برچسب: محمدرضا باهنر

  • باهنر به ترامپ: اگر می‌خواستی مشکلاتت با ایران را حل کنی چهار سال وقت داشتی!

    باهنر به ترامپ: اگر می‌خواستی مشکلاتت با ایران را حل کنی چهار سال وقت داشتی!

    باهنر به ترامپ: اگر می‌خواستی مشکلاتت با ایران را حل کنی چهار سال وقت داشتی!

     

    اعتمادآنلاین| محمدرضا باهنر گفت : اگر مجلس یازدهم بتواند در طول این مدت، دو یا سه کار موثر با ذائقه مردم را انجام دهد، می‌تواند شانس جریان اصولگرا را بالا ببرد. درست است که بسیاری از اصلاح‌طلب‌ها می‌خواهند کارنامه آقای روحانی را از خودشان جدا کنند ولی هرچه باشد، بالاخره دولت یازدهم و دوازدهم دولت اصلاح‌طلب بوده و فرافکنی فایده ندارد .

    محمدرضا باهنر، نماینده چندین دوره مجلس شورای اسلامی و دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در گفت‌وگویی به بیان نکاتی پیرامون مجلس یازدم و دولت دوازدهم همچنین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پرداخته است. در ادامه بخشی از این گفت‌ و گو را می خوانید .

    الان بهترین کاری که چند دوره صداوسیما و رسانه ملی می‌کند، البته از جهاتی کار مفیدی هم است، همین مناظره‌های تلویزیونی است. ولی آنجا به‌جای اینکه بر عملکردها، تجارب، توانمندی‌ها، صداقت در رفتار، احاطه بر اینکه یک حکمرانی خوب چیست، تکیه شود، مثل رینگ بوکس می‌ماند، بگم بگم، نگویم نگویم، من تو را لوله می‎‌کنم، آن یکی دیگری را لوله می‌کند و… بعضی‌وقت‌ها یکباره یکی از اینها یک تکه به آن یکی می‌پراند و با همین حرف یک میلیون رای جابه‌جا می‌شود. لذا انتخابات بیشتر برمبنای شور و هیجان و این چیزهاست.

    نگران آینده مردم‌سالاری دینی در غیاب احزاب قدرتمند ضابطه‌مند هستم

    من یک جمله‌ای می‌گویم یک مقدار سنگین است ولی خوب باز هم تکرار می‌کنم، اصولا من بر آینده مردم‌سالاری دینی در غیبت سه چهار حزب فراگیر قدرتمندِ ضابطه‌مند در چارچوب قانون اساسی نگران هستم. بیمناکم که به‌تدریج یا از جمهوریت نظام خراطی بشود و به اصطلاح باریک شود و یا از اسلامیت نظام. درحالی‌که این مردم‌سالاری دینی هدیه‌ای است به نسل‌های آینده و باید از آن مراقبت کرد. یکی از ابزارهای مواظبت جدی داشتن چند حزب کارآمد است.

    حداکثر دید روسای جمهور ۸ ساله است

    متاسفانه در غیبت احزاب مردم مجبورند آدم‌ها را تجربه کنند به‌جای اینکه احزاب را تجربه کنند. بعد از دو سه دوره هم احتمالا مردم پشیمان می‌شوند و می‌گویند بیخود به این رای دادیم، این راستی بود، آن چپی بود، این لیبرال بود، آن رادیکال بود. درعین‌حال در کشورهایی که چند حزب اصلی و موثر دارند مردم بالاخره بعد از دو سه دوره می‌فهمند که این حزب چه کاره است، آن حزب چه کاره است و انتخاب بلندمدتی خواهند داشت.

    احزاب تفاوت مهمی با افراد دارند، تجربه نشان داده نمایندگان مجلس اغلب یک‌دوره‌ای هستند، روسای جمهور نهایتا دو دوره هستند و خب روسای جمهور ما هم حداکثر دیدی که دارند، دید هشت ساله است. اساسا روسای جمهور ۲۰ ساله و ۳۰ ساله و ۵۰ ساله فکر نمی‌کنند و خودشان را هم مسئول نمی‌دانند که فکر کنند و تدبیر داشته باشند.

