به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمد نادری، آیلار نوشهری، مهوش افشارپناه، نسترن پیکانو، فرناز رهنما، محمد اسکندری و نسترن باقرزاده، بازیگران اثر جدید منیژه محامدی در مجموعه تئاتر شهر (سالن قشقایی) خواهند بود.
از دیگر عوامل این نمایش میتوان به سپیده سپهری ( دستیار کارگردان )، مریم غیورزاده ( مدیر اجرا )، ارشام مودبیان ( مدیر تولید)، امیرحسین دوانی ( طراح صحنه)، مریم غیورزاده (طراح لباس)، رضا خضرائی (طراح نور)، افسانه قلیزاده ( طراح گریم )، امسن جعفری ( طراح تیزز)، ارشام مودبیان و کیارش اعتمادسیفی (موسیقی)، سارا حدادی (مشاور رسانهای و تبلیغات)، ایلیا شمس (حامی مجازی)، شیرین جهانزاده ( عکاس)، زهرا نصیر ( دستیار لباس ) و علیرضا ملکمحمودی ( دستیار صحنه ) اشاره کرد.
«سقوط در کوه مورگان» نوشته آرتور میلر با ترجمه منیژه محامدی و مریم غیورزاده و با کارگردانی منیژه محامدی از ۴ دی در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه میرود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اجرای قصهگویان بخش بینالملل با حضور داوران این بخش از جمله، مرتضی سرهنگی، گیتی خامنه و اشکان خطیبی، داوران نوجوان و علی خانجانی مشاور مدیریت جشنواره آغاز شد.
اجرای ساره قصیر، قصهگوی لبنانی صبح چهارشنبه با قصه «جوجه» و استقبال گرم مخاطبان کودک و نوجوان همراه شد. او به همراه مترجم روی صحنه آمد، اما تسلط خیلی از کودکان حاضر در سالن بر زبان انگلیسی و تعاملشان با راوی، حیرت قصهگوی لبنانی را در پی داشت.
همزمان با اجرای قصهگویان، نشستهای آموزشی در دو نوبت صبح و عصر در سطح ملی انجام شد.
نشست نخست در نوبت صبح با عنوان «صدای رسا، بیان واضح و مفهوم صحیح کلام در قصهگویی» با حضور اصغر همت، بازیگر سینما و تئاتر برگزار شد و در ادامه تولد این هنرمند با حضور محمدرضا زمردیان رئیس جشنواره قصهگویی جشن گرفته شد. اصغر همت از برپایی این جشن غافلگیر شد و در ادامه گفت: من ۶۸ سالگی را پشت سر میگذارم و در این سن بیش از هر چیز افتخار میکنم که یک کانونی هستم.
همچنین محمدرضا زمردیان ضمن تقدیر از این بازیگر، تابلویی از برگزیدگان بخش هنرهای تجسمی کانون را به او هدیه کرد.
همچنین نشست «روایتپژوهی و قصهپژوهی» با حضور مریم شریفنسب، متخصص ادبیات فارسی، در نوبت عصر با استقبال و مشارکت حاضران برگزار شد.
اجرای ویژه با قصهگویی «آقای حکایتی»
بهرام شاهمحمدلو قصهگوی ویژه دومین روز از این جشنواره ساعت ۱۷ با قصه «جمشید، پادشاه ایرانی» روی صحنه آمد.
ورود این قصهگوی پیشکسوت به صحنه با همخوانی ترانه برنامه نوستالژیک «آقای حکایتی» از سوی جمعیت انبوه حاضر در سالن همراه شد.
در ادامه، کتاب «قصه زندگی من ۲» برگرفته از قصههای منتخب بخش قصههای «۹۰ ثانیهای» جشنواره قصهگویی نوشته مهدی رجبی رونمایی شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پوستر جدیدترین نمایش سهراب سلیمی، با نام «آقای اشمیت کیه؟» رونمایی شد. طراح پوستر و بروشور این نمایش، امیر مقتدا است.
