میزگرد خنثی و محافظهکارانه پایتخت/ فرصت طلایی تلویزیون که هدر داد
میزگرد خنثی و محافظهکارانه پایتخت/ فرصت طلایی تلویزیون که هدر داد
در شرایطی که موافقان و مخالفان به طرح نقطه نظرات خود درباره سریال مشغول بودند، ناگهان گویی روابط عمومی رسانه ملی از اتفاقی احساس خطر کرده باشد، پخش گزینششده پیامهای مردمی در سامانه۱۶۲ پیش از آغاز پخش سریال و تهیه گزارشهای مردمی در کوچه و خیابان با هدف اثبات «خوب بودن پایتخت» کلید خورد!
همزمان با این واکنش عجیب، مدیرکل روابط عمومی صداوسیما هم تلاش کرد از طریق صفحه شخصی خود در «توئیتر» درباره آمار رضایت ۹۰ درصدی مخاطبان سیما از «پایتخت» اطلاعرسانی کند. با پخش برنامه «شب صحبت» با حضور سیروس مقدم و مهدی فرجی، بالاخره شاهد شکستن «سکوت» رسانه ملی در قبال حواشی«پایتخت۶» بودیم. برنامهای که البته مهمترین وجه آن نه آنگونه که اطلاعرسانی شده بود «نقد و بررسی سریال» که اتفاقاً فرصت بهوجود آمده برای عوامل «پایتخت» و مدیریت رسانه ملی برای «پاسخ به نقدها» بود. فارغ از موضعگیریها و اظهارات عوامل سریال در برنامه «شب صحبت»، اما جای خالی منتقدان جدی سریال و ساختار مبتنیبر «مدح»، فرصت طلایی تلویزیون برای فتح باب گفتگو میان عوامل یک سریال با منتقدانش را هدر داد.
مهدی فرجی، مشاور پروژه «پایتخت» و از مدیران سابق شبکهیک سیما هم نمایندگی تام و تمام «مدیریت رسانه ملی» را در این برنامه برعهده گرفت و تلاش کرد با ادبیات مسئولان سازمان از دستاوردهای «پایتخت۶» و توجه آن به سیاستهای کلانی همچون ضدیت با اسرائیل و نقد دوران پهلوی بگوید. شاهبیت این «مدح ساختاری» هم انتخاب محمود گبرلو برای اجرای این نشست بود. مجری محافظهکار و جواب پس دادهای که بهرغم سابقه رسانهای پیشتر نشان داده بود توانایی مدیریت یک گفتوگوی صریح و مبتنیبر شفافیت و چالش را در قاب تلویزیون ندارد. تلاش گبرلو برای دفاع تام و تمام از «تلویزیون» و نه حتی «سریال» آنقدر غیرحرفهای و نچسب بود که حتی خرده تلاشهای منتقدان مدعو برنامه برای ورود به گفتوگوی صریحتر با عوامل سریال را هم خنثی میکرد! این تکاپو برای «گل و بلبل نمایی» تا جایی پیش رفت که پس از توضیحات مبسوط سیروس مقدم درباره دلایل ارجاع سکانس پایانی به یک فیلم سینمایی قبل از انقلاب و تأیید ضمنی این مسئله، مجری نشست تلاش میکرد با عباراتی مانند «به عنوان منتقد سینمایی چنین برداشتی نداشتم» یا «حتما قصد شما این ارجاع نبوده است» بحث را به بیراهه بکشاند!
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تدریس تلویزیونی دانشآموزان در تعطیلات نورزی همچنان ادامه دارد. شبکه آموزش، عهدهدار پخش تدریس زنده درسهای ابتدایی، متوسطه اول و رشتههای ریاضی و تجربی متوسطه دوم است و شبکه چهار، به آموزش رشتههای فنی و حرفهای، علوم و معارف اسلامی و ادبیات و علوم انسانی میپردازد.
برنامه تلویزیونی آموزش دروس برای مقاطع مختلف تحصیلی در روز چهارشنبه ۲۰ فروردین، به شرح زیر است:
شبکه آموزش
متوسطه دوره اول:
ساعت۸ تا ۸:۳۰ درس ریاضی پایه ۹
ساعت۸:۳۰ تا ۹ درس ادبیات فارسی پایه۸
ساعت۹ تا ۹:۳۰ درس زبان انگلیسی پایه ۷
دوره ابتدایی:
ازساعت۱۰:۳۰ تا۱۱ بازی وریاضی پایه اول
از ساعت ۱۱ تا۱۱:۳۰ بازی وریاضی پایه دوم
از ساعت ۱۱:۳۰ تا۱۲ فارسی ونگارش پایه سوم
ازساعت۱۲تا۱۲:۳۰ بازی وریاضی پایه چهارم
از ساعت ۱۲:۳۰ تا۱۳درس علوم تجربی وتفکر پایه پنجم
از ساعت ۱۳:۱۵ تا۱۳:۴۵بازی وریاضی پایه ششم
متوسطه دوره دوم:
ساعت۱۴:۳۰درس فیزیک پایه۱۰
ساعت۱۵ درس فیزیک پایه۱۱
ساعت۱۵:۳۰ درس ادبیات فارسی پایه۱۰
ساعت۱۶ فیزیک پایه۱۲
ساعت۱۶:۳۰ ریاضی پایه۱۲ رشته تجربی
ساعت ۱۷ درس هندسه پایه۱۲
ساعت ۲۲ درس حسابان پایه۱۲ رشته ریاضی
ساعت ۲۲:۳۰ درس مدیریت خانواده وسبک زندگی پایه۱۲
شبکه ۴
رشتههای ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی:
ساعت۸تا۸:۳۰درس دین وزندگی۱ پایه ۱۰ ادبیات و علوم انسانی
ساعت۸:۳۰تا۹درس ریاضی وآمار۱ پایه۱۰ ادبیات و علوم انسانی وعلوم و معارف اسلامی
ساعت۹تا۹:۳۰ درس علوم وفنون ادبی۲ پایه۱۱ رشته ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف قرآنی
ساعت۹:۳۰ تا۱۰درس روانشناسی پایه ۱۱رشته ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی
ساعت۱۰تا۱۰:۳۰درس عربی زبان قران پایه۱۲ رشته ادبیات و علوم انسانی
ساعت۱۰:۳۰تا۱۱درس اخلاق اسلامی۳ پایه۱۲رشته علوم و معارف اسلامی
رشتههای فنیحرفهای و کاردانش:
ساعت۱۱تا۱۱:۳۰ درس استانداردنرم افزاراداری – پایه ۱۰رشته کامپیوتر شاخه کاردانش
ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۲ درس تعمیرات سیستم سوخترسانی جرقه انژکتوری رشته مکانیک خودروپایه۱۲ شاخه فنی حرفهای
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مجتبی ایزدی،، دبیر پانزدهمین جشنواره بینالمللی رادیو از برگزاری این رویداد رسانهای و فرهنگی در تابستان خبر داد.
دبیر جشنواره بینالمللی رادیو، با اشاره به شرایط کشور ناشی از انتشار ویروس و بیماری کرونا گفت: «مقرر بود مراسم پایانی جشنواره پانزدهم رادیو در روزهای اول تا پانزدهم اردیبهشت در مرکز همایشهای بینالمللی صدا و سیما برگزار شود که با مشورتهای صورت گرفته و با نظر رییس جشنواره و معاون صدا، برگزاری مراسم پایانی این جشنواره به تابستان سال جاری موکول شد، که زمان آن متعاقبا اعلام خواهد شد.»
او همچنین گفت: «پانزدهمین جشنواره بینالمللی رادیو که مهر سال ۹۸ با انتشار فراخوان در چهار بخشِ داخلی، ویژه، مردمی و بینالملل و با هدف دستیابی به ایدههای خلاقانه و مبتکرانه و معرفی و ارتقاء توانمندیهای شبکه های رادیو کار خود را آغاز کرد، با استقبال خوب برنامهسازان از جمله در بخش مردمی و بینالملل مواجه شد.»