    آن‌چیزی که ما در ذهن مردم تزریق می‌کنیم ۱۰ برابر واقعیت است

    متاسفانه مرتب ما رقابت‌های سیاسی را به همه‌چیز می‌خواهیم تسری بدهیم. مثلا الان تریبون مجلس را باز کنید از «ب» بسم الله تا تای تمت می‌گویند همه مسئولان ناکارآمدند یا می‌گویند همه فاسدند. من فساد و ناکارآمدی و عدم پاسخگویی به مطالبات مردم و… را قبول دارم ولی آن‌چیزی که ما در ذهن مردم تزریق می‌کنیم ۱۰ برابر واقعیت است.

    مشارکت پایین در انتخابات مجلس یک آژیر خطر است

    متاسفانه در انتخابات مجلس که نیروهای خوبی هم در آن پیروز شدند، ان‌شاءالله که خدا هم توفیق بدهد، از نظر حضور مردم، رکوردش رکورد کمینه بود، (به قول کارشناسان هواشناسی)، ما بعد از انقلاب این میزان مشارکت را نداشتیم. این هم یکی از آژیرهای خطر است.

    غیر از رهبر انقلاب همه ناامیدی را تزریق می‌کنیم

    رسانه ملی، روزنامه‌ها، سایت‌ها و… به‌دلیل رقابت‌های غیرضروری سیاسی، عموما ناامیدی را تزریق می‌کنند. در مملکت ما غیر از، تاکید می‌کنم غیر از مقام معظم رهبری که همواره علاقه‌مندند امید را تزریق کنند، آینده روشن را تصویر کنند، بقیه افراد همه با هم داریم ناامیدی را تزریق می‌کنیم.

    رقابت‌های سیاسی را هم بی‌خودی توسعه می‌دهیم. من جاهای دیگر تجربه نداشته باشم اما اینجا تجربه دارم، به‌صورت قاطع می‌گویم حداکثر ۱۰درصد از تصمیمات مجلس سیاسی است، بقیه‌اش سیاسی نیست، مساله بودجه، مساله یارانه‌ها، مسائل مربوط به سیاست خارجی، بهداشت و… عموما هیچ‌کدام‌شان سیاسی نیستند ولی متاسفانه ما همه مسائل را سیاسی می‌کنیم.

    دوره مدیریت تک‌نفره تمام شده است

    من زمان دولت آقای احمدی‌نژاد، بارها و بارها گفته‌ام که مشکلات اقتصادی کشور ۳۰ تا ۳۵درصد مربوط به تحریم‌های خارجی است، ۶۰درصد مربوط به ندانم‌کاری‌های خودمان و بروکراسی سنگین است… . اوایل دولت آقای روحانی هم همین را می‌گفتم. حتی آقای روحانی یک‌بار در سخنرانی‌اش چنین حرفی را زد و گفت حدود ۳۰، ۴۰ درصد مشکلات ما تحریم‌هاست. امروز تحریم‌ها شدیدتر شده و شاید این عدد به ۵۰درصد رسیده باشد. اما هنوز من مدعی هستم ۵۰درصد دست خودمان است. از طرف دیگر من معتقدم اصلا مدیریت تک‌نفره دوره‌اش تمام شده است، باید، یک سیستم یا سازمان یک خرد جمعی، یک تیم وارد شود و مسائل را حل کند.

    در دولت و مجلس کسی دغدغه جدی اقتصاد مقاومتی ندارد

    اجازه دهید آب پاکی را روی دست‌تان بریزم، در مجلس و در دولت کسی را که دغدغه جدی اقتصاد مقاومتی داشته باشد، نداریم. چرا؟ چون این کارها خرج دارد! هزینه دارد! زحمت دارد! و ما کسی را از این بابت نداریم که هزینه بدهد.

    دولت یازدهم و دوازدهم اصلاح‌طلب است و فرافکنی فایده ندارد

    نکته بعدی اینکه اگر مجلس یازدهم بتواند در طول این مدت، دو یا سه کار موثر با ذائقه مردم را انجام دهد، می‌تواند شانس جریان اصولگرا را بالا ببرد. درست است که بسیاری از اصلاح‌طلب‌ها می‌خواهند کارنامه آقای روحانی را از خودشان جدا کنند ولی هرچه باشد، بالاخره دولت یازدهم و دوازدهم دولت اصلاح‌طلب بوده و فرافکنی فایده ندارد. درمجموع جریانات به‌نفع اصولگراهاست اما مشروط بر اینکه اصولگراها بتوانند ظرف هشت ماه دو تا سه کار ماندگار و موثر انجام دهند.

