برچسب: فرهنگ>کتاب

  • اقدام عجیب نویسنده سرشناس/ وقتی خالق «جک ریچر» برای خودش جانشین انتخاب می‌کند

    لی چایلد نویسنده سرشناس بریتانیایی گفته است: عاشق مخاطبانم هستم و می‌دانم آنها دوست دارند داستان‌های خیلی خیلی بیشتری از جک ریچر در آینده بخوانند. خیلی دوست داشتم که می‌توانستم این قول را بدهم، اما در واقع باید این کار را کنار بگذارم. شاید چند تای دیگر بتوانم بنویسم اما تعدادی بیشتری ممکن نیست. برای همین تصمیم گرفته‌ام که فرد دیگری را معرفی کنم که بتواند این قول را بدهد. من یک نویسنده خیلی قوی که این سال‌ها آثارش را خوانده‌ام را انتخاب کرده‌ام؛ برادرم اندرو گرانت را. ما همان ژنتیک را داریم، همان پیشینه، همان خاستگاه. او خود من است، اما ۱۵ سال پیش من، پر از انرژی و ایده‌های نو. او اولین فردی بود که سال‌ها پیش «قتلگاه» را خواند و اولین هوادار ریچر در دنیا بود. با هم برای نوشتن چند داستان بعدی کار می‌کنیم و بعد او خودش کار را ادامه می‌دهد. اگر من ریچر هستم، او هم هست. شاید بیشتر هم باشد. به من اطمینان کنید. این یک کار واقعی است.

    وی در عین حال اعلام کرد بیست و پنجمین کتاب از مجموع جک ریچر با عنوان «نگهبان» به قلم لی چایلد و اندرو چایلد ۲۹ اکتبر ۲۰۲۰ منتشر می‌شود.

    اندرو که کتاب‌هایش را با نام اندرو گرانت منتشر می‌کند ۵۱ ساله و برادر جوان‌تر لی چایلد است. او در رشته نمایش و ادبیات انگلیسی در دانشگاه شفیلد تحصیل کرده و اولین رمانش را سال ۲۰۰۹ منتشر کرده است.

    جیم گرانت که با نام مستعار لی چایلد می‌نویسد، اولین کتابش «قتلگاه» را سال ۱۹۹۷ منتشر کرد و با آن برنده جایزه آنتونی برای بهترین رمان اول شد.

    سال ۲۰۱۲ فیلمی با بازی تام کروز بر اساس کتاب نهم این مجموعه ساخته شد. اما به تازگی لی چایلد اعلام کرد به نظرش تام کروز برای ایفای این نقش پیر شده است.

    چایلد از محبوب‌ترین نویسندگان ژانر جنایی در میان منتقدان و مخاطبان است. بیشتر کتاب‌های مجموعه «جک ریچر» وی به فارسی هم ترجمه و منتشر شده است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • شیرازی‌ها از پیشگامان چاپ و نشر هستند/۶۰ سال دین‌پژوهی جعفری

    شیرازی‌ها از پیشگامان چاپ و نشر هستند/۶۰ سال دین‌پژوهی جعفری

    به گزارش خبرگزاری مهر، ششمین برنامه از سلسله نشست‌های «عصر کتاب استانی» با تجلیل از سه تن از مفاخر فرهنگ و ادب استان فارس، چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۸ در شیراز برگزار شد.

    در این مراسم که به‌همت خانه کتاب و با حضور مدیرعامل این موسسه، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس، مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس و جمعی از دوستداران فرهنگ و ادبیات در تالار حافظ شیراز برپا شده بود، از یک عمر خدمات فرهنگی استادان سیدمحمدمهدی جعفری پژوهشگر برجسته حوزه نهج‌البلاغه، اکبر نحوی پژوهشگر برتر حوزه زبان‌شناسی و محمدرضا آل‌ابراهیم پژوهشگر برتر حوزه فرهنگ عامه تجلیل به عمل آمد.

    نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل خانه کتاب سخنانش را با این بیت حافظ «خوشا شیراز و وصف بی‌مثالش / خداوندا نگه‌دار از زوالش آغاز کرد» آغاز کرد و گفت: شیراز به‌عنوان شهر مشاهیر ادبیات ایران و با پیشینه‌ای عظیم در تاریخ و فرهنگ ایران‏ زمین، جایگاه ویژه‌ای نزد ایرانی‌ها دارد. این شهر به‌عنوان یکی از پایتخت‌های تمدنی، فرهنگی و دینی در ایران شناخته شده است و دلیل آن وجود نقش‌‏آفرینان بزرگی در حوزه ادب و شعر فارسی، همچون حافظ و سعدی با آوازه جهانی و وصال و قاآنی و نیز فیلسوفان و اندیشه‌پردازان مطرحی همچون ملاصدرا و سیبویه است که پایه‌های ادب فارسی نه در شیراز بلکه در ایران و جهان هستند.

    حسینی‌پور در ادامه از حافظ، سعدی و فرصت شیرازی و سایر گنجینه‌های حکمت و معرفت و ادب و هنر شیراز به‌عنوان استوانه‌های ادب فارسی یاد کرد: در حوزه تمدنی هم همین‌طور است؛ مثل تخت جمشید و پاسارگاد. در حوزه دین و دیانت نیز عالمان بزرگی را می‌توان در این استان زرخیز دید، مثل میرزای شیرازی، آیت‌الله دستغیب، آیت‌الله مکارم شیرازی و…

    مدیرعامل خانه کتاب، هویّت تاریخی و دینی استان فارس را نقطه عطفی در پرورش رجال و شخصیت‌های بزرگ و تأثیرگذار آن دانست؛ «به‌طوری که با بررسی گنجینه مشاهیر متقدم و متأخر بزرگ کشور، حتماً می‌توان نامی از بزرگان این خطه دل‌انگیز یافت که نقش ارزشمندی در عرصه‌های سیاسی، علمی، فرهنگی و اجتماعی کشور داشته‌اند.» وی از آن جمله، شیخ محمدتقی معرفت را نام برد که کانون معرفت و کتابخانه معرفت را تأسیس کرد و برای اولین‌بار در ایران به طبع و نشر قرآن مجید مبادرت ورزید و در این باره گفت: در سال ۱۳۲۱ حسن معرفت فرزند ایشان هم به تأسیس کتابخانه جدیدی در شیراز اقدام کرد که مرکز رفت و آمد پژوهندگان و دانشوران شد.

    شیرازی‌ها در ورود دستگاه چاپ به ایران پیشقدم بودند

    حسینی‌پور با اشاره به نقش بسیار مهم و پُراثر شیرازی‌ها در چاپ و نشر، گفت: شیرازی‌ها در زمان قاجار در زمینه چاپ قرآن بسیار تلاش کردند. در ورود دستگاه چاپ هم باز شیرازی‌ها پیشقدم بودند؛ دستگاه پرس کوچکی که میرزا صالح شیرازی از لندن خریداری و همراه خودش به ایران آورد، نمونه‌ای است بر این مدعا. وی جزو دومین گروه محصلان اعزامی توسط عباس میرزا به فرنگ بود و البته باید متذکر شد که اصلیت او کازرونی بود.

    وی ادامه داد: حتی اولین نشریه چاپ شده در هند هم کار شیرازی‌ها بود و اولین روزنامه‌ای هم که در ایران درآمد، توسط دو شیرازی به زیور طبع آراسته شد: میرزا صالح شیرازی و برادر وی میرزا محمدجعفر. در واقع شیرازی‌ها انسان‌هایی خونگرم و خردمند هستند و هیچگاه اهل جنجال و ستیهندگی نبوده‌اند.

    مدیرعامل خانه کتاب، اقتصاد فرهنگی را در شیراز بسیار مهم دانست و گفت: بعضاً با تحقیق و تفحص در بعضی از استان‌ها متوجه این نکته می‌شویم که اگر کسی کتاب و مجله چاپ می‌کرد، متضرر می‌شد، اما در شیراز سود می‌کرد و این نشان از پیوند مردم شیراز با فرهنگ و اقتصادِ فرهنگی است و این به مدد اقتصاد ملی کتاب آمده است. انجمن‌های ادبی که در شیراز شکل گرفتند و نسل‌پروری کردند، پاتوق‌های فرهنگ و هنر و کتابفروشی‌های مهم مثل مرحوم بلادی و دیگرانی از این دست، همه تأثیرگذار بودند. می‌توان گفت شیراز برای جنوب ایران یک قطب بوده است.

    حسینی‌پور اضافه کرد: شیرازی‌ها پیشگام و هدایت‌گر جریان‌های جنوب بوده‌اند. شیراز برکت‌خیز بوده که نه‌تنها برای شهر شیراز و دیار فارس بلکه برای پاره عظیمی از ایران‌زمین و هموطنانی که در جنوب ساکن هستند، مفید فایده بوده و از آن بهره برده‌اند. تجلیل و تکریم بزرگانی که برای رشد و تعالی فرهنگ ایران اسلامی عاشقانه و دلسوزانه قدم برداشته‌اند، کوچک‌ترین قدم در صیانت از فرهنگ جامعه است، این بزرگداشت‏‌ها، راه‏گشای نسل آینده جامعه علمی و پویای ایران خواهد بود و نسل جوان با الگوپذیری از اهالی قلم و علم، خط‏ مشی ایشان را سرلوحه کارهای خود قرار خواهند داد.

    ایرانی‌ها بسیار از خوان مردم و بزرگان شیراز بهره برده‌اند

    حسینی پور در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه ملت بزرگوار ایران بسیار از خوان مردم و بزرگان شیراز بهره برده‌اند، تاکید کرد: در این دوره و زمانه ما باید حرف‌های وفاق‌آفرین بزنیم نه نفاق آفرین و در این زمانه به این روحیه بسیار بیشتر نیازمندیم، و افرادی مانند آقایان جعفری، آل‌ابراهیم و استاد نحوی، وفاق ایجاد کردند و با علم و بزرگواری خویش همه را دور هم جمع می‌کنند.

    مدیرعامل خانه کتاب افزود: در زمانه‌ای که زندگی می‌کنیم، نیاز به همدلی و همراهی با همدیگر بسیار بیشتر احساس می‌شود و بیش از پیش نیاز به همبستگی اجتماعی داریم و باید سرمایه‌های اجتماعی خود را قدر بدانیم و آنها را احیا کنیم؛ ما باید این سرمایه‌ها را پاس بداریم و موجب زوال آن‌ها نشویم. به‌همین منظور خانه کتاب با مشارکت و همراهی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس، از مقام شامخ علمی آقایان دکترسیدمحمدمهدی جعفری، دکتر اکبر نحوی و محمدرضا آل‏‌ابراهیم، به پاس تلاش‌‏های بی‏‌وقفه و مؤثر در زمینه آموزش و پژوهش در ششمین عصر کتاب استانی تجلیل می‏‌کند.

    سیدمحمدمهدی جعفری یعنی ۶۰ سال مبارزه، ۶۰ سال انسانیت و ۶۰ سال دین‌پژوهی

    حسینی‌پور در ادامه درباره دکترسیدمحمدمهدی جعفری، گفت: ایشان متولد دشستان بوشهر است و سال‌ها در زمینه تعلیم و تعلّم تلاشی بی‌وقفه داشته و در زمینه تألیف، ترجمه، تصحیح و نوشتن مقالات، آثار ماندگاری را از خود به‌جای گذاشته است. حتی زندان ستم‌شاهی نیز محلی است برای تعلیم و تحقیق و تألیف ایشان؛ در زندان از فرصت پیش‌آمده استفاده کرده و ضمن آموختن برخی از درس‌های ممکن، به نوشتن تقریرات درس تفسیر سیدمحمود طالقانی همّت گماشت و سه جلد از تفسیر پرتوی از قرآن طالقانی بدین وسیله تنظیم و تدوین شد.

    وی، جعفری را از استادان، محققان، فضلای عصر ما دانست که هم صاحب فضل است و هم دارای فضیلتِ انسانی، دینی، ملی و اخلاقی که کارهای او در عرصه نهج‌البلاغه‌پژوهی بسیار گران‌بها و تأثیرگذار است. هر وقت نام نهج‌البلاغه و امیر مؤمنان علی (ع) بزرگ‌ترین متفکر جهان شیعی مطرح می‌شود، برای شناخت آن حضرت و کتاب ایشان نیازمند آثار دکتر جعفری هستیم. تک‌نگاری او درباره «سیدرضی» یکی از آثار ارزشمند در شناخت سیدرضی است. انصاف دکتر جعفری در حوزه‌های علمی و فرهنگی و سیاسی همواره زبانزد است.

    مدیرعامل خانه کتاب همچنین گفت: در عرصه سیاست نیز ایشان در مجلس فقط نماینده دشتستان نبود، بلکه نماینده یک اندیشه و یک نسل بود. چیزی برای خودش نمی‌خواست؛ انسان وارسته‌ای بود که از مکتب حضرت علی (ع) درس آموخته بود. او درس دیگرخواهی و دست‌کشیدن از خودخواهی را با رفتار خود به دیگران آموخت. هیچ‌گاه ضمیر علمی و فرهیختگی ایشان جای خود را به شیفتگی قدرت و ثروت نداد.

    حسینی‌پور در ادامه به ۶۰ سال پژوهش و کار بی‌وقفه جعفری اشاره کرد و ادامه داد: آقای جعفری علاوه بر این‌که یک مؤلف خوب است، یک مترجم توانا نیز هست. زیرا به اندازه خودِ مؤلفانی که کتاب‌هایشان را ترجمه کرده و شاید هم خیلی بیشتر، در آن موضوع تحقیق کرده و با آن زندگی کرده است. جعفری یعنی ۶۰ سال مبارزه، ۶۰ سال انسانیت و ۶۰ سال دین‌پژوهی و کار کردن در حوزه نهج‌البلاغه‌پژوهی و اندیشیدن به این کتاب بزرگ و امام اول و متفکر و اندیشمند بزرگ جهان شیعی حضرت امام علی‌ (ع). ایشان بعد از اینکه سیاست را رها کرد، فرهنگ را در اولویت کار خویش قرار داد و ریاست کتابخانه دانشگاه شیراز را بر همه چیز ترجیح داده و جهانش را در کتاب جست‌وجو کرد و کارش را تولید دانش و توزیع دانش برای جست‌وجوگران معرفت می‌دانست.

    وی گفت: جعفری بزرگ‌مردی است که کوچک نفسی او زبانزد است و مثل او و از این نسل خیلی کم داریم پس باید الگو باشند و از ایشان یاد بگیریم و باید قدر ببینند و بر صدر بنشینند و ما به ایشان و مثل ایشان بسیار نیازمندیم به خصوص در این زمانه. پیوند آقای جعفری با کتاب هیچ‌وقت گسسته نشد و در هیچ دوره‌ای با کتاب بیگانه نبود و دریافت که انس با کتاب خیلی بهتر از انس با سیاست است و پایه کار سیاسی، فرهنگ و کار فرهنگی است و کسانی که در راه فرهنگ گام برمی‌دارند به دنبال اصلاح زیربنایی جامعه هستند نه رو بنایی.

    مدیرعامل خانه کتاب در ادامه با اشاره به اینکه جهان جعفری در کتاب خلاصه شده، گفت: ایشان بیش از ۲۷ عنوان کتاب تألیف کرده‌اند که بیشترین آن‌ها در حوزه ائمه و به‌خصوص امام اول شیعیان بوده است که کتاب امام علی ابن ابیطالب بیش از ۱۳ بار در تعداد ۱۵۳ هزار و ۴۰۰ نسخه چاپ شده است. نهج‌البلاغه ایشان هم با ۱۲۶۳ صفحه ۷ بار و در ۱۵ هزار و ۸۰۰ نسخه چاپ شده است. می‌توان گفت که استاد جعفری، کتاب و کتابخانه را بر همه چیز ترجیح داده و جهانش در کتاب خلاصه شده است‌.

    حسینی‌پور افزود: ایشان برنده کتاب سال ولایت برای پرتوی از نهج‌البلاغه در سال ۷۹ بوده‌اند. دکتر جعفری در جایی خودش گفته که سرنوشت بنده از آغاز با کتاب گره خورده بود و در دبیرستان در برازجان نیز کتابدار مدرسه بودم، در دانشگاه و نیز در زندان هم کتابدار بودم. درخصوص نهج‌البلاغه و کاری که ایشان کرده‌اند نیز می‌گویند برای من نهج‌البلاغه یک مسئله ارثی است و من شرح نهج‌البلاغه را در میان کتاب‌های پدرم دیدم. ایشان، برنده جایزه بیست و ششمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برای ترجمه نهج‏البلاغه و برنده جایزه هجدهمین دوره کتاب فصل برای کتاب آفرینش‌های ادبی در گفتار نبوی بوده است.

    محمدرضا آل‌ابراهیم را به‌معنی واقعی کلمه باید یک «فرهنگ‌بان» نامید

    بخش دیگری از سخنان حسینی پور به بیان ویژگی‌های محمدرضا آل ابراهیم اختصاص داشت. پژوهشگر و نویسنده‌ای که در زمینه فرهنگ، ادبیات و تاریخ، قلم زده و آثار شایسته‌ای را تألیف کرده و دبیر چندین همایش و جشنواره از جمله جشنواره داستان‌نویسی استانی «سته بان» و دبیر همایش شمس اصطهباناتی و… بوده است؛ کسی که سیمین دانشور، نویسنده مشهور شیرازی در نامه‌ای که در ۲۰ آبان ماه ۱۳۷۹ به او، از این نویسنده و پژوهشگر تجلیل کرده است.

