برچسب: موسیقی سنتی

  • مراسم تشییع علی‌اصغر بیانی؛ هنرمندی که از خودنمایی پرهیز داشت

    مراسم تشییع علی‌اصغر بیانی؛ هنرمندی که از خودنمایی پرهیز داشت

    مراسم تشییع پیکر علی‌اصغر بیانی ـ نوازنده و معاون فرهنگستان هنر ـ امروز (دوشنبه (۱ بهمن ) با حضور دوستداران، آشنایان، هنرمندان، شاگردان و خانواده او از فرهنگستان هنر به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) برگزار شد.

    در این مراسم، علی‌اکبر شکارچی، حسام‌الدین سراج، داریوش طلایی، محمد علی رجبی، حسن بلخاری، علیرضا اسماعیلی و … حضور داشتند.

    بیانی پنجشنبه هفته گذشته در سن ۶۸ سالگی در سفری که به کویر داشت به دلیل مسمومیت درگذشت.

    در مراسم صبح امروز، حسام‌الدین سراج، خواننده و از دوستان مرحوم بیانی گفت: «رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل، از کاروان چه ماند جز آتشی بر منزل. با او خاطرات ۳۰ ساله دارم. همیشه رو به حقیقت و باطن داشت. از خودنمایی پرهیز داشت، در عین اینکه بسیار در کارش استاد بود؛ به همین دلیل به سمت حقیقت موسیقی روی داشت. هنرجویانش به دلیل سواد و سلوک عرفانی او پس از مدتی به شیوه فکری او تعلق خاطر پیدا می‌کردند.»

    سراج‌ سپس ابیاتی را از حافظ خواند.

    داریوش طلایی هم با خواندن ابیاتی گفت: «کسانی که حتی اندکی او را می‌شناختند می‌دانستند که عارف بود و به همه ابعاد زندگی به دید عارفانه نگاه می‌کرد. علاقه خاصش به هنرهای سنتی بود؛ به همین دلیل همیشه سعی می‌کرد ابعاد مختلف هنرهای سنتی را به جوانان بیاموزد. علاقه اصلی او به نوازندگی بود. سال‌ها در محضر او درباره موسیقی بهره‌مند شدیم. او ردیف موسیقی ایرانی را در دانشگاه آموزش می‌داد. خودش را شاگرد مکتب مولانا می‌دانست و مفسر آن بود. در جلسات فرهنگستان در محضر او یک صفا و صمیمیت به وجود می‌آمد ولی جایش خالی است. او به معشوق پیوست ولی ما را تنها گذاشت. به خانواده گرامی او تسلیت می‌گویم.»

    محمدعلی رجبی، رییس گروه‌ هنرهای سنتی فرهنگستان و عضو پیوسته فرهنگستان هنر اظهار کرد: «چه می‌شود گفت در غم یاری که بیش از ۵۰ سال با او دوست همکلاس و در همه محافل سختی و خوشی با او همراه بودیم. در هنرستان با او هم کلاس بودم، نقاش زبردستی بود ولی طریقت را در موسیقی دید و آن را دنبال کرد. او گوشش را به نوای حق سپرده و از نوای انکرالاصوات غربی پاک کرده بود. او از شهر فرار می‌کرد و به دهات‌ می‌رفت تا از این نوع و روش غربی دور بماند. او در نهایت به دوست رسید.»

    رجبی ادامه داد: «او اهل تحقیق بود تا به حقیقت هنر و موسیقی برسد. موسیقی برای او یک راه برای رسیدن به حقیقت و حق بود. هر چیزی که زیبا بود و به خدا بازمی‌گشت را دنبال می‌کرد. علی محضر اخلاق او بود. در طول ۵۰ سال هر چه که محضر اخلاق بود را داشت و به دنبالش بود. فکر نمی‌کنم کسی غیر از چیزی که می‌گویم از او دیده باشد. شخصیت بزرگوارش با همه خوب بود. هنر یعنی نیک نفسی، او نفس نیک داشت و با آن به آدم و عالم نگاه می‌کرد. او مانند مجنون در بیابان‌ها می‌گشت تا معشوق را پیدا کند. قلب‌های ما تا وقتی زنده‌ایم به یاد او سیاه پوش است. برای خانواده او صبر و برای هنرجویانش پیروی راه نیکوی او را آرزو داریم.»

    حسن بلخاری، رئیس انجمن مفاخر نیز اظهار کرد: «کسانی که ایشان را می‌شناختند از خلق و روحیه عرفانی او آگاه بودند و اینک لحظات دردناکی را سپری می‌کنند. او توانست سنت و عرفان را با موسیقی مرتبط کند. بسیار از دست دادن این دوست عزیز غمگینم. موسیقی ایران یکی از سالارهای خود را از دست داد.»

    او در ادامه ابیاتی از مولانا را قرائت کرد.

    علیرضا اسماعیلی، رئیس فرهنگستان هنر عنوان کرد: «سوگ او به واسطه حضورش طولانی مدتش در فرهنگستان هنر خیلی سنگین بود. او هنرمند اخلاق مداری بود که رابطه صمیمی با هنرمندان داشت. از ابتدای تاسیس اینجا در تمام برنامه‌های موسیقی حضور فعالی داشت و حتی زمانی که معاون اینجا بود تلاش زیادی برای موسیقی اینجا کرد. او عارف و نقاش خوبی بود و به این واسطه با زیبایی هنر انس گرفته بود و این زیبایی در رفتار او متبلور می‌شد. او مهربان و صمیمی بود و این باعث جذب مخاطب به او می‌شد. او به نیکی موسیقی را یاد گرفته بود و همیشه دغدغه‌اش حفظ و اشاعه موسیقی اصیل بود. معلم بود و شاگردان زیادی را تربیت کرد. اگر اکنون نیست شاگردانش راهش را ادامه خواهند داد.»

    در ادامه، یکی از شاگردان مرحوم علی‌اصغر بیانی لحظاتی به یاد استادش نی نواخت.

