برچسب: فرهنگ>کتاب

  • تجلیل از نویسنده «پس از بیست سال»

    تجلیل از نویسنده «پس از بیست سال»

    دبیر اجرایی دوازدهمین دوره جایزه ادبی «جلال آل احمد» با اعلام این خبر گفت: اعضای هیات داوران بخش رمان و داستان بلند جایزه «جلال» در جریان بررسی آثار این بخش، کتاب «پس از بیست سال» نوشته «سلمان کدیور» را به خاطر کوشش موثر در زمینه دراماتیک کردن تاریخ و وقایع دینی و هویتی، شایسته تحسین دانسته و پیشنهاد تجلیل از این نویسنده و اثر ادبی او را به دبیرخانه این جایزه ارائه دادند.

    رمان «پس از بیست سال» روایتی است تاریخی در صدر اسلام که از دوران امام علی(ع) آغاز و به پس از حادثه عاشورا ختم می‌شود.

    مراسم پایانی دوازدهمین دوره جایزه ادبی «جلال آل احمد» ساعت ۱۵ شنبه، ۲۳ آذرماه در تالار قلم کتابخانه ملی ایران با معرفی برگزیدگان این دوره برگزار خواهد شد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • بابایی: آرزوی رهبری درباره حسام برآورده شد

    بابایی: آرزوی رهبری درباره حسام برآورده شد

    به گزارش خبرنگار مهر آیین رونمایی از کتاب «در جستجوی مهتاب» نوشته حسین قرایی که به تاریخ شفاهی زندگی و نویسندگی حمید حسام می‌پردازد، عصر ۱۶ آذر ۱۳۹۸ در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار شد.

    وهب همدانی، فرزند سردار شهید حسین همدانی در این مراسم با اشاره به روند نوشته شدن کتاب «خداحافظ سالار» به قلم حمید حسام گفت: حسام مبتنی بر اصول حرفه‌ای خاطرات را ثبت می‌کرد و فقط در صورت لزوم نظرات ما را در کتاب لحاظ می‌کرد. وقتی کتاب چاپ شد، آنچه می‌دیدیم با آنچه انتظار داشتیم متفاوت بود. برای همین کمی جنجال شد اما مادرمان همان شب در خواب دید که حمید حسام اولین فردی است که پشت پیکر پدرمان در حرم حضرت زینب حضور دارد. بنابراین خواست طبق نظر پدرمان که همیشه به نظرات کارشناسی اهمیت ویژه‌ای می‌داد، در کار انتشار کتاب «خداحافظ سالار» دخالت نکنیم.

    وی ادامه داد: الان که این کتاب به چاپ چهارم رسیده است، متوجه شده‌ایم که آنچه حمید حسام از منظر کارشناسی می‌دید، درست بود و باعث معرفی سبک زندگی جدیدی شد. آقای حسام هنوز بوی نعنا می‌دهد. هنوز همان دیده‌بان زمان جنگ است و دوربین می‌چرخاند و دانه درشت‌های دفاع مقدس را پیدا می‌کند تا آن‌ها را به آیندگان معرفی کند. این یک هر خاص است.

    به گفته وهب همدانی، حسام خودش از جنس شهیدان است و بهترین راوی برای آن‌هاست. نسل جدید برای پذیرش سبک زندگی شهیدان آماده است و اگر مشکلی وجود دارد، به دلیل کوتاهی ماست.

    مصطفی محدثی خراسانی نیز در این برنامه گفت: آرامش همیشگی حسام نشان نمی‌دهد که چنان وجود پرشور و بی‌قراری داشته باشد. جلوه‌هایی از این وجهه را در کتاب «در جستجوی مهتاب» مشاهده می‌کنیم.

    وی این کتاب را اثری گیرا و خواندنی دانست و افزود: بخشی از کتاب به سوالات و تصویرگری‌های قیصر امین‌پور اختصاص دارد. معتقدم فردی که از متن دفاع مقدس برآمده است می‌تواند در حوزه دفاع مقدس دیگران را در این عرصه قضاوت کند. قضاوت‌های حمید حسام  عمیق و دقیق و روشنگر است.

    محدثی خراسانی به ماجرای ثبت ویژه‌نامه برای قیصر امین‌پور اشاره کرد و افزود: قیصر امین‌پور در همین حوزه هنری مخالفانی داشت. قرایی در این کتاب پرسیده است که گویا نگاه قیصر نسبت به سال‌های اول انقلاب تغییر کرده است و حسام چقدر مستدل و زیبا پاسخ او را داده و رفع شبهه کرده است.

    به گفته این شاعر، او بحث مخالفت قیصر با تاسیس رشته ادبیات پایداری در دانشگاه‌ها را پیش می‌کشد و آن را دیدگاهی مبنی بر دلسوزی قلمداد می‌کند. فقط افرادی چون حمید حسام این دلسوزی قیصر نسبت به دفاع مقدس را درک می‌کنند. افرادی که از این جنس نیستند، همواره قیصر را محکوم می‌کنند.

    یوسوف قوجوق دیگر سخنران این آیین بود. وی با اشاره به این‌که آثار هیچ نویسنده‌ای و هیچ جامعه‌ای بدون اسطوره نیست، گفت: اسطوره‌ها در طول تاریخ و به واسطه شاعران و نویسندگان ایجاد می‌شوند. بسیاری از قلم‌به دستان که در زمینه زندگینامه شهدا کار می‌کنند دست به اسطوره‌سازی می‌زنند و این اسطوره‌هاست که مردم را به خودباوری و تلنگر زندگی می‌رساند. حمید حسام یکی از این نویسندگان است.

