به گزارش خبرآنلاین، در بیانیهای که بیمارستان جم منتشر کرده است، میخوانیم: «در راستای اطلاعرسانی به مردم هنر دوست و هممیهنان عزیز ، به استحضار میرساند ، شرایط بالینی ایشان در حال حاضر پایدار بوده و عفونت ریوی تا حدود زیادی کنترل گردیده است و کماکان جهت مراقبتهای بیشتر و بهتر نیازمند بستری در بخش مراقبتهای ویژه می باشد.»
محمدرضا شجریان چندی پیش به دنبال وخامت وضعیت سلامتی در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بستری شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تصنیف «بخوان به نام عاشقی» با شعری از علیرضا بهرامی، آهنگسازی حمید اسماعیلزاده و صدای وحید تاج در تجلیل از مقام هنری محمدرضا شجریان خواننده پیشکسوت موسیقی ایرانی که این روزها در بستر بیماری است، منتشر شد.
تاج که یکی از شاگردان استاد شجریان در آواز ایرانی بوده، این قطعه را با آهنگسازی حمید اسماعیلزاده و شعری از علیرضا بهرامی، در دستگاه همایون اجرا کرده است. کوروش بزرگپور نیز نوازندگی تمبک این اثر را برعهده دارد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پس از ورود ویروس کرونا به کشور و تلاش بی وقفه پزشکان و پرستاران برای بهبود افراد مبتلا و جلوگیری از شیوع آن؛ حمید فرخنژاد، بازیگر سینما از زحمات این افراد قدردانی کرد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «تد»، یک مجموعه همایش جهانی است که با شعار «ایدهها ارزش گسترش دارند»، برگزار میشود. ایران هم چندی است میزبان این همایشها شده و شاهد سخنرانی چهرههای گوناگون بوده است.
در آخرین همایش «تد» در ایران، گلاره عباسی، بازیگر سینما و تلویزیون، درباره ایدههایش در عرصه هنر و بهویژه راهاندازی سینمای ویژه نابینایان توضیح داد. او ابتدا گفت: «وقتی همه من را میبینند؛ من را به عنوان یک بازیگر میشناسند و فکر میکنند گلاره عباسی آمده است تا راجعبه بازیگریاش حرف بزند. بله من تقریبا در ۱۵ سال گذشته فکر میکردم آنچه مسیر زندگیام را تغییر داد بازیگری بوده و چند ماه است که فهیدهام اینگونه نیست و آنچه که دنبالش بودم و قرار است همه چیز را عوض کند، یک چیزی به اسم سوینا(سینما ویژه نابینایان) است.»
او ادامه داد: «سوینا، ابتدا یک بخشی از زندگیام بود. بعد پررنگتر شد بعد شد همه زندگیام و حالا زندگیای وجود ندارد؛ سوینایی وجود دارد که من در کنارش زندگی میکنم و از این بابت خیلی خوشحال هستم.»
برگشت به سرزمین مادری
عباسی افزود: «اگر بخواهم از قبلتر شروع کنم در خانوادهای به دنیا آمدم و پدر و مادری داشتم که اهل هنر بودند و قصه و تخیل و شاهنامهخوانی در خانه ما زیاد بود. شاید همین قصه و تخیل باعث میشد که من فکر کنم هرچه را که میخواهم انجام دهم، باید در قالب یک قصه انجام دهم و همیشه شاهزادهای میشدم که به آرزوهایش میرسید. همیشه از بچگی پدرم گفته بود ۱۸ ساله که شدی چمدانت را به دست میگیری تا بروی دنیا را ببینی و دنیا را بشناسی. ۱۸ ساله شدم و ایران زندگی نمیکردیم. چمدانم را دست گرفتم و گفتم خوب دیگر الان وقتش است. گفتم من میروم سرزمین مادریام. میخواهم بروم ایران، زندگی و خدمت کنم.»
این بازیگر سینما و تلویزیون در ادامه بیان کرد: «این موضوع به یک بحران تبدیل شد؛ قول ۱۸ سالهای که به من داده بودند. گفتند مگر میشود دختر ۱۸ ساله به تنهایی برود؟ برای چه میخواهی بروی ایران زندگی کنی. تمام این بحران به یک جریانی تبدیل شد که من به خودم آمدم و دیدم با یک چمدان در فرودگاه امام خمینی (ره) هستم، در حالی که همه خانواده میخواستند کاری کنند که من برگردم. برنامه این بود که هر کسی که در ایران داریم اجازه ورود به منزلش را به من ندهد که من برگردم. نه آدرسی داشتم نه تحصیلاتی و نه حساب بانکی. آن موقع دیدم امید دارم و هدف. حالا شباهت این خاطره و این شب و شبی که تصمیم گرفتم بخواهم پیوند بزنم به سوینا چه بود. شبی که تصمیم گرفتم موسسه و گروهی به نام سوینا را ایجاد کنم همان شبی بود که من دختر ۱۸ سالهای بودم که محیط بیرون را نمیشناخت ولی انگیزه و امید داشت.»
نخستین جرقه سوینا
بازیگر فیلم سینمایی « شیار۱۴۳» یادآور شد: «یک روزی چند نفر از دوستانم زنگ زدند و گفتند ما نابینا هستیم و میخواهیم با تو یک برنامه رادیویی را اجرا کنیم اما نمیدانیم قبول می کنی یا نه. من هم گفتم با افتخار چه چیزی بهتر از این. وقتی رفتم و بچهها را دیدم، به من گفتند سریالهایت را دیدهایم. در فلان سریال خیلی خوب بازی کردی، در فلان سریال بد بودی. ازهجوم فعل دیدن از سوی نابینایان با خودم فکر میکردم که اینها من را سرچ کردهاند و دربارهام تحقیق کردهاند در فضایی که من فکر میکردم دیدن وجود ندارد. چقدر درست فکر میکردند که من در فلان جا بد بودهام یا خوب بودهام. وقتی صمیمی شدیم گفتم بچهها چه میکنید مگر سریال وفیلم میبینید. گفتند بله مینشینیم و برایمان توضیحدار میکنند. کسی برایمان تعریف میکند سکانسهایی که ما نمیبینیم.ازشان که جدا شدم گفتم من همچین مخاطبی داشتم. سینما و تلویزیون ما مخاطب گمشده نابینایی داشته است که ما را با عشق میبیند و تحلیل میکند و به درستی.»
او تاکید کرد: «شاید همه ما غافل از این مخاطبان هستیم؛ از این مخاطب درجه یک و وای برما که بچههای ما را اینطور میبینند و ما حواسمان نیست. آمدم خانه و گفتم من چشمهایم را میبندم و الان یکی از همین بچهها هستم که میخواهم برایشان کاری انجام بدهم. این شد که چشمهایم را بستم و در یک کافی شاپ بودم و دیدم منوی بریل نداریم البته خوشبختانه حالا داریم. ما به کمک گروه سوینا توانستیم ۵۰ کافی شاپ را مجهز به خط بریل کنیم. بعد رسیدم دم خانه و آمدم آسانسور را با چشمهای بسته بزنم که دیدم آسانسور هم بریل ندارد. بعد رفتم سر فریزر در خانه تا غذا درست کنم. گوشت بو کردم و تبدیل شد به یک غذایی. از هجوم اتفاقات آن روز سردرد داشتم و گفتم یک قرص برمیدارم بعد دیدم آنها هم بریل ندارد. رفتم نشستم و دیدم چقدر همه چیز برایشان سخت است. سریال را گذاشتم و با یک دید جدیدی که آن روز یاد گرفته بودم، شروع به سریال دیدن کردم؛ دیدم خب یک سکانسهایی را متوجه نمیشوم و باید این سکانسها را توضیحدار کنم برایشان.»
اولین گردهمایی سوینا (سینمای ویژه نابینایان) با اکران فیلم «اجارهنشینها» به کارگردانی داریوش مهرجویی
گلاره عباسی افزود: «سپس، دوستان نابینایم را دعوت کردم و گفتم بنشینید یک فیلمی را در استودیو برایتان توضیحدار میکنم. همه بچهها آمدند. فیلم «اجاره نشینها» را به عنوان اولین فیلم در استودیو همهاش را تعریف کردم. فیلم را که گذاشتیم، استقبال خیلی خوب بود. همه فیلم را فهمیدند. فردای آن روز سردرگم بودم که راه را اشتباهی نروم.»
او ادامه داد: «من یک تجربه خبرنگاری داشتم که اصلا خبرنگار خوبی نبودم و آن تجربه برایم یک شکست به حساب میآید. وقتی بازیگر شدم به خودم قول دادم دیگر شکست نخورم. بعد گفتم این میتواند شروع آن شکست باشد. یک چیزی به اسم سوینا؛ سینمای ویژه نابینایان را داری راه میاندازی. یاد آن شبی افتادم که در فرودگاه امام (ره) بودم وبعد دیدم نه همه چیز حل است. همه این فکرها را داشتم.»
چگونه رادیو سوینا شکل گرفت؟
این بازیگر درباره کمک گرفتن از نابینایان برای راهاندازی سوینا گفت: «یک روز دیدم یک آقایی در یک پاساژی از روبهرو با عصا میآید. خیلی آراستگیاش توجهم را جلب کرد. او از عزیزان نابینا بود. رفتند در عطرفروشی نشستند. قهوه برایشان آوردند که بوی عطر اذیتش نکند و بتوانند انتخاب کنند. رفتم داخل و گفتم سلام من گلاره عباسی هستم. میتوانم در خرید عطر به شما کمک کنم. با هم دوست شدیم و شدند یکی از پایههای اصلی سوینا این آدم کسی نبود جز امیر سلیمانی. او به من کمک کرد به اهدافم در این راه برسم و یکی از شانسهای من بود.»
عباسی ادامه داد: «امیر یکی از باهوشترین و با ارادهترین و متمرکزترین و یکی از نوابغی بوده است که در عمرم دیدهام. تصمیم گرفتیم با بچههای نابینا به یک سینمای اصلی برویم. رفتیم در یک سینمای بزرگ با ۳۵۰ نفر ظرفیت. شعارمان این بود که بهترینها باید برای سوینا باشد. در یکی از بهترین سینماهای ایران اکران فیلم میگذاریم. بهترین عزیزان برای حق کپی رایت در استودیو نمیآیند و آنجا به صورت زنده و لایو فیلمها را توضیحدار میکنند. هر ماه یک فیلم روز توضیحدار میشود و اینطوری سوینا یکسری مخاطبان جدید پیدا کرده است.»
او افزود: «یکبار امیرسلیمانی به من گفت چه دغدغهای داری. گفتم ناراحت هستم بچههای نابینایی که در شهرستان هستند، چرا نباید ببینند و بشنوند. گفت رادیو اینترنتی است و به صورت زنده پخش میکنیم. رادیو اینترنتی به صورت زنده برای شهرستانیها شد ۵ روز در هفته، رادیو سوینا که غیر از یک روزی که ما فیلم را در سینماها نمایش میدهیم، ۵ روز در هفته رادیو اینترنتی داریم و اینگونه من به بزرگترین آرزویم که داشتن رادیو بود، رسیدم. ادیت و میکس و برنامهسازی با خود بچهها است.»
آرزوهای خانم بازیگر
بازیگر سریال «شهرزاد» در ادامه با بیان اینکه نابینایان هم در رادیو ما کار میکنند و هم برنامهها را میشنوند، افزود: «یکی از بهترین محتواها را در رادیوی ما تولید میشود. به قصه شب رسیدیم. شبی یک ربع قصه شب داریم و آن را به صورت پادکست پخش میکنیم و ادیت و میکس آن با بچههای نابینا است. اشتغالزایی بینا و نابینا و کار کردنشان در کنار یکدیگر اتفاق افتاده است. سوینا یک برنامه بلندی است که ۷ روز در هفته برنامههایش را پخش میکند. برنامهای به نام خیال عکس هم داریم که عکسهای معروف دنیا را برای بچههای نابینا توضیح میدهیم و آنها را با مفاهیم خیلی خاصی مثل سایه اجسام آشنا میکنیم اینقدر اینها را خوب توضیح میدهند که جهان دیگری هم رو به من و هم رو به عزیزان دیگر باز شده است.»
گلاره عباسی درباره برنامههای آینده خود گفت: «میخواهیم یک اپلکیشن و پلی لند طراحی کنیم. این یکی از بزرگترین آرزوهای من است. حتما خیلی از شما بچه دارید ولی بچههای نابینا زمین بازی ندارند. ما پلی لندی برای بچههای نابینا درست میکنیم که با خط بریل است. این را کلید زدهایم و میخواهیم زمین بازی باشد. شهرمان را صوتی کنیم. از تهران شروع میکنیم. لوکیشنهای مهم تهران را صوتی میکنیم و توضیحدار میکنیم. جنبه تاریخی و اطلاعاتی را میگوییم تا نابینایان صاحب تصوری از آنها شوند. آرزوی بزرگی دارم؛ اینکه همه سینماهای ایران مجهز شود به سیستم هدفون که خودشان بتوانند به صورت مستقل در کنارعزیزان دیگر آنلاین و صوتی توضیحات را گوش بدهند. من شک ندارم که سوینا به زودی و با کمک تک تک هنرمندان و آدمهایی که شاید اینجا نشستهاند تمام فیلمهای سینمای ایران را صوتی میکند و همه نابینایان در کنار بینایان با یکدیگر فیلمها را توضیحدار میبینند.»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تصویربرداری فصل دوم مجموعه «نون. خ» به کارگردانی سعید آقاخانی و تهیهکنندگی مهدی فرجی، همچنان ادامه دارد و تاکنون حدود ۷۰ درصد سریال ضبط شده است.
همزمان تدوین و صداگذاری سریال در حال انجام است و این مجموعه تلویزیونی قرار است ماه رمضان سال ۹۹ روی آنتن شبکه یک سیما برود.
سعید آقاخانی، حمیدرضا آذرنگ، شقایق دهقان، سیروس میمنت، پاشا جمالی، هدیه بازوند، ندا قاسمی میرطاهر مظلومی و مجید یاسر از جمله بازیگران این مجموعه تلویزیونی هستند.
به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «فوبیا» با ترجمه مرتضی منصف به زودی روانه بازار نشر خواهد شد.
محتوای این کتاب از زیرشاخههای روانشناسی است که ریشههای اختلال فوبیا را بر اساس نظریههای فروید بررسی میکند. در این کتاب تعدادی از پروندههای پزشکی فروید به عنوان نمونه ذکر و تشریح شدند تا اطلاعات کاملتری از شیوه شکل گیری فوبیا در اختیار خوانندگان قرار بگیرد. نویسنده کتاب سعی دارد با مثالهایی از آلفرد هیچکاک و ادگار آلن پو که از مفهوم فوبیا در آثارشان استفاده کرده اند، تأثیر این اختلال بر زندگی افراد را نشان دهد. کتاب «فوبیا» به دلیل نثر ساده و قابل فهم برای عموم افراد جامعه و دانشجویان رشته روان شناسی خواندنی است.
ایوان وارد نویسنده کتاب «فوبیا» سرپرستی بخش آموزشی موزه فروید در لندن را بر عهده دارد. وی تاکنون کتابهای «ایده هایی در زمینه روانکاوی»، «مقدمه ای بر روانکاوی» و… را منتشر کرده است.
«فوبیا» نهمین اثر انتشارات سیب سرخ در حوزه ترجمه کتابهای نظری (روانکاوی) است که از سوی مرتضی منصف ترجمه شده است و مراحل پایانی چاپ و نشر را طی میکند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پیر لسکیور چند سالی است که سکان هدایت جشنواره کن را در کنار تیری فرمو در دست گرفته است. او به ویژه در چند دوره اخیر عملکرد موفقی داشته و فیلمهای بزرگی را به جشنواره جلب کرده است.
فیلم «انگل» که در اسکار تاریخساز شد، از دل دوره پیشین این جشنواره بیرون آمد و با نخل طلایی کن به دنیا معرفی شد. در سالهای اخیر فیلمهای مهمی مثل «روزی روزگاری در هالیوود»، «پرتره زنی در آتش»، «کفرناحوم» و «دزدان فروشگاه» کن را به عنوان سکوی پرتاب خود انتخاب کردهاند.
حال جنجالی بر سر انتخاب دوباره این رییس موفق به پا شده است. در حالی که مجمع جشنوارههای فرانسوی بینالمللی فیلم مسئول انتخاب رییس کن است، وزیر فرهنگ فرانسه تلاش میکند تا یک زن را که با دنیای سینما بیگانه است، رییس جشنواره کن کند.
همین موضوع سر و صدای زیادی به پا کرده است و بسیاری مرسده ایرا نامزد مطلوب وزیر فرهنگ را گزینه مناسبی نمیدانند و در عین حال از دخالت دولت در این امر برآشفته شدهاند.
هفتادوسومین دوره جشنواره فیلم کن چندی دیگر با ریاست پیر لسکیور و هدایت تیری فرمو برگزار و پس از آن رییس جدید انتخاب خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، ابراهیم حیدری مدیرکل دفتر مطالعات و برنامهریزی فرهنگی و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفت: در چهارمین دوره جام باشگاههای کتابخوانی کودک و نوجوان دو هزار شهر و روستا با قریب به بیست و پنج هزار باشگاه کتابخوانی مشارکت داشتند. هر شهرستان در بخشهای چندگانه این رقابت میتوانند سه اثر شرکت دهند. همچنین شهرهای دارای پنجاه باشگاه کتابخوانی میتوانند در هر بخش پنج اثر را برای رقابت ارسال کنند. بخشهای رقابتی جام باشگاههای کتابخوانی کودک و نوجوان عبارت است از؛ «بهترین فیلم موبایلی»، «بهترین باشگاه کتابخوانی»، «بهترین نامه به نویسنده»، «بهترین کتاب به انتخاب کودکان و نوجوانها»، «بهترین مهد کودک»، «کتابفروش برگزیده» و «تسهیلگر برگزیده» و همچنین جایزه ویژه بخش استمرار به باشگاهی اهدا میشود که فعالیتهایش در این سالها مستمرا ادامه یافته است.
دبیر جام باشگاههای کتابخوانی کودک و نوجوان همچنین درباره مؤلفههای ارزیابی آثار در بخشهای مختلف گفت: فیلمهای موبایلی ارسالی باید واجد ویژگیهای رسایی – شیوایی، وضوح هنری، کیفیت هنری صدا و تصویر، خلاقیت و تازگی، رعایت زمان ۶۰ ثانیه، قرارداشتن نام کتاب در فهرست آثار معرفی شده از سوی دبیرخانه. همچنین برای ارزیابی باشگاهها مولفههایی مانند تعداد کتابهای خوانده شده، خلاقیت و ابتکار در فعالیت باشگاهها، بحث و گفتوگو درباره کتابها، اطلاعرسانی و فعالیتهای ترویجی، مشارکت و نظم اعضای باشگاه، تعداد نامههای نوشته شدهی اعضا، تعداد فیلمهای ساخته شده اعضا، همکاری با گروهها، نهادها، یا سازمانهای همکار و شیوهی مشارکت با آنها، برنامههای آینده، مستندسازی. همچنین نامه به نویسنده با این معیارهای ارزیابی میشود. توانایی ارتباط با مخاطب، خلاقیت و نویسندگی، دارا بودن زبان و نگاه کودکانه یا نوجوانانه، کیفیت ادبی فرم و محتوای نامه.
این مقام مسئول همچنین درباره اهداف باشگاههای کتابخوانی گفت: ما با اجرای این طرح بر آن بودیم به افزایش سرانه مطالعه میان کودکان و نوجوانان کمک کنیم. همچنین تقویت فرهنگ گفتوگو و استدلال و مهارت در بحث و قدرت تحلیل و تفکر انتقادی در کودکان و نوجوانان، افزایش اعتماد به نفس کودکان ونوجوانان با شرکت آنان در بحثهای گروهی، تشویق کودکان و نوجوانان به خواندن همراه با درک مطلب، عادت دادن دانشآموزان برای مراجعه به کتابفروشی، گسترش فرهنگ همکاری و مشارکت و کار گروهی، تلاش برای پیشرفت تحصیلی از راه برنامههای سرگرم کننده میان کودکان و نوجوانان، کمک به تأسیس و تقویت کتابخانههای کوچک کلاسی، مهدکودکی، کانونی، آپارتمانی، محلهای، مسجدی، برقراری ارتباط بین اهل قلم و کودکان و نوجوانان، کمک به گسترش، تبلیغ و معرفی کتاب از دیگر اهداف برگزاری این رویداد و پویش ملی است.
مراسم پایانی چهارمین جام باشگاههای کتابخوانی کودک و نوجوان متعاقباً اعلام خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، سید محمد طباطبایی گفت: در راستای صیانت از سلامت عمومی جامعه و به منظور پیشگیری از شیوع ویروس کرونا، تعویق زمان برگزاری سی و سومین دوره نمایشگاه کتاب تهران در دست بررسی است.
وی توضیح داد: نمایشگاه کتاب تهران ابعاد گوناگونی دارد که تصمیمگیری درباره تعویق زمان برگزاری آن نیازمند بررسی دقیق است که نمیتوان بدون توجه به همه جوانب تصمیم گرفت.