    حسن قاسمی به عنوان آخرین سخنران به نمایندگی از شاگردان بیانی متنی را خواند. در بخش‌هایی از این متن آمده است: «من به نمایندگی از شاگردان بی‌شمار مستقیم و غیر مستقیم او اینجا هستم. او بلند مرتبه و فرزانه بود. او چنان در لحظه حال زندگی می‌کرد و به ما دسترسی زیستن در حال را می‌داد. ما سوگوار دلتنگی خویش هستیم. خرسندیم که راهی را که نشان داد آتش روزهای پیش‌روست. او پیگیر و خستگی ناپذیر بود. سال‌ها در حفظ و اشائه ردیف و موسیقی ایرانی تلاش کرد. در کشف دردانه‌های موسیقی نواحی فعالیت کرد. پویش عمیق او در حکمت و عرفان، و فلسفه شهر در این سال‌ها بر کسی پوشیده نیست. ما با او بر سر سفره مولانا نشستیم. ما به کلاس‌های انسان کامل او رفتیم. از او آنچه یاد گرفتیم، سلامت جان و تن بود. سفر رفتیم، عاشق شدیم، رفاقت کردیم و او حلقه اتصال ما بود. باشد که میراث‌داران شایسته مکتبش باشیم. قول ما به تو حفظ این حلقه مهر و حفظ اصالت و شاگردی توست. روحش شاد.»

    در پایان مراسم در فرهنگستان هنر، به امامت حجت‌الاسلام‌ دعایی برای مرحوم بیانی نماز میت خوانده و پیکرش به بهشت زهرا منتقل شد.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • محمد معتمدی پا جای پای علیرضا افتخاری گذاشته است؟

    محمد معتمدی پا جای پای علیرضا افتخاری گذاشته است؟

     البته مسئله امروز ما پرکاری معتمدی نیست. به تازگی آلبوم جدید این خواننده به نام «صبر کن» با هفت قطعه منتشر شد. طبق آن چه در سایت توزیع آلبوم آمده، قیمت آلبوم فیزیکی ۲۵ و قیمت آلبوم الکترونیکی آن ۲۰ هزار تومان است. با این که سال‌هاست قیمت‌گذاری آلبوم‌ها در کشور ما بی‌قاعده است و این قیمت برای این آلبوم با این مشخصات متناسب نیست اما نقدهای اساسی‌تری به این آلبوم تازه از تنور درآمده وارد است که در ادامه با جزئیات به آن می‌پردازیم.

    مهیار علیزاده آهنگ ساز آلبوم «صبر کن» است. هرچند واکنش‌های منفی به آهنگ سازی آلبوم «افسانه چشم‌هایت» همایون شجریان و علیرضا قربانی می‌توانست راهنمای خوبی برای او باشد اما او در این آلبوم هم به دنبال تکرار آن با صدای معتمدی بوده است. در این آلبوم کمتر با صدای لطیف معتمدی و ظرافت‌های او مواجه می‌شوید. در واقع گام‌های بالای این خواننده، در بیشتر قطعه‌های این آلبوم باعث شده است تا تزیینات آوازی و شعر، فدای این گام‌های بالا و تنظیم پر سر و صدا شود. این در حالی است که محمد معتمدی چند سال قبل، بیشتر با آواز ایرانی شناخته می‌شد و در آثاری مانند اپرای عروسکی «مولانا» توانسته بود این استعداد خود را به خوبی نشان دهد. به هر حال، او یکی از شاگردان محمدرضا لطفی، ردیف‌دان و استاد بزرگ موسیقی است و شاید حالا، نبود استادی مانند او باعث شده است که معتمدی در موسیقی کج‌دار و مریز پیش رود.

    نکته دیگر این که معتمدی در این آلبوم هم مانند دیگر آثارش به سراغ بازخوانی قطعه‌هایی رفته که پیش از او اجراهای موفقی توسط استاد شجریان، استاد شهرام ناظری، سالار عقیلی و علیرضا قربانی داشته‌است.

    اشعار آلبوم تازه معتمدی از مولانا و یک شاعر دهه شصتی و ظاهراً آقازاده، به نام مهدی مظاهری است. گفته می شود که او فرزند تهماسب مظاهری، رئیس کل سابق بانک مرکزی و وزیر اقتصاد دولت اصلاحات است. گره این آلبوم اما در نام شاعران آن نیست. هفت قطعه این آلبوم شامل سه قطعه دکلمه شده توسط دو بازیگر خانم و فردی به نام شایان صبور است که صفحه‌اش در اینستاگرام بیشتر از دو هزار نفر دنبال‌کننده دارد و انگار بیشتر فعالیت‌هایش در حوزه دکلمه‌خوانی است. در این آلبوم، قطعه «هیچ مگو»، با مطلع «من غلام قمرم…» توسط اندیشه فولادوند به شکل نامناسبی که بیشتر شبیه ژانر دلهره‌آور است، دکلمه شده. او همان بازیگر و شاعری‌ است که شعرخوانی‌اش چند ماه پیش در فضای مجازی خبرساز شد.

    لیندا کیانی قطعه «در هوایت بی‌قرارم» را شبیه روخوانی‌های دلی، دکلمه کرده و محمد معتمدی در قطعه‌ای دیگر به نام «در هوایت» همین قطعه تکراری را خوانده است. شایان صبور هم در این آلبوم، دکلمه‌خوان قطعه «مرا یارا» است. در واقع ما در این آلبوم هفت قطعه‌ای، با سه اثر واقعی و غیر تکراری مواجه ایم که در آن صدای خواننده آلبوم به گوش می‌رسد. وجود این دکلمه‌های بی‌ارتباط با صدای معتمدی در این آلبوم، علامت سوال بزرگی‌ است و موضوعی شد که حتی اعتراض و واکنش‌های منفی دوستداران معتمدی را نیز در پی داشت.

    در این مطلب از واکنش‌های منفی مخاطبان به این آلبوم گفتیم. دوستداران معتمدی در نظرات‌شان از او خواسته بودند تا کمی به گذشته و آثار درخشانش رجوع کند.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • «هیچ گاه» منتشر شد

    «هیچ گاه» منتشر شد

    به گزارش خبرآنلاین، قطعه تصویری «هیچ گاه»، اثر تازه به آهنگسازی پژمان سهامی، با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر و در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

    پژمان سهامی، آهنگساز و نوازنده سنتور  در همکاری تازه‌ای با کریم ابراهیمی، اثری را در قالب یک قطعه دو نوازی سنتور و تنبک، تحت عنوان «هیچ گاه» منتشر کرده که تم اصلی این قطعه برگرفته از یک بداهه است که بعدها توسط این موزیسین ساخته و پرداخته شده است.

