برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • محمد متوسلانی: سال‌هاست شهروند درجه ۲ حساب می‌شوم

    محمد متوسلانی: سال‌هاست شهروند درجه ۲ حساب می‌شوم

    مهسا بهادری: محمد متوسلانی، هنرپیشه، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و کارگردان است. متوسلانی در ۱۳۳۷ با بازی در فیلم «طوفان در شهر ما» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان وارد سینما شد و با کارگردانی فیلم‌هایی مانند «سازش» و «ذبیح» در دهه پنجاه شهرت خود را بیشتر کرد.

    او علاوه بر ۱۵ کارگردانی، سابقه ۱۴مورد نویسندگی،۳مورد بازنویسی فیلمنامه و ۴۵ مورد بازیگری را نیز در کارنامه هنری خود ثبت کرده اما به گفته خودش علاقه دارد تا او را بیش‌تر با عنوان کارگردان بشناسند نه بازیگر. متوسلانی در سال ۱۳۶۸ در هشتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای فیلم‌نامه «جستجوگر» دیپلم افتخار گرفت و برای همین فیلم نامزد دریافت سیمرغ بهترین کارگردانی شد.

    کارگردان «کفش‌های میرزا نوروز» که آخرین بار، سال ۹۴ در سریال «گاهی به پشت سر نگاه کن» به عنوان بازیگر حضور داشته و بعد از ۴ سال دوری از بازیگری با سریال «به رنگ خاک» به کارگردانی حسن لفافیان و محسن یوسفی به تلویزیون بازگشته است، درباره علت کم کار شدنش به خبرآنلاین گفت: «این اواخر من کم کار شده‌ام زیرا دوست ندارم فقط در عرصه بازیگری باشم و تمایل دارم در هر کاری حضور داشته باشم. به علاوه، دوست دارم در کارهایی باشم که خود کار حتما مورد تایید من باشد و اینکه به جایی وابسته نباشد یا سفارشی برای جایی ساخته نشده باشد و در نهایت اینکه نقشی که به من پیشنهاد می‌شود موضوعی باشد که برایم تازگی دارد و کار متفاوتی در کارنامه کاری من به حساب می‌آید. خب کمتر فیلمی همه این شرایط را با هم به من می‌دهد و از آنجایی که من از راه بازیگری کسب درآمد نمی‌کنم سعی می‌کنم آن چیزی را بپذیرم که مورد علاقه‌ام باشد و به کارنامه کاری من آسیب نزند.»

    او در پاسخ به این سوال که با این شرایط علت بازی کردن شما در «به رنگ خاک» چه بوده، گفت: «من اخیرا در سریال «به رنگ خاک» بازی کردم و به این دلیل نقش را پذیرفتم که زمانی که فیلمنامه را خواندم متوجه شدم متن شکل و شمایلی درستی دارد و نقش من هم چیزی است که از آن خوشم می‌آید و یک تنوعی دارد به همین دلیل پذیرفتم. در واقع این سریال در چهار اپیزود ساخته می‌شود و اپیزود آخر به من پیشنهاد شد. من از آن خوشم آمد و آن را پذیرفتم.»

    متوسلانی در ادامه درباره علت کم کار شدنش بعد از انقلاب گفت: «این که من بعد از انقلاب کم‌کارتر شدم موضوعی طبیعی است. به این دلیل که شرایط کاری من بعد از انقلاب با قبل از انقلاب خیلی فرق داشت، بعد از انقلاب به نوعی ما شهروند درجه دو محسوب می‌شدیم به همین دلیل برای کار کردن دچار مشکل شدیم البته هنوز هم گاهی این مشکل را داریم.»

    این کارگردان درباره علت ۱۳ سال دوری از کارگردانی هم گفت: «آخرین کاری که کارگردانی آن را به عهده گرفتم، فیلم سینمایی «هر چی تو بخوای» در سال ۱۳۸۵ بود که متاسفانه اصلا از آن خاطره خوشی ندارم، به دلیل اینکه بسیار اذیتم کردند؛ از مجوز و پروانه ساخت گرفته تا مرحله تولید و اکران فیلم من بسیار تحت فشار بودم و یک سری تغییرات در آن ایجاد شد که بدون موافقت من بود و با تصمیم‌های تهیه‌کننده این اتفاق افتاد. به همین دلیل حالا کار کارگردانی را انجام نمی‌دهم زیرا  احساس می‌کنم اعصابم دیگر قدرت تحمل آن فشارها را ندارد. امیدوارم شرایطی پیش بیاید که برای کار کردن مجبور نباشیم آنقدر فشار عصبی را تحمل کنیم.»

    متوسلانی اما در ابتدا بازیگر بوده و بعد به سمت کارگردانی و نویسندگی کشیده شده است. او درباره دلیل این موضوع گفت: «به دلیل اینکه  زمانی که شما کارگردان هستید آزادی بیشتری برای خلق کردن دارید. کارگردان یک داستان را می‌آفریند و همین موضوع برای من جذاب‌تر بود. نکته دیگر این که شما در کارگردانی منتظر می‌مانید که یک نفر به سراغ شما بیاید و یک نقشی را به شما پیشنهاد کند اما در کارگردانی شما می توانید قصه خودتان را پیش ببرید و براساس نظرات خودتان کار کنید و بازیگر را انتخاب کنید در اصل در کارگردانی شما انتخاب کننده هستید نه انتخاب شونده.»

