برچسب: فرهنگ>تلویزیون

  • رونمایی از گریم هدیه تهرانی در سریال جدید مصطفی کیایی / عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هدیه تهرانی پس از هشت سال با «همگناه» مصطفی کیایی به شبکه نمایش خانگی می‌آید. اولین بار در سال ۹۰ با سریال «قلب‌یخی» بود که هدیه تهرانی به عنوان ستاره سینمایی راضی به ایفای نقش در شبکه نمایش خانگی شد. حالا با گذشت هشت سال، این‌بار «همگناه» مصطفی کیایی هدیه تهرانی را به قاب نمایش خانگی آورده تا شاهد نقش‌آفرینی تحسین‌برانگیز دیگری از او در دل درام خانوادگی «همگناه» باشیم.

    هدیه تهرانی در نقش زیبا و محسن کیایی در نقش آرمان دو شخصیت اصلی «همگناه» هستند که در کنار سایر بازیگران از جمله پرویز پرستویی و حبیب رضایی قصه‌های خانواده صبوری را روایت می‌کنند.

    «همگناه» به کارگردانی مصطفی کیایی و نویسندگی مشترک محسن کیایی و علی کوچکی آخرین مراحل فنی برای توزیع در شبکه نمایش خانگی را پشت سر می‌گذارد. این سریال از روزهای ابتدایی اسفند در شبکه نمایش خانگی پخش خواهد شد.

    ۲۴۱۲۴۵

  • چرا نسیم ادبی از فاش شدن هویت دایی‌اش می‌ترسد؟/ شوهرم آدم بداخلاقی بود

    در بخش ابتدایی مدیری پیرامون فعالیت‌های این هنرمند سوال کرد و او پاسخ داد: «کار خودم را از تئاتر شروع کردم، چرا که من عاشقانه تئاتر را دوست داشتم و چیزی برای من عاشقانه‌تر از حضور روی صحنه نبود. از این طریق با مردم همراه بودم و تا به امروز اجراهای بسیاری را با کارگردان‌های شناخته شده تجربه کرده و بسیار آموخته‌ام. تقریبا حدود ۸۰ تئاتر را تا الان کار کرده و می‌توانم بگویم که زندگی را در تئاتر آموختم.»

    وی ادامه داد: «به نظرم جذاب‌تر از حضور در صحنه چیز دیگری برای من وجود ندارد. این حضور حس زنده بودن به من می‌دهد. حتی بعد از این همه سال، زمانی که دوباره روی صحنه می‌روم یک حس عجیب و غریب همراه من است.»

    مدیری پیرامون حضور بازیگران سینما در تئاتر سوال کرد و ادبی گفت: «من اصلا با این موضوع مخالف نبودم، واقعیت این است که من بازیگری تئاتر، سینما و تلویزیون را جدا نمی‌دانم.»

    ترس خانم بازیگر از فاش شدن هویت دایی اش/ طرز تهیه قلیه ماهی به سبک مهمان دورهمی

    ادبی در خصوص واکنش‌های مردم نسبت به هنرمندان عنوان کرد: «این موضوع بسیار واضح است چرا که مردم حرف‌هایی از سلبریتی‌ها شنیده‌اند و در نهایت اتفاق نیفتاده، حتی برخی از آنان هنرمندان را الگوی خود قرار داده‌اند، اما متاسفانه اتفاقات خوب رخ نداده و مردم هم از این اتفاق خشمگین هستند.»

    مردم از تئاترهای لاکچری استقبال کردند

    مدیری سراغ تئاترهای لاکچری رفت و درباره این موضوع صحبت کرد و بازیگر سریال «شهرزاد» بیان کرد: «خود من به شخصه می‌گویم که جامعه به انواع تئاترها نیاز دارد، همه سبک کار تئاتر داشته باشیم. اما مردم نسبت به همین تئاترها هم استقبال داشتند. شاید به خاطر بازیگرها و سالن‌ها و موضوعات دیگر این اتفاق افتاده است. البته از طرفی هزینه این تئاترها به هزینه سالن‌هایی مربوط می‌شود که نمایش در آن‌ها به روی صحنه می‌رود.»