    وی «آب هرگز نمی‌میرد» را نخستین اثری معرفی کرد که از حمید حسام مطالعه کرده است و افزود: این کتاب سراسر پند و اندرز است و سبک زندگی خاص ایرانی‌ها را نشان می‌دهد که جند سالی است با آن غریبه شده‌ایم. «در جستجوی مهتاب» بازنمایی روش و اهداف کسانی است که اسطوره‌سازی کرده‌اند و این کار عالی است. کار حسین قرایی این است که نشان دهد منشور حضرت امام(ره) درباره نویسندگان چیست.

    گلعلی بابایی نیز در ادامه با اشاره به همکلاسی بودن حمید حسام و قیصر امین‌پور، گفت: حسین قرایی وما ادراک حسین قرایی! مردی با دو دست اما با پروژه‌های بسیار زیاد درباره انقلاب و دفاع مقدس. ثبت تاریخ شفاهی نویسندگان و شاعران یکی از کارهای بزرگ و ارزشمند اوست.

    به گفته بابایی، نویسنده «در جستجوی مهتاب» آرزوی رهبر معظم انقلاب را برآورده کرده است زیرا ایشان در  جایی فرموده بودند ای کاش کسی بود که درباره حمید حسام می‌نوشت. او در این کتاب به صنایع هنری و وجه نویسندگی حمید حسام پرداخته است و می‌تواند برای نویسندگان خط مشی باشد. 

    در ادامه حسین قرایی نویسنده «در جستجوی مهتاب» طی سخنانی گفت: افتخار می‌کنیم که در عصری زندگی می‌کنیم که عصر خمینی بزرگ لقب گرفته است. در عصر انقلاب اسلامی هنرمندان و نویسندگان زیادی رشد کرده‌اند و اعتقاد داریم که انقلاب آمده است تا همه افراد جامعه را اصلاح کند.

    تصمیم دارم ثبت تاریخ شفاهی نویسندگان و هنرمندان پس از انقلاب اسلامی را به عدد ۱۰۰ برسانم. معتقدم که حمید حسام در عرصه زندگی شخصی خود نیز به سلامت بیرون آمده است و فرزندان و خانواده او همگی افرادی کارآمد هستند.

    وی با تاکید بر این‌که هنرمند عصر انقلاب اسلامی باید از فقر و عدالت بنویسد، گفت: حمید حسام نویسنده‌ای است که با قلمش این موضوعات را از انزوا خارج کرد. معتقدم او نویسنده‌ای بزرگ است و نویسندگان دیگر نیز می‌توانند از جنبه‌های دیگر زندگی او بنویسند. اسنادی که حسام در آثارش می‌آورد، آبشخور نویسندگی است. حسام در کتاب «در جشتجوی مهتاب» زندگی‌اش را بدون سانسور روایت کرده است.

    حمید حسام سخنران پایانی این آیین بود. او با اشاره به روند نویسندگی‌اش گفت: سبک مستند داستانی مثل سبک غزل مثنوی، پس از انقلاب اسلامی خلق شد و همواره نگران حفظ این سبک ادبی بودم. این سبکی است که برآمده از هنر دقت به داده‌های تاریخی و استفاده از عناصر ادبی بدون اغراق است. قالبی هوشمندانه است که اهتمام نویسندگان زمان ما را می‌طلبد.

  • آیا رمان ترسناک برای بچه‌ها مناسب است؟

    آیا رمان ترسناک برای بچه‌ها مناسب است؟

    سیامک گلشیری که تاکنون ۲۰ رمان و چند مجموعه داستان منتشر کرده است، درباره مجموعه «گورشاه» می‌گوید: نخستین جلد این مجموعه با عنوان «دختران گمشده» چندی پیش منتشر شده است، البته من این کتاب را سه سال پیش نوشتم و به نشر افق تحویل دادم اما در جلسه‌ای که با مسئولان نشر افق داشتیم، قرار شد جلد دوم آن را هم بنویسم و در نهایت دو جلد با هم منتشر شوند تا مخاطبان بیشتر در جریان اتفاقات داستان قرار بگیرند.

    ترسی که موجب خلاقیت در بچه‌ها می‌شود
    نویسنده مجموعه داستان «با لبان بسته» در پاسخ به این سوال که داستان‌های ترسناک چه تاثیری در ذهن و روح بچه‌ها دارد، می‌گوید: من هیچ‌وقت به سراغ آثار ترسناکی که صحنه‌هایی مانند خون و خونریزی، قطع کردن دست و پا و … دارند و تعدادشان در سینما و ادبیات هم زیاد است، نرفته‌ام. ژانری که من کار می‌کنم فرق می‌کند. دلهره و ترسی که در آثار من وجود دارد از آن جنس نیست و باعث خلاقیت در بچه‌ها می‌شود و می‌تواند پاسخی باشد به هیجاناتی که دارند. چندی پیش یکی از دوستانم می‌گفت بچه که بودم همیشه از موجودات خیالی که برای خودم درست می‌کردم، می‌ترسیدم. شاید اگر آن زمان کتاب‌های مناسبی در این حوزه می‌خواندم، انرژی من تخلیه می‌شد.
     
    خالق «خانه‌ای در تاریکی» می‌افزاید: از آن مهم‌تر موقعیت‌هایی است که نوجوانان شخصیت‌های ترسناک لزوما شخصیت‌های منفی نیستند، بلکه شخصیت‌های خاکستری، سیاه و سفیدی هستند که عمق دارند و باعث عمق بخشیدن به شخصیت‌های اصلی داستان می‌شوند

    در این کتاب‌ها با آن‌ها مواجه می‌شوند و می‌تواند موقعیت‌های فوق‌العاده‌ای برایشان باشد. آن‌ها در این آثار زندگی‌ای را تجربه می‌کنند که هرگز در موقعیت عادی تجربه نکرده‌اند و این موضوع سبب می‌شود که اگر رمانی عمیق باشد آن‌ها را به‌ فکر کردن وادارد.
     
