برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • بازیگر «نون.خ» از حذفش از این سریال گفت

    بازیگر «نون.خ» از حذفش از این سریال گفت

    فریده سپاه منصور، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون، پیرامون حضورش در فصل دوم سریال «نون.خ» گفت: «تا آنجا که می‌دانم فصل دوم سریال «نون.خ» کلید خورده اما هیچ صحبتی با من برای حضور در این سریال که در فصل‌های قبلی آن حضور داشته‌ام نشده است.»

    وی در همین راستا ادامه داد: «نه از سوی کارگردان و نه سایر عوامل تماسی با من گرفته نشده است، احتمال می‌دهم که نقش من در فصل دوم حضور نداشته و حذف شده باشد.»

    https://snn.ir/files/fa/news/1397/12/25/596188_820.jpg

    بازیگر سریال «دردسرهای عظیم» درباره سایر فعالیت‌های خود در عرصه بازیگری افزود: «در حال حاضر مشغول بازی در سریال «شاهرگ» به کارگردانی جواد اشکذری هستم، این سریال برای پخش در شبکه دوم سیما آماده خواهد شد.»

    وی درباره نقش خود در سریال «شاهرگ» اضافه کرد: «در حال حاضر چند جلسه جلوی دوربین اشکذری رفته‌ام، نمی‌توانم چندان درباره نقشم حرف بزنم اما مگر چقدر نقش‌های متفاوت به من پیشنهاد می‌شود، در این سریال هم مثل همه آثار نقش مادر و یا عمه را ایفا می‌کنم.»

    سپاه منصور درباره احتمال حضور در جشنواره‌های تئاتر و فیلم فجر امسال خاطرنشان کرد: «مدت‌هاست که در جشنواره فیلم فجر حضوری نداشته‌ام و امسال هم فیلمی برای فجر ندارم، هر چند امسال در یک تئاتر به ایفای نقش پرداخته‌ام اما اگر آن نمایش به جشنواره تئاتر فجر هم برود به دلیل مشغله بازی در سریال «شاهرگ» احتمالا در جشنواره تئاتر فجر هم غایب خواهم بود.»

    ۵۷۵۷

  • کتاب «یک محسن عزیز» باز معرفی می‌شود

    کتاب «یک محسن عزیز» باز معرفی می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، فائضه غفارحدادی در این کتاب روایتی متفاوت از زندگی قهرمان نبردهای بازی‌دراز ارائه کرده است. او در این کتاب برای نخستین‌بار از نامه‌هایی استفاده کرده که شهید وزوایی، قهرمان داستانش سال‌ها برای خواهری که در آمریکا داشته، ارسال می‌کرده است؛ نامه‌هایی که بُعد دیگری از شخصیت شهید وزوایی را به نمایش می‌گذارد.

    غفار حدادی تلاش کرده تا با جست‌وجو و یافتن راویان متعدد، روایتی نو از زندگی یکی از دانشجویان پیرو خط امام(ره) ارائه دهد که نقشی تأثیرگذار در برهه‌های مختلف تاریخ انقلاب و جنگ تحمیلی داشت.

    او در اثر جدید ضمن مطالعه کارهای گذشته، با پیدا کردن اسناد جدید و هم‌صحبتی با راویان متعدد که گاه برای اولین‌بار صورت گرفته، اثری خوش‌خوان ارائه کرده که برای همه به ویژه نسل جوان خواندنی است و لحظات شیرینی را رقم خواهد زد.

    غفارحدادی در مقدمه این اثر درباره روش کار و شخصیت شهید وزوایی می‌نویسد: «روزی در میانه هجده‌سالگی شبیه ما بود. شبیه ما آدم‌های معمولیِ این روزها و نه حتی آدم‌های نسلِ خودش. می‌توانست خوش باشد و بی‌خیالِ همه‌چیز رشد کند و به پول و شهرت و هر چیزی که می‌خواست برسد. می‌توانست به تاریخ گره نخورد؛ در روزگاری که تاریخ، زیادی گره خورده بود. ولی افتاد به باز کردن یک به یک گره‌هایی که سر راه رشد کشورش افتاده بود و یا در لحظه می‌افتاد. استبداد، فقر، استعمار، جنگ. با دست، با دندان، با جان. یکی را که باز می‌کرد، گره کورتری جلوی راهش سبز می‌شد. عادت به کارهای سخت نداشت. اما آدمِ کارهای سخت شد. بس که امید داشت به حل مشکل‌ها و نمی‌ترسید از خطر کردن و ناامید نمی‌شد از شکست‌ها. گره‌ها جلویش غول می‌شدند و او از هفت خان می‌گذشت تا آن‌ها را باز کند و گاهی هفت وادی سخت را باید می‌گذراند که قسمتی از جغرافیای مردم را از دست بدقلقیِ تاریخ نجات بدهد. روزی که در میانه بیست و دوسالگی، از جانش برای باز کردن گرهی مایه گذاشت، اصلاً شبیه آدم‌های معمولی نبود. نه آدم‌های معمولیِ نسل خودش و نه آدم‌های نسل ما و نه حتی نسل گذشته‌اش. این کتاب شرح یک سفر چهار ساله است. چهارسالی که در آن کسی از یک آدم معمولی به یک قهرمانِ فراموش نشدنی تبدیل شده است. شرح یک سفر چهارساله جذاب و رو به رشد. یک سفرِ عمودی.

