لالاییهای ترکمن برای خواباندن بچه نیست، بلکه نوای غم است. یک بار پدر و مادرم وقتی که من هفت ساله بودم برای اجرا به کشور ترکیه میروند و لالایی را اجرا میکنند.»
با آنکه زندگی در بندرترکمن سختیهای خاص خودش و آب و هوای مرطوبی دارد اما او به شرایط زندگی در این شهر عادت کرده است و از زندگیاش هم احساس رضایت میکند و دوست ندارد برای زندگی به شهری مثل تهران برود و ادامه میدهد: «وقتی به تهران میروم انگار وارد فضا شدهام، شهر شلوغ و ساختمانها بلند است و آفتابگیر نیست.»
گلآیم درباره اینکه برای تفریح در شهرشان کجا میروند، توضیح میدهد: «ما در بندرترکمن یک اسکله داریم و مردم برای تفریح آنجا را انتخاب میکنند. خانوادههایی هم که ماشین دارند برای تفریح به گرگان و جنگل النگدره میروند. بازارچه مرزی اینچه برون هم یکی دیگر از جاهای تفریحی است. حدود یک سالی میشود که یک شهربازی کوچک هم در بندرترکمن باز شده است. اما سینما نداریم. قدیمها یک سالن سینما در شهر بود اما در حال حاضر بسته است. سالن تئاتر هم داریم که گهگاهی در آنجا جُنگ شادی یا تئاتر برگزار میشود.»
او کلاه سنتی ترکمنی و سوزندوزی هم میدوزد. مردهای ترکمن وقتی که برای نماز عید فطر میروند کلاههای سنتی میپوشند. سوزندوزی یکی از هنرهای زنان ترکمن است. گلآیم هم این هنر را از زن همسایه یاد گرفته است و اولین کلاه را برای پدرش سوزندوزی کرده است. پدرش، محمد ایری هنرمند اهل بندرترکمن است که خودش را به یک رشتهی هنری محدود نکرده است. او چند ساز مثل دیلیلی تویدوک (نیزبانهدار) و زنبورک را مینوازد و در سریال بازی نقابها به کارگردانی سیروس حسنپور هم نقش «میرجلال» را بازی کرده است.
گلآیم دوست دارد در آینده ادامه تحصیل دهد و بتواند در جایی که با تحصیلش مرتبط باشد مشغول به کار شود. او میگوید: «دوست دارم یک کارهای شوم».
با توجه به پژوهشهای انجامشده، «لأله» نام دختری عاشق بوده که به ناچار به ازدواج فردی از طایفه دیگر تن میدهد. «لأله» در غریبی شعرهایی میسراید که پر سوز بودند و به مرور به گونه یا نوعی آواز زنانه تبدیل و در میان ترکمانان مشهور میشود. «لأله» در حقیقت نوعی بیان احساسات زن ترکمن است و در قدیم دخترها احساسات، عواطف، اعتراض و فریادهای فروخفته را که امکانی برای بروز آن نداشتند به صورت گروهی و به شکل یک مراسم با لأله خوانی انجام میدادند. در لألهخوانی سخنانی بیان میشد که به وسیله آن شکایات و دردهای دختران و زنان به بزرگان و ریشسفیدان طایفه منتقل شود.
مراسم تشییع پیکر زنده یاد علی اصغر بیانی عضو گروه موسیقی و معاون هنری اسبق فرهنگستان هنر که روز دهم بهمنماه دار فانی را وداع گفت، ساعت ۹ صبح روز دوشنبه ۱۴ بهمن از مؤسسه فرهنگی هنری صبای فرهنگستان هنر به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع خواهد شد.
علیاصغر بیانی ۱۸ اسفند ۱۳۳۰ در تهران متولد شد. او تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته هنرهای تجسمی به پایان رساند و همزمان به فراگیری موسیقی مشغول شد و از محضر استادان موسیقی بهره برد. بیانی ردیف میرزاعبدالله را نزد محمدرضا لطفی مشق کرد. او یکی از ردیفدانانی بود که موسیقی را به روش شفاهی و با توجه به اصول و مبانی سنتی آن آموزش میداد.