    «هیچ گاه» منتشر شد
    «هیچ گاه» منتشر شد

    پژمان سهامی، پیش از این آلبوم «پسِ پرده شب» را راهی بازار کرده و تک قطعه‌ای با نام «به تماشا سوگند» در  رسانه‌های مجاز خبری از او به انتشار رسیده است. این نوازنده و آهنگساز خاطر نشان می‌کند که به زودی تصنیفی با نام «وداع» را نیز در اختیار موسیقی دوستان قرار خواهد داد.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • استعدادی که با یک ویدئوی پربازدید کشف شد

    استعدادی که با یک ویدئوی پربازدید کشف شد

    بعد از انتشار این ویدئو در صفحه‌های مختلف، علیرضا قربانی خواننده مطرح کشورمان نیز با انتشار این ویدئو در صفحه شخصی‌اش نوشت که دوست دارد این نوازنده را پیدا کند.

    روز گذشته سایت موسیقی ما، به سراغ این نوازنده رفته و او خود را این طور معرفی کرده است:«فربد ذوالقدر هستم نوازنده سه تار. نه سرطان دارم و نه ام اس. دچار چهار نوع بیماری اعصاب هستم. از من شماره کارت نخواهید، با نوازندگی خیابانی امرار معاش می‌کنم. دوست دارم با استادان و آموزشگاه ها همکاری کنم.»

    این چندمین باری است که در نبود مدیریت استعدادهای موسیقی، به واسطه فضای مجازی، مکانی برای هنرنمایی و رسیدگی به استعدادهای جوان مهیا شده است و به نظر می‌رسد بار آخر هم نباشد.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • خواننده‌ای که کار در مزرعه را به خواندن در کاباره ترجیح داد

    خواننده‌ای که کار در مزرعه را به خواندن در کاباره ترجیح داد

    پیروز ارجمند آهنگساز و مدیر کل اسبق دفتر موسیقی وزارت ارشاد، صبح امروز بریده‌ای از صفحه‌ای از مجله‌ی «جوانان امروز» را در صفحه شخصی‌اش منتشر کرد که مربوط به سال هزار و سیصد و پنجاه و چهار بود. این بریده‌ی مجله اشاره می‌کند که استاد عبدالوهاب شهیدی خواننده موسیقی ایرانی پس از بازنشستگی تصمیم گرفته مزرعه داری کند. این مجله نوشته است که، شهیدی در مقابل پیشنهادهای کاباره‌ها سر تسلیم فرو نیاورده و در جایگاه هنری‌اش، خود را مقید به حفظ اصول می‌داند.

    ارجمند در این باره گفت: در تاریخ موسیقی ایران وقتی درباره جایگاه هنرمندان مطالعه کنیم، از حدود دو هزار سال پیش و براساس اسنادی مانند شاهنامه و خمسه نظامی و نقش برجسته‌ها و مجسمه‌ها؛ می‌بینیم که موسیقی‌دانان از طبقه‌های اول یا دوم جامعه بوده‌اند. براساس این جایگاه سبک و روش زندگی این افراد هم تعریف میشده است. قبل از قاجاریه هم رعایت اصول اخلاقی از ویژگی‌های اصلی هنرمندان بوده است. رساله‌های بسیاری هم در این زمینه داریم که این اصول اخلاقی را تشریح می‌کند.

    وی ادامه داد: در دوره قاجار موسیقی‌دانانِ درباری و درباریان موسیقی‌دان را داشتیم. این همان زمانی است که برخی از موسیقی‌دانان حرمتشان را از دست دادند. شاهزادگان این اعتبار را به هنرمندان نمی‌دادند. انحراف در هنر از دوره قاجاریه شروع می‌شود.

    در دوره پهلوی دوم، این انحرافِ جایگاه هنرمند تا جایی پیش می‌رود که بسیاری از هنرمندان عرصه موسیقی دوست نداشتند بگویند که نوازنده یا موسیقی‌دان هستند. کاباره رفتن و فضای بدی که در دوره پهلوی دوم ایجاد شد به جایگاه هنرمندان لطمه زند. علی‌رغم اینکه رویدادهای هنری زیادی هم در همین دوره شکل می‌گیرد اما باز هم بی‌اخلاقی در عرصه هنر و موسیقی وجود داشته است.

    ارجمند تاکید کرد: هنرمندان عرصه موسیقی ایرانی به اصول اخلاقی، بسیار قائل بودند. استادان قدیمی موسیقی ایران حتی در انتخاب شاگرد هم اصول بسیاری را در نظر داشتند؛ دوامی بارها شجریان را می‌سنجد تا در نهایت او را به عنوان شاگرد انتخاب کند. خودِ ما هم در مواجهه با استادان مورد سنجش قرار می‌گرفتیم و اگر تایید می‌شدیم به شاگردی ما را می‌پذیرفتند.

    این آهنگساز گفت: در دوره‌ی امروز نوعی شارلاتانیزم در هنر شکل گرفته و وجهه‌ی هنری به آکروبات بازی تبدیل شده است. در گذشته اهالی موسیقی ارتباط عمیقی با ادبیات داشته‌اند. در دنیای مدرن مسیر متعالی موسیقی دستخوش تغییر شده است.

    ارجمند درباره جایگاه هنرمندانی مانند عبدالوهاب شهیدی، تاکید کرد: متاسفانه بعد از انقلاب سیاست حذفی شکل گرفت تا ایجابی. در طرح حذف برخی از اهالی موسیقی، خشک و تر با هم سوختند. برخی از هنرمندان اجازه فعالیت پیدا نکردند. آقایان ایرج، گلپا و عبدالوهاب شهیدی از ستون‌های موسیقی ایران بودند اما مجبور به خانه‌نشینی شدند. این افراد اما به کشور وفاداربودند و ایران را ترک نکردند.