    گلشیری با بیان اینکه در این رمان‌ها شخصیت‌پردازی می‌کند، می‌گوید: شخصیت‌های داستانم برایم اهمیت زیادی دارند. باید توجه داشت که شخصیت‌های ترسناک لزوما شخصیت‌های منفی نیستند، بلکه شخصیت‌های خاکستری، سیاه و سفیدی هستند که عمق دارند و باعث عمق بخشیدن به شخصیت‌های اصلی داستان می‌شوند.
     
    این نویسنده در ادامه به استفاده از کهن الگوهای موجود در ادبیات فارسی در شخصیت‌پردازی داستان‌هایش اشاره می‌کند و می‌گوید: من در داستان‌هایم از کهن الگوهای ایرانی خیلی بهره می‌گیرم. به طورکلی وقتی درحال نوشتن هستم هم آثار خارجی در ذهنم هست، هم آثار گوتیک و هم آثار کلاسیک ایرانی، و نوشته‌ام تلفیقی از این‌ها می‌شود. همه این‌ها در خلق اثر به من کمک می‌کند و شاید همین موضوع تلفیق فرهنگ‌های مختلف سبب شود که بچه‌ها بتوانند با این آثار ارتباط برقرار کنند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • معافیت ستاره‌های هنری (سلبریتی‌ها) و نقره‌داغ اهل فرهنگ

    معافیت ستاره‌های هنری (سلبریتی‌ها) و نقره‌داغ اهل فرهنگ

    دو مسأله ناراحت کننده موجب شد پس از ماه‌ها دست به قلم شده، با یاران و محبان اهل فرهنگ، درد دل کنم با اقرار به این که دریغ دارم ذره‌ای هم تأثیر کند؛ یکی، موضوع مالیات بر دسترنج اهل قلم و دیگری نامۀ مربوط به اجاره بهای محل و مکان فعالیت‌های مؤسسه که مدتی اسباب سلب آرامش شده است.

    چندی پیش نامه جریمۀ عدم پرداخت مالیات حق التألیف‌ها، حق ویراستاری‌ها و حق التصحیح‌ها و… به دبیرخانه مؤسسه میراث مکتوب عزّ وصول بخشید و انگشت تعجب به دهان گرفتم و دود از سر فوران کرد که از کی تا به حال از پدیدآورنده قرار شده مالیات گرفته شود که ما خبر نداشتیم؟! مگر حق‌التصحیح یک مصحح و محقق و نویسنده و ویراستار چقدر می‌شود که بخواهیم ۱۰درصد از آن را بابت مالیات کسر کنیم . اگر هم ایشان از این بابت پشیزی دریافت کنند، باید به زخمکی بزنند و باری از انبوه آوار بر سر بردارند. یاد این جمله اهل اصول فقه افتادم که می گویند: «عقاب بلابیان عند العقلا قبیح» مجازات پیش از ابلاغ و اطلاع به فرد خاطی، عقلاً زشت و نکوهیده است. عجبا دو سال از ابلاغ حکم از سوی هیأت دولت به اداره مالیاتی گذشته و اعلان عمومی هم نکردند و معاون مالی مؤسسه هم که هر هفته و ماه پله‌های اداره مالیاتی را برای چانه‌زنی و التماس دیگر موارد مالیاتی، بالا و پایین می‌رود، از این خبر اطلاع نیافته، اما شگفتا که تازه نامه جریمه این دوسال -که ما طبق روال قبل مالیات را از پدیدآورنده اثر کسر نمی‌کردیم- مبنی بر الزام به پرداخت معوقات واصل می‌شود. به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت. وقتی حکایت مالیات بر هنرمندان هم مطرح شد، داغم تازه شد و قلم را به دست گرفتم تا بث الشکوایی و دردلی را بنویسم، به قول حضرت حافظ:
    از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان
    باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

    چندی پیش عده‌ای خیز برداشتند که لایحه مالیات بر درآمد هنرمندان باید لغو شود. جمعی از اهالی هنر نامه شکوائیه نوشتند. جناب مسئول مربوطه فرمود چنین نخواهد بود و چنان نخواهد شد. گویا خسروان صلاح کار خویش چنین دیدند که پیش از بروز مجدد تجربه «غائله بنزینیه» آن هم به سبک هنری، تاکتیکاً عقب‌نشینی کنند و از مواضع و مصالح خود دست بکشند. معلوم است دیوار اهالی فرهنگ همواره از دیوار اهالی هنر کوتاه‌تر است. چندسالی است وقتی اهالی فرهنگ و هنر به ضیافت افطار ریاست‌جمهوری دعوت می‌شوند، یکی دو میز اهل فرهنگ بنشسته و مابقیِ میزها و صندلی‌ها، مشحون است از (سلبریتی‌ها و ستاره‌ها) اهالی هنر با تیپ‌ها و البسه رنگارنگ، که هر عزلت گزیده‌ای را به تماشا وا می‌دارد و….

