اعتمادآنلاین| عضو هیئت رئیسه مجلس سیاستهای اقتصادی دولت را تورم زا دانست و بر لزوم تجدید نظر قوه مجریه در این حوزه تاکید کرد.
علی کریمی فیروزجایی نماینده بابل در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه سیاستهای جزیرهای دولت در حوزه اقتصاد نقدینگی کشور را از مرز۲۶۵۰ هزارمیلیارد تومان عبور داده است، گفت: روزانه ۲هزار میلیارد تومان به حجم نقدینگی کشور در شرایط موجود افزوده می شود که جای نگرانی دارد.
وی با اظهار نگرانی از عدم موفقیت بانک مرکزی در کنترل بازار آشفته ارز یادآورشد: سیاست کنونی بانک مرکزی دربازار ارز نیازمند تغییر و بازنگری است.
دبیرکل جامعه اسلامی فرهنگیان کشور با اشاره به ناپایداری سیاستهای اقتصادی دولت دراثر دخالتهای سیاسی، عنوان کرد: تجربه ۷سال گذشته نشان داد دولت تدبیر و امید در جهت دهی نقدینگی کشور به سمت کانونهای تولید و سرمایه گذاری زیربنایی ناموفق بود.
نماینده مردم بابل در مجلس یازدهم دولت را مسئول مستقیم تنظیم سیاستهای پولی و مالی کشور دانست و افزود: دولت در این مسیر باید از مشورت و نظرات کارشناسی صاحبنظران حوزه اقتصاد استفاده کند.
این نماینده مجلس لزوم اصلاح رویکردهای نادرست اقتصادی را ضروری دانست وافزود: باتوجه به تحریمهای اقتصادی ظالمانه استکبار، کشور باید سیاست اقتصادی زایشی و ضد تحریمی را در دستور کار قرار دهد. متاسفانه دولت در بدنه قوه مجریه سیاست اقتصادی انبساطی را درپیش دارد و رشد هزینههای جاری کشور موید این مطلب است.سیاست اقتصادی انقباضی دولت در سطح جامعه با رفتار حاکم بر مجموعههای آن مغایرت دارد.
عضو هیئت رئیسه مجلس همچنین به سیاستهای ناکارآمد دولت در بازار بورس اشاره و تصریح کرد: بورس ابزار مهم دولت در کنترل و هدایت نقدینگی به سمت افزایش تولید است که متاسفانه سیاست اجرایی معقولی ندارد.
نماینده مردم بابل در مجلس با تاکید بر عزم قاطع مجلس برای اصلاح رفتار پرمخاطره دولت در عرصه اقتصاد، اضافه کرد: متاسفانه برخی از کانونهای سیاسی با درک سیاست منطقی مجلس یازدهم درصدد مانع تراشی بر سر راه نمایندگان هستند تا خانه ملت را ناکارآمد نشان دهند.
عضو هیئت رئیسه مجلس اظهار داشت: مجلس یازدهم با رفتار عاقلانه ومبتنی بر تامین منافع ملی و بدور از هرگونه نزاع و تنش سیاسی، مسیرهای سنگلاخی عرصه اقتصاد و معیشت مردم را هموار خواهد کرد.
روحانی هم با استیضاح کنار برود چه کسی فردای آن روز باید دولت تشکیل بدهد؟ / هاشمی: قوه مجریه که یکی از قوای سهگانه محسوب میشود حتی یک سوم سهم را هم ندارد
اعتمادآنلاین| توهین، هجمه، تخریب و حمله از ابتدای روی کار آمدن دولت حسن روحانی در دستور کار دلواپسان قرار داشته است. چنانکه هر از چندی مسالهای را دستاویز قرار داده و رئیسجمهور و دولتش را به انحای مختلف مورد تخریب و حمله قرار دادهاند. گویی اینکه روحانی و مردانش از این آب و خاک نیستند و برای این کشور زحمت نمیکشند. نکته اینجا است که اگر این تخریبها و توهینها تا دیروز از سوی دشمنان و مخالفین نظام مطرح میشد؛ اکنون از سوی برخی جریانات داخلی و حتی از درون مجلس شورای اسلامی به گوش میرسد . چنانکه روزی برخلاف فرمایش صریح مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «دولت تا پایان دوره به کار خود ادامه میدهد» پروژه استیضاح روحانی را علم میکنند و روزی دیگر صحبت از اعدام روحانی برای رضایت مردم به میان میآورند. این در حالی است که دولت صرفا یکی از نهادهایی است که در وقوع مشکلات جامعه نقش آفرین بوده است و سایر نهادها نیز نحوی از انحا سهم و نقشی داشتهاند. کما اینکه نقش تحریمها، کرونا و … را نیز باید جداگانه در نظر گرفت. آنچه مسلم است تا زمانی که به تخریب یکدیگر بپردازیم نمیتوان انتظاری برون از این شرایط را داشت. برای بررسی هجمهها و حملات به دولت، علل این مساله؛ عملکرد مجلس و راههای برون رفت از شرایط فعلی با محمد هاشمی رفسنجانی عضو سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس اسبق صداوسیما به گفت و گو پرداخته است که میخوانید:
چندی است که هجمهها و تخریبهای زیادی علیه رئیسجمهور و دولت انجام میشود و حتی برخی بحث اعدام رئیسجمهور را پیش کشیدهاند؛ اساسا این نوع رویکردها از چه رو است و چرا باید از این نوع ادبیات برای مخاطب قرار دادن شخص دوم کشور استفاده شود؟
این نوع مسائل از اول انقلاب و علیه مرحوم شهید بهشتی نیز بود. چقدر شعار میدادند و چه مسائلی را مطرح میکردند. چنانکه مرحوم آقای هاشمی در خاطرات خود میگوید؛ روزی در جمع یاران به بهشتی گفتم این تهمتهای تلخ آزارت نمیدهد؟؛ نگاهم کرد و گفت «این آسیاب به نوبت است؛ نوبت تو هم خواهد رسید، بنابراین انقلاب دوستان و دشمنانی دارد. دشمنان انقلاب به عناوین مختلف و هر چقدر که بتوانند سعی میکنند با بداخلاقی، توهین و اهانت واکنش مسئولان نظام را بگیرند. این مسائل مربوط به امروز و دیروز نیست حتی در زمانی که امام در پاریس بودند و قصد آمدن به ایران داشتند، آقای کارتر نمایندهای فرستاد و گفت شما الان به ایران نروید چون برای شما خطر دارد. بعد آقای هایزر را به ایران فرستاده بود تا در ایران کودتا کند. یعنی نظام ما حتی قبل از پیروزی نیز وقتی نهضت به جایی رسیده بود و شاه از کشور بیرون رفته بود و احتمال پیروزی زیاد بود آمریکاییها میخواستند کودتا کنند. لذا با دشمنی به مسئولان نظام توهین میکردند. امروز آقایترامپ چند نفر از مسئولان و مدیران نظام و اشخاص را تحریم کرده و نسبت به آنها رفتاری تحقیرآمیز و همراه با توهین داشته است؟ یا به وزیر خارجه توهین میکند. بالاخره وقتی انقلاب و دگرگونی در جامعه رخ میدهد عدهای که زیان کردهاند همیشه مترصد توهین هستند تا اگر بتوانند وضع را برگردانند. امروز هم شرایط به همینگونه است. البته اکنون تفاوتی وجود دارد در اوایل انقلاب و در سالهای بعد بیشتر این کارها با کمک خارجنشینها و منافقین و گروههای مخالف و الحادی انجام میشد اما امروز این حرکات به درون نظام آمده و مثلا به درون مجلس وارد شده است. جایگاه مجلس این نیست. از آن طرف هم شاهد اظهاراتی بودیم که خواهان حکم اعدام برای رئیس جمهور بودند. هر چند که بالاخره این به ویژگیهای شخصیتی افراد باز میگردد. اما به هر صورت وظیفه مجلس این نیست که به این امور وارد شود و رئیسجمهور را مورد اهانت یا توهین قرار دهد. البته در مورد صحبتهای آقای روحانی نیز که راجع به شیوه امام حسن(ع) صحبت کردند. چند سال پیش بود که مقام معظم رهبری در فرمایشاتشان از نرمش قهرمانانه سخن گفتند. یعنی کسی منکر صلح امام حسن(ع) در تاریخ نشده و نمیشود. به هر صورت روایتها مختلف است. عدهای میگویند که در درون لشگر و طرفداران امام حسن(ع) کسانی بودند که اکثرا با معاویه ساخته بودند و زمانی که حضرت دیدند عدهای از یاران ایشان با معاویه ساختهاند امکان جنگ نداشت. به هر حال این نوع مسائل تاریخی نیاز به واکنشهای اینگونه ندارد. البته هر که کلام حضرت رسول(ص) و ائمه را تحریف کند و به آنها نسبت ناروا بدهد گناه کبیره مرتکب شده است. هم این طرف قضیه را باید در نظر گرفت و نباید پیشوایانمان را تحریف کنیم و نسبت دروغ بدهیم و این طرف قضیه هم این است که ائمه به نسبت شرایط زمانه خود تصمیم گرفتهاند و شرایط را در نظر گرفتند و شیوههای متفاوتی داشتند. حاصل این بداخلاقیها به ضرر نظام و بازی در زمین دشمن است و توقع نیست این مسائل از درون نظام باشد. هرچند که ممکن است عدهای این را به جنگ قدرت تعبیر کنند. امروز میبینیم که در آمریکا بین دو کاندیدا انتخابات چه رفتاری وجود دارد و آنها چه حرفهایی به هم میزنند و چه نسبتهایی به هم میدهند الگوی جمهوری اسلامی دولتمردان آمریکا نیستند و اخلاق اسلامی و شیوه ائمه و سیره حضرترسول(ص) است. حضرت رسول میفرماید من برای تکامل اخلاق آمدهام و ما باید از این سیره پیروی کنیم.
