برچسب: محسن چاوشی

  • گاف محسن چاوشی در آلبوم جدیدش

    گاف محسن چاوشی در آلبوم جدیدش

    گاف محسن چاوشی در آلبوم جدیدش

     

    وقتی خواننده‌ها اشعار شاعران بزرگ ادبیات فارسی مانند حافظ، سعدی و مولانا را اجرا می‌کنند، لطفِ شنیدنِ آن شعرها چند برابر می‌شود. چه بسا غزلی از حافظ را بخوانیم ولی حسن و زیبایی آن غزل در کنار صدای یک خواننده و نوای موسیقی برایمان بیشتر شود و مضمون شعر را بهتر درک کنیم. برای همین است که می‌گویند همیشه موسیقی به کمک شعر می‌آید و آن را شکوفاتر می‌کند، اما گاهی پیش می‌آید که خواننده‌ای از سرِ ناآگاهی و نداشتنِ دانش کافی در شعر، بیت یا مصرعی را اشتباه می‌خواند و همین کار، موجب تغییر معنای آن می‌شود. در تازه‌ترین نمونه اشتباه خواندن شعر به قطعه «قمار باز» آلبوم «بی‌نام» محسن چاوشی برخوردیم که در آن یک مصرع به غلط خوانده می‌شود.

    مصرعِ اشتباهیِ «قمار باز»
    محسن چاوشی که در آثار مختلف خود همیشه ارادتش را به مولانا نشان داده است، در تازه‌ترین آلبوم خود، یعنی «بی‌نام» هم غزل‌هایی از این شاعر بزرگ را انتخاب و اجرا کرده است. یکی از این غزل‌ها که به نام «قمارباز» در آلبوم گنجانده شده است، با این ابیات آغاز می‌شود: «همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر/ سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر/ همه غوطه‌ها بخوردی همه کارها بکردی/ منشین ز پای یک دم که بماند کار دیگر». مولانا در بیت سوم می‌گوید: «همه نقدها شمردی به وکیلِ در سپردی/ بشنو از این محاسب عدد و شمار دیگر». چاوشی مصرع اول این بیت را این‌طور خوانده است: «به وکیل، در سپردی» که غلط است. «وکیلِ در» در گذشته یک عنوان شغلی بوده و به کسی اطلاق می‌شده که نایب، منشی یا سفیرِ فردی صاحب منصب در دربار پادشاه بوده است. بنابراین «وکیلِ در» یک واژه کاملاً مستقل است و در متون قدیم فارسی به ویژه تاریخ بیهقی بارها به این عنوان شغلی برمی‌خوریم. از این رو از خواننده‌ای مانند چاوشی که خدمت بزرگی به معرفی اشعار مولانا به جامعه کرده است، انتظار می‌رود پیش از خواندن شعری حتماً درباره اجرای صحیح آن از یک مشاور ادبی کمک بگیرد.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • انتقاد از شعر  دو اثر تازه همایون شجریان و چاوشی

    انتقاد از شعر دو اثر تازه همایون شجریان و چاوشی

    جالب این که پیش از این هم، انتشار آلبوم این دو خواننده همزمان شد و دو آلبوم «ایران من» و «ابراهیم» در یک زمان به دست علاقه مندان رسید. این آلبوم‌ها همپای یکدیگر در فروش پیش رفتند و جزو آلبوم‌های پرفروش سال ۹۷ شدند. در ادامه درباره این دو قطعه که در ابتدای مطلب به آن اشاره کردیم، بیشتر خواهیم گفت. عاقبت تلخ «سرنوشت» شاید سه روز پیش که «سرنوشت» با آهنگ سازی انوشیروان روحانی منتشر شد، همایون شجریان منتظر هر چیزی بود، جز انتقاد.

    او این قطعه را به عنوان یک هدیه به مردم تقدیم کرد. نکته قابل بحث قطعه «سرنوشت»، شعر آن است که در مشخصات قطعه، نام دو شاعر به اسامی شیرازی و فارا یا فرا، به عنوان صاحبان اثر آمده است. حال این که همایون شجریان ماجرای سروده شدن این شعر را این طور بیان کرده است: «شکل گرفتن تصنیف سرنوشت به گفته انوشیروان روحانی به سال‌ها پیش مربوط می‌شود (شاید ۱۰ تا ۱۵ سال) که در روزهای پایانی زندگی مادر محترم شان، به مطب پزشک مراجعه کرده بودند، آن جا روی تابلوی خطی این طور نوشته شده بود: «سرنوشت را باید از سر نوشت»؛ دوستان شاعر ایشان آن را بسط می‌دهند و ایشان هم آهنگ را خلق می‌کنند.»

    با کمی دقت به جمله‌های پراکنده این قطعه می‌توان متوجه ایرادهای فنی و ادبی و گاه بی‌معنی آن شد. مانند:«از کجا این باور آمد که گفت/ گر رَود سَر برنگردد سرنوشت» خود مولانا پنداری در «شرح الف» محسن چاوشی چند اثر در کارنامه خود دارد که کار تنظیم و آهنگ سازی آن را خودش انجام داده است. او برای اشعار بیشتر آلبوم‌هایش از ترانه‌های حسین صفا، امیر ارجینی و شاعران کلاسیک، به خصوص مولانا استفاده کرده بود اما در قطعه جدید او، اتفاق دیگری افتاد. شاعر «شرح الف» خود او بود. با این اتفاق دو برخورد کاملا متفاوت صورت گرفت ؛ عده‌ای از طرفداران سرسخت چاوشی به مدح این شاعری پرداختند و برخی دیگر نیز به شدت از آن ایراد گرفتند.