هفته پیش، بیلی آیلیش در مصاحبهای با «گایل کینگ» در شبکه CBS، درباره افکار و احساسات ناراحتکنندهاش حرف زد و از مشکلات و درگیریهای روحیاش گفت. آیلیش در این مصاحبه اعتراف کرد که ترانههای غمانگیزش، بازتابی از احساساتش درباره خودش و مدیریت افسردگیاش و نیز افکارش درباره خودکشی است.
بیلی در این مصاحبه گفت که در اوایل شروع کارش، کمپانیهای موسیقی و شبکههای رادیویی، ترانهها و آهنگهای او را سرزنش میکردند و میگفتند که این ترانهها مناسب و مرتبط با زمینه کاری آنها نیستند. آیلیش در اینباره گفت: «این قضیه برای من خندهدار بود، زیرا همه در زندگیشان احساس ناراحتی میکنند. نوجوانان زیادی هستند که خودشان را دوست ندارند».
آیلیش از خودش با عنوان شخصی یاد کرد که «همیشه به همهچیز میخندد». او به کینگ گفت که بار مسئولیت دستیابی به موفقیت عظیم در طول سال گذشته، باعث شده که به نقطهای برسد که بخواهد دست به خودکشی بزند. آیلیش که به افسردگی مبتلاست، گفت که او بالاخره با جلسات رواندرمانی، حمایت زیاد خانواده و دوستان و اشتغال به سرگرمیهایی مانند نوشتن ترانه، توانست در سال ۲۰۱۸، از شرایط افسردگی عبور کند.
توانایی آیلیش در صحبت کردن درباره مشکلات روحی و روانیاش، اهمیت استفاده از پلتفرمهای اجتماعی را درجهت منافع افرادی که با بیماری روحی دستوپنجه نرم میکنند، نشان میدهد. طبیعیسازی چنین صحبتهایی درباره مشکلات روحی و روانی، یکی از قوانین غلبه بر چنین بیماریهایی است. هرچه سلبریتیهای بیشتری مانند آیلیش، درباره مشکلات روحی و روانی صحبت کنند، جامعه برای افرادی که در آن زندگی میکنند و با مسائلی مانند افسردگی و افکار خودکشی دستوپنجه نرم میکنند، تبدیل به جای بهتر و راحتتری میشود.
مراسم تشییع پیکر علیاصغر بیانی ـ نوازنده و معاون فرهنگستان هنر ـ امروز (دوشنبه (۱ بهمن ) با حضور دوستداران، آشنایان، هنرمندان، شاگردان و خانواده او از فرهنگستان هنر به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) برگزار شد.
در این مراسم، علیاکبر شکارچی، حسامالدین سراج، داریوش طلایی، محمد علی رجبی، حسن بلخاری، علیرضا اسماعیلی و … حضور داشتند.
بیانی پنجشنبه هفته گذشته در سن ۶۸ سالگی در سفری که به کویر داشت به دلیل مسمومیت درگذشت.
در مراسم صبح امروز، حسامالدین سراج، خواننده و از دوستان مرحوم بیانی گفت: «رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل، از کاروان چه ماند جز آتشی بر منزل. با او خاطرات ۳۰ ساله دارم. همیشه رو به حقیقت و باطن داشت. از خودنمایی پرهیز داشت، در عین اینکه بسیار در کارش استاد بود؛ به همین دلیل به سمت حقیقت موسیقی روی داشت. هنرجویانش به دلیل سواد و سلوک عرفانی او پس از مدتی به شیوه فکری او تعلق خاطر پیدا میکردند.»
سراج سپس ابیاتی را از حافظ خواند.
داریوش طلایی هم با خواندن ابیاتی گفت: «کسانی که حتی اندکی او را میشناختند میدانستند که عارف بود و به همه ابعاد زندگی به دید عارفانه نگاه میکرد. علاقه خاصش به هنرهای سنتی بود؛ به همین دلیل همیشه سعی میکرد ابعاد مختلف هنرهای سنتی را به جوانان بیاموزد. علاقه اصلی او به نوازندگی بود. سالها در محضر او درباره موسیقی بهرهمند شدیم. او ردیف موسیقی ایرانی را در دانشگاه آموزش میداد. خودش را شاگرد مکتب مولانا میدانست و مفسر آن بود. در جلسات فرهنگستان در محضر او یک صفا و صمیمیت به وجود میآمد ولی جایش خالی است. او به معشوق پیوست ولی ما را تنها گذاشت. به خانواده گرامی او تسلیت میگویم.»
محمدعلی رجبی، رییس گروه هنرهای سنتی فرهنگستان و عضو پیوسته فرهنگستان هنر اظهار کرد: «چه میشود گفت در غم یاری که بیش از ۵۰ سال با او دوست همکلاس و در همه محافل سختی و خوشی با او همراه بودیم. در هنرستان با او هم کلاس بودم، نقاش زبردستی بود ولی طریقت را در موسیقی دید و آن را دنبال کرد. او گوشش را به نوای حق سپرده و از نوای انکرالاصوات غربی پاک کرده بود. او از شهر فرار میکرد و به دهات میرفت تا از این نوع و روش غربی دور بماند. او در نهایت به دوست رسید.»
رجبی ادامه داد: «او اهل تحقیق بود تا به حقیقت هنر و موسیقی برسد. موسیقی برای او یک راه برای رسیدن به حقیقت و حق بود. هر چیزی که زیبا بود و به خدا بازمیگشت را دنبال میکرد. علی محضر اخلاق او بود. در طول ۵۰ سال هر چه که محضر اخلاق بود را داشت و به دنبالش بود. فکر نمیکنم کسی غیر از چیزی که میگویم از او دیده باشد. شخصیت بزرگوارش با همه خوب بود. هنر یعنی نیک نفسی، او نفس نیک داشت و با آن به آدم و عالم نگاه میکرد. او مانند مجنون در بیابانها میگشت تا معشوق را پیدا کند. قلبهای ما تا وقتی زندهایم به یاد او سیاه پوش است. برای خانواده او صبر و برای هنرجویانش پیروی راه نیکوی او را آرزو داریم.»
حسن بلخاری، رئیس انجمن مفاخر نیز اظهار کرد: «کسانی که ایشان را میشناختند از خلق و روحیه عرفانی او آگاه بودند و اینک لحظات دردناکی را سپری میکنند. او توانست سنت و عرفان را با موسیقی مرتبط کند. بسیار از دست دادن این دوست عزیز غمگینم. موسیقی ایران یکی از سالارهای خود را از دست داد.»
او در ادامه ابیاتی از مولانا را قرائت کرد.
علیرضا اسماعیلی، رئیس فرهنگستان هنر عنوان کرد: «سوگ او به واسطه حضورش طولانی مدتش در فرهنگستان هنر خیلی سنگین بود. او هنرمند اخلاق مداری بود که رابطه صمیمی با هنرمندان داشت. از ابتدای تاسیس اینجا در تمام برنامههای موسیقی حضور فعالی داشت و حتی زمانی که معاون اینجا بود تلاش زیادی برای موسیقی اینجا کرد. او عارف و نقاش خوبی بود و به این واسطه با زیبایی هنر انس گرفته بود و این زیبایی در رفتار او متبلور میشد. او مهربان و صمیمی بود و این باعث جذب مخاطب به او میشد. او به نیکی موسیقی را یاد گرفته بود و همیشه دغدغهاش حفظ و اشاعه موسیقی اصیل بود. معلم بود و شاگردان زیادی را تربیت کرد. اگر اکنون نیست شاگردانش راهش را ادامه خواهند داد.»
در ادامه، یکی از شاگردان مرحوم علیاصغر بیانی لحظاتی به یاد استادش نی نواخت.
حسن قاسمی به عنوان آخرین سخنران به نمایندگی از شاگردان بیانی متنی را خواند. در بخشهایی از این متن آمده است: «من به نمایندگی از شاگردان بیشمار مستقیم و غیر مستقیم او اینجا هستم. او بلند مرتبه و فرزانه بود. او چنان در لحظه حال زندگی میکرد و به ما دسترسی زیستن در حال را میداد. ما سوگوار دلتنگی خویش هستیم. خرسندیم که راهی را که نشان داد آتش روزهای پیشروست. او پیگیر و خستگی ناپذیر بود. سالها در حفظ و اشائه ردیف و موسیقی ایرانی تلاش کرد. در کشف دردانههای موسیقی نواحی فعالیت کرد. پویش عمیق او در حکمت و عرفان، و فلسفه شهر در این سالها بر کسی پوشیده نیست. ما با او بر سر سفره مولانا نشستیم. ما به کلاسهای انسان کامل او رفتیم. از او آنچه یاد گرفتیم، سلامت جان و تن بود. سفر رفتیم، عاشق شدیم، رفاقت کردیم و او حلقه اتصال ما بود. باشد که میراثداران شایسته مکتبش باشیم. قول ما به تو حفظ این حلقه مهر و حفظ اصالت و شاگردی توست. روحش شاد.»
در پایان مراسم در فرهنگستان هنر، به امامت حجتالاسلام دعایی برای مرحوم بیانی نماز میت خوانده و پیکرش به بهشت زهرا منتقل شد.
البته مسئله امروز ما پرکاری معتمدی نیست. به تازگی آلبوم جدید این خواننده به نام «صبر کن» با هفت قطعه منتشر شد. طبق آن چه در سایت توزیع آلبوم آمده، قیمت آلبوم فیزیکی ۲۵ و قیمت آلبوم الکترونیکی آن ۲۰ هزار تومان است. با این که سالهاست قیمتگذاری آلبومها در کشور ما بیقاعده است و این قیمت برای این آلبوم با این مشخصات متناسب نیست اما نقدهای اساسیتری به این آلبوم تازه از تنور درآمده وارد است که در ادامه با جزئیات به آن میپردازیم.
مهیار علیزاده آهنگ ساز آلبوم «صبر کن» است. هرچند واکنشهای منفی به آهنگ سازی آلبوم «افسانه چشمهایت» همایون شجریان و علیرضا قربانی میتوانست راهنمای خوبی برای او باشد اما او در این آلبوم هم به دنبال تکرار آن با صدای معتمدی بوده است. در این آلبوم کمتر با صدای لطیف معتمدی و ظرافتهای او مواجه میشوید. در واقع گامهای بالای این خواننده، در بیشتر قطعههای این آلبوم باعث شده است تا تزیینات آوازی و شعر، فدای این گامهای بالا و تنظیم پر سر و صدا شود. این در حالی است که محمد معتمدی چند سال قبل، بیشتر با آواز ایرانی شناخته میشد و در آثاری مانند اپرای عروسکی «مولانا» توانسته بود این استعداد خود را به خوبی نشان دهد. به هر حال، او یکی از شاگردان محمدرضا لطفی، ردیفدان و استاد بزرگ موسیقی است و شاید حالا، نبود استادی مانند او باعث شده است که معتمدی در موسیقی کجدار و مریز پیش رود.
نکته دیگر این که معتمدی در این آلبوم هم مانند دیگر آثارش به سراغ بازخوانی قطعههایی رفته که پیش از او اجراهای موفقی توسط استاد شجریان، استاد شهرام ناظری، سالار عقیلی و علیرضا قربانی داشتهاست.