    وی ادامه داد: عبدالوهاب شهیدی بسیار اخلاق‌مدار بوده و هیچ‌گاه هنرش را نفروخته است. در بریده مجله‌ی «جوانان امروز» دیدم که ایشان پس از بازنشستگی پیشنهادهای کلانِ کاباره‌داران را نپذیرفته و ترجیح داده با خرید یک مزرعه در آنجا مشغول کار شود. متاسفانه همین مزرعه را هم از آقای شهیدی مصادره کردند. شاید زمان آن فرا رسیده که به نوعی از استاد شهیدی دلجویی کنیم، با اینکه زمان زیادی از آن زمان گذشته و استاد شهیدی هم اکنون در مرز صدسالگی است.

    ارجمند تاکید کرد: این مسائل باید بررسی شود تا دیگر شاهد چنین رخدادهایی نباشیم. در سال‌های اخیر هیچ پژوهش جدی در این زمینه انجام نشده است. اینگونه مسائل را با نگاه سیاسی می‌بینند، در حالی که این مسائل فرهنگی است.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • ندا شیرَوی: اگر برخی نمی‌دانند کمانچه و سه‌تار چیست، مقصر تلویزیون است

    ندا شیرَوی: اگر برخی نمی‌دانند کمانچه و سه‌تار چیست، مقصر تلویزیون است

    ندا شیرَوی: اگر برخی نمی‌دانند کمانچه و سه‌تار چیست، مقصر تلویزیون است

     

    یکی از مشاغل مهم اما کمتر مورد توجه در عرصه موسیقی سازسازی‌ست. بی‌شک با وجود سازهای استاندارد و با کیفیت است که نوازندگان آماتور و مطرح امکان فعالیت و تولید و اجرای آثار با اهمیت و با کیفیت را پیدا می‌کنند. ندا شیروی یکی از معدود بانوانی‌ست که در زمینه ساخت ساز فعالیت می‌کند. او درباره مصائب و سختی‌های شغلی سازسازان می‌گوید: سازنده باید علاوه بر هنر ساز سازی بازاریابی بلد باشد. سازنده اگر همه این موارد را بلد هم باشد باید ارتباط خوبی با نوازندگان داشته باشد و اعتبار کسب کند.

    فعالیت در عرصه سازسازی را از چه زمانی آغاز کردید و تحت نظر کدام استاد یا استادان آموزش دیده‌اید؟

    من در سال ۱۳۸۱ پا به عرصه سازسازی گذاشتم و پس از دوره‌ای شش، هفت‌ماهه فعالیتم را متوقف کردم و از سال ۱۳۸۳ به صورت جدی آن را در کارگاه سازسازی میراث فرهنگی آغاز کردم. پس از آن نزد استاد بیاض امیرعطایی که آموزش دیدم. ایشان در مکتب‌خانه میرزا عبدالله کارگاهی داشتند که به آنجا می‌رفتم. استاد امیرعطایی در دهه هشتاد مسئول کارگاه سازسازی میراث فرهنگی بودند و حال مسئول کارگاه ساز موزه موسیقی هستند. ایشان جزو معدود آدم‌هایی هستند که بدون بخل همه تجربیاتشان را در اختیار هنرجویان می‌گذارند.

    به عنوان یک خانم شغلی را انتخاب کرده‌اید که ظاهرا مردانه است و سختی‌های خودش را دارد. وضعیت زنان در حرفه سازسازی چگونه است؟

    در آن مقطع که ساخت ساز را آغاز کردم، یعنی سال ۱۳۸۳، تعداد سازندگان خانم بسیار کم بود و تنها یک خانم در این زمینه فعالیت می‌کرد و ساکن تبریز بود. در سومین نمایشگاه «سازخانه» که در دی ماه برگزار شد، سه یا چهار خانم حضور دارند که همگی آنها شاگردان استاد امیرعطایی هستند. کلا علاقه خانم‌ها به شغل سازسازی بیشتر شده است. به‌طور مثال در فضای مجازی صفحه‌ای دارم که به فعالیت‌های کاری‌ام اختصاص دارد. خیلی از خانم‌ها در آن صفحه به من پیام می‌دهند و می‌گویند به حرفه سازسازی علاقه‌مند شده‌اند و اغلب از من می‌پرسند که چگونه می‌توانند شروع کنند. این توجه و علاقه خانم‌ها برایم جذاب است و باعث امیدواری است. البته سازسازی شغل سنگینی است. بخصوص اگر سازنده بخواهد صفر تا صد ساخت (یعنی از تهیه کنده و چوب و برش تا ساخت نهایی) را خودش انجام دهد. شخصا همه مراحل ساخت را خودم انجام می‌دهم.

    یکی از مشکلاتی که در زمینه ساخت سازهای ایرانی و حتی غربی با آن مواجهیم، عدم آموزش آکادمیک است. با وجود آموزشگاه‌های تخصصی ساخت ساز و حتی وجود رشته‌ای با این عنوان در دانشگاه‌ها چقدر موافقید؟

    صد در صد معتقدم که این اتفاق باید رخ دهد. حتی چندین سال پیش که زمان دقیقش یادم نیست دانشگاه سوره حرکتی در این زمینه انجام داد و چنین رشته‌ای را دایر کرد و استادم آقای بیاض امیرعطایی مدرسش بود اما متاسفانه پس از مدتی کوتاه این رشته حذف شد. به هرحال مسائل و کارشکنی‌هایی وجود دارد که تصمیم‌گیری‌های دقیق  و قطعی در اینباره را با مشکل مواجه می‌کند. به نظرم جای خالی چنین رشته‌ای به شدت احساس می‌شود.

    در زمینه وجود رویدادهای تخصصی با محوریت سازهای ایرانی همواره با کمبود و کاستی مواجه بوده‌ایم. برگزاری جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها چه اتفاقات مثبتی برای سازندگان ساز دربرخواهد داشت؟

    ببینید در رویدادی چون نمایشگاه «سازخانه» فقط سازها نمایش داده می‌شوند و بخشی به عنوان فروش ساز وجود ندارد، اما مزیت آن این است که نوازندگان مطرح و استادان سازنده ساز نیز در آن حضور می‌یابند و از سازهای موجود دیدن می‌کنند. این اتفاق باعث می‌شود از نظر استادانی که شاید قادر نباشم حضورا سازهایم را به آنها نشان دهم بهره‌مند می‌شوم و اینکه طی روند وجود، سازندگان با یکدیگر آشنا می‌شوند و تعامل می‌کنند و در جریان کم و کیف فعالیت‌های یکدیگر قرار می‌گیرند. از طرفی اغلب آنهایی که به نمایشگاه می‌آیند خانواده‌ها هستند. متاسفانه بسیاری از آنها نسبت به سازها شناختی نداشتند. مثلا نمی‌دانستند تنبور کدام است یا کمانچه چیست! بی‌شک برگزاری نمایشگاه‌هایی با موضوع و محوریت ساز به رفع این کاستی و مشکلات مشابه کمک خواهد کرد.

