برچسب: فرهنگی

فرهنگی

  • صفحه اول روزنامه‌های یکشنبه ۱۰ آذر ۹۸

    صفحه اول روزنامه‌های یکشنبه ۱۰ آذر ۹۸

    بحث بر سر بودجه ۹۸، اعلام انصراف علی لاریجانی از انتخابات مجلس شورای اسلامی،آغاز ثبت نام انتخابات مجلس و… از موضوعات روزنامه های امروز است.

  • انتقاد داریوش مودبیان از شتابزدگی در نهضت ترجمه

    انتقاد داریوش مودبیان از شتابزدگی در نهضت ترجمه

    داریوش مؤدبیان –  بازیگر سینما و تئاتر، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و مترجم ایرانی، همزمان با آخرین روز از طرح «مبادله کتاب» که به مناسبت هفته «کتاب و کتابخوانی» برگزار شد در کتابخانه ملی ایران حضور یافت.

    وی پس از مبادله کتاب، گفت: لازم است از هر وسیله‌ای برای ارتقا و گسترش فرهنگ کتابخوانی و نیز افزایش تعداد کتابخوان‌ها در کشور استفاده شود.

    تفاوت قابل توجه میان کتاب‌های مکتوب و کتب اینترنتی

    این مترجم و  فیلمنامه‌نویس، ضمن تمیز قائل شدن میان کتاب‌های مکتوب و کتب اینترنتی، افزود: هنگامی که متن یک کتاب در اینترنت قرار می‌گیرد خواننده به عمق کمتری در مطالعه اینترنتی این متن دست می‌یابد، این در حالی که لازم است متنی که سابقه و پیشینه ادبی دارد و مسائل انسانی، عاطفی و حتی مسائل پژوهشی را مطرح می‌کند باید به صورت مکتوب باشد.

    وی ادامه داد: زمانی که خواننده کتاب را در دست می‌گیرد و ورق به ورق پیش می‌رود در مقایسه با صفحه تخت مانیتور ارتباط بیشتری با کتاب برقرار می‌کند.

    کتاب باید کاغذی باشد

    مؤدبیان با بیان اینکه نمی‌توان منکر دستیابی به اطلاعات از طریق فضای مجازی شد، اضافه کرد: این فضا، ما را به سرعت به اطلاعات می‌رساند اما به عقیده من با تمام این تفاسیر کتاب باید به صورت کاغذ باشد.

    وی ضمن استقبال از اجرای طرح مبادله کتاب در کتابخانه ملی ایران، ادامه داد: این امر می‌تواند در سایر مکان‌ها از جمله مدارس، محله‌ها، فرهنگ‌سراها و…. صورت گیرد.

    این مترجم و  فیلمنامه‌نویس با بیان اینکه کتاب در مواقعی مقدس است، گفت: تبادل کتاب تبادل دیدگاه در کنار تبادل اطلاعات است البته پیرامون این مهم می‌تواند رابطه عاطفی نیز برقرار شود.

    مؤدبیان ضمن اشاره به عضویت فعال خود در کتابخانه ملی ایران در طی سالیان دور و متوالی، افزود: زندگی من مانند بسیاری از افراد با کتاب گره خورده است به طوری‌که نزدیک ۵۰ سال است که مترجمی کتاب را برعهده دارم و نخستین ترجمه من در سال ۱۳۴۸ بود و اولین چاپ آن مربوط به سال ۱۳۵۰ می شود.

    وی ضمن معرفی آخرین اثر خود با عنوان«دفتر هشتم طنزآوران جهان نمایش» و کتابی با عنوان «دوستان، ما بد زندگی می‌کنیم» تصریح کرد: تصور می‌کنم در آرشیو و بایگانی‌های کتابخانه ملی ایران نام داریوش مؤدبیان وجود داشته باشد.

    وی ضمن انتقاد از شتابزدگی نهضت ترجمه، ادامه داد: هم اکنون شاهد هستیم چندین ترجمه به طور همزمان در مورد یک کتاب روانه بازار نشر می‌شود و برخی از آن‌ها ترجمه‌های شتاب‌زده هستند چراکه رویکرد بازار جذب اینگونه کتابهاست.

    مؤدبیان یادآور شد: مترجمان در پاسخ به چرایی موازی کاری‌های صورت گرفته، عموماً ابراز بی‌اطلاعی درخصوص ترجمه‌های صورت گرفته توسط دیگر اشخاص دارند در چنین شرایطی اگر مرکزی وجود داشته باشد تا پدیدآورندگان در کنارهم ارتباط اطلاعاتی داشته باشند دیگر شاهد موازی‌کاری در این عرصه نخواهیم بود ضمن آنکه می‌توان با انجام فعالیت‌های مشترک به اطلاعات حاصله عمق ببخشید.

    این کارگردان و بازیگر سینما و تئاتر خاطرنشان کرد: کتابخانه ملی در بسیاری از عرصه‌های کتاب به ویژه ارتباط میان کتابخوان‌ها و تبادل اندیشه و کتاب می‌تواند سهم قابل توجهی داشته باشد و بدون شک در طرح‌هایی که به مناسبت هفته کتاب برگزار کرده است موفق بوده و موفق‌تر نیز خواهد بود

    ۲۴۱۲۴۱

  • کاخ جشنواره یا سینمای رسانه؟ مساله این است!

    کاخ جشنواره یا سینمای رسانه؟ مساله این است!

    مهسا بهادری: کمپین بازگرداندن کاخ جشنواره به برج میلاد! این موضوع مهم چند کانال سینمایی در روزهای اخیر بوده است. موضوعی که برایش کمپین ساخته شد و امضاهایی جمع شد؛ هرچند در میان امضا کنندگان نام یک تهیه‌کننده و یک فرد خارج‌نشین هم دیده می‌شد.

