برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • درخواست کانون کارگردانان برای نمایش فیلم رسول‌اف در خانه سینما

    درخواست کانون کارگردانان برای نمایش فیلم رسول‌اف در خانه سینما

    در این نامه، کانون کارگردانان سینمای ایران خطاب به منوچهر شاهسواری درخواست کرده است که با توجه به اینکه تلاشها برای رفع ممنوعیت خروج از کشور محمد رسول‌اف برای نمایش فیلمش در جشنواره‌ی برلین نتیجه نداده است، شرایطی برای اکران فیلم «شیطان وجود ندارد» برای اعضای کانون کارگردانان و دیگر اصناف سینمایی فراهم شود تا در یک نمایش خصوصی همزمان با جشنواره برلین، در سالن خانه سینما این فیلم به نمایش دربیاید.

    فیلم «شیطان وجود ندارد» در بخش رسمی جشنواره‌ی فیلم برلین ۹ اسفند ماه اولین نمایش خود را تجربه خواهد کرد.

    این فیلم که محصول ایران، آلمان و جمهوری چک است حول محور چهار داستان درباره موضوع قدرت اخلاقی روایت می‌شود و احسان میرحسینی، شقایق شوریان، کاوه آهنگر، علیرضا زارع‌پرست، سالار خمسه، دریا مقبلی، مهتاب ثروتی، محمد ولی‌زادگان، محمد صدیقی‌مهر، ژیلا شاهی و باران رسول‌اُف بازیگران این فیلم هستند.

    ۲۴۱۲۴۱
  • ایران جذابیت اقتصادی برای ناشران ترک ندارد/ترکیه هم کتابخوان نیست

    ایران جذابیت اقتصادی برای ناشران ترک ندارد/ترکیه هم کتابخوان نیست

    خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ: مرکز فرهنگی یونس امره مهمترین نهاد فرهنگی کشور ترکیه در خارج از مرزهای این کشور به شمار می‌رود. نهادی دولتی به منظور گسترش فرهنگ و زبان ترکی به سراسر دنیا که بیش از پنجاه شعبه دارد. آقای عبدالله یگین مدیر این بنیاد فرهنگی در تهران است. وی کمی بیش از دو ماه است که پس از یک دوره مأموریت در افغانستان راهی ایران شده است و مدیریت این نهاد را بر عهده دارد. گفتگو با وی به بهانه حضور ترکیه در نمایشگاه کتاب تهران صورت گرفت. آقای یگینزبان فارسی را به خوبی متوجه می‌شود و تکلم می‌کند، شیفته فرهنگ ایران است و سینمای ایران. گفتگو با وی حاوی نکات جالبی درباره سازوکار رفتارهای فرهنگی در کشور ترکیه و جذب بازارهای جهانی مبادلات فرهنگی در این کشور است. نکاتی که بسیار ساده و در عین حال کاربردی است. در انجام این گفتگو سرکار خانم آذر مهدوان خبرنگار صفحه ترکی استانبولی خبرگزاری مهر نیز همراهی و تلاش بسیاری داشته است. این گفتگو را در ادامه می‌خوانیم.

    جناب یگین بسیاری از ایرانیان علاقه‌مند به زبان و فرهنگ ترکیه شاید اطلاع درستی از فعالیت‌های مرکز فرهنگی یونس امره کشور ترکیه در ایران ندارند و البته این مرکز هم در فضای رسانه‌های ایران چندان حضور ندارد. به همین مناسبت شما برای ما از فعالیت‌های این مرکز در ایران صحبت کنید

    من البته تازه دو ماه و نیم است که در این مرکز مستقر شده‌ام. این مرکز یک نهاد دولتی وابسته به دولت ترکیه و سفارت ترکیه در ایران است. خارج از ایران نیز ما ۵۸ دفتر برای فعالیت‌های بنیاد در سراسر دنیا تأسیس کرده‌ایم. کارهای ما بر چند محور تقسیم می‌شود که مهمترین آن در همه دنیا آموزش زبان ترکی است. ما از ژاپن تا اروپا و آمریکا روی این مساله تمرکز داریم. در ایران هم فعلاً ۴۰۰ شاگرد داریم. البته گاهی این متقاضیان بسیار بیشتر می‌شوند اما امکانات ما در حال حاضر پذیرش بیشتر از این را میسر نمی‌کند. شکر خدا آموزش این زبان در ایران طرفداران زیادی دارد و حتی می‌توانیم ماهانه هزار نفر را هم برای آموزش گرفتن در نظر داشته باشیم.

    این متقاضیان از چه گروه‌های اجتماعی هستند؟

    از سن‌ها و بخش‌های مختلف جامعه ایران در میان آنها هست؛ از دانشجویان تا بانوان خانه‌دار. از تاجران تا کارمندان. جالب اینکه بانوان خانه‌دار بیشتر برای دیدن سریال‌های ترکی و فهم آنها اینجا حضور پیدا می‌کنند. تاجران برای مکالمه به منظور کار بازرگانی. در مجموع بیشتر جوانان دانشجو و افرادی که در حال کار اقتصادی با ترکیه هستند اینجا حضور پیدا می‌کنند.

