کنسرت زنده گروه «لیان» ناتمام ماند / جلوگیری از حضور جنابخان
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گروه «لیان» به مخاطبان کنسرت آنلاین این گروه وعده داده بود که محمد بحرانی در اجرای آنلاین امشبشان (جمعه ۲۲ فروردین) در برج میلاد حضور خواهد داشت.
برخلاف این وعده، محمد بحرانی اجازه نیافت در این اجرا روی صحنه برود و این موضوع با اعتراض محسن شریفیان، سرپرست گروه همراه شد.
شریفیان در اعتراض به این ماجرا پس از اجرای چند قطعه، کنسرت را نیمهتمام رها کرد.
این کنسرتهای آنلاین از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفتهاند. در این مجوزها، فهرست کامل اعضای گروه و قطعات باید تایید شوند. ناظری هم از طرف دفتر موسیقی در زمان اجرای کنسرت حضور دارد.
حالا معلوم نیست ناظر دفتر موسیقی اجازه حضور محمد بحرانی را نداده است یا مسئولان و برگزارکنندگان کنسرتهای آنلاین نوروزی (شهرداری و برج میلاد) باعث این رویداد شدهاند.
محمد بحرانی پیش از این بارها در اجراهای گروه «لیان» همکاری داشته است. از آنجا که از عصر امروز خبر حضور جنابخان در این اجرا رسانهای شده بود، سوال این است که چرا مسئولان برگزاری این کنسرت، همان زمان، ماجرای حضور جنابخان در این اجرا را حل نکردهاند.
مجری تلویزیون: آقای محسنخان چاوشی! دارید با خودتان چه میکنید؟
مجری تلویزیون: آقای محسنخان چاوشی! دارید با خودتان چه میکنید؟
مجری تلویزیون: آقای محسنخان چاوشی! دارید با خودتان چه میکنید؟
محمدرضا یزدانپرست- روزنامهنگار و مجری تلویزیون در این باره نوشته است: «در یادداشت قبلیام درباره متن آهنگ «شرح الف»، شگفتیام از شعر (مثلاً شعر البته)ی که سروده و خوانده بودید مشخص است؛ آنقدر حیرت، که فکر کردم از دستتان در رفته، اما آهنگ اخیر، حجت را تمام کرده که «خودمرجعپنداری» در «موسیقی»، امر «شاعری» را هم بر شما مشتبه کرده!
سروده اخیر، فاجعهتر از قبلی است. حتی در حد تجربیات خامدستانه و اولیه یک شاعر هم نیست؛ که اگر بود، حداقل وزن و قافیه را میداشت. حالا صور خیال و آرایههای ادبی و… بماند، پیشکش!
آنقدر ضعف تالیفها و ترکیبات پرت و پلا زیاد است که از مجال چندین یادداشت هم بیرون است. فقط این چند مورد محض نمونه:
شاه شما با شکستن بتها، «بندهنوازی» میکند؟؟
ناز بتِ بتشکن را «نمینوازند»، یا میخرند یا میکِشند!!
بعد، شاه شما چگونه بت مینوازد؟؟
«چنگ به سازی کردن» یعنی چه واقعاً؟؟
«دست درازی کردن»، عبارتی با بار معنایی منفی است؛ همان که با آب و تاب، نسبت دادهاید به شاهتان!!
«عدل کشاندن» و «قصد به قاضی کردن» دیگر چیست آخر؟!
شاه شما با آبروی ریخته مردمان، «بازی» میکند؟؟
«شیر به زهرش کنید» را چگونه ساختهاید خداوکیلی؟؟
«در گذشتن از نطفه» را دقیقا از قوطی کدام عطاری بیرون آوردهاید؟!
زیاد است… خیلی زیاد! وزن و قافیه هم که بماند!
محسن چاوشی عزیز!
اینکه سروده و خواندهاید، «هیچ» نیست وای به حال این که «شعر» باشد.
آنقدر هم با اعتماد به نفس میخوانید که پنداری وسط قونیهاید و مولاناوار، در حال شوریدگی و خیلِ مریدان از پیِ شما، جامهها دریدندی!