    حسینی‌پور درباره زندگی و طریق سیر و سلوک ادبی آل ابراهیم گفت: از آن‌جایی که استاد آل‌ابراهیم، تمام خاطرات و پیشینه این دیار را آموخته و ده‌ها اثر درباره فرهنگ زادگاهش خلق کرده است‌، می‌توان او را یک «فرهنگ بان» نامید. ایشان به گردن تمامی کسانی که ارزش واقعی فرهنگ و هنر را می‌دانند حق دارد. حقی که جبرانش برای ما متصوّر نیست. خضوع، ادب، متانت و از پا ننشستن محمدرضا آل‌ابراهیم، زبانزد است و سال‌های سال زمان می‌بَرَد که شخصی چون ایشان بیاید. در حقیقت ایشان یک بومی‌پژوه بوده است که فرهنگ مردم را به‌خصوص آن منطقه، یعنی استهبان را حفظ کرده است.

    وی افزود: آل‌ابراهیم در واقع تاریخ و فرهنگ بومی مردم را ثبت و تدوین کرده است و میراثی معنوی برای نسل‌های آینده باقی گذاشته که با این پشتوانه بتوانند حرکت کنند و به آن‌ها هویت بخشیده است. زیرا متأسفانه به‌مرور، گرد فراموشی بر آن‌ها می‌نشیند و شاید این فضاهای مجازی هم بیشتر حافظه‌ها را کوتاه مدت‌تر می‌کند. وی تاکنون ۵۲ اثر در این زمینه تألیف کرده و امیدوارانه همچنان قلم می‌زند به امید آن‌که این پرچم را نسل‌های بعدی به دست بگیرند و ادامه دهند؛ در حقیقت نویسندگی برای آل‌ابراهیم، خانوادگی است و همسر و فرزندانش بخشی از این مسولیت را به عهده گرفته‌اند و امیدوارم این نسیم همچنان ادامه داشته باشد و مانا باشد. نهادسازی یکی از ویژگی‌های آل‌ابراهیم است؛ از تأسیس انجمن داستان‌نویسی استهبان تا نشر سته‌بان و… همگی نشان از همّت بزرگ این مرد می‌دهد.

    اکبر نحوی برای دانشجویان بیش از جان مایه می‏‌گذارد

    حسینی پور در ادامه در سخنان خود، در پاسداشت اکبر نحوی هم، وی را استادی با اخلاق، فروتن و دوست‌داشتنی که در همه سال‏‌های خدمت و تدریس خود همواره مسئولیت‌پذیر، دقیق و وقت‌‏شناس بوده است، توصیف کرد و گفت: ایشان همیشه جزو نخستین اساتیدی بوده است که در گروه ادبیات فارسی حاضر می‌شوند و در تدریس به هیچ‌وجه کم‏‌گویی ندارند و زکات علم را به‌خوبی ادا می‌‏کنند و برای دانشجویان بیش از جان مایه می‏‌گذارند.

    حسینی‌پور اضافه کرد: دکتر نحوی را خواص خوب می‌شناسند؛ استادی دقیق و عمیق که تدریس و راهنمایی او برای دانشجویان بسیار مغتنم است. پژوهش‌های او در حوزه شاهنامه‌پژوهی و فردوسی‌شناسی دارای نکته‌بینی‌های خاص است. ایشان عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز هستند اما هیچ‌وقت به‌دنبال حاشیه و مطرح‌کردن خویش نبوده است؛ به‌گونه‌ای که اگر در اینترنت درباره ایشان بخواهیم جست‌وجو کنیم، جز کتاب‌ها و مقالات ایشان سخنی از ایشان نیست.

    مدیرعامل خانه کتاب گفت: دکتر نحوی دارای جامعیت علمی در حیطه‌های ادبیات سده‌های ابتدایی تا هشتم هجری قمری است و از نسل اساتیدی هستند که دقت‌نظر بالایی در پژوهش دارند. او در حیطه فرهنگ ایرانی و مشخص‌تر در فرهنگ فارس، رجال‌شناس فرهنگی خیلی خوب و با اطلاع هستند. از جمله تصحیح‌های مهمی که ایشان دارند، تصحیح شیرازنامه زرکوب و برزونامه است که در حوزه تاریخ‌نگاری محلی اثری کم نظیر است.

    وی در پایان سخنان خود با اشاره به اینکه «حضور این فرهیختگان در شیراز و نیز سایر فرهیختگان در جای، جای این سرزمین اهورایی و آثاری که خلق می‌کنند، نشان از این است که تولید کتاب و اندیشه، فقط در تهران خلاصه نمی‌شود و ایران فقط تهران نیست» برای همه فرهیختگان ایران، این سرزمین اهورایی و نیز فرهیختگان جمع حاضر بهترین‌ها را آرزو و ابراز امیدواری کرد که بتوانیم درخور شأن ایران عزیز، از آنان تجلیل و تکریم کنیم

    در این مراسم عنایت رحیمی استاندار فارس با بیان اینکه تکریم بزرگان علم و ادب، بسیار مهم و ضروری است، گفت: باید در طول حیات بزرگان فرهنگ، این الگوهای فرهنگی را بزرگ بداریم و قدردان‌شان باشیم.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس هم در سخنانی با بیان اینکه فرهنگ در بستر تاریخ و زبان زاییده شده و با درهم‌تنیدگی با اندیشه، هویت فرهنگی سرزمین ایران را به وجود آورده است، گفت: گستردگی و پهناوری ایران‌زمین در هر منطقه قومیت‌هایی مختلف را پدید آورده است که با هویت مشترک زبان فارسی، ادبیات فارسی و هویت ایرانی و همچنین گسترش روح خدامحوری و کشش ایرانیان به معنویت، دیانت و اندیشه خدامحوری و اندیشه ایرانی؛ ستون‌های سترگ فرهنگ ایرانی اسلامی را پدید آورده است.

    صابر سهرابی در ادامه با تجلیل از ۳ پژوهشگر برجسته اهل استان فارس که ششمین برنامه «عصر کتاب استانی» به آنهاست اختصاص داشت، یادآور شد: استاد محمدرضا آل‌ابراهیم عمرش را در راه اعتلای فرهنگ «صابوناتی» (استهبانی) گذاشت؛ فرهنگی که هم‌پای فرهنگ ایرانی است، استاد اکبر نحوی از عمر خود مشعلی روشن فراروی زبان و ادبیات فارسی نگاه داشت و استاد محمدمهدی جعفری نیز عمر خویش را بر آن نهاد تا روح اسلام و ایران زنده رخ بنماید.

    خالصی: جعفری حکیمی است که علم و عمل را توأمان دارد

    در ادامه محمدرضا خالصی استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز با تجلیل از این سه اندیشمند که به‌گفته او «قدرت و توانایی اندیشه را اثبات کرده‌اند» ابتدا در ستایش محمدمهدی جعفری گفت: عمری در خدمت مولا علی ابن ابیطالب (ع) به سر بردن، از جعفری حکیمی ساخته است که علم و عمل را توأمان دارد.

    خالصی در ادامه با بیان اینکه جعفری با کلام و زیست و رفتار مولا علی (ع) بسیار آشناست، افزود: او بسیار شجاع، مهربان و متواضع است، تبختر علمی ندارد و به واقع بحری عظیم است.

    این استاد زبان و ادبیات فارسی در ادامه با اشاره به اینکه یکی از خوش‌اقبالی‌های محمدمهدی جعفری آشنایی با مرحومان آیت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان بوده است، یادآور شد: از دل همین آشنایی بود که جعفری به پیشنهاد آیت‌الله طالقانی به سراغ ترجمه کتاب علی ابن ابیطالب (ع) نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود رفت. متن عربی این کتاب شامل ۹ جلد و ترجمه فارسی آن ۸ جلد است که جلد نخست آن را آیت‌الله طالقانی ترجمه کرد و ۷ جلد بعدی را محمدمهدی جعفری. انتشار این کتاب در تمام محافل علمی جهان اسلام طوفان به پا کرد.

    شیراز مفهومی تاریخی است

    در ادامه این مراسم کوروش کمالی سروستانی، رئیس مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس با تاکید بر مدارای شیراز که مأمن حضور توأم با آرامش بزرگان فرهنگ و اندیشه بوده است، گفت: شیراز و هرآنچه در جغرافیای فرامرزش رقم می‌خورد، مفهومی تاریخی است که در کسوت ادب و تاریخ و فلسفه و هنر و دانش، نمود یافته، بالیده و ثمر داده است.

    به گفته کمالی، این مفهوم تاریخی جهانی را از خاور داستان تا باختر شعر، با همه ایماژها و تخیلات رویاگون، برایمان نقش زده؛ که مفهومش «زیستی معنایی» شده و مصداقش، نام‌آورانی سترگ که تاریخ سربلندی این سرزمین را رقم زده‌اند.

    مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس ادامه داد: آنان که با ذهنی وقاد و خلاق، جهانی را برایمان پدیدار ساخته‌اند، مملو از شادمانی‌های حضور و شکوه زیستی معرفت‌شناسانه هستند؛ آنچنان که در غربت‌کده جهان، روحمان را متوجه زیستی هوشمند، آگاه و با نشاط ساخته‌اند؛ آن‌سان که با همین اندیشه‌های مقابله‌گرانه، خسران و زوال مدام این جهانی را، طرحی نو درمی‌اندازیم.

    کمالی سروستانی سپس با بیان اینکه حکایت امروز ما، حکایت رادمردانی است که مانیفست وجودی‌شان را با تار و پود علم و دانش و ادب، تنیده‌اند، گفت: این رادمردان همانانی هستند که بر آن شده‌اند تا فرصت عمر را در جهانی پرآشوب و سرشار از تعدّی، به قدر همت خویش، روایتگر علم و دانش و ادب باشند؛ و بر این قاعده، از انسانیت، اخلاق، ظرافت زیستن و شرافت دانستن، دفاع کنند؛ و بدین‌سان، با خلق جهان بخردانه خویش ما را به درک زیبایی و معرفت‌شناسی، راهی بنمایند.

    مدیر دانشنامه فارس اضافه کرد: استاد سیدمحمدمهدی جعفری با سوابق درخشان دینی، علمی، سیاسی و خلق آثاری ماندگار در عرصه قرآن و نهج‌البلاغه؛ که پیش از دانشش، نوع‌دوستی، انسان‌مداری و صداقتش، کلاه تکریم و تعظیم ما در پیشگاهش، از سر برمی‌دارد؛ و استاد محمد رضا آل‌ابراهیم پژوهشگر و نویسنده فرهنگ مردم، ادبیات و دلداده تاریخ استهبان که دانش و عشقش را در قالب بیش از ۵۰ کتاب ماندگار کرده است.

    کمالی سروستانی سپس با ذکر «نحو اکبر استاد اکبر نحوی؛ مردی از قبیله تامل بر پدیده‌ها، صبور، مهربان، آزاده و زلال»، به اجماع دوستدارانش که به شمار، بسیارند و به باور، ستبر، نحوی را «مرد مدارا، عقل و گاه‌گاهی شور و نشاط» عنوان کرد: در سکوت او، معنا شکل می‌گیرد؛ از دریچه قاب عینکش، خیره که می‌نگرد؛ کشفی دوباره و جرقه‌ای هنوز، بر ناشناخته‌های تاریخِ علمِ ادب می‌زند.

    اکبر نحوی دستی در حماسه و اسطوره و رویی در تاریخ دارد

    مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس با بیان اینکه سخن از کتاب و دفتر و قلم که باشد، از پای نمی‌افتد، گفت: او در خلوتگاهی نمور از بوی کتاب و نسخه و طومار، به آغوش کلمات پناه می‌جوید و حاصل تجربه‌هایش را که برخاسته از درکِ شعوری تاریخی و ادبی است، در سطرسطر نگاشته‌هایش، بر جای می‌گذارد تا چراغی باشد، فراسوی ره‌جویان این وادی.

    به کمالی با تاکید بر اینکه اکبر نحوی برای هر پرسشِ علمی و منطقی، در حوزه تحقیق و پژوهشش، پاسخی قانع‌کننده دارد؛ می‌گوید: خرده‌ریزه‌های اندیشه‌های رها شده‌اش را که کنار هم می‌چینی، قابی از داشته‌هایی را می‌یابی که دستی در حماسه و اسطوره دارد و رویی در تاریخ دارد.

    کمالی سروستانی سپس با اشاره به سال‌ها آشنایی اهالی فرهنگ با نحوی، گفت: پیوسته او را آزاده، رها و وارسته یافته‌ایم با تواضعی که پهلو به معنا می‌زند؛ خشک مغزی را تاب نمی‌آورد؛ روایتگر تاریخ و ادب است؛ و در هر روایتش، گویی حقیقتی زاده می‌شود.

    به باور کوروش کمالی، وجه اندیشگانی نحوی، بر همه وجوهش غالب است؛ عمق مدارا و احترام را با او می‌توان دریافت. همچنین وی در توصیف ویژگی‌های علمی و اخلاقی نحوی نیز گفت: نحوی «فهیم مردی» است که به گزافه سخن نمی‌گوید و رفتاری تاریخ‌نگر دارد؛ «مردی که با گزاره‌های علمی و روایات مستند ادبی و تاریخی شناخته شده است.» نحوی نخبه‌مردی است که از گاهی که به شیراز پای نهاد؛ به رسم تمامی اندیشه‌ورزان؛ از خواجوی کرمانی تا روزبهان بقلی فسوی؛ تا سیبویه بیضاوی، رسول پرویزی و بسیاری دیگر، شیراز را خوش مأمنی یافت و مهربان میزبانی رحل اقامتش، به ترک این آب و خاک دل نداده است؛ «شگفتا! شیراز را چه نخبه‌پرور است!»

    کوروش کمالی سروستانی اضافه کرد: ماجرا از سال ۱۳۶۶ آغاز شد؛ آنگاه که به «لغت‌های ضبط ناشده در فرهنگ‌های فارسی» انجامید و بعد از آن با «تصحیح برزونامه» در سال ۱۳۷۹ و چاپ آن در سال ۱۳۸۷ ادامه یافت. در زمینه «آشنایی با فرهنگ و ادبیات ایران»، «تحقیق در حماسه‌های ملی و متون حماسی»، «آشنایی با تاریخ ادبیات ایران» و «نسخه‌شناسی و روش تصحیح و تحقیق متون» اکبر نحوی را باید از انگشت‌شمارانِ متخصصِملی برشمرد که آثار مانایی از خود به یادگار نهاده است. «تمامی آنچه که یا بر صفحه سپید کاغذ نقش بسته، و یا چونان بذری، در ذهن و زبان درس آموختگانش، بالیده است.»

    مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس در ادامه گفت: به روایات آثارش، نحوی از «شیرازنامه» تا «همایون‌نامه» از «آیین دبیری» تا «مجموعه رساله‌های فارسی و عربی از دانشوران ایرانی» و از «دیهیم هفتاد» تا «رودکی» و… و چاپ بیش از ۵۰ مقاله علمی و پژوهشی در نشریات معتبر ملی و دایره‌المعارف‌ها و دانشنامه‌های تخصصی، او را پژوهشگری ارجمند و از جمله مفاخر این سرزمین باید شمرد. با استعانت به چند دهه کنکاش، تفتیش و جستجوهای علمی نحوی در متون خرد و کلان، نسخه‌های خطی و مطبوعات و نشریات؛ امروز او را باید مفاخرانه «کنکاشگر متون» نام نهیم.

    به حضور نخبگانی چون این سه استاد می‌بالیم

    کوروش کمالی سروستانی در پایان با بیان اینکه شیراز امروز، مفتخر است که با تکیه بر میراث کهن خویش، چونان فرزندی خلف؛ برگ برگ زرین فرهنگ و تمدن این سرزمین را پاس داشته، بر غنای آن افزوده است، یادآور شد: ما مردمان این مرز و بوم، به حضور نخبگانی چون استاد سیدمحمدمهدی جعفری، استاد محمدرضا آل‌ابراهیم و استاد اکبر نحوی، می‌بالیم و فاخرانه، جایگاه ارجمندشان را پاس می‌نهیم.

    در پایان این مراسم محمد عسلی هم در سخنانی کوتاه با ستایش از خدمات فرهنگی محمدرضا آل‌ابراهیم گفت: این پژوهشگر در اعتلای فرهنگ مردم استهبان و حفظ فرهنگ عامه مردم این شهر، شاخص بوده است.

    مدیرمسئول روزنامه عصر مردم افزود: آل‌ابراهیم فروتن و مردمی است و افزون بر پژوهشگری، معلمی نیز کرده است

  • احتمال جدی تغییر مدیریت کتابخانه ملی/ابعاد تازه آب‌گرفتگی اسناد

    احتمال جدی تغییر مدیریت کتابخانه ملی/ابعاد تازه آب‌گرفتگی اسناد

    به گزارش خبرنگار مهر، ماجرای آب‌گرفتگی یکی از طبقات ساختمان آرشیو ملی و معدوم شدن بخش زیادی از اسناد موجود در آن در زمره مهمترین اخباری بود که در پاییز سال گذشته مطرح شد و با واکنش رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران روبرو شد.