    او در ادامه در پاسخ به این سوال که بالاخره دوست دارید شما را به عنوان بازیگر بشناسند یا کارگردان، می‌گوید: «من ترجیح می‌دهم اگر کسی می‌خواهد من را بشناسد، با هنر کارگردانی‌ام مرا به خاطر بیاورد. اما متاسفانه در حال حاضر شرایط کار بسیار سخت است و کارگردانی مسئولیت‌پذیری بالایی می‌خواهد.»

    این بازیگر پیشکسوت درباره کشف علاقه اش به بازیگری گفت: «از بچگی من به کار بازیگری علاقه داشتم، فکر می‌کنم پنجم دبستان بودم که با پدرم خسرو، به تئاتر«محصلین کلک باز» رفتم و آن جا به قدری از تئاتر خوشم آمد که زمانی که به خانه برگشتیم من آن گفتگو ها را دوباره نوشتم و با دوستانم آن را اجرا کردیم و من به هرکسی می‌گفتم چه طور نقشش را بازی کند. بزرگتر شدم و متوجه شدم که نمایشنامه آن را از یک تئاتری به نام «خانه چارلی» اقتباس کردند و بعد هم من از روی آن یک فیلم ساختم به نام «مادمازل خانه».»

    این هنرمند پیشکسوت در ادامه درباره وضعیت سینمای حال حاضر ایران گفت: «به این سبب که هر سال جشنواره فیلم فجر برگزار می‌شود فیلم‌های ایرانی را غالبا تماشا می‌کنم و از سوی دیگر در جشن خانه سینما هم من معمولا داور هستم و به دلیل داور بودنم همیشه فیلم‌ها را می‌بینم اما برخلاف سینما، برنامه‌های تلویزیون را دنبال نمی‌کنم.»

    محمد متوسلانی در ادامه با بیان این که من نظر منتقدانی که معتقدند همه فیلم‌های سینمای ما افت کرده را بسیار غیرمنصفانه می‌دانم  گفت: «درست است که سینما اُفت کرده و یک سری فیلم های سبک و کم ارزش ساخته می‌شود اما در این میان ما شاهد کارهای خوب و با ارزش هم هستیم. بهتر است منتقدان لیست فیلم ها را جلوی خودشان بگذارند و ببینند که در یک سال چه فیلم‌هایی ساخته شده و آن‌ها را بررسی کنند. در اینصورت متوجه خواهند شد که همه فیلم‌ها هم ضعیف نیستند تعدادی هم هستند که بسیار ارزشمندند. به نظر من فیلم های درخشانی هم درست شده است که باعث امیدواری است.»

    محمد متوسلانی در پایان گفت‌وگو با خبرآنلاین، فیلم‌های خوبی را که اخیرا در سینمای ایران دیده است، اینطور معرفی می‌کند: «اخیرا فیلم‌های درخشانی مانند فیلم «متری شش و نیم»، «سرخپوست» و «مغزهای کوچک زنگ زده» بسیار خوب بودند. فیلم‌هایی که هم کارگردانی‌شان مورد قبول بوده، هم بازی بازیگران و هم فیلمنامه‌شان. تمام این عوامل کنار یکدیگر یک فیلم بسیار خوب را ساخته است چرا که اگر تنها یک عامل بد باشد فیلم مورد پسند واقع نمی‌شود. فیلمی مانند «تختی» در ساخت، موفقیت‌های زیادی را کسب کرده است اما در قصه ضعف دارد. یا فیلم «تنگه ابو قریب» همینطور فیلمش از نظر ساخت بسیار قوی است چون میزانسن را به خوبی رعایت کرده و یک فیلم پر ارزش و سخت است اما در قصه و پرداختن به آن مشکل دارد. ولی به هر حال ساخت این فیلم برای سینمای ما یک دستاورد بزرگ و مهم است.»

    ۵۷۲۴۵

  • دو دفتر شعر از مصطفی رحماندوست باز نشر شد

    دو دفتر شعر از مصطفی رحماندوست باز نشر شد

    به گزارش خبرگزاری مهر،  کتاب شعر «بازی با انگشت‌ها» سروده مصطفی رحماندوست و با تصویرگری هاله لادن که تاکنون ۵۵هزار و ۵۰۰ نسخه از آن به فروش رسیده است، در نوبت تازه به چاپ نهم رسید.

    «بازی با انگشت‌ها» کتابی است با ۱۶ شعر و ۱۶ قصه از «پنج‌انگشت دست» از بازی ایرانی و کهن «لی‌لی حوضک» برگرفته‌شده است.