    در کنار آموزش زبان ترکی ما کارهای فرهنگی و هنری مانند نمایشگاه تولیدات سینمایی را هم برگزار می‌کنیم. البته سعی داریم امسال این موضوع را مبدل به هفته فیلم ترکیه در ایران کنیم. برگزاری کنفرانس‌های فرهنگی هم از دیگر کارهای ماست. هدف ما فقط این نیست که در هر کشوری فرهنگ ترکیه را رواج بدهیم. بیشتر از آن برایمان مهم است که روی مشترکات فرهنگی میان دو کشور تمرکز کنیم. ما در این بنیاد روی سیاست و اقتصاد تمرکزی نداریم و سعی داریم اشتراکات فرهنگی میان دو کشور را توسعه و تقویت بدهیم. البته می‌دانیم که میان دو ملت هم اشتراکات فرهنگی داریم هم تناقض‌ها و هم تفاوت‌ها. برای ما تفاوت‌های فرهنگی یک ثروت محسوب می‌شود و تناقض‌ها مسأله‌ای است که سعی داریم کمرنگش کنیم. البته در جایی مثل ایران بیشتر میان دو کشور اشتراکات داریم تا چیز دیگری.

    به فعالیت‌های فرهنگی در ترکیه اشاره کردید. برایمان جالب است که بفرمائید چقدر و چه حجمی از این فعالیت‌ها در ترکیه دولتی و چقدر از آنها توسط بخش خصوصی هدایت و حمایت می‌شود؟

    هم دولت و هم بخش خصوصی در این زمینه فعال است. ما به عنوان یک بنیاد و نهاد دولتی به این کار در کشورهای مختلف مشغولیم اما در ترکیه به طور کلی بخش خصوصی متولی کار فرهنگی است. شرکت‌های نشر و فیلم‌سازی خودشان مبادلات فرهنگی را پیش می‌برند. بگذارید مثالی بزنید. در حوزه نشر بخش دولتی مسئول انتشار کتاب‌های ایجاد شده از نسخه‌های خطی را برعهده می‌گیرد. دولت در واقع سعی دارد وارد فعالیت‌هایی شود که بخش خصوصی رغبتی به انجام آن ندارد و سودی برای آن نیز ندارد. در سایر بخش‌ها مثل تئاتر و سینما هم وضع همین است.

    وضعیت نظارت بر تولید محصولات فرهنگی در ترکیه چگونه است؟

    اول از همه این را بگویم که دولت ترکیه از تولید محصولات فرهنگی در همه زمینه‌ها در صورتی که احساس کند برای مردم مفید هستند، حمایت می‌کند. در کنار این اگر یک فیلم سینمایی یا کتاب بخواهد بدون حمایت دولتی منتشر شود، مجوزی دولتی برای انتشار آن وجود ندارد. کسی اجازه برای انتشار محصول فرهنگی نمی‌گیرد. اما برای دولت مهم است که کپی‌رایت آن محصول پرداخت شده است یا نه. دولت ترکیه از تولید محصولات فرهنگی در همه زمینه‌ها در صورتی که احساس کند برای مردم مفید هستند، حمایت می‌کند. در کنار این اگر یک فیلم سینمایی یا کتاب بخواهد بدون حمایت دولتی منتشر شود، مجوزی دولتی برای انتشار آن وجود ندارد. کسی اجازه برای انتشار محصول فرهنگی نمی‌گیرد. اما برای دولت مهم است که کپی‌رایت آن محصول پرداخت شده است یا نه. وقتی در ترکیه می‌خواهی کتابی منتشر کنی باید در یک نامه به وزارت فرهنگ وضعیت کپی‌رایت کتاب را اعلام کنی.

    اگر هنرمندی اثری تولید کند که دولت احساس کند در راستای سیاست‌ها و برنامه‌های دولت و کشور ترکیه نیست با او چه برخوردی می‌شود؟

    وقتی اثری به بازار می‌آید، تا زمان انتشار کسی کاری به آن ندارد اما پس از انتشار اگر کسی از آن شکایت کرد، به این موضوع در دادگاه رسیدگی می‌شود. البته شکایت کردن هم منوط به اکران و پخش محصول است و نه قبل از آن. این دادگاه است که تشخیص می‌دهد محصول مشکلی دارد یا خیر.

    پیش آمده که دولت از هنرمندی و یا تولید محصولی شکایت کند؟

    بله. اما همین شکایت هم به دادگاه عرضه شده است.

    کشور ترکیه در یک دهه اخیر در زمینه به دست آوردن بازارهای تازه در صنعت نشر جهان و معرفی نویسندگانش به دنیا بسیار موفق بوده است. این اتفاق بر مبنای چه الگو و طی چه مسیری به دست آمده است؟

    ترکیه یک مرز مشخص برای بررسی اثر پیش از عرضه ندارد. از سوی دیگر ترکیه هم از شرق و هم از غرب برای معرفی فرهنگ خود استفاده کرده است. این هم به موقعیت خاص جغرافیایی آن از می‌گردد. این وضعیت دست نویسنده ترکیه‌ای را بازگذاشته است تا آسان‌تر حرکت کند. مساله سوم نیز خصوصی بودن کار نشر در ترکیه است که بعد تجاری آن را رونق داده است. آنها مسئولیت اقتصادی کارهای خود را می‌پذیرند و رویش کار می‌کنند. طبعاً بخش خصوصی به دنبال سود بالاست و در نهایت رابطه نشر ترکیه با جهان غرب را هم باید به این معادله اضافه کنیم.

    اطلاع دارید کدام کشور و زبان بیشترین طالب آثار ادبی ترکیه هستند؟

    کشورهای انگلیسی زبان. مخاطبان این زبان در دنیا بیشتر هستند. ناشران ترکیه هم با انگلیسی‌زبانان اروپا و آمریکا رابطه کاری زیادی دارند. وقتی اثری در ترکیه به انگلیسی ترجمه شد معمولاً به شش تا هفت زبان دیگر هم ترجمه می‌شود. حتی ترجمه فارسی آثار ترکی نیز از نسخه انگلیسی معمولاً انجام می‌شود و وجود این ترجمه راهگشای بسیار خوبی است برای بازشدن پای یک کتاب در بازار جهانی.

    درباره وضعیت کتابخوانی در ترکیه برای ما صحبت کنید. در ایران گفته می‌شود ترجمه‌ها بیش از تألیف با اقبال روبرو می‌شود در ترکیه وضعیت چطور است؟

    تجربه من نشان می‌دهد که در حوزه‌های مختلف اتفاقات مختلفی روی می‌دهد. اگر پاموک در ترکیه اثری منتشر کند بیش از همه نویسندگان می‌فروشد و از سوی دیگر وقتی اثری در همه دنیا پرفروش می‌شود در ترکیه هم اینگونه می‌شود. به نظرم نمی‌شود یک خط و مسیر مشخص برای این موضوع ترسیم کرد. برخی نویسندگان با یک کتاب مثلاً برای سه سال محبوب می‌شوند و بعد فراموش و برخی هم تا بیست سال معروف و پرفروش می‌شوند. در ترکیه از آثار صمد بهرنگی بسیار پرمخاطب بوده است. می‌دانم چهار ناشر آثارش را ترجمه و منتشر کرده‌اند و هنوز هم این کار را می‌کنند. درباره صادق هدایت هم وضعیت همین است.‌ در ترکیه از آثار صمد بهرنگی بسیار پرمخاطب بوده است. می‌دانم چهار ناشر آثارش را ترجمه و منتشر کرده‌اند و هنوز هم این کار را می‌کنند. درباره صادق هدایت هم وضعیت همین است. به نظرم مهم است که خواننده یک‌دفعه به اثری علاقه‌مند می‌شود و یا سالهاست نویسنده‌ای را می‌خواند.

    به مردم هم اشاره کنیم. مردم ترکیه کتابخوان هستند؟

    بهتر است بگوییم بودند. این مشکلی است که الان در همه دنیا درباره‌اش صحبت می‌شود. باید قبول کنیم نوع خبر گرفتن مردم تغییر کرده است و همه رو به فضای مجازی آورده‌اند. روش‌های قدیم دیگر مشتاق ندارد. الان زمان توئیت است. اینها را نمی‌گویم که نخواندن را توجیه کنم. منظورم این است شکل دریافت محتوا و اطلاعات در مردم تغییر کرده است. بیشتر مردم دوست دارند کوتاه بخوانند و یا ببینند تا اینکه مطالعه طولانی داشته باشند. این موضوع را باید اهالی فرهنگی در نظر بگیرند. نمی‌شود با آن مقابله کرد. باید به فکر بود که جذابیتی بیش از آنچه تا به حال بوده به محصولات فرهنگی بیافزاییم. جدای از این دسترسی آسان‌تر به کتاب هم در فضای مجازی را باید در نظر گرفت. مشخص نیست که یک کتاب را الان چند نفر می‌خوانند ولی با این همه کتابخوانی در ترکیه هم مثل همه دنیا کم شده است و البته اتفاقی است که باید می‌افتاد چون مسیر دنیا در این راه است.

    نکته این است که نباید با فن‌آوری تازه جنگید باید با آن راه آمد. نگوییم نسل جدید اهل خواندن نیست. از قضا بیشتر از ما می‌خواند اما با روش خودش و با شکلی سریع‌تر.

    جناب یگین ترکیه در بسیاری از کشورهای اروپایی پایگاه فرهنگی قوی برای خودش ایجاد کرده است. از انتشار مطبوعات تا ایجاد کرسی‌های آموزش زبان ترکی در دانشگاه‌ها. این به معنی هدف گذاری بلند مدت ترکیه برای صدور فرهنگ خودش است. ممکن است بفرمائید این برنامه فرهنگی در ترکیه به طور مشخص چه مولفه‌هایی دارد؟

    فراموش نکنید که در اروپا ترک‌های زیادی زندگی می‌کنند. در آلمان شش میلیون ترک حضور دارند. این ضرورت ایجاد و انتشار مطبوعات و کتاب و… را حتی بدون برنامه‌ریزی خاصی ایجاب می‌کند. در واقع در این کشورها این اتفاقات یک نیاز طبیعی است. در سایر کشورها و حضور در دانشگاه‌های کشورهای مختلف این وظیفه بر عهده نهادی مانند بنیاد یونس امره قرار داده شده است.

    شما با چند دانشگاه در دنیا برای توسعه و آموزش زبان و فرهنگتان در ارتباط هستید؟

    بیش از ۱۰۰ دانشگاه. برخی رشته زبان و ادبیات ترکی و برخی تنها زبان ترکی را آموزش می‌دهند.

    این دانشگاه‌ها بیشتر در کدام کشورها هستند؟

    مختلف است. مثلاً در ازبکستان و تاجیکستان حضور پررنگی داریم. در هشت دانشگاه افغانستان هم رشته زبان و ادبیات ترکی داریم

    و برای این کار چقدر بودجه دارید؟

    فرق می‌کند. بودجه دولتی برای این مساله تنها برای بنیاد ما نیست. نهادهای دیگری مانند آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه یا اداره کل جوامع خویشاوند و ترک‌های خارج از کشور که کارش بورسیه کردن اهالی فرهنگ ترک است یا بنیاد معارف و نیز خود وزارت فرهنگ را نیز باید به این جمع افزود. ما سعی می‌کنیم با هزینه کم کارهای گسترده انجام می‌دهیم. بودجه فرهنگی در ترکیه هر سال بسته به وضعیت دولت متغییر است اما می‌توانم بگویم که رفته رفته وضعیت بودجه در حال بهتر شدن است. البته فراموش نکنید تنها ده سال از تأسیس مرکز یونس امره می‌گذرد و قبل از آن چنین فعالیت‌هایی نداشته‌ایم. هر سال دولت در حال اضافه کردن برنامه‌ها و نهادهایی برای توسعه کار فرهنگی است. البته از وضعیت موجود راضی نیستیم اما ناراضی هم نیستیم.

    در ایران با کدام دانشگاه‌ها ارتباط کاری دارید؟

    دانشگاه علامه طباطبایی. فعلاً تنها در این دانشگاه زبان و ادبیات ترکی آموزش داده می‌شود

    وضعیت آموزش زبان فارسی در ترکیه چطور است؟

    در حدود هفت هشت دانشگاه به صورت مستقیم این رشته تدریس می‌شود و در کنارش رشته تاریخ را هم باید اضافه کرد.

    پس ایران از شما در صادر کردن فرهنگ به همسایه‌اش موفق‌تر بوده است؟

    البته ما هم دوست داریم این کار را در ایران بکنیم و گسترده کنیم اما تصمیم با خود دانشگاه‌هاست که بخواهند این رشته را ایجاد کنند. ما حاضریم به آنها کمک کنیم اما بیشتر از این احساس نیاز به ایجاد این رشته است. در ترکیه برای آموزش زبان و ادبیات فارسی احساس نیاز شد و این رشته ایجاد شد. بالاخره مطالعه فرهنگ و تاریخ و زبان ترکیه نیاز دارد به دانش زبان فارسی و البته بالعکس این موضوع هم صادق است. با این همه این نظر من است و دانشگاه‌ها شاید طور دیگری فکر کنند.

    ترکیه امسال مهمان ویژه نمایشگاه کتاب تهران است. به نظرتان ایران بازار جذابی برای فعالان نشر ترکیه خواهد بود؟

    از نظر جذابیت مالی به نظرم خیر. ایران عضو کپی‌رایت نیست و ما حق دخالت در انتشار کتاب در ایران نداریم. با این حال برای نویسنده و ناشر تنها درآمد مهم نیست. او دوست دارد شناخته شود و آثارش خوانده شود. به نظرم اگر نویسنده ترک بفهمد که آثارش در ایران با اقبال روبرو شده خوشحال می‌شود از این حس مشترک و البته عصبانی از اینکه چرا اثرش بدون کپی‌رایت منتشر شده است. در ترکیه اما وضعیت برعکس است. درست است که ایران عضو کپی‌رایت نیست اما کسی نمی‌تواند اثری ایرانی را بدون اجازه طرف ایرانی چاپ کند و وزارت فرهنگ ترکیه اجازه این کار را نمی‌دهد. در نتیجه از این حضور ایران بیشتر از ما سود می‌برد.