    فاجعه اینجاست که وقتی مجریان برنامه‌های شو (نمایش و بازی و سرگرمی) سیمای جمهوری اسلامی، مجوز خوانندگی و نوازندگی می‌گیرند و  به دلیل همین حضور مستمر در رسانه‌های ملی!  کسب شهرت و اعتبار سراسری حاصل کرده‌اند، می‌توانند مجوز کنسرت دریافت کنند و  بلیط ۲۰۰ هزارتومانی و در تورنتو کانادا یلیط ۱۵۰ دلاری بفروشند و آن وقت ایرج و گلپا و …. که از مفاخر موسیقی آوازی این کشورند، ممنوع الکنسرتند؟

    حال عرض می‌شود جناب مسئول عزیز! مگر خون اهالی شریف هنر، از دماء اهالی مظلوم فرهنگ، رنگین‌تر است که بی‌آنکه از قبل، ابلاغ بل «تکلیف مالایطاق» فرمایید، دو سال پیش حکم اخذ مالیات را اصدار فرموده و مؤسسات فرهنگی و پژوهشی چون میراث مکتوب را مشمول مالیات ساخته با تهدید به این که اگر تا فلان تاریخ پرداخت نشود، از جرایم بهره‌مند خواهید شد؟! چرا تبعیض؟

    آقاجان از سلبریتی‌ها (مثلاً ستاره ها) که نمی‌دانم چرا هر روز این کلمه غربی در سیمای (اسلامی) ما پخش می‌شود و فرهنگستان ادب هم لفظ جایگزینی را یا مصوب نکرده یا اگر کرده، کارساز نبوده، چرا مالیات نمی‌گیرید؟ بگذریم که کار از این حرف‌ها گذشته، به لفظ سلبریتی دیگر خورده نگیریم که نان این روزهای عده‌ای است که قول منطقیین:
    منطقی در بند بحث لفظ نیست        
    لیک بحث لفظ او را عارضی است

    فاجعه اینجاست که وقتی مجریان برنامه‌های شو (نمایش و بازی و سرگرمی) سیمای جمهوری اسلامی، مجوز خوانندگی و نوازندگی می‌گیرند و  به دلیل همین حضور مستمر در رسانه‌های ملی!  کسب شهرت و اعتبار سراسری حاصل کرده‌اند، می‌توانند مجوز کنسرت دریافت کنند و  بلیط ۲۰۰ هزارتومانی و در تورنتو کانادا یلیط ۱۵۰ دلاری بفروشند و آن وقت ایرج و گلپا و …. که از مفاخر موسیقی آوازی این کشورند، ممنوع الکنسرتند؟ شاید از آن روست که اینان حساب می‌برند و به قول مسعود سعد سلمان: 
    سر متاب از طریق تا نشوی       
    هدف تیر طعنۀ طنّاز

    یا برای جلب تماشاگران بیشتر، چنین افرادی را دعوت به همکاری می‌کنند.
    اخیراً انتقاد به این رفتارهای دوگانۀ مسئولان، بالا گرفته و بحق به این نوع نگاه‌های متناقض باید اعتراض کرد.  فریدون شهبازیان رهبر سابق ارکستر ملی درباره وضعیت فعلی موسیقی و گونه پاپ رایج، حرف دل اهل هنر را زده و گفته: تا زمانی که مهران مدیری و محمدرضا گلزار، خوانندگی می‌کنند و کنسرت می‌دهند، وضعیت همین می‌شود که می‌بینید.

    غرض از این نقل قول‌ها و درد دل‌ها این بود که اگر قرار است از اهل هنر مالیات گرفته شود، باید از این جماعت خاص! مالیات گرفته شود، از مدیجه سرایان چند میلیونی و سازمان‌ها و مراکزی که از مالیات دادن به انحاء مختلف گریزانند، اما در عوض، این درآمدها خرج کسانی شود که خانه‌نشین شده‌اند و توان ساز به دست گرفتن ندارند و آواز در حنجره آنها خشک شده است و یا هنرمندان و اصحاب دانش و فرهنگ که از پس هزینه‌های سنگین درمان خود عاجزند و ما همواره شرمنده آنهاییم.

    خیلی خوب. اگر قرار است مالیات باشد پس بروند سراغ پر درآمدها و کم درآمدها را معاف کنند، بروند سراغ کسانی که بازار و مافیای نشر و پخش و کنسرت دست آنهاست و «بیزنس من» هستند و گریزان از دادن مالیات، ما را به حال خودمان واگذارند که دیر یا زود با هم قطاران ورشکسته خود، عکس سلفی خواهیم گرفت

    در عرصۀ فرهنگ نیز به جای اینکه از مؤسسات پژوهشی تأثیرگذار و تحول‌آفرین، مالیات حق‌التألیف و ویراستاری گرفته شود، بروند از سلبریتهای فرهنگی و کسانی که کتاب قاچاق می‌کنند و هرشب در سیما «کتاب مارکت» را تبلیغ می‌نمایند و رمان‌های آبکی و سست مانند «ملت عشق» و «بی‌شعوری» و … را چاپ می‌کنند و اتفاقاً مورد حمایت هیأت خرید کتاب ارشاد هم هستند! کتاب‌هایی که بعضاً در سال ۵۰ بار  تجدید چاپ می‌شوند، بروند از اینها مالیات بگیرند. واقعاً بسی تلخ است که چوب به مرده می‌زنند و خراج از کسانی طلب می‌کنند که آبروی فرهنگ این کشور شده‌اند، نه درآمدی دارند تا حق‌التألیف و دسترنج ویراستاران بی‌بضاعت خود را بدهند، نه قادر به انجام تعهدات خویشند. آن وقت در این وانفسای رکود و گرانی و درماندگی، نامه جریمه معوقات مالیاتی برایشان صادر می‌شود!
    به قول حضرت لسان الغیب که قرنها پیش حرف دل ما را زده:
    جای آن است که خون موج زند در دل سنگ    
    زین تغابن که خزف می شکند بازارش

    خیلی خوب. اگر قرار است مالیات باشد پس بروند سراغ پر درآمدها و کم درآمدها را معاف کنند، بروند سراغ کسانی که بازار و مافیای نشر و پخش و کنسرت دست آنهاست و «بیزنس من» هستند و گریزان از دادن مالیات، ما را به حال خودمان واگذارند که دیر یا زود با هم قطاران ورشکسته خود، عکس سلفی خواهیم گرفت.

    جالب تر اینکه اخیراً مشکل میراث مکتوب دو چندان شده است. همگان می‌دانند که این مؤسسه آنچه از محل قراردادها و برنامه‌های خود از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی قراردادی اخذ می‌کند، همه صرف حقوق و بیمه و مالیات و هزینه‌های جاری آب و برق و سایت و اینترنت و … می‌شود و اندکی هم صرف تولید آثار و نشریات. طبعاً به دلیل هزینه‌های گران چاپ، ناچار است دانه دانه کتاب و سه عنوان نشریه علمی تخصصی خود را چندتا چاپ و بلافاصله روی سایت گذارد. طبعاً نه توش و توان چاپ گسترده دارد و نه مراکز عرضه و پخش کتاب، به پخش این آثار چندان وقعی می‌نهند. با این وصف اخیراً موضوع اصرار بر دریافت اجاره معوقه شش ماهۀ دو واحد استیجاری در اختیار مؤسسه، شده است قوز بالای قوز. حالا پس از اخطار اخیر، منتظریم کی حکم تخلیه برسد و بساط و اثاث میراثیان به حکم سازمان بازرسی بیرون ریخته و در کنار خیابان یا گوشه‌ای از بیابان خیمه بزنیم و به احیای مواریث نیاکان ادامه دهیم! آن از قِصه پر غُصۀ مالیات بر حقوق و دسترنج و درآمد! اهل تصحیح و تحقیق و ویراستاری، و این هم تهدید به اخذ اجاره از مؤسسه‌ای که بیش از ۴۳۰ جلد کتاب و ۲۰۰ شماره مجله –چندان که دانایان دانند- نشر کرده، اکنون برای تداوم کارهایش در تنگنا و مضیقه است. نه درآمدی که مالیات بدهد و نه مکانی که با آرامش بتواند به کار ادامه دهد.
    حکایت ما شده حکایت نادرشاه و آن پیرزن که گاوش نَر بود و نادر حکم کرد که ای زن بدوش!!

    ۵۷۵۷

  • پروژه «خیابان و خواندن» کتابخانه‌ای برای بی‌خانمان‌ها

    پروژه «خیابان و خواندن» کتابخانه‌ای برای بی‌خانمان‌ها

     اتحادیه بلژیکی دوشه‌فلاکس که به نفع افراد نیازمند به کمک فعالیت می‌کند با همکاری موسسه خانه کتاب این کشور اخیرا ایده راه‌اندازی کتابخانه‌های سیار را برای افراد بی‌خانمان در بروکسل راه‌اندازی کرده است.

    پیش از این در شهر پورتلند امریکا، پروژه‌ای مشابه و با هدف کمک به تنهایی و انزوای افراد بی‌سرپرست و بی‌خانمان راه‌اندازی شده بود که اتحادیه بلژیکی با الهام از آن از اول سپتامبر سال جاری، دوچرخه‌هایی را با بار کتاب تحت عنوان «خیابان و خواندن» راهی خیابان‌های بروکسل کرده تا به دیدار افراد بی‌پناه پایتخت بشتابند.

     قواعد موجود در این کتابخانه‌های سیار همانند دیگر کتابخانه‌ها است و کتاب‌ها در مدت مشخص به افراد امانت داده می‌شوند. هدف این اقدام در درجه اول در نظر گرفتن کتاب به عنوان کالای قابل مبادله و کمک به پیوند زدن این افراد به جامعه و اجتماع است.

    کریستین هوبلو، از موسسه خانه کتاب خاطرنشان کرد: «این اقدامی است که باید مبتنی بر اعتماد باشد. ما چندان نگران زمان بازگرداندن کتاب‌ها نیستیم. ممکن است بین ۲ یا ۳ هفته و یا یک ماه طول بکشد. این موضوع اهمیتی ندارد. اوایل افراد زیادی به ما می‌گفتند که با این روش هیچ کتابی پس داده نخواهد شد. اما ما اعتماد کردیم و همه این خطرها را به جان خریدیم و رفته‌رفته شاهد بودیم که بی‌خانمان‌ها کتاب‌ها را پس از خواندن به ما باز می‌گردانند.»

    سرنا آلبا، مدیر اجرایی اتحادیه دوشه فلاکس نیز در این باره افزود: «این موسسه قصد دارد تا از طریق خارج و منتشر کردن کتاب‌های کتابخانه‌ها، موانع موجود در کتابخوانی همه جامعه را برطرف کند. همه کتاب‌های موجود در کتاب‌خانه‌های سیار اهدایی هستند و ما از همه افرادی که کتاب‌ها را می‌خوانند می‌خواهیم که در چند کلمه کوتاه در صفحات اول کتاب آن‌چه را درباره کتاب دوست داشتند بنویسند.»

    اعضای موسسه خیابان و خواندن حالا در تلاش هستند که کتاب‌هایی به زبان‌های بیگانه برای گذاشتن در کتابخانه‌های سیار فراهم کنند و همچون داوطلبان جدید آماده سوار شدن بر دوچرخه‌ها برای ادامه ماموریت خود هستند.

    ۲۵۸۲۵۸

  • انتشار مجموعه‌ای از نمایشنامه‌های عبدالرضا فریدزاده

    انتشار مجموعه‌ای از نمایشنامه‌های عبدالرضا فریدزاده

    به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه نمایشنامه «حیرت‌بازار»، تازه‌ترین اثر منتشر شده در حیطه ادبیات نمایشی از عبدالرضا فریدزاده است که در برگیرنده پنج نمایشنامه کوتاه از اوست.