    علاوه بر این امضاها و این کانال‌های تلگرامی روزنامه جوان هم با این موج همراه شد و از بازگشت برج میلاد به جشنواره فیلم فجر با متنی داغ دفاع کرد و از درمیان بودن پای منافع افرادی در تغییر مکان جشنواره فیلم فجر نوشت. بیایید ماجرا را با هم مرور کنیم.

    تغییر کاخ جشنواره به سینمای رسانه

    دو سال پیش بود که خبر رسید جشنواره فیلم فجر برای اهالی رسانه مکان دیگری غیر از برج میلاد در نظر گرفته است. اتفاقی که با واکنش مثبت اهالی رسانه روبه‌رو شد. آنها که دل خوشی از برگزاری جشنواره در مکان قبلی و تجربه فیلم دیدن در سالن ۱۸۰۰نفری برج میلاد نداشتند. خبرنگارانی که از ایستادن در صف‌های طولانی در کنار افرادی اغلب غیررسانه‌ای و شکل محدب چینش صندلی‌های سالن برج خسته شده بودند. و در یک کلام آنهایی که سالن سینما می‌خواستند نه کاخ و جشنواره را برای فیلم دیدن و کار کردن می‌خواستند تا یک دورهمی سالیانه با همکارانشان!

    مکان انتخابی از سوی دبیر جشنواره برای این اتفاق اما در همان روزهای ابتدایی تغییر مکان جشنواره حسابی توی ذوق زد. نه خبری از پارکینگ سهل‌الوصول بود و نه خط‌های مبایل آنتن‌دهی قوی‌ای داشتند. از نظر رفت‌وآمد هم البته پردیس ملت هرچند از برج میلاد در دسترس‌تر بود اما برای اکثر خبرنگاران به سختی صورت می‌گرفت. اینها ایرادات پردیس ملت در اولین سال تبدیل شدن به سینمای اهالی رسانه بود که دبیر جشنواره را با انتقادات بسیاری روبه‌رو کرد.

    از آن سال به بعد سینمای اهالی رسانه به دغدغه بزرگ این صنف تبدیل شد. در نشست‌ خبری جشنواره سی‌وهفتم توضیح درباره دلایل انتخاب پردیس ملت از اولین مواردی بود که ابراهیم داروغه‌زاده مجبور شد توضیح بدهد و از برطرف شدن معایب سال قبل بگوید. اتفاقی که تا حد زیادی رخ داده بود. هم مشکل پارکینگ تا حدودی حل شده بود و هم آنتن‌دهی موبایل بهتر از سال پیش از آن شده بود.

    رسانه‌ها چه می‌گویند؟

    این روزها اما بار دیگر بازگشت به برج میلاد برای بعضی از رسانه‌ها اهمیت پیدا کرده است و برای آن کمپین تشکیل داده‌اند و مطلب می‌نویسند. اتفاقی که مهدی کلهر دبیر فرهنگی خبرگزاری فارس در برنامه «هفت» درباره‌اش اینطور گفت: «درحال حاضر تعدادی از دوستان تلاش می کنند برج میلاد را جا بیاندازند و برای آن کمپینی راه انداختند و اسم جمع کردند. در بین این اسامی تهیه‌کننده هم به چشم می‌خورد درحالی‌که این سینما قرار است برای اهالی رسانه باشد و ربطی به اهالی سینما ندارد و یا یک فردی نظر داده که در آمریکا است. یا روابط عمومی یکی از پردیس های سینمایی یا فردی در یک سایت موسیقی. اکثر کسانی‌که برج میلاد را تبلیغ می‌کنند افرادی هستند که رسانه رسمی ندارند یا کانال تگرامی و اینستاگرامی دارند و امیدشان این است که چون برج میلاد سالن بزرگتری دارند شاید بتوانند کارت بگیرند.»

    او همچنین در این برنامه از جلسه دبیران حوزه سینمای رسانه‌های رسمی با ابراهیم داروغه‌زاده دبیر جشنواره فیلم فجر گفت و این نکته که: «تقاضای جدی همه افراد حاضر در جلسه عدم بازگشت به گذشته و برج میلاد بود.»

    این گفته مهدی کلهر موردی است که در نوشته‌های کانال‌های سینماییِ مدافعِ برج میلاد برعکس بیان می‌شود و مدام از خواست اکثریت قاطع اهالی رسانه برای بازگشت به برج میلاد یاد می‌شود. برای مثال محسن شرف‌الدین در مطلبی که در کانال سینمادیلی منتشر شد اینطور نوشت: «نکته ناراحت کننده اصلی برای ما که از سال اولیه انتقال جشنواره به برج میلاد تا امروز فضای کاخ جشنواره را تجربه کرده‌ایم و همیشه در گفت و شنود با مسئولان بودیم، عدم توجه برگزارکنندگان به خواست اکثریت اهالی رسانه و نارضایتی‌شان از پردیس ملت در دوسال گذشته بوده است. مخصوصا که در سال گذشته می شد به عینه تلاش مسئولان را برای ارتقا کیفی جشنواره مشاهده کرد ولی مشکل از مکانی هست که امکانات و شرایط اولیه برگزاری رویداد بزرگ و پراهمیتی چون جشنواره فجر را ندارد.»

    یا در موردی دیگر سایت تابناک از کشته شدن شور جشنواره با تغییر مکانش از برج میلاد به پردیس ملت نوشت و این موضوع را به نوعی به نفع فیلمسازانی دانست که دیگر فضای دلهره‌آور حضور در یک سالن بزرگ را تجربه نمی‌کنند. از سوی دیگر روزنامه جوان موضوع را به گونه‌ای دیگر دید و در سایت خود از تحقیر جشن انقلاب با تغییر مکان برگزاری جشنواره فیلم فجر نوشت!

    راه چاره چیست؟

    راه چاره شاید در درازمدت همانی باشد که دبیر جشنواره فیلم فجر سال گذشته در اکانت توئیترش نوشت. ابراهیم داروغه‌زاده در توئیتی خطاب به پیروز حناچی شهردار تهران نوشت: «آقای دکتر حناچی لطفا به فکر ساخت یک مجموعه باشکوه برای جشنواره فیلم فجر باشید.» این درخواستی بود که چند روز بعد پیروز حناچی در پاسخ به سوال یک رسانه گفت که برای انجام آن با اهالی سینما وارد مذاکره خواهد شد. اما تا آن روز باید چه کرد؟ اگر پردیس ملت معایب و نواقصی دارد، قطعا برج میلاد چند برابر آن را دارد و این نکته‌ای است که گویا برخی از اهالی رسانه قصد نادیده گرفتن آن را دارند. اینکه همه اهالی رسانه در کنار هم به تماشای فیلم بنشینند قطعا نکته مثبتی است اما به اینکه در سالنی با کاربری برگزاری جشن و کنسرت و همایش با چیدمان محدب صندلی‌ها که از بعضی نقاط پرده سینما کامل دیده نمی‌شود و نه از لحاظ صوت و نه تصویر کیفیت لازم را ندارد، فیلم ببینند، نمی‌ارزد!

    اینکه اهالی رسانه پارکینگ مناسبی داشته باشند قطعا نکته مثبتی است اما تنها برای آنهایی که وسیله نقلیه شخصی دارند و نه برای آنها که مجبورند با وسایل نقلیه عمومی رفت و آمد کنند و ده روز تمام با هزینه‌های سرسام‌آور روبه‌رو باشند و گاهی نیمه‌شب پس از سانس پایانی برای پیدا کردن همان وسیله نقلیه با همان هزینه بالا هم به دردسر بیفتند.

    حضور همه اهالی رسانه در سالنی که عوامل فیلم هم در آن حضور دارند حتما یکی از مواردی است که در همه جشنواره‌های بزرگ رعایت می‌شود اما آیا این مساله به این می‌ارزد که از هزاران راه مخفی سالن همایش‌های برج میلاد افراد بی‌ربط با رسانه وارد شوند و بعضا صف‌های طویل جلوی درهای سالن تشکیل شود؟

    اینها تنها بخشی از نکاتی است که باعث ارجحیت پردیس ملت به برج میلاد از نگاه اکثر اهالی رسانه می‌شوند اما آیا پردیس ملت بهترین مکان برای برگزاری جشنواره فیلم فجر است؟ قطعا پاسخ مثبت نیست اما به نظر می‌رسد انتخابی غیر از پردیس ملت توسط دبیرخانه جشنواره، هرچه باشد، قطعا برج میلاد نیست و شاید گزینه‌های دیگری مثل پردیس سینمایی چارسو مدنظر عوامل اجرایی سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر قرار بگیرد. باید منتظر ماند و دید در ماههای آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد.

    ۲۵۸۲۵۸

  • فراخوان هجدهمین جشنواره نمایش عروسکی تهران- مبارک منتشر شد

    فراخوان هجدهمین جشنواره نمایش عروسکی تهران- مبارک منتشر شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فراخوان هجدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران- مبارک به دبیری گلزار محمدی منتشر شد.

    هجدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران- مبارک از ۱۰ تا ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، در ۹ بخش نمایش صحنه‌ای، نمایش‌های خیابانی و محیطی، نمایش عروسکی ملل، نمایش‌های سنتی عروسکی، ایده‌های نو، پایان‌نامه‌های برتر دانشجویی، نمایش عروسکی در فضای مجازی، مسابقه عکاسی نمایش عروسکی و پژوهش، آموزش و نشست‌های تخصصی برگزار می‌شود.

    متقاضیان بخش‌های مختلف می‌توانند از شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸ تقاضاهای خود را در تارنمای جشنواره بارگذاری کنند.

    متن کامل این فراخوان را بخوانید.

    ۵۷۵۷

  • معرفی آثار برگزیده جایزه مهرگان

    معرفی آثار برگزیده جایزه مهرگان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دبیرخانه جایزه مهرگان، فهرست آثار راه‌یافته به مرحله بعد این رویداد ادبی را اعلام کرد. این فهرست شامل ۲۱ عنوان در هر یک از بخش‌های رمان و مجموعه داستان است که از میان تعداد ۱۹۵۸ اثر و پس از چند مرحله داوری انتخاب شده است.

    آثار برگزیده جایزه مهرگان به شرح زیر است:

    فهرست ۲۱ رمان‌ برگزیده جایزه مهرگان ادب – دوره نوزدهم و بیستم (به نظم الفبایی)

    ۱. آتش زندان؛ ابراهیم دمشناس؛ نیلوفر
    ۲. آخرین روزهای زندگی هلاله*؛ عطاء نهایی (رضا کریم مجاور)؛ افراز
    ۳. آقا رضا وصله‌کار؛ مهیار رشیدیان؛ نیلوفر
    ۴. بازگشت؛ گلی ترقی؛ نیلوفر
    ۵. بند محکومین؛ کیهان خانجانی؛ چشمه
    ۶. پدرکشی؛ ملاحت نیکی؛ نیماژ
    ۷. راهنمای مردن با گیاهان دارویی؛ عطیه عطارزاده؛ چشمه
    ۸. سرزمین عجایب؛ جعفر مدرس صادقی؛ مرکز
    ۹. شکوفه عناب؛ رضا جولایی؛ چشمه
    ۱۰. شمسیه لندنیه؛ سیدعلی میرفتاح؛ پیدایش
    ۱۱. ط؛ زاهد بارخدا؛ افراز
    ۱۲. غروبدار؛ سمیه مکیان؛ چشمه
    ۱۳. کتاب خم؛ علیرضا سیف‌الدینی؛ نیماژ
    ۱۴. کفتار؛ مرتضی فخری؛ افراز
    ۱۵. کوچ شامار؛ فرهاد حیدری گوران؛ آگاه – بان
    ۱۶. گفتن در عین نگفتن؛ جواد مجابی؛ ققنوس
    ۱۷. ما را با برف نوشته‌اند؛ نسیم توسلی؛ آگه
    ۱۸. ماخونیک؛ محسن فاتحی؛ آماره
    ۱۹. موزه اشیاء آشغالی؛ تکتم توسلی؛ افراز
    ۲۰. هشت پیانیست؛ مهدی بهرامی؛ نیماژ
    ۲۱. یک دایره چرکین؛ شهلا سلیمانی؛ سده
    *رمان «آخرین روزهای زندگی هلاله»، نوشته عطاء نهایی، نویسنده کرد متولد بانه که با ترجمه رضا کریم مجاور منتشر شده، بنا به پیشنهاد هیأت داوران استثنائاً به عنوان یک رمان فارسی در کنار سایر آثار داوری شده است.