    ماجرای جالب ازدواج با یک آهنگساز بداخلاق

    بازیگر سریال برادر جان درباره ازدواج خود توضیح داد: «با آقای ابراهیم اثباتی که همسر من هستند، در نمایش «خانم» پری صابری همکار بودیم، آهنگساز این نمایش بود و خیلی هم آدم بد اخلاقی بودند (خنده). من گفتم چطور می‌شود با ایشان حرف زد. همیشه می‌گویند که همه چیز با تنفر شروع و به عشق ختم می‌شود، برای ما این‌گونه رقم خورد.»

    در این برنامه اتفاق جالبی رخ داد و مدیری درباره اینکه چرا خانم بازیگر هیچ کجا نامی از دایی خود یعنی محمود کلاری نبرده است، پرسید و او گفت: «دوست نداشتم که دیگران گمان کنند از نام او استفاده می‌کنم. زمانی که من کار خود را تازه شروع کرده بودم، مادربزرگم به آقای کلاری گفت که نسیم کار خود را در تئاتر شروع کرده است تا او مرا کمک کند.»

    وی ادامه داد: «اماآقای کلاری نپذیرفت و گفت اگر او می‌خواهد در این حرفه حضور پیدا کند، همان‌طور که من برای حضور در این حرفه زحمت کشیده‌ام و کسی حمایتم نکرد، نسیم هم باید زحمت بکشد. اگر استعدادش را داشته باشد خودش راهش را انتخاب می‌کند و من کاملا برای حضور او با تجربه کم در سینما مخالف هستم، من ابتدا خیلی ناراحت شدم و به مادربزرگم گفتم کاش نمی‌گفتی.»

    این بازیگر گفت: «من خودم شروع به کار تئاتر کردم و به مرور کارم را ادامه دادم. امروز خیلی خوشحالم و از او ممنونم که خیلی بیشتر از من سختی کشیده است. چرا که هم دوره‌ای آقای کلاری و همه همکاران دوره سخت‌تری را سپری و راه سخت‌تری را طی کردند و من این این مسیر را بسیار بیشتر دوست دارم.»

    آشپزی به سبک بازیگر سریال «شهرزاد»

    در بخش دیگر، مجری دورهمی پیرامون آشپزی جالب این بازیگر سوال کرد و دستور پخت قلیه ماهی را پرسید که نسیم ادبی گفت: «من جنوبی نیستم و از همه جنوبی‌ها عذر خواهی می‌کنم چرا که به مدل خود این غذا را درست می‌کنم، من قلیه ماهی با تن ماهی درست می‌کنم سبزی قلیه و تن ماهی و سبزیجات خاص خود را دارد.»

    ادبی پیرامون دغدغه این روزهای خود عنوان کرد: «این روزها بیشتر دغدغه کارگردانی دارم، فیلم کوتاه ساخته و بازهم در حال ساخت آن هستم تا در آینده فیلم بلند بسازم. البته کارگردانی تئاتر را بیشتر دوست دارم و تدریس بازیگری هم دارم. البته من با دانشجویانی که کار اول‌شان بوده و کارگردان‌های فیلم اولی بازی کرده‌ام.»

    در ادامه مدیری به فوبیا این بازیگر نسبت به کبوتر سوال کرد و او پاسخ داد: «چند وقت پیش قرار بود که نمایش آقای پسیانی را تماشا کنم، در سالن چند کبوتر وجود داشت، به یکی از دوستانم گفتم که می‌خواهم از اینجا بروم، امکان دارد که از سالن خارج شوم؟»

    وی افزود: «خیلی از کبوترها می‌ترسم. زمانی که پرنده‌ها درسالن پرواز می‌کردند، بدن من در تمام طول مدت نمایش یخ کرده بود. شاید در بچگی این ترس در وجود من از یک اتاق بسته‌ای که کبوتر وجود داشت به وجود آمد و من ترسیدم.»

    ۱۷۱۷

  • تشکر بازیگرِ استقلالی از ژنرال

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تیم فوتبال سپاهان موفق شد بهترین نتیجه بین چهارتیم ایرانی در روز اول رقابت‌های لیگ قهرمانان آسیا را به دست بیاورد و در ورزشگاه هزاع‌بن‌زاید امارات، برابر العین با چهار گل پیروز شود.
     
    پوریا پورسرخ، بازیگر سینما و تلویزیون که هوادارِ باشگاه استقلال است،  پس از برد سپاهان و ناکامی دیگر نمایندگان ایران، در پستی اینستاگرامی با انتشار عکسِ امیر قلعه‌نویی نوشت: «این جور مواقع معلوم می‌شه کت تن کیه…ممنون ژنرال.»

    ۵۷۵۷

  • نقدی بر مستند پدر طالقانی؛ ماجرای درگذشت آیت‌الله در تاریکی

    یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های تاریخ انقلاب اسلامی، مرحوم آیت‌الله طالقانی است. به گمان بسیاری از نسل اولی‌های انقلاب، او پس از امام خمینی(ره)، موثرترین و محبوب‌ترین روحانی در میان توده‌های گوناگون مردم انقلابی بوده است. البته در طول سه دهه پس از انقلاب، آن‌طور که باید و شاید مورد توجه رسانه‌های سمعی و بصری و مکتوب نظام واقع نشده بود. تا این‌که در دهۀ چهارم انقلاب با گسترش رسانه‌های مجازی، برخی از اظهارنظرهایش به همراه تصاویری خاص از او منتشر شد. عکس‌هایی که حضرت آیت‌الله سیگار در دست داشت، یا در صحن علنی مجلس روی زمین نشسته بود، برای جوان‌هایی که اطلاعات چندانی از او نداشتند، جذاب به نظر می‌رسید. انگار قرار بود آقای طالقانی دوباره در مسجد هدایت لاله‌زارِ دهه چهل، در جوار کاباره‌ها و سالن‌های سینمای آن روزگار، مسیری برای هدایت باز کند. انگار قرار بود دوباره خلاف جریان رودخانۀ روحانیون شنا کند و حرف‌هایی بزند که برای جوانان دین گریز جذاب باشد. اما این بار خود او حضور نداشت تا با صدای رسایش باورهایش را فریاد بزند. انگار عده‌ای داشتند برای تخریب جریان سیاسی دیگری، حرف‌هایش را گزینش می‌کردند. در همین اثنا، طی سال‌های متوالی، چند شبکه فارسی‌زبان بیگانه، چندین مستند خوش ساخت و تاثیرگذار راجع به انقلاب ۵۷ و سیر تحولات ایران در آن سال‌ها پخش کردند. هر کدام از آن‌ها به شیوه‌ای متفاوت به شخصیت و حواشی زندگی او پرداخته و چهره‌ای دروغین از او را به نمایش درآوردند؛ کسی را که امام (ره)، اباذر زمان و پدر ملت نامیده بود در مقابله با انقلاب و امام به تصویر کشیدند و رحلت مشکوک او را به گردن حزب جمهوری اسلامی انداختند.

    در چنین وضعیتی، سال گذشته، مستندی صد دقیقه‌ای به نام «پدر طالقانی» به کارگردانی محمدعلی محمددوست و تهیه‌کنندگی ابوذر صالحیان با حمایت سازمان رسانه‌ای اوج و شبکه افق در سال ۹۷ تولید شد. به‌تازگی نسخه سریالی این مستند نیز در ۶ قسمت تدوین و از شبکه افق پخش شده است.

    سید مهدی طالقانی (فرزند آیت‌الله) در تاریخ ۱۹ بهمن در برنامه مهرآباد با اشاره  به این مستند، تلویحا از محتوای آن ابراز رضایت نکرد. البته مسلما صاحبان این اثر با بضاعت محدود و اندک چرخه تولید مستندهای تاریخی در ایران، هنگام ساخت این مجموعه با مخاطرات و محدودیت‌های فراوانی مواجه بوده‌اند و روشن است در راه تولید آن پیچ و خم‌های صعبی را پیموده‌اند. اما به هرحال این مجموعه از دو منظر ساختاری و محتوایی نقاط ضعف و قوت گوناگونی دارد.

     «پدر طالقانی» از تحقیق و پژوهش جامعی بهره‌مند است و چهره‌های متعددی از طیف‌های متفاوتی به عنوان مصاحبه شونده در آن حضور دارند؛ اما تولیدکنندگان آن با نگاهی به مجموعه موفق آخرین روزهای زمستان (زندگی شهید حسن باقری) به کارگردانی محمدحسین مهدویان، بدون شناخت کافی از ویژگی‌های روایی و کارگردانی فیلم‌های داکیودرام به سراغ این قالب رفته‌اند. کارگردان محترم هر قدر روی دوربین مستندش مسلط است و در مصاحبه‌ها حرفه‌ای عمل کرده و اطلاعات خوبی از مصاحبه شنوندگان گرفته، دوربین بخش‌های بازسازی‌اش را نمی‌شناسد. در این گونه مستندها، همان‌قدر که طراحی صحنه و گریم کاراکترها موجب باورپذیری مخاطب می‌شود، میزانسن و دکوپاژ هم مهم است. چه بسا در برخی مواقع همین دو وظیفۀ اصلی کارگردان، کاستی‌های گریم و صحنه را از چشم بیننده می‌پوشاند. یکی از دلایل موفقیت «آخرین روزهای زمستان» این بود که دوربین هیچ‌گاه به کاراکترها نزدیک نشد و همیشه نقش چشمان جستجوگری را بازی می‌کرد که از پشت دیوارها و پنجره‌ها و خاکریزها و … به صحنه سرک می‌کشید. اما دوربین «پدر طالقانی»، سرگشته و بلاتکلیف است و نمی‌داند که قرار است مستندنمایی کند یا روایتی نمایشی را از وقایع به تصویر بکشد! این جاست که انتخاب غلط بازیگر مهندس بازرگان و گریم ضعیفش لو می‌رود! این جاست که بازی‌های بَدَوی کاراکتر تقی شهرام و شریف واقفی در خانه تیمی مجاهدین خلق، مخاطب را پس می‌زند!

    انتخاب دو راوی برای این مجموعه در نگاه اول هوشمندانه به نظر می‌رسد. راوی اول مامور ساواک و راوی دوم دانای کل است. هر کدام از راوی‌ها قرار است بخشی از اطلاعات مربوط به آیت‌الله را بیان کنند. ارائه اطلاعات و تحلیل‌ها بر دوش راوی دانای کل است و راوی قصه‌گو باید خاطرات خودش را از ادوار گوناگون تعقیب و مراقبت آقای طالقانی تعریف کند. اما در برخی سکانس‌ها، ناگهان او نیز شروع می‌کند به ارائه تحلیل و بررسی‌هایی که مانند یک نَرِیتور از روی کاغذ می‌خواند! بنابراین حس و حال راوی اول شخص از یک دستی خارج می‌شود و فیلم نیز از بیان سینمایی فاصله می‌گیرد!

    البته اشکالات ساختاری «پدر طالقانی» محدود به این نکات نیست اما بزرگترین کارگردانان دنیا هم آثاری خلق کرده‌اند که از نظر فرم قابل نقد بوده است. قطعا کارگردان محترم با تولید این اثر تجربیات ارزشمندی اندوخته و آثار بعدی‌اش درخشان‌تر و تاثیرگذارتر خواهد بود. مسئلۀ آزار دهندۀ این مستند، چیز دیگری است. گروه تولید «پدر طالقانی» با بیش از پنجاه نفر از سلایق و عقاید گوناگون مصاحبه کرده و آرشیوها و مستندات بسیاری گردآورده‌اند؛ از عزت شاهی و عبدخدایی تا محمود دولت‌آبادی، روبه‌روی دوربین محمددوست نشسته‌اند و هر کدام از دریچۀ نگاه خودشان آیت‌الله طالقانی و بخ‌ هایی از تاریخ معاصر ایران را توصیف کرده‌اند. اما تصویری که از این شخصیت جذاب و پرحاشیه در این مستند ارائه می‌شود، تصویری بی‌خطر و بی‌حاشیه است. بسیاری از موضوعات و ماجراهای مهم زندگی و شخصیت این کاراکتر دراماتیک یا روایت نمی‌شود یا ناقص بیان می‌شود. انگار کارگردان هنگام برخورد با برخی از موضوعات و داستان‌ها با خود گفته است: «سری را که درد نمی‌کند، دستمال نمی‌بندد!» حال آن که تمام جذابیت مستندهایی از این دست، نزدیک شدن به برخی ناگفته‌های تاریخ و حتی خط قرمزهاست!

    مهم‌ترین ویژگی مستندهای پرتره آن است که بیننده با تماشای آن‌ها شناخت کامل و جامعی از شخصیت پیدا کند؛ نه این که کارگردان به فراخور اقتضائات فرهنگی و سیاسی روز، برخی از بخش‌های زندگی شخصی و سیاسی او را به صلاحدید خود حذف کند. به اذعان خیلی‌ها حضرت آیت‌الله طالقانی از جوانی تا پیری به استعمال دخانیات می‌پرداخت و عکس‌های فراوانی از او در حالی که سیگار در دست دارد، منتشر شده است. لکن در این مستند، فقط پس از ماجرای دستگیری فرزندش توسط عده‌ای از نیروهای سپاه پاسداران، او را در حال سیگار کشیدن می‌بینیم؛ که البته این پلان نیز در نسخه تلویزیونی توسط سازمان صداوسیما سانسور شده است! البته مشابه این اتفاق چند سال پیش در یکی از مطبوعات نیز رخ داد. روزنامه شرق عکسی از ایشان را پس از سانسور سیگار منتشر کرد که با اعتراض فرزندان آیت‌الله مواجه شد.

    هم چنین تجدید فراش ایشان موضوعی است که باید برای ارائه حقایق زندگی‌اش به آن اشاره می شد. در ماجرای استفتائات عده‌ای از علما در داخل زندان ساواک مبنی بر نجاست کمونیست‌ها نیز موضع آیت‌الله طالقانی، موضعی متفاوت از دیگر علما بوده است. ولی در هیچ کدام از نسخه‌های سینمایی و تلویزیونی این مستند، به موضع‌گیری متفاوت ایشان به شیوه‌ای جامع پرداخته نشده است.

    به گواه تمام منابع تاریخی، مرگ آیت‌الله یکی از نقاط تاریک و بی‌جواب تاریخ انقلاب اسلامی ایران است. فرزندان ایشان بارها و بارها در مصاحبه‌های گوناگون، رحلت پدر را مشکوک اعلام کرده‌اند. وحیده طالقانی، دختر آیت‌الله در شهریور ۱۳۹۸ هنگام مصاحبه با خبرگزاری تسنیم، ماجرای فوت آیت‌الله طالقانی را همچنان مبهم دانسته و می‌گوید: «شبی که آقا فوت کرد، محافظ‌شان در منزل نبود، نه مادرم و نه محافظ، هیچ‌کدام نبودند. بعد از یک ساعت از رفتن نمایندگان شوروی، حال آقا بد می‌شود. اطرافیان آقا همه انسان‌های دلسوخته و زجرکشیده بودند که نمی‌شود به اینها شک کرد، ولی برخی معتقدند کار همان عوامل شوروی بود.»

    مهدی طالقانی نیز سال ۱۳۹۵در مصاحبه با خبرآنلاین می گوید: «وقتی انقلاب شد، منزل ابوی در پیچ شمران تبدیل به محل رجوع مردم شد و دیگر برای ما قابل زندگی نبود. پیشنهاداتی شد مبنی بر اینکه فلان کاخ، فلان دفتر یا خانه فلان تیمسار خالی است، به یکی از این مکان‌ها بروید؛ اما آقا قبول نکردند. جمعیت ما هم زیاد بود؛ پدر، مادر، من و خانم و بچه‌هایم همه با هم بودیم. به هر حال یک آپارتمان ۷۰ متری در خیابان سمیه ما دادند و ما آنجا ساکن شدیم؛ ولی مرحوم آقا، جلساتش را در خانه آقای چهپور در خیابان ایران برگزار می‌کرد. دو یا سه روز پیش از این حادثه، دزد به خانه خیابان سمیه می‌آید و فقط از داخل آپارتمان ما دزدی می‌شود و یک مقدار وسایل را هم به هم می‌ریزد و چند سند با خود می‌برد. روز حادثه، تلفن خانه سمیه و تلفن خانه ایران هر دو با هم قطع می‌شوند؛ در صورتی که شرکت مخابرات می‌دانسته که هر دو خط را آقای طالقانی استفاده می‌کند و قاعدتا این دو تلفن در دو جای مختلف شهر به صورت همزمان نباید قطع می‌شد. مسئله دیگر این بود که ماشینی در اختیار ایشان گذاشته و به راننده‌اش گفته بودیم هر جا که آقا هست، بماند تا اگر حتی نصف شب آقا خواست جایی برود این راننده آقا را ببرد و بیاورد؛ اما آن راننده در آن شب مرخص می‌شود و من دلیلش را نمی‌دانم. آن شب آقا با سفیر روسیه و هیئتی حدودا ۱۲ نفری در منزل آقای چهپور دیدار داشت. وقتی ساعت ۱۲ شب این هیئت از پیش آقا می‌رود، آقا احساس می‌کند درد سینه دارد به آقای چهپور خبر می‌دهد؛ اما آقای چهپور متوجه می‌شود که تلفن قطع است. بعد آقای چهپور پیاده راه می‌افتد و می‌رود به میدان عشرت‌آباد به دنبال دکتر شیبانی که البته دکتر هم نبوده است. اعتراض ما این بود که سه بیمارستان اطراف آن خانه بود، به هیچ کدام از آنها نرفته است و دست آخر با یک اکسیژن نصفه و نیمه برگشته است و وقتی می‌آید، آقا دیگر فوت کرده بودند. به ما می‌گوید: «ما تلفن نداشتیم. خب تلفن نبود اما حداقل ۵۰ عدد از این بی سیم‎های دستی آنجا ریخته بود و کمیته مرکز به آنجا نزدیک بوده، همه این اتفاقات در کنار هم نمی‌تواند تصادفی باشد. همان اول انقلاب مرحوم صدر حاج سیدجوادی دادستان کل بود، او پیشنهاد داد که کالبدشکافی انجام شود اما گفتند «نباید مجتهد را کالبدشکافی کرد» یعنی از زیرش در رفتند.»

    کمترین انتظار از مستند «پدر طالقانی» این است که حتی اگر قصد رازگشایی تاریخی ندارد و نمی‌خواهد پاسخی برای این سوالات بیابد، لااقل به طرح موضوع بپردازد؛ نه این که از کنار تمام سوالات و ناگفته‌ها به آرامی و در کمال خونسردی عبور کند! شخصیت آقای طالقانی ویژگی‌هایی داشته است که در هیاهوی ماه‌های نخستین انقلاب اسلامی، گروه‌ها و احزاب گوناگونی روبرویش ایستاده بودند. از مجاهدین خلق (منافقین) تا مجاهدین انقلاب اسلامی که آن – روزها بر خلاف اکنون-  تندروهای سپاه پاسداران به حساب می‌آمدند، همه و همه در مقابل آیت‌الله صف کشیده بودند. مع‌الاسف پایان مبهم زندگی این شخصیت بزرگ تاریخ معاصر ایران در تنها مستندی که درباره‌اش ساخته شده، مغفول مانده است! انگار هنوز افرادی هستند که نمی‌خواهند ماجرای مرگ او مثل بدنش کالبدشکافی شود! شاید روزی فرا رسد که نور حقیقت همانند بسیاری دیگر از نقاط تاریک تاریخ معاصر بر این نقطه نیز بتابد.

    ۵۷۵۷

  • اولین پرده از ارتباطات روح الله زم در مستند «پرسه در مه»

    مستند «پرسه در مه» قرار است امشب ۲۱ بهمن بعد از خبر بیست و یک از شبکه یک سیما روی آنتن برود.

    روح الله زم در این مستند از ارتباط با سرویس‌های جاسوسی دشمن پرده بر می‌دارد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • صدا و سیما اعلام کرد: «دورهمی» مهران مدیری اول، «فوتبال ۱۲۰» فردوسی‌پور، دهم

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بر اساس آخرین نظرسنجی اعلام شده توسط مرکز تحقیقات صدا و سیما، ۶. ۸۱ درصد مردم بیننده برنامه‌های مختلف بوده‌اند. دورهمی‌ با ۸. ۴۵ درصد، پرمخاطب‌ترین برنامه و شبکه‌های سه و نسیم نیز هرکدام با سه برنامه در میان ۱۰ برنامه پرمخاطب سیما در صدر شبکه‌های تلویزیونی قرار گرفتند.

    پس از شبکه‌های سه و نسیم، شبکه‌های مستند، پنج، یک و ورزش هرکدام با یک برنامه در میان ۱۰ برنامه پرمخاطب سیما و با توجه به درصد مخاطب برنامه‌های آن‌ها در رتبه‌های دوم تا پنجم قرار دارند.

    بر اساس این نظرسنجی، رتبه‌بندی ۱۰ برنامه نخست شبکه‌های مختلف سیما ازنظر میزان مخاطب به شرح ذیل است:

    «دورهمی‌» پرمخاطب‌ترین برنامه تلویزیون شد

    ۵۷۵۷

  • خاطره عجیب میرطاهر مظلومی از ایفای نقش دزد در یک سریال

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، میرطاهر مظلومی، بازیگر تئاتر و تلویزیون، شب گذشته (پنجشنبه ۱۷ مرداد)، مهمانِ برنامه «دورهمی» با اجرای مهران مدیری بود.

    این بازیگر درباره شروع فعالیت هنری خود گفت: «سه گزینه ریاضی فیزیک، تجربی و هنر داشتم و از بین این گزینه‌ها هنر را انتخاب کردم. زمانی که هنر را انتخاب کردم، به تالار مولوی رفتم و به کارگردانی که داشت کار می‌کرد گفتم می‌خواهم کار کنم، گفت برو زمین را تی بکش و چایی درست کن و من برای این گروه این کار را انجام دادم، در حین تمرین، نقش یک سرباز را بازی می‌کردم، شب پانزدهم مشکلی برای یکی از بازیگران پیش آمد و من جایگزین آن شدم، اما همزمان کارهای خدماتی را هم انجام می‌دادم.»

    مظلومی درباره شروع کار در رادیو توضیح داد: «سال ۷۷ اولین بار در رادیو تست دادم و صداپیشگی را آغاز کردم و یک سال بعد در دوبله تست دادم و در آنجا مشغول به کار شدم، این روزها هم در رادیو، کارگردانی می‌کنم و در حوزه دوبله هم به عنوان مدیر دوبلاژ هستم که به هم زنجیره‌وار متصل هستند و نمی‌توانم آنها را از هم جدا کنم؛ عاشقانه کارم را دوست دارم.»

    او با یادآوری یک خاطره عجیب از اوایل فعالیت هنری‌اش گفت: «پدرم اولین بار در تلویزیون قهوه خانه، بازی من را دیده بود. من در آن سریال، نقش یک دزد را بازی می‌کردم و پلیس من را گرفته بود. پدرم بعد از دیدن این صحنه، رفته بود خانه و سند را برداشته و پیگیر آزادی من شده بود.»

    ۵۷۵۷

  • نام سریال «لاک قرمز» عوض شد

    کامران مجیدی که قراربود سریالی با عنوان «لاک قرمز» را برای تلویزیون بسازد، در همین زمینه گفت: این سریال با نام جدید «نیکان» به نویسندگی نسیم محمدی فارسانی و نسیم سیفی پور و کارگردانی علی سراهنگ در حال تحقیق و نگارش است.

    وی با اشاره به اینکه «نیکان» ادامه نسخه سینمایی «لاک قرمز» نیست، ادامه داد: این سریال ادامه قصه لاک قرمز نیست، اما قهرمان آن دختر نوجوانی است که وارد چرخه زندگی شده و کارآفرینی می‌کند و همچنین وارد یکسری چالش ها می شود. همچنین فضای آن نیز با فضای نسخه سینمایی تفاوت دارد. 

    وی درباره انتخاب بازیگرهای این سریال نیز گفت: از بازیگران نسخه سینمایی لاک قرمز در این سریال استفاده نکردیم و تمامی بازیگرانمان تغییر کرده اند. با آغاز پیش تولید روند انتخاب بازیگران نیز شروع می شود که برای انتخاب نقش نیکان فراخوانی داده خواهد شد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • نقش متفاوت فریبا متخصص در سریال جدید تلویزیون

    بازی در سریال ملکاوان تجربه تازه ای برای فریبا متخصص محسوب می شود به اذعان خودش. پریدخت زنی بداخلاق و متفرعن است که بابت از دست دادن تنها پسرش، کینه عروس را به دل گرفته و از هیچ دشمنی و عنادی در حق او فروگذار نمی ‌کند. متخصص کاراکتر پریدخت را چند وجهی می داند و می گوید که برخی از رفتارهای نامتعارف این شخصیت، طبیعی و معلول شرایط و مرارت هایی است که کشیده.

    آن چه در ادامه می خوانید بخشی از گفت و گویی است با فریبا متخصص درباره نقش آفرینی اش در ملکاوان؛ سریالی که هر شب ساعت ۲۲ روی آنتن شبکه آی‌ فیلم می ‌رود. 

    – در سریال ملکاوان نقشی را بازی می کنید که از سن واقعی تان بیشتر است. چگونه تجربه ای بود؟
    پریدخت برایم یک تجربه جدید در بازیگری است. من معمولاً نقش مادران مهربان و دلسوز برای خانواده را بازی کرده ام. نقشم در ملکاوان متفاوت بود و تجربه ای که با آن خودم را آزمودم تا ببینم آیا از پس چنین نقش هایی هم می توانم بربیایم یا خیر.

    – چطور به این شخصیت نزدیک شدید، کاراکتر یک زن متعلق به طبقه بالای جامعه که هم مغرور است و هم پر کینه؟
    برای هر شخصیتی یک مابه ازا وجود دارد که در آدم ها و دور و اطراف خودمان می بینیم. به هر حال، انسان در طول زندگی و در جامعه با اشخاص زیاد و متفاوتی سر و کار دارد. بازیگر باید نقش را به این مابه ازاهایی که می شناسد نزدیک کند. من هم همین کار را کردم. آدم هایی شبیه پریدخت به ظاهر سنگدل هستند اما وقتی بیشتر با آنها آشنا می ‌شوی می فهمی که خودشان هم معلول شرایط بوده و آنقدرها هم انسان های بدی نیستند. اطرافیان هم در به وجود آمدن این حس خشونت و سنگدلی در پریدخت موثر بوده اند. گاهی آدم ها آن قدر از جامعه و اطرافیان خود بدی می بینند که شخصیت شان به مرور دستخوش تغییراتی می ‌شود. پریدخت مریض است و بر روی ویلچر. در عین حال، تنها هم هست. این تنهایی، گریبان او را گرفته است. دوست دارد حالا که پسرش را از دست داده، نوه هایش را دور و بر خودش ببیند. شوهرش هم که فقط به فکر خوشگذرانی است. از آن سو، با عروسش هم مشکل دارد. چنین آدم تنهایی طبیعتاً نمی ‌تواند بهتر از این باشد.

    – نشستن بر روی ویلچر برای ایفای نقش پریدخت مشکل نبود و چالشی برای تان نداشت؟
    نه، اتفاقاً هیچ مشکلی نداشتم. البته آن اوایل چون بر هدایتش مسلط نبودم به دوربین و سه پایه برخورد می‌کردم. روزهای اول می‌ گفتند خانم متخصص بیشتر تمرین کن، اما بعد که مسلط شدم دیگر راحت بودم. روی ویلچر می نشستم و فقط دیالوگ می گفتم. البته بازی بدون حرکت، سختی‌ های خودش را هم دارد. از بدن نمی‌ شود استفاده کرد و باید فقط با صورت و دست، حس را به بیننده منتقل کنی. همه چیز روی صورت متمرکز است که آن هم به علت خصوصیات شخصیت، خیلی سرد و بی روح و مریض گونه است. پریدخت چه به لحاظ جسمی و چه روحی به دیوانه ای می ماند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • شبکه سه رضایت نداد / گره‌های «کتونی زرنگی» کورتر شد!

    در حالی که انتظار می‌رفت شبکه سه سیما از شامگاه گذشته پخش سریال کمدی «کتونی زرنگی» را آغاز کند، پس از انصراف از این تصمیم، از امشب (۱۲ بهمن ماه) اقدام به بازپخش سریال مجموعه تلویزیونی «پروانه»، ساخته جلیل سامان کرده است.

    قصه مجموعه «پروانه» که برای اولین بار سال ۹۲ از تلویزیون پخش شد، در اواخر دهه پنجاه می‌گذرد و روایتگر داستان جوانی است که در سال‌های دهه پنجاه با گروهی مبارز همراه شده و زندگی پرحادثه‌ای را تجربه می‌کند.

    حامد کمیلی، نیما رئیسی، مهدی سلوکی، قطب الدین صادقی، شهرام عبدلی، فرشید نوابی، سارا بهرامی، سپیده خداوردی، منصور نصیری و الهام چرخنده از جمله بازیگران اصلی این سریال تلویزیونی هستند.

    سریال تلویزیونی «پروانه» در ۱۶ قسمت ۴۰ دقیقه‌ای، در گروه فیلم و سریال شبکه سه تولید شده است.

     پس از تصمیم شبکه سه سیما مبنی بر روی آنتن نبردن سریال «کتونی زرنگی»، کارگردان و تهیه‌کننده هر کدام با انتشار پیام‌هایی جداگانه در صفحه‌های شخصی خود در فضای مجازی، در جهت جبران برآمدند و به نوعی سابقه انقلابی خود را یادآور شدند.

    اما در شرایطی که انتظار می‌رفت این توضیحات گره کور پخش «کتونی زرنگی» را باز کند، پخش «پروانه»، حداقل تا دو هفته دیگر روی آنتن بردن این سریال را منتفی می‌کند.

    نخستین قسمت از سریال تلویزیونی «کتونی زرنگی» به کارگردانی علی ملاقلی‌پور و تهیه‌کنندگی محمدرضا شفاه، قرار بود جمعه (۱۱ بهمن ماه) ساعت ۲۱ روی آنتن شبکه سه سیما برود.

    ۲۴۱۲۴۱