    نزدیک به یک هفته پس از درج شایعاتی در این زمینه در فضای مجازی اشرف بروجردی رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای توضیح درباره این شایعات نشستی خبری برگزار کرد و در آن بیان داشت: این ساختمان از ابتدا در محلی ساخته شده که به آن چال هرز گفته می‌شده و محل تجمیع آب‌های هرز و سیلاب‌های منطقه تپه‌های عباس‌آباد تهران بوده است. ساختمان اسناد ۱۶ طبقه دارد که ۱۱ طبقه آن بالا و ۵ طبقه آن زیر زمین قرار دارد و با توجه به مسائل گفته شده این ساختمان در مخاطراتی قرار داشت و این موضوع سبب دقت و حساسیت ما نسبت به اسناد موجود در این طبقات شد. به گفته بروجردی با توجه به اطلاع این سازمان از این مخاطرات، اسناد مهم، معتبر و قابل بهره‌برداری در طبقاتی که امکان نفوذ آب وجود داشت، نبود. اما به دلیل عدم ریل‌گذاری در طبقه منفی ۵ این سازمان، اسناد را از این طبقه به سازمان کتابخانه ملی منتقل شده تا در صورت ریل‌گذاری و قفسه‌گذاری، این اسناد را به جایگاه اصلی خود برگردانیم.

    با وجود اینکه پس از این توضیحات تصاویری نیز از اسناد منتقل شده از این مرکز به یکی از انبارهای کتابخانه ملی به اهالی رسانه نمایش داده شد، طی روزهای اخیر اخباری مبنی بر بیان نشدن تمامی ابعاد این ماجرا مطرح شده است.

    بر این اساس موضوع آبگرفتگی و از بین‌رفتن بخش قابل توجهی از اسناد موجود در طبقات تحتانی سازمان آرشیو ملی ایران صحت داشته است و بخش قابل توجهی از اسناد موجود در این طبقات از بین رفته است تا جایی که حتی دو هفته پس از این اتفاق امکان بازدید و حضور اهالی رسانه در این محل فراهم نبوده است. به دنبال این اتفاق تنها بخشی کوچک از اسناد این طبقات به کتابخانه ملی منتقل شده و باقی این اسناد که حتی هنوز طبقه بندی نیز نشده بودند به دلیل مجاورت با آب معدوم شده است.

    این موضوع زمانی خود را بیشتر نشان می‌دهد که طی روزهای گذشته برخی از مسئولان بخش‌های خبری و ارتباط با رسانه‌های این سازمان از کار خود برکنار شده‌اند و علت این موضوع نیز عدم توانایی در اقناع رسانه‌ها در این زمینه مطرح شده است.

    به دنبال این اتفاق و ورود سازمان بازرسی کل کشور به ماجرای فوق بار دیگر موضوع برکناری رئیس این سازمان نیز جدی تر شده است.

    اشرف بروجردی که برای نخستین بار و به دنبال مطرح شدن شایعاتی درباره بیماری خود موضوع خروجش از این سازمان مطرح شده بود این بار و به دنبال این اتفاق و اهمال مجموعه مرتبط با وی برای پیشگیری از این مساله به صورت جدی با موضوع برکناری از سمت خود مواجه شده است.

    پیگیری‌های مهر در این زمینه حاکی از آن است که گزینه‌هایی چون حجت‌الله ایوبی، نجفقلی حبیبی و رسول جعفریان گزینه‌هایی هستند که از سوی نمایندگان و مشاوران رئیس جمهور که مسئول بررسی و انتخاب گزینه‌های پیشنهادی تازه برای ریاست این سازمان هستند برای جایگزینی بروجردی انتخاب شده‌اند و در صدور حکم آنها در انتظار تأیید نهایی رئیس جمهور است.

  • زمانی که ایران حیاط‌خلوت غرب بود/پای آمریکا چگونه به ایران باز شد

    زمانی که ایران حیاط‌خلوت غرب بود/پای آمریکا چگونه به ایران باز شد

    خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ _ صادق وفایی: طی روزهایی که از شهادت سردار سلیمانی گذشت، ۳ مطلب ابتدایی پرونده «قاتل سردار سلیمانی درباره آرا و افکار آلن بدیو و نوام چامسکی درباره شخصیت دونالد ترامپ و سیاست خارجی آمریکا منتشر شدند: «نگاهی به کتاب آلن بدیو درباره ترامپ / ابتذال ترامپ تعمدی است»، «راهکارهای آلن بدیو برای مبارزه با ترامپ / چرا دم از انقلاب نزنیم؟» و «دروغ درلباس حقیقت / بررسی سندروم استکهلم و ویتنام در ایران وآمریکا». در ۲ مطلب دیگری که در ادامه این‌پرونده منتشر می‌کنیم، قصد داریم سرکی به گذشته بکشیم و پاسخ این‌سوال را جستجو کنیم که چرا آمریکا با ایران دشمنی می‌کند؟

    البته پیش‌تر درباره موضوعات مرتبط، سرک‌هایی به گذشته کشیده‌ایم که بد نیست در این‌پرونده، نیم‌نگاهی به آن‌ها داشته باشیم؛ مطالبی از جمله: «ترامپ چگونه با فرمول هیتلر به قدرت رسید / کتابخوانی علیه «استبداد»»، «کودتای۲۸ مرداد به روایت نویسنده آلمانی و یادداشت‌های مامور آمریکایی»، «تکرار «آمریکن استانچ» در دهه ۹۰/ سابقه تاریخی تهدید تنگه هرمز» و ««صلح بعد از خرمشهر»، هدیه دادن ۱۰۰۰ کیلومتر از کشور به دشمن بود».

    در چهارمین قسمت از پرونده مذکور قصد داریم به دوران جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین سفر کنیم که باعث بازشدن پای آمریکا به ایران شد؛ همان دورانی که ریدر بولارد وزیرمختار وقت انگلستان (پس از اشغال ایران) گفته بود: «زمانی ما در این اندیشه بودیم که آیا ممکن نیست که ما کشور ایران را تصرف کرده و آن را خود اداره کنیم؟» همچنین، همان دورانی که ایران، مقابل تمام خواسته‌های بیگانگان (متفقین) از خود ملایمت یا بهتر بگوییم ضعف نشان داد؛ در ابتدا اعلام بی‌طرفی کرد، سپس مقاومت را رها کرد و سربازان ارتش خود را بدون سلاح و غذا آواره جاده‌های بیابانی کرد. سپس با متفقین پیمان بست و دست‌شان را در همه امور کشور باز گذاشت؛ با این‌شرط که حاکمیت ملی و استقلال ایران حفظ شود؛ شرطی که البته بیشتر به یک لطیفه یا به قول فرنگی‌ها جوک شبیه بود!

    سوءاستفاده و سواری‌گرفتن‌های متفقین از ایران در نهایت امر به جایی رسید که صدای شاه وقت ایران را هم درآورد. محمدرضا پهلوی در مصاحبه‌ای که سال ۱۳۲۳ با خبرگزاری رویترز داشت، از متفقین گلایه کرد و گفت: «ما دعاوی ارضی جدیدی نداریم. فقط توقع داریم که تصدیق شود ما متفقین را در رسیدن به پیروزی کمک کرده‌ایم و انتظار داریم در جامعه ملت‌ها برایمان به منزله عضو مفید و سودمندی مقام شایسته‌ای تعیین گردد.» شاه در یک مصاحبه دیگر که سال ۱۳۲۸ با روزنامه دیلی‌میل انگلستان انجام داد، دوباره از متفقین گلایه کرد: «ما نمی‌توانیم بفهمیم چرا متفقین از پایان جنگ تاکنون هیچ‌کاری برای ایران نکرده‌اند؟ ما در ساعات خطر کنار شما بودیم…» یکی از جملات نسبتاً مهمش هم در این‌مصاحبه این‌چنین بود: «اگر ایران همچنان گرفتار مسائل اقتصادی باقی بماند به نفع صلح جهانی نخواهد بود.»

    شاه در یک مصاحبه دیگر که سال ۱۳۲۸ با روزنامه دیلی‌میل انگلستان انجام داد، دوباره از متفقین گلایه کرد: «ما نمی‌توانیم بفهمیم چرا متفقین از پایان جنگ تاکنون هیچ‌کاری برای ایران نکرده‌اند؟ برای مرور حوادث مهم و تأثیرگذار اشغال ایران توسط متفقین، کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» نوشته شیدا صابری را محور بررسی قرار می‌دهیم که با تجمیع منابع و مستندات مکتوب درباره آن برهه تاریخی نوشته شده است. این‌کتاب، یکی از عناوین مجموعه «تاریخ ایران: روایتی دیگر» است. عناوین اولیه این‌مجموعه که توسط نشر ققنوس چاپ می‌شود، سال گذشته رونمایی شدند. به‌هرحال با محورقراردادن این‌کتاب، دورانی از تاریخ کشورمان را مرور می‌کنیم که ایران، لقمه چرب و نرمی برای انگلستان و شوروی و سپس آمریکا بود و منابع و امکاناتش بدون پرداخت هیچ هزینه یا اجاره‌ای توسط بیگانگان، به‌صورت رایگان در اختیارشان قرار گرفت. پیش از ورود به مقدمات و بحث اصلی بد نیست به این‌مساله اشاره کنیم که موقعیت استراتژیک ایران در سال‌های جنگ جهانی دوم، باعث می‌شد هم حائلی برای هندوستان باشد که انگلستان در آن‌جا منافع گسترده‌ای داشت؛ هم بهترین مسیر رساندن کمک نظامی و تدارکاتی به شوروی باشد تا طی ۴ سال جنگ به‌طور تمام و کمال در اختیار متفقین قرار بگیرد و هم حوزه‌های نفتی‌اش، دوطرف جنگ را به طمع بیاندازد. به تعبیر الهام ملک‌زاده پژوهشگر تاریخ، «دولت ایران برای عبور لشگریان و مهمات متفقین، و استفاده از وسایل و راه‌های ارتباطی و مخابراتی اختیارات نامحدود به آن‌ها داد و هرنوع مساعدت و تسهیلات ممکن برای نگهداری و بهبود وسایل ارتباطی مذکور اعم از تهیه مصالح و کارگر و رفع احتیاجات مالی متفقین از جمله چاپ اسکناس نیز بر دوش ایران گذاشته شد و دولت شروع به چاپ اسکناس کرد و روزنامه‌ها هم دولت را نقد کردند تا این‌که دولت اعلام کرد طلای پشتوانه اسکناس در آفریقاست و به زودی خواهد رسید.»

    یکی از مسائل مهم تاریخی درباره اشغال ایران توسط متفقین این است که بی‌طرفی ایران در جنگ، علی‌رغم اعلام پیشین، نقض شد. تحلیل‌ها و جمع‌بندی این‌مساله چنین است که شاید بی‌طرفی ایران تا پیش از حمله آلمان به شوروی، برای نیروهای درگیر در جنگ اهمیت زیادی نداشت اما بعد از این‌اتفاق، هراس از تصرف حوزه‌های نفتی ایران توسط آلمان، باعث شد متفقین روی ایران خیمه بزنند. در ادامه این‌روال، دخالت‌های متفقین از جمله شوروی باعث به‌وجود آمدن خطر تجزیه ایران و جداشدن آذربایجان و کردستان هم شد. قطحی نان و غله هم از دیگر عوارض اشغال ایران توسط متفقین بود. در مجموع، اشغال ایران توسط متفقین، همه‌نوع منفعت و پیشرفتی برای آن‌ها داشت اما ایران را بیش از پیش، به سمت نکبت و بدبختی برد. در همان برهه تاریخی بود که ایرانیان از طریق رادیوآلمان می‌شنیدند که یک حکومت آلمانی، آن‌ها را برادر خطاب می‌کند و مانند انگلیس و شوروی خیال گرفتن خاک ایران را ندارد! همزمان رادیو بی‌بی‌سی هم شروع به پخش برنامه‌های فارسی کرده بود که به حکومت مشروطه می‌پرداخت و همه اشتباهات رضاخان را بزرگ جلوه می‌داد. جالب است که انگلستان که به قول معروف جمیع تاریخ‌شناسان، رضاخان را به قدرت و سلطنت رساند، در این‌برهه و پس از گذشت تاریخ‌مصرف این‌مهره با اتکا به ابزاری چون رادیو بی‌بی‌سی، او را دور انداخت. این‌مساله یکی از شباهت‌های تاریخ دیروز و امروز است که در بخشی از این‌مقاله به آن‌ها خواهیم پرداخت. خلاصه این‌که به‌قول شیدا صابری نویسنده کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم»، تبلیغات رایو بی‌بی‌سی برای به زیر کشاندن رضاشاه تأثیر خود را گذاشت. اما جالب است که غربی‌ها که آن‌روز در قامت متفقین وارد ایران شده بودند، آن‌روزها هم دست از شایعه‌پراکنی و گسترش اخبار و گمانه‌زنی‌ها برنمی‌داشتند. مثلاً در ۲۳ و ۲۴ شهریور ۱۳۲۰ متفقین شایعاتی را بین مردم پخش می‌کردند مبنی بر این‌که نه‌تنها رفتن رضاخان حتمی است بلکه شاید متفقین با سلطنت ولیعهد (محمدرضا) هم موافقت نکنند. مهم نیست شایعات چه می‌گفته‌اند؛ مهم این است که قوای متفقین در آن‌برهه رسماً برای ایران، تعیین تکلیف می‌کرده‌اند.

    حضور سربازان متفقین در ایران

    به‌هرحال در آستانه ورود به مقدمه و سپس بدنه اصلی مطلب، بد نیست به این‌واقعیت تاریخی توجه کنیم که انگلیس و شوروی ۵ روز به رضاخان مهلت دادند تا خاک ایران را ترک کند. یکی از پاسخ‌های سوال اولیه‌مان را [این‌که چرا آمریکا و غربی‌ها با ایران دشمنی می‌کنند] می‌توانیم در توصیه‌ای که رضاخان به پسرش محمدرضا داشته، بیابیم: «مواظب باش! مقاومت نکن، ما و همه دنیا با طوفانی روبرو شده‌ایم که عظیم‌تر از هر یک از ماست. سرت را خم کن و بگذار طوفان بگذرد.» توصیه‌ای که رضاخان به ولیعهد ایران داشته، رویکردی را پیشنهاد می‌کند که ۱۸۰ درجه با ماهیت رویکرد امروز جمهوری اسلامی ایران متفاوت است و یکی از دلایل یا شاید دلیل اصلی دشمنی غرب با ایرانِ امروز باشد.

    * ۱- مقدمه _ جهانی که غربی‌های متمدن در قرن بیستم ساختند

    ۱-۱ در جنگ جهانی اول

    با شروع جنگ جهانی اول که دلیلش کشته‌شدن ولیعهد امپراتوری اتریش_مجارستان در سارایوو بود، حکومت اتریش_مجارستان به صربستان اعلان جنگ داد، روسیه به‌عنوان متحد صربستان نیروهای خود را در مرز متحدِ امپراتوری اتریش_مجارستان، یعنی آلمان آرایش داد، آلمان به متحد روسیه یعنی فرانسه اعلان جنگ داد و از بلژیک به فرانسه حمله کرد، بریتانیا که متحد بلژیک بود به آلمان اعلان جنگ داد، و عثمانی هم تبدیل به متحد آلمان و اتریش شد و سپس بلغارستان هم به این اتحاد پیوست. ژاپن منطقه مستعمراتی آلمان در چین را اشغال کرد. ایتالیا و رومانی به متفقین پیوستند و آمریکا هم در سال ۱۹۱۷ به آلمان اعلان جنگ داد. جنگ اول در سال ۱۹۱۴ شروع و سال ۱۹۱۸ تمام شد. انگلیس و فرانسه که به‌خاطر خروج روسیه از جنگ (به‌خاطر انقلاب ۱۹۱۷) در تنگنا قرار گرفته بودند، با ورود آمریکا به جنگ نجات پیدا کردند.

    خلاصه پایانِ جنگ جهانی اول این بود که آلمان در کنفرانس ورسای گناهکار شناخته شد و همه منافعش در اروپا به نفع متفقین مصادره شد. آلمانِ پس از جنگ، با هزینه خود برای متفقین کشتی، موتور، قطار و اتومبیل می‌ساخت و از تمام دارایی‌های خود در کشورهای دیگر گذشت. در واقع می‌توانیم آلمانِ پس از جنگ اول را یک مستعمره اروپایی برای غربی‌ها تلقی کنیم. در کنفرانس ورسای همچنین بنا شد آلمان، برای ۱۰ سال زغال‌سنگ کشورهای فرانسه، ایتالیا و بلژیک را تأمین کند. متفقین هم برای ۵ سال بر واردات و صادرات آلمان نظارت داشته باشند. آلمان همچنین از نیروی هوایی و دریایی‌اش هم محروم و تمام کشتی‌های تجاری و جنگی‌اش به انگلستان و فرانسه داده شد.

    با امضای معاهده ورسای در سال ۱۹۲۰، جامعه ملل در ژنو تأسیس شد که همان‌طور که می‌دانیم، پس از جنگ جهانی دوم نامش سازمان ملل متحد شد. جامعه ملل تا سال ۱۹۴۶ (معادل ۱۳۲۵ هجری شمسی) رسمیت اجرایی داشت و هدف از تاسیس‌اش، خلع سلاح، جلوگیری از جنگ با تأمین امنیت همگانی، رفع اختلاف بین کشورها از راه دیپلماسی و بهبود سطح زندگی جهانی بود. در اروپای بحران‌زده پس از جنگ اول، امپراتوری اتریش_مجارستان به ۳ کشور اتریش، مجارستان و چکسلواکی تقسیم شد که چکسلواکی هم بعدها (پس از فروپاشی کمونیسم) به دو کشور جمهوری چک و اسلواکی تقسیم شد. بعد از جنگ جهانی اول، همچنین یوگسلاوی، ایتالیا و رومانی هرکدام مناطق وسیعی از امپراتوری اتریش_مجارستان را به چنگ آوردند. کشور لهستان هم از تلفیق بخش‌هایی از خاک ۳ کشور روسیه، اتریش و آلمان متولد شد.