    به طور مثال به این بیت‌ها توجه کنید که به طور معنایی و فنی ایراد دارد:«اشک امانم برید بغض گلویم درید/ کاش فراوان شوی بر شب باران من/ رَیح شما را فقط خود بدهی رایحه ها/ هیچ شبم بی تو نیست رایح و ریحان من.» جالب این که محمدرضا یزدان پرست، یکی از مجری‌های برنامه‌ صبحگاهی تلویزیون در یک نامه طولانی، شعر چاوشی را به عنوان یک طرفدار مورد نقد قرار داد و نوشت:« غزل «شرح الف» فقط وزن دارد و قافیه و تنها یکی دو مصراع معنی‌دار و سالم. ضعف تالیف‌های پرتعداد در غزلی که سروده‌ای از تو، که نشان داده‌ای شعرنشناسی، سخت بعید است.»

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • انتقاد از ترانه پرحاشیه محسن چاوشی

    انتقاد از ترانه پرحاشیه محسن چاوشی
    وقتی برای سریال شهرزاد هم شعری سرود و خواند، خیلی‌ها او را مورد نقد قرار دادند اما با این حال شعرش فرازهایی قابل دفاع هم داشت و برخوردها با آن مثل خیلی شعرهای دیگر بود؛ عده ای مخالفش بودند و عده‌ای موافق. حالا اما تازه‌ترین قطعه‌ای که از چاوشی منتشر شده، نقدهای بسیاری را به سمت خود جلب کرده‌است. فرازهایی در سروده او هست که قابل فهم نیست و منظور سراینده که خود چاوشی باشد، واضح نیست.
    چاوشی در تازه‌ترین قطعه‌ای که منتشر کرده، کلامی را خوانده که کیفیت پایینی دارد، خیلی پایین. آنقدر که رسانه‌ها پر شده از نقد شعرهای او و محمدعلی بهمنی، شاعر و عضو شورای شعر و ترانه وزارت ارشاد گفته کیفیت شعرهای چاوشی پایین است. البته بهمنی قبل تر هم درباره برخی ترانه‌هایی که چاوشی می خواند چنین نظری داشت؛ اما خیلی‌ها او را محکوم کردند به داشتن دید بسته و محدود دیدن کلماتی که شاعران استفاده می‌کنند.
    چاوشی با شعری که سروده و خوانده خوب نشان داده که چرا در انتخاب شعرهای مولانا موفق است. او موسیقی درونی شعرهای مولانا را خوب می‌فهمد و در تقلید از مولانا در سرایش شعر، این ریتم و موسیقی درون کلام را رعایت کرده، اما مگر شعر فقط همین موسیقی درونی است؟ شعر هم مانند موسیقی، خوانندگی و هر پدیده دیگر نیاز به دانش و فهم و آگاهی دارد. شاعر باید بتواند سواد و فهم کافی از کلمه‌ها داشته‌باشد، به جهان پیرامون خود دیگرگونه نگاه کرده‌باشد و همین نگاه‌ها را در قالب سروده‌هایش عرضه کرده‌باشد، یعنی شاعری هم چیزی است شبیه همان مصرع معروف حافظ که: «نه هر که سر بتراشد قلندری داند…»
    سروده تازه چاوشی در بسیاری از مصرع‌ها مشکل محتوایی دارد یا مفهوم نیست یا معنایی دارد عکس آنچه مدنظر شاعر است. عبارت‌هایی مثل فتح اراضی و زهر به شیرش کنید از همان نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند چاوشی تنها به قافیه اندیشیده و آنچه را می‌نویسد اندیشه نکرده‌است، ضمن این‌که در مواردی قافیه هم رعایت نشده‌است. بگذریم…
    تلاش‌ها برای احیای خنیاگری
    چند سالی است که خیلی‌ها تلاش می‌کنند خنیاگر باشند، خودشان شعر بسرایند، آن را بخوانند، برایش موسیقی بنویسند و ساز را هم خودشان بنوازند. این یعنی سنت خنیاگری، سنتی که در گذشته ایران دیده می‌شده و اتفاقی عادی بوده‌است. کما این‌که رودکی پدر شعر فارسی جامع تمام این موارد بود. خنیاگری انگار ناگفته بدل شده به تب موسیقی امروز ما، همه می خواهند همه‌کاره قطعه موسیقی خود باشند و البته آخرش هم…. این همه نوشتیم تا برسیم به این نکته که چاوشی مثل هر آدم دیگر و هر هنرمند دیگری حق دارد که دلش بخواهد تغییرات مداوم را تجربه کند و به این گوشه و آن گوشه سرک بکشد، اما بگذارید از او خواهش کنیم قدری بیشتر احتیاط کند و مراقب خاطرات ما باشد؛ خاطراتی که حتی نوجوان‌ها با کارهایش دارند. حیف است خواننده‌ای که مولانا خوانی‌هایش نسل تازه‌ای را به شاعر و عارف قرن هفتم هجری گره زده، حالا پله‌های محبوبیت را که حتما خیلی سخت بالا آمده، خیلی راحت پایین برود.
    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین