برچسب: موسیقی

  • برات اصلاحی درگذشت

    برات اصلاحی درگذشت

    عزیز احمدی، خواننده‌ تربت جامی خبر فوت این هنرمند را تأیید کرده و گفته است: «ایشان مشکل ریوی داشتند و پزشکان از ابتدا تشخیص داده بودند که سرطان ریه بوده است. یکی دو بار هم در بیمارستان بستری شدند.»

    احمدی ادامه داد: «بالاخره این اتفاق برای هر کدام از ما نیز پیش خواهد آمد. او حدود ۵۰ سال یا بیشتر سن داشت و در روستای محمود آباد تربت جام اقامت داشت.»

    این خواننده تربت جامی درباره مرحوم اصلاحی گفت: «برات اصلاحی در سرنا نوازی بعد از مرحوم غلامعلی نینواز در منطقه تربت جام رو دست نداشت. البته شاید در تکنیک‌های جدید افراد بهتری باشند ولی در تکنیک‌های خطه جام پس از استاد نینواز، اصلاحی حرف اول را می‌زد.»

    او در جشنواره‌های مختلفی شرکت و مقام کسب کرده بود. همچنین آثاری را با گروه فردای جام منتشر کرد. برات اصلاحی در کشورهای یونان، آلمان، دانمارک، عمان، ترکیه، قطر و چندین کشور دیگر اجرا و در جشنواره‌های مختلف داخلی شرکت کرده بود. او هنرمند شناخته شده و معروفی در منطقه بود و جایگاه هنری داشت.»

    جزییات مراسم تشییع پیکر این هنرمند سرنانواز متعاقبا ارسال می‌شود.

    ۲۵۸۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • رکوردزنی تتلو؛ بی‌اعتنا به دعواهای سیاسیون و اهل فرهنگ

    رکوردزنی تتلو؛ بی‌اعتنا به دعواهای سیاسیون و اهل فرهنگ

    حاشیه‌های فضای مجازی هر از چند گاهی موجب حیرت آنهایی می‌شود که از دور نظاره‌گر ماجرا هستند. روز گذشته خواننده مشهور و پرماجرایی به نام امیرحسین مقصودلو با نام شناخته شده امیرتتلو موجبات یک رکورد عجیب شد. چیزی بیش از ۱۳ میلیون پست پای آخرین پست او نوشته شده است. این رقم بی‌نظیر حاصل شرط او برای بارگزاری آخرین قطعه موسیقی‌اش در فضای مجازی بوده است. او اعلام کرده بود که تا زمانی که ۱۰ میلیون کامنت زیر آخرین پست او نوشته نشود این قطعه را منتشر نخواهد کرد. هواداران او به میدان آمدند و ۱۳ میلیون کامنت برای او گذاشتند و او قطعه موسیقی‌اش را منتشر کرد.

    تتلو خواننده پرداستانی در ایران است. از زمانی که یک رپر ساده مثل سایر رپرهایی بود که در وضع کسل‌کننده موسیقی ایران در دهه ۸۰ سربرآوردند و مشتریان زیادی پیدا کردند تا زمانی که او به گفته خودش متحول شد و برای شهدا و انرژی هسته‌ای خواند و البته اتفاقی که برای او در جریان انتخابات سال ۹۶ رخ داد.تتلو هیچ گاه در ایران اجازه خواندن رسمی پیدا نکرد و هم اکنون در یکی از کشورها مشغول فعالیت‌های موسیقیایی است که تناسبی با دوران نمایش‌های انقلابی او ندارد؛ تا اندازه‌ای که بعید است که دوباره به ایران بازگردد.

    حالا تتلو با گذاشتن یک رکورد بین‌المللی در فضای مجازی دوباره نامش را بر سر زبان‌ها انداخته است. ظاهرا بیشترین کامنت در فضای ایسنتاگرام پیش از او متعلق به یکی از سلبریتی‌های زن خارجی بوده است که ۷ میلیون کامنت زیر یکی از پست های او گذاشته شده بود.

    حالا امیر تتلو که در طول فعالیت خوانندگی خود نشان داده است که بسیار خوب بلد است که توجه مردم و رسانه‌ها را به خود معطوف کند دوباره خبرساز شده است. آنچه این خبرسازی را مهم‌تر از خود اتفاق می‌کند بستر و زمانه‌ای است که این اتفاق رخ داده است. در حالی که دعواهای حوزه فرهنگی انقلابیون بر سر اختلافات درون‌گروهی به اوج رسیده است؛ شرایط اقتصادی مردم کماکان بغرنج و رها شده است و دعواهای سیاسیون بر سر ماجراهای چون شفافیت آرا در مجلس و سفر رئیس جمهور روحانی به نیویورک و احتمال مذاکره با آمریکا و… همچنان با طنین بلندی در جامعه ایران تکرار می‌شود؛ یک رپر ساده ایرانی اینگونه جماعتی را مشغول به خود کرده است. فاصله به قدری شفاف و عمیق شده است که گویی رسانه‌های رسمی؛ افراد شاخص حکومت و دولت؛ تریبون‌های رسمی، روزنامه ها و کانال‌ها و… در دنیای دیگری سیر می‌کنند و جماعتی از ایرانیان اساسا در دنیایی مجزا از آنها که ربطی به همدیگر هم ندارند.شکاف میان این دو دنیا هر از چند گاهی به رخمان کشیده می‌شود و حیرت‌ها را برمی‌انگیزد.

    امیر تتلو تنها پدیده‌ای نیست که این روزها در فضای مجازی عامیانه سروصدایش به آسمان رسیده است. هر از چند گاهی پدیده‌های بی ربط به فضای رسمی کشور در فضای مجازی به وجود می آید و دهان‌ها را باز نگه می‌دارد و خیلی زود هم فراموش می‌شود. احتمالا چنین سرنوشتی در انتظار کامنت‌گذاران صفحه تتلو نیز هست: فراموشی. اما آیا این فراموشی منجر به ندیده گرفتن آنها هم می‌شود؟

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • گلریز: دهه ۶۰ و ۷۰ درخشان‌ترین دوره‌ موسیقی حماسی بود

    گلریز: دهه ۶۰ و ۷۰ درخشان‌ترین دوره‌ موسیقی حماسی بود

    سرود «این بانگ آزادی» و «خجسته باد این پیروزی» دو سرود ماندگار آن دوران، با شعر زنده‌یاد حمید سبزواری و صدای محمد گلریز است. گلریز معتقد است جنگ هنوز ادامه دارد بنابراین ملت همیشه به شنیدن سرودهای حماسی نیازمند است. در ادامه، گفت‌وگوی ما با این خواننده سرودهای انقلابی را خواهید خواند.

    اجرای زنده به رزمنده‌ها انگیزه می‌داد محمدگلریز بیشتر آثارش را وقف دفاع مقدس کرده است. او می‌گوید: «جنگ تحمیلی که شروع شد همه هنرمندان، مردم، شاعران، نویسندگان و اهالی هنر، احساس وظیفه کردند و با همه وجود به میدان آمدند. سال ۵۹ هم، توفیق داشتیم خدمت امام خمینی (ره) برسیم و ایشان تاکید کردند به سرودهای انقلابی و حماسی، بیشتر بپردازید. این باعث شد هنرمندان تشویق شوند و بیشتر برای ساخت آثار هنری با مضمون دفاع مقدس تلاش کنند؛ چون یکی از ابزارهایی که می‌تواند مشوق رزمندگان و ملت باشد، ابزار هنر است. یکی از ابزارهای هنری هم، سرود حماسی است. در آن زمان، هنرمندان ما با همه توانشان وارد عرصه هنر دفاع مقدس شدند و دیدیم چه کارهای ماندگار و به یادماندنی ساختند. دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، یکی از درخشان‌ترین دوره های موسیقی حماسی ما بود. ما با همه وجودمان سعی می‌کردیم در این راه کمک کنیم. حتی گهگاه توفیق پیدا می‌کردیم که با گروه‌های موسیقی به جبهه‌ها برویم و در کنار رزمنده‌ها، آهنگ‌های حماسی و دفاع مقدس را اجرا کنیم. آن‌ها وقتی می‌دیدند هنرمندی که در تلویزیون بود، الان در کنارشان است و برایشان سرودهای مقاومت و حماسی را زنده اجرا می‌کند خیلی انگیزه می‌گرفتند و این را در چهره‌شان می‌دیدیم.»

    سرودهای حماسی تاریخ مصرف ندارد محمد گلریز می‌گوید: «جنگ تمام نشده است و هنوز ادامه دارد. بعد از دفاع مقدس، ما جنگ‌های دیگری، مانند جنگ با داعش را داشتیم و الان هم جنگ با آمریکا. جنگ ما ادامه دارد. منتها ما تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفتیم. دشمن ما بیکار ننشست و وقتی دید ما در عرصه هنر فعالیت چشمگیری داریم، از راه تبلیغات منحرف، مبتذل و ترویج آهنگ های لس‌آنجلسی و بی‌محتوا، ما را تحت تاثیر قرار دارد؛ پول خرج کرد؛ یعنی واقعا هزینه کرد که ما و به خصوص برخی مسئولان فرهنگی ما را تحت تاثیر قرار دهد.»