به لحاظ موقعیتی مــردم در شرایط اقتصادی خاص و تنگناهای معیشتی به سر میبرند؛ بسیاری دولــت را مقصر اصلی این شرایط جلوه میدهند. اساسا باید دولت را مقصر اصلی دانست و سهمی برای دیگر نهادها قائل نشد؟
در شرایط موجود دولت به معنی قوه مجریه که یکی از قوای سهگانه محسوب میشود حتی یک سوم سهم را هم ندارد. در کنار قوه قضائیه و قوه مقننه و نیروهای مسلح و سایر نهادها نیز هستند که هم در حوزه اقتصاد و هم در حوزه سیاست و هم در سایر حوزهها مشارکت دارند و رفتار میکنند. لذا این مساله کل نظام است نه یک فرد یا قوه خاص. دولت تنها و به قول معروف یک دست صدا ندارد. این وظیفه همه است که رعایت کنند، صرفهجویی کنند، به فکر مردم باشند، نیازهای مردم را تامین کنند. به جای این بداخلاقیهایی که بازی در زمین دشمن است یا هدف دیگری دارد باید به حل مشکلات مردم بپردازند. مردم هم از هر تریبونی که داشته باشند استفاده کرده و میگویند که مسئولان اختلافاتشان را در جای دیگری حل کنند و به مشکلات ما رسیدگی کنند.
پس از بیانات مقام معظم رهبری با مجلسیها مبنی بر اینکه دولت باید تا پایان دوره کار خود را ادامه دهد برخی از جریانات و نمایندگان همچنان به دنبال مطرح کردن طرح استیضاح آقای روحانی هستند اساسا با توجه به این مسائل آیا با استیضاح و برکناری آقای روحانی همه چیز حل خواهد شد؟ یا اینها به دنبال اهداف سیاسی هستند؟
بیثباتی در دولت و نظام خواست آمریکا و ترامپ و خواسته رژیم صهیونیستی و عربستان است. آنها تاکنون تلاش کردند که ثبات را از نظام بگیرند ولی نظام تا اینجا مقاومت کرده است. نظام هم ثبات سیاسی داشته، اقتدار داشته و هم ثبات اقتصادی داشته است. به هر حال تا آنجا که میسر بوده کارها و پیشرفتهای مناسبی صورت گرفته است. این درست که کمبودها زیاد است اما در مقابل اقدامات مثبت نیز زیاده بود و نمیشود به آنها نپرداخت. بحث کرونا نیز عامل دیگری است که ویژه ایران نیست و گریبان همه جهان را گرفته هرچند که ایران نسبت به دیگر کشورها وضعیت بهتری دارد. شما آمریکا، روسیه، انگلیس، فرانسه، آلمان و… را نگاه کنید میبینید که فاجعه خیلی بیشتر از ایران است. بنابراین الان هر اقدامی که باعث تضعیف نظام شود خواسته دشمنان نظام مثل آقای ترامپ، نتانیاهو و بنسلمان است. مگر آقای بولتون دو سال پیش در جمع منافقین نگفت که نظام جمهوری اسلامی عید امسال را نمیبیند و ما عید امسال را در ایران خواهیم بود. خب ،خواسته آنها همین است و هر اقدامی در جهت تضعیف نظام در راستای خواسته آنها است. استیضاح هم از همین جنس است. ما این تجربه را در مورد یک وزارتخانه داشتیم. چه مدت وزارتخانهای بیسرپرست بود و وزیر داشت و نمیتوانست کاری بکند. حال بر فرض با استیضاح آقای روحانی کنار برود چه کسی فردای آن روز باید دولت تشکیل بدهد؟ باید انتخابات انجام شود و مراحل طی شود اینکه کشور بی سرپرست باشد و مسئولی نداشته باشد و لطمهای به کشور وارد شود خواسته دشمنان است.
بعد از گذشت چند ماه از شروع به کار مجلس هنوز شاهد عملکرد مثبتی از آنها نبودیم و هنوز به مرز وعدههایی که دادند نرسیدهاند و با فرافکنی دولت را متهم میکنند، این نوع رویکرد مجلس در روند امور تاثیرگذار است و نگاه جامعه را نسبت به انتخابات آینده تضعیف نمیکند؟
من معتقدم مقام معظم رهبری توقع بیشتری از این داشتند و صحبتهایی هم که با نمایندگان مطرح کردند چند تذکر هم دادند که به نظر من هیچکدام از آنها اصلاح نشده است. چون نوعی تندروی و بداخلاقی در مجلس وجود دارد. حال ممکن است برای یک گروه و فرد خاصی باشد اما عملکرد مجلس فعلا مطلوب نیست. آنچه که رهبری بیان کردند و آنها هم میخواستند برای اجرای منویات رهبری مجلسی انقلابی بر پا کنند آن نشده و آثاری از آن ندیدهایم. البته عدهای میگویند هنوز چهار ماه بیشتر نگذشته است و به زمان نیاز است ولی وقتی از آغاز «خشت اول گر نهد معمار کج/ تا ثریا میرود دیوار کج» و این وضعیت از ابتدا وجود دارد و با تذکرات رهبری هنوز اصلاح نشده است. به نظر نمیرسد این مجلس آن مجلس مطلوب مردم باشد.