    نکته مهمی که این‌میان نباید از آن غافل شویم، این است که سیاست محاصره اقتصادی چیز تازه‌ای در رفتار قدرت‌های غربی نیست و پدیده‌ای نیست که امروز یا سال‌های دفاع مقدس، فقط در قبال ایران انجام شده باشد. انگلستان، آلمانِ بعد از جنگ اول را محاصره اقتصادی کرده بود و خیلی از مردم آلمان به‌ویژه کودکان، به‌دلیل همین محاصره اقتصادی و قحطی ناشی از آن تلف شدند. یک‌نکته مهم دیگر هم این است که همه این‌اتفاقات و وقایع تاریخی مربوط به زمانی هستند که آمریکا هنوز تبدیل به ابرقدرت نشده و جایش را در زمینه استعمار نوین با انگلستان عوض نکرده بود.

    ۱-۲ در جنگ جهانی دوم

    خب خشم فروخفته آلمان تحقیر شده، باعث زبانه‌کشیدن شعله‌های جنگ دوم شد. همان‌طور که در تاریخ خوانده‌ایم، هیتلر با یک سیر صعودی توانست توده‌های مردمی آلمان را با خود همراه کند و از سال ۱۹۳۳ هم، آلمان را از جامعه ملل بیرون آورد. ظاهراً جامعه ملل آن‌روزگار هم مثل سازمان ملل این‌روزگار، در جهت منافع قدرت‌های بزرگ فعالیت می‌کرده است. به‌هرحال هیتلر در سال ۱۹۳۵ به‌طور علنی و بدون‌پنهان‌کاری دست به بازسازی و تقویت نیروی نظامی آلمان زد. جنگ جهانی دوم هم در سال ۱۹۳۹ با حمله آلمان به لهستان آغاز شد. شوروی که ابتدای جنگ از قدرت متفقین مطمئن نبود، با آلمان پیمان عدم تجاوز امضا کرد. این‌پیمان در سال ۱۹۳۹ (معادل ۱۳۱۸ هجری شمسی) امضا شد و همان‌طور که می‌دانیم آلمان کمی بعد، به شوروی هم حمله کرد اما در قدم اول پیمان مذکور را امضا کرده و لهستان را با شوروی قسمت کرد. نکته مهمی که نباید این‌میان و در این‌فراز از آن غافل شویم، این است که به گواه تاریخ، نمی‌توان پیمان‌های امضاشده توسط قدرت‌های اروپایی، دل خوش بود چون در مواقع لزوم، زیر پا گذاشته خواهند شد. در ادامه روند رویدادهای مورد اشاره، شوروی در قدم اول به شرق لهستان لشگرکشی، و آلمان را در اشغال این‌کشور کمک کرد.

    ورود انگلستان و فرانسه به جنگ جهانی دوم به‌علت حمله زیردریایی‌های آلمان در سال ۱۹۳۹ به یک کشتی مسافربری به نام آتنیا بود که به سمت کانادا می‌رفت. پس از اعلان جنگ فرانسه و انگلستان به آلمان، استرالیا، نیوزیلند و کانادا به آلمان اعلان جنگ دادند. و دوباره هرج‌ومرج جهانی به مدد غربی‌ها آغاز شد. در این‌میان بد نیست سرکی به خاطرات امیرعباس هویدا بکشیم که در شلوغی‌های جنگ جهانی دوم در اروپا بوده و نوشته است: «چشم‌های زنان و مردان پیر به‌قدری رنگ‌پریده و گودافتاده بود که مثل این بود که نیمی از راه مرگ را پیموده‌اند…» این‌بخشی از خاطرات هویداست که بیانگر نکبت و بدبختی اروپا در خلال جنگ جهانی دوم است.

    علی سهیلی سیاستمدار و نخست‌وزیر وقت ایران، در جریان کنفرانس تهران با وزیر امور خارجه آمریکا دیدار و درخواست کرد بیانیه‌ای هم درباره ایران صادر شود. نتیجه این‌درخواست فقط صدور یک اعلامیه (نه بیانیه) درباره حل مسائل اقتصادی و سیاسی آینده ایران بود. همان‌طور که شنیده‌ایم در ادامه روند جنگ جهانی دوم، آلمان با زیرپا گذاشتن پیمانش، به شوروی حمله کرد و ژاپن هم با حمله به بندر پرل هاربر آمریکا، ایالات متحده را وارد جنگ کرد. اما نکته مغفول و ناشنیده بین سخنان هربرت هوور رئیس‌جمهور سابق آمریکاست که گفته بود آغاز جنگ میان آلمان و شوروی، برای انگلیس و آمریکا غنیمت است. همان‌زمان بوده که چرچیل و روزولت مذاکرات محرمانه‌ای داشته‌اند که نتیجه‌اش در منشور آتلانتیک منتشر شد و همین‌منشور و مذاکرات، عملاً آمریکا را وارد جنگ می‌کرد. آمریکا در این‌برهه یعنی اوت ۱۹۴۱ هنوز بی‌طرف بود و رسماً وارد جنگ نشده بود اما عملاً مقابل آلمان قرار داشت و به بیان بی‌تعارف، بی‌طرف نبود.

    به‌هرحال در سال ۱۹۴۳ (مقاطع پایانی جنگ) چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران حاضر، و مشغول تصمیم‌گیری برای روزهای بعد از جنگ و تقسیم غنایم شدند. پس از آن هم کنفرانس یالتا با همین‌هدف در شبه‌جزیره کریمه برگزار شد. از دل همین کنفرانس بود که حرف‌وحدیث‌های شکل‌گیری بلوک شرق و غرب شنیده، و همچنین تشکیل سازمان ملل متحد به بحث گذاشته شد. علی سهیلی سیاستمدار و نخست‌وزیر وقت ایران، در جریان کنفرانس تهران با وزیر امور خارجه آمریکا دیدار و درخواست کرد بیانیه‌ای هم درباره ایران صادر شود. نتیجه این‌درخواست فقط صدور یک اعلامیه (نه بیانیه) درباره حل مسائل اقتصادی و سیاسی آینده ایران بود. وقتی آلمان در جنگ شکست خورد، ژاپن، هنوز اندونزی، هندوچین و بخش مهمی از چین را در اشغال داشت. خلاصه این‌که جنگ در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ با انفجار بمب‌های اتمی آمریکا بر فراز ژاپن به پایان رسید. همزمان با این‌مقطع تاریخی، در ایران، یازدهم شهریور ۱۳۲۴ بود.

    چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران

    گفته می‌شود یکی از دستاوردهای پایان جنگ جهانی دوم، تشکیل سازمان ملل متحد است که نویسنده کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» تأسیس این‌سازمان را پیامد منشور آتلانتیک، اعلامیه ملل متحد، کنفرانس تهران، کنفرانس یالتا و کنفرانس دامبارتن اوکس می‌داند. کنفرانس سومی، سال ۱۹۴۴ در واشینگتن دی. سی برگزار شد و آمریکا، شوروی، بریتانیا و چین از حاضرانش بودند.

    * ۲- چرا متفقین ایران را اشغال کردند؟

    اگر بخواهیم صفحات زیادی از تاریخ را فشرده و خلاصه کنیم، باید بگوییم منابع نفتی ایران و عراق چه در جنگ اول و چه جنگ دوم برای دو طرف درگیری اهمیت داشت و سعی کردند از دستیابی دیگری به آن جلوگیری کنند که متفقین در این‌راه به پیروزی رسیدند. بنابراین اگر آلمان منافع نفتی ایران یا کشورمان را اشغال نکرد، دلیل بر حسن‌نیت یا خوش‌قلبی‌اش نبوده است. چون متفقین فرصت این‌کار را با قدرت و سیاست از او و هم‌پیمانش یعنی ایتالیا گرفتند. به‌عنوان مثال در سال ۱۹۴۰ بود که سفیر آلمان در ایران در پیامی به برلین توصیه کرد دولت آلمان تمام توان خود را برای تسخیر منابع نفتی ایران به کار ببندد و از آن‌جا که ایتالیا هم به این‌منابع چشم داشت، پیشنهاد کرد هر دو کشور در این‌زمینه به یک اتفاق‌نظر و هماهنگی برسند. از طرف دیگر نیروهای انگلیسی با طرح و تدبیر چرچیل در این‌فکر بودند که چگونه نیروهای لازمشان را برای حفظ چاه‌های نفت ایران، در عراق متمرکز کنند. نکته مهم تاریخی دیگری که درباره ایران و آلمان نباید از نظر دور داشت، این است که آلمان هم مثل انگلیس، تلاش کرد جانشینی برای رضاخان پیدا کند و محمدحسین آیرم رئیس سابق نظمیه هم که از دست رضاخان به آلمان فرار کرده بود، نامزد تصدی این‌سمت کرد. اما به هرحال ظاهراً متفقین در این‌مورد هم جلوتر از آلمان بودند و قاعده بازی در زمین ایران را بهتر می‌دانستند.

    چرچیل پیش از اشغال و زمانی‌که این‌مساله در حد حرف و برنامه بود، گفته بود: «اگر شوروی (از آلمان) شکست بخورد، باید آماده باشیم تا خودمان مناطق نفت‌خیز ایران را اشغال کنیم، زیرا در این‌شرایط ایران قادر به مقاومت در برابر فشار آلمان نخواهد بود و ما را از ایران اخراج خواهد کرد.» یکی از نکات ناراحت‌کننده تاریخی درباره اشغال ایران به‌دست متفقین، این است که ایرانی که هنوز صنعت نفت‌اش ملی نشده بود، به‌طور رسمی حیاط خلوت غربی‌ها بوده و مانند بره‌ای بی‌دفاع توسط گله‌های مختلف گرگ‌ها به‌این‌سو و آن‌سو کشیده می‌شده است. در همان‌دوران، انگلیسی‌ها به این‌نتیجه رسیده بودند که اگر شوروی مقابل آلمان شکست بخورد، باید برای دفاع از چاه‌های نفت ایران مقابل آلمانی‌ها، ایران را اشغال کنند. ستاد مشترک ارتش آلمان هم به یک‌گروه مخفی مأموریت داده بود در پالایشگاه نفت آبادان و دیگر تأسیسات نفتی جنوب ایران، خرابکاری کند. دوباره از آن‌طرف، چرچیل، روزولت را متقاعد کرد که برای کمک‌رسانی به شوروی باید ایران را اشغال کرد. نکته غم‌انگیز دیگر این است که این‌میان، ایران هیچ‌نقش تأثیرگذاری نداشته و به‌اصطلاح در مذاکرات و گفتگوها، اصلاً به حساب نمی‌آمده است. مثلاً در ابتدای جنگ که آلمان و شوروی پیمان عدم تجاوز به یکدیگر را امضا کردند و در مقطعی که شوروی به فنلاند حمله کرد، ایران از توافق آلمان و شوروی بر سر خاکش ترسید. بنابراین وزیرمختار ایران در لندن (محمدعلی مقدم) در سال ۱۹۴۰ به دیدار وزیر خارجه انگلستان رفت و پیشنهاد کرد ایران و انگلستان برای مقابله با تهدید شوروی، با یکدیگر پیمان همکاری امضا کنند که این درخواست، نقش انفعالی ایران آن‌روز را نشان می‌دهد. در ادامه همین اتفاقات هم سفیر شوروی در ایران، به مقامات ایرانی هشدار داد. در همان‌مقطع تاریخی، حتی شنیده شده آلمانی‌ها بارها شوروی را برای حمله به ایران که سنگر انگلستان به شمار می‌رفت، ترغیب کرده‌اند. مجموع این‌مستندات تاریخی بیانگر یک‌مساله مهم دیگر هم هستند و آن این‌که غربی‌ها علاوه بر این‌که مثل گله گرگ‌ها به ایران حمله کردند، اگر منافع ایجاب می‌کرد، به یکدیگر هم رحم نمی‌کردند. توجه کنیم که ایده اتحادیه اروپا چند دهه بعدتر مطرح و عملی شد. البته درشکل کنونی اتحادیه اروپا هم صحبت منفعت مطرح است و انگلستان، نمونه بارزی از این‌بحث است.

    به‌هرحال، برای جلوگیری از سلطه آلمان بر خاورمیانه و دسترسی به منابع نفتی خاورمیانه و هندوستان، ایران به اشغال متفقین درآمد. چرچیل پیش از اشغال و زمانی‌که این‌مساله در حد حرف و برنامه بود، گفته بود: «اگر شوروی (از آلمان) شکست بخورد، باید آماده باشیم تا خودمان مناطق نفت‌خیز ایران را اشغال کنیم، زیرا در این‌شرایط ایران قادر به مقاومت در برابر فشار آلمان نخواهد بود و ما را از ایران اخراج خواهد کرد.» بنابراین اگر از بالا به مساله نگاه کنیم، ایرانِ آن‌زمان یک زمین بازی برای جنگ متحدین و متفقین بوده که متفقین موفق شدند زودتر این‌زمین را از آنِ خود کنند. در بخشی از ترجمه ذبیح‌الله منصوری از خاطرات چرچیل، آمده است: «نخستین هدف نیروهای بریتانیا تصرف ذخایر نفت و دومین هدف پیشروی در خاک ایران و تسلط بر خطوط ارتباطی ایران با همکاری روس‌ها و به دست‌آوردن یک خط ارتباط سرتاسری تا خلیج‌فارس بود.»

    بنابراین در یک‌جمع‌بندی که چرا ایران توسط متفقین اشغال شد، باید به این‌دلایل اشاره کنیم: ۱- ذخایر و منابع نفت ۲- رساندن مهمات از طریق راه‌آهن ایران به شوروی ۳- اهمیت استراتژیک ایران به‌خاطر این‌که حلقه دفاعی سوق‌الجیشی اطراف هندوستان بود.

    * ۳- اتفاقات و الگوهای تکراری تاریخ که تکرار می‌شوند

    بسیاری از اتفاقاتی که امروز در جهان و توسط قدرت‌های غربی انجام می‌شوند، ریشه در اهداف و عقاید این‌قدرت‌ها دارند و می‌توان نمونه‌های مشابه‌شان را در گذشته هم مشاهده کرد. در همین‌زمینه بسیاری از رفتارهای اشغال‌گرایانه غرب و متفقین در ایران اشغال‌شده زمان جنگ جهانی دوم را می‌توان امروز هم شاهد بود. به‌عنوان مثال یک‌نکته مهم تاریخی که مشابه روزگار ما هم هست، شباهت نطق روزولت (در کاخ سفید برای ورود به جنگ) با نطق‌های امروزی سردرمداران آمریکا برای حمله به کشورهای مختلف است که در نوشته‌های نوام چامسکی هم می‌توانیم افشاگری‌هایی را درباره‌اش مشاهده کنیم. روزولت پس از این‌که چرچیل برای بیرون آمدن آمریکا از بی‌طرفی قانعش کرد، در نطق و سخنرانی‌اش گفت: «ملت آمریکا اکنون کاملاً بیدار و هوشیار گردیده و با خطری که متوجه اصول دموکراسی تمام کشورهای روی زمین شده و آمریکا نیز جزو آن‌ها به شمار می‌رود، مواجه شده است، و حکومت دموکراسی ایالات متحده برای مواجهه با این‌خطر تصمیم به عمل گرفته است.» اما یکی دیگر از دروغ‌های مشابهی که آن‌زمان با ویترین حقوق بشر، حقوق ملت‌ها یا آزادی مطرح شد، این بود که «باید ۸۰ درصد آلمانی‌های مقیم ایران خارج شوند چون حضور آن‌ها به استقلال ایران لطمه می‌زند و موجب نگرانی‌اند.»

    یکی دیگر از دروغ‌های مشابهی که آن‌زمان با ویترین حقوق بشر، حقوق ملت‌ها یا آزادی مطرح شد، این بود که «باید ۸۰ درصد آلمانی‌های مقیم ایران خارج شوند چون حضور آن‌ها به استقلال ایران لطمه می‌زند و موجب نگرانی‌اند.» یک مشابهت تاریخی دیگر، بهانه‌تراشی غربی‌ها برای حمله و اشغال است. سفرای انگلیس و شوروی پیش از اشغال ایران، در یادداشت‌هایی به دولت ایران اعلام کردند ایران بی‌طرفی خود در جنگ را نقض کرده و از فعالیت نیروهای آلمانی در خاکش جلوگیری نکرده است. بنابراین آن‌ها ناچارند به ایران حمله کنند. این‌دلیل، مانند دلیل حمله آمریکا به عراق، صربستان یا دیگر نقاط دنیاست. مثلاً درباره عراق، مساله سلاح‌های کشتارجمعی صدام مطرح بود که هنوز پس از سال‌ها از اشغال عراق توسط آمریکا و ائتلافش، مدرکی در این‌زمینه پیدا نشده است. یا درباره جنگ بالکان، همان‌طور که به نوشته‌های نوام چامسکی اشاره کردیم، آمریکایی‌ها به نقض حقوق بشر و کشتار جمعی توسط صرب‌ها دامن زدند اما به‌قول چامسکی، آن‌جا چنین‌خبری نبود. مدل استعمار جدید غربی هم که در آن، جای انگلیس و آمریکا تغییر کرده، همین‌گونه است. گزارش‌های تاریخی هم موید این‌هستند که ایران، در زمان جنگ جهانی دوم، توانایی انجام اقدامات مختلف را نداشت و فقط اعلام بی‌طرفی کرد تا در امان بماند اما چیزی که در عمل رخ داد، این بود که سرزمینش در اختیار نیروهای متخاصم قرار گرفت.

    یک‌نکته و در واقع تحلیل مهم که در کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» به آن اشاره شده، این است: «می‌توان گفت برداشت ایران از بی‌طرفی این بود که رفتارش با دو طرف متخاصم یکسان باشد، یعنی همان‌گونه که با آلمان و اتباع آن رفتار می‌شود با متفقین و اتباع آنان نیز برخورد کنند.» در حالی که به نظر نگارنده، متفقین توقع یک‌بی‌طرفی از نوع بی‌طرفی آمریکایی (پیش از ورودش به جنگ) را داشتند. اما نکته مهم این است که ایران آن‌زمان، قدرت پیاده‌کردن این‌نوع سیاست بی‌طرفی را نداشت. این‌ترس و هراس هم بین متفقین وجود داشت که نکند آلمان پیروز جنگ و صاحب‌اختیار جهان بشود! نکته جالب همین لباس «صاحب‌اختیار جهان» است که پس از جنگ به قامت آمریکا و هم‌پیمانانش دوخته شد.

    دو مشابهت تاریخی دیگر که می‌توان آن را با آزادی بیان آمریکایی از نوع بستن اینستاگرام طرفداران حاج‌قاسم سلیمانی تطابق داد، در سال‌های ۱۳۱۸ و ۱۳۲۰ با فشار متفقین در ایران اعمال شدند. اول این‌که محسن جهانسوزی مترجم کتاب «نبرد من» هیتلر در آبان ۱۳۱۸ دستگیر و ۲۲ اسفند همان‌سال تیرباران شد. مورد دوم هم مربوط به چاپ مقاله «پندار» در ۱۹ شهریور سال ۱۳۲۰ در روزنامه اطلاعات است. در این‌مقاله نوشته شده بود: «در هر صورت باید این‌حقیقت را بگویم که انتظار مردم از دولت‌های شوروی و انگلیس در عالم همسایگی و دوستی خیلی بیش از این‌ها بود.» اشاره نویسنده مقاله هم به محدودیت‌های اعمالی متفقین علیه ایران بود. اما همین مقاله با انتقاد رقیق‌اش موجب خشم متفقین شد تا رضاخان را وادار کنند دستور توقیف روزنامه و برکناری دکتر عیسی صدیق رئیس انتشارات اطلاعات را صادر کند.

    یکی از شباهت‌های تاریخی دیگری که می‌توان نمونه امروزی‌اش را در حضور آمریکا در عراق مشاهده کرد، بحث مستشاری‌گری آمریکا در ایران اشغال‌شده توسط متفقین است؛ مثل حضور نظامی آمریکا در عراق اشغال‌شده که تا امروز ادامه داشته است. در صفحاتی از تاریخ آن‌روز ایران هم به این‌جمله برمی‌خوریم که «ژنرال رایدلی از آمریکا مسئول بازسازی ارتش ایران بود…»

    در این‌مقاله نوشته شده بود: «در هر صورت باید این‌حقیقت را بگویم که انتظار مردم از دولت‌های شوروی و انگلیس در عالم همسایگی و دوستی خیلی بیش از این‌ها بود.» اشاره نویسنده مقاله هم به محدودیت‌های اعمالی متفقین علیه ایران بود. اما همین مقاله با انتقاد رقیق‌اش موجب خشم متفقین شد تا رضاخان را وادار کنند دستور توقیف روزنامه و برکناری دکتر عیسی صدیق رئیس انتشارات اطلاعات را صادر کند. ایران پس از جنگ جهانی دوم، مانند پایان جنگ اول، از متفقین درخواست غرامت کرد اما در یک شباهت تاریخی دیگر، کارشکنی‌های انگلستان مانع از پرداخت هرگونه غرامتی شد و غربی‌ها با هزار زور و زحمت و منّت، پس از همه ویرانی‌هایی که به‌خاطر اشغال ایران به کشورمان تحمیل کرده بودند، از ایران خارج شدند. یکی از دروغ‌های دیگر غربی‌ها هم در سخنان چرچیل و اطمینان‌بخشی متفقین به ایران نهفته بود که پیش از اشغال ایران، گفتند قصدشان اشغال نیست و فقط می‌خواهند از ایران برای کمک‌رسانی به شوروی در جبهه جنگ با آلمان استفاده کنند. اما پس از اشغال ایران، دخل و تصرف و غارت در امور داخلی ایران آغاز شد.

    خروج آمریکا، انگلیس و شوروی از ایرانِ آن‌زمان هم مثل بحث خروج امروز آمریکایی‌ها و ائتلاف‌شان از عراق است. همان‌طور که امروز آمریکا، هزینه پایگاه‌های نظامیِ تروریستی و در واقع هزینه اشغال‌گری‌اش را از مردم عراق مطالبه می‌کند تا از خاک این‌کشور خارج شود، شوروی به ایران اعلام کرد تا امتیاز برخی منابع و مراکز نفتی خود را به شوروی ندهد، ارتش سرخ را از کشورمان خارج نمی‌کند. قوام‌السلطنه نخست‌وزیر وقت هم در واکنش اعلام کرد هیچ‌نخست‌وزیر و مقام سیاسی در ایران نمی‌تواند طبق قانون ۱۱ آذر ۱۳۲۳ درباره امتیاز نفت با هیچ‌یک از نمایندگان رسمی و غیررسمی دولت‌های خارجی مذاکره یا قراردادی امضا کند. بنابراین او به عنوان نخست‌وزیر، اجازه دادنِ امتیاز میدان‌های نفتی ایران به شوروی را ندارد. اما این‌میان پاسخ سلطه‌جویانه و استعمارگرایانه‌ای که جوزف استالین داد، بسیار جالب و در خور تأمل است: «قانون را عوض کنید!»

    *۴- واقعیاتی از اشغال ایران

    روزی که اشغال آغاز شد، با وجود بی‌کفایتی رضاخان و ساختار شکننده ارتش، مقاومت‌های پراکنده‌ای توسط نیروهای ارتشی و مردمی کشور صورت گرفت که تا حدودی سرعت اشغال ایران توسط متفقین را کُند کردند. به‌عنوان مثال می‌توان به مقاومت لشکرهای خوزستان و کرمانشاه در جنوب و غرب کشور اشاره کرد؛ و یا مثلاً شهادت سرتیپ غلامعلی بایندر فرمانده نیروی دریایی در عملیات هواپیماهای انگلیسی در خلیج فارس. یا از مقاومت سربازان ایرانی در اطراف پالایشگاه نفت آبادان مثال زد که با آتش تند و متوالی، پیشروی متفقین را دفع کردند اما پس از مدتی عقب‌نشینی کرده و در نخلستان‌ها پناه گرفتند. درگیری این‌سربازان و نیروهای انگلیسی کمی بعد دوباره آغاز شد. از طرف دیگر، نیروهای شوروی هم در برخی مناطق مثل آذربایجان، به بمباران شهرها و مردم پرداختند. برخی از نمونه‌های حضور نیروهای شوروی در ایران، مخاطب تاریخ‌پژوه را به یاد فتح برلین جنگ‌زده در پایان جنگ جهانی دوم توسط روس‌ها می‌اندازد که باعث غارت و تجاوزهای گسترده به زنان آلمانی شد. در بخشی از خاطرات نصرت‌الله جهانشاهلو افشار هم درباره حمله روس‌ها به شهرهای ایران آمده است: «هنگامی که روس‌ها در شهریور ۱۳۲۰ به زنجان رسیدند، پاره‌ای از مهاجمین به خانه‌های مردم دستبرد زدند و پاره‌ای خانه‌ها را غارت کردند و از بسیاری از مردم پول‌هایی به صورت باج گرفتند.»

    ورود سربازان انگلیسی به پالایشگاه آبادان

    یک واقعیت مهم تاریخی که در ادامه مساله بی‌کفایتی رضاخان قرار دارد، تنفر مردم و سیاستمداران از اوست. این‌مساله را می‌توان در گزارش ریدر بولارد سفیر وقت انگلیس در ایران مشاهده کرد که در گزارش خود به وزارت خارجه کشورش نوشته بود: نارضایتی عمومی در ایران موقعیت مناسبی برای دسیسه‌چینی آلمانی‌ها فراهم کرده است. شاه تقریباً مورد تنفر عمومی است و نمی‌تواند به حمایت کامل ارتش خود متکی باشد. لحظه مناسبی برای برکناری رضاشاه و یا حتی پایان دادن به پادشاهی پهلوی فراهم آمده است و بیشتر مردم از هرگونه انقلابی خوشنود خواهند شد.» ظاهر این‌گزارش و نمونه‌های مشابهش باعث تغییر سلطنت، از رضاخان به محمدرضا پهلوی شدند. بولارد همچنین گفته بود: «انقلاب در ایران، نمی‌تواند به‌عنوان زنگ خطری به کار برده شود، زیرا قسمت اعظم مردم در ایران هرنوع انقلابی را صرف‌نظر از علل ایجاد آن با شادی می‌پذیرند.»

    «دولت و ملت ایران صمیمانه طرفدار صلح و مسالمت است و برای این‌که این‌نیت بر همه کاملاً روشن شود، در این موقع که دو دولت شوروی و انگلیس با هجومشان موجب اختلال صلح و سلامت ایران شده‌اند، دولت به پیروی از نیت صلح‌خواهانه، از هرگونه موقعیتی خودداری می‌نماید تا موجبات خونریزی و اختلال امنیت مرتفع شود و آسایش عمومی حاصل گردد.» نکته مهم دیگری هم هست که شیدا صابری به نقل از منابع تاریخی در کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» ذکر کرده است؛ این‌که «با وجود تلاش‌های رضاخان در تجهیز قدرت نظامی ارتش، ایران فاقد نیروی نظامی ملی بود.» و یا در جمله‌ای دیگر که برگرفته از خاطرات و مشاهدات عینی آن‌روزها بوده، آمده است: «با وجود ارتشی که بیست سال قسمت عمده بودجه کشور خرج تسلیحات و تهیه مهمات آن شده بود، در شهریور ۱۳۲۰ ستاد جنگ خود را مجبور می‌دید از کامیون‌ها و بارکش‌های مردم استفاده کند.» در نتیجه پس از ورود متفقین به ایران و پیش از این‌که کشور به‌طور کامل اشغال شود، رادیو ایران در ۵ شهریور ۱۳۲۰ اعلام کرد رضاشاه دستور داده ارتش ایران در تمام جبهه‌ها دست از مقاومت بکشد که همان‌طور که اشاره کردیم، برخی از نیروهای مردمی و ارتشی از این‌دستور سرپیچی کردند. این‌میان، یک‌نکته جالب درباره روانشناسی مردم ایران وجود دارد و آن هم این است که با وجود چنین شرایطی، متفقین هنوز بیم مقاومت مردم عادی و عشایر ایرانی را داشتند. یکی از فرازهای کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» مخاطب را به یاد فیلم سینمایی «در مسیر تندباد» می‌اندازد که درباره همان روزگار و حال و احوال ساخته شد: «با ترک مخاصمه، سربازان سرخورده از پادگان‌ها گریختند و چاره‌ای جز گریختن نبود، اسلحه‌ها به کناری گذاشته شد و آنان آواره راه‌ها و جاده‌ها شدند؛ گرسنه و خسته.» (صفحه ۶۵) و یا «وزارت جنگ ایران در ۱۰ شهریور ۱۳۲۰ باخبر شد که افراد پادگان‌های مرکز بدون وسیله و خواربار و لباس و در نتیجه بی‌توجهی فرماندهان لشکرها از سربازخانه‌ها رانده و در جاده قم-تهران از بی‌آبی و نداشتن مواد غذایی تلف شده‌اند…» (صفحه ۸۰)

    میزان ذلت دولت ایران را هنگام اشغال کشور توسط متفقین می‌توان در این‌جملات محمدعلی فروغی در مجلس شورای ملی مشاهده کرد و سپس به ادامه بحث پرداخت: «دولت و ملت ایران صمیمانه طرفدار صلح و مسالمت است و برای این‌که این‌نیت بر همه کاملاً روشن شود، در این موقع که دو دولت شوروی و انگلیس با هجومشان موجب اختلال صلح و سلامت ایران شده‌اند، دولت به پیروی از نیت صلح‌خواهانه، از هرگونه موقعیتی خودداری می‌نماید تا موجبات خونریزی و اختلال امنیت مرتفع شود و آسایش عمومی حاصل گردد.»

    در بخشی از کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» که مربوط به خواسته انگلیس و شوروی از ایران، برای اخراج اتباع آلمانی است و تهدیدات متفقین درباره ادعای فعالیت ستون پنجم آلمان را شامل می‌شود، نویسنده این‌جمله را آورده است: «ایران تمایل داشت برای بازسازی اقتصادی خود به آلمان پناه ببرد، زیرا از پس بازپرداخت وام‌هایش برنمی‌آمد.» واقعیت این است که تا پیش از اشغال ایران توسط متفقین و اخراج اتباع آلمانی از ایران، بخش زیادی از تجارت و اقتصاد ایران در تعامل با آلمان شکل گرفته بود و «برخی سیاست آلمان‌گرایی و تمایل به نیروی سوم را راه رهایی از بندهای استعماری انگلیس و شوروی می‌دانستند، اما توسعه تجاری و اقتصادی ایران و آلمان، نتیجه سیاست دقیق اقتصادی آلمان در جهان به‌ویژه در منطقه خلیج‌فارس بود.» (صفحه ۷۰) اما نکته مهم این‌جاست که ایرانی که تمایل داشت به آلمان پناه ببرد، چندی بعد به دامن آمریکا پناه برد. به بیان روشن‌تر ایران آن‌روز دنبال دامنی می‌گشت که به آن پناه ببرد چه آلمان چه آمریکا!

    * ۵- پای آمریکا چگونه به ایران باز شد؟

    بحث کمک متفقین به شوروی در جنگِ با آلمان، راه اشغال ایران را باز کرد و توافق انگلیس و آمریکا در امر کمک‌رسانی، باعث شد پای آمریکا به ایران باز شود. اوضاع آشفته ایران هم باعث شد نقش آمریکا، از یک متفق امدادگر، به عامل فائقی برای حیات سیاسی و اقتصادی ایران تبدیل شود. واقعیت این بود که ناتوانی فنی و اقتصادی انگلستان در رساندن سریع کالا و ملزومات جنگ به شوروی باعث شد اواخر سال ۱۳۲۰ از آمریکا درخواست کمک کند. به‌این‌ترتیب در سال ۱۳۲۱ بود که ۳۰ هزار نیروی نظامی و تکنیکی آمریکا بدون گرفتن اجازه از ایران وارد خاک کشورمان شدند و حتی به اعتراض ایران هم توجهی نکردند. این‌، مقطع ورود آمریکایی‌ها به ایران بود که باعث شد مزه مزایای و امکانات زمین بازی ایران، زیر زبانش برود و در ادامه روند استعمار غربی، جایش را با انگلستان عوض کند.

    البته یکی از تذکرات تاریخی که نویسنده کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» داده و باید آن را مد نظر داشت، این است که آمریکا در ابتدا، تمایلی به حضور مداوم در ایران _آن‌گونه که انگلیس و شوروی داشتند _ نداشت و صرفاً نفوذ بریتانیا در ایران را به رسمیت شناخته بود و نمی‌خواست با منافع نفتی انگلیس در ایران درگیر شود. به‌همین‌دلیل تا پیش از تحرکات انگلیس برای ورود آمریکا به جنگ، همچنان بی‌طرف ماند. اما به‌هرحال از مقطعی به بعد، آمریکا عدم تمایل به حضور مداوم در ایران را کنار گذاشت و خواستار حضور مداوم و همیشگی شد که چند دهه بعدتر با وقوع انقلاب اسلامی، رشته‌های ارتباطی این‌آرزو قطع شدند. به‌هرحال با تحلیلی که شیدا صابری دارد، در زمان اشغال ایران توسط متفقین، آمریکا یک نیروی سوم برای ایران بود که رضاخان برای فرار از مخمصه جنگ دست به دامنش شد.

    شوروی اعلام کرد زمانی‌که تکلیف امتیاز نفت مشخص نشود و ایران دولت خودمختار آذربایجان را (که با تحریک و حمایت شوروی پا گرفته بود) به رسمیت نشناسد، از ایران خارج نمی‌شود. نتیجه همه این کارشکنی‌ها این شد که دولت ایران و شوروی برای ایجاد شرکت نفتی مختلط توافق کنند که عوایدش پنجاه پنجاه بود. پس از این‌توافق بود که شوروی اعلام کرد مساله آذربایجان یک‌مساله داخلی است و ایران می‌تواند خودش آن را به نحو دوستان حل و فصل کند. وقتی هم بنا شد متفقین از ایران خارج شوند، قوام‌السلطنه نخست‌وزیر ایران، پیمان‌نامه محرمانه‌ای با آمریکا امضا کرد که طبق آن، حق انحصاری دخالت در ارتش ایران به مستشاران نظامی آمریکا سپرده شد. همین توافقنامه هم باعث شد انگلیس، کنار دربار و شاه قرار بگیرد. در نتیجه انگلیس و شاه با توافق یکدیگر کاری کردند قوام‌السلطنه از جریان قدرت کنار برود.