    این خواننده معتقد است سرودهای حماسی تاریخ مصرف ندارد و تصریح می‌کند: «سرود حماسی همیشه مورد نیاز کشورهاست و در همه کشورها، همین گونه است. خاطرم هست در آلمان برنامه‌ای داشتیم که نزدیک به هزار شرکت کننده داشت. سرود «ایران» را که خواندم، بیشترشان بلند شدند، سرود را با من خواندند و اشک از چشمان‌شان جاری شد. ما همه عاشق ایران هستیم و برای حفظ خاک‌مان از هیچ کاری دریغ نداریم. هنرمندان عاشق این هستند که بتوانند در این راه حرکت کنند.»

    ۲۵۸۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • امید نعمتی: من سلبریتی نیستم

    امید نعمتی: من سلبریتی نیستم

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، امید نعمتی، خواننده با انتشار پستی در اینستاگرام با تاکید بر اینکه سلبریتی نیست، نوشت: «در این سال های اخیر بارها با جملاتی با این مطلع مواجه شدم که: شما سلبریتی‌ها … میخواهم یک بار برای همیشه تکلیف خودم را اینجا با این اسم روشن کنم.

    ۱-من شهروندی عادی هستم که به‌واسطه علاقه‌ شخصی، از کودکی به موسیقی و نقاشی مشغول بوده‌ام و صرفا آهنگ‌هایی میسازم و شعرهایی میگویم که اتفاقا تعدادی آدم دیگر آن‌ها را دوست داشته و بنده را دنبال میکنند.

    ۲-بنده نه به اندازه سلبریتی‌ها معروفم، نه پولدار، و نه شبیه آنها زیست میکنم و نه علاقه‌ای به زندگی به آن سبک و سیاق دارم.

    ۳-بنده مثل هر شهروند دیگری نظرات خودم را در موارد مختلف دارم و گاهی آن‌ها را با شما عزیزان به اشتراک میگذارم. اما این بدان معنی نیست که چیزهای بیشتری میدانم یا توصیه‌ها و نصایح و سخنرانی های ویژه‌ای برای دیگران دارم.

    ۴-بدیهی‌ست که فعالیت بنده در صفحات مجازی (مثل هر شهروند دیگری) برای در ارتباط بودن با آدم های دیگر و گاهی تبلیغ کنسرت‌ها و آلبوم و آهنگ‌های جدید است.»

    امید نعمتی: من سلبریتی نیستم
    امید نعمتی: من سلبریتی نیستم

    ۲۵۸۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • مدرن شدن روند صدور مجوزها در دفتر موسیقی

    مدرن شدن روند صدور مجوزها در دفتر موسیقی

    علی عزیزی دبیرکل کانون ناشران موسیقی خانه موسیقی گفت: روند صدور مجوز برای آلبوم ها و تک قطعات در دفتر موسیقی وزارت ارشاد به خوبی توانسته به شیوه ای مدون و قانونی مدیریت شود و کم شدن پروسه زمانی اعطای مجوز به آثار موسیقی اعم از آلبوم و تک قطعه، موجب تسریع امور و رضایت مندی اهالی موسیقی شده است. البته در مبحث شعر کمی ماجرای اصلاحیه های چند باره هست که بایستی با یک شیوه مشخص کمی تغییر کند. سامانه دفتر موسیقی هم به دلیل کندی سرورها، وارد شدن را سخت کرده  است. به هر حال اینها مشکلاتی هستند که در صورت تصحیح، قطعا می توانند کارگشا باشند.

    وی با اشاره به عدم نیاز برای حضور فیزیکی برای دریافت مجوز آثار و اینترنتی شدن فرایند اخذ مجوزهای آثار نیز گفت: دفتر موسیقی توانسته با تثبیت شیوه صدور مجوزها به صورت اینترنتی بسیاری از دغدغه های شرکت های تولید آثار را از بین ببرد و بی شک این شیوه می تواند به خوبی در روند اجرایی کارها کمک کند. تنها نکته حائز اهمیت این است که مثلا در دوره های گذشته در صورت ایرادات شعر در شورا ما می توانستیم با حضور در جلسات، از شعر دفاع کنیم که قطعا با حل این مشکلات، دفتر موسیقی می تواند دوران درخشان مدیریتی خود را سپری کند. امیدواریم با بازنگری در برخی قوانین اجراهای زنده در کشور نیز بتواند حمایت همه جانبه خود از شرکت های حوزه موسیقی را تامین نماید. من خودم و بسیاری از ناشرین موسیقی دراین زمینه کارشناس کارهستیم و قطعا همکاری و همفکری با ما می تواند بسیاری از مشکلات را حل کند.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • فعالان حوزه موسیقی برج میلاد را تهدید کردند