    دلیل عدم شناخت مردم نسبت به سازهای ایرانی چیست؟

    یکی از بزرگترین دلایل این اتفاق این است که متاسفانه صداوسیما به موسیقی توجهی ندارد و هیچ‌کدام از سازهای ایرانی را نمایش نمی‌دهد. این عدم توجه به مهجور ماندن موسیقی و سازهای ایرانی منجر شده است. واقعا خیلی بد است که برخی نمی‌دانند کمانچه چه سازی است و حتی سه‌تار را نمی‌شناسند! واقعا تصورم این بود که سه‌تار نسبت به دیگر سازهای ایرانی همه‌گیرتر و شناخته‌ شده‌تر است اما در واقع اینگونه نیست.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • سازهای جشنواره موسیقی فجر کوک شدند

    سازهای جشنواره موسیقی فجر کوک شدند

    سازهای جشنواره موسیقی فجر کوک شدند

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر از امروز (پنجشنبه ۲۴ بهمن) با ۱۱ اجرا در سبک‌ها و تالارهای مختلف به‌طور رسمی آغاز می‌شود.

    این در حالی است که گروه آرش و مسیح، از روز چهارشنبه ۲۳ بهمن، آغازگر بخش موسیقی پاپ این جشنواره در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی بودند.امروز (پنجشنبه ۲۴ بهمن) این اجراها روی صحنه می‌روند.

    تالار وحدت:

    ساعت ۱۸:۳۰: ارکستر سمفونیک صدا و سیما به رهبری آرش امینی – سولیست: کراف مورژا

    ساعت ۲۱:۳۰: گروه خنیاگران مهر به سرپرستی بهزاد عبدی و نوید نوروزی

    تالار رودکی:

    ساعت ۱۸:۳۰: تک نوازی پیانو آرپینه ایسرائیلیان

    ساعت ۲۱:۳۰: کوارتت نماد به سرپرستی ستاره بهشتی

    بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران:

    ساعت ۱۸:۳۰: گروه نقش به سرپرستی امیر شریفی و خوانندگی مجتبی عسگری

    ساعت ۲۱:۳۰: گروه بامداد مشهد به سرپرستی سالار مرتضوی

    تالار سوره حوزه هنری:

    ساعت ۱۸:۳۰: گروه آوای تبری به سرپرستی جلال محمدی و خوانندگی زمان شکارچیان

    ساعت۲۱:۳۰: گروه نای و دئونای به سرپرستی علیرضا برنجیان

    برج آزادی:

    ساعت ۲۱:۳۰: گروه بُندَهِش به سرپرستی سهند بهادری

    سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران:

    ساعت ۱۸:۳۰: کنسرت امید حاجیلی

    ساعت ۲۱:۳۰: کنسرت علی یاسینی

    سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر به ریاست محمد اله‌یاری (مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، دبیری شاهین فرهت از چهارشنبه ۲۳ بهمن تا روز چهارشنبه ۳۰ بهمن در تالار وحدت، تالار رودکی، بنیاد آفرینش‌های هنری هنری نیاوران، تالار سوره حوزه هنری، مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی و سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی میزبان مخاطبان خواهد بود.

    در این رویداد، ۸۲ گروه موسیقی در بخش‌های موسیقی دستگاهی، نواحی، کلاسیک، بین‌الملل، پاپ، ارکسترال، تلفیقی، بانوان، کودک و نوجوان با ۹۰ اجرا در ۸۰ نوبت به اجرای برنامه می‌پردازند.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • دیدار سه بزرگ موسیقی ایران پس از سال‌ها

    دیدار سه بزرگ موسیقی ایران پس از سال‌ها

    دیدار این بزرگان موسیقی در حالی انجام شد که قرار است در مراسم اختتامیه سی‌وپنجمین جشنواره موسیقی فجر از هوشنگ ظریف ـ نوازنده پیشکسوت تار ـ به پاس سال‌ها فعالیت هنری‌اش تقدیر شود. هرچند او که چند سالی است در بستر بیماری است، به نظر می‌رسد نتواند در این برنامه حضور پیدا کند.

    پری صالحی، همسر هوشنگ ظریف که خود از نوازندگان پیشکسوت ویولن و قیچک است، درباره‌ی تقدیر ظریف در این مراسم، گفت: برای من هم شرکت در این مراسم سخت است و نمی‌روم؛ به همین دلیل یکی از شاگردان همسرم را به جای خودمان می‌فرستم.

    در این دیدار دوستانه، موسیقیدان‌هایی از جمله عبدالوهاب شهیدی (خواننده پیشکسوت و نوازنده عود)، حسن ناهید (نوازنده پیشکسوت نی)، نزهت امیری (رهبر ارکستر)، فاضل جمشیدی (خواننده) و کیوان ساکت (نوازنده تار و آهنگساز) حضور داشتند.

    هوشنگ ظریف و عبدالوهاب شهیدی، آخرین بار چند سال پیش در مراسم بزرگداشت شهیدی یکدیگر را ملاقات کرده بودند. در این مراسم هوشنگ ظریف بوسه‌ای بر دستان شهیدی زده، او را استاد خود خطاب کرده بود.

    هوشنگ ظریف که به بیماری آلزایمر مبتلاست، توانایی به خاطر آوردن دوستان قدیمی خود را نداشت و عبدالوهاب شهیدی که خود ۹۷ سال سن دارد، مدام از این اتفاق ابراز ناراحتی می‌کرد و می‌گفت: تا به حال در زندگی‌ام تا این حد شوکه نشده بودم. اصلا فکر نمی‌کردم تا این حد تغییر کرده باشد!

    او سپس رو به ظریف گفت: همه عکس‌های قدیمی‌مان را دارم. دلم می‌خواست یک روز به خانه‌ام بیایی و با هم آنها را ببینیم. خودم پایم شکسته و نمی‌توانم راه بروم، مجبورم با چرخ جابه‌جا شوم.

    شهیدی همچنین در جمع بیان کرد: مرا به یاد دارد ولی تنها تصویر تیره‌ای… من در زندگی‌ام آدم به این ساکتی و نجیبی ندیده‌ام. سال‌ها با هم کار کردیم و هیچ وقت از او بدی ندیدم. به یاد دارم پس از یکی از اجراهای ارکستر، به گوشه‌ای خیره شده بود. گمان می‌کنم بیماری او از همان‌جا آغاز شده بود.

    پس از این گفته‌ی شهیدی، همسر ظریف، عکسی را به او نشان داد که مربوط بود به ابتدای بیماری.

    در این دورهمی کیوان ساکت برای لحظاتی ساز تار را که ساز تخصصی هوشنگ ظریف است، نواخت. با شنیدن نوای ساز، شهیدی به یاد گذشته‌ها افتاد و احساساتی شد.

    حسن ناهید ۷۶ ساله هم درباره‌ی ارتباطش با هوشنگ ظریف و عبدالوهاب شهیدی گفت: من از سال ۳۹ به سفارش مرحوم استاد حسین دهلوی به مرحوم استاد نصرت‌الله گلپایگانی که در آن زمان در اداره هنرهای زیبا ارکستری داشت، معرفی شدم و از همان ساعت اولی که در ارکستر نشستم، با استاد هوشنگ ظریف همکار بودم.

    ما سال‌ها با هم کار کردیم و کشورهای مهم دنیا را با هم دیده‌ایم و در خدمت استاد عبدالوهاب شهیدی بودیم. در کنسرت‌هایی که با استاد شهیدی و مرحوم فرامرز پایور (موسیقیدان و آهنگساز) داشتیم، خواننده آقای شجریان یا خود استاد شهیدی بود. به هر حال سال‌های زیادی است که یکدیگر را می‌شناسیم. الآن حدود ۶۰ سال است که من استاد ظریف را می‌شناسم. او نمونه اخلاق و هنر است‌. اخلاق استاد شهیدی را هم که دیگر همه می‌شناسند. استاد شهیدی از خواننده‌های بزرگ برنامه گل‌ها و برنامه‌های رادیویی بود. زمانی که مرحوم پایور از دنیا رفت، همکاری ما نیز با ارکستر ملی قطع شد و اغلب در فستیوال‌ها و جشنواره‌های هنری که داور بودیم، یکدیگر را ملاقات می‌کردیم؛ البته تا سه یا چهار سال پیش حال استاد ظریف خوب بود ولی بالاخره بیماری است و خبر نمی‌کند. استاد هوشنگ ظریف سال‌ها شاگردان زیادی را در عرصه‌ی موسیقی تربیت کرده و به کار تدریس پرداخته است.

    همسر ظریف هم درباره‌ی علاقه بالای او به تدریس، گفت: او عاشق تدریس بود. کار ما موسیقی بود و در ارکسترها کار می‌کردیم. ولی عشق او این بود که سر کلاس پیش شاگردانش برود. او برای شاگردانش جان داد. اگر نیم ساعت کلاس داشت تمام آن مدت را با شاگردانش کار می‌کرد و از کارش نمی‌زد. او در عین خوش‌ اخلاقی، جدی بود. متاسفانه به این بیماری مبتلا شد و چند سالی است دیگر نمی‌تواند کار کند، وگرنه تا آخرین لحظه کار می‌کرد. در این اواخر افسردگی گرفت که بعد از مدتی به آلزایمر مبتلا شد.

    او ادامه داد: ما در گروه آقای پایور بودیم و با هم کار می‌کردیم. پس از انقلاب زمانی که آقای پایور بیمار شد گروه به هم خورد.

    نزهت امیری نیز که قبلا با هوشنگ ظریف کار کرده است، در این زمینه عنوان کرد: من افتخار شاگردی استاد ظریف را نداشتم. زمانی که می‌خواستم ارکستر مضرابی ایران را تشکیل بدهم، استاد دهلوی مرا به استاد ظریف معرفی کرد. ایشان علاوه بر اینکه همه شاگردان خود را برای کمک به من بسیج کرد، با شاگردان استاد پایور برای بخش سنتور، شاگردان استاد نریمان برای بخش عود و استاد اسماعیلی بخش تنبک تماس گرفت. او در جمع آوری نوازندگان به من کمک‌های زیادی کرد و بچه‌ها را تشویق می‌کرد که به کلاس‌های تمرین‌ ارکستر بیایند. او بدون اینکه ما رابطه‌ای داشته باشیم، پدرانه به من کمک کرد. اگر بخواهم او را با یک کلمه توصیف کنم، باید بگویم که واقعا انسان نجیبی بود و بسیار دوست داشتنی. او بسیار خوشفکر و نگران رشد هنرآموزان و هنرمندان موسیقی نسل بعد بود.

    فاضل جمشیدی نیز بیان کرد که استاد ظریف چند سال است در بستر بیماری است و خدمات بسیاری برای موسیقی انجام داده است و در این زمان مسؤولان نباید از چنین فرد مهمی به سادگی غافل شوند.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • چرا تقلید از شجریان فضیلتی ندارد؟

    چرا تقلید از شجریان فضیلتی ندارد؟

    چرا تقلید از شجریان فضیلتی
    قرار است در آخرین روز سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر مظفر شفیعی به همراه هادی منتظری نوازنده شناخته شده کمانچه در بخش موسیقی دستگاهی اجرای برنامه داشته باشند. به بهانه این جشنواره گفت‌وگویی با وی انجام شده که به مشکلات آواز، تقلید و تکرار در موسیقی  پرداخته است.
    چرا سرنوشت موسیقی آوازی اینگونه شد؟شاید به این خاطر که دیگر آواز خوب پخش نمی‌شود آن دوران و در برنامه رادیویی موسیقی گلها رنگ‌های آوازی متنوع و خواننده‌های بنام و قدری حضور داشتند، استادان بزرگی چون بنان، قوامی، ایرج، گلپا شجریان و… که هر کدام سبک خاص خود را ارائه می‌کردند و انواع و اقسام مکتب‌های آوازی به زیبایی هر چه تمام‌تر به گوش می‌رسید، حتی خواننده‌های پاپ و کوچه بازاری آن زمان هم یک نت فالش نمی‌خواندند. اما صداهایی که امروز از خوانندگان موسیقی پاپ شنیده می‌شود شبیه یک نوع نوحه خوانی است که از گریه و زاری کردن هم بدتر است اما اگر آواز به زیبایی اجرا شود، خواهید دید چه معجزه‌ای در موسیقی آوازی رخ خواهد داد. ناگفته نماند در این باره رسانه ملی نقش مهمی دارد چرا که مخاطبان کثیری را پای برنامه خود می‌نشاند بنابراین وظیفه دارد کار خوب به گوش مردم برساند که متأسفانه چنین موضوعی حتی اندک شمار هم دیده و شنیده نمی‌شود.

    در این نابسامانی خواننده‌ها چقدر مقصرند؟

    خواننده‌های ما مادی‌گرا شده‌اند نمی‌دانم شرایط اقتصادی باعث این رویه شده است یا وضعیت فرهنگی تأثیرگذاشته است. البته ناگفته نماند در این مسیر آهنگسازان هم بی‌تقصیر نبوده‌اند و دراین وانفسا مردم هم که موسیقی خوب نشنیده‌اند و ناگزیر در این فضای جو زده قرار می‌گیرند و سوار بر همین موج می‌شوند.

    آیا شما هم در تدریس موسیقی آوازی سبک خاصی را آموزش می‌دهید؟من علاقه‌مند به شیوه آوازی آقای طاهرزاده هستم و در کنار آن شیوه آواز خوانی آقای شجریان را هم دنبال کرده‌ام اما فارغ از این آموزش‌ها یک زمان است که دیگر خواننده احساس می‌کند به جایی رسیده که باید در کنارآموخته‌های خود، دانش و سلیقه‌اش را هم دخیل کند و آن همان شیوه آوازی خواننده است. خود من با وجود آنکه سال‌ها در محضر استاد شجریان موسیقی آوازی کارکرده‌ام اما هیچ گاه نمی‌گوید صدایم شبیه ایشان است و خود استاد هم از این بابت بسیار راضی بودند. تدریس آواز کارسختی است و صدا را دچار فرسایش می‌کند و چون عادت نداشتم از روی سی‌دی تدریس کنم، مجبور بودم یک به یک برای هنر جویان بخوانم و بهترین روش سینه به سینه بود و من نیز به‌صورت دسته جمعی کلاس‌هایم را برگزار کردم. اما سبک آموزشی‌ام ردیف‌های استاد دوامی به روایت استاد شجریان است و همچنین بخشی از آوازهای آقای طاهرزاده است که البته به غلط همه فکرمی کنند ایشان دارای شیوه خاصی هستند. نکته دیگر در مورد صداسازی است که هیچ تعریف درستی از آن وجود ندارد و بهتر است بگوییم پرورش صدا. من ردیف‌های موسیقی را در محضر استاد اسماعیل مهرتاش آموخته‌ام که البته این اتفاق به لطف و معرفی استاد عبدالوهاب شهیدی بوده، آقای مهرتاش ضمن تدریس اگر اشکلاتی از نظر اصول خواندن بود سریعاً توضیح می دادند به طور مثال هنگام خواندن باید دهان را جمع کرد اینها مواردی است که هنگام آموختن ردیف، باید در پرورش صدا رعایت کرد، بنابراین صدای خوب یک موهبت الهی و ذاتی است.

    تقلید از آقای شجریان از چه زمانی اتفاق افتاد؟ سال‌های بسیاری است خواننده‌ها علاقه‌مندند فرم خواندن ایشان را تقلید کنند؟استاد شجریان در بیش از ۴۰ سال اخیر در موسیقی آوازی یگانه هستند و در این سال‌ها بسیار موفق عمل کرده‌اند همین امر موجب محبوبیتشان و علاقه مردم به ایشان بود. در دهه ۴۰ آقای شجریان با تخلص سیاوش بیدگانی در رادیو آواز می‌خواند و از همان زمان علاقه‌مند به صدایشان بودم درصورتی که آن دوره شیوه خواندنشان کاملاً متفاوت بود و بعد از آنکه پیش استاد نورعلی خان برومند رفتند نوع تحریر و فرم کاریشان بسیار تغییر کرد. آقای برومند تأکید داشتند تحریر نباید غالب بر شعر باشد، که کاملاً درست بود، در اصل تحریر ابزاری است برای درک درست شعر برای مخاطب که امروزه چیز دیگری تعبیر می‌شود و خواننده‌های ما با اهداف دیگری آن را به‌کار می‌برند. اما در مورد تقلید از فرم آوازی آقای شجریان باید بگویم همین حالا هم بسیاری از هنرجویان یا خواننده‌ها، فرم نشستن و حالت صورت خود را مانند ایشان در می‌آورند. استاد شجریان زحمات بسیاری در موسیقی کشیده و در این زمینه مطالعات بسیاری انجام داده است که فکر نمی‌کنم در این ۵۰ سال اخیر خواننده ای مانند ایشان روی موسیقی کار کرده باشد و این محبوبیت و علاقه‌مندی نشان از تبحرشان در آوازخواندن است. البته بعد سیاسی ایشان هم بی‌تأثیر نبود اشعاری که انتخاب می‌کردند هدفمند و در راستای اتفاقاتی بود که در جامعه رخ می‌داد و همراه بودن با مردم کشورش او را متمایز از دیگر خوانندگان کرد.