    رحماندوست در مقدمه این کتاب ضمن اشاره به این موضوع که این بازی در هر مکان و زمانی امکان‌پذیر است و با تأکید بر این موضوع که اصل بازی به گذشته‌های دور ایران و دیگر کشورها تعلق داشته می‌افزاید: در روزگاری که گرفتاری‌ها و کار زیاد و خستگی بزرگ‌ترها از یک‌سو و امکانات متنوع بازی و سرگرمی از سوی دیگر ارتباط عاطفی میان بزرگ‌ترها و بچه‌ها را بسیار محدود کرده است و نعمت قصه‌گویی را از بچه‌ها گرفته است بازی با انگشت‌ها راه خوبی برای ایجاد ارتباط عاطفی و شاد و هیجان‌انگیز میان بچه‌ها و بزرگ‌ترهاست.

    دریکی از اشعار این کتاب که چهار فصل سال را به کودکان آموزش می‌دهد، آمده است:

    «اولی گفت: من سه ماهم، بهارم هوای خوبی دارم/ دومی گفت: سه ماه دارم، تابستانم میوه‌دارم، باغبانم/ سومی گفت: من سه ماهم پاییزم، برگ درخت می‌ریزم/ چهارمی گفت: سه ماه دارم، زمستانم، سرما و برف و بارانم / پنجمی گفت: هفته و ماه و سالم، بچه‌ها خوش به حالم.»

    کتاب «بازی با انگشت‌ها» با شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه در ۴۸ صفحه رنگی با قیمت ۱۳هزار تومان به چاپ رسید. این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۳۸۳ منتشر شد.

    کتاب شعر «خانه‌ی خاله» سروده مصطفی رحماندوست و با تصویرگری حسام‌الدین طباطبایی که تاکنون ۳۲هزار و ۵۰۰ نسخه از آن به فروش رسیده است، نیز در نوبت تازه به چاپ پنجم رسید.

    شعرهای کتاب «خانه‌ی خاله»، قصه‌های کوتاهی است که بزرگ‌ترها می‌توانند به کمک انگشتان دست برای بچه‌ها بگویند.

    رحماندوست در مقدمه این کتاب آورده است: شنیدن، خواندن، اجرای آهنگین و تکرار ترانه‌های نمایشی کتاب «خانه‌ی خاله» کودکان را به تمرین مهارت‌هایی راهنمایی می‌کند که برای یک زندگی شاد و خلاقانه به آن‌ها نیاز دارند.

    در بخش دیگری از مقدمه این کتاب، نویسنده خطاب به بزرگ‌ترها می‌گوید: دست‌های کودکان خود را به بازی بگیرید، از انگشت‌های آن‌ها شخصیت‌های خیالی بسازید، ترانه‌های کتاب را با آهنگی شاد و خودساخته بخوانید و لحظه‌های شاد، شیرین و آرامش‌بخش برای خودتان و آن‌ها فراهم آورید.

    بخشی از شعر این کتاب را می‌خوانیم: خانه‌ی خاله/ پنج‌تا بزغاله/ یکی از اونا/ نقاشی شده/ رفته رو دیوار/ چند تا بز مانده؟ / چهارتا، چهار…

    کتاب «خانه‌ی خاله» با شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه در ۲۴ صفحه رنگی باقیمت ۸هزار تومان به چاپ رسید. این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۳۸۸ به چاپ رسیده است

  • حاشیه سازی نقدی برای جوایز ادبی

    حاشیه سازی نقدی برای جوایز ادبی

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمد علی بهمنی  با اشاره به این که دریافت کردن جایزه ادبی در شناخته شدن بیشتر شاعر تأثیر می‌گذارد و از این رو برای فعالیت ادبی او نیز اثرگذار و راهگشا خواهد بود، اهدای جایزه نقدی را یکی از دلایل دامن زده شدن به حواشی دانست و گفت: در فرایند اهدای جوایز ادبی، تخصیص جایزه‌ مالی به برنده چنین تصوری را در ذهن برخی ایجاد می‌کند که برندگان در پی زدوبندهایی انتخاب شده‌اند و این موضوع از اهمیت و توجه به ضرورت‌ها و علت‌های انتخاب مجموعه شعر برگزیده‌ می‌کاهد. البته شاید این نگاه در کشورهای دیگر وجود نداشته باشد، اما متاسفانه در کشور ما هست.

    بهمنی دلیل کوتاه بودن عمر جوایز ادبی در ایران را نبود حمایت‌های لازم از سوی متولیان فرهنگی دانست و گفت:  اگر شما به موانع و امکان‌های منتشر شدن کتاب‌ شعر در اوضاع ‌و احوال کنونی بنگرید، به این وضعیت پی می‌برید. یک شاعر جوان و بااستعداد وقتی برای انتشار اولین کتابش نزد ناشر می‌رود، معمولاً با این پاسخ مواجهه می‌شود که باید صبر کنید تا شرایط کمی بهتر شود. واقعیت این است که چنانچه خود ناشر هم علاقه‌مند به چاپ کتاب شعر باشد، در این روزگار امکان مالی‌اش را ندارد.