    * ۶- انگلیس مکار؛ شوروی طماع

    پس از دور نگه داشتن آلمان از ایران، و همچنین پس از همه فرازوفرودهای زیادی که برای تشکیل کابینه محمدعلی فروغی در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی رخ دادند، با روی کار آمدن کابینه جدید، انگلستان برای دور نگه داشتن دست شوروی از منابع نفت جنوب و آب‌های گرم خلیج‌فارس و دادن وجهه قانونی به اعمالش در ایران، پیشنهاد اتحاد سه‌جانبه بین ایران، انگلیس و شوروی را مطرح کرد. این پیشنهاد به عقد پیمانی ۹ فصله با ۲ ضمیمه انجامید که یکی از مفاد آن و در واقع موارد خنده‌دار طنز تلخ تاریخ ایران، این بود که تمامیت ارضی ایران و حاکمیت و استقلال سیاسی ایران محترم شمرده شود. یعنی همان‌چیزی که به‌هیچ‌عنوان در زمان اشغال ایران، به آن عمل نشد. یکی از واقعیت‌های ناگوار تاریخی در مواجهه با قدرت‌های غربی که باید در ادامه همان مساله عدم پایبندی به عهد و پیمان به آن اشاره کنیم، مفهوم قانون نزد آن‌هاست. تاریخ ثابت کرده غربی‌ها قوانینی را تصویب می‌کنند که به نفع‌شان باشند و همچنین دارای این‌ویژگی باشند که در مواقع لزوم، از اجرایش تخطی کنند. حداقل در زمینه رفتار با کشورهای شرقی که چنین بوده است.

    به‌هرحال، پس از مطرح‌شدن مساله پیمان سه‌جانبه بین ایران، انگلیس و شوروی، با توصیه‌ای که فروغی به محمدرضا پهلوی کرد، شاه ایران تصمیم گرفت پای آمریکایی‌ها را وسط بکشد اما تلاش‌هایش نتیجه نداد و فقط توانست آمریکایی‌ها را متقاعد کند از وجود این پیمان، اعلام آگاهی کنند. هدف هم از این‌تلاش، محکم‌کاری برای درگیر کردن آمریکا در تعهدات مربوط به حفظ استقلال، یکپارچگی و تخلیه ایران پس از جنگ بود که به جایی نرسید.

    متفقین در ایران

    از طرف دیگر وقتی قحطی و گرسنگی مردم ایران به‌خاطر خیمه‌زدن متفقین روی منابع غله و گندم، بیداد می‌کرد؛ شوروی اعلام کرد امتیاز نفت نواحی آذربایجان، گیلان، مازندران، خراسان و بخشی از سمنان را می‌خواهد و برای رسیدن به این‌خواسته دست به حمایت از جدایی‌طلبان (در کردستان و آذربایجان) زد که عوارضش سال‌های سال، گریبانگیر ایران و دولت مرکزی بود. پس از برگزاری کنفرانس پوتسدام که در آن بنا شد ایران هرچه‌زودتر از نیروهای متفقین تخلیه شود، شوروی اعلام کرد زمانی‌که تکلیف امتیاز نفت مشخص نشود و ایران دولت خودمختار آذربایجان را (که با تحریک و حمایت شوروی پا گرفته بود) به رسمیت نشناسد، از ایران خارج نمی‌شود. نتیجه همه این کارشکنی‌ها این شد که دولت ایران و شوروی برای ایجاد شرکت نفتی مختلط توافق کنند که عوایدش پنجاه پنجاه بود. پس از این‌توافق بود که شوروی اعلام کرد مساله آذربایجان یک‌مساله داخلی است و ایران می‌تواند خودش آن را به نحو دوستانه حل و فصل کند.

    * ۷- قحطی غله و نان؛ یکی دیگر از عوارض حضور متفقین در ایران

    به جز دخالت‌های عمیق، صدور دستورهای عزل و نصب یا حتی کشت و کشتار و حذف؛ قحطی، گرانی غله و کمبود نان از دیگر عوارض حضور متفقین در ایران بود که باعث بروز اعتراضات مردم و البته کشتارشان در تظاهرات‌هایی مثل ۲۰ آذر ۱۳۲۰ در کرمانشاه شد. احساسات ضدانگلیسی مردم ایران در این‌برهه شدت پیدا کرد و مردم متفقین را متهم کردند با اخلال در وضع اقتصادی ایران و خارج‌کردن گندم از کشورمان برای سربازان خود، باعث قحطی شده‌اند. این‌میان، رقابت تبلیغاتی انگلیس و شوروی هم مساله تاریخی جالبی است. به‌این‌ترتیب که مقامات شوروی پس از اعتراضات مردم، ۲۵ هزار تن گندم به ایران هدیه دادند و انگلیسی‌ها هم برای این‌که عقب نمانند، اعلامیه‌ای دادند که در آن گفته شده بود انگلیس و آمریکا دوبرابر گندم اهدایی شوروی، به ایرانی‌ها گندم داده‌اند.

    در حالی‌که ورود موج آوارگان لهستانی جنگ جهانی دوم به ایران، مشکلات مردم کشور را دوچندان کرده بود، رادیو بی‌بی‌سی، از ارسال گندم‌های انگلیس به ایران خبر می‌داد و از طرف دیگر، در واقعیت امر، متفقین محصول غله و دیگر محصولات کشاورزی کشور را به خارج از مرزهای ایران منتقل می‌کردند. با وجود این‌که در دوران اشغال، متفقین اصلی‌ترین مصرف‌کننده خواربار ایران و صادرکننده غله‌اش به انبارهای خود بودند، پوسترهایی روی دیوارهای شهرهای کشور نصب می‌کردند که در آن‌ها از هدیه صدها هزار کیلو آرد و گندم به ایرانی‌ها صحبت شده بود. در حالی‌که ورود موج آوارگان لهستانی جنگ جهانی دوم به ایران، مشکلات مردم کشور را دوچندان کرده بود، رادیو بی‌بی‌سی، از ارسال گندم‌های انگلیس به ایران خبر می‌داد و از طرف دیگر، در واقعیت امر، متفقین محصول غله و دیگر محصولات کشاورزی کشور را به خارج از مرزهای ایران منتقل می‌کردند. همچنین ایران طی پیمانی با شوروی، متعهد شد سالی ۷ هزار تن گندم، ۱۵ هزار تن جو و ۳۰ هزار تن برنج به دولت شوروی تحویل دهد. در مجموع با وجود همه مسائلی که گفته شد، اوضاع استفاده از محصولات کشاورزی و غله به‌قدری برای مردم ایران ناگوار شد که حسن اسفندیاری رئیس وقت مجلس، دستور داد در باغ بهارستان، سیب‌زمینی و حبوبات کاشته شود. این‌هم یکی از تشابهات تاریخی گذشته و امروز است که غربی‌ها با ابزار رسانه، مخاطبان را مسحور کرده و با استفاده از غفلت مردم جیب‌شان را خالی می‌کنند. اتفاقی که امروز هم در شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به قدرت‌های غربی و دست‌نشانده‌های سعودی‌شان، با وارونه‌نشان دادن واقعیت (همان‌طور که چامسکی گفته «دروغ در پوشش حقیقت») در حال رخ‌دادن است.

    نارضایتی‌های مردم از وضعیت گندم و غله، باعث شد شباهت تاریخی دیگری شکل بگیرد که شبیه به هرج‌ومرج‌های امروزی است. در پی تظاهرات مردم در روز ۱۷ آذر ۱۳۲۱ که مقابل مجلس شورای ملی برپا شد، به‌دلیل فرصت‌طلبی عده‌ای، کار به آشوب کشید و حتی صحبت از تقاضای شغل توسط دانشجویان، یا تأسیس مقطع دکترا به میان آمد. یعنی مساله اعتراض به‌کمبود نان به حاشیه رفته و مسائل دیگری جایش را گرفتند. همان‌زمان سربازان انگلیسی و لهستانی هم در خیابان‌های تهران به‌حالت آماده‌باش حضور داشتند و مجموع اعتراضات مردمی باعث شد ۲۷ آذر همان‌سال برای همه اهالی تهران کارت جیره‌بندی صادر شود و محمدرضاشاه هم در پیامی از مردم بخواهد صبر پیش ه کنند: «باید صبور باشیم و کوشا تا حداقل از جهت قوت یومیه دچار حسرت و تنگی نشویم.» شاه در پیامش، به قول نویسنده کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» خیال مردم را راحت کرد که برای تهیه نان، امیدی به متفقین نداشته باشند و خودشان شخصاً دنبال نان بروند.

    * ۸- دیگرخسارت‌های متفقین به ایران

    همان‌طور که مشخص است، ایران در زمان اشغال، تبدیل به حیاط‌خلوت متفقین شده بود و حسرت آن‌شرایط است که امروز غربی‌ها از جمله آمریکا و متحدانش را عصبانی کرده است. در شرایط هرج‌ومرج و بی‌حساب‌وکتاب ایران‌آن‌روز که حکومت نمی‌توانست داد مردمش را از متفقین بستاند؛ همه منابع و کارگردان ایرانی در اختیار متفقین بودند، خودروهای مردم معمولی توسط متفقین ضبط شده و مورد استفاده قرار می‌گرفتند و دیگر هم به صاحبانشان پس داده نمی‌شدند. دولت وقت، مقابل مساله تجاوز یک انگلیسی به یک دختر ایرانی سکوت کرد و بسیاری از مردم به‌خاطر بی‌مبالاتی رانندگان روس و انگلیسی در تصادفات کشته می‌شدند و درصورت پیگیری مساله، مبلغ ناچیزی به بازماندگانشان داده می‌شد. حتی در مقطعی، فرماندهی نیروهای شوروی مردم را تهدید کرد که اگر به خطوط تلگرافی شوروی آسیبی برسانند، تیرباران می‌شوند. یکی دیگر از جنایات متفقین چهارم بهمن سال ۱۳۲۲ رخ داد که طی آن، سربازان شوروی، در شهر رودبار، راننده‌ای را به درخت بسته و او را کشتند. توصیف تاریخ از این‌صحنه دردناک چنین است: «بدون دلیل و تقصیر.»

    جالب است که پادرازی‌ها و تجاوزات انگلیسی‌ها هم در همین‌دوره، همگی در راستای همان پیمان سه‌گانه بوده است. در این‌رویکرد، ایرانیان زیادی زندانی و یا تبعید شدند. انگلیسی‌ها در مقام رصدکننده و ناظر، مقالات روزنامه‌های ایرانی را بررسی می‌کردند تا مطلبی ضدانگلیسی و ضد مصالح متفقین چاپ نکنند. آن‌طور که انگلیسی‌ها گفتند سانسور اخبار جنگ به‌هیچ‌وجه منطقی و درست نبود. بلکه باید به روزنامه‌نگاران اجازه داده می‌شد بدون رعایت هرگونه قید و بندی، اطلاعات جنگ را تفسیر کنند؛ البته فقط با صلاحدید انگلیسی‌ها. وقتی‌هم که روزنامه «آزاد» در سال ۱۳۲۳ درباره خرج و مخارجی که متفقین روی دست ایران گذاشته بودند، مطلبی نوشت، بولارد خواستار اقدام فوری ایران علیه این‌روزنامه شد. طبیعتاً بولارد در دستورش به مسئولان ایرانی خواسته اقدام قانونی درباره این‌روزنامه خاطی صورت بگیرد؛ اما توجه به مفهوم اقدام قانونی باعث می‌شود ذهن مخاطب به سمت قانونی برود که انگلیسی‌ها را تائید می‌کند. خیلی از قانون‌هایی که غربی‌ها هنوز بر اجرای آن‌ها اصرار دارند، مستکبرانه هستند. مثل قانونی که به اشراف‌زادگان و اشغال‌گران انگلیسیِ اسکاتلند اجازه می‌داد هر زن اسکاتلندی را که ازدواج می‌کرد، در شب اول ازدواجش از آن خود بدانند. این حقی قانونی بود که اشراف‌زادگان و فرماندهان انگلیسی خود را محق به اجرایش می‌دانستند و مخالفانش را به‌دلیل مقابله با امر قانونی سرکوب می‌کردند.

    یکی دیگر از جنایات متفقین چهارم بهمن سال ۱۳۲۲ رخ داد که طی آن، سربازان شوروی، در شهر رودبار، راننده‌ای را به درخت بسته و او را کشتند. توصیف تاریخ از این‌صحنه درناک چنین است: «بدون دلیل و تقصیر.» با وجود راه‌آهنی که جنوب ایران را به شمالش وصل می‌کرد، در زمان اشغال، در تمام مسیر شبکه ریلی کشور، مسافران ایرانی به‌سختی می‌توانستند مسافرت کرده و غالباً فقط به تعداد معدودی اجازه مسافرت با قطار، آن‌هم با قطار درجه سوم داده می‌شد. وقتی هم ایرانی‌ها سوار قطار می‌شدند، حتماً باید کارت شناسایی عکس‌دار ارائه می‌دادند درغیراین‌صورت به زور سربازان متفقین، در اولین ایستگاه پیاده می‌شدند.

    این‌میان، واکنش و اظهارنظر وزارت امورخارجه وقت ایران، بسیار جالب و قابل تأمل است که اقدامات مقامات شوروی را مداخله در امور داخلی کشور و نقض حاکمیت ایران دانست اما اعلام کرد «تا چگونگی و علل آن معلوم نگردد و ارتباط آن با حقوقی که متفقین به موجب پیمان سه‌گانه به ایرانیان داده‌اند و انتظاراتی که طبق پیمان مزبور از ایرانیان به‌ویژه کارمندان دولت دارند، در نظر گرفته نشود، نمی‌توان به ضرس قاطع حکم کرد که اقداماتی مخالف حق حاکمیت ایران یا دخالتی در امور داخلی یا عملی ضداقتدار قضائی کشور صورت گرفته است.»

    قطع درختان و به تاراج بردن منابع جنگلی ایران هم از دیگر جنایات متفقین در دوران جنگ جهانی دوم است که البته توسط وزارت امور خارجه ایران، جزو اقداماتی که خارج از توافق اتحاد سه‌گانه ایران، انگلیس و شوروی باشد، تلقی نشد. در همان‌زمان سرازیرشدن سیل کالاهای خارجی به کشور، ضربه شدیدی به صنایع داخلی ایران زد. در مقابل، سرمایه‌ها و ارز کشور نیز برای خرید اجناس غیرلازم مثل ابریشم، مسواک و شانه هزینه می‌شد. بدین‌ترتیب با خروج ارز زیاد از مملکت، کالاهای اساسی که وجودشان ضروری بود، به دست مردم نرسیده و جیره‌بندی شده بودند.

    در چنین‌شرایطی متفقین که خود باعث نابه‌سامانی بودند، ایران را دلیل کمبودها و مشکلات می‌دانستند. آمریکا هم مدیریت ایرانی‌ها را ناتوان و ناکارآمد عنوان کرد.

    شیوع بیماری‌های تیفوس و حصبه هم در نتیجه حضور متفقین و سیل مهاجران جنگ‌زده لهستانی بود که به گرانی و کمبود دارو برای مردم ایران انجامید و یکی دیگر از سختی‌های زمان اشغال را برای ایرانی‌ها به ارمغان آورد.

    * ۹- جمع‌بندی

    اشغال ایران توسط متفقین و غربیان متمدن و پیشرو، هیچ‌گونه پیشرفتی را برای کشورمان به ارمغان نیاورد. ایران در دورانی که در اشغال انگلستان و شوروی بود، در چنبره این‌دو دولت بود و پس از پایان جنگ جهانی دوم و شروع دوران ابرقدرتی آمریکا در جهان، تبدیل به منبع انرژی و صنعت این‌کشور شد. در فرازهای پایانی کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم» جمله معناداری درج شده که موید حرف نگارنده این‌مطلب هم هست. نگارنده کتاب مذکور می‌گوید ایران پس از ناامیدی از انگلیس و شوروی چشم به دست آمریکا یعنی نیروی سوم شد اما غافل از این‌بود که این‌نیروی سوم روزی، به نیروی اول حاکم تبدیل می‌شود. وقتی هم آمریکا تبدیل به نیروی اول شد، بهره‌گیری از منابع و ذخایر نفتی و صنعتی‌اش به آمریکا رسید. این‌وضعیت تا مقطع پیروزی انقلاب اسلامی ایران ادامه داشت و مشخص است چرا غربی‌ها و در رأس آن‌ها آمریکا، امروز از سربه‌راه بودن ایران ناراضی هستند! راستش باید به غربی‌ها برای عصبانی‌بودنِ از دست دادن لقمه چرب و نرمی مثل ایران که روزی زمین خوب بازی‌شان، مسیر عبور امکانات نظامی‌شان و همچنین انبار غارت‌های بی‌حساب‌شان بوده، حق داد!

  • دومینوی تعطیلی کتابفروشی‌ها/ چرخ کتابفروشی‌ها با چه می‌چرخد؟

    دومینوی تعطیلی کتابفروشی‌ها/ چرخ کتابفروشی‌ها با چه می‌چرخد؟

    خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ: یکی کافه می‌شود و دیگری فست‌فود یکی هم نمی‌فروشد و تنها تعطیل می‌شود که هزینه‌اضافی برای صاحبش به بار نیاورد. این یک خط فرجام تلخ کتابفروشی‌های تهران در سال‌های اخیر بوده است. کتاب‌فروشی‌هایی که اگر هنوز برپا مانده‌اند به قول مدیر یکی از آنها بر پایه عشق است و نه عقل.

    با وجود اینکه حرفه کتابفروشی و تأسیس کتابفروشی به معنی اختصاصی آن به ظاهر جذاب و پرزرق و برق و پرمخاطب خودش را نشان می‌دهد اما آمارهای واقعی حکایت از عسرت این حرفه در زمانه فعلی ما برای فعالان در این حرفه دارد و بسیاری از آنها اگر هم هنوز سقفی بر بالای سر خود دارند و چراغی روشن به زیر آن سقف به مدد فروش نه کتاب که اقلامی است که به بهانه کتاب پایشان را به کتابفروشی‌ها باز کرده‌اند؛ از لوازم التحریر تا فیلم. از صنایع دستی تا صنایع غیردستی.

