برچسب: مجله مهر>گزارش ویژه

  • یک روز در منزل شهید حاج قاسم سلیمانی

    یک روز در منزل شهید حاج قاسم سلیمانی

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله: الهه آخرتی: ورودی کوچه پلاکاردی که همسایه‌ها تهیه و نصب کرده بودند به چشمم خورد “کاش در بهشت هم همسایه‌ات باشیم”. حاج قاسم داشت از توی عکسش روی پلاکارد می‌خندید. خنده‌اش مثل همیشه بی‌ریا و باور کردنی بود. برعکس خبر شهادتش. ساختمان ساده خانه حاج قاسم پیش رویم بود و همهمه جمعیت زیادی که مقابل آن جمع شده بودند توی گوشم اما همچنان قدم‌هایی که مرا برای عرض تسلیت شهادت سردار پیش می‌برد را باور نمی‌کردم.

    درب پارکینگ را برای ورود مردها و درب اصلی به خانم‌ها اختصاص داده بودند. گل و گلدان‌های حیاط کوچک و نقلی خانه وقت‌شناسانه همه سرما زده و زرد بودند. نگاه خانم‌هایی که توی حیاط یا روی پله‌ها ایستاده بودند همانند نگاه مردهای پشت در مبهوت بود و از آن غم می‌بارید. پله‌ها را با تصور خستگی که بیشتر وقت‌ها هنگام به خانه رسیدن در جان سردار نشسته بوده است بالا رفتم. راست می‌گویند که شرف المکان بالمکین (شرافت هر مکان بسته به ساکن آن است). خانه ساده و دلنشین سردار هنوز آکنده از عطر دلنشین وجود حاج قاسم بود.

    در قاب در اتاقی که پذیرای خانم‌ها بود با دختر رفیق قدیمی و صمیمی سردار، حاج محمود خالقی روبه رو شدم. همان حاج محمودی که سردار با اشاره به نامش در دست نوشته زیبایش، به همسرش گفته بود “جای قبرم را در مزار شهدای کرمان مشخص کرده‌ام، محمود می‌داند”. صدایش گرفته و خش‌دار شده بود. دو تا فکر تازه هم به افکاری که توی سرم می‌چرخید اضافه شد. فکر اینکه فاطمه حق دارد صدایش در نیاید و اشکش خشک نشود و این فکر که خدا به داد دل خانواده سردار برسد.

    اتاق پر از جمعیت بود. جمعیتی که مدام پر و خالی می‌شد. به هر طرف نگاه می‌کردی چهره آشنای عزیزی از خانواده شهدا پیش چشم بود. اشک‌های روی صورت‌هایشان، ناآرامی نگاه‌شان و بی‌پناهی فرزندان خردسال شهدای مدافع حرم همه و همه می‌گفت بیشتر از اینکه برای تسلیت گفتن آمده باشند برای التیام غمی که از درون به دل‌هایشان چنگ می‌زد به خانه سردار پناه آورده‌اند.

    هرچه باشد در تمام این سال‌ها حاج قاسم پناه و پشتیبانشان بود. دختر کوچک سردار، زینب، حق داشت که با دیدنشان بگوید: «بچه‌های شهدا دوباره یتیم شدند».

    مادران شهدای مدافع حرم که با عکس شهیدانشان در دست وارد شدند زینب شخصاً به استقبالشان رفت. برای خودش رسالتی زینبی تعریف کرده بود که مانع از آرام گرفتنش می‌شد. بغض پیچیده بود توی صدایش و اشک روی صورتش راه باز کرده بود اما حرفش را می‌زد: «خوش آمدید. روز و شب بابام بچه‌های شما بود. هربار بعد از مدت‌ها می‌آمد یک کوه خستگی روی دوشش بود. سرم را می‌گذاشتم روی شانه‌اش تا نفسم به گردنش بخورد و باورش شود در خانه است و خستگی از تنش در برود. خودش این‌طوری دوست داشت. با همون دستش، با همون دستش روی سرم دست می‌کشید….» بقیه حرف‌های زینب توی صدای گریه جمعیت گم شد. دیگر سخت می‌شد حرف‌هایش را در خلال هق هق گریه‌ها دنبال کرد: «ولی دو و سه نصفه شب می‌دیدیم دوباره شال و کلاه کرده. می‌گفتم بابا، خسته‌ای تازه اومدی! می‌گفت بچه‌هام تنهان. بچه‌هام زیر آتشند. بچه‌های شما رو می‌گفت. شهدا رو می‌گفت».

    میان های های گریه دردمندانه حاضران اتاق، پسر شهید حججی پیش آمد و توی صورتم خندید. لبخندش شیرین بود و خواستنی. نگاهم بین صورت زیبای علی آقای محسن شهید و اتیکت روی لباس نظامی‌اش که رویش نوشته شده بود “جون خادم المهدی” در نوسان بود و به این فکر می‌کردم که چقدر زخم روی دلمان داریم. چقدر حرف نگفته به نمایندگی از یک ملت برای علی حججی داشتم. ترجیح دادم همه‌شان را به حرف‌های دیگر و بغض و اشک خانواده شهدا گره بزنم و با تأسی به سالار شهیدان، فقط خدا را توی دلم مخاطب قرار بدهم و کلام نورانی‌شان هنگام پاشیدن خون علی اصغر به آسمان را تکرار کنم: «آن چه بر ما وارد می‌شود، برایم آسان است؛ چون بر خدا پوشیده نیست و در پیش دید اوست».

    چیزی نگذشت که همسر و دو تن از دختران سید مصطفی بدرالدین از در وارد شدند. برای سر سلامتی دادن به خانواده سردار به سختی پرواز پیدا کرده و خودشان را به ایران رسانده بودند. خیلی زود هم باید بر می‌گشتند. صبر و شکوه وقارشان را در رفت و آمدهایی که برای گردآوری خاطرات سید ذوالفقار با هم داشتیم دیده بودم اما شکستن بغضم توی بغل خانم فاطمه حرب، اشک‌های این زن مقاوم و نستوه را هم جاری کرد. باز افکار تازه‌ای توی سرم جولان می‌داد. خانواده سید ذوالفقار و حاج قاسم درد سوزان مشترکی داشتند. هر دو شهید را از روی ترس و بزدلی با فرار از رویارویی مستقیم، ناجوان مردانه مورد اصابت قرار داده بودند.

    چندی بعد با همراهی خانواده عزیز سید مصطفی بدرالدین، راهی منزل ابو مهدی شدیم. توی پارکینگ خانه تصویر ابومهدی با آن چهره نورانی و نجیبش اولین کسی بود که به ما خوش آمد گفت. دور تا دور بنر تصویرش را دسته گل‌ها احاطه کرده بود. انگار که مثل جایگاه ابدی‌اش، دیگر توی دنیا هم در بهشت باشد. خانه ابومهدی یکپارچه نور بود. دختران شهید داغدار و غم دیده بودند اما امکان نداشت کسی با آن‌ها رو به رو شود و محو صلابت و وقارشان نشود.

    غروب دلگیر روز یکشنبه با هم‌نشینی مبارکی در محضر خانواده ابومهدی همراه شده بود. همسر شهید گرم هم صحبتی با همسر شهید بدرالدین که آشنایی و رفقات همسرانشان به سال‌ها قبل باز می‌گشت شده بود و من ذوب در صحبت‌های منارِ ابومهدی. گوشم به حرف‌هایش بود و در ذهنم شباهت‌هایش با پدر را بررسی می‌کردم.

    شباهت ظاهری، شباهت کلامی، شباهت رفتار و حتی شباهت در آن لبخند شیرینی که گاه گاه روی لب‌هایش می‌آمد. انگار ابومهدی از قاب چشم‌های منار که گاهی در اوج نجابت پر از اشک می‌شد نگاهمان می‌کرد. اشک می‌آمد و چشم‌هایش را تر می‌کرد اما اجازه نمی‌داد بجوشد و سر ریز شود. می‌خواست برای ابومهدی خوب میان‌داری کند. الحق که موفق هم بود. به جای اینکه ما تسلی دهنده منار و خواهرهایش باشیم، همه داشتیم از آن‌ها انرژی می‌گرفتیم. دختران ابومهدی از پدر و دلتنگی‌هایشان می‌گفتند اما بیش از هر چیز “ما رایت الا جمیلا” در کلامشان مشهود بود.

    بدون اینکه از هم جواری با خانواده ابومهدی سیر شده باشیم، لبریز از احساس عزت و آرامش از خانه شهید بیرون آمدیم. کشتی امواج متلاطم افکاری که از صبح در ذهنم جولان می‌داد دیگر به ساحل رسیده بود “کل یوم عاشوراء و کل عرض کربلاء“.

  • خوش به حالت سردار!

    خوش به حالت سردار!

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله- فاطمه میرزاجعفری: صبح روز دوشنبه میدان آزادی حال و هوای دیگری داشت؛ میدانی که همیشه پر از صدای بوق و تردد انواع ماشین بود و همیشه درون آن پر از جمعیتی بود که با یکی از نمادهای تهران عکس یادگاری می‌گرفتند حالا نه از اتوبوس‌ها و صدای بوق ماشین‌ها خبری بود و نه از افرادی که عکس یادگاری بگیرند؛ در عوض پر بود از مردمانی که از تهران و یا شهرهای اطراف آن خود را برای بدرقه سردار آرامش و امنیت، شهید حاج قاسم سلیمانی و یارانش خود را به آنجا رسانده بودند، جمعیتی عظیم و میلیونی که نظیرش را در هیچیک از راهپیمایی‌ها و یا اجتماعات انسانی نخواهید دید. سوز سرمای هوا همه را در شال و کلاه پیچانده بود اما آن هم باعث نشده بود که افراد برای بدرقه سردار قلب‌ها و جنگ‌ها نیایند، زنان در چادرهای سیاه خود فرو رفته بودند و مردانی که گرد سپیدی از سر و رویشان می‌ریخت ایستاده چشم به راه رسیدن پیکر سردارشان بودند.

    از میدان آزادی هرچه به سمت خیابان انقلاب و دانشگاه تهران می‌رفتید به سیل عاشق سردار افزوده می‌شد، جمعیتی که همگان آن را با خردادماه سال ۶۸ و تشییع پیکر امام (ره) مقایسه می‌کردند، کاسبان هم به احترام تشییع پیکر سردار و یارانش مغازه‌ها را تعطیل کرده‌اند اما از پارچه‌های سیاه عزاداری خبری نیست، هرچه هست پرچم‌های قرمز رنگی مزین به نام «سیدالشهدا» و «یالثارات الحسین» است در کنار آنها شعارهایی مانند «نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا» و «زین پس اگر کسی از مذاکره بگوید دهانش را خواهیم بست» و از همه مهمتر «انتقام سخت» بود که در دست عاشقان خودنمایی می‌کرد.

    در میان جمعیت عکس حاج قاسم در دست همگان بود و آن را به سینه می‌فشردند، صدای بلندگوهای عزاداری با نوحه‌هایی انقلابی می‌آمد. جمعیت «حیدر حیدر» گویان به شیون می‌پرداختند اغراق نکرده‌ام؛ اگر بگویم صدایشان تا کاخ سفید هم رسیده است. گاهی صدای نوحه‌ها بلندتر می‌شد و شوری حسینی به جمعیت داده می‌شد؛ همه فریاد زنان «مرگ بر آمریکا» می‌گفتند و به سردار دل‌ها اطمینان می‌دادند که «راهت ادامه» دارد لحظه لحظه به فشار جمعیت اضافه می‌شد و از صدای بلندگوها مشخص بود که هنوز نماز را نخوانده‌اند. همه چشم به راه سردار بودند در کنار پیاده روها دسته‌ای از جوانان نوحه «اهل حرم میر و علمدار نیامد» را به شکل «ای اهل حرم میر و علمدار خوش آمد» می‌خواندند و عزاداری می‌کردند مردم نیز با آنها همراه شده بودند به اعتقاد آنها فقط جسم سردار سلیمانی از آنها گرفته شده بود اما روحش هزاران سردار سلیمانی را به وجود آورده بود که همیشه در قلب آنها زنده بود.

    خوش به حالت سردار!
    در کنار خیابان خانواده سه نفره با بچه کوچکی در کالسکه منتظر رسیدن پیکر پاک سردار و یارانش بودند که با عزاداری جوانان آرام آرام اشک می‌ریختند. وقتی که کمی خلوت تر شد از خانم درباره حس و حالش پرسیدم وی گفت: «زمانی که این خبر را شنیدیم هر لحظه منتظر تکذیب آن بودیم و باور از دست دادن سردار برای ما سخت بود اما پس از آنکه با تشییع پیکر سردار در شهرهای مختلف مواجهه شدیم دنیا بر سرمان آوار شد.»
    آن طرف تر دو پسر از همان نسل سومی‌های انقلاب به دنبال جایی هستند که بتوانند دید بهتری داشته و با سردار قلب‌ها و جنگ‌ها خداحافظی شایسته ای کنند آنها می‌گویند: «خوش به حالت سردار خداوند چه عزتی به تو و یارانت داده است که این چنین محبوب قلب‌هایی.»

    مدیون حاج قاسم هستیم!
    ساعت نزدیکی ۱۰:۳۰ صبح است نماز را خوانده‌اند و بغض رهبرمان از غم از دست دادن سردار حاج قاسم سلیمانی شکسته است؛ حالا دیگر مردم نه تنها غم از دست دادن سردار را به دوش می کشند بلکه غم اشک‌های رهبرشان را نیز به همراه دارند خانواده‌ای را در آن نزدیکی می بینم. پدر و مادر به همراه دختر و پسرشان با عکس‌هایی از حاج قاسم منتظر رسیدن پیکرها هستند آقا رضا پدر خانواده می‌گفت پس از خواندن نماز صبح از ورامین برای بدرقه حاج قاسم و یارانش به تهران آمده‌اند. او می‌گوید: «حاج قاسم منت زیادی بر گردن همه مردم ایران دارد.» به عقیده آقا رضا و خانواده اش حاج قاسم و یارانش بودند که امنیت و آرامش را برای ایران و مردمش فراهم کردند و خود را مدیون حاج قاسم و یارانش می‌دانند.

    ساعت ۱۱ بود که پیکرهای پاک سردار حاج قاسم سلیمانی و یارانش به نزدیکی‌های خیابان توحید رسیدند فشار و ازدحام جمعیت هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد، پیکرها بر بالای ماشینی قرار گرفته بودند در میان هزاران شاخه گل مانند بهشت و اشک و نوحه مردم سردار دل‌ها و یارانش تشییع شدند و به سمت میدان آزادی در حرکت بودند. سیل جمعیت به دنبال ماشین‌ها بود و هرکس شال یا چفیه ای را برای تبرک به دست سربازان می‌داد تا عطر حاج قاسم و یارانش را با خود به خانه برد، فشار جمعیت به نرده‌های خط ویژه اتوبوس‌ها هم رحم نکرد و آنها را شکست؛ گویی هیچ سدی نمی‌توانست این دریا را متوقف کند.

    تشییع پیکر سردار حاج قاسم سلیمانی و یارانش ۷ ساعت طول کشید هرکسی از هر طیف و با هر نگرشی در این مراسم حضور داشت؛ مردمی که همگی یک وجه مشترک داشتند و عاشقان سردار بودند، مردمی که شاید در روزهای عادی بر سر موضوعات گوناگونی اختلاف نظر داشته باشند اما دیروز هرچه بود سراسر اتحاد، وحدت و همدلی بود؛ وحدتی که ابتدای راهی بزرگ بود و اولین قدم برای انتقامی سخت.
     

  • روایت آسمانی شدن خانواده «ژرمن» در شب عید پاک

    روایت آسمانی شدن خانواده «ژرمن» در شب عید پاک

    خبرگزاری مهر؛ سرویس مجله_ ساناز باقری راد: شاید بتوان تنها عنوان مناسب برای توضیح این موضوع را «یک عیدی متفاوت برای خانواده های ارامنه» نامید.

    یک عیدی غیر مادی که اغلب خانواده های شهدای ارامنه شهر تهران آن را تجربه کرده اند و هر سال نیز به صورت اتفاقی نصیب چندین خانواده می شود. ماجرا از سال ۶۱ آغاز شد. از همان سال تاکنون خانه شهدای ارامنه پایتخت هر ساله در شب سال نو میلادی پذیرای مهمانی متفاوت است.

    مهمانی که در شب ولادت حضرت مسیح (ع) تمامی تدارکات و رسوم هموطنان مسیحی را دستخوش تغییر می کند و با حضور در خانه این افراد، اتفاقی جدید را در ابتدایی ترین لحظات سال جدید مسیحیان رقم می زند.

    ماجرای ملاقات رهبر معظم انقلاب با هموطنان ارامنه از زمان اوایل جنگ تحمیلی که ایشان نماینده امام خمینی (ره) در وزارت دفاع بودند، آغاز شد.

    از همان سال ها تاکنون رهبر معظم انقلاب هر ساله در شب میلاد حضرت عیسی مسیح (ع) به صورت سر زده به خانه چندین نفر از خانواده شهدای مسیحی می روند و با آنها دیدار می کنند.

    گفتگوی صمیمانه ایشان با هموطنان مسیحی، شنیدن درد دل های والدین شهدا و شریک شدن در شادی هموطنان مسیحی و آشوری در شب سال نو میلادی اتفاقی است که مقام معظم رهبری بنیان گذار آن بودند و با وجود گذشت سالیان طولانی همچنان نیز این اتفاق شیرین در حال رقم خوردن است.

    دیدارهای صمیمی ایشان با هموطنان ارامنه و آشوری آن هم همزمان با شروع سال جدید میلادی، عاملی برای افزایش همدلی و همبستگی هموطنان اقلیت های مذهبی با دیگر مردم جامعه شده و هربار ایثار هموطنان مسیحی و آشوری در دوران جنگ تحمیلی را به مردم یادآوری می کند.

    اقدام متفاوت و مثال زدنی رهبر معظم انقلاب همزمان با فرارسیدن سال نو میلادی، منجر به انتشار کتابی در کشور آلمان با عنوان «مسیح در شب قدر» شده است. این کتاب شامل روایت دیدارهای حضرت آیت الله خامنه‌ای با خانواده‌های شهدای ارمنی و آشوری کشور در فاصله سال‌های ۱۹۸۴ تا ۲۰۱۵ است و به مناسبت ایام کرسیمس و در آستانه سال ۲۰۲۰ توسط انتشارات اسلامیکا و رایزنی فرهنگی ایران در برلین به زبان آلمانی در دست انتشار است.

    روایت حضور رهبر معظم انقلاب را در منزل شهیده ژرمن پورگورگیس و همسرش شهید آقاجان اودیشو و دخترش شهیده رامینا اودیشو، در تاریخ ۷۰/۱۰/۴ به نقل از راوی کتاب مسیح در شب قدر مرور می کنیم:

    (این شهدا جزو شهدای بمباران تهران در تاریخ ۶۶/۱۲/۲۱ بودند)

    شب عید پاک بود و تو روزه بودی، یعنی همه روزه بودند. ژرمن و دخترش رامینا و دامادت از صبح آمدند کمکت. شب آن‌قدر خسته بودی که قبل از بقیه خوابت برد. دخترت و شوهر و بچه‌اش هم همان‌جا خوابیدند. اما کاش رفته بودند. ژرمن دختر اولت بود و تو جانت می‌رفت برای او. عاشق این زن و شوهر عاشق بودی. البته تا وقتی نوه‌ات رامینا به دنیا آمد و تمام دلت را گرفت.

    گوشَت آن وقت هم کمی سنگین بود، خوابت هم همین‌طور، وقتی بیدار شدی که دود و خاک انفجار راه نفست را گرفت. با سرفه از خواب پریدی، ژرمن را صدا زدی که بپرسی چه شده؟ بیاید کمکت، اما جواب نداد. یک لحظه، فکری شوم و وحشتناک، همراه بوی دود و آتش، گلویت را فشار داد. فریاد کشیدی: ژرمن… ژرمن… رامینا… رامینا! اما از داخل خانه هیچ صدایی نیامد. از بیرون اما صدای داد و فریاد بلند بود.

    یا عیسی مسیح! موشک نصف خانه‌ی تو و همسایه‌ات را ویران کرده بود. دم در، چشمت افتاد به پسرت ابراهیم که سر تا پا خاکی بود. چقدر حضورش برایت لازم بود. تو را که دید، روی زانو افتاد و به زبان آشوری صدایت کرد: یِمَّه! چند دقیقه در آغوش هم گریه کردید، بدون حرف. نمی‌دانستی باید آرامش کنی یا آرامت کند…
    الان که سه سال از آن روزها گذشته و جنگ هم تمام شده، هنوز دنیا همان دنیاست هنوز هیچ‌کس صدای تو و هزاران مادر مثل تو را در دنیا نمی‌شنود. زمانی که مردم شعار می‌دادند: «موشک جواب موشک» امام مدافع حقوق بشر بود به شرطی اجازه می‌داد که به مردم آسیبی نرسد. اما اکنون کافی است یک قاتل جنایت‌کار، در گوشه‌ای از ایران، به سزای عملش برسد؛ چنان فریاد حقوق بشر می‌زنند که گویا گروهی از پاک‌ترین و بی گناه‌ترین مردم، مظلومانه قتل عام شده‌اند.

    اما ایران تو همان‌طور پشت حق و حقوق واقعی تمام انسان‌ها مانده. امام دو سال پیش از دنیا رفت، اما جانشین او هم از همان جنس است و از نسل همان بزرگ‌مرد تاریخ؛ امام علی و حالا شب کریسمس سال هفتاد، همین مرد، یعنی آقای خامنه‌ای می‌خواهد بیاید اینجا. خانه‌ی تو که مادر و مادرخانم و مادربزرگ شهیدی.
    رهبر مقتدر انقلاب مظلوممان، با لبخند و سلام وارد می‌شوند و اول سراغ تو را می‌گیرند. حاج‌آقا وقتی می‌فهمند که از آشوری‌های ارومیه هستی، چند سؤال از ارومیه و آشوری‌های آن و این‌که آیا

    ترکی بلدی یا نه می‌پرسند؟
    – ترکی بلدید و آشوری بلدید و فارسی؟
    – بله.

    عروست که ماشاءالله سرزبان‌دار است، می‌گوید: ارمنی هم بلدند.
    صحبت از کلیسای آشوری‌ها و ارمنی‌ها می‌شود و عروست می‌گوید که کلیسای آشوری‌ها در خیابان قوام‌السلطنه است. حاج آقا از اسم خیابان تعجب می‌کنند. می‌پرسند که اسم جدید خیابان چیست؟ «قوام‌السلطنه که مرد و رفت!»

    و همه می‌خندیم. می‌گوید: «سی تیر» است و این باعث می‌شود آقای خامنه‌ای تاریخ مختصری از قوام و سی تیر بگویند.

    – چون سی تیر را قوام‌السلطنه به‌وجود آورد و این‌ها لج کردند با قوام‌السلطنه. روز سی تیر، روزی بود که دکتر مصدق در سال ۱۳۳۱ استعفا کرد، مردم آمدند به خیابان‌ها، برای این‌که مصدق بیاید سر کار. شاه هم قوام‌السلطنه را کرد نخست وزیر. قوام‌السلطنه گفت که سیاست را کشتی‌بان دیگر آمد؛ من اِل می‌کنم، من بِل می‌کنم، می‌کُشم، می‌بندم، جمع نشوید در خیابان‌ها. مردم هم اعتنا نکردند، جمع شدند. مرحوم آیت‌الله کاشانی پیغام داد که جمع بشوید، آمدند. قوام‌السلطنه بیست‌وچهار ساعت نکشید که استعفا کرد، مجدد هم مصدق آمد سرکار. این هست که قوام‌السلطنه‌ی سابق را گذاشتند سی تیر. خوش ذوقی به‌خرج دادند.

    فکر می‌کنید ما که این همه سال است نزدیک خیابان سی تیر زندگی می‌کنیم، اصلاً این چیزها را می‌دانستیم؟! چه قصه‌ای دارد این خیابان!

    حالا با این صحبت‌ها فضای این مهمانی صمیمی شده. حتی دوست داری برایشان درد و دل کنی، از آن شب سیاه و دردناک. خودشان به تو این فرصت را می‌دهند.

    – در نظام اسلامی، جمهوری اسلامی همین است؛ یعنی شهروندان، آن کسانی که در زیر پرچم جمهوری اسلامی هستند، اینها با هم فرقی نمی‌کنند. ما موظفیم به عنوان کسانی که مسئولیت کشور را دارند، از آحاد مردم دفاع کنیم و حراست کنیم. ما وقتی بخواهیم از حقوق کسی دفاع کنیم، نمی‌پرسیم شما دینت چیست، نه؛ شهروند ماست، متعلق به این کشور است و فرزند این خانواده است؛ ما باید از او دفاع کنیم و دفاع هم می‌کنیم.

    حال پس از گذشت قریب به ۳۰ سال از عادت سالانه مقام معظم له، بسیاری از خانواده های شهدای ارامنه و آشوری امشب و در شب سال نو میلادی منتظر شنیدن ناگهانی زنگ خانه هایشان و میزبانی از رهبر معظم انقلاب خواهند بود.