    فهرست بلند ۲۱ مجموعه داستان برگزیده جایزه مهرگان ادب – دوره نوزدهم و بیستم (به نظم الفبایی)

    ۱. آه ای مامان؛ احمد حسن‌زاده؛ نون
    ۲. آهوانی؛ مهدی محبی کرمانی؛ نون
    ۳. اسپارانی؛ امیرعلی ریاحی؛ مروارید
    ۴. او؛ محمد کلباسی؛ چشمه
    ۵. با شب یکشنبه؛ محمدرضا صفدری؛ نیماژ
    ۶. بوطیقای شیطان؛ علیرضا لبش؛ هیلا
    ۷. توت‌فرنگی‌های اهلی؛ مهدی قلی‌نژاد ملکشاه؛ نگاه
    ۸. تونل؛ فرهاد کشوری؛ نیماژ
    ۹. جغد برفی؛ فاطمه مهرخان سالار؛ مرکز
    ۱۰. جیرجیرک‌های باغ قوام‌السلطنه؛ لیلا فلاح؛ افراز
    ۱۱. خاطرات یک دروغگو؛ نسیم وهابی؛ مرکز
    ۱۲. خدا مادر زیبایت را بیامرزد؛ حافظ خیاوی؛ ثالث
    ۱۳. دوازده نت برای سکوت؛ کیوان صادقی؛ نیماژ
    ۱۴. رژ قرمز؛ سیامک گلشیری؛ چشمه
    ۱۵. رنگ‌ها؛ محبوبه میرقدیری؛ ثالث
    ۱۶. روزگار شاد و ناشاد محله‌ی نفت‌آباد؛ قباد آذرآیین؛ افراز
    ۱۷. روزی می‌روی؛ عادل قلی‌پور؛ آرادمان
    ۱۸. زخم شیر؛ صمد طاهری؛ نیماژ
    ۱۹. زن غمگین؛ محسن عباسی؛ نی
    ۲۰. شرط‌بندی روی اسب مسابقه؛ امیرحسین خورشیدفر؛ ثالث
    ۲۱. قنادی ادوارد؛ آرش صادق بیگی؛ مرکز

    ۵۷۵۷

  • نامه وزیر فرهنگ و ارشاد به سه مقام دولتی درباره حذف معافیت مالیاتی هنرمندان

    نامه وزیر فرهنگ و ارشاد به سه مقام دولتی درباره حذف معافیت مالیاتی هنرمندان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پی قوت گرفتن حذف معافیت مالیاتی اهالی فرهنگ، رسانه و هنر، در نامه‌ای به معاون اول رئیس‌جمهور، رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور و وزیر امور اقتصادی و دارایی، خواستار بازنگری در این تصمیم شد.

    در بخشی از این نامه آمده است: «در شرایطی که خبر موافقت دولت محترم در تصویب تاسیس انجمن‌های صنفی سراسری فرهنگ، هنر و رسانه می‌رفت تا موجی از شادی و دلخوشی در بین این بخش از جامعه ایجاد کند، متاسفانه انتشار اخباری در خصوص حذف معافیت مالیاتی مربوطه موجب نگرانی شد.»

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داده است: «براساس بند (ل) ماده (۱۳۹) قانون مالیات‌های مستقیم، کلیه فعالیت‌های انتشاراتی، مطبوعاتی، قرآنی، فرهنگی و هنری دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معاف از مالیات (مشمول مالیات با نرخ صفر درصد) هستند. به نیکی واقفید فعالیت‌های فرهنگی و هنری اصولا درآمدزایی چندانی نداشته و انتفاعی محسوب نمی‌شود و برهمین اساس در ادوار مختلف به مجوزهای صادر شده به چشم اقتصادی نگاه نشده و همواره سعی در حمایت از آنها بوده است.»

    صالحی در پایان خواستار شده است: «باتوجه به اینکه خطر تهاجم فرهنگی و توطئه‌های نفوذ و استحاله فرهنگی دشمنان انقلاب به طور مداوم گوشزد می‌شود، لزوم حمایت همه‌جانبه از فعالیت‌های فرهنگی، هنری و رسانه‌ای ضروری بوده و باتوجه به تاثیرات منفی اقتصادی و اجتماعی ناشی از این اقدام بر نخبگان کشور، دستور فرمایید معافیت‌های مالیاتی موضوع بند (ل) یاد شده همچون گذشته برقرار بوده و از هرگونه اقدام در جهت حذف آن جلوگیری به عمل آید.»

    ۵۷۵۷

  • خارجی‌های جشنواره سینماحقیقت مشخص شدند

    خارجی‌های جشنواره سینماحقیقت مشخص شدند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اسامی فیلم‌های بخش مسابقه بین‌الملل سیزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت اعلام شد. در این بخش ۲۴ فیلم مستند خارجی از ۲۱ کشور جهان پذیرفته شده‌اند.