    روز گذشته چراغ یک کتابفروشی دیگر در تهران بسته شد. کتابفروشی با قدمت ۲۰ سال.

    اعظم کیان افراز مدیر کتابفروشی فدک با انتشار این خبر در صفحه خود در اینستاگرامش و با درج تصویری از این کتابفروشی نوشت:

    اینجا جایی که با مشقت، بیست سالی است راه‌اندازی‌اش کردم و چراغش را روشن نگه داشتم. مسئولیت اداره و اجاره و مدیریت و خرید و هر چیز دیگرش را، در کنار نشر افراز و دیگر کارهای فرهنگی و صنفی‌ام، به‌عهده داشته و انجام دادم و تمام این سال‌ها، دور از هر هیاهو و جنجالی، کارم را کرده‌ام. شما دوستان عزیز هم مثل من دستی بر آتش دارید و خوب می‌دانید این چند خطی که بالا خواندید یعنی چه و دشواری و مصائبش را می‌شناسید، به هر روی چند وقتی می‌شود که حس کردم با همه بردباری و سخت‌کوشی بی‌حد و حصرم کم آوردم و دیگر نمی‌توانم. به جمع کردن و تحویل دادنش فکر می‌کردم و درنهایت این ماه به نتیجه رسیدم. صحبت‌ها شد و تصمیمم را گرفتم، تا پایان همین دی‌ماه بارش را زمین می‌گذارم و جمعش می‌کنم؛ که این روزها همه‌چیز سخت و سخت‌تر از همیشه شده است، چه زندگی و چه کار و چه چه و چه هر چیز دیگری، آنقدر سخت که من هم کم آوردم! چه کنیم که دیگر کار و کتاب هم، مرهمی بر این زخم‌های ناسورمان نیست!

    در همین حین روز گذشته مدیر کتابفروشی مشهور طهوری نیز به یکی از رسانه‌ها از تعطیلی این کتابفروشی مشهور تا حداکثر یک ماه آتی خبر داده و عنوان کرده بود که دیگر توان اداره آن از منظر اقتصادی را ندارد. وی که پیش از این در سال ۱۳۹۴ نیز خبر از تعطیلی این کتابفروشی را داده بود عنوان کرده که بعید می‌داند تا یک ماه دیگر بتواند این مرکز را اداره کند.

    کتابفروشی افراز آخرین نمونه از دومینوی تعطیلی کتابفروشی‌های تهران در سال‌های اخیر است. آسیا، طهوری، ویستا، رود، مهرگان، ویستار، نی و مثلث نمونه‌های دیگری از کتابفروشی‌های تعطیل شده در تهران طی سال‌های اخیر است. خارج از تهران نیز وضعیت به شکل مناسبی نیست و در شهرستان‌ها و سایر استان‌ها نیز کتابفروشی‌های رفته رفته دامن از کنار مخاطبان بر می‌چینند و تنها در صورتی که مخاطبان کتاب در آن استان و یا شهرستان خوش شانس باشند و آدمی عاشق گذرش به آن دیار افتاده باشد مجموعه‌ای بزرگ که کتاب هم جزئی از آن است و نه همه آن در آنجا سر برمی‌آورد؛ مجموعه‌هایی که نه برای کتاب و نه با دغدغه کتاب شکل می‌گیرند. آمارهای پایگاه اینترنتی خانه کتاب موید این مساله است که در حال حاضر کمی بیش از ۱۷۰ کتابفروشی در تهران در حال فعالیت است در حالی که همین عدد در سال ۱۳۹۶ بیش از ۲۰۰ کتابفروشی اعلام شده بود.

    گفتنی‌ها کم نیست…

    اما چه مشکلاتی کتابفروشی‌ها را در معرض تعطیلی و عدم کسب سود مناسب از این حرفه قرار داده است که در نهایت تعطیلی را به فعالیت ترجیح داده‌اند؟

    طی روزها و ماه‌های اخیر خبرگزاری مهر در سلسله اخبار و گزارش‌هایی درباره یک حرکت عجیب در شهر تهران صحبت به میان آورد که طی آن در فروشگاه‌ها و نمایشگاه‌هایی موقت در اماکن عمومی شهر تهران کتاب با تخفیف ۵۰ درصد به فروش می‌رسد. این اتفاق در حالی شکل می‌گیرد که حاشیه سود فروش کتاب در کتابفروشی‌های معتبر تهران و حتی سراسر ایران چیزی در حدود ۲۰ درصد است و این به معنای آن است که تخفیف برای فروش کتاب باید حداکثر نیمی از این عدد را در بر بگیرد.

    فروشگاه‌های موقت اما چه شگردهایی برای عرضه و فروش کتاب دارند؟. آثار عرضه شده در این فروشگاه‌ها آثار غیر اورجینال کپی‌شده از آثار ناشران معتبر است که گاه عین به عین و گاه با دستکاری‌های ناشیانه و با تغییر نام مؤلف و مترجم و درج نام ناشری جعلی و یا حتی مجوز دار که برای همین مساله تأسیس شده است اقدام به تولید و عرضه محصول می‌کنند. محصولی که جز هزینه چاپ برای تولید آن هیچ هزینه دیگری نمی‌دهند و حاصلش را به بهایی اندک‌تر از آنچه عرف بازار است به مخاطب می‌رسانند. عرضه این محصولات که برخی از آنها در زمره تولیدات قاچاق و بدون اجازه ناشر به شمار می‌روند و برخی نیز سرقت عینی از حاصل کار ناشران دیگر تاکنون با مشکلی جدی روبرو نبوده است. اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران گرچه در دوره‌ای موفق شده این فروشگاه‌های موقت و به اصطلاح کنار خیابانی را از راسته خیابان انقلاب تا اندازه‌ای برچیند اما در جای جای شهر تهران به سادگی می‌توان حیات این گروه‌ها را که مشکلات زیادی را برای چرخه اقتصادی صنف کتابفروش ایجاد کرده است مشاهده کرد.

    اسفند ماه سال گذشته پلیس تهران در اقدامی در خیابان انقلاب اجازه برپایی بساط‌های فروش کتاب را نداد و با فعالان در این بخش برخورد کرد. این اقدام اما گرچه با استقبال فروشگاه‌داران راسته انقلاب روبرو شد اما پای فعالان در این زمینه را به بخش‌های دیگر شهر از جمله ایستگاه‌های مترو و کنارگذرهای امن و پرمخاطب تهران مانند چهارراه‌ولی عصر یا میدان فردوسی باز کرد تا با فراغ بال به کار خود و تضعیف صنف کتابفروش مشغول شوند.

    اما با این همه مشکلات اقتصادی صنف نشر و به ویژه کتابفروشان به این مساله خلاصه نمی‌شود و برخی مشکلات صنفی و قانونی را نیز باید به آن افزود.

    درآمد کتابفروشان از پشت جلد کتاب منصفانه نیست

    محمود آموزگار مدیر کتابفروشی آمه و نایب رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در گفتگو با مهر درباره علت این پدیده که چند سالی است شاهد افزایش آن در فضای فرهنگی ایران هستیم می‌گوید: دلایل مختلفی دست در دست هم داده است تا اقتصاد کتابفروشی‌ها ضعیف و غیر سود ده باشد. یکی از آنها سهم اندک آنها از قیمت پشت جلد کتاب است. به باور من باید سهم کتابفروش از قیمت پشت جلد در ایران حداقل به استانداردهای بین‌المللی که ۳۳ درصد است برسد اما این اتفاق در کشور ما رخ نداده است.

    وی در ادامه به موضوع افزایش رقبای صنف کتابفروش در فضای اقتصادی کشور اشاره کرده و می‌گوید: از ناشرانی که در سایت خود فروش مستقیم دارند تا نمایشگاه‌های مختلف استانی و غیراستانی با تخفیف‌های عجیب همه مبدل به رقیب صنف کتابفروش و کاهش درآمد اقتصادی آنها شده‌اند.

    آموزگار در ادامه به معضل نبود قیمت ثابت فروش کتاب در ایران اشاره کرده و می‌گوید: این قانون در بسیاری از کشورهای اروپایی در حال حاضر در دست اجراست و بر اساس آن قیمت کتاب در همه نوع فروشگاه کتاب یکسان است. جالب اینکه بدانید انگلستان در سال ۱۹۹۶ از این قانون بیرون رفت و آمارهای رسمی نشان داد که از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۷ بیش از هزار کتابفروشی در این کشور تعطیل شد یا در ایالات متحده آمریکا که عضو این قانون نیست وضعیت به شکلی پیش رفته است که الان بنا بر گزارش اتحادیه بین‌المللی ناشران تعداد کتابفروشی‌های شهر پاریس بیش از کل کتابفروشی‌های ایالات متحده است.

    فروش نسخه‌های قاچاق حتی در وب

    آموزگار در ادامه با تاکید بر اینکه ایران در این قانون عضویت ندارد تاکید کرد: قانون در این زمینه در ایران ضعف‌های بسیاری دارد. مثلاً طبق قانون نظام صنفی تولید کننده می‌تواند سالانه سه بار حراج برگزار کند که این به ضرر فروشنده و صنف فروش است. از سوی دیگر ما در سال‌های قبل به این سمت پیش رفتیم که در حوزه فروش الکترونیکی کتاب نیز اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران بتواند نظارتی را داشته باشد. این موضوع با وجود تصویب در اتاق اصناف در هیأت نظارت وزارت صمت تأیید نشد و آن را مربوط به حیطه کاری اتحادیه کسب و کارهای اینترنتی دانستند در حالی که آنها اساساً به حوزه کتاب ورودی ندارند و جالب‌تر اینکه در این سال‌ها از سایت‌های معتبر و رسمی خرده‌فروشی در ایران نسخه‌های قاچاق کتابهای ناشران رسمی فروخته شده است. همه اینها خرده مسائلی است که بی‌اعتنایی به آنها معیشت این صنف را به خطر انداخته است.

    وی در پایان به این مساله تاکید دارد که اگر دولت به این نتیجه برسد که کتابفروشی‌ها مهم هستند و مجاری تنفسی جامعه به شمار می‌روند به فکر حمایت از آنها می‌افتند اما گویا هنوز این باور وجود ندارد.

    معافیت‌ها اسمی است نه رسمی

    محمد علی جعفریه مدیر مؤسسه نشر و کتابفروشی ثالث نیز در این زمینه به مهر می‌گوید: کتابفروشی‌ها فقط به صورت اسمی از مالیات معاف هستند اما رسماً در ادارات مالیات و به بهانه‌های مختلف از آنها مالیات اخذ می‌شود و هر چقدر من و همکاران و صنف ما در این زمینه تلاش و مذاکره می‌کند باز هم در به همان پاشنه می‌چرخد.

    وی در عین حال به معضل عدم صرفه اقتصادی فروش کتاب نیز اشاره کرده و می‌گوید: در بسیاری از کتابفروشی‌ها آثار با قیمت هفت هشت سال قبل وجود دارد و عرضه می‌شود اما آیا هزینه‌ها نسبت به آن زمان تغییر نکرده است؟ مگر درآمد کتابفروش از پشت جلد کتاب چقدر است؟ مشکل به روز نشدن قیمت کتاب در معیشت کتابفروشی‌های ایران تأثیر زیادی گذاشته و نمی‌شود به سادگی از آن گذشت.

    وی با تاکید بر اینکه کتابفروشی های تهران با عشق اداره می‌شود نه با منطق اقتصادی می‌گوید: صنف ما رقیب کم ندارد. مثلاً مجموعه‌هایی مانند شهرکتاب که با بودجه‌های دولتی هر کاری و هر کتابفروشی که در هر نقطه‌ای می‌خواهند ایجاد می‌کنند را در نظر بگیرید؟ چطور می‌شود یک کتابفروش محلی بتواند با آنها رقابت کند؟ در کنارش این را هم در نظر بگیرید که اگر کتابفروشی‌های بزرگ می‌توانند روی پای خود بایستند به خاطر درآمدشان از محل نشر یا کافه و…است وگرنه کتابفروشی‌ها در وضعیت فعلی امیدی برای باقی ماندن و فعالیت ندارند.

    متروی تهران در صف فروش نسخه‌های قاچاق کتاب

    با این همه و طی روزهای گذشته هومان حسن‌پور رئیس فعلی اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران نیز در گفتگو با مهر از مذاکره با شرکت متروی تهران برای ساماندهی فروش کتاب در ایستگاه‌های مترو و ایجاد کتابفروشی در آن خبر داده است. کتابفروشی‌هایی که به گفته حسن‌پور تا کنون به صورت بساطی و بدون مجوز و به صورت ارائه تخفیف ۵۰ درصدی به فعالیت مشغول بوده و جدای از فروش محصولات غیر اصل و کپی‌شده از آثار ناشران مشهور، بدون جواز کسب صنفی به فعالیت مشغول هستند.

    حسن پور در این زمینه عنوان داشت: پیشنهاد شده فضا و مکان را برای این ‌افراد مترو تأمین کند اما فعالیت آنها منوط به دریافت مجوز از اتحادیه شود؛ مجوزی که می‌تواند کوتاه مدت یعنی شش‌ماهه یا یک‌ساله باشد. همچنین خواسته‌ایم که فراخوان‌هایی که برای ایجاد این کتاب‌فروشی‌ها صادر می‌شود، از کانال اتحادیه منتشر شود تا افراد بیشتر و متخصص‌تر بتوانند این امکان شغلی را در اختیار بگیرند.

    وی گفت: نگاه ما بر استانداردسازی این مکان است و بر این اساس فکر می‌کنیم که باید کتاب‌فروشی‌های مترو یک شمایل استاندارد را به خود بگیرند و ساماندهی شوند و با جواز رسمی صنف به فروش کتاب بپردازند. این شکل از ساماندهی باعث می‌شود هر کتاب دیگری در این فروشگاه‌ها فروخته نشود و چرخه نشر به درستی در مسیر خود به حرکتش ادامه دهد و معیشت کل صنف نشر تأمین شود.

    اپلیکیشن‌های غیرقانونی به جان کتاب افتاده‌اند

    با این همه به این موضوع باید مشکلات موجود در تخصیص و پرداخت مالیات و نوع نگاه شهرداری به این حرفه را نیز افزود. در حوزه مالیات با وجود اختصاص معافیت مالیاتی طی سال‌های گذشته بسیاری از ناشران و کتابفروشان با عدم رعایت این مساله از سوی شعب مالیاتی و در نتیجه تنظیم شکایت و امید به شورای حل اختلاف با حضور نماینده صنف خود دارند که بسیار فرسایشی است و در حوزه عوارض نیز با وجود مصوبه‌های موجود در شورای شهر، کماکان حوزه عمل با حوزه قانون فاصله بسیاری دارد.

    به این مساله می‌توان ظهور قارچ گونه اپلیکیشن‌های کتابخوانی که به صورت بعضاً رایگان آثار ناشران مختلف را برای خوانش در اختیار مخاطب قرار می‌دهند را نیز افزود که نمونه‌های متاخر آن سامانه عرضه کتاب به صورتی صوتی در صدا و سیما موسوم به «ایران صدا» و نیز اپلیکیشن اسپانسر یکی از برنامه‌های صدا و سیما در شب یلدا را نام برد که به تازگی تمامی کتاب‌های خود را به صورت رایگان در معرض استفاده قرار داده است.

    این‌ها در کنار هم نشان از ظهور نوعی بی‌اعتنایی عمیق به موضوع کتاب، کتابفروشی و صنف آن در سپهر فرهنگی کشور دارد که گویا در غوغای مشکلات ریز و درشت کشور عزم و اراده‌ای برای رفع آن وجود ندارد.

  • تی.اس الیوت را بهتر بشناسید

    کتاب «تی.اس.الیوت» نوشته «ام.سی. بردبروک» در ۱۱۱ صفحه توسط نشر نو و با همکاری نشر آسیم با ترجمه تقی هنرورشجاعی راهی بازار کتاب شده است.

    این کتاب در واقع حلاجی اندیشه الیوت است. به طوری‌که مخاطب به سرعت وارد زمینه‌های فکری و چارچوب اندیشه این شاعر انگلیسی می‌شود. مثلا در همان صفحات ابتدایی کتاب می‌خوانیم: «الیوت چند نماد نیرومد و اصلی دارد که دریا، به عنوان منبع اصلی زندگی و شور حیاتی، یکی از مهمترین آنهاست.» به بیانی دیگر اگر تصور می‌کنید این کتاب علیرغم حجم کمش زندگینامه این شاعر است، اشتباه می‌کند. این کتاب مرور و نقد مجمل زمینه‌های فکری این شاعر است.

    نویسنده کتاب درباره نقش فعال خواننده اشعار الیوت در فهم آثار او می‌نویسد: «الیوت همیشه با درکی بسیار قوی از خواننده‌اش کیفیاتی ویژه می‌طلبد، که بدون آنها اشعارش کامل نمی‌بودند. خواندن اشعار الیوت با حالت انفعالی و تکیه بر عقل بی‌ثمر است. از خواندن شعر او باید هوش و فرزانگی به کار بست.»

    همانطور که گفته شد از این اثر نباید انتظار زندگینامه یا مرور تحولات زندگی او را انتظار داشت. در واقع، در این کتاب خواننده به سرعت در می‌یابد چطور تجربه جنگ اول و دوم جهانی بر اندیشه این شاعر اثر گذاشته و تضادهای ظاهری و باطنی دنیای کنونی روح او را تحت تاثیر قرار داده است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • اخبارجعلی را چگونه بشناسیم؟

    این کتاب که می تواند راهنمای مفیدی برای تمرین روزنامه نگاران باشد ، نظرات مدرسان برجسته روزنامه نگاری  بین المللی، محققان و متفکران را به منظور به روزرسانی روش روزنامه نگاری و تمرین برای مقابله با چالشهای اطلاعات فریبکارانه، اطلاعات غلط  و حتی اطلاعات مضر را در برمی گیرد و به عنوان یک الگوی آموزشی طراحی شده است تا چارچوبها و درسهای لازم را در اختیار مربیان و کارورزان روزنامه نگاری و همچنین دانشجویان دانشکده های روزنامه نگاری قرار دهد و به آنها کمک کند تا مسائل مرتبط با اخبار جعلی را به خوبی مدیریت و هدایت کنند.

    این کتاب برای درک بهتر دستکاری هایی که با هدف سوءاستفاده، در زبان و ژانرهای متعارف خبری صورت می گیرد، با این موارد به عنوان کلاهبرداری و گونهای خاص از اطلاعات جعلی و فریبکارانه برخورد می کند که به طور فزایندهای در قالب های متنوع «اطلاعات فریبکارانه» عرضه می شوند.

    کتاب «اخبار جعلی ، روزنامه نگاری و اطلاعات فریبکارانه»  علاوه بر پیش گفتار و مقدمه و معرفی‌های گوناگون هفت درس را بصورت تئوری و عملی راویت می‌کند. درس اول با عنوان «چرا حقیقت، اعتماد و روزنامه‌نگاری مهم است» تفکر درباره اهمیت فوق‌العاده و عواقب اختلال اطلاع‌رسانی‌ و اطلاعات فریبکارانه را ترغیب خواهد کرد و اینکه این گونه اختلالات چگونه بحران اعتماد در روزنامه‌نگاری را تغذیه می‌کنند. درس دوم با عنوان « تأمل درباره اختلال اطلاع‌رسانی‌ (آشفتگی): اشکال اطلاعات فریبکارانه و ‌اطلاعات غلط »، مساله را باز می‌کند و چارچوبی برای درک بهتر ابعاد مختلف این مشکل ارائه می‌دهد.

    دنیای آنلاینِ ۲۴ ساعته، با نیاز سیرنشدنی‌اش به اخبار و محتویات خبری در دوره‌ای ظهور کرد که کاهش بودجه و نیروهای تحریریه، باعث تغییر روزنامه‌نگاری شده بود. این تحول در درس سوم تحت عنوان؛ «تحول در صنعت خبری : تکنولوژی دیجیتال، پلتفرم‌های اجتماعی و گسترش اطلاعات فریبکارانه و اطلاعات غلط» بررسی شده است. در حال حاضر تجارت و گستره اخبار جعلی که به‌صورت آنلاین به اشتراک گذاشته می‌شود، در یک مقیاس وسیع، بحرانی تازه برای روزنامه‌نگاری ایجاد کرده است که پیامدهایی برای روزنامه‌نگاران، رسانه‌ها و کل جامعه دارد

    بنابراین کسانی که روزنامه‌نگاری را تبلیغ و ترویح می‌کنند مثل مربیان و کارآموزان و سیاست‌گذاران رسانه‌ای چگونه باید در مقابل این مشکل واکنش نشان دهند؟ «مبارزه با ‌اطلاعات غلط از طریق سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی» ، موضوع درس چهارم است.

    در نهایت، این قوانین و مقررات مربوط به راستی‌آزمایی است که روزنامه‌نگاری حرفه‌ای را از بقیه انواع روزنامه‌نگاری جدا می‌کند و این موضوع مورد توجه درس پنجم یعنی «راستی‌آزمایی  و حقیقت‌یابی»  است. درس ششم با عنوان «راستی‌آزمایی رسانه‌های اجتماعی: ارزیابی منابع و محتواهای بصری»  یک بخش بسیار کاربردی است و با چالش‌های مربوط به راستی‌آزمایی و روزنامه‌نگاری مبتنی بر شواهد سر و کار دارد. این نوع روزنامه‌نگاری عمدتاً با ظهور تکنولوژی‌های دیجیتال و رسانه‌های اجتماعی، فراگیر شده است.

    علاوه براین‌، برای بسیاری از روزنامه‌نگارانی که اعتقاد عمیقی به آزادی بیان دارند و سال‌هاست خود را جزو بازیگران حامی جوامع دموکراتیک می‌دانند، چگونگی برخورد با «اختلال‌های اطلاع‌رسانی‌» موضوعی پیچیده است.این موضوع یک موضوع شخصی نیز هست: حملات آنلاین به روزنامه‌نگاران، به‌خصوص روزنامه‌نگاران زن بسیار شایع است و در بسیاری از موارد آن‌ها را با مخاطرات فیزیکی و روانی زیادی مواجه می‌کند و باعث ارعاب حرفه روزنامه‌نگاری نیز می‌شود. این موضوعات در درس هفتم با عنوان «برخورد با بدرفتاری‌های آنلاین: هنگامی‌که روزنامه‌نگاران و منابع آن‌ها هدف قرار می‌گیرند» تشریح شده است.

    کتاب «اخبار جعلی ، روزنامه نگاری و اطلاعات فریبکارانه» به ترجمه جواد دلیری روزنامه نگار باسابقه کشورمان در ۲۱۲ صفحه، به قیمت ۲۸ هزار تومان منتشر شده

    ۱۷۱۷

  • کتاب صوتی دیوان ترکی شهریار منتشر شد

    کتاب صوتی دیوان ترکی شهریار منتشر شد

    به گزارش خبرنگار مهر، کتاب صوتی «کلیات اشعار ترکی شهریار» به‌تازگی با صدای بهمن وخشور توسط موسسه آوای چیروک منتشر و عرضه شده است. 

    سید محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار متولد سال ۱۲۸۵ و درگذشته به سال ۱۳۶۷ یکی از غرلسرایان بزرگ معاصر ادبیات فارسی است که به دو زبان فارسی و ترکی شعر می‌سروده است.  شهریار پس از گذراندن سال‌های کودکی در سال ۱۳۰۰ به تهران آمد و مشغول تحصیل علم پزشکی در مدرسه دارلفنون شد که با بروز علاقه‌اش به شعر و شاعری، همراه شد. شهریار در اوایل تحصیل پزشکی در تهران عاشق ثریا دختر عبدالله امیرطهماسبی شد که به چندسال نامزدی با این‌دختر جوان منتهی شد اما در نهایت آن دختر با چراغعلی‌ سالار حشمت معروف به امیراکرم ازدواج کرد و شهریار دچار یک شکست عمیق عشقی شد که خود را در اشعار عاشقانه او نشان می‌دهد.

    ابوالحسن صبا، محمدتقی بهار، عارف قزوینی، ایرج‌میرزا، نیما یوشیج، هوشنگ ابتهاج، کریم امیری فیروزکوهی و … از جمله شاعرانی هستند که شهریار در دوران حیات خود با آن‌ها رفت و آمد و دوستی داشت.

    شهریار چندین غزل معروف و مشهور دارد که یکی از آن‌ها، «علی ای همای رحمت» است. این‌شاعر بلندآوازه که بین علاقه‌مندان فارسی و ترکی ادبیات ایران طرفداران زیادی دارد، در مقبره‌الشعرای شهر تبریز مدفون است.

    کتاب صوتی «کلیات اشعار ترکی شهریار» در ۶۶ قسمت و مجموع ۴ ساعت و ۳۹ دقیقه تولید و عرضه شده است. بهمن وخشور کتاب‌خوان این‌اثر، پیش‌تر کتاب‌های صوتی دیگری را به زبان فارسی و ترکی خوانده است.

    این‌کتاب صوتی با قیمت ۱۰ هزار و ۸۰۰ تومان عرضه شده است.

  • «کازینو رویال»؛ روایت داستان‌های مامور ۰۰۷

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رمان «کازینو رویال» که از مجموعه داستان‌های دنباله‌دار جیمز باند، کارآگاه مشهور انگلیسی به قلم ایان فلمینگ است، با ترجمه محمدهادی سالارورزی وارد بازار نشر کشور شد.

    در این رمان، مامور مخفی انگلیس، ماموریت دارد در فرانسه، در پوشش قمار بازِ ثروتمند جامائیکایی، در برابر لو شیفر از ماموران عالی‌رتبه جناح مخالف با پوشش صندوق‌دار اتحادیه تحت حمایت کمونیسم، قرار بگیرد. جمیز باند باید بدون جلب نظر در قالب بازی، شیفر را شکست دهد اما …

    از این اثر داستانی در سال ۲۰۰۶، اقتباسی سینمایی با کارگردانی مارتین کمپل نیز ساخته شده که در ادامه آثار سینمایی مشهور «جیمز باند» است.

    فلمینگ که خالق تمامی داستان‌های بلند جیمز باند به شمار می‌رود، این رمان را در سال ۱۹۵۳ منتشر کرد. ترجمه این اثر را نشر چترنگ در ۲۱۹ صفحه با قیمت ۳۳ هزار تومان منتشر کرده است.

    ۵۷۲۴۵

  • موبدان در شاهنامه چهره مثبت و موجه دارند

    موبدان در شاهنامه چهره مثبت و موجه دارند

    به گزارش خبرگزاری مهر، نشست نقد و بررسی کتاب «موبدان در شاهنامه فردوسی» نوشته زهرا دلپذیر، با حضور استادان دانشگاه، پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی و تاریخ باستان در محل بنیاد فردوسی مشهد برگزار شد.

    در ابتدای این‌نشست محمدرضا راشد محصل، استاد دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه آثار ماندگار ظرفیت‌­های فراوانی در زمینه‌­های مختلف دارند، شاهنامه را یک اثر ماندگار و دارای ظرفیت‌های علمی و حماسی گسترده­‌ای دانست و گفت: بی­‌شک هدفمندی و روشمندی فردوسی باعث شده ما بعد از هزارسال، باز هم کاربرد شاهنامه را در جاهای مختلف ببینیم.

    وی با اشاره به اینکه فردوسی در جامعه زمان خود، از یک‌سو دردشناسی و از سوی دیگر یک درمان­دهی اثرگذاری کرده، گفت: این شاعر بزرگ بخوبی دریافته که مردم عصرش شخصیت خود را فراموش کرده و از هویت خود آگاهی ندارند و در واقع درد و درمان را شناخته است. معرفی جامعه دینی در ایران باستان و چگونگی موبدان در آن دوران، یکی دیگر از ظرفیت‌­های مهم شاهنامه لست. مطابق شاهنامه همزمان با پادشاهی جمشید نفوذ معنوی این گروه زیاد شد و پادشاه آن­ها را به‌صورت طبقه‌­ای با خویشکاری معین از دیگران جدا کرد. خویشکاری موبدان در سراسر شاهنامه جلوه‌­گر شده و با بررسی حماسه ملی ایران می‌­توان به اطلاعات خوبی درباره این گروه در ایران باستان دست پیدا کرد.

    راشد محصل در پایان سخنانش گفت: با توجه به اهمیت موبدان در شاهنامه تاکنون در این‌زمینه پژوهش خاصی انجام نشده بود. کتاب موبدان در شاهنامه فردوسی از این‌نظر پژوهشی نو و علمی درعرصه شاهنامه‌پژوهی است. نویسنده در این کتاب، با نکته سنجی و بازجست دقیق ابیات شاهنامه فردوسی و مقایسه تطبیقی آن­ها با منابع کهن و آثار جدیدتر، مقام موبدان را از جهات گوناگون بررسی کرده و نفوذ و تاثیر اقدامات آنان را در جامعه زمان‌شان مشخص کرده است.

    * شاهنامه یک منبع مهم تاریخی است

    در ادامه این جلسه، محمد تقی ایمان پور، استاد تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد با تاکید بر اینکه شاهنامه را افزون بر عظمت شعری، باید به عنوان یک منبع مهم تاریخی مد نظر داشت گفت: با توجه به پژوهش‌های فراوان درباره جنبه­‌های مختلف شاهنامه به جنبه تاریخی این اثر کمتر پرداخته شده ولی خوشبختانه در سال­‌های اخیر شاهد کارهای تطبیقی شایسته‌­ای در این زمینه هستیم که کتاب موبدان در شاهنامه فردوسی را باید  یک نمونه خوب از جمله این آثار به شمار آورد.

    این کارشناس تاریخ باستان با بیان اینکه یک اثر پژوهشی خوب باید از نظر ویژگی­‌های ساختاری و محتوایی علمی باشد، گفت: کتاب موبدان در شاهنامه فردوسی، هم از نظر ساختاری و هم محتوایی قوی است و کاملا با توجه به اصول علمی نوشته شده است. نویسنده در این کتاب، پیش از ورود به مبحث شاهنامه، تحلیل جامعی درباره موبدان در فرهنگ ایران دارد و تحلیل جامعی درباره طبقات مختلف روحانیان در ایران باستان و کارکرد آنان در ادوار مختلف تاریخی ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی ارائه کرده است. امیدوارم بیش از پیش، شاهد کارهای تطبیقی در عرصه شاهنامه پژوهی به ویژه تطبیق شاهنامه با منابع تاریخی باشیم.

    عباس خیرآبادی استاد دانشگاه و مدیر انتشارات پاژ نیز تازگی مضمون و علمی بودن شیوه پژوهش را از نکات مثبت کتاب موبدان در شاهنامه فردوسی دانست و گفت: نویسنده در این کتاب، از منابع درجه اول بسیار زیادی مثل منابع پهلوی، منابع مربوط به قرون اولیه پس از اسلام و منابع جدیدتر مثل کتاب­های پژوهشگران غربی مربوط به قرن نوزدهم به بعد و… همچنین کتاب­های مختلف درباره سنگ نبشته‌­های ایران باستان و مقالات بی­شمار بهره گرفته است که می­‌تواند راهنمایی متقن و قوی برای پژوهشگران تاریخ باستان، فرهنگ و زبان­های باستانی و زبان و ادبیات فارسی به شمار آید.

    * جایگاه موبدان در شاهنامه

    زهرا دلپذیر نویسنده کتاب هم در بخش بعدی این‌نشست گفت: روحانیان در ایران باستان معمولاً با نام عمومی موبد خطاب می‌­­شدند. این‌گروه در دربار شاهان کارکردهای بسیاری داشتند و همه امور با توجه به صلاح­دید و پیش­‌بینی آنها انجام می­‌شد. این کنش‌­ها به تمامی در مشهورترین حماسه ملی ایران نمود یافته و به حدی اهمیت دارد که با بررسی نقش و جایگاه موبدان در شاهنامه، ویژگی نماد­های رهبری، ارز­ش‌­ها و مفاهیم معنوی و چگونگی ارتباط دین و حکومت در ایران باستان مشخص می‌­شود.

    وی افزود: موبد یکی از پرکاربردترین واژه ­های شاهنامه است. این واژه همراه با مشتقاتش موبدان، موبدی و… در مجموع ۵۱۳ بار در شاهنامه به کار رفته که ۱۴۶ مورد آن مربوط به بخش اول و ۳۶۷ مورد متعلق به بخش دوم است؛ بنابراین کاربرد واژه موبد در بخش تاریخی شاهنامه، چهار برابر بخش اساطیری- حماسی است.

    در پژوهش پیش‌رو، نقش و جایگاه موبدان با توجه به ادوار مختلف شاهنامه بررسی شده است. پژوهشگران برای تبیین ساختار شاهنامه فردوسی، آن را به چند دوره تقسیم کرده‌­اند. در این کتاب نظر بهمن سرکاراتی که شاهنامه را به دو بخش اساطیری- حماسی و تاریخی تقسیم کرده مد نظر قرار گرفت و کنش‌­های موبدان با توجه به این دو بخش بررسی شد. موبدان در سراسر شاهنامه چهره­ای مثبت دارند؛ آنها آینده­‌نگر، پیشگو و پیش­بین، کاردان، رازدار، درستکار و مورد اعتماد شاهان و پهلوانان هستند و فردوسی برای توصیف آنها همیشه از یک صفت شایسته استفاده می­‌کند.

    این پژوهشگر ادبیات حماسی گفت: طبق این پژوهش کارکرد موبدان در شاهنامه، منحصر به اجرای امور و مناسک دینی و روایت داستان­ها نیست. موبدان در اداره کشور اختیارات گسترده­ای دارند و همه امور با توجه به صلاحدید و رایزنی آنها صورت می‌­گیرد. آن­ها در جنگ­‌ها نیز حضور فعالی دارند، از نظر علمی سرآمد زمان خویش هستند و تعلیم و تربیت به عهده آنهاست. برخی از کارکردهای موبدان همچون نظارت بر امور اقتصادی و پرچمداری در جنگ­ها، از دید محققان پنهان مانده بود و با بررسی ابیات شاهنامه اطلاعات خوبی در این زمینه به دست آمد.

    دلپذیر در پایان، گفت: درباره تشخیص منابعی که فردوسی درباره موبدان از آنها استفاده کرده، پاسخی یافته نشد اما مشخص است که منابع فردوسی در این زمینه محدود به خداینامه نیست و او از برخی منابع دیگر مثل کارنامه اردشیر بابکان به‌طور مستقیم استفاده کرده است. برای نمونه، ماجرای موبد و وزیر معروف اردشیر در شاهنامه، در بسیاری از متون دوره اسلامی همچون نهایه­الأرب ابن قتیبه دینوری، غررالسیر ثعالبی، تاریخ طبری و… که همگی از خداینامه استفاده کرده‌­اند، به تفصیل آمده اما روایت فردوسی در شاهنامه بسیار نزدیک به کارنامه اردشیر بابکان است و با این آثار تفاوت دارد.

    بخش پایانی این نشست به پرسش و پاسخ اختصاص داشت.