برچسب: فرهنگ>موسیقی

  • اجراهای ۱۵ میلیونی نوجوانی که در «عصر جدید» کشف شد

    اجراهای ۱۵ میلیونی نوجوانی که در «عصر جدید» کشف شد

    پیش از استعدادیابی پارسا خائف نوجوان ۱۴ ساله اهل اردبیل روی صحنه برنامه تلویزیونی استعدادیابی پر سروصدای «عصر جدید» آمد. خواند، رای مثبت گرفت و با تشویق و تمجید و کف و هورا بدرقه شد. این روال ادامه پیدا کرد و کار به آرای مردمی رسید. او این مرحله را نیز به پشتوانه آرای بالای مردم پشت سر گذاشت و سر انجام با تعداد آرای حدودا شش میلیونی، نفر سوم فصل اول این برنامه اعلام و برنده جایزه ۱۰۰ میلیون تومانی شد. تصمیم بر این شد که او تیتراژ یک برنامه را به عنوان هدیه دیگر خود بخواند که قرعه به نام برنامه استعدادیابی کارآفرینی «میدون» درآمد.

    او در مصاحبه‌های خود گفته بود از ۹ سالگی به صورت حرفه‌ای کار خودش را آغاز کرده و بعد با تشویق اطرافیان در صدد ادامه آن برآمده است. جالب این که او در جشنواره «نوای خرم ۵» در بین تصنیف‌خوان‌ها رتبه اول را کسب کرد و در جشنواره موسیقی جوان سال ۹۷، موفق به کسب رتبه اول در بخش آواز ایرانی شد. با این همه، او با این تفکر که به اندازه کافی دیده نشده پا به میدان رقابت تلویزیونی گذاشت.

    پارسا خائف بعد از اعلام نتایج برنامه استعدادیابی، دست به انتخاب مهمی زد. او به دلیل نبود هنرستان موسیقی در شهر خود و انتخاب رشته موسیقی از اردبیل به تبریز کوچ کرد. انتخابی که شاید لازمه ادامه مسیر او در دنیای آواز بود اما کافی نه. روز گذشته، قادر رودکیان یکی از استادان این خواننده نوجوان با نقد عملکرد او به ایلنا گفت: «پارسا پس از حضور در «عصر جدید» با این نگاه به تبریز آمد که آوازش را راحت‌تر با استادش ادامه دهد ‌ اما از آن زمان تاکنون حتی یک جلسه نیز در کلاسش حضور نیافته است.او از دیده نشدن‌ها گلایه‌مند بود و می‌خواست مشهور و مشهورتر شود. در باکو پسری به نام علم‌الدین حدود ۱۵ یا ۲۰ سال پیش آوازخوان فوق‌العاده‌ای بود و در جشنواره ای بین‌المللی هم برگزیده و نفر اول شد و این خبر در آن مقطع سر و صدایی به پا کرد. این بچه پس از سن ۱۵، ۱۶ سالگی دیگر به هیچ‌وجه نتوانست بخواند که برایش فاجعه بود. او طی این روند به لحاظ روحی آسیب‌های بسیاری دید و ضربه بزرگی خورد. دغدغه پدر پارسا این بود که فقط پسرش مورد توجه قرار بگیرد و دیده شود.»

    به عقیده اهل فن استاد حسین علیزاده، اولین فردی بود که به نقد برنامه «عصر جدید» و ستاره نوجوانش پرداخت. این آهنگ ساز و نوازنده برجسته دوتار در نشست رسانه‌ای سیزدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان گفت: «شرایطی خواهیم گذاشت که شرط گذاشته شود آیا یک بچه از لحاظ فکری به سن بلوغ رسیده است که برای شرکت در برنامه تلویزیونی تصمیم بگیرد. والدین می‌توانند مخرب عمل کنند و این می‌تواند به ضرر آن بچه باشد.»

    جالب این‌ که فریدون شهبازیان نیز با او هم‌نظر بود و در باره تاثیر این برنامه روی خائف گفت:«زمانی که برنامه «عصر جدید» روی آنتن رفت، آن پسر که اتفاقا خیلی بد و فالش می‌خواند و اصلا خواننده نبود، به دلیل حمایت‌های بی دلیل افرادی که آن جا نشسته بودند و به نظرم چیزی از موسیقی نمی‌دانستند، به بیراهه رفت و واقعا گمراه شد.»

    بردیا صدر نوری مدیر جشنواره موسیقی نوای خرم یکی دیگر از منتقدان ماجرا بود و حرف مشترکش با دیگر استادان نامبرده این بود که دیده شدن زیاد، پارسا را از مسیر اصلی خارج کرد.

    از گوشه و کنار خبرهایی مبنی بر اجرای پارسا خائف در برنامه و جشنواره‌های مختلف به گوش می‌رسید. برای بررسی صحت این اخبار با محمد عبداللهی که در صفحه شخصی پارسا از او به عنوان مدیربرنامه یاد شده است، تماس گرفتیم. او با تایید اجرای این خواننده جوان در برخی مراسم گفت: «بستگی به نوع اجرا دارد اما بله می‌آید.» او بعد از پرس‌وجو درباره متولی برنامه و بررسی کردن خالی بودن برنامه‌های خائف درباره هزینه اجرا گفت: «هرکدام از اجراها ۱۵ میلیون تومان است. هزینه رفت و برگشت و اسکان احتمالی اگر نیاز به ماندن باشد، با شخص و موسسه دعوت‌کننده است.»

    با یک حساب سرانگشتی می‌توان پیش‌بینی کرد این خواننده ۱۴ ساله با حداقل پنج اجرا در ماه درآمدی ۷۵میلیونی دارد. در حالی که او این روزها باید با تلاش، به تقویت استعداد خود بپردازد تا یک ستاره روی صحنه متولد شود. با توجه به شروع پیش‌تولید فصل دوم برنامه «عصر جدید»، انتظار می‌رود دقت بیشتری معطوف به استعدادهای نوجوان این برنامه شود چرا که به احتمال زیاد در این فصل هر خواننده نوجوانی در این برنامه می‌خواهد به یک «پارسا خائف» دیگر تبدیل شود غافل از این که مسیر اشتباه است و رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

    ۲۴۱۲۴۱

  • روایت محسن عسکریان از دوتار نوازی «خداوندگار دوتار»

    روایت محسن عسکریان از دوتار نوازی «خداوندگار دوتار»

    حسن احمدی‌فرد – استاد ذوالفقار، مردی که دوستدارانش، به او لقب «خداوندگار دوتار» داده بودند. ساز ذوالفقار عسکریان البته با مرگش بر زمین نماند؛ که هنرمند هیچ وقت خدا، نمی‌میرد. 
    محسن عسکریان حالا میراث‌دار هنری است که چند نسل در خانواده او قدمت دارد؛ هنری ژنده‌پیر، بازمانده از روزگارانی غبارآلود…
    صدای دوتار او، یادآور صدای دوتار ذوالفقار است؛ صدای نابی که درست از دل تاریخ می‌آید؛ صدای عصمت غمگین اعصاری که بر خاک خراسان‌زمین گذشته است.  
    محسن عسکریان
    چند بار از زبان استاد مرحوم ذوالفقار عسکریان شنیدم که می‌گفت من هم مثل شیخ احمد جام متولد کاشمر هستم اما در تربت جام پا گرفته‌ام. استاد چطور از کاشمر به تربت جام رسیده بود؟
    استاد ذوالفقار عسکریان، خراسانی بود. من و شما هم در اصل خراسانی هستیم. کاشمری بودن تا تربت جامی بودن یا اهل هر جای دیگری از این سرزمین بودن، آن‌قدرها اهمیت ندارد. اگر اهمیتی هست، در خراسانی بودن است. 
    بابا، در خلیل‌آباد کاشمر به دنیا آمده بود، در ۱۳۱۱؛ اما همراه پدربزرگم درهمه جای خراسان زندگی کرده بود. بابا، این‌قدری که من از خودش شنیدم، آن زمان کوچ‌نشینی می‌کرده‌اند و خانه و کاشانه ثابتی نداشته‌اند. مدتی جایی می‌مانده‌اند، بعد بار می‌کرده‌اند می‌رفته‌اند جایی دیگر. در همه جای خراسان زندگی کرده بود و اتفاقا همین بودن در جغرافیاهای مختلف، به او کمک کرده بود تا داشته‌های فراوانی برای خودش ذخیره کند. صدای دوتار ذوالفقار، صدای همه هنر و فرهنگ خراسان بود. بابا، به موسیقی کردهای خراسان هم تسلط داشت. بخشی‌های بزرگ را دیده بود و با موسیقی‌شان آشنا شده بود. با موسیقی ترک‌ها و ترکمن‌ها هم آشنایی داشت. 
    این، علاوه بر کوچ‌نشینی، بخشی‌اش هم به پیشینه‌ خانواده‌اش مربوط می‌شد. خب بابابزرگم هم نوازنده بوده است. من نوازندگی او را یادم می‌آید. بابابزرگ، سال ۶۹ به رحمت خدا رفت. یام می‌آید بچه بودم، برادر بزرگترم مرتضی با چند نفر دیگر گفتند برویم پیش بابابزرگ تا برای‌مان دوتار بزند. اسم دوتار که آمد، من هم دنبال‌شان راه افتادم. بابابزرگ هم همین جا در همین قلعه ساختمان زندگی می‌کرد. رفتیم پیشش. آن روز بابابزرگ آهنگ چاربیتی زد. آهنگی زد که هنوز بعد از این همه سال در گوشم مانده است. پدرم پنجه‌اش را از او گرفته بود….
    بابا، بعدها می‌آید به محمودآباد تربت جام؛ استاد مرحوم «غلامعلی پورعطایی» و استاد مرحوم «حسین جوهریان» هم همان‌جا بوده‌اند. منطقه محمودآباد جام، خودش یک منطقه تاریخی است. عبدالرحمن جامی آن‌جا به دنیا آمده. این، شروع آشنایی ذوالفقار بوده و پورعطایی. استاد ‌پورعطایی پنجه بابا را که می‌شنود، شاگردش می‌شود. خود مرحوم پورعطایی هم هرجا از زندگی‌اش گفته، حتما به شاگردی بابا اشاره کرده. همدیگر را هم خیلی دوست داشتند. بابا، کمتر خواننده‌ای را به اندازه استاد پورعطایی قبول داشت. همان سال‌ها نوارهایی را با هم پر کرده بودند. بعدها هم که دیگر با هم بودند. بیشتر کاست‌هایی که مرحوم پورعطایی دارد، نوازنده‌اش ذوالفقار است. 
    بابا در تربت جام زن می‌گیرد؛ که مادر من باشد؛ اما خب ماندگار نمی‌شود. مدتی مشهد می‌ماند. مدتی را در خواف می‌گذراند و بعد به کاشمر برمی‌گردد. مرتضی برادر بزرگترم در مشهد به دنیا آمده، من در کاشمر. 
    بابا، سال‌ها در کاشمر می‌ماند. آن‌جا دوستی داشته به نام «محمدحسین رضایی» که دایره می‌زده. این‌ها با هم مجلس می‌رفته‌اند؛ مجالس عروسی و ختنه‌سوری و شب‌نشینی و…. آن وقت‌ها همه سرگرمی این مجالس، همین موسیقی بوده است؛ همین صدای سرنا و دهل و دوتار و دایره و آواز. 
    پدرم با آقای رضایی خیلی دوست بود. این‌قدری که همدیگر را برادر صدا می‌زدند. ما هم به آقای رضایی عمو می‌گفتیم. بعدها، بابا دختر بزرگ آقای رضایی را گرفت برای پسربزرگش که برادرم مرتضی باشد و ما با هم فامیل شدیم…
    با دایره چه مقام‌هایی را اجرا می‌کرده‌اند؟
    بیشتر همین پادایرگی‌ها را. پادایرگی موسیقی شاد عروسی است؛ موسیقی همراهی کردن عروس و داماد و خانواده‌های‌شان. 
    اما دایره در موسیقی شرق و جنوب خراسان، یک ساز زنانه است. 
    این را الان می‌گویند. الان می‌گویند پادایرگی را زن‌ها می‌خوانده‌اند. بله، آن‌جایی که زن ها جمع بوده‌اند و مثلا دست عروس را حنا می‌گذاشته‌اند، زن‌ها با دایره، پادایرگی می‌خوانده‌اند. اما در طایفه داماد چی؟ آن‌جا هم زن ها می‌آمده‌اند و با دایره پادایرگی می‌خوانده‌اند؟! نه. آن‌جا خود مردها با دایره، چاربیتی‌هایی می‌خوانده‌اند که مناسب مجلس بوده است. 
    حالا اینکه عده‌ای از استادان، دایره را قبول ندارند یا نمی‌پسندند، بحث دیگری است؛ اما دایره بوده و بخشی از موسیقی منطقه با آن اجرا می‌شده. دایره نباشد، مقام‌های پادایرگی را می‌خواهیم با چی بزنیم؟ پادایرگی را به عنوان جزیی از موسیقی منطقه قبول داریم، اما خود دایره را قبول نداریم؟! مگر می‌شود؟ اما خب حالا کی جرات دارد بگوید در تربت جام کنار دوتار، سازهای دیگری هم بوده….
    اصلا به نظرم بعضی‌ها از پیشرفت خوش‌شان نمی‌آید. می‌گویند همین که بوده همین باشد. اما هنرمند نمی‌تواند فقط تکرار هنرمندان پیش از خودش باشد. حتما باید خودش هم چیزی به این گنجینه اضافه کند. 
    یک وقتی استاد«حیدر قدسی» که می‌دانید همه کاست‌هایی که سال‌های سال درتربت جام تولید می‌شده، به کوشش همین آقای قدسی است که آن زمان‌ها،دستگاه ضبط موسیقی را از لاله‌زار تهران می‌آورد به تربت جام؛ آقای قدسی به من گفت بیا چند تا از کاست‌هایی که از پدرت ضبط کرده‌ام را تو دوباره اجرا کن. من به آقای قدسی گفت آن چیزی را که ذوالفقار اجرا کرده، من نمی‌توانم اجرا کنم؛ هزار سال دیگر هم نمی‌توانم. گفتم کلاغ آمد راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش هم یادش رفت. گفتم من هر کاری بکنم، کپی برابر با اصل پدرم نمی‌شوم؛ پس بهتر است، خودم باشم. گفتم اجازه بدهید محسن عسکریان، محسن عسکریان باشد. هنرنمایی‌های پدرم، راه آینده من و همه هنرمندان دیگر موسیقی را هموارتر کرده است. 
    پدرم هم همین روش را داشت. مقام‌ها را شنیده بود و آن‌ها را از فیلتر خودش رد کرده بود. مقام‌هایی که ذوالفقار عسکریان اجرا کرده، همه جا رنگ و بوی خودش را دارد و صرفا تکرار شکل کهن مقام نیست و به نظرم همین‌ها هم باعث شده بود تا لهجه دوتار پدرم، لهجه شیرینی باشد.
    استاد ذوالفقار

    آلبوم «موسیقی تربت جام» از سری آلبوم‌های «موسیقی نواحی ایران» یکی از شناخته‌شده‌ترین اجراها استاد عسکریان است. آن آلبوم چه داستانی دارد؟

    این آلبوم را حمیدرضا اردلان ضبط کرده؛ آن هم نه در تهران، در سنندج. آقای اردلان، استودیوی مجهزی داشته در سنندج. بابا و استاد مرحوم درپور را می‌برد آنجا و کارهای کاست را ضبط می‌کند. علاوه بر دوتار بابا، آواز استاد درپور هم آن‌جا در قطعه‌هایی مثل «مولا» یا «جان‌زمان» بی‌نظیر است. 
    از استاد چند تا آلبوم باقی مانده؟
    بابا ۱۱۱ تا کاست دارد. البته همه این‌ها اجراهای استودیویی نیستند. بعضی‌هایشان اجراهای خانگی هستند و بعضی‌ها هم مال اجراهایی که در سفرها انجام شده. 
    مرحوم استاد عسکریان کجاها اجرا داشته‌ است؟
    بابا در خیلی از کشورها اجرا داشته. با مرحوم«حسین جوانمرد» از نوازنده‌های شمال خراسان سال۷۶، رفت ایتالیا. سال۷۹ هم با یک گروه از استادان رفت سفر دور اروپا؛ با استاد غلامحسین غفاری و استاد عبدالله امینی و استاد عبدالعزیز احمدی. آن سفر، یک گروه رقص هم همراه‌شان بوده و سرنا و دهل. استاد مرحوم غلامعلی نی‌نواز بوده که سرنا می‌زده و استاد عباس نی‌نواز و محمد لطیف که دو تا دهلی بوده‌اند. اول رفته‌اند فرانسه و بعد سوییس و هلند. بعد هم بنا بوده بروند بلژیک. قبل از رفتن به بلژیک، استاد غفاری به خاطر برنامه‌ای در قطر، از گروه جدا می‌شود که البته آن برنامه هم کنسل می‌شود. استاد غفاری، از سفر بلژیک جا می‌ماند، اما بابا و دیگر هنرمندان، بلژیک هم می‌روند و برنامه اجرا می‌کنند… 
    خلاصه که هر جا خواننده‌ای از تربت جام رفته، حتما ذوالفقار عسکریان هم همراهش بوده است. 
    چه عاملی مرحوم عسکریان و صدای دوتارش را این‌قدر خواستنی کرده بود؟
    بیشتر از هر چیز دیگر، سادگی و صفایی که داشت. جایی ندیدم که بابا ادعایی کند در موسیقی؛ مگر کسی به پر و پایش می‌پیچید. 
    یک جایی در یک سفر یکی از استادان موسیقی مقامی منطقه‌ای دیگر، می‌گوید تربت جام خواننده‌های خوبی دارد اما نوازنده قهار ندارد. آن جا بابا به او می‌گوید برو یک من گندم بگیر و گندم‌ها را بپاش روی زمین. آن وقت من به ازای هر دانه گندم، یک مقام می‌زنم؛ آن هم نه از مقام‌های موسیقی تربت جام که از مقام‌های منطقه شما. 
    حالا همین آدمی که آن جا آن طوری ادعا می کند، بعدازظهرها می‌نشست توی حیاط. این جا هم که می‌بینید، حیاط‌ها کوچک است و اگر کسی از توی کوچه رد بشود، صدای توی حیاط را می‌شنود. بارها شد که پدر دوتار می‌زد و مثلا کسی که با گاری دستی از کوچه رد می‌شد، می‌ایستاد به گوش کردن. بابا پا می‌شد و می‌رفت او را می‌آورد توی حیاط و برایش دوتار می‌زد. 
    شما چطور دوتارنوازی را از استاد آموختید؟
    خب من عاشق دوتار بودم و هستم. البته طبیعی است؛ من پسر ذوالفقار عسکریانم. علاقه‌ای که من در کودکی به دوتار داشتم را هیچ کس نداشت. همه بچه‌ها دنبال توپ بازی و جست و خیز بودند، من همه سرگرمی‌ام دوتار بود. اگر بابا شب تا صبح دوتار می‌زد، من پابه‌پایش می‌نشستم. 
    همین عشق و علاقه را الان در پسرم ابوالفضل می‌بینم. او هم به هر حال نوه ذوالفقار است و قدرت دوتارنوازی را از یک دوتارنواز چیره‌دست به ارث برده. 
    یک بار در جهاد دانشگاهی، من و بابا با هم ساز زدیم و یک بار هم در یک مجلس خانگی. خاطره آن همنوازی‌ها هیچ وقت از یادم نمی‌رود.من جوان بودم و مثل هر جوان دیگری می‌خواستم قدرت‌نمایی کنم. در آن مجلس خانگی یک نفر به شوخی گفت: استاد ذوالفقار! محسن از شما بهتر ساز می‌زند. پدرم خندید و گفت: شما راست می‌گویی اما این، از خوش‌شانسی محسن است که بد موقعی به پست من خورده است؛ وقتی آمده است که من پیر و شکسته شده‌ام. این محسن‌ها باید در جوانی ذوالفقار می‌بودند و می‌فهمیدند نوازندگی یعنی چی.       
    ۲۵۸۲۵۸
  • گروه‌های مهم موسیقی ایران/ از «کامکارها» تا «چاووش» و «دستان»

    گروه‌های مهم موسیقی ایران/ از «کامکارها» تا «چاووش» و «دستان»

    وسیقی ایرانی که دارای پیشینه و قدمت بسیار است، طی سال‌ها و دهه‌های گذشته مسیر پرپیچ و خمی را در جهت کامل شدن پیموده است. بی‌شک فعالیت مستمر، مداوم و مستمر هنرمندان نسل‌های قبل را نمی‌توان در این موفقیت نادیده گرفت. محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، علی اکبر شکارچی، محمدرضا لطفی، جلال ذوالفنون، حسین علیزاده، هادی منتظری ، مجید درخشانی، جمشید عندلیبی، داریوش پیرنیاکان، صدیق تعریف، کیهان کلهر، خانواده کامکارها، تنها برخی از هنرمندانی هستند که در این طی مسیر نقش موثری داشته‌اند.

    جدا از فعالیت‌های فردی هنرمندان (که طی سال‌های اخیر عمومیت بیشتری یافته) در دهه‌های گذشته آنچه اهمیت داشت فعالیت‌های گروهی هنرمندان عرصه موسیقی بود. هنرمندان مطرح موسیقی که حال جزو بزرگان این عرصه به حساب می‌آیند در سال‌های پیش از انقلاب و پس از آن با تشکیل گروه‌هایی متشکل از افراد کاربلد آثار مهم و با اهمیتی را تولید کردند. حال اغلب آن گروه‌ها به دلایل مختلف منهل شده‌اند، اما آنچه از آنها به جا مانده آلبوم‌ها و آثار باارزشی است که همچنان ارزش شنیدن دارند و برای نوآموزان و هنرجویان و هنرمندان بخش‌های مختلف موسیقی واحد آموزشی محسوب می‌شوند.

    کانون چاووش پرچمدار موسیقی ایران

    «چاووش» یکی از مهمترین گروه‌های موسیقی سنتی است که پیش از انقلاب اسلامی، با همیاری بزرگان موسیقی سنتی شکل گرفته بود و طی سال‌های فعالیتش با تاثیری که از فضای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن دوران می‌گرفت آلبوم‌های متعددی را منتشر کرد.

    کانون «چاووش» با تلاش محمدرضا لطفی و حسن کامکار با همیاری یکدیگر و حمایت‌های موثر هوشنگ ابتهاج پس از استعفای دسته‌جمعی موسیقی‌دانان سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران با همراهی دو گروه «عارف» و «شیدا» به دلیل واقعه ۱۷ شهریور شکل گرفت و طی سال‌های فعالیت اعضایش ۱۲ آلبوم را با نام «چاووش» منتشر کرد. به گفته موسیقی‌دانان و کارشناسان آلبوم‌های چاووش از مهم‌ترین وتاثیرگذارترین آثار ایرانی به حساب می‌آیند.

    هوشنگ ابتهاج درباره‌ چگونگی تشکیل کانون «چاووش» گفته است: «روز بعد از ۱۷ شهریور ۵۷ (جمعه سیاه) که از رادیو استعفا کردیم، (منظور او و دیگر اعضای گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی است) «چاووش» را درست کردیم. می‌خواستیم به موسیقی ایران که مدتی بود طرف بی‌اعتنایی قرار گرفته بود، جان تازه‌ای بدهیم. چاووش شد پرچمدار موسیقی ایران.»

    به طور جزیی‌تر کانون «چاووش» از اعضای دو گروه «شیدا» و «عارف» تشکیل شده بود. عبدالنقی افشارنیا، پشنگ کامکار، زیدالله طلوعی، بیژن کامکار، هادی منتظری‌، مجید درخشانی، محمد جمال سماواتی، ‌ارژنگ کامکار اعضای گروه «شیدا» بودند و حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان‌، جمشید عندلیبی‌،‌ محمد فیروزی، ‌ناصر فرهنگ‌فر، فرخ مظهری و اردشیر کامکار هنرمندانی بودند که با گروه «عارف» همکاری می‌کردند
     

    اعضای این دو گروه که زیر نظر کانون «چاووش» فعالیت می‌کردند در سال‌های پیش از انقلاب فعالیت‌های زیرزمینی نیز داشتند و تا ۲۲ بهمن‌ماه سال ۱۳۵۷ با این شیوه به تولید آثار می‌پرداختند. سه سرود «شب‌نورد» یا برادر نوجوونه با صدای محمدرضا شجریان (در آلبوم چاووش ۲)، «آزادی» یا آن زمان که بنهادم با صدای شهرام ناظری، (در آلبوم چاووش۲) و «سپیده» یا «ایران ای سرای امید» با صدای محمدرضا شجریان، (در آلبوم چاووش ۶) آثار مطرحی بودند که به صورت زیرزمینی تولید شدند. به جز شهرام ناظری و محمدرضا شجریان، صدیق تعریف و بیژن کامکار دیگر هنرمندانی بودند که به عنوان خواننده با «چاووش» همکاری کردند.

    محمدرضا لطفی درباره این آثار در بولتن آوای شیدا نوشته بود: «این سرودها در زیرزمین خانه مسکونی‌ام تولید می‌شد و در نوار کاست‌شان نیز همانجا تکثیر می‌شد.» پس از تولید مخفیانه این آثار بود که سری آلبوم‌های چاووش ۱ تا ۱۲ منتشر شدند.

    چند سال بعد با جدا شدن بسیاری از اعضا، کانون «چاووش» رو به منهل شدن رفت و نهایتا به دلیل وجود اختلافاتی میان اعضا در در سال ۱۳۶۳ تعطیل شد. آخرین کنسرت تعدادی از اعضای کانون در سال ۱۳۶۷ با آهنگسازی حسین علیزاده و آواز شهرام ناظری در تالار وحدت روی صحنه رفت.

    گروه دستان

    «دستان» یکی دیگر از گروه‌های قدیمی موسیقی ایرانی است که در سال ۱۳۷۰ توسط حمید متبسم تشکیل شد. گروه «دستان» یکی از موفق‌ترین گروه‌های ایرانی طی دو دهه اخیر است. اعضای گروه «دستان» همواره به موسیقی‌سازی و گروه‌نوازی که (در آن سال‌ها آنطور که باید مورد توجه نبود) بهای بسیاری می‌داد و تلاش می‌کرد با حفظ جایگاه هر ساز ایرانی آثار با کیفیتی را تولید کند.

    سالار عقیلی، محمدعلی کیانی‌نژاد، مرتضی اعیان، کیهان کلهر، بیژن کامکار، پشنگ کامکار و اردشیر کامکار هنرمندانی هستند که با گروه «دستان» همکاری کرده‌اند و از اعضای دیگر این گروه می‌توان به حمید متبسم (نوازنده تار و سه‌تار)، حسن بهروزی‌نیا (نوازنده بربت)، سعید فرج‌پوری (نوازنده کمانچه)، پژمان حدادی (نوازنده تنبک و سازهای کوبه‌ای) و بهنام سامانی (نوازنده سازهای کوبه‌ای) اشاره کرد.

    گروه «دستان» در سال‌های گذشته کنسرت‌های داخلی و خارجی متعددی را برگزار کرده و به گفته کارشناسان در معرفی موسیقی ایرانی به اهالی دیگر کشورها نقش موثری داشته است.

    گروه شمس یا همان تنبور شمس

     «شمس» یکی دیگر از گروه‌های هنری است که توسط کیخسرو پورناظری (آهنگساز، موسیقی‌دان و نوازنده تنبور) در سال ۱۳۵۹ تاسیس شده است. شهرام ناظری، سیدخلیل عالی‌نژاد، علی‌اکبر مرادی و گل‌نظر عزیزی برخی از هنرمندانی هستند که در بدو تاسیس با کیخسرو پورناظری، همکاری کرده‌اند. حمیدرضا نوربخش و بیژن کامکار در مقطعی خوانندگان گروه «شمس» بوده‌اند. تهمورس و سهراب پورناظری نیز هنرمندانی هستند که طی سال‌های اخیر با گروه «شمس» همکاری کرده‌اند.

    تیم فعلی گروه «شمس» به سرپرستی کیخسرو پورناظری

    کیخسرو پورناظری با توجه به شناختی که از موسیقی نواحی منطقه کرمانشاه و ساز تنبور داشت، طی همراهی اعضای گروهش در مقطعی که اغلب مردم شناختی از ساز تنبور نداشتند و موسیقی مقامی را نمی‌شناختند، در جهت معرفی و شهری کردن این ساز نقش بسزایی داشت و پس از او هنرمندان دیگر بخصوص سیدخلیل عالی‌نژاد مسیر پیموده شده توسط او را ادامه دادند.

    آلبوم‌های «صدای سخن عشق»، «حیرانی» و«مطرب مهتاب رو»  با صدای شهرام ناظری، «پنهان چو دل» باصدای حمیدرضا نوربخش، «افسانه تنبور» با صدای بیژن کامکار، «بر سماع تنبور» با صدای علیرضا قربانی آثاری هستند که توسط گروه «شمس» یا «تنبور شمس» منتشر شده‌اند. گروه «شمس» در زمینه برگزاری کنسرت‌های داخلی و خارجی نیز فعال بوده است.

    کیخسرو پورناظری از دهه هفتاد به اتفاق فرزندانش، تهمورس و سهراب تحولی جدی‌تر در گروه شمس را کلید زد که حاصل آن اجرای بیش از ۳۰۰ کنسرت در داخل و خارج از ایران بود.

    گروه باباطاهر

    گروه «باباطاهر» به سرپرستی سیدخلیل عالی‌نژاد در اواسط دهه هفتاد تشکیل شد.

    سیدخلیل عالی‌نژاد که در اوائل دهه شصت به گروه تنبور«شمس» پیوسته بود در اوائل دهه هفتاد، گروه «باباطاهر» را تاسیس کرد و اعضای آن را از میان نوازندگان کاربلد انتخاب نمود. به جز عالی‌نژاد که خواننده گروه محسوب می‌شد، کامبیز محیط مافی (رهبر گروه و نوازنده تنبور)، سید فریبرز ابراهیمی، سیاوش اشرفی، ایرج گردکانی، تورج علیون(نوازندگان تنبور) محمد شجاعی (نوازنده نی)، مریم جوادی‌مهر (نوازنده بربط) و مریم قلیج افشار (نوازنده دف) در گروه «باباطاهر» حضور داشتند.

    عالی‌نژاد به اتفاق اعضای گروهش آثار متعددی را در جشنواره‌ها و کنسرت‌ها به مخاطبان ارائه کردند. گروه «باباطاهر» در سال ۱۳۷۵ در اجلاس هنرهای دینی به اجرای آثار خود پرداختند و ویدئوی آن اجرا «زمزمه قلندری» نام گرفت و سود حاصل از فروش آن صرف امور خیریه شد. گروه «بابا طاهر» پس از مرگ عالی‌نژاد در سال ۱۳۸۱ منحل شد اما آثار با ارزشی از اعضای آن به‌جا مانده است.

    گروه شیدا

    محمدرضا لطفی سال‌ها پیش از تاسیس کانون چاووش گروهی را تشکیل داده بود که «شیدا» نام نداشت اما بعدها مانند گروه «عارف» از دل کانون چاووش بیرون آمد.

    لطفی در سال ۱۳۵۱ با همکاری درویش رضا منظمی، حسن عمومی و ناصر فرهنگ‌فر، آن گروه را پایه‌ریزی کرد و سپس از سال ۱۳۵۳ فعالیت رسمی خود را طی همکاری با هوشنگ ابتهاج در رادیو ایران آغاز کرد. اعضای این گروه  که بعدها «شیدا» نام گرفت،‌ در ابتدای همکاری خود با رادیو، به بازسازی آثار گذشته پرداختند و یک سال بعد در جشن هنر شیراز نخستین اجرای صحنه‌ای‌شان را تجربه کردند. می‌توان گفت، فعالیت رسمی گروه «شیدا» با همان اعضای قبلی پس از واقعه ۱۷ شهریور در سال ۱۳۵۷ و استغفای دسته‌جمعی هنرمندان شکل گرفت. یعنی پس از تشکیل کانون «چاووش» بود که گروه «شیدا» تشکیل شد. فعالیت گروه «شیدا» مانند دیگر گروه‌ها پس از مقطعی متوقف شد و پس از آن محمدرضا لطفی ایران را ترک کرد. اما پس از بازگشتش در سال ۱۳۸۷ فعالیت‌های مجدد را از سر گرفت و بازهم گروه «شیدا» را تشکیل داد. او به اتفاق اعضای گروهش آثار متعددی را تولید کردند و به روی صحنه بردند اما کیفیت آن آثار مانند کارهای قبلی گروه «شیدا» نبود و آن موفقیت‌های قبلی دیگر توسط محمدرضا لطفی و اعضای گروهش تکرار نشد.

    عبدالنقی افشارنیا، پشنگ کامکار، فرخ مظهری، زیدالله طلوعی، بیژن کامکار، هادی منتظری، مجید درخشانی، جمال سماواتی و ارژنگ کامکار اعضای قبلی گروه شیدا بودند و فرخ مظهری، مازیار شاهی، محمد معتمدی و حمید سکوتی برخی از افرادی هستند که در سال‌های آخر گروه «شیدا» با لطفی همراه بودند.

    گروه کامکارها

    خانواده کامکارها یا به بیان بهتر فرزندان استاد حسن کامکار (موسیقیدان موسیقی‌دان، آهنگساز و نوازنده ویولن اهل کردستان) اعضای تشکیل دهنده گروه موسیقی کردی «کامکارها» هستند. گروه «کامکارها» یکی از قدیمی‌ترین گروه‌های موسیقی ایرانی است و در زمان حیات حسن کامکار تشکیل شده است.

    خانواده کامکارها

    نخستین اجرای گروه «کامکارها» به سال ۱۳۴۴ بازمی‌گردد. گروه «کامکارها» به سرپرستی حسن کامکار در آن سال با حضور قشنگ کامکار (خواننده)، پشنگ کامکار (نوازنده سنتور)، ارژنگ کامکار (نوازنده جاز)، هوشنگ و بیژن کامکار (نوازنده آکاردئون) روی صحنه رفت. در آن مقطع اردشیر و ارسلان (دیگر فرزندان حسن کامکار) هنوز در سنین کودکی بودند و در سال ۱۳۴۹ بود که همراه با دیگر اعضای خانواده روی صحنه رفتند. حسن کامکار در سال ۱۳۷۱ در حالی که ۶۹ ساله بود دارفانی را وداع گفت اما فرزندانش گروه خانوادگی‌شان را حفظ کردند و طی سال‌ها و دهه‌های گذشته آثار متعددی را تولید کردند و روی صحنه بردند. گروه «کامکارها» در حال حاضر نسبت به گذشته فعالیت‌های کمی دارد و کنسرت‌های زیادی برگزار نمی‌کند.

    گروه عارف

    پرویز مشکاتیان (موسیقی‌دان، آهنگساز و نوازنده سنتور) در سال ۱۳۵۶ گروهی را تشکیل داد و نام آن را «عارف» گذاشت. گروه «عارف» نیز مانند گروه «شیدا» پس از تشکیل کانون چاووش شکل گرفت. این گروه با وجود عمر کوتاهش یکی از تاثیرگذارترین گروه‌های تاریخ موسیقی ماست و افراد مطرحی در آن حضور داشته‌اند.

    گروه «عارف» با آن که تا اواسط دهه هشتاد پابرجا بود اما مانند دیگر گروه‌های مشابه عمر مفید زیادی نداشت. پرویز مشکاتیان در سال‌های آخر حیاتش با وجود استفاده از نوازندگان و خوانندگان مطرح نتوانست موفقیت‌های پیشین را تکرار کند.

    محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگ‌فر، محمدعلی کیانی‌نژاد، حسین علیزاده، درویش رضا منظمی، عبدالنقی افشارنیا، حسین فرهادپور، علیرضا افتخاری، جمشید عندلیبی، فرخ مظهری، اردشیر کامکار، محمد فیروزی، حمید متبسم، حسین بهروزی‌نیا، بیژن کامکار، ارژنگ کامکار، مازیار شاهی، سیامک آقایی، بهداد بابایی، محمدرضا رستمیان، بهرام ساعد، نوید دهقان، کیوان ساکت، حمیدرضا نوربخش و جمشید محبی هنرمندانی هستند که در گروه «عارف» حضور داشته‌اند.

    آلبوم‌های «نوا» و «دستان» با صدای محمدرضا شجریان، «افشاری مرکب»، «مژده بهار» و «افق مهر» با صدای ایرج بسطامی، «لاله بهار» با صدا شهرام ناظری و «ققنوس» با صدای حمیدرضا نوربخش برخی از آلبوم‌هایی هستند که توسط گروه «شیدا» تولید شده‌اند.

    البته باید گفت اعضای گروه‌های «عارف» به جز کنسرت‌هایی که با خوانندگان و نوازندگان مطرح روی صحنه برند، در مقطعی طی همکاری با گروه «شیدا» و اعضای کانون «چاووش» آثار مختلفی را تولید کردند و برخی از آلبوم‌های مجموعه «چاووش» حاصل این همکاری‌هاست.

    ۲۴۱۲۴۱

  • روایت مجید مجیدی از وظیفه مهم هنرمندان و یک افسوس

    روایت مجید مجیدی از وظیفه مهم هنرمندان و یک افسوس

    مجید مجیدی فیلمساز، از خالق و خواننده آلبوم موسیقی «محمد رسول‌الله» تمجید کرده و آن را اثری ارزشمند در به تصویر کشیدن چهره واقعی اسلام ارزیابی کرده است.

    مجید مجیدی با اشاره به اثر آلبوم محمد رسول الله(ص) به مشکلاتی که جهان اسلام در نتیجه‌ وارونه جلوه‌دادن  حقیقت رحمانی اسلام از سوی دشمنان اسلام پیش آمده، وظیفه هنرمندان را در به تصویر کشیدن چهره‌ واقعی و رحمانی اسلام بسیار مهم ارزیابی کرد و افزود: متاسفانه ما امروز در دنیا شاهد این هستیم که قرائتی که از اسلام ارائه می‌شود هیچ نسبتی با  اسلام حقیقی ندارد. اسلامی که توسط گروه‌های تندرو و کشورهایی که اسلام ستیز هستند، عملا نوعی هتاکی به اسلام حقیقی است و این وظیفه‌ تمامی هنرمندان و همه‌ کسانی است که عاشقانه به اسلام نظر دارند، این است که آن چهره‌ رحمانی و رحمه‌للعالمینی پیامبر(ص) به جهانیان نشان دهند.

    کارگردان فیلم «محمد رسول الله(ص)» ادامه داد:  پیامبری که جز مهربانی و آن عطوفت و آن ذات پاک اقدس الهی را در تمام زندگی‌اش به عینه نشان می‌دهد و هنرمندان باید این چهره‌ پاک و مهربان را به جهانیان  به خصوص به نسل‌های امروزی بشناسانند و نشان دهند.

    وی در پایان  انتشار آلبوم محمد رسول الله(ص)  پیام عزیزی را در همین راستا ارزیابی کرد و گفت: خوشا به حال پیام عزیزی که توفیق پیدا کرده در این مسیر کار کند. من در این‌جا باید به پیام عزیزی با آن اسم با مسمایش تبریک عرض کنم که در این راه گام برداشته و برای پیامبر(ص) کار می‌کند. و قطعا با این کارها خداوند عزیزش خواهد داشت و من افسوس می‌خورم که چرا در مراسم رونمایی از این اثر حضور نداشته‌ام. 

     مراسم رونمایی از آلبوم موسیقی(محمد رسول الله) دوشنبه همزمان با ایام ولادت حضرت رسول(ص) و هفته وحدت با حضور موسیقیدان‌ها ، شعرا و هنرمندان مطرح در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.

    این آلبوم شامل ۱۴ قطعه موسیقی عرفانی با محوریت شخصیت نبی مکرم اسلام است که با خوانندگی پیام عزیزی، تنظیم فردین لاهورپور و صدابرداری امید نیک‌بین عرضه شده و در سایت‌های معتبر موسیقی نیز در دسترس قرار گرفته است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • عکس | اکبر گلپایگانی میزبان مسئولان موسسه هنرمندان پیشکسوت شد

    عکس | اکبر گلپایگانی میزبان مسئولان موسسه هنرمندان پیشکسوت شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اکبر گلپایگانی معروف به گُلپا از خوانندگان نامدار موسیقی اصیل ایرانی است.  مدیرعامل و همکاران موسسه هنرمندان پیشکسوت دوشنبه ۱۱ آذر به دیدار این هنرمند پیشکسوت رفتند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • شهبازیان رهبرسابق ارکسترملی ایران: وقتی محمدرضا گلزار ویلن می‌زند و مهران مدیری کنسرت می دهد، وضعیت همین می‌شود

    شهبازیان رهبرسابق ارکسترملی ایران: وقتی محمدرضا گلزار ویلن می‌زند و مهران مدیری کنسرت می دهد، وضعیت همین می‌شود

     شهبازیان با اشاره به اینکه وضعیت فعلی ارکستر ملی ایران به او ارتباطی ندارد، درباره دلایل استعفایش از رهبری ارکستر ملی ایران گفت: من بازنشسته صداوسیما بودم و نمی‌توانستند به من بگویند تو بازنشسته‌ای و باید یک سوم حقوق بگیری. از آنجا که نمی‌توانستند این را به من بگویند، مسئول ذیربط را وادار کردند نامه‌ای بنویسد مبنی بر اینکه این شخص نمی‌تواند فعالیت کند، زیرا بازنشسته است؛ اینگونه بود که شروع کردند به نامه‌نگاری با بخش حقوقی نهاد ریاست جمهوری و بخش پرسنلی وزارت ارشاد.

    وی افزود: در نهایت نامه‌ای نوشته شد، مبنی بر اینکه من بازنشسته هستم درحالیکه مشخصات من در آن نامه قید نشده بود. در آن نامه ننوشته بودند که من به عنوان پاره‌وقت با بنیاد رودکی و ارکستر ملی همکاری می‌کنم و اصلا آن قانونی که می‌گویند شامل حال من نمی‌شود! در نهایت بر ضد من دسیسه کردند که من نیز استعفا دادم و سمت رهبری ارکستر ملی را رها کردم. حال نیز خودشان به اصل موضوع پی برده‌اند و می‌خواهند روال قبلی ادامه پیدا کند.

    رهبر سابق ارکستر ملی ایران درباره نحوه فعالیت این ارکستر در مقطعی که رهبری آن را به عهده داشت نیز گفت: می‌توانم بگویم طی سه سال حضورم در ارکستر ملی به عنوان رهبر جای سالی یک اجرا به طور کم و بیش هر ماه اجرا داشتیم. یعنی در طول سه سال نزدیک به صد اجرا داشته‌ایم.

    شهبازیان در پاسخ به این سوال که ارکسترهای ما به لحاظ وجود سولیست‌ها چه وضعیتی دارند و چرا به طور کم و بیش در این بخش با کاستی مواجه هستیم، گفت: چه کسی گفته ما با کمبود سولیست مواجه هستیم. من چنین نظری ندارم و می‌توان گفت همیشه تکنواز داشته‌ایم.  

    وی درباره همکاری‌ ارکستر ملی با سولیست‌ها در زمان رهبری‌اش در این ارکستر گفت: در آن مقطع، تک‌نواز پیانوی ما آقای پویان آزاده بود. تکنواز سنتورمان نیز یکی از نوازندگان ارکستر بود و ارسلان کامکار نیز تک‌نواز ویلون بود. خانمی هم بود که اسمش را به یاد ندارم و در ارکسترمان ویلن می‌نواخت. به طور کلی تکنوازان بسیاری داشتیم که هنوز هم فعالند و من نیز با آنها همکاری کرده‌ام.

     شهبازیان که در دهه هفتاد با حضور در مرکز موسیقی صداوسیما، نسبت به گزینش و انتخاب خوانندگان پاپ وسواس بسیاری به خرج می‌داد و تلاشش این بود سطح کیفی موسیقی پاپ را ارتقا دهد، درباره نحوه فعالیت فعلی این تشکل در رسانه ملی گفت: مرکز موسیقی صداوسیما حال فعالیتی ندارد و اگر غیر از این است، من از روند فعالیت آن بی‌خبرم. البته عوامل و مسئولان این بخش اگر هم بخواهند، نمی‌توانند کار موثری انجام دهند؛ زیرا افرادی که به عنوان مدیر منصوب شده‌اند و می‌شوند، موزیسین نیستند تا بدانند چه می‌کنند.

    وی درباره کم و کیف فعالیت مرکز موسیقی صداوسیما، طی زمان حضورش در این رسانه گفت: در مقطعی که مدیریت به عهده من بود، شرایط با حال حاضر تفاوت داشت. در آن زمان من آزاد بودم و اختیار داشتم و جرات نمی‌کردند با من و فعالیت‌هایم در مرکز موسیقی صداوسیما مخالفت کنند. متاسفانه در حال حاضر چنین رویه‌ای وجود ندارد.

    رهبر سابق ارکستر ملی درباره وضعیت فعلی موسیقی و گونه پاپ نیز اذعان داشت: متاسفانه طی این سال‌ها روند موسیقی شکل و شمایل دیگری به خود گرفته است. زمانی که آقای محمدرضا گلزار به خودش اجازه می‌دهد در کنسرتش روی صحنه برود و ویلن بنوازد، آواز بخواند و پیانو و گیتار بزند انتظاری بیش از این نمی‌توان داشت. زمانی که مهران مدیری خوانندگی می‌کند و کنسرت می‌دهد وضعیت همین می‌شود که می‌بینید. این اوضاع چگونه درست خواهد شد؟

    فریدون شهبازیان در پایان گفت: به نظرم این وضعیت هیچ‌گاه درست نمی‌شود و اگر قرار است چنین اتفاقی بیفتد اوضاع باید به هم بریزد که این نیز شدنی نیست.

    ۱۷۱۷

  • خاطره سالار عقیلی از ایستادن در صف نانوایی

    خاطره سالار عقیلی از ایستادن در صف نانوایی

    رضا مهدوی، کارشناس موسیقی «سلام صبح بخیر»، امروز در این برنامه میزبان سالار عقیلی خواننده بود.

    عقیلی درباره مهدوی گفت: «استاد رضا مهدوی استاد سنتور و موسیقی بنده در هنرستان موسیقی بوده‌اند و از بزرگان موسیقی هستند. اگر امروز در مقابل من در جایگاه مجری نشسته‌اند خودشان از بزرگان هستند و امیدوارم از هنر ایشان استفاده کنیم.»

    این خواننده ادامه داد: «باید از هنری که لطف الهی بوده، از راه درست استفاده کنیم. این عامل برتری ما نسبت به آدم‌های معمولی نیست. یک بار به نانوایی نزدیک خانه‌مان رفته بودم و کسی به من گفت آقای عقیلی شما دیگر چرا در صف نان هستید؟ گفتم یعنی چه؟! من نباید نان بخورم؟ گفتم چرا خودتان آمده اید می گفتید کسی برایتان نان بخرد. آخر چرا من باید کسی دیگر را اجیر کنم. این هنر عامل برتری من نسبت به دیگران نیست. در خارج از کشور و اروپا هم هرجایی را نگاه کنید موزیسین ها با مردم هستند.»

    او تاکید کرد: «هنرمند از بطن مردم می‌آید و من همیشه گفته‌ام مردم مثل دست‌هایی هستند که هنرمند روی این دستان سوار است اگر دست آنها باز شود هنرمند با مغز زمین می‌خورد. اگر بخواهیم از مردم فرار کنیم که نمی‌شود. اخیرا کسی به من گفت این شماره من است لطفا زنگ زدم جواب بدهید، گفتم چرا جواب ندهم؟ ما از این رفتارها نداریم و این مردم هستند که مسیر و راه را به ما نشان می‌دهند.»

    «سلام صبح بخیر» به تهیه‌کنندگی ابوالفضل صفری شنبه تا پنجشنبه هر روز ساعت ۷ تا ۹:۳۰ از شبکه سه سیما روی آنتن می‌رود.

    ۵۷۵۷

  • تاریخ انتشار آلبوم چاوشی مشخص شد/رونمایی از طرح جلد «بی‌نام»

    تاریخ انتشار آلبوم چاوشی مشخص شد/رونمایی از طرح جلد «بی‌نام»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آلبوم «بی نام» که در راه تولید با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه بود قرار بود پنجم آذر منتشر شود اما به دلیل اتفاقاتی که در کشور پس از گرانی بنزین رخ داد، محسن چاوشی انتشار این آلبوم را به زمان دیگری موکول کرد. 

    این آلبوم در نهایت و با تصمیم عوامل تولید آن ۲۶ آذر به بازار موسیقی عرضه خواهد شد.

    صفحه رسمی هواداری محسن چاوشی در توئیتر با انتشار این خبر از طرح جلد این آلبوم هم رونمایی کرد.

    «بی نام» با نام قبلی «قمارباز» شامل یازده قطعه از اشعار مولانا و سعدی است.

    ۲۵۸۲۵۸

  • موسیقی پاپ موضوع شب موسیقی شد

    موسیقی پاپ موضوع شب موسیقی شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رضا مهدوی مجری کارشناس «شب موسیقی» در برنامه امشب ۱۰ آذرماه میزبان محمد بکرانی ترانه‌سرا و امید حجت آهنگساز می‌شود و با آنها درخصوص موسیقی پاپ امروز گفتگو می‌کند.

    همچنین با حامد کیا محقق و پژوهشگر در خصوص موضوع برنامه به صورت تلفنی گفت‌وگو می‌شود.

    پخش ویدئو کلیپی با صدای احسان خواجه امیری و آهنگسازی امید حجت، و پخش قطعه ای با صدای امیراحسان فدایی به ترانه‌سرایی محمد بکرانی از جمله بخش‌های این مجله تلویزیونی است.

    «ناشنیده های» این هفته «شب موسیقی» و پخش اثری از ادیب خوانساری و مصاحبه با رضا شاکری خواننده و مدرس آواز از دیگر بخش های این برنامه است.

    «شب موسیقی» یکی از برنامه های «شب های هنر» است که به تهیه کنندگی حبیب الله ذوالفقاری، پیرامون مسائل موسیقی، یک شنبه شب ها ساعت ۲۳ از شبکه ۴ سیما پخش می‌شود.

    «شب های هنر» محصول گروه ادب و هنر شبکه چهار سیما است که از شنبه تا جمعه، هرشب به یکی از موضوعات تئاتر، موسیقی، شعر و ادبیات، کتاب و روایت، معماری، سینما و طنز می پردازد.

    ۲۵۸۲۵۸

  • آخرین مهلت ثبت‌نام در جشنواره موسیقی فجر اعلام شد

    آخرین مهلت ثبت‌نام در جشنواره موسیقی فجر اعلام شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سی‌وپنجمین جشنواره موسیقی فجر هم‌زمان و در گرامیداشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران از تاریخ ۲۴ تا ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ برگزار خواهد شد.

    فراخوان بر اساس آیین­‌نامه جشنواره و با هدف شناسایی، ظرفیت‌سازی و حمایت از فعالیت‌های خلاقانه هنرمندان و گروه‌های موسیقی سراسر کشور با اولویت معیارهای هنری هر شاخه از موسیقی تهیه و تنظیم شده است.

    ستاد برگزاری جشنواره با انتشار این فراخوان از کلیه گروه‌ها و هنرمندان فعال موسیقی در عرصه اجرای صحنه‌ای دعوت می‌کند تا در صورت تمایل با مطالعه دقیق فراخوان و ارسال آثار و مدارک خود در برگزاری و هرچه پربارتر شدن این رویداد هنری مشارکت کنند. 

    مدارک لازم برای شرکت در جشنواره شامل ارائه نمونه تصویری از اجرا، تکمیل فرم درخواست شرکت در جشنواره و متن تایپ شده شعر، ترانه و کلام تا تاریخ ۱۷ آذر است.

    نمونه تصویری باید حداقل ۱۰ دقیقه با یکی از فرمت‌های WMV,MP۴,VOB و بدون هرگونه ویرایش صوتی یا تصویری به گونه‌ای ارسال شود که تمامی اعضای گروه در تصویر به طور کامل مشخص باشند. از آنجایی که فراخوان به منظور انتخاب برای اجرای زنده در جشنواره تهیه شده است، نمونه‌های ارسالی باید نشانگر قابلیت‌های اجرای صحنه‌ای هنرمند یا گروه باشد. بازبینی آثار صرفا بر اساس نمونه‌های تصویری ارسالی انجام می‌پذیرد، لذا تقاضا می‌شود متقاضیان در کنترل نمونه‌های ارسالی و بویژه کیفیت صوتی آنها کمال دقت و حساسیت را مبذول دارند.

    اجراهایی که برای اولین بار در جشنواره به روی صحنه خواهند رفت، گروه‌های متقاضی شرکت در سی‌و­پنجمین جشنواره موسیقی فجر که از سه ماه قبل از جشنواره اجرای صحنه‌ای نداشته باشند و یا در صورت اجرا، کارگان (رپرتوار) جدید و مجزا برای اجرای جشنواره آماده کنند و گروه‌هایی که فاقد عضو مشترک در اعضای اصلی (سرپرست، خواننده، تکنواز) با دیگر گروه‌های شرکت کننده باشند در اولیوت انتخاب قرار دارند.

    ارائه پارتیتور قطعات (در صورت وجود) در تسهیل و دقت ارزشیابی اجراها موثر خواهد بود. در صورتی که شعر یا کلام آثار به زبانی غیر از فارسی است، ارسال ترجمه دقیق شعر، ترانه و کلام نیز الزامی است.

    در صورت توافق و صلاحدید هیأت انتخاب، گروه­‌های شرکت‌کننده به شهرستان­‌هایی که همزمان میزبان جشنواره خواهند بود، برای اجراهایی دیگر حضور می‌­یابند.

    ترکیب اعضای گروه هنگام اجرا در جشنواره باید مطابق با فرم ثبت نام و نمونه تصویری ارسالی باشد. در صورت بروز اتفاق پیش‌بینی نشده و موجه که منجر به تغییرات جزیی در ترکیب گروه شود، سرپرست موظف است مراتب را در اسرع وقت کتبا به دبیرخانه جشنواره اطلاع دهد تا نتیجه پس از بررسی به گروه اعلام شود.

    هر اجرا شامل یک بخش، بدون تنفس با مدت زمان حداکثر ۶۰ دقیقه خواهد بود. تعیین مکان، تاریخ و ساعت اجرا با توجه به وضعیت و شرایط فنی در اختیار ستاد جشنواره است. رعایت حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان آثار ارائه شده در جشنواره (موسیقی، شعر، ترانه وکلام) به عهده متقاضی است.

    نشانی دبیرخانه جشنواره به آدرس تهران، خیابان حافظ، پایین‌تر از خیابان انقلاب، خیابان شهریار، جنب تالار وحدت، طبقه پنجم ساختمان بنیاد رودکی است.

    ۲۵۸۲۴۵