برچسب: موسیقی سنتی

  • اهدای نشان مشاهیر کرد به شهرام ناظری توسط مظهر خالقی/ عکس

    اهدای نشان مشاهیر کرد به شهرام ناظری توسط مظهر خالقی/ عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم اختتامیه کنگره بین‌المللی مشاهیر کُرد با حضور حجت‌الاسلام علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهوری در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی، جمعی از مسئولان داخلی و خارجی و مشاهیر موسیقی این خطه از جمله شهرام ناظری و مظهر خالقی شب گذشته (چهارشنبه ۱۲ تیر) در تالار مولوی دانشگاه کردستان برگزار شد.

    در این مراسم، نشان مشاهیر کرد توسط مظهر خالقی به شهرام ناظری اهدا شد.

    خالقی که پس از ۳۸ سال، به ایران و دیارش بازگشته است، کلید شهروندی شهر سنندج را دریافت کرد.

    اهدای نشان مشاهیر کرد به شهرام ناظری توسط مظهر خالقی/ عکس
    اهدای نشان مشاهیر کرد به شهرام ناظری توسط مظهر خالقی/ عکس

    ۲۵۸۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • موسیقی سنتی تجلی فرهنگ ماست، به دادش برسید

    موسیقی سنتی تجلی فرهنگ ماست، به دادش برسید

    می‌گویند مجوز برای موسیقی سنتی کم شده است، اینگونه نیست! درخواست برای اجرای موسیقی سنتی در برابر موسیقی‌های دیگر بسیار کم شده است و به طبع کم‌تر مجوز می‌گیرد به دلیل اینکه خواهان کم‌تری دارد. برنامه‌های موسیقی سنتی خیلی ساده نیست و نیاز به تمرین‌های بیش‌تر دارد و قطعا در مقایسه با موسیقی پاپ که بداهه‌نوازی هم دارد یک مقدار سخت‌تر و زمان‌برتر است.

    از سویی دیگر طبقه سنی علاقه‌مند به موسیقی سنتی محدودتر شده است یعنی اکنون رده سنی جوانان بیش‌تر است و جوانان هم به موسیقی پاپ علاقه بیش‌تری نشان می‌دهند. اما به نظر می‌آید در موسیقی سنتی و موسیقی‌هایی که کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرند احتیاج است یک مقدار دولت حمایت کند و زمینه‌هایی فراهم کند که این سبک موسیقی بیش‌تر بتواند فعالیت کند. با توجه به قیمت‌ها قرار است مردم وجهی را که برای موسیقی پاپ پرداخت می‌کنند، برای موسیقی سنتی هم پرداخت کنند، این اتفاق نمی‌افتد و طبیعی است که موسیقی سنتی به هدفش نخواهد رسید. موسیقی سنتی بیش‌تر هدفش حفظ زمینه‌های حوزه فرهنگ و اصالت‌هاست به همین دلیل است که مقداری محدود است.

    به هرحال دولت باید یک مقداری کمک‌های مالی در اختیار موسیقی سنتی قرار بدهد، سالن‌ها را با قیمت کم‌تری در اختیار افراد قرار دهد یا یک مقدار تسهیلات در اختیار این افراد بگذارد، چرا که بخش فرهنگی، جان مایه اساسی هر کشور است و تمام کشورها این حمایت‌ها را انجام می‌دهند. در حقیقت این بخش‌ها بیش‌تر جنبه فرهنگی دارد تا جنبه سرگرمی بنابراین تمام کشورها اهمیت بیشتری به این موضوع می‌دهند و لازم است مسئولین توجه بکنند زیرا همین موضوع‌ها باعث رشد زمینه‌های فرهنگی می‌شود.

    موسیقی سنتی تجلی فرهنگ ماست، به دادش برسید
    موسیقی سنتی تجلی فرهنگ ماست، به دادش برسید

    ما موسیقی پاپ فراوان در کشور داریم، اما موضوع آنجاست که تعریف موسیقی پاپ را دقیق نمی‌دانیم و تعریف مشخصی برای آن نداریم و این موسیقی یک طیف گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد. ممکن است یک موسیقی پاپ مبتنی بر کلام و شعری باشد که مفاهیم فرهنگی را تلقین کند و این کاری است که می‌تواند تاثیر گذار باشد، اما اگر خلاف این موضوع باشد ممکن است آسیب‌های زیادی به فرهنگ بزند.

    اخیرا آماری منتشر شده که نشان می‌دهد؛۲۴ مجوز برای اجرای موسیقی سنتی و ۵۶ مورد مجوز برای موسیقی پاپ صادر شده است، که من معتقدم این آمار زیاد درست نیست به خاطر اینکه هر موسیقی دستگاهی، موسیقی سنتی محسوب نمی‌شود به این دلیل که موسیقی سنتی زیرساخت‌های خاص خود را دارد و حتما باید دارای مبانی ملی و فرهنگی باشد همچنین ارتقای فکری را همراه خود داشته باشد و چهارچوب موسیقی سنتی رعایت شود. موسیقی پاپ هم بیش‌تر از ۵۶ مورد است، در مقایسه دو موسیقی سنتی و پاپ می‌توان گفت حدود ۸۰درصد، موسیقی پاپ است که بعضی از آنها ممکن است با اسم موسیقی سنتی روی صحنه بروند اما آن هم جزو موسیقی پاپ محسوب می‌شود چرا که ممکن است درون‌مایه‌های فرهنگی اصیل را نداشته باشد وکلام فاخری را هم دنبال خود نداشته باشد.

    اکنون که تمام این شرایط موجود است، بهتر است حداقل به وضعیت موسیقی سنتی بیش‌تر توجه شود چرا که فرهنگ اصیل ایرانی در این نوع موسیقی متجلی می‌شود.

    ۲۵۸۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • انتقاد کیهان کلهر از برخورد زشت مسئولان طاق بستان با مردم

    انتقاد کیهان کلهر از برخورد زشت مسئولان طاق بستان با مردم

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کیهان کلهر در سال جاری چندین شب در تالار وحدت به صحنه رفت تا کنسرت شهر خاموش را روایت کند. اجراهایی که پر از کیفیت و موسیقی ناب بود. کلهر پس از اجراهای موفقش در تهران، تصمیم گرفت تا کنسرت شهر خاموش را به شهرستان‌ها هم ببرد و کرمانشاه ایستگاه آخر برگزاری این کنسرت بود.

    اکنون که این اجراها طی دو شب در کرمانشاه برگزار شد، کیهان کلهر در صفحه شخصی‌اش یادداشتی انتقادی خطاب به مسئولان طاق‌بستان منتشر کرده است. در ادامه متن یادداشت کلهر را می‌خوانید: «درود به هموطنان عزیزم، آخرین کنسرت «شهر خاموش» دیشب در کرمانشاه برگزار شد.

    لازم دانستم مطالبی را با پیگیران این صفحه و خصوصاً هم استانی هایم بازگو نمایم. متاسفانه ما در این دو شب اجرا مشکلات بسیاری داشتیم که باعث دلخوری همشهریهایم، اعضای گروه و بنده بود، مترصد زمان مناسبی بودم که بخشی از آنها را بخدمتتان عرض کنم.

    بدبختانه مجموعه زیبا و عزیز طاق بستان تحت اختیار جماعتی به دور از ادب و فرهنگ در بخش حراست اداره می‌شود که منزلت مردم و حرمت اهالی فرهنگ در نظرشان هیچ است.
    به عنوان موسیقیدانی که تقریباً در سراسر دنیا به روی صحنه رفته و گاهی در دور افتاده ترین نقاط جغرافیایی کنسرت داده، می‌گویم که تابحال شاهد این حد از بی احترامی و تخفیف نسبت به مخاطبانم و خودم نبوده ام.

    کنسرت ما در اولین شب با تاخیری بسیار زیاد آغاز شد که دلیل آن دیر قرار دادن محل اجرا در اختیار تیم اجرایی و معطلی طولانی ما پشت درها بود، از این رو فرصت کافی برای نصب و چینش صحیح لوازم و حتی صحنه محل اجرا نبود! در حالی که طبق برنامه ما از صبح می‌بایست محوطه را برای ورود علاقه‌مندان آماده میکردیم. برخوردهای زشت مسئولان حراست در ورودی مجموعه باعث دلخوری بسیاری از علاقه‌مندان شده بود که ما نیز در پشت صحنه با آن دست به گریبان بودیم. پس از کنسرت نیز بیرون کردن مردم با ادبیات ناخوب در هنگام گرفتن عکس و راندن آنها به خیابان توسط حراستیان باعث آزار همشهریانم و بنده شد.

    در هر برنامه کوشش و قصد ما ارائه با کیفیت ترین اجراست که بدبختانه این بار با حضور چنین نااهلانی تلاش ما به نتیجه کاملی که مدنظر داشتیم نرسید. از مردم عزیز شهرم که طی این دو شب حضور این ناقابلان را با متانت تحمل کردند تشکر میکنم. از خودم نیز عذر خواهم که ‌چرا در تقابل با این بیمایگان نشستم.

    در پایان به این نامسئولان به دور از عشق و فرهنگ می‌گویم که قدمت هنر و هنر دوستی درین خطه بیش از قدمت طاق بستان است که نه به زور از میان رفتنی ست نه به بی حرمتی، آنچه باید برود هنر و فرهنگ نیست بلکه شمایید.»

    انتقاد کیهان کلهر از برخورد زشت مسئولان طاق بستان با مردم
    انتقاد کیهان کلهر از برخورد زشت مسئولان طاق بستان با مردم

    ۵۷۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • تصاویر | کنسرت «با من بخوان» علیرضا قربانی در کاخ سعدآباد

    تصاویر | کنسرت «با من بخوان» علیرضا قربانی در کاخ سعدآباد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، علیرضا قربانی خواننده موسیقی سنتی، این شب‌ها در ایوان عطار مجموعه کاخ سعدآباد، کنسرت «با من بخوان» را برای علاقه‌مندان برگزار می‌کند.

    تصاویر | کنسرت «با من بخوان» علیرضا قربانی در کاخ سعدآباد
    تصاویر | کنسرت «با من بخوان» علیرضا قربانی در کاخ سعدآباد

    همچنین می‌توانید ویدئویی از اجرای او را در این کنسرت در ادامه ببینید.

    عکس‌ها: راحله کرمی

    ۵۷۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • موسیقی‌دانان جدی سرخورده شده‌اند

    موسیقی‌دانان جدی سرخورده شده‌اند

    موسیقی سنتی مجوز کم‌تری نمی‌گیرد، تقاضا برای این نوع موسیقی کمتر شده است. این موسیقی‌ها دیگر استقبالی در پی ندارد و به نوعی تکراری شده و هجمه موسیقی که آن را موسیقی پاپ می‌نامیم به دنبال هویت است و با فضای شادی که دارد، رقص نورهایی که در سالن‌ها هنگام اجرا پخش می‌شود، باعث می‌شود مردم در آن‌جا شادتر باشند، همین موضوعات مردم را بیش‌تر تحت  تاثیر قرار داده  و آنها ترجیح می‌دهند بروند چنین موسیقی‌هایی را ببینند که چند منظوره از آن بهره‌برداری کنند ولی موسیقی‌های دستگاهی و کلاسیک حواس جمع‌تری می‌خواهند، باید تمرکز داشت و به شعرها دقت کرد، به همین خاطر به این موسیقی‌ها موسیقی اندیشه‌ورز می‌گویند و تهیه کنندگان، اسپانسرها و حمایت‌کننده‌ها وارد این بخش نمی‌شوند. همین مافیایی که تشکیل شده و سرمایه‌گذاری‌ها و پول‌هایی که در این راه خرج می‌شوند یکی از این دلایل است که به موسیقی پاپ بیش‌تر توجه شود.

    موسیقی تلفیقی یک کلاه‌گذاری بر سر موسیقی اصیل

    من زیاد به آمار توجه ندارم به این خاطر که آمار هیچگاه در کشور ما جدی نبوده است و وقتی نهادهای مختلف آمار می‌دهند با یکدیگر تفاوت زیادی دارند، ولی من به تجربه خودم بسنده می‌کنم و می‌گویم حتی کسانی که در خواست موسیقی تلفیقی می‌دهند یک نوع کلاه بر سر موسیقی اصیل ایرانی می‌گذارند ما خوانندگانی داریم که تخصص اصلیشان موسیقی اصیل و سنتی ایرانی است، آواز می‌دانند، دستگاه می‌دانند ولی این افراد هم برای اینکه به روز باشند، از جامعه عقب نمانند و توجه تهیه کنندگان را جلب کنند شروع می‌کنند به خواندن موسیقی تلفیقی که البته به نظر من واژه پاپ_سنتی بهترین واژه برای این نوع موسیقی است، که یک تلفیق نادرست از موسیقی است.

    جایگاه‌ها در عرصه هنر مخدوش شده است

    یک درصد خیلی ناچیزی هستند که موسیقی جدی دستگاهی و موسیقی ارکسترال ایرانی به معنای واقعی انجام می‌دهند. اساسا ما دو نوع موسیقی داریم یک موسیقی جدی، یک موسیقی غیر جدی. موسیقی غیر جدی قصد دارد سالن را شلوغ کند که این نوع موسیقی مانند سینما می‌ماند. شما می‌روید یک سینمای درجه یک، بلیت درجه یک هم می‌گیرید، دور هم می نشینید، تنقلات می خرید و با هیجان فیلم را نگاه می‌کنید. این سبک موسیقی، موسیقی پاپ، هم اینگونه است در واقع جایگاه‌ها در عرصه هنر مخدوش شده است، نه تنها در عرصه موسیقی، بلکه در جایگاه رسانه، در جایگاه فنی، در جایگاه تولیدی و هم در جایگاه حاکمیتی مانند وزارت ارشاد یک مقدار دچار معضل شده‌ایم.

    موسیقی سنتی به دنبال اندیشه

    شما توجه کنید اکنون مردم دیگر حاضر نیستند مانند موسیقی پاپ برای موسیقی دستگاهی هزینه کنند و فرضا ۱۵۰هزار تومان یا ۲۰۰هزارتومان بلیت بخرند، چون هزینه‌اش سنگین است و عموما طبقه متفکر جامعه دنبال این نوع موسیقی دستگاهی هستند. حالا این طبقه متفکر الزاما طبقه پولدار و بالاشهرنشین جامعه نیست، برعکس پولدارها دنبال شادی‌های کاذب و دنبال ستاره‌ها و سلبریتی‌ها هستند و می‌توان گفت بیش‌تر دنبال پُز خودشان هستند که بگویند چندمیلیون تومان هزینه کرده‌ایم و فلان اجرا را دیده‌ایم، چه بسا که این میزان را هزینه هم کرده باشند. طبقه متفکر جامعه ممکن است در هر سطحی باشد، ممکن است متوسط باشد، ممکن است کارمند باشد، امکان دارد قشر ضعیف جامعه باشد، حتی امکان هم دارد که جز قشر پولدار باشد، اما مهم این است که دنبال اندیشه و تفکر هستند تا ببینند این موسیقی چه پیامدی برایشان دارد و به دنبال یافتن اصالت‌ها و ریشه‌ها هستند.

    موسیقی‌دانان جدی سرخورده شده‌اند
    موسیقی‌دانان جدی سرخورده شده‌اند

    اما چون موسیقی‌دانان جدی هم سرخورده شده‌اند شرکت‌های حمایتی باید یک کاریزمای حمایتی برای آنها ایجاد کنند و بهتر است که به ازای چند موسیقی جدی یک موسیقی پاپ مجوز بگیرد چه برای تولید و چه برای اجرای صحنه‌ای، اما یک شرکتی که در سال فقط موسیقی پاپ اجرا می‌کند و سالیانه سالن‌ها را اجاره می‌کند و باعث تشکیل مافیا می‌شود، در پشت پرده هم هزینه‌هایی می‌کند که باعث می‌شود امکانات به طور طبیعی و عادلانه تقسیم نشود، باعث می‌شود که ما روزبه‌روز شاهد کمتر دیدن آثار ناب واقعی و خوب باشیم. در صورتی که مردم تشنه این آثار هستند.

    اشعار امروزی شعر متقدم را به حاشیه می‌کشد

    امروزه اشعار نادرستی که از طریق برخی از موسیقی‌های ما اشاعه پیدا می‌کند، باعث می‌شود که شعر متقدم، شعر شاعران قدیمی به حاشیه برود. رسانه ملی و برنامه‌های تلویزیونی هم بیش‌تر دنبال این هستند که از طریق این چهره‌ها که در سالن‌ها دیده می‌شود، برنامه‌های پربیننده و جذاب‌تری بسازد.

    پاپ-سنتی به جای تلفیقی

    اما موسیقی تلفیقی که بحث آن جدا است، برای موسیقی تلفیقی هم باید جشنواره برگزار شود، همایش‌های دانشگاهی برگزار شود، اساتید بیایند ببینند وضعیت این موسیقی‌ها چیست و درباره آن اظهارنظر کنند. امروز پاپ_سنتی می‌خوانند و به آن می‌گویند تلفیقی و این باعث ترویج نادرست موسیقی در این بین می‌شود که شما یک رگه ترک در آن می بینید، یک رگه یونانی و… می‌بینید. این موسیقی یک کار فرهنگی جدید نیست، بلکه نوع ساز بندی و آهنگ این گونه است. هم اکنون مشکل این است که همه به اشتباه از واژه تلفیقی استفاده می‌کنند مثل آن زمانی که همه به اشتباه از واژه زیر زمینی استفاده می‌کردند. آن کلمه واژه غلطی بود، باید می‌گفتند تولیدات خانگی چون تولیدات خوبی بودند اما در حد بضاعت وزارت ارشاد نبود که مجوز بدهد، در حال حاضر فضا بازتر شده و امکان گرفتن مجوز راحت‌تر است ما هم متوجه شدیم آن واژه زیرزمینی غلط بود و بار منفی برای موسیقی داشت.

    ۲۵۸۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • چند میلیون تومان خرجِ کنسرت پاپ می‌کنند تا فقط پُز دهند

    چند میلیون تومان خرجِ کنسرت پاپ می‌کنند تا فقط پُز دهند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رضا مهدوی که پژوهشگر، نوازنده سنتور، منتقد و برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون است، در یادداشتی به کاهش مجوز کنسرت‌های موسیقی‌ در بهار امسال به نسبت سال گذشته واکنش نشان داد.

    طبق آمار ارائه شده توسط معاونت هنری وزارت ارشاد، در سه ماهه ابتدای امسال، ۱۲۳ عنوان اجرای صحنه‌ای از دفتر موسیقی مجوز گرفته‌اند که ۵۶ مورد پاپ، ۲۴ کنسرت موسیقی سنتی، ۲۶ عنوان موسیقی کلاسیک، ۱۰ عنوان موسیقی تلفیقی و هفت مورد موسیقی نواحی بوده است.

    رضا مهدوی درباره کم شدن تعداد مجوزهای موسیقی سنتی نسبت به موسیقی پاپ در بخشی از یادداشت منتشر شده‌اش در خبرآنلاین نوشته است: «موسیقی سنتی مجوز کم‌تری نمی‌گیرد، تقاضا برای این نوع موسیقی کمتر شده است. این موسیقی‌ها دیگر استقبالی در پی ندارد و به نوعی تکراری شده است. به جایش، موسیقی پاپ با فضای شادی که دارد، رقص نورهایی که در سالن‌ها هنگام اجرا پخش می‌شوند، باعث می‌شود مردم در آن‌جا شادتر باشند، همین موضوعات مردم را بیش‌تر تحت‌تاثیر قرار داده  و آنها ترجیح می‌دهند بروند چنین کنسرت‌هایی را ببینند که چند منظوره از آن بهره‌برداری کنند ولی موسیقی‌های دستگاهی و کلاسیک حواس جمع‌تری می‌خواهند، باید تمرکز داشت و به شعرها دقت کرد، به همین خاطر به این موسیقی‌ها موسیقی اندیشه‌ورز می‌گویند و تهیه‌کنندگان، اسپانسرها و حمایت‌کننده‌ها وارد این بخش نمی‌شوند. همین مافیایی که تشکیل شده و سرمایه‌گذاری‌ها و پول‌هایی که در این راه خرج می‌شود، یکی از این دلایل است که به موسیقی پاپ بیش‌تر توجه شود.»

    این منتقد و برنامه‌ساز ادامه داده: «اکنون مردم دیگر حاضر نیستند مانند موسیقی پاپ برای موسیقی دستگاهی هزینه کنند و فرضا ۱۵۰ هزار تومان یا ۲۰۰ هزارتومان بلیت بخرند، چون هزینه‌اش سنگین است و عموما طبقه متفکر جامعه دنبال این نوع موسیقی دستگاهی هستند. حالا این طبقه متفکر الزاما طبقه پولدار و بالاشهرنشین جامعه نیست، برعکس پولدارها دنبال شادی‌های کاذب و دنبال ستاره‌ها و سلبریتی‌ها هستند و می‌توان گفت بیش‌تر دنبال پُز خودشان هستند که بگویند چندمیلیون تومان هزینه کرده‌ایم و فلان اجرا را دیده‌ایم، چه بسا که این میزان را هزینه هم کرده باشند.»

    مهدوی درباره طرفداران موسیقی سنتی هم توضیح داده است: «اساسا طبقه متفکر جامعه دنبال موسیقی سنتی هستند، طبقه متفکر جامعه ممکن است در هر سطحی باشد، ممکن است متوسط باشد، ممکن است کارمند باشد، امکان دارد قشر ضعیف جامعه باشد، حتی امکان هم دارد که جز قشر پولدار باشد، اما مهم این است که دنبال اندیشه و تفکر هستند تا ببینند این موسیقی چه پیامدی برایشان دارد و به دنبال یافتن اصالت‌ها و ریشه‌ها هستند. اما چون موسیقی‌دانان جدی هم سرخورده شده‌اند، شرکت‌های حمایتی باید یک کاریزمای حمایتی برای آنها ایجاد کنند و بهتر است که به ازای چند موسیقی جدی یک موسیقی پاپ مجوز بگیرد چه برای تولید و چه برای اجرای صحنه‌ای، اما یک شرکتی که در سال فقط موسیقی پاپ اجرا می‌کند و سالیانه سالن‌ها را اجاره می‌کند و باعث تشکیل مافیا می‌شود، در پشت پرده هم هزینه‌هایی می‌کند که باعث می‌شود امکانات به طور طبیعی و عادلانه تقسیم نشود، باعث می‌شود که ما روزبه‌روز کمتر شاهد دیدن آثار ناب واقعی و خوب باشیم. در صورتی که مردم تشنه این آثار هستند.»

    متن کامل این یادداشت را بخوانید

    ۵۷۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • پشت پرده مافیای موسیقی با گردش مالی ۳۰۰ میلیارد تومانی

    در ادامه بیشتر از این ادعا خواهیم گفت. اول: حساب سرانگشتی فروش مافیا محمد معتمدی در تازه‌ترین نقد خود با استفاده از یک محاسبه کوتاه، درآمد سالانه مافیا را ۱۵ میلیارد تومان برآورد کرده است. او میانگین قیمت بلیت کنسرت در این روزها را ۱۰۰ هزار تومان در نظر گرفته و این رقم را در کنار بودجه سالانه دفتر موسیقی وزارت ارشاد، یعنی حدود ۱۰ میلیارد تومان گذاشته و به این نتیجه رسیده که درآمد این مافیا ۱.۵ برابر کل بودجه موسیقی کشور است. البته معتمدی اشاره‌ای هم به گردش حدود ۳۰۰ میلیاردی این مافیا داشته که موجب اعطای تسهیلات و گشایش اعتبارات سنگین است.

    دوم: مافیای مورد نظر در دسترس است، سایتی که محمد معتمدی از صاحب آن به عنوان مافیای کنسرت یاد می‌کند، یکی از بزرگ ترین سایت‌های فروش بلیت کنسرت در کشور است. به طوری که اگر آن را باز کنید، متوجه خواهید شد جمع بسیاری از خواننده‌های بزرگ و کوچک، در آن حضور دارند. این سایت علاوه بر فروش بلیت کنسرت، بلیت تئاتر، همایش‌ و جُنگ خنده هم در آستین دارد و البته، مختصات فروش فراتر از تهران است و به جزیره زیبای کیش هم می‌رسد. حرف درباره این سایت بسیار است، مثلا این که این سایت با گرفتن درصدی از خواننده، فروش بلیت او را حتی اگر خواننده اولی باشد، تضمین می‌کند و از طرفی اغلب بیلبوردهای تبلیغ شهری کنسرت در اختیار اوست. البته این رقم درباره خواننده اولی‌ها بسیار بالاتر از دیگران یعنی بین ۲۰ تا ۲۵ درصد فروش است.

    سوم: حرف حق با کیست؟ صاحب سایتی که محمد معتمدی از آن به عنوان مافیا یاد می‌کند تا به حال هیچ واکنش رسمی به ادعای این خواننده نداشته است. جالب این که بلیت سه کنسرت محمد معتمدی در سال های ۹۱ و ۹۲ در همین سایتی که او به عنوان مافیا از آن یاد می‌کند به فروش رسیده است. سوال بزرگ درباره این ماجرا وقتی شکل می‌گیرد که تقریبا هیچ‌کدام از خواننده‌ها، ادعای معتمدی را تایید یا رد نکرده‌اند. جواب این فرضیه خارج از دو گزینه نیست، یا قدرت مافیا آن قدر زیاد است که خواننده‌ها به خود جرئت خطر نمی‌دهند یا معتمدی می‌خواهد به واسطه چنین ترفندهایی جای خود را در میان مردم باز کند و از مشکلات احتمالی پیش رویش بکاهد.

    نویسنده: نسترن کاشف

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • لیست حقوق کارکنان رادیو در تیرماه ۱۳۲۴؛ از دلکش و بنان تا شهنازی و خالقی

    لیست حقوق کارکنان رادیو در تیرماه ۱۳۲۴؛ از دلکش و بنان تا شهنازی و خالقی

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کیهان کلهر، فرج علی‌پور و اردشیر کامکار هر سه از نوازندگان باسابقه و پیشکسوت ساز کمانچه هستند. البته هر سه تبحر در نواختن سازهای دیگری دارند اما حکایتی که با کمانچه دارند، فرق می‌کند.

    کلهر که اصالتا کرد است، تنبور، سه تار و شاه کمان نیز می‌نوازد. او با خوانندگان بسیاری چون محمدرضا شجریان و شهرام ناظری به اجرا پرداخته است و به همراه گروه جاده ابریشم به رهبری یویوما توانستند با آلبوم sing me home موفق به کسب جایزه گرمی بهترین موسیقی جهانی شود.

    فرج علی‌پور، هنرمند نشسته در میان تصویر اصالتش به خرم‌آباد و خطه لرستان باز می‌گردد، او علاوه بر نواختن کمانچه دستی هم بر آتش خوانندگی قطعات اصیل موسیقی لری دارد که به زیبایی آن‌ها را اجرا می‌کند.

    اردشیر کامکار هم اهل سنندج و کرد است و یکی از اعضای خانواده و البته گروه کامکارهاست. او علاوه بر کمانچه قیچک و ویولن هم می‌نوازد. کمانچه او ساخته دست قدرت الله کردی است.

    لیست حقوق کارکنان رادیو در تیرماه ۱۳۲۴؛ از دلکش و بنان تا شهنازی و خالقی
    لیست حقوق کارکنان رادیو در تیرماه ۱۳۲۴؛ از دلکش و بنان تا شهنازی و خالقی

    ۲۵۸۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • هوشنگ کامکار:  ۹۵ درصد مردم ایران طرفدار موسیقی‌هایی هستند که پشیزی ارزش ندارد

    هوشنگ کامکار: ۹۵ درصد مردم ایران طرفدار موسیقی‌هایی هستند که پشیزی ارزش ندارد

    در ابتدای این برنامه از هوشنگ کامکار دعوت شد تا درباره آلبوم «چشم بی‌خواب» صحبت کند. او در ابتدا درباره ساخت موسیقی خوب در شرایط کنونی ایران گفت: «برای من جالب است که در شرایط تاسف انگیز موسیقی ایران چنین کاری تولید شده است. زمانی که از من می‌خواهند درباره موسیقی ایران صحبت کنم واقعا ناراحت می‌شوم. هیچ جایی نیست که از موسیقی خوب حمایت کند. در این چند سال در رسانه‌ها به خصوص تلویزیون کاری  از موسیقی خوب ندیده‌ام که به مردم نشان داده شود.»

    این آهنگساز ادامه داد: «حتی منتقدهای خوب موسیقی  هم نداریم. در رسانه‌ها نیز نقد خوبی ندیده‌ام، نمی‌گویم که نیست ولی من ندیده‌ام. بیشتر گزارش کنسرت است؛ مثلا در گزارش گفته شده تار زدند یا ساز عوض شد که این کار خاصی نیست. درواقع منتقدان به صورتی نیستند که از یک هنرمند خوب و جوان حمایت کنند و او را معرفی کنند. از طرفی منتقدان ما نیز بیشتر ردیف‌دان هستند و چیز دیگری نمی‌دانند. استاد صبا یا خالقی از جمله کسانی هستند که در موسیقی تحول به وجود آورده‌اند و نباید کارهای آنها از بین رود. به نظر من ۹۵ درصد مردم ایران طرفدار موسیقی‌هایی هستند که پشیزی ارزش ندارد چون نه ملودی دارند نه شعر خوب. امروز می‌دانم که همه شما ماهواره دارید، در برنامه‌های ماهواره کنسرت‌های خارجی سطحی را نشان می‌دهد و آدم با خودش فکر می‌کند مگر موسیقی ریتم و ملودی ندارد؟  در حال حاضر می‌بینم که تلویزیون نیز برنامه‌های سطحی مربوط به موسیقی خارجی را تقلید می‌کند. الآن شرایطی به وجود آمده که همه به سمت موسیقی پاپ می‌روند و ساخت این آلبوم که در حوزه موسیقی ملی ایران است اتفاق خوبی است که هویت ملی دارد و از تمام تکنیک‌ها و سازهای سنتی ما استفاده کرده است و در عین حال از تکنیک‌های موسیقی غربی استفاده کرده است.»

    هنرمندان موسیقی ایرانی منزوی شده‌اند

    او همچنین درباره قطعات مختلف این آلبوم گفت: «در باند اول این آلبوم، چند صدایی با ویژگی‌های موسیقی ایرانی شنیده می‌شود و دارای فرم ادواری است. همچنین در باند دوم که روی شعر حافظ خوانده شده به آواز خوانی توجه شده است و سنتور نواز بسیار زیبا، با تکنیک، با شیوه معاصر و دارای هویت ملی کار زیبایی را ارائه داده است. در باند سوم که روی شعر مولاناست تا به حال قطعه موسیقیایی به این صورت نشنیده‌ام. ریتم‌های پیچیده دارد و همچنین در قسمت آواز ریتم هفت ضربی خواهد داشت. من نمی‌دانم آقای سراج چگونه این اثر را خوانده و من به او تبریک می‌گویم چون کار پیچیده‌ایست. باند چهارم که《چشم‌ بی‌خواب》 نام دارد و شعری از حافظ است،  سازها به ترتیب به صورت ریتمیک زیر صدای خواننده وارد می‌شوند و مدل آن هم معاصر و هم سنتی است. منتهی این قطعه برای من این نکته را داشت که چرا کوتاه است و اسم سی‌دی را نیز به نام آن گذاشته‌اند. باند پنجم که شعر حافظ است خیلی زیباست و جواب‌های ارکستر نیز برعکس موسیقی سنتی ماست و جایگاه واضحی دارند. بسیار روی کار ارکستر فکر شده و نقش ارکستر بسیار نمایان است. هر کدام از سازها رنگ خود را به خوبی ارائه می‌دهند.»

    کامکار ادامه داد: «در باند شش تکنوازی کمانچه آلتو را گوش دادم مقداری هم گریه کردم چون به یاد پدرم افتادم و بسیار بسیار ملودی‌های زیبا دارد. باند هفت که شعر آقای ابتهاج است در اینجا با ریتم ۱۰ ضربی شروع می‌شود و بسیار روی آن فکر شده و باز هم مطلب چند صدایی دارای هویت ملی است. توجه خاص به مقدمه تصنیف دیده می‌شود. در موسیقی سنتی ما همیشه سی دی‌ها به اسم خواننده تمام می‌شود چون ارکستر نقشی ندارد ولی در موسیقی‌های جدی ارکستر نقش زیادی دارد و این امر دیده می‌شود. باند هشت که شعر باباطاهر و کدکنی است، تک‌نوازی تار در آن و احساس آن بسیار زیبا بود و باز هم من را دگرگون کرد چون یاد دوستم استاد محمدرضا لطفی افتادم و در سبک او نواخته شده بود. آواز این بخش نیز بسیار زیبا و دلنشین بود. ملودی‌های بسیار زیبا و خاطره انگیزی داشت.»

    این موسیقی‌دان درباره قطعه نهم این آلبوم  گفت که روی شعرهای آقای حسین منزوی است.

    او توجه به هنرمندان و فرهنگیانی همچون منزوی در طول حیات آنها اشاره کرد و ادامه داد: «به نظر من بهتر است کسی که مهم است را قبل از فوتش به او توجه شود. من با منزوی از نزدیک آشنا بودم. مثلا آقای دهلوی را باید دید که اکنون چگونه زندگی می‌کند؟ وقتی که از بین رفت که دیگر توجه به آنها فایده ندارد. منزوی، منزوی مرد.»

    کامکار در پایان سخنان خود چنین گفت: «آلبوم دارای اشعار زیبا و پر محتوا از قدیم تا معاصر بود. به کار گیری ریتم‌های بسیار متنوع و پیچیده داشت. همچنین دارای بست و گسترش حالاتی از موسیقی نواحی، استفاده درست از چند صدایی با هویت ملی، اجرای تکنوازی‌های پر تکنیک و توجه به آواز خوانی بداهه با شیوه‌ای جدید بود. سراج را نه به خاطر صدای دلنشینش بلکه به خاطر شخصیتش دوست دارم چون توجهش به هنر است نه پول. بسیار از گوش دادن به این آلبوم لذت بردم.»

    آلبومی که دو سال منتظر مجوز بود 

    همچنین سراج ضمن تشکر از اساتیدی مانند پشنگ کامکار که در حضور آنها آموزش دیده و همچنین محمدرضا شجریان، گفت: «افرادی که با آنها کار کردم با نشاط و قوی بودند. این کار دو سال منتظر مجوز بود و ارشاد در این زمان به ما آموزش صبر داد. زمانی که این کار را میکس می‌کردیم من مدام آن را در ماشین گوش می‌کردم. فرزند کوچکی دارم که به این اثر عادت کرده بود و آن را دوست داشت. تربیت گوش بچه‌ها برای انتخاب نوع موسیقی که انتخاب می‌کنند تاثیر دارد.»

    او ادامه داد: «با استاد کامکار که تماس گرفتم به من گفتند که این اثر را پنج بار گوش کرده و دوست داشتند. این امر برای من خوشحال کننده بود. زمانی که فردی مانند آقای کامکار این اثر را دوست داشت واقعا باعث دلگرمی است و باعث می‌شود که ما باز هم به دنبال خلق چنین آثاری باشیم که به دنبال حقیقت موسیقی برویم نه کسب درآمد.»

    مجید مولانیا آهنگساز آلبوم «چشم بی‌خواب» نیز گفت: «خیلی ممنون که در این فضای گرم آمدید و فضا را برای ما گرم کردید. من حقیقتا هیچ وقت برای صحبت کردن فکر نمی‌کنم و به آن فضای موجود توجه می‌کنم و در موسیقی نیز به همین گونه عمل می‌کنم و اگر کاری بسازم آن را شش ماه بعد گوش می‌کنم و اگر باز هم آن را دوست داشته باشم اثر را عملی می‌کنم. برایم افتخار است که آقای کامکار از این کار تعریف کرد و یکی از دلایل علاقه‌ام به موسیقی ایرانی گروه کامکارها بود. بله در این اثر ملودی‌های کردی وجود دارد چون من کرد هستم. همیشه دوست داشتم گروهم مانند گروه کامکارها و دستان، صلابت داشته باشد و خوشحالم که ۱۰ سال در کنار هم بوده‌ایم. برای ساخت این آلبوم مشکلات زیادی داشتیم ولی بچه‌ها تحمل کردند. امیدوارم تا عمر داریم کنار هم باشیم و مردم از این کار استقبال کنند. در کنار آقای سراج، صبر و مردم‌داری را یاد گرفتم.»

    داستان غم‌انگیز موسیقی ایرانی

    در ادامه، کامبیز روشن‌روان نیز روی صحنه رفت و گفت: «اگر بخواهیم وارد موسیقی ایران شویم داستان غم انگیزی است که اشک چشم را به همراه خواهد داشت. درباره این اثر باید بگویم که داستان خود من است. چشم‌های من سال‌های سال است که بی‌خواب شده است. چون در سن‌های جوانی تلاش برای ساخت کار خوب باعث شد اکنون چشم‌هایم بی‌خواب شود و اکنون با حال و هوای من جور است. یکی از ویژگی‌های موسیقی سنتی ما اجرای آواز و ساز است که اکنون کم رنگ شده و در بسیاری از سی‌دی‌ها و کنسرت‌ها دیگر عملا وجود ندارد یا بسیار کم است؛ ولی در این آلبوم بسیار پخته و متفاوت وجود دارد که جای تقدیر و تشکر دارد.»

    این آهنگساز اضافه کرد: «ابتدا باورم نمی‌شد که دارم یک موسیقی ایرانی با سازهای سنتی گوش می‌کنم که با چیزی که قبلا بوده کاملا متفاوت است. چون در موسیقی سنتی ما یک رسم معمول وجود دارد. ولی آنچه که در این قطعات برای من جلب توجه کرد این بود که هر سازی یک کاری را انجام می‌داد و تنوع بالایی در کارها بود. فکر کردم که شاید نوازندگان با سلیقه خودشان قطعات را اجرا کردند ولی دیدم که نمی‌شود چون بالاخره نتی بوده که اجرا کرده‌اند ولی اگر خود آهنگساز این کار را کرده واقعا به او تبریک می‌گویم. انتخاب اشعار نیز فوق‌العاده است. ملودی‌های بسیار زیبا نیز اجرا شده که فرد با یک بار گوش دادن سیر نمی‌شود و اولین بار در زندگیم بود که یک کار سنتی را پنج یا شش بار گوش کردم. روی سی‌دی این‌ گونه نوشته شده که ضبط گروه، خواننده و میکس و مسترینگ در سه استودیو مختلف اجرا شده است. ولی من فکر می‌کردم که همه کارها باید در یک استودیو ضبط شود که این امر برای من عجیب بود. کاری که ساخته شده همه چیز آن خوب است و نشان می‌دهد این افراد حرفه‌ای و کار بلد بوده‌اند.»

    او در ادامه بیان کرد: «تنظیم خوب آثار و اجرای خوب آقای سراج که با صدای گرم و پخته خود این کار را به راحتی و بدون مشکل اجرا کرده‌اند، باعث تولید این آلبوم خوب شده است.»

    این موسیقی‌دان ادامه داد: «چنین تجربه‌ای با سازهای سنتی در موسیقی ایرانی وجود نداشته چون کار بسیار پیچیده‌ای بوده است. نوازندگان این آلبوم خلاقیت دارند. امیدوارم با شنیدن این سی‌دی از این نوع کارها حمایت کنید چون واقعا این کارها در کشور ما غریب افتاده‌اند و اگر حمایت نکنیم شاید دیگرتکرار نشود. این کارها انسان را به فکر فرو می‌برد و باعث می‌شود که انسان تنها به دنبال صدای خواننده نباشد و موسیقی را هم گوش کند و هر بار می‌توان نکته‌ای جدید از آن کشف کرد.»

    صدای سراج، همایونی است

    رضا مهدوی، نوازنده و کارشناس موسیقی نیز درباره این آلبوم گفت: «آقای سراج کسی بود که من در سال ۶۰‌ به خاطر صدای او به دنبالش می‌گشتم و توانستم با او همکاری داشته باشم. اگر معتقد باشیم‌که هنر موسیقی ابعاد درونی و بیرونی دارد هر دو این ویژگی در او دیده می‌شود. دهه‌ ۶۰‌، دهه‌ شکوفایی موسیقی ایران بود. البته از قبل هم بود ولی بعد از انقلاب انتظار دیگری می‌رفت. صدای او صدای همایونی است. او همایون را درست به جا آورده است و در این آلبوم صدای او به خوبی به کار رفته است و به سرزمین اصلی صدای خودش رسیده است. اینکه آقای  مانیا توانسته ۱۰ سال این گروه را حفظ کند کار خوبی است چون خیلی پیش نمی‌آید. حقیقت ماجرا در این کار چیزی است که ما را به راه ۶۰ می‌برد و ما الآن حسرت آن موقع را می‌خوریم و تا نیمه دوم دهه ۷۰ به دلیل مدیریت نادرست موسیقی ما آسیب دید و جا برای تهران جلسی‌ها باز شد و در دهه ۹۰ به اوج خود رسید.»

    او اضافه کرد: «صدای سراج معنویت دارد و یک بحث عرفانی فرامحیطی در صدای او دیده می‌شود. خلوص نیت صدای او نه تنها به خاطر شخصیت خود بلکه به خاطر وفاداری او به آن نوع خاص از موسیقی است. ا این کار را در اوج سادگی می‌شنویم ولی تکنیک در آن وجود دارد که خواننده و آهنگساز به خوبی از پس آن برآمده‌اند. مخاطب که سال‌ها از موسیقی ایرانی فرار کرده ولی بد گوش دادن به این کار پیامی را دریافت می‌کند و متوجه می‌شود که چیزی در آن وجود دارد که قبلا نشنیده است. این آلبوم نوعی از موسیقی است که امروزه به آن نیاز داریم. موسیقی که سالهاست از آن دور شده‌ایم و پاپ سنتی جای آن را گرفته در حالتی که خواننده آواز می‌داند ولی اجرا نمی‌کند چون مخاطب از آن فراری است. دلیل آن این است که رسانه و رادیو تلویزیون مقصر است. آموزش پرورش ما مقصر است . از سازها نترسیم و نشان دهیم. اینگونه نباشد که وقتی جوان‌ها در خیابان جمهوری قدم می‌زنند فکر کنند که در کره جنوبی قدم بر می‌دارند چون سازهای ساخته آنجا را می‌بینیم. امروزه این تریبون‌ها دیگر تاثیر ندارد و بهتر است که پخش موسیقی حتی تصویری باشد.»

    مهدوی گفت: «پخش‌های موسیقی ما فلج شده‌اند. شهر کتاب‌های ما که مثلا فرهنگی هستند دارند ضد هم عمل می‌کنند و قفسه‌های موسیقی خود را جمع می‌کنند چون فروش ندارند و تبلیغ هم‌ نمی‌کنند.》

    او ادامه داد: «باید خواب را از چشم متولیان ببریم و آنها را در هر جایگاهی وادار کنیم که به هنر توجه کنند و به جای حرف‌های تکراری مثلا در دیدار با رئیس‌جمهور،  آلبوم را تقدیم کنیم. در حال حاضر سرقت ادبی داریم و کسی توجه ندارد چون ترجیح می‌دهند دانلود کنند تا ۲۵ هزار تومان پول آلبوم دهند. مشکل از آموزش ماست چون آموزش نداده‌اند. چرا باید آلبوم موسیقی این قدر گران باشد؟ هیچ کسی هم جواب نمی‌دهد. باید تدبیری برای این امر بیندیشیم چون فضای موسیقی دارد به سمتی می‌رود که دنبال رنگارنگی هستیم. مانند شوهای رنگارنگ که البته از آنجا افراد بزرگی بیرون آمد. ولی اکنون با جایی می‌رسیم کا احساس می‌کنیم با تک تک هنرمندان دارد به صورت ابزاری برخورد می‌شود. تک تک ما باید ناقلان فرهنگی و هنری باشیم و حمایت کنیم. یکی از گرفتاری‌های چند ساله موسیقی ما از دست دکتر مهندس‌های واقعی است که از ما خلاقیت می‌خواهند ولی آیا خودشان خلاقیت دارند. ما باید باور داشته باشیم که جامعه موسیقی ما خودش دکتر مهندس دارد. این اثر به معنای واقعی شاهکار است و با ساخت این اثر به نظر می‌رسد که اتفاقات خوبی در موسیقی ما در حال رخ دادن است. این کارها را هدیه نگیرید و بخرید و به هم هدیه دهید تا این فرهنگ در ما جا بیفتد.»

    خواننده‌ای با دیدگاه سیاسی که کار سیاسی نکرد

    در ادامه، سهیل  محمودی، شاعر، بیان کرد: «شاید در این جمع من قدیمی‌ترین دوست آقای سراج باشم چون ۳۹ سال است که دوست هستیم. من فکر می‌کردم این نکته را درباره شخصیت آقای سراج بیان کنم که سبک و شیوه برآمده از شخصیت اوست. سبک چیز اضافه‌ای نیست که ما از بیرون بگیریم و آن را بیاوریم و با نگاه خود عرضه کنیم بلکه از شخصیت، زیست و منش ماست و در هنرمان خودش را نشان می‌دهد. مثلا ظرافت‌های ساز آقای شهناز برگرفته از شخصیت او بود. حسام‌الدین سراج شخصیتی توام با آرامش و وقار و دور از جو زدگی‌های روزگار دارد که به خوبی در هنرش نشان داده شده است. از اول که صدای او را شنیده‌ایم معرفت او در صدایش دیده می‌شود. او یک صدای اشراقی دارد و روز به روز جلوه افزون‌تری پیدا کرده است. آقای سراج بدون اینکه بخواهد سلبریتی شود قدم به قدم حرکت کرده است. کاری از او پیدا نمی‌کنیم که از مسیری که طی کرده پراکنده باشد. او موضع سیاسی داشته ولی کار سیاسی نکرده است. هنرمند کارش ارائه اثر هنری است و اگر موضع سیاسی نداشته باشد مرده است ولی نباید کار سیاسی انجام دهد. صدای سراج همراه غم‌ها و شادی‌های مردم بوده بدون اینکه بخواهد به یک جایگاه سیاسی برسد. او سیر هنری خود را به خوبی طی کرده و شمرده شمرده نفس زده است. خانواده حسام‌الدین سراج همیشه همراه او بوده‌اند.»

    در پایان این مراسم، سراج لحظاتی را برای مخاطبین خواند.

    جمشید صفرزاده (سنتور)، حمید قنبری و امین داوری (سازهای کوبه‌ای)، علیرضا دریایی (کمانچه)، صابر سوری (عود)، فرنام اسکندری (کمانچه آلتو) و مجید مولانیا (تار)، نوازندگان این آلبوم موسیقی هستند.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • یک عمر تجربه نوازندگی علی‌اکبر شکارچی در ۲ جلد

    یک عمر تجربه نوازندگی علی‌اکبر شکارچی در ۲ جلد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، علی‌اکبر شکارچی، مدرس و نوازنده کمانچه پیشکسوت موسیقی ایرانی، مجموعه روش نوین آموزش کمانچه‌نوازی را تهیه و آماده انتشار کرده است.

    این مجموعه شامل دو جلد کتاب و چهار دی‌وی‌دی تصویری است که تمام قطعه‌های حاضر در کتاب به صورت تصویری و با نوازندگی و آواز علی‌اکبر شکارچی و تنبک‌نوازی و همخوانی آساره شکارچی برای هنرآموزان روایت شده است.

    جلد نخست این کتاب‌ها مربوط به دوره‌ مقدماتی و جلد دوم برای دوره‌ پیشرفته کمانچه نوازی است.

    در بخش تصویری مجموعه «ارغوان» مستندی ۲۰ دقیقه‌ای درباره زندگی علی‌اکبر شکارچی گنجانده شده است.

    شکارچی برای این کتاب‌ها از عنوان «ارغوان» استفاده کرده که این عنوان را براساس یکی از سروده‌های خودش انتخاب کرده است. متن سروده‌ی شکارچی به این شرح است:

    «قطره به خواب نمی‌رود
    نمی‌رود خواب در چشمان من
    می‌چکد خون من قطره قطره بر این سنگ سیاه
    تا بگذرد از دل سخت و سیاه او
    من به خواب می‌روم و قطره هم
    وقتی که می‌چکد جان من قطره قطره در پای ارغوان»

    یک عمر تجربه نوازندگی علی‌اکبر شکارچی در ۲ جلد
    یک عمر تجربه نوازندگی علی‌اکبر شکارچی در ۲ جلد

    مجموعه آموزشی «ارغوان»، دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۸ از ساعت ۱۰:۳۰ در دفتر موسیقی رونمایی می‌شود. در این مراسم علی‌اکبر شکارچی و خانواده هنرمندش و عوامل ساخت و تهیه مجموعه آموزشی «ارغوان» حضور خواهند داشت.

    پس از مراسم رونمایی، عوامل ساخت این مجموعه به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ خواهند داد.

    ۵۷۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین