
فرهنگی



رسانهها و کاربران ضدانقلاب دور جدیدی از حملات و شایعات خود علیه آمنهسادات ذبیحپور، خبرنگار صداوسیما را آغاز کردند.
این رسانهها به تازگی با انتشار تصویر زیر مدعی شدند که ذبیحپور، مامور امنیتی است.



بررسی خبرنگار فارس نشان میدهد که تصویر ادعایی اگرچه شباهت ظاهری کمی با آمنه سادات ذبیحپور دارد اما عکس فوق، تصویرخبرنگار صدا و سیما نیست و این تصاویر مربوط به «کنفرانس بین المللی پلیس زن در پاکستان» است که خبرگزاری ایرنا در سال ۱۳۹۳ روی خروجی خود کار کرده است.

همچنین آمنهسادات ذبیحپور از سال ۱۳۸۲ وارد باشگاه خبرنگاران شده و پس از ۱۰ سال فعالیت در سال ۱۳۹۲ مجری مجله خبری شد. ذبیحپور از سال ۹۳ نیز خبرنگار پخش اخبار شد و از سال ۹۶ نیز به خبرگزاری صداوسیما پیوست. با این تفاسیر اگر وی قرار بوده پیش از حضورش در باشگاه خبرنگاران در ارگان دیگری مشغول به خدمت باشد باید تا پیش از سن ۱۹ سالگی در آنجا میبود، درحالی که تصویر خانمی که ادعا شده آمنه سادات ذبیحپور است بیش از ۱۹ سال ر ا نشان میدهد.
پیش از این نیز ادعا شده بود که آمنهسادات ذبیحپور بازجوی یکی از زندانیان بوده که وی صراحتا! در اینستاگرامش این شایعات را رد کرده بود.
۲۳۲۳۱


در این بین اکثریت مواقع بازیگری به عنوان یکی از مشاغل سخت جهان محسوب میشود، شاید از دور برای بسیاری اینکه بازیگری اتفاقی سخت باشد، قابل لمس نباشد اما اگر به صورت اصولی و به مفهوم واقعی به بازیگری نگاه کنیم، این هنر به واقع به تمرین، مطالعه، شهود و مطالعات فراوانی نیازمند است.
یوگا راهکاری مناسب در توانمندسازی انسان برای بازیگری است. سوانح و صدمات فیزیکی ناشی از برخی کارهای سنگین و حتی مرگ و میر، یکی از مشکلات بزرگی است که خسارات و هزینههای هنگفت ولطمات جبران ناپذیری را برای سازمانها و کارهای گروهی به همراه دارد. طبق بررسیهای انجام شده اغلب این سوانح بر اثر نبود هوشیاری وتمرکز، خستگیهای مفرط و عدم آگاهی از شیوه صحیح انجام کار رخ میدهد.
از دیگر مشکلات عدم توانایی کافی در ایجاد روابط اجتماعی مطلوب و مناسب و ناپویایی گروهی و نارضایتی از کار و محیط کاری خواهد بود. مطالعات روان شناسان اجتماعی که عمدتاً درصدد شناسایی رفتار گروهی هستند نشان داده است که تاثیرپذیری اعضای گروه یا سازمان از یکدیگر و بر همدیگر، پیوستگی و پیوند آنها را موجب می شود. هر زمان درجه تفاهم و پیوند بین افراد یک گروه( در هر مقام و درجه) در سطح بالایی باشد، گروه سازمانی، انسجام بیشتر و روابط منفی کمتری خواهد داشت.
بنابر این وجود فوق برنامههایی جهت ارتقای سطح سلامت جسمی و روانی منابع انسانی در هر گروه از جمله گروه بازیگران لازم و ضروری است. یکی از راهکارهای موثر در این راستا بهره گیری از تکنیکهای یوگا است.
یوگا طریقی است به سوی تعادل و تعالی که با ایجاد وحدت بین تن و روان از یک سو و انسان با کل هستی از سوی دیگر، به رشد و تکامل انسان و توسعه خرد و صلح می انجامد. بدون شک، یوگا قدیمیترین روش ارتقاء شخصیت آدمی است که تأثیرات شگرفی بر انسان می گذارد. به همین دلیل است که مدت هزاران سال پایدار مانده است و امروزه نیز به صورت علمی و کاربردی مورد استفاده بسیاری از انسانها و ارگانها است.
یوگا در پایان قرن ۱۹ در اروپا و آمریکا اشاعه یافت و در آنجا در مراکز تحقیقاتی بسیاری مورد پژوهش قرار گرفت و تأثیرات آن بر جسم و روان به اثبات رسید. به طور مثال، تحقیقات بیمارستان کارولینسکا در استکهلم، تایید کرد کنترل جسم و ذهن در نتیجه یوگا نه تنها افسانه نیست بلکه حقیقت محض است. این چنین یوگا مقبول عام شده و هر روز میلیونها نفر از طریق کتاب و مقاله و رسانههای گروهی با یوگا آشنا میشوند واز آن بهره مند میشوند. اثرات یوگا بر زندگی به قدری مفید است که سازمان بهداشت جهانی WHO آن را به همهی مردم توصیه کرده است.
۲۴۱۲۴۱


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فریدون جیرانی را به دلیل قدرت تحلیل و حافظه سینماییاش مصداق تاریخ شفاهی سینمای ایران هم مینامند. در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر قرار است بزرگداشت این هنرمند به پاس چند دهه فعالیت سینماییاش برگزار شود و
به همین بهانه گفتگوی این هنرمند با اولین شماره «فجرنامه» جشنواره سی و هشتم را بخوانید.
آقای جیرانی اگر موافق باشید گفتوگویمان را با جشنواه فجر و اهمیت آن شروع کنیم، جشنوارهای که در دهههای گذشته جنسش متفاوت بود و فیلمهای سینمای پرمخاطب که خودتان هم در همان ژانر فیلم میساختید در آن جای داشت. جشنواره فجر در طول حیاتش چقدر آن جنس آثار را به رسمیت میشناخته و به آنها توجه میکرده است؟
از روز اولی که جشنواره در در ایران متولد شد، البته منظورم بعد از انقلاب است چون پیش از انقلاب داستانش متفاوت بود، فیلمهای متفاوتی در جشنواره حضور داشتند. سال ۱۳۶۱ بخش بینالمللی هم در جشنواره وجود داشت، اما از سال به بعد جشنواره فقط به فیلمهای داخلی میپرداخت. آن زمان چون تعداد فیلمهایی که ساخته میشدند زیاد نبودند همانها هم در جشنواره شرکت میکردند. اما رفته رفته که تولید فیلمها به لحاظ کمیت زیاد شد هیات انتخاب شکل گرفت و برخی فیلمها را برای حضور در جشنواره انتخاب میکردند و برخی فیلمها نیز در بخش مرور سینمای ایران حضور داشتند و تا سالیان سال این روند ادامه داشت. از زمانی که هیات انتخاب شکل گرفت فیلمهایی انتخاب میشدند که بُعد هنری یا سینماییشان بیشتر بود، اگر هم قرار بود فیلمی انتخاب شود که جریان اصلی یا سینمای پرفروش قرار بگیرد باید از ساختار مناسبی برخوردار میبود.
یعنی دیگر در جشنواره به فیلمهای تجاری توجه چندانی نمیشد؟
با همین تقسیمبندی فیلمهای تجاری نیز تفکیک شدند و در همان بخش مرور سینمای ایران قرار گرفتند. در سالهای بعد سینما رشد بیشتری کرد و تعداد فیلمهای اجتماعی و روشنفکرانه بیشتر شد و فیلمهای جریان اصلی یا تجاری از دور مسابقه جشنواره خارج شدند.
شما تجربه حضور در جمع داوران و هیات انتخاب جشنواره را هم داشتهاید. به نظرتان تاثیرگذاری یک فرد در این جایگاه چقدر است؟ در واقع یک فرد به عنوان عضوی از هیات انتخاب چقدر میتواند با نظر و سلیقهاش به جشنواره جهت دهد؟
من در دورهای در هیات انتخاب بودم که جشنواره دچار تحول شده بود چون این ساز و کار در دورههای ابتدایی جشنواره به شکل دیگری بود. اما در دورههایی که من به عنوان داور یا عضو هیات انتخاب حضور داشتم از آنجا که فضای جامعه عوض شده بود، دبیر و شکل و شمایل این جشنواره نیز تغییر کرده بود شرایط میطلبید که برخی فیلمها در جشنواره حضور داشته باشند و تعداد دیگری نباشند. به عقیده من اساساً ایران، کشوری است که در هر جای آن وجود شورا موثر نیست. به باور من در ایران «فرد» تاثیرگذار است، حتی در یک وزارتخانه هم جمع شورا تأثیرگذار نیست و فردی در شوراست که میتواند موثر واقع شود. اگر افراد نباشند در سینما بسیاری از فیلمها به مشکل بر میخورند، به نظر من مدیریت فردی است که سینما را نجات میدهد.
یعنی زمانی که شما عضو هیات انتخاب بودید اراده در تصمیم گیری از سمت فرد یا افراد به شما تحمیل میشد؟
نه، منظورم این است که در کشور ما شورا معنی ندارد، یعنی حتی وقتی شورا نیز تشکیل میشود تک تک افراد هستند که با نظر و سلیقهشان جریانی را ایجاد میکنند. در بین همان هفت عضو هیات انتخاب جشنواره هم فرد خیلی مهم و تاثیرگذار است. برای مثال در نظر بگیرید یک فیلم به مشکل بر میخورد و این دوراهی به وجود میآید که آیا در جشنواره باشد یا نباشد، در همین شرایط یک فرد میتواند فیلم را نجات دهد. من معتقدم در سالهای اخیر و حتی سالهای قبلتر «افرادی» بودهاند که باعث شدهاند مشکلات فیلمها حل شود نه جمعها.
چندین سال از برگزاری جشنواره فیلم فجر میگذرد و این رویداد مهم در سالهای اخیر نیز تقریبا با همان شکل و شمایل قدیم برگزار میشود. به نظر شما در شرایط فعلی این ساختار تا چه اندازه جواب میدهد و با موقعیت حال حاضر سینمای ایران تناسب دارد؟
جشنواره فیلم فجر به چند دلیل یک جشنواره خاص است: اول به این دلیل که این رویداد در سالگرد انقلاب اسلامی برگزار میشود، دیگر اینکه همه فیلمهای سینمای ایران را شامل میشود و نکته بعد هم اینکه برخلاف جشنوارههای دنیا در همه رشتهها جایزه میدهد. شما هیچ جشنوارهای را در جهان نمیتوانید پیدا کنید که جایزه صدابرداری و گریم و فیلمبرداری هم بدهد، مگر مراسم اسکار، اما جشنواره در همه جای دنیا جوایز محدودی دارد. در واقع جشنواره ما به مانند یک مراسم عمل میکند که به همه رشتهها جایزه میدهد پس از این حیث منحصر به فرد است. این شکل و شمایل را آقای عسگرپور در زمانی که دبیر جشنواره شد تغییر داد و جوایز را کم کرد، اما سال بعد صنوف اعتراض کردند و جوایز برگشت.
منظورتان این است که ناگزیر از این شکل از برگزاری جشنواره هستیم؟
تا حدودی بله، چراکه صنوف این را نمیپذیرند. با وجود اینکه خانه سینما هم جایزه صنوف را میدهد، اما آنها فقط آن را نمیپذیرند و جشنواره فجر از آنجایی که اهمیت زیادی دارند جایزهاش هم برای آنها معتبر و مهم است. به همین دلیل خیلیها قبول نمیکنند که برای مثال جایزه صدابرداری یا فیلمبرداری از جشنواره حذف شود و همین شکل جایزه دادن مهمترین نکته در برگزاری جشنواره است.
شما به عنوان یک مطبوعاتی عرصههای مختلفی را به شکلهای گوناگون تجربه کردید و در این حوزه بسیار تاثیرگذار بودهاید. به عقیده خودتان این تاثیرگذاری به عنوان یک کارگردان تا چه اندازه بوده است؟ در سالهای فعالیتتان در حوزه سینما آنطور که دل خودتان خواسته ظاهر شده و فعالیت کردهاید؟
نکته جالب اینجاست که من از اول فیلمساز بودم بعد تا حدی مطبوعاتی شدم، البته اول سناریست بودم و بعد فیلمساز شدم و بعد دوباره به سراغ مطبوعات رفتم. این دو حرفه همیشه برای من در کنار هم بودند و فاصلهای با هم نداشتهاند. بعد از انقلاب من سناریونویسی را شروع کردم و ۱۰ سالی فیلمسازی نکردم یعنی از سال ۶۶ تا ۷۶ فیلمی نساختم. ولی در این سالها فیلمنامه نوشتم، از ابتدای فعالیتم هم بیشتر به عنوان فیلمنامهنویس شناخته شدم تا مطبوعاتی. سالها بعد که هفتهنامه گزارش فیلم و هفته نامه سینما راه افتاد من فعالیت مطبوعاتیام را در این دو مجله آغاز کردم. بعد که دوباره فیلم «قرمز» را ساختم مطبوعات را تا حدی رها کردم تا مدت کوتاهی که روزنامه سینما به سردبیریام منتشر شد. فعالیتهای من در حوزه مطبوعات با وجود علاقهام به آن همیشه در نوسان بوده، اما فیلمسازی همیشه برایم مهمتر بود. البته درباره تاثیرگذار بودنم در این حوزه خودم نمیتوانم اظهارنظری کنم، این را باید منتقدان، صاحبنظران و مطبوعاتیها بگویند، اما به نظر خودم همیشه فیلمهایی ساختهام که حرفی برای گفتن داشتهاند و جنجالی بودهاند، فیلمهایم همیشه فیلمهای تاثیرگذاری بودهاند. البته که جشنواره هیچوقت به جز بازیگران فیلمهایم به نکات دیگر آثار من توجهی نکرد.
در حوزه فیلمنامهنویسی همیشه از شما به عنوان یک مشکلگشا نام برده میشود و خیلیها هر مشکلی که در فیلمنامهشان داشتند سراغ شما میآمدند. چطور به این تاثیرگذاری و در بین نسلهای مختلف در زمینه فیلمنامهنویسی رسیدید؟
شاید همیشه هم اینطور نبوده، من از سال ۵۹ تا سال ۷۶ فیلمنامه نوشتم، تا سال ۷۱ اسم خودم را میزدم اما از آن به بعد دیگر اسم نمیزدم. یعنی تمام فیلمنامهها را من و اصغر عبدالهی بازنویسی میکردیم، اما اسم نمیزدیم. من تا سال ۷۶ که فیلم دومم را ساختم فیلمنامه هم نوشتم. آن موقع چون یکی از فیلمنامهنویسهایی بودم که هرچه نوشته بودم فروخته بود همه با من برای فیلمنامه خودشان هم مشورت میکردند. بعد از سال ۷۶ که خودم فیلمساز شدم مشورتها به صورتی درآمد که دوستان و تهیهکنندههایی که رفیقهایم بودند با من درباره فیلمنامهها حرف میزدند و نظر دادن من درباره کارهایشان هم بیشتر به صورت رفاقتی درآمد. اما تا قبل از آن من مشاور فیلمنامه بودم و حتی اگر اسمم را هم به این عنوان نمیزدند اما درباره گرههایی که کار داشت مشورت میدادم.
۲۴۱۲۴۱


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مقامات مسئول بریتانیایی پس از انتشار اشتباهی آدرس هنرمندان سرشناس این کشور در فضای مجازی مجبور به عذرخواهی شدند.
این آدرسها زمانی منتشر شد که دولت قصد داشت فهرست هنرمندان دریافتکننده لقب افتخاری از ملکه را اعلام کند. در این گاف بزرگ آدرس بیش از هزار چهره از جمله التون جان، سم مندس و الیویا نیوتنجان اواخر روز جمعه کمی بیش از یک ساعت در اینترنت در دسترس همگان قرار گرفت.
پس از آن هیات دولت در بیانیهای با عذرخواهی اعلام کرد که در حال پیگیری دلایل این رویداد است.
امسال قرار است سم مندس کارگردان برنده جایزه اسکار از ملکه انگلستان لقب شوالیه بگیرد. او این عنوان را برای خدماتش در عرصه پیشرفت سینما دریافت میکند.
منبع: هالیوودریپورتر / ۲۸ دسامبر
۲۴۱۲۴۱


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پژوهش «نظام ستارهای و ستارهسازی در سینمای ایران» دوشنبه نهم دی توسط علیرضا محمودی روزنامهنگار، فیلمنامهنویس، پژوهشگر و کارگردان ارائه میشود.
این پژوهش در پنج بخش مورد بررسی قرار میگیرد:
بخش اول – مروری بر روند نظرات و تئوریهای مطرح شده در حوزه مطالعات سینمایی
بخش دوم – مفاهیم و روندهای پدیده ستاره در سینمای ایران و بررسی تاریخی جریان ظهور و تثبیت ستارههای سینمای ایران بین سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۷
بخش سوم – تحلیل مصرف ستارهها توسط مخاطبان با رویکرد اسطورهای، اجتماعی و روانشناسی
بخش چهارم- تحلیل کارنامه یک ستاره مرد سینمای ایران
بخش پنجم- تحلیل کارنامه یک ستاره زن سینمای ایران
مجموعه نشستهای پژوهشی تاریخ سینمای ایران دوشنبه هر هفته ساعت ۱۶ در مرکز هنر پژوهی نقش جهان برپا میشود و محمدرضا مقدسیان مجری و منتقد سینما، اجرای آن را برعهده دارد.
همچنین این نشستها از سوی معاونت توسعه فناوری و مطالعات سازمان سینمایی و با همکاری معاون فرهنگی و هنری فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران برگزار میشود.
۲۴۱۲۴۱


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نشست رسانهای سیزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، صبح امروز (یکشنبه ۸ دی) با حضور جعفر گودرزی (دبیر) و علی علایی (مدیر آکادمی) در خانه سینما برگزار شد.
گودرزی درباره تاثیر جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی گفت: «این رویداد باعث میشود فیلمسازها با کیفیت بهتری کارشان را پیش ببرند و سینما رونق پیدا کند. همچنین برآیند آرای انجمن میتواند شاخصههای یک سال سینمای ایران را فارغ از گیشه و فروش تعیین کند.»
او اضافه کرد: «امسال طبق رسم سالهای گذشته، از دو هنرمند و یک منتقد تقدیر خواهیم کرد. اکبر عبدی و علیرضا زریندست به عنوان هنرمند و عباس یاری به عنوان منتقد تقدیر خواهند شد.»
دبیر سیزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی تاکید کرد: «فردا (دوشنبه ۹ دی)، کاندیداهای تمامی بخشها اعلام میشوند. با توجه به آرای نزدیک، سعی شده است تا بخش تشویقی را هم در بعضی رشتهها داشته باشیم.»
در ادامه این نشست، علی علایی، مدیر آکادمی جشن منتقدان، با اشاره به رقابت سخت فیلمها و هنرمندان گفت: «امسال رقابت ویژه و سختی بین آثار بود و قطعا با اعلام نتایج، غافلگیریهایی خواهیم داشت. در اکثر بخشها، به جمعبندی پنج کاندیدا رسیدیم اما در بعضی از بخشها ناگزیر به انتخاب هفت کاندیدا بودیم.»
او ادامه داد: «به جز چند رشته که در آنها نفر اول با فاصله نسبت به سایر کاندیداها در صدر قرار گرفت، در بخشهای دیگر، در صدر جدول آرا، رقابتی خیلی فشرده و سختی داشتیم.»
۵۷۵۷


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، غلامرضا فرجی، سخنگوی شورای صنفی نمایش درباره جلسه هشتم دی این شورا به خبرآنلاین گفت: «براساس مصوبه شورا فیلم «جهان با من برقص» به کارگردانی سروش صحت از چهارشنبه ۱۱ دی در سینماها اکران میشود.»
علی مصفا، جواد عزتی، هانیه توسلی، پژمان جمشیدی، سیاوش چراغی پور، کاظم سیاحی، مهراب قاسمخانی، رامین صدیقی، بهار کاتوزی، پاوان افسر، شیوا بلوچی، مهیار پوربابایی بازیگران این فیلم سینمایی هستند.
فیلمنامه «جهان با من برقص» به طور مشترک توسط سروش صحت و ایمان صفایی نوشته شده است و محمدرضا تختکشیان تهیه این فیلم را بر عهده دارد.
فرجی همچنین درباره وضعیت اکران دیگر فیلمها گفت: «وضعیت فروش دیگر فیلمهای روی پرده بررسی شد و اکران آنها با توجه به کف فروش فیلمها همچنان ادامه دارد.»
سخنگوی شورای صنفی همچنین با اشاره به نزدیک شدن سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر و این موضوع که نزدیکی به جشنواره در کم شدن یا میزان فروش فیلمها تاثیر دارد گفت: «میزان فروش هر فیلمی بستگی به تبلیغات و ارزش خود اثر دارد. پیشتر هم رخ داده است که فیلمی در ایام جشنواره و یا نزدیک شدن به آن اکران شده است اما فروش خوبی داشته و با توجه به همین موضوع نمیتوان گفت که نزدیک شدن به جشنواره میتواند در کمتر یا بیشتر فروخته شدن یک اثر سینمایی تاثیر بگذارد.»
۲۵۸۲۴۵


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم «حوا، مریم، عایشه» اولین فیلم بلند صحرا کریمی فیلمساز افغان است که در کابل فیلمبرداری شده است. این فیلم که در جشنواره ونیز هم مورد توجه گرفت اما در زمان ساخت با مشکلات بسیاری روبهرو بودند. اصغر آبگون صدابردار پیشکسوت سینمای ایران که صدابرداری این فیلم را هم برعهده داشته درباره این مشکلات میگوید: «بوم صدا معمولا خیلی بلند است. زمانی که آن را بلند میکردیم از دیوار همسایه دیده میشد. همسایه میآمد برای اعتراض و میگفت شما دارید صدای زن و بچه ما را ضبط میکنید. تقریبا تمام طول فیلمبرداری دعوا داشتیم.»
آبگون در ادامه این گفتوگو که در کافهخبر برگزار شد خاطره جالبی از زمان فیلمبرداری این فیلم بیان میکند: «هزار و یک مشکل که داشتیم هیچ، مشکلات فیلمبرداری که داشتیم هیچ، یک روز دستیار من را کول کرده بودند و داشتند میبردند او را بکشند! گفتیم کجا میبرید؟ گفتند این از ناموس ما عکس گرفته. سریع خانم کریمی را خبر کردیم. ایشان آمدند و گفتند عکس را ببینم. عکس یک در قدیمی بود که گلمیخ و کلون دارد و … دستیار من از این در خوشش آمده و عکس گرفته بود. گفتیم این که ناموست نیست. گفت: خب پشت این در است!»
مشروح این کافهخبر را در این لینک («حوا، مریم، عایشه» روایت جنگی زنانه با سنتهای مردانه) بخوانید.
۲۵۸۲۵۸