برچسب: مهدی بازرگان

  • احتمالا آقای فرماندار می‌خواهد در دولت بعدی حضور داشته باشد / خانواده آیت‌الله طالقانی به هیچ وجه راضی نیست نام یکی از اعضای خانواده روی معابر گذاشته شود

    احتمالا آقای فرماندار می‌خواهد در دولت بعدی حضور داشته باشد / خانواده آیت‌الله طالقانی به هیچ وجه راضی نیست نام یکی از اعضای خانواده روی معابر گذاشته شود

    احتمالا آقای فرماندار می‌خواهد در دولت بعدی حضور داشته باشد / خانواده آیت‌الله طالقانی به هیچ وجه راضی نیست نام یکی از اعضای خانواده روی معابر گذاشته شود

     

    اعتمادآنلاین| «مردم مهندس بازرگان و اعظم طالقانی را نمی‌شناسند.» این اظهارنظر فرماندار تهران در مخالفت با تصمیم‌ شورای شهر مبنی بر نام‌گذاری معابر تهران واکنش‌های زیادی برانگیخت.

    مهدی طالقانی، فرزند آیت‌الله طالقانی و برادر مرحوم اعظم طالقانی، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌ باره اظهار داشت: آقای فرماندار در حالی گفته است مردم مهندس بازرگان و اعظم طالقانی را نمی‌شناسند که هیچ آشنایی‌ای با کسانی که در پیروزی انقلاب نقش‌آفرینی کرده‌اند، ندارد.

    پسر آیت‌الله طالقانی در ادامه گفت: به قول آقای زیباکلام، ایشان چون می‌داند روحانی چند ماه دیگر می‌رود و یکی از اصولگراها رئیس دولت می‌شود، با بیان چنین حرف‌هایی می‌خواهد در دولت بماند. قبل از اینکه فرماندار به نام‌گذاری یکی از معابر به نام خواهر ما چنین واکنشی نشان دهد، خانواده آیت‌الله طالقانی در اطلاعیه‌ای مخالفت خود را با این کار رسماً اعلام کردند.

    او توضیح داد: من حتی ۲ سال قبل به خاطر دلیل مشخصی از شهردار تهران درخواست کردم اسم «آقا» را از خیابان طالقانی تهران بردارند که شهرداری تهران آن مساله را حل کرد و مشکل برطرف شد. واقعاً جای تاسف است که یکی از مدیران دولتی به خودش اجازه می‌دهد درباره شخصیت برجسته‌ای چون مهندس بازرگان طوری حرف بزند که گویا ایشان فرد گمنامی بود که هیچ کاری برای پیروزی انقلاب انجام نداده است.

    طالقانی ادامه داد:‌ اینکه بعد از ۴۲ سال این همه مشکل داریم و فقر و گرسنگی بیداد می‌کند دلیلی جز این ندارد که برخی از چهره‌ها که اصلاً شایستگی ندارند آمده‌اند و منصب‌های مهم کشور را اشغال کرده‌اند. نتیجه چنین رویکردی همین است که مردم روزبه‌روز گرفتارتر می‌شوند و امیدی به آینده ندارند.

    مهدی طالقانی در پایان گفت: خانواده آیت‌الله طالقانی به هیچ وجه راضی نیست که نام یکی از اعضای خانواده ما روی معابر تهران یا شهرهای دیگر گذاشته شود.

  • سانسور نام بازرگان / آیا بازرگان چهره ناشناس تاریخ و سیاست ایران است؟

    سانسور نام بازرگان / آیا بازرگان چهره ناشناس تاریخ و سیاست ایران است؟

    سانسور نام بازرگان / آیا بازرگان چهره ناشناس تاریخ و سیاست ایران است؟

     

    اعتمادآنلاین| با نامگذاری معبری به نام مهدی بازرگان مخالفت شده است. به استناد به ماده‌ای که اولویت‌های نام‌گذاری معابر با شخصیت‌های مهم تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی است، هیات تطبیق فرمانداری، مهدی بازرگان و اعظم طالقانی را در لیست چهره‌های سرشناس انقلاب ندانسته؛ موضوعی که فریاد اعتراض اعضای شورای شهر تهران را بلند کرد.

    هرچند این نخستین اعتراض فرمانداری تهران به نامگذاری‌های شورای شهر تهران نبود. پیش از این نیز فرمانداری در نامه‌ای به رییس شورای شهر تهران خواسته بود شاخص‌های برتری انتخاب مرتضی ممیز، اکبر رادی، احمد اقتداری و محمدعلی مجتهدی را برای نامگذاری معابر اعلام کند.  هنوز هم مشخص نیست چرا با وجود مصوبه شورای شهر تهران، خیابانی به نام محمدرضا شجریان یا سیمین بهبهانی و فروغ فرخزاد نداریم.

    چند روز پیش هم نامه‌ای از سوی هیات تطبیق به شورای شهر تهران ارسال شد که در آن با نامگذاری سه معبر مخالفت شده بود. مخالفت هیات تطبیق با نامگذاری خیابان بازرگان و اعظم طالقانی براساس ماده یک ضوابط و معیارهای نامگذاری بود که براساس آن نام شخصیت‌های مهم تاریخ صدر اسلام و انقلاب اسلامی و شهدای گرانقدر آن و حوادث مهم تاریخ مبارزات اسلامی مردم ایران در درجه اول نامگذاری‌ها قرار دارند و نام شخصیت‌های فرهنگی، ادبی، علمی، سیاسی و تاریخی ایران و اسامی راجع به اندیشه، فکر و هنر و نیز مظاهر طبیعت زیبای ایران در مرتبه بعد می‌توانند برای نام معابر انتخاب شوند که فرمانداری این سه نام را مصداق این بند ندانسته است.