    سوال پایانی را هم به ایران و حس خودتان نسبت به ایران اختصاص می‌دهم. چه چیزی از فرهنگ ایران شما را به خودش بسیار جذب کرده است؟

    جواب این سوال بسیار مفصل است. من ادبیات ایران را با اینکه زیاد اهل ادبیات نیستم خیلی دوست دارم. به نظر من اوج ادبیات ایران حافظ است. لذتی که از خواندن او می‌برم در کمتر متنی کسب کرده‌ام. جدای از این به سینمای ایران خیلی علاقه دارم و تا حد امکان آن را دنبال کرده‌ام. قبل از مسئولیتم در بنیاد وقتی تهران بودم تقریباً هر هفته سینما می‌رفتم.

    و چه چیزی از این سینما برای شما جذاب است؟

    مستقل بودن و طی کردن راه خودش را می‌پسندم. جذابیت مستقل بودن و ایده‌گرفتنش از خود زندگی و سادگی آن را دوست دارم. سینمای ایران از یک ایده ساده شاهکار خلق می‌کند و این بسیار با ارزش است.

  • انتشار اثری تازه از هادی خورشاهیان برای کودکان

    انتشار اثری تازه از هادی خورشاهیان برای کودکان

    به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «روزی که خورشید قهر کرد» اثر هادی خورشاهیان برای مخاطبان کودک و از سوی انتشارات کتاب نیستان روانه بازار شد.

    این کتاب که برای مخاطبان بالای هشت سال نوشته شده است روایتی ظریف و اسطوره‌ای از حادثه‌ای دارد که با توجه بیش از حد انسان‌ها به ماه و نادیده گرفتن خورشید، رخ می‌دهد.

    در این اثر داستانی با این مضمون روایت می‌شود که چون شاعران فقط برای ماه شعر می‌گفتند و عکاسان فقط از ماه عکس می‌گرفتند. بچه‌ها فقط به ماه نگاه می‌کردند. خورشید از دست آدم‌ها ناراحت شود و یک تکه ابر بزرگ و سفید را بکشد جلوی صورتش تا مردم او را نبینند … باوجود عذرخواهی آدم بزرگ‌ها و دلایلی که بچه‌ها برای نگاه نکردن به خورشید می‌آوردند، او راضی نمی‌شود و زندگی به سختی پیش می‌رود تا این که یکی از بچه‌های کتابخوان، راه حل را پیدا می‌کند. راهی که از دل افسانه‌ها و اسطوره‌هایی همچون سیمرغ و اژدها می‌گذرد و شادی و عشق را به کره‌ی زمین باز می‌گرداند.

    این کتاب همچنین با تصویرگری ویژه‌ای اثر هنرمند ایران منان عنیشی همراه شده است. در این تصویرگری استفاده از عنصر تخیل در شخصیت‌سازی برای خورشید و ماه مورد توجه قرار گرفته است. استفاده از استفاده از عنصر تخیل در شخصیت‌سازی برای خورشید و ماه و نیز استفاده از زاویه‌ی دید از بالا که برای کودکان تازگی دارد و به آنها کمک می‌کند تا از فاصله‌ای بسیار دور به زمین و ماجراهای آن بنگرند و برای لحظاتی از خودمحوری و خودبزرگ‌بینی که یکی از ویژگی‌های رایج نسل فعلی است، فاصله بگیرند از مهمترین ویژگی‌های تصویرگری این اثر است.

    کتاب نیستان این مجموعه را در قالب چهارمین جلد از مجموعه کتاب اندیشه‌های خوشمزه منتشر کرده است.

  • «طعمِ گسِ زندگی»، روایت زندگی در جوار مرگ

    من از مرگ نمی ­ترسم. از ناتمام مردن و مرگ نابهنگام می ­ترسم و از لحظه­ پیش از مرگ. همان لحظه­­ آگاهی پیش از مرگ. مثل همان لحظه ­ای که چیزی راه نفس را بسته باشد یا لحظه­­ برخورد سر با یک جسم سنگین. شاید مرگ توی خواب بهترین نوع مرگ باشد. بدون درد و رنج. اما با آنچه درباره­ مرگ خوانده و شنیده ­ایم مرگ بدون آگاهی بی ­معنا و مفهوم است. اما شاید بشود از ناتمام مردن فرار کرد. ناتمام مردن برای یکی داشتن فرزندان خردسال است و برای دیگری یک پروژه­ ناتمام و برای آن یکی سفرهای نرفته.