  • چادری بودن گران‌ترین پوشش این روزهای جامعه

    چادری بودن گران‌ترین پوشش این روزهای جامعه

    خبرگزاری مهر؛ سرویس مجله_ ساناز باقری راد: «چادری بودن که هزینه‌ای ندارد اتفاقاً از پوشش‌های دیگر هم کم هزینه تر است». این جمله‌ای است شاید بارها در کوچه و خیابان شنیده و از کنار آن عبور کرده باشیم. جمله‌ای که در دهه‌های گذشته شاید چندان غلط هم نبود و اتفاقاً قابل قبول بود اما درست بودن این موضوع به زمانی باز می‌گردد که بازار خرید و فروش چادر هنوز با دست اندازهای فلج کننده این روزها روبرو نشده بود.

    دورانی که قیمت قواره‌های چادر مشکی متعادل بود و زنان و دختران چادری نه تنها برای خرید یک چادر در سال عزا نمی‌گرفتند بلکه چندین بار در سال هم مسیرشان به بازار چادرفروشان می‌افتاد و هر بار دست پر به خانه بازمی گشتند.

    اما این روزها داستان کمی فرق کرده است. ماه هاست که قیمت چادر مشکی در کشور سر به فلک کشیده و توان خرید قشر چادری را گرفته است. دیگر حتی فکر کردن به خرید چادر مجلسی و دم دستی بی معنا شده و بانوان نمی‌توانند به خرید چادری جدید فکر کنند.

    به عبارتی در برهه کنونی جامعه، از قضا چادری بودن پر هزینه ترین و گران‌ترین پوشش موجود محسوب می‌شود. تقریباً از ابتدای سال جاری تاکنون بهای هر قواره چادر مشکی از حدود ۲۵۰ الی ۳۰۰ تومان به بالا شده و به بیش از یک میلیون هم رسیده است.

    این در حالی است که یک بانوی چادری به طور میانگین دو قواره چادر در سال مصرف می‌کند و ۳ برابر شدن قیمت این کالا آن هم در یک فاصله زمانی کوتاه شرایط دشواری را برای زنان و دختران محجبه فراهم کرده است.

    فعالین حوزه نساجی و پوشاک معتقدند که وابسته بودن به واردات چادر عامل گران شدن قیمت آن است و از زمان افزایش نرخ دلار نیز این اتفاق رخ داده است. از سوی دیگر تولیدکنندگان داخلی نیز عدم حمایت از تولیدات ملی، واردات بی رویه و سایه سنگین قاچاق را علت خم شدن کمر تولید ملی می‌دانند.

    ایران به عنوان پرچم دار مصرف پارچه چادر مشکی، سالانه حدود ۸۰ میلیون متر مربع پارچه چادر مصرف می‌کند این در حالی است که تنها ۱۰ میلیون متر از این نیاز توسط تولیدکنندگان داخلی تامین و باقی از طریق واردات تامین می‌شود.

    در طول سال‌های اخیر سه کارخانه یزد بافت، حجاب شهرکرد و کرپ‌ناز کرمانشاه بار تولید داخلی چادر مشکی را به دوش می‌کشیدند اما به دلایل مختلف میزان تولیدات آنها به شدت کاهش یافته و حتی ماه هاست که خط تولید چادر آنها به خواب زمستانی فرو رفته است.

    هرچند که در کنار مشکلات اعتباری و واردات فلج کننده، یکی از اصلی ترین دلایل تعطیلی کارخانه‌های تولید چادر مشکی نبود تجهیزات لازم برای ایجاد رنگ مشکی مرغوب برای چادرها است.

    پس از کاهش بیش از پیش تولید داخلی چادر مشکی، بازار چادر با دست اندازهای ناهموارتری نسبت به گذشته روبرو شد و این محصول نیز با خیالی آسوده‌تر به افزایش قیمت ادامه داد.

    خبرهای خوش برای چادری‌ها

    در همین راستا نیز فشارهای رسانه‌ای بر متولیان این زمینه و نهادهای فعال در حوزه عفاف و حجاب، نساجی و صنعت پوشاک افزایش یافت تا اینکه اخیراً خبرهای خوشی از زیر پوست صنعت چادر شنیده شد.

    به طوری که چند روز پیش و در پی پخش مستند «ورود ممنوع» در رسانه ملی، قائم مقام کارخانه کرپ ناز کرمانشاه از راه افتادن خط تولید چادر مشکی این کارخانه تا پایان سال جاری خبر داد.

    با روانه شدن تولیدات این کارخانه به بازار، بخشی از نیاز داخلی کشور به چادر مشکی تامین خواهد شد و شاید این اتفاق منجر به کاهش قیمت چادر مشکی در بازار شود.

    به علاوه افسانه محرابی مدیرکل دفتر صنایع نساجی و پوشاک وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز اخیراً از احتمال تاسیس یک واحد تولیدی چادر مشکی در قزوین خبر داد و گفت: یک واحد تولیدی در قزوین وعده داده که از سال آینده ۳۰ میلیون متر چادر مشکی تولید کند که در صورت تحقق، نیاز چادر مشکی در بخش بازار تقریباً تامین می‌شود.

    توجه به موضوع عفاف و حجاب تنها با شعار و برگزاری همایش عملی نخواهد شد و اگر مسئولین و متولیان این حوزه به دنبال اقدام جدی دراین باره هستند لازم است تا در اولین قدم به حال و روز اخیر دختران و زنان چادری و عمده ترین مصداق حجاب توجه کنند.

    حال که یکی از بازوهای داخلی تولید کننده چادر برای کمک به وضعیت فعلی این حوزه پا به میدان گذاشته است، انتظار می‌رود تا دستگاه‌های مسئول در این حوزه نیز دست به کار شوند.

    حمایت مالی و فرهنگی از تولیدکنندگان داخلی، اقدام نهادهای مسئول برای کاهش واردات و ارائه تسهیلات به تولید، عرضه کنندگان چادر مشکی به منظور کاهش قیمت این محصول و اجرای نذرها و وقف‌های فرهنگی در حوزه عفاف و حجاب ازجمله اقداماتی است که دستگاه‌ها می‌توانند از طریق آن به عرصه عفاف و حجاب کمک کنند.

  • از مصرف این گیاه دارویی غافل نشوید

    از مصرف این گیاه دارویی غافل نشوید

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله_فاطمه میرزاجعفری: مطالعات اخیر محققان آمریکایی نشان می دهد گزنه گیاهی مفید با خواص درمانی بسیار زیادی است که در درمان مفاصل استفاده می شود همچنین گزنه با کاهش سطح مواد شیمیایی التهابی در بدن و با دخالت در نحوه انتقال سیگنال های درد به بدن عملکرد خوبی دارد.

    در این مطالعه نشان داده شده است که گزنه برای درمان ماهیچه ها و مفاصل دردناک، آرتروز، اگزما، نقرس و کم خونی استفاده می شود؛ همچنین گزنه برای درمان مشکلات ادراری در مراحل اولیه پروستات (هایپرپلازی یا پروستات خوش خیم)، عفونت های دستگاه ادراری، تب یونجه (رینیت آلرژیک) به کار برده می شود.

    خواص گزنه در درمان پروستات
    مطالعات انجام شده در خصوص فواید گیاه گزنه دراین تحقیق نشان داده است که گزنه برای درمان پروستات علائمی از جمله کاهش جریان ادرار، افتادگی مثانه و مداوم ادرار کردن که در اثر فشار غده پروستات بر روی مجرای ادراری ایجاد می شود موثر است همچنین گزنه در کاهش رشد برخی سلول های پروستات با فیناستراید (دارویی که معمولاً برای پروستات یا BPH تجویز می شود) تاثیر چشمگیری دارد. گفتنی است؛ این گیاه بر خلاف فیناستراید از اندازه پروستات کم نمی کند. توجه به این نکته ضروری است که افراد مبتلا به BPH(هایپرپلازی خوش خیم پروستات) نباید خود را با گزنه درمان کنند و برای تشخیص و یا رد سرطان پروستات به پزشک مراجعه کنند.

    گزنه و درمان آرتروز
    این مطالعات نشان داده است که در گذشته از ساقه و برگ گیاه گزنه برای درمان آرتروز و تسکین درد عضلات استفاده شده است به این صورت که با استفاده از برگ گزنه به صورت موضعی در ناحیه دردناک مفاصل از هرگونه درد رهایی پیدا می کردند.

    خواص گزنه برای بهبود تب یونجه
    در این مطالعه نشان داده شده است که گزنه به کاهش عطسه و خارش درافراد مبتلا به تب یونجه کمک می کند. همچنین در مطالعات دیگری مشخص شده است که ۵۷% از بیماران گزنه را در تسکین آلرژی موثر اعلام کردند و نسبت به دیگر داروهای مناسب برای بهبود آلرژی گزنه را دارای ارزش فراوانی دانسته اند. پزشکان در این مطالعه توصیه می کنند که افراد می توانند قبل از شروع فصل تب یونجه، گیاه گزنه را به صورت خشک شده و بخارپز برای تسکین حساسیت های آلرژن استفاده کنند.

    سایر خواص گزنه
    در این مطالعه نشان داده شده است که گزنه می تواند قند خون را کاهش دهد و از این جهت بیماران دیابتی در مصرف گزنه باید دقت بیشتری داشته باشند و به صورت مرتب قند خون خود را کنترل کرده همچنین گزنه می تواند در کاهش فشار خون تاثیر به سزایی داشته باشد البته در خصوص اثبات این نتایج نیازمند به تحقیق و مطالعه بیشتر است.

    عوارض جانبی مصرف گیاه گزنه
    گزنه را می توان به اشکال مختلفی از جمله دمنوش، عصاره مایع و پماد موضعی استفاده کرد البته استفاده از گیاهان دارویی همواره میتوانند عوارض جانبی نیز به همراه داشته باشند و یا اینکه با عملکرد داروهای دیگر در تعامل نباشد به همین منظور مصرف هریک از این گیاهان بنا به تشخیص پزشک متخصص باید مصرف شود.محققان در این مطالعه اشاره کردند که مصرف بیش از اندازه گیاه گزنه می تواند سبب ناراحتی هایی از جمله معده درد های خفیف، احتباس مایعات، تعریف، اسهال و کهیر شود بنابراین به سبب حساسیت های آلرژیک تماس با این گیاه نیازمند دقت فراوانی است همچنین گزنه را هرگز نباید به عنوان پماد بر روی زخم های باز استفاده گردد.

  • از رنج خود بکاهید/ روان شناسان، درمانگرانی برای روزهای سخت

    از رنج خود بکاهید/ روان شناسان، درمانگرانی برای روزهای سخت

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله- آزاده سهرابی: احساس می کنید در یک رابطه نادیده گرفته شده اید؟ احساس می کنید میل زیادی به گریز از اجتماعی دارید که عضوی از آن شناخته می شوید؟ دچار وضعیتی شده اید که دیگر کارکردتان مانند سابق نیست و دچار رنجی عیان هستید؟ برای هر چیز کوچک و بزرگ دچار اضطراب می شوید؟ میل شدیدی به پرت کردن اشیا و کوبیدن به در و دیوار پیدا کرده اید؟ دچار خمودگی و افسردگی شده اید؟ افکاری در سرتان می چرخد که از آنها رهایی ندارید و…..

    آنچه بیان شد تنها شکل هایی از مشکلاتی است که افراد ممکن است در طول زندگی در دوره هایی با آن درگیر باشند و با خود فکر کنند: به کمک نیاز دارند. اینجاست که عناوین متخصصانی چون روان شناس، روانپزشک، روانکاو و… به میان می آید. حتی در این میان ممکن است عده ای به شما توصیه هایی بکنند: هیپنوتیزم درمانی را امتحان کن! نوروفیدبک حتما به کارت می آید! فلان درمانگر معجزه می کند! حتما نیاز به خوردن قرص داری! پیش این دکترها نرو به تو دارو می دهند، معتاد می شوی! به این مسائل فکر نکن خودش درست می شود! و ده ها جمله دیگری که بدتر آدم را سردرگم می کند و اینها در حالی است که روزها می گذرد و مشکلات پابرجاست.

    گرچه در یک سیستم صحیح درمان ابتدا باید مشکل فرد تشخیص داده شود و بعد به متخصص مورد نظر ارجاع داده شود اما در کشور ما سیستم ارجاع چندان در حوزه مشاوره و روان شناسی و روانپزشکی رایج نیست و بارها پیش آمده که یک نفر برای درمان مشکل خود به متخصصانی مراجعه کرده و چون نتیجه ای نگرفته، مشکل خود را به نزد متخصص دیگری برده است. اینجاست که باید گفت شناخت افراد از حوزه های تخصصی که صرفا با یک عنوان نزد عموم شناخته می شود، می تواند به آنها کمک کند تا با شناخت نسبی از حوزه مشکل خود یک متخصص درست را انتخاب کنند و از اتلاف وقت و انرژی و هزینه شان کاسته شود.

    چه زمان به روان شناس مراجعه کنیم؟

    همواره در کنار مشاوران نام روان شناسان هم به میان می آید و این دو تخصص به نوعی با هم عجین شده اند در حالیکه حوزه کاری آنها تفاوت های عمیقی دارد.

    روان شناسان متخصصانی هستند که در شاخه های متعددی تحصیل کرده اند از جمله روان شناسی بالینی، عمومی، کودکان استثنایی، تربیتی، صنعتی سازمانی و… روان شناسان به طور کلی تخصصشان واکاوی اختلالات و مشکلات فردی به صورت عمیق است(روان شناسی بالینی)؛ هر چند در حوزه هایی مانند روان شناسی تربیتی تمرکز متخصصان تربیت کودکان و سازگاری آنها و مشکلات حیطه کودکان است و یا متخصصان روان شناسی کودکان استثنایی روی دو طیف کودکان دارای اختلالات عصبی رشدی مانند اوتیسم یا بیش فعالی و…و یا افراد با هوش بالا و اصطلاحا تیزهوشی کار می کنند و یا روان شناسان صنعتی سازمانی بیشتر در مراکز صنعتی و اداره های بزرگ برای کمک به کارکنان و کارمندان آن سازمان و بالا بردن رضایت شغلی افراد و سلامت روان آنها در ارتباط با مشکلات خاص شغلی کار می کنند و یا روان شناسان سلامت عمده تخصصشان در حوزه پیشگیری و یا کمک به افرادی است که دچار بیماری مزمنی چون سرطان، دیابت و… هستند و به سلامت روان این افراد کمک می کنند. اما واقعیت این است که شما عموما وقتی به یک روان شناس مراجعه می کنید، نمی توانید تشخیص دهید او دقیقا در کدام یک از این شاخه ها تحصیل کرده و کافی است دوره های تکمیلی خارج از دانشگاه را در حوزه یک اختلال مانند افسردگی، اضطراب، تروما و… یا حتی یک سبک درمانی مانند اکت، فراشناخت، شناختی درمانی و… گذرانده باشد تا بتواند به حوزه مشکلات بالینی افراد ورود کند. در واقع به دلایل متعدد این تقسیم بندی رشته های تحصیلی قطعی نیست و ما مجموعه روان شناسی را زیر مجموعه متخصصانی که کار تشخیصی اختلالات بالینی را انجام می دهند، قرار می‌دهیم.

    در هر حال کسانی که به روان شناسان مراجعه می کنند کسانی هستند که کارکرد زندگی روزمره اشان به دلیل ایجاد اختلالی، دچار مشکل شده است و یا به طور خاص سطحی از اضطراب و افسردگی را در خود تشخیص می دهند. همچنین مراجعین ممکن است متوجه این شوند که در فرایند روابط بین فردی دچار مشکل هستند، افکار پریشان دارند، خوابهایشان آشفته است و….

    شاید بد نباشد این آگاهی را داشته باشید که در حوزه روان شناسی گفته می شود که یک دسته از اختلالات روانی نوروتیک هستند و دسته ای دیگر اختلالات سایکوتیک. نوروتیک را اختلال های روان رنجور و سایکوتیک را اختلال های روان پریش می خوانند. یک روان شناس بالینی عموما به اختلالات سایکوتیک ورود نمی کنند چرا که این افراد دارای اختلالاتی هستند که عمده تفاوتشان از اختلالات نوروتیک، قطع ارتباط فرد با دنیای واقعی است. این افراد سطح عمیقی از اختلال را دارند، همه آنها به دارو درمانی نیاز دارند و در دوره هایی به بستری شدن. افرادی که به یک اختلال سایکوتیک دچار هستند عموما خودشان به پزشک و روان شناس مراجعه نمی کنند چون بینش آنها کم است و اگر فردی بخواهد یکی از نزدیکانش را که حدس می زند دچار مشکلی جدی است نزد یک درمانگر ببرد بهتر است انتخاب او روان شناس نباشد. البته روان شناسان با تشخیص گذاری این افراد را به روانپزشک ارجاع می دهند.

    روش های مختلف روان درمانی که روان شناسان برای بهبود اختلال بیمار استفاده می کنند، عموما روی اختلالات نوروتیک کاربرد دارد. مشکلات نوروتیک که موضوع کار اصلی روان شناسان است عموما مشکلاتی روانی خفیف یا شدید و گاه مشکلات طبیعی و در جریان زندگی  است. اما این مشکلات نیازمند مداخله یک روان شناس است تا کارکرد فرد، حال فرد و آینده او را به سمت بهبود تغییر دهد. یک روان شناس به افراد کمک می کند تا به سازگاری با زندگی برسند و اضطراب، افسردگی آنها را بررسی می کند تا به صورت ریشه ای به حل آنها بپردازد. از این رو آنچه بیشتر مدنظر روان شناسان قرار دارد، گذشته فرد است و یا نگرش ها و شناخت های یک فرد نسبت به حال، آینده و خود. روان شناسان گاه بر رفتار فرد و تغییر آن تمرکز دارند، گاه بر نگرش های فرد، گاه بر تعارضات دوران کودکی و خاطرات بنیادین فرد و گاه بر اتفاقاتی که هسته اصلی (طرحواره)های فرد را ساخته است. همین تفاوت در برخورد با مشکلات شماست که روش های درمانی را نیز متفاوت می کند و بهتر است در همان جلسه نخست از روان شناس خود درباره روش درمانی که قرار است با او پیش بروید سوال کنید و حق شماست که پاسخی دقیق درباره آن بگیرید.

    چه زمان به روانپزشک مراجعه کنیم؟

    یک زمان هایی هست که مشکلات روانی فرد که عموم افراد جامعه با عناوینی چون اضطراب و افسردگی و وسواس آنها را می شناسند، در سطحی است که نیاز است فرد حتما در قدم نخست دارو دریافت کند. دریافت دارو به هیچ عنوان به معنای این نیست که فرد تا آخر عمر خود نیاز به مصرف آن دارو را دارد. طول درمان دارویی با توجه به مشکل فرد و شدت و میزان پاسخ دهی به دارو درمانی تشخیص داده می شود و روانپزشکان ممکن است درمان های غیر روان درمانی و دارویی دیگری را نیز پیشنهاد دهند. در هر صورت وقتی فردی برای درمان مشکل خود به دارو نیاز دارد عموما بعد از مصرف دارو طی یک دوره درمان و کاهش علائم به روان درمانی نیاز پیدا می کند که در این صورت برخی روانپزشکان با توجه به دوره هایی که گذرانده اند، خودشان آن را ارائه می دهند و گاه به روان شناسان ارجاع داده می شود. اما روان شناسان حق تجویز دارو را ندارند.

    روانپزشکان در واقع پزشکانی هستند که تخصص اعصاب و روان را در ادامه مسیر کاری خود انتخاب کرده اند و قادر به تشخیص بیماری از روی علائم فیزیکی و بالینی و تجویز داروی مناسب هستند. ضمن اینکه اختلالات سایکوتیک اساسا در حوزه ارجاعات روانپزشکان تعریف می شود. بیمارانی چون اسکیزوفرنی، اختلالات هذیانی و.. برای کنترل نشانه‌های بیماری خود در تمام عمر به دارو نیازمند هستند.

    در یک جمع بندی می توان گفت افراد برای کمک گرفتن برای مشکلات خود به دو دسته متخصص نیازمند هستند. دسته اول مشاوران هستند که کارشان روان درمانی و حل تعارضات بنیادین فرد نیست بلکه نقش یک مشاور و راهنمای آگاه و متخصص را ایفا می کنند و دسته دوم متخصصانی هستند که به افراد دارای اختلالات روانی از میزان خفیف تا شدید با کمک روان درمانی و یا دارو درمانی کمک می کنند.

  • مرگ حداقل هزار و ۳۰۰ نفر از مردم آمریکا بر اثر آنفولانزا

    مرگ حداقل هزار و ۳۰۰ نفر از مردم آمریکا بر اثر آنفولانزا

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از سی ان ان، بنابر اعلام مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های آمریکا، حداقل هزار و ۳۰۰ نفر از مردم این کشور به دلیل ابتلا به بیماری آنفولانزا در فصل جاری جان باخته اند.

    بر اساس اعلام این مرکز رسمی، حداقل ۲.۶ میلیون نفر از مردم این کشور به آنفولانزا مبتلا شده و ۲۳ هزار نفر نیز به دلیل این بیماری در بیمارستان بستری شده اند.

    به علاوه طی هفته اخیر ۱۰ کودک بر اثر ابتلا به آنفولانزا جان خود را از دست داده اند، این آمار نسبت به هفته گذشته ۴ نفر افزایش یافته است.

    کارشناسان با توجه به شیوع موج شدید آنفولانزا در این کشور نسبت به وقوع خطری بزرگ در آمریکا هشدار داده و امسال را سال خطرناکی برای شهروندان خوانده اند.

    بنابر اعلام مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های آمریکا، ویروس آنفولانزا در ایالت های این کشور بیش از دیگر ویروس ها افزایش و شیوع یافته است به علاوه شیوع آنفولانزا نوع B نیز به شدت در حال تهدید کودکان بوده و شیوع آن در این بازه زمانی از سال بسیار عجیب است.

  • چند کیلومتر تا بهره مندی از فصل هزار رنگ

    چند کیلومتر تا بهره مندی از فصل هزار رنگ

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله_فاطمه میرزاجعفری: پاییز فصل هزار رنگ و زیبایی است فصلی که حتی درختان کوچک خیابان ها و کوچه های شهر را هم زیبا می کند. این روزها پس از سپری شدن روزهایی که هوای بیشتر کلان شهر ها از آلودگی هوا رنج می بردند؛ هوای این روزها بسیار دلپذیر است و اگر تنها چند کیلومتر از پهنه شهر خود دور شوید با جنگل ها، کوهپایه ها و اماکنی روبه رو می شوید که زیبایی آن ها هوش از سرتان می برد و چشم هر بیننده ای را نوازش می کند. فصل پاییز؛ یکی از بهترین زمان ها برای سفر است چرا که فارغ از زیبایی های بکر طبیعت جاده ها نیز از ترافیک کمتری برخوردارند و مناطق دیدنی نیز از ازدحام جمعیت نیز برخوردار نیستند، البته در سفرهای پائیزی همواره باید به این نکته توجه داشته باشید که در عین سبک بار سفر کردن از همراه داشتن وسایل مورد نیاز برای اندکی سرما و برودت هوا غافل نشوید. 
    در این گزارش ما به شما چند مورد از این مناطق را معرفی خواهیم کرد تا در این روزهای باقی مانده فصل هزار رنگ به دیدن آن ها بروید. 
    جنگل ابر
    جنگل ابر در ۴۵ کیلومتری شاهرود و در مسیر شاهرود به آزادشهر و در ۱۲ کیلومتری روستای ابر قرار گرفته که یکی از مقصد های اصلی پاییز گردی های رمانتیک است و به سبب قرار گیری اقیانوسی از ابر که آن را فرا گرفته است به این نام خوانده می شود. این جنگل ها قسمتی از قدیمی ترین جنگل های دنیا یعنی جنگل های هیرکانی است که میلیون ها سال قدمت دارند این جنگل ها از پوشش های گیاهی بسیار متفاوتی بهره مندند که برای دوستداران عکس برداری همواره منطقه ای خاطره انگیز محسوب می شود.

    اسالم به خلخال
    یکی از رویایی ترین نقاط ایران زمین که می‌توانید در آن پاییز هزار رنگ به همراه مناظری چشم نواز را به تماشا بنشینید جاده اسالم به خلخال است. این جاده ۷۰ کیلومتری که هر چهار فصل سال آن فوق العاده دیدنی است؛ بخشی از بهشت ایران زمین محسوب می شود و منطقه ای است که آبشار دریاچه و جنگل را همه باهم به همراه دارد در این جاده می توانید از طعم بی نظیر غذاهای محلی مانند: کباب چنجه، عسل طبیعی، کره محلی، نان، لبنیات تازه استفاده کنید این جاده از گیلان آغاز می شود و در خلخال در جنوب استان سرسبز و خوش آب و هوای اردبیل به پایان می رسد.

    ناهار خوران 
    اگر در راه برگشت از مشهد مقدس به همراه خودروی شخصی خود هستید می توانید جاده گرگان را برای برگشت انتخاب کرده و سری به یکی از دیگر جنگل های هیرکانی با قدمت ۴۰ ساله بزنید جنگل ناهار خوران در گرگان یکی از مقصد های بکرطبیعت گردی ایران در فصل زیبای پائیز به شمار می رود و بیش از ۳۰۰ هکتار وسعت دارد. 
    در این جاده شما هم می توانید زیراندازی را زیر درختان زیبای این جنگل پهن کرده و غرق در صدای پرندگان شوید و یا می توانید کلبه های چوبی که در این جنگل وجود دارد را اجاره کرده و یک شب را در جنگل سپری کنید، همچنین این جنگل دریاچه زیبایی دارد و از بالای تپه باباطاهر در این جنگل می توان به کل شهر احاطه داشت.
    درختان ممرز، افرا، نمدار، گیلاس وحشی، درختچه های تمشک، ازگیل و درختان تنومند بلوط جز پوشش گیاهی این جنگل هستند.

    لوندویل شهر گل های بنفش
    وقتی از شهر رشت به سمت آستارا حرکت کنید در ۱۵ کیلومتری قبل از آستارا شهر ساحلی لوندویل را مشاهده میکنید که به سبب آب و هوای بسیار خوب و رویش انبوهی از گل های اسطوخودوس این منطقه به این نام شهرت یافته است. آب گرم کوته کومه، آبشار لاتون، طبیعت بکر و زیبای ییلاقی از جمله جاذبه های دیدنی این شهر ساحلی است.

    سرزمین باغ های گردو
    اگر امکان سفرهای دور و دراز را ندارید؛ اما کمی هم دلتان می خواهد که از طبیعت بکر و زیبای فصل پاییز استفاده کنید می توانید سری به روستای افجه در لواسان که حدود ۳۰ کیلومتری تهران قرار دارد بزنید. دشت هویج یکی از منحصر به فرد ترین جاذبه های دیدنی این روستا است که البته نباید انتظار دشتی وسیع با مزارع کاشت هویج را داشته باشید اما این دشت از طبیعت سرسبز، وسیع و باغ های گردو برخوردار است. محلی ها نیز این دشت را با نام های گرچال یا گهچال یا گیاه چال می شناسند در مسیری که به این دشت بخواهید برسید آبشار پسچویک را نیز می بینید که مشرف به این دشت است و بلندای آن به ۱۵ متر می رسد و زیبایی وصف ناپذیری به این دشت داده است.

    دشت شقایق
    دشت لار؛ در کوهپایه قله دماوند و در استان مازندران بخش لاریجان شهرستان آمل واقع شده که دشتی بکر و پر از شقایق است این دشت منطقه رفت و آمد و ییلاقی ایلات عشایر است. دشت لار دارای تنوع گونه های گیاهی و جانوری بسیاری است به طور مثال گونه های آویشن، کاسنی، شیرین بیان در این دشت پیدا می شود. همچنین جانواران زیادی نیز در این دشت به ادامه بقا و زیست می پردازند. دشت لار از شمال به کوه های شهرستان نور مازندران از شرق و شمال شرق به کوه دماوند از جنوب شرق به شهرستان دماوند و پلور آمل گسترده شده است و به سبب گل های زرد و شقایق های بی شمار و چشمه سارهای فراوان زیبایی و جذابیت خود را حفظ کرده است.

    روستای سرخ ابیانه
    یکی از بهترین گزینه ها برای تجربه یک سفر یک روزه به همراه بهره مندی از طبیعت زیبا و تاریخی سفر به روستای سرخ ابیانه که در استان اصفهان شهرستان نطنز در دامنه کوه کرکس و در دهستان برزرود قرار دارد است. ابیانه در ۷۰ کیلومتری جنوب شرقی کاشان و در ۴۰ کیلومتری شهرستان نطنز قرار دارد. این روستا دارای بناهای تاریخی و معماری بی نظیری است که برای ساخت خانه های این روستا از خشت و آجر استفاده شده است؛ اتاق های این خانه ها دارای پنجره ها، ایوان ها و طارم های چوبی هستند. به دلیل نزدیکی این روستا در روزگاران قدیم به معدن خاک رس از این خاک برای نمای ساختمان ها استفاده شده است. آتشکده «هارپارک» و مساجدی از جمله حاجتگاه، پرزله، یسمان، معبد هرشوگا از عمارت های تاریخی و منحصر به فرد این روستا است و اگر به طبیعت بیشتری علاقه دارید می توانید به غار «پری هل» سری بزنید که در قدیم پناهگاهی برای چوپانان بوده است و قندیل های آهکی بسیاری دارد.

    روستای یوش
    یوش روستایی از توابع بلده شهرستان نور در استان مازندران است که در دره ای زیبا بین کوه های البرز قرار دارد و به همین خاطر بهترین وقت سفر به این روستا پاییز و بهار است فاصله این روستا با شهر آمل حدود ۱۱۰ کیلومتر و با تهران ۱۸۰ کیلومتر است.

    خانه نیما یوشیج خانه ای قدیمی با حیاطی مرکزی و تعداد زیادی اتاق در اطراف حیاط است که با آجر کاری و گچ بری هایی زیبا تزئین شده است داخل این خانه اکنون به موزه ای تبدیل شده است که درآن اشیای قدیمی و وسایل شخصی نیما نگهداری می شود در کنار این عمارت آرامگاه کیا داوود و اوزرود از جمله مناطق و اماکنی است که در این روستای زیبا قرار دارد باغ های میوه و چشمه های متعدد نیز در کنار این اماکن برای پاییز گردی بسیار مناسب است. 

  • آیا تهران تقسیم می‌شود؟/استدلال موافقان و مخالفان

    آیا تهران تقسیم می‌شود؟/استدلال موافقان و مخالفان

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله: «شمال یا جنوب؟ مطمئنا شمال، آب و هوایش بهتر است و راه رسیدن به دریا آسان‌تر است؛ نه برادر من، متوجه منظورم نشدی، نمی‌خواهم سفر کنم که، قصد خرید خانه دارم اما مانده ام تهران شمالی بخرم یا تهران جنوبی؟ یا شاید هم تهران شرقی یا غربی! نمی دانم، باید صبر کنم ببینم تهران چند پاره می شود تا انتخابی درست داشته باشم، به هر حال مسئله بالای شهر و پایین شهر و امکانات و فرهنگ و … برایم مهم است؛ عجب! مگر قرار است تهران به شمالی و جنوبی یا شرقی و غربی تقسیم شود؟ بله آقا جان! کجای کار؟ طرحش هم در مجلس شورای اسلامی اعلام وصول شده و منتظرم ببینم سرنوشتش چه می شود؟!»
    با دیدن خبرش به این حرف ها فکر می کردم که در آینده واقعا قرار است در کدام استان تهران سکونت کنم؟ محل کارم کدام استان تهران است؟ مدرسه فرزندم کدام استان تهران است؟ خانه پدر و مادرم کدام استان تهران است؟ و هزاران سئوال دیگر که ذهنم را سخت مشغول کرده است!
    اما شاید بپرسید ماجرا چیست؟
    ماجرا از این قرار است که احمد امیرآبادی فراهانی در جلسه علنی دوشنبه گذشته مجلس شورای اسلامی گفته است: «طرح تشکیل استان تهران جنوبی اعلام وصول شده است؛ این طرح به صورت عادی اعلام وصول شده، البته که گفته می شود برخی نمایندگان مجلس در رایزنی با دولت به دنبال ایجاد استان تهران شرقی و استان تهران غربی هستند.»
    اما این اولین مرتبه ای نیست که مسئله تقسیم استان ها طرح و اجرایی شده است، یکی از مهمترین تقسیم های انجام شده در گذشته به تقسیم استان خراسان به سه استان رضوی، شمالی و جنوبی مربوط می شود؛ درباره تهران نیز پیش از این تعدادی از شهرستان های غربی پایتخت با مرکزیت کرج استان البرز را تشکیل دادند!
    مرور آسیب ها و بحران های استان های خراسان شمالی و جنوبی و حتی البرز کافی است تا به آسیب های پیش روی پایتخت در صورت تقسیم شدن به استان های جنوبی و شمالی یا شرقی و غربی پی ببریم، همین آسیب و بحران های احتمالی پیش روی پایتخت سبب واکنش کاربران فضای مجازی به طرح نمایندگان مجلس شد.
    کاربری با عنوان داودی نوشت: «از اهواز اومدیم تهران ولی بازم جنوبیش قسمتمون شد.»
    کاربر دیگری با عنوان امیر و با کنایه به مسئله اشتغال نوشت: «با همین فرمون جلو بریم به اندازه تعداد تمام شهرستان‌های موجود، استان‌های جدید خواهیم داشت. اینطوری n تا استانداری جدید، اداره کل جدید و … خواهیم داشت و عملا بخشی از مشکل اشتغال هم حل میشه. برای نامگذاری هم لازم نیست از شرقی، غربی، شمالی، جنوبی و رضوی استفاده بشه.»
    علاوه بر این برخی کاربران به نتایج تقسیم استان ها در گذشته اشاره کردند و کاربری نوشت: «دقیقا نمیدونم هدف از طرح استان تهران جنوبی چی هست اما بخوب میدونم که پس از تقسیم استان خراسان به سه بخش رضوی و جنوبی و شمالی نه تنها دو استان جنوبی و شمالی پیشرفتی نکردن بلکه از حداقل توجه قبلی هم محروم شدن؛ بیرجند و بجنورد کجای معادلات سیاسی و اقتصادی هستن؟»
    اما یکی از نکات جالب توجه و البته عجیب در طرح اخیر، استدلال نماینده های امضاء کننده است، جایی که یکی از دلایل تفاوت قومیت ساکنان جنوب تهران با سایر ساکنان پایتخت است.
    طراحان این طرح تاکید کردند: «شهرستان‌های جنوبی تهران از نظر قومیت با کل استان هم همخوانی ندارند؛ اکثریت اهالی شهرستان‌های مورد اشاره آذری زبان، کرد زبان و لر زبان هستند ولی اکثریت جمعیت استان تهران فارس این در حالی است که اکثریت جمعیت استان تهران فارس زبان هستند؛ همچنین با وجود اینکه شهرستان‌های ذکر شده صنعتی هستند، کمترین توجهی به آنها نمی‌شود.» در همین باره برخی از کاربران فضای مجازی در واکنش به استدلال عجیب نمایندگان امضاء کننده این طرح نوشتند: «اگر شورای نگهبان نسبت به طرح مسایل تفرقه افکنانه و قومیتی حساسیت دارد، جا دارد تمام نمایندگان امضا کننده ی این طرح را یکجا رد صلاحیت نماید!» با این حال تعجب آورترین بخش این طرح مربوط به نمایندگان امضاء کننده است؛ جالب است بدانید افرادی دغدغه تقسیم پایتخت به استان های شمالی و جنوبی را دارند که تنها یک نفر از آنها نماینده استان تهران است و مابقی نمایندگان سایر شهرها و استان های کشور هستند!
    با این شرایط در آخر این سئوال مطرح است که آیا بهتر نیست این نمایندگان به جای پرداختن به مشکلات پایتخت فکری به حال اشتغال و توسعه امکانات در شهرهای خودشان کنند تا بلکه قومیت های مختلف برای اشتغال و بهره مندی از امکانات به سوی پایتخت گسیل نشوند؟

  • راه‌های افزایش اعتماد به نفس در جوانان

    راه‌های افزایش اعتماد به نفس در جوانان

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله_فاطمه میرزاجعفری: اعتماد به نفس ناشی از یک طرز فکر مناسب راجع به خودتان و توانایی هایتان است و درست همان موقعی که همه چیز به هم می ریزد می تواند به کمکتان آید تا در برابر مشکلات واکنش های خوبی داشته باشید. به طور کلی همه افراد در موقعیت های مختلف زندگی گاهی دچار کمبود اعتماد به نفس می شوند. 

    اعتماد به نفس ابزاری است که می توانید در زندگی روزمره از آن جهت افزایش اطمینان خود استفاده کنید تا بتوانید کارهایی را که واقعا برایتان مهم است و به آنها علاقمند هستید را انجام دهید، البته باید بدانید که اعتماد به نفس به نوعی جزئی از نیازهای روحی شماست و مانند هر توانایی و مهارتی نیازمند به تمرین برای تقویت دارد؛ زمانی که بتوانید خودتان اقدام به افزایش اعتماد به نفس خود کنید آن گاه پیشرفت را در زندگی تان مشاهده خواهید کرد.

    راه های افزایش اعتماد به نفس
    محمدرضا ایمانی، روانشناس و مشاور خانواده در خصوص تکنیک هایی جهت افزایش اعتماد به نفس در گفت و گو با خبرنگار مهر گفت: در حال حاضر یکی از بزرگترین مسائلی که اجازه افزایش اعتماد به نفس به افراد را نمی دهد و با آن مواجه هستیم؛ عدم شناخت فرد از توانایی های خود است. به طور کلی هر فرد دارای قدرت و توانایی های خاص خود را دارد که با افراد دیگر متفاوت است و به اشکال مختلفی بروز می یابد.

     به طور کلی ۵ راه کلی برای شناخت مهارت های فردی و به کارگیری آن در جهت بالا بردن اعتماد به نفس به ویژه در جوانان موثر است راه هایی از جمله:
    تحصیل
    دانش
    به دست آوردن مهارت
    تخصص
    به کار گیری مهارت
    هر فرد با استفاده از این راهکارها می تواند مهارتها و علاقه مندی های خود را به خوبی دریابد و در جهت رشد و تعالی آن ها گام بردارد. بدیهی است؛ زمانی که این راهکارها به خوبی طی شوند فرد از اعتماد به نفس بالایی برخوردار خواهد شد.

    راهکارهایی برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان
    وی در ادامه بیان کرد: افزایش اعتماد به نفس از کودکی توسط خانواده ها رخ خواهد داد. به طور مثال در حال حاضر شاهد انجام مهارت های متفاوتی در کودکان هستیم که به خوبی آنها را انجام می دهند. به طور مثال تکلم، خلاقیت، انجام کارهای دستی مناسب که اگر در موقعیت های متناسب با آن قرار گیرند این مهارتها شکوفایی خواهند داشت و احساس رضایتمندی، عزت نفس و اعتماد به نفس بالا را در کودکان ایجاد خواهد کرد. 

    وی در ادامه عنوان کرد: خانواده یکی از رکن های مهم برای سرمایه گذاری جهت افزایش توانایی فرزندان است تا بتوانند در رشته تخصصی که متناسب با آن مهارت دارند توانایی لازم را کسب کنند.

    این مشاور خانواده در خصوص تکنیک هایی برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان نیز چنین گفت: خانواده ها می توانند کودکان را در جمع قرار دهند به شکلی که بتوانند استعدادهای خود را شکوفا کنند و اقدام به صحبت کردن کنند، چرا که تشویق از طرف خانواده و جامعه می تواند راهکار مناسبی جهت افزایش جسارت همچنین اعتماد به نفس در کودکان باشد. 

    اهمیت شناخت فردی در افزایش اعتماد به نفس
    ایمانی در خصوص اهمیت شناخت مهارت های فردی اظهار کرد: زمانی که افراد نسبت به مهارت های خود شناخت کافی نداشته باشند، رشته تحصیلی متناسب با مهارت های خود  را انتخاب نخواهد کرد؛ بنابراین از شغل مناسبی نیز بهره مند نخواهد شد. در نتیجه این مشکلات فرد با عدم اعتماد به نفس روبه رو خواهد شد که این مسئله را به شکل افسردگی و یا پرخاشگری بروز خواهد داد که هر دو ناشی از شکست های فردی است. بنابراین شناخت مهارت های فردی و آنالیز توانایی های خود از نخستین راه های افزایش اعتماد به نفس است که از اهمیت بالایی برخوردار است.

    این مشاور خانواده با اشاره به اهمیت علاقه در افزایش اعتماد به نفس گفت: افراد می توانند با شناخت روحیات خود شغل متناسب با مهارت های فردی خود داشته باشند بدیهی است زمانی که شغل افراد متناسب با روحیه آنان باشد سرمایه گذاری بیشتری بر روی آن انجام می گیرد درآمد بیشتری کسب خواهد کرد و این مسئله باعث افزایش اعتماد به نفس خواهد شد اما اگر شغل افراد متناسب با مهارت ها و روحیات آنان نباشد و به اجبار در آن قرار گرفته باشند ممکن است که درآمد خوبی داشته باشند اما دچار شکست های روحی شده و به اجبار در محیط شغلی خود حضور پیدا می کنند.

    تغییر سبک زندگی لازمه افزایش اعتماد به نفس
    ایمانی در خصوص بهره مندی از جلسات مشاوره روانشناسی جهت بالا بردن اعتماد به نفس گفت: مشاورین با انجام تست های مخصوص و یاددهی تکنیک هایی می توانند برخی از موارد جهت بالابردن اعتماد به نفس را بیاموزند اما عمده فعالیت هایی که جهت بالا بردن اعتماد به نفس است وابسته به خود افراد و مهارت های بالقوه آنان است.

    وی در ادامه گفت: بسیاری از افراد از حضور در جلسات مشاوره بنابر دلایلی از جمله هزینه، زمان طولانی جلسات مشاوره، جابه جایی و تغییرات در سبک زندگی از آن گریزان هستند. اما لازم به ذکر است؛ این جلسات کمک می‌کند با شناخت بهتر از مهارت های فردی و روحیات درونی هر فرد محیط زندگی با تغییراتی مواجه شود.

    ایمانی در آخر بیان کرد: متاسفانه ما آماده تغییرات به خصوص در زندگی روزمره خود نیستیم و اگر بخواهیم سبک زندگی مناسبی داشته باشیم باید برای هر گونه تغییری در آن آماده باشیم چرا که تغییرات لازمه افزایش اعتماد به نفس است.