    او افزود: بالطبع این وضعیت در شرایط جوایز ادبی هم نقشی اثرگذار و تعیین‌کننده دارد. یعنی از یک سو وضعیت دشوار اقتصادی کار را برای برگزارکننده‌ها سخت می‌کند و از طرف دیگر اغلب افرادی که در این جوایز برگزیده نمی‌شوند، حرف و حدیث‌هایی  به میان می‌آورند و به حواشی دامن می‌زنند. وضعیتی دشوار که گاه برگزارکننده‌ها را وا می‌دارد تا عطای کار را به لقایش ببخشند و تصمیم بگیرند دیگر ادامه ندهند.

    این ترانه‌سرا گفت: از نگاه من کسی که به رغم تمامی این دشواری‌ها و شرایطی که گفته شد، کار می‌کند و به ناامیدی تسلیم نمی‌شود، در حقیقت دارد خودش را تأیید می‌کند و بر اهمیت کارش واقف است. به‌ هر حال و در هر شرایطی، هنر کار خودش را پی می‌گیرد. در بسیاری از موارد شعر یک شاعر انعکاس‌دهنده شرایط و اوضاع ‌و احوال دور و برش خواهد بود.

    او همچنین درباره تأثیر جوایز ادبی از جمله رویکرد جایزه شعر شاملو مبنی بر تمرکززدایی از شعر پایتخت و انتخاب داور از میان شاعران و منتقدان ساکن شهرستان‌ها گفت:  درست است که شرایط امروز بسیاری از شاعران شهرهای مختلف را به پایتخت کشانده است، اما اگر جایزه‌ای زمینه را برای دیده شدن شاعرانی فراهم کند که امکان آمدن به پایتخت را ندارند و شرایط کار کردن در شهرهای خودشان نیز ناهموار است، اتفاق بسیار خوبی است.

    بهمنی افزود: البته بهترین راه برای معرفی و شناخت شاعران جوان در شهرستان‌ها استفاده از داوران شهرستانی است که خودشان از مشکلات و سختی‌های فعالیت ادبی در این مناطق آگاهند.

     این شاعر با اشاره به این که در داوری شعر نباید درگیر قالب‌ها شد، گفت: برخی از شاعران می‌گویند که من در فلان قالب شعر گفته‌ام. از نگاه من این یعنی  نشناختن کامل هنر شعر؛ چون هنر در قالب نمی‌گنجد. شعر هنری است که در آن یا شاعر باید شعر را تحویل بگیرد یا شعر، شاعر را. داوران باید چنین مسیری را به تجربه پیموده باشند و در حوزه شعر مطالعه و نیز نگاهی عمیق داشته باشند تا بتوانند انتخاب‌های درست‌تری انجام بدهند.

  • وقتی تصویر با متن هماهنگ نیست

    وقتی تصویر با متن هماهنگ نیست

    این نویسنده، مترجم و تصویرگر ادبیات کودک و نوجوان  درباره وضعیت تصویرگری در کتاب‌های کودکان، اظهار کرد: به خاطر پیشینه‌ای که در نگارگری داریم و تلاش تصویرگران امروز، تصویرگری در کشور ما جایگاه جهانی دارد، اما درباره جایگاه بومی‌اش نقدهایی وجود دارد و باید این ضعف‌ها را برطرف کنیم. درباره کیفیت کار تصویرگری همیشه می‌گویم تصویرگری نباید زیرمجموعه گرافیک باشد، بلکه تصویرگری باید زیرمجموعه نقاشی باشد. گرافیست‌ها وارد حوزه تصویرگری می‌شوند و ممکن است کارهای‌شان جذاب باشد، اما واقعیت این است که خیلی از تصویرگران ما اصول طراحی را پشت‌ سر نگذاشته‌اند که تبعات آن می‌تواند دامنه گسترده‌تری را دربر بگیرد.

    او سپس بیان کرد: گاهی تصویرگر بدون این‌که قصه را بخواند، آن را تصویرگری می‌کند و این موضوع در رمان‌ها بیشتر دیده می‌شود؛ تصویرگر حوصله ندارد کل رمان را بخواند، پس بخش‌هایی را می‌خواند و تصویر می‌کند درحالی که تصویرگر باید متن را بخواند، در آن شناور شود و بعد روح تصویر را دربیاورد و آن را به زبان تصور ترجمه کند. این نقصی است که نشان می‌دهد تصویرگر برداشت مقطعی و صحنه‌ای از کتاب دارد. این کجا خود را نشان می‌دهد؟ فرض کنید من در رمانم نوشتم که «شخص سوار ماشین شد» اما تصویرگر به خاطر این‌که رمان را نخوانده تصویری می‌کشد که «فرد از ماشین پیاده می‌شود» و منِ نویسنده مجبور می‌شوم دوباره سفارش بدهم و بگویم متن را نخوانده‌ای، این نمونه عینی است که با آن برخورد داشته‌ام. یکی شدن با روح متن اصلی باید در تصویرگری وجود داشته باشد.