مدیر روابط عمومی سی و سومین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران گفت: جمعیت مخاطب نمایشگاه کتاب تهران به عنوان بزرگترین رویداد فرهنگی کشور، تعداد چشمگیر افراد درگیر در برگزاری این رویداد و نوع تعامل در نمایشگاه از جمله مواردی است که توجه به آنها در پیشگیری از شیوع بیماری ضرورت دارد.
طباطبایی افزود: از سوی دیگر شیوع ویروس کرونا، شکل بینالمللی پیدا کرده است و نمایشگاه کتاب تهران به عنوان یک رویداد بینالمللی باید به این نکته هم توجه داشته باشد.
وی اعلام کرد: در حال حاضر بررسی موضوع در دست انجام است و شورای سیاستگذاری نمایشگاه کتاب تهران به عنوان بالاترین مرجع تصمیمگیری در ساختار نمایشگاه، در روزهای آینده تشکیل جلسه خواهد داد و درباره تعویق زمان برگزاری سی و سومین دوره نمایشگاه کتاب تهران تصمیمگیری خواهد کرد. انتظار میرود تا هفته آینده تصمیم نهایی اتخاذ و اعلام شود.
به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه داستان «عید دیدنی و داستانهای دیگر» آخرین کتاب مرحوم سلیمانی است و آنگونه که خود بیان داشته به نوعی جمع بندی یا حاصل عمر او در زمینه نگارش داستان کوتاه است.
مرحوم سلیمانی درباره این کتاب میافزاید: از نظر نوشتن داستان کوتاه پرکار نبودهام. چون در مجموع فقط در حدود سی داستان کوتاه نوشتهام اما چهارده داستان را قبل از اینکه خوانندهها از دستم کفری شوند خودم دور ریختهام و در اینجا حدود شانزده داستان را آوردهام.
سلیمانی ادامه میدهد: همانطور که در مقدمه کتاب نوشتهام از آن سالها تا امروز مسلماً خیلی چیزها عوضشده است؛ مثل قیمت کالاها، کارتی شدن اتوبوس، آمدن مترو، شکل بعضی از ساختمانها، ظهور پراید و … اما به نظرم مضامین زندگی ما خیلی فرق نکرده است. از جمله خشونت، عشق، بیرحمی، حسرت، عصبانیت نسبت به گذشته و بهویژه به قول همینگوی: داشتن و نداشتن.
وی میافزاید: برای همین احساس میکنم بیشتر مضامین داستانهای من در این کتاب هنوز هم نو است و شاید هنوز هم برخی بدشان نیاید آنها را بخوانند.
زنده یاد سلیمانی در ادامه اظهار میدارد: همیشه در آثارم به موضوع داشتن و نداشتن توجه دارم و همواره دلمشغولی من است. این مضمونی است که بزرگترین داستاننویسهای عالم آن را در آثار سترگی چون بینوایان (ویکتور هوگو) و مردم فقیر (داستایوسکی)، خوشههای خشم (اشتاین بک) بسیار زیباتر از من به تصویر کشیدهاند؛ اما این مانع نشده تا من هم طبعم را بیازمایم.
در بخشی از این کتاب آمده: «یک کم که توی خیابان رفتیم، بابا گفت: «از داییت عیدی گرفتی؟»
– آره.
– خوب پسرم. لابد میدونی هر عیدی گرفتنی، عیدی دادنی هم داره. من هم باید به هرکدومشون اَقلکم صد تومن عیدی بدم، نه؟
– چرا؟ دایی همهش بیست تومن به من داد.
– خوب، اما ما غرورمون قبول نمیکنه که. اگه ما فقیر فقرا مثل اونها عیدی بدیم، میگن ندارن، بدبختان، بیچارهان. خوب حالا میدونی سه تا صد تومن یعنی چی؟ نه! تند نگو. فکر کن. یه کم فکر کن!
– اما من تندی حساب کردم و گفتم: «کاری نداره. میشه سیصد تومن.»
– نه پسر. گفتم فکر کن. نگفتم تند بگو که.
– خوب حالا من بهت میگم یعنی چی. پسرم، سه تا صد تومن یعنی سه روز خرجی خونهمون.»
این اثر در ۲۰۲ صفحه با قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر شده است.