    طبق استراتژی ما آمدن ترامپ و بایدن فرقی نمی‌کند 

    ما می‌گوییم مردم خود منطقه باید تصمیم بگیرند، نه اینکه یک عده غاصب بیایند صاحبان خانه را بیرون کنند و بعد بخواهند تصمیم بگیرند. بنابراین طبق استراتژی ما آمدن ترامپ و بایدن فرقی نمی‌کند. اما ترامپ حرف‌های دوپهلو می‌زند و می‌گوید اگر من انتخاب شدم یک‌ماهه مشکلم را با ایران حل می‌کنم! به او باید گفت مرد ناحسابی تو اگر می‌خواستی حل کنی چهار سال وقت داشتی، اولین کار بی‌عقلی که کردی از برجام یک‌طرفه بیرون رفتی. این داستان آمدن ترامپ یا بایدن از نظر منافع درازمدت برای ما هیچ فرقی نمی‌کند.

    امتناع آمریکایی‌ها از حمله به ایران به‌دلیل ناتوانی آن‌هاست

    این آمریکایی‌ها نه امروز، نه دیروز، نه در زمان بوش پدر نه در زمان اوباما به قول مقام معظم رهبری اگر یک روز مطمئن شوند که با حمله نظامی می‌توانند بر ما غلبه کنند، هیچ‌چیز را رعایت نمی‌کنند و همان روز حمله می‌کنند، اگر حمله نکرده‌اند چون تحلیل‌شان این است که نمی‌توانند، نه اینکه نخواسته‌اند یا علاقه داشته‌اند به ما یا حقوق بشر را رعایت می‌کردند، نه، آنها بارها نشان داده‌اند با خشن‌ترین رفتار می‌روند و غصب و تصرف می‌کنند.

    ملت ایران نمی‌گذارند خواب‌ آمریکایی‌ها تعبیر شود

    اینکه ترامپ می‌خواهد شمشیر تیزش را نشان بدهد جزء تاکتیک‌های اوست. بایدن هم که بیاید یک احتمال وجود دارد و آنها یک خواب‌های آشفته‌ای می‌بینند که ما درجریان هستیم و نمی‌گذاریم این خواب تعبیر شود. یعنی ملت ایران نمی‌گذارند این خواب‌ها تعبیر شود.

    ما باید همواره نگاه‌مان به توانمندی‌های خودمان باشد

    درحالی که بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر بایدن بیاید خیلی اتفاقات مهمی می‌افتد! خیر؛ ما باید همواره نگاه‌مان به توانمندی‌های خودمان باشد و این اعتقاد و این باور را داشته باشیم. باز تکرار می‌کنم آمریکا به معنای حاکمیت آمریکا نه به معنای دموکرات‌ها و جمهوریخواهان، اگر به این نتیجه برسد که ایران را با تصرف نظامی هم می‌توان شکست داد، یک لحظه تردید نمی‌کردند. اما تحلیل‌شان این است که نمی‌توانند و حتما هم این تحلیل پابرجاست و معادلات منطقه‌ای و قدرت روزافزون مقاومت نشان‌دهنده این معناست.

    منبع: روزنامه فرهیختگان

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • باهنر انتخاب «بذرپاش» به‌ عنوان رئیس دیوان محاسبات را تبریک گفت

    باهنر انتخاب «بذرپاش» به‌ عنوان رئیس دیوان محاسبات را تبریک گفت

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمد رضا باهنر رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با صدور پیامی انتخاب «مهرداد بذرپاش» به عنوان رئیس دیوان محاسبات کشور را تبریک گفت.

    متن پیام او به این شرح است:

    بسمه تعالی

    برادر گرامی، جناب آقای مهرداد بذرپاش

    باسلام؛

    انتخاب جنابعالی را به عنوان رئیس دیوان محاسبات کشور توسط نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی تبریک عرض نموده و از خداوند متعال توفیقات جنابعالی را در ایفای این مسئولیت مهم و خدمت به ملت شریف ایران عزیز خواستارم.