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، علی زندوکیلی در صفحه شخصی خود اعلام کرد که رکورددار تماشای کنسرت آنلاین با بیش از ۷میلیون بازدید است.
علی زند وکیلی که شب گذشته جمعه ۲۲ فروردین ماه در سالن همایشهای برج میلاد به روی صحنه رفته بود بیشترین مخاطب را در میان کنسرتهایی در نوع خود که در شبهای گذشته به صورت آنلاین اجرا شدند، داشت.
روابط عمومی تیوا دراینباره نوشت: «علی زندوکیلی رکورد چند شب گذشته کنسرتهای آنلاین را که به همت شهرداری تهران، سازمان صوت و تصویر فراگیر صدا سیما و شبکه تیوا برگزار شده بود را با بیش از ۷میلیون بازدید شکست.
این کنسرت در بیش از ۲۴ پلتفرم دارای مجوز ساترا به صورت زنده نمایش داده شد که با استقبال بینظیر هواداران موسیقی پاپ و سنتی روبهرو شد.»
با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری تهران، خوانندگان موسیقی پاپ و برخی گروهها از جمعه ۸ فروردین لغالیت ۲۲ فروردینماه در قالب برنامه نوروزخانه به اجرای کنسرت میپردازند. زمان برگزاری این کنسرتها ساعت ۲۱:۰۰ هرشب است.
کلیساروها در روز یکشنبه عید پاک مسیحی به خاطر شرایط کرونایی نمیتوانند برای عبادت وارد کلیسا شوند اما اینجا یک استثنا وجود دارد و آندره بوچلی خواننده سرشناس ایتالیایی قرار است در آن شب در مکان تاریخی کلیسای جامع دوموی میلان آواز سر دهد. این برنامه به صورت جهانی و زنده از یوتیوب پخش خواهد شد.
در این اجرا تنها امانوئل ویانلی ارگنواز کلیسای جامع و برای این رویداد بوچلی را همراهی میکند. این برنامه بدون مخاطب برگزار خواهد شد.
بوچلی در این کنسرت که آن را «موسیقی برای امید» نام نهاده، قطعات معروفی همچون «آوه ماریّا»(درود بر مریم) و «سانتا ماریّا»(مریم مقدس) را اجرا میکند.
کنسرت این خواننده اُپرا در ساعت ۷ غروب روز یکشنبه در میلان و به وقت ایتالیا، یک بعد از ظهر به وقت شرق آمریکا و ۱۰ صبح به وقت غرب آمریکا برگزار میشود. این برنامه همچنین در صفحه اختصاصی بوچلی در یوتیوب نیز قابل مشاهده خواهد بود.
بوچلی هیچ مبلغی برای برگزاری این کنسرت دریافت نکرده است. شهر میلان، ونراند فابریکا دل دومو، شوگر میوزیک، گروه یونیورسال میوزیک و یوتیوب برای برگزاری و پخش زنده این برنامه مشارکت کردهاند.
نهم فروردین بود که بنیامین بهادری خواننده پاپ، مهمان برنامه «دورهمی» شد. او در این برنامه قطعه معروف «بوی عیدی» یا همان «کودکانه» را اجرا کرد؛ قطعهای که تقریباً هر ایرانی آن را شنیده و از آن خاطره دارد. اما اشعار این قطعه با اثری که شهیار قنبری سروده، زمین تا آسمان تفاوت داشت. تغییر واژهها و جایگزین کردن واژگان سطحی موجب واکنشهای منفی زیادی در فضای مجازی شد و البته واکنشها تنها به فضای مجازی ختم نشد.