سهراب سلیمی، نمایش «آقای اشمیت کیه؟» را از ۴دی در سالن عباس جوانمرد خانه تئاتر روی صحنه میبرد. سباستین تیری، این نمایشنامه را نوشته و شهلا حائری مترجم آن است. ایرج راد، شهره رعایتی، میثم رازفر، سینا خدابخشی بهعنوان بازیگران این نمایش معرفی شدهاند.
دیگر عوامل این نمایش عبارتند از صبا علیزاده (طراح موسیقی)، امیرحسین قدسی (طراح صحنه)، شهره رعایتی (مشاور کارگردان و طراح لباس)، رضوان عباسی (منشی صحنه)، معصومه علینژاد (مدیر صحنه)، مصطفی حمیدیفر (هماهنگی گروه)، بهزاد مرتضوی (مدیر روابطعمومی و تبلیغات).
سهراب سلیمی که از دهه ۴۰ خورشیدی، بازیگری و کارگردانی تئاتر را آغاز کرده است، پیش از این نمایشهایی چون «خرده جنایتهای زن و شوهری»، «نوای اسرارآمیز»، «عشق لرزه» ، «مهمانسرای دو دنیا» و «بوی خواب» را به صحنه برده است.
نرگس کیانی: «سکوت سفید» نام نمایشی است به کارگردانی کوروش سلیمانی براساس نمایشنامهای از تام استوپارد که این روزها در عمارت نوفللوشاتو روی صحنه میرود.
گروه تئاتر بیستون نام «سکوت سفید» را برای این اجرا از نمایشنامه استوپارد با نام اصلی «آرامش از نوعی دیگر» مناسب دانسته است. نمایشنامهای که در خلاصه داستان آن آمده است: «جان براون، مردی در آستانه میانسالی که گذشتهای عجیب و دشوار را پشت سر گذاشته است برای دور شدن از اجتماع خشمگین و رسیدن به آرامش مورد نظرش به بیمارستان بیچوود پناه میآورد و درخواست میکند که او را بدون هیچ بیماریای بستری کنند، پرسنل بیمارستان این را نمیفهمند و این آغاز داستان است.»
آنچه در ادامه میخوانید گفتوگویی است با کوروش سلیمانی که از اجرای نمایشنامه استوپارد در سالهای دور به عنوان کار پایاننامه این نویسنده، کارگردان و بازیگر شناختهشده آغاز شد، به اجرای وفادارانه او از متن استوپارد و پاسخ دادن به این سوال که آیا چنین اجرای وفادارانهای راه را بر دیدن متن از نظرگاه کارگردان میبندد یا خیر رسید و با ناممکن بودن آنچه شخصیت اصلی این نمایشنامه میخواهد و به تعبیر یک منتقد «ناممکن بودن فرم زندگی کسی که نمیخواهد نظم جهان مدرن را بپذیرد» ادامه یافت. این گفتوگو با زخمی که حوادث آبان ۹۸ بر تن همهمان و از جمله اهالی تئاتر نشاند و دشواریهای روی صحنه بردن نمایشی در مقام کارگردان و تهیهکننده با حضور بازیگران استخوان خردکرده تئاتر در شرایطی که با تیترهایی چون «چهره معروف اینستاگرام بازیگر تئاتر شد» مواجهایم، به پایان رسید.
در گفتوگویی اشاره کرده بودید که «سکوت سفید» را در سالهای دور به عنوان کار پایاننامهتان اجرا کرده بودید، صحبتمان را با یادآوری آن اجرا آغاز کنیم.
این اتفاق سال ۱۳۸۰ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رخ داد و با چند اجرای محدود روی صحنه رفت. آن اجرا، اجرایی دانشجویی بود و من در حال مشق کردن بودم. طبیعتا اجرایی که هم اکنون میبینید تنها احساسی از یادآوری آن کار درش باقی مانده است وگرنه شباهت ساختاری و شکلیای به آن اجرا ندارد.
