برچسب: قاسم سلیمانی

  • نظامی‌ها فراجناحی باشند/برخی می‌خواهند در سایه مذاکره قهرمان شوند

    نظامی‌ها فراجناحی باشند/برخی می‌خواهند در سایه مذاکره قهرمان شوند

    نظامی‌ها فراجناحی باشند/برخی می‌خواهند در سایه مذاکره قهرمان شوند

     

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست-هادی رضایی، ساعت ۷:۳۰ دقیقه صبح قرار مصاحبه داشتیم. قرار مصاحبه ما در دفتر کارش در سازمان عقیدتی سیاسی ارتش بود. با خوشرویی و مهربانی پذیرای ما شد. طبق همان زمان مشخص شده، مصاحبه ما با حجت الاسلام عباس محمد حسنی رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش رأس ساعت آغاز شد. گفتگو را با یکی از چالشی ترین موضوعات یعنی دخالت نظامی‌ها در سیاست آغاز کردیم.

    او معتقد بود در قانون اساسی آمده نیروهای مسلح و ارتش جمهوری اسلامی ایران نباید در سیاست دخالت کنند و برای اینکه گرفتار سیاسی کاری نشوند باید مستقیم در مسیر رهبری و ولایت حرکت کنند چون این مسیر فرا جناحی و ملی است، بنابراین وقتی ارتش در مسیر امامت، ولایت و رهبری حرکت کند متعلق به همه مردم است و ضمن آگاهی از مسائل سیاسی در دام جناح خاصی نمی‌افتد.

    یکی دیگر از موضوعات مهمی که با رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش درباره آن صحبت کردیم بحث انتظار برخی برای رأی آوردن کاندیدای خاصی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود که وی بر این نکته تاکید کرد که انصافاً قابل قبول نیست برخی دل به مذاکره با کسانی بستند که عزت ملت ایران را نمی‌خواهند و به منافع ملت ایران فکر نمی‌کنند. هر دوی آنها در یک هدف مشترک‌اند و راهبردشان براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران است.

    حجت الاسلام محمد حسنی در خصوص ضرورت داشتن بینش سیاسی برای کارکنان ارتش، گفت: ارتشی که بناست از حق و کشور اسلامی دفاع کند باید از بینش بالایی برخوردار باشد و سره را از ناسره تشخیص دهد، قدرت تحلیل داشته باشد که چرا باید بایستد، جان بدهد و تا آخر بماند.

    رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش در خصوص برگزاری رزمایش‌های ارتش گفت: ارتش بایستی همیشه آماده به رزم باشد و توان رزمی خود را به روز کند و برای این موضوع نیاز به تمرین و رزمایش و بازی جنگ است. بازی جنگ یعنی ما یک دشمن فرضی را در نظر می‌گیریم و محاسبه می‌کنیم که اگر دشمن به شکل‌های مختلف و از نقاط مختلف حمله کرد ما باید چه کنیم و خودمان را برای آن وضعیت آماده کنیم، تصویرهای مختلفی از حمله فرضی دشمن تهیه می‌شود و برابر آن ما دفاع خود را انجام می‌دهیم تا از نظر توان و آمادگی رزمی نیروها به روز بمانند.

    متن کامل گفتگوی تفصیلی مهر با حجت الاسلام محمدحسنی به شرح زیر است:

    مشروح این گفتگو به شرح زیر است:

    به نظر شما تشکیل سازمان عقیدتی سیاسی ارتش چه چیزی به ارتش افزود و ارتش با تأسیس این سازمان چه تفاوتی با گذشته پیدا کرد؟

    سازمان عقیدتی سیاسی ارتش وظیفه ارتقای معرفت و بالا بردن سطح معارف دینی را برعهده دارد

    کشور ما یک کشور اسلامی ست، ارتش ما هم یک ارتش اسلامی و مدافع ارزش‌های اسلام است، کسی که می‌خواهد از یک ارزش دفاع و پاسداری و در راستای آن جان نثاری کند می‌بایست کاملاً ارزش را بشناسد و در حقیقت سازمان عقیدتی سیاسی وظیفه ارتقای معرفت و بالا بردن سطح معارف دینی را برعهده دارد و این معارف هم فقط در معارف دینی خلاصه نمی‌شود، بلکه معارف ملی و میهنی را هم در بر می‌گیرد.

    در روایات ما، میهن دوستی را از نشانه‌های ایمان می‌دانیم. عقیدتی سیاسی خداباوری، عشق به مردم، عشق به ارزش‌ها را در میان کارکنان ارتش تبلیغ، تبیین، تقویت و نهادینه می‌کند. تا کسی در رابطه با اعتقادات خود از یک اراده آهنین برخوردار نباشد در روز خطر مقاومت لازم را از خود نشان نمی‌دهد، بنابراین سازمان عقیدتی سیاسی کارش تعمیق اعتقادات کارکنان ارتش در رابطه با مأموریت‌های دینی و ملی است و الحمدلله خانواده ارتش روز به روز معنوی‌تر و انقلابی‌تر و بالنده‌تر شده و می‌شود.

    به نظر شما داشتن بینش سیاسی برای نظامیان تا چه اندازه اهمیت دارد و سازمان شما در این خصوص چه کارهایی انجام می‌دهد؟

    ما اگر چشم سر نداشته باشیم نابینا می‌شویم و نمی‌توانیم راه را از چاه تشخیص دهیم، بیناdی است که به ما می‌گوید راه درست کدام است، ولی همه چیز را با چشم سر نمی‌توان دید، حقایق بسیار پیچیده‌تری در عالم وجود دارد که با چشم سر نمی‌توان دید بلکه با چشم دل می‌توان دید و نام آن بصیرت، آگاهی باطنی و قدرت تشخیص حق از باطل است. بنابراین اگر کسی بینایی داشته باشد اما بینش لازم در رابطه با تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی اجتماعی نداشته باشد در روز خطر نمی‌تواند به درستی دوست را از دشمن تشخیص دهد.

    در جنگ صفین شخصی خدمت حضرت امیر المؤمنین آمد و عرض کرد؛ حیرانم، نمی دانم چه کنم هم شما نماز می‌خوانید هم سپاه معاویه، هم شما قرآن می‌خوانید هم آنان، هر دوی شما از خدا دم می زنید، بالاخره من باید چه کنم؟ حضرت امیر فرمودند: شما باید قدرت تحلیل خود را از حق و باطل بالا ببرید و بدانید هرکس نماز می‌خواند لزوماً طرفدار حق نیست، ایشان فرمودند: از ابتدای اسلام دو پرچم وجود داشت یک پرچم دست پیامبر و یک پرچم دست ابوسفیان بود و اینها در مقابل هم بودند و الان شما ببیند پرچم پیامبر در این دو جبهه کجاست، پس حق آنجاست و آن پرچم دست سپاه اسلام بود و آن فرد حق را از باطل تشخیص داد.

    ارتشی که بناست از حق و کشور اسلامی دفاع کند باید از بینش بالایی برخوردار باشد و سره را از ناسره تشخیص دهد

    ارتشی که بناست از حق و کشور اسلامی دفاع کند باید از بینش بالایی برخوردار باشد و سره را از ناسره تشخیص دهد، قدرت تحلیل داشته باشد که چرا باید بایستد، جان بدهد و تا آخر بماند و این تحلیل سیاسی درست از ضروریات هر رزمنده است و این در سایه کارهای بصیرت افزایی درست به دست می‌آید که مسئولیت این کار در ارتش جمهوری اسلامی به سازمان عقیدتی سیاسی واگذار شده است و ارتقا بخشیدن به توان تجزیه تحلیل درست مسائل سیاسی اجتماعی در ارتش به عهده سازمان عقیدتی سیاسی گذاشته شده است و این یک ضرورت است که بایستی همیشه به روز باشد.

    همانگونه که در مسائل نظامی باید مهارت‌ها به روز باشد، توان تحلیل مسائل هم باید به روز باشد به همین دلیل ما در سازمان عقیدتی سیاسی شبکه وسیع تبیان را داریم، هادیان سیاسی داریم که در مناسبت‌ها در سراسر ارتش جمهوری اسلامی ایران در قالب جلسات آگاه سازی سیاسی وارد عمل می‌شوند و موضوعات روز را با مخاطبان در میان می‌گذارند تا با آنچه که در داخل کشور، در منطقه و جهان می‌گذرد آشنا شوند تا بتوانند در بزنگاه‌های تاریخی تجزیه تحلیل و موضع گیری درستی داشته باشند.

    یکی از مسائلی که همیشه مورد بحث است ورود نظامیان به عرصه سیاسی است، نظر شما در این خصوص چیست؟

    سیاسی یا جناحی عمل کردن ارتش از لحاظ قانونی ممنوع و شرعا حرام است / ارتش نمی‌تواند خود را فدای جناح خاصی کند

    امامین انقلاب تکلیف شرعی و قانونی این مساله را برای ما روشن کرده‌اند که ارتش باید سیاست را بداند ولی در سیاست دخالت نکند چون در مسائل سیاسی بحث حزب و جناح وجود دارد، ارتش نمی‌تواند خود را فدای جناح خاصی کند. ارتش باید در خدمت کلیت کشور و منافع ملی باشد، زیرا دخالت در سیاست ارتش به این معناست که باید به یک سمت گرایش بیشتری پیدا کند که این با بودن در خدمت منافع ملی منافات دارد و از این جهت است که می‌گویند سیاسی یا جناحی عمل کردن ارتش از لحاظ قانونی ممنوع و شرعا حرام است. در سایر کشورها قانونا ممنوع است ولی در کشور ما دو نکته است منع قانونی و منع شرعی.

    اگر یک ارتشی، سپاهی و نظامی بخواهد جناحی عمل کند از مأموریت ذاتی خود انحراف پیدا می‌کند

    اگر یک ارتشی، سپاهی و نظامی بخواهد جناحی عمل کند از مأموریت ذاتی انحراف پیدا می‌کند و این حرام است، اما دانستن سیاست واجب است. آگاهی‌های سیاسی به معنای گرایش به جناح خاصی نیست اتفاقاً اگر آگاهی سیاسی نداشته باشد ناخود آگاه به یک جناح کشیده می‌شود، برای اینکه یک ارتشی گرفتار جناح‌ها و احزاب نشود بایستی همه جریان‌های سیاسی را بشناسد تا در اثر تبلیغات به جناح خاصی گرایش پیدا نکند، برای این کار ما دکترین داریم و دکترین ما خط ولایت است.

    در قانون اساسی آمده نیروهای مسلح و ارتش جمهوری اسلامی ایران نباید در سیاست دخالت کنند و برای اینکه گرفتار سیاسی کاری نشوند باید مستقیم در مسیر رهبری و ولایت حرکت کنند چون این مسیر فرا جناحی و ملی است، بنابراین وقتی ارتش در مسیر امامت، ولایت و رهبری حرکت کند متعلق به همه مردم است و ضمن آگاهی از مسائل سیاسی در دام جناح خاصی نمی‌افتد.

    در چهل سال دوم انقلاب اسلامی هستیم و مقام معظم رهبری بیانیه گام دوم را ارائه دادند. برنامه سازمان عقیدتی سیاسی ارتش برای تحقق مطالب این بیانیه چیست؟ و چه اقداماتی تا کنون در این رابطه صورت گرفته است؟

    چنانچه بیانیه گام دوم انقلاب به درستی اجرا شود قطار انقلاب مسیر خود را ادامه خواهد داد و به مقصد خواهد رسید

    خداوند متعال را شاکر هستیم که نعمت ولایت را به ما عطا فرمود که در هر مقطعی از انقلاب نقشه راه رسیدن به آرمان‌های انقلاب را پیش روی ما ترسیم می‌کنند. شاید هنوز هم قاطبه مردم با اهمیت بیانیه گام دوم آشنا نشده‌اند، این یک بیانیه عادی نیست، یک نقشه راه است که سلامت و صلابت انقلاب را در ادامه مسیر به سوی آرمان‌های بزرگ‌تر ترسیم می‌کند، البته باید برای مردم تشریح شود و بدانند این بیانیه چنانچه به درستی اجرا شود قطار انقلاب مسیر خود را ادامه خواهد داد و به مقصد خواهد رسید.

    سازمان عقیدتی سیاسی ارتش در این زمینه جز اولین سازمان‌هایی هست که پیشتازانه در ارتباط با تبیین، ترویج و در رابطه با پیاده سازی این بیانیه گام‌های خوبی برداشته‌است و در حال ادامه این مسیر هستیم. حرکت نخستین ما برگزاری یک همایش عالی بود، فراخوانی اعلام شد و نخبگان ارتش مقالاتی را برای ما ارسال کردند، این مقالات در قالب اولین همایش بیانیه گام دوم در سازمان عقیدتی سیاسی انجام شد.

    صاحبان مقالات برتر مقالات خود را ارائه کردند و پس از آن مجموعه مقالات تحت عنوان درآمدی بر بیانیه گام دوم چاپ شد و مورد استقبال بسیاری از سازمان‌ها قرار گرفت حتی تعدادی از سازمان‌های فرا ارتشی از ما درخواست ارسال این کتاب را داشتند. انصافاً کار فاخری در خصوص بیانیه گام دوم در ارتش صورت گرفته است علاوه بر این حدود ۲۰۰ هزار جلد از این بیانیه تهیه و در اختیار جامعه هدف مان قرار دادیم و از آن مسابقه برگزار کردیم و روزی نبوده که ما از آن غافل باشیم.

    از این رو برنامه ریزی شده است تا هر ساله این همایش برگزار شود و هر سال یک بعد از ابعاد این بیانیه مورد تحقیق قرار گیرد و دومین همایش هم باید برگزار می‌شد که به خاطر موج سوم شیوع کرونا به آینده موکول شد. این مسیر همانند یک رود در جریان است و تعطیل بردار نیست و ارتباط ما با بیانیه پیوسته برقرار خواهد بود تا ان‌شاالله بتوانیم تمام ابعاد این بیانیه را در میان مخاطبان ارتش جمهوری اسلامی ایران تبیین، تقویت و ترویج کنیم.

    در شهریور ماه شاهد برگزاری رزمایش ذوالفقار ۹۹ توسط ارتش بودیم، پیام این رزمایش در این برهه زمانی چیست؟

    ارتش بایستی همیشه آماده به رزم باشد و توان رزمی خود را به روز کند و برای این موضوع نیاز به تمرین و رزمایش و بازی جنگ است. بازی جنگ یعنی ما یک دشمن فرضی را در نظر می‌گیریم و محاسبه می‌کنیم که اگر دشمن به شکل‌های مختلف و از نقاط مختلف حمله کرد ما باید چه کنیم و خودمان را برای آن وضعیت آماده کنیم، تصویرهای مختلفی از حمله فرضی دشمن تهیه می‌شود و برابر آن ما دفاع خود را انجام می‌دهیم تا از نظر توان و آمادگی رزمی نیروها به روز بمانند.

    یک فلسفه رزمایش به روز رسانی توان و آمادگی رزمی نیروهای مسلح است، رزمایش معمولاً هم دارای فلسفه اند و هم دارای پیام، یک پیام به خودی‌ها و یک پیام به غیر خودی‌های منطقه‌ای و یک پیام به غیر خودی‌های فرامنطقه ای دارد. پیام این رزمایش برای خودی‌ها این است که به ملت اطمینان می‌دهد که نگران امنیت پایدارشان نباشند زیرا نیروهای دفاعی این مأموریت را انجام می‌دهد.

    امنیت جز ضروری‌ترین و اولین نیازهای یک ملت است. هر از گاهی بایست این اطمینان بخشی در مورد امنیت به روز رسانی شود که الحمدلله کشور ما به لطف خدا جز امن ترین نقطه منطقه و جهان است و این از برکت نیروهای مسلح توانمند ماست و این یک پیام داخلی ست. انصافاً بعد از هر رزمایش روحیه مردم بالاتر می‌رود و احساس می‌کنند که در برابر تجاوز دشمن سد محکمی دارند و به تعبیر قرآن بنیان مرصوصی در دفاع از آنها شکل گرفته است.

    پیام رزمایش برای برخی از همسایه‌های چموش این است که در صورت بی اعتنایی به همجواری مسالمت آمیز او با اقتدار سرخط آورده خواهد شد پیام منطقه‌ای رزمایش این است که به همسایه‌ها اعلام می‌کند ما قوی و مقتدر هستیم، توان روی پای خود ایستادن را داریم بنابر این برای برقراری امنیت هیچ نیازی به حضور اجانب در منطقه نیست و کشورهای همسایه می‌توانند با دست به دست هم دادن مانع حضور نا مشروع بیگانگان شوند. بنابر این باید هم افزایی کنیم تا بتوانیم کنار هم مسالمت آمیز زندگی کنیم بی آنکه محتاج دیگران باشیم و این در حقیقت پیام صلح و دوستی به کشورهای همسایه است، البته پیامی هم برای برخی از همسایه‌های چموش دارد و آن اینکه در صورت ناهماهنگی و بی اعتنایی به همجواری مسالمت آمیز او با اقتدار سرخط آورده خواهد شد.

    اما پیامش برای قدرت‌های فرا منطقه‌ای نا مشروع حاضر در منطقه این است که دیر یا زود بایستی دامن حضور نامشروع خود را از این منطقه برچینند، منطقه متعلق به ملت‌های منطقه و دولت‌های مشروع منطقه است و ما توان اداره منطقه را داریم و هیچ نیازی به وجود نامشروع آنها نیست اگر خودشان مسالمت آمیز رفتند که چه بهتر اگر نرفتند بدانند روزی که احساس تکلیف شود آنان از منطقه بیرون رانده خواهند شد.

    عده‌ای معتقدند آن طور که باید و شاید اطلاع رسانی‌های مربوط به وقایع جنگ برای مردم گفته نشده و یا اینکه این اطلاعات به صورت ناقص یا بعضاً وارونه انعکاس داده می‌شد؛ نظر شما در این رابطه چیست؟

    درست است که همه ابعاد دفاع مقدس برای مردم گفته نشده در این زمینه ما بدهکاریم و مردم طلبکار، اگر مردم همه مسائل مربوط به دفاع مقدس را بدانند احساس مسئولیت بیشتری پیدا می‌کنند و متوجه می‌شوند کسانی که در هشت سال دفاع مقدس غریبانه مظلومانه و در عین حال مقتدرانه ایستادند چه اسطوره و چه انسان‌های بزرگی بودند. بزرگی، ایثار، فداکاری رزمندگان ما کاملاً برای مردم روشن نشده و از همه مهم‌تر اینکه با چه مظلومیتی برای دفاع از شرف و ناموس و استقلال و تمامیت ارضی دفاع کردند.

    شبهه افکنی دشمن در خصوص دفاع مقدس برای این است که مردم را به نظام بدبین کنند

    خط شبهه افکنی که دشمن در خصوص دفاع مقدس در پیش گرفته برای این است که مردم را به نظام بدبین کنند، و اما در باره نپذیرفتن قطعنامه بعد از فتح خرمشهر باید عرض کنم اگر زمانی که ما خرمشهر را باز پس گرفتیم دشمن هم از همه سرزمین‌های ما تا صفر مرزی عقب نشینی می‌کرد و یک وجب از خاک ما در اختیار دشمن نمی‌ماند ممکن بود این انتقاد درست به نظر برسد، ای کاش وقتی خرمشهر را پس گرفتیم دشمن سر عقل می‌آمد و از همه خاک ما عقب نشینی می‌کرد و ما هم قطعنامه را می‌پذیرفتیم و به توافق می‌رسیدیم اما چنین چیزی نبود زیرا هنگامی که ما خرمشهر را پس گرفتیم بسیاری از سرزمین‌ها و شهرهای ما در اختیار دشمن بود و بسیاری از شهرهای ما در تیررس آتش دشمن بود. برابر مقررات جنگی کسی که سرزمینی دستش باشد در مذاکره دست برتر را دارد و تا امتیاز نگیرد تفاهم و آشتی صورت نمی‌گیرد.

    معنای پذیرش قطعنامه بعد از پیروزی خرمشهر این بود که ما باید می‌پذیرفتیم در حالی پشت میز مذاکره می‌نشستیم که بخش عظیمی از خاک کشورمان در دست دشمن متجاوز بود این یعنی پذیرش امتیاز دادن به دشمن که برای هیچ ایرانی با غیرتی قابل نبود، برادران عزیز نمی‌شد به متجاوزان پاداش داد، متجاوز باید تنبیه می‌شد. اگر ما آن روز متجاوز را بیرون نمی‌کردیم اینها به این نتیجه می‌رسیدند که از جای دیگر دوباره به ما حمله کنند و همین بلا را دوباره به سر ما بیاورند ولی مقاومت ملت ایران و نیروهای مسلح باعث شد هم صدام ادب شد و هم دیگرانی که مثل صدام هوس تجاوز به ایران را داشتند برای همیشه این هوس را از سر خود بیرون کنند.

    شبهه را می‌بایست شما اصحاب رسانه روشنگری کنید که بعد از فتح خرمشهر بخشی از خاک ما دست آنها بود و زمینه‌ای برای مذاکره وجود نداشت بنابراین باید جنگ را ادامه می‌دادیم تا متجاوز به نقطه صفر مرزی برگردد و اتفاقاً از زمانی قطعنامه پذیرفته شد که آنها اعلام کردند ما به مرزهای بین المللی بر می‌گردیم.

    مقام معظم رهبری در سخنان روز ۳۱ شهریور بر مقوله تحریف دفاع مقدس اشاره کردند. برنامه سازمان عقیدتی سیاسی برای جلوگیری و مقابله با این تحریف چیست؟ آیا برنامه مشترکی با سایر نیروهای مسلح دارید؟

    تمام مشکلات به وجود آمده در جهان اسلام به دلیل تحریف واقعیت ها ست

    موضوع تحریف موضوعی بسیار کلیدی ست که حضرت آقا به آن پرداختند. اگر ما تاریخ اسلام را بررسی کنیم تمام مشکلات به وجود آمده در جهان اسلام به خاطر تحریف‌هایی ست که رخ داده است. تحریف باعث شد اهل بیت ۱۴۰۰ سال از حق مسلم خود محروم شدند، در سایه تحریف امام حسین (ع) را به مقتل بردند و در سایه تحریف اهل بیت را به نام خارجی به اسارت بردند.

    تحریف وقتی باشد این مشکلات برای ملت به وجود می‌آید. در بحث دفاع مقدس دنبال تحریف هستند برای اینکه بگویند مقاومت ما اشتباه بوده و بگویند نیاز به شهید دادن نبوده است، برای اینکه این تحریف خدای ناخواسته به ثمر ننشیند باید واقعیت‌ها حتماً تبیین شود. ما هر سال در هفته دفاع مقدس به مناسبت‌های مختلف تبیین داریم. چون نسلی که جنگیده آرام، آرام جای خود را به نسل نو می‌دهد و ارتشی که جنگیده می‌داند که کارش درست بوده ولی این القای شبهات برای نسل جدید مردم و نیروهای مسلح باید تبیین شود و سازمان عقیدتی سیاسی گوشه‌ای از کار را در زمینه تبیین معارف جنگ را عهده دار است.

    معارف جنگ شهید صیاد شیرازی که بسیار حرکت آگاهی بخش و ارزشمندی است گوشه دیگر کار را به عهده گرفته، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس هم یک گوشه کار را گرفته و بعضی جاهای دیگر هم این کار را انجام می‌دهند، اینها دست به دست هم می‌دهند در حقیقت یک نهضت تبیینی در ارتباط با ریشه‌های شروع تجاوز از طرف صدام و دلایل مقاومت ملت ایران و دلایل نپذیرفتن قطعنامه بعد از فتح خرمشهر و همه قضایای مربوط به جنگ به صورت وسیع تبیین انجام می‌شود و همچنان ادامه دارد و در آینده هم ادامه خواهد داشت.

    یکی از عرصه‌هایی که ارتش بسیار درخشیده عرصه مردم یاری و خدمت رساندن به مردم در سیل، زلزله و کرونا است، که مورد تأیید مقام معظم رهبری هم قرار گرفت و ایشان از کارکنان ارتش به این دلیل تقدیر کردند. نظر شما درباره این بعد فعالیت‌های ارتش چیست؟

    در قانون اساسی از ارتش ما به نام ارتش مکتبی و مردمی نام برده شده است، واقعاً وجود ارتش نعمتی آسمانی برای ملت است. ارتش بارها و بارها ثابت کرده از مردم، با مردم و برای مردم است. انسان در وجود خود جوهرهایی دارد تا زمینه‌اش پیدا نشود آن جوهر رخ نمائی نمی‌کند، مثلاً شجاعت یک جوهر است تا زمینه‌اش پیش نیاید همچنان پنهان می‌ماند، زمینه نمایش آن روزهای خطر بویژه دفاع است. چون در هشت سال دفاع مقدس زمینه‌اش پیدا شد و ارتش ما ثابت کرد جز شجاع‌ترین ارتش‌های دنیاست.

    مردمی بودن هم یکی از جوهرهای ذاتی ارتش است که زمینه نمایش آن در حوادث طبیعی مانند سیل، زلزله و مواردی از این دست است. شاید اگر سیل، زلزله، بیماری کرونا و یا حوادثی مثل سقوط هواپیما نبود ارتش دلیلی نداشت که نشان دهد مردمی است. در حادثه سیل ارتش قبل از ستاد بحران در گلستان حاضر بود چون زمینه‌اش به وجود آمد، جوهر مردمی بودن خود را در سیل گلستان و خوزستان را نشان داد. این تعبیر خود مردم ولایت مدار کرمانشاه است که گفتند؛ احساس کردیم ارتش با زلزله آنجا حضور پیدا کرد.

    ارتش در عرض چند ساعت خود را به منطقه زلزله زده رساند و اگر ارتش آنجا نبود تلفات در مناطق زلزله زده خیلی بیشتر می‌شد ولی در همان ساعات اولیه ارتش خود را رساند و نشان داد ارتش ما یک ارتش مردمی ست.

    بعد از پیام اخیر مقام معظم رهبری در بحث کرونا چه اقداماتی توسط ارتش صورت گرفته است؟

    ارتش در بحث کرونا با همه توان به میدان آمد. نیروی انسانی کارآمد و جان نثار ارتش، عاشقانه به سمت مبارزه با کرونا رفتند و در سطح بسیار وسیعی این کار را انجام دادند، شهرها را ضدعفونی کردند، بیمارستان‌ها را در اختیار بیماران گذاشتند، همه تجهیزاتی که داشتند به را میدان آوردند و خودشان به صورت ۲۴ ساعته به میدان آمدند، این علاوه بر مردمی بودن ارتش، ولایی بودم ارتش را می‌رساند، چون حضرت آقا به عنوان فرمانده معظم کل قوا وقتی دستوری صادر می‌کند، ارتش بدون درنگ و بدون بررسی چرایی فرمان صادره تمام تلاش خود را بر روی چگونگی اجرا می‌گذارد و این نشانه ولایت مداری ارتش است.

    برای ارتش جمهوری اسلامی ایران افتخاری است که هر زمان فرمانده معظم کل قوا فرمانی صادر می‌کند، در نقطه صد آن فرمان به اجرا در می‌آید. در هیچ کجای دنیا ارتشی نداریم که به اندازه ارتش جمهوری اسلامی ایران عاشق ملت باشد. ارتش ما به همان مقدار که عاشق دین است عاشق ملت دیندار هم هست. اکنون حضرت آقا به رئیس ستاد کل نیروهای مسلح سرلشگر باقری دستور دادند که ارتش هرچه در حوزه بهداشت و درمان در اختیار دارد در خدمت مردم به کار بگیرد و حقیقتاً کادر بهداشت و درمان ارتش با ظرفیت تمام در میدان حاضر شده و شهدایی در این راه تقدیم کرده که به روح آنها درود می‌فرستیم و به وجود با برکت کادر درمانی ارتش که مجاهدانه در این عرصه خدمت می‌کنند می‌بالیم.

    انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار شد و این کشور هنوز درکشمکش دعوای ترامپ و بایدن است. شما به عنوان مسئول عقیدتی سیاسی ارتش این رقابت‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    رقابت‌های انتخاباتی بین دو کاندیدای طراز اول آمریکا بسیار غیراخلاقی و مفتضح بود

    رقابت‌های انتخاباتی بین دو کاندیدای طراز اول آمریکا بسیار غیراخلاقی و مفتضح بود و آمریکای بدون رتوش را به نمایش گذاشت، البته ما این مساله را در مورد سیاست مداران آمریکا و هیئت حاکمه آمریکا می‌دانیم و ملت آمریکا را هرگز چنین نمی‌پنداریم، اکثریت قریب به اتفاق ملت آمریکا هم مثل سایر ملت‌ها انسان‌های شریفی هستند، اما در بحث مسائل انتخاباتی آمریکای بداخلاق را به نمایش گذاشتند.

    سال‌ها دنبال این بودیم که بگوئیم سیاست مداران آمریکا ضد اخلاق و فقط به فکر منافع خود هستند و این مبارزات انتخاباتی بین این دو کاندیدا چهره واقعی غیراخلاقی سیاست مداران آمریکا را به نمایش گذاشت و کار ما را خیلی راحت کرد. خود مردم بهتر از ما می‌بینند و قضاوت می‌کنند

    چرا برخی اشخاص در کشور هنوز منتظر هستند که چه کسی در انتخابات آمریکا پیروز می‌شود؟

    اینکه چرا بعضی‌ها علاقه مندند کاندیدای خاصی برنده شود به گرایش‌های سیاسی شأن برمیگردد، متأسفانه برخلاف رهنمودهای فرمانده معظم کل قوا و رهنمودهای رهبر عظیم الشان انقلاب هنوز هم در داخل کسانی هستند که نگاه راهبردی شأن به بیرون و نگاه تاکتیکی شأن به درون است درحالیکه حضرت آقا عکس این را می‌فرمایند ما باید نگاه راهبردی مان درون زا باشد.

    کسانی که مایل هستند کاندیدای خاصی در آمریکا برنده شود همچنان امیدشان به مذاکره است

    باید بدانیم در این کشور هیچ چیز کم نداریم، زمین، آب، نیروی انسانی کارآمد فراوان داریم ولی نگاه به ظرفیت‌های درونی متأسفانه راهبردی نیست، حضرت آقا تمام تلاششان این است که این تغییر نگاه را در بعضی از مسئولین ایجاد کنند. کسانی که مایل هستند کاندیدای خاصی برنده شود برای این است که همچنان امیدشان به مذاکره است و می‌خواهند با نگاه به بیرون و در سایه مذاکره خودشان را قهرمان نشان دهند ولی مردم ما اینها را به عنوان قهرمان نپذیرفته و نخواهند پذیرفت.

    یکی از این کاندیداها از نظر اینکه یک قاتل بین المللی ست روشن است، قاتل انسان بزرگی همچون حاج قاسم سلیمانی. آنها رویشان نمی‌شود که با قاتل حاج قاسم سلیمانی پشت یک میز بنشینند دنبال این هستند کسی برنده این انتخابات شود که این محظور از میان برداشته شود و به خود اجازه دهند دوباره با آنها مذاکره کنند.

    مردم ما به هیچ وجه آمادگی مذاکره با قاتل حاج قاسم سلیمانی را ندارند

    مردم ما به هیچ وجه آمادگی مذاکره با قاتل حاج قاسم سلیمانی ندارند، بنابراین آنها می‌خواهند که قاتل حاج قاسم سلیمانی رأی نیاورد تا بتوانند با کسی که هنوز قاتل بودنش به فعلیت نرسیده به مذاکره بنشینند، در حالی که برای نخبگان و عقلای بصیر این کشور فرقی بین قاتل بالقوه و قاتل بالفعل وجود ندارد و هر دو غیر قابل اعتماد هستند. نباید ملت را معطل کسانی کنند که هم قاتل بزرگان ما بودند و هم در فکر قتل‌های دیگر هستند.

    انصافاً قابل قبول نیست برخی دل به مذاکره با کسانی بستند که عزت ملت ایران را نمی‌خواهند و به منافع ملت ایران فکر نمی‌کنند. هر دوی آنها در یک هدف مشترک‌اند و راهبردشان براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران است و فقط تاکتیک و سلیقه و روششان فرق می‌کند. برای ما هیچ تفاوتی بین این دو نفر نیست تنها راه این است که ما قوی باشیم تا هرکس که می‌آید نتواند به اهداف شوم خود علیه ملت شریف ایران برسد.

    در پایان اگر حرف ناگفته برای مردم دارید بفرمائید؟

    من به عنوان یک ایرانی عرض می‌کنم ما در یک امتحان بزرگ تاریخی قرار گرفته‌ایم و آن فشار حداکثری استکبار جهانی ست. دنیا در آینده قضاوت خواهد کرد که ملت ایران در یک چنین شرایطی به وظیفه عزت مندی خود به درستی عمل کرد یا نه. آیا دنیا در آینده بر ما مثل یاران امام حسین (ع) که تا آخر ایستادند حساب خواهند کرد و یا مثل مردم کوفه قضاوت خواهند کرد که متأسفانه تا آخر پای کار نایستاد. انتخاب با ماست.

    اعتقادم این است ملت شریف ایران هیچ گاه مسیر اهل کوفه آن روز را برنمی‌گزیند و در شرایط حاضر، مقاومت حداکثری را شیوه کار خود قرار می‌دهند که هم جز مطالبات قرآن و هم جز سیره امامان ماست، و هم جز مطالبات امامین انقلاب ماست. حضرت آقا با استفاده از آیه قرآن فرمودند: و العاقبه للمتقین. ما در این مقاومت در برابر فشار حداکثری پیروز میدان خواهیم بود و زمستان فشار حداکثری خواهد گذشت و روسیاهی آن به ذغال‌هایی خواهد ماند که شعار عدم مقاومت سر می‌دهند.

    امیدواریم خداوند متعال به احترام خون پاک شهدا و اخلاص و حق خواهی مردم هرچه سریع‌تر شکست را بر دشمن ما تحمیل و پیروزی را بر ملت ما عنایت فرماید.

     

    اخبار سیاسی |

  • اظهارات مهم ظریف درباره تنش‌های آمریکا و ایران| کسی را تهدیدنمی‌کنم اما پرونده سردارسلیمانی بسته نشده | حتی نمی‌توانیم واکسن آنفلوانزا بخریم

    اظهارات مهم ظریف درباره تنش‌های آمریکا و ایران| کسی را تهدیدنمی‌کنم اما پرونده سردارسلیمانی بسته نشده | حتی نمی‌توانیم واکسن آنفلوانزا بخریم

    اظهارات مهم ظریف درباره تنش‌های آمریکا و ایران| کسی را تهدیدنمی‌کنم اما پرونده سردارسلیمانی بسته نشده | حتی نمی‌توانیم واکسن آنفلوانزا بخریم

     

    به گزارش همشهری‌آنلاین به نقل از ایرنا، محمد جواد ظریف روز دوشنبه ۳۱ شهریور ماه در نشستی با اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا در پاسخ به سوال حکم قصاص یکی از متهمان ایرانی اظهار کرد: همانطور که می دانید، ما دستگاه قضایی مستقل داریم و دولت در تصمیم‌گیری محاکم قضایی دخالتی ندارد.

    وی تاکید کرد: اعدام این شخص هیچ ارتباطی به حضور وی در راهپیمایی‌ها ندارد.

    شروع این گفت‌وگو با مساله حکم اعدام این کشتی‌گیر ایرانی، نشان دهنده فشار زیاد گروه‌های ضد ایرانی بر این اندیشکده آمریکایی است که پیش از این تلاش کردند، این گفت وگو شکل نگیرد.

    وزیر امور خارجه تاکید کرد: ما به قوانین بین‌المللی احترام می گذاریم، ما به برجام به عنوان یک توافق بین المللی احترام می گذاریم و هیچ گاه به کشوری یورش نبرده‌ایم.

    ظریف تصریح کرد: این‌ها چیزهایی است که باید از دولت آمریکا نگرانی داشت. این آمریکا است که باعث نگرانی جامعه بین‌المللی در نقض هنجارهای بین‌المللی شده است.

    وی در پاسخ به سوالی درباره بازگشت آمریکا به برجام اظهار کرد: این آمریکا است که باید نشان دهد به این توافق احترام می‌گذارد، ما همچنان عضو برجام هستیم. ایران امروز حتی به خاطر عدم مجوزهای آمریکا نمی‌تواند واکسن آنفلوآنزا را سفارش دهد. خریدی که با پول خودمان انجام می‌شود نه آنها.

    رئیس دستگاه دیپلماسی تاکید کرد: ایران هرگز تردیدی برای مذاکره ندارد اما برای آنچه که مذاکره شده است، دوباره گفت‌وگو نخواهد کرد.

    آمریکا در جهان منزوی است نه ایران

    وزیر امور خارجه در پاسخ به سوالی درباره توافق خیانت امارات و بحرین به مردم فلسطین و این که آیا این توافق منجر به انزوای ایران نشده است، گفت: شما درباره انزوا باید به شورای امنیت نگاه کنید که کدام کشور منزوی شده است. اما ما می‌دانیم که امارات و بحرین پیش از این، با رژیم اسرائیل ارتباط داشته‌ند، اجازه دهید که همدیگر را جوک نسازیم.

    حمله سایبری

    ظریف در پاسخ به سوالی درباره ادعای آمریکا مبنی بر حملات سایبری ایران علیه این کشور، گفت: این آمریکا است که آگاهانه علیه ایران حمله سایبری انجام داد تا تجهیزات بسیار حساس هسته‌ای را از کار بیندازد. این کار باعث به خطر انداختن جان هزاران نفر می شد، در این باره مقالات و مستندات وجود دارد.

    بایدن یا ترامپ

    وی در پاسخ به این سوال که شما ترجیح می دهید بایدن یا ترامپ رئیس جمهوری آمریکا شوند، گفت: هیچ ارتباطی به ما ندارد، برای ما اهمیت ندارد که چه کسی در کاخ سفید بنشیند.

    برجام زنده است

    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این سوال که آیا برجام مرده است، گفت: خیر، برجام زنده است، شورای امنیت نشان داد که برجام زنده است و آمریکا در جهان منزوی است. اگر آمریکا می‌خواهد با قلدری به برجام بازگردد، باید گفت که قلدری مرده است.

    ظریف در این رابطه سرنوشت صدام حسین که به جمهوری اسلامی ایران حمله کرد را یادآور شد و افزود: نگاه کنید به صدام حسین و ایران، چه کسی مُرد و چه کسی زنده است.

    تحریم آمریکا جدید نیست

    وزیر امور خارجه در پاسخ به این سوال که آیا نسبت به تحریم‌های آمریکا، در حالیکه صحبت می‌کنیم، آمریکا تحریم‌های جدیدی را علیه وزارت دفاع ایران اعمال کرد، نگرانی دارد، گفت: تحریم‌هایی که از سوی آمریکا علیه ایران اعمال می‌شود، هیچ چیز جدیدی نیست.

    ظریف افزود: فکر می‌کنم در حالیکه ما صحبت می‌کنیم، وزیر خارجه پمپئو در تلاش است تا با برگزاری نشست خبری، توجهات را به خود جلب کند. فکر نمی‌کنم هیچ چیز جدیدی باشد و تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر ایران داشته باشد.

    وی ادامه داد: آمریکا هر فشاری را که می‌توانسته است بر ایران وارد کرده است، آنها امیدوار بودند که این تحریم‌ها مردم ما را به زانو درآورد. اما این اتفاق نیفتاد. این چرایی خروج آنها از برجام است، این چرایی آنها برای شروع فشار حداکثری است، این دلیل آن است که قطعنامه به شورای امنیت بردند، این دلیل آن است که یک روز پس از شکست آنها در فرایند به اصطلاح مکانیسم ماشه که باید بگویم بازگشت تحریم وجود خارجی ندارد، تحریم اعلام می‌کنند.

    وزیر امور خارجه این اقدام آمریکا را اقدامی علیه ایران ندانست و تصریح کرد: این اقدامی علیه جهان است، با گفتن اینکه هر کسی که آن را نپذیرد مجازات می‌شود، یا اینکه بگویند این قطعنامه شورای امنیت است اگر آن را نپذیرید، ما به تو ضربه می‌زنیم.

    ظریف تاکید کرد: این نوع دیپلماسی جهانی آمریکا است که آن را باور دارد.

    پرونده ترور سردار سلیمانی بسته نشده است

    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران درباره انتقام ایران از ترور سردار سلیمانی هم گفت: آمریکا دچار اشتباه اساسی شد، سردار سلیمانی یک قهرمان مبارزه با تروریست نه تنها برای ایران بلکه در کشورهای دیگر بود. بعضی‌ها می‌گویند که سردار سلیمانی دشمن شماره یک داعش بود.

    وی افزود: پمپئو در شب ترور سردار سلیمانی، صحنه‌ای از رقص چند نفر را در توئیتر نشان داد که آنها از این ترور خوشحال هستند اما روز بعد، صدها هزار عراقی برای سوگواری قتل سلیمانی به خیابان‌های شهرهای مختلف عراق آمدند.

    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: ترامپ، دستور ترور یک قهرمان ملی و منطقه‌ای را صادر کرد و این پرونده مختومه نشده است. من نمی‌خواهم کسی را تهدید کنم اما پرونده مختومه نشده است.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • اظهارات مهم ظریف درباره تنش‌های آمریکا و ایران| کسی را تهدیدنمی‌کنم اما پرونده سردارسلیمانی بسته نشده | حتی نمی‌توانیم واکسن آنفلوانزا بخریم

    اظهارات مهم ظریف درباره تنش‌های آمریکا و ایران| کسی را تهدیدنمی‌کنم اما پرونده سردارسلیمانی بسته نشده | حتی نمی‌توانیم واکسن آنفلوانزا بخریم

    به گزارش همشهری‌آنلاین به نقل از ایرنا، محمد جواد ظریف روز دوشنبه ۳۱ شهریور ماه در نشستی با اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا در پاسخ به سوال حکم قصاص یکی از متهمان ایرانی اظهار کرد: همانطور که می دانید، ما دستگاه قضایی مستقل داریم و دولت در تصمیم‌گیری محاکم قضایی دخالتی ندارد.

    وی تاکید کرد: اعدام این شخص هیچ ارتباطی به حضور وی در راهپیمایی‌ها ندارد.

    شروع این گفت‌وگو با مساله حکم اعدام این کشتی‌گیر ایرانی، نشان دهنده فشار زیاد گروه‌های ضد ایرانی بر این اندیشکده آمریکایی است که پیش از این تلاش کردند، این گفت وگو شکل نگیرد.

    وزیر امور خارجه تاکید کرد: ما به قوانین بین‌المللی احترام می گذاریم، ما به برجام به عنوان یک توافق بین المللی احترام می گذاریم و هیچ گاه به کشوری یورش نبرده‌ایم.

    ظریف تصریح کرد: این‌ها چیزهایی است که باید از دولت آمریکا نگرانی داشت. این آمریکا است که باعث نگرانی جامعه بین‌المللی در نقض هنجارهای بین‌المللی شده است.

    وی در پاسخ به سوالی درباره بازگشت آمریکا به برجام اظهار کرد: این آمریکا است که باید نشان دهد به این توافق احترام می‌گذارد، ما همچنان عضو برجام هستیم. ایران امروز حتی به خاطر عدم مجوزهای آمریکا نمی‌تواند واکسن آنفلوآنزا را سفارش دهد. خریدی که با پول خودمان انجام می‌شود نه آنها.

    رئیس دستگاه دیپلماسی تاکید کرد: ایران هرگز تردیدی برای مذاکره ندارد اما برای آنچه که مذاکره شده است، دوباره گفت‌وگو نخواهد کرد.

    آمریکا در جهان منزوی است نه ایران

    وزیر امور خارجه در پاسخ به سوالی درباره توافق خیانت امارات و بحرین به مردم فلسطین و این که آیا این توافق منجر به انزوای ایران نشده است، گفت: شما درباره انزوا باید به شورای امنیت نگاه کنید که کدام کشور منزوی شده است. اما ما می‌دانیم که امارات و بحرین پیش از این، با رژیم اسرائیل ارتباط داشته‌ند، اجازه دهید که همدیگر را جوک نسازیم.

    حمله سایبری

    ظریف در پاسخ به سوالی درباره ادعای آمریکا مبنی بر حملات سایبری ایران علیه این کشور، گفت: این آمریکا است که آگاهانه علیه ایران حمله سایبری انجام داد تا تجهیزات بسیار حساس هسته‌ای را از کار بیندازد. این کار باعث به خطر انداختن جان هزاران نفر می شد، در این باره مقالات و مستندات وجود دارد.

    بایدن یا ترامپ

    وی در پاسخ به این سوال که شما ترجیح می دهید بایدن یا ترامپ رئیس جمهوری آمریکا شوند، گفت: هیچ ارتباطی به ما ندارد، برای ما اهمیت ندارد که چه کسی در کاخ سفید بنشیند.

    برجام زنده است

    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این سوال که آیا برجام مرده است، گفت: خیر، برجام زنده است، شورای امنیت نشان داد که برجام زنده است و آمریکا در جهان منزوی است. اگر آمریکا می‌خواهد با قلدری به برجام بازگردد، باید گفت که قلدری مرده است.

    ظریف در این رابطه سرنوشت صدام حسین که به جمهوری اسلامی ایران حمله کرد را یادآور شد و افزود: نگاه کنید به صدام حسین و ایران، چه کسی مُرد و چه کسی زنده است.

    تحریم آمریکا جدید نیست

    وزیر امور خارجه در پاسخ به این سوال که آیا نسبت به تحریم‌های آمریکا، در حالیکه صحبت می‌کنیم، آمریکا تحریم‌های جدیدی را علیه وزارت دفاع ایران اعمال کرد، نگرانی دارد، گفت: تحریم‌هایی که از سوی آمریکا علیه ایران اعمال می‌شود، هیچ چیز جدیدی نیست.

    ظریف افزود: فکر می‌کنم در حالیکه ما صحبت می‌کنیم، وزیر خارجه پمپئو در تلاش است تا با برگزاری نشست خبری، توجهات را به خود جلب کند. فکر نمی‌کنم هیچ چیز جدیدی باشد و تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر ایران داشته باشد.

    وی ادامه داد: آمریکا هر فشاری را که می‌توانسته است بر ایران وارد کرده است، آنها امیدوار بودند که این تحریم‌ها مردم ما را به زانو درآورد. اما این اتفاق نیفتاد. این چرایی خروج آنها از برجام است، این چرایی آنها برای شروع فشار حداکثری است، این دلیل آن است که قطعنامه به شورای امنیت بردند، این دلیل آن است که یک روز پس از شکست آنها در فرایند به اصطلاح مکانیسم ماشه که باید بگویم بازگشت تحریم وجود خارجی ندارد، تحریم اعلام می‌کنند.

    وزیر امور خارجه این اقدام آمریکا را اقدامی علیه ایران ندانست و تصریح کرد: این اقدامی علیه جهان است، با گفتن اینکه هر کسی که آن را نپذیرد مجازات می‌شود، یا اینکه بگویند این قطعنامه شورای امنیت است اگر آن را نپذیرید، ما به تو ضربه می‌زنیم.

    ظریف تاکید کرد: این نوع دیپلماسی جهانی آمریکا است که آن را باور دارد.

    پرونده ترور سردار سلیمانی بسته نشده است

    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران درباره انتقام ایران از ترور سردار سلیمانی هم گفت: آمریکا دچار اشتباه اساسی شد، سردار سلیمانی یک قهرمان مبارزه با تروریست نه تنها برای ایران بلکه در کشورهای دیگر بود. بعضی‌ها می‌گویند که سردار سلیمانی دشمن شماره یک داعش بود.

    وی افزود: پمپئو در شب ترور سردار سلیمانی، صحنه‌ای از رقص چند نفر را در توئیتر نشان داد که آنها از این ترور خوشحال هستند اما روز بعد، صدها هزار عراقی برای سوگواری قتل سلیمانی به خیابان‌های شهرهای مختلف عراق آمدند.

    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: ترامپ، دستور ترور یک قهرمان ملی و منطقه‌ای را صادر کرد و این پرونده مختومه نشده است. من نمی‌خواهم کسی را تهدید کنم اما پرونده مختومه نشده است.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • اظهارات مهم ظریف درباره تنش‌های آمریکا و ایران| کسی را تهدیدنمی‌کنم اما پرونده سردارسلیمانی بسته نشده | حتی نمی‌توانیم واکسن آنفلوانزا بخریم

    اظهارات مهم ظریف درباره تنش‌های آمریکا و ایران| کسی را تهدیدنمی‌کنم اما پرونده سردارسلیمانی بسته نشده | حتی نمی‌توانیم واکسن آنفلوانزا بخریم

    به گزارش همشهری‌آنلاین به نقل از ایرنا، محمد جواد ظریف روز دوشنبه ۳۱ شهریور ماه در نشستی با اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا در پاسخ به سوال حکم قصاص یکی از متهمان ایرانی اظهار کرد: همانطور که می دانید، ما دستگاه قضایی مستقل داریم و دولت در تصمیم‌گیری محاکم قضایی دخالتی ندارد.

    وی تاکید کرد: اعدام این شخص هیچ ارتباطی به حضور وی در راهپیمایی‌ها ندارد.

    شروع این گفت‌وگو با مساله حکم اعدام این کشتی‌گیر ایرانی، نشان دهنده فشار زیاد گروه‌های ضد ایرانی بر این اندیشکده آمریکایی است که پیش از این تلاش کردند، این گفت وگو شکل نگیرد.

    وزیر امور خارجه تاکید کرد: ما به قوانین بین‌المللی احترام می گذاریم، ما به برجام به عنوان یک توافق بین المللی احترام می گذاریم و هیچ گاه به کشوری یورش نبرده‌ایم.

    ظریف تصریح کرد: این‌ها چیزهایی است که باید از دولت آمریکا نگرانی داشت. این آمریکا است که باعث نگرانی جامعه بین‌المللی در نقض هنجارهای بین‌المللی شده است.

    وی در پاسخ به سوالی درباره بازگشت آمریکا به برجام اظهار کرد: این آمریکا است که باید نشان دهد به این توافق احترام می‌گذارد، ما همچنان عضو برجام هستیم. ایران امروز حتی به خاطر عدم مجوزهای آمریکا نمی‌تواند واکسن آنفلوآنزا را سفارش دهد. خریدی که با پول خودمان انجام می‌شود نه آنها.

    رئیس دستگاه دیپلماسی تاکید کرد: ایران هرگز تردیدی برای مذاکره ندارد اما برای آنچه که مذاکره شده است، دوباره گفت‌وگو نخواهد کرد.

    آمریکا در جهان منزوی است نه ایران

    وزیر امور خارجه در پاسخ به سوالی درباره توافق خیانت امارات و بحرین به مردم فلسطین و این که آیا این توافق منجر به انزوای ایران نشده است، گفت: شما درباره انزوا باید به شورای امنیت نگاه کنید که کدام کشور منزوی شده است. اما ما می‌دانیم که امارات و بحرین پیش از این، با رژیم اسرائیل ارتباط داشته‌ند، اجازه دهید که همدیگر را جوک نسازیم.

    حمله سایبری

    ظریف در پاسخ به سوالی درباره ادعای آمریکا مبنی بر حملات سایبری ایران علیه این کشور، گفت: این آمریکا است که آگاهانه علیه ایران حمله سایبری انجام داد تا تجهیزات بسیار حساس هسته‌ای را از کار بیندازد. این کار باعث به خطر انداختن جان هزاران نفر می شد، در این باره مقالات و مستندات وجود دارد.

    بایدن یا ترامپ

    وی در پاسخ به این سوال که شما ترجیح می دهید بایدن یا ترامپ رئیس جمهوری آمریکا شوند، گفت: هیچ ارتباطی به ما ندارد، برای ما اهمیت ندارد که چه کسی در کاخ سفید بنشیند.

    برجام زنده است

    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این سوال که آیا برجام مرده است، گفت: خیر، برجام زنده است، شورای امنیت نشان داد که برجام زنده است و آمریکا در جهان منزوی است. اگر آمریکا می‌خواهد با قلدری به برجام بازگردد، باید گفت که قلدری مرده است.

    ظریف در این رابطه سرنوشت صدام حسین که به جمهوری اسلامی ایران حمله کرد را یادآور شد و افزود: نگاه کنید به صدام حسین و ایران، چه کسی مُرد و چه کسی زنده است.

    تحریم آمریکا جدید نیست

    وزیر امور خارجه در پاسخ به این سوال که آیا نسبت به تحریم‌های آمریکا، در حالیکه صحبت می‌کنیم، آمریکا تحریم‌های جدیدی را علیه وزارت دفاع ایران اعمال کرد، نگرانی دارد، گفت: تحریم‌هایی که از سوی آمریکا علیه ایران اعمال می‌شود، هیچ چیز جدیدی نیست.

    ظریف افزود: فکر می‌کنم در حالیکه ما صحبت می‌کنیم، وزیر خارجه پمپئو در تلاش است تا با برگزاری نشست خبری، توجهات را به خود جلب کند. فکر نمی‌کنم هیچ چیز جدیدی باشد و تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر ایران داشته باشد.

    وی ادامه داد: آمریکا هر فشاری را که می‌توانسته است بر ایران وارد کرده است، آنها امیدوار بودند که این تحریم‌ها مردم ما را به زانو درآورد. اما این اتفاق نیفتاد. این چرایی خروج آنها از برجام است، این چرایی آنها برای شروع فشار حداکثری است، این دلیل آن است که قطعنامه به شورای امنیت بردند، این دلیل آن است که یک روز پس از شکست آنها در فرایند به اصطلاح مکانیسم ماشه که باید بگویم بازگشت تحریم وجود خارجی ندارد، تحریم اعلام می‌کنند.

    وزیر امور خارجه این اقدام آمریکا را اقدامی علیه ایران ندانست و تصریح کرد: این اقدامی علیه جهان است، با گفتن اینکه هر کسی که آن را نپذیرد مجازات می‌شود، یا اینکه بگویند این قطعنامه شورای امنیت است اگر آن را نپذیرید، ما به تو ضربه می‌زنیم.

    ظریف تاکید کرد: این نوع دیپلماسی جهانی آمریکا است که آن را باور دارد.

    پرونده ترور سردار سلیمانی بسته نشده است

    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران درباره انتقام ایران از ترور سردار سلیمانی هم گفت: آمریکا دچار اشتباه اساسی شد، سردار سلیمانی یک قهرمان مبارزه با تروریست نه تنها برای ایران بلکه در کشورهای دیگر بود. بعضی‌ها می‌گویند که سردار سلیمانی دشمن شماره یک داعش بود.

    وی افزود: پمپئو در شب ترور سردار سلیمانی، صحنه‌ای از رقص چند نفر را در توئیتر نشان داد که آنها از این ترور خوشحال هستند اما روز بعد، صدها هزار عراقی برای سوگواری قتل سلیمانی به خیابان‌های شهرهای مختلف عراق آمدند.

    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: ترامپ، دستور ترور یک قهرمان ملی و منطقه‌ای را صادر کرد و این پرونده مختومه نشده است. من نمی‌خواهم کسی را تهدید کنم اما پرونده مختومه نشده است.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • حدس من این است شلیک به هواپیمای اوکراینی حاصل جنگ الکترونیک آمریکا بود / در تمرینات نظامی احتمال اشتباه وجود دارد مانند ماجرای ناوچه کنارک

    حدس من این است شلیک به هواپیمای اوکراینی حاصل جنگ الکترونیک آمریکا بود / در تمرینات نظامی احتمال اشتباه وجود دارد مانند ماجرای ناوچه کنارک

    حدس من این است شلیک به هواپیمای اوکراینی حاصل جنگ الکترونیک آمریکا بود / در تمرینات نظامی احتمال اشتباه وجود دارد مانند ماجرای ناوچه کنارک

     

    اعتمادآنلاین| امیر سرتیپ عبدالعلی پورشاسب در برنامه تلویزیونی «دست‌خط» حضور پیداکرد. بخش‌هایی از این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

    *وضعیت دفاعی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک مقام ارشد نظامی جمهوری اسلامی ایران، در حال حاضر چطور می‌بینید؟ در مقایسه با بعد از انقلاب و سال ۵۹ که وارد جنگ ناخواسته با رژیم بعثی صدام شدیم. چه فاصله‌ای با آن زمان وجود دارد؟

    در رابطه با اوایل جنگ، استحضار دارید که تقریباً ارتش مضمحل شده بود. به عبارت دیگر، در نیروی انسانی ارتش، خدمت سربازان کم شده بود، گفته بودند به جای دو سال یک سال خدمت کنند. نیرو‌های پایور ارتش را هم مختار کردند و گفتند از هر جایی خواستید، پذیرش بیاورید و اگر هم خواستید بازنشسته شوید.

    *این را چه کسی تصویب کرده بود؟

    من مصوبه این را من ندیدم، ولی آنچه اعلام می‌شد این بود. یعنی همه چیز مصوبه نمی‌خواست؛ نفوذی‌هایی در ارتش بودند که وظیفه داشتند ارتش را از بین ببرند. شخصی به نام «عطاران» بود، حتی درجه او سرهنگ بود که بعداً متوجه شدیم جاسوس بود و او را دستگیر کردند، از این افراد زیاد بودند.

    علاوه بر آن، تبلیغات خارجی هم بود که ارتش نیاز نیست. به ما القا شده بود و حتی به عناصر حزب‌اللهی القاء شده بود که نیاز به ارتش نداریم. حتی من یک شرکت تاسیس کردم. مهندس و معمار استخدام کردم و کار می‌کردم و همزمان در ارتش هم کار می‌کردم. در کردستان بودم و در رفت و آمد بودم.

    در فکر این بودم که اگر ارتش نباشد باید یک کاری را آغاز کنم. خانمم یک روز به من گفت من به یک معمار شوهر نکردم؛ من با ارتشی شوهر کردم. وقتی درگیری در کردستان می‌شد می‌گفت الان اینجا می‌کشند و شما به چه دردی می‌خورید؟! برای این روز‌ها دوره دیده اید.

    آن زمان ابتدای انقلاب فرمانده نداشتیم؛ فرماندهان اکثراً متهم به ضدانقلاب بودند، یا دستگیر شدند یا بحث کودتا پیش آمده بود و فرمانده نداشتیم. تجهیزات نظامی مانند ماشین من و شما که اگر یک مدت استفاده نکنید، از کار می‌افتند. هواپیما را باید یکبار استفاده کرد تا اورهال شود، باید تعمیرات تانک انجام می‌گرفت؛ بنابراین تجهیزات از کار افتاده بودند.

    شاید آن زمان نمره ۵ تا ۱۰ داشتیم و الان نمره ۱۰۰ داریم. الان چه وضعیتی داریم؟ وضعیت الان ما این است که بهترین فرماندهان را داریم. فرماندهانی را داریم که تمام مراحل جنگ و بحران‌های مختلف را تجربه کرده اند و در آن زمان‌ها حضور داشته اند. بعد از آن جنگ‌های داخلی را دیده‌اند.

    جنگی که ما با داعش داشتیم به مراتب از تمام جنگ‌هایی که در یکصد سال گذشته اتفاق افتاده، سخت‌تر بود. ما با کسانی می‌جنگیدیم که اعتقادی با ما مبارزه می‌کردند، یعنی حتماً باید کشته می‌شد تا دست از جنگیدن بردارد.

    *و این سخت‌تر است.

    خیلی سخت بود. دستگاه‌هایی که اختراع کرده بودند که خودرو‌هایی بود و هر چه موشک و آرپی جی می‌زدید از بین نمی‌رفت و در نهایت می‌امد خودش را منفجر می‌کرد. ۳۰۰ نفر داعشی به موصل آمدند و دو لشگر عراقی را منهدم کردند.

    *آن زمان به ارتش ایران در زمان شاه، ژاندارم منطقه می‌گفتند. الان هم به نوعی به نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران به یک گونه دیگری نگاه می‌کنند. می‌گویند نفوذ معنوی جمهوری اسلامی در منطقه و کشور‌های اطراف، یکی از قدرتمندترین و اثرگذارترین‌ها است. همین طور است؟

    در منطقه ارتش‌هایی مانند ارتش عربستان، کویت، عمان، دبی و این‌ها وجود دارد که ارتش وابسته هستند و نیرو‌های رزمنده ندارند. عربستان در یمن چطور گرفتار شده! درست است که تجهیزات دارند، هواپیمای S35 به این‌ها می‌دهند، پدافند تاک که یکی از بهترین سیستم‌های پدافندی آمریکا است الان در همین کشور‌ها وجود دارد، ولی مرد جنگی و فرمانده ندارند.

    الان آن‌هایی که در منطقه با ما مبارزه می‌کنند، در حقیقت خود آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند. آن‌ها دنبال این هستند که جبهه مقاومتی که توسط جمهوری اسلامی ایران تشکیل شده، شکسته شود و می‌گویند جمهوری اسلامی ایران بعد از سال‌ها برای اولین بار در دریای مدیترانه حضور دارد؛ یعنی حوزه نفوذ ما الان دریای مدیترانه است. می‌گویند جمهوری اسلامی ایران تا آنجا نفوذ پیدا کرده است و این را خطری برای موجودیت رژیم اشغالگر قدس می‌دانند و آمریکا به شدت با این امر مخالفت می‌کند.

    *چند برنامه با امیر موسوی و چندین فرمانده ارتش بودم، درباره تلاش‌های نیرو‌های ارتش در کنار سپاه در جبهه مقاومت به خصوص در سوریه صحبت‌هایی شده است؛ می‌توانید در این زمینه اطلاعات بیشتری بدهید که نیرو‌های ارتش در کنار سپاه در مقابل داعش چه نقشی را ایفا کردند؟

    مسئله که در آنجا شروع شد، نیازمندی‌هایی هم کشور عراق و هم کشور سوریه داشت که سپاه تمام و کمال با نیروی قدس وارد شده بود. نیاز‌هایی هم داشتند که ارتش این نیاز‌ها را برطرف کرد؛ در بحث هوایی، هواپیما که برخی را تعمیر کرد یا تامین قطعاتی که ارتش انجام داد. در رابطه با توپخانه و نیرو‌های رزمنده‌ای که نیاز داشتند، از تکاوران ارتش و نیرو‌های مخصوص ارتش باشند.

    فرماندهی کار با نیروی قدس بود؛ بنا به درخواست نیروی قدس هر تجهیزات و امکاناتی و هر نیرویی نیاز بود ارتش دریغ نمی‌کرد.

    *آمار شهدای ارتش در جبهه مقاومت مشخص هست، ولی اعلام نمی‌شود؟

    مشخص است، چون آمار و ارقام دارند و چیزی که من در ذهن دارم حداقل ۱۰ نفر از فرماندهان گردان ارتش جزو شهدای مدافع حرم هستند.

    *به رژیم صهیونیستی اشاره کردید؛ الان وضعیت این رژیم به لحاظ نظامی و نیرو‌های ارتش چطور ارزیابی می‌کنید؟

    رژیم صهیونیستی از نظر نظامی الان در یک لایه دفاعی فرو رفته است، ولی از نظر تجهیزات هرچه بخواهد آمریکا در اختیار او قرار می‌دهند. تقریباً می‌توان گفت یکی از ایالت‌های آمریکا در منطقه است. فقط تجهیزات نیست که می‌جنگد؛ در همان جنگ ۳۳ روزه فیلم‌هایی را به ما نشان دادند که سربازان اسرائیلی گریه می‌کردند؛ ترسیده بودند.

    *و در واقع، ما به لحاظ تجهیزات هم باوجود تحریم‌هایی که وجود داشته، با این‌ها رقابت می‌کنیم.

    ببینید، ما راهکار‌ها را بلد هستیم که چگونه با این‌ها مبارزه کنیم. با این همه تجهیزات و امکانات که این رژیم داشته، در مقابل حزب الله که یک هواپیما و تانک و ناو نداشت که مبارزه کند، ولی شکست خورد.

    *برخی از سیاسیون، البته می‌دانم فرماندهان ارتش در مسائل سیاسی صحبت نمی‌کنند و نباید هم صحبت کنند، ولی برخی از سیاسیون معتقدند اینکه یکسره قدرت دفاعی خود را نمایش بدهیم به صلاح نیست، ولی برخی از سیاسیون اعتقاد دارند این پشتوانه سیاسی ما در عرصه مذاکره و در عرصه‌های مختلف سیاسی است. نظر شما چیست؟

    من یک مثال ساده برای شما بیان می‌کنم؛ آقای ولایتی وزیر امور خارجه بود و از ایشان دعوت کردیم تا برای ما در دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش سخنرانی کند. بعد از عملیات بیت المقدس بود. صحبتی که آن زمان ایشان داشت، این بود که قبل از اینکه عملیات‌های فتح المبین و بیت المقدس را انجام دهید، من باید دنبال طارق عزیز می‌دویدم تا با او صحبت کنم.

    یک بار از او گله کردم که چرا به ما وقت نمی‌دهید؛ گفت یک کشور شکست خورده تعیین تکلیف نمی‌کند. آقای ولایتی گفت این جمله برای من خیلی سخت بود. بعد از عملیات بیت المقدس، این طارق عزیز بود که دنبال من می‌دوید تا از من وقت بگیرد و من به او وقت نمی‌دادم.

    عناصر قدرت ملی مکمل هم هستند؛ به خصوص، قدرت نظامی و قدرت سیاسی باید پشتیبان هم باشند. هیچ کدام به تنهایی نمی‌توانند منافع ملی کشور را تامین کنند. این را من بیان نمی‌کنم، این را یک فرد نظامی بیان نمی‌کند، بلکه این را سیاستمداران دنیا عنوان می‌کنند.

    «کلاوزویتس» در حدود ۱۰۰ سال پیش این مسئله را گفته است که گفته است جنگ ادامه سیاست با روش دیگر است و سیاست ادامه جنگ با روش دیگر است؛ بنابراین آن کسانی که می‌گویند نباید این مسائل باشد، سیاست را هم نمی‌دانند.

    *گفته بودید مهمترین موضوع، قدرت فرهنگی و اجتماعی است و آن جایی کشور‌ها از هم می‌پاشند که در قدرت‌های فرهنگی و اجتماعی شکاف ایجاد شود؛ الان قدرت فرهنگی و اجتماعی ما را چطور ارزیابی می‌کنید؟

    این نکته‌ای که جنابعالی بیان می‌کنید، در یک کار پژوهشی بررسی کردم. یک کار پژوهشی عمیق در رابطه با تاثیر عناصر قدرت در دکترین ملی کردم. نتیجه این شد که نه قدرت نظامی در راس است، نه قدرت دیگری! البته این‌ها مهم هستند و نمی‌توان این‌ها را نادیده گرفت و مکمل هم هستند، ولی همه این‌ها باشند، ولی قدرت فرهنگی و اجتماعی نباشد واقعاً گرفتار می‌شویم.

    آنچه صدام برای ما در نظر نگرفته بود و به ما حمله کرد، این بود که گفت ایران نیرویی ندارد و حمله کنم پیروز می‌شویم. صدام نیرو‌های مردمی ایران را در نظر نگرفته بود و همین باعث شکستش شد. باید سرمایه‌گذاری کرد، باید مردم را حفظ کنیم و مشکلات آن‌ها را ببینیم.

    بازنشسته‌های ما چه ارتش و چه سپاه، همین الان سوت بزنیم پای خط در هر کاری هستند، ولی باید به مشکلات معیشتی این‌ها هم توجه کنیم. مسئله فرهنگی را نباید دست‌کم گرفت. الان صد‌ها تلویزیون و مرکز خبری در دنیا روی جوانان ما کار می‌کنند تا به نحوی جوانان کشور را به طرف خودشان بکشانند. باید به این مسائل توجه کرد.

    *در مورد وضعیت فعلی جمهوری اسلامی ایران در منطقه بعد از قضیه‌ای که امارات بوجود آورده و عادی‌سازی روابطش با رژیم صهیونیستی، تحلیل‌های فراوانی ارائه می‌شود که رژیم صهیونیستی با کمک آمریکا به نوعی به ما نزدیک می‌شود.

    اولا این کار، یک کار تبلیغاتی برای ریاست جمهوری آمریکا است؛ وگرنه ارتباط کشور‌هایی همچون امارات، عربستان و برخی از کشور‌های دیگر با رژیم صهیونیستی برای دیروز و امروز نیست.

    *الان آشکار شده است.

    بله و این آشکار شدن، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد. رژیم صهیونیستی نه تنها در این کشور‌ها بلکه در کشور‌های دیگر هم حضور دارد. ولی ما به این مسئله به دقت نگاه می‌کنیم و ناظر کار آن‌ها هستیم. هر گونه حرکتی را مسلماً پاسخ مناسب خواهیم داد. اگر در حد همین حرف باشد، مانند قبل است، ولی اگر بخواهند پایگاه بزنند و کار‌های دیگری انجام دهند، ما تصمیمات دیگری می‌گیریم.

    *گفته بودید که ما به لحاظ قدرت و توانمندی حرف اول را در سطح منطقه می‌زنیم. این یک ادعاست یا ثابت شده است؟

    عرض کردم، اگر بخواهیم توان رزمی را مقایسه کنیم، توان رزمی ترکیبی از نیرو‌های انسانی و تجهیزات است. ما از نظر موشکی در منطقه حتماً اول هستیم. از نظر هواپیما کار‌هایی داریم انجام می‌دهیم، البته در ساخت هواپیما عقب هستیم، چون کار سختی است و تکنولوژی بالایی می‌خواهد. کار را شروع کرده‌ایم و به جای خوبی می‌رسیم.

    از نظر تجهیزات زمینی اصلاً مشکلی نداریم. بهترین تانک دنیا که T90 روسی است، ما مشابه و بلکه بهتر از آن را به نام تانک کرار ساخته ایم. در زمینه ضدهوایی، ترکیه تلاش می‌کند از روسیه ضدهوایی بگیرد و ما باور ۳۷۳ را ساختیم که از S300 یک قدم جلوتر است.

    ما زیردریایی می‌سازیم. در بین کشور‌های منطقه کدام کشور می‌تواند زیردریایی بسازد؟ خیلی از کشور‌های دیگر حتی زیردریایی ندارند. ما زیردریایی که قبلاً از روسیه خریداری کردیم را خودمان اورهال می‌کنیم که کار بسیار سختی است. هندوستان با تمام تکنولوژی پیشرفته‌ای که دارد از همین زیردریایی دارد، ولی با پشتوانه روسیه آن‌ها را آماده می‌کند.

    تسلطی که نیرو‌های ما در سپاه و ارتش بر «پ ک ک» داشتند، ارتش ترکیه بر این گروهک که نیرو‌های ضدترکیه هستند، نداشت؛ از ما کمک می‌خواستند.

    *دو اتفاق در یک سال اخیر افتاد که نمی‌توانیم از این اتفاقات بگذریم. البته دشمنان هر یک از این اتفاقات را به قدری بزرگ‌نمایی کردند که برای ما یک نقطه ضعف شدید به حساب بیاید، در صورتی که در فرایند نظامی چنین وقایعی را داشته‌ایم. یکی ماجرایی بود که سر هواپیمای اوکراینی اتفاق افتاد و بعد از شهادت حاج قاسم و حمله به عین‌الاسد بود؛ دوستان سپاه خاضعانه از مردم عذرخواهی کردند و صادقانه به مردم بیان کردند. اتفاق دیگر، بحث ناوچه‌ای بود که بخاطر اشتباه در کُنارک مورد هدف قرار گرفت. چه درس‌هایی از این اتفاقات گرفته شد؟

    در رابطه با هواپیمای اوکراینی ما هنوز بررسی هایمان به آنجایی که باید نرسیده است. یک بحثی در مسائل نظامی داریم که به نام جنگ الکترونیک؛ به یاد دارید که در سوریه هواپیمای روسی را ترک‌ها زدند.

    *تنش شدیدی هم بین روسیه و ترکیه ایجاد شد.

    بله. این اتفاق یک جنگ الکترونیک بود. یعنی با رادار و با تصاویر مجازی طوری ترتیب می‌دهند که رادار را فریب می‌دهند و آن رادارمن احساس می‌کند این هدفی است که باید بزند. تمام قرائن و شواهد را طوری جلوه می‌دهند که باید این را بزنند.

    *این در ترکیه ثابت شد دیگه؟

    بله. حتی مراحل بعد خواستند ترتیبی بدهند تا سوریه هواپیمای مسافربری ما را بزند.

    *هواپیمای ماهان.

    بله. حدس من این است که یک جنگ الکترونیک بود که توسط آمریکا انجام گرفت. حتی شلیک موشک کروز را هم از مرز گزارش کردند.

    *ولی هنوز این احتمال وجود دارد.

    بله؛ هنوز ثابت نشده که چنین چیزی نبوده است. در رابطه با موشکی که در دریا به ناو خودی خورد، کافی است در این شعاعی که برای موشک باز می‌کنند، حرکت کند و هدف بزند، دو درجه به راست یا دو درجه به چپ اشتباه شود؛ در تمرینات نظامی این مسائل وجود دارد.

    در جنگ جهانی دوم وقتی از یک مرکز اسلحه آمریکا بازدید می‌کردند، دیدند اکثراً یا دست یا پا ندارند و یا انگشتان آن‌ها قطع شده است که همه در رابطه با آزمایش سلاح‌ها بود. ما این همه سلاح کشف می‌کنیم، تهیه می‌کنیم، می‌سازیم و آماده می‌کنیم حتماً اشتباهاتی وجود دارد.

    در بحث زدن هواپیمای ایرانی که در سال ۱۳۶۷ به دوبی می‌رفت، آمریکایی‌ها ادعا کردند که اشتباه کردیم و فکر کردیم این هواپیمای نظامی است. خیلی هم راحت آن فرمانده ناو را تشویق کردند، ولی روی این قضیه چقدر تبلیغات می‌کنند؟ اما یک قاتل ما را رزمنده و شجاع که می‌خواهد از حقوق بشر دفاع کند جلوه می‌دهند. نباید به این تبلیغات توجه کرد.

    *خیلی‌ها نمی‌دانند قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء (ص) چه می‌کند. می‌توانید قدری در این باره توضیح دهید؟

    وظیفه قرارگاه هدایت نیرو‌های مسلح در زمان جنگ است. باید حدی از بحران وجود داشته باشد تا وظیفه قرارگاه است که تمام نیرو‌ها را در اختیار بگیرد و فرمانده سردار رشید است.

    *از ستاد کل به قرارگاه منتقل می‌شود. درست است؟

    بله؛ الان هم هست. وقتی بحران و جنگ به حدی رسید که قرار باشد یک تیپ درگیر شود، قرارگاه خاتم‌الانبیاء فرماندهی را برعهده می‌گیرد. الان هم وظیفه نظارت بر آمادگی رزمی نیرو‌ها را برعهده دارد. ما باید آمادگی داشته باشیم و هدف‌ها را از الان پیش‌بینی کرده‌ایم که اگر خدای ناکرده جنگی رخ داد چند هدف از آن‌ها را بزنیم.

    شاهد بودید زمانی طول نکشید که پایگاه عین‌الاسد را زدند، حتی هدف‌های دیگری را پیش‌بینی کرده بودند که اگر ادامه یافت، آن هدف‌ها را هم بزنند. قرارگاه خاتم الانبیاء مسئول این کار است.

    *یعنی حمله عین‌الاسد را قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) دستور داد؟

    بله. مهم این است بازیگرانی که پشت صحنه قرار دارند چند بازی را پیش‌بینی کنند و ما چند بازی را پیش‌بینی کردیم و الان طرح آن را آماده داریم. بی‌خود نیست که آمریکا از درگیری با ما می‌ترسد. ما یکسری مسائل آتش به اختیار داریم. به فلان فرمانده گفتیم اگر این اقدام شد شما این اقدام را بلافاصله انجام دهید.

    *تا الان چندین بار این آمادگی به شدت بروز کرده و شما برای حرکتی آماده بودید؟

    حداقل در ۱۵ سال گذشته دو بار آمریکا قصد حمله به ما داشت، ولی خبر از عکس العمل‌های ما پیدا کرد پشیمان شده است.

    *الان مهمترین دغدغه شما برای توان رزمی نیرو‌های مسلح ما چیست؟

    ما دغدغه خاصی نداریم. هر زمان فکر کنید نیاز‌ها و کمبود‌هایی وجود دارد، چون بودجه مملکت محدود است و همه مردم عزیز کشورمان بدانند که شاید در دنیا کمترین هزینه را برای نیرو‌های مسلح انجام می‌دهیم. ما پائین‌ترین هزینه را به بودجه دفاعی اختصاص می‌دهیم. اگر بودجه دفاعی عربستان، کویت، امارات، عمان را نگاه کنید چند برابر بودجه ما هستند. حتی کشور عراق بودجه نظامی که هزینه می‌کند خیلی بیشتر از ایران است.

    *آن پهپاد آمریکایی که مورد هدف قرار گرفت در اختیارات قرارگاه خاتم الانبیاء بود و هماهنگی با آن بود؟

    آن جزو اختیاراتی بود که گفتم آتش به اختیار هستند. یعنی اگر هواپیمای جنگی دشمن به خاک ما نفوذ کند، پدافند هوایی اجازه دارد آن را بزند. همین هواپیمایی اوکراینی هم که زده شد بخاطر این بود که فکر می‌شد موشک دشمن است، چون موشک دشمن شلیک شده بود و زمانی که گرفتند، همزمان با این شد که هواپیما در منطقه ظاهر شد.

    *یک نکته دیگر بیان کرده بودید؛ نفوذ در ارکان نظام برای تحت تاثیر قرار دادن مسئولان کشور و هدایت آن‌ها در راستای اهداف دشمنان و تهی‌سازی از درون برای سلب اعتماد مردم به نظام، در رأس این تهدیدات است.

    من دائم در ذهن خودم اوایل جنگ را دارم که چرا این همه قرائن و شواهد و دلایل برای شروع جنگ بود، ولی رئیس جمهور ما با هیاتی به منطقه می‌آیند و می‌گویند اصلا جنگی نیست! من اینطور نتیجه گرفتم که عناصر نفوذی در حوزه تصمیم گیری کشور بودند تا همزمان با کار‌هایی که آمریکا و عراق و عربستان می‌کرد این‌ها هم در داخل ذهن مسئولین ما را شستشو می‌دادند که جنگی نیست و خیال شما راحت باشد.

    برخی از بحران‌های داخلی که برای کشور ایجاد شد، بدلیل تصمیم‌گیری غلط بود. با وجود اینکه عده‌ای با هم تصمیم گیری کردند، ولی این تصمیم غلط اجرا شد. چرا اجرایی شد؟ من احساس می‌کنم عناصر نفوذی بودند که کار‌هایی انجام دادند. من فرد اطلاعاتی نیستم…

    *از چه زمانی با حاج قاسم سلیمانی آشنا شدید؟ عمق رفاقت شما چقدر بود؟

    من تقریباً از سال ۷۶ با ایشان آشنا شدم و آشنایی ما از اینجا بود که ایشان یکی از فرماندهان سپاه و من هم فرمانده نیروی ارتش بودم. در جلسات مشترک زیاد شرکت می‌کردیم. ایشان را یک فرد مومن، متدین و ذوب در ولایت دیدم. آمریکا برنامه‌ای به نام «خاورمیانه بزرگ» داشت. کارش را با داعش شروع کرد. نقشه آمریکا نقش بر آب شد. آمریکا انتقام آن نقشه‌ای را که به ثمر نرسید از سردار سلیمانی گرفت.

    *فکر می‌کردید آمریکا دست به این کار بزند و حاج قاسم را بزنند و اینچنین علنی هم اعلام کنند؟

    فکر نمی‌کردم اینقدر احمق باشند که این کار را انجام دهند. تصمیم احمقانه‌ای گرفتند. اینطور هم نیست که فکر کنیم آمریکا هر کاری می‌کند عاقلانه و از روی تدبیر است؛ نه اینطور نیست. آمریکا این همه کار انجام داده که اشتباه بود. حمله به عراق اشتباه بود، حمله به افغانستان اشتباه بود، حمله به ویتنام اشتباه بود. اشتباهاتی که بهای سنگینی پرداخت کرد.

    *خاطره خاصی از حاج قاسم دارید؟

    یک روز در دفتر آقا بودیم و من با حاج قاسم کار داشتم. ایشان دو قدمی من بود. من ایشان را صدا کردم و دیدم حواسش جای دیگری است. کمی نزدیک‌تر شدم و دیدم محو جایی است. دقت کردم و متوجه شدم به آقا نگاه می‌کند. به طرز عاشقانه‌ای به حضرت آقا نگاه می‌کرد که من چیزی نگفتم. یکی دو دقیقه بعد برگشت و سلام کرد. من خندیدم و گفتم کجا را نگاه می‌کردید؟ سرش را پائین انداخت و هیچ چیزی نگفت. تمام احساسات درونی ایشان را و عشقی را که به آقا داشت، در این لحظه مشاهده کردم.

    *نکته‌ای هم بیان کرده بودید که آمریکایی دارند داعش را به افغانستان منتقل می‌کنند.

    حتی در افغانستان نیرو‌هایی از آسیای میانه جذب می‌کنند و به آنجا می‌آورند. نیرو‌های از سوریه در آنجا می‌آورند که البته درگیری بین طالبان و داعش تا حدودی هست؛ چون طالبان داعش را قبول ندارد، خود کشور افغانستان هم همین طور است، ولی این‌ها دارند تلاش می‌کنند.

    *ما از این فرصت اختلاف طالبان و داعش استفاده می‌کنیم؟

    در آنجا بیکار نیستیم.

    *بعد از فتح خرمشهر برخی می‌گویند دنبال این بودند جنگ خاتمه یابد. برخی از فرماندهان به صراحت می‌گویند نمی‌شد جنگ خاتمه یابد، چون دشمن در خاک ما بود. نظر شما چیست؟

    بعد از اینکه خرمشهر خاتمه یافت، خدمت امام (ره) رفتند و از ایشان خواهش کردند، اجازه دهید جنگ را به داخل خاک عراق ادامه دهیم که امام از ابتدا قبول نمی‌کردند. بعد در یک جایی امام فرمودند اگر کسی واسطه شود جنگ را تمام کنیم، منتهی کارشناسان جنگ به چند دلیل آن زمان قبول نکردند.

    اولاً پیشنهاد آتش‌بس دادند، نه پیشنهاد صلح! این دو با هم فرق می‌کند. همان آتش‌بسی که صدام هیچگاه رعایت نکرد و باز با ما جنگید. ثانیاً در یک حالت تهاجمی و برتری نسبت به عراق نبودیم. اگر آن زمان قبول می‌کردیم عراق در سرزمین‌های ما که حدود دو هزار کیلومتر بود را در اختیار داشت و ممکن بود به ما این سرزمین را پس ندهد.

    بعد هم چه ضمانتی وجود داشت که عراق تجدید قوا نکند و دوباره حمله کند؟ همین‌هایی که الان می‌گویند چرا صلح نکردید، نمی‌گویند آماده بودید چرا حمله نکردید؟ اصلاً آن زمان موقعیتی نبود که بتوان با عراق آتش‌بس را پذیرفت.

    *پایان جنگ قطعنامه ۵۹۸ فکر می‌کردید؛ جنگ تمام شود؟

    قطعنامه ۵۹۸ یک سال بعد از اینکه تصویب شد، یعنی عراق سال ۶۶ پذیرفت و ما سال ۶۷ پذیرفتیم. ما قدری ساده‌انگاری کردیم وقتی پذیرفتیم. این پاسخ آن‌هایی است که می‌گفتند چرا بعد از فتح خرمشهر شما با صدام صلح نکردید، همین است. اولاً ما با صدام در سال ۱۹۷۵ صلح کرده بودیم و او به ما حمله کرد. ثانیاً قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتیم، فکر کردیم جنگ تمام است و دست از جنگ کشیدند، ولی عراق حمله کرد. بیشتر اسرایی که عراق از ما گرفت در همین زمانی بود که قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شد و او حمله کرد.

  • ادعای تلاش ایران برای ترور «لانامارکس» به انتقام سردار سلیمانی | واکنش تندایران به گزارش مغرضانه رسانه‌آمریکایی

    ادعای تلاش ایران برای ترور «لانامارکس» به انتقام سردار سلیمانی | واکنش تندایران به گزارش مغرضانه رسانه‌آمریکایی

    ادعای تلاش ایران برای ترور «لانامارکس» به انتقام سردار سلیمانی | واکنش تندایران به گزارش مغرضانه رسانه‌آمریکایی

     

    به گزارش همشهری‌آنلاین به نقل از  اداره کل اطلاع‌رسانی و امور سخنگویی وزارت امور خارجه، «سعید خطیب‌زاده» با رد اتهامات مطروحه در گزارش سفارشی، مغرضانه و هدفمند منتشر شده در یکی از رسانه‌های آمریکایی که تلاش دارد برای واقعی نشان دادن آن به اظهارات یک مقام به ظاهر دولتی آمریکا استناد کند، گفت: به مقام‌های آمریکایی توصیه می‌کنیم از توسل به روش‌های تکراری و پوسیده برای فضاسازی ضدایرانی در صحنه بین‌المللی دست بردارند.

    نشریه پولتیکو به نقل از گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا و مقامات نزدیک به دولت آمریکا مدعی شده است که جمهوری اسلامی ایران همچنان در تلاش برای گرفتن انتقام سردار سپهبد قاسم سلیمانی است.

    این رسانه آمریکایی به نقل از منابع ناشناس مدعی شده که تهران با هدف گرفتن انتقام ترور سردار سلیمانی قصد ترور لانامارکس سفیر آمریکا در آفریقای جنوبی را داشته است. لانامارکس طراح کیف و کفش است که در حال حاضر به عنوان سفیر ‌آمریکا در آفریقای جنوبی فعالیت می‌کند.

    خطیب زاده با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک عضو مسئول جامعه بین‌الملل پایبندی مداوم خود به اصول و عرف دیپلماتیک بین‌المللی را اثبات کرده است، اظهار داشت: در مقابل ایران،  ایالات متحده و رژیم فعلی در کاخ سفید هستند که خصوصا در سال‌های اخیر با اقدامات بی‌شمار خارج از روش‌ها و نرم‌های پذیرفته شده بین‌المللی از جمله طراحی و اجرای ده‌ها نقشه ترور و مداخلات نظامی و اطلاعاتی، خروج از توافقات پرشمار بین‌المللی، نقض تمامیت ارضی کشورها و ترور ناجوانمردانه سردار قاسم سلیمانی فرمانده سرافراز مبارزه با تروریسم، بی‌اعتنایی خود به اصول اولیه دیپلماتیک را به نمایش گذاشته و به رژیمی سرکش در عرصه بین‌الملل بدل شده است.

    سخنگوی وزارت امور خارجه با بیان اینکه اظهارات بی‌اساس و بی‌پایه‌ای از این دست بخشی از کارزار ضداطلاعاتی دولت ترامپ بر علیه ایران است، تصریح کرد: تمسک رژیم ایالات متحده به اتهام‌زنی و دروغ‌پردازی ضدایرانی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و همزمان با فشارهای این رژیم برای سوءاستفاده از سازوکارهای شورای امنیت سازمان ملل متحد با هدف افزایش فشار بر مردم ایران امری قابل پیش‌بینی بود.

    به گفته خطیب‌زاده، چنین اقدامات و خبرسازی‌هایی که احتمالا در آینده نیز ادامه خواهد یافت، قطعا بی‌نتیجه خواهد ماند و به فهرست بلند ناکامی‌های مداوم واشنگتن در تقابل با جمهوری اسلامی ایران خواهد افزود.

    سخنگوی دستگاه دیپلماسی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران همانگونه که بارها اعلام کرده است، پیگیری حقوقی بین‌المللی در ارتباط با ترور مجرمانه و بزدلانه سردار سلیمانی را در تمامی سطوح ادامه خواهد داد و این اقدام تروریستی را نه می‌بخشد و نه فراموش می‌کند.

  • انتقام خون سردار سلیمانی به یک آرمان تبدیل شده است

    انتقام خون سردار سلیمانی به یک آرمان تبدیل شده است

    به گزارش خبرگزاری مهر، سرلشکر حسین سلامی فرمانده سپاه امروز (سه‌شنبه) در حاشیه مراسم افتتاح موزه و سراسرنمای مقاومت سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی که در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد،گفت: یک تصور اشتباهی که دشمنان در محاسبات، راهبردها و برآوردهایشان نسبت به ملت بزرگ ایران دارند این است که با شهادت مردان بزرگ، جریان انقلاب از حرکت می‌ایستد و یا متوقف می‌شود؛همواره واقعیات تاریخی در ۴۰ سال گذشته نشان داده است که شهادت موتور محرک قدرت مقاومت و دفاع ملت بزرگ ایران و سایر ملت‌های مسلمان است.

    وی افزود: این قاعده درباره شهادت سردار بزرگ و فرمانده فراموش نشدنی و همیشه جاویدان ملت ایران و جهان اسلام سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی برقرار است و هرچه که عظمت شهادت بزرگ‌تر باشد، رویش ها، خیزش‌ها و جاری شدن روح جهاد و شهادت در جامعه قوی‌تر می‌شود و امروز هم مشاهده می‌کنیم که مشعل مقاومت همچنان در دست سردار سلیمانی قرار دارد و مقاومت همچنان در مسیر نورانی که او افتتاح کرد، با شتابی بیشتر جریان پیدا کرد و حتی انتقام خون این سردار عزیز به یک آرمان تبدیل شده است.

    فرمانده کل سپاه تصریح کرد: ما با آرمان حرکت می‌کنیم و نه تنها انتقام خون این شهید را خواهیم گرفت، بلکه این راه مقدسی را که او پیمود، تا انتهای کار یعنی آزادسازی قدس شریف و محو دشمنان اسلام و بیرون کردن آنان از بلاد مسلمین ادامه خواهیم داد.

    سرلشکر سلامی گفت: هیچ توقفی وجود نخواهد داشت و ما هیچ وقت به دنبال ایستادن و سکون نیستیم و پیش می‌رویم تا انتها و در این راه شهادت افتخار و آرزوی ماست.

    منبع : مهرنیوز

  • جبهه مقاومت با شهادت «حاج قاسم» جدی‌تر شده است

    جبهه مقاومت با شهادت «حاج قاسم» جدی‌تر شده است

    جبهه مقاومت با شهادت «حاج قاسم» جدی‌تر شده است

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، مهمان این هفته برنامه «دستخط» ایرج مسجدی متولد آبادان است؛ کسی که ۸ سال دفاع مقدس را در جبهه‌های حق علیه باطل بوده و به خصوص در حوزه برون مرزی فعالیت می‌کرده است. بیش از اینکه در خاک ایران باشد در ۸ سال دفاع مقدس در خاک عراق و حوزه‌های برون‌مرزی حضور داشته و الان از همین تجربیات در تعامل با گروه‌ها و احزاب مختلف سیاسی استفاده می‌کند.

    متن گفتگوی سفیر ایران در عراق به شرح زیر است:

    *سلام عرض می‌کنم و خیلی خوش آمدید.

    خدمت جنابعالی و همه بینندگان عزیز سلام عرض می‌کنم.

    *از عراق برای ما بگویید. اوضاع و احوال عراق چطور است؟ آقای مصطفی الکاظمی مستقر شدند. اوضاع الان چطور است؟

    کابینه دولت جدید، آقای مصطفی کاظمی، در دو مرحله رأی اعتماد گرفتند، با ۲۲ وزیر شروع به کار کردند، بنابراین مورد حمایت هم مردم و هم احزاب و جریانات مختلف هستند. ممکن است برخی چالش‌ها وجود داشته باشد که مختص آقای مالکی یا دیگری نیست؛ در دوره‌های گذشته نیز همین موضوع وجود داشته است، اما نسبت به نقش جمهوری اسلامی و روابط با ایران، عراق مصمم است و دولت ایشان نیز همینطور است. دولت جدید عراق درصدد ایجاد یک توازن یا تعادل در روابط هست، بین حوزه عربی و جمهوری اسلامی و همسایه شمالی خودش ترکیه، آمریکایی‌ها و دیگران است، اما نسبت به ما به عنوان کشور جمهوری اسلامی ایران، دولت مصمم بر هم جدیت در روابط و هم گسترش روابط در ابعاد مختلف است و مشکلی را در این زمینه احساس نمی‌کنیم.

    ممکن است در عراق برخی موافق یا مخالف باشند، نظرات مختلفی بیان شود و عده‌ای دولت را قبول داشته باشند و عده‌ای قبول نداشته باشند، این به نظر من یک امر سیاسی و طبیعی است، اما نسبت به روابط با کشور جمهوری اسلامی ایران، عراق مصمم است.

    یک اتفاقی در یکی دو هفته در مورد نیروهای حشدالشعبی و نخست وزیری عراق افتاد و سروصدای زیادی کرد که یکسری از نیروهای حشدالشعبی را گرفتند و عکس‌العملی در بغداد اتفاق افتاد که برخی از قفل شدن بغداد صحبت می‌کردند. این چه اتفاقی بود؟

    یک مقری مربوط به تیپ ۴۵ حشدالشعبی بود، نیروهای مکافحه‌الارهاب که خودشان یک سازمان و جریانی هستند که برای مبارزه با تروریسم کار می‌کنند…

    *زیرمجموعه نخست وزیر است؟

    بله. این‌ها همه زیرمجموعه نخست وزیری است؛ چون نخست وزیر به عنوان فرمانده نیروهای مسلح، هم فرمانده ارتش، هم فرمانده حشدالشعبی، هم قوات پلیس است و همچنین فرمانده نیروهای مکافحه الارهاب است. این‌ها به این مقر هجوم می‌برند و آنجا را در اختیار می‌گیرند و افرادی را که از حشدالشعبی بودند به نوعی بازداشت می‌کنند. به اعتبار اینکه بهشان گزارش شده که اینجا محلی است که ممکن است اقدامات غیرقانونی انجام شود.

    نیروهای حشدالشعبی که متوجه می‌شوند عکس العمل نشان می‌دهند و متقابلاً مقر ستاد مکافحه‌الارهاب را در اختیار می‌گیرند و افراد آنجا را بازداشت می‌کنند. این تنش تا نیمه‌های شب ادامه داشت و آقای مصطفی کاظمی ورود پیدا کرد و دستور می‌دهند این افراد باید آزاد شوند. ایشان اعلام می‌کند در این موضوع نقشی نداشتم و حالا برخی قبول کردند، برخی قبول نکردند. تا نماز صبح روز بعد تقریباً بچه‌های حشدالشعبی را آزاد می‌کنند و مقر را ترک می‌کنند. از سوی دیگر هم نیروهای حشدالشعبی نماز جماعتی می‌خوانند و مقر طرف مقابل را تخلیه می‌کنند و در صبح اوضاع عادی می‌شود.

    اما رسانه‌ها به این بسیار دامن زدند و این امر را قدری بزرگ کردند. یک اتفاقی بود و بعد آقای مصطفی کاظمی جلسه مشترک برگزار کرد و هم این طرف و هم آن طرف را دعوت کرد و صلح و صفایی بین نیروهایی که همه در مدیریت آقای نخست وزیر هستند، ایجاد شد و امروز این مشکل کامل برطرف شده است.

    *برخی معتقد هستند بعد از شهادت حاج قاسم ما و جبهه مقاومت تضعیف شده باشیم. آیا واقعاً چنین نگاهی وجود دارد؟

    من فکر نمی‌کنم. چه بسا بعد از شهادت سردار عزیز شهید سلیمانی، به نوعی انگیزه این‌ها برای ادامه راه این شهید بزرگوار جدی‌تر و مصمم‌تر شده است. اتفاقی که افتاده خلاء وجود سردار سلیمانی است و به اعتقاد من، بعد از شهید عزیز و سرافراز ما شهید سلیمانی، وجود پربرکت فرماندهی جدید سردار قاآنی که سال‌های طولانی جانشین و قائم مقام ایشان بوده و امروز در رأس این سازمان قرار گرفته‌اند، بنده مطمئن هستم به فضل الهی با قوت و با اقتدار این راه و این مسیر و این مکتب به گفته حضرت آقا، ادامه خواهد داشت.