    آنچه مرا به نوشتن این سفرنامه تشویق کرد، «نشناختن» بود. نشناختنِ کسی که رزومه‌اش می‌گفت یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین فرماندهان دوران جنگ بوده. اما چرا «شناخته شده» نبود؟ با این سؤال وارد زندگی محسن شدم و هرچه پیش‌تر رفتم، بیشتر دانستم که تاریخِ بی‌وفا به جبران دخالت‌های محسن، او را به دیار غفلت تبعید کرده…»

    در بخشی از این کتاب آمده است:«کمی جلوتر موحد از داخل یکی از سنگرها درآمد و با دیدن محسن دلش گرم شد. انگار که مادرش را بعد از کلی اتفاقات خطرناک دیده باشد. با حرارت بغلش کرد و از اینکه دید گلوی محسن تیر خورده ناراحت شد

    تو با این وضعت چرا اومدی تا اینجااااا؟ بیا برو پایین ببینم بچه پررو!
     

    محسن لبخند زد. نمی‌توانست حرف بزند. اما احساس کرد اگر لب‌هایش را کمی باز کند و دهانش را زیاد تکان ندهد، می‌تواند چیزهایی بگوید
     

    بچه پرور خودتی!

    این را نمی‌گفت خیلی سخت می‌گذشت بهش!»

    مراسم بازمعرفی کتاب «یک محسن عزیز» در تالار سوره حوزه هنری به نشانی خیابان سمیه، ‌نرسیده به خیابان حافظ، برگزار خواهد شد.

  • پرویز پرستویی و الناز شاکردوست در اکران خصوصی فیلم «مطرب»/عکس

    پرویز پرستویی و الناز شاکردوست در اکران خصوصی فیلم «مطرب»/عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اکران خصوصی «مطرب» به کارگردانی مصطفی کیایی با حضور پرویز پرستویی، الناز شاکردوست و محسن کیایی، شب گذشته (چهارشنبه ۱۳ آذر) در پردیس چارسو برگزار شد. 

    پرویز پرستویی، الناز شاکردوست، مهران احمدی، حسین امیدی، امین مقدم و محسن کیایی، بازیگران «مطرب» هستند. این فیلم یک کمدی اجتماعی است که به چند دهه از زندگی خواننده‌ای می‌پردازد که نقش آن را پرویز پرستویی بازی می‌کند.
     

     

    ۵۷۲۴۵

  • دومین شب شعر اعتراض با حضور امینی، مودب، فیض و ترکی برپا می‌شود

    دومین شب شعر اعتراض با حضور امینی، مودب، فیض و ترکی برپا می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، موسسه شهرستان ادب با مشارکت ستاد امر به معروف و نهی از منکر دومین شب از «شب‌های شعر اعتراض» را با محوریت شعر طنز برگزار می‌کند. این مراسم از ساعت ۱۵ امروز پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۸ در محل موسسه فرهنگی شهرستان ادب برگزار می‌شود. به نشانی خیابان طالقانی شریعتی پلاک ۱۶۸ برگزار می‌شود. حضور در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.

    در این شب شعر اسماعیل امینی، ناصر فیض، علی محمد مودب، محمدرضا ترکی، امید مهدی نژاد، علی داوودی، عباس احمدی، نسیم نژاد جعفری، محمدحسین مهدویان، ملیحه رجایی، علیرضا یعقوبی، محمدحسن صادقی و سعید طلایی حضور داشته و به شعرخوانی خواهند پرداخت.