در یکی از نقدهایی که بر نمایشتان نوشته شده بود در کنار توصیف اثرتان با کلماتی چون «استاندارد، سربهراه و تماشایی» بر این نکته تاکید شده بود که وفاداریتان به متن چنان است که «از نظرگاه شخصی و گشودن چشمانداز یکسره متفاوت کارگردان خبری نیست»، تا چه میزان با این نظر موافقید؟
زمانی که شما اثری را به عنوان کارگردان روی صحنه میبرید یا خودتان متن را نوشتهاید یا متن دیگران را انتخاب کردهاید و طبیعتا باید آن قدر در مرحله انتخاب متن وسواس به خرج داده و دقت کرده باشید که به میزان بسیار زیادی با ذهنیتتان هماهنگ باشد. من این گونه کار میکنم و برایم مهم است متنی را که انتخاب میکنم، قبول داشته باشم و وقتی به تمامی میپذیرمش چه به لحاظ فرمی و چه به لحاظ محتوایی، چه در زمینه شخصیتپردازی، چه دیالوگها و چه هر چیز دیگر، ترجیح میدهم تغییراتی اساسی در آن ایجاد نکنم. حال این را میتوان وفاداری نامید یا چیزی دیگر. این اتفاق به خصوص زمانی برای من پررنگ میشود که نویسنده، نویسنده معتبری است و به سادگی نمیتوان متنش را تغییر داد و انتظار نتیجه خوبی داشت.
تئاتر را باید به خاطر اندیشهاش دید، به خاطر نویسندهاش و دست کم به خاطر کارگردانش و نمیدانم این را که «برویم فلان بازیگر را ببینیم!» چه طور میتوان توجیه کرد؟! آیا نمیتوان بیرون از سالن تئاتر هم همان بازیگر را دید؟! دم در بایستید و بلیت هم نخرید و پولتان را هم خرج نکنید و رد که میشود ببینیدش و لذت ببرید
من این متن را به همین شکل دوست داشتم و بر این نکته تاکید میکنم که «آرامش از نوعی دیگر» تام استوپارد متنی دشوار برای کارگردانی است. متنی است که میتواند برای هر کارگردانی چالشبرانگیز باشد و من هم این چالش را دوست داشتم اما بیش از آن معنایی که منتقل میکرد و تلنگری که به مخاطب میزد که چقدر مراقب آرامش و خلوت شخصیاش است، برایم اهمیت داشت. این پرسش در روزگاری مطرح میشود که کسی اساسا به اهمیت آرامش و خلوت فکر نمیکند که پس از آن بخواهد در پیاش باشد.
میپذیرید که «سکوت سفید»، «روایت ناممکن بودن فرم زندگی کسی است که نمیخواهد نظم جهان مدرن را بپذیرد» و به ناممکن بودن آنچه جان براون به عنوان شخصیت اصلی این نمایشنامه میخواهد معتقدید؟
بله، موقعیت نمایشی این اثر موقعیتی عجیبوغریب و به گونهای طنزآمیز است. این که یک آدم سالم بخواهد در بیمارستان بستری شود از دید ما طبیعی نیست و چنین موقعیتی نمیتواند در جامعه و از سوی اعضای آن پذیرفته شود. تلاش جان براون برای عملی کردن چنین ایدهای تنها چند روز جواب میدهد و او هر چند میکوشد با زیرکی دم به تله ندهد اما در نهایت گیر میافتد.
جان براون در جایی از متن، نقل به مضمون، میگوید آن بیرون میتواند جنگی رخ دهد که برای نخستین بار، به خاطر بودن خودخواسته او در بیمارستان، هیچ ربطی به او نداشته باشد، میتواند هر اتفاقی بیفتد بیآن که او ناچار باشد از آن مطلع شود و… اما عملی شدن چنین بیخبری و چنین انغعالی در واقعیت ناممکن است.
دراین جا دو نکته مطرح میشود. بعضی دوستان من نیز بحث انفعال جان براون را مطرح کردند و من در پاسخ گفتم که نه تئاتریها میتوانند انسانهای منفعلی باشند و نه من، به شخصه، موافق این انفعالم. اساسا تئاتر کار کردن ما در این شرایط و با وجود سختی و مشقات موجود، بیانگر چیزی ضد این انفعال است. من بیش از هر چیز با آن بخش از شخصیت جان براون همذاتپنداری میکنم که در پی آرامش و آزادی شخصی بودن میناممش، این چیزی بود که من دوستش داشتم.
مسلم است که نمیتوان به واسطه وجود این تعداد از رسانه، چه رسمی و چه غیررسمی، از اتفاقاتی که آن بیرون رخ میدهد بیخبر بود و یکی از دردهای من همین است که این حجم از خبر برای چیست؟!
کورش سلیمانی، بازیگر سینما و تئاتر و کارگردان نمایش «سکوت سفید»
شاید به علت تاثیر مستقیمی که تکتک شان بر زندگی شخصی و سرنوشتمان میگذارند.
من ناآگاهی و بیاطلاعی را تایید نمیکنم، ما باید مطلع شویم اما باور کنید شاید ۹۰ درصد این اخبار بیهوده و ساختگی است و تولیدکنندگانش فقط میخواهند روی اعصاب و روان مخاطبشان کار و سمتوسوی چیزی را تعیین کنند و تغییر دهند.
در طول اتفاقاتی که در آبان ۹۸ رخ دهد، اینترنت نیز قطع و تعدادی از نمایشها با تعطیلی موقت مواجه شدند. همان زمان در مصاحبهای گفته بودید «در روزهایی که گذشت، بسیار غمگین شدم وقتی دیدم تعدادی از آثار دوستان تئاتریمان به شکل موقت یا کامل تعطیل شدند؛ این زخمی بود که بر تن همه ما نشست.»، این زخم سر گرفته و هم آمده است یا گمان میکنید عوارضش همچنان ادامه دارد؟
آن اتفاق برای تئاتر ما فاجعه بود و متاسفم که بگویم هر چند اوضاع اندکی بهتر شده است اما مشکلاتی که در حوزه معیشتی برای مردم پیش آمده است قطعا تاثیرات خود را بیش از این بر مسائل فرهنگی نشان خواهد داد و ابعاد این فاجعه هنوز آشکار نشده است.
طبیعی است که مردم با خود حساب و کتاب کنند و از خود بپرسند آیا پول بنزین بدهم یا پول بلیت تئاتر؟! طبیعتا اگر از من نیز بپرسند اول ترجیح میدهم به زن و بچهام برسم تا به تماشای تئاتر بنشینم. طبقه متوسط اعم از دانشجویان و کارمندان بیش از پیش در مضیقه معیشتی قرار گرفتهاند و به احتمال زیاد نخستین چیزی که حذف میکنند هزینه کردن برای فرهنگ از جمله تماشای فیلم و تئاتر و خریدن کتاب و… است و این غمانگیز است.
متاسفم که احتمال میدهم این رکود و این ریزش تماشاگر برای تئاترهای تفکربرانگیز و اصیل همچنان ادامه داشته باشد و چالش تماشاگر منجر به زمینگیر شدن و تعطیلی آثار بیشتری شود.
ما در «سکوت سفید» تلاش کردیم به مدد حضور گروهی همراه، مقاومت کنیم و در روزهایی سخت و سرد به عشق تئاتر روی صحنه برویم و خدا را شکر میکنیم که با وجود همه سختیها کوتاه نیامدیم و کارمان توانسته است نظر بسیاری از هنرمندان و مردم را جلب کند تا راضی از سالن خارج شوند. من نمیگویم کارمان کاری کامل، ایدهآل و شاهکار است و هیچگاه مدعی نبودهام، اما معتقدم کار قابل دفاعی است و ما برای تولید و تهیه یک کار تروتمیز که اهداف معنایی خود را جستوجو میکند، نه ثانیهای و نه ریالی کوتاهی نکردهایم. چیزی که در کارهای قبلیمان از جمله «ناگهان پیت حلبی»، «فالومی» و «خرده نان» نیز قابل مشاهده بوده و همواره برایمان اهمیت داشته است که صحنهمان زمینه گفتوگو در مورد موضوعی را فراهم آورد که باید در مورد آن حرف زد و گفتوگو کرد.
شما در موقعیتی نمایش «سکوت سفید» را به عنوان کارگردان و تهیهکننده با حضور بازیگران باتجربه تئاتری روی صحنه بردهاید که کار از حضور ستارههای سینما، تلویزیون و موسیقی بر صحنه تئاتر گذشته است و با تیترهایی چون «چهره معروف اینستاگرام بازیگر تئاتر شد» مواجهایم، امری که بیشک با دشواریهای بسیاری برایتان همراه بوده است.
یکی از مشکلات ما آسیبی است که به واسطه فرهنگسازی غلط متوجه بحث تماشاگران تئاتر شده است. گونههایی از تئاتر روی صحنه میروند که تماشاگر را از نگاه هنری عمیق روشنفکرانه نسبت به تئاتر به سمت نگاهی تهی اما هیجانانگیز میبرند. به این معنا که طیف جدیدی از تماشاگران پیدا شدهاند که به دنبال هیجانزده شدن از آنچه روی صحنه میبینند هستند. این هیجانزده شدن از دید آنها میتواند به واسطه زدوخورد روی صحنه، ریخته شدن خون، داد زدن و وقوع اتفاقات عجیب و غریب بدون قصد انتقال معنا باشد. در نتیجه تماشاگران از سالنهایی که اتفاقات جدی هنری در آنها رخ میدهد و یک گروه استخوان خردکرده آشنا با مقوله تئاتر متنی خوب را در آن جا روی صحنه میبرند و منتقدان و هنرمندان دیگر نقدهایی مثبت در مورد آن مینویسند فاصله میگیرند، یعنی این فاکتورها برایشان اهمیتی ندارد و مسائل دیگری برایشان مهم شده است که هیچ ربطی به هنر تئاتر ندارد.
من معتقدم بازیگر ممکن است از سینما یا تلویزیون به تئاتر بیاید و اگر توانمند باشد و این حضور نه صرفا به خاطر اسمش بلکه به خاطر هنرش اتفاق افتاده باشد هیچ مشکلی با آن ندارم و خیلی هم خوب است اما بخش خندهدار ماجرا این جاست که تماشاگران را به سمتی سوق دادهایم که به خاطر آقا یا خانم x که در فلان کار بازی میکند به تماشای یک اثر بنشینند و گمان میکنم مانوری که برخی گروههای تئاتری ما روی این موضوع میدهند در هیچ کجای دنیا قابل مشاهده نیست. تئاتر را باید به خاطر اندیشهاش دید، به خاطر نویسندهاش و دست کم به خاطر کارگردانش و نمیدانم این را که «برویم فلان بازیگر را ببینیم!» چه طور میتوان توجیه کرد؟! آیا نمیتوان بیرون از سالن تئاتر هم همان بازیگر را دید؟! دم در بایستید و بلیت هم نخرید و پولتان را هم خرج نکنید و رد که میشود ببینیدش و لذت ببرید! متاسفم که این گونه سهلانگارانه با تئاتر برخورد میشود و برای ما که این هنر را در دهه ۷۰ در محضر اساتید آموختهایم فهم این موضوع سنگین است!
طباطبایی در اینستاگرامش نوشت: «به نظرم اگه جناب دیوید بکهام به تماشای مری پاپینز ما میتوانستند بیایند، متوجه میشدند که من قشنگتر مری رو بازی میکنم …. حیف که دستشون از اینجا کوتاه است.»
نمایش «مری پاپینز» به کارگردانی احمد سلیمانی و بازی بهنوش طباطبایی، مهراوه شریفینیا، احسان کرمی، آرمین رحیمیان و همراهی بیش از ۱۰۰ هنرمند گروه حرکت و بخش آوازی و موسیقایی، در حال حاضر در تالار وحدت تهران روی صحنه است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمودرضا رحیمی، ایوب آقاخانی و پیام عزیزی با مدیریت سامان خلیلیان، طبق زمان اعلام شده در فراخوان نمایشهای خیابانی سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر، ۱۷ اثر را برای حضور در این رویداد هنری معرفی کردند.
عناوین این آثار به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر است: – بل ۲۱۴ به کارگردانی مصطفی کولیوندی از استان ایلام – بهار میاد به کارگردانی محمد برومند از استان خراسان رضوی – بی پیش بی اجاره به کارگردانی میثم سرآبادانی از استان مرکزی – چیز میز به کارگردانی حسنا قبادی از استان ایلام – خردل لای نون به کارگردانی جلال حسنوند از استان کرمانشاه – دست…کاری به کارگردانی مهدی ضیاییان پور از استان تهران – زنی اینجا نمانده به کارگردانی افشین خدری از استان کردستان – زینب پاشا به کارگردانی مهدی صالحیار از استان آذربایجان شرقی – سانتیمتر به کارگردانی سید سوران حسینی از استان کردستان – سایلنت به کارگردانی احمد نیک قلب از استان گیلان – سیرک به کارگردانی سمیه مهری و فاطیما درستکار از استان تهران – شال برون به کارگردانی امیر امینی از استان گیلان – صد سال به این سالها به کارگردانی نجمه مهرابی خوزانی از استان اصفهان – قهرمان کیست به کارگردانی مارال ایزدبخش از استان بوشهر – مم مم شو به کارگردانی مجتبی خلیلی از استان اصفهان – میمون کشی به کارگردانی سعید خیراللهی از ایلام – مین به کارگردانی نسا سلیمانی از استان اصفهان
سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند، از ۱۰ تا ۲۰ بهمن امسال در تهران برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نمایش «ماسک» به نویسندگی مشترک بهزاد اقطاعی و ماهک مجد و کارگردانی بهزاد اقطاعی، از چهارشنبه گذشته (۱۳ آذر) در تئاتر شهر روی صحنه رفته است.
نادر فلاح، لیلا بلوکات، تینو صالحی، شهروز دلافکار، مهدی صباغی، نوید هدایتپور و پیام امیرعبداللهیان، بازیگران نمایش «ماسک» هستند.
نورالدین حیدری ماهر، مجری طرح و شادی بابایی، تهیهکنندگی این اثر نمایشی را به عهده دارند.
بهزاد اقطاعی، کارگردان این نمایش در یادداشتی نوشته است: «بازیگر، این عجوبهای که هنوز به طور کامل درک نشده، ابر انسانیست که باید امری خارقالعاده را محقق نماید. مسلما این مهم شامل حال کارمندان بازیگری که به دم دستیترین حالت ممکن با این مقوله برخورد کرده و صرفا به دلایل شهرت، ثروت، محبوبیت و… در این حرفه حضور دارند، نمیشود. اما بازیگر هنرمند قدم در راهی نهاده که از پیچیدهترین و طاقت فرساترین مسیرهایی است که یک انسان میتواند برای زندگی خود برگزیند. همیشه دیدن بازیگرانی که با هدف بازیگر شدن و نه معروف شدن این مسیر را میپیمایند، برایم از هیجانانگیزترین لحظات است.»
این اثر نمایشی، هر شب به جز شنبهها، ساعت ۲۰:۳۰ در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه میرود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نمایش «دراکولای سفید» با طراحی و کارگردانی محسن میرزاخانی و تهیهکنندگی حسام آهنگر به زودی در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه میرود.
این اثر روایت زندگی دختری بوده که در بند اسارت به سر میبرد. تنها راه نجات او آمدن فردی است که از آن با نام دراکولای سفید یاد میشود.
متن این اثر توسط دانیال چاووشی و محسن میرزاخانی به نگارش درآمده است.
از دیگر فعالیتهای محسن میرزاخانی میتوان به: طراحی، نویسندگی و کارگردانی نمایش «رِم» و طراحی و کارگردانی نمایش«کمدی مرگ» نوشته وودی آلن اشاره کرد. گفتنی است، طراحی گریم این اثر برعهده سارا اسکندری و طراحی لباس آن ماهرخ سلیمانی پور و طراحی صحنه آن بر عهده وحید لاری است.
سپیده میرحسینی نویسنده و کارگردان نمایش «راهپله» که از ۲۰ آذر ماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه خواهد رفت درباره انتخاب کاوه آفاق بهعنوان یکی از بازیگران این نمایش بیان کرد: کاوه آفاق یک هنرمند و آرتیست است و در زمینه موسیقی فعالیتهای بسیاری دارد. هنر هم تک بعدی نیست و هنرمند میتواند چند بعد داشته باشد.
وی ادامه داد: آفاق امسال در فیلم «لامینور» داریوش مهرجویی هم بازی داشته و قبلاً هم تجربیاتی در عرصه تئاتر داشته است. ما نیز دوست داشتیم فضایی را فراهم کنیم تا این هنرمند بتواند حضور موفقی در تئاتر داشته باشد.
کارگردان «راهپله» در پاسخ به طرح برخی انتقادات نسبت به انتخاب یک بازیگر برای ایفای نقش بر روی صحنه هم تأکید کرد: چه ایرادی دارد که یک خواننده به عنوان بازیگر هم در تئاتر حضور داشته باشد چون به این ترتیب هم ساختارشکنی میکند و هم میتوانیم از استعدادش در زمینه موسیقی در حوزه تئاتر هم استفاده کنیم.
میرحسینی در ادامه درباره شکلگیری ایده این اثر نمایشی گفت: نمایشنامه «راهپله» برای اولین بار قبل از هر شروعی، در متن زندگیام جریان داشت و دارد و هنوز هم خود را در حصار راهپلههایی مارپیچ میبینم.
شهرام کرمی (مدیرکل هنرهای نمایشی) اخیرا در نشست «هماندیشی هنرمندان تئاتر با نمایندگان مجلس» آماری از رقمهای جابهجا شده در تئاتر ایران در طول یک سال خبر داد که نگاهی به آن میتواند وضعیت این صنف را کمی شفاف کند؛ به گفته کرمی، «در سال ۹۶ کل تراکنش مالی تئاتر ایران ۱۰ میلیارد تومان بود»
اما برای رسیدن به یک تصویر کلی از وضعیت تئاتر ایران، خوب است نگاهی به جزئیات آن داشته باشیم و ببینیم یک تئاتر و به تبع آن یک هنرمند مشغول در این حرفه چقدر درآمد دارند؟ و در مقابل، هزینههای تولید یک نمایش چقدر است؟ اینها سوالاتی است که هنرمندان فعال در تئاتر به آن پاسخ دادهاند.
از حمیدرضا نعیمی که نویسنده، کارگردان و بازیگر فعال تئاتر است، درباره هزینههای تولید یک نمایش میپرسیم. نعیمی میگوید نمیتوان رقم دقیقی برای بسیاری از بخشهای تولید یک تئاتر در نظر گرفت چون معیار مشخصی برای تخمین این هزینهها نیست. اما او در مقام کارگردان از هزینههایی میگوید که بهطور متوسط برای اجرای یک تئاتر حرفهای اما «جمع و جور» قابل ارزیابی است. پیشفرض هزینههای این تئاتر، شامل: حضور چهار بازیگر غیرسلبریتی، اجرا در یک سالن بلکباکس، دو ماه تمرین و یک ماه اجرا (حدود ۲۵ شب)، با حداقل هزینههای جانبی است.
به گفته نعیمی، برای چنین اجرایی، متوسط دستمزد برای مجموع ۴ بازیگر ۳۰ میلیون تومان است؛ یعنی در شرایطی که به هر بازیگر حدود ۳ تا ۱۰ میلیون تومان برای مجموعا یک ماه اجرا و دو ماه تمرین پرداخت شود.
همچنین برای چنین تئاتری، باید حدود ۱۰ میلیون تومان برای هزینههای طراحی و چاپ اقلام تبلیغاتی و همچنین فضای مجازی پرداخت؛ ریز هزینههایی شامل: ۲۵۰ نسخه پوستر A۳، ۲ هزار نسخه تراکت، بروشور و تبلیغات مجازی و همچنین دستمزد طراح و روابط عمومی و تبلیغات مجازی.
نعیمی میگوید در این گرانی آهنآلات و چوب و سایر مصالح، امروز برای ساخت سادهترین دکور در یک سالن کوچک باید حدود ۲۰ میلیون تومان هزینه کرد.
هرچند این روزها، دیگر خبری از گریمهای ویژه و لباسهایی منحصر به فرد در اغلب تئاترهای ایران نیست؛ اما به گفته حمیدرضا نعیمی با اینحال برای طراحی و دوخت و اجرای لباس و گریم، در شکلی ساده باید دستکم ۵ میلیون تومان کنار گذاشت.
در کنار همه این هزینهها، باید به اجاره سالن سالنهای خصوصی هم اشاره کرد که بخش عمده تئاترهای پایتخت را میزبانی میکنند. کف مبلغ اجاره سالن برای تماشاخانههای خصوصی فعال تهران متفاوت است و گاهی سالنها به شکل «درصدی از فروش گیشه» با گروهها قرارداد میبندند. اما با یک حساب سرانگشتی میتوان دریافت که کف مبلغ اجاره سالن برای ۲۵ شب اجرا، در یک سالن کوچک حدود ۲۵ میلیون تومان است.
مجموع هزینهها برای تئاتری که با حمیدرضا نعیمی آن را در شرایطی که توصیف شد، تصور کردیم حدود ۹۰ میلیون تومان میشود.
اما در ازای چنین هزینههای ابتدایی، یک تئاتر قرار است چقدر «بفروشد»؟ و چقدر به تولیدکننده یا همان کارگردانش «سود» برسد؟
حمیدرضا نعیمی میگوید روز به روز کیفیت آثاری که روی صحنه میروند پایین میآید و همین باعث شده، تعداد تماشاگران هم به شدت افت کند. به اعتقاد او در خوشبینانهترین حالت، تئاتر مفروض ما با ۲۵ شب اجرا در یک سالن بلکباکس، تنها میتواند ۸۰ میلیون تومان بفروشد؛ در حالی که دو ماه تمرین کرده است.
اما تمام این ۸۰ میلیون تومان فروش گیشه، پولی نیست که در انتها به دست کارگردان یا تهیهکننده برسد؛ بلکه پیش از آن قرار است هزینههای دیگری از آن کسر شود!
برداشتهای ثابت از فروش گیشه شامل این موارد است: ۲۰ درصد از انجمن هنرهای نمایشی، ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده و ۵ درصد سایت فروش بلیت.
بنابراین همان ابتدا حدود ۳۴ درصد از روی مبلغ فروش گیشه برداشته میشود؛ یعنی از ۸۰ میلیون تومان همان اول ۲۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان کسر میشود تا فروش واقعی گیشه برای کارگردان/تهیهکننده رقمی معادل ۵۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان باشد.
با یک حساب سرانگشتی، میتوان فهمید که ۵۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان دریافتی گیشه، نه تنها جوابگوی ۹۰ میلیون تومان هزینه اولیه تولید یک تئاتر نیست، که با این دخل و خرج، حدود ۳۷ میلیون تومان بدهی به عوامل و بازیگران روی دست کارگردان/تهیهکننده میماند!