بنیامین هیچ اجازهای از شهیار قنبری برای وام گرفتن از شعرش نگرفته بود. قنبری در واکنش به این اتفاق در فضای مجازی نوشت: «آقای بنیامین بهادری به شکل گستاخانه و بیشرمانهای در متن ترانه دست میبرد و هر چه دم دستاش است را ول میکند در متن ترانه: بوی لنگه کفش، بوی جارو، بوی دمپایی…»
واکنش اسفندیار منفردزاده، آهنگساز این قطعه هم در قالب این جملات عنوان شد: «آقای بنیامین، شما در دستبرد به آهنگ من و شعر شهیار قنبری بیشرمی کردهاید … کار شما دستبرد و سرقت است و هیچچیز دیگری نیست… یعنی رواست که شما را سارق بنامم…». البته گفته میشود اسفندیار منفردزاده قرار است از طریق مراجع قضایی این ماجرا را پیگیری کند.
از خشایار اعتمادی خواننده باسابقه پاپ درباره این اتفاق پرسیدیم.
کار بسیار ناشایست
خشایار اعتمادی خواننده موسیقی پاپ درباره خواندن قطعه کودکانه با تغییرات اعمال شده توسط بنیامین بهادری در برنامه دورهمی، به خبرنگار ما گفت: در ابتدا باید بگویم که من راجع به این خواننده اظهارنظر نمیکنم و نظری راجع به او ندارم. چون با آثارش خیلی خوب آشنایی ندارم و به آنها گوش نکردهام. ولی درباره این اتفاق باید بگویم که این کارِ بسیار ناشایستی است. به هرحال مردم با این اثر، خاطرات بسیاری دارند. حدود ۱۰ سال پیش از ایشان در جایی سؤال کردند که نظرت راجع به صداهای خوانندگان مختلف چیست. راجع به من گفته بودند نظری راجع به صداهای ژنریک، یعنی صداهایی که مقلد هستند، ندارم. ایشان بدون اینکه شناختی از من داشته باشند این مطلب را عنوان کرده بودند در حالی که اصلاً در آن جایگاه نبودند.
اولین چیز حفظ حرمت به پیشکسوتان است
وی در ادامه افزود: اگر کسی به شهرت میرسد باید اولین چیز حفظ حرمت پیشکسوتانش باشد. ایشان ۱۰ سال بعد از من وارد این حرفه شدند. من در آن زمان خیلی کوتاه آمدم و حرفی نزدم. اما شاید آن موقع باید واکنشی نشان میدادم و میگفتم شما در جایگاهی نیستید که بخواهید در مورد آثار و صدای من اظهارنظر کنید. اگر من در آن زمان این برخورد را با او میکردم، شاید به همین آهنگهای خودش اکتفا میکردند و همان راه را ادامه میدادند. کاش ایشان همان مسیر را میرفتند و اگر من آن روز نجابت به خرج نمیدادم و برخورد صحیحی با ایشان میکردم، شاید دیگر به خودش اجازه نمیداد یکباره اسائه ادبی در کار پیشینههای موسیقی پاپ کند. موسیقی پاپ حدود ۱۵ تا ۲۰ سال بعد از انقلاب دچار یک سوءتفاهم شد و به دلایلی واقعاً خاموش شد و عدهای از جمله خود من، دوباره آن را راهاندازی کردیم؛ ولی این دلیل نمیشود که ما فراموش کنیم موسیقی پاپ پیشینهای نزدیک به ۷۰_۶۰سال در این مملکت دارد و مؤلفهایی پیش از انقلاب در این حوزه از موسیقی فعال بودند و آثار بسیار خوب و مانایی را ساختند.
نباید بهعنوان ایرانی، حقشان ضایع شود
خواننده آلبوم «دلشوره» درباره شاعر و آهنگساز قطعه کودکانه بیان کرد: آقای اسفندیار منفردزاده به هرحال به گردن موسیقی پاپ، موسیقی فیلم، ترانه و … حق دارد. شهیار قنبری ترانهسرای بسیار بزرگ این مملکت است. هرچند که ممکن است اختلاف سلیقه یا اختلاف نگاه با مسئولان و تصمیمگیرندگان داخل کشور داشته باشد، اما دلیل نمیشود که وزن اینها را در حوزه ترانه یا شعر نادیده بگیریم و یک اثری را که در واقع مردم ایران ۵۰ سال با آن خاطره دارند و شعر بسیار زیبایی هم دارد، به این شکل خوانده شود.