    فریدزاده در مقدمه این اثر با اشاره به اتمام نگارش آن در ایام ماه محرم سال ۱۳۸۷ عنوان کرده است که این نمایشنامه‌ به دنبال انجام و ادای یک نذر هفت ساله در دست تألیف قرار گرفت که بر مبنای آن نویسنده با خود عهد کرده سالانه یک اثر در گونه ادبیات نمایشی و مرتبط با سیدالشهدا (ع) تولید کند، که در نهایت پس از اتمام این نذر در ایام محرم آن سال این کتاب به خود شکل و شمایل انتشار می‌بیند.

    وی در همین زمینه به نمایشنامه حیرت‌بازار از این مجموعه اشاره کرده است که با لطف سیدالشهدا (ع) در بازه زمانی کمتر از دو روز مانده به ماه محرم سال ۱۳۸۷ تالیف شده است و تا زمان انتشار این کتاب در دو نوبت اجرا و نسخه‌ای رادیویی نیز از آن تهیه شده است.

    به گفته فریدزاده این کتاب در اسفند ماه ۹۷ با عنایت حضرت امام حسین (ع) پس از سالها گذر زمان از تألیفش راه به بازنویسی برد و در نهایت در کنار سایر آثار قلمی و هم موضوع این نمایشنامه‌نویس در قالب کتابی با عنوان این نمایشنامه تألیف و منتشر شده است.

    کتاب نیستان پیش از این نیز از فریدزاده آثار چون «سفر به جنون»، «مادر خیانت»، «سحرگاه با شیطان» و «کارگاه تئاتر» را منتشر کرده است. «حیرت‌بازار» در ۱۶۸ صفحه و با قیمت ۳۵۰۰۰ تومان روانه بازار نشر شده است.

  • نوابغی که با وجود معلولیت ستاره‌ شدند

    نوابغی که با وجود معلولیت ستاره‌ شدند

    سوم دسامبر برابر با ۱۲ آذرماه، در تقویم رسمی دنیا، به‌عنوان روز جهانی معلولان نامگذاری شده است. هدف از تعیین این روز، ارتقاء رشد اذهان عمومی درباره مسائل مربوط به معلولیت‌های مختلف و افزایش آگاهی‌هایی ‌است که باید منجر به پیوستن و مشارکت افراد معلول در تمامی فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در شرایط برابر شود.

     رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «وقتی نفس ناطق انسان قوی باشد، باکی از این نیست که جسمش علیل باشد. انسان به روح، انسان است.»

    عینیت این گفته را در طول تاریخ در وجود بسیاری از نوابغ بزرگ دنیا که معلولیت برای آن‌ها مانعی ایجاد نکرد می‌توان دید. از معروف‌ترینِ این چهره‌ها و نوابغ می‌توان به استیون هاوکینگ؛ کیهان‌شناس و نویسنده انگلیسی، هلن کِلِر؛ نویسنده نابینا و ناشنوای آمریکایی، دیوید رایت؛ نویسنده و شاعر اهل ژوهانسبورگ، لودویگ بتهوون؛ موسیقی‌دان برجسته آلمانی، کریستی براون؛ نویسنده، نقاش و شاعر ایرلندی و فریدا کالو؛ نقاش برجسته مکزیکی اشاره کرد.

    نابغه‌ای که روی ویلچر «تاریخچه زمان» را نوشت
    بدون شک یکی از شناخته‌شده‌ترین نوابغ معلول جهان که سال ۲۰۱۸ در سن ۷۶ سالگی چشم از جهان فرو بست، استیون هاوکینگ؛کیهان‌شناس، نویسنده انگلیسی و مدیر تحقیقات مرکز کیهان‌شناسی نظری در دانشگاه کمبریج بود. وی بیشتر به خاطر فعالیت در حوزه کیهان‌شناسی و گرانش کوانتومی به‌ویژه درباره سیاه‌چاله‌ها شهرت داشت.
     
    کتاب‌ها و همایش‌هایش او را به چهره‌ای محبوب، تبدیل کرده بود. کتاب «تاریخچه زمان» او با رکوردی ۲۳۷ هفته‌ای، پرفروش‌ترین کتاب در بریتانیا باقی‌ ماند. همچنین کتاب «طرح بزرگ» هاوکینگ که در اواخر سال ۲۰۱۰ به چاپ رسید، پس از چند روز به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های آمازون تبدیل شد. «جهان در پوست گردو»، «دریچه‌ای به سوی کیهان»، «تاریخچه مختصر زندگی من» و «گنجینه کیهانی» برخی دیگر از آثار این نابغه فقید معاصر است.
     
    هاوکینگ دچار بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک بوده و از هرگونه حرکت ناتوان بود؛ نه می‌توانست بنشیند، نه برخیزد و نه راه برود، حتی قادر نبود دست و پایش را تکان بدهد یا بدنش را خم و راست کند و حتی توانایی سخن گفتن نیز نداشت. این نابغه معاصر، صبح روز چهاردهم مارس ۲۰۱۸ در سن ۷۶ سالگی در منزلش واقع در کمبریج درگذشت. خاکستر وی در کلیسای وستمینستر لندن و در نزدیکی آرامگاه آیزاک نیوتن و چارلز داروین به خاک سپرده شد.

    ۲۴۱۲۴۱
  • «جریان‌شناسی شعر معاصر» مورد بررسی قرار می‌گیرد

    «جریان‌شناسی شعر معاصر» مورد بررسی قرار می‌گیرد

    به گزارش خبرگزاری مهر، مجله ادبی تلویزیونی «شب شعر» از سری برنامه‌های شب‌های هنر شبکه چهار سیما، امشب دوشنبه ۱۱ آذر به مساله جریان‌شناسی شعر معاصر اختصاص دارد.

    این‌برنامه با اجرای محمود اکرامی‌فر و حضور مصطفی محدثی خراسانی شاعر و پژوهشگر و مرتضی کاردر شاعر و منتقد به‌عنوان مهمانان گفتگو به‌صورت زنده پخش می‌شود.

    بخش دیگر این‌برنامه «بزم سخن» با اجرای عبدالمهدی مستکین و «نقد هفته» با اجرای علیرضا بهرامی شاعر و روزنامه‌نگار است که به همراه بازخوانی آخرین اخبار حوزه شعر پخش می‌شود.

    این‌قسمت از مجله ادبی «شب شعر» امشب دوشنبه ۱۱ آذر از ساعت ۲۳ از آنتن شبکه چهار سیما پخش می‌شود.

  • انتقاد داریوش مودبیان از شتابزدگی در نهضت ترجمه

    انتقاد داریوش مودبیان از شتابزدگی در نهضت ترجمه

    داریوش مؤدبیان –  بازیگر سینما و تئاتر، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و مترجم ایرانی، همزمان با آخرین روز از طرح «مبادله کتاب» که به مناسبت هفته «کتاب و کتابخوانی» برگزار شد در کتابخانه ملی ایران حضور یافت.

    وی پس از مبادله کتاب، گفت: لازم است از هر وسیله‌ای برای ارتقا و گسترش فرهنگ کتابخوانی و نیز افزایش تعداد کتابخوان‌ها در کشور استفاده شود.

    تفاوت قابل توجه میان کتاب‌های مکتوب و کتب اینترنتی

    این مترجم و  فیلمنامه‌نویس، ضمن تمیز قائل شدن میان کتاب‌های مکتوب و کتب اینترنتی، افزود: هنگامی که متن یک کتاب در اینترنت قرار می‌گیرد خواننده به عمق کمتری در مطالعه اینترنتی این متن دست می‌یابد، این در حالی که لازم است متنی که سابقه و پیشینه ادبی دارد و مسائل انسانی، عاطفی و حتی مسائل پژوهشی را مطرح می‌کند باید به صورت مکتوب باشد.

    وی ادامه داد: زمانی که خواننده کتاب را در دست می‌گیرد و ورق به ورق پیش می‌رود در مقایسه با صفحه تخت مانیتور ارتباط بیشتری با کتاب برقرار می‌کند.

    کتاب باید کاغذی باشد

    مؤدبیان با بیان اینکه نمی‌توان منکر دستیابی به اطلاعات از طریق فضای مجازی شد، اضافه کرد: این فضا، ما را به سرعت به اطلاعات می‌رساند اما به عقیده من با تمام این تفاسیر کتاب باید به صورت کاغذ باشد.

    وی ضمن استقبال از اجرای طرح مبادله کتاب در کتابخانه ملی ایران، ادامه داد: این امر می‌تواند در سایر مکان‌ها از جمله مدارس، محله‌ها، فرهنگ‌سراها و…. صورت گیرد.

    این مترجم و  فیلمنامه‌نویس با بیان اینکه کتاب در مواقعی مقدس است، گفت: تبادل کتاب تبادل دیدگاه در کنار تبادل اطلاعات است البته پیرامون این مهم می‌تواند رابطه عاطفی نیز برقرار شود.

    مؤدبیان ضمن اشاره به عضویت فعال خود در کتابخانه ملی ایران در طی سالیان دور و متوالی، افزود: زندگی من مانند بسیاری از افراد با کتاب گره خورده است به طوری‌که نزدیک ۵۰ سال است که مترجمی کتاب را برعهده دارم و نخستین ترجمه من در سال ۱۳۴۸ بود و اولین چاپ آن مربوط به سال ۱۳۵۰ می شود.

    وی ضمن معرفی آخرین اثر خود با عنوان«دفتر هشتم طنزآوران جهان نمایش» و کتابی با عنوان «دوستان، ما بد زندگی می‌کنیم» تصریح کرد: تصور می‌کنم در آرشیو و بایگانی‌های کتابخانه ملی ایران نام داریوش مؤدبیان وجود داشته باشد.

    وی ضمن انتقاد از شتابزدگی نهضت ترجمه، ادامه داد: هم اکنون شاهد هستیم چندین ترجمه به طور همزمان در مورد یک کتاب روانه بازار نشر می‌شود و برخی از آن‌ها ترجمه‌های شتاب‌زده هستند چراکه رویکرد بازار جذب اینگونه کتابهاست.

    مؤدبیان یادآور شد: مترجمان در پاسخ به چرایی موازی کاری‌های صورت گرفته، عموماً ابراز بی‌اطلاعی درخصوص ترجمه‌های صورت گرفته توسط دیگر اشخاص دارند در چنین شرایطی اگر مرکزی وجود داشته باشد تا پدیدآورندگان در کنارهم ارتباط اطلاعاتی داشته باشند دیگر شاهد موازی‌کاری در این عرصه نخواهیم بود ضمن آنکه می‌توان با انجام فعالیت‌های مشترک به اطلاعات حاصله عمق ببخشید.