ایزدی ادامه داد: «در این جشنواره تعداد ۲۸۵ اثر در بخش داخلی و تعداد ۳۴۵ اثر در بخش ویژه دریافت و مرحله انتخاب آثار و داوری آنها به انجام رسیده است. در بخش مردمی، تعداد ۱۲۱۵ اثر در قالب گزارش، مستند، نمایش کوتاه، پادکست و آنونس و … دریافت شد که نسبت به سال گذشته شاهد رشد دو برابری است.»
دبیر پانزدهمین جشنواره رادیو تصریح کرد: «همچنین در بخش بینالملل و پس از همکاری شایسته مرکز بینالملل سازمان صدا سیما و نیز اتحادیه رادیو و تلویزیونهای آسیا و اقیانوسیه (ABU) و اتحادیه رادیو و تلویزیونهای کشورهای اسلامی و بهرهمندی از فضای مجازی و با پایان یافتن مهلت ارسال آثار در اسفند ماه گذشته، تعداد ۷۴ اثر از ۱۵ کشور جهان در این بخش برای جشنواره ارسال شد که نسبت به سال گذشته، رشد بیش از دو برابری داشته است.»
او خاطرنشان کرد: «اسپانیا، صربستان، هندوستان، کنیا، عراق، ایرلند، لهستان، کوبا، بنگلادش و مالزی از جمله کشورهایی هستند که برنامهسازان آنها در این دوره از جشنواره شرکت کردند.»
دبیر پانزدهمین جشنواره رادیو یادآور شد: «مراحل داوری این دو بخش از جشنواره (مردمی و بینالملل) نیز مراحل پایانی را میگذراند و در نظر است در مراسم اختتامیه جشنواره علاوه بر تقدیر از برترینهای هر بخش، با برپایی نمایشگاه رادیویی در ساختمان رادیو واقع در میدان پانزده خرداد تهران، زمینه مناسبی برای بهرهمندیهای دوستداران رادیو فراهم آورد.»
پیام رئیس فرهنگستان علوم ایران برای درگذشت رضا بابایی
به گزارش خبرآنلاین، دکتر رضا داوری اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم ایران طی پیامی، درگذشت مرحوم رضا بابایی را تسلیت گفت. در این پیام آمده است:
« هوالباقی. درگذشت نویسنده خوش قلم و آگاه و فاضل نجیب و پایبند به اصول اخلاق و صاحب صفا و انصاف مرحوم آقای رضا بابایی را به خانواده گرامی و دوستان و همکاران اهل قلمشان تسلیت عرض می کنم. از خداوند رحیم و غفور مسألت دارم که سایه رحمت و غفران خویش را نصیب ایشان نیز بفرماید. »
«خبر درگذشت نویسنده و پژوهشگر نام آشنا، مرحوم رضا بابایی پس از تحمل دورهی بیماری موجب تأسف شد. این نویسنده اندیشمند در حیات علمی پربار خویش آثار درخوری در حوزههای فرهنگی و دینی از خود به یادگار گذاشت.
اینجانب فقدان این انسان وارسته را به عموم علاقمندان و خانواده آن فقید سعید صمیمانه تسلیت میگویم و از درگاه خداوند منان برای آن مرحوم علو درجات و رحمت واسعه و برای بازماندگان محترم صبر و اجر مسالت دارم.
به گزارش خبرآنلاین، علی درخشی کارگردان و انیماتور و محمد ابوالحسنی تهیهکننده که تجربه موفقی در ساخت مجموعه معروف «دیرین دیرین» دارند، این روزها مشغول تولید مجموعه انیمیشنهای کوتاه «کووید ۱۹ ثانیه» با سرمایهگذاری مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هستند.
«کووید ۱۹ ثانیه» در قالب انیمیشنهای کوتاه ۱۹ ثانیهای به بیان اموری میپردازد که باید در زمان قرنطینه جدی گرفته شوند.
این انیمیشنهای کوتاه با تکنیک دیجیتال کاتآوت ساخته میشوند و علاوه بر کاراکتر اصلی شیر که خود را در خانه قرنطینه کرده، یک گورخر که شکار شیر است و یک گاومیش آفریقایی، کاراکترهای فرعی «کووید ۱۹ ثانیه» هستند.