شعری که از برق کفش جفت شده در گنجهها یا از بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ صحبت میکند، به این اندازه ریشه دارد. اما بعد شعر بسیار نازل و بیمحتوا را روی همان ملودی مؤلف یعنی آقای اسفندیار منفردزاده استفاده میکنند. چرا ما نباید حقی برای این افراد قائل باشیم؟ این هنرمندان از وطنشان به هر دلیلی دور هستند که البته من عمدتاً دلیل آن را سوءتفاهم میدانم. در حال حاضر هم در داخل کشور این همه اختلاف سلیقه و عقیده اجتماعی و سیاسی وجود دارد، اما همه در کشورشان زندگی میکنند. حال این عزیزان به هر دلیلی خارج از کشور هستند. آیا باید بهعنوان یک ایرانی، حقشان ضایع شود؟
اتفاقی مشابه
این خواننده با شرح اتفاقی مشابه که برایش افتاده بود، در ادامه افزود: من کاری از تورج شعبانخانی خوانده بودم با عنوان دیگه دیره. بعد متوجه شدم ۱۰ خواننده دیگر آمدند و بدون اینکه از من اجازه بگیرند آن را اجرا کردند. کار از تورج شعبانخانی بود و من فکر میکردم شاید خود تورج با اینکه کار را به من فروخته، با همان ملودی و شعر دوباره به شخص دیگری داده است. احترام نگه داشتم. اما من دستخط دارم. تمام کسانی که این اثر را خواندند و آن را در فضای مجازی پخش کردند، آیا یکی از آنها از تورج نوشتهای دارد؟ من برای آن اثر هزینه کردم و امتیاز مادی و معنویاش را خریدم، اما عدهای این کار را کردند.
به آنها حق میدهم
خشایار اعتمادی درباره لزوم حفظ اصالت برخی آثار عنوان کرد: یک اتفاق بسیار بدی که میافتد این است که اشعاری مانند مرغ سحر و … نباید تغییر کنند، بلکه باید با همان اصالتشان باقی بمانند. ای کاش ایشان میآمد و همان اثر را به همان شکل اجرا میکرد. حال اگر هم بیاجازه بود، نهایتاً آنها میگفتند چرا بدون اجازه این اثر را بازخوانی کردهای؟ نه اینکه در ملودی، شعر و تنظیم شعر بدون کسب اجازه از مؤلف دست ببرد. من بهشخصه تا به حال هیچ گفتمان و رابطهای با آقای منفردزاده و شهیار قنبری نداشتهام، به غیر از اینکه همیشه از طفولیت، شنونده آثار این عزیزان بودهام. اما این حق را به ایشان میدهم که دلخور شوند و از حق تألیف خود دفاع کنند.
چرا بنیامین آثار شاد خود را نمیخواند؟
خواننده قطعه منجی ضمن مهم دانستن حق مؤلف، به اسفندیار منفردزاده و شهریار قنبری حق داد و گفت: همین چند وقت پیش متوجه شدم که آقایی آهنگ طعنه من را که افشین یداللهی آن را سروده بود، خوانده، از او پرسیدم که چرا این کار را کردهای؟ گفت من شعر را از برادرش خریدهام. من هم با برادر مرحوم یداللهی تماس گرفتم، ایشان از من عذرخواهی کرد و گفت که پول آن آقا را پس میدهم. اما من ممانعت کردم و گفتم که از این به بعد دقت بیشتری کنند.
این آثار گاهی با همدلی و همکاری یکدیگر ساخته میشود. یعنی وقتی من و افشین یداللهی برای این اثر نشستیم، حسهایمان با یکدیگر تلفیق شده است یا اگر اثر کودکانه ساخته شده است، با احساس سه انسان یعنی مرحوم فرهاد مهراد، شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده، و در نهایت به قطعه کودکانه تبدیل شده است. خب طبیعی است اگر کسی بیاید و آن را تغییر دهد مؤلفان ناراحت شوند. این یعنی حذف کردن اثر یک نفر. تصور کنید شخصی آثار آقایان فرشچیان و آغداشلو را با تغییرات بسیار سطحی و مبتذل با نام خود در رسانه ملی ارائه دهد. اصلاً اگر کودکانه اثر بسیار خوبی است، چرا خود اثر را پخش نمیکنند.
در ضمن آقای بنیامین آثار شاد بسیار دارد مثل دیوار، ساعت، باغچه، اینها را چرا نمیخواند؟ چرا چنین اثری را به این شکل میخواند؟ در کل باید بگویم به مؤلفهای این کار حق دلخوری، پیگیری و شکایت را میدهم.
جالب این که پیش از این هم، انتشار آلبوم این دو خواننده همزمان شد و دو آلبوم «ایران من» و «ابراهیم» در یک زمان به دست علاقه مندان رسید. این آلبومها همپای یکدیگر در فروش پیش رفتند و جزو آلبومهای پرفروش سال ۹۷ شدند. در ادامه درباره این دو قطعه که در ابتدای مطلب به آن اشاره کردیم، بیشتر خواهیم گفت. عاقبت تلخ «سرنوشت» شاید سه روز پیش که «سرنوشت» با آهنگ سازی انوشیروان روحانی منتشر شد، همایون شجریان منتظر هر چیزی بود، جز انتقاد.
او این قطعه را به عنوان یک هدیه به مردم تقدیم کرد. نکته قابل بحث قطعه «سرنوشت»، شعر آن است که در مشخصات قطعه، نام دو شاعر به اسامی شیرازی و فارا یا فرا، به عنوان صاحبان اثر آمده است. حال این که همایون شجریان ماجرای سروده شدن این شعر را این طور بیان کرده است: «شکل گرفتن تصنیف سرنوشت به گفته انوشیروان روحانی به سالها پیش مربوط میشود (شاید ۱۰ تا ۱۵ سال) که در روزهای پایانی زندگی مادر محترم شان، به مطب پزشک مراجعه کرده بودند، آن جا روی تابلوی خطی این طور نوشته شده بود: «سرنوشت را باید از سر نوشت»؛ دوستان شاعر ایشان آن را بسط میدهند و ایشان هم آهنگ را خلق میکنند.»
با کمی دقت به جملههای پراکنده این قطعه میتوان متوجه ایرادهای فنی و ادبی و گاه بیمعنی آن شد. مانند:«از کجا این باور آمد که گفت/ گر رَود سَر برنگردد سرنوشت» خود مولانا پنداری در «شرح الف» محسن چاوشی چند اثر در کارنامه خود دارد که کار تنظیم و آهنگ سازی آن را خودش انجام داده است. او برای اشعار بیشتر آلبومهایش از ترانههای حسین صفا، امیر ارجینی و شاعران کلاسیک، به خصوص مولانا استفاده کرده بود اما در قطعه جدید او، اتفاق دیگری افتاد. شاعر «شرح الف» خود او بود. با این اتفاق دو برخورد کاملا متفاوت صورت گرفت ؛ عدهای از طرفداران سرسخت چاوشی به مدح این شاعری پرداختند و برخی دیگر نیز به شدت از آن ایراد گرفتند.
به طور مثال به این بیتها توجه کنید که به طور معنایی و فنی ایراد دارد:«اشک امانم برید بغض گلویم درید/ کاش فراوان شوی بر شب باران من/ رَیح شما را فقط خود بدهی رایحه ها/ هیچ شبم بی تو نیست رایح و ریحان من.» جالب این که محمدرضا یزدان پرست، یکی از مجریهای برنامه صبحگاهی تلویزیون در یک نامه طولانی، شعر چاوشی را به عنوان یک طرفدار مورد نقد قرار داد و نوشت:« غزل «شرح الف» فقط وزن دارد و قافیه و تنها یکی دو مصراع معنیدار و سالم. ضعف تالیفهای پرتعداد در غزلی که سرودهای از تو، که نشان دادهای شعرنشناسی، سخت بعید است.»
حمایت انجمن صنفی هنرمندان موسیقیایران از اعضای خود پس از شیوع کرونا
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پس از شیوع ویروس کرونا در کشور هر صنف و گروهی تلاش کرد تا به روش خود و در حد امکان از اعضای خود که ممکن است از نظر اقتصادی در این روزها آسیب دیده باشند حمایت کند. انجمن صنفی هنرمندان موسیقی هم با انتشار اطلاعیهای از عدم دریافت حق عضویت سالیانه برای حمایت از هنرمندان موسیقی خبر داد. متن این اطلاعیه را بخوانید:
اعضای محترم انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران؛
با توجه به شیوع ویروس کرونا و بیماری کویید ۱۹ در سراسر کشور که از جمله عواقب آن بیکاریِ هنرمندان و فشار مضاعف بر آنان و خانوادههایشان است، هیات مدیره انجمن صنفی با انجام نشست اضطراری و آنلاین، طرح تخفیف ویژهای را در خصوص میزان حق عضویت سالانه انجمن به تصویب رسانده است تا اندکی در کاهش این فشارها سهیم باشد.
در این مصوبه تخفیف کامل یک فصل یا سهماه از حق عضویت سالانه اعضا در سال ۱۳۹۹ در نظر گرفته شده است.
بر اساس این مصوبه صدور و تمدید کارت عضویت برای کلیه اعضای محترم انجمن صنفی هنرمندان با پرداخت بهای ۹ ماه باقیمانده از سال جاری صورت خواهد گرفت.
این مصوبه از تاریخ انتشار این اطلاعیه قابل اجراست و اعضای محترم میتوانند برای تمدید عضویت و یا به عنوان عضو تازه و بعد از طی مراحل مندرج در شرایط عضویت کارتهای سال ۱۳۹۹ خود را دریافت کنند.
مدیر برنامههای مرین فیتفول اعلام کرد این خواننده به دلیل مثبت شدن تست کرونا، در بیمارستانی در لندن بستری شده است.
در این بیانیه آمده است وضعیت او پایدار است و به درمان پاسخ میدهد.
این خواننده ۷۳ ساله ابتدا احساس کرد سرما خورده و وقتی به بیمارستان مراجعه کرد و از او تست کووید ۱۹ گرفته شد، معلوم شد به ویروس کرونا مبتلا شده است و پس از آن ریههای وی درگیر این بیماری شد.
همسر سابق وی جان دانبار نیز در اینستاگرام نوشته است که او به سختی می تواند صحبت کند و کسی نمی تواند با وی ملاقات کند.
این خواننده در سالهای اخیر با بیماریهای مختلفی روبه رو شده بود که سرطان از جمله آنهاست.
وی در سال ۱۹۶۴ و زمانی که ۱۶ سال داشت با خواندن اولین ترانهای که میک جگر و کیت ریچاردز از گروه رولینگ استونز با هم نوشته بودند، به شهرت رسید.
بهروز وجدانی پژوهشگر موسیقی ضمن اشاره به تازهترین فعالیتهای خود در عرصه موسیقی بیان کرد: با توجه به شیوع ویروس کرونا و مسائلی که تمام دنیا را تحت تاثیر خود قرار داده فعلا هیچ برنامهای برای تدوین و ثبت جهانی موارد مرتبط با موسیقی ندارم. تازهترین کاری که در این زمینه انجام گرفت مربوط به پرونده ثبت «مهارتهای دستی ساختن و نواختن دوتار» در فهرست سازمان جهانی یونسکو بود که کارهای مربوط به آن انجام گرفته است.
وی ادامه داد: غیر از ماجرای تجدید چاپ کتابهایی که پیش از این در دسترس مخاطبان قرار داده بودم و البته ماجرای کرونا باعث توقف آن شد، بنا بود سلسله برنامههایی را برای پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار کنیم که اتفاقا چندی پیش هم برنامهریزیهای آن با همراهی پژوهشگران دیگری چون پیروز ارجمند و سایر دوستان آغاز شد. این برنامهها مبتنی بر آسیب وجوه مختلف حوزه موسیقی در کشورمان بود که حضور مهمان ناخواندهای به نام بیماری کوید ۱۹ مانع از تحقق آن شد و بعد از ریشه کن شدن این ویروس و عادی شدن شرایط میتواند مقدمه برگزاری سلسله نشستهای متعددی در چارچوب همین ماجرای آسیب شناسی باشد.
عضو کانون پژوهشگران خانه موسیقی تصریح کرد: اکنون در شرایطی هستیم که ویروس کرونا در وسعتی جهانی تمامی فعالیتهای فرهنگی هنری ایران و سایر کشورهای دنیا را تحت تاثیر خود قرار داده و هیچ کس نمیداند برای آیندهای که زمان آن مشخص نیست چه کارهایی را میتواند انجام دهد. من تصور میکنم فارغ از تمام اتفاقات بد و نامبارکی که در ماههای اخیر تمام مردم دنیا را تحت تاثیر قرار داده و بسیاری از مردم به دلیل مرگ و میر ناشی از حضور این ویروس در غم و اندوه و سکوت عجیبی به سر میبرند، بهترین فرصت است که بیاییم و نسبت به آسیب شناسی انچه برای موسیقی رخ داده تفکر کنیم و وقت بیشتری بگذاریم.
وجدانی با اشاره به دستاوردهای این اتفاق همهگیر توضیح داد: من بر این باورم موسیقی بعد از کرونا وارد فضای نوینی در جهان خواهد شد که قطعاً با آنچه در گذشته اتفاق افتاده فرق خواهد شد. حالا اگر شما این موضوع را به موسیقی ایران هم تعمیم دهید قطعاً تاثیرات مثبت و منفیاش را مشاهده خواهید کرد. امروز موسیقی معاصر دنیا وارد جریانی شده که چه بخواهیم و چه نخواهیم به گونهای دیگر هدایت میشود. موسیقی از این پس متأثر از تغییرات فضای اقتصادی، سیاسی، بینالمللی، اجتماعی نشات گرفته از شیوع کرونا حرکت خواهد کرد پس بهتر است از همین الان فارغ از تمام دغدغههایی که برای این بیماری وجود دارد و باید قدردان همه افرادی که در در راستای رفع آن کوشیدهاند بود، بیاییم و درباره آنچه که موسیقی ما را تحتتاثیر قرار میدهد برنامه ریزی کنیم که در این فضای نوین موسیقی در ایران چگونه مدیریت و سازماندهی شود.
این نوازنده و پژوهشگر موسیقی گفت: موسیقی اساساً بخشی از هویت ملتهاست و اکنون نقش بسیار مهمی در ابعاد خارجی هم دارد. امروز کرونا به گفته بسیاری از کارشناسان و مدیران سازمانهای جهانی به عنوان مهمترین بحران دنیا پس از جنگ جهانی دوم شناخته شده است. پس اکنون وقت آن است که پژوهشگران، اتنوموزیکولوژیستها و تمامی هنرمندانی که در موسیقی کشورمان فعالیت میکنند به فکر ایجاد شرایط و نقشهای برای آینده موسیقی ما باشند. فرآیندی که نیازمند پژوهشها و ورود به چالشهایی است که فضای مجازی نمود عینی آن است.
به نظر میرسد کلام این قطعه بر اساس ملودی نوشته شده است. هر چه هست این جملات پراکنده، هیچ حرف تازهای برای گفتن ندارد. اغلب سطرهای این تصنیف حتی معنای قابل درک هم ندارد. مثل این چهار سطر :
سرنوشت را ، باید از سر نوشت
شاید این بار کمی بهتر نوشت (این جمله فاعل ندارد)
عاشقی را غرقِ در باور نوشت (این جمله معنی ندارد)
غُصهها را قِصهای دیگر نوشت (این جمله فاعل ندارد، معنی هم ندارد)
گزارهها بیمعنایی از این دست، سالیانی است که هم در ترانهها و هم در پرگوییهای کلافهکنندۀ مجریان صدا و سیما رایج شده است.
گزارههایی با کلمات خوشایند اما بدون ارتباط معنایی، من اسمش را گذاشتهام «پوچ نویسی». گزارههای پوچنویسی هیچ معنای روشن یا قابل تصوری ندارد؛ آسمان و ریسمان بافتن است، مجریان پر حرف تلویزیون هر لحظه از این بافتهها را به خورد بیینده میدهند (دستهای باورت را با ابرهای آرزو گره بزن) (غمها را از دفتر امروزت پاک کن) و لاطائلاتی بیمعناتر و کلافه کنندهتر از اینها.
مثل این سطر از همین ترانه:
/ بر فرازِ قلۀ باور سفر کن/
(سفر کردن بالای قلههای باور) واقعاً چه معنایی دارد؟ یعنی از اوج ایمان سفر کردن؟ یعنی باور کردنِ بلندی قله؟
سطرهای دیگر این تصنیف نیز همین گونه است؛ مقداری کلمات، بدون ارتباط معنایی و حتی گاه بدون کمترین رابطۀ نحوی و دستوری. چیزهایی از این دست:
از کجا این باور آمد که گفت
گر رَود سَر برنگردد سرنوشت
گر تو روزی را زِ این بازی بدانی
نکتهیِ رمزش بخوانی
و از این سطرها جالبتر و بیمعناتر آن سطرهایی است که اشارتی دارد به نام حافظ، اما معلوم نیست که ارجاعش به کدام شعر حافظ است، من هر چه گشتم نتوانستم (سوزاندن لشکر غم) را در دیوان حافظ پیدا کنم:
همچو حافظ پای کوبان و غزل خوان
لشکرِ غم را بسوزان
***
اما این ترانهها و تصنیفهای پر از غلط و سهلانگارانه از کجا میآید؟ چه شده است که سالیانی است، زبان فارسی و فرهنگ و اندیشه و خلاقیت در ترانهها و تصنیفها به هیچ انگاشته میشود؟
هر چه هست، یک مشت جملات آشفته است با محدودۀ بستهای از کلمات ذهنی و انتزاعی و تکراری از قبیل (حس – دل- باور- غم – بغض-سرنوشت- حسرت- غصه و…) انگار رابطۀ خوانندگان و ترانهسازان، با زندگی، با مطالعه و با جهانِ واقعی و عینی قطع شده است.
انگار همگی بر آنند تا نازلترین و سطحیترین جملات بیمعنا را با زبانی شلخته برای مخاطبان سهل پسند و بیاعتنا به زیبایی و هنر و اندیشه، تدارک ببینند.
یک بار از سازندۀ (من اولین قربونی عیدای فطر کعبهتم) پرسیدم: «عید فطر و قربانی و کعبه چه نسبتی دارند؟»
گفت: «همه که ترانه را با دقت گوش نمیکنند. حالا عید قربان و عید فطر چه فرقی میکند؟»
این تمام ماجراست: (چه فرقی میکند؟) سالیانی است که اغلب آثار با کلام سلیقه این جماعت پرشمار و کم دقتِ (چه فرقی میکند؟) را بر همه چیز ترجیح داده است.
جماعتِ هیجانزدهای که اخیراً با دیدن ترانهسرایی خوانندهای پر طرفدار همین که چند تا جام و جان و جهان و الست در سطرهای آشفتۀ ترانه در کنار هم دیده، فریاد شادی و هیجانش به آسمان رفته و هشتگ زده (مولانای زمانت را بشناس!).
میخواستم به تقلید از این هیجانزدهها بنویسم: (شجریان زمانت را بشناس!) دریغم آمد از آن نام بزرگ که امانتدار او، این چنین به تقاضای بازار پر رونق زردپسندان، تن داده و به قافلۀ جماعتِ (چه فرقی میکند؟) پیوسته است.