    اکرمی همچنین اظهار کرد: از طرفی هم فکر می‌کنم هر تصویرگر برای یک نوع متن ساخته شده است؛ مثلا متن طنز را هر کسی نمی‌تواند تصویرگری کند یا تصویرگری متن ادبیات کودک برای کسی است که کارشناس تصویرگری خردسال باشد، یا کسی که تصویرگری رئال می‌کند، متن فانتزی به دردش نمی‌خورد؛ اما ناشر نگاه می‌کند کدام تصویرگر جایزه بیشتری گرفته و بعد دعوتش می‌کند تا کتاب‌هایش را تصویرگری کند و بدون این‌که شناختی از او داشته باشد متن را در اختیارش قرار می‌دهد، گاه به این دلیل دوگانگی بین روح متن و تصویرگری دیده می‌شود. البته ممکن است تصویرگر بیرون از ایران هم برود و جایزه بگیرد، اما زمانی که با یک نگاه بومی مطابقت می‌دهی عملا نتوانسته تصویری بومی دربیاورد؛ مثلا متن به جنوب ایران اختصاص دارد، اما تصویرگر نتوانسته آن لباس و تصویر  یک فرد جنوبی را دربیاورد.

    او با بیان این‌که در بومی‌سازی تصویر مشکل داریم و این یکی از آسیب‌های تصویرگری ماست، درباره چرایی این موضوع خاطرنشان کرد: عمده متن‌های ما مرتبط با پایتخت ایران است، یعنی زبان متن، شخصیت‌ها و فضاسازی‌ها به پایتخت ایران برمی‌گردد؛ ما کمتر داستانی درباره قوم بختیاری، یا داستانی درباره آیین‌های لرستان یا بلوچستان داریم و این موضوع نشان‌دهنده این است که ما به قومیت‌ها کم‌توجهی داشته‌ایم و عملا آن‌ها کنار زده شده‌اند. در دیداری که از نمایشگاه کتاب سنندج داشتم، می‌دیدم کتاب‌ها متن‌های بومی و قدرتمندی دارند، اما تصویرگری‌شان ضعیف است، به آن‌ها می‌گفتم چرا این اتفاق افتاده و چرا متوجه نیستید که تصویرگری هم  اصول کیفی دارد و متن به این زیبایی را به تصویرگری داده‌اید که اصول  اولیه طراحی را نمی‌داند.

    اکرمی با تأکید بر  این‌که همسنگ بودن متن و تصویر خیلی مهم است، خاطرنشان کرد: البته گاهی تصویرگر ضعف متن را می‌بیند، اما نمی‌تواند راجع‌به آن صحبت کند. موضوع دیگری که در این بین مطرح است، ارتباط بین نویسنده و تصویرگر است. اگر از من به عنوان نویسنده‌ای که ۱۰۰ کتاب منتشر کرده، بپرسید با چند تصویرگر صحبت‌کرده‌ام، می‌گویم به ندرت، شاید به ۱۰ تا هم نرسد. یا ناشر از نویسنده نمی‌خواهد با تصویرگر حرف بزند و به او بگوید چه چیزی از متن را می‌خواهد به تصویر بکشد. متأسفانه این ارتباط هم قطع است.  

    ۲۴۱۲۴۱

  • نظر کامبیز دیرباز درباره مهناز افشار / هنرمند باید در وطنش بماند و کار کند

    نظر کامبیز دیرباز درباره مهناز افشار / هنرمند باید در وطنش بماند و کار کند

    بخش‌هایی از گفتگو با کامبیز دیرباز را بخوانید.

    سوال بعدی من خارج از فضای فیلم حاتمی‌کیاست و مربوط می‌شود به آخرین پستی که منتشر کردید. شما با کنایه گفتید بازیگر یک‌تابعیتی و در کنار مردم همراه با خوشی‌ها و ناخوشی‌های این روزهایشان هستید. گفتید هم نسبت به گرانی‌ها معترضید و هم اینکه رفتار برخی اغتشاش‌گران را محکوم کردید. آیا دغدغه‌مندی هنرمندان نسبت به شرایط پیرامون‌شان فقط در تولید یک اثر هنری بروز می‌کند یا اینکه باید تبدیل به یک کنش اجتماعی شود؟

    خیلی مساله خوبی را مطرح کردید، من دنبال این بودم که یک‌جایی درمورد این موضوع صحبت کنم، اولا بازیگری کاری است که اگر تماشاچی نداشته باشد، کاملا بی‌معنا می‌شود، اصلا بعضی افراد را نمی‌فهمم که می‌گویند من فقط برای عده‌ای خاص، کار می‌کنم و عموم مردم برای من مهم نیستند. اما من از دل همین مردم آمدم و شدم کامبیز دیرباز، برای همین نباید خیلی چیزها یادم برود. من شاید الان به‌راحتی بتوانم ۱۰ باک بنزین سه‌هزار تومانی در ماه بزنم، اتفاقی هم در زندگی‌ام نیفتد، اما نباید یادم برود روزی را که ماشین نداشتم و تئاتر کار می‌کردم. نباید یادم برود روزی را که ماشین داشتم و محاسبه می‌کردم در ماه چقدر باید بنزین بزنم که آخر ماه کم نیاورم. اینها را نباید یادم برود، اگر یادم نرود پس دغدغه مردم، دغدغه من هم هست.اما یک نکته دیگری را هم باید این وسط بگویم، اینکه بگوییم هنرپیشه می‌تواند ناجی یک جریان اجتماعی باشد، این مساله درستی نیست. الان مقداری انتظارها از هنرمندان بالا رفته است. اگر فقط در حد حل مساله باشد، بله باید همراه مردم بود، روزی که بنزین گران شد و آن اتفاق‌ها افتاد، مصادف شد با قسمت اول مسابقه‌ای که به‌تازگی در تلویزیون اجرا می‌کنم. همه ایراد می‌گرفتند که الان این اتفاق افتاده است و شما دارید این مسابقه را پخش می‌کنید، خب اگر می‌توانستم جواب بدهم، می‌گفتم، مگر الان به یک پزشک ایراد می‌گیرید و می‌گویید به مطبش نرود یا یک کارمند بانک همین‌طور. این هم شغل من است و باید سر کار بروم. اینها باید از هم تفکیک شود، در کنار این موضوع من هنرمند باید در کنار مردمم باشم، یک مجله اختصاصی دارم به اسم اینستاگرام که سردبیرش هم خودم هستم و باید از این تریبون استفاده کنم و حق مردمم را بگویم. امیدوارم که نتیجه داشته باشد.