    نه اینکه گمان کنید حمیدرضا منایی در طعم گس زندگی (مجموعه داستان کوتاه، ۱۳۹۸، انتشارات نیستان) فلسفه‌بافی کرده و هرکدام از اینها را تفسیر کرده است… نه. تفسیری در کار نیست. فقط داستان است و بُهت مدام از دیدن و خواندن لحظات آشنا.

    اما آیا زندگی بدون مرگ به راستی یک ملال بزرگ است؟ اصلاً آدم­ ها به مرگ فکر می­ کنند؟ حاضرند به راحتی تسلیم مرگ شوند؟ این ملال چه زمانی خودش را نشان می­ دهد؟ یک پیر مرد هشتاد و پنج ساله­ دمِ مرگ هم می­ترسد از مرگ نابهنگام. ترس از اینکه پیش از مرگ با چانه­ بسته رو به قبله نخوابد و کسی بالای سرش قرآن نخواند. یا مرگ آن­قدر نابهگنام به سراغش بیاید که اطرافیان تربت و برد یمانی و … را فراموش کنند. اما آیا از خود مرگ هم می ­ترسد؟ این سؤالی است که به وضوح با آن پاسخ داده نشده و به جز همان دو عبارتِ ابتدای متن، هیچ صحبت دیگری درباره­ ترس از مرگ نمی ­بینیم. اما هول و هراس در لابلای سطرهای کتاب رخنه کرده. استفاده از فرم ­های متنوع  و خلق صحنه ­هایی بدیع به این ترس دامن زده است. صحنه ­هایی که در عین بدیع بودن آشنا هم هستند. منایی به روایت خطی و سرراست علاقه ­ای ندارد. گاهی مثل داستان طعم گس زندگی لابلای یک نامه داستان را روایت می ­کند. داستان مردی که قند از درون بدنش را متلاشی کرده و در جایی دیگر با پریشان­گویی ­های یک ذهن آشفته مخاطب را پای کتاب می­ نشاند و به کنجکاوی مخاطب و تعلیق داستان دامن می ­زند. به علاوه­ اینکه نه زیاده­ گویی می­ کند و نه حرفی را ناگفته باقی می ­گذارد.

    طعم گسِ زندگی راویت زندگی است در جوار مرگ و شاید مرگ همان طعمِ گسِ زندگی است.  طعم گس زندگی مجموعه داستان کوتاه است که منایی آن ها را در خلال سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ نوشته است و اخیرا به همت انتشارات نیستان روانه بازار نشر شده است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • بیوه‌کشی چاپ سیزدهمی شد

    بیوه‌کشی چاپ سیزدهمی شد

    به گزارش خبرنگار مهر، رمان بیوه‌کشی برای سیزدهمین نوبت از سوی نشر آموت روانه کتابفروشی‌ها شد.

    بیروه کشی نخستین رمان یوسف علیخانی است که وی در سال ۱۳۹۴ آن را منتشر کرد.

    داستان این رمان به سنتی قدیمی در جامعه روستایی باز می‌گردد که مطابق با آن در صورت فوت همسر زن، او باید صبر کند تا برادر کوچک‌تر همسرش با وی ازدواج کند و امکان زندگی با کسی جز او را ندارد. «بیوه کشی» در چنین بستری با مرگ همسر زنی به نام «خوابیده خانم» در روستای میلک شروع می‌شود؛ همسری که شش برادر کوچک‌تر از خود دارد و گفته می‌شود که اژدر مار ساکن کوه‌های اطراف میلک باعث مرگ او شده است.

    فضای داستانی این رمان همانند سه مجموعه داستان قبلی علیخانی در روستایی به نام میلک می‌گذرد که همنام زادگاه علیخانی است اما نویسنده معتقد است میلک داستان‌های او با میلک واقعی تفاوت‌های بسیاری دارد.

    یوسف علیخانی نویسنده و روزنامه نگار و پژوهشگر ادبیات عامه پیش از این، سه مجموعه داستان با عناوین «قدم به خیر مادربزرگ من بود»، «اژدها کشان» و «عروس بید» و نیز رمان «خاما» را منتشر کرده است.

    از میان این آثار مجموعه داستان «عروس بید» نامزد جایزه ادب مهرگان و برگزیده دهمین جشنواره ادبی شهید غنی پور شد. همچنین وی به خاطر مجموعه داستان «اژدها کشان» نامزد جایزه ادبی گلشیری و در نخستین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد شایسته تقدیر معرفی شد.

    همچنین مجموعه داستان «قدم به خیر مادربزرگ من بود» از این نویسنده نیز نامزد جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و برنده جایزه ویژه شانزدهمین جشنواره ادبی روستا شد.

    از علیخانی همچنین آثار دیگری چون «معجون عشق»، «عزیز و نگار»، «نسل سوم داستان نویسی ایران»، «قصههای مردم الموت»، «قصه های پرهیزکاران» و نیز زندگی نامه داستانی حسن صباح، ابن بطوطه، صائب تبریزی و ناصرخسرو منتشر شده است.