    آیا شاگردان استاد شجریان توانسته‌اند میراث دار هنر ایشان باشند؟خیر. به‌هیچ وجه. یک نفرِ آن خودِ من که هرگز نتوانستم و فرصتی پیش نیامد بتوانم با فراغ خاطر، شیوه آوازی آقای شجریان را آموزش بدهم، آقایان جهاندار، نوربخش، کرامتی یا رفعتی هم همینطور. حتی پیشنهاد کردم به یاد زمانی که دوره عالی موسیقی را نزد استاد گذراندیم و آواز بیات اصفهان را چهار نفره می‌خواندیم یک کنسرت مشترک در کنار هم برگزار کنیم اما هیچ گاه فرصتی پیش نیامد و در حال حاضر همه گوشه گیر شده‌اند با این اوصاف آواز روز به روز شرایط بدی را می‌گذراند. خواننده‌های امروز هم تا شروع به آواز خوانی می‌کنند به سراغ تصنیف می‌روند آن هم تصانیفی که غیر قابل گوش دادن است و فرم و شعر درستی ندارد. دیگر از تصانیف رهی معیری، معینی کرمانشاهی و… با آهنگسازی بزرگانی چون محجوبی، یاحقی و…خبری نیست. در زمینه آهنگسازی هم آهنگسازان امروزی یک کار خوب می‌سازند و بعد از آن هرچه تلاش می‌کنند کمتر کار خوبی تولید می‌شود. در مبحث شعر هم همین‌طور؛ همان‌طور که می‌دانید شعر اساس موسیقی و آواز است و در انتخاب آن با دستگاه‌ها و گوشه‌های آوازی باید دقت نظر بیشتری داشت اما امروزه به گونه ای خوانده و آهنگسازی می‌شود که مفهوم و معنای شعر از بین می‌رود و شعر فدای موسیقی شده است که البته در تصنیف خوانی بیشتر به چشم می‌خورد.

    اگر اشتباه نکنم شما و آقای شجریان علاوه بر کار موسیقی در یک تئاتر هم همکاری داشتید؟بله این کار سال ۵۴ و به تأکید آقای مهرتاش انجام گرفت. استاد مهرتاش علاوه بر تبحر درهنر موسیقی در فن بیان و نمایشنامه‌نویسی هم از نبوغ بالایی برخوردار بودند. یک روز استاد مهرتاش به من و آقای شجریان پیشنهاد کرد  برنامه ویژه‌ای برای چهارشنبه سوری تدارک دیده‌اند  و برای تمام آیین‌های این روز کار موزیکال ساخته‌اند مثل کوزه شکستن، پختن آش، فال گرفتن، آجیل مشکل گشا و… یکی دیگر از این آیین‌ها گره گشایی بود و اینگونه بود کسانی که بختشان گره خورده و مشکلی در کارشان بود، شب چهارشنبه سوری گوشه دستمال یا چارقد خود را گره می‌زدند یا قفلی به آن می‌بستند و بر سر راه می‌ایستادند و از اولین کسی که در رهگذر بود می‌خواستند آن گره را به‌دست خود بگشاید و با کلید قفل را باز کند تا گشایشی در کارشان ایجاد شود.آن روز از ساعت ۶ صبح کار شروع شد و قرار بود یک برنامه حدوداً سه ساعت برای رادیو و تلویزیون ساخته شود. استاد مهرتاش شاگردان خود را برای اجرای این برنامه انتخاب کرده بوده آقای شجریان که از شاگردان قدیمی ایشان بودند و من که آن دوره در محضر استاد تعلیم می‌دیدم. در آن نمایش آقای شجریان نقش کلیدساز را داشت و من شاگرد ایشان بودم. استاد آن زمان حدوداً ۳۵ سالشان بود و اجراهای مختلف در جشن هنر شیراز و برنامه گل‌ها باعث معروفیت و شناخته شدن ایشان شده بود اما به سبب علاقه‌ای که به استاد مهرتاش داشتند این کار را قبول کردند و کاری در گوشه بیداد خواندند که بسیار بی‌نظیر بود.  این برنامه‌ها سه سال از رادیو و تلویزیون پخش شد تا آن که انقلاب شد. من علی‌رغم اینکه عاشق موسیقی بودم و از ۱۰ سالگی آواز می‌خواندم اما گرایش تحصیلی‌ام حسابداری است. در دوران دبیرستان با یکی از خواننده‌های بسیار معروف پاپ همکلاس بودم. خانه‌مان هم تقریباً نزدیک به هم بود و در خیابان جمهوری نزدیک دانشگاه زندگی می‌کردیم. هر دو در دبیرستان تخت جمشید درس می‌خواندیم که امروز نام آن به آیت‌الله سعیدی تغییر کرده است. البته سال‌های ۴۳-۴۴ دوران ابتدایی را در زادگاهم روستای جوشقان قالی (از توابع شهر کاشان) گذراندم. پدرم رئیس فرهنگ آنجا بود و بعد از آن به اصفهان نقل مکان کرد. بعد آن به تهران آمدیم و تا کلاس نهم من و دوست قدیمی‌ام همکلاس بودیم و بعد ازآن به دبیرستان هدف رفتم و رشته ریاضی را انتخاب کردم. برادرم اصرار داشت موسیقی را دنبال کنم و به هنرستان بروم که سرانجام به کلاس آواز رفتم. صبح‌ها که با همکلاسی قدیمی‌ام از خیابان دانشگاه به‌سمت مدرسه پیاده می‌رفتیم او شروع به خواندن می‌کرد و بیشتر علاقه‌مند به کارهای داریوش رفیعی بود. من هم عاشق صدای او شده بودم اما مسیر زندگی ما تغییر کرد. او به سمت خوانندگی رفت و خواننده بزرگی در موسیقی پاپ شد و من در رشته بانکداری قبول شدم. بعد آن سال ۵۵ که اوج معروفیتش بود از نزدیک دیدمش، می‌دانست که در جریان موسیقی هستم و به‌کلاس استاد مهرتاش می‌روم گفت: «خیلی خوب است از من به تو نصیحت مبادا خواندن حرفه کاری تو شود درس خود را ادامه بده.»

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • کنسرت محمد معتمدی در همدان برگزار شد

    کنسرت محمد معتمدی در همدان برگزار شد

    کنسرت محمد معتمدی در همدان برگزار شد

     

    به گزارش خبرآنلاین از همدان ؛ طی روزهای ۶ و ۷ دیماه، محمد معتمدی با همراهی کنسرت مهرگان همدان در محل فرهنگسرای بوعلی سینای این شهر و در ۳ سانس به روی صحنه رفت و تمامی بلیط های این کنسرت هم  به فروش رفت.

    لازم به ذکر است، پیش از این باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از علیرضا درویش نژاد، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان، به علت ارتحال آیت الله هاشمی شاهرودی، خبر از لغو کنسرت «سیدمحمد معتمدی‌قمصری» و «امیرعباس گلاب» در همدان و ملایر داده بود.

    ۴۶

    منبع : خبر آنلاین