     اما وقتی مردم می‌بینند بازیگری در داخل کشورش نمی‌ماند، فرزندش را خارج از کشور به دنیا می‌آورد و دم از مردم می‌زند، چگونه این مدل حرف‌ها را باور کنند؟ نمونه اخیر مهناز افشار که زندگی‌اش جای دیگری است و از آنجا می‌خواهد ناجی مردمش باشد. فکر نمی‌کنید این مدل نسخه‌پیچی اهالی سینما برای درد مردم، غیرقابل باور است؟

    دقیقا به‌خاطر همین موضوع بود که من در پستی که در اینستاگرامم منتشر کردم، کلمه یک‌تابعیتی را گذاشتم، به‌خاطر اینکه اساسا اعتقاد دارم که خوب یا بد، هنرمند باید در وطنش بایستد و کار کند. اینکه می‌گوییم ما تا آخرین قطره خون‌مان در وطن هستیم که نباید شعار باشد، اینکه من یک امکان مالی پیدا کنم، سریع از کشور بروم که نشد عرق ملی. شاید اسمش چیز دیگری باشد اما نمی‌خواهم بگویم. من خودم هیچ‌وقت این رفتار را نداشتم، هیچ‌وقت سعی بر شوآف نداشتم. کلمه «یک‌تابعیتی» هم که نوشتم، برای این بود که به مردم بگویم من هم مثل شما هستم، بچه‌ام هم در همین کشور به دنیا آمده است، خودم هم قرار نیست جایی بروم. ولی مساله اینجاست که هنرمندان هم که همه خانم افشار یا ایکس و ایگرگ نیستند، یک خانواده چندین و چندصدنفری هستند که ممکن است اعتقادات مختلفی داشته باشند. این را مردم خودشان تشخیص می‌دهند که چه کسی یک حرفی را برای شوآف می‌زند یا از ته دل. خیلی‌ها قبل از انتشار آن پست به من گفتند این حرف‌ها را نگو، اما دلم نیامد که این کار را نکنم، شاید اگر مردم همانجا به حرف‌های من واکنش نشان دهند و چیزی بنویسند و گلایه‌ای نسبت به وضع موجود کنند،  خیال‌شان راحت شود و همان شب را بهتر بخوابند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • رسانه ها، بنزینِ افکار عمومی

    رسانه ها، بنزینِ افکار عمومی

    هنوز خبرنگار و گزارش گران خبره و نخبه که با مردم همراه و چند و چون خبررسانی را در عمل و نظر می دانند؛ چون ضبط صوتی در نگاه برخی مسئولان جلوه می کنند که باید به دستور و برای آن ها فقط پیام منتقل کنند و هیچ نگویند. گویا جمله ای که از فرط تکرار ملال آور شده دیگر به کار نمی آید.

    «ارتباطات و رسانه ها نقش حیاتی جامعه دارند». مسئولان مدام این جمله را در سخنرانی ها و بیانیه ها و جلسات گوشزد می‌کنند اما به وضوح روشن نیست، منظور و خواسته آنها از رسانه‌ها چیست.
    مسأله بنزین به عنوان عنصری حیاتی در زندگی کلیه اقشار مردم چنان در ابهام و نابهنگام اعلام و اجرا شد که تا ساعت ها شوک ایجاد شده در ذهن اصحاب رسانه ها نیز رسوب کرد شاید برخی مصالح امنیتی و اقتصادی دلیل این شیوه خبر رسانی عنوان شود اما ماه هاست که شیوه ها و روش های متفاوتی از سوی نمایندگان مجلس، مدیران رسانه ها و دیگر صاحبنظران در این خصوص ارائه شده و اغلب بر تعدیل قیمت سوخت و انرژی واقفند و بر ضرورت اصلاح آن تأکید داشته‌اند اما شیوه عمل و چگونگی آن محل بحث بوده است و اکنون در نوع اقدام و نحوه خبررسانی نیز تأملاتی …

    اکنون در جوامع پیشرفته برای تصمیمات معمولی نظر جامعه‌شناسان، مردم شناسان و اهالی مختلف علوم انسانی اخذ و بهترین تصمیمات با مناسب نرین شیوه‌ها عملی می شود. تحقیقات و پژوهش هایی که به نگارش پیوست رسانه ای و تبلیغاتی منتهی می گردد. در این پیوست ها جزئیات اطلاع‌رسانی و نحوه عمل با در نظر داشت کلیه مسائل جامعه لحاظ می شود تا ضمن رعایت عدالت اجتماعی قشر آسیب‌پذیر کمترین لطمه را ببیند.

    اقدام شتابناک افزایش قیمت بنزین دور از نظر محققان ارتباطات و مدیریت رسانه به گونه ای حیثیت این رشته پرنفوذ اجتماعی را زیر سوال برد و عملا تحقیقات دامنه‌دار صدها استاد و دانشجوی این رشته ها را که هدف اصلی شأن اقناع مخاطب است خدشه‌دار کند. با این وصف حضور ملموس رسانه‌ها همچنان باقدرت ادامه خواهد یافت حتی اگر با بی‌اعتنایی برخی مسئولین مواجه شود اما کاش با همیاری و همکاری رسانه ها بعضی معضلات اجتماعی حل و فصل شود در این صورت بی تردید نابسامانی ها، کاستی ها و عوارض آن بسیار اندک خواهد شد.

    * دکتری مدیریت رسانه از دانشکاه تهران و دبیر همایش‌های چهره‌های ماندگار

  • ۱۹ مستند بلند در جشنواره سینماحقیقت رقابت می‌کنند

    ۱۹ مستند بلند در جشنواره سینماحقیقت رقابت می‌کنند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، با پایان کار اعضای هیات انتخاب بخش مسابقه ملی مستندهای بلند جشنواره سینماحقیقت و از جمع ۷۴ فیلم متقاضی، ۱۹ فیلم به بخش مسابقه مستندهای ‌بلند راه یافتند.

    اسامی فیلم‌های منتخب بخش مسابقه ملی مستندهای ‌بلند سیزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» به ترتیب حروف الفبا به این شرح است:

    ۱) «بانو عصمت» (محمد حبیبی‌منصور)

    ۲) «پروژه ازدواج» (حسام اسلامی، عطیه عطارزاده)

    ۳) «تارهای ممنوعه» (حسن نوری)

    ۴) «جایی برای فرشته‌ها نیست» (سام کلانتری)

    ۵) «خُسوف» (محسن استادعلی)

    ۶) «خط باریک قرمز» (فرزاد خوشدست)

    ۷) «رنج زیر پوست» (محسن جعفری‌راد)

    ۸) «روزگار یک چهل ساله» (امین قدمی)

    ۹) «روزی که رفت» (هادی معصوم‌دوست)

    ۱۰) «زمستان است» (مهرداد زاهدیان)

    ۱۱) «صحنه‌هایی از یک جدایی» (وحید صداقت)

    ۱۲) «صد سال تنهایی» (مهدی فارسی)

    ۱۳) «عالیجناب» (سجاد ایمانی)

    ۱۴) «فرزندان شب» (بهروز نورانی‌پور)

    ۱۵) «قُرقبان» (فتح‌الله امیری، نیما عسگری)

    ۱۶) «قصه دختران فروغ» (خاطره حناچی)

    ۱۷) «مهدی که به دنیا آمد» (امیرمهدی حکیمی، حجت بامروت)

    ۱۸) «نت‌های مسی یک رویا» (رضا فرهمند)

    ۱۹) «نه کوچک نه بزرگ» (محمدصادق رمضانی‌مقدم)

    اعضای هیات انتخاب بخش مسابقه ملی مستندهای ‌بلند جشنواره «سینماحقیقت» متشکل از فرید فرخنده‌کیش، مهدی شامحمدی، کوروش عطائی بود.

    تهیه‌کنندگان و مستندسازان ۱۹ اثر مستند برگزیده‌ بخش مسابقه ملی مستندهای ‌بلند جشنواره سینماحقیقت می‌بایست تا روز یکشنبه ۱۰ آذر ۹۸، نسخه اصلی فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره ارائه کنند، در غیر این‌صورت فیلم از بخش مسابقه حذف خواهد شد.

    سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذر ۱۳۹۸ به دبیری محمد حمیدی‌مقدم در پردیس سینمایی چارسو شهر تهران برگزار خواهد شد.

    ۵۷۵۷

  • رمان پایانی «بازی تاج و تخت» کی می‌آید؟

    رمان پایانی «بازی تاج و تخت» کی می‌آید؟

    به گزارش اکسپرس، جرج ار.ار. مارتین، نویسنده مشهور آمریکایی و صاحب مجموعه داستان «بازی تاج و تخت» در اظهارنظری جدید، تاریخ انتشار رمان نهایی این مجموعه را اعلام کرده است. بسیاری از طرفداران فکر می‌کنند کریسمس امسال، رمان وارد بازار شود.
     
    مجموعه تلویزیونی «بازی تاج و تخت» ساخته شبکه اچ بی او بر اساس مجموعه رمان‌های «ترانه یخ و آتش» اقتباس شده است و چندی پیش قسمت پایانی آن به نمایش درآمد ولی مارتین اعلام کرده بود که رمان نهایی، داستان متفاوتی خواهد داشت.

     
    مارتین پیش از این از طرفداران این مجموعه داستان، صبر بیشتری خواسته بود تا رمان نهایی وارد بازار شود. او در پستی توئیتری گفته «قسمت نهایی به طور حتم، نظر طرفداران این مجموعه را جلب خواهد کرد.»
     
    مارتین چند ماه قبل گفته بود که رمان پایانی این مجموعه داستان با عنوان «بادهای زمستان»، ماه آگوست سال آینده (مرداد ۹۹) وارد بازار کتاب نیوزیلند خواهد شد ولی چند هفته پیش به طرفدارانش پیام داده بود که قرار است در شهر نیویورک با ناشران و ویراستارانش جلسه بگذارد.
     
    بسیاری از طرفداران مارتین از این جلسات این‌طور برداشت کرده بودند که کار نوشتن رمان تمام شده است و مارتین در حال مذاکره برای انتشار کتاب است ولی خود مارتین در وبلاگش نوشته است که انتشار نهایی داستان ماه آگوست سال ۲۰۲۰ خواهد بود.
     
    مارتین در وبلاگش نوشت: «هرچند انتشار رمان «بادهای زمستان»، سال آینده خواهد بود، ولی ممکن است ناشر بخواهد زودتر این کتاب وارد بازار شود.»

    ۵۷۵۷

  • وزیر فرهنگ و ارشاد: تنها ۵ درصد مردم تئاتر می‌بینند

    وزیر فرهنگ و ارشاد: تنها ۵ درصد مردم تئاتر می‌بینند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سیدعباس صالحی، روز گذشته (پنجشنبه ۷ مهر) در مراسم آغاز عملیات عمرانی نخستین پردیس تئاتر مشهد، گفت: «هرچند هنرهای نمایشی در کشور مسیر رو به رشدی را در ارتباط با عناوین، دفعات نمایش و تعداد تماشاگران داشته است، اما شرایط کنونی راضی کننده نیست.»

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خبر داد: «در سال گذشته هفت هزار و ۲۰۰ نمایش به تعداد ۸۶ هزار نوبت در استان‌های مختلف اجرا شده است که هشت میلیون نفر آنها را تماشا کرده‌اند.»

    او ادامه داد: «طبق آمار سال ۱۳۹۶، از ۶۰ میلیون نفر جمعیت بالای ۱۵ سال در کشور، تنها کمی بیش از سه میلیون نفر تئاتر تماشا کرده‌اند و باقی این جمعیت در طول یک سال به تماشای تئاتر نرفته‌اند.»

    صالحی افزود: «جمعیت قابل توجهی در ایران از دیدن هنرهای نمایشی محروم هستند و ارتباطی با این هنر ندارند که یکی از عوامل جدی در میزان اندک تماشاگران هنرهای نمایشی در کشور، محدودیت سالن‌های نمایش است زیرا وجود یک‌هزار و ۵۷ سالن نمایش در کشور نیاز مردم را پاسخگو نیست و این مهم از فرصت عرضه هنرهای نمایشی می‌کاهد.»

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پایان گفت: «مشهد مقدس، پایگاه قدیمی هنرهای نمایشی ایران از دهه ۱۳۵۰ تاکنون بوده و لازم است با توسعه امکانات زیربنایی آن، به قطب هنرهای نمایشی در کشور و جهان اسلام تبدیل شود.»

    نخستین پردیس تئاتر مشهد با زیربنای ۱۲ هزار مترمربع و برآورد هزینه ۱۵۰ میلیارد تومان طی ۵۲۰ روز در بوستان وفا واقع در بولوار فکوری این شهر ساخته‌ می‌شود.

    ۵۷۵۷

  • انتشار نخستین تصویر از هوتن شکیبا در «عامه‌پسند»

    انتشار نخستین تصویر از هوتن شکیبا در «عامه‌پسند»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلمبرداری فیلم سینمایی «عامه پسند» به تهیه‌کنندگی‌ و کارگردانی سهیل بیرقی این روزها در شهرستان شهرضا  پیگیری می‌شود و هوتن شکیبا در اولین تجربه همکاری‌اش با این کارگردان، جلوی دوربین رفت.

    فاطمه معتمدآریا، هوتن شکیبا و باران کوثری، گروه بازیگران ساخته جدید بیرقی را تشکیل می‌دهند. «عامه پسند» فرم حضور در جشنواره فجر را هم پر کرده است.

    حسین جعفریان (مدیر فیلمبرداری)، هایده صفی‌یاری (تدوین)، کریستف رضاعی (آهنگساز)، مهرداد میرکیانی (طراح چهره‌پردازی) مریم تخت‌کشیان (عکاس) و مجید کریمی (مجری طرح) از عوامل پشت صحنه فیلم «عامه‌پسند» هستند.

    ۵۷۵۷