برچسب: فرهنگی

فرهنگی

  • گریم متفاوت بهنوش طباطبایی در نمایش «روزهای رادیو» / عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در نمایش «روزهای رادیو» بهنوش طباطبایی در سه نقش روی صحنه می‌رود. احسان کرمی، افشین هاشمی، هومن برق‌نورد و فهیمه رحیم‌نیا دیگر بازیگران این نمایش هستند.

    تصویری از گریم متفاوت بهنوش طباطبایی در این نمایش ببینید.

    ۲۴۱۲۴۱

  • ماجرای برخورد تند غلامحسین بنان با شهرام ناظری به خاطر شعر مولانا

    شهرام ناظری رفاقتش را با مولانا این‌طور توصیف و کار را تمام می‌کند:«از روزی که چشم باز کردم، دیدم دوست دارم مولانا بخوانم.» در روزهایی که این خواننده بیست‌ودو، سه سال بیشتر نداشت، سعدی خدای خواننده‌های آواز بود و در برابر مولانا خواندن، مقاومت زیادی وجود داشت. حتی استاد غلامحسین بنان، خواننده تصنیف دلنشین «الهه ناز» هم معتقد بود باید از سعدی خواند و نه مولانا. استاد ناظری در بخشی از مستند «مشاهیر کرد»، به اولین مواجهه‌اش با بنان و مخالفت سرسختانه او با خواندن از مولانا اشاره می‌کند و می‌گوید:«من در موسیقی دو بخش را دنبال کردم، موسیقی کردی که بحثش بسیار مفصل است و موسیقی سنتی که برای تحصیل در آن به تهران آمدم. در آن روزها، آن چیزی که به ما درس دادند، فقط از روی غزل‌های سعدی بود. یعنی ۹۵ درصد نگاه تغزلی سعدی بود که روی موسیقی آوازی سوار بود و ما هر جا رفتیم همیشه سعدی بود. ۵ درصد دیگر هم حافظ و دیگر شاعران. نمی‌دانم چه نیرویی من را به سمت مولانا برد. دوستی داشتم به اسم دکتر نظام‌زاده نائینی، ایشان دوست استاد بنان بود. خیلی از من پیش بنان تعریف کرده بود؛ که جوانی هست هم شاعر است، هم ساز می‌زند، هم موسیقی‌دان است و هم صدای عجیبی دارد. آن‌قدر تعریف کرده بود که استاد بنان خواست من را ببیند. شبی که در منزل ایشان، استاد را دیدیم، شعر «چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون/ دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون» مولانا را خواندم. یک دفعه آقای بنان وسطش گفت: این‌ها چیست می‌خوانی! با تندی و پرخاش گفت: خیلی افتضاح بود. همه‌اش تخته‌پاره و خون و دریا و نهنگ. این چیزها صدای آدم را خراب می‌کند و شما باید شعرهای خیلی مرتب، تروتمیز و شسته‌رفته بخوانید. خیلی توی ذوقم خورد.» اما نه این اتفاق و نه مخالفت‌های بعد باعث شد که شهرام ناظری از مولانا دست بکشد. او از مولانا خواند و ورود موفقیت‌آمیز این شاعر در آواز ایرانی باعث شد تا اندک اندک دیگران نیز، به مولانا ایمان بیاورند و از  اشعار او  استفاده‌ کنند؛ حتی کسانی که معتقد بودند موسیقی سنتی و مولانا با هم جور درنمی‌آید.
    اندک اندک فتح‌های پی‌درپی
    قصه رفاقت ناظری و مولانا یک روی سکه است و علاقه‌اش به ادبیات فارسی روی دیگر آن. در گفت‌وگویی که پیشتر با او داشتم، از مادرش گفت که عاشق ادبیات فارسی بوده و او را نیز سر همین سفره نشانده است. کمتر جایی به این موضوع اشاره می شود که او شاعر ویژه‌ای نیز هست و حتی شعر تصنیف «شیدا شدم» او را به اشتباه از مولانا می‌دانند؛ در صورتی که او خود این چنین سروده است که :«من او بدم من او شدم/ با او بدم بی او شدم/ در عشق او چون او شدم/ زین رو چنین بی سو شدم». او همواره در خدمت شاعران بزرگ فارسی بوده و سعی کرده است با پادرمیانی  موسیقی و آواز ایرانی چهره جهانی آن‌ها را نیز تقویت کند. به هر حال بعید است او با لحن حماسی خود به سراغ غول ادبیات حماسی، یعنی فردوسی نرفته باشد. هرچند اجرای شاهنامه‌خوانی توسط او، بی‌مقدمه نبوده و او پس از سال‌ها تحقیق و پژوهش، شاهنامه را در بستر موسیقی مقامی، ارکستر بزرگ کلامی بر مبنای موسیقی دستگاهی و گروهی بین‌المللی روی صحنه آورده است. با این همه، او از شاعران شعر نو نیز روی‌گردان نبوده و رد پای «زمستان» مهدی اخوان ثالث و «در گلستانه»  سهراب سپهری در آثارش به چشم می‌خورد. تلفیق شنیدنی آواز ایرانی، با آثار شاعران شعر نو نشان می‌دهد تلاش موفقیت‌آمیز او برای ورود مولانا به عرصه موسیقی سنتی، اتفاقی نبوده و شهرام ناظری مرد کارزارهایی‌ است که در چشم دیگران، ناشدنی و شکست‌خورده به نظر می‌آید؛ اما با قدم‌های او شدنی می‌شود.
    ۲۴۱۲۴۱
  • رویدادی بی‌سابقه در معتبرترین جشنواره سینمایی جهان

    به گزارش خبرآنلاین، تیری فرمو دبیر جشنواره، کریستین ژون مدیر بخش فیلم و نایب رییس جشنواره، استفانی لاموم مشاور هنری (که بیش از ده سال است در کمیته انتخاب حضور دارد) این افراد را معرفی کردند.

    ویرجینی آپیو روزنامه نگار و مستندساز شبکه های تلویزیونی که در شبکه آرته فیلم ها و گزارش هایی درباره سینماگران معروف مانند ماکس اوفولس، آبل گانس، دیوید کروننبرگ و آقای عباس کیارستمی تهیه کرده،  پل گراندسارد فیلمساز کوتاه و عکاس حرفه ای که از سال ۱۹۹۹ به جشنواره کن پیوسته است، لورن ژاکوب فرزند ژیل ژکوب و دستیار کارگردان که از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۹ عضو هیات انتخاب بخش سینه فونداسیون بود، استفانی لاموم روزنامه نگار و منتقد که سردبیر مجله معروف پرمیر بوده است، اریک لیبیو نویسنده نشریات مختلف که در حال حاضر کتابی درباره کلینت ایستوود را در حال نگارش دارد، لوسین لوگت نویسنده و روزنامه نگار، یوهانا ناهون دکتر فیلمنامه و تهیه کننده که سه سال در شرکت سلولویید دریمز و تحت مدیریت هنگامه پناهی فعالیت داشت، گیومه اودیسینو روزنامه نگار و منتقد که با شبکه کانال پلوس نیز همکاری دارد و کارولین ووناک روزنامه نگار و نویسنده و برنامه ساز تلویزیونی در این فهرست حاضر هستند. 

    جشنواره فیلم کن از تعدادی مشاوران خود نیز نام برده است که شامل دیدیه آلوش، ژوئل شاپرون، ایزابل گلاشان، انیه پواریه، خوزه ماریا ریبا، یوکا ساکانو و الدا سانتیاگو می‌شوند. 

    ۲۴۱۲۴۱

  • صالحی: ایران را نمی‌توان از یاد برد

    سید عباس صالحی در این توئیت آورده است: «دعوت به مشارکت ملی در انتخابات از سوی چهره های اصلاح طلب، شاخص از درک درست منافع ملی است».

    عضو کابینه دولت دوازدهم در عین حال تاکید کرد: «می توان منتقد و یا معترض بود، اما ایران را نمی توان از یاد برد».

    به گزارش ایرنا، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دی ماه ۹۸ نیز متنی را در خصوص انتخابات منتشر کرد که در آن آمده است: «جمهوریت نظام به حضور حداکثری سلایق در چارچوب قانون‌اساسی است. خط قرمز فساد مالی و اخلاقی است، از  هر جناح و حزب. با نگرش‌های انقباضی، مشارکت انتخاباتی را مخدوش نکنیم.»

    ۲۴۱۲۴۱

  • رونمایی از «تقاطع انقلاب» در کاشان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم رونمایی کتاب «تقاطع انقلاب» و جشن امضای آثار حجت‌الاسلام محمدرضا زائری پنجشنبه ۸ اسفند در شهر کاشان برگزار می‌شود. نویسنده کتاب در این نشست با حاضران به گفتگو می‌نشیند. 

    کتاب «تقاطع انقلاب» مجموعه‌ای است از مقالات و یادداشت‌های حجت‌الاسلام محمدرضا زائری که چندی پیش در نشر آرما منتشر شد.