با توجه به اینکه نارضایتیهای اقتصادی و معیشتی در جامعه وجود دارد توسط دولت و سایر ارکان نظام چه اقداماتی باید صورت بگیرد تا میزان نارضایتی مردم کاهش پیدا کند و به رضایتمندی تبدیل شود و در آینده شاهد انتخاباتی باشکوه باشیم؟
مشکل مردم مشکل معیشتی است و چالشی که در نظام بین مردم وجود دارد اقتصادی است. بیکاری و تورم و کاهش ارزش پول ملی را داریم. مسائل ما کلا اقتصادی است و اقتصاددانان راهکارهایی را پیشنهاد دادهاند که میتوان با این راهکارها در حوزه اقتصاد و بهبود معیشت مردم تغییری ایجاد کرد. منتها اینجا به هماهنگی نیاز است و همه باید با هم عمل کنند. یکی از مشکلات اقتصاد که بحث رونق تولید مطرح است سرمایه است که به اندازه کافی وجود ندارد. سرمایه یا باید توسط بخش خصوصی بیاید یا توسط دولت وارد اقتصاد شود یا توسط سرمایهگذار خارجی وارد شود. سرمایهگذار خارجی که نمیآید؛ دولت هم که تکلیفش روشن است و پولی در جهت سرمایهگذاری ندارد چون هزینههایی مثل کروناو… دارد. البته برخی هم مناسب نیست مثلا اگر همین یارانه صرف تولید میشد نتیجه بهتر از این بود که سبد کالا به مردم تخصیص دهند. اینها یک بار مصرف است اما اگر در حوزه تولید سرمایهگذاری شود اشتغال و تولید بهوجود میآورد و صادرات انجام میشود که ارزآوری دارد و هم باعث تقویت پول ملی شود. ولی متاسفانه مسیری انحرافی شروع شده و همچنان ادامه دارد. بنابراین اصلاح این روشها میطلبد که همه با هم باشند و نباید وقتی چنین حرکتی شروع میشود عدهای شروع به تخریب بکنند و مردم را متوقع کنند و کار را خراب کنند. اگر همه نهادهای عمومی و دولتی و بخش خصوصی با هم حرکت کنند راهکاری که در اصلاح مسیر اقتصاد وجود دارد عملی است. البته این زودهنگام نیست وقتی راه درستی طی شود هر روز ضریب مثبتی نشان میدهد ولی اگر وضعیت به این صورت باشد کار بهتر میشود. تحقق این راهکار به همه برمیگردد همه باید همدل باشند؛ نه اینکه مجلس به نحوی تخریب کند و صدا و سیما جوری دیگر تخریب کند و عدهای در جای دیگری تخریب کنند. اگر همدل و همسو باشیم کار شدنی است.
مــحســن هـــاشمی اخــیرا در صحبتی گفتند مدیریت جامعه در شرایط فعلی مدیریت آیتا… هاشمی را میطلبد، اساسا مولفهها و ویژگیهای مدیریت ایشان در دوران حیات خود چه بود که امروز می توان به عنوان الگو از آنها یاد کرد؟
آقای هاشمی در سیاست خارجی خود استراتژی تنشزدایی را به جای تنشافزایی به کار میگرفت و این در اصلاح امور موثر بود. در حوزه اقتصاد به تولید و صادرات توجه داشت، ایشان وقتی جمعیت کشور ۴۰ تا ۴۵ میلیون بود و کار را شروع کردند وقتی با تولیدکنندگان صحبت میکردند به آنها میگفتند هدفگذاری تولید خود را برای ۳۰۰ میلیون در نظر بگیرید و فقط به فکر مصرف داخل نباشید. ما باید بازارهای منطقه را به دست بگیریم چون هم انرژی ارزان داریم و هم مواد اولیه را داریم. تمام مواد جدول مندلیف از Aتا Zدر ایران وجود دارد. انرژی ارزان نیز داریم نیروی کار ارزان هم داریم پس میتوانیم تولید و صادرات داشته باشیم، ضمن اینکه از منظر سوقالجیشی هزینه های حمل کالا برای ما کمتر است. آقای هاشمی در تولید برای بازار پیرامونی و بازار منطقه هدف گذاری کرده بودند. این برنامه میتوانست کاهش وابستگی به نفت را در پی داشته باشد و همچنین ارزآوری و هم اشتغال داشت و طبعا در این شرایط تورم وجود نداشت. مساله دستیابی به بازارهای منطقه بحث تنشزدایی بود نه تنشافزایی و ما دیدیم که روابط ما با کشورهای منطقه و کشورهای اروپایی به کلی ترمیم شده بود و روال روال دیگری بود. از نظر سیاست داخلی نیز ایشان همان فرمایشات امام را تحقق میبخشیدند که امام فرموده بود هر کاری را که مردم میتوانند انجام بدهند به مردم بدهید و دولت به دنبال آن کارها نرود. در حقیقت ایشان به دنبال مشارکت عمومی و مشارکت مردم و بخش خصوصی در حوزه اقتصاد بود. طبق وصیت امام نیروهای مسلح باید مرزبان باشند و در کنار مرزها باشند و در امور سیاسی دخالت نکنند این بحث مهمی بود و امروز باید مورد توجه باشد. به طور مثال یکی از مشکلات مهم کشور در بحث قاچاق است. قاچاق که از آسمان نمیآید بلکه از مرزها وارد میشود. متاسفانه به جای اینکه کالاهایمان را صادر کنیم از مرزهایمان قاچاق وارد میشود و به تولید ضربه میزند و تورم و بیکاری را به همراه میآورد. در حوزه فرهنگی نیز ایشان روی فرهنگ جلامعه بسیار حساس بود. خطبههای آیتا… هاشمی در بخش اول خود همیشه مسائل اجتماعی و فرهنگی بود و راهکار نشان میدادند.