    *آن خلأ به دلیل ابعاد مختلف شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس بود که خیلی چیزها را پوشش می‌دادند؟ از این جهت بیان می‌کنید؟

    بله؛ همین طور است. نقش آقای ابومهدی مهندس در عراق و منطقه به عنوان یک دستیار بسیار امین و قوی و مورد علاقه شهید سلیمانی و همچنین حضور فرمانده عزیز شهید ما آقای سلیمانی در منطقه، موقعی که هر دو به شهادت رسیدند، کاملاً چنین مسئله‌ای اتفاق افتاد. اتفاقاً یک نوع خونخواهی و انتقام‌خواهی و احساس دین نسبت به خون این شهدا، چه در عراق و چه در منطقه در بین جامعه انسانی علاقه‌مند به این طریق، یعنی طریق مبارزه و مقاومت، جهاد ایجاد شده است.

    در این ماه‌های آخر شنیده می‌شد سردار سلیمانی وقتی با چالش‌های بزرگ به خصوص ناآرامی‌های داخل عراق مواجه شده بودند، بعد از استعفای آقای عادل المهدی و موارد دیگر، خیلی به سختی گذراندند. در مورد این مسائل اگر بتوانید صحبت کنید خوب است.

    یکی از توفیقاتی که خداوند لطف کرده و بنده داشته‌ام، از روز اولی که سردار سلیمانی آمدند و حکم فرماندهی نیروی قدس را از رهبر معظم انقلاب اسلامی گرفتند، تا روز شهادت ایشان دائم با ایشان در مراوده و ارتباط بودیم. نکته بارز سردار سلیمانی این بود که یک فرمانده میدانی بود. یک مدیر واقعاً در صحنه بود. بارها که صحبت می‌کردیم ایشان مطرح می‌کردند که موفقیت ما در زمان دفاع مقدس، حضور فرماندهان در خطوط مقدم بود و این یک حقیقتی است که در زمانی که ورود به نیروی قدس پیدا کرد، با اینکه صحنه یک صحنه منطقه‌ای، بین المللی و خارج از کشور بود، می‌گفت تجربه دفاع مقدس برای ما تجربه موفقی بود. آن تجربه چه بود؟ این بود که اگر می‌خواهیم مدیریت و رهبری و فرماندهی کنیم باید کاری کنیم که در وسط میدان و در خط مقدم کار باشیم؛ لذا برای این است که شما شهید سلیمانی را در جنگ با داعش همیشه در میدان می‌بینید. مگر شرایطی بود که امکان حضور فراهم نباشد.

    *و مخاطرات آن را هم می‌پذیرفت؟

    بله. سردار سلیمانی همیشه آماده شهادت بود. اصلاً احساس می‌کرد از کاروان شهدا و خیل رفقای شهیدش مانند شهید باکری، شهید کاظمی در دوره دفاع مقدس جا مانده است؛ واقعاً به دنبال شهادت بود. نه اینکه بخواهد خودش را به کشتن بدهد؛ نه، اشتباه نکنیم. آن مسیر و هدف خودش را مانند زمان جنگ انتخاب کرده بود. در یک منطقه رفته بود و یک ربع بعد داعش آنجا را تصرف کرده بود. ایشان وقتی خارج شد آن منطقه سقوط کرد. سردار سلیمانی وارد منطقه می‌شد مستقیم به خط می‌رفت. این نکته قابل توجهی است، قبل از اینکه با کسی جلسه بگذارد، بحث‌های سیاسی کند. مدیریت قوی در ارتباط با دیگران داشت. بسیاری اذعان داشتند با خانواده شهید، با فرزندان شهدا ارتباط داشت؛ من می‌گویم یک رابطه عاطفی و عمیق شهید سلیمانی با مقامات بزرگ سیاسی در منطقه وجود داشت.

    *مصداقی می‌توانید تعریف کنید؟

    مثلاً فرض کنید با آقای مقتدی، سید عمار حکیم، آقای مالکی، با آقای ابوحسن عامری، حتی با اکراد آقای بارزانی، با دکتر برهم روابط اینچنینی داشت و واقعاً آقای سلیمانی را دوست داشتند. آقای بارزانی به عنوان یکی از رهبران کردستان می‌گفت من واقعاً آقای سلیمانی را دوست دارم. در جمهوری اسلامی اگر بخواهند کسی را مثال بزنند که واقعاً او را دوست دارم و به او باور دارم، حاج قاسم است. من گفتم چرا؟ می‌گفت بخاطر صداقت او و دوم جدیت او و سوم عمل به قولی که می‌دهد.

    *اربیل و قصه آن را می‌توانید بازگو کنید؟

    من همراه ایشان بودم. قضیه اربیل که اتفاق افتاد آقای بارزانی تماس گرفتند، داعش داشت به منطقه اقلیم کردستان حمله می‌کرد. در حال پیشروی به سمت اربیل بود. آقای برزانی تماس گرفت و سردار سلیمانی با هیأتی از همکارانش در اربیل حاضر شدند. شهید ابومهدی هم همراه ایشان بودند. بنده هم بودم و این اتفاق قبل از مسئولیت سفارت بود. وقتی دیدیم آقای بارزانی خیلی نگران هستند، از اینکه داعش حمله می‌کند و شرایط بحرانی شده و درخواست کردند نیاز به همکاری شما داریم.

    شهید سلیمانی به ایشان گفت ما در خدمت شما هستیم و نگران نباشید. فقط یکی از آقایان را به من معرفی کنید و دست او را در دست ما بگذارید که با ایشان کار را جلو می‌بریم و مزاحم شما هم نمی‌شویم. به یاد دارم ایشان آقای دکتر رژ را معرفی کردند. دکتر رژ یکی از مسئولین حزب دموکرات کردستان است. ما شام خوردیم که مهمان آقای بارزانی بودیم. تا نماز صبح نیروهای جمهوری اسلامی و امکانات ایران با چندین پرواز در فرودگاه اربیل به زمین نشستند. به این سرعت کار انجام شد.

    بنده با حاج قاسم رفته بودم تا اربیل برویم و برگردیم. یکباره به آقای بارزانی گفت آقای مسجدی اینجا بماند که کنار آقای دکتر رژ باشد و اگر کاری داشتید کمک کند. من هم نگاهی به ایشان کردم که چنین قراری نداشتیم. گفتند نه، شما اینجا بمانید و من هم اجرا کردم؛ این ماندن ۴۵ روز شد. به سرعت مناطق را از داعش پس گرفتند، چون شهید سلیمانی این تئوری و نظر را داشت که اگر داعش زمین‌گیر و ماندگار شد، آن زمان کندن آن سخت‌تر می‌شود و شهرهایی که از دست رفته بود و مردم متواری شده بودند و از ترس جان خود فرار می‌کردند، در مسیر رفتن به شهر خودشان بازگشتند. آقای مسعود بارزانی، ریاست اقلیم کردستان عراق، اعلام کردند من واقعاً نمی‌دانم چطور از جمهوری اسلامی تشکر کنم. با چه بیان و با چه زبانی تشکر کنم. هم رسماً اعلام کرد و هم نامه‌ای برای ریاست جمهوری اسلامی ایران نوشت و رسماً از حضور نیروهای ما و کمک به برخورد با داعش، تشکر کرد. ما هم بعد از ۴۵ روز و بعد از آرام شدن منطقه به شهید سلیمانی زنگ زدم و کسب اجازه کردم، گفت شما می‌توانید برگردید.

    در ماجرای خودمختاری که می‌خواستند در کردستان اعلام کنند و پشت آن نیز امریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها بودند. آنجا هم نقش‌آفرینی حاج قاسم باعث شد بسیاری از تئوری‌ها بهم بخورد.

    کردها به دنبال یک نوع خودمختاری یا رأی‌گیری که از مردم کردند، مسائلی که اتفاق افتاد بسیاری در عرصه سیاسی عراق با این امر مخالف بودند. در بین خود عراقی‌ها و هم در منطقه و هم کشورهای همسایه بعضاً ترکیه، سوریه، ما و دیگران مخالف بودند. با آقای بارزانی هم بسیار صحبت شد. آقای بارزانی مصمم در این امر بودند و اقدام کردند و بعد آن اتفاقات رخ داد.

    *سردار سلیمانی با ایشان در این زمینه صحبت‌های جدی کردند؟

    بله. شهید سلیمانی هم با این امر مخالف بودند. دلیلش هم این بود که می‌گفتند منجر به ناامنی و اختلاف و درگیری می‌شود؛ هم چنین منجر به تجزیه عراق می‌شود. ایشان کاملاً با این اقدام مخالف بودند.

    *آقای بارزانی در مذاکراتی که صورت می‌گرفت، قبول نمی‌کردند؟

    نه، ایشان قبول نداشت و می‌گفت مردم کردستان این را مطالبه می‌کنند، سال‌ها مبارزه کرده‌ایم و دنبال این هستیم.

    *شما انبوهی از ناگفته‌ها هستید. مطالعه‌ای در آن مطالبی که در ذهن دارم کردم، یکی از مقاطع حساس، پیشروی داعش به سمت بغداد بود.

    سردار سلیمانی با همه فداکاری‌ها و تلاش‌هایی که کرد یک اعتقادی داشت که می‌گفت تمام موفقیت‌ها مرهون خداوند است؛ حرف اول ایشان این بود. می‌گفت ما اینجا کمک کردیم و نقش اصلی را خود عراقی‌ها داشته‌اند. من عراق را بیشتر عرض می‌کنم، چون حوزه کاری بنده بود. عراقی‌ها هزاران شهید از حشدالشعبی، ارتش عراق، نیروهای عراقی دادند. ما هم نقشی داشتیم، همان طور که فتوای حضرت آیت الله العظمی سیستانی نقش بارزی داشت.

    برخی فکر می‌کنند فقط حشدالشعبی آقای سلیمانی را دوست دارند؛ در صورتی که ارتشی‌های عراقی، سپهبدها و سرلشگرها و تمام مقامات نظامی عراق به آقای سلیمانی احترام می‌کنند، هم در زمان حضور ایشان و هم در زمان حیات ایشان و هم امروز بعد از شهادت ایشان این احترام وجود داشت و دارد.

    *ایده حشدالشعبی چطور به ذهن رسید و شکل گرفت؟

    من فکر می‌کنم از اینجا شروع شد که داعش عراق را در می‌نوردید، در اینجا بود که مرجعیت بزرگوار نجف اشرف، حضرت آیت الله العظمی سیستانی، آن فتوای تاریخی را دادند و با هجمه بسیار عجیب و گسترده مواجه شدیم. سردار سلیمانی و آقای ابومهدی المهندس، فرماندهان سپاه بدر و دیگران نقشی که داشتند، این بود که در این فتوا و در این هجوم انسانی به سمت جبهه‌ها کار سازماندهی و مدیریت و آموزش را برعهده گرفتند. به قول معروف نیروی فله‌ای که نمی‌تواند وارد جبهه شود و بجنگد؛ او باید مسلح شود؛ باید سازماندهی شود. مانند دوره دفاع مقدس ما بود. آن‌ها از این تجربه جمهوری اسلامی استفاده کردند، نیروی مردمی را سازماندهی کردند و این حشدالشعبی شد. در آن زمان دور عملیات تغییر کرد.

    *جبهه مقاومت مسیحیان عراق را نیز در این جریان داعش کمک کرد. درست است؟

    هم مسیحیان، هم ایزدی‌ها که در مناطق خط فاصل این درگیری‌ها بودند و بسیار اذیت و آواره شدند و بسیاری مهاجر شدند، تعداد زیادی کشته شدند. فرقی نمی‌کرد. مسیحیان هم راه نجات خودشان را نیروهای مقاومت می‌دیدند؛ لذا امروز که در عراق هستیم مسیحیان عراق، ایزدی‌های عراق، نسبت به نیروی مقاومت و شهید سلیمانی واقعاً علاقه دارند، چرا که می‌گویند این انسان کمک به نجات ما کرد، کمک به نابودی داعش کرد، کمک به بازپس‌گیری مناطق ما کرد، خانه و زندگی این‌ها در دست داعش بود. این مناطق آزاد شده و همه به سرزمین‌های خود برمی‌گردند.

    *در جایی اشاره کردید که داعش هست؛ یکی از نگرانی‌ها الان بخاطر تحرکاتی است که داعش انجام می‌دهد. قدرت داعشی‌ها در عراق چقدر است؟

    داعش بسیار ضعیف شد. امروز هیچ منطقه‌ای در اختیار داعش نیست.

    *پراکنده هستند…

    نه شهر و نه روستایی در اختیار آن‌ها نیست. به هیچ وجه داعش الان هیچ جایی را در اختیار ندارد. داعش در عراق تبدیل به تعدادی هسته‌های مخفی و سیار شده که در یک جایی حضور پیدا می‌کنند و تروری را انجام می‌دهند یا ناامنی ایجاد می‌کنند و بعد متواری می‌شوند.

    *از خاطراتتان در مذاکرات و صحبت با مقامات سیاسی عراق بگویید.

    سردار سلیمانی یک دیپلمات بسیار قدرتمندی بود. دیپلمات به معنای سیاستمدار و کسی که فهم و راهبری سیاسی دارد. ایشان منطق بسیار قوی داشت و لذا با منطق اقناعی طرف مقابل را جذب و همراه می‌کرد. اگر طرف مقابل نظر بهتر و قوی داشت ایشان می‌پذیرفت. بسیار صبور در بحث‌های سیاسی بود و به همین علت بسیار وقت می‌گذاشت. شاهد بودیم جلساتی طولانی مدت تا پاسی از شب یا صبح زود برگزار می‌کرد که برای برخی دوستان عراقی ما هم سخت بود و می‌گفتند حاج قاسم تا پاسی از شب ما را نگه می‌دارد و می‌گوید بعد از نماز صبح آماده مذاکره باشید و اجازه نمی‌دهد ما بخوابیم؛ البته شوخی هم می‌کردند.

    اما یک نکته بسیار مهم این است که نقش سردار سلیمانی نقش مشاور بود. یک دیپلمات مشاور برای عراقی‌ها و مسئولین و رهبران و سیاستمداران عراقی بود. می‌گفت نظر، دیدگاه و منطق ما این است. اگر این منطق درست است بپذیرید و اگر درست نیست به راه خودتان ادامه دهید. به دلیل اینکه این منطق و این اقناع قوی بود، ۸۰-۷۰ درصد می‌پذیرفتند. یک زمانی می‌گویند ایشان دولت‌سازی کرد و دخالت کرده و یا امر و نهی کرده است؛ این تعبیر غلطی است. این نوعی بی‌احترامی به طرف مقابل و شخصیت‌های عراقی است. صحیح این است که سردار سلیمانی به عنوان یک دوست و مشاور امین و فهیم کمک فکری داد و دیدگاه‌های خود را به عنوان دیدگاه‌های جمهوری اسلامی منتقل می‌کرد.

    *در مذاکرات شهید سلیمانی احترام ویژه‌ای برای مرجعیت و روحانیت قائل بود و در وصیت نامه ایشان هم وجود دارد. حتماً نزد آیت الله سیستانی هم می‌رفتند و صحبت در باب این مسائل داشتند؛ ممکن هم هست برخی مواقع اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد. با این اختلاف نظرها چطور برخورد می‌کردند و چطور احترام را حفظ می‌کردند؟

    در وهله اول شهید سلیمانی تابع ولایت بودند و خودش را همانطور که بارها گفتند و نوشتند، سرباز ولایت و حضرت آقا می‌دانستند. در عراق، چون جایگاه بسیار ارزشمند و بزرگی مرجعیت جناب آیت الله العظمی سیستانی دارند، هم توصیه رهبر معظم انقلاب ما بوده و هست که توجه به نظرات آیت الله سیستانی باشد و هم اهتمام به این مسئله مورد تاکید بود، لذا سردار سلیمانی کاملاً ارتباط خود را با بیت آقای سیستانی و شخص ایشان و یا فرزند ایشان حفظ کرده بودند. به طور مثال اگر در موضوعی آیت الله سیستانی یا بیت ایشان ملاحظه‌ای دارد، حتماً ایشان ملاحظه را مدنظر داشتند.

    *درباره آقای مقتدی صدر و رابطه‌ای که با شهید سلیمانی داشت و حواشی که در اواخر ایجاد شد، صحبت فرمائید.

    صدری‌ها جایگاه بسیار بزرگی در عراق دارند و شهیدان بزرگوار خاندان صدر، شهید سید محمدباقر صدر و شهید بزرگوار سید محمدصادق صدر، در تاریخ عراق می‌درخشند و لذا جریان صدری که خود را دنباله‌روی این مرام و مسلک و این خاندان می‌داند و امروز آقای مقتدی صدر به نوعی در این صحنه سیاسی بعد از سقوط صدام حضور دارد، یک جریان مهم اجتماعی، مذهبی و تاریخی در صحنه عراق است. همین روند، اصول و چارچوب را با آقای مقتدی صدر نیز دنبال می‌کردند. حالا روحیات، خلقیات، دیدگاه‌های شخصیت‌های عراقی با هم متفاوت است. آقای مقتدی صدر هم برای خودش دیدگاه‌ها و نظرات و مسائلی داشت.

    *سفر ایشان به عربستان و دیدار با بن سلمان قدری حواشی را گسترده‌تر کرد.

    ارتباط رهبران سیاسی عراق غیر از جمهوری اسلامی با هر کشور دیگری، برخواسته از مراودات و اعتقادات و دیدگاه‌های خود آن‌ها است. سردار سلیمانی هیچگاه مانع این امر نبودند؛ ایشان کار خودش را انجام می‌داد. در اصل جمهوری اسلامی را عرضه می‌کرد. من ندیدم یک جایی که شهید سلیمانی با رأی مخالف خودش نسبت به طرف مقابل خود خدای ناکرده بی احترامی و ابراز ناراحتی کند. به این دلیل است که به عنوان دیپلمات قوی از او یاد می‌کنم.

    *در لحظه تلخ، بامداد ۱۳ دی ۹۸، در کجا بودید؟

    بنده در سفارت بودم و تقریباً ساعت ۱۲:۳۰، حدود ۱ شب بود که به من خبر دادند چنین اتفاقی افتاده است. بلافاصله همکاران ما به محل حادثه منتقل شدند و از آنجا تماس گرفتند که خودروی شهید سلیمانی و همراه ایشان را آمریکایی‌ها زده‌اند و آن زمانی که بچه‌ها رفتند هنوز خودرو آتش می‌گرفت و جنازه‌ها متلاشی شده بود و صحنه دلخراشی که پیکرها قابل شناسایی نبود. خیلی شرایط بدی بود.

    تا این‌ها را جمع کردند و منتقل کردند و به تدریج مسائلی که اتفاق افتاد… به جمهوری اسلامی اطلاع رسانی شد. بحث‌های دیگری که در جریان هستید.

    **دعوت رسمی بود که درباره پاسخ به عربستان بود؟ چون شهید سلیمانی پاسخ ایران به درخواست عربستان را می‌بردند؟

    ایشان مرتب به عراق برای مذاکره، برای پیگیری بحث‌ها، برای موضوع داعش، برای مذاکرات سیاسی می‌آمدند. حالا موضوع پیام عربستان و هر چیزی ممکن بود یک مسئله باشد، اما ممکن است به دلیل صرفاً این کار سفر انجام نشده باشد.

    *طبیعی بود که آمریکایی‌ها مطلع بودند؟

    معلوم شد که آمریکایی‌ها روی تردد ایشان از مسیر دمشق و پرواز و فرودگاه مسلط شده بودند. ردیابی سردار سلیمانی برای آمریکا یا غیرآمریکا کار مشکلی نبود چرا که آقای سلیمانی مخفی تردد نمی‌کردند. آشکارا می‌رفتند و می‌آمدند. با هواپیما می‌رفتند و همه هم می‌دانستند. موقعی که می‌خواست به عراق بیاید جمعیت بسیاری می‌دانستند آقای سلیمانی فردا تشریف می‌آورد، چون قرار جلسه داشتند و تماس گرفته بودند و هماهنگی صورت گرفته بود.

    سردار سلیمانی هر زمان و من جمله در آخرین سفر که ختم به شهادت شد، به عراق می‌آمدند با اطلاع و هماهنگی مسئولین و مقامات عراقی بود و دلیل این بود که جلسات روز بعد ایشان تنظیم شده بود. مثلاً در سفر آخر ایشان صبح روز بعدش ساعت ۸:۳۰ صبح قرار ملاقات و صبحانه با آقای نخست وزیر داشتند؛ بنابراین آقای سلیمانی مهمان دعوت شده رسمی دولت عراق بودند. ما – منظور خود شهید سلیمانی یا اطرافیان است – احتمال می‌دادیم ایشان در جایی ترور شود یا توسط صهیونیست‌ها هواپیمای ایشان زده شود، یا ربوده شود یا منهدم شود، یا در مسیری و جایی ترور شوند، اسرائیلی‌ها از این کارها زیاد کرده‌اند، ولی اینکه دولت آمریکا این کار را انجام دهد پیش‌بینی نمی‌شد. این به معنای واقعی تروریسم حکومتی و دولتی است. دولت آمریکا و ترامپ بپذیرند و دست به این اقدام بزنند و اعتراف کنند. پهپادهای آن‌ها و در عملیات موشکی در خاک و آسمان عراق بدون اجازه و مجوز از طرف نیروهای عراقی، آقای ابومهدی مهندس را که مسئول حشدالشعبی بود، همچنین مهمان عراق یعنی شهید سردار سلیمانی را ترور کنند، یک جنایت تاریخی است که به اعتقاد من از دامن آمریکا و آقای ترامپ به این زودی پاک نخواهد شد.

    *اولین مقام عراقی که به شما واکنش نشان داد و تسلیت گفت چه کسی بود؟

    من آن شب خیلی وضعیت بدی داشتیم و شرایط سختی بود و بسیار متأثر بودیم، به خصوص بنده به دلیل عمق علاقه، رابطه و دوستی عاطفی که با شهید عزیز داشتیم. ولی اولین اقدامی که انجام دادم خدمت آقای عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق در آن زمان رسیدم و ایشان هم بسیار ناراحت بود. دلیل این دیدار این بود که این اتفاق افتاده باید چکار کنیم. روی برنامه‌ریزی اقدامات بعدی تصمیم‌گیری شد که چطور تشییع جنازه انجام شود، انتقال به ایران چه زمانی باشد.

    *در کربلا و نجف چقدر این تشییع جنازه باشکوه شد.

    همچنین در بغداد باشکوه بود. من می‌توانم بیان کنم اکثریت مسئولین عراقی اعم از شیعه و سنی و دیگران شرکت کردند. خود دکتر عادل عبدالمهدی شرکت کرد، جمعیت عظیم انسانی در این مراسم حضور داشتند. مثلاً انتقال جنازه‌ها که قرار بود در ساعت‌های تعریف شده انجام شود، بعد از مراسم کاظمین منتقل به کربلا شود، این با تأخیر بسیار زیادی اتفاق افتاد. ما هم در هلیکوپتر سوار شده بودیم، خودمان فکر می‌کردیم نکند بخاطر تأخیر جمعیت پراکنده شده باشند. ولی شاید ۸-۷ ساعت تا ده ساعت مردم منتظر بودند و نرفتند تا جنازه‌ها برسند و مراسم تشییع را باشکوه برگزار کنند.

    *پرونده بررسی شهادت و علت شهادت سردار سلیمانی و عوامل آن در عراق در جریان است؟

    بله؛ در جریان است.

    *به جایی رسیده است؟

    آنجا هم دستگاه قضائی و هم دستگاه امنیتی و مسئولین اجرایی کشور برای این مسئله تشکیل پرونده داده‌اند و موضوع را دنبال می‌کنند.