    زائری در کتاب جدیدش نوشته است: اگر انقلاب اسلامی را تجربه‌ای بشری ندانیم، لاجرم نمی‌توانیم به بازشناسی ضعف‌ها و قوت‌های آن بپردازیم و کامیابی‌ها و ناکامی‌هایش را تحلیل کنیم.
     

    ۲۴۱۲۴۱

  • «خورشید» در تجلی اراده ملی هم درخشید

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم پایانی بخش تجلی اراده ملی سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران و تلاوت آیاتی از قرآن مجید در تالار ایوان شمس برگزار شد.

    روایت حسین انتظامی از جشنواره‌ای در دل جشنواره فجر 

    حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی که در این مراسم حضور داشت، از همتی که دستگاه‌های مختلف و سمن‌ها در شکوه‌بخشی به بخش جنبی جشنواره که خود جشنواره‌ای مفصل و باشکوه شده است، سخن گفت و اظهار داشت: «امسال تعداد زیادی از دستگاه‌ها خواستار حضور در این بخش بودند. جشنواره در کنار استعداد یابی یکی از وجوه سیاست‌گذاری است و با گزینش‌ها، عملا اولویت‌ها گفته می‌شود. ضمن این که حضور دستگاه‌ها در ساختار مسئولیت اجتماعی تعریف می‌شود. آنها از ظرفیت هنر آگاه هستند و برای سینماگران این ظرفیت را به وجود می‌آورند.»

    رئیس سازمان سینمایی از داوران بخش تجلی اراده ملی تشکر کرد و از دستگاه‌ها خواست جهت‌گیری‌های خود را اعلام کنند تا برای تولیدات سال ۹۹ سینمای ایران اثرگذار باشد.

    در این مراسم نماهنگی از فیلم‌های حاضر در سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. 

    جوایز قوه قضائیه

    جایزه هیات داوران قوه قضائیه به دلیل طرح دغدغه‌مندانه آسیب‌های اجتماعی و ضرورت مشارکت در حل معضلات اجتماعی برای فیلم «خورشید» به مجید مجیدی اهدا شد.  

     جایزه هیات داوران قوه قضائیه توجه به آسیب‌های اجتماعی نوجوانان به فرزاد خوشدست کارگردان مستند «خط باریک قرمز» اهدا شد. خوشدست از همکاری قوه قضائیه و سازمان زندان‌ها در ساخته شدن مستند خود تشکر کرد و اعلام کرد کار بعدی خود را نیز با همکاری این سازمان خواهد ساخت.

    هیأت داوران این قوه، از بازیگران نوجوان فیلم سینمایی «خورشید» نیز قدردانی و جوایزی به هنرمندان نوجوان این فیلم اهدا کرد.

    سازمان زندان‌ها نیز جایزه خود را به فرزاد خوشدست کارگردان مستند «خط باریک قرمز» اهدا کرد.

    بنیاد شهید و امور ایثارگران

    داوران بنیاد شهید و امور ایثارگران، جایزه اول خود را به دلیل نمایش موفق مشارکت اقوام مختلف در دفاع مقدس جایزه خود را به مهرداد خوشبخت کارگردان «آبادان یازده ۶۰» اهدا کرد.

    جایزه بعدی بنیاد شهید و امور ایثارگران به دلیل پرداخت نفس‌گیر جانفشانی‌های محافظان امنیتی کشور، به سعید ملکان برای «روز صفر» اهدا شد. ملکان که در این مراسم حضور داشت با حضور روی سن جایزه خود را دریافت کرد.

    وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی

    جایزه داوران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به دلیل روایت ایثار مادرانه و عشق پدرانه برای زندگی‌بخشی به کودکان و آینده سازان سرزمین به حمیدرضا قربانی کارگردان «مغز استخوان» اهدا شد.

    جایزه بعدی این وزارتخانه به دلیل تمرکز بر یک داستان در حوزه سلامت و دغدغه‌مندی تصویر درست خانواده سلامت ایرانی به بهرنگ دزفولی‌زاده کارگردان فیلم «بی‌صدا حلزون» اهدا شد.

    محمدحسین مهدویان کارگردان «درخت گردو» هم به دلیل نمایش از خودگذشتگی و ماندن سپیدچامگان بر سر سوگند خود، جایزه گرفت. 

    وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی 

    جایزه اول وزارت کار به غلامرضا موسوی تهیه‌کننده «قصیده گاو سفید» اهدا شد. جایزه دوم وزارت کار به دلیل توجه به آسیب‌های اجتماعی و مولفه‌های فرهنگ کار به شهرام مسلخی تهیه‌کننده «پدران» اهدا شد.