به گزارش خبرآنلاین، تشویق مردم به مشارکت در تعیین سرنوشت خود از دریچه انتخابات موضوعی است که از سوی بسیاری از شخصیتها و جریانات سیاسی – اجتماعی دنبال میشود، اما هستند کسانی که مشارکت بالای مردم در پای صندوقهای رأی را برای خود یک خطر میدانند و تنها در فصول سرد انتخابات، فرصت ظهور و بروز پیدا میکنند.
محمدحسن قدیری ابیانه بر این باور است که «برگ رأی» به مثابه یک حق در جامعه است و هیچ کس نمیتواند با فشار کسی را مجبور به شرکت در انتخابات و استفاده از این حق کند. او حتی بر این امر تأکید میکند که یک انتخابات حداقلی به منزله از بین رفتن مشروعیت نظام نیست.
این فعال سیاسی اصولگرا با نقد جریانات عوام فریب در کشور، محمود احمدی نژاد را یک فرد «ساختارشکن» معرفی میکند و به خبرآنلاین میگوید: رئیس جمهور سابق ایران هیچ اعتقادی به «ولایت فقیه» ندارد و در انتخابات پیش رو نیز دوباره از سوی شورای نگهبان «رد صلاحیت» میشود.
او که زمانی در جایگاه سفیر جمهوری اسلامی ایران قرار داشته، با ارائه پیشنهادی در راستای بازنگری در قانون اساسی تأکید میکند؛ میتوان شرایطی را فراهم آورد که رهبر انقلاب به صورت مستقیم مسئول امور اجرایی کشور را تعیین کند.
آنچه در ادامه میخوانید؛ گفتگوی خبرآنلاین با محمدحسن قدیری ابیانه فعال سیاسی اصولگرا است:
******************
* آقای قدیری ابیانه! از نگاه شما مردم در سال ۱۴۰۰ باید به دنبال رئیس جمهور فراجناحی باشند یا همچنان دو جناح سیاسی کشور این ظرفیت را دارند که یک کاندیدای شاخص به جریان انتخابات معرفی کنند؟
بنده معتقدم هر فردی که در مسند ریاست جمهوری قرار میگیرد، باید در موضع خدمت به صورت فراجناحی و بدون تبعیض کار خود را به پیش ببرد و حتی نگاه یکسان به جناحهای سیاسی مختلف را نیز به پیروان ادیان مختلف تسری دهد.
پیشنهاد متفاوت برای انتخاب رئیسجمهور ۱۴۰۰/احمدینژاد رد میشود؟
البته این سخن من نافی حضور جریانات سیاسی در عرصه انتخابات نیست، زیرا همواره شاهد هستیم که لیستهای مختلف انتخاباتی شانس خود را برای حضور در مجلس و دولت امتحان میکنند. البته گاهی نیز برخی از احزاب سر لیست مشترک معرفی میکنند که الزاما همین مسأله هم باعث پیروزی آنها در آوردگاه انتخابات نمیشود.
رئیس جمهور باید با شایسته سالاری کند
بنده پیشبینی میکنم که یک نیروی ولایتمدار در سال ۱۴۰۰ پیروز انتخابات شود. البته همین فرد ولایتمدار باید پس از حضور در دولت شایسته سالاری را در پیش بگیرد و در انتصاب افراد، تنها به حزب متبوع خود تأکید نکند. بسیار مهم است که دولت آینده موضع مبارزه با فساد را به صورت جدی دنبال کند و کسانی که سابقه فساد و استفاده از رانت را دارند در حیطه حاکمیت قرار ندهد.
نباید افرادی در مناصب مهم حاکمیتی قرار بگیرند که در شرایط حساس، کشور را تا لب پرتگاه ببرند و حتی دست به فتنه گری نیز بزنند. به همین دلیل لازم است رئیس جمهور بعدی افرادی را در کابینه خود به کار بگیرد که منافع ملی و جمهوری اسلامی را هیچ گاه فدای منافع حزبی و فردی نکنند.
معنای دولت جوان را نباید با ناپختگی یکسان دانست
* رهبر معظم انقلاب به موضوع «دولت جوان انقلابی» اشاراتی داشتهاند. شاخصههای این دولت از دیدگاه شما چیست؟
دولت جوان انقلابی به این معنا است که این جریان، توان انجام امور مختلف را داشته باشد. رهبر انقلاب در خصوص سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فرمودند؛ اگر ایشان به شهادت نرسیده بود، تا ۱۰ سال آینده نیز وی را در مقام فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران حفظ میکردند. معنای حرف این است که افرادی باید در رأس امورات اجرایی قرار بگیرند که همچون حاج قاسم سلیمانی با قدرتی بیش از نیروی جوانان در میدان عمل حاضر شوند.
بنده معتقدم نباید معنای دولت جوان را با ناپختگی یکسان کرد. زیرا دولت قرار است در سطح اجرایی کشور تصمیمات مهم اتخاذ کند و نباید افراد در جایگاه مهمی همچون ریاست جمهوری به تجربه اندوزی بپردازند. باید توجه داشت که هر جایگاهی افراد مختلف با اقتضای سنی خود را میخواهد، گاهی فردی با ۷۵ سال سن هنوز برای مرجعیت جوان است و گاهی نیز یک ورزشکار با ۳۰ سال سن کارایی لازم را برای فعالیت حرفهای ندارد.
احمدی نژاد به دنبال پیادهسازی مدل «پوتین مدودف» بود
* برخی معتقدند که در فضای کاهش مشارکت مردم، برخی از جریانات عوام فریب میتوانند با یکسری شعارها خود را در عرصه انتخابات مطرح و حتی قدرت را نیز به دست بگیرند. به نظر شما چگونه میتوان جلوی این پدیدهها را گرفت؟
این افراد و جریانات همواره به دنبال فرصت هستند تا خود را عرضه کنند. برای مثال آقای احمدی نژاد همواره خرده میگرفت که چرا باید دو برادر در جایگاه سران قوا قرار بگیرند، باید توجه داشت که رئیس مجلس را در کشور مردم و از طریق نمایندگان مجلس انتخاب میکنند و رئیس دستگاه قضا نیز از سوی رهبر انقلاب انتخاب میشود. در حالی که شخص احمدی نژاد زمانی که رئیس جمهور بود به دنبال این بود که پدر عروس خود را در جایگاه معاون اولی بنشاند و بعدها بر اساس مدل ریاستی «پوتین و مدودف» او را رئیس جمهور کند و خود معاون اول شود و اینگونه قدرت را حفظ کند.
احمدی نژاد اعتقادی به ولایت فقیه ندارد
احمدی نژاد فردی است که همواره شعارهای عوام فریبانه میدهد و حتی هیچ اعتقادی نیز به «ولایت فقیه» ندارد. البته او دوباره برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری میکند و دوباره از سوی شواری نگهبان «رد صلاحیت» میشود. این فرد به دنبال این است اگر نتوانست در جایگاه ریاست جمهوری قرار بگیرد، فردی به مقام ریاست برسد که برای کشور هزینه ایجاد کند. زیرا در آن فضا میتواند ادعا کند که این شرایط به دلیل پیش آمده که نگذاشتهاند او وارد انتخابات شود.
احمدی نژاد در نامه به بن سلمان برای خود رسالت جهانی قائل شده است
رفتاری احمدی نژاد تنها معطوف به عوام فریبی نمیشود و شاهد هستیم که او دست به ساختارشکنی نیز میزند. برای مثال این فرد که دم از ولایتمداری میزد؛ گاهی پیروزی یک تیم «بیسبال آمریکایی» را تبریک میگوید، گاهی در سالروز تولد «مایکل جکسون» مطلب مینویسد و حتی در نامه به «بن سلمان» برای خود یک رسالت جهانی را قائل میشود.
* به نظر شما چگونه میتوان سطح مشارکت مردم را در انتخابات پیش رو بالا برد؟
نباید اینگونه القا کرد که با مشارکت پایین مردم در انتخابات، مشروعیت نظام زیر سوال میرود. شرکت در انتخابات یک حق برای مردم است و هیچ کس حق ندارد مردم را به شرکت در انتخابات مجبور کند. باید توجه داشته باشیم که اکثریت شرکت کنندگان در انتخابات سرنوشت سیاسی را کشور را رقم میزنند گاهی برخی از افراد به هر دلیلی حق تصمیم گیری برای سرنوشت خود را عملا به دیگران یعنی رای دهندگان واگذار کرده و در پای صندوقهای رأی حاضر نمیشوند.
در کشورهای غربی گاهی مشارکت مردم حدود ۲۰ درصد است ولی کسی مشروعیت نظامشان را به آن مرتبط نمیکند. رهبر معظم انقلاب نیز همواره بر حق انتخاب مردم تأکید داشته و فرمودهاند؛ مردم میتوانند با یک انتخاب درست از مزایای یک رئیس جمهور کاربلد بهرهمند شوند و با انتخاب غلط نیز خودشان متضرر خواهند شد.
نباید کسی بیش از ۸ سال رئیس جمهور شود
* برخی از کارشناسان این موضوع را مطرح میکنند که بهتر است دوره ریاست جمهوری در کشور محدود به یک زمان مشخص (تک دورهای) باشد و افراد نتوانند برای دومین دوره نیز خود را به عنوان کاندیدا معرفی کنند. آیا شما با این نظر موافق هستید؟
بنده فکر میکنم یکی از راهها این است که پس از دو دوره حضور یک فرد در جایگاه ریاست جمهوری، قانون اجازه کاندیداتوری برای سالهای بعد را از وی سلب کند تا در همان مدت معین شده فرد کارها را پیش ببرد و دوباره برای حضور در قدرت، اقدام نکند.
برخی از کشورها همانند «مکزیک» افراد را تنها برای یک دوره ۶ ساله در یک جایگاه سیاسی میپذیرد و فرد نمیتواند دوباره برای همان مقام اقدام به کاندیداتوری کند. اما من فکر میکنم در کشور ایران دو دوره ۴ ساله و غیرقابل تکرار برای افراد، امری مفید باشد.
موافقم که رهبری به صورت مستقیم مسئول امور اجرایی کشور باشند
گاهی مشاهده میشود که برخی نابسامانی های پیش آمده را متوجه رهبری میکنند، در حالی که مردم رئیس جمهور را انتخاب کردهاند و طبق قانون رهبر انقلاب حتی حق ندارد رئیس قوه مجریه را برکنار کند و مقدمه لازم برای عزل رای به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور توسط نمایندگان ملت در مجلس است.
بنده موافق این موضوع هستم که رهبر به صورت مستقیم مسئول امور اجرایی کشور باشند، اما به این شرط که ایشان؛ همانند رئیس قوه قضاییه، رئیس جمهور را نیز انتخاب و اختیار عزل وی را نیز داشته باشد.
مردم مسئولیت انتخاب خود را در انتخابات ریاست جمهوری بپذیرند
بنده امیدوارم اگر روزی تصمیم بر این شد که قانون اساسی در مسیر بازنگری قرار بگیرد، انتخاب شخص رئیس قوه مجریه نیز بر عهده رهبر انقلاب گذاشته شود. شاید برخی این ادعا را مطرح کنند که این کار خلاف روح جمهوریت است، اما در بسیاری از کشورها رئیس جمهور و نخست وزیر مستقیما توسط مردم انتخاب نمی شوند و حتی در ایالات متحده آمریکا نیز «مجلس الکترال» که تشکیل میشود از نمایندگان منتخب ایالتها در تعیین نفر اول حکومت یعنی رئیس جمهور تصمیم گیر است. باید توجه داشت وقتی مردم رئیس قوه مجریه را با آن همه اختیارات خودشان انتخاب میکنند، خودشان مسئول خوب و بد انتخابشان هستند.
قوه مجریه در بین قوای سهگانه، از ابعاد مختلف دارای جایگاه مهم و متمایزی است که باعث شده در تحلیلهای سیاسی و حقوقی طیف گستردهای از تحلیلگران، نظام جمهوری اسلامی را نظام ریاستی یا حداقل نظامی نیمه ریاستی تلقی کنند. انتخاب رئیس جمهوری به صورت مستقیم از سوی مردم و وظایف گسترده قوه مجریه و رئیس جمهوری نمادی از اهمیت قوه مجریه در ساختار سیاسی و حقوقی جمهوری اسلامی ایران است.
علاوه بر مسئله فوق، اصل۱۱۳ قانون اساسی هم به مسئله جایگاه رئیس جمهور پرداخته که این اصل مسئولیت اجرای قانون اساسی را بر دوش رئیس جمهور به عنوان دومین مقام عالی نظام قرار داده که نشان از اهمیت این قوه و متمایز بودن آن از دو قوه دیگر دارد.
با این حال برخی از جریانات فکری و سیاسی در کشور معتقدند که تلفیق دو مفهوم جمهوری و اسلامی در قالب یک نظام سیاسی، دشوار بوده و منجر به پراکندگی قدرت در یک نظام سیاسی میشود. از این منظر، مستمراً نزاع و نقار میان دستگاههای وابسته به جمهوریت و اسلامیت نظام بهوجود میآید و این وضعیت، منجر به چالشهای درونی نظام میشود. هرچند این نوع تحلیلها رادیکال و نیز مغرضانه بهنظر میرسد اما نمیتوان منکر برخی چالشهای ساختاری شد.
این طیف اختلاف میان نهادهای قانونی نظام را بهترین دلیل برای مدعای خود میدانند. استناد به اختلافات سران قوا در مقاطع مختلف در استدلال این جریانات دیده میشود؛ اختلافاتی که گاه به سطح رسانهها و افکار عمومی هم کشیده شده و با تدبیر رهبری پایان یافته است. یکی از ابعاد چالش، مرتبط با اصل ۱۱۳ قانون اساسی است. در این اصل آمده است: پس از مقام رهبری، رئیس جمهور عالی ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط می شود، بر عهده دارد. تفسیر و برداشتهای مختلف از این اصل باعث بروز اختلافاتی در سطح نهادهای انتخابی با دیگر نهادها شده است.
چالش بر سر اصل ۱۱۳
«حسن روحانی» در جایگاه رئیس جمهور در برهههای مختلف نسبت به این تفسیرها اعتراض و در مقابل مطالبات افکار عمومی به محدودیتهای پیش رو بر اساس تفسیر شورای نگهبان از اصل ۱۱۳قانون اساسی اشاره کرده است. روحانی معتقد است در اصل ۱۱۳ قانون اساسی رئیس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی است و مردم به رئیس جمهور رای نمیدهند که رئیس دستگاه اجرائی باشد؛ اما شورای نگهبان این اصل را به گونهای تفسیر کرده که گویی چنین اصلی نداریم.
قوه مجریه و چالش جمهوریت
رئیس جمهور در نشست خبری مهرماه ۹۸ اقدامات دولت در زمینه نقض حقوق شهروندی را دستمایه قرار داد تا به این اصل قانون اساسی اشاره کند و بگوید که از قانون اساسی آسمان هفتم سخن نمیگوید. او گفت: اشکال کار از اینجا شروع می شود که رئیس جمهور طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی چون مسئول اجرای قانون اساسی است باید به صورت مداوم به قانون حساس باشد که کجا نقض شده، کجا متوقف شده و کجا فراموش شده است. وقتی من در سخنرانیها بعضی از اصل ها را مطرح میکنم، برخی عصبانی می شوند، گویا من از قانون اساسی آسمان هفتم حرف میزنم.
او درباره مشکلات پیش آمده دراین باره نیز گفته بود: بنده به عنوان رئیس جمهور وقتی به مجلس تذکر می دهم؛ رئیس مجلس به من تذکر می دهد که طبق تفسیر شورای نگهبان این چنین است، به رئیس قوه قضائیه تذکر می دهم می گوید طبق تفسیر شورای نگهبان فلان… . مردم به رئیس جمهور رای نمی دهند که رئیس دستگاه اجرائی باشد. در همان اصلی که گفته رئیس دستگاه اجرائی، رئیس جمهور است؛ در همان اصل هم گفته مسئول اجرای قانون اساسی است و مردم رای داده اند به اینکه رئیس جمهور مسئول اجرائی قانون اساسی است.
شورای نگهبان چه میگوید؟
اما شورای نگهبان به عنوان مفسر قانون اساسی هم نظر روحانی نیست. روحانی با توجه به تفسیر شورای نگهبان در همان نشست خبری خود، به شورای نگهبان پیشنهاد داد: اگر می خواهیم این اصل را به گونه دیگری تفسیر کنیم؛ بگذاریم برای رئیس جمهور بعدی و از قبل هم به مردم بگوییم رئیس جمهوری که انتخاب میکنید فقط مسئول دستگاه اجرائی است و در قانون اساسی هیچ دخالتی ندارد. تفسیری که شورای نگهبان میکند این است که هر جایی که یک مسئول مستقیم ندارد؛ مثل اموال بلاصاحب، جایی که هیچ مسئولی ندارد رئیس جمهور وارد شود؛ مگر می شود چنین چیزی؟ هر چیزی مسئولی دارد و این اصل برای چه وضع شده است؟
مسئله چالش بر سر اصل ۱۱۳ قانون اساسی و مسئله حدود وظایف رئیس جمهور، مختص به دولت حسن روحانی نیست. اولین بار این چالش در دولت ابوالحسن بنی صدر ایجاد شد. او در نامهای به شورای عالی قضایی خطاب به آنان نوشت: حسب وظیفهای که به موجب اصل ۱۱۳ قانون اساسی برعهده دارم به شورای عالی قضائی اخطار می کنم که از نقض قانون و تجاوز به حدود صلاحیت و وظایف قوه مقننه اجتناب کند.
همین اخطار باعث شد تا شورای عالی قضائی از شورای نگهبان بخواهد تا تفسیر خود را از اصل ۱۱۳ و حدود اختیارات ریاست جمهوری بیان کند که این شورا در پاسخ نوشت: رئیس جمهور با توجه به اصل ۱۱۳ حق اخطار و تذکر را دارد. سال بعد، ریاست دولت برعهده آیت الله خامنه ای بود. ایشان برای تشکیل واحد بازرسی ویژه که بر قانون اساسی نظارت کند، از شورای نگهبان استعلام کردند و نوشتند: رئیس جمهور طبق قانون اساسی مکلف به اجرای قانون اساسی و شرع مقدس و… است . به نظر می رسد که انجام این مسئولیت بدون نظارت دقیق بر ارگان های اجرائی (اعم از قوه قضائیه و مجریه) امکان پذیر نیست.
شورای نگهبان نیز در پاسخ نوشت: رئیس جمهوری می تواند از مقامات مسئول اجرایی و قضایی و نظامی توضیحات رسمی بخواهد و مقامات مذکور موظفند توضیحات لازم را در اختیار ریاست جمهوری بگذارند. بدیهی است رئیس جمهوری موظف است چنانچه جریانی را مخالف مذهب رسمی کشور و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی تشخیص داد اقدامات لازم را معمول دارد.
این چالشها در دولتهای بعدی هم تکرار شد اما در نهایت شورای نگهبان در سال ۹۱ تفسیری از قانون اساسی و اصل ۱۱۳ ارائه کرد که متفاوت با قبل بود. با این تفسیر اختیارات رئیس جمهور به نفع دیگر نهادها محدود شد و دقیقا از این منظر مسئله چالش جمهوریت دچار پیچیدگیهایی شد که روسای جمهوری غالبا از آن انتقاد کردهاند.