    گفتنی است نخستین شب شعر اعتراض با محوریت شعر آیینی، در شهریورماه ۱۳۹۸ با حضور جمعی از شاعران آیینی کشورمان در موسسه شهرستان ادب برگزار شده بود. در آن جسله برخی شاعران برجسته و جوان آیینی از جمله سعید حدادیان، محسن ناصحی، قاسم صرافان، احمد بابایی، مهدی زنگنه، میلاد عرفان‌پور، سید محمدمهدی شفیعی، رحمان نوازانی، امیررضا یزدانی، محمد رسولی و پیمان طالبی حضور داشتند و سروده‌های خود را خواندند.

  • از شکلک حامد بهداد تا خنده پانته‌آ بهرامی در اکران مردمی «آخرین داستان»

    از شکلک حامد بهداد تا خنده پانته‌آ بهرامی در اکران مردمی «آخرین داستان»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، انیمیشن «آخرین داستان» کار اشکان رهگذر که به روایت ماجرای به تخت نشستن و ستمگری ضحاک می‌پردازد، این روزها در سینماهای کشور با استقبال خوب مخاطبان روبه‌رو شده است.

    پرویز پرستویی، لیلا حاتمی، حسن پورشیرازی، اشکان خطیبی، بیتا فرهی، حامد بهداد، شقایق فراهانی، ملیکا شریفی نیا، زهیر یاری، باران کوثری، بانیپال شومون و فرخ نعمتی، صداپیشگان این انیمیشن هستند.

    اکران خصوصی «آخرین داستان»، شب گذشته (چهارشنبه ۱۳ آذر)  با حضور اکبر زنجانپور، حامد بهداد، پانته‌آ بهرام، اندیشه فولادوند، شقایق فراهانی، علی اوجی، سیامک عباسی و رضا یزدانی در پردیس سینمایی باغ کتاب برگزار شد.

    عکس‌ها: سحر لطفی

  • پنج اقدام امام عسکری(ع)؛ از تشویق نویسندگان تا گسترش تألیفات

    پنج اقدام امام عسکری(ع)؛ از تشویق نویسندگان تا گسترش تألیفات

    پنج اقدام امام عسکری(ع)؛ از تشویق نویسندگان تا گسترش تألیفات
    امام حسن عسکری(علیه السلام) در هشتم ربیع الثانی (یا ۲۴ ربیع الاول) سال ۲۳۲ ه . ق دیده به جهان گشود. پدر آن بزرگوار امام هادی( ع) و مادر با عظمتش «حُدَیْثه» بود که از او به عنوان «سوسن» و «سلیل» نیز یاد کرده اند. وی از بانوان نیکوکار و دارای بینش اسلامی بود و در فضیلت او همین بس که پس از شهادت آن حضرت، پناهگاه و نقطه اتکای شیعیان در آن دوران بحرانی و پر اضطراب بود.
    خلفای عباسی از هر گونه اعمال فشار و محدودیت نسبت به امامان دریغ نمی کردند، و این فشارها و سخت گیریها در عصر امام جواد، امام هادی و امام عسکری در سامراء به اوج خود رسید.  حضرت عسکری علیه السلام با وجود همه آن فشارها و کنترلها و مراقبتهای بی وقفه حکومت عباسی، یک سری فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و علمی در جهت حفظ اسلام و تشیع و مبارزه با افکار ضد اسلامی و ضد شیعی انجام داد که اهم کوشش ها و تلاش های علمی ـ فرهنگی آن حضرت عبارت است از:
    تربیت شاگردان
    گرچه حضرت عسکری علیه السلام بر اثر نامساعد بودن زمان و محدودیت بسیار شدید که حکومت عباسی اعمال می کرد، موفق به گسترش دانش دامنه دار خود در سطح کل جامعه نشد، ولی در تربیت شاگردانی که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف ناب تشیع و رفع شبهات دشمنان شیعه نقش مهم و به سزایی داشتند، موفق گشت.
    شیخ طوسی تعداد شاگردان آن حضرت را بیش از صد نفر ثبت کرده است که در میان آنان چهره های برجسته و مردان وارسته ای، مانند: احمد بن اسحاق اشعری قمی، ابو هاشم داود بن قاسم جعفری، عبدالله بن جعفر حمیری، ابو عمرو عثمان بن سعید عَمْری (نائب خاص حضرت حجت)، علی بن جعفر، محمد بن حسن صفار و… به چشم می خورند.
    تشویق نویسندگان
    هر قلم به دست متعهد، نهایت تلاش خود را برای اطلاع رسانی، هدایت و… جامعه به کار می بندد؛ ولی تشویق از نویسنده و آثار او خستگی ها را از تن او دور می کند، و بر فعالیت او می افزاید، و این خود عامل توسعه علم و دانش و آگاهی در جامعه می شود.
    حضرت عسکری در کنار تربیت شاگردان از تشویق نویسندگان غافل نبود؛ از جمله داود بن قاسم جعفری می گوید: کتاب «یوم و لیله» از یونس آل یقطین را به حضرت عسکری علیه السلام عرضه داشتم. امام فرمود: «تَصْنیفُ مَنْ هذا؛ نوشته چه کسی است؟» گفتم: نوشته یونس است. آن گاه فرمود: «اَعْطاهُ اللّهُ بِکُلِّ حَرْفٍ نُورا یَوْمَ الْقِیامَهِ؛ خداوند در مقابل هر حرف، نوری به او در روز قیامت عطا فرماید.»
    البته سیره تمام امامان شیعه بر این بوده که بر نویسندگی و کتابت ترغیب و نویسندگان و قلمزنان را تشویق کنند. حضرت صادق (ع) به مفضل بن عمر فرمود: «اُکْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَکَ فی اِخْوانِکَ، فَاِنْ مِتَّ فَوَرِّثْ کُتُبَکَ بَنیکَ، فَاِنَّهُ یَأْتی عَلَی النّاسِ زَمانُ هَرْجٍ ما یَأْنَسُونَ فیهِ اِلاّ بِکُتُبِهِم  دانشت را بین برادرانت بنویس و نشر بده! اگر از دنیا رفتی، فرزندانت وارث کتابهایت می شوند. به حقیقت زمان هرج ومرجی فرا می رسد که مردم جز بر نوشته شان انس نمی گیرند[و توجه نمی کنند].»
    و همچنین نقل شده است که برخی آثار را خدمت حضرت عسکری عرضه داشتند که درباره آن نظر دهد. حضرت فرمود: «صَحیحٌ فَاعْمَلُوا به؛ صحیح است بدان عمل کنید!»
    بر اثر همین تشویق ها بود که شانزده تن از شاگردان حضرت، دست به تألیف زدند و ۱۱۸ عنوان کتاب، ثمره آن شد. از میان آنها علی بن حسن فضّال ۳۶ کتاب، محمد بن حسن صفار ۳۵ کتاب، عبدالله بن جعفر حمیری ۱۹ کتاب، احمد بن ابراهیم ۷ کتاب و هارون بن مسلم ۶ کتاب دارد. و همین طور تعداد راویانی که از آن حضرت حدیث نقل نموده اند، به ۱۰۶ نفر می رسد.
    گسترش تألیفات
    حضرت عسکری علاوه بر تربیت شاگردان و تشویق نویسندگان، خود نیز دست به قلم برده و کتب و نامه های فراوانی را برای توسعه علم و دانش و هدایت و راهنمایی جامعه از خود به یادگار گذاشته است که به نمونه هایی اشاره می شود:
    یک:. تفسیر القرآن که حسن بن خالد برادر محمد بن خالد آن را نقل کرده است. قابل یادآوری است که امروزه کتابی با عنوان «تفسیر الامام العسکری علیه السلام » موجود است که عالمان رجال و حدیث بر آن نقدها دارند و آن را غیر از نوشته اصلی می دانند.
    دو: کتاب «المنقبه» که مشتمل بر بسیاری از احکام و مسائل حلال و حرام است. به جز اینها کتب دیگری نیز به آن حضرت منسوب است.
    سه: نامه های فراوان. در زمان امام حسن عسکری تشیع در مناطق مختلف و شهرهای متعددی گسترش یافته بود و شیعیان در نقاط فراوانی متمرکز شده بودند؛ شهرها و مناطقی، مانند: کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آبه (آوه)، مدائن، خراسان، یمن، ری، آذربایجان، سامراء، جرجان و بصره که از پایگاه های شیعیان به شمار می رفتند. در میان این مناطق، به دلائلی سامراء، کوفه، بغداد، قم و نیشابور از اهمیت ویژه ای برخوردار بودند.
    حضرت برای گسترش فرهنگ تشیع، توسعه علم و دانش، و هدایت و سازندگی، نامه های فراوانی به آن شهرها نوشته است، مانند: نامه آن حضرت به شیعیان قم و آوه که متن آن در کتابها مضبوط است، و نامه های فراوان حضرت به مردم مدینه، و نامه ای که امام به «ابن بابویه» نوشته، و نامه مفصلی که حضرت خطاب به «اسحاق بن اسماعیل» و شیعیان نیشابور نوشته است. در این نامه آن حضرت پس از توضیح درباره نقش امامت در هدایت امت اسلامی و تشریح ضرورت و اهمیت پیروی از امامان و هشدار از سرپیچی از فرمان امام، نوشته اند: «.. ای اسحاق! تو فرستاده من نزد ابراهیم بن عبده هستی تا وی به آنچه من در نامه ای که توسط محمد موسی نیشابوری فرستاده ام، عمل کند. تو و همه کسانی که در شهر تو هستند، موظفید بر اساس نامه مزبور عمل کنید.»
    پاسخ به شبهات
    وجود پرسش و طرح شبهه می تواند باعث بالندگی و رشد جامعه شود، به شرطی که به آن پاسخ صحیح و هدایتگر داده شود. گاه ممکن است در جامعه شبهات ویرانگری به وجود آید که اگر درست جواب داده نشود، کل جامعه اسلامی را می تواند با خطر مواجه کند. یکی از مهم ترین فعالیتهای علمی حضرت عسکری  شبهه زدایی بود.
    برخورد با انحرافات و تحریفات
    از دیگر فعالیتهای علمی و فرهنگی امام عسکری برخورد با بدعتها، تحریفات و انحرافاتی بود که در جامعه پیش می آمد؛ مخصوصا اگر این انحرافات از ناحیه اهل قلم و دانشمندان و علما سر می زد، حضرت نسبت به آن خیلی حساس بود، و این خود درس بزرگی است برای علما که در مقابل انحرافات و تحریفات و بدعتهایی که در جامعه ایجاد می شود، سکوت اختیار نکنند.
    /۶۲۶۲
  • صفحه اول روزنامه‌های ۱۴ آذر