    امیدورام در سایه سار لطف خدای متعال در انجام این امانت بزرگ موفق و سربلند باشید.

    منبع : مهرنیوز

  • باهنر چند حکم صادر کرد

    باهنر چند حکم صادر کرد

    به گزارش خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی جامعه اسلامی مهندسین، محمدرضا باهنر، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در جلسه شورای مرکزی این تشکل اصولگرا، در احکامی قائم مقام و روسای واحدهای اجرایی جامعه اسلامی مهندسین را منصوب کرد.

    >>>> بیشتر بخوانید؛ محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین باقی ماند

    بر این اساس، علیرضا خجسته‌پور قائم مقام دبیرکل، احمد نیکفر رییس واحد تشکیلات، علی محمدبدیعی رییس واحد مالی و پشتیبانی، غلامحسین نجابت رییس واحد فنی- مهندسی، محمدعلی شایسته‌نیا رییس واحد سیاسی، حمیدرضا فولادگر رییس دفتر بررسی‌های اقتصادی،جعفر جعفری رییس واحد فرهنگی و آموزش، محمد کامور بخشایش مشاور و مسئول دفتر دبیرکل، به عنوان روسای واحدهای اجرایی این تشکل تعیین شدند.

    ضمنا علیرضا خجسته‌پور نیز با حفظ سمت بعنوان سرپرست واحد ارتباطات منصوب شد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • ابراهیم فیاض: اصولگرایی مُرد/مجلسی که در آن باهنر نباشد هر روز جنگ است/رقابت در ۱۴۰۰ بین بذرپاش و سورنا ستاری است/رئیسی کاندیدا شود شکست می‌خورد

    ابراهیم فیاض: اصولگرایی مُرد/مجلسی که در آن باهنر نباشد هر روز جنگ است/رقابت در ۱۴۰۰ بین بذرپاش و سورنا ستاری است/رئیسی کاندیدا شود شکست می‌خورد

    هر چقدر اصولگرایان در ارائه لیست انتخاباتی واحد موفق بودند اما در ۲ هفته مانده به آغاز رسمی دوره یازدهم هنوز نتوانستند بر سر گزینه ریاست مجلس توافق کنند. در همین راستا، گفتگوی ابراهیم فیاض، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی را در ادامه بخوانید.

    هم اکنون ۸ شخصیت اصولگرا مدعی کسب کرسی ریاست مجلس هستند، این مسئله از چه واقعیتی حکایت می کند؟

    جالب اینجاست که همه هستند و حاضر نیستند کنار بروند. این اتفاق یعنی اصولگرایی مرده است. اگر اصولگرایی زنده بود قاعدتا نباید چنین حالتی رخ می داد. اساسا نحوه راهیابی هیچ کدام آنها به مجلس ربطی به میزان پایبندی شان به عقاید اصولگرایی نداشت. اصلاح طلبان چون در مجلس دهم شکست خوردند، یک خلایی ایجاد شد و حالا اینها رأی آوردند وگرنه حرف جدی نداشتند. قبلا اصولگرایان و اصلاح طلبان استراتژی کلان داشتند اما در منتخبان مجلس یازدهم استراتژی نمی بینم.

    اما منتخابان مجلس یازدهم با این شعار به مجلس راه یافتند که می خواهند با کار انقلابی مشکلات کشور را حل کنند، یعنی هیچ استراتژی پشت این شعار نیست؟

    من این شعار آنها را باور ندارم. در واقع منتخبان مجلس یازدهم با گرایش های پراکنده سیاسی هستند که تنها ضدیت با دولت روحانی حلقه مشترک آنها است. معتقدم قطعا اختلافات با آغاز مجلس آینده تازه شروع می شود و یک مجلس به شدت متکثر به لحاظ سلیقه خواهیم داشت که همه آقا هستند و هر روز در آن به جنگ به جنگ است چون باهنری نیست که بگوید نمایندگان جریان اصولگرا همگی این طوری رأی دهید، هر کسی حرفی می زند و ادعایی دارد.