اشعار آلبوم تازه معتمدی از مولانا و یک شاعر دهه شصتی و ظاهراً آقازاده، به نام مهدی مظاهری است. گفته می شود که او فرزند تهماسب مظاهری، رئیس کل سابق بانک مرکزی و وزیر اقتصاد دولت اصلاحات است. گره این آلبوم اما در نام شاعران آن نیست. هفت قطعه این آلبوم شامل سه قطعه دکلمه شده توسط دو بازیگر خانم و فردی به نام شایان صبور است که صفحهاش در اینستاگرام بیشتر از دو هزار نفر دنبالکننده دارد و انگار بیشتر فعالیتهایش در حوزه دکلمهخوانی است. در این آلبوم، قطعه «هیچ مگو»، با مطلع «من غلام قمرم…» توسط اندیشه فولادوند به شکل نامناسبی که بیشتر شبیه ژانر دلهرهآور است، دکلمه شده. او همان بازیگر و شاعری است که شعرخوانیاش چند ماه پیش در فضای مجازی خبرساز شد.
لیندا کیانی قطعه «در هوایت بیقرارم» را شبیه روخوانیهای دلی، دکلمه کرده و محمد معتمدی در قطعهای دیگر به نام «در هوایت» همین قطعه تکراری را خوانده است. شایان صبور هم در این آلبوم، دکلمهخوان قطعه «مرا یارا» است. در واقع ما در این آلبوم هفت قطعهای، با سه اثر واقعی و غیر تکراری مواجه ایم که در آن صدای خواننده آلبوم به گوش میرسد. وجود این دکلمههای بیارتباط با صدای معتمدی در این آلبوم، علامت سوال بزرگی است و موضوعی شد که حتی اعتراض و واکنشهای منفی دوستداران معتمدی را نیز در پی داشت.
در این مطلب از واکنشهای منفی مخاطبان به این آلبوم گفتیم. دوستداران معتمدی در نظراتشان از او خواسته بودند تا کمی به گذشته و آثار درخشانش رجوع کند.
صبح امروز (سهشنبه ۱۵ بهمن)، نشست خبری سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر با حضور محمد الهیاری (مدیرکل دفتر موسیقی و رییس جشنواره) و شاهین فرهت (دبیر جشنواره ) در تالار وحدت برگزار شد.
در ابتدای این نشست الهیاری یادآوری کرد که دفتر موسیقی از مرداد ماه کار برنامهریزی برای برگزاری این دوره از جشنواره را با همکاری اساتید مختلف آغاز کرده است.
او همچنین در این ارتباط به نشستی که با دبیرهای دورههای گذشته داشتهاند اشاره کرد و انتخاب آثار را از مهمترین کارها هیات انتخاب دانست.
الهیاری درباره روند که جشنواره پس از انتشار فراخوان جشنواره طی کرد هم به خبرنگاران توضیح داد: «برخی از گروهها بر اساس فراخوان و برخی بر اساس دعوت حضور پیدا کردند.»
مدیرکل دفتر موسیقی ارشاد تاکید کرد: «تلاشمان بر این است که جشنواره به یک اتفاق جریانسازتر تبدیل شود و هویت منسجمتری داشته باشد. یکی از جریانسازیها این است که هنرمندان در دورههای آینده آثار جدید خود را اجرا کنند. هیات انتخاب تلاش کرد نفرات برگزیده جشنوارههای دیگر را در اینجا داشته باشد. برای بخش بین الملل نیز برنامه ریزی های مفصلی داشتیم.»
انتخاب گروهها به میل و سلیقه شخصی نبود
محمد الهیاری در این نشست تاکید کرد که گروههای راهیافته به جشنواره با میل و سلیقه شخصی نبوده است و در این زمینه توضیح داد: «جشنواره دو بخش دارد؛ گروههایی که از طریق فراخوان شرکت کردهاند و توسط هیات انتخاب برگزیده شدهاند و گروههایی که دعوت شدهاند. تعداد گروههای فراخوان و دعوتی برابر است. علیرغم تمام مشکلات، شاهد حضور بیش از ۱۰۰۰ هنرمند هستیم.»
او تصریح کرد: «برای جشنواره موسیقی فجر مهم بود تا با حضور گروههای بینالمللی هر طور شده با وجود مشکلات سیاسی و ارتباطی این پیام را برسانیم که راه ارتباطی هنر و فرهنگ همچنان باز است. هیات انتخاب امسال نگاه ویژهای به کردستان داشت. شب سیستان و بلوچستان را داریم. جشنواره در بوشهر، آذربایجان شرقی، خوزستان، گلستان، مازندران، فارس، سیستان و بلوچستان، زنجان و … برگزار میشود. بالای ۹۰ اجرا در این استانها اجرا خواهد شد که ۱۲ گروه از آنها در تهران نیز اجرا خواهند داشت.»
به گفته او در این جشنواره از هنرمندانی چون نادر مشایخی، حسن اسکندری، هوشنگ ظریف و افلیا پرتو تقدیر میشود.
الهیاری با تاکید بر موضوع هویت بصری در جشنواره امسال، در این زمینه توضیح داد: «به همین دلیل برای هر گروه، پوستر و تیزر یک دقیقهای ساختیم. تیزر در فضای مجازی پخش میشود تا مردم آن را ببینند و با توجه به آن اجرای مورد نظر خود را انتخاب کنند. پنج نشست پژوهشی از ۲۶ تا ۳۰ بهمن خواهیم داشت. تلاش کردیم این نشستها مساله محور برگزار شوند، موضوع حرمت موسیقی در اسلام، روند ترانه سرایی در دنیا، تاثیر فضای مجازی در موسیقی، سیر تغییرات موسیقی پاپ در سه دهه اخیر و … در این نشستها بررسی میشود.»
محمد الهیاری: جشنواره موسیقی فجر باید به یک هویت درست برسد
جوایز «رسانه» و «ترانه»
مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد درباره دو بخش جایزه «رسانه» و «ترانه» توضیح داد: «میخواهیم جشنواره با جایزه موسیقی و رسانه خودش را از دیگر جشنوارهها متمایز کند. امیدوارم این امر ادامه پیدا کند و تشویقی هم برای اهالی رسانه باشد و پر و بالی به روزنامهنگاری این حوزه دهد. جایزه ترانه از بین آثاری که مردم بیشتر دوست داشتهاند، مورد پسند کارشناسان بوده است و از بین آثاری که در یک سال گذشته به دفتر موسیقی رسیده است، انتخاب میشود. در این جایزه آثاری که از لحاظ کیفی بالا هستند انتخاب خواهند شد.»
۲ قطعه برای سردار سلیمانی و هواپیمای اوکراینی
الهیاری سپس اظهار کرد که در ارتباط با جان باختن هواپیما یک قطعه سمفونی توسط بهزاد عبدی تنظیم شده است که ارکستر سمفونیک آن را اجرا خواهد کرد. همچنین یک قطعه هم برای ارکستر ملی به یاد سردار سلیمانی توسط همان شخص ساخته شده است.
از او سوال شد که چرا از بودجه جشنواره فجر برای ساخت این دو اثر هزینه شده است که پاسخ داد: «یکی از اهداف جشنواره این است که نسبت به اتفاقات و مسائل جامعه واکنش دهد و به نظرم خواست مردم هم، همین بوده است. میشد کارهای شعاری و دمدستیتری تولید کرد ولی با همفکریهایی که شد دیدیم که ساخت این دو اثر هنریتر است. امسال فرصت اصلاح آییننامه را داشتیم ولی ترجیح دادیم که بعدا این کار را انجام دهیم. آییننامه چیزی از رقابتی بودن نگفته است و بر همان اساس امسال جشنواره رقابتی نبود. امیدوارم شورای ارزیابی برای بخشهایی رقابتی بودن را در نظر بگیرد.»
سایتهای بلیت فروشی بر چه مبنایی انتخاب شدند؟
از او همچنین درباره نحوه انتخاب سایتهای فروش بلیت سوال شد؟ که گفت: «در آبان، نامهای به سایتهای بلیت فروشی درباره پشتیبانی، خدمات مالی و پرداختهای مالی ارسال کردیم. در مجموع ۱۰ شرکت پیشنهاد دادند که دو گروه به جهت خدمات و شرایط فنی بهتری که داشتند، انتخاب شدند.»