    صفحه اول روزنامه‌های ۱۴ آذر

    دستور رهبر انقلاب برای رأفت با متهمان حوادث اخیر،سخنان روحانی در باره مذاکره با امریکا، دادخواهی نفتی ایران در اوپک از جمله عناوین صفحه اول روزنامه‌های امروز کشورند.

  • فراخوان دعوت به همکاری با سازمان استان های خبرآنلاین

    فراخوان دعوت به همکاری با سازمان استان های خبرآنلاین

    خبرگزاری خبرآنلاین در نظر دارد با هدف توسعه فعالیت ها، نسبت به گسترش سازمان استان ها اقدام کند.

     لذا از افراد واجد شرایط  و دارای رزومه رسانه ای در تمام استان های کشور دعوت می شود.

    جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره های ذیل تماس حاصل کنند:

    ۰۲۱۲۲۹۱۹۳۹۶
    ۰۹۱۲۰۳۷۲۹۲۳
    ۰۹۳۳۷۳۴۵۰۷۲

    ۲۳۲۳

  • تشکری برای یادداشت‌های بزرگوارانه و مهرآمیز در خبرآنلاین

    تشکری برای یادداشت‌های بزرگوارانه و مهرآمیز در خبرآنلاین

    سپاس و ارادت
    یادداشت های بزرگوارانه و مهرآمیز بیست و یک تن* از استادان، دوستان و همراهان من که با لطف و موافقت مدیران خبرآنلاین در این مدت منتشر شد، سپاسگزاری مرا از خداوند مهربان و شرمندگی و ارادتم را نسبت به برنامه‌ریزان و نویسندگان آن یادکردها برانگیخت.
    پروردگار بزرگ را به زبان بنده ی راستین و شایسته اش ، علی(ع) سپاس می‌گویم:
    « خداوندا ! چه ستایش ها و سخنان زیبایی درباره من – که سزاوارشان نبودم در بین مردم پراکندی، و مرا نیک نام و سربلند ساختی.
    کریما! من خود را بهتر از ستایش گرانم می‌شناسم. و تو مرا بسی بهتر از خودم می شناسی. خداوندا! مرا برتر از آن چه می پندارند، قرار ده و آن چه را درباره ام نمی دانند بر من ببخشای!»

    شرمنده و ارادتمند فرهیختگانی هستم که با اندیشه پاک و صفای باطن خود، خوبی های اندک یاران‌شان را ارج می نهند و از بدی ها و خطاهای بزرگ آنها می گذرند. امیدوارم در این زمانه فروبسته از جود و معنا که نام‌خواهی رنگ باخته و کام جویی دغدغه ظاهربینان شده است؛
    استادان، دوستان و همراهان معناگرای من، در چکاد روشن شادکامی و عزت قرار گیرند و گرمای محبت و روشنگری خود را همچنان، از یاران و نزدیکان شان دریغ نورزند.

    دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
    در کوی او گدایی؛ بر خسروی گزیدن

    از جان طمع بریدن ، آسان بود ولیکن
    از دوستان جانی ،مشکل توان بریدن

    خواهم شدن به بستان، چون غنچه با دل تنگ
    وانجا به نیک نامی ،پیراهنی دریدن

    گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
    گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن

    فرصت شمار صحبت، کز این دو راهه منزل
    چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

    * آذر ماه ۱۳۹۸
    * این چهره های علمی و فرهنگی عبارتند از: دکتر احمد محیط،
    دکتر شیوا دولت‌آبادی، دکتر بهروز بیرشک،  دکتر جعفر بوالهری، دکتر فرید براتی‌سده، جناب محمد هاشمی‌رفسنجانی، جناب علی اکبر اشعری، جناب محسن چینی فروشان، جناب مهدی شجاعی، دکتر عماد افروغ، دکتر ابوالفضل فاتح، دکتر سیدحسن موسوی‌چلک، دکتر عباس پسندیده، دکتر مهدی مهریزی، دکتر محمدرضا زائری، جناب سیدمحمدعلی ابطحی، دکتر محمود اسماعیل نیا، دکتر محمدرضا اسلامی، دکتر آناهیتا خدابخشی‌کولایی، جناب مهدی ملک‌محمد و جناب محمود کاویانی.

    گزارش پایانی این پاسداشت مکتوب خبرآنلاین را با عنوان دکترمحمود گلزاری: تلاشگر دانایی و رشد شخصیت ایرانی ملاحظه فرمایید.

  • فرش قرمز ابتذال روی خط خون/ نگاهی به نمایش «هیچ‌چیز جدی نیست»

    فرش قرمز ابتذال روی خط خون/ نگاهی به نمایش «هیچ‌چیز جدی نیست»

    نمایش «هیچ‌چیز جدی نیست» اگرچه بافتی کمدی دارد اما در ذات و جان‌مایه اثری تلخ و دردناک است. این اثر به‌واقع تصویری از انسان امروز است که در موقعیتی میانه کمدی تراژیک و یا تراژدی کمیک (گروتسک) گیرکرده است.

    نمایش در فضای پشت‌صحنه و هفته­‌ها تمرین یک گروه تئاتری اتفاق می‌افتد. گروه متشکل از کارگردان، دراماتورژ- نویسنده، منشی صحنه و بازیگران است. این گروه برای تمرین یک کار جدید از آقای دراماتورژ کنار هم جمع شده‌اند؛ متن نمایش جدید تلفیقی است از آثار چند نویسنده ازجمله شکسپیر، بکت و… از چند نمایشنامه چون هملت، اتللو، مکبث، رومئو و ژولیت، در انتظار گودو و… . به گفته آقای دراماتورژ این آثار کلاسیک با رویدادهای امروز تلفیق شده و او توانسته است اثری پست‌مدرن را خلق کند؛ اما اگر حقیقتش را بخواهید این آقای دراماتورژ با تمام ادعاها، مدارک دانشگاهی، آثار نوشته و ننوشته‌اش هیچ‌چیزی نیست جز یک ابتذال فرهنگی؛ یک آدم بی‌سروته، یک چرخ‌گوشت یک مخلوط‌کن که از هرجایی نکته­‌ای را برداشته، سرهم کرده و به چیزی شبیه به نمایشنامه‌ درآورده است. اگر منتقدی پیدا شود و یقه و خرخره کارش را بگیرد برای فرار سریعا جواب می‌دهد این کار ‌یک اثر پست‌مدرن است، به عبارتی با این توجیه هر حرف مزخرف و مهملی را امروز می‌شود به صحنه تئاتر آورد، هر خط بی‌خود و بی‌ربطی را روی بوم نقاشی کشید و هر ونگی را جای آهنگ به خورد مخاطب داد؛ و در جواب منتقدان‌ هم گفت «این اثر یک اثر پست‌مدرن است». کافی است وقاحت این را داشته باشد تا سینه ستبر کند و به اراجیف و جفنگ و هرزه‌نگاری خود عنوان «پست‌مدرنسیم» یا ایسم‌­های دیگر بدهد. خب از آنجایی‌که عده‌ای از منتقدان‌ هم از همین قماش هستند زیر علم و بیرق آن‌ها کف و هورا می‌زنند و می‌کشند و هلهله سر می‌دهند و هنر پست‌مدرن را بسط می‌دهند، بدون توجه به چگونگی شکل‌گیری این هنر، البته همه لقلقه‌ها را از برند و تا حرفی بزنید به‌سرعت برای خفه کردن منتقدان پای نیچه و تعدادی از فلاسفه را وسط می‌کشند که باید ویرانگر بود و… آن‌هم چه جور ویرانگری، از قماش ویرانگری این آدم­ها که همه‌­چیز به بستر ختم می‌­شود. بیچاره مخاطب بخت‌برگشته‌ای که باید چرندیات این جماعت را هرروز از بوق‌های ابتذال بشنود و به خود بقبولاند که هنر ناب و یگانه را یافته است…

    شخصیت دیگر نمایش، کارگردان کار است، آدمی درگیر افتخارات پوشالی، مردی پر از ندانسته‌ها و ندانم‌­ها که البته از سر تبختر و تفاخر برای هر چیزی که نمی‌داند جوابی کذب و ناراست پیداکرده، سر هم می‌کند و به خورد دیگران می‌دهد و البته آن گستاخی را دارد که بالا و سردر این جواب‌های کذب را با عنوان‌های دهان‌پرکن پر کند.

    منشی صحنه شخصیت دیگری در این نمایش است، او انباشت نگرانی و اضطراب امروزی است، نگران شغل و آنچه دارد؛ نه دارایی‌ها که هرلحظه از دست می‌دهد؛ همان خود واقعی‌اش است. او در کاغذهایی که به‌حسب شغلش باید در آن نمایشنامه، دستور صحنه و مشق کارگردان برای بازیگران را در آنها یادداشت کرده و همراه داشته باشد؛ همیشه با دستنوشته‌های شخصی خودش قاطی می­‌کند. دست‌نوشته‌هایش چیزی جز نفرت از شغل، همکاران و… نیست، اتفاقی که مشخص می‌کند بین آنچه او به زبان می‌آورد و آنچه در درون خود زندگی می‌کند، دو دنیای کاملاً متفاوت جریان دارد.

    خانم بازیگر حرفه‌ای که از بازی در سریال‌های به قول خودش در پیت و حضور در آگهی روغن و چه و چه خسته شده و به تئاتر پناه آورده، شخصیت دیگری است پر از تناقض و مغشوش و درهم‌وبرهم. او حتی نمی‌تواند یک تعریف درست ازآنچه درست است بدهد، متظاهر و فیک و نمایشی و قلابی، بازیگری که در صحنه تئاتر به هالیوود و ساختار آن و بازیگرانش تف می‌اندازد اما برای بازی در یک نقش کوچک در یک فیلم در پیت و کوچک هالیوودی سرو دست می‌شکند و خودش را برای رسیدن به این نقش به آب‌وآتش می‌زند.

    سایر شخصیت‌ها و بازیگران حال‌وروز خوش‌تری از این جماعت که برایتان تعریف کردم ندارند، جوانی در میان آن‌هاست که اگرچه دغدغه دارد اما آن‌قدر نخوانده تا یک پرسش درست در ذهنش شکل بگیرد و بتواند به آن انسجام داده و طرح کند. اگرچه جواب‌ها در فضا پر از غلط و واژگون و اشتباه است اما در این فضا کسی حتی پرسش درستی هم مطرح نمی‌کند. بازیگر دیگر که همه‌چیز را یادداشت می‌کند اما میان نوشتن و یادداشت‌برداری او و ننوشتنش هیچ فرقی نیست یعنی اصلاً بین آنچه می‌نویسند و نمی‌نویسد هیچ اختلافی نیست؛ فقط قلمی و کاغذی به دست دارد که هیچ‌چیزی از آن به دست نمی‌آید و زاییده نمی‌شود. دختر و پسر جوانی هم با همین کلیشه‌ها زندگی می‌کنند و یا بهتر است بگوییم روز را شب می‌کند و شب را در آغوش هم روز؛ تا زمانی که وقت خیانت سر برسد. دیالوگی کلیدی در این نمایش هست که همه آن را تکرار می‌کنند: «به بستر می‌رویم»  درجای جای نمایش آدم‌ها فقط همین یک کار را بلد هستند و می‌کنند؛ به بستر می‌رویم.

    از تعریف شخصیت‌ها و حال روزشان‌ که بگذریم؛ داستان نمایش هفته‌های تمرین یک گروه نمایشی تا اجرا را روایت می­‌کند. هم‌زمان تمرین و جمع شدن آدم‌های نمایش اما واقعه اصلی که در تعاریف پست‌مدرن و توخالی این آدم‌ها نمی‌گنجد در بیرون سالن تمرین در حال رخ دادن و اتفاق است، صداهایی از یک انقلاب و انفجار در بیرون این تمرین به‌گوش می‌آید. نفیر نفرت‌انگیز گلوله، ضجه و فریاد آدمی مجروح و زخمی. از میان همه این آدم‌ها بازیگری هست که از روز اول تمرین سر تمرین نیامده است، کسی که قرار است نقش هاملت را بازی کند و در میانه این نزاع ابتذال آمیز سالن تمرین و جنگ واقعی در خیابان و خط خونی که از اجساد باقی‌مانده است؛ دیوانه‌وار همچون هاملت فریاد بزند، «بودن یا نبودن: مسئله این است. آیا خِرَد را بایسته‌تر آن‌که به تیرها و تازیانه‌های زمانهٔ ظالم تن سپاریم، یا بر روی دریایی از درد سلاح برکشیم، به آن بتازیم و عمرش را به سر آوریم؟ … زیرا کیست بتواند به تازیانه‌ها و توهین‌های زمانه، ستمِ ستمگران، خواری خودستایان، آلامِ عشقِ ناکام، دیرکردِ قانون، بی‌شرمی دیوانیان و پاسخ ردی که مردمان متین از دون‌مایگان می‌شنوند تن دهد حال آن‌که می‌توانست با دشنه‌ای برهنه خود را برهاند؟ کیست بتواند اندوه جهان را تاب آورد، زیرِ بارِ زندگیِ ملال‌آور بنالد و عرق ریزد…». این بازیگر که خودش نیز دیگر خودش را به درستی نمی‌شناسد در آخر نمایش آن دلقکان همچون آغاز یک نمایش واقعی به صحنه می‌آید خون‌آلود و زخمی درحالی‌که به‌درستی نمی‌داند کیست با پرسش‌هایی که لایق پرسیدن هستند، بدون هیچ جوابی حال آن‌که پیکر خون‌آلود خودش جواب این پرسش است. این مرد واقعیت‌های تلخ بیرون این بازی کودکانه سلیبریتی‌­ها و عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی را به صحنه تئاتر می‌کشاند، این واقعیت که جهان جدید با زخم و ترکش و خون در حال زایمان یک موقعیت جدید تاریخی است که یا این رخداد نوزادی تازه خواهد داشت یا نطفه‌ای در خون‌مرده، اما هرچه هست بیرون این تنش‌های مسخره و بی‌تفاوتی؛ چیزی در جریان است.

    نگاه نویسنده «اورلاف» که «دلخواه» آن را به‌درستی و با دقت به صحنه می‌آورد، هجو آن چیزی است که امروز به‌زور رسانه‌ها به‌عنوان هنر به مردم می‌خورانند و پولش را هم می‌گیرند. هجوی که سازندگانش نیز به عمق جان آن را باور کرده‌اند و در آن غوطه‌ورند. چیزی که شاید معنی دقیقی باشد ازخودبیگانگی (بماند که همین واژه و بسیاری از واژه‌های برساخته فیلسوفان که موقعیت آدمی را توضیح می‌دهد هم در دستگاه سرمایه‌داری امروز به ابتذال کشیده شده است) آدم‌ها در آینه‌های قدی ابتذال خود را بزک و دوزک می‌کنند و با انگشت کشیدن به خط خون خیابان‌های تاریک این تاریخ هراسناک، رژ سرخ بر لب و گونه هایشان می‌کشند.

    توضیح درباره متن نمایشنامه بسیار شد و در این مجال اندک باقی‌مانده باید گفت که کارگردانی مسعود دلخواه با دقت نظر و صبر بود و کاملاً مشخص است که او اثر را با حال و هوای هنر ایران رنگ و لعاب زده و بازسازی کرده است. میزانس بسیار زیبا و تاثیرگذار پایانی این نمایش زمانی که یک تا دو دقیقه تماشگران در تاریکی می مانند، ظرافت های کارگردانی دلخواه را نشان می دهد. بازیگران این نمایش برای نشان دادن ابتذال زحمت‌ بسیار کشیده‌اند.

    ۵۷۵۷