    اسامی فیلم‌های بخش مسابقه بین‌الملل سیزدهمین دوره‌ این جشنواره، به تفکیک مستندهای کوتاه، نیمه‌بلند، بلند و کشورهای حاضر، به شرح ذیل است:
     
     مستندهای کوتاه (۴۰-)
     
    ۱) مادر قاصدکی/ باربورا هولان/ نروژ
    ۲) درد از آن من است/ فرشید اخلاقی/ استرالیا
    ۳) سلفی/ نایرا سانس فوئنتس/ اسپانیا
    ۴) آنچه که رخ داد/ محمد کسابی/ مصر
    ۵) و آنگاه شب فرا می‌رسد/ مایا نواکوویچ/ صربستان، بوسنی
    ۶) زمین بازی پنجشنبه‌ها/ هری زرنیکی/ آمریکا
    ۷) نیاز فوری به تازه‌کار/ عثمان چاکر/ ترکیه
    ۸) زنان گولاگ/ ماریانا یاروفسکایا/ آمریکا، روسیه
     
     مستندهای نیمه‌بلند (۷۰-۴۰)
     
    ۱) مصاحبه‌ پخش نشده/ محمد صلاح/ مصر
    ۲) حیوانات از ‌نفس‌افتاده/ لی لی/ آمریکا
    ۳) وطنم تا زمانی که برگردم/ نوران اوزکان، اردال هوس/ ترکیه
    ۴) زخم‌ها/ دیدیه کروس/ فرانسه
    ۵) قاشق/ لایلا پاکالنینیا/ لتونی، نروژ، لیتوانی
    ۶) سوما/ آندری کوتسیا/ لهستان
    ۷) سمفونی کارخانه اورسوس/ یاشمینا وویچیک/ لهستان
    ۸) راه بازگشت/ ماکسیم ینس، دیمیتری پتروویچ/ بلژیک
     
    مستندهای بلند (۷۰+)
     
    ۱) راننده‌ ذاتی/ دنیل فاره/ نروژ
    ۲) کابل، شهری در باد/ ابوذر امینی/ هلند، ‌افغانستان، ژاپن،‌ آلمان
    ۳) کنار رینگ/ آندره هورمان/ آلمان، آمریکا
    ۴) قهرمان گله/ تون فانت زانتفورت/ هلند
    ۵) روستای رو به زوال/ لو فیفانگ/ چین
    ۶) بانوی اول/ لارن گرینفیلد/ آمریکا
    ۷) سهیم شدن یا نشدن/ مینا هینت، ملیس موهو/ استونی
    ۸) وقتی بره‌ها شیر می‌شوند/ جان کاسبه/ آمریکا
     
    جوایز بخش مسابقه بین‌الملل سینماحقیقت به این شرح است:
    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۵ هزار دلار به بهترین فیلم مستند بلند
    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۴ هزار دلار به بهترین فیلم مستند نیمه‌بلند
    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۳ هزار دلار به‌ بهترین فیلم مستند کوتاه
    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و دو جایزه دو هزار دلاری به عنوان جایزه ویژه هیأت داوران

     
    فیلم‌های ایرانی بخش مسابقه بین‌الملل نیز متعاقباً اعلام خواهند شد.
     
    سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذر ۱۳۹۸ به دبیری محمد حمیدی‌مقدم در پردیس سینمایی چارسو تهران برگزار خواهد شد.

    ۵۷۵۷

  • کاری که «روما» در اسکار نکرد، شاید «انگل» انجام دهد

    کاری که «روما» در اسکار نکرد، شاید «انگل» انجام دهد

     سال گذشته فیلم مکزیکی «روما» بیش از هر فیلم خارجی دیگری در تاریخ جوایز سینمایی اسکار به کسب جایزه شاخه بهترین فیلم نزدیک شد اما در نهایت به جایزه بهترین فیلم خارجی بسنده کرد، اما امسال فیلم تحسین‌شده «اَنگل» با کارگرانی بونگ جون هو نیز این شانس را دارد تا با کسب این جایزه در این رویداد سینمایی تاریخ‌سازی کند.

     ۸۱ سال پیش (۱۹۳۸ میلادی) بود که فیلم فرانسوی «توهم بزرگ» ساخته ژان رنوا توانست به عنوان اولین فیلم خارجی در شاخه بهترین فیلم نامزد شود. این فیلم که روایتگر داستان زندانی‌شدن یک فرانسوی توسط آلمان‌ها در جنگ‌ جهانی اول است، یکی از شاهکارهای تاریخ سینما محسوب می‌شود اما این تنها یک عامل در انتخاب آن در میان نامزدهای شاخه بهترین فیلم بود؛ داستان این فیلم هماهنگ با روح ضد جنگی بود که  سراسر آمریکا را فرا گرفته بود و این بیم وجود داشت که آمریکا به ورطه جنگ جهانی دوم نیز کشیده شود و به همین دلیل این فیلم در جوایز اسکار دیده شده اما در نهایت رقابت در شاخه اسکار بهترین فیلم را به زندگی امیل زولا واگذار کرد، فیلمی که اکنون دیگر فراموش شده است. 

    در طول دهه‌های بعد تنها ۹ فیلم خارجی دیگر توانستند خود را به جمع نامزدهای نهایی شاخه بهترین فیلم اسکار برسانند که سه فیلم شامل «نامه‌هایی از ایوو جیما»، «ببر خیزان اژدهای پنهان» و «روما» را به ترتیب سه کارگردان باسابقه فعال در هالیوود یعنی کلینت ایستوود، آنگ‌لی و آلفونسو کوارون کارگردانی کرده بودند اما هیچ یک برنده نهایی این شاخه نشدند. 

    امسال یک فیلم خارجی مجددا شانسی جدی در شاخه بهترین فیلم دارد؛ فیلم کره‌ای «اَنگـل» ساخته بونگ جون هو که در جشنواره کن رونمایی شد و نخل طلا را برد و سپس موفقیت‌های چشمگیری در گیشه و سایر جشنواره‌ها نیز کسب کرد. این فیلم سورئال درباره یک خانواده فقیر است که به تدریج به زندگی یک زوج ثروتمند نفوذ می‌کنند تا بر علیه آنها برخیزند. این فیلم تحسین شده از سوی منتقدان سینمایی توانست ۱۴.۴ میلیون دلار در آمریکا بفروشد و فروش جهانی آن نیز به ۱۱۲ میلیون دلار رسید. 

    پس از کسب جایزه نخل طلای کن توسط «اَنگل»، این فیلم به تدریج مورد توجه اعضای آکادمی قرار گرفته است و یکی از فیلمنامه‌نویسان برتر هالیوود آن را محبوب‌ترین فیلم سال معرفی کرده و یک کارگردان فیلم‌های کمدی در آمریکا نیز این فیلم را که در واقع تمثیلی از تقابل میان فقیر و غنی است را بسیار مرتبط با فضای کنونی هالیوود دانسته که بسیاری در آن از نابرابری‌های اجتماعی به ستوه آمده‌اند. 

    ظاهرا بخش قابل توجهی از اعضای آکادمی اسکار تمایل دارند فیلم «اَنگل» را در رتبه نخست فیلم‌های انتخابی خود قرار دهند اما مشخص نیست آیا این آراء برای نامزدی فیلم در شاخه بهترین فیلم کافی است یا «انگل» در سیستم رای‌گیری امتیازی اسکار به رای اعضایی که فیلم را در جایگاه دوم و سوم انتخاب خود قرار دهند هم نیاز دارد. 

    بسیاری از اهالی هالیوود شرایط فیلم کره‌ای «اَنگل» را با شرایط فیلم مکزیکی «روما» در جوایز سال گذشته مقایسه می‌کنند اما باید گفت گرچه «روما» فیلم زیبایی بود اما هیچگاه به اندازه «انگل» مورد تحسین متقدان و مخاطبان قرار نگرفت. 

    اگر «انگل» از شاخه بهترین فیلم بین‌المللی (فیلم خارجی) صرف نظر می‌کرد و نماینده سینما کره جنوبی در این شاخه نبود می‌توانست شانس خود را تا حد زیادی برای موفقیت در شاخه بهترین فیلم افزایش دهد. 

    باید منتظر ماند و دید اعضای آکادمی تا چه اندازه برای رای دادن به فیلم «انگل» در جوایز اسکار متقاعد می‌شوند و چه تعداد از آنها به تماشای فیلم با زیرنویس می‌نشینند و تیم تبلیغاتی این فیلم تا چه اندازه‌ می‌تواند افکار عمومی را برای درخشش این فیلم آماده کند. با توجه به این که تاکنون تعداد نادری از فیلم‌های برنده اسکار بهترین فیلم در شاخه بازیگری حرفی برای گفتن نداشته‌اند، تیم تبلیغاتی این فیلم باید بر روی برجسته کردن حداقل یکی از بازیگران آن تمرکز کند و … چندین نکته دیگر را که برای موفقیت یک فیلم در شاخه بهترین فیلم لازم است را رعایت کند.

    نامزدهای نهایی نود و دومین دوره جوایز سینمایی اسکار روز ۱۳ ژانویه (۲۳ دی‌) مشخص و مراسم اعطای این جوایز فوریه (دوشنبه ۲۱ بهمن) برگزار خواهد شد.

    ۵۷۲۴۵

  • محمد متوسلانی: سال‌هاست شهروند درجه ۲ حساب می‌شوم

    محمد متوسلانی: سال‌هاست شهروند درجه ۲ حساب می‌شوم

    مهسا بهادری: محمد متوسلانی، هنرپیشه، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و کارگردان است. متوسلانی در ۱۳۳۷ با بازی در فیلم «طوفان در شهر ما» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان وارد سینما شد و با کارگردانی فیلم‌هایی مانند «سازش» و «ذبیح» در دهه پنجاه شهرت خود را بیشتر کرد.

    او علاوه بر ۱۵ کارگردانی، سابقه ۱۴مورد نویسندگی،۳مورد بازنویسی فیلمنامه و ۴۵ مورد بازیگری را نیز در کارنامه هنری خود ثبت کرده اما به گفته خودش علاقه دارد تا او را بیش‌تر با عنوان کارگردان بشناسند نه بازیگر. متوسلانی در سال ۱۳۶۸ در هشتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای فیلم‌نامه «جستجوگر» دیپلم افتخار گرفت و برای همین فیلم نامزد دریافت سیمرغ بهترین کارگردانی شد.

    کارگردان «کفش‌های میرزا نوروز» که آخرین بار، سال ۹۴ در سریال «گاهی به پشت سر نگاه کن» به عنوان بازیگر حضور داشته و بعد از ۴ سال دوری از بازیگری با سریال «به رنگ خاک» به کارگردانی حسن لفافیان و محسن یوسفی به تلویزیون بازگشته است، درباره علت کم کار شدنش به خبرآنلاین گفت: «این اواخر من کم کار شده‌ام زیرا دوست ندارم فقط در عرصه بازیگری باشم و تمایل دارم در هر کاری حضور داشته باشم. به علاوه، دوست دارم در کارهایی باشم که خود کار حتما مورد تایید من باشد و اینکه به جایی وابسته نباشد یا سفارشی برای جایی ساخته نشده باشد و در نهایت اینکه نقشی که به من پیشنهاد می‌شود موضوعی باشد که برایم تازگی دارد و کار متفاوتی در کارنامه کاری من به حساب می‌آید. خب کمتر فیلمی همه این شرایط را با هم به من می‌دهد و از آنجایی که من از راه بازیگری کسب درآمد نمی‌کنم سعی می‌کنم آن چیزی را بپذیرم که مورد علاقه‌ام باشد و به کارنامه کاری من آسیب نزند.»

    او در پاسخ به این سوال که با این شرایط علت بازی کردن شما در «به رنگ خاک» چه بوده، گفت: «من اخیرا در سریال «به رنگ خاک» بازی کردم و به این دلیل نقش را پذیرفتم که زمانی که فیلمنامه را خواندم متوجه شدم متن شکل و شمایلی درستی دارد و نقش من هم چیزی است که از آن خوشم می‌آید و یک تنوعی دارد به همین دلیل پذیرفتم. در واقع این سریال در چهار اپیزود ساخته می‌شود و اپیزود آخر به من پیشنهاد شد. من از آن خوشم آمد و آن را پذیرفتم.»

    متوسلانی در ادامه درباره علت کم کار شدنش بعد از انقلاب گفت: «این که من بعد از انقلاب کم‌کارتر شدم موضوعی طبیعی است. به این دلیل که شرایط کاری من بعد از انقلاب با قبل از انقلاب خیلی فرق داشت، بعد از انقلاب به نوعی ما شهروند درجه دو محسوب می‌شدیم به همین دلیل برای کار کردن دچار مشکل شدیم البته هنوز هم گاهی این مشکل را داریم.»

    این کارگردان درباره علت ۱۳ سال دوری از کارگردانی هم گفت: «آخرین کاری که کارگردانی آن را به عهده گرفتم، فیلم سینمایی «هر چی تو بخوای» در سال ۱۳۸۵ بود که متاسفانه اصلا از آن خاطره خوشی ندارم، به دلیل اینکه بسیار اذیتم کردند؛ از مجوز و پروانه ساخت گرفته تا مرحله تولید و اکران فیلم من بسیار تحت فشار بودم و یک سری تغییرات در آن ایجاد شد که بدون موافقت من بود و با تصمیم‌های تهیه‌کننده این اتفاق افتاد. به همین دلیل حالا کار کارگردانی را انجام نمی‌دهم زیرا  احساس می‌کنم اعصابم دیگر قدرت تحمل آن فشارها را ندارد. امیدوارم شرایطی پیش بیاید که برای کار کردن مجبور نباشیم آنقدر فشار عصبی را تحمل کنیم.»

    متوسلانی اما در ابتدا بازیگر بوده و بعد به سمت کارگردانی و نویسندگی کشیده شده است. او درباره دلیل این موضوع گفت: «به دلیل اینکه  زمانی که شما کارگردان هستید آزادی بیشتری برای خلق کردن دارید. کارگردان یک داستان را می‌آفریند و همین موضوع برای من جذاب‌تر بود. نکته دیگر این که شما در کارگردانی منتظر می‌مانید که یک نفر به سراغ شما بیاید و یک نقشی را به شما پیشنهاد کند اما در کارگردانی شما می توانید قصه خودتان را پیش ببرید و براساس نظرات خودتان کار کنید و بازیگر را انتخاب کنید در اصل در کارگردانی شما انتخاب کننده هستید نه انتخاب شونده.»

    او در ادامه در پاسخ به این سوال که بالاخره دوست دارید شما را به عنوان بازیگر بشناسند یا کارگردان، می‌گوید: «من ترجیح می‌دهم اگر کسی می‌خواهد من را بشناسد، با هنر کارگردانی‌ام مرا به خاطر بیاورد. اما متاسفانه در حال حاضر شرایط کار بسیار سخت است و کارگردانی مسئولیت‌پذیری بالایی می‌خواهد.»

    این بازیگر پیشکسوت درباره کشف علاقه اش به بازیگری گفت: «از بچگی من به کار بازیگری علاقه داشتم، فکر می‌کنم پنجم دبستان بودم که با پدرم خسرو، به تئاتر«محصلین کلک باز» رفتم و آن جا به قدری از تئاتر خوشم آمد که زمانی که به خانه برگشتیم من آن گفتگو ها را دوباره نوشتم و با دوستانم آن را اجرا کردیم و من به هرکسی می‌گفتم چه طور نقشش را بازی کند. بزرگتر شدم و متوجه شدم که نمایشنامه آن را از یک تئاتری به نام «خانه چارلی» اقتباس کردند و بعد هم من از روی آن یک فیلم ساختم به نام «مادمازل خانه».»

    این هنرمند پیشکسوت در ادامه درباره وضعیت سینمای حال حاضر ایران گفت: «به این سبب که هر سال جشنواره فیلم فجر برگزار می‌شود فیلم‌های ایرانی را غالبا تماشا می‌کنم و از سوی دیگر در جشن خانه سینما هم من معمولا داور هستم و به دلیل داور بودنم همیشه فیلم‌ها را می‌بینم اما برخلاف سینما، برنامه‌های تلویزیون را دنبال نمی‌کنم.»

    محمد متوسلانی در ادامه با بیان این که من نظر منتقدانی که معتقدند همه فیلم‌های سینمای ما افت کرده را بسیار غیرمنصفانه می‌دانم  گفت: «درست است که سینما اُفت کرده و یک سری فیلم های سبک و کم ارزش ساخته می‌شود اما در این میان ما شاهد کارهای خوب و با ارزش هم هستیم. بهتر است منتقدان لیست فیلم ها را جلوی خودشان بگذارند و ببینند که در یک سال چه فیلم‌هایی ساخته شده و آن‌ها را بررسی کنند. در اینصورت متوجه خواهند شد که همه فیلم‌ها هم ضعیف نیستند تعدادی هم هستند که بسیار ارزشمندند. به نظر من فیلم های درخشانی هم درست شده است که باعث امیدواری است.»

    محمد متوسلانی در پایان گفت‌وگو با خبرآنلاین، فیلم‌های خوبی را که اخیرا در سینمای ایران دیده است، اینطور معرفی می‌کند: «اخیرا فیلم‌های درخشانی مانند فیلم «متری شش و نیم»، «سرخپوست» و «مغزهای کوچک زنگ زده» بسیار خوب بودند. فیلم‌هایی که هم کارگردانی‌شان مورد قبول بوده، هم بازی بازیگران و هم فیلمنامه‌شان. تمام این عوامل کنار یکدیگر یک فیلم بسیار خوب را ساخته است چرا که اگر تنها یک عامل بد باشد فیلم مورد پسند واقع نمی‌شود. فیلمی مانند «تختی» در ساخت، موفقیت‌های زیادی را کسب کرده است اما در قصه ضعف دارد. یا فیلم «تنگه ابو قریب» همینطور فیلمش از نظر ساخت بسیار قوی است چون میزانسن را به خوبی رعایت کرده و یک فیلم پر ارزش و سخت است اما در قصه و پرداختن به آن مشکل دارد. ولی به هر حال ساخت این فیلم برای سینمای ما یک دستاورد بزرگ و مهم است.»

    ۵۷۲۴۵

  • وقتی تصویر با متن هماهنگ نیست

    وقتی تصویر با متن هماهنگ نیست

    این نویسنده، مترجم و تصویرگر ادبیات کودک و نوجوان  درباره وضعیت تصویرگری در کتاب‌های کودکان، اظهار کرد: به خاطر پیشینه‌ای که در نگارگری داریم و تلاش تصویرگران امروز، تصویرگری در کشور ما جایگاه جهانی دارد، اما درباره جایگاه بومی‌اش نقدهایی وجود دارد و باید این ضعف‌ها را برطرف کنیم. درباره کیفیت کار تصویرگری همیشه می‌گویم تصویرگری نباید زیرمجموعه گرافیک باشد، بلکه تصویرگری باید زیرمجموعه نقاشی باشد. گرافیست‌ها وارد حوزه تصویرگری می‌شوند و ممکن است کارهای‌شان جذاب باشد، اما واقعیت این است که خیلی از تصویرگران ما اصول طراحی را پشت‌ سر نگذاشته‌اند که تبعات آن می‌تواند دامنه گسترده‌تری را دربر بگیرد.

    او سپس بیان کرد: گاهی تصویرگر بدون این‌که قصه را بخواند، آن را تصویرگری می‌کند و این موضوع در رمان‌ها بیشتر دیده می‌شود؛ تصویرگر حوصله ندارد کل رمان را بخواند، پس بخش‌هایی را می‌خواند و تصویر می‌کند درحالی که تصویرگر باید متن را بخواند، در آن شناور شود و بعد روح تصویر را دربیاورد و آن را به زبان تصور ترجمه کند. این نقصی است که نشان می‌دهد تصویرگر برداشت مقطعی و صحنه‌ای از کتاب دارد. این کجا خود را نشان می‌دهد؟ فرض کنید من در رمانم نوشتم که «شخص سوار ماشین شد» اما تصویرگر به خاطر این‌که رمان را نخوانده تصویری می‌کشد که «فرد از ماشین پیاده می‌شود» و منِ نویسنده مجبور می‌شوم دوباره سفارش بدهم و بگویم متن را نخوانده‌ای، این نمونه عینی است که با آن برخورد داشته‌ام. یکی شدن با روح متن اصلی باید در تصویرگری وجود داشته باشد.

    اکرمی همچنین اظهار کرد: از طرفی هم فکر می‌کنم هر تصویرگر برای یک نوع متن ساخته شده است؛ مثلا متن طنز را هر کسی نمی‌تواند تصویرگری کند یا تصویرگری متن ادبیات کودک برای کسی است که کارشناس تصویرگری خردسال باشد، یا کسی که تصویرگری رئال می‌کند، متن فانتزی به دردش نمی‌خورد؛ اما ناشر نگاه می‌کند کدام تصویرگر جایزه بیشتری گرفته و بعد دعوتش می‌کند تا کتاب‌هایش را تصویرگری کند و بدون این‌که شناختی از او داشته باشد متن را در اختیارش قرار می‌دهد، گاه به این دلیل دوگانگی بین روح متن و تصویرگری دیده می‌شود. البته ممکن است تصویرگر بیرون از ایران هم برود و جایزه بگیرد، اما زمانی که با یک نگاه بومی مطابقت می‌دهی عملا نتوانسته تصویری بومی دربیاورد؛ مثلا متن به جنوب ایران اختصاص دارد، اما تصویرگر نتوانسته آن لباس و تصویر  یک فرد جنوبی را دربیاورد.

    او با بیان این‌که در بومی‌سازی تصویر مشکل داریم و این یکی از آسیب‌های تصویرگری ماست، درباره چرایی این موضوع خاطرنشان کرد: عمده متن‌های ما مرتبط با پایتخت ایران است، یعنی زبان متن، شخصیت‌ها و فضاسازی‌ها به پایتخت ایران برمی‌گردد؛ ما کمتر داستانی درباره قوم بختیاری، یا داستانی درباره آیین‌های لرستان یا بلوچستان داریم و این موضوع نشان‌دهنده این است که ما به قومیت‌ها کم‌توجهی داشته‌ایم و عملا آن‌ها کنار زده شده‌اند. در دیداری که از نمایشگاه کتاب سنندج داشتم، می‌دیدم کتاب‌ها متن‌های بومی و قدرتمندی دارند، اما تصویرگری‌شان ضعیف است، به آن‌ها می‌گفتم چرا این اتفاق افتاده و چرا متوجه نیستید که تصویرگری هم  اصول کیفی دارد و متن به این زیبایی را به تصویرگری داده‌اید که اصول  اولیه طراحی را نمی‌داند.

    اکرمی با تأکید بر  این‌که همسنگ بودن متن و تصویر خیلی مهم است، خاطرنشان کرد: البته گاهی تصویرگر ضعف متن را می‌بیند، اما نمی‌تواند راجع‌به آن صحبت کند. موضوع دیگری که در این بین مطرح است، ارتباط بین نویسنده و تصویرگر است. اگر از من به عنوان نویسنده‌ای که ۱۰۰ کتاب منتشر کرده، بپرسید با چند تصویرگر صحبت‌کرده‌ام، می‌گویم به ندرت، شاید به ۱۰ تا هم نرسد. یا ناشر از نویسنده نمی‌خواهد با تصویرگر حرف بزند و به او بگوید چه چیزی از متن را می‌خواهد به تصویر بکشد. متأسفانه این ارتباط هم قطع است.  

    ۲۴۱۲۴۱