الهیاری همچنین در پاسخ به پرسشی درباره رویکردهایی که به تعامل بیشتر هنرمندان مطرح موسیقی و به نوعی آشتی آنها با جشنواره میانجامد؟ گفت: «جشنواره باید به یک هویت درست برسد و به گونهای جریانسازی کند تا جدی تلقی شود. یکسری مشکل هست که باید حل شود ولی عمده هنرمندان قبلا در این جشنواره حضور داشتهاند.»
«چرا مدیر اجرایی معرفی نشد؟»
سوال بالا از مدیرکل دفتر موسیقی پرسیده شد که وی اظهار کرد: «آقای علی ثابتنیا دوم آذر ماه انصراف داد. مدیر اجرایی سه بخش مالی، پشتیبانی و هماهنگی را انجام میدهد که تصمیم گرفتیم دو بخش اول را انجمن موسیقی و بخش دیگر را آقای مردانی انجام دهد.»
الهیاری در پایان گفت: «امسال یک شیوهنامه دستمزد برای گروهها نوشتیم. چون این پول برای مردم است و باید بدانند که چگونه صرف میشود. امسال نیز هزینهها را اعلام میکنیم. دستمزد گروههای نواحی همپایهی گروههای دیگر است.»
آماری که شاهین فرهت از شرکتکنندگان ارائه داد
در ادامه شاهین فرهت گفت: «کوشش ما این بوده تا برنامههای موسیقی بهتر شود و احتمالا امسال همینطور است. در پی فراخوان اعلام شده، این رویداد شاهد مشارکت ۲۵۳ گروه از ۲۵ استان بوده است. تهران با ۱۰۷، خراسان رضوی ۲۱، فارس ۱۳، البرز ۱۲، کردستان ۱۱، آذربایجان شرقی، گلستان و اصفهان با ۱۰ گروه بیشترین آمار را داشتهاند. بیش از ۶۰ گروه شرکتکننده با فراخوان و مابقی با دعوت حضور پیدا کردند.»
او ادامه داد: «بنا بر تصمیم هیات انتخاب، گروههای جدول شامل ۳۴ گروه با فراخوان، ۲۳ گروه دعوت شده و هشت گروه بین الملل و ۸ گروه پاپ خواهند بود. مجموعا ۸۳ گروه در هفت روز اجرا میکنند. ۱۶۰۴ هنرمند که بانوان ۳۷ درصد و مردان ۶۳ درصد هستند. ۹۰ نوبت اجرای زنده در انواع موسیقی در تالارهای مختلف داریم و ۲۳ گروه برای اولین بار شرکت میکنند.»
تم داشتیم ولی منصرف شدم
«تم غالب داریم یا خیر؛ چرا؟»
دبیر جشنواره موسیقی فجر به این پرسش چنین پاسخ داد: «امسال در نظر داشتم تصانیف موسیقی ایرانی را تم قرار دهم و این کار را کردم و برای آن برنامه هم چیدیم. تیمی مامور این کار شد ولی انصراف داد؛ چون این کار آسان نبود. قرار بود تصانیفی از عارف شیدا، مرتضی محجوبی، کلنل وزیری، علی تجویدی، بزرگ لشگری، جواد لشگری، همایون خرم و… انتخاب شود. البته بحث تم ادامه خواهد داشت و شروع آن با موسیقی محلی خواهد بود.»
از او سوال شد که چرا سال گذشته اعلام کرد دستمزد نمیگیرد ولی بعدا ۵۰ میلیون به حسابش واریز شد؟ گفت: «پس از پایان جشنواره ۵۰ میلیون به من دادند و همه آن را صرف امور خیریه و حیوانات کردم. در اسفند به حسابم پول واریز شد و من هم تعجب کردم. شماره کارتی نداده بودم.»
با طرح این پرسش که «چرا این پول را صرف هنرمندان نواحی نکردید؟»، فرهت پاسخ داد: «این پول به من داده شد و تصمیم آن با من بود. برایم مهم بوده است که چه بر سر حیوانات در خیابان میآید.»