    *حضرت آقا بعد از شهادت شهید سلیمانی با این تعبیر گفتند که باید آمریکایی‌ها از منطقه خارج شوند. یعنی بزرگترین انتقامی که می‌توان از آن‌ها گرفت خروج امریکایی‌ها از منطقه است. پارلمان عراق دقیقاً بعد از شهادت سردار سلیمانی این را تصویب کرد. این به کجا خواهد رسید؟ این اجرایی می‌شود یا موانعی وجود دارد؟

    در خصوص حضور آمریکایی‌هایی و پایگاه‌های آن‌ها که در منطقه پهن شده، در عراق و غیرعراق، اولاً این با مجوز چه کسی است؟ این‌ها در منطقه چه کاری جز دخالت در شئونات و امورات کشورهای مختلف، تقویت و حمایت تروریسم و ناامنی دارند؟ آمریکایی‌ها غیر از این کار دیگری نمی‌کنند. به اعتقاد بنده اگر آمریکایی‌ها یک کار را واقعاً نمی‌کنند مبارزه با تروریسم است؛ این یک حقیقت است.

    در عراق با شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی مهندس، پارلمان عراق بلافاصله وارد تصمیم‌گیری شد و اولین دوره مذاکرات را با آمریکایی‌ها شروع کردند. آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند این مصوبه یا تصمیم را لغو کنند یا بگویند می‌مانیم یا نیروهای خود را کاهش می‌دهیم.

    *در این مدت نیروهای آمریکایی کاهش پیدا کرده؟

    آمریکایی‌ها بعد از این مرحله نیروهایشان را جمع‌آوری کردند و در دو سه پایگاه مستقر شدند. یکی در فرودگاه، یکی در پایگاه عین‌الاسد و یکی در منطقه حریر، در اقلیم کردستان است. فعلاً این سه منطقه امریکایی‌ها حضور دارند.

    *یعنی در التاجی و این‌ها حضور ندارند؟

    در بقیه جاها یعنی ۷ یا ۸ جای دیگر که بودند، همه را جمع‌آوری کردند و در این سه مرکز قرار دارند. مصوبه پارلمان عراق بر این است که باید همه این‌ها جمع‌آوری شود. بستگی به تصمیم و اراده دولت عراق دارد که در مذاکرات به این دست یابد. اما عرض کنم به شما که این هم یک خواست مردمی در عراق، خواست نیروی مقاومت عراق، خواست دولت عراق است؛ ممکن است عده‌ای به نوعی این نظر را قبول نداشته باشند. به دلایل مختلف بیان کنند که باشند و در مبارزه با تروریسم کمک کنند و حضور داشته باشند یا اگر فشار بیاوریم ممکن است امریکایی‌هایی فشارهای دیگری را متوجه ما در صحنه‌های اقتصادی و سیاسی کنند. این بحث‌ها در عراق رایج است. آنچه مسلم است این است که وجود پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، عراق و غیرعراق، موجب شر و ناامنی و مشکلات است. این حقیقت است.

    از سوی دیگر مصوبه قانونی پارلمان عراق است که باید اجرا شود. دولت آقای کاظمی هم خود را موظف به این مسئله می‌داند؛ منتظر هستیم این اتفاق بیفتد.

    *با سفیر آمریکا تا الان برخورد داشته‌اید؟

    نه. من نه ملاقاتی داشتم و نه برخوردی داشتم.

    *نه، ملاقات که معمولاً انجام نمی‌شود. در جلسه‌ای برخورد داشتید؟

    ممکن است در اجتماعاتی که سفرا را دعوت می‌کنند و مرسوم است، همه سفرا را دعوت می‌کنند من جمله من هم دعوت می‌شوم. سفیر آمریکا هم هست و سعی می‌کنیم با فاصله مناسبی از سفیر آمریکا قرار بگیریم. هیچ وقت نمی‌خواهیم ریخت نحس ایشان را ببینیم. (می‌خندد)

    *آقای مسجدی متولد آبادان هستید.

    بله.

    *چه سالی متولد شدید؟

    من متولد سال ۱۳۳۶ هستم.

    *پدر چه کاره بودند؟

    پدر من شرکت نفتی بود و در پالایشگاه آبادان کار می‌کردند. خدا ایشان را رحمت کند.

    *چند خواهر و برادر هستید؟

    ما تقریباً خانواده پرعائله‌ای بودیم. مجموع برادرها و خواهرها ۱۱ نفر بودیم که ۳ نفر قبل از تولد من مرحوم شدند.

    *به آبادان سر می‌زنید؟

    بله. هر از چند گاهی می‌روم، چون زادگاه ماست و بسیاری از بستگان ما آنجا هستند.

    *چه سالی ازدواج کردید؟

    سال ازدواج ما سال ۵۸ هست.

    *در ۲۲ سالگی بود.

    بله.

    *چطور با هم آشنا شدید؟

    همشیره همسر بنده، سرکار خانم حجازی، خانواده متدینی در آبادان بودند. آشنایی ما به واسطه باجناق ما بود. ایشان – شهید ظریفیان – شهید شدند؛ ایشان طلبه بودند. ما با هم دوست بودیم. ازدواج اول را ایشان انجام داده بود. با خواهر همسر من و ایشان معرف من و خانواده همسرم شدند.

    *چند فرزند دارید؟

    بنده دو پسر و یک دختر دارم.

    *چه می‌کنند؟

    یکی از پسرهای من همکار خود ما در سپاه است و دیگری دوره دکترا را تازه تمام کرده است. دختر خانم ما هم خانم دکتر هستند و علوم انسانی خوانده‌اند.

    *ازدواج کرده‌اند؟

    بله. هر سه ازدواج کردند.

    *نوه هم دارید؟

    بله. ۴ تا نوه داریم.

    *با بچه‌ها وقت می‌کنید، گعده کنید و حرف بزنید؟

    از موقعی که برای سفارت به بغداد رفتم این ارتباط متأسفانه خیلی کمتر شد. الان که خدمت شما هستم بعد از سه ماه موفق شدم چند روزی به تهران بیایم و کارهای اداری را پیگیری کنیم و هم دیداری با خانواده داشته باشیم.

    *بچه‌ها به شما سر نمی‌زنند؟

    آن‌ها هم در شرایط مناسبی بود، می‌آمدند مثلاً یک سال تعطیلات نوروز بود.

    *شما باجناق سردار ذوالقدر هم می‌شوید.

    بله. ما سه نفر یعنی شهید ظریفیان و من و سردار ذوالقدر باجناق هستیم.

    *آشنایی با سردار ذوالقدر در قرارگاه رمضان بود؟

    ما در قرارگاه رمضان بودیم. البته آشنایی ما هم با شهید و هم آقای ذوالقدر قبل از انقلاب است.

    *غذا درست کردن بلد هستید؟

    نخیر متأسفانه.

    *تفریح آقای مسجدی چیست؟

    من حقیقتاً بهترین و دوست داشتنی‌ترین تفریح من سر زدن به بستگان است. دوست دارم اگر فرصتی شد به مشهد مقدس و قم بروم. به خصوص قم را دوست دارم، چون پدر و مادر حاج خانم ما آنجا دفن هستند.

    *اهل ورزش هستید؟

    بله. اهل ورزش بودم و هستم.

    *چه ورزشی انجام می‌دهید؟

    الان قدری برای من سخت شده است. دوره جوانی بچه‌های آبادان معروف به «برزیلته» هستند. من فوتبال بازی می‌کردم. در مقطع دبیرستان و دانشگاه این ورزش را پیگیری می‌کردم.

    *جدای از صنعت نفت، پرسپولیس یا استقلال؟

    من فقط زرد طلایی! صنعت نفت آبادان تیم مورد علاقه بنده است.

    *نتایج را پیگیری می‌کنید؟

    بله. نتایج را در لیگ برتر پیگیری می‌کنم و هر بار می‌برد خوشحال می‌شوم، اما رشته ورزشی من تا مقطع دانشگاه فوتبال بود و بعد که سن ما بالا رفت و قدری سخت شد و به کوهنوردی و شنا روی آوردیم.

    *اتفاقی درباره فوتبال ذوب آهن افتاد که کربلا آمد و یکسری حاشیه‌ها ایجاد شد. شما حضور داشتید؟

    من در استادیوم و مسابقه نبودم، ولی رصد می‌کردم، چون تیم‌های ورزشی و غیرورزشی که به عراق می‌آیند. سفارت به نوعی مسئولیت‌هایی دارد، ولی مسئله مهمی نبود.

    *اهل سینما، فیلم و یا سریال هستید؟

    من فقط تلویزیون می‌بینم. برخی از سریال‌های ایرانی که بعضاً پخش می‌شد را می‌دیدم.

    *آخرین سریالی که دیدید چه بود؟

    سریال «بچه مهندس» را دوست داشتم و تقریباً تا انتها دنبال کردم و ازدواج صورت گرفت و همه چیز به خیر و خوشی مثل بقیه سریال‌های ایران تمام شد.

    *در عرصه فرهنگی‌مان با عراقی‌ها بیش از این می‌توانیم فعالیت کنیم. درست است؟

    صد درصد. به دلیل اینکه مناسبات و اشتراکات فرهنگی دو کشور اعم از اشتراکات اجتماعی، مذهبی، تاریخی، مردم شیعه عراق و مناطق مرزی و اکراد عراق داریم، لذا مراودات فرهنگی ما هم کم نیست. جالب است خدمت شما بیان کنم مردم عراق فیلم‌های ایران را بسیار دوست دارند. سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی که ساخته شد را پیگیری می‌کنند. رایزنی فرهنگی ما چند فیلم مانند فیلم درباره حضرت یوسف (ع)، درباره مختار را آنجا اکران کردند و استقبال باشکوهی شد.

    *از بعد اقتصادی در مراودات خود چندم هستیم؟

    مناسبات اقتصادی ما الان ۹ میلیارد دلار صادرات تجاری است و رقمی حدود بین ۳ تا ۴ میلیارد هم فروش گاز و برق جمهوری اسلامی در سال است. در مجموع ۱۳-۱۲ میلیارد دلار با عراقی‌ها صادرات داریم و امروز در رتبه اول هستیم.

    *گفتید آشنایی شما با سردار ذوالقدر و شهید ظریفیان قبل از انقلاب و در خصوص فعالیت علیه رژیم پهلوی بود.

    بله. در دوره دانشجویی آشنا شدیم.

    *کدام دانشگاه بودید؟

    من دانشگاه ملی ایران، دانشگاه شهید بهشتی کنونی بودم.

    *دستگیر هم شدید؟

    من دوبار دستگیر شدم.

    *ساواک شما را گرفت؟

    بله.

    *چند روز بازداشت بودید؟

    چند روز بیشتر طول نکشید.

    *روز ورود امام در ۱۲ بهمن ماه در تهران بودید؟

    ۱۲ بهمن فکر کنم تهران بودم.

    *از ۱۲ بهمن یا ۲۲ بهمن خاطره‌ای دارید بازگو کنید؟

    آن زمان دوران اوج انقلاب بود و ما هم جوان و بانشاط بودیم و در صحنه‌های مختلف حضور داشتیم.

    *بعد از انقلاب اولین جایی که رفتید و مسئولیت گرفتید کجا بود؟

    اولین مسئولیت و شغلی که پیدا کردم در سپاه بود. در سال ۵۸ وارد سپاه شدم.

    *آبادان یا اینجا؟

    در تهران. آقای محسن رضایی آن زمان مسئول اطلاعات سپاه بود و از طریق اطلاعات سپاه وارد شدم و لیسانس را که گرفتم و تمام شد، از دوستان تقاضا کردم که می‌خواهم به خوزستان بروم. هنوز جنگ شروع نشده بود. اینجا می‌گفتند چرا به خوزستان بروید؟ گفتم می‌خواهم شهر خودم در سپاه بروم. به سپاه آبادان منتقل شوم.

    *خودتان پیشنهاد دادید.

    بله. دوست داشتم در شهر خودم خدمت کنم. پیش‌بینی هم نمی‌کردیم جنگ شود. من مسئول بسیج سپاه آبادان در آن مقطع شدم. چند ماهی از این دوره گذشت که جنگ شروع شد. اولین صحنه‌هایی که بنده از شروع جنگ به خاطر دارم، چون در آبادان ساختمان‌ها خیلی مرتفع نیست و همه ساختمان‌های کم ارتفاع، یک طبقه و نهایتاً دوطبقه هستند که به دلیل شرایط جوی و زمین است، لذا، چون هیچ پدافندی نبود، هواپیمای عراقی در ارتفاع بسیار پایین می‌آمدند که خود آن دیوارهای صوتی را می‌شکستند و غرشی هواپیمای جنگنده عراق و میگ‌های عراقی داشت و وحشت برای مردم عادی ایجاد می‌کرد، شیشه‌ها شکسته می‌شد و بمباران می‌کردند.

    اولین جاهایی که زدند پالایشگاه آبادان بود. مثلاً ساختمان آموزش و پرورش آبادان را زدند که با تعدادی برای کمک رفتیم و فکر می‌کنم ۱۵-۱۴ نفر از کارکنان آنجا به شهادت رسیدند، از زیر اوار این‌ها را در آوردیم. در این مقطع محاصره آبادان که یک سال طول کشید، ما آنجا بودیم و در سپاه خدمت می‌کردیم. در این دوران بود که سقوط شهر خرمشهر و شهادت برادران عزیز رزمنده ما در سپاه خرمشهر اتفاق افتاد.

    *در دوران حصر آبادان خالی شده بود؟

    جمعیت انسانی و مردم عادی، اکثریت خالی کردند، ولی تعدادی از جوانان شهر و مردم باقی ماندند؛ زن و بچه‌ها اکثراً رفتند.

    *چطور به قرارگاه رمضان رفتید؟

    من از آنجا مدت یک سالی بنا به تصمیم فرماندهی محترم سپاه، فرمانده سپاه لرستان شدم و از آنجا به تبریز رفتم. چند سالی در تبریز بودم، فرمانده سپاه آذربایجان بودم و از آنجا وقتی آقای ذوالقدر فرمانده قرارگاه رمضان شدند، چون هم ما را می‌شناختند و هم باجناق بودیم. ایشان درخواست کردند بنده برای کمک بروم و با موافقت سپاه، به قرارگاه رمضان منتقل شدیم که تازه تأسیس شده بود.

    *تجربه جدیدی بود که هم عملیات نامنظم انجام دهید و هم اینکه هم‌افزایی با نیروهای عراقی داشته باشید.

    بله، این تجربه به اعتقاد من تجربه جالبی بود که تصمیم آن از سوی فرماندهی وقت سپاه پاسداران آقای محسن رضایی، گرفته شده بود که باید بدانیم در پشت دشمن چه می‌گذرد. این یک ماموریتش بود. مأموریت دوم عراقی‌ها بودند، سازمان‌های عراقی و معارضین عراقی که قرارگاه رمضان مسئولیت داشت با این‌ها کار کند. آن‌هایی که در جمهوری اسلامی بودند و با ایران تردد داشتند که در رأس آن‌ها مجلس اعلا بود. شهید عزیز آقای سید محمدباقر حکیم را خدا رحمت کند، حزب الدعوه، سازمان امل اسلامی، کردها و گروه‌های دیگر بودند. خود مجاهدین سپاه بدر بود که خودش یک نیروی قابل توجهی بود. همین شهید ابومهدی و دوستان دیگر بودند.

    *آشنایی شما با شهید ابومهدی از آنجا شکل گرفت؟

    بله. آقای ابومهدی را از زمان دفاع مقدس و از ایران می‌شناختم. بارزانی‌ها به دلیل اینکه بخش عمده و رهبری آن‌ها در ایران بودند، آقای مسعود بارزانی و برادر ایشان مرحوم آقای ادریس بارزانی در ایران بودند، با کردها محور مهمی بود که کار را شروع کردیم. با آقای طالبانی بعداً ارتباط گرفتیم. آقای جلال طالبانی که بعد رئیس جمهور عراق شد و مرحوم شد، ایشان در داخل عراق بودند. از بین پاسگاه‌های رژیم بعثی که در مرز بود، باید پیاده یا با قاطر عبور می‌کردیم که با لباس کردی بود؛ آقای صادقی فرمانده یگان ما بود؛ این را یگان دواب می‌گفتیم. (می‌خندد). ۴۰۰ تا قاطر داشت و بچه‌هایی که در این واحد کار می‌کردند حرفه‌ای شده بودند، چون قاطرها هم افراد و هم مهمات و امکانات را انتقال می‌دادند؛ لذا نیروهای سواره ما و لجستیک ما با این قاطرها به داخل عراق منتقل می‌شد. مناطق کردنشینی که دست اکراد و معارضین کرد بود.

    *بعد از جنگ هم ارتباط ادامه پیدا کرد؟

    بله. این ارتباط برقرار بود تا سقوط صدام و ۲۰۰۳ میلادی اتفاق افتاد و همچنین تا امروز ادامه پیدا کرد. در این میان، فقط یک اتفاق افتاد که منجر به تشکیل نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد که تدبیر و تصمیم رهبر معظم انقلاب بود. آقای وحیدی اولین فرمانده نیروی قدس شدند، لذا مجموعه‌هایی که در سپاه برون مرزی کار می‌کردند زیرمجموعه‌های نیروی قدس شدند؛ لذا نیروی قدس تشکیل شد و این مأموریت را دنبال کرد. فکر می‌کنم ۱۰ سالی طول کشید. بعد از این بود که فرمانده جدید و سرافراز ما آقای سلیمانی ورود پیدا کردند. همکاری را با شهید سلیمانی ادامه دادیم. من رئیس ستاد در نیرو بودم، آقای قاآنی قائم مقام و جانشین بودند، حاج قاسم هم آمدند. این هم جالب است که به عنوان خاطره بیان کنم، سردار سلیمانی به بنده گفتند من آمدم اجازه نمی‌دهم جای دیگری بروید. هم به من و هم به آقای قاآنی این مطلب را بیان کردند. گفتیم ما قرار نیست جایی برویم، خدمت شما هستیم.

    حقیقتاً روز به روز هم که گذشت علاقه بنده به حاج قاسم بیشتر می‌شد، چرا که توانمندی‌های ایشان را می‌دیدم و از آن مهم‌تر صمیمیت‌های ایشان را می‌دیدم. با حاج قاسم بسیار صمیمی بودیم. برخی مواقع شوخی می‌کرد که بچه‌های آبادان اهل لاف هستند. (می‌خندد). در جلسات بقیه حاجی را اذیت نمی‌کردند، ولی من کمی سر به سر ایشان می‌گذاشتیم.

    نکته جالب این بود که آقای سلیمانی دو شخصیت متفاوت داشت. یک شخصیت کاری ایشان بود که بسیار جدی، محکم، قاطع، بدون رودربایستی بود؛ با همکاران بسیار جدی بودند. کار که کنار می‌رفت حاج قاسم انسان دیگری در روابط می‌شد. بسیار عاطفی، بسیار با آرامش و بسیار صمیمی بودند. اینکه در آغوش بگیرد و ببوسد. حاجی پس دعوا در جلسه چه بود؟ اینجا چیست؟ می‌گفت حساب کار از برادری و صمیمیت و دوستی جداست.

    فرض کنید در مأموریت‌ها احساس می‌کرد یکی از بچه‌ها و همکاران یا سرداران طوری تند یا شدید شده و می‌خواست کاری انجام شود و نشده است. بلافاصله در فرصت مناسب از نظر عاطفی آن را ترمیم می‌کرد. عشق‌ورزی می‌کرد. خیلی برای ما سخت بود. چون در سفارت عکس شهید سلیمانی هم در دفتر کارم هست و هم در سالن جلسات هست، هر روز صبح به نوعی ایشان را ملاقات می‌کنم، تمام این خاطرات برای من تکرار می‌شود. هنوز باور نمی‌کنم سردار سلیمانی نیستند، برای ما بسیار سخت بود. انسان بسیار بزرگی را از دست دادیم؛ یک مدیر و فرمانده لایق.

    خوش به سعادت شهید سلیمانی و خوش به سعادت شما که ایشان را درک کردید و در مسیر ایشان هستید ان‌شاالله. من خداحافظی می‌کنم، ولی برنامه با دستخطی که حاج آقای مسجدی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق، برای ما به یادگار می‌نویسند به پایان خواهد رسید.

    «بسم الله الرحمن الرحیم

    از خداوند مهربان شاکرم بخاطر لطف و فضل بیکران که ما را در مسیر حق و ولایت قرار داد. درود و رحمت الهی بر شهیدان والامقام و سردار سرافراز جبهه مقاومت اسلامی شهید سلیمانی، ابومهدی مهندس و شهدای همراه ایشان.

    ان‌شاالله روز به روز قدرت مقاومت اسلامی قوی‌تر و فراگیرتر خواهد شد و ما شاهد نصرت و پیروزی رزمندگان اسلامی و شکست استکبار و صهیونیسم جهانی خواهیم بود.

    امید است کرونای منحوس از جامعه بشری رخت بربندد و همه انسان‌ها در امنیت و سلامت به سر ببرند.

    ان‌شاالله

    سرباز ولایت و ارادتمند ملت شریف ایران

    مسجدی»

    منبع : مهرنیوز

  • جبهه مقاومت با شهادت «حاج قاسم» جدی‌تر شده است

    جبهه مقاومت با شهادت «حاج قاسم» جدی‌تر شده است

    به گزارش خبرگزاری مهر، مهمان این هفته برنامه «دستخط» متولد آبادان است؛ کسی که ۸ سال دفاع مقدس را در جبهه‌های حق علیه باطل بوده و به خصوص در حوزه برون مرزی فعالیت می‌کرده است. بیش از اینکه در خاک ایران باشد در ۸ سال دفاع مقدس در خاک عراق و حوزه‌های برون‌مرزی حضور داشته و الان از همین تجربیات در تعامل با گروه‌ها و احزاب مختلف سیاسی استفاده می‌کند.

    از دوستان نزدیک شهید حاج قاسم سلیمانی است که حتماً ناگفتنی‌های فراوانی برای ما خواهد داشت.

    در خدمت جناب آقای ایرج مسجدی سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق هستیم که فرصتی شد در بینابین سفر ایشان به کشورمان در خدمت ایشان باشیم.

    *سلام عرض می‌کنم و خیلی خوش آمدید.

    خدمت جنابعالی و همه بینندگان عزیز سلام عرض می‌کنم.

    *از عراق برای ما بگویید. اوضاع و احوال عراق چطور است؟ آقای مصطفی الکاظمی مستقر شدند. اوضاع الان چطور است؟

    کابینه دولت جدید، آقای مصطفی کاظمی، در دو مرحله رأی اعتماد گرفتند، با ۲۲ وزیر شروع به کار کردند، بنابراین مورد حمایت هم مردم و هم احزاب و جریانات مختلف هستند. ممکن است برخی چالش‌ها وجود داشته باشد که مختص آقای مالکی یا دیگری نیست؛ در دوره‌های گذشته نیز همین موضوع وجود داشته است، اما نسبت به نقش جمهوری اسلامی و روابط با ایران، عراق مصمم است و دولت ایشان نیز همینطور است. دولت جدید عراق درصدد ایجاد یک توازن یا تعادل در روابط هست، بین حوزه عربی و جمهوری اسلامی و همسایه شمالی خودش ترکیه، آمریکایی‌ها و دیگران است، اما نسبت به ما به عنوان کشور جمهوری اسلامی ایران، دولت مصمم بر هم جدیت در روابط و هم گسترش روابط در ابعاد مختلف است و مشکلی را در این زمینه احساس نمی‌کنیم.

    ممکن است در عراق برخی موافق یا مخالف باشند، نظرات مختلفی بیان شود و عده‌ای دولت را قبول داشته باشند و عده‌ای قبول نداشته باشند، این به نظر من یک امر سیاسی و طبیعی است، اما نسبت به روابط با کشور جمهوری اسلامی ایران، عراق مصمم است.