    فعالان حوزه موسیقی برج میلاد را تهدید کردند

    مجمع صنفی تولیدکنندگان آثار موسیقی و شنیداری با ارسال نامه‌ای سرگشاده به مدیرعامل برج میلاد تهران ضمن انتقاد از افزایش نرخ اجاره‌بهای مرکز همایش‌های این مجموعه از تحریم برگزاری کنسرت‌ها در این مکان خبر داد.

    در متن این نامه سرگشاده آمده است:

    «مدیرعامل محترم برج میلاد تهران/ جناب آقای مجتبی حسینی توسل

    با سلام؛ احتراما همانطور که مستحضرید یکی از وظایف مهم شهرداری‌ها ایجاد بستر مناسب برای رفتارهای فرهنگی هنری و گسترش نشاط اجتماعی شهروندان در جامعه است، به همین منظور تعامل و همکاری هدفمند با هنرمندان و فرهیختگان، افزایش سهم مصرف خدمات و کالاهای فرهنگی در سبد خانوار، ایجاد مراکز فرهنگی و هنری برای غنی‌سازی اوقات فراغت و کمک به افزایش روحیه نشاط و شادابی شهروندان، حمایت از فعالیت‌های فرهنگی هنری از جمله وظایف تعریف شده در شهرداری تهران و سازمان‌های زیر مجموعه است که ایجاد فضاهایی همچون برج میلاد و مرکز همایش‌های آن به همین منظور بوده است.

    از آنجایی که برگزاری کنسرت‌های موسیقی بخش قابل توجهی از ایجاد شادابی، نشاط و تخلیه انرژی برای مدیریت هیجانات، تنش‌زدایی و هنجارگرایی در جامعه را تشکیل می‌دهد، انتظار می‌رفت شهرداری تهران، سازمان‌ها و زیر مجموعه‌های آن با توجه به رسالت‌شان در امور فوق، همکاری‌های گسترده‌ای با متولیان در این حوزه به ویژه موسسات و برگزارکنندگان کنسرت‌های موسیقی انجام داده و به صورت موازی نقشی در انجام وظایف فرهنگی هنری ایفا کنند.

    سالن مرکز همایش‌های برج میلاد یکی از مراکزی است که امکان برگزاری کنسرت‌هایی با جمعیت بیش از ۱۵۰۰ نفر را دارد. متاسفانه قیمت‌گذاری مرکز همایش‌های برج میلاد متناسب با وظایف شهرداری تهران نیست و در ابتدای سال جاری و بر خلاف دیگر ارگان‌های دولتی و نیمه دولتی، قیمت بهره برداری از مرکز همایش‌های برج میلاد و خدمات آن با مبلغ نامتعارفی افزایش یافته است و درعین ناباوری، مدیر مرکز همایش‌های برج میلاد اعلام کرده که بر اساس دستور جنابعالی، یک بار دیگر، قیمت اجاره سالن برای اجراهای صحنه‌ای بعد از ایام محرم و صفر افزایش یابد!

    جهت آگاهی، بر اساس افزایش صورت گرفته در ابتدای سال جاری، نرخ هر صندلی در مرکز همایش‌های برج میلاد به مراتب بیشتر از نرخ صندلی سالن‌های هم تراز خود حتی سالن‌های خصوصی با تجهیزات، ظرفیت و کیفیت خدماتی بالاتر از مرکز همایش‌های برج میلاد تهران است و با دستور جدید (افزایش مجدد نرخ اجاره) این رقم، شکاف قابل توجهی با دیگر سالن‌های تهران خواهد داشت.

    چنین تصمیماتی در شرایط اقتصادی حال حاضر کشور و افزایش قیمت‌ها توسط آن مجموعه، تنها فشار مالی را بر سبد فرهنگی خانوار افزایش داده است و منجر به کاهش برگزاری برنامه‌های فرهنگی هنری به خصوص کنسرت‌های موسیقی است که اینگونه رفتارها موازی با اهداف دشمنان بیرونی این مرز و بوم برای ایجاد فشار بر مردم و نارضایتی از حکومت و ارگان‌های آن است.