  • گزارش آخرین وضعیت درمانی محمدرضا شجریان در تلویزیون

    گزارش آخرین وضعیت درمانی محمدرضا شجریان در تلویزیون

    در حالی که طبق اطلاع رسانی «کانال شبکه چهارم سیما» قرار بود همایون شجریان فرزند محمدرضا شجریان در تازه‌ترین برنامه تلویزیونی «شب موسیقی» این شبکه طی یک گفتگوی تلفنی درباره تازه‌ترین وضعیت جسمانی این هنرمند پیشکسوت موسیقی ایرانی سخن بگوید، اما این علی جهاندار خواننده شناخته شده و از شاگردان محمدرضا شجریان بود که پیرامون تازه‌ترین وضعیت درمانی محمدرضا شجریان سخن گفت.

    رضا مهدوی کارشناس مجری برنامه شب گذشته «شب موسیقی» که بخش اصلی آن به موضوع آسیب شناسی جشنواره موسیقی فجر اختصاص داشت، در ابتدای برنامه با تصویر پس‌زمینه‌ای از محمدرضا شجریان در قاب تلویزیون حاضر شد و به انتشار برخی اخبار و شایعات درباره فوت این هنرمند طی روزهای اخیر اشاره کرد و از تصمیم برنامه مبنی بر ارائه تازه‌ترین اخبار پیرامون اوضاع درمانی وی خبر داد.

    در ادامه ویدئوی مربوط به توضیحات همایون شجریان درباره روند درمانی پدرش که در مقابل بیمارستان جم مطرح شده بود، روی آنتن رفت.

    در این هنگام و در شرایطی که قرار بود همایون شجریان در ارتباط زنده تلفنی درباره آخرین وضعیت درمانی پدرش سخن بگوید، علی جهاندار خواننده موسیقی ایرانی و از هنرمندان نزدیک به محمدرضا شجریان با معرفی رضا مهدوی روی خط گفتگوی تلفنی برنامه آمد و توضیح داد: من از چند شب پیش یک سری از حرف‌ها و شایعات را درباره استاد محمدرضا شجریان شنیده بودم که طی آن تصمیم گرفتم بالاخره خودم به بیمارستان بروم و وقتی به آنجا مراجعه کردم، همراه با فرزندان استاد به ملاقات رفتیم. در بین راه بود که عده‌ای از مردم می‌پرسیدند چرا من پیراهن سیاه پوشیده‌ام؟ حتی عده‌ای هم به من گفتند: «تو از حال استاد خبر داری اما نمی‌خواهی چیزی بگویی!» که من در جواب دوستان گفتم: «می‌روم خبر را کسب می‌کنم و می‌آیم»

    جهاندار افزود: در همین هنگام همایون [شجریان] هم به بیمارستان رسید و ما در همان جا تصمیم گرفتیم تا همایون میان مردم برود و واقعیت را به آن‌ها بگوید. خوشبختانه همایون هم با مردم صحبت کرد و مردم هم سرانجام رفتند. ما هم دوباره برگشتیم و رفتیم خدمت استاد و همان طور که ذکر شد، با کمک اکسیژن، نفس استاد مهیا بود و جای نگرانی هم نبود.

    وی افزود: البته بعد از مدتی که ما در بیمارستان بودیم بعد از جویا شدن از احوال آقای شجریان بیمارستان را ترک کردیم. حتی امروز (یکشنبه) بعداز ظهر، من از همایون و افسانه (شجریان) جویای احوال استاد شدم که هر دو گفتند حال ایشان بهتر شده و این چیزی است که تاکنون بنده از آن خبر دارم.

    رضا مهدوی هم بعد از این اظهارات جهاندار با قدردانی از اقدام همایون شجریان در اطلاع‌رسانی شفاف حال پدرش به مردم گفت: همین که همایون شجریان به میان مردم آمده و به مردم اطلاع‌رسانی کرده اقدام خوبی است که امیدوارم همه این رفتار را  سرلوحه کارهایمان قرار دهیم.

    کارشناس برنامه «شب موسیقی» البته توضیحی درباره اطلاع‌رسانی قبلی شبکه چهار و دلیل عدم گفتگو با همایون شجریان در این برنامه توضیحی ارائه نکرد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • تا اطلاع ثانوی به «معراج شهدا» نروید

    تا اطلاع ثانوی به «معراج شهدا» نروید

    روابط عمومی معراج شهدا اعلام کرد امکان زیارت شهدای تازه تفحص شده در معراج شهدا تا اطلاع ثانوی وجود ندارد.

    بنا بر این گزارش با توجه به شیوع بیماری کرونا و حفظ سلامت هموطنان عزیزمان و کاهش ترددهای غیر ضروری در سطح شهر، زیارت شهدای تازه تفحص شده تا اطلاع ثانوی امکان پذیر نیست.

    از همه هموطنان عزیز خواهشمندیم با رعایت مسائل بهداشتی به حفظ سلامت فردی و اجتماعی کمک کنند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • جشنواره‌ای که کرونا ناتمامش گذاشت

    این نخستین سالی است که تمام بخش‌های جشنواره تجسمی فجر در یک مجموعه واحد گرد همه آمده‌اند. جشنواره‌ای که از ۲۹ بهمن‌ماه در موسسه فرهنگی هنری صبا و با نمایش ۹۰۰ اثر در بخش‌های نقاشی، گرافیک، عکس، مجسمه، سرامیک، خوشنویسی، نگارگری، تصویرسازی، کارتون و کاریکاتور و هنرهای جدید و همچنین بخش‌های چارسوی هنر و چارخانه کار خود را آغاز کرد.

    در نخستین بخش نمایشگاه یعنی پیش از ورود به سالن اصلی، چیدمانی به چشم می‌خورد که با هدف زنده نگه داشتن یاد و خاطره جان‌باختگان سانحه هواپیمای مسافربری اوکراین به آثار جشنواره تجسمی اضافه شده است.

    نام این اثر «فرجام» است که در روی زمین چیدمانی فلزی قرار گرفته و یادآور لاشه سوخته شده هواپیما است و بر روی دیوار نیز نام تمام جانباختگان این حادثه تلخ حک شده است. در استیتمنت این چیدمان آمده است: «گاه نام اشخاصی که هرگز آنها را ندیده‌ایم و هیچ تصوری از آنها نداریم به واسطه مواردی خاص برایمان مهم می‌شوند و سوالاتی را در ذهن‌ ما می‌سازند که شاید هیچ وقت به پاسخی شفاف نرسیم. درست مانند چمدانی که با هزاران آمال و آرزو بسته می‌شود و در ابتدای حرکت متلاشی می‌شود! و ما هیچ نمی‌دانیم که صاحبان این نام با چه اندیشه و انگیزه‌ایی در سفر بوده‌اند و چراهای بسیار دیگر که … ؟!!!»

    مسیر نمایشگاه با آثار بخش طوبای زرین جشنواره دوازدهم تجسمی فجر ادامه می‌یابد. در این بخش آثار گوناگونی در سبک‌ها و اندازه‌های مختلف در حوزه‌های نقاشی، مجسمه و سرامیک دیده می‌شود که برخی از آثار نیز دارای قیمت هستند.

    مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی در توضیح این قیمت‌گذاری گفته است که در جشنواره تجسمی امسال برای نخستین بار برخی از آثار به خواست خود هنرمندان قیمت‌گذاری می‌شوند تا شاید از این طریق بازار هنر نیز تقویت شود. در واقع قرار است جشنواره تجسمی فجر مسیری باشد برای رسیدن آثاری که هنوز به حراج‌های هنری راه پیدا نکرده‌اند.

    با ادامه مسیر، بخش عکس آغاز می‌شود. تک عکس‌ها یا مجموعه‌های عکسی که اغلب نگاهی اجتماعی و گاهی اعتراضی دارند. البته در این سالن نیز آثار مجسمه، سرامیک و چیدمان هم دیده می‌شود. همچنین بخش پایانی این سالن به عنوان یکی از بخش‌های ویژه این دور از جشنواره هنرهای تجسمی فجر به شهید قاسم سلیمانی اختصاص یافته است. 

    ۲۴۱۲۴۱

  • تلویزیون مهربان‌تر از همیشه با شجریان/عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در این برنامه درحالی که طرح پرتره‌ای از این خواننده سرشناس ایران بر صفحه نمایش نقش بسته بود، مجری آخرین اخبار درباره سلامت شجریان را بیان کرد و سپس ویدئوی ضبط شده از همایون شجریان که صحبت‌های او درباره سلامتی پدرش بود را پخش کرد. بعد از یک دهه که تلویزیون سعی می‌کرد خبری درباره شجریان نرود یا در نهایت اگر چیزی از او پخش می‌شود اخبار انتقادی باشد، در ۳ روز گذشته به نظر می‌رسد آنها با خواننده “ایران ای سرای امید” مهربان‌تر شدند و پنجشنبه گذشته این ساخته او از شبکه افق پخش شد.

    اگرچه سال‌هاست که دیگر نوای دلنشین ربنای او را تلویزیون پخش نمی‌کند و این برنامه تخصصی هم علی‌رغم اعلام روابط عمومی شبکه ۴ بدون ارائه هیچ توضیحی‌، برخلاف وعده قبلی همایون شجریان را روی خط زنده‌شان نیاورد اما باز به نظر می‌رسد، در این روزهای سخت بیماری استاد، تلویزیون کمی با او مهربان‌تر شده است!
    ۲۵۸۲۵۸