    یک اتفاقی در یکی دو هفته در مورد نیروهای حشدالشعبی و نخست وزیری عراق افتاد و سروصدای زیادی کرد که یکسری از نیروهای حشدالشعبی را گرفتند و عکس‌العملی در بغداد اتفاق افتاد که برخی از قفل شدن بغداد صحبت می‌کردند. این چه اتفاقی بود؟

    یک مقری مربوط به تیپ ۴۵ حشدالشعبی بود، نیروهای مکافحه‌الارهاب که خودشان یک سازمان و جریانی هستند که برای مبارزه با تروریسم کار می‌کنند…

    *زیرمجموعه نخست وزیر است؟

    بله. این‌ها همه زیرمجموعه نخست وزیری است؛ چون نخست وزیر به عنوان فرمانده نیروهای مسلح، هم فرمانده ارتش، هم فرمانده حشدالشعبی، هم قوات پلیس است و همچنین فرمانده نیروهای مکافحه الارهاب است. این‌ها به این مقر هجوم می‌برند و آنجا را در اختیار می‌گیرند و افرادی را که از حشدالشعبی بودند به نوعی بازداشت می‌کنند. به اعتبار اینکه بهشان گزارش شده که اینجا محلی است که ممکن است اقدامات غیرقانونی انجام شود.

    نیروهای حشدالشعبی که متوجه می‌شوند عکس العمل نشان می‌دهند و متقابلاً مقر ستاد مکافحه‌الارهاب را در اختیار می‌گیرند و افراد آنجا را بازداشت می‌کنند. این تنش تا نیمه‌های شب ادامه داشت و آقای مصطفی کاظمی ورود پیدا کرد و دستور می‌دهند این افراد باید آزاد شوند. ایشان اعلام می‌کند در این موضوع نقشی نداشتم و حالا برخی قبول کردند، برخی قبول نکردند. تا نماز صبح روز بعد تقریباً بچه‌های حشدالشعبی را آزاد می‌کنند و مقر را ترک می‌کنند. از سوی دیگر هم نیروهای حشدالشعبی نماز جماعتی می‌خوانند و مقر طرف مقابل را تخلیه می‌کنند و در صبح اوضاع عادی می‌شود.

    اما رسانه‌ها به این بسیار دامن زدند و این امر را قدری بزرگ کردند. یک اتفاقی بود و بعد آقای مصطفی کاظمی جلسه مشترک برگزار کرد و هم این طرف و هم آن طرف را دعوت کرد و صلح و صفایی بین نیروهایی که همه در مدیریت آقای نخست وزیر هستند، ایجاد شد و امروز این مشکل کامل برطرف شده است.

    *برخی معتقد هستند بعد از شهادت حاج قاسم ما و جبهه مقاومت تضعیف شده باشیم. آیا واقعاً چنین نگاهی وجود دارد؟

    من فکر نمی‌کنم. چه بسا بعد از شهادت سردار عزیز شهید سلیمانی، به نوعی انگیزه این‌ها برای ادامه راه این شهید بزرگوار جدی‌تر و مصمم‌تر شده است. اتفاقی که افتاده خلاء وجود سردار سلیمانی است و به اعتقاد من، بعد از شهید عزیز و سرافراز ما شهید سلیمانی، وجود پربرکت فرماندهی جدید سردار قاآنی که سال‌های طولانی جانشین و قائم مقام ایشان بوده و امروز در رأس این سازمان قرار گرفته‌اند، بنده مطمئن هستم به فضل الهی با قوت و با اقتدار این راه و این مسیر و این مکتب به گفته حضرت آقا، ادامه خواهد داشت.

    *آن خلأ به دلیل ابعاد مختلف شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس بود که خیلی چیزها را پوشش می‌دادند؟ از این جهت بیان می‌کنید؟

    بله؛ همین طور است. نقش آقای ابومهدی مهندس در عراق و منطقه به عنوان یک دستیار بسیار امین و قوی و مورد علاقه شهید سلیمانی و همچنین حضور فرمانده عزیز شهید ما آقای سلیمانی در منطقه، موقعی که هر دو به شهادت رسیدند، کاملاً چنین مسئله‌ای اتفاق افتاد. اتفاقاً یک نوع خونخواهی و انتقام‌خواهی و احساس دین نسبت به خون این شهدا، چه در عراق و چه در منطقه در بین جامعه انسانی علاقه‌مند به این طریق، یعنی طریق مبارزه و مقاومت، جهاد ایجاد شده است.

    در این ماه‌های آخر شنیده می‌شد سردار سلیمانی وقتی با چالش‌های بزرگ به خصوص ناآرامی‌های داخل عراق مواجه شده بودند، بعد از استعفای آقای عادل المهدی و موارد دیگر، خیلی به سختی گذراندند. در مورد این مسائل اگر بتوانید صحبت کنید خوب است.

    یکی از توفیقاتی که خداوند لطف کرده و بنده داشته‌ام، از روز اولی که سردار سلیمانی آمدند و حکم فرماندهی نیروی قدس را از رهبر معظم انقلاب اسلامی گرفتند، تا روز شهادت ایشان دائم با ایشان در مراوده و ارتباط بودیم. نکته بارز سردار سلیمانی این بود که یک فرمانده میدانی بود. یک مدیر واقعاً در صحنه بود. بارها که صحبت می‌کردیم ایشان مطرح می‌کردند که موفقیت ما در زمان دفاع مقدس، حضور فرماندهان در خطوط مقدم بود و این یک حقیقتی است که در زمانی که ورود به نیروی قدس پیدا کرد، با اینکه صحنه یک صحنه منطقه‌ای، بین المللی و خارج از کشور بود، می‌گفت تجربه دفاع مقدس برای ما تجربه موفقی بود. آن تجربه چه بود؟ این بود که اگر می‌خواهیم مدیریت و رهبری و فرماندهی کنیم باید کاری کنیم که در وسط میدان و در خط مقدم کار باشیم؛ لذا برای این است که شما شهید سلیمانی را در جنگ با داعش همیشه در میدان می‌بینید. مگر شرایطی بود که امکان حضور فراهم نباشد.

    *و مخاطرات آن را هم می‌پذیرفت؟

    بله. سردار سلیمانی همیشه آماده شهادت بود. اصلاً احساس می‌کرد از کاروان شهدا و خیل رفقای شهیدش مانند شهید باکری، شهید کاظمی در دوره دفاع مقدس جا مانده است؛ واقعاً به دنبال شهادت بود. نه اینکه بخواهد خودش را به کشتن بدهد؛ نه، اشتباه نکنیم. آن مسیر و هدف خودش را مانند زمان جنگ انتخاب کرده بود. در یک منطقه رفته بود و یک ربع بعد داعش آنجا را تصرف کرده بود. ایشان وقتی خارج شد آن منطقه سقوط کرد. سردار سلیمانی وارد منطقه می‌شد مستقیم به خط می‌رفت. این نکته قابل توجهی است، قبل از اینکه با کسی جلسه بگذارد، بحث‌های سیاسی کند. مدیریت قوی در ارتباط با دیگران داشت. بسیاری اذعان داشتند با خانواده شهید، با فرزندان شهدا ارتباط داشت؛ من می‌گویم یک رابطه عاطفی و عمیق شهید سلیمانی با مقامات بزرگ سیاسی در منطقه وجود داشت.

    *مصداقی می‌توانید تعریف کنید؟

    مثلاً فرض کنید با آقای مقتدی، سید عمار حکیم، آقای مالکی، با آقای ابوحسن عامری، حتی با اکراد آقای بارزانی، با دکتر برهم روابط اینچنینی داشت و واقعاً آقای سلیمانی را دوست داشتند. آقای بارزانی به عنوان یکی از رهبران کردستان می‌گفت من واقعاً آقای سلیمانی را دوست دارم. در جمهوری اسلامی اگر بخواهند کسی را مثال بزنند که واقعاً او را دوست دارم و به او باور دارم، حاج قاسم است. من گفتم چرا؟ می‌گفت بخاطر صداقت او و دوم جدیت او و سوم عمل به قولی که می‌دهد.

    *اربیل و قصه آن را می‌توانید بازگو کنید؟

    من همراه ایشان بودم. قضیه اربیل که اتفاق افتاد آقای بارزانی تماس گرفتند، داعش داشت به منطقه اقلیم کردستان حمله می‌کرد. در حال پیشروی به سمت اربیل بود. آقای برزانی تماس گرفت و سردار سلیمانی با هیأتی از همکارانش در اربیل حاضر شدند. شهید ابومهدی هم همراه ایشان بودند. بنده هم بودم و این اتفاق قبل از مسئولیت سفارت بود. وقتی دیدیم آقای بارزانی خیلی نگران هستند، از اینکه داعش حمله می‌کند و شرایط بحرانی شده و درخواست کردند نیاز به همکاری شما داریم.

    شهید سلیمانی به ایشان گفت ما در خدمت شما هستیم و نگران نباشید. فقط یکی از آقایان را به من معرفی کنید و دست او را در دست ما بگذارید که با ایشان کار را جلو می‌بریم و مزاحم شما هم نمی‌شویم. به یاد دارم ایشان آقای دکتر رژ را معرفی کردند. دکتر رژ یکی از مسئولین حزب دموکرات کردستان است. ما شام خوردیم که مهمان آقای بارزانی بودیم. تا نماز صبح نیروهای جمهوری اسلامی و امکانات ایران با چندین پرواز در فرودگاه اربیل به زمین نشستند. به این سرعت کار انجام شد.

    بنده با حاج قاسم رفته بودم تا اربیل برویم و برگردیم. یکباره به آقای بارزانی گفت آقای مسجدی اینجا بماند که کنار آقای دکتر رژ باشد و اگر کاری داشتید کمک کند. من هم نگاهی به ایشان کردم که چنین قراری نداشتیم. گفتند نه، شما اینجا بمانید و من هم اجرا کردم؛ این ماندن ۴۵ روز شد. به سرعت مناطق را از داعش پس گرفتند، چون شهید سلیمانی این تئوری و نظر را داشت که اگر داعش زمین‌گیر و ماندگار شد، آن زمان کندن آن سخت‌تر می‌شود و شهرهایی که از دست رفته بود و مردم متواری شده بودند و از ترس جان خود فرار می‌کردند، در مسیر رفتن به شهر خودشان بازگشتند. آقای مسعود بارزانی، ریاست اقلیم کردستان عراق، اعلام کردند من واقعاً نمی‌دانم چطور از جمهوری اسلامی تشکر کنم. با چه بیان و با چه زبانی تشکر کنم. هم رسماً اعلام کرد و هم نامه‌ای برای ریاست جمهوری اسلامی ایران نوشت و رسماً از حضور نیروهای ما و کمک به برخورد با داعش، تشکر کرد. ما هم بعد از ۴۵ روز و بعد از آرام شدن منطقه به شهید سلیمانی زنگ زدم و کسب اجازه کردم، گفت شما می‌توانید برگردید.

    در ماجرای خودمختاری که می‌خواستند در کردستان اعلام کنند و پشت آن نیز امریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها بودند. آنجا هم نقش‌آفرینی حاج قاسم باعث شد بسیاری از تئوری‌ها بهم بخورد.

    کردها به دنبال یک نوع خودمختاری یا رأی‌گیری که از مردم کردند، مسائلی که اتفاق افتاد بسیاری در عرصه سیاسی عراق با این امر مخالف بودند. در بین خود عراقی‌ها و هم در منطقه و هم کشورهای همسایه بعضاً ترکیه، سوریه، ما و دیگران مخالف بودند. با آقای بارزانی هم بسیار صحبت شد. آقای بارزانی مصمم در این امر بودند و اقدام کردند و بعد آن اتفاقات رخ داد.

    *سردار سلیمانی با ایشان در این زمینه صحبت‌های جدی کردند؟

    بله. شهید سلیمانی هم با این امر مخالف بودند. دلیلش هم این بود که می‌گفتند منجر به ناامنی و اختلاف و درگیری می‌شود؛ هم چنین منجر به تجزیه عراق می‌شود. ایشان کاملاً با این اقدام مخالف بودند.

    *آقای بارزانی در مذاکراتی که صورت می‌گرفت، قبول نمی‌کردند؟

    نه، ایشان قبول نداشت و می‌گفت مردم کردستان این را مطالبه می‌کنند، سال‌ها مبارزه کرده‌ایم و دنبال این هستیم.

    *شما انبوهی از ناگفته‌ها هستید. مطالعه‌ای در آن مطالبی که در ذهن دارم کردم، یکی از مقاطع حساس، پیشروی داعش به سمت بغداد بود.

    سردار سلیمانی با همه فداکاری‌ها و تلاش‌هایی که کرد یک اعتقادی داشت که می‌گفت تمام موفقیت‌ها مرهون خداوند است؛ حرف اول ایشان این بود. می‌گفت ما اینجا کمک کردیم و نقش اصلی را خود عراقی‌ها داشته‌اند. من عراق را بیشتر عرض می‌کنم، چون حوزه کاری بنده بود. عراقی‌ها هزاران شهید از حشدالشعبی، ارتش عراق، نیروهای عراقی دادند. ما هم نقشی داشتیم، همان طور که فتوای حضرت آیت الله العظمی سیستانی نقش بارزی داشت.

    برخی فکر می‌کنند فقط حشدالشعبی آقای سلیمانی را دوست دارند؛ در صورتی که ارتشی‌های عراقی، سپهبدها و سرلشگرها و تمام مقامات نظامی عراق به آقای سلیمانی احترام می‌کنند، هم در زمان حضور ایشان و هم در زمان حیات ایشان و هم امروز بعد از شهادت ایشان این احترام وجود داشت و دارد.

    *ایده حشدالشعبی چطور به ذهن رسید و شکل گرفت؟

    من فکر می‌کنم از اینجا شروع شد که داعش عراق را در می‌نوردید، در اینجا بود که مرجعیت بزرگوار نجف اشرف، حضرت آیت الله العظمی سیستانی، آن فتوای تاریخی را دادند و با هجمه بسیار عجیب و گسترده مواجه شدیم. سردار سلیمانی و آقای ابومهدی المهندس، فرماندهان سپاه بدر و دیگران نقشی که داشتند، این بود که در این فتوا و در این هجوم انسانی به سمت جبهه‌ها کار سازماندهی و مدیریت و آموزش را برعهده گرفتند. به قول معروف نیروی فله‌ای که نمی‌تواند وارد جبهه شود و بجنگد؛ او باید مسلح شود؛ باید سازماندهی شود. مانند دوره دفاع مقدس ما بود. آن‌ها از این تجربه جمهوری اسلامی استفاده کردند، نیروی مردمی را سازماندهی کردند و این حشدالشعبی شد. در آن زمان دور عملیات تغییر کرد.

    *جبهه مقاومت مسیحیان عراق را نیز در این جریان داعش کمک کرد. درست است؟

    هم مسیحیان، هم ایزدی‌ها که در مناطق خط فاصل این درگیری‌ها بودند و بسیار اذیت و آواره شدند و بسیاری مهاجر شدند، تعداد زیادی کشته شدند. فرقی نمی‌کرد. مسیحیان هم راه نجات خودشان را نیروهای مقاومت می‌دیدند؛ لذا امروز که در عراق هستیم مسیحیان عراق، ایزدی‌های عراق، نسبت به نیروی مقاومت و شهید سلیمانی واقعاً علاقه دارند، چرا که می‌گویند این انسان کمک به نجات ما کرد، کمک به نابودی داعش کرد، کمک به بازپس‌گیری مناطق ما کرد، خانه و زندگی این‌ها در دست داعش بود. این مناطق آزاد شده و همه به سرزمین‌های خود برمی‌گردند.

    *در جایی اشاره کردید که داعش هست؛ یکی از نگرانی‌ها الان بخاطر تحرکاتی است که داعش انجام می‌دهد. قدرت داعشی‌ها در عراق چقدر است؟

    داعش بسیار ضعیف شد. امروز هیچ منطقه‌ای در اختیار داعش نیست.

    *پراکنده هستند…

    نه شهر و نه روستایی در اختیار آن‌ها نیست. به هیچ وجه داعش الان هیچ جایی را در اختیار ندارد. داعش در عراق تبدیل به تعدادی هسته‌های مخفی و سیار شده که در یک جایی حضور پیدا می‌کنند و تروری را انجام می‌دهند یا ناامنی ایجاد می‌کنند و بعد متواری می‌شوند.

    *از خاطراتتان در مذاکرات و صحبت با مقامات سیاسی عراق بگویید.

    سردار سلیمانی یک دیپلمات بسیار قدرتمندی بود. دیپلمات به معنای سیاستمدار و کسی که فهم و راهبری سیاسی دارد. ایشان منطق بسیار قوی داشت و لذا با منطق اقناعی طرف مقابل را جذب و همراه می‌کرد. اگر طرف مقابل نظر بهتر و قوی داشت ایشان می‌پذیرفت. بسیار صبور در بحث‌های سیاسی بود و به همین علت بسیار وقت می‌گذاشت. شاهد بودیم جلساتی طولانی مدت تا پاسی از شب یا صبح زود برگزار می‌کرد که برای برخی دوستان عراقی ما هم سخت بود و می‌گفتند حاج قاسم تا پاسی از شب ما را نگه می‌دارد و می‌گوید بعد از نماز صبح آماده مذاکره باشید و اجازه نمی‌دهد ما بخوابیم؛ البته شوخی هم می‌کردند.

    اما یک نکته بسیار مهم این است که نقش سردار سلیمانی نقش مشاور بود. یک دیپلمات مشاور برای عراقی‌ها و مسئولین و رهبران و سیاستمداران عراقی بود. می‌گفت نظر، دیدگاه و منطق ما این است. اگر این منطق درست است بپذیرید و اگر درست نیست به راه خودتان ادامه دهید. به دلیل اینکه این منطق و این اقناع قوی بود، ۸۰-۷۰ درصد می‌پذیرفتند. یک زمانی می‌گویند ایشان دولت‌سازی کرد و دخالت کرده و یا امر و نهی کرده است؛ این تعبیر غلطی است. این نوعی بی‌احترامی به طرف مقابل و شخصیت‌های عراقی است. صحیح این است که سردار سلیمانی به عنوان یک دوست و مشاور امین و فهیم کمک فکری داد و دیدگاه‌های خود را به عنوان دیدگاه‌های جمهوری اسلامی منتقل می‌کرد.

    *در مذاکرات شهید سلیمانی احترام ویژه‌ای برای مرجعیت و روحانیت قائل بود و در وصیت نامه ایشان هم وجود دارد. حتماً نزد آیت الله سیستانی هم می‌رفتند و صحبت در باب این مسائل داشتند؛ ممکن هم هست برخی مواقع اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد. با این اختلاف نظرها چطور برخورد می‌کردند و چطور احترام را حفظ می‌کردند؟

    در وهله اول شهید سلیمانی تابع ولایت بودند و خودش را همانطور که بارها گفتند و نوشتند، سرباز ولایت و حضرت آقا می‌دانستند. در عراق، چون جایگاه بسیار ارزشمند و بزرگی مرجعیت جناب آیت الله العظمی سیستانی دارند، هم توصیه رهبر معظم انقلاب ما بوده و هست که توجه به نظرات آیت الله سیستانی باشد و هم اهتمام به این مسئله مورد تاکید بود، لذا سردار سلیمانی کاملاً ارتباط خود را با بیت آقای سیستانی و شخص ایشان و یا فرزند ایشان حفظ کرده بودند. به طور مثال اگر در موضوعی آیت الله سیستانی یا بیت ایشان ملاحظه‌ای دارد، حتماً ایشان ملاحظه را مدنظر داشتند.

    *درباره آقای مقتدی صدر و رابطه‌ای که با شهید سلیمانی داشت و حواشی که در اواخر ایجاد شد، صحبت فرمائید.

    صدری‌ها جایگاه بسیار بزرگی در عراق دارند و شهیدان بزرگوار خاندان صدر، شهید سید محمدباقر صدر و شهید بزرگوار سید محمدصادق صدر، در تاریخ عراق می‌درخشند و لذا جریان صدری که خود را دنباله‌روی این مرام و مسلک و این خاندان می‌داند و امروز آقای مقتدی صدر به نوعی در این صحنه سیاسی بعد از سقوط صدام حضور دارد، یک جریان مهم اجتماعی، مذهبی و تاریخی در صحنه عراق است. همین روند، اصول و چارچوب را با آقای مقتدی صدر نیز دنبال می‌کردند. حالا روحیات، خلقیات، دیدگاه‌های شخصیت‌های عراقی با هم متفاوت است. آقای مقتدی صدر هم برای خودش دیدگاه‌ها و نظرات و مسائلی داشت.

    *سفر ایشان به عربستان و دیدار با بن سلمان قدری حواشی را گسترده‌تر کرد.

    ارتباط رهبران سیاسی عراق غیر از جمهوری اسلامی با هر کشور دیگری، برخواسته از مراودات و اعتقادات و دیدگاه‌های خود آن‌ها است. سردار سلیمانی هیچگاه مانع این امر نبودند؛ ایشان کار خودش را انجام می‌داد. در اصل جمهوری اسلامی را عرضه می‌کرد. من ندیدم یک جایی که شهید سلیمانی با رأی مخالف خودش نسبت به طرف مقابل خود خدای ناکرده بی احترامی و ابراز ناراحتی کند. به این دلیل است که به عنوان دیپلمات قوی از او یاد می‌کنم.

    *در لحظه تلخ، بامداد ۱۳ دی ۹۸، در کجا بودید؟

    بنده در سفارت بودم و تقریباً ساعت ۱۲:۳۰، حدود ۱ شب بود که به من خبر دادند چنین اتفاقی افتاده است. بلافاصله همکاران ما به محل حادثه منتقل شدند و از آنجا تماس گرفتند که خودروی شهید سلیمانی و همراه ایشان را آمریکایی‌ها زده‌اند و آن زمانی که بچه‌ها رفتند هنوز خودرو آتش می‌گرفت و جنازه‌ها متلاشی شده بود و صحنه دلخراشی که پیکرها قابل شناسایی نبود. خیلی شرایط بدی بود.

    تا این‌ها را جمع کردند و منتقل کردند و به تدریج مسائلی که اتفاق افتاد… به جمهوری اسلامی اطلاع رسانی شد. بحث‌های دیگری که در جریان هستید.

    **دعوت رسمی بود که درباره پاسخ به عربستان بود؟ چون شهید سلیمانی پاسخ ایران به درخواست عربستان را می‌بردند؟

    ایشان مرتب به عراق برای مذاکره، برای پیگیری بحث‌ها، برای موضوع داعش، برای مذاکرات سیاسی می‌آمدند. حالا موضوع پیام عربستان و هر چیزی ممکن بود یک مسئله باشد، اما ممکن است به دلیل صرفاً این کار سفر انجام نشده باشد.

    *طبیعی بود که آمریکایی‌ها مطلع بودند؟

    معلوم شد که آمریکایی‌ها روی تردد ایشان از مسیر دمشق و پرواز و فرودگاه مسلط شده بودند. ردیابی سردار سلیمانی برای آمریکا یا غیرآمریکا کار مشکلی نبود چرا که آقای سلیمانی مخفی تردد نمی‌کردند. آشکارا می‌رفتند و می‌آمدند. با هواپیما می‌رفتند و همه هم می‌دانستند. موقعی که می‌خواست به عراق بیاید جمعیت بسیاری می‌دانستند آقای سلیمانی فردا تشریف می‌آورد، چون قرار جلسه داشتند و تماس گرفته بودند و هماهنگی صورت گرفته بود.