    به این علت مجمع صنفی تولیدکنندگان آثار شنیداری به درخواست جمع قابل توجهی از مؤسسات، تهیه‌کننده‌ها و برگزارکننده‌های کنسرت‌های موسیقی، ضمن اعلام و اطلاع‌رسانی موارد فوق، از جنابعالی درخواست می‌کند هرچه سریعتر نسبت به تعدیل قیمت بهره‌برداری از سالن مذکور و خدمات جانبی آن به قیمت‌های مشابه و کمتر از سال ۱۳۹۷ اقدام عاجل کنید.

    با درک اهمیت موضوعات مطرح شده، حق خواهید داد چنانچه تا روز شنبه مورخ ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ نسبت به تامین نظر و دست کم شنیدن صدای اهالی موسیقی کشور اقدامی صورت نپذیرد، علاوه بر تحریم اجرای کنسرت در سالن مرکز همایش‌های برج میلاد چاره‌ای جز اقدامات فراگیر اعتراضی صنفی، به داوری کشاندن موضوع نزد افکار عمومی باقی نخواهد ماند و هرگونه تبعات ناشی از این اعتراضات بر عهده مجموعه تحت مدیریت جنابعالی خواهد بود.

    با احترام مجدد/ مجمع صنفی تولیدکنندگان آثار موسیقی و شنیداری.»

    ۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • کاشی ماندگار استاد حسین دهلوی را کجا نصب کرده‌اید؟

    کاشی ماندگار استاد حسین دهلوی را کجا نصب کرده‌اید؟

    شهر فروشی، توسعه ناپایدار و نامتوازن شهرهایی همچون تهران، شهر را از هویت تهی و روابط ارگانیک کوچه ها و محله ها را مختل کرده است. این اختلال به رابطه ساکنین  با هم و ساکنین با کوچه خیابان هم رسیده است. در کوچه و خیابان هایی که همچون یک پارکینگ عمومی به تصرف حجمی از فولاد و پلاستیک به نام اتومبیل شخصی درآمده اند، دیگر خبری از دروازه های گل کوچک و توپ های پلاستیکی راه راه و هیاهوی و دویدن ها نیست. خانه به دوشی و جابجایی پی در پی، هویت محلی را بی معنی ساخته و با ارسال تلفنی دیگر کمتر بقال و نانوایی مشتری هایش را به نام و چهره می شناسد، در چنین فضایی است هر همسایه ای برایت غریبه میشود.

    وارد آسانسور مجتمع مسکونی که ساکن آن هستم می شوم، پیرمردی با کمک همراهش در طبقه بعدی وارد آسانسور می شوند، پیرمردی که در همان نگاه اول وقار و تشخصش، او را برایم متمایز می کند، سلامی رد و بدل میشود و تمام. چند ماهی هر از گاه این دیدار اتفاقی تکرار می شود. تا متوجه میشوم آن همسایه آرام و ساکت که هروز بعد از ظهر با همراهش برای قدم زدن به پارک محلی میروند حسین دهلوی استاد موسیقی است.

    امروز هفتم مهر ماه سالروز تولد حسین دهلوی است، آهنگساز، رهبر ارکستر و موسیقیدانی که استادش ابوالحسن صبا او را دانشمند موسیقی ایرانی نامیده بود. دهلوی معتقد است موسیقی در پاسخ به نیاز بشر باید با به پای تحولات زمانه تغییر کند و به همین منظور در بیش از شش دهه فعالیت در عرصه موسیقی همواره در پی نوآوری در موسیقی سنتی ایرانی بوده، تسلط و شناختش از موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی جهان موجب شد تا موسیقی ایرانی را در قالب ارکستراسیون موسیقی جهانی برای گوش ها شنیدنی‌تر کند و با همنشینی سازهای ایرانی و غربی ملودی های ایرانی را از انزوا و تنهایی ردیف‌ها و گوشه‌های دستگاههای موسیقی سنتی به صحنه ارکسترهای بزرگ بیاورد. حاصل یک عمر تلاش حسین دهلوی گنجینه ای شنیداری از ده‌ها اثر برای سازهای ایرانی ، آواز و ارکستر ، ۲ اپرا و یک باله است.

    برای استادی که در دهمین دهه عمر دیگر آثار خود را هم به یاد نمی آورد، یاد آوری تولدش شاید حاصلی نداشته باشد، اما این یادآوری بیشتر برای خود ماست. ما انسان‌های پریشان و سرگردانی که در این شهرهای پر هیاهو بیش از گذشته نیازمند هویت و آرامش هستیم. یادآوری تولد و یاد بزرگان فرهنگ و هنر و اندیشه این سرزمین همچون استاد دهلوی و گوش سپردن به نغمه ها و کرشمه های ساز و آواز آنها  همان حکم آرامش در دامن مادربزرگ و گوش سپردن به خاطرات و قصه هایش دارد.

    چند سالی است که در یک اقدام شایسته سازمان و حالا وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با طرح نصب کاشی ماندگار، سعی در شناسایی و معرفی محل سکونت چهره های ماندگار، شاخص و تاثیر گذار هنرمندان، اهالی فرهنگ، علم و دین برای هویت یابی ملی و محلی دارد. اینکه بدانیم که همسایه آنها هستیم برای ما هویت و افتخار می آورد، اما هرچه می گردم کاشی ماندگار استاد حسین دهلوی، که اهالی این محله را به همنشینی و همسایگی با یکی از چهره های ماندگار این سرزمین آگاه کند، نمی یابم.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • شاهزاده ترانه درگذشت

    شاهزاده ترانه درگذشت

    به گزارش ورایتی، خوزه خوزه، خواننده مکزیکی نامزد ۶ جایزه گِرَمی که به اسکار موسیقی شهرت دارد و در طی چهار دهه میلیون‌ها نسخه از آلبوم‌هایش به فروش رسید، دیروز در شهر میامی آمریکا درگذشت.

    خوزه خوزه، خواننده اسطوره‌ای مکزیک که به شاهزاده ترانه شهرت داشت، در ۷۱ سالگی براثر سرطان پانکراس درگذشت.

    این خواننده که نام واقعی او خوزه رومولو سوسا اورتز بود، اولین بار در دهه ۱۹۷۰ پس از خواندن «El Triste»(غمگین) در جشنواره موسیقی OTI، به شهرت رسید و حرفه‌ای پرکار را آغاز کرد که بیش از چهار دهه به طول انجامید و میلیون‌ها آلبوم فروخت.

    پس از آن اجرا و شهرتی که کسب کرد، خوزه خوزه شروع کرد به صعود از چارت فهرست برترین‌ خوانندگان آمریکای لاتین و آلبوم‌های موفقی چون «از شهری به شهر دیگر»، «تا برگردی»، «احساسات»، «پالوما» و «گاویلان پالوما» را خلق کرد.

    خوزه خوزه در طول حرفه خود شش بار نامزد گرمی شد لیکن با وجود تمام قابلیت‌ها، هیچ‌گاه موفق به کسب این جایزه نشد.

    خوزه خوزه همچنین موفق به موفقیت تجاری با ۲۰ آهنگ برتر آمریکای لاتین شد که چهار مورد از آنها  شماره ۱ برترین ترانه وقت آمریکای لاتین شد. علاوه بر این ۱۵ آلبوم از او در صدر جدول برترین‌ آلبوم‌های لاتین قرار گرفت و در نهایت بیش از یک میلیون و ۸۰۰ هزار نسخه از آلبوم‌هایش در ایالات متحده به فروش رسید.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • برای اجرا در افتتاحیه جشنواره بین‌المللی فیلم سلیمانیه؛ «رستاک» عازم عراق شد

    برای اجرا در افتتاحیه جشنواره بین‌المللی فیلم سلیمانیه؛ «رستاک» عازم عراق شد

    به گزارش خبرگزاری
    خبرآنلاین، اعضای گروه رستاک بامداد روز گذشته جهت حضور در مراسم گشایش چهارمین دوره این فستیوال عازم کشور عراق شدند. شهر سلیمانیه از روز سه‌شنبه نهم مهرماه (اول اکتبر) تا دوشنبه ۱۵ مهر (هفتم اکتبر) میزبان هنرمندان و علاقمندان به سینما خواهد بود. به همین جهت هنرمندان بسیاری از سراسر جهان برای شرکت در بخش‌های رقابتی و همچنین داوری فستیوال به این شهر کردنشین سفر کرده‌اند. از کشورمان نیز هنرمندانی در جایگاه هیئت‌های داوری دعوت شده‌اند و در بخش رقابتی نیز چندین فیلم کوتاه و بلند در فهرست شرکت‌کنندگان به چشم می‌خورد. ولی جالب‌تر از همه دعوت گروه «رستاک» به این جشنواره است.
    اقلیم کردستان عراق با وجود داشتن گروه‌های موسیقی بزرگ و معتبر بین‌المللی، از این گروه ایرانی دعوت کرده است تا جهت اجرا در افتتاحیه این گردهمایی مهم به هنرنمایی بپردازد.
    این جشنواره که چهارمین سال برگزاری  را تجربه می کند، یکی از معتبرترین فستیوال‌های فیلم در غرب آسیاست که در دوره‌های قبلی میزبان حضور موفق هنرمندان ایرانی در بخش‌های مختلف رقابتی بوده است.
    سال گذشته فیلم سینمایی «سه رخ» موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم حاضر در جشنواره شد. مجید مجیدی نیز با «آن سوی ابرها» جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. جایزه بهترین بازیگری نیز به نوید محمدزاده برای بازی در فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» رسید.
    مراسم افتتاحیه با اجرای گروه موسیقی «رستاک» در تالار هنر سلیمانیه آغاز می شود، سپس با نمایش فیلم “sisters in arms” ساخته «کارولین فورست» (از فرانسه) این جشنواره رسما کار خود را آغاز می کند.
    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • قشنگ کامکار: سیاست من و لطفی را از هم جدا کرد