عوامل اصلی تولید این مجموعه که در ۱۵ قسمت ساخته میشود، عبارتند از کارگردان و انیماتور: علی درخشی، تهیهکننده: محمد ابوالحسنی، تهیه شده در: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی.
رضا ایرانمنش میگوید، من فقط نام جانباز را با خود یدک میکشم، آنهایی که جانباز واقعیاند، قابل تقدیرند. همدلی در جبههها این روزها به خوبی نشان داده میشود. در زمان جنگ اگر همدلی همرزمان نبود، ۸ سال که نه ۸۰ سال دیگر هم به آنچه شایسته کشورمان بود نمیرسیدیم و نگذاشتیم یک وجب از خاک ما دست اجنبیها و دست آنها به نوامیس ما برسد.
وی افزود: گاهی اوقات من ناراحت میشوم؛ میگویند که جوانان ما را به آنجا میبردند و روی میدان مین میفرستادند. در صورتی که یک مسابقه و چالش بود، شبی که عملیات داشت لو میرفت و زمان نبود بچههای تخریب بخواهند که میدان مین را معبری بزنند و اینجا بود که یک ایثار و از خودگذشتگی و همدلی اتفاق افتاد.
این هنرمند کشورمان تأکید کرد: عدهای از بچهها میگفتند ما با پاهای خودمان میرویم و مینها را منفجر میکنیم. ما چند نفر فدا شویم بهتر از این است که یک گردان برایش اتفاق بیفتد. همدلی که این روزها دیدم، من را به یاد آن روزها انداخت. من در شبکه دوم سیما، پزشک خودم را دیدم که بیش از ۴۵ روز است که منزل نرفته است و در بخش کرونای بیمارستان در حال خدمترسانی است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: از گوشه و کنار میشنویم که مردم میگویند خسته شدیم و در قرنطینهایم و دیگر بس است. آمدن بیرون هم جان خودمان را به خطر میاندازد و هم باعث میشود که زنجیره را ادامه دهیم. این هم شرایط خاص است شاید گوشزد و تلنگر باشد. در زمان سربازی برخی میگویند این روزها سخت است اما وقتی میگذرد و سالها بعد میگویند که یادش بخیر کاش آن روزها برمیگشت. اما یک چیزی را بگوییم تحملش خیلی کمتر میشود. ما میتوانیم در منزل راه برویم، کتاب بخوانیم اما بدانیم که برخی جانبازان ما که قطع نخاع گردنیاند، روی تخت خوابیدهاند، کمی دلمان را کنار دلشان بگذاریم و بدانیم آنها چه میکشند.
انتشار دومین رمان نویسنده برگزیده جایزهجلال/ باید قصهگو بمانم
انتشار دومین رمان نویسنده برگزیده جایزهجلال/ باید قصهگو بمانم
به گزارش خبرنگار مهر، سه سال پس از انتشار نخستین اثر داستانی مریم جهانی و دریافت جایزه ادبی جلال آل احمد به خاطر آن این نویسنده دومین رمان خود را با عنوان «سنگ یشم» روانه بازار کتاب کرده است.
جهانی در زمان انتشار رمان «این خیابان سرعتگیر ندارد» که برای او گرانترین جایزه ادبی ایران در بخش رمان را به ارمغان آورد نویسندهای ناشناخته به شمار میرفت. خود او در گفتگوهایش عنوان کرده بود که رمانش را خیلی معمولی و پس از بررسیهای اینترنتی و با یک ایمیل در اختیار ناشر قرار داده است و البته توانسته نظر موافق وی را برای انتشار جلب کند.
«سنگ یشم» اما در مقام دومین اثر داستانی وی بار دیگر تجربهای است در زمینه توجه به ساختارهای زیستی بومی منطقه کرمانشاه اما نمیتوان آن را اثر داستانی فولکلور دانست.
این نویسنده همزمان با انتشار این رمان در گفتگویی با خبرنگار مهر درباره این کتاب عنوان کرد: برای نوشتن سنگ یشم یک سال و نیم زمان صرف کردم. همین قدر بگویم که اثری است با سویه های انتقادی به سیستم آموزشی و همچنین نظام تربیتی موجود.
جهانی درباره تغییر جهانبینی خودش در فاصله نگارش این رمان نیز میگوید: طبیعی است که فضای ذهنی یک نویسنده از یک رمان به رمان دیگر دچار دگرگونی شود. میشود همین اتفاق را در رمان سنگ یشم هم مشاهده کرد. اما با توجه به رسالتی که برای خودم در حوزهی داستان نویسی قائلم، که همانا قصه گویی است، در این رمان هم به مانند اثر قبلی حداکثر تمرکزم را بر روی روایت و خلق فضا و شخصیتهای زنده و ملموس قرار دادهام.
وی در همین زمینه به این مساله هم اشاره میکند که بهنظرش یک نویسنده هم میتواند دغدغه فرم داشته باشد هم نه. و البته هیچکدام از اینها ارجحیتی به دیگری ندارد.
وی در این زمینه میگوید: در واقع این محتوای داستان است که نویسنده را ملزم به ارائه فرمی خاص میکند. فی المثل من حتی اگر در نوشتن داستان سیال ذهن چیره دست باشم باز از زاویه دید یک فرد روستایی مجاز به استفاده از این فرم نیستم. در واقع گاهی روایت ساده و بدون تمهیدات فرمی دشوارتر از چیزی که به نظر میرسد است. همین اتفاقی که برای رمان سنگ یشم افتاد. من با ذهنیت دختری شانزده هفده ساله روبرو بودم که اجازه ذهنیت گرایی و تحلیل و تفسیر دقیق وقایع را از من سلب میکرد. و به همین دلیل میبایست داستان را بیشتر از طریق کنش و دیالوگ و توصیف فضا و شخصیتها پیش میبردم.
از او درباره چرایی سه سال فاصله افتادن میان انتشار دو اثرش سوال میکنیم. پاسخ وی این است که اینکه باب شده نویسنده هر سال اثری تازه خلق کند را هیچوقت نتوانسته ام درک کنم. یا اینکه نویسندهها را گاهی پر کار یا کم کار خطاب میکنند. نوشتن یک پروژه نیست که بشود به صورت خط کشی شده نقطهی آغاز و انجامش را تعیین کرد. خلق هر اثر هنری پروسهای است که متغیرهای بسیاری در آن دخیل هستند. شرایط روحی و اوضاع اجتماعی را نمیگویم. یقیناً حتی شیوهی روایت هم میتواند در تعیین مدت زمان خلق تأثیرگذار باشد.
در بخشی از رمان تازه منتشر شده از مریم جهانی میخوانیم:
«خوبه، بچسب به درس و مشقت. چهار روز دیگه باید کنکور بدی، ورزش برات نان و آب نمی شه.
با خودم فکر میکنم اگر من نان و آب نخواهم کی را باید ببینم چرا پدر فکر میکند هر چیزی ته اش باید برسد به نان و آب؟ مگر خودش همیشه حسرت نمیخورد چرا پدربزرگ اجازه نداده کشتی را ادامه بدهد؟
جوابی برای سوالهایم ندارم. نگاهی به جفت گوش شکسته اش میاندازم. از کشتی فقط حسرتش برای پدر مانده. حسرت و یک جفت گوش شکسته و دوبنده کهنه ای که ته یکی از کشوهای دراور نگه داشته. من و مادر وقتی تلویزیون مسابقات کشتی پخش میکند با تمام وجود دعا میکنیم کرمانشاهیها ببرند. میدانیم که پدر خیلی سریع میرود تو جلد کشتی گیر کرمانشاهی و با هر فنی که او به حریف میزند این هم تو مبل جا به جا میشود. اما خدا نکند همشهریهایش فن بخورند، داور، مربی و خود کشتی گیر را به فحش می کشد…»
این نویسنده کرمانشاهی رمان دوم خود؛ «سنگ یشم» را نیز همانند رمان نخستش «این خیابان سرعتگیر ندارد» توسط نشر مرکز منتشر کرده است.