    این کارگردان و بازیگر سینما و تئاتر خاطرنشان کرد: کتابخانه ملی در بسیاری از عرصه‌های کتاب به ویژه ارتباط میان کتابخوان‌ها و تبادل اندیشه و کتاب می‌تواند سهم قابل توجهی داشته باشد و بدون شک در طرح‌هایی که به مناسبت هفته کتاب برگزار کرده است موفق بوده و موفق‌تر نیز خواهد بود

    ۲۴۱۲۴۱

  • وقتی تصویر با متن هماهنگ نیست

    وقتی تصویر با متن هماهنگ نیست

    این نویسنده، مترجم و تصویرگر ادبیات کودک و نوجوان  درباره وضعیت تصویرگری در کتاب‌های کودکان، اظهار کرد: به خاطر پیشینه‌ای که در نگارگری داریم و تلاش تصویرگران امروز، تصویرگری در کشور ما جایگاه جهانی دارد، اما درباره جایگاه بومی‌اش نقدهایی وجود دارد و باید این ضعف‌ها را برطرف کنیم. درباره کیفیت کار تصویرگری همیشه می‌گویم تصویرگری نباید زیرمجموعه گرافیک باشد، بلکه تصویرگری باید زیرمجموعه نقاشی باشد. گرافیست‌ها وارد حوزه تصویرگری می‌شوند و ممکن است کارهای‌شان جذاب باشد، اما واقعیت این است که خیلی از تصویرگران ما اصول طراحی را پشت‌ سر نگذاشته‌اند که تبعات آن می‌تواند دامنه گسترده‌تری را دربر بگیرد.

    او سپس بیان کرد: گاهی تصویرگر بدون این‌که قصه را بخواند، آن را تصویرگری می‌کند و این موضوع در رمان‌ها بیشتر دیده می‌شود؛ تصویرگر حوصله ندارد کل رمان را بخواند، پس بخش‌هایی را می‌خواند و تصویر می‌کند درحالی که تصویرگر باید متن را بخواند، در آن شناور شود و بعد روح تصویر را دربیاورد و آن را به زبان تصور ترجمه کند. این نقصی است که نشان می‌دهد تصویرگر برداشت مقطعی و صحنه‌ای از کتاب دارد. این کجا خود را نشان می‌دهد؟ فرض کنید من در رمانم نوشتم که «شخص سوار ماشین شد» اما تصویرگر به خاطر این‌که رمان را نخوانده تصویری می‌کشد که «فرد از ماشین پیاده می‌شود» و منِ نویسنده مجبور می‌شوم دوباره سفارش بدهم و بگویم متن را نخوانده‌ای، این نمونه عینی است که با آن برخورد داشته‌ام. یکی شدن با روح متن اصلی باید در تصویرگری وجود داشته باشد.

    اکرمی همچنین اظهار کرد: از طرفی هم فکر می‌کنم هر تصویرگر برای یک نوع متن ساخته شده است؛ مثلا متن طنز را هر کسی نمی‌تواند تصویرگری کند یا تصویرگری متن ادبیات کودک برای کسی است که کارشناس تصویرگری خردسال باشد، یا کسی که تصویرگری رئال می‌کند، متن فانتزی به دردش نمی‌خورد؛ اما ناشر نگاه می‌کند کدام تصویرگر جایزه بیشتری گرفته و بعد دعوتش می‌کند تا کتاب‌هایش را تصویرگری کند و بدون این‌که شناختی از او داشته باشد متن را در اختیارش قرار می‌دهد، گاه به این دلیل دوگانگی بین روح متن و تصویرگری دیده می‌شود. البته ممکن است تصویرگر بیرون از ایران هم برود و جایزه بگیرد، اما زمانی که با یک نگاه بومی مطابقت می‌دهی عملا نتوانسته تصویری بومی دربیاورد؛ مثلا متن به جنوب ایران اختصاص دارد، اما تصویرگر نتوانسته آن لباس و تصویر  یک فرد جنوبی را دربیاورد.

    او با بیان این‌که در بومی‌سازی تصویر مشکل داریم و این یکی از آسیب‌های تصویرگری ماست، درباره چرایی این موضوع خاطرنشان کرد: عمده متن‌های ما مرتبط با پایتخت ایران است، یعنی زبان متن، شخصیت‌ها و فضاسازی‌ها به پایتخت ایران برمی‌گردد؛ ما کمتر داستانی درباره قوم بختیاری، یا داستانی درباره آیین‌های لرستان یا بلوچستان داریم و این موضوع نشان‌دهنده این است که ما به قومیت‌ها کم‌توجهی داشته‌ایم و عملا آن‌ها کنار زده شده‌اند. در دیداری که از نمایشگاه کتاب سنندج داشتم، می‌دیدم کتاب‌ها متن‌های بومی و قدرتمندی دارند، اما تصویرگری‌شان ضعیف است، به آن‌ها می‌گفتم چرا این اتفاق افتاده و چرا متوجه نیستید که تصویرگری هم  اصول کیفی دارد و متن به این زیبایی را به تصویرگری داده‌اید که اصول  اولیه طراحی را نمی‌داند.

    اکرمی با تأکید بر  این‌که همسنگ بودن متن و تصویر خیلی مهم است، خاطرنشان کرد: البته گاهی تصویرگر ضعف متن را می‌بیند، اما نمی‌تواند راجع‌به آن صحبت کند. موضوع دیگری که در این بین مطرح است، ارتباط بین نویسنده و تصویرگر است. اگر از من به عنوان نویسنده‌ای که ۱۰۰ کتاب منتشر کرده، بپرسید با چند تصویرگر صحبت‌کرده‌ام، می‌گویم به ندرت، شاید به ۱۰ تا هم نرسد. یا ناشر از نویسنده نمی‌خواهد با تصویرگر حرف بزند و به او بگوید چه چیزی از متن را می‌خواهد به تصویر بکشد. متأسفانه این ارتباط هم قطع است.  

    ۲۴۱۲۴۱