    قشنگ کامکار: سیاست من و لطفی را از هم جدا کرد

    البته این جدایی هیچ‌گاه از احترام لطفی نزد کامکارها نکاست. قشنگ کامکار در این گفت‌وگو از روند شکل‌گیری کانون چاووش و فروپاشی آن و سال‌ها زندگی درکنار لطفی سخن گفته است.

    شما از همان ابتدا در کنار افرادی که گروه «چاووش» را تأسیس کردند بودید؟
    من از زمان شکل‌گیری این گروه و حتی تأسیس کانون چاووش دریک ساختمان قدیمی حضور داشتم و در تمام لحظات کنار اعضای چاووش بودم. از چیدن وسایل گرفته تا تمرینات. درواقع شاهد عینی آن روزگار سخت موسیقی بودم. اعضای این کانون بدون چشمداشتی به آموزش و تمرین موسیقی مشغول بودند. البته لطفی ردیف‌های موسیقی را هم تدریس می‌کرد ودر این مورد حساسیت خاصی داشت. به این علت که خود ایشان دوران بسیار سختی را درآموزش موسیقی نزد استادانی چون عبدالله دوامی و نورعلی خان برومند گذرانده بود. پیش از انقلاب لطفی با استاد ابتهاج آشنا شد و بسیار مورد توجه ایشان قرار گرفت و از اینکه جوانی چنین با اشتیاق در موسیقی فعالیت می‌کند بسیار ابراز خرسندی کرد. آقای ابتهاج موسیقی را بخوبی می‌شناخت و آگاه به زندگی موزیسین‌های آن زمان بودند. بعد از مدتی به دعوت آقای ابتهاج که آن زمان رئیس مرکز موسیقی رادیو بود لطفی به برنامه «گلچین هفته» رادیو راه یافت. تا اینکه انقلاب شد و روزگار و شرایطی موسیقی به کلی عوض شد. دیگر نه خبری از چاووشی بود و نه لطفی. در زمان انقلاب لطفی و آقای ابتهاج دراعتراض به فضای سیاسی آن دوران و کشتارهایی که صورت گرفت همراه اعضای کانون چاووش از رادیو استعفا کردند. بعد از انقلاب آقای لطفی از ایران رفت و این اتفاق موجب ایجاد فاصله بین اعضای گروه چاووش شد و آرام‌آرام گروه های موسیقی «عارف» و«شیدا» و درواقع کانون چاووش از هم پاشید. در واقع با رفتن آقای لطفی از ایران اعضای این کانون به نوعی بی‌پناه و بی‌سرپرست شدند. آن هم در دورانی که موسیقی چندان رایج نبود و مخالفت‌های شدیدی هم در برابرش وجود داشت. بنابراین کسی به فکر تأسیس کلاس موسیقی نبود. نه کنسرتی برگزارمی شد و نه اجازه حمل ساز داشتند. اوضاع بد مالی نوازندگان و از همه مهم‌تر صمیمیت و دوستی‌ای که از بین رفته بود سبب شد حتی این هنرمندان رغبتی به ساززدن نداشته باشند؛ تا آنکه دو- سه سال بعد از انقلاب من از آقای لطفی جدا شدم و به طور کلی از «چاووش» کناره‌گیری کردم و در گروه کامکارها و در کنار برادرانم فعالیت داشتم تا به امروز. شاید جدایی ما هم تأثیر زیادی بر به هم خوردن گروه چاووش گذاشت. در مستند «چاووش از درآمد تا فرود» هم به این مسائل پرداخته شده است.