این آهنگساز همچنین درباره اینکه چرا ساخت دو اثر سفارشی را به یک هنرمند سپردهاند؟ گفت: «آهنگسازی یک کار محدود است و نمیتوان هر وقت اراده کرد اثر ساخت. ایشان فردی است که میتوانست در یک زمان محدود دو اثر برای آن موضوعات بسازد.»
فرهت در پایان صحبتهایش در نشست جشنواره موسیقی گفت: «امسال از من اثری اجرا نمیشود. سال گذشته که تم اجرای آثار هنرمندان ایرانی بود، چون دیگر آهنگسازان کارهای کاملی برای هر بخش این موسیقی پیدا نکردند، من آثارم را در اختیار گروهها قرار دادم و گمان میکردم که با این کار به کشورم خدمت میکنم و خارج از ایران میفهمند که ما هم هنرمندی داریم که آثار کلاسیک متعددی دارد ولی این کار باعث اعتراض برخی شد.»
در بخشی از نشست جشنواره موسیقی فجر، برخی پرسشهای خبرنگاران باعث دلخوری شاهین فرهت شد و در ادامه اعتراض کرد که مگر نشست، محل محاکمه است که چند تن از خبرنگاران اعلام کردند که بله! محل محاکمه است.
توضیحات بخش بینالملل جشنواره موسیقی فجر
در نشست جشنواره موسیقی فجر، اردوان جعفریان، مسوول بخش بینالملل نیز درباره این بخش گفت: «در این بخش با توجه به اینکه در پوستر جشنواره قسمت بین الملل حذف شده، سعی کردیم کیفیت کارها مهم باشد. آوردن بخش بینالملل مشکلات خاص خود را از لحاظ مالی، سیاسی و ارتباطی دارد. تلاش این است که دفتر موسیقی حرکت کند تا در آینده اعتبار بخش بین الملل زبانزد شود.»
جشنواره موسیقی فجر از ۲۴ بهمن ماه آغاز میشود به مدت هفت روز ادامه دارد.
به گزارش خبرآنلاین، قطعه تصویری «هیچ گاه»، اثر تازه به آهنگسازی پژمان سهامی، با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر و در دسترس مخاطبان قرار گرفت.
پژمان سهامی، آهنگساز و نوازنده سنتور در همکاری تازهای با کریم ابراهیمی، اثری را در قالب یک قطعه دو نوازی سنتور و تنبک، تحت عنوان «هیچ گاه» منتشر کرده که تم اصلی این قطعه برگرفته از یک بداهه است که بعدها توسط این موزیسین ساخته و پرداخته شده است.
«هیچ گاه» منتشر شد
پژمان سهامی، پیش از این آلبوم «پسِ پرده شب» را راهی بازار کرده و تک قطعهای با نام «به تماشا سوگند» در رسانههای مجاز خبری از او به انتشار رسیده است. این نوازنده و آهنگساز خاطر نشان میکند که به زودی تصنیفی با نام «وداع» را نیز در اختیار موسیقی دوستان قرار خواهد داد.
چندی پیش ویدیویی منتشر کردیم که با تایید دو تن از متخصصان حوزه صدا و موسیقی، بیانگرِ پلی بکِ رضا بهرام در یکی از کنسرتهایش بود. اکنون ویدیویی منتشر شده که احتمال پلی بک در کنسرت آرون افشار را هم مطرح میکند.
در این ویدیو، در اوج آهنگ و هنگامی که میکروفونِ خواننده پایین است، صدایش در سالن پخش میشود.
متاسفانه مسئلهی پلیبک این روزها موسیقی پاپ ایران را تحت الشعاع قرار داده و نهادهای نظارتی هم هیچ تلاشی برای کنترل و اصلاح این اوضاع ندارند.
پلی بک در کنسرت به معنای توهین به مخاطب و عدم تواناییِ خواننده در اجرای زنده است.