    با این وضعیتی که برای مجلس یازدهم پیش بینی کردید چه ارزیابی برای انتخابات ریاست جمهوری دارید، با توجه به اینکه شخصیت های اصلاح طلب اقبالی نخواهند داشت؟

    سورنا ستاری اقبال دارد، او این همه کار انجام داد. به نظرم رقابت در انتخابات ۱۴۰۰ بین بذرپاش و ستاری است چون معتقدم تکنوکراسی بومی در انتخابات ریاست جمهوری آینده پیروزی می شود.

    چقدر برای آقای قالیباف شانس قائل هستید؟

    آقای قالیباف چند بار کاندیدای ریاست جمهوری شد اما رأی نیاورد، او دیگر باید در مجلس بماند. یعنی مثل علی لاریجانی خودش را در مجلس تعریف کند و وقتی هم از مجلس رفت بنشیند و خاطره بنویسد.

    ابراهیم فیاض: اصولگرایی مُرد/مجلسی که در آن باهنر نباشد هر روز جنگ است/رقابت در ۱۴۰۰ بین بذرپاش و سورنا ستاری است/رئیسی کاندیدا شود شکست می‌خورد
    ابراهیم فیاض: اصولگرایی مُرد/مجلسی که در آن باهنر نباشد هر روز جنگ است/رقابت در ۱۴۰۰ بین بذرپاش و سورنا ستاری است/رئیسی کاندیدا شود شکست می‌خورد

    به نظر شما آقای رئیسی برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ کاندیدا می شود؟

    آقای رئیسی تازه کارش را در قوه قضائیه شروع کرده است، اگر بیاید خیلی عجیب و غریب خواهد شد چون کارش را در آستان قدس هم تازه شروع کرده بود که شد رئیس قوه قضائیه. حالا اگر بخواهد در کمتر از ۲ سال نامزد ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شود حالت خوبی نزد افکارعمومی نخواهد داشت و بیشتر شکست می خورد.

    آقای نیکزاد و مخبر درفولی چقدر برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شانس دارند؟

    نیکزاد در حد همان وزیر است تازه اگر وزیر بشود. مخبر دزفولی ۱۴ سال در انقلاب فرهنگی چه کرد که حالا می خواهد در ریاست جمهوری انجام دهد.

    آقای زاکانی چه طور؟

    او در همان سرجایش در مجلس بماند خوب است.

    یعنی نمی تواند از بهارستان برود پاستور بنشیند؟

    نه، هرگز.

    شانس آقای فتاح را چه طور ارزیابی می کنید؟

    او که در تلویزیون به مجری پرید. کسی که اینقدر زود عصبانی می شود می تواند رئیس جمهور شود. او همان رئیس بنیاد مستضعفان بماند کافی اش است. اگر راست می گوید می تواند از بنیاد مستضعفان یک کارتل جهانی درست کند.

    موقعیت آقای احمدی نژاد را برای ریاست جمهوری چه طور می بینید؟

    احمدی نژاد رفت و تمام شد. الان نسل جدید می خواهیم.

    ۱۷۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • اصولگرایی مُردمجلسی که در آن باهنر نباشد هر روز جنگ است

    اصولگرایی مُردمجلسی که در آن باهنر نباشد هر روز جنگ است

    اصولگرایی مُردمجلسی که در آن باهنر نباشد هر روز جنگ است

    هر چقدر اصولگرایان در ارائه لیست انتخاباتی واحد موفق بودند اما در ۲ هفته مانده به آغاز رسمی دوره یازدهم هنوز نتوانستند بر سر گزینه ریاست مجلس توافق کنند. در همین راستا، گفتگوی ابراهیم فیاض، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی را در ادامه بخوانید.

    هم اکنون ۸ شخصیت اصولگرا مدعی کسب کرسی ریاست مجلس هستند، این مسئله از چه واقعیتی حکایت می کند؟

    جالب اینجاست که همه هستند و حاضر نیستند کنار بروند. این اتفاق یعنی اصولگرایی مرده است. اگر اصولگرایی زنده بود قاعدتا نباید چنین حالتی رخ می داد. اساسا نحوه راهیابی هیچ کدام آنها به مجلس ربطی به میزان پایبندی شان به عقاید اصولگرایی نداشت. اصلاح طلبان چون در مجلس دهم شکست خوردند، یک خلایی ایجاد شد و حالا اینها رأی آوردند وگرنه حرف جدی نداشتند. قبلا اصولگرایان و اصلاح طلبان استراتژی کلان داشتند اما در منتخبان مجلس یازدهم استراتژی نمی بینم.

    اما منتخابان مجلس یازدهم با این شعار به مجلس راه یافتند که می خواهند با کار انقلابی مشکلات کشور را حل کنند، یعنی هیچ استراتژی پشت این شعار نیست؟

    من این شعار آنها را باور ندارم. در واقع منتخبان مجلس یازدهم با گرایش های پراکنده سیاسی هستند که تنها ضدیت با دولت روحانی حلقه مشترک آنها است. معتقدم قطعا اختلافات با آغاز مجلس آینده تازه شروع می شود و یک مجلس به شدت متکثر به لحاظ سلیقه خواهیم داشت که همه آقا هستند و هر روز در آن به جنگ به جنگ است چون باهنری نیست که بگوید نمایندگان جریان اصولگرا همگی این طوری رأی دهید، هر کسی حرفی می زند و ادعایی دارد.

    با این وضعیتی که برای مجلس یازدهم پیش بینی کردید چه ارزیابی برای انتخابات ریاست جمهوری دارید، با توجه به اینکه شخصیت های اصلاح طلب اقبالی نخواهند داشت؟

    سورنا ستاری اقبال دارد، او این همه کار انجام داد. به نظرم رقابت در انتخابات ۱۴۰۰ بین بذرپاش و ستاری است چون معتقدم تکنوکراسی بومی در انتخابات ریاست جمهوری آینده پیروزی می شود.

    چقدر برای آقای قالیباف شانس قائل هستید؟

    آقای قالیباف چند بار کاندیدای ریاست جمهوری شد اما رأی نیاورد، او دیگر باید در مجلس بماند. یعنی مثل علی لاریجانی خودش را در مجلس تعریف کند و وقتی هم از مجلس رفت بنشیند و خاطره بنویسد.

    به نظر شما آقای رئیسی برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ کاندیدا می شود؟

    آقای رئیسی تازه کارش را در قوه قضائیه شروع کرده است، اگر بیاید خیلی عجیب و غریب خواهد شد چون کارش را در آستان قدس هم تازه شروع کرده بود که شد رئیس قوه قضائیه. حالا اگر بخواهد در کمتر از ۲ سال نامزد ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شود حالت خوبی نزد افکارعمومی نخواهد داشت و بیشتر شکست می خورد.

    آقای نیکزاد و مخبر درفولی چقدر برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شانس دارند؟

    نیکزاد در حد همان وزیر است تازه اگر وزیر بشود. مخبر دزفولی ۱۴ سال در انقلاب فرهنگی چه کرد که حالا می خواهد در ریاست جمهوری انجام دهد.

    آقای زاکانی چه طور؟

    او در همان سرجایش در مجلس بماند خوب است.

    یعنی نمی تواند از بهارستان برود پاستور بنشیند؟

    نه، هرگز.

    شانس آقای فتاح را چه طور ارزیابی می کنید؟

    او که در تلویزیون به مجری پرید. کسی که اینقدر زود عصبانی می شود می تواند رئیس جمهور شود. او همان رئیس بنیاد مستضعفان بماند کافی اش است. اگر راست می گوید می تواند از بنیاد مستضعفان یک کارتل جهانی درست کند.

    موقعیت آقای احمدی نژاد را برای ریاست جمهوری چه طور می بینید؟

    احمدی نژاد رفت و تمام شد. الان نسل جدید می خواهیم.

    ۱۷۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • سکوتِ معنادار عقلای اصولگرا / انتخاباتی که شبیه سال ۸۴ شد  

    سکوتِ معنادار عقلای اصولگرا / انتخاباتی که شبیه سال ۸۴ شد  

    سکوتِ معنادار عقلای اصولگرا / انتخاباتی که شبیه سال ۸۴ شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آنچه در فعالیت جناح راست در مقطع مهم و حساس انتخابات مجلس یازدهم بسیار خودنمایی کرد، حاشیه نشینی طیف به اصطلاح سنتی یا عقلای اصولگرا در میانه ترک‌تازی و بیش فعالی اصولگرایان جوان تر و جویای نام بود. حاشیه نشینی و سکوتی که به نظر می رسد شکاف بین این دو طیف را بیش از گذشته کند و هزینه هایی را برای جناح اصولگرایی به همراه داشته باشد.

    جدال راست و چپ 

    وقتی از راست و چپ در عرصه سیاسی ایران سخن به میان می آوریم، باید به دهه شصت نقب بزنیم و نخ ماجرا را در آن برهه بجوییم. پس از دست به اسلحه شدن سازمان مجاهدین خلق در تابستان سال ۶۰ و منزوی شدن جریان حامی آنها در داخل، عمده منابع قدرت به دست نیروهای به اصطلاح «مکتبی» افتاد. پس از اینکه حاکمیت به ظاهر یکدست شد، آرام آرام اختلافات ماهوی و روشی میان یاران دیروز و رقبای امروز به وجود آمد.

    از آن برهه به بعد، عناصر وفادار به گفتمان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، به دو نحله یا مسلک تقسیم شدند؛ راست و چپ. راست ها در حوزه فرهنگی و اجتماعی سنت گرا و در حوزه اقتصادی بازارگرا (بازار بیشتر در مفهوم سنتی و تجاری اش) اما در مقابل، چپ‌ها در امور فرهنگی نسبتا بازتر و قائل به فقه پویا و در حوزه اقتصادی قائل به روش های متمرکز و توزیعی بودند.

    رقابت سیاسی اصلی در دهه شصت تا نیمه دهه هفتاد، میان راست ها و چپ ها جریان داشت و اگر شخصی قصد کنش داشت،باید ارادتش به یکی ازاین دو مشرب را اعلام می‌داشت.تضاد و در موارد زیادی تقابل میان راست گرایان و چپ گرایان، عوارض و پیامدهای زیادی به دنبال داشت که انحلال حزب جمهوری اسلامی، بی اثر شدن سازمان مجاهدین انقلاب و همچنین دو شقه شدن جامعه روحانیت مبارز و تولد مجمع روحانیون مبارز از دل آن، از جمله آنها بود.

    تحرکات عقلای راست با محوریت روحانیت

    راست های سنتی عمدتا با میدان داری چهره های شاخصی مانند آیت الله مهدوی کنی و تشکل هایی مانند جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم شناخته می شدند. آنها اگرچه در انتخابات مجلس سوم در بهار سال ۶۷ قافیه را به چپ ها واگذار کردند اما چهار سال بعد، با قاطعیت صندلی های قرمز آن روزهای پارلمان را مال خود کردند. آستانه انتخابات مجلس پنجم که فرارسید، راست دچار استحاله درونی شد و جریانی از دل آن بیرون آمد که بعدها نام «راست مدرن» را یدک کشید. راست مدرن یا همان حزب کارگزاران سازندگی در انتخابات مجلس پنجم در سال ۷۴ با طیفی از جریان چپ نظیر سازمان مجاهدین انقلاب و خانه کارگر ائتلاف کرد و موفق شد به «اقلیت قدرتمند» آن مجلس تبدیل شود؛ با این حال اما هژمونی همچنان در دستان راست های سنتی و در راس آنها علی اکبر ناطق نوری باقی ماند.

    سکوتِ معنادار عقلای اصولگرا / انتخاباتی که شبیه سال ۸۴ شد
    سکوتِ معنادار عقلای اصولگرا / انتخاباتی که شبیه سال ۸۴ شد

    راست های سنتی در انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ روی ناطق نوری به عنوان کاندیدای اصلی خود اجماع کردند اما او رقابت را به محمد خاتمی نامزد جریان ائتلافی چپ سنتی(مجمع روحانیون مبارز)، چپ مدرن(سازمان مجاهدین انقلاب و هسته تشکیل دهنده حزب مشارکت) و راست مدرن(حزب کارگزاران سازندگی) واگذار کرد و نتوانست به پاستور راه یابد. 

    وقتی سنتی های اصولگرا به صف دوم رانده شدند

    در انتخابات شوراهای شهر دوم و سپس مجلس هفتم، تلفیقی از سنت گرایی و جوانگرایی ذیل زعامت ناطق نوری، پیروزی را برای راست ها تحت عنوان «ائتلاف آبادگران» به ارمغان آورد. داستان اما در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ متفاوت پیش رفت و بروز تشتت در اردوگاه راست و خودمختاری محمود احمدی نژاد از «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی» همه بافته ها را پنبه کرد. هر چند در آن انتخابات احمدی نژاد که ظاهرا برآمده از جبهه اصولگرایی بود، به پیروزی رسید اما آن خودمختاری و اعلام استقلال در دقایق پایانی توسط احمدی نژاد و یارانش، زخم هایی را موجب شد که تا سالها بعد و در هر بزنگاه سیاسی، تازگی اش را از دست نداد.

    شاید بهتر باشد جلوتر نرویم و از انتخابات نهم ریاست جمهوری به انتخابات مجلس یازدهم در دوم اسفند ۹۸ پرش کنیم؛ جایی که بار دیگر اصولگرایان جوان و جویای نام پیشتاز شدند و سنتی ها و عقلای راست، به صف دوم رانده و در برابر تغییر و تحولات، منفعل شدند. 

    انتخاباتی که شبیه ۸۴ شد  

    در انتخابات دوره یازدهم مجلس، آن تشکلی که در جناح راست زمام امور را به دست گرفت و با کمترین دخل و تصرف از سوی سنتی ها، خود به بستن لیست مبادرت کرد، شورای ائتلاف نیروهای انقلاب بود. در این شورا، جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین (موسوم به جامعتین) و دیگر گروه های سنتی نظیر حزب موتلفه و جبهه پیروان خط امام و رهبری و جامعه اسلامی مهندسین، کمترین نقش را ایفا کردند و بیشتر امورات به ویژه در یکی-دو هفته منتهی به انتخابات به دست طیف جوان جناح راست افتاد.

    سکوت معنادار عقلای اصولگرا

    سکوت معنادار چهره های شاخصی مانند محمدرضا باهنر، آیت الله موحدی کرمانی، حجت الاسلام ابوترابی فرد، علی لاریجانی، علی اکبر ولایتی و همچنین حجت الاسلام پورمحمدی در آستانه انتخابات دوم اسفند، نشان از این داشت که این طیف از جناح اصولگرایی، دورترین فاصله را از پخت و پزهای انتخاباتی نواصولگرایان یا اصولگرایان جدید دارد و ابدا نمی توان لیست واحد اصولگرایان با نام «ایران سربلند» حتی با وجود چهره هایی مانند حجت الاسلام سیدرضا تقوی سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در آن را محصول کنش ورزی عقلای اصولگرایی دانست.

    سکوت طیف عقلای اصولگرایی مختص به آستانه انتخابات نبود و پس از آن تا همین الان نیز اظهار نظر یا مانیفست یا راهبرد چندانی از سوی ایشان بیرون نیامده است و به همین جهت بسیاری از تحلیلگران درباره این سکوت نقطه نظرات گوناگونی از جمله اختلاف نظر تا تفاوت بنیادین فکری را در عرصه سیاست ورزی اعلام کردند .

    زنگ خطر برای اصولگرایان؟     

    جدایی میان عقلای سنتی و طیف جدید جناح اصولگرایی و افتادن تمشیت امور به دست طیف رادیکال، شاید در نوع خود بتواند زنگ خطری جدی برای اصولگرایان باشد؛زنگ خطری که می‌تواند هزینه هایی به مراتب بیشتر از آنچه در فاصله سالهای ۸۴ تا ۹۲ بر اصولگرایان تحمیل شد را به همراه داشته باشد. به نظر می رسد با توجه به سکوت معنادار عقلای اصولگرایی در طول ماه های اخیر و بی اثری و غیبت آشکار آنها در جریان رتق و فتق لیست ایران سربلند، ترکیب مجلس یازدهم اصلا باب طبع آنها نباشد و برای همین بخواهند از همین الان دامان خود را از بروندادهای این مجلس برچینند.

    با این حال این سوال مطرح است که آیا شکاف میان دو طیف مزبور در ماه های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری بعدی، دوام و قوام خواهد یافت یا اگر قرار است وحدتی میان این دو شکل بگیرد، سازوکار آن وحدت چگونه خواهد بود؟ 

    ۲۷۲۷ / ۲۳

    منبع : خبر آنلاین