    پس اگر زندگی شما و آقای لطفی ادامه می‌یافت گروه چاووش از هم نمی‌پاشید؟
    بله. گروه چاووش می‌توانست ادامه داشته باشد اما متأسفانه همه چیز به هم خورد. بیشتر اعضای این گروه از خانواده کامکارها بودند و بی‌تردید با بازگشت دوباره آقای لطفی به ایران و حضور دوباره این اعضا، چاووش می‌توانست فعالیت خود را از سر بگیرد و ادامه دهد. البته ایشان در ایران تمام تلاش خود را در احیای دوباره این گروه انجام دادند اما متأسفانه آن گروه‌ها از هم پاشید و بسیاری از نوازندگان مهاجرت کردند جزخانواده من. من نیز یکی دو سال بعد از انقلاب و درواقع زمانی که موسیقی توانست حیات دوباره بگیرد با گروه موسیقی کامکارها به روی صحنه رفتم و در واقع نخستین زنی بودم که درآن شرایط سخت توانست اجازه حضور در صحنه موسیقی داشته باشد. اما امروز می‌بینید که چه فضای خوبی در موسیقی ایجاد شده و خوشبختانه همه خانم ها می‌توانند گروه موسیقی داشته باشند و بخوانند.

    از دید شما نسل امروز ما چقدر پذیرای چنین موسیقی‌هایی است؟
    نمی‌خواهم به قضیه عمومیت بدهم و بگویم همه این گونه فکر می‌کنند. موسیقی خوب هم اجرا می‌شود و شنونده خوب هم قطعاً وجود دارد. قطعاً شرایط امروز بسیار بهتر ازگذشته است. اگر آن زمان دو کلاس موسیقی در شهری مثل تهران وجود داشت الان حداقل هر محله بیش از سه آموزشگاه موسیقی دارد و اغلب جوان‌ها، شرکت کننده‌های این کلاس‌ها هستند. هنرجویان من از نوجوانان ۱۰ ساله تا خانم‌های ۶۰ ساله هستند و علاقه‌مند به آموختن ساز. به هر حال تحولی که بعد از انقلاب ایجاد شد، تحول بسیار خوبی بود. البته یک عده هم هنوز اندرخم یک کوچه‌اند و خودشان را پیدا نکرده‌اند که کجای این داستان ایستاده‌اند. هم صدای آقای شجریان را دوست دارند و هم صدای آن خواننده‌های پاپ را که نمی‌توان درکی از ترانه های‌شان داشت. من به موسیقی علاقه‌مندم که شعر و ملودی آن گوش‌نواز باشد و نوازنده‌ها اجرای درستی از آن داشته باشند.

    با این تفاسیر می‌توان گفت دو اتفاق مهم مسیر موسیقایی کشورمان را تحت تأثیر خود قرارداده است. نخست جدایی شما از استاد محمد رضا لطفی و دیگری اختلاف و همکاری نکردن پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان؛ نظر شما دراین باره چیست؟
    شجریان، مشکاتیان و لطفی رأس کانون چاووش بودند و نقش بسیار مهم و مفیدی در ارائه موسیقی داشتند. اما در رویدادهایی مثل جشن هنر شیراز اتفاقات بسیار بدی افتاد. البته آقای شجریان هیچ تفکر سیاسی خاصی نداشتند. همیشه می‌گفتند سیاست را وارد هنرخود نکنید و کار موسیقی خود را انجام بدهید اما دیگر دوستانی که دراین کانون بودند چون اغلب جوان بودند مثل آقای لطفی متأسفانه دوست داشتند کارهای سیاسی انجام بدهند و در اغلب جلسه هایی که در منزل ما برگزار می‌شد یک عده موافق این کارهای سیاسی بودند یک عده مخالف. من هم براین نظرم وقتی سیاست وارد زندگی و کار هنری شود زندگی از دست خواهد رفت. درواقع وقتی ترجیح می‌دهید یک کار سیاسی در کنار کارهنری انجام شود قطعاً کار هنری‌ افت پیدا خواهد کرد.

    من و لطفی در کانون چاووش صمیمانه کار می‌کردیم. قبل ازاینکه نوازنده باشیم، دوست و رفیق یکدیگر بودیم اما این رابطه به هم خورد چرا که لطفی با تمام مهربانی‌هایی‌ که داشت حرف، حرف خودش بود. او سیاست را اولویت زندگی خودش می‌دانست.

    بهتر است بگویم سیاست باعث جدایی من و لطفی شد. تمام کسانی که اطراف ما بودند متأسفانه به کارهای سیاسی می‌پرداختند و لطفی را کشاندند به چاله و خودشان امروز بالای آن چاله زندگی می‌کنند. آنها لطفی را نابود کردند. با نابود شدن او من و فرزندم هم نابود شدیم. لطفی در مسیر موسیقایی من بسیار تأثیرگذار بود و تلاشم در زندگی این بوده که با تمام احساس و قدرتم از ایشان حمایت کنم. لطفی همیشه در خاطر من خواهند ماند و هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین