به گزارش خبرآنلاین، انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه سال گذشته برگزار شد و در نهایت با اعلام وزارت کشور و همچنین تأیید شورای نگهبان ۲۷۹ نفر از منتخبین مردم به عنوان نمایندگان مجلس یازدهم معرفی شدند.
شیوع بیماری کرونا در اسفندماه سال قبل اما باعث شد تا دو نفر از منتخبین مردم فرصت حضور در افتتاحیه مجلس یازدهم در تاریخ هفتم خردادماه را پیدا نکنند و خانم «فاطمه رهبر» منتخب مردم تهران و همچنین آقای «محمدعلی رمضانی دستک» منتخب مردم آستانه اشرفیه به دلیل همین بیماری جان خود را از دست دادند.
البته ۱۱ حوزه انتخابیه نیز به دلیل نرسیدن حدنصاب رای ۲۰ درصدی نتوانستند نماینده خود را راهی مجلس کنند و انتخابات در حوزههای انتخابیه؛ «میانه»، «سمیرم»، «لنجان»، «کرج، اشتهارد و فردیس»، «دهلران، درهشهر، آبدانان و بدره»، «اهواز، باوی، حمیدیه و کارون»، «زنجان و طارم»، «بیجار»، «کرمانشاه»، «اسلام آباد غرب و دالاهو» و همچنین «کردکوی، ترکمن، بندر گز و گمیشان» نیز به دور دوم کشیده شد.
موضوع جعلی بودن مدرک تحصیلی «سینا کمالخانی» نماینده تفرش نیز باعث شد تا پیش از آعاز مجلس جدید این حوزه انتخابیه نتواند منتخب خود را راهی مجلس کند و عملا پارلمان یازدهم با ۲۷۶ نفر کار خود را آغاز کرد.
چند صندلی سبز مجلس یازدهم خالی از سکنه است؟ /کرونا و اعتبارنامه ۳ منتخب را از نمایندگی دور کرد
با خروج غلامرضا تاجگردون منتخب مردم گچساران از جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی، این سوأل مطرح میشود که چه زمان و از طریق چه فرایندی نمایندگان جدید فرصت حضور در مجلس شورای اسلامی را پیدا میکنند؟
طبق قانون حوزههای انتخابیهای که نمایندگان آنها بعد از انتخاب برای حضور در مجلس شورای اسلامی فوت میکنند و یا به دلایلی همچون رد اعتبارنامه، استعفا و… فرصت حضور در پارلمان را پیدا کنند، باید در اولین انتخابات پیش رو، یک نماینده دیگر به مجلس شورای اسلامی معرفی کنند که بر همین اساس تکلیف حوزههای انتخابیه «تهران»، «تفرش»، «آستانه اشرفیه» و «گچساران» در ذیل «انتخابات میان دورهای مجلس» و در روز انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۰ مشخص خواهد شد.
این جملات برای نه یک مبصر کلاس درس بلکه رئیس قوه مقننه است که در اولین حضور وزیر خارجه دولت روحانی در مجلس شورای اسلامی خطاب به نمایندههای تندرو گفت. نمایندگانی که نسبت به مهمانشان در بهارستان در فحاشی و داد و فریاد کم نگذاشتند. آنان با اهانت به محمدجواد ظریف و دروغگو نامیدن سکاندار دستگاه سیاستخارجی کشورمان که روزهای سختی را پس از خروج ترامپ رئیس جمهور آمریکا از برجام سپری میکند؛ انتقادات بسیار زیادی را حتی در بین اصولگرایان برانگیختند.
محمد جواد ظریف هم که با صبر و لبخند به توهینها و دادزدن تعدادی از نمایندگان واکنش نشان میداد، وقتی دید به طور مکرر حرفهایش توسط آن عده قطع میشد و نمیگذارند بقیه صحبتهایش را بیان کند؛ به ناچار سرش را به سمت بالا گرفت و به رئیس مجلس که با فاصله حدود یک متری بالاتر از او در جایگاه رئیس مجلس نشسته بود، نگاه کرد تا با زبان بیزبانی از محمدباقر قالیباف به عنوان رئیس پارلمان بخواهد به این میزبانها آداب میهمانداری را یادآوری کند. آن لحظه قطعا برای قالیباف سخت بود که تصمیم بگیرد چه واکنشی داشته باشد. آیا میبایست همکاران نامهربان و آدابندان خود را مورد شماتت قرار میداد یا که باید با سکوت خود، مهر تایید بر رفتار زشت آنها زده و از این طیف از منتقدان دولت در مجلس حمایت میکرد؟ منتقدانی که خودش نیز قبل از ورود به مجلس در قامت آنان ظاهر شده و خیلی صریح و بیپروا به رئیس دولت دوازدهم که رقیب دیروز و پریروزش در انتخابات ریاستجمهوری ۹۲ و ۹۴محسوب میشد؛ بارها طعنه زده و عملکرد دولت روحانی را به تندی مورد نقد قرار داده بود. قالیباف البته بعد از اینکه هشتم خرداد به عنوان رئیس مجلس انتخاب شد و کار خود را آغاز کرد؛ از شدت هجمههایش به دولت و وزرا کاست و در اولین نطق خود تاکید کرد: « مجلس یازدهم خود را نماینده همه مردم ایران میداند» با این وجود، آن دقایقی که ظریف مورد بیمهری مجلس یازدهم قرار گرفت، باید یک تصمیم سخت میگرفت؛ یعنی انتخاب میکرد به مرام تندروهای «فراکسیون مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» و نواصولگرایان مجلس یازدهم که او را با ۲۳۰ رای رئیس مجلس کردند، وفادار بماند یا اینکه مثل همیشه نیمنگاهی به ۱۴۰۰ داشته و از همین اوایل کار مجلس یازدهم، حساب خود را از رویکرد افراطی جاری در اردوگاه این بخش از اصولگرایان که اکثریت مجلس را در دست دارند، جدا کند.
رویای نشستن بر صندلی ریاست حتی اگر بجای قوه مجریه، قوه مقننه باشد، رویایی بود که سرانجام برای محمدباقر قالیباف تعبیر شد اما هنوز یک ماه و نیم از رئیسمجلس شدن او نگذشته که باید گفت بارویکردی که این مجلس علیه اعضای دولت روحانی در پیش گرفته، قطعا روزهای دشواری را تا رسیدن به سال ۱۴۰۰ پیشرو خواهد داشت. دشوارتر و سختتر از آنچه که یکشنبه ۱۵ تیر ۹۹ و هنگام اولین حضور وزیر خارجه کشورمان در بهارستان بر او گذشت؛ زیرا همه ناظران سیاسی هدف غایی او را نه ریاست مجلس بلکه ریاست قوه مجریه میدانند و بر این باورند که قالیباف به طور موقت ساکن بهارستان شده و رویای سکونت در پاستور همچنان به قوت قبل با او همراه است.
محمدباقر قالیباف تجربه ۱۲ ساله حضور در شهرداری تهران را دارد و داوطلبشدنش برای تصدی کرسی عالیترین مقام اجرایی کشور یعنی ریاست جمهوری اگرچه بخاطر عدم اقبال مردم، شکست خورد اما در تمام ۳ دورهای که به عنوان یکی از کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری در سالهای ۸۴ ، ۹۲ و ۹۶ در کنار رقبای اصولگرایش قرار گرفت، در کل جزو افراد “غیرتندرو” شناخته میشد چرا که رویکرد عقبه حامی او در مقایسه با جریان سیاسی حامی محمود احمدینژاد ، سعید جلیلی و ابراهیم رئیسی در بخش میانهروی طیف اصولگرایی جای میگرفت. علاوه بر این خود قالیباف هم به عنوان یک تکنوکرات اصولگرا شناخته میشود که مزاج سیاسیاش چندان با افراطیگری سازگار نیست و عملکردش هم وقتی که ۱۲ سال شهردار تهران بود موید این ادعا است.
قالیباف تاکنون موفق نشده به آروزی دیرینهاش یعنی رئیس جمهوری شدن دست یابد تا اینکه د ر تاریخ دوم اسفند ۹۸ چرخ روزگار به نفعش چرخید و سرانجام به عنوان نماینده مردم تهران توانست به مجلس شورای اسلامی راه یابد. البته این در شرایطی رخ داد که فقط ۴۲.۵ درصد مردم در انتخابات مجلس یازدهم شرکت کردند و همین باعث شد تا رکورد کمترین مشارکت به مجلس یازدهم اختصاص یابد. قالیباف نیز با کسب یک میلیون و ۲۶۵ هزار و ۲۸۷ رأی، به عنوان نفر اول از حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر از شهر تهران راهی بهارستان شد و میزان مشارکت مردم تهران در این دوره از انتخابات مجلس ۲۵/۴ درصد بود.
در چنین شرایطی همانطور که قبل و بعد از انتخابات این دوره از مجلس پیش بینی میشد قالیباف جدیترین گزینه برای ریاست مجلس یازدهم بود؛ گزینهای بلامنازعه در مجلسی که اکثریت آن را اصولگرایان تشکیل دادهاند؛ اصولگرایانی که در آن هم طیف سنتی مانند میرسلیم حضور دارد و هم نمایندگان طیف تندروهای اصولگرا که به جبهه پایداری معروفند و از اقبال بد قالیباف بخش اعظم بهارستانیها را در این دوره تشکیل دادهاند. این نمایندگان که به “دلواپسان” نیز مشهورند؛ وقتی قالیباف را به عنوان رئیس مجلس برگزیدند،از او انتظار همراهی با سیاستشان را داشته و دارند. “مبصر مجلس” شاید جدیترین نقشی است که این افراد برای قالیباف تعریف کردهاند. اما حالا قالیباف مجبور است اگر میخواهد که موقعیت خوبی برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ داشته باشد، خود را از فضای افراطگرایانه مجلس یازدهم دور کند زیرا او به عنوان یک کانیدای با سابقه در انتخابات ریاستجمهوری این را به درستی درک کرده و دریافته که تندروها شاید صدایشان بلند باشد اما این صدای بلند برای مردمی که قرار است رئیس دولت انتخاب کنند؛ خوشایند نیست؛ برای همین قالیباف چاره ای ندارد جز اینکه هرچه زودتر تصمیم خود را بگیرد و اگر سودای پاستورنشینی دارد نسبت خود با این جریان را شفاف کند.
به گزارش خبرآنلاین، انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه سال گذشته برگزار شد و در نهایت با اعلام وزارت کشور و همچنین تأیید شورای نگهبان ۲۷۹ نفر از منتخبین مردم به عنوان نمایندگان مجلس یازدهم معرفی شدند.
شیوع بیماری کرونا در اسفندماه سال قبل اما باعث شد تا دو نفر از منتخبین مردم فرصت حضور در افتتاحیه مجلس یازدهم در تاریخ هفتم خردادماه را پیدا نکنند و خانم «فاطمه رهبر» منتخب مردم تهران و همچنین آقای «محمدعلی رمضانی دستک» منتخب مردم آستانه اشرفیه به دلیل همین بیماری جان خود را از دست دادند.
البته ۱۱ حوزه انتخابیه نیز به دلیل نرسیدن حدنصاب رای ۲۰ درصدی نتوانستند نماینده خود را راهی مجلس کنند و انتخابات در حوزههای انتخابیه؛ «میانه»، «سمیرم»، «لنجان»، «کرج، اشتهارد و فردیس»، «دهلران، درهشهر، آبدانان و بدره»، «اهواز، باوی، حمیدیه و کارون»، «زنجان و طارم»، «بیجار»، «کرمانشاه»، «اسلام آباد غرب و دالاهو» و همچنین «کردکوی، ترکمن، بندر گز و گمیشان» نیز به دور دوم کشیده شد.
موضوع جعلی بودن مدرک تحصیلی «سینا کمالخانی» نماینده تفرش نیز باعث شد تا پیش از آعاز مجلس جدید این حوزه انتخابیه نتواند منتخب خود را راهی مجلس کند و عملا پارلمان یازدهم با ۲۷۶ نفر کار خود را آغاز کرد.
چند صندلی سبز مجلس یازدهم خالی از سکنه است؟
با خروج غلامرضا تاجگردون منتخب مردم گچساران از جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی، این سوأل مطرح میشود که چه زمان و از طریق چه فرایندی نمایندگان جدید فرصت حضور در مجلس شورای اسلامی را پیدا میکنند؟
طبق قانون حوزههای انتخابیهای که نمایندگان آنها بعد از انتخاب برای حضور در مجلس شورای اسلامی فوت میکنند و یا به دلایلی همچون رد اعتبارنامه، استعفا و… فرصت حضور در پارلمان را پیدا کنند، باید در اولین انتخابات پیش رو، یک نماینده دیگر به مجلس شورای اسلامی معرفی کنند که بر همین اساس تکلیف حوزههای انتخابیه «تهران»، «تفرش»، «آستانه اشرفیه» و «گچساران» در ذیل «انتخابات میان دورهای مجلس» و در روز انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۰ مشخص خواهد شد.
این جملات برای نه یک مبصر کلاس درس بلکه رئیس قوه مقننه است که در اولین حضور وزیر خارجه دولت روحانی در مجلس شورای اسلامی خطاب به نمایندههای تندرو گفت. نمایندگانی که نسبت به مهمانشان در بهارستان در فحاشی و داد و فریاد کم نگذاشتند. آنان با اهانت به محمدجواد ظریف و دروغگو نامیدن سکاندار دستگاه سیاستخارجی کشورمان که روزهای سختی را پس از خروج ترامپ رئیس جمهور آمریکا از برجام سپری میکند؛ انتقادات بسیار زیادی را حتی در بین اصولگرایان برانگیختند.
محمد جواد ظریف هم که با صبر و لبخند به توهینها و دادزدن تعدادی از نمایندگان واکنش نشان میداد، وقتی دید به طور مکرر حرفهایش توسط آن عده قطع میشد و نمیگذارند بقیه صحبتهایش را بیان کند؛ به ناچار سرش را به سمت بالا گرفت و به رئیس مجلس که با فاصله حدود یک متری بالاتر از او در جایگاه رئیس مجلس نشسته بود، نگاه کرد تا با زبان بیزبانی از محمدباقر قالیباف به عنوان رئیس پارلمان بخواهد به این میزبانها آداب میهمانداری را یادآوری کند. آن لحظه قطعا برای قالیباف سخت بود که تصمیم بگیرد چه واکنشی داشته باشد. آیا میبایست همکاران نامهربان و آدابندان خود را مورد شماتت قرار میداد یا که باید با سکوت خود، مهر تایید بر رفتار زشت آنها زده و از این طیف از منتقدان دولت در مجلس حمایت میکرد؟ منتقدانی که خودش نیز قبل از ورود به مجلس در قامت آنان ظاهر شده و خیلی صریح و بیپروا به رئیس دولت دوازدهم که رقیب دیروز و پریروزش در انتخابات ریاستجمهوری ۹۲ و ۹۴محسوب میشد؛ بارها طعنه زده و عملکرد دولت روحانی را به تندی مورد نقد قرار داده بود. قالیباف البته بعد از اینکه هشتم خرداد به عنوان رئیس مجلس انتخاب شد و کار خود را آغاز کرد؛ از شدت هجمههایش به دولت و وزرا کاست و در اولین نطق خود تاکید کرد: « مجلس یازدهم خود را نماینده همه مردم ایران میداند» با این وجود، آن دقایقی که ظریف مورد بیمهری مجلس یازدهم قرار گرفت، باید یک تصمیم سخت میگرفت؛ یعنی انتخاب میکرد به مرام تندروهای «فراکسیون مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» و نواصولگرایان مجلس یازدهم که او را با ۲۳۰ رای رئیس مجلس کردند، وفادار بماند یا اینکه مثل همیشه نیمنگاهی به ۱۴۰۰ داشته و از همین اوایل کار مجلس یازدهم، حساب خود را از رویکرد افراطی جاری در اردوگاه این بخش از اصولگرایان که اکثریت مجلس را در دست دارند، جدا کند.
رویای نشستن بر صندلی ریاست حتی اگر بجای قوه مجریه، قوه مقننه باشد، رویایی بود که سرانجام برای محمدباقر قالیباف تعبیر شد اما هنوز یک ماه و نیم از رئیسمجلس شدن او نگذشته که باید گفت بارویکردی که این مجلس علیه اعضای دولت روحانی در پیش گرفته، قطعا روزهای دشواری را تا رسیدن به سال ۱۴۰۰ پیشرو خواهد داشت. دشوارتر و سختتر از آنچه که یکشنبه ۱۵ تیر ۹۹ و هنگام اولین حضور وزیر خارجه کشورمان در بهارستان بر او گذشت؛ زیرا همه ناظران سیاسی هدف غایی او را نه ریاست مجلس بلکه ریاست قوه مجریه میدانند و بر این باورند که قالیباف به طور موقت ساکن بهارستان شده و رویای سکونت در پاستور همچنان به قوت قبل با او همراه است.
محمدباقر قالیباف تجربه ۱۲ ساله حضور در شهرداری تهران را دارد و داوطلبشدنش برای تصدی کرسی عالیترین مقام اجرایی کشور یعنی ریاست جمهوری اگرچه بخاطر عدم اقبال مردم، شکست خورد اما در تمام ۳ دورهای که به عنوان یکی از کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری در سالهای ۸۴ ، ۹۲ و ۹۶ در کنار رقبای اصولگرایش قرار گرفت، در کل جزو افراد “غیرتندرو” شناخته میشد چرا که رویکرد عقبه حامی او در مقایسه با جریان سیاسی حامی محمود احمدینژاد ، سعید جلیلی و ابراهیم رئیسی در بخش میانهروی طیف اصولگرایی جای میگرفت. علاوه بر این خود قالیباف هم به عنوان یک تکنوکرات اصولگرا شناخته میشود که مزاج سیاسیاش چندان با افراطیگری سازگار نیست و عملکردش هم وقتی که ۱۲ سال شهردار تهران بود موید این ادعا است.
قالیباف تاکنون موفق نشده به آروزی دیرینهاش یعنی رئیس جمهوری شدن دست یابد تا اینکه د ر تاریخ دوم اسفند ۹۸ چرخ روزگار به نفعش چرخید و سرانجام به عنوان نماینده مردم تهران توانست به مجلس شورای اسلامی راه یابد. البته این در شرایطی رخ داد که فقط ۴۲.۵ درصد مردم در انتخابات مجلس یازدهم شرکت کردند و همین باعث شد تا رکورد کمترین مشارکت به مجلس یازدهم اختصاص یابد. قالیباف نیز با کسب یک میلیون و ۲۶۵ هزار و ۲۸۷ رأی، به عنوان نفر اول از حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر از شهر تهران راهی بهارستان شد و میزان مشارکت مردم تهران در این دوره از انتخابات مجلس ۲۵/۴ درصد بود.
در چنین شرایطی همانطور که قبل و بعد از انتخابات این دوره از مجلس پیش بینی میشد قالیباف جدیترین گزینه برای ریاست مجلس یازدهم بود؛ گزینهای بلامنازعه در مجلسی که اکثریت آن را اصولگرایان تشکیل دادهاند؛ اصولگرایانی که در آن هم طیف سنتی مانند میرسلیم حضور دارد و هم نمایندگان طیف تندروهای اصولگرا که به جبهه پایداری معروفند و از اقبال بد قالیباف بخش اعظم بهارستانیها را در این دوره تشکیل دادهاند. این نمایندگان که به “دلواپسان” نیز مشهورند؛ وقتی قالیباف را به عنوان رئیس مجلس برگزیدند،از او انتظار همراهی با سیاستشان را داشته و دارند. “مبصر مجلس” شاید جدیترین نقشی است که این افراد برای قالیباف تعریف کردهاند. اما حالا قالیباف مجبور است اگر میخواهد که موقعیت خوبی برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ داشته باشد، خود را از فضای افراطگرایانه مجلس یازدهم دور کند زیرا او به عنوان یک کانیدای با سابقه در انتخابات ریاستجمهوری این را به درستی درک کرده و دریافته که تندروها شاید صدایشان بلند باشد اما این صدای بلند برای مردمی که قرار است رئیس دولت انتخاب کنند؛ خوشایند نیست؛ برای همین قالیباف چاره ای ندارد جز اینکه هرچه زودتر تصمیم خود را بگیرد و اگر سودای پاستورنشینی دارد نسبت خود با این جریان را شفاف کند.
علی بابایی کارنامی نماینده مردم ساری و میاندرود به عنوان رئیس، رحمتالله نوروزی نماینده مردم علیآباد کتول به عنوان نایب رئیس، رضا آریانپور نماینده مردم مینودشت به عنوان دبیر اول، صدیف بدری نماینده مردم اردبیل به عنوان دبیر دوم و جبار کوچکینژاد نماینده رشت به عنوان سخنگوی این فراکسیون انتخاب شدند.
روایت افشاگرانه سلیمینمین از خط نفوذ احمدینژاد در مجلس یازدهم
سیدسجاد موسوی: اتفاقاتی که در جریان حضور محمدجواد ظریف در صحن مجلس رخ داد نه فقط طیف اصلاح طلبان و اعتدالیون که حتی برخی اصولگرایان را نیز گلایه مند کرد. عباس سلیمی نمین فعال سیاسی اصولگرا که همواره نقدهایی را متوجه تندروی در هر دو جناح سیاسی کشور میکند، معتقد است «شورای ائتلاف نیروهای انقلاب و حتی چهرههای شاخص جریان اصولگرا نباید نمایندگان جدید الورود به مجلس را به حال خود رها کنند.»
این تحلیلگر سیاسی اصولگرا تأکید میکند؛ «شواهد نشان میدهد برخی از نمایندگان جوان مجلس یازدهم در زمین محمود احمدی نژاد و اصولگرایان افراطی بازی میکنند و این روند ممکن است رابطه دو قوه «مقننه» و «مجریه» را به بن بست جدی بکشاند.»
آنچه در ادامه میخوانید گفتگوی تفصیلی خبرآنلاین با عباس سلیمی نمین است؛
******************
*آقای سلیمی نمین! مجلس یازدهم وارد دومین ماه کاری خود شده است، ارزیابی خود را از عملکرد منتخبین مردم تا به امروز بفرمایید؟
نفوذ احمدینژاد در مجلس یازدهم
بنده فکر میکنم در این مدت کم نمیتوانیم در خصوص عملکرد پارلمان یازدهم قضاوت کنیم. شاکله مجلس هنوز تکمیل نشده و هنوز بخشهایی از این ساختار بدون مسئول اداره میشود. امروز برخی از جریانات سیاسی در مجلس نماینده دارند که در خصوص آنها میتوان اظهار نظر کرد، اما همین تحلیل هم مبتنی بر سوابق این طیف از نمایندگان است و نمیتوان آن را به عملکرد یکماهه آنها تعمیم داد.
برخی از نمایندگان جوان نگاه سیاسی صرف دارند
*در این یک ماه اخیر برخی رفتارهای هیجانی و گاها تند از برخی نمایندگان مشاهده شده است، در همین مجلس بسیاری از نمایندگان کم تجربه حضور دارند که این نوع رفتار در آنها مشهودتر است، فکر نمیکنید این نمایندگان جدید نیازمند مشاوره و حمایت از سوی افراد با سابقه حاضر در پارلمان و جریان سیاسی متبوع خود باشند؟
به صورت مطلق نمیتوان گفت تمامی ورودیهای جدید مجلس نیازمند و هدایت و مشاوره هستند، و در کنار این موضوع نیز؛ افراد با سابقه پارلمان در مقام ارائه مشاوره باشند. برخی از نمایندگان جدیدی که وارد مجلس شدهاند، افراد شایستهای هستند که میتوانند سطح پارلمان را ارتقا دهند. در کنار این نمایندگان برخی از منتخبین جوان نیز حضور دارند که تنها کار «سیاسی» را میدانند و نمیتوان آنها را در قامت «قانونگذاری» تصور کرد. جریان سیاسی اصولگرا و حتی برخی از نمایندگان قدیمی مجلس باید آن دسته از جوانان مجلس که صرفا کار سیاسی را میدانند، هدایت و کمک کنند.
یکی از خطراتی که مجلس یازدهم را تهدید میکند این مسأله است که همین نمایندگان جوان که تنها نگرش سیاسی در کار دارند، به سمت برخی از «منازعات سیاسی» سوق پیدا کنند.
بنده امیدوارم نمایندگانی که در مجلس شورای اسلامی از درایت و تجربه برخوردار هستند، نگذارند این آفت گریبان مجلس یازدهم را بگیرد.
شورای ائتلاف اجازه ندهد رفتارهای سیاسی، دامن کل مجلس را بگیرد
*شورای ائتلاف نیروهای انقلاب پیش از آغاز به کار مجلس یازدهم تأکید میکرد به عنوان یک بازوی مشورتی در کنار منتخبین مردم خواهد بود، فکر میکنید این امر تا چه میزان محقق شده و اجرای آن لازم باشد؟
من تا کنون شواهدی مبنی بر ورود مستقیم شورای ائتلاف در امر مشورت دهی به نمایندگان جدید ندیدهام. البته تصور میکنم این شورا باید با برگزاری جلساتی نگذارد آفت رفتارهای سیاسی برخی از نمایندگان جدید دامن کل مجلس را بگیرد.
بزرگان اصولگرا در قبال مجلس یازدهم احساس وظیفه کنند
*وظیفه سایر اصولگرایان شاخص در قبال مجلس کنونی چیست؟
این تفکر که کار پس از انتخابات تمام میشود و نمایندگان مجلس را باید رها کنیم، کاملا غلط است. به نظر من باید بزرگان جریان اصولگرا در هدایت نمایندگان جدید احساس وظیفه کنند. اگر یک نماینده مجلس در کار خود مرتکب خطایی میشود، وظیفه بزرگان جریان سیاسی حامی وی این است که خطای او را گوشزد کرده و جلوی تداوم آن را بگیرند.
در مجلس کنونی، تاکنون هیأت رئیسه مستقر سیاست سنجیدهای را در قبال مسائل کلان کشور اتخاذ کرده است، اما برخی از بیرون پارلمان تلاش میکنند که این امر با اخلال مواجه شود.
برخی اصولگرایان نمی خواهند این مجلس موفق باشد
*مشخصا منظورتان چه کسانی است؟
نفوذ احمدینژاد در مجلس یازدهم
این افراد نمیخواهند مجلس یازدهم موفق باشد. منظور من تنها رقبای اصلاح طلب نمایندگان کنونی نیست، بلکه برخی از اصولگرایان نیز در این مسیر گام بر میدارند.
بیشترین تلاش برای ناکامی مجلس از سوی احمدی نژاد است
*یعنی همان افرادی که در لیست شورای ائتلاف راه پیدا نکردند و بیشتر به «جبهه پایداری» گرایش داشتند؟
بله برخی از فعالان این جریان در این کار دخالت دارند، اما بیشترین تلاش برای ناکامی مجلس کنونی از سوی جریان آقای «احمدی نژاد» شکل میگیرد. آقای احمدی نژاد بیم آن را دارد که موفقیت مجلس کنونی منجر به رنگ باختن شعارها و سیاستهای او شود. زیرا موفقیت اصولگرایان در این مجلس باعث میشود فردی مانند احمدی نژاد با خطاهایی که انجام داده، دیگر جایگاهی در میان مردم نداشته باشد.
احمدی نژاد در مسیر انتخاب قالیباف سم پاشی میکرد
*میتوانید چند نمونه از این تلاشها را ذکر کنید؟
بله! آقای احمدی نژاد تلاش فراوانی را انجام داد تا «محمدباقر قالیباف» در جایگاه ریاست مجلس قرار نگیرد. بسیاری از سم پاشیها و جوسازی های اخیر در خصوص آقای قالیباف از جانب رئیس جمهور سابق شکل گرفته بود. جریان آقای احمدی نژاد در مسیر تخریب رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی، بسیار فعالتر از برخی اصلاح طلبان عمل کرد.
برخی عناصر سطحی مجلس تحت تاثیر احمدی نژاد هستند
برخی از عناصر سطحی سیاسی که در مجلس حضور دارند، تحت تاثیر آقای احمدی نژاد تلاش میکنند که رابطه دولت و مجلس را خراب کنند. این افراد با ایجاد تقابل میان این دو قوه میخواهند اهداف خود را به پیش ببرند.
نمایندگان خیرخواه به دنبال استیضاح رئیس جمهور نباشند
باید توجه کنیم نقد با تخریب بسیار متفاوت است. اما در همین مجلس یازدهم افرادی حضور دارند که تلاش میکنند با طرح مسائلی همچون «سوال از رئیس جمهور» و حتی «استیضاح» رئیس دولت، به اختلافات این دو قوه بیش از پیش دامن بزنند؛ زیرا در همین فضا است که مجلس تضعیف شده و اهداف فردی مانند آقای احمدی نژاد اجرایی میشود.
من به صراحت میگویم این دسته از نمایندگان مجلس خیرخواه کشور نیستند و قطعا فهم درستی از شرایط کشور و حتی منطقه نیز ندارند.
مجلس یازدهم با دولت تعامل کند
*برخی از کارشناسان معتقدند عملکرد مجلس یازدهم رابطه مستقیم با میزان توفیق اصولگرایان در انتخابات ۱۴۰۰ دارد، فکر میکنید مجلس یازدهم تا کنون در این مسیر پیش رفته است؟
بدون تردید عملکرد مجلس یازدهم امری بسیار تأثیرگذار در انتخابات سال آینده است. من امیدوارم منتخبین جدید تمام تمرکز خود را معطوف به مسائل اساسی کنند و نگذارند کسی آنها را مشغول به مباحث فرعی کند.
انتظار ما از مجلس جدید این است که با دولت آقای روحانی تعامل کند و ضعفهای موجود در کار دولتیها را نیز برطرف کند. نگاه تقابلی مجلس نسبت دولت، در نهایت منجر به یک بن بست در کار این دو قوه خواهد شد.
مجلس و دولت زمانی میتوانند مردم را به شرکت در انتخابات ترغیب کنند که باهم رابطه تعاملی داشته باشند، زیرا از دل این تعامل است که بسیاری از مشکلات کنونی حل میشود.
نمایندگان به جای حضور در فضای مجازی و تیتربازی، کار کنند
*برخی از اظهار نظرهای نمایندگان جدید در خصوص طرحهای اقتصادی به نظر میرسد که مبنای کارشناسی ندارد، فکر نمیکنید اگر این طرحهای پیشنهادی تبدیل به قانون شود، مشکلات کنونی را بیشتر کند؟
یک نماینده نباید «تیتر باز» شود و با اعلام برخی از مواضع خود را بر سر زبانها بیاندازد. زیرا این موضوع نیز یک آفت است و میتواند تمرکز یک نماینده را از مسائل اصلی و مورد نیاز جامعه، دور کند.
نمایندگان مجلس یازدهم باید مسائل را به صورت عمیق و کارشناسی مورد بررسی قرار دهند. به نظر شایسته نیست که نمایندگان و حتی برخی از سیاسیون زمان خود را صرف پرداختن به مسائل سطحی و جزئی، آن هم در «فضای مجازی» کنند.
هم حقوق ۱۱ میلیونی بگیرید،هم ودیعه مسکن ۲۰۰ میلیونی؛ فقط برای مردم هزینه درست نکنید
اما آیا فاجعهای رخ داده است؟
بیایید و بیاییم بعد از سالها تجربه تبعات زهدنمایی و در برخی موارد ریاکاری و اقدامات پوپولیستی و بینتیجهای که همواره نتیجه عکس داده و ستونهای اخلاقی و فرهنگی ما را چون موریانه خورده، با گذر از سطحینگری جلوی نشانی غلط دادنها را بگیریم و قطار انقلاب و کشور را به ریل اصلی آن برگردانیم.
اولاً که اتفاق خاصی رخ نداده، دویست میلیون تومان از این مبلغ برای رهن منزل نماینده است که این رقم در دوره قبلی ۲۵۰ میلیون تومان بود و حالا که به نسبت دوره قبل وضع مسکن با یک تورم انفجاری نزدیک به ۲۵۰ درصد افزایش را تجربه میکند، برای تهیه منزل یک نماینده رقم درشتی نیست. هزینههای دفتر و دستک نمایندههای شهرستانی هم اگر بیشتر از بیست میلیون نباشد، کمتر نیست. حقوق آنها هم که اعلام شده یازده میلیون تومان است که آنهم چندان نجومی به حساب نمیآید.
پس لازم نیست که چون بید بر سر ایمان خویش بلرزیم که این مجلس هم اشرافی است و همین ابتدای کار باید جلوی این ریخت و پاشها را گرفت. باور کنید مشکل مردم اصولاً اینها نیست. شاید بگویید و درست هم بگویید که دویست میلیون تومان برای خیلی از مردم ما رقم درشتی است. همینطور حقوق یازده میلیونی برای اکثریت مردم ایران دست نیافتنی است.
شاید هم معتقد باشید که همین حقوقها و دریافتیها برای مجلس تراز انقلاب قابل قبول نیست که البته حرف نادرستی نیست و مسلماً… اما جسارتاً اجازه دهید خیالتان را راحت کنم. اصولاً اگر به خاطر این اعتراضات و برای نمایش زهد و تقوا و مردمدوستی، همین فردا در مجلس و در یک اقدام تأثیرگذار پنجاه درصد این مبلغ هم حذف شود، هیچ مشکلی حل نمیشود. میگویند هزینه تبلیغاتی برخی نمایندگان همین دوره کمتر از میلیارد نبوده است. پس بحث درباره اینکه آنها باید درد طبقات فقیر را بچشند و با حقوق چهار پنج میلیونی بسازند و زندگی فقیرانه داشته باشند تا درد مردم را بفهمند، نه اینکه حرف غلطی باشد اما اصلاً مشکل اینها نیست.
بهترین مطالبهای که در حال حاضر باید از این مجلس با دأب و داعیه انقلابیگری داشت این است که اهل عمل باشید. مگر ادعا نداشتید که برخی نمایندگان دوره قبل از رانت نمایندگی استفاده میکردند و برای خودشان دنیایی ساخته بودند؛ شما مراقبت کنید که هیچ نمایندهای نتواند چنین کند. باید از آنها بخواهیم چنان نظارتی بر کارها داشته باشند که هیچکس نتواند چنین کند. چه در قوه مقننه و چه در قوه مجریه و در دستگاه عریض و طویل اجرایی کشور و چه در دستگاه قضا و چه در هرجا…
اینکه مجلسی ها حقوق کمی بگیرند یا تظاهر به زهد و ریا کنند و خدای ناکرده چون به خلوت میروند آن کار دیگر بکنند و نمایش مردمی بودن و انقلابیگری بدهند، مصیبت است. اینکه نمایندهای با وزیر ساخت و پاخت بکند و امتیازاتی برای خود و اطرافیانش بگیرد و در صحن و پشت تریبون از فقر فقرا ناله سر بدهد و برای فساد اقتصادی و گرفتاری مردم از تورم و گرانی و مشکل مسکن و بیکاری جوانان مرثیه بسراید، فاجعه است. اینکه منافع ملی را پیش پای منافع جریانی و جناحی و قومی و قبیلهای و فامیلی قربانی کند، فاجعه است. اینکه عوامانه و بدون منطق با تند روی و افراطیگری و شعارهای تند و بیتدبیر برای دستگاه دیپلماسی و اقتصاد کشور هزینه بتراشد، مصیبت است. اینکه به جای توجه به ریشههای گرانی و تورم و بیماریهای مزمن اقتصادی و حرکت در مسیر اصلاح ساختارهای معیوب، با اقدامات موقتی و تسکینی و هزینه تراشی و بر پایه عوامزدگی و نه خرد ورزی بر این مشکلات بیفزاید و مسکن درمانی را ادامه دهد، فاجعه به بار میآورد.
یک نماینده دیگر به دلیل کرونا در بخش مراقبتهای ویژه بستری شد
عیسی جعفری، نماینده بهار و کبودر آهنگ چند روز گذشته به دلیل ابتلا به ویروس کرونا در بخش مراقبت های ویژه یکی از بیمارستانهای تهران بستری شده است.
یک نماینده دیگر به دلیل کرونا در بخش مراقبتهای ویژه بستری شد
با ابتلای این نماینده به کرونا، تعداد نمایندگان مبتلا به این بیماری در مجلس به ۹ نفر رسید.
پیش از این ابتلای ۸ نماینده دیگر به کرونا اعلام شده بود، که محمد طلا مظلومی نماینده بهبهان، وحید جلالزاده، نماینده ارومیه،سید محمد موحد نماینده کهگیلویه، حسینعلی حاجیدلیگانی نماینده شاهینشهر، منصور آرامی نماینده بندرعباس، علیرضا ورناصری نماینده مسجد سلیمان، حبیب آقاجری نماینده بندر ماهشهر و محمدمهدی زاهدی نماینده کرمان از جمله افراد مبتلا هستند.
محمدحسین فرهنگی با اشاره به اینکه مجلس یازدهم اکنون ۲۷۶ نماینده دارد، اظهار داشت: ۲ نفر از منتخبیان ملت از حوزههای انتخابیه تهران و آستانه اشرفیه پیش از آغاز مجلس یازدهم فوت کردند و امروز نیز اعتبارنامه یک نفر از منتخبان مردم در مجلس رد شد.
سخنگوی هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: ۱۱ کرسی باقی مانده مجلس باید در دور دوم تعیین تکلایف شوند و سه کرسی که در مورد آنها توضیح داده شد در انتخابات میان دورهای مجلس یازدهم تعیین تکلیف شوند که با آمدن این ۱۴ نماینده، مجلس تکمیل شده و ۲۹۰ نماینده مردم در مجلس مشخص میشوند.
فرهنگی ادامه داد: ۲۲ نفر به دور دوم انتخابات مجلس یازدهم رفتهاند تا ۱۱ نماینده مردم مشخص شوند، انتخابات دور دوم مجلس یازدهم در ۲۱ شهریور ماه برگزار میشود.
وی گفت: جایگزین ۲ نماینده فوتی و غلامرضا تاجگردون که امروز اعتبارنامهاش در مجلس رد شد نیز در انتخابات میان دورهای (سال ۱۴۰۰) مشخص میشود.
لازم به ذکر است، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز با ۱۰۲ رای موافق، ۱۲۸ رای مخالف، ۲۱ رای ممتنع از مجموع ۲۵۱ نماینده حاضر با اعتبارنامه غلامرضا تاجگردون مخالفت کردند. این رای گیری به صورت مخفی و با برگه صورت گرفت.
همچنین سینا کمالخانی منتخب مردم تفرش در مجلس شورای اسلامی نیز با توجه به اعلام نظر رسمی وزارت علوم به دلیل اینکه مدرک تحصیلی او فاقد اعتبار بود نتوانست به مجلس یازدهم راه یابد.
پایان نمایندگی غلامرضا تاجگردون /پرونده اعتبارنامهها در مجلس بسته شد
به گزارش خبرآنلاین، جدالهای مجلس یازدهم تمامی ندارد و هر روز داستانی تازهتر علم میشود و کشمکشی جدید به راه میافتد؛ در میان این سریال جنجالهای پارلمانی بر سر اعتبارنامهها و خاصه اعتبارنامه نماینده گچساران یکی از همان داستانهای پرهیاهویی بود که بالاخره امروز پرونده آن در خانه ملت بسته شد و با رای مجلس پایان نمایندگی غلامرضا تاجگردون بعد از ۸ سال نمایندگی اعلام شد.
تازه سه روز بود که مجلس یازدهم رسما کار خود را آغاز کرده بود و بعد از پایان جنگ و جدال بر سر انتخابات هیات رئیسه باید تکلیف اعتبارنامه نمایندگان مشخص میشد اما همین امر آغازگر کشمکشی جدید بود که حداقل در ۲۰ سال اخیر بیسابقه بود. ۱۰ خرداد روحالله نجابت نماینده شیراز در توئیتی از نامه اعتراضش به اعتبارنامه «غلامرضا تاجگردون» به علت رانتخواری خبرداد و علیرضا زاکانی و هفت نماینده دیگر هم آن را امضا کردند. در این نامه نوشته شده بود: « احتراماً با استناد به ماده ۲۸ آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی اعتراض خود را نسبت به اعتبارنامه آقای غلامرضا تاجگردون منتخب مردم شریف گچساران و باشت به دلیل رانتخواری و کسب منافع اقتصادی و اعمال نفوذ شبکهای از طرق مختلف در دستگاههای دولتی و شرکتهای تابعه و بخش عمومی اعلام میداریم.»
ماجرا به همینجا ختم نشد و اعتراضها به اعتبارنامه نمایندگان، دامن کاظم دلخوش نماینده صومعه سرا را هم گرفت و نجابت، زاکانی و کریمی در نامهای به اعتبارنامه محمد کاظم دلخوش آن هم به دلیل سوءاستفاده مالی و زمینخواری اعتراض کردند. ۱۰ روز بعد قرار شد بار دیگر اعتبارنامه نمایندگانی که تائید نشده بود به رای گذاشته شود که در این میان هرچند اعتبارنامه دلخوش تائید شد اما تاجگردون مانند نماینده صومعهسرا خوششانس نبود و اعتبارنامه رئیس سابق کمیسیون برنامه و بودجه وارد سیکل دیگری به نام کمیسیون تحقیق شد.
یک ادعا درباره شورای نگهبان و تلاشهای زیرپوستی زاکانی
در میان کشمکشها بر سر اعتبارنامه تاجگردون پای شورای نگهبان هم به میان آمد و گفته شد آیتالله جنتی و اعضای شورای نگهبان جلسهای با کمیته تحقیق داشتند. نیکبین از اعضای کمیسیون تحقیق درباره این جلسه میگوید: این جلسه با محوریت بررسی پرونده آقای غلامرضا تاجگردون منتخب مردم گچساران در مجلس یازدهم برگزار شد که طی آن آیتالله جنتی عنوان کرد که من خیلی خوشحالم از اینکه عدالتخواهانی محکم و استوار در مجلس شورای اسلامی پیدا شدهاند.
او ادامه میدهد: آیتالله جنتی در نهایت عنوان کرد که شورای نگهبان به موضوع اعتبارنامه غلامرضا تاجگردون ورود نمیکند اما مجلس شورای اسلامی هر تصمیمی در این خصوص اخذ کند ما از آن حمایت میکنیم.
بعد از انتشار این خبر طولی نکشید که شورای نگهبان با بیانیهای ضمن ر این ادعاها، راز این جلسه را برملا کرد؛ جلسهای که در آن ردپای علیرضا زاکانی نماینده قم و نماینده اسبق تهران در مجلس نهم مشاهده میشد. در این بیانیه آمده بود:روایت منتشر شده از این دیدار ناقص است و صرفاً اخباری در رابطه با شورای نگهبان اعتبار دارد که از سوی سخنگو و روابط عمومی شورا اعلام و تأیید شود، و رسانهها به طور جدی از نشر و استناد به مطالب دیگران و منابع غیر معتبر در این زمینه پرهیز نمایند.روز گذشته (دوشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۰۲) به درخواست جناب آقای زاکانی نماینده محترم تهران دیداری با آیتالله جنتی صورت گرفت که در این دیدار آیتالله جنتی بر حفظ وحدت نمایندگان در جهت حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و توجه به اولویتهای کشور تأکید کردند.
تائید کمیسیون تحقیق و اعتراض زاکانی
اما سوم تیرماه بود که کمیسیون تحقیق اعتبارنامه غلامرضا تاجگردون منتخب مردم گچساران در مجلس شورای اسلامی بررسی کرد و در این نشست رای به تائید اعتبارنامه او داد و گزارش را به صحن علنی مجلس ارسال کرد اما این تائیدیه چندان به مذاق زاکانی خوش نیامد و در توئیتی نوشت: « در تایید تاجگردون، کمیسیون تحقیق مجلس در آزمونی بزرگ رفوزه شد که ان شاءالله رای نمایندگان در صحن، زشتی آن را بزداید.در توسعه فسادشبکه ای با سوءاستفاده از ویژگی های کمیسیون برنامه و بودجه،اقدامات تاجگردون را می توان نمونه ای از نقش آفرینی طبری با کارکردهای قوه قضاییه دانست.»
جلسه غیرعلنی برای اعتبارنامه تاجگردون و گزارش کمیسیون تحقیق
بالاخره بعد از یکماه جنجال و کشمکش روز موعود برای تعیین تکلیف اعتبارنامه نماینده تاجگردون از راه رسید با این تفاوت که این دستورکار، جلسه مجلس را غیرعلنی کرد. محمدباقر قالیباف که ریاست جلسه را به عهده داشت درباره این جلسه پشت درهای بسته گفت: «ما از ساعت ۸ و ۱۰ دقیقه جلسه ای در باره اعتبارنامه آقای تاجگردون داشتیم که مباحثی در این زمینه مطرح شد و نمایندگانی که اعتراض داشتند هر کدام برای ۱۵ دقیقه صحبت کردند و تاجگردون هم ۳۰ دقیقه صحبت کردند و حال دستور جلسه را به پیش میبریم.»
بعد از صحبتهای قالیباف نوبت به گزارش کمیسیون تحقیق رسید. در این گزارش آمده بود:«در اجرای ماده ۳۱ آئیننامه داخلی مجلس شورای اسلامی، اعتبارنامه جناب آقای غلامرضا تاجگردون که از صحن جلسه علنی جهت رسیدگی به کمسیون تحقیق ارجاع گردید بود، در دستورکار رسیدگی این کمیسیون قرار گرفت و طی جلسات متعدد با دستگاههای مختلف ذیربط موارد ارائه شده از سوی معترضین مورد بررسی قرار گرفت و با لحاظ مواد نامههای شماره ۹۹.۲۰۰.۱۷۷۱۹ مورخ ۱۷ خرداد ۹۹ و ۹۹.۲۰۰.۱۸۲۵۲ مورخ ۳۰ اردیبهشتت ۹۹ شورای نگهبان مبنی بر رسیدگی به موارد مطروحه در این شورا نهایتاً اعتبارنامه ایشان در جلسه مورخ ۹۹/۴/۳ کمیسیون با اکثریت آرا به تصویب رسید. »
پایان نمایندگی تاجگردون
در نهایت گزارش کمیسیون تحقیق به رای نمایندگان گذاشته شد و در حالی که قالیباف صحن علنی را ترک کرده بود و ریاست مجلس را به امیرحسین قاضیزاده سپرده بود نتیجه رایگیری حیرتآور و خارج از پیش بینیها بود. از ۲۵۱ رای اخذ شده ۱۰۲ رای موافق گزارش کمیسیون تحقیق و ۱۲۸ نفر مخالف بودند و ۲۱ نفر نیز رأی ممتنع دادند. بنابراین ۱۸ تیر به نقطه پایان نمایندگی غلامرضا تاجگردون تبدیل شد.