    سردار سلیمانی هر زمان و من جمله در آخرین سفر که ختم به شهادت شد، به عراق می‌آمدند با اطلاع و هماهنگی مسئولین و مقامات عراقی بود و دلیل این بود که جلسات روز بعد ایشان تنظیم شده بود. مثلاً در سفر آخر ایشان صبح روز بعدش ساعت ۸:۳۰ صبح قرار ملاقات و صبحانه با آقای نخست وزیر داشتند؛ بنابراین آقای سلیمانی مهمان دعوت شده رسمی دولت عراق بودند. ما – منظور خود شهید سلیمانی یا اطرافیان است – احتمال می‌دادیم ایشان در جایی ترور شود یا توسط صهیونیست‌ها هواپیمای ایشان زده شود، یا ربوده شود یا منهدم شود، یا در مسیری و جایی ترور شوند، اسرائیلی‌ها از این کارها زیاد کرده‌اند، ولی اینکه دولت آمریکا این کار را انجام دهد پیش‌بینی نمی‌شد. این به معنای واقعی تروریسم حکومتی و دولتی است. دولت آمریکا و ترامپ بپذیرند و دست به این اقدام بزنند و اعتراف کنند. پهپادهای آن‌ها و در عملیات موشکی در خاک و آسمان عراق بدون اجازه و مجوز از طرف نیروهای عراقی، آقای ابومهدی مهندس را که مسئول حشدالشعبی بود، همچنین مهمان عراق یعنی شهید سردار سلیمانی را ترور کنند، یک جنایت تاریخی است که به اعتقاد من از دامن آمریکا و آقای ترامپ به این زودی پاک نخواهد شد.

    *اولین مقام عراقی که به شما واکنش نشان داد و تسلیت گفت چه کسی بود؟

    من آن شب خیلی وضعیت بدی داشتیم و شرایط سختی بود و بسیار متأثر بودیم، به خصوص بنده به دلیل عمق علاقه، رابطه و دوستی عاطفی که با شهید عزیز داشتیم. ولی اولین اقدامی که انجام دادم خدمت آقای عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق در آن زمان رسیدم و ایشان هم بسیار ناراحت بود. دلیل این دیدار این بود که این اتفاق افتاده باید چکار کنیم. روی برنامه‌ریزی اقدامات بعدی تصمیم‌گیری شد که چطور تشییع جنازه انجام شود، انتقال به ایران چه زمانی باشد.

    *در کربلا و نجف چقدر این تشییع جنازه باشکوه شد.

    همچنین در بغداد باشکوه بود. من می‌توانم بیان کنم اکثریت مسئولین عراقی اعم از شیعه و سنی و دیگران شرکت کردند. خود دکتر عادل عبدالمهدی شرکت کرد، جمعیت عظیم انسانی در این مراسم حضور داشتند. مثلاً انتقال جنازه‌ها که قرار بود در ساعت‌های تعریف شده انجام شود، بعد از مراسم کاظمین منتقل به کربلا شود، این با تأخیر بسیار زیادی اتفاق افتاد. ما هم در هلیکوپتر سوار شده بودیم، خودمان فکر می‌کردیم نکند بخاطر تأخیر جمعیت پراکنده شده باشند. ولی شاید ۸-۷ ساعت تا ده ساعت مردم منتظر بودند و نرفتند تا جنازه‌ها برسند و مراسم تشییع را باشکوه برگزار کنند.

    *پرونده بررسی شهادت و علت شهادت سردار سلیمانی و عوامل آن در عراق در جریان است؟

    بله؛ در جریان است.

    *به جایی رسیده است؟

    آنجا هم دستگاه قضائی و هم دستگاه امنیتی و مسئولین اجرایی کشور برای این مسئله تشکیل پرونده داده‌اند و موضوع را دنبال می‌کنند.

    *حضرت آقا بعد از شهادت شهید سلیمانی با این تعبیر گفتند که باید آمریکایی‌ها از منطقه خارج شوند. یعنی بزرگترین انتقامی که می‌توان از آن‌ها گرفت خروج امریکایی‌ها از منطقه است. پارلمان عراق دقیقاً بعد از شهادت سردار سلیمانی این را تصویب کرد. این به کجا خواهد رسید؟ این اجرایی می‌شود یا موانعی وجود دارد؟

    در خصوص حضور آمریکایی‌هایی و پایگاه‌های آن‌ها که در منطقه پهن شده، در عراق و غیرعراق، اولاً این با مجوز چه کسی است؟ این‌ها در منطقه چه کاری جز دخالت در شئونات و امورات کشورهای مختلف، تقویت و حمایت تروریسم و ناامنی دارند؟ آمریکایی‌ها غیر از این کار دیگری نمی‌کنند. به اعتقاد بنده اگر آمریکایی‌ها یک کار را واقعاً نمی‌کنند مبارزه با تروریسم است؛ این یک حقیقت است.

    در عراق با شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی مهندس، پارلمان عراق بلافاصله وارد تصمیم‌گیری شد و اولین دوره مذاکرات را با آمریکایی‌ها شروع کردند. آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند این مصوبه یا تصمیم را لغو کنند یا بگویند می‌مانیم یا نیروهای خود را کاهش می‌دهیم.

    *در این مدت نیروهای آمریکایی کاهش پیدا کرده؟

    آمریکایی‌ها بعد از این مرحله نیروهایشان را جمع‌آوری کردند و در دو سه پایگاه مستقر شدند. یکی در فرودگاه، یکی در پایگاه عین‌الاسد و یکی در منطقه حریر، در اقلیم کردستان است. فعلاً این سه منطقه امریکایی‌ها حضور دارند.

    *یعنی در التاجی و این‌ها حضور ندارند؟

    در بقیه جاها یعنی ۷ یا ۸ جای دیگر که بودند، همه را جمع‌آوری کردند و در این سه مرکز قرار دارند. مصوبه پارلمان عراق بر این است که باید همه این‌ها جمع‌آوری شود. بستگی به تصمیم و اراده دولت عراق دارد که در مذاکرات به این دست یابد. اما عرض کنم به شما که این هم یک خواست مردمی در عراق، خواست نیروی مقاومت عراق، خواست دولت عراق است؛ ممکن است عده‌ای به نوعی این نظر را قبول نداشته باشند. به دلایل مختلف بیان کنند که باشند و در مبارزه با تروریسم کمک کنند و حضور داشته باشند یا اگر فشار بیاوریم ممکن است امریکایی‌هایی فشارهای دیگری را متوجه ما در صحنه‌های اقتصادی و سیاسی کنند. این بحث‌ها در عراق رایج است. آنچه مسلم است این است که وجود پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، عراق و غیرعراق، موجب شر و ناامنی و مشکلات است. این حقیقت است.

    از سوی دیگر مصوبه قانونی پارلمان عراق است که باید اجرا شود. دولت آقای کاظمی هم خود را موظف به این مسئله می‌داند؛ منتظر هستیم این اتفاق بیفتد.

    *با سفیر آمریکا تا الان برخورد داشته‌اید؟

    نه. من نه ملاقاتی داشتم و نه برخوردی داشتم.

    *نه، ملاقات که معمولاً انجام نمی‌شود. در جلسه‌ای برخورد داشتید؟

    ممکن است در اجتماعاتی که سفرا را دعوت می‌کنند و مرسوم است، همه سفرا را دعوت می‌کنند من جمله من هم دعوت می‌شوم. سفیر آمریکا هم هست و سعی می‌کنیم با فاصله مناسبی از سفیر آمریکا قرار بگیریم. هیچ وقت نمی‌خواهیم ریخت نحس ایشان را ببینیم. (می‌خندد)

    *آقای مسجدی متولد آبادان هستید.

    بله.

    *چه سالی متولد شدید؟

    من متولد سال ۱۳۳۶ هستم.

    *پدر چه کاره بودند؟

    پدر من شرکت نفتی بود و در پالایشگاه آبادان کار می‌کردند. خدا ایشان را رحمت کند.

    *چند خواهر و برادر هستید؟

    ما تقریباً خانواده پرعائله‌ای بودیم. مجموع برادرها و خواهرها ۱۱ نفر بودیم که ۳ نفر قبل از تولد من مرحوم شدند.

    *به آبادان سر می‌زنید؟

    بله. هر از چند گاهی می‌روم، چون زادگاه ماست و بسیاری از بستگان ما آنجا هستند.

    *چه سالی ازدواج کردید؟

    سال ازدواج ما سال ۵۸ هست.

    *در ۲۲ سالگی بود.

    بله.

    *چطور با هم آشنا شدید؟

    همشیره همسر بنده، سرکار خانم حجازی، خانواده متدینی در آبادان بودند. آشنایی ما به واسطه باجناق ما بود. ایشان – شهید ظریفیان – شهید شدند؛ ایشان طلبه بودند. ما با هم دوست بودیم. ازدواج اول را ایشان انجام داده بود. با خواهر همسر من و ایشان معرف من و خانواده همسرم شدند.

    *چند فرزند دارید؟

    بنده دو پسر و یک دختر دارم.

    *چه می‌کنند؟

    یکی از پسرهای من همکار خود ما در سپاه است و دیگری دوره دکترا را تازه تمام کرده است. دختر خانم ما هم خانم دکتر هستند و علوم انسانی خوانده‌اند.

    *ازدواج کرده‌اند؟

    بله. هر سه ازدواج کردند.

    *نوه هم دارید؟

    بله. ۴ تا نوه داریم.

    *با بچه‌ها وقت می‌کنید، گعده کنید و حرف بزنید؟

    از موقعی که برای سفارت به بغداد رفتم این ارتباط متأسفانه خیلی کمتر شد. الان که خدمت شما هستم بعد از سه ماه موفق شدم چند روزی به تهران بیایم و کارهای اداری را پیگیری کنیم و هم دیداری با خانواده داشته باشیم.

    *بچه‌ها به شما سر نمی‌زنند؟

    آن‌ها هم در شرایط مناسبی بود، می‌آمدند مثلاً یک سال تعطیلات نوروز بود.

    *شما باجناق سردار ذوالقدر هم می‌شوید.

    بله. ما سه نفر یعنی شهید ظریفیان و من و سردار ذوالقدر باجناق هستیم.

    *آشنایی با سردار ذوالقدر در قرارگاه رمضان بود؟

    ما در قرارگاه رمضان بودیم. البته آشنایی ما هم با شهید و هم آقای ذوالقدر قبل از انقلاب است.

    *غذا درست کردن بلد هستید؟

    نخیر متأسفانه.

    *تفریح آقای مسجدی چیست؟

    من حقیقتاً بهترین و دوست داشتنی‌ترین تفریح من سر زدن به بستگان است. دوست دارم اگر فرصتی شد به مشهد مقدس و قم بروم. به خصوص قم را دوست دارم، چون پدر و مادر حاج خانم ما آنجا دفن هستند.

    *اهل ورزش هستید؟

    بله. اهل ورزش بودم و هستم.

    *چه ورزشی انجام می‌دهید؟

    الان قدری برای من سخت شده است. دوره جوانی بچه‌های آبادان معروف به «برزیلته» هستند. من فوتبال بازی می‌کردم. در مقطع دبیرستان و دانشگاه این ورزش را پیگیری می‌کردم.

    *جدای از صنعت نفت، پرسپولیس یا استقلال؟

    من فقط زرد طلایی! صنعت نفت آبادان تیم مورد علاقه بنده است.

    *نتایج را پیگیری می‌کنید؟

    بله. نتایج را در لیگ برتر پیگیری می‌کنم و هر بار می‌برد خوشحال می‌شوم، اما رشته ورزشی من تا مقطع دانشگاه فوتبال بود و بعد که سن ما بالا رفت و قدری سخت شد و به کوهنوردی و شنا روی آوردیم.

    *اتفاقی درباره فوتبال ذوب آهن افتاد که کربلا آمد و یکسری حاشیه‌ها ایجاد شد. شما حضور داشتید؟

    من در استادیوم و مسابقه نبودم، ولی رصد می‌کردم، چون تیم‌های ورزشی و غیرورزشی که به عراق می‌آیند. سفارت به نوعی مسئولیت‌هایی دارد، ولی مسئله مهمی نبود.

    *اهل سینما، فیلم و یا سریال هستید؟

    من فقط تلویزیون می‌بینم. برخی از سریال‌های ایرانی که بعضاً پخش می‌شد را می‌دیدم.

    *آخرین سریالی که دیدید چه بود؟

    سریال «بچه مهندس» را دوست داشتم و تقریباً تا انتها دنبال کردم و ازدواج صورت گرفت و همه چیز به خیر و خوشی مثل بقیه سریال‌های ایران تمام شد.

    *در عرصه فرهنگی‌مان با عراقی‌ها بیش از این می‌توانیم فعالیت کنیم. درست است؟

    صد درصد. به دلیل اینکه مناسبات و اشتراکات فرهنگی دو کشور اعم از اشتراکات اجتماعی، مذهبی، تاریخی، مردم شیعه عراق و مناطق مرزی و اکراد عراق داریم، لذا مراودات فرهنگی ما هم کم نیست. جالب است خدمت شما بیان کنم مردم عراق فیلم‌های ایران را بسیار دوست دارند. سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی که ساخته شد را پیگیری می‌کنند. رایزنی فرهنگی ما چند فیلم مانند فیلم درباره حضرت یوسف (ع)، درباره مختار را آنجا اکران کردند و استقبال باشکوهی شد.

    *از بعد اقتصادی در مراودات خود چندم هستیم؟

    مناسبات اقتصادی ما الان ۹ میلیارد دلار صادرات تجاری است و رقمی حدود بین ۳ تا ۴ میلیارد هم فروش گاز و برق جمهوری اسلامی در سال است. در مجموع ۱۳-۱۲ میلیارد دلار با عراقی‌ها صادرات داریم و امروز در رتبه اول هستیم.

    *گفتید آشنایی شما با سردار ذوالقدر و شهید ظریفیان قبل از انقلاب و در خصوص فعالیت علیه رژیم پهلوی بود.

    بله. در دوره دانشجویی آشنا شدیم.

    *کدام دانشگاه بودید؟

    من دانشگاه ملی ایران، دانشگاه شهید بهشتی کنونی بودم.

    *دستگیر هم شدید؟

    من دوبار دستگیر شدم.

    *ساواک شما را گرفت؟

    بله.

    *چند روز بازداشت بودید؟

    چند روز بیشتر طول نکشید.

    *روز ورود امام در ۱۲ بهمن ماه در تهران بودید؟

    ۱۲ بهمن فکر کنم تهران بودم.

    *از ۱۲ بهمن یا ۲۲ بهمن خاطره‌ای دارید بازگو کنید؟

    آن زمان دوران اوج انقلاب بود و ما هم جوان و بانشاط بودیم و در صحنه‌های مختلف حضور داشتیم.

    *بعد از انقلاب اولین جایی که رفتید و مسئولیت گرفتید کجا بود؟

    اولین مسئولیت و شغلی که پیدا کردم در سپاه بود. در سال ۵۸ وارد سپاه شدم.

    *آبادان یا اینجا؟

    در تهران. آقای محسن رضایی آن زمان مسئول اطلاعات سپاه بود و از طریق اطلاعات سپاه وارد شدم و لیسانس را که گرفتم و تمام شد، از دوستان تقاضا کردم که می‌خواهم به خوزستان بروم. هنوز جنگ شروع نشده بود. اینجا می‌گفتند چرا به خوزستان بروید؟ گفتم می‌خواهم شهر خودم در سپاه بروم. به سپاه آبادان منتقل شوم.

    *خودتان پیشنهاد دادید.

    بله. دوست داشتم در شهر خودم خدمت کنم. پیش‌بینی هم نمی‌کردیم جنگ شود. من مسئول بسیج سپاه آبادان در آن مقطع شدم. چند ماهی از این دوره گذشت که جنگ شروع شد. اولین صحنه‌هایی که بنده از شروع جنگ به خاطر دارم، چون در آبادان ساختمان‌ها خیلی مرتفع نیست و همه ساختمان‌های کم ارتفاع، یک طبقه و نهایتاً دوطبقه هستند که به دلیل شرایط جوی و زمین است، لذا، چون هیچ پدافندی نبود، هواپیمای عراقی در ارتفاع بسیار پایین می‌آمدند که خود آن دیوارهای صوتی را می‌شکستند و غرشی هواپیمای جنگنده عراق و میگ‌های عراقی داشت و وحشت برای مردم عادی ایجاد می‌کرد، شیشه‌ها شکسته می‌شد و بمباران می‌کردند.

    اولین جاهایی که زدند پالایشگاه آبادان بود. مثلاً ساختمان آموزش و پرورش آبادان را زدند که با تعدادی برای کمک رفتیم و فکر می‌کنم ۱۵-۱۴ نفر از کارکنان آنجا به شهادت رسیدند، از زیر اوار این‌ها را در آوردیم. در این مقطع محاصره آبادان که یک سال طول کشید، ما آنجا بودیم و در سپاه خدمت می‌کردیم. در این دوران بود که سقوط شهر خرمشهر و شهادت برادران عزیز رزمنده ما در سپاه خرمشهر اتفاق افتاد.

    *در دوران حصر آبادان خالی شده بود؟

    جمعیت انسانی و مردم عادی، اکثریت خالی کردند، ولی تعدادی از جوانان شهر و مردم باقی ماندند؛ زن و بچه‌ها اکثراً رفتند.

    *چطور به قرارگاه رمضان رفتید؟

    من از آنجا مدت یک سالی بنا به تصمیم فرماندهی محترم سپاه، فرمانده سپاه لرستان شدم و از آنجا به تبریز رفتم. چند سالی در تبریز بودم، فرمانده سپاه آذربایجان بودم و از آنجا وقتی آقای ذوالقدر فرمانده قرارگاه رمضان شدند، چون هم ما را می‌شناختند و هم باجناق بودیم. ایشان درخواست کردند بنده برای کمک بروم و با موافقت سپاه، به قرارگاه رمضان منتقل شدیم که تازه تأسیس شده بود.

    *تجربه جدیدی بود که هم عملیات نامنظم انجام دهید و هم اینکه هم‌افزایی با نیروهای عراقی داشته باشید.

    بله، این تجربه به اعتقاد من تجربه جالبی بود که تصمیم آن از سوی فرماندهی وقت سپاه پاسداران آقای محسن رضایی، گرفته شده بود که باید بدانیم در پشت دشمن چه می‌گذرد. این یک ماموریتش بود. مأموریت دوم عراقی‌ها بودند، سازمان‌های عراقی و معارضین عراقی که قرارگاه رمضان مسئولیت داشت با این‌ها کار کند. آن‌هایی که در جمهوری اسلامی بودند و با ایران تردد داشتند که در رأس آن‌ها مجلس اعلا بود. شهید عزیز آقای سید محمدباقر حکیم را خدا رحمت کند، حزب الدعوه، سازمان امل اسلامی، کردها و گروه‌های دیگر بودند. خود مجاهدین سپاه بدر بود که خودش یک نیروی قابل توجهی بود. همین شهید ابومهدی و دوستان دیگر بودند.

    *آشنایی شما با شهید ابومهدی از آنجا شکل گرفت؟

    بله. آقای ابومهدی را از زمان دفاع مقدس و از ایران می‌شناختم. بارزانی‌ها به دلیل اینکه بخش عمده و رهبری آن‌ها در ایران بودند، آقای مسعود بارزانی و برادر ایشان مرحوم آقای ادریس بارزانی در ایران بودند، با کردها محور مهمی بود که کار را شروع کردیم. با آقای طالبانی بعداً ارتباط گرفتیم. آقای جلال طالبانی که بعد رئیس جمهور عراق شد و مرحوم شد، ایشان در داخل عراق بودند. از بین پاسگاه‌های رژیم بعثی که در مرز بود، باید پیاده یا با قاطر عبور می‌کردیم که با لباس کردی بود؛ آقای صادقی فرمانده یگان ما بود؛ این را یگان دواب می‌گفتیم. (می‌خندد). ۴۰۰ تا قاطر داشت و بچه‌هایی که در این واحد کار می‌کردند حرفه‌ای شده بودند، چون قاطرها هم افراد و هم مهمات و امکانات را انتقال می‌دادند؛ لذا نیروهای سواره ما و لجستیک ما با این قاطرها به داخل عراق منتقل می‌شد. مناطق کردنشینی که دست اکراد و معارضین کرد بود.

    *بعد از جنگ هم ارتباط ادامه پیدا کرد؟

    بله. این ارتباط برقرار بود تا سقوط صدام و ۲۰۰۳ میلادی اتفاق افتاد و همچنین تا امروز ادامه پیدا کرد. در این میان، فقط یک اتفاق افتاد که منجر به تشکیل نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد که تدبیر و تصمیم رهبر معظم انقلاب بود. آقای وحیدی اولین فرمانده نیروی قدس شدند، لذا مجموعه‌هایی که در سپاه برون مرزی کار می‌کردند زیرمجموعه‌های نیروی قدس شدند؛ لذا نیروی قدس تشکیل شد و این مأموریت را دنبال کرد. فکر می‌کنم ۱۰ سالی طول کشید. بعد از این بود که فرمانده جدید و سرافراز ما آقای سلیمانی ورود پیدا کردند. همکاری را با شهید سلیمانی ادامه دادیم. من رئیس ستاد در نیرو بودم، آقای قاآنی قائم مقام و جانشین بودند، حاج قاسم هم آمدند. این هم جالب است که به عنوان خاطره بیان کنم، سردار سلیمانی به بنده گفتند من آمدم اجازه نمی‌دهم جای دیگری بروید. هم به من و هم به آقای قاآنی این مطلب را بیان کردند. گفتیم ما قرار نیست جایی برویم، خدمت شما هستیم.

    حقیقتاً روز به روز هم که گذشت علاقه بنده به حاج قاسم بیشتر می‌شد، چرا که توانمندی‌های ایشان را می‌دیدم و از آن مهم‌تر صمیمیت‌های ایشان را می‌دیدم. با حاج قاسم بسیار صمیمی بودیم. برخی مواقع شوخی می‌کرد که بچه‌های آبادان اهل لاف هستند. (می‌خندد). در جلسات بقیه حاجی را اذیت نمی‌کردند، ولی من کمی سر به سر ایشان می‌گذاشتیم.

    نکته جالب این بود که آقای سلیمانی دو شخصیت متفاوت داشت. یک شخصیت کاری ایشان بود که بسیار جدی، محکم، قاطع، بدون رودربایستی بود؛ با همکاران بسیار جدی بودند. کار که کنار می‌رفت حاج قاسم انسان دیگری در روابط می‌شد. بسیار عاطفی، بسیار با آرامش و بسیار صمیمی بودند. اینکه در آغوش بگیرد و ببوسد. حاجی پس دعوا در جلسه چه بود؟ اینجا چیست؟ می‌گفت حساب کار از برادری و صمیمیت و دوستی جداست.

    فرض کنید در مأموریت‌ها احساس می‌کرد یکی از بچه‌ها و همکاران یا سرداران طوری تند یا شدید شده و می‌خواست کاری انجام شود و نشده است. بلافاصله در فرصت مناسب از نظر عاطفی آن را ترمیم می‌کرد. عشق‌ورزی می‌کرد. خیلی برای ما سخت بود. چون در سفارت عکس شهید سلیمانی هم در دفتر کارم هست و هم در سالن جلسات هست، هر روز صبح به نوعی ایشان را ملاقات می‌کنم، تمام این خاطرات برای من تکرار می‌شود. هنوز باور نمی‌کنم سردار سلیمانی نیستند، برای ما بسیار سخت بود. انسان بسیار بزرگی را از دست دادیم؛ یک مدیر و فرمانده لایق.

    خوش به سعادت شهید سلیمانی و خوش به سعادت شما که ایشان را درک کردید و در مسیر ایشان هستید ان‌شاالله. من خداحافظی می‌کنم، ولی برنامه با دستخطی که حاج آقای مسجدی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق، برای ما به یادگار می‌نویسند به پایان خواهد رسید.

    «بسم الله الرحمن الرحیم

    از خداوند مهربان شاکرم بخاطر لطف و فضل بیکران که ما را در مسیر حق و ولایت قرار داد. درود و رحمت الهی بر شهیدان والامقام و سردار سرافراز جبهه مقاومت اسلامی شهید سلیمانی، ابومهدی مهندس و شهدای همراه ایشان.

    ان‌شاالله روز به روز قدرت مقاومت اسلامی قوی‌تر و فراگیرتر خواهد شد و ما شاهد نصرت و پیروزی رزمندگان اسلامی و شکست استکبار و صهیونیسم جهانی خواهیم بود.

    امید است کرونای منحوس از جامعه بشری رخت بربندد و همه انسان‌ها در امنیت و سلامت به سر ببرند.

    ان‌شاالله

    سرباز ولایت و ارادتمند ملت شریف ایران

    مسجدی»

    منبع : مهرنیوز