    جایزه سوم این بخش به دلیل توجه به مولفه‌های فرهنگ کار و مسئولیت پذیری و اهمیت به سلامت جسم و روان به مجید برزگر برای «ابر بارانش گرفته» اهدا شد.

    وزارت ورزش و جوانان

    جایزه وزارت ورزش و جوانان به دلیل توجه به نقد استفاده از داروهای روان‌گردان و رفتارهای هنجارشکن به سالم صلولتی برای «پدران» اهدا شد. 

    جایزه بعدی وزارت ورزش و جوانان به دلیل نگاه دغدغه‌مند به ازدواج و خانواده برای فیلمنامه «آتابای» به هادی حجازی‌فر اهدا شد.

    جایزه بعدی وزارت ورزش و جوانان برای نگاه نو به ورزش بانوان در عرصه قهرمانی به سام کلانتری برای فیلم «جایی برای فرشته‌ها نیست» اهدا شد.

    فراکسیون جوانان مجلس و سازمان بهزیستی

     جایزه فراکسیون جوانان مجلس شورای اسلامی، به دلیل زنده نگه داشتن راه جوانان غیور آبادان و خرمشهر، به حسن کلامی تهیه‌کننده «آبادان یازده‌ ۶۰» اهدا شد.

     همچنین جایزه این فراکسیون به دلیل احترام و نگاه ویژه به فرهنگ و اقوام ایرانی به نیکی کریمی کارگردان فیلم «آتابای» اهدا شد که او با حضور روی سن این جایزه را دریافت کرد.

     جایزه سازمان بهزیستی کشور به دلیل ترویج نگاه انسانی به کودکان کار و خیابان، به مجید مجیدی برای فیلم «خورشید» اهدا شد.

     جایزه بعدی سازمان بهزیستی به خاطر توجه به مقوله اشتغال معلولین و توجه به ناشنوایان به بهرنگ دزفولی‌زاده برای «بی صدا حلزون» رسید.

     داوران سازمان بهزیستی نیز جایزه خود را به گروه بازیگران کودک و نوجوان فیلم سینمایی «خورشید» اهدا کرد.

    شهرداری تهران

     جایزه اول سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران به دلیل توجه ویژه به بازیافت پسماند و کودکان کار به مجید مجیدی و امیربنان تهیه‌کنندگان فیلم «خورشید» اهدا شد.

     جایزه دوم این سازمان برای توجه به استفاده از پسماندهای شیشه‌ای و بازیافت، به بهتاش صناعی‌ها برای «قصیده گاو سفید» اهدا شد.

     جایزه سوم سازمان مدیریت پسماند، به دلیل توجه به کیسه‌های خرید پارچه‌ای به مجید برزگر برای فیلم «دشمنان» اهدا شد.

     برای استفاده از پیام‌های زیست‌محیطی، جایزه بعدی این سازمان به ساسان سالور تهیه‌کننده «سه کام حبس» اهدا شد.

    جایزه اول داوران شرکت بهره برداری راه‌آهن شهری تهران و حومه، به دلیل توجه به کودکان کار و مهاجرین به مجید مجیدی برای «خورشید» اهدا شد. جایزه دوم این شرکت نیز به بازیگران کودکان و نوجوان فیلم «خورشید» رسید.

    بیمه ایران 

    جایزه اول شرکت سهامی بیمه ایران به دلیل توجه به هوشیاری در مبارزه با فساد به بهروز شعیبی کارگردان فیلم «روز بلوا» اهدا شد. 

    انجمن ویرایش و درست‌نویسی

    هیأت داوران انجمن ویرایش و درست‌نویسی برای توجه به ویژگی‌های زبانی شخصیت‌ها، جایزه خود را به مجید مجیدی و نیما جاویدی برای فیلمنامه فیلم «خورشید» اهدا کرد. 

    ۲۴۱۲۴۱

  • حجت‌الاسلام زائری: ما به اسماعیل امینی مدیونیم

    بیست و سومین عصر کتاب به بزرگداشت اسماعیل امینی، شاعر و طنزپرداز اختصاص داشت که این مراسم عصر امروز، دوشنبه ۲۸ بهمن در سرای کتاب برگزار شد.

    متولد خلخال، بچه نازی‌آباد

    نیکنام حسینی‌پور مدیرعامل خانه کتاب در این مراسم ضمن اشاره به اینکه سال‌هاست اسماعیل امینی را می‌شناسد، چه از زمان مسئولیتش در وزارت ارشاد و چه سایر مسئولیت‌ها اظهار داشت: اسماعیل نام نیکی است برای او؛ چرا که قربانی جهت‌گیری و نگاه‌ها شده است و امینی از این باب برازنده اوست؛ چرا که امین سازمان‌ها و نهادها بوده که این نشان از نام نیک او دارد.

    به گفته وی، بنده او را در حوزه شعر و شاعری و طنازی از افراد دغدغه‌مند می‌شناسم. شاید اگر اشاره کنیم به حوزه طنز باید نامی هم از کیومرث صابری به میان آوریم؛‌ چرا که امینی شاگردی او را کرده است و در گل‌آقا صابری برای حفظ کرامت انسان‌ها تلاش می‌کرد و این مسأله خط قرمزش بود. امروز امینی هم این‌گونه است. علاوه بر اینکه اخلاق‌مداری او برای ما الگوست.

    وی ادامه داد: او برای زبان فارسی دغدغه‌مند است و حفظ آن را از ارکان فرهنگی می‌داند. دغدغه او همین است: زبان فارسی حفظ شود؛ چرا که سیستم آموزشی ما به این مسائل توجهی ندارد و در حفظ آن کوشا نیست.

    حسینی‌پور در بخش دیگری از سخنانش گفت: ‌اسماعیل امینی معتقد است در حوزه فرهنگ و سیاست، فرهنگ باید بر سیاست سروری کند.

    حجت‌الاسلام محمدرضا زائری سخنران دیگر این مراسم بود که اظهار داشت: ارادت من به اسماعیل امینی بخشی جنبه شخصی و دیگری کارکرد اجتماعی اوست. امینی از افرادی است که میراث‌دار، نگهبان و قلعه‌بان ادبیات فارسی است. ما به او مدیونیم.

    ساعد باقری آخرین سخنران این مراسم بود که در سخنانی گفت: افرادی از جنس اسماعیل امینی انصافا کم هستند. مواجهه او با بچه‌های جوان در موضع خلاقیت ارزشمند است. با وجود او درخشش‌هایی می‌بینیم؛ چرا که انس و الفت او با جوان‌ترها مسئولانه است و موجب شده جوان‌ها به او اعتماد کنند. ما فکر می‌کردیم استاد اوستاها دیگر ظهور نخواهد کرد اما تبریک می‌گویم؛ چرا که هنوز امثال امینی‌ها هستند؛ هر چند اندک‌اند. من از او ممنونم که شعله امید را در دل افرادی چون من روشن نگه داشت. هر کس با او نشست و برخاست کند، سواد زندگی کردنش بالا می‌رود.

    ۲۴۱۲۴۱

  • قصه چند وجهی و غافلگیرکننده، در روزگار فقدان فیلمنامه ‌های جذاب

    از سوی دیگر، بعضی از مجموعه های نمایشی با وجود آغازی خوب و حتی شروع طوفانی، در میانه راه از جذابیت قصه شان کاسته شده و به نوعی یکنواختی و حالت خنثی رسیده اند و با ریزش مخاطب مواجه شده اند.

    بدون شک، قصه تکراری، سطحی، تک‌ بعدی، شعارزده، کلیشه ‌ای و با قابلیت حدس آسان پایانش توسط مخاطب، یکی از عوامل ناکام بودن بسیاری از آثار نمایشی در تلویزیون بوده است. بیننده در مواجهه با برخی از آثار نمایشی پخش شده، به راحتی می تواند پایان کار را حدس بزند و به همین دلیل، از تماشای اثر تا پایان کار منصرف شده و به سراغ فیلم و سریال دیگری می رود.

    این شب ها سریالی از شبکه آی فیلم در حال پخش است که به نظر می ‌رسد به خوبی توانسته است بر این معضل فائق آید و به مدد حضور نویسندگانی جوان و خلاق در مقام فیلمنامه نویس، قصه ای چند وجهی، لایه لایه، پر پیچ و خم و جذاب با سویه معمایی را در معرض دید مخاطبانش قرار دهد. «ملکاوان» به عنوان سریال جدید شبکه آی‌ فیلم نه تنها دست قصه اش از همان ابتدا برای مخاطب رو نیست که با خود قرار دارد تا در هر قسمت، یک شگفتی و غافلگیری را برای او رونمایی کند. تماشاچی ملکاوان که شاید در چند قسمت ابتدایی این سریال گمان می کرد که با همان قصه های معمولی در قالب دعوا و کشمکش عروس مظلوم و مادرشوهر بدجنس و پدرشوهر منفعل مواجه است، با عدد گرفتن قسمت های سریال، خود را با قصه ای پر از تعلیق، معما، پرسش و حدس های چندگانه طرف می بیند و از این بابت، هر شب مشتاق به نظاره قسمت جدید می‌ نشیند تا ببیند آخر و عاقبت اهالی ملکاوان را.

    به عبارت دیگر، قصه ملکاوان برخلاف غالب سریال های تلویزیون که از یک شروع طوفانی به آرامشی منفعالانه و خنثی می رسند، آرام آرام و در یک بستر حساب ‌شده اوج گرفته و از ریتم و ضرباهنگ تندی برخوردار می شود. مخاطب ملکاوان حالا و در قسمت های میانی سریال، هر شب با یک غافلگیری جدید مواجه است و در می یابد که نه این کاراکترها آنهایی هستند که از ابتدا گمان می برده و نه چرخ قصه قرار است بر طبق پیش‌ بینی و حدسیات او بچرخد. حرکت خلاقانه و از قبل طراحی شده قصه ملکاوان در میان چهار ژانر متنوع وحشت، معمایی، پلیسی و اجتماعی سبب شده که نه تنها بیننده احساس خستگی و دلزدگی نکند که بر عکس، با اثری جذاب و غافلگیرکننده مواجه باشد.

    شخصیت پردازی درست و منطقی کاراکترها به همراه بازیگران حرفه ای و کارگردانی مجرب، دست به دست هم داده تا ملکاوان به سریالی مقبول و محبوب برای مخاطبان تلویزیون تبدیل شود. احمد معظمی به عنوان کارگردان سریال، پس از تجربه ژانرهای متنوع و ساخت مجموعه های به نسبت پرمخاطبی همچون شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، جاده چالوس، سارق روح، ترور خاموش و… با ملکاوان نشان می‌ دهد که در ساخت آثار نمایشی با سویه معمایی- پلیسی به یک پختگی رسیده و متبحر شده است.

    قصه جذاب سریال ملکاوان حاصل کار گروهی سه نویسنده جوان شامل سمیه تاجیک، مریم بهاری و پویان طایفه است. همین نشانه، حجتی است برای اعتماد به نویسندگان جوان، تازه نفس، خلاق و با انگیزه. به نظر می ‌رسد تلویزیون در همکاری با فیلمنامه نویسان به یک خانه تکانی نیاز دارد و باید از بعضی نویسندگان قدیمی اش که به تکرار رسیده‌ اند دل بکند. گشودن راه ورود نویسندگان جوان، با انگیزه و البته خلاق به تلویزیون می تواند به سان دمیدن روح تازه در کالبد، جان جدیدی بدهد به سریال‌ ها و این آثار را از ملالت و کسالت که گاه به آن دچار می‌ شوند برهاند. اعتماد به جوانان همیشه کارساز بوده است.

    مخلص کلام این که، سریال ملکاوان با وجود برخورداری از مولفه ها و نقاط قوت متعدد و موثر در جذب مخاطب اما، در وهله اول توفیق خود را مدیون قصه و ژانر بکر، گیرا، خلاقانه و نوآورانه اش است. قصه حکم همان پاشنه آشیل را دارد در آثار نمایشی و ملکاوان از این منظر، اثری برخوردار و ممتاز است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • «شنای‌پروانه» انگار نه انگار فیلم اول محمد کارت است

    در سینمای ایران معمولا دو راه وجود دارد که بتوانی اولین فیلم سینمایی‌ات را بسازی. یا باید دستیار کارگردان بوده باشی و یا نمونه کار موفقی به عنوان فیلم کوتاه و مستند داشته باشی. محمد کارت به خاطر بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی با راه اول بیگانه نبود و از طرفی دیگر به خاطر ساخت مستندهایش که همگی انواع و اقسام جوایز را گرفتند، به عنوان یک مستندساز خلاق هم مطرح شد. اما ماجرا وقتی خیلی جدی شد که فیلم کوتاه داستانی «بچه‌خور» را ساخت که در یک سال، تمام جوایز سینمایی ایران  را گرفت و حالا همه منتظر بودند که اگر قرار باشد اولین فیلم داستانی بلندش را بسازد، چه تجربه‌ای خواهد بود. کلکسیونی از بازیگران چهره و معتبر سینمای ایران، از جمله جواد عزتی، امیر آقایی، طناز طباطبایی، پانته‌آ بهرام و…. به عنوان بازیگر انتخاب شدند و رسول صدرعاملی که خود در سینمای اجتماعی فیلم‌های ماندگاری مثل «من ترانه پانزده سال دارم»، «گل های داودی» و… را ساخته، تهیه‌کنندگی کار را به عهده گرفت و داستانی که در جنوب شهر اتفاق می‌افتاد تا کنجکاوی‌ها و اشتیاق‌ها دو چندان شود. اما نتیجه فراتر از یک فیلم اول بود و همان ابتدا، غیر از بخش فیلم‌اولی‌ها، به بخش اصلی یعنی سودای سیمرغ راه یافت و بالاخره فیلم به نمایش درآمد. 
    فیلم در نگاه اول شبیه فیلم‌های مهم چند سال اخیر است که به جنوب شهر و معضلاتش پرداخته‌اند. از جمله «ابد و یک روز»، «متری شیش‌ونیم»، «مغزهای کوچک زنگ‌زده»، «سد معبر» و … اما محمدکارت سه برگ برنده متمایز نسبت به این فیلم‌ها داشت. اول اینکه شناخت دقیقی از طبقه مورد نظر دارد، چون خود نسبتا از همین طبقه بود و در آن زیست کرده بود، نه اینکه از دور دستی بر آتش داشته باشد، دوم اینکه خودش بازیگر توانایی است و طبعا همکاری با بازیگران را به شکل مطلوبی بلد است و سوم اینکه تهیه‌کننده‌ای داشت که به خوبی، بستر لازم برای ابراز توانایی کارت را فراهم سازد تا نتیجه، کاندید شدن فیلم برای سیمرغ در دوازده رشته و دریافت یکی از مهمترین جوایز جشنواره یعنی، جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران بود.

    اما چه شد که این طوری شد؟  کارت از سینمای مستند می‌آمد و در اغلب کارهایش با معتادها و خرده‌لات‌ها سر و کار داشت و حالا فرصت لازم در دسترس بود تا نگاهی جامع‌تر و در عین حال جزئی‌نگرتر به سوژه مرکزی‌اش داشته باشد. یک روایت ملتهب و پرکشش و داستان‌گو که همین مقوله «داستانگویی» حلقه مفقوده اغلب فیلم‌های سینمای ایران است که در «شنای پروانه»، مهمترین قواعدش رعایت شد. یعنی ترسیم یک قهرمان، انگیزه‌هایش و اینکه کنش‌ها و واکنش‌هایش متقاعدکننده باشد.
    یک طراحی صحنه حساب شده، دوربینی که اغلب در مدیوم‌شات، می‌گذرد تا نفس مخاطب به نفس حجت (جواد عزتی) بند باشد. قهرمانی که باید ایستگاه‌های مختلفی را طی کند که هر کدام با خرده روایت‌های جذابی هم همراه می‌شدند و در نتیجه به رستگاری می‌رسند. گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌ها به موقع اتفاق می‌افتد و حجت دست مخاطب را می‌گیرد و به جاهایی می‌برد که کمتر دیده و شنیده است. خرده‌لات‌ها، گنده‌لات‌ها، قمه‌کش‌ها، مشروب‌فروش‌ها، قماربازها و … همگی اهل هزارجور قسم خوردن هستند و همگی قربانی شرایط پیرامون و کارگردان چون از سینمای مستند آمده، به خوبی تفسیر خلاقانه‌ای از واقعیت زندگی حجت‌ها و هاشم‌ها و … پیش روی مخاطب می‌گذارد و مخاطب باور می‌کند.
    بازی‌ها به حدی یک دست و منسجم ارائه شده‌اند که برای اولین‌بار در تاریخ جشنواره فجر می‌شد به گروه بازیگران فیلم سیمرغ داد. به خصوص به جواد عزتی که مانند نگینی در روایت فیلم می‌درخشد و فریادها و نجواها و بیم‌ها و هراس‌هایش را لمس می‌کنیم.
    تقطیع درست نماها به تعلیق روایت کمک می‌کند و با یک پایان‌بندی هوشمندانه، حجت داستان ما، خودش حجتی می‌شود برای روزگار ما و محمد کارت انگار نه انگار که اولین فیلم بلندش است و تجربه مقایسه کار او با فیلمسازان نسل‌های گذشته نشان داد که از جمله تازه نفس‌هایی است که هم به طور غریزی سینما را می‌شناسد و هم آگاهانه قواعد بازی را بلد است. بلد است از امیر آقایی طوری بازی بگیرد که تفکیکش از نقش دشوار باشد. یا پانته‌آ بهرام که لباس نقش دقیق برزانده اوست. زمان‌بندی درست اجرای هر پلان، هدایت درست بازیگران، توجه به جای برش‌ها هنگام فیلمبرداری، تدوینی که دلهره و واهمه تعقیب و گریزها را دو چندان می‌کند و … در نهایت تبدیل به فیلمی شدند که به راحتی می‌توان به آن به عنوان یک سند تصویری زنده از «زوال زیبای گل‌ها در گلدان» نگاه کرد. فیلمسازی که به پیرامونش نگاه نمی‌کند، بلکه جست‌وجو می‌کند، بلکه روشنگری می‌کند، بلکه دلسوز قربانیان داستانش است، حاصل کارش می‌شود فیلمی که هم منتقدان دوستش دارند که در اغلب نظرسنجی‌ها جزو فیلم‌های برتر قرار گرفت، هم مردم که جایزه‌اش را دریافت کرد و هم داوران که پنج سیمرغ به آن دادند، در حالی‌که جای خالی سیمرغ جواد عزتی و خود محمد کارت حس می‌شود.
    وقتی فیلمی در تمامی اجزا موفق باشد، طبیعی است که یک کارگردان خلاق و نکته‌سنج، پشت صحنه داشته. کارگردانی که طبق شنیده‌ها به شکل عجیبی فقط ۲۵روز  را  برای چنین پروژه سنگین و پربازیگر و  با این تنوع زیاد لوکیشن، صرف پیش‌تولید کرده و فقط ۵۰روز را صرف فیلمبرداری که نشان می‌دهد قبل از ساخت فیلم، دقیقا در ذهنش، یک بار فیلم را از اول تا آخر دکوپاژ و تدوین کرده! و طبق یک جهان‌بینی و نقشه راه هدفمند حرکت کرده است.  نه مثل اغلب کارگردان‌ها که هیچ تصوری از فیلمنامه در زمان  اجرا ندارند و زمان و هزینه  پیش‌تولید و تولید و پس از تولید، سر به فلک می‌کشد! و داد و فغان بازیگر و تهیه‌کننده و … به آسمان می‌رسد! 
    نکته آخر اینکه «شنای پروانه» پتانسیل و قابلیت این را دارد که  با تبلیغات درست و مخاطب‌شناسی دقیق، به راحتی بتواند جزو فیلم‌های پرفروش سال آینده قرار گیرد. هم جشنواره فجر، فیلم را ستایش کرده، هم مخاطبانش، هم منتقدان و هم ویترین بازیگری جذابی دارد که در راس آنها جواد عزتی به خوبی می‌تواند، مخاطب را به سالن سینما دعوت کند تا از سینما لذت ببرد. سینمایی از جنس مردم، درباره مردم، برای مردم.
    ۲۵۸۲۵۸
  • رونمایی از پوستر رسمی «چهل‌وهفت» در آستانه اکران

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم سینمایی «چهل‌وهفت» با شعار «نه به خشونت علیه زنان» از روز چهارشنبه ۳۰ بهمن اکران می‌شود و در آستانه اکران این فیلم پوستر آن که توسط مریم برادران طراحی شده رونمایی و منتشر شد. فیلم «چهل‌وهفت» روایتگر داستان سه زن از سه طبقه اجتماعی در شب آغاز زمستان است.

     در این فیلم  بازیگرانی همچون لادن مستوفی، مهدی احمدی، شیدا خلیق، رابعه مدنی، مهرنوش ستاری، بهنام مومنی، فرشته آلوسی، بهزاد داوری، احسان شاملو و محمدرضا غفاری، با هنرمندی: حمیدرضا آذرنگ، شقایق فراهانی و ریما رامین فر حضور دارند.

    عوامل این فیلم عبارتند از: نویسنده و کارگردان: احمد اطراقچی، علیرضا عطا الله تبریزی، تهیه‌کننده: ناهید دل‌آگاه، مدیر تولید: جواد سلیمانی، وارش خیری، جانشین تولید: ایمان قدسیان، دستیار تولید: سمیه مرادی، مجری طرح: خانه فیلم و تجربه، مدیر فیلمبرداری: هاشم مرادی، تدوین: فرامرز هوتهم، موسیقی: ستار اورکی، طراحی و ترکیب صدا: رامین ابوالصدق، مدیر صدابرداری: امیر شاهوردی، طراح چهره‌پردازی: سودابه خسروی، طراح صحنه و لباس: غزل آلوسی، طراح و گرافیست: مریم برادران- بهزاد خورشیدی، طراح لوگو: احمد غلامی، طراح و اجرای تیزر: سارا معلم – سپیده ناهیدپور، موشن‌گرافی: سپیده معلم، پست پروداکشن: وحید قطبی‌زاده، عکاس: مهران بختیاری، اصلاح رنگ و نور: نیما دبیرزاده (استودیو خط فرضی)، پخش: فیلم آفرین.

    ۲۵۸۲۵۸