    براساس تصمیم اعضای هیات تطبیق این دو نام در میان شخصیت‌های مهم انقلاب قرار نمی‌گیرند. روز گذشته اعضای شورای شهر تهران در واکنش به نامه فرمانداری اعلام کردند که نامگذاری‌های شورا نیاز به تایید در فرمانداری ندارد و این نامه پا کردن در کفش شورای شهر تهران است.  محمدجواد حق‌شناس، رییس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران در این رابطه گفت: در اینکه شورای شهر تهران در ارتباط با نامگذاری اماکن و معابر بر اساس حقوق‌شان اقدام می‌کند، شکی نیست و ۲۰ سال است که براساس این فرآیند وظایف خود را انجام می‌دهد؛ این اقدام جزو وظایف قانونی و حقوقی شورای شهر تهران است و اینکه نمایندگان تشخیص بدهند معبری به نام احمدی‌نژاد، موسوی، بازرگان و آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی است جزو وظایف آنها است.

    حق‌شناس ادامه داد: شاید در آینده شورا تشخیص بدهد که خیابان نارمک به نام احمدی‌نژاد نامگذاری شود و این جزو اختیارات شورای شهر محسوب می‌شود.

    نامه فرمانداری موضوع اعتراض دو عضو شورای شهر تهران هم بود. محمد سالاری، رییس کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران هم در این رابطه گفت: بنابر مفاد صریح قانون، نامگذاری‌ها از اختیارات نهاد شوراهای شهر و روستا در کشور است که به عنوان نمایندگان مردم و به نمایندگی از شهروندان انجام می‌شود. رییس کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران در توضیح دیدگاه خود در این باره افزود: متاسفانه در این دوره مدیریت شهری مشاهده می‌کنیم، فرمانداری تهران و نماینده دولتی که شعارش قانون‌گرایی بوده در یکسری اقداماتی که مسبوق به سابقه هم نبوده است، با مصوبات شورای شهر تهران در خصوص نامگذاری‌ها مخالفت می‌کنند. سالاری همچنین تاکید کرد: من از رییس و کلیت شورای شهر و مدیریت شهری تهران تقاضا دارم نسبت به تشکیل جلسه‌ای با فرماندار تهران و هیات تطبیق در خصوص این امر مهم و تصمیم خلاف قانون و رویه آنها، اقدام و اعضای شورا بر مصوبه خود پافشاری کنند و از شهردار تهران می‌خواهیم نسبت به عملیاتی شدن مصوبه شورا اقدام کند. این عضو شورای شهر تهران با اشاره به مصوبات اخیر شورای شهر تهران از جمله نامگذاری خیابان‌ها و معابر به نام مرحوم مهندس بازرگان و مرحومه اعظم طالقانی و سایرین، خواستار صدور دستور اجرای مصوبات قانونی شورای شهر توسط شهردار تهران شد.

    سید ابراهیم امینی، نایب‌رییس شورای اسلامی شهر تهران هم با اشاره به تفکیک میان مصوبات و تصمیمات شوراها گفت: در پارلمان ملی نیز مصوبات به مصوبات ماهوی و تصمیمات تقسیم می‌شوند. بر همین اساس شورای نگهبان تنها حق دارد مصوباتی را که جنبه ماهوی دارند با قانون اساسی و شرع تطبیق دهد و در صورت مغایرت با این دو منبع به آنها ایراد بگیرد، اما چنین حقی را راجع به تصمیمات نمایندگان مجلس برای خود قائل نیست. عضو حقوقدان شورای شهر تهران با ذکر مثال‌هایی بیان کرد: رای اعتماد نمایندگان به هیات دولت از جمله این موارد است و شورای نگهبان در خصوص دارا بودن یا نبودن تخصص‌ها و شرایط وزرا برای خود حق اظهارنظر قائل نیست. در نام‌گذاری خیابان‌ها نیز در حقیقت اعضای شورای شهر به اعتبار رایی که از شهروندان گرفته‌اند، معتمدین شهروندان هستند و به ‌دلیل اینکه معتمد شهروندان بودن قانون حق نامگذاری اماکن، معابر و… را برای اعضای پارلمان محلی قائل شده است و هیات تطبیق نمی‌تواند برای خود حق اظهارنظر در خصوص نامگذاری‌های شورا که تصمیمات شورا محسوب می‌شوند قائل شود. امینی ادامه داد: در ادوار گذشته نیز رویه چنین بوده است که تصمیمات راجع به نامگذاری‌ها صرفا جهت اطلاع به هیات تطبیق ارسال می‌شده و هیات تطبیق نیز هیچگاه در خصوص این تصمیمات ورود ماهوی و اظهارنظر نمی‌کرد. نایب‌رییس شورای شهر تهران با اشاره به اظهارنظر ماهوی هیات تطبیق در خصوص نامگذاری‌های شورا افزود: ورود هیات به نامگذاری‌ها موضوع جدیدی است و متاسفانه دولتی که هم‌جنس ماست و معتقدیم باید به نهادهای انتخابی با توجه به جایگاه پیش‌بینی شده این نهادها در قانون اساسی بها دهد و شأن و منزلت آنها را حفظ کند، این‌گونه دایره را در خصوص کارهایی که قانونگذار در حیطه اختیار این نهادها قرار داده است تنگ و احساس می‌کند در ارتباط با همه تصمیمات متخذه حق اظهارنظر دارد. عضو شورای شهر تهران ادامه داد: چنین رویه‌ای صحیح نیست و در مجلس نیز چنین رویه‌ای وجود ندارد و شورای نگهبان صرفا نسبت به مصوبات ماهوی اظهارنظر می‌کند و ما نیز توقع داریم دولت محترم و نمایندگان آن بیش از شورای نگهبان نسبت به مصوبات پارلمان ملی، حقی برای خود قائل نباشند. نامه اعتراض فرمانداری یکی از دستورجلسات شورای شهر تهران بود که برخی اعضای شورای شهر تهران معتقد بودند چون فرمانداری از لحاظ قانونی چنین اختیاری ندارد نباید به اعتراض آن پاسخ داده شود.  اما برخی اعضا از همین فرصت برای انتقاد به فرمانداری که چهره‌هایی مانند بازرگان و اعظم طالقانی را نمی‌شناسد استفاده کردند.

     محمدجواد حق‌شناس رییس کمیته نامگذاری شورای شهر تهران در این رابطه به فرمانداری توصیه کرد قبل از اعتراض این اسامی را در گوگل سرچ می‌کرد.  به گفته او این نکته مورد توجه است که این تصمیم هیات تطبیق فرمانداری در حوزه اختیارات آنها نیست و در ۲۰ سال گذشته همه مصوبات نامگذاری تنها جهت اطلاع‌ برای فرمانداری ارسال می‌شد و در این مدت نیز هیات تطبیق فرمانداری اعتراضی نداشته، اما اکنون این هیات ورود محتوایی به تصمیمات شورا می‌کند که این از نوبرانه‌های این دوره مدیریت شهری است که به آقای روحانی تبریک بگوییم که نماینده دولت در شهر با نهادهای انتخابی این‌گونه خارج از قاعده رفتار می‌کند.  این رویکرد را نه انتظار داریم و نه می‌پذیریم. اینکه خانم اعظم طالقانی در صدر انقلاب شناخته‌شده است و علمی و سیاسی شناخته نمی‌شوند از عجایب است.  رییس کمیته نامگذاری شورای شهر با بیان اینکه بازرگان ده‌ها کتاب نوشته و در مبارزات قبل از انقلاب سال‌های سال در زندان بوده، گفت: بازرگان اولین نخست‌وزیر منتخب امام خمینی(ره) بود و حتی رهبری به ارتحال او پیام تسلیت فرستادند. از سوی دیگر اعظم طالقانی به دلیل مجاهدت‌هایش در راه انقلاب سال‌ها به زندان محکوم شده بود و دبیرکل حزب سیاسی و مدیر مسوول روزنامه بوده و بهتر است فرماندار تهران اگر اطلاعی از این موضوعات ندارد قبل از اظهارنظر یک سرچ در گوگل انجام دهد.  در ادامه همچنین حجت نظری رییس کمیته مشارکت‌های مردمی هیات‌رییسه را مورد انتقاد قرار داد که مصوبات نامگذاری را برای فرمانداری ارسال می‌کند.

    در ادامه شهربانو امانی عضو دیگر شورای شهر تهران گفت: برخی در هسته قدرت فکر می‌کنند صاحب کشور و پایتخت هستند و هر کاری می‌خواهند می‌کنند و ما نیز در حوزه رسانه محدودیت داریم چه از لحاظ رسانه ملی و چه رسانه‌های مکتوب. پا در کفش قانونی شورا می‌کنند.

    او ادامه داد: سال‌ها پیش باید نام نامی، فرزند برومند کشور مهدی بازرگان در بسیاری از نقاط کشور نامگذاری می‌شد و این نگاه حداقلی است که نمی‌خواهند فرزندان این کشور که برای آن هزینه داده‌اند نام‌شان بر معابر کشور نقش ببندد. به گفته امانی طالقانی و بازرگان فرزندان هزینه‌داده این کشور و متعلق به تمام ملت هستند و جالب است که فرمانداری در نامه‌اش این‌طور مطرح کرده که کسی بازرگان و اعظم طالقانی را نمی‌شناسد در حالی که وای بر کسانی که اعظم طالقانی و بازرگان را نمی‌شناسند و وزیر و وکیل باشند؟

    او گفت: ۳۰ سال دیر به فکر پاسخگویی به افکار عمومی افتادیم که خواهان نامگذاری خیابانی به نام بازرگان بودند که بعد از مرگ هم برخی‌ها آنها را تحمل نمی‌کنند.  در نهایت اعضای شورا در پاسخ به اعتراض هیات تطبیق فرمانداری به مصوبه «چهلمین و چهل و یکمین و پنجاه و سومین صورتجلسه نامگذاری و تغییر نام اماکن و معابر عمومی شهر تهران» در خصوص نامگذاری خیابانی به نام «اعظم طالقانی»، «مهندس بازرگان» و «سهیل گوهری» این اعتراض را وارد ندانسته و پاسخ کمیسیون فرهنگی مبنی بر پافشاری بر مصوبات شورا را تایید کردند.

    اما چرا این اتحاد در اعتراض در پاسخ به منتقدان قبلی نامگذاری‌های شورا اتفاق نیفتاد. حسن خلیل‌آبادی عضو شورای شهر تهران در این رابطه به «اعتماد» گفت: پیش از این فرمانداری نامه اعتراض به مصوبات نامگذاری ارسال نکرده بود اگر این اتفاق می‌افتاد ما باز هم اعتراض می‌کردیم.

    خلیل‌آبادی تاکید کرد: همه مردم ایران می‌دانند بازرگان از چهره‌های سرشناس این کشور بوده است و این رفتار دوگانه فرمانداری در برخورد با نامگذاری‌ها درست نیست.

    او ادامه داد: برخی انتقادها توسط برخی از تازه به دوران رسیده‌های تریبون‌دار مطرح می‌شود که قصد خوش‌رقصی دارند و مردم نیز از این غرض‌ورزی‌ها که عمقی هم ندارد متنفر هستند. برای فرمانداری که با این ادبیات و نگاه سیاسی به نامگذاری معبری به نام مهدی بازرگان و اعظم طالقانی معترض است متاسفم.

    منبع: روزنامه اعتماد

  • مسعود رجوی چگونه از اعدام، جان سالم به در برد

    مسعود رجوی چگونه از اعدام، جان سالم به در برد

    مسعود رجوی چگونه از اعدام، جان سالم به در برد

    محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین، هسته اولیه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را تشکیل دادند، اما فرمانده و لیدر سازمان، حنیف‌نژاد بود و بقیه گرد او می‌چرخیدند و او را محمد آقا صدا می‌کردند.

    حنیف‌نژاد پس از سرکوب قیام ۱۵ خرداد توسط رژیم شاه به این نتیجه رسیده بود که روش جریانات رفرمیستی مانند نهضت آزادی به جایی نخواهد رسید و کشتار مردم در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ شمسی که دست خالی بودند نشان داد که نمی‌شود با شیوه‌های مسالمت‌آمیز ادامه داد. راهی جز مبارزه مسلحانه با رژیم سرکوبگر شاهنشاهی باقی نمانده است و حکومت محمدرضا پهلوی اصلاح‌پذیر نیست.

    البته عامل دیگری که حنیف‌نژاد و بنیانگذاران سازمان را به فکر مبارزه مسلحانه کشاند، تاثیرپذیری از جنبش‌های انقلابی و مارکسیستی معاصر در جهان بود که آن روزها در جهان رواج داشت؛ به طوری که مصطفی شعاعیان در کتاب «چند نگاه شتاب زده» نوشت: «جنبش انقلابی لائوس… حماسه پیروزمندانه توده ویتنام، پیروزی رزمی کوبا، رویش مبارزان انقلابی در آمریکای لاتین، دامن گرفتن ستیزه‌های ضداستعماری در آفریقا، بالا گرفتن زبانه‌های انقلاب در سراسر هند و چین… رخدادهای شورانگیز بیماری خاورمیانه عربی…، آغاز جرقه‌های انقلابی در فلسطین و آتشباری آن، یکباره بگوییم فراز  انقلاب و اعتراضات قهرآمیز و مسلحانه در سراسر پهنه جهانی، آشکارا جهان مجمر انقلاب شده است».

    موسسان سازمان و حنیف‌نژاد به همراه عده‌ای محدود سه سال و نیم مطالعه کردند و به تهیه جزواتی پرداختند. نخستین جزوه‌ای که از گروه ایدئولوژی سازمان تدوین شد، «شناخت» بود. این جزوه توسط حسین روحانی، نیروی زیردست حنیف‌نژاد منتشر شد و بر اساس مبانی مارکسیستی ـ اسلامی نوشته شد.

    البته جست‌وجوی حنیف‌نژاد برای یافتن تئوریسین‌های دینی به دلیل بی‌اعتنایی به روحانیت ره به جایی نبرد؛ به گونه‌ای که عزت الله سحابی از نگرانی‌ها و دغدغه‌های محمد حنیف‌نژاد یاد می‌کند و می‌گوید: محمد بسیار نگران این بود که بچه‌های سازمان مجاهدین خلق از نظر فکری و عقیدتی بسیار خام و ناپخته هستند و به روایتی فاقد بینش و نگرش اعتقادی عمیق هستند.

    به تعبیر سحابی، «محمد آقا» متوجه شده بود ماشینی را که ساخته و به راه انداخته بیشتر به سمت چپ منحرف می‌شود و دارای انحراف و کج‌روی است و ممکن است به سمت و سویی رود که سرانجام خوشی در انتظار آن نباشد.

    حتی این نگرانی تا آنجا ادامه پیدا کرد که بعد از اینکه سازمان لو رفت و رهبران آن محکوم به اعدام شدند، حنیف‌نژاد به محمدحسن عبد یزدانی اطلاع داد تا تمام جزوه‌ها و اسنادی را که بوی التقاط می‌داد، بسوزاند. آنها را برای مطالعه افراد رده بالای درون سازمان تهیه کرده بود و یزدانی به همراه عباس داوری آن جزوه‌ها را سوزاند.

    بسیاری از روحانیون از جمله شهید مطهری تا قبل از مطالعه آثار سازمان از آنها حمایت می‌کردند، اما بعد از خواندن آثار آنها از حمایتشان دست برداشتند. از جمله شهید مطهری بعد از آن که جزوه «شناخت» سازمان را خواند به منتقدان سازمان پیوست.

    حنیف‌نژاد و سازمان به افکار مارکسیستی بسنده نکرد و به قرائتی از اسلام نیز باور داشت؛ قرائتی که با التقاط آن با باورهای مارکسیستی بتوان علیه حکومت پهلوی مبارزه مسلحانه را تئوریزه کرد.

    در واقع، او به دنبال قرائتی از اسلام می‌گشت که با کمک آن بتوان مشی و مسلک مبارزه‌جویی را توجیه کرد. به عبارت ساده، او به دنبال برداشتی از دل تاریخ تشیع بود که مشی مبارزه مسلحانه را متناسب با زمان دوران پهلوی پیدا کند. مضاف بر این، او در پی طرح‌ریزی منظومه‌ای فکری و چهارچوبی عقیدتی بود که ترکیب مارکسیسم با اسلام را ممکن سازد و آن دو را با صلح و مدارا کنار یکدیگر نشاند؛ ترکیبی که در آن جای اسلام و مارکسیسم مشخص باشد.

    ضربه سخت ساواک به سازمان و اعدام برخی از سران آن

    محمد حنیف‌نژاد سرانجام همراه چند تن از اعضای اصلی که در واقع سران سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بودند در یک خانه تیمی در خرداد سال ۱۳۵۰ شمسی دستگیر شدند.

    این عملیات که توسط ساواک برنامه‌ریزی شده بود به دستگیری سعید محسن، اصغر بدیع‌زادگان، مسعود رجوی و محمد حنیف‌نژاد منتهی شد. وی در نهایت همراه اصغر و محسن در سال ۱۳۵۱ شمسی به اعدام محکوم شد. البته او ابتدا به حبس ابد محکوم شد، منتها به دلیل عدم همکاری‌اش با ساواک و رژیم پهلوی در نهایت به اعدام محکوم شد. نکته جالب توجه در جریان این دستگیری آن بود که مسعود رجوی به علت همکاری با ساواک از مجازات اعدام و مرگ گریخت و به حبس ابد محکوم شد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • چرا امام خمینی(ره) گوشت یخ‌زده را حرام اعلام کرده بود؟

    چرا امام خمینی(ره) گوشت یخ‌زده را حرام اعلام کرده بود؟

    چرا امام خمینی(ره) گوشت یخ‌زده را حرام اعلام کرده بود؟

     

    از چند روز پیش شایعه‌ای در فضای مجازی در حال انتشار است که عده‌ای حکم بنیانگذار امام خمینی (ره) را در مقابل سهمیه‌بندی فروش گوشت یخ زده توسط دولت قرار داده و از این مقایسه در حال بهره برداری سیاسی هستند. در روزنامه کیهان دوازدهم اسفند ۱۳۵۷ هم متن فتوای امام مبنی بر حرام اعلام شدن مصرف گوشت یخ‌زده به چشم می‌خورد. اما ماجرا از چه قرار بود؟

    امام خمینی (ره) در نامه‌ای خطاب به نخست وزیر وقت، با پیشنهاد استفاده از این نوع گوشت‌ها در مسائل کشاورزی و کود مخالفت کرده و خواستار جمع آوری گوشت های یخ زده شده بودند. اما دلیل حرام اعلام کردن گوشت یخ‌زده در آن سال ها از نظر امام عدم ذبح شرعی گاو و گوسفند بود.

    استرالیا، رژیم‌صهیونیستی، نیوزیلند، ترکیه، بلغارستان و آلمان‌غربی در آن زمان از صادرکنندگان گوشت یخ‌زده به ایران بودند. ذبح غیر شرعی و عدم رعایت موارد بهداشتی دلیل صدور این حکم از طرف بنیانگذار جمهوری اسلامی بود.

    اما در حال حاضر طبق گفته مسئولین سازمان دامپزشکی به دلیل اینکه در برزیل قیمت تمام شده گوشت و سایر موادغذایی نسبت به ایران پایین‌تر است بخشی از نیاز بازار با واردات گوشت برزیلی تامین می‌شود. این محصول که اولا سلامت آن مشکلی ندارد و بر اساس موازین شرعی ذبح شده و ثانیا می‌توان آن را با قیمت کم به بازار عرضه کرد، تبدیل به یکی از کالاهای وارداتی به کشور شده است.

    همچنین رئیس اتحادیه گوشت گوسفندی درباره دلایل واردات گوشت برزیلی نیز می‌گوید: اگر دام‌های ما صادر نشوند، می‌توانند پاسخگوی نیاز بازار مصرف باشند اما گاها که صادراتی را به کشورهای همسایه برای ارز آوری انجام می دهیم، باید بخشی از نیاز بازار را با واردات تامین کنیم که با اعزام مسئول شرعی و دامپزشک از ایران به برزیل نگرانی سالهای اولیه انقلاب در خصوص سلامت و بهداشت این محصول مرتفع شده است.

    * لینک فتوای امام خمینی (ره) در سایت ایشان: http://www.imam-khomeini.ir/fa/C207_42133

    ۴۲۲۳۸

    منبع : خبر آنلاین

  • کدام روحانی معروف، مهندس بازرگان را برای نخست وزیری به امام پیشنهاد داد؟

    کدام روحانی معروف، مهندس بازرگان را برای نخست وزیری به امام پیشنهاد داد؟

     

    کدام روحانی معروف، مهندس بازرگان را برای نخست وزیری به امام پیشنهاد داد؟

     

    به گزارش خبرآنلاین، «شهید مطهری در سال‌های ۵۵ تا ۵۷ و تا زمان شهادت در اردیبهشت ۵۸ نقش مؤثری در روند شکل‌گیری انقلاب اسلامی داشت. امام خمینی در آن ایام در خیلی از مسایل با شهید مطهری مشورت می‌کرد و معمولاً دیدگاه‌های ایشان را می‌پذیرفت.» این جملات بخشی از اظهارات علی مطهری فرزند آیت الله شهید است که چندین بار در قالب گفتگوهایی مطرح کرده است. بنا به روایت او اکثر انتصاباتی که امام در آن دوران انجام دادند از جمله تعیین مهندس بازرگان به ریاست دولت موقت، پیشنهاد شهید مطهری بود.

    اما این ادعا را تنها مطهری بیان نمی کند. حمیدرضا نقاشیان، از انقلابی‌های قدیمی، در گفت‌وگو با نشریه «یادآور» در سال ۸۸ ترور آیت‌الله مطهری را این‌گونه بیان می‌کند: «ترور مرحوم آقای مطهری از جنبه‌های دیگری هم قابل بررسی است. عمده افرادی که به دست گروه فرقان ترور شدند، برنامه روزمره منظم و آشکاری داشتند و پیداکردن آنها کار سختی نبود؛ اما درباره شهید مطهری، با توجه به اینکه جلسات شورای انقلاب مخفیانه برگزار می‌شدند و کسی از ساعت و محل برگزاری آنها خبر نداشت، اطلاع فرقان از جلسه آن شب بسیار سؤال‌برانگیز است. جلسات شورای انقلاب در منزل آقای دکتر سحابی تشکیل نمی‌شد.

    وی روایت کرده است: اعضای نهضت آزادی یعنی مهندس مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی، یدالله سحابی، احمد صدر حاج‌سیدجوادی و عزت‌الله سحابی با آقای مطهری رابطه بسیار صمیمانه‌ای داشتند و از سال‌ها قبل با هم در فعالیت‌های مشترکی ازجمله برگزاری جلسات انجمن اسلامی حسینیه ارشاد هم به اتفاق مرحوم محمد همایون و ناصر میناچی مشارکت داشتند و آقای مطهری برای اداره امور آنجا غالبا با آنها مشورت می‌کرد. به‌همین‌دلیل بعد از انقلاب هم رابطه داشتند و چنانچه می‌خواستند مشورتی بکنند یا گلایه‌ای را مطرح کنند، از طریق برگزاری جلسه با آقای مطهری این کار را می‌کردند و شاید بخش اعظم اعضای دولت موقت با مشورت ایشان انتخاب شدند. اساسا انتخاب مهندس بازرگان به نخست‌وزیری هم به پیشنهاد ایشان بود. البته دیگران هم بودند؛ ولی آقای مطهری نقش اساسی داشتند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • کدام چهره‌های شاخص سیاسی در جلسه عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر حضور نیافتند

    کدام چهره‌های شاخص سیاسی در جلسه عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر حضور نیافتند

     

    کدام چهره‌های شاخص سیاسی در جلسه عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر حضور نیافتند

    در این روز دست کم ۱۵ نفر از نمایندگان ز حضور در مجلس خودداری کردند. آنها که در مجلس حضور نیافتند. برخی از شناخته‌ شده‌ترین آنها عبارت بودند از: مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی، یدالله سحابی، احمد سلامتیان، احمد صدر حاج سیدجوادی، احمد غضنفرپور، محمد مجتهد شبستری و هاشم صباغیان.

    روز ۳۱ خرداد نیز بررسی طرح عدم کفایت رئیس‌جمهور در مجلس ادامه یافت و در جلسه بعد از ظهر آن، اکثریت نمایندگان به عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر رأی دادند.

    در این روز نیز نمایندگان طرفدار نهضت ازادی و رییس جمهور از شرکت در جلسه مجلس شورای اسلامی خودداری کردند. علاوه بر افرادی که جلسه ۳۰ خرداد را ترک کرده بودند،‌عزت‌الله سحابی، گلزاده غفوری، اعظم طالقانی و حسین انصاری‌راد نیز از شرکت در جلسه ۳۱ خرداد خودداری کردند.

    منبع:روزنامه کیهان

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس

    از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس

    از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس

    «آخر وقت امروز اعلام شد که سرلشکر قرنی درپی یک ترور مسلحانه در بیمارستان مهر تهران جان سپرد. قرنی در سال‌های ۳۴ تا ۳۶ در سمت‌های ریاست رکن ۲ ستاد ارتش و معاونت ستاد ارتش انجام وظیفه کرده بود و ۲۲ سال پیش به‌علت فعالیت‌های ضدرژیم مورد تعقیب قرار گرفت و به سه سال زندان محکوم شد. پس از پیروزی انقلاب، سرلشکر قرنی به ریاست ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و چندی پیش، پس از حوادث کردستان از کار برکنار شد.

    رئیس سابق ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران، صبح امروز در خیابان پهلوی سابق ترور شد. طبق اطلاع رسیده حادثه حدود ساعت ۱۱:۳۰ صبح در حوالی سینما امپایر رخ داد و به گفته شاهدان یک موتورسوار مسلح به‌سوی سرلشکر قرنی تیراندازی کرده و دو گلوله از ناحیه پا و شکم به او اصابت کرده است. در این حادثه، مهاجم از مسلسل یوزی استفاده کرده است. قرنی را پس از حادثه تیراندازی به بیمارستان منتقل کردند و بلافاصله به اتاق عمل بردند اما تلاش برای نجات وی مؤثر واقع نشد و نامبرده درگذشت.

    ظهر امروز در یک تماس تلفنی با سرلشکر ناصر فربد، رئیس ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، وی گفت: به‌طوری‌که به ما اطلاع داده‌اند، یک موتورسوار مسلح به مسلسل یوزی به طرف سرلشکر قرنی تیراندازی کرده است. از طرف ارتش، رئیس بهداری ارتش و یک تیم پزشکی به بیمارستان مهر اعزام شدند تا چگونگی حادثه را مورد بررسی قرار داده و اقدامات لازم را برای معالجه به عمل آورند. مسئولان بیمارستان مهر نیز اعلام کردند که در این حادثه دو نفر که مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند به بیمارستان منتقل شده‌اند اما هویت شخص دیگر هنوز مشخص نشده است». این گزارشی است که روزنامه کیهان بعدازظهر همان روزی که محمدولی قرنی ترور شد، چاپ کرد؛ یعنی در تاریخ سوم اردیبهشت ۱۳۵۸. اما محمدولی قرنی که بود؟

     از کودتای ۳۲ تا کودتای۳۶

    سرلشکر محمدولی قرنی، در زمان کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ فرمانده نظامی تیپ گیلان بود. در فاصله کوتاهی پس از کودتا به درجه سرتیپی و مقام ریاست رکن دوم ارتش رسید. قرنی در اسفندماه سال۱۳۳۶ در مقام فرمانده رکن دوم ارتش به اتهام طرح توطئه کودتا علیه رژیم بازداشت شد اما باوجود جرائم سنگینی که به او نسبت داده می‌شد و اظهارات دادستان، ارتش سپهبد آزموده که اقدام او را خطرناک‌تر از توطئه سازمان نظامی حزب توده توصیف کرده بود، به سه‌سال زندان و اخراج از ارتش محکوم شد. قرنی در دی‌ماه۱۳۳۹ مورد عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شد. او در آن دوره قصد داشت کودتایی را با حمایت آمریکا علیه محمدرضا پهلوی اجرا کند.

    درباره چگونگی لورفتن کودتا منابع مختلف روایت‌های متفاوتی ذکر کرده‌اند. برخی افسران ارشد نظامی ازجمله سپهبد تیمور بختیار، سپهبد حاج‌علی کیا و سپهبد مهدی‌قلی علوی‌مقدم را که رقابت‌های شدیدی با او داشتند، مسئول این کار می‌دانند. به عقیده گروهی دیگر دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا به‌دلیل نشان‌دادن حسن نیت خود به شاه این اطلاعات را افشا کرده‌اند. نظریه بعدی نیز دستگاه‌های امنیتی انگلیس یا شوروی را به‌علت جلوگیری از بروز یک کودتای آمریکایی در ایران عامل لورفتن کودتا می‌داند. منابع منتشرشده آمریکایی ضمن تأیید اطلاع‌داشتن آمریکا از نقشه کودتا، افشای این اطلاعات ازسوی آمریکا را رد می‌کند. یکی از برجسته‌ترین تحلیل‌ها درباره کودتای ناکام قرنی آن است که ایالات متحده با طرح‌ریزی این برنامه کودتا، می‌توانست شاه را از وجود یک اپوزیسیون قدرتمند هراسناک کرده و او را نسبت به انجام اصلاحاتی که مانع از سقوط حکومت پهلوی و بر سرکارآمدن دولتی بی‌طرف یا حامی شوروی شود، تحریک کند.

    قرنی پس از آزادی از زندان از آمریکا قطع امید کرد و به چهره‌های ملی-مذهبی همچون آیت‌الله طالقانی، نهضت آزادی و آیت‌الله سیدهادی میلانی نزدیک شد که این امر باعث دستگیری مجدد او شد. قرنی این‌بار نزدیک به ۹ماه در زندان انفرادی به‌سر برد و مجددا در دادگاه نظامی به سه‌سال زندان محکوم شد. پس از آزادی از زندان در این مرحله، زندگی مادی او به‌شدت متشنج و ضعیف شد. او از آن زمان به بعد تحت کنترل شدید ساواک قرار گرفت. همسر سپهبد محمدولی قرنی در مصاحبه‌های پس از ترور همسرش گفته بود: «سپهبد قرنی در زمان شاه و نظام طاغوت تا درجه سرلشکری ارتقا یافت، اما زمانی که متوجه اسلام‌زدایی و ستم‌کاری شاه و جنایات و خیانت‌های آمریکا در ایران شد، به تمام مزایای مادی و منزلت سرلشکری پشت پا زد».

     مسئولیت در دوران انقلاب

    اواخر سال۱۳۵۶ و اوایل۱۳۵۷ هنوز رابطه خود را با آیت‌الله طالقانی و گروه نهضت آزادی و روحانیون مخالف حفظ کرده بود. ارتباط با رحیم ملکان که از نظامیان نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی بود، نقطه آغاز ارتباط او با امام شد. روز ۲۲بهمن۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و آغازبه‌کار دولت موقت، سرلشکر قرنی در سمت نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش ایران پس از انقلاب قرار گرفت. پس از انتصاب به ریاست ستاد ارتش روز ۲۴بهمن۵۷ به دفتر ستاد ارتش آمد و پس از پایین‌کشیدن عکس شاه و بالابردن عکس امام گفت: «ارتش شاهنشاهی که می‌گفتند مجهزترین ارتش دنیاست و شاید هم از لحاظ وسایل و تجهیزات چنین بود، ظرف چندساعت متلاشی شد؛ زیرا ایمان و آرمان نبود». ناآرامی‌های کردستان در زمان مسئولیت قرنی آغاز شد و او در این قضیه با تصمیم‌گیری به‌موقع توانست جلوی پیشروی مخالفان انقلاب را بگیرد.در همین دوران سازمان منافقین و سازمان چریک‌های فدایی خلق در موضع جبهه دموکراتیک ملی ایران در راستای مواضع مشترک درباره ارتش اظهارنظر می‌کردند که با محور بنیادها و نهادهای ضدانقلابی ارتش و احتراز از بازسازی آن، محلی برای سپاه‌گیری حرفه‌ای در فرهنگ انقلاب ایران باقی نمی‌ماند. پس از ارائه اظهارنظرات گوناگون دیگر درباره ارتش، سرلشکر قرنی در مصاحبه‌ای گفت که اگر ارتش ملی را به هر وسیله تضعیف کنند، استقلال ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر می‌افتد: «در ارتش شکلی به وجود می‌آورم که دشمنان کشور نتوانند کوچک‌ترین لطمه‌ای به ایران وارد کنند. ارتش برمبنای ایدئولوژی اسلامی و عدل، باید به‌تدریج و با مرور زمان صورت بگیرد. ارتش ایران سابقه ۲۵ساله دارد که شاهد تخلفات افراد گوناگون بوده ‌ و به همین منظور پاک‌سازی‌هایی صورت گرفته ‌است و این روند برای اصلاح و سالم‌ماندن ارتش همچنان ادامه خواهد داشت».

     روایت روز ترور

    محمدولی قرنی در سوم اردیبهشت۱۳۵۸ به دست گروه فرقان در خانه‌اش ترور شد. از حمید نیکنام و هم‌فکرانش به عنوان ضارب و عامل ترور نام برده می‌شود. روایت محسن شجاعی، راننده و محافظ سپهبد قرنی که تنها شاهد ماجرا بوده، از نحوه ترور او به ضرب گلوله حمید نیکنام در کتاب «مرزبان؛ زندگی‌نامه شهید قرنی» این‌گونه آمده است: «یک روز متوجه شدم یک گروه نقاش به خانه ایشان آمده تا جاهایی از منزل را رنگ کند. به نقاش گفتم: شما که دارید اینجا کار می‌کنید، مواظب باشید که یک‌وقت در حیاط را باز نکنید. کُلتم کنارم بود و لب حوض نشسته بودم. یکی از نقاش‌ها روی نردبان بود و دیگری هم داشت نقاشی می‌کرد. یک پسربچه هم همراهشان بود که سطل‌ها را تمیز می‌کرد.

    تیمسار یک سینی چای آورد. گفتم: اینها که بالا نشسته‌اند، مدام دارند ما را کنترل می‌کنند؛ منظورم کسانی بود که از بالکن یکی از اتاق‌های هتل واقع در روبه‌روی خانه مشرف بودند. تیمسار قرنی گفت: تو چقدر به اینها گیر می‌دهی… حدود ۸:۳۰ و ۹ صبح بود، همین‌طور که داشتیم چای می‌خوردیم در خانه را زدند، تا من بلند شوم که در را باز کنم، پسربچه‌ای که کمک نقاش‌ها بود، بی‌اختیار دوید و در را باز کرد. تا من بیرون برسم، یکی از فرقانی‌ها، اسلحه کلاشینکف را زیر گلویم گذاشت. کلتم را از من گرفت و با ضربه‌ای خشابش را بیرون پراند و خشاب را گوشه باغچه انداخت و کلتم را پرتاب کرد طرف دیگر حیاط… مهاجمین مرا هل دادند و به رویم رگبار بستند، من هم اشهدم را خواندم و به دیوار چسبیدم. فقط مدام می‌گفتم: تو را به خدا به تیمسار کاری نداشته باشید، آدم خوب و خیرخواهی است. گفتند: ساکت ‌شو حرف ‌نزن و بعد داخل خانه دویدند. دو تیر شلیک کردند و سوار موتور شدند و به سرعت از محل رفتند… دو گلوله به سینه و پای قرنی اصابت کرده بود. پیکر وی با وانتی به بخش جراحی بیمارستان مهر منتقل شد اما سرلشکر قرنی چند لحظه بعد از انتقال به بخش جراحی درگذشت».

    از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس
    از خلخالی تا مهندس بازرگان و سیداحمد خمینی در مراسم ترحیم تیمسار ارتشی که ترور شد /روایت روزنامه کیهان از ترور محمدولی قرنی+عکس

     سپهبد محمد ولی قرنی در کنار داریوش فروهر در جریان وقایع کردستان – اسفند ماه۵۷

    روزنامه اطلاعات هم در آن زمان نوشت: «طبق گزارش خبرنگار ما سوءقصدکنندگان که دو جوان ۲۷ تا ۲۸ ساله بوده‌اند از روز بیست‌ونهم فروردین‌ماه سال جاری در یک اتاق دوتخته هستند واقع در طبقه دوم هتل جم که در کوچه‌ای مقابل سینما امپایر (در خیابان پهلوی) واقع است و پنجره اتاقی که تروریست‌ها در آن اقامت داشته‌اند نیز مقابل حیاط مسکونی تیمسار قرنی قرار دارد. این دو تن ساعت ۱۰:۳۰ بامدادِ دیروز را برای ترور تیمسار قرنی مناسب تشخیص دادند و منظور خود را عملی کردند. چگونگی ماجرا از این قرار است.

    ساعت ۱۰بامداد دیروز که تیمسار قرنی در حیاط مسکونی خود مشغول قدم‌زدن ‌بوده است زنگ خانه به صدا درمی‌آید. یک کارگر شیشه‌بر که در منزل تیمسار قرنی کار می‌کرده است و خود را با دو جوان که یکی کلت کالیبر۴۵ و دیگری تفنگ یوزی در دست داشته‌اند، مواجه می‌بیند. مهاجمان ابتدا با اسلحه کلت به طرف کارگر که نام وی محمدتقی است شلیک می‌کنند و بعد تیمسار قرنی را در صحن حیاط هدف قرار داده و با شلیک سه ‌تیر از کلت کالیبر۴۵ وی را مضروب می‌کنند.

    هنگام وقوع حادثه، خانواده تیمسار قرنی در منزل بوده‌اند و با شنیدن صدای گلوله به حیاط می‌دوند و با جسد خون‌آلود تیمسار قرنی و کارگر شیشه‌بر که تصادفا دیروز در منزل تیمسار قرنی کار می‌کرده، مواجه می‌شوند. آنان سراسیمه به کوچه می‌دوند و از مردم کمک می‌خواهند. در این موقع یک راننده رهگذر با اتومبیل خود تیمسار قرنی و کارگر مضروب را به بیمارستان مهر منتقل می‌کند. متأسفانه معالجات در مورد تیمسار قرنی بی‌اثر ماند و وی مقارن ساعت یک بعدازظهر دیروز براثر شدت جراحات وارده درگذشت، اما کارگر مضروب مورد عمل جراحی قرار گرفت و اینک زیر چادر اکسیژن به سر می‌برد».

    مراسم ترحیم سپهبد قرنی

    مراسم تشییع و ترحیم سپهبد قرنی با حضور مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت و برخی از اعضای دولت مانند داریوش فروهر،آیت الله العظمی مرعشی نجفی، شهاب الدین اشراقی، مکارم شیرازی، سید احمد خمینی، شیخ صادق خلخالی و بسیاری از شخصیت های سیاسی برگزار شد.

    تصاویری از این مراسم را ببینید:

    مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت در مراسم تشییع سپهبد قرنی

    آیت الله العظمی مرعشی نجفی و شیخ صادق خلخالی در مراسم ترحیم سپهبد قرنی

    شهاب الدین اشراقی، مکارم شیرازی، سید احمد خمینی در مراسم ترحیم سپهبد قرنی

    داریوش فروهر و محمود مانیان در مراسم ترحیم سپهبد قرنی

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین