برچسب: علی مطهری

  • کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود/ چرا اجازه نداد خبرنگاران وارد جلسه او با عضو شورای نگهبان شوند؟

    کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود/ چرا اجازه نداد خبرنگاران وارد جلسه او با عضو شورای نگهبان شوند؟

    کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود

     

    بخشی از مصاحبه را می خوانید:

    در بحث احراز صلاحیت‌های نامزدهای مجلس  با ردصلاحیت‌های گسترده‌ای مواجه شدیم که حداقل در رابطه با ردصلاحیت‌های نمایندگان مجلس رکورد مجلس ششم شکسته شد. توضیح اولیه هم این بود که مشکلات اقتصادی و اخلاقی بیشتر نمایندگان دلیل این اتفاق بوده، اما مثال نقض این ادعا امثال آقای مطهری، حیدری، صادقی و چند نماینده دیگر بودند که به‌خاطر اظهارنظرهایشان به‌عنوان نماینده، حتی در صحن مجلس ردصلاحیت شدند. این حجم ردصلاحیت سیاسی قابل‌توجیه است؟
    از یک سال گذشته عرض کرده بودم که آنچه قانون برای ما مقرر کرده است در سه محور می‌توان دسته‌بندی کرد؛ اتهامات یا زدوبندهای اقتصادی، مسائل اخلاقی یا مسائلی که با حاکمیت ضدیت دارد نه صرف اظهارنظر. اگر تحلیلی در مورد نمایندگانی که تأیید شدند هم بفرمایید، این عرض بنده روشن‌تر خواهد بود. اولا در ذهن نمایندگان و حتی برخی از شخصیت‌ها و مردم اشتباهی هست که شورای نگهبان فقط باید به حکم دادگاه و محکمه قضائی صلاحیت‌ها را بررسی کند. قانون چنین چیزی را مقرر نکرده است. در تمام بندهایی که بیش از ۶۰ مورد هست تنها یک مورد است که گفته به حکم محکمه قضائی یعنی آنجایی که کلاهبرداری است، ولی بقیه موارد مثلا التزام عملی به اسلام یا قانون اساسی را الان اصلا دادگاه‌ها رأی می‌دهند؟ خیر. اما در قانون ما هست.
    قانون گفته فرد باید التزام عملی به اسلام و قانون اساسی داشته باشد. یا حتی بحث سوءشهرت. نداشتن سوءشهرت در حوزه انتخابیه، یعنی سوءشهرت به مسائل رانت‌خواری، باندبازی، زدوبندهای مالی و مسائل اخلاقی نداشته باشد. این هم نباید در محکمه‌ای به اثبات برسد، زیرا قانون این را مقرر کرده است. همان قانونی که مجلس تصویب کرده است.

     در حوزه‌های اخلاقی و اقتصادی گاهی اوقات بیانش به افراد سخت است و برای ما هم سخت بود که به فرد بگوییم چنین مسائلی نسبت به شما هست. همان مراجع رسمی که در قانون آمده و گفته شورای نگهبان باید استعلام کند گفته فلان فرد مسائل اخلاقی یا اقتصادی را دارد. حالا فرد یا توجیه می‌کند یا می‌گوید آن مسائل مربوط به گذشته بوده. یکی دو مورد هم بودند که به طور کلی اتهامات را تکذیب می‌کردند اما ما سندهای خیلی روشنی داشتیم و بقیه تقریبا پذیرفتند.
    حتی کسانی که چند روز قبل در مجلس مطالب نادرستی در مورد شورای نگهبان گفتند و ما دیدیم ارزش پاسخ‌دادن ندارد. یک نفرشان اینجا حدود چهار ساعت با من و کارشناس پرونده صحبت کرد و ما دلایل را گفتیم و ایشان پشت تریبون می‌گوید من هرچه تماس گرفتم شورای نگهبان جوابم را نداد!! پس آن چهار ساعت جلسه چه شد؟ آقای مطهری درخواست نکرده بود اما ما گفتیم بیایید که دلایل را بگوییم. ما نگرانی یا ترسی نداشتیم که بخواهیم با افراد روبه‌رو شویم. مراجعات واقعا زیاد بودند، تلفن‌ها و پیگیری‌ها و کارهای خودمان فشرده بودند اما همه را جوابگو بودیم. یکی دیگر از نمایندگان که در مجلس هم صحبت کرده بود، شاید هرکدام از ما ۱۲ نفر را چند بار دید.
    این مسائل ارزشی برای پاسخ‌دادن ندارد. اتهامات سنگینی بود. یکی از همین نمایندگان در قبال پس‌گرفتن استیضاح، آپارتمانی را با قیمت غیرکارشناسی به ثمن بخس از وزیر مربوطه گرفته بود. خب این رانت بود. اول تکذیب می‌کرد. وقتی اسناد را نشان دادیم، گفتیم به هر حال شما در قبال پس گرفتن استیضاح این آپارتمان را گرفته‌اید. ایشان چه چیزی را می‌خواهد تکذیب کند. قطعا اگر ایشان به دادگاه برود، دادگاه برایش حکم صادر نمی‌کند که چرا در قبال پس گرفتن امضا از استیضاح آپارتمان را گرفته‌ و دادگاه رأیی نمی‌تواند بدهد. آیا ما باید منتظر رأی دادگاه باشیم؟ خیر. حالا پشت تریبون مجلس هم سروصدا می‌کنند که چرا حقوق‌دان نظر داد یا مهندسی شد. ما به شما این مطالب را گفته‌ایم. حتی آنهایی که مسائل اخلاقی داشتند همه موارد و اسناد را برایشان گفتیم که از طریق مراجع قانونی به ما رسیده بود. باز پشت تریبون اعتراض می‌کنند و زبان ما بسته است. در این چند حوزه، به همه نمایندگانی که صلاحیتشان تأیید نشده عرض می‌کنم که مدارک پرونده ما مدارک متقنی است و تلاش شده به همه گفته شود. ممکن است برخی شدت و ضعف داشته باشند و برخی تکذیب کنند اما نهایتا همه اینها در شورا مطرح شده است.
     در مسئله رد صلاحیت به دلایل سیاسی چطور عمل شد؟
    در حوزه سیاسی هم صرف اظهارنظر در مجلس یا جایی دیگر، دلیل بر رد صلاحیت نبوده و نیست، از همین طیف که اسم بردید خیلی‌های دیگر بودند که تأیید شدند. الان بعضی رأی آورده‌اند، خیلی‌هایشان هم رأی نیاورده‌اند. اگر قرار بود صرف اظهارنظر ردصلاحیت کنیم آنها را هم باید ردصلاحیت می‌کردیم پس مسائل دیگری هم داشته‌اند.
     یعنی پرونده یا تخلفی داشتند؟ صرفا به خاطر نطق در مجلس نبود؟
    اصلا نطق در مجلس ملاک ما نبوده است؛ مسائلی خارج از مجلس داشتند و موارد دیگری نیز در پرونده ایشان هست.
     یعنی به‌جز مواردی که برای نمونه آقای مطهری به‌عنوان دلیل رد صلاحیتشان مطرح کردند، موارد دیگری هم در پرونده ایشان بوده است؟
    بله.
     پس آنچه ایشان در رسانه‌ها مطرح کرده‌اند، همه‌ موارد نبوده است؟
    خیر، نبوده. کارشناسان مواردی را که در پرونده است مطرح می‌کنند. برخی آقایان مواردی را که ما به آنها استناد نکرده‌ایم، ولی در پرونده بوده به‌عنوان دلیل رد صلاحیت می‌گویند که درست نیست. در شورای نگهبان اعضا خیلی از مواردی را که در پرونده ذکر شده، قبول نمی‌کنند. ممکن است یکی، دو مورد که قطعی شده باشد به استناد آن بحث صلاحیت را مطرح کنند. ایشان با یکی از همکاران ما صحبت کرده و در آن فرصت برخی مطالب مطرح و بحث شده است. همان روز که تشریف آوردند، خبرنگاران هم در شورا حضور داشتند، می‌توانستند از خبرنگاران نیز برای حضور در آن جلسه دعوت کنند تا همه موارد را بشنوند و به بیرون منعکس کنند. چرا از این کار خودداری کردند؟ حتی آن روز حاضر به مصاحبه با خبرنگاران نیز نشدند.
    ما در بیان مسائل افراد ممنوعیت قانونی داریم، وگرنه تمام مطالب را با مصداق می‌گفتیم. قانون بیان دلیل رد صلاحیت‌ افراد را منع کرده و گفته فقط باید محرمانه به فرد گفته شود.
    حتی با نماینده‌ای که طراح مصوبه تغییر قانون انتخابات است هم در دو، سه نوبت صحبت کردیم، مطمئنا راضی نخواهد بود که مستندات پرونده را منتشر کنیم. خودش بگوید شورای نگهبان این موارد را به من گفته و من قبول نکرده‌ام. خودش مواردی را که در جلسه چهارساعته مطرح کرده‌ایم، منتشر کند. بله ما هم انسان هستیم و ممکن است اشتباه کنیم؛ برای مثال در موضوع منتخب تفرش طبق سندی رسمی که برایمان آمده، عمل کردیم و اکنون که شبهه ایجاد شده، از وزارت علوم سؤال کردیم که گفته اعتبار ندارد. از این دست اشتباهات ممکن است اتفاق بیفتد.
      در رابطه با منتخب مردم تفرش، شاهد هستیم بعد از کلی مراحل مختلف، مدرک مورد تأیید بوده و انتخابات برگزار می‌شود و مردم رأی می‌دهند و منتخب مردم برای رفتن به مجلس آماده می‌شود و بعد مشخص می‌شود چنین تخلفی صورت گرفته، چرا باید این اتفاق بیفتد. آیا لازم بود حوزه انتخابیه ابطال شود؟ و اینکه آیا نیازی نبود به مجلس برود و اعتبارنامه‌اش در مجلس رد شود؟
    شما وقتی قرار است در جایی استخدام شوید از شما اصل کارت ملی و شناسنامه و مدرک تحصیلی را می‌خواهند؛ اما از شما نمی‌پرسند این سند اعتبار دارد یا نه چون سند رسمی است، اما اگر کپی مدارک را ببرید، اصل مدرک را می‌خواهند، اگر برابر اصل باشد هم قبول می‌کنند. شما اگر تخلف رانندگی کنید، پلیس وقتی از شما گواهینامه می‌خواهد، نمی‌گوید باید استعلام کنم، چون گواهینامه شما سند رسمی است. جایی که شبهه و تردیدی نسبت به اصالت سند وجود دارد، باید استعلام کرد.
    شورای نگهبان در ۴۰ سال گذشته هیچ‌گاه ابتدا سند تحصیلی افراد را استعلام نمی‌کرده، چون سند رسمی ارائه می‌شده است. برگردیم به ماجرای تفرش. در تفرش فرد مدعی است که مدرک دارم و مدرکم درست است، پس از این جهت جعلی نیست. وزارت علوم به ما گفته مؤسسه‌ای که ایشان مدعی دریافت مدرک از آنجاست، مجوز نداشته و این گواهی تحصیلی اعتبار ندارد. بحث جعل نیست که خودش سند را تهیه کرده باشد؛ مثلا من در دانشگاه تهران هستم و گواهی تحصیلی کارشناسی‌ام را کارشناسی ارشد می‌کنم که این جعل سند است؛ اما مرجعی گواهی تحصیلی به ایشان داده که وزارت علوم الان می‌گوید آن مرکز اعتبار ندارد. بحث این است که آیا وزارت علوم اطلاع داشته؟ به نظر می‌رسد وزارت علوم اگر از وجود چنین مؤسساتی خبر دارد، باید برخورد کند. آن مؤسسه می‌گوید من چند هزار نفر فارغ‌التحصیل دارم. وزارت علوم باید شفاف‌سازی کند.
    نکته دوم اینکه وزارت کشور مرجع ثبت‌نام اولیه است و اصالت اسناد موقع ثبت‌نام تأیید می‌شود. پس جایی برای شک و شبهه باقی نمانده که ما هم تردید کنیم. وقتی تردید نمی‌شود چون سند جزء اسناد رسمی است، طبیعتا اعتبار دارد مگر اینکه قانون به ما حکم کند که گواهی تحصیلی را هم استعلام کنیم. ولی در ۴۰ سال گذشته گواهی‌های تحصیلی را فقط زمانی که به اصالت و اعتبار آنها تردید وجود داشت از وزارت علوم و دانشگاه آزاد استعلام می‌کردیم. همچنان تأکید می‌کنیم که شورای نگهبان در این جهت تا زمانی که روشن نشده بود مسئولیتی نداشت، شاید وزارت علوم و وزارت کشور مسئولیت‌هایی داشتند، نمی‌خواهم به این قضیه ورود کنم. از زمانی هم که شورای نگهبان متوجه شد اعلام کردیم که این سند فاقد اعتبار است و ایشان نمی‌تواند به مجلس یازدهم راه پیدا کند. فرقی هم نمی‌کند ایشان باشد یا فرد دیگری.
     چرا اجازه ندادید اعتبارنامه ایشان در مجلس بررسی و به‌دلیل مشکل مدرک تحصیلی اعتبارنامه رد شود؟
    در ارتباط با همه افراد بحث نظارت استصوابی حاکم است، از گذشته آقایان تا زمان تصویب اعتبارنامه‌ها، هم به نظارت استصوابی معتقد بودند و هم به آن عمل می‌کردند. اکنون یک نظر هم هست که حتی بعد از تصویب اعتبارنامه‌ها و آغاز مجلس، مثلا در طول سال دوم مجلس اگر مشخص شود فردی مدرک تحصیلی مخدوشی دارد، شورای نگهبان هم می‌تواند ورود کند، اما در رویه نداشتیم.
    از زمانی که اعتبارنامه تصویب می‌شود، شورای نگهبان تا الان به صلاحیت نمایندگان ورود نکرده، اما تا قبل از آن داشته‌ایم. چند سال قبل برای یک نفر منتخب در اصفهان داشتیم و چند سال قبل‌تر درباره مدرک تحصیلی یک فرد در زابل این نمونه را داشتیم. در مجلس اول یا دوم هم شورای نگهبان این کار را انجام داده است. رویه شورای نگهبان این بوده تا قبل از تصویب اعتبارنامه‌ها در مجلس اگر نسبت به صلاحیت فرد موضوعی کشف می‌شد مثل همین سند، اعلام نظر می‌کرد و صلاحیت آن فرد را حتی اگر منتخب باشد، رد می‌کرد. الان هم درباره منتخب تفرش نظر شورای نگهبان همین است و به‌زودی نظر نهایی را اعلام می‌کنیم. ایشان مهلتی یک هفته‌ای درخواست کرده بود که نتوانست ما را قانع کند. (مصاحبه پیش از اعلام نظر نهایی شورای نگهبان درباره مدرک تحصیلی منتخب تفرش بوده است).
     اشاره کردید که نظارت استصوابی از ابتدا بوده و رویه اقدامات شورا نیز همیشه به همین شکل بوده است. سال ۷۰ نظارت استصوابی در شورای نگهبان تفسیر می‌شود، در آن زمان شورای نگهبان در تفسیر اصل ۹۹ تفسیر گسترده‌ای ارائه کرده و برای اولین‌بار نظارت استصوابی در مجلس چهارم به قانون تبدیل شده است! اگر بخواهیم ساده بگوییم تمایل داشته حیطه نظارت خود را گسترش دهد که باعث قدرت شورای نگهبان ‌شده و تا امروز هم ادامه داشته است!
    قدرتی نمانده که بسطش دهیم (با خنده). شورای نگهبان ازجمله نهادهای محدود و کوچکی است که در مجموعه نظام حاکمیت است. ما مجموعه کوچکی هستیم و آقایان اعضای شورای نگهبان و مخصوصا فقها از ابتدا همین تعداد بوده‌اند و همچنان این کوچکی را حفظ کرده‌ایم. نکته‌ای که می‌فرمایید، خلاف این است. اگر سوابق تاریخی را بررسی کنیم، زمانی که حضرت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی اولین دبیر شورای نگهبان بودند، در همان انتخابات اول این اتفاقات افتاده است و افرادی که از حزب توده بودند یا برخی از گروه‌هایی که اصطلاحا ضدانقلاب بودند، وزارت کشور ثبت‌نامشان کرده و کارهایشان هم تمام شده بود. آقای صافی‌گلپایگانی طبق نقلی که من از ایشان شنیدم و در مکاتباتشان هم هست، به وزارت کشور نامه نوشتند و گفتند اسامی‌ای که شما اعلام کرده‌اید، صلاحیت ندارند و باید از لیست حذف شوند. پس در حوزه‌های اعمال نظارت در رویه شورای نگهبان از همان ابتدا اینها را داشته‌ایم؛ شاید به این شدت نبود.
      در ارتباط با چند عضو حزب توده‌ در انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس اول بود نه همه نامزدها؟!
    نمی‌خواهیم وارد مصادیق شویم. شما الان از اختیار سؤال کردید. من می‌گویم شورای نگهبان از ابتدا به این اختیار معتقد بوده و هم رویه داشته؛ اما از دهه ۷۰ که می‌گفتند قانون نیست و کسی نظر رسمی نداده، همان رویه‌ای را که شورای نگهبان به آن اعتقاد داشت، تفسیر کرد و مجلس شورای اسلامی هم بر اساس آن تفسیر قانون نوشته. شاید بگویید مصادیقش توسعه پیدا کرده که باید به اقتضائات سیاسی و اجتماعی برگردیم یا تخلفاتی که گسترش پیدا کرده است؛ اما اصل اختیار از ابتدا وجود داشته و شورای نگهبان عمل کرده و در دهه ۷۰ هم در نظام قانون‌گذاری آمده و تا الان هست. بااین‌حال عرض کردم همچنان نظارت استصوابی را تا زمان تصویب اعتبارنامه‌ها در مجلس انجام می‌دهیم.
    اما نظری که موثق است، این است که حتی می‌گویند در دوره نمایندگی هم نظارت شورای نگهبان می‌تواند ادامه داشته باشد. نکته دوم اینکه فقط از جهت زمانی است که این اختلاف است؛ اما در مصادیق مطابق قانونی عمل می‌کنیم که مجلس تصویب کرده. شرایط انتخاب‌شوندگان در قانون انتخابات مجلس آمده و ما بر اساس آن عمل می‌کنیم. اگر شرایط قانونی ما تغییر کند، ناچاریم بر اساس مصوبه جدید عمل کنیم. معتقد هستیم همه اقدامات شورای نگهبان در حوزه بررسی صلاحیت و نظارت بر انتخابات برگرفته از قوانینی است که مجلس تصویب کرده و اختیاری را فراتر از آنچه مجلس تصویب کرده، اعمال نکرده‌ایم؛ چه در بررسی صلاحیت‌ها و چه در برگزاری‌ انتخابات‌ها.
     حال بعد از چندین سال، مجلس تصمیم گرفت بالاخره قانون انتخابات را اصلاح کند و چند روز قبل نمایندگان مردم مواردی را مصوب کرده‌اند که چارچوب‌بندی برای اعمال نظارت استصوابی ایجاد می‌کند که بر اساس اظهار نظرهای صورت‌گرفته، باب‌طبع اعضای شورای نگهبان نیست. نظرتان را درباره این مصوبه بیان می‌کنید؟
    به آقایان نمایندگان برمی‌خورد اگر صحبت کنیم.
     گفته می‌شود شورای نگهبان حاضر نخواهد بود تن به تصویب نهایی مصوبه‌ای بدهد که نظارت استصوابی را در یک چارچوب قرار می‌دهد یا بحث نظارت را تعدیل و محدود می‌کند؛ بنابراین خواهش می‌کنم توضیح دهید شورای نگهبان این مصوبه را تأیید خواهد کرد یا نه؟!
    گلایه‌ای از نمایندگان مجلس داشتیم که برای دوستان سنگین تمام شد. ما می‌گوییم کسی که بیشتر از همه برای اصلاح قانون انتخابات صحبت کرده، من بودم. مصاحبه‌ها و نشست‌های خبری من را ببینید؛ زمانی نبوده که درباره کافی‌نبودن قانون انتخابات صحبت نکنم. زمانی‌ که مقام معظم رهبری سیاست‌های کلی انتخابات را ابلاغ کردند، در طول این مدت مجلس چه کار مؤثری انجام داد؟ زمانی رئیس مجلس از ما و سایر نهادها دعوت کردند و ما برای کمک کارشناسی رفتیم که قانون انتخابات اصلاح شود. دو سال تمام به اتفاق کارشناسانمان طرح خوبی را تهیه کردیم و به مجلس بردیم. کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس هم زحمت کشیده و کار را جلو برد. تا اینکه این اواخر بحث استانی‌شدن را اضافه کردند. از همان جلسه اول که این بحث مطرح شد، گفتم اگر می‌خواهید به استانی‌شدن قدیم برگردید، شورای نگهبان همچنان ایرادات را دارد؛ اما اگر فرمول جدیدی را آورده‌اید، شاید بتوانیم دوباره بررسی کنیم. ما اشکال ذاتی به استانی‌شدن نداشتیم؛ گفتیم فرمولی که شما آورده‌اید اشکال دارد. تمام انتخابات تحت‌الشعاع استانی‌شدن قرار گرفت و همه سراغ استانی‌شدن رفتند. در نهایت بعد از رفت‌وآمدهای متعدد، به روش سابق برگشتند و شورا به آن فرمول ایراد گرفت. بقیه بندهای قانون انتخابات را تقریبا ایراد نگرفتیم. عمده ایرادها همان بود. وقتی به مجلس رفت، همه طرح تهیه‌شده را کنار گذاشت. حتی چند بار که پیگیری کردیم، کمیسیون در دستور کار آورد، ‌در نهایت کنار گذاشته شد. سؤال ما این است که آقایان نمایندگان مجلس چرا قبل از انتخابات، قانون جامعی که تقریبا در همه امور اصلاحات را پیش‌بینی کرده بود، انجام ندادید. بعد از انتخابات مجلس یازدهم با قید دوفوریت، فقط یک ماده‌واحده وارد کردند که وقتی دیدند وضعیت ناگوار است، در کمیسیون هم چند بند اضافه کردند. یک ماده آوردند که اختیارات شورای نگهبان را سلب کنند.
     آن ماده‌واحده تصویبی در حوزه امکان برخورد با گزارش‌های خلاف واقع بود نه سلب اختیارات یا کاهش اختیارات شورای نگهبان!
    آن ماده‌واحده مربوط به شورای نگهبان نبود، بیشتر مربوط به نهادهایی بود که استعلام انجام می‌شد که اگر کسی گزارش خلافی داده است، بتوان رسیدگی کرد. پاسخ من حقوقی بود. اول گفتم مشابه این قانون در قانون مجازات الی‌ماشاءالله داریم. چند ماده قانون داریم که اگر کسی توهین کرد یا گزارش خلاف داد و افترا زد، فرد می‌تواند شکایت کند. این مورد هم مثل همان‌هاست. چه ضرورتی دارد در شرایط کرونایی در ماه پایانی عمر مجلس دهم با قید دوفوریت نمایندگان با عجله این را تصویب کنند؟ گفتم مردمی که به شما رأی داده‌اند، از شما رویگردان خواهند شد. مگر شما رأی گرفته و به مجلس آمده‌اید چنین چیزی را تصویب کنید؟ یعنی قانونی را که داریم، دوباره تصویب کنید؟ بعد از مصاحبه من چند ماده دیگر هم اضافه کردند. اشکالی ندارد؛ حق نمایندگان است؛ می‌توانند هر مصوبه‌ای را بیاورند کمااینکه شورای نگهبان هم براساس اختیارات قانونی‌اش می‌تواند اعلام نظر کند.
     تصمیم اخیر نمایندگان مجلس برای اصلاح قانون انتخابات را اشتباه می‌دانید؟
    کسی منکر حقوق نمایندگان در این جهت نشده ولی به هر حال شما به عنوان نماینده مجلس جایگاه سیاسی- اجتماعی دارید. همان‌طور که به من می‌گویند باید پاسخگو باشید، آنها هم باید به مردم پاسخگو باشند. در چهار سال گذشته فرصت داشتید قانون انتخابات را اصلاح کنید، ما در این رابطه بسیار همکاری کردیم، گزارش‌های مشاوران و همه امکانات ما در اختیار شما بود، نمی‌خواهم بگویم عامدا اما به‌هرحال، مصوبه انتخابات را کنار گذاشتید. شب آخر هم دو نطق خیلی خلاف اخلاق و قانون علیه شورای نگهبان و اعضایش با استفاده از تریبونی که در اختیارتان است می‌کنید که باید از آن تریبون برای دفاع از مردم استفاده کنید، توهین می‌کنید به افراد و شورای نگهبان. ما که نه شکایت کردیم و نه حرفی زدیم اما گفتیم این کارتان اشتباه است. هنوز خودشان در مورد تعداد افراد ردصلاحیت‌شده آمار اشتباه می‌دهند و می‌گویند ۹۰ نفر. تعدادی را که مردم رأی نداده‌اند، برجسته کنید. آیا علیه مردم هم همین حرف‌ها را می‌زنید؟ همه امکانات ما که در اختیار شما بوده و اینجا آمده و صحبت‌ها را شنیده‌اید. حالا مصوبه‌ای وضع می‌کنید و من پیشاپیش می‌گویم مسئله شما خلاف نظر حقوقی است. شما به عنوان حقوق‌دان می‌توانید بگویید قانونی که دارید را چرا دوباره تصویب می‌کنید. شما به عنوان شهروند می‌توانید بگویید چرا وقت مجلس را می‌گیرید. زمانی بود که مجلس اعلام کرد هر دقیقه هزینه برگزاری مجلس ۳۰ میلیون تومان است. واقعا ارزش دارد که یک کار تکراری انجام شود و از تریبون مجلس یک‌طرفه علیه شورای نگهبان این حرف‌ها را بزنید. ما که اهل شکایت و رفتن به محکمه نیستیم اما اینها در خاطره تاریخی مردم باقی می‌ماند که چه کسانی به قصد خدمت کار کرده‌اند و این سوابق در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران باقی است. من و شما آقای نماینده می‌رویم اما این تاریخ ماندگار است. آیندگان می‌بینند و قضاوت می‌کنند که حرف چه کسی درست بوده. احتمالا بعد از انتشار صحبت‌های من باز هم مطالبی گفته خواهد شد.
     در مورد مدافعان آن یک ماده‌واحده بحثشان این بود که حداقل یک ماده خاص خواهد بود مبنی بر اینکه قوه قضائیه ملزم باشد در ۱۰ روز نظرش را بدهد. یعنی کسی که می‌خواهد گزارش خلاف واقع بدهد، بیم خواهد داشت که سریع رسیدگی می‌شود و تبعات قضائی رفتار خلاف واقع او را رها نخواهد کرد. از این جهت می‌گفتند یک گام مثبت است. به نظر شما نمی‌توان این‌گونه به ماجرا نگاه کرد؟
    من ‌گفتم اساس کار اشتباه است. قانون را که عرض کردم، به هر حال اصلاحاتی نیاز دارد. عرضم این است که اگر قرار است اصلاحی صورت بگیرد، در پکیج اصلی قانون انتخابات بگذارید و اصلا همه اینها را زیرورو کنید. مردم هم می‌پذیرند که در یک چارچوب منطقی قانون‌گذاری می‌کنید نه از کینه تأیید صلاحیت‌نشدن‌ها و عصبانیتی که دارید.
     معتقدید تصمیم نمایندگان مجلس برای اصلاح قانون انتخابات یک تصمیم شخصی و مغرضانه بوده؟
    نمی‌خواهم قضاوت کنم.
     در مورد مصوبه اخیر که تصمیم گرفتند فقط نظر و مدارک و مستندات چهار مرجع قابل پذیرش باشد و خیلی صحبت شده است؛ به‌خصوص اطلاعات سپاه که با اینکه جزء مراجع چهارگانه نبود اما چون دسترسی به اطلاعات زیادی داشته، به یکی از منابع امنیتی تبدیل شده بود که گویا شورای نگهبان هم از گزارشات آنها استفاده می‌کرده است، الان در قانون جزء مراجع چهارگانه نیست. لطفا در این مورد هم نظرتان را می‌گویید؟
    در قانون فعلی، محدودیتی برای استفاده از مراجع چهارگانه وجود ندارد و در ماده ۵۰ هم خلاف این تصمیم نمایندگان وجود دارد زیرا گفته از گزارش‌های محلی هم می‌توانید استفاده کنید. پس قانون دست را باز گذاشته است.
    یکی از اختلاف‌نظرهایی که در بحث نظارت استصوابی گفتید هم اینجا هست. در بحث نظارت استصوابی شورای نگهبان می‌گوید از هر طریقی که باخبر شوم فرد صلاحیت ندارد، می‌توانم اعلام نظر کنم. مثالی می‌زنم؛ اگر شما گفتید همین چهار مرجع می‌توانند اعلام نظر کنند یا اصلا ۱۰ مرجع، وزارت علوم جزئشان نباشد. شما الان از من می‌پرسید چرا از وزارت علوم استعلام نگرفتید.
    شاید پاسخ ساده من این باشد که تکلیفی برای استعلام نداشتیم و وزارت علوم جزء مراجع استعلامی ما نبوده است؛ اما شما به‌عنوان یک شهروند آیا قبول می‌کنید که اگر فردی در انتخابات آمد، چهار یا ۱۰ مرجع اعلام کردند ایشان صلاحیت دارد، ما به طریق دیگری مثلا در همان زمان مقرر قانونی، با یک گزارش ناشناس متوجه شدیم که ایشان خلاف عمده‌ای دارد که روی صلاحیتش تأثیرگذار است، آیا منطق، انصاف و عقل حکم می‌کند به آن گزارش توجه کنیم یا بگوییم چون از آن مرجع نیامده اشکالی ندارد و ایشان باید تأیید صلاحیت شود. با این فرض که فرد ممکن است انحراف عظیمی داشته باشد و در مجلس موجب انحراف‌های دیگری هم شود. منطق ایجاب می‌کند اگر شما از جای دیگری گزارش صحیحی گرفتید، دقت کنید. ما گزارش‌های مختلفی نسبت به فرد دریافت می‌کنیم. ممکن است فرد پنج جلد پرونده داشته باشد، اما به همه اینها توجه نمی‌شود. گزارش‌های نادرست برای ما زیاد می‌آید. غالب اینها را کنار می‌گذاریم.
     فرصت راستی‌آزمایی گزارش‌های ناشناس را دارید؟
    در حد فرصت محدودی که قانون تعیین کرده بله، چون فرد را دعوت می‌کنیم. از مراجع چهارگانه می‌پرسیم و تحقیقات محلی انجام می‌دهیم. اتفاقا در تحقیقات محلی متوجه کذب‌بودن بسیاری از گزارش‌ها می‌شویم؛ گزارش‌هایی که با امضای چند نفر به دست ما رسیده و بعد از تحقیقات محلی متوجه ادعای کذب گزارشگر شده‌ایم؛ برای مثال اعلام می‌کردند اموال زیادی به فرد تعلق دارد و مربوط به زدوبندهای مالی است که فهرست اموال را می‌گرفتیم و می‌دیدیم گزارش از اساس کذب است. در همه ادوار تحقیقات محلی کمک‌کننده به نفع نماینده و فرد ثبت‌نام‌کننده بوده است. آقایان اشتباه می‌کنند که می‌خواهند این مطالب را محدود کنند. اگر محدود کردند و یک مرجع رسمی گزارش داد که مثلا چنین موردی هست، باید ناچار قبول کنیم و فرد را رد صلاحیت کنیم. حق نداریم براساس نظر آقایان بیشتر تحقیق کنیم؛ اما الان گزارش مراجع رسمی هم حتی به‌عنوان یک اماره است نه یک دلیل؛ یعنی به ما گزارش رسیده که فلانی مشکل مالی و اخلاقی دارد، می‌گوییم اسناد را بیاورید، خود فرد هم بیاید و اینها به اثبات برسد که خیلی از این گفته‌ها به اثبات نمی‌رسید. این اشتباه است که دوستان در مجلس می‌خواهند این محدودیت را ایجاد کنند، چون به ضرر ثبت‌نام‌کنندگان و کسانی است که می‌خواهند در انتخابات شرکت کنند.
     در بحث رد صلاحیت‌ها و رسیدگی به اعتراض نامزدهای ردصلاحیت‌شده این مشکل وجود دارد که مرجعی ناظر بر اعمال شورای نگهبان نیست و رسیدگی به اعتراض نامزد ردصلاحیت‌شده توسط همان افرادی که صلاحیت را احراز نکرده‌اند، رسیدگی می‌شود، اینجا رسیدگی به اعتراض‌ها عادلانه خواهد بود؟
    این اشکال به شورای نگهبان برنمی‌گردد. باید بگویید در قانون اساسی چرا یک مرجع تعیین شده است. پس مقصر شورای نگهبان نیست. اما در همین وضعیت هم می‌خواهم بگویم گفته آقایان خلاف است. اولین مرجع هیئت‌های اجرائی هستند که فرماندار چینش کرده و از بین معتمدان انتخاب می‌کند، پس در حوزه شورای نگهبان نیست. هیئت‌های نظارت استانی است که هیئت مرکزی نظارت چینش می‌کند که شامل اعضای شورای نگهبان و غیرعضو هستند. از بین مردم عادی همان محل انتخاب می‌شوند که عضو شورای نگهبان نیستند. نظر آنها در هیئت مرکزی می‌آید که از اعضا و غیراعضا تشکیل شده است. پس اینجا سه مرحله هیئت اجرائی، استانی و هیئت مرکزی شد. نهایتا به شورای نگهبان می‌آید که ۱۲ نفر عضو هستند که نظر می‌دهند، پس هم اعضا متفاوت هستند و هم مراحل متفاوتی دارد؛ یعنی با وضعیت فعلی نهادهای مختلف چهار یا پنج‌گانه را داریم که نظارت می‌کنند. مثل این است که شما بگویید در دیوان عالی کشور یا هیئت عمومی وقتی قرار است رأی صادر شود، اعضای همان شعبه‌ای که رأی داده‌اند، در هیئت عمومی هستند. اعضای هیئت مرکزی در شورای نگهبان هستند؛ اما آنجا پنج نفر و اینجا ۱۲ هستند؛ یعنی هفت نفر دیگر که اکثریت دارند اضافه می‌شوند که می‌توانند نظر این پنج نفر را وتو کنند. پس هم از جهت ساختاری این مطلب خلاف است و بارها تأکید کرده‌ام که اولا ساختارها متفاوت است و هم اینکه چند مرحله را به موجب قوانین مصوب مجلس داریم و اینکه قانون اساسی چنین تکلیفی را گذاشته. هر وقت قانون اساسی عوض شد، در این زمینه هم پیش‌بینی کنند.
     با توجه به توضیحاتی که دادید، در نهایت شورای نگهبان با این چارچوب‌بندی و تعدیل نظارت استصوابی موافق است یا خلاف قانون اساسی می‌داند؟
    خیر، نظارت استصوابی یعنی نظارت مؤثر و کارآمد و این را منطبق بر قانون اساسی می‌دانیم. نظارت غیراستصوابی معنا ندارد و باعث تضییع حق مردم و اثرگذاری تخلفات در نتایج انتخابات می‌شود. با قانون اساسی‌ای که الان داریم، از تفسیر شورای نگهبان و قانون مجلس درباره نظارت استصوابی دفاع می‌کنیم. اگر قانون اساسی زمانی اصلاح شد و این‌گونه نبود، حرف دیگری است؛ اما با وضعیت موجود هم از نظارت استصوابی دفاع می‌کنیم و هم معتقدیم شورای نگهبان به‌درستی تفسیر صحیحی از نظارت خودش داشته و به‌درستی هم عمل می‌کند.
     بنابراین احتمال ردشدن مصوبات مجلس وجود دارد.
    این مصوبات هم مثل مصوبات دیگر می‌تواند رد یا تأیید شود. خیلی مهم نیست.
     اما شورای نگهبان بر مسئله تعدیل نظارت استصوابی حساسیت دارد؟!
    حساسیت خاصی ندارد. فقط مصوبه‌ای که خلاف قانون اساسی و موازین شرع باشد نمی‌تواند تأیید شود.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود

    کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود

    کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود

    بخشی از مصاحبه را می خوانید:

    در بحث احراز صلاحیت‌های نامزدهای مجلس  با ردصلاحیت‌های گسترده‌ای مواجه شدیم که حداقل در رابطه با ردصلاحیت‌های نمایندگان مجلس رکورد مجلس ششم شکسته شد. توضیح اولیه هم این بود که مشکلات اقتصادی و اخلاقی بیشتر نمایندگان دلیل این اتفاق بوده، اما مثال نقض این ادعا امثال آقای مطهری، حیدری، صادقی و چند نماینده دیگر بودند که به‌خاطر اظهارنظرهایشان به‌عنوان نماینده، حتی در صحن مجلس ردصلاحیت شدند. این حجم ردصلاحیت سیاسی قابل‌توجیه است؟
    از یک سال گذشته عرض کرده بودم که آنچه قانون برای ما مقرر کرده است در سه محور می‌توان دسته‌بندی کرد؛ اتهامات یا زدوبندهای اقتصادی، مسائل اخلاقی یا مسائلی که با حاکمیت ضدیت دارد نه صرف اظهارنظر. اگر تحلیلی در مورد نمایندگانی که تأیید شدند هم بفرمایید، این عرض بنده روشن‌تر خواهد بود. اولا در ذهن نمایندگان و حتی برخی از شخصیت‌ها و مردم اشتباهی هست که شورای نگهبان فقط باید به حکم دادگاه و محکمه قضائی صلاحیت‌ها را بررسی کند. قانون چنین چیزی را مقرر نکرده است. در تمام بندهایی که بیش از ۶۰ مورد هست تنها یک مورد است که گفته به حکم محکمه قضائی یعنی آنجایی که کلاهبرداری است، ولی بقیه موارد مثلا التزام عملی به اسلام یا قانون اساسی را الان اصلا دادگاه‌ها رأی می‌دهند؟ خیر. اما در قانون ما هست.
    قانون گفته فرد باید التزام عملی به اسلام و قانون اساسی داشته باشد. یا حتی بحث سوءشهرت. نداشتن سوءشهرت در حوزه انتخابیه، یعنی سوءشهرت به مسائل رانت‌خواری، باندبازی، زدوبندهای مالی و مسائل اخلاقی نداشته باشد. این هم نباید در محکمه‌ای به اثبات برسد، زیرا قانون این را مقرر کرده است. همان قانونی که مجلس تصویب کرده است.

     در حوزه‌های اخلاقی و اقتصادی گاهی اوقات بیانش به افراد سخت است و برای ما هم سخت بود که به فرد بگوییم چنین مسائلی نسبت به شما هست. همان مراجع رسمی که در قانون آمده و گفته شورای نگهبان باید استعلام کند گفته فلان فرد مسائل اخلاقی یا اقتصادی را دارد. حالا فرد یا توجیه می‌کند یا می‌گوید آن مسائل مربوط به گذشته بوده. یکی دو مورد هم بودند که به طور کلی اتهامات را تکذیب می‌کردند اما ما سندهای خیلی روشنی داشتیم و بقیه تقریبا پذیرفتند.
    حتی کسانی که چند روز قبل در مجلس مطالب نادرستی در مورد شورای نگهبان گفتند و ما دیدیم ارزش پاسخ‌دادن ندارد. یک نفرشان اینجا حدود چهار ساعت با من و کارشناس پرونده صحبت کرد و ما دلایل را گفتیم و ایشان پشت تریبون می‌گوید من هرچه تماس گرفتم شورای نگهبان جوابم را نداد!! پس آن چهار ساعت جلسه چه شد؟ آقای مطهری درخواست نکرده بود اما ما گفتیم بیایید که دلایل را بگوییم. ما نگرانی یا ترسی نداشتیم که بخواهیم با افراد روبه‌رو شویم. مراجعات واقعا زیاد بودند، تلفن‌ها و پیگیری‌ها و کارهای خودمان فشرده بودند اما همه را جوابگو بودیم. یکی دیگر از نمایندگان که در مجلس هم صحبت کرده بود، شاید هرکدام از ما ۱۲ نفر را چند بار دید.
    این مسائل ارزشی برای پاسخ‌دادن ندارد. اتهامات سنگینی بود. یکی از همین نمایندگان در قبال پس‌گرفتن استیضاح، آپارتمانی را با قیمت غیرکارشناسی به ثمن بخس از وزیر مربوطه گرفته بود. خب این رانت بود. اول تکذیب می‌کرد. وقتی اسناد را نشان دادیم، گفتیم به هر حال شما در قبال پس گرفتن استیضاح این آپارتمان را گرفته‌اید. ایشان چه چیزی را می‌خواهد تکذیب کند. قطعا اگر ایشان به دادگاه برود، دادگاه برایش حکم صادر نمی‌کند که چرا در قبال پس گرفتن امضا از استیضاح آپارتمان را گرفته‌ و دادگاه رأیی نمی‌تواند بدهد. آیا ما باید منتظر رأی دادگاه باشیم؟ خیر. حالا پشت تریبون مجلس هم سروصدا می‌کنند که چرا حقوق‌دان نظر داد یا مهندسی شد. ما به شما این مطالب را گفته‌ایم. حتی آنهایی که مسائل اخلاقی داشتند همه موارد و اسناد را برایشان گفتیم که از طریق مراجع قانونی به ما رسیده بود. باز پشت تریبون اعتراض می‌کنند و زبان ما بسته است. در این چند حوزه، به همه نمایندگانی که صلاحیتشان تأیید نشده عرض می‌کنم که مدارک پرونده ما مدارک متقنی است و تلاش شده به همه گفته شود. ممکن است برخی شدت و ضعف داشته باشند و برخی تکذیب کنند اما نهایتا همه اینها در شورا مطرح شده است.
     در مسئله رد صلاحیت به دلایل سیاسی چطور عمل شد؟
    در حوزه سیاسی هم صرف اظهارنظر در مجلس یا جایی دیگر، دلیل بر رد صلاحیت نبوده و نیست، از همین طیف که اسم بردید خیلی‌های دیگر بودند که تأیید شدند. الان بعضی رأی آورده‌اند، خیلی‌هایشان هم رأی نیاورده‌اند. اگر قرار بود صرف اظهارنظر ردصلاحیت کنیم آنها را هم باید ردصلاحیت می‌کردیم پس مسائل دیگری هم داشته‌اند.
     یعنی پرونده یا تخلفی داشتند؟ صرفا به خاطر نطق در مجلس نبود؟
    اصلا نطق در مجلس ملاک ما نبوده است؛ مسائلی خارج از مجلس داشتند و موارد دیگری نیز در پرونده ایشان هست.
     یعنی به‌جز مواردی که برای نمونه آقای مطهری به‌عنوان دلیل رد صلاحیتشان مطرح کردند، موارد دیگری هم در پرونده ایشان بوده است؟
    بله.
     پس آنچه ایشان در رسانه‌ها مطرح کرده‌اند، همه‌ موارد نبوده است؟
    خیر، نبوده. کارشناسان مواردی را که در پرونده است مطرح می‌کنند. برخی آقایان مواردی را که ما به آنها استناد نکرده‌ایم، ولی در پرونده بوده به‌عنوان دلیل رد صلاحیت می‌گویند که درست نیست. در شورای نگهبان اعضا خیلی از مواردی را که در پرونده ذکر شده، قبول نمی‌کنند. ممکن است یکی، دو مورد که قطعی شده باشد به استناد آن بحث صلاحیت را مطرح کنند. ایشان با یکی از همکاران ما صحبت کرده و در آن فرصت برخی مطالب مطرح و بحث شده است. همان روز که تشریف آوردند، خبرنگاران هم در شورا حضور داشتند، می‌توانستند از خبرنگاران نیز برای حضور در آن جلسه دعوت کنند تا همه موارد را بشنوند و به بیرون منعکس کنند. چرا از این کار خودداری کردند؟ حتی آن روز حاضر به مصاحبه با خبرنگاران نیز نشدند.
    ما در بیان مسائل افراد ممنوعیت قانونی داریم، وگرنه تمام مطالب را با مصداق می‌گفتیم. قانون بیان دلیل رد صلاحیت‌ افراد را منع کرده و گفته فقط باید محرمانه به فرد گفته شود.
    حتی با نماینده‌ای که طراح مصوبه تغییر قانون انتخابات است هم در دو، سه نوبت صحبت کردیم، مطمئنا راضی نخواهد بود که مستندات پرونده را منتشر کنیم. خودش بگوید شورای نگهبان این موارد را به من گفته و من قبول نکرده‌ام. خودش مواردی را که در جلسه چهارساعته مطرح کرده‌ایم، منتشر کند. بله ما هم انسان هستیم و ممکن است اشتباه کنیم؛ برای مثال در موضوع منتخب تفرش طبق سندی رسمی که برایمان آمده، عمل کردیم و اکنون که شبهه ایجاد شده، از وزارت علوم سؤال کردیم که گفته اعتبار ندارد. از این دست اشتباهات ممکن است اتفاق بیفتد.
      در رابطه با منتخب مردم تفرش، شاهد هستیم بعد از کلی مراحل مختلف، مدرک مورد تأیید بوده و انتخابات برگزار می‌شود و مردم رأی می‌دهند و منتخب مردم برای رفتن به مجلس آماده می‌شود و بعد مشخص می‌شود چنین تخلفی صورت گرفته، چرا باید این اتفاق بیفتد. آیا لازم بود حوزه انتخابیه ابطال شود؟ و اینکه آیا نیازی نبود به مجلس برود و اعتبارنامه‌اش در مجلس رد شود؟
    شما وقتی قرار است در جایی استخدام شوید از شما اصل کارت ملی و شناسنامه و مدرک تحصیلی را می‌خواهند؛ اما از شما نمی‌پرسند این سند اعتبار دارد یا نه چون سند رسمی است، اما اگر کپی مدارک را ببرید، اصل مدرک را می‌خواهند، اگر برابر اصل باشد هم قبول می‌کنند. شما اگر تخلف رانندگی کنید، پلیس وقتی از شما گواهینامه می‌خواهد، نمی‌گوید باید استعلام کنم، چون گواهینامه شما سند رسمی است. جایی که شبهه و تردیدی نسبت به اصالت سند وجود دارد، باید استعلام کرد.
    شورای نگهبان در ۴۰ سال گذشته هیچ‌گاه ابتدا سند تحصیلی افراد را استعلام نمی‌کرده، چون سند رسمی ارائه می‌شده است. برگردیم به ماجرای تفرش. در تفرش فرد مدعی است که مدرک دارم و مدرکم درست است، پس از این جهت جعلی نیست. وزارت علوم به ما گفته مؤسسه‌ای که ایشان مدعی دریافت مدرک از آنجاست، مجوز نداشته و این گواهی تحصیلی اعتبار ندارد. بحث جعل نیست که خودش سند را تهیه کرده باشد؛ مثلا من در دانشگاه تهران هستم و گواهی تحصیلی کارشناسی‌ام را کارشناسی ارشد می‌کنم که این جعل سند است؛ اما مرجعی گواهی تحصیلی به ایشان داده که وزارت علوم الان می‌گوید آن مرکز اعتبار ندارد. بحث این است که آیا وزارت علوم اطلاع داشته؟ به نظر می‌رسد وزارت علوم اگر از وجود چنین مؤسساتی خبر دارد، باید برخورد کند. آن مؤسسه می‌گوید من چند هزار نفر فارغ‌التحصیل دارم. وزارت علوم باید شفاف‌سازی کند.
    نکته دوم اینکه وزارت کشور مرجع ثبت‌نام اولیه است و اصالت اسناد موقع ثبت‌نام تأیید می‌شود. پس جایی برای شک و شبهه باقی نمانده که ما هم تردید کنیم. وقتی تردید نمی‌شود چون سند جزء اسناد رسمی است، طبیعتا اعتبار دارد مگر اینکه قانون به ما حکم کند که گواهی تحصیلی را هم استعلام کنیم. ولی در ۴۰ سال گذشته گواهی‌های تحصیلی را فقط زمانی که به اصالت و اعتبار آنها تردید وجود داشت از وزارت علوم و دانشگاه آزاد استعلام می‌کردیم. همچنان تأکید می‌کنیم که شورای نگهبان در این جهت تا زمانی که روشن نشده بود مسئولیتی نداشت، شاید وزارت علوم و وزارت کشور مسئولیت‌هایی داشتند، نمی‌خواهم به این قضیه ورود کنم. از زمانی هم که شورای نگهبان متوجه شد اعلام کردیم که این سند فاقد اعتبار است و ایشان نمی‌تواند به مجلس یازدهم راه پیدا کند. فرقی هم نمی‌کند ایشان باشد یا فرد دیگری.
     چرا اجازه ندادید اعتبارنامه ایشان در مجلس بررسی و به‌دلیل مشکل مدرک تحصیلی اعتبارنامه رد شود؟
    در ارتباط با همه افراد بحث نظارت استصوابی حاکم است، از گذشته آقایان تا زمان تصویب اعتبارنامه‌ها، هم به نظارت استصوابی معتقد بودند و هم به آن عمل می‌کردند. اکنون یک نظر هم هست که حتی بعد از تصویب اعتبارنامه‌ها و آغاز مجلس، مثلا در طول سال دوم مجلس اگر مشخص شود فردی مدرک تحصیلی مخدوشی دارد، شورای نگهبان هم می‌تواند ورود کند، اما در رویه نداشتیم.
    از زمانی که اعتبارنامه تصویب می‌شود، شورای نگهبان تا الان به صلاحیت نمایندگان ورود نکرده، اما تا قبل از آن داشته‌ایم. چند سال قبل برای یک نفر منتخب در اصفهان داشتیم و چند سال قبل‌تر درباره مدرک تحصیلی یک فرد در زابل این نمونه را داشتیم. در مجلس اول یا دوم هم شورای نگهبان این کار را انجام داده است. رویه شورای نگهبان این بوده تا قبل از تصویب اعتبارنامه‌ها در مجلس اگر نسبت به صلاحیت فرد موضوعی کشف می‌شد مثل همین سند، اعلام نظر می‌کرد و صلاحیت آن فرد را حتی اگر منتخب باشد، رد می‌کرد. الان هم درباره منتخب تفرش نظر شورای نگهبان همین است و به‌زودی نظر نهایی را اعلام می‌کنیم. ایشان مهلتی یک هفته‌ای درخواست کرده بود که نتوانست ما را قانع کند. (مصاحبه پیش از اعلام نظر نهایی شورای نگهبان درباره مدرک تحصیلی منتخب تفرش بوده است).
     اشاره کردید که نظارت استصوابی از ابتدا بوده و رویه اقدامات شورا نیز همیشه به همین شکل بوده است. سال ۷۰ نظارت استصوابی در شورای نگهبان تفسیر می‌شود، در آن زمان شورای نگهبان در تفسیر اصل ۹۹ تفسیر گسترده‌ای ارائه کرده و برای اولین‌بار نظارت استصوابی در مجلس چهارم به قانون تبدیل شده است! اگر بخواهیم ساده بگوییم تمایل داشته حیطه نظارت خود را گسترش دهد که باعث قدرت شورای نگهبان ‌شده و تا امروز هم ادامه داشته است!
    قدرتی نمانده که بسطش دهیم (با خنده). شورای نگهبان ازجمله نهادهای محدود و کوچکی است که در مجموعه نظام حاکمیت است. ما مجموعه کوچکی هستیم و آقایان اعضای شورای نگهبان و مخصوصا فقها از ابتدا همین تعداد بوده‌اند و همچنان این کوچکی را حفظ کرده‌ایم. نکته‌ای که می‌فرمایید، خلاف این است. اگر سوابق تاریخی را بررسی کنیم، زمانی که حضرت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی اولین دبیر شورای نگهبان بودند، در همان انتخابات اول این اتفاقات افتاده است و افرادی که از حزب توده بودند یا برخی از گروه‌هایی که اصطلاحا ضدانقلاب بودند، وزارت کشور ثبت‌نامشان کرده و کارهایشان هم تمام شده بود. آقای صافی‌گلپایگانی طبق نقلی که من از ایشان شنیدم و در مکاتباتشان هم هست، به وزارت کشور نامه نوشتند و گفتند اسامی‌ای که شما اعلام کرده‌اید، صلاحیت ندارند و باید از لیست حذف شوند. پس در حوزه‌های اعمال نظارت در رویه شورای نگهبان از همان ابتدا اینها را داشته‌ایم؛ شاید به این شدت نبود.
      در ارتباط با چند عضو حزب توده‌ در انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس اول بود نه همه نامزدها؟!
    نمی‌خواهیم وارد مصادیق شویم. شما الان از اختیار سؤال کردید. من می‌گویم شورای نگهبان از ابتدا به این اختیار معتقد بوده و هم رویه داشته؛ اما از دهه ۷۰ که می‌گفتند قانون نیست و کسی نظر رسمی نداده، همان رویه‌ای را که شورای نگهبان به آن اعتقاد داشت، تفسیر کرد و مجلس شورای اسلامی هم بر اساس آن تفسیر قانون نوشته. شاید بگویید مصادیقش توسعه پیدا کرده که باید به اقتضائات سیاسی و اجتماعی برگردیم یا تخلفاتی که گسترش پیدا کرده است؛ اما اصل اختیار از ابتدا وجود داشته و شورای نگهبان عمل کرده و در دهه ۷۰ هم در نظام قانون‌گذاری آمده و تا الان هست. بااین‌حال عرض کردم همچنان نظارت استصوابی را تا زمان تصویب اعتبارنامه‌ها در مجلس انجام می‌دهیم.
    اما نظری که موثق است، این است که حتی می‌گویند در دوره نمایندگی هم نظارت شورای نگهبان می‌تواند ادامه داشته باشد. نکته دوم اینکه فقط از جهت زمانی است که این اختلاف است؛ اما در مصادیق مطابق قانونی عمل می‌کنیم که مجلس تصویب کرده. شرایط انتخاب‌شوندگان در قانون انتخابات مجلس آمده و ما بر اساس آن عمل می‌کنیم. اگر شرایط قانونی ما تغییر کند، ناچاریم بر اساس مصوبه جدید عمل کنیم. معتقد هستیم همه اقدامات شورای نگهبان در حوزه بررسی صلاحیت و نظارت بر انتخابات برگرفته از قوانینی است که مجلس تصویب کرده و اختیاری را فراتر از آنچه مجلس تصویب کرده، اعمال نکرده‌ایم؛ چه در بررسی صلاحیت‌ها و چه در برگزاری‌ انتخابات‌ها.
     حال بعد از چندین سال، مجلس تصمیم گرفت بالاخره قانون انتخابات را اصلاح کند و چند روز قبل نمایندگان مردم مواردی را مصوب کرده‌اند که چارچوب‌بندی برای اعمال نظارت استصوابی ایجاد می‌کند که بر اساس اظهار نظرهای صورت‌گرفته، باب‌طبع اعضای شورای نگهبان نیست. نظرتان را درباره این مصوبه بیان می‌کنید؟
    به آقایان نمایندگان برمی‌خورد اگر صحبت کنیم.
     گفته می‌شود شورای نگهبان حاضر نخواهد بود تن به تصویب نهایی مصوبه‌ای بدهد که نظارت استصوابی را در یک چارچوب قرار می‌دهد یا بحث نظارت را تعدیل و محدود می‌کند؛ بنابراین خواهش می‌کنم توضیح دهید شورای نگهبان این مصوبه را تأیید خواهد کرد یا نه؟!
    گلایه‌ای از نمایندگان مجلس داشتیم که برای دوستان سنگین تمام شد. ما می‌گوییم کسی که بیشتر از همه برای اصلاح قانون انتخابات صحبت کرده، من بودم. مصاحبه‌ها و نشست‌های خبری من را ببینید؛ زمانی نبوده که درباره کافی‌نبودن قانون انتخابات صحبت نکنم. زمانی‌ که مقام معظم رهبری سیاست‌های کلی انتخابات را ابلاغ کردند، در طول این مدت مجلس چه کار مؤثری انجام داد؟ زمانی رئیس مجلس از ما و سایر نهادها دعوت کردند و ما برای کمک کارشناسی رفتیم که قانون انتخابات اصلاح شود. دو سال تمام به اتفاق کارشناسانمان طرح خوبی را تهیه کردیم و به مجلس بردیم. کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس هم زحمت کشیده و کار را جلو برد. تا اینکه این اواخر بحث استانی‌شدن را اضافه کردند. از همان جلسه اول که این بحث مطرح شد، گفتم اگر می‌خواهید به استانی‌شدن قدیم برگردید، شورای نگهبان همچنان ایرادات را دارد؛ اما اگر فرمول جدیدی را آورده‌اید، شاید بتوانیم دوباره بررسی کنیم. ما اشکال ذاتی به استانی‌شدن نداشتیم؛ گفتیم فرمولی که شما آورده‌اید اشکال دارد. تمام انتخابات تحت‌الشعاع استانی‌شدن قرار گرفت و همه سراغ استانی‌شدن رفتند. در نهایت بعد از رفت‌وآمدهای متعدد، به روش سابق برگشتند و شورا به آن فرمول ایراد گرفت. بقیه بندهای قانون انتخابات را تقریبا ایراد نگرفتیم. عمده ایرادها همان بود. وقتی به مجلس رفت، همه طرح تهیه‌شده را کنار گذاشت. حتی چند بار که پیگیری کردیم، کمیسیون در دستور کار آورد، ‌در نهایت کنار گذاشته شد. سؤال ما این است که آقایان نمایندگان مجلس چرا قبل از انتخابات، قانون جامعی که تقریبا در همه امور اصلاحات را پیش‌بینی کرده بود، انجام ندادید. بعد از انتخابات مجلس یازدهم با قید دوفوریت، فقط یک ماده‌واحده وارد کردند که وقتی دیدند وضعیت ناگوار است، در کمیسیون هم چند بند اضافه کردند. یک ماده آوردند که اختیارات شورای نگهبان را سلب کنند.
     آن ماده‌واحده تصویبی در حوزه امکان برخورد با گزارش‌های خلاف واقع بود نه سلب اختیارات یا کاهش اختیارات شورای نگهبان!
    آن ماده‌واحده مربوط به شورای نگهبان نبود، بیشتر مربوط به نهادهایی بود که استعلام انجام می‌شد که اگر کسی گزارش خلافی داده است، بتوان رسیدگی کرد. پاسخ من حقوقی بود. اول گفتم مشابه این قانون در قانون مجازات الی‌ماشاءالله داریم. چند ماده قانون داریم که اگر کسی توهین کرد یا گزارش خلاف داد و افترا زد، فرد می‌تواند شکایت کند. این مورد هم مثل همان‌هاست. چه ضرورتی دارد در شرایط کرونایی در ماه پایانی عمر مجلس دهم با قید دوفوریت نمایندگان با عجله این را تصویب کنند؟ گفتم مردمی که به شما رأی داده‌اند، از شما رویگردان خواهند شد. مگر شما رأی گرفته و به مجلس آمده‌اید چنین چیزی را تصویب کنید؟ یعنی قانونی را که داریم، دوباره تصویب کنید؟ بعد از مصاحبه من چند ماده دیگر هم اضافه کردند. اشکالی ندارد؛ حق نمایندگان است؛ می‌توانند هر مصوبه‌ای را بیاورند کمااینکه شورای نگهبان هم براساس اختیارات قانونی‌اش می‌تواند اعلام نظر کند.
     تصمیم اخیر نمایندگان مجلس برای اصلاح قانون انتخابات را اشتباه می‌دانید؟
    کسی منکر حقوق نمایندگان در این جهت نشده ولی به هر حال شما به عنوان نماینده مجلس جایگاه سیاسی- اجتماعی دارید. همان‌طور که به من می‌گویند باید پاسخگو باشید، آنها هم باید به مردم پاسخگو باشند. در چهار سال گذشته فرصت داشتید قانون انتخابات را اصلاح کنید، ما در این رابطه بسیار همکاری کردیم، گزارش‌های مشاوران و همه امکانات ما در اختیار شما بود، نمی‌خواهم بگویم عامدا اما به‌هرحال، مصوبه انتخابات را کنار گذاشتید. شب آخر هم دو نطق خیلی خلاف اخلاق و قانون علیه شورای نگهبان و اعضایش با استفاده از تریبونی که در اختیارتان است می‌کنید که باید از آن تریبون برای دفاع از مردم استفاده کنید، توهین می‌کنید به افراد و شورای نگهبان. ما که نه شکایت کردیم و نه حرفی زدیم اما گفتیم این کارتان اشتباه است. هنوز خودشان در مورد تعداد افراد ردصلاحیت‌شده آمار اشتباه می‌دهند و می‌گویند ۹۰ نفر. تعدادی را که مردم رأی نداده‌اند، برجسته کنید. آیا علیه مردم هم همین حرف‌ها را می‌زنید؟ همه امکانات ما که در اختیار شما بوده و اینجا آمده و صحبت‌ها را شنیده‌اید. حالا مصوبه‌ای وضع می‌کنید و من پیشاپیش می‌گویم مسئله شما خلاف نظر حقوقی است. شما به عنوان حقوق‌دان می‌توانید بگویید قانونی که دارید را چرا دوباره تصویب می‌کنید. شما به عنوان شهروند می‌توانید بگویید چرا وقت مجلس را می‌گیرید. زمانی بود که مجلس اعلام کرد هر دقیقه هزینه برگزاری مجلس ۳۰ میلیون تومان است. واقعا ارزش دارد که یک کار تکراری انجام شود و از تریبون مجلس یک‌طرفه علیه شورای نگهبان این حرف‌ها را بزنید. ما که اهل شکایت و رفتن به محکمه نیستیم اما اینها در خاطره تاریخی مردم باقی می‌ماند که چه کسانی به قصد خدمت کار کرده‌اند و این سوابق در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران باقی است. من و شما آقای نماینده می‌رویم اما این تاریخ ماندگار است. آیندگان می‌بینند و قضاوت می‌کنند که حرف چه کسی درست بوده. احتمالا بعد از انتشار صحبت‌های من باز هم مطالبی گفته خواهد شد.
     در مورد مدافعان آن یک ماده‌واحده بحثشان این بود که حداقل یک ماده خاص خواهد بود مبنی بر اینکه قوه قضائیه ملزم باشد در ۱۰ روز نظرش را بدهد. یعنی کسی که می‌خواهد گزارش خلاف واقع بدهد، بیم خواهد داشت که سریع رسیدگی می‌شود و تبعات قضائی رفتار خلاف واقع او را رها نخواهد کرد. از این جهت می‌گفتند یک گام مثبت است. به نظر شما نمی‌توان این‌گونه به ماجرا نگاه کرد؟
    من ‌گفتم اساس کار اشتباه است. قانون را که عرض کردم، به هر حال اصلاحاتی نیاز دارد. عرضم این است که اگر قرار است اصلاحی صورت بگیرد، در پکیج اصلی قانون انتخابات بگذارید و اصلا همه اینها را زیرورو کنید. مردم هم می‌پذیرند که در یک چارچوب منطقی قانون‌گذاری می‌کنید نه از کینه تأیید صلاحیت‌نشدن‌ها و عصبانیتی که دارید.
     معتقدید تصمیم نمایندگان مجلس برای اصلاح قانون انتخابات یک تصمیم شخصی و مغرضانه بوده؟
    نمی‌خواهم قضاوت کنم.
     در مورد مصوبه اخیر که تصمیم گرفتند فقط نظر و مدارک و مستندات چهار مرجع قابل پذیرش باشد و خیلی صحبت شده است؛ به‌خصوص اطلاعات سپاه که با اینکه جزء مراجع چهارگانه نبود اما چون دسترسی به اطلاعات زیادی داشته، به یکی از منابع امنیتی تبدیل شده بود که گویا شورای نگهبان هم از گزارشات آنها استفاده می‌کرده است، الان در قانون جزء مراجع چهارگانه نیست. لطفا در این مورد هم نظرتان را می‌گویید؟
    در قانون فعلی، محدودیتی برای استفاده از مراجع چهارگانه وجود ندارد و در ماده ۵۰ هم خلاف این تصمیم نمایندگان وجود دارد زیرا گفته از گزارش‌های محلی هم می‌توانید استفاده کنید. پس قانون دست را باز گذاشته است.
    یکی از اختلاف‌نظرهایی که در بحث نظارت استصوابی گفتید هم اینجا هست. در بحث نظارت استصوابی شورای نگهبان می‌گوید از هر طریقی که باخبر شوم فرد صلاحیت ندارد، می‌توانم اعلام نظر کنم. مثالی می‌زنم؛ اگر شما گفتید همین چهار مرجع می‌توانند اعلام نظر کنند یا اصلا ۱۰ مرجع، وزارت علوم جزئشان نباشد. شما الان از من می‌پرسید چرا از وزارت علوم استعلام نگرفتید.
    شاید پاسخ ساده من این باشد که تکلیفی برای استعلام نداشتیم و وزارت علوم جزء مراجع استعلامی ما نبوده است؛ اما شما به‌عنوان یک شهروند آیا قبول می‌کنید که اگر فردی در انتخابات آمد، چهار یا ۱۰ مرجع اعلام کردند ایشان صلاحیت دارد، ما به طریق دیگری مثلا در همان زمان مقرر قانونی، با یک گزارش ناشناس متوجه شدیم که ایشان خلاف عمده‌ای دارد که روی صلاحیتش تأثیرگذار است، آیا منطق، انصاف و عقل حکم می‌کند به آن گزارش توجه کنیم یا بگوییم چون از آن مرجع نیامده اشکالی ندارد و ایشان باید تأیید صلاحیت شود. با این فرض که فرد ممکن است انحراف عظیمی داشته باشد و در مجلس موجب انحراف‌های دیگری هم شود. منطق ایجاب می‌کند اگر شما از جای دیگری گزارش صحیحی گرفتید، دقت کنید. ما گزارش‌های مختلفی نسبت به فرد دریافت می‌کنیم. ممکن است فرد پنج جلد پرونده داشته باشد، اما به همه اینها توجه نمی‌شود. گزارش‌های نادرست برای ما زیاد می‌آید. غالب اینها را کنار می‌گذاریم.
     فرصت راستی‌آزمایی گزارش‌های ناشناس را دارید؟
    در حد فرصت محدودی که قانون تعیین کرده بله، چون فرد را دعوت می‌کنیم. از مراجع چهارگانه می‌پرسیم و تحقیقات محلی انجام می‌دهیم. اتفاقا در تحقیقات محلی متوجه کذب‌بودن بسیاری از گزارش‌ها می‌شویم؛ گزارش‌هایی که با امضای چند نفر به دست ما رسیده و بعد از تحقیقات محلی متوجه ادعای کذب گزارشگر شده‌ایم؛ برای مثال اعلام می‌کردند اموال زیادی به فرد تعلق دارد و مربوط به زدوبندهای مالی است که فهرست اموال را می‌گرفتیم و می‌دیدیم گزارش از اساس کذب است. در همه ادوار تحقیقات محلی کمک‌کننده به نفع نماینده و فرد ثبت‌نام‌کننده بوده است. آقایان اشتباه می‌کنند که می‌خواهند این مطالب را محدود کنند. اگر محدود کردند و یک مرجع رسمی گزارش داد که مثلا چنین موردی هست، باید ناچار قبول کنیم و فرد را رد صلاحیت کنیم. حق نداریم براساس نظر آقایان بیشتر تحقیق کنیم؛ اما الان گزارش مراجع رسمی هم حتی به‌عنوان یک اماره است نه یک دلیل؛ یعنی به ما گزارش رسیده که فلانی مشکل مالی و اخلاقی دارد، می‌گوییم اسناد را بیاورید، خود فرد هم بیاید و اینها به اثبات برسد که خیلی از این گفته‌ها به اثبات نمی‌رسید. این اشتباه است که دوستان در مجلس می‌خواهند این محدودیت را ایجاد کنند، چون به ضرر ثبت‌نام‌کنندگان و کسانی است که می‌خواهند در انتخابات شرکت کنند.
     در بحث رد صلاحیت‌ها و رسیدگی به اعتراض نامزدهای ردصلاحیت‌شده این مشکل وجود دارد که مرجعی ناظر بر اعمال شورای نگهبان نیست و رسیدگی به اعتراض نامزد ردصلاحیت‌شده توسط همان افرادی که صلاحیت را احراز نکرده‌اند، رسیدگی می‌شود، اینجا رسیدگی به اعتراض‌ها عادلانه خواهد بود؟
    این اشکال به شورای نگهبان برنمی‌گردد. باید بگویید در قانون اساسی چرا یک مرجع تعیین شده است. پس مقصر شورای نگهبان نیست. اما در همین وضعیت هم می‌خواهم بگویم گفته آقایان خلاف است. اولین مرجع هیئت‌های اجرائی هستند که فرماندار چینش کرده و از بین معتمدان انتخاب می‌کند، پس در حوزه شورای نگهبان نیست. هیئت‌های نظارت استانی است که هیئت مرکزی نظارت چینش می‌کند که شامل اعضای شورای نگهبان و غیرعضو هستند. از بین مردم عادی همان محل انتخاب می‌شوند که عضو شورای نگهبان نیستند. نظر آنها در هیئت مرکزی می‌آید که از اعضا و غیراعضا تشکیل شده است. پس اینجا سه مرحله هیئت اجرائی، استانی و هیئت مرکزی شد. نهایتا به شورای نگهبان می‌آید که ۱۲ نفر عضو هستند که نظر می‌دهند، پس هم اعضا متفاوت هستند و هم مراحل متفاوتی دارد؛ یعنی با وضعیت فعلی نهادهای مختلف چهار یا پنج‌گانه را داریم که نظارت می‌کنند. مثل این است که شما بگویید در دیوان عالی کشور یا هیئت عمومی وقتی قرار است رأی صادر شود، اعضای همان شعبه‌ای که رأی داده‌اند، در هیئت عمومی هستند. اعضای هیئت مرکزی در شورای نگهبان هستند؛ اما آنجا پنج نفر و اینجا ۱۲ هستند؛ یعنی هفت نفر دیگر که اکثریت دارند اضافه می‌شوند که می‌توانند نظر این پنج نفر را وتو کنند. پس هم از جهت ساختاری این مطلب خلاف است و بارها تأکید کرده‌ام که اولا ساختارها متفاوت است و هم اینکه چند مرحله را به موجب قوانین مصوب مجلس داریم و اینکه قانون اساسی چنین تکلیفی را گذاشته. هر وقت قانون اساسی عوض شد، در این زمینه هم پیش‌بینی کنند.
     با توجه به توضیحاتی که دادید، در نهایت شورای نگهبان با این چارچوب‌بندی و تعدیل نظارت استصوابی موافق است یا خلاف قانون اساسی می‌داند؟
    خیر، نظارت استصوابی یعنی نظارت مؤثر و کارآمد و این را منطبق بر قانون اساسی می‌دانیم. نظارت غیراستصوابی معنا ندارد و باعث تضییع حق مردم و اثرگذاری تخلفات در نتایج انتخابات می‌شود. با قانون اساسی‌ای که الان داریم، از تفسیر شورای نگهبان و قانون مجلس درباره نظارت استصوابی دفاع می‌کنیم. اگر قانون اساسی زمانی اصلاح شد و این‌گونه نبود، حرف دیگری است؛ اما با وضعیت موجود هم از نظارت استصوابی دفاع می‌کنیم و هم معتقدیم شورای نگهبان به‌درستی تفسیر صحیحی از نظارت خودش داشته و به‌درستی هم عمل می‌کند.
     بنابراین احتمال ردشدن مصوبات مجلس وجود دارد.
    این مصوبات هم مثل مصوبات دیگر می‌تواند رد یا تأیید شود. خیلی مهم نیست.
     اما شورای نگهبان بر مسئله تعدیل نظارت استصوابی حساسیت دارد؟!
    حساسیت خاصی ندارد. فقط مصوبه‌ای که خلاف قانون اساسی و موازین شرع باشد نمی‌تواند تأیید شود.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • برخورد با عناصر تخریب اموال عمومی قصور در انجام وظیفه است؟

    برخورد با عناصر تخریب اموال عمومی قصور در انجام وظیفه است؟

    برخورد با عناصر تخریب اموال عمومی قصور در انجام وظیفه است؟

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، روح الله جمعه ای مشاور وزیر کشور طی نامه‌ای در واکنش به اظهارات علی مطهری مبنی بر اینکه «وزیر کشور مقصر اصلی حوادث آبان» این پرسش را مطرح کرد که آیا دستور برای ایجاد امنیت و برخورد با عناصری که کاملاً مشخص و هدفمندانه اقدام به تهدید و تعرض به انبار غلات و آذوقه و تخریب اموال عمومی و دولتی و به ویژه مراکز اقتصادی و امنیتی و انتظامی و حتی مردم عادی داشتند را قصور در انجام وظیفه می دانید؟

    متن این نامه به شرح زیر است:

    «بسم الله الرحمن الرحیم

    جناب آقای دکتر علی مطهری
    سلام علیکم

    جنابعالی در یکی از اظهارات خود مدعی شدید «وزیر کشور مقصر اصلی حوادث آبان» می باشد. با توجه به سبقه جنابعالی در امور علمی و همچنین جایگاه حقوقیتان در مجلس شورای اسلامی قاعدتاً هرگونه ادعایی باید از بینه قوی و رسمی برخوردار باشد. قطعاً به عنوان فردی که بیشتر عمر این دوره از مجلس را در کسوت نائب رئیس مجلس شورای اسلامی حضور داشتید از تمامی قوانین و ضوابط کشوری اطلاع کامل و به گزارشات متعدد نیز دسترسی داشته اید. بارها به طور رسمی و مستند اعلام شده است که حوادث آبان ماه در سه برش زمانی و از سه جهت قابل ارزیابی است و برای ارزیابی منصفانه و دقیق هرکدام از جهات فوق باید متغیرهای آن را به طور مستقل مورد بررسی قرار داد. تصمیم برای افزایش قیمت بنزین در سه مقطع زمانی پیش از اعمال تصمیم، لحظه اعلام رسمی افزایش قیمت و نهایتاً تدابیر اندیشیده شده پس از افزایش قیمت تا قبل از آغاز اغتشاشات براندازانه قابل تقسیم است و همین موضوع از سه منظر تصمیم برای افزایش قیمت، نحوه اجرای تصمیم نظام و سرانجام اقدامات ملی برای برخورد با اغتشاشات نیز از وجوه دیگر قابل ارزیابی به شمار می رود که ارزیابی همزمان این شش وجه می تواند یک تحلیل واقع گرایانه و روشن و شفاف را ارائه دهد. با وجود چنین مولفه ها و عواملی آیا وزیر کشور جز در محدوده اختیارات و مسئولیت های محوله امکان تصمیم گیری و اقدام دارد؟ آیا جایگاه وزیر کشور در تصمیم به افزایش قیمت بنزین و نحوه برخورد ملی و حاکمیتی با بحران آشوب های پراکنده در چندین استان کشور مطلقه است؟ و نهایتاً آیا دستور برای ایجاد امنیت و برخورد با عناصری که کاملاً مشخص و هدفمندانه اقدام به تهدید و تعرض به انبار غلات و آذوقه و تخریب اموال عمومی و دولتی و به ویژه مراکز اقتصادی و امنیتی و انتظامی و حتی مردم عادی داشتند را قصور در انجام وظیفه می دانید؟ علی ایحال امیدوارم منطبق بر واقعیات و قوانین و اختیارات و شرح وظایف مسئولین نگاهی عمیق به این مقوله داشته باشید.

    با احترام و آرزوی موفقیت
    روح الله جمعه ای

    منبع : مهرنیوز

  • علی مطهری بعد از نمایندگی مجلس چه خواهد کرد/ شاید بروم دنبال حزب صدای ملت

    علی مطهری بعد از نمایندگی مجلس چه خواهد کرد/ شاید بروم دنبال حزب صدای ملت

    علی مطهری بعد از نمایندگی مجلس چه خواهد کرد/ شاید بروم دنبال حزب صدای ملت

     

     

    از این مصاحبه را می خوانید:

      ۴۱ سال از ترور شهید مطهری می‌گذرد. این عدد با اختلاف چند ماه، برابر با عمر جمهوری اسلامی است. شهید مطهری را یکی از ایدئولوگ‌های اصلی جمهوری اسلامی می‌دانند و حتی پس از شهادت، امام خمینی ایشان را حاصل عمر و پاره تن خود می‌داند. قبل از اینکه به بررسی مبانی نظری و اندیشه‌های شهید مطهری برسیم نقش ایشان را در بزنگاه‌های اندک زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا شهادت مرور کنیم. نظر ایشان درباره دولت موقت چه بود؟
    شهید مطهری آقای بازرگان را به‌عنوان نخست‌وزیر دولت موقت به امام خمینی معرفی کردند. البته پیشنهاد از طرف شورای انقلاب بود، ولی استاد مطهری رابط شورا با امام و عنصر تشکیل‌دهنده شورای انقلاب بود. امام آقای بازرگان را دورادور می‌شناخت و به‌دلیل اعتماد به شهید مطهری پیشنهاد را پذیرفت. این تصمیم در آستانه پیروزی انقلاب تصمیم درستی بود و باعث شد انقلاب ما زودتر پیروز شده و حساسیت غربی‌ها کمتر شود.
     پس شهید مطهری نگاه مثبتی به دولت موقت داشت.
    بله. درواقع دولت موقت را ایشان روی کار آورده بود. اعضای آن بیشتر همان اعضای انجمن اسلامی پزشکان و انجمن اسلامی مهندسین بودند که استاد مطهری از دیرباز جلسات سخنرانی با آنها را داشت. اما ایشان پس از چند ماه از عملکرد آقای بازرگان ناراضی بودند. همان روزی که شبش ایشان ترور شدند، هنگام ناهار بحثی دراین‌باره شد. من گفتم آقای بازرگان در مصاحبه اخیرش به امام گوشه و کنایه می‌زد. ایشان پرسید خودت شنیدی؟ گفتم بله. گفتند، امام هم کمی ناراحت است و تصمیم داریم این دولت را ظرف چند روز آینده عوض کنیم. درواقع ایشان معتقد بودند دولت موقت رسالتش را انجام داده است. اما ایشان که شهید شد مسئله تغییر کرد و دیگر کسی این موضوع را دنبال نکرد تا به تسخیر سفارت آمریکا منجر شد. درحالی‌که به نظر من اگر ایشان بود خیلی از مسائل به شکل دیگری اتفاق می‌افتاد و این موضوع قطعا به تسخیر سفارت نمی‌رسید. حتی اگر تسخیر سفارت اتفاق می‌افتاد ایشان به هر طریق مانع می‌شدند، چون موافق این قبیل کارها نبودند.
      از روزهای مدرسه رفاه تا شهادت، از این دست اقدامات انقلابی رخ داده بود که ایشان مانع شود؟
    با روند کلی انقلاب که قطعا مخالفتی نداشتند. اما می‌دانم درباره اعدام‌هایی که آقای خلخالی انجام می‌داد نگرانی داشتند و چند بار به او پیغام توأم با عتاب داده بودند. در موضوع محاکمه هویدا هم گویا اقدام کرده بودند که کمی دست نگه دارند و محاکمه صرفا در یک جلسه تمام نشود. طبعا با برخی اعدام‌های بی‌حساب موافق نبودند. ایشان از نظر خلق‌وخوی شخصی نیز رئوف و دل‌رحم بودند. از قبل انقلاب منزل ما نزدیک منزل سپهبد صدری رئیس کل شهربانی بود. جالب است، پاسبانی که حفاظت از منزل او را به عهده داشت شب‌ها از پشت پنجره متوجه نماز شب خواندن شهید مطهری شده بود و رفته‌رفته به ایشان ارادت پیدا کرده بود. ما می‌دیدیم پدرم که می‌خواست سوار ماشین بشود پاسبان خودش را می‌رساند و سلام نظامی می‌داد. بعد از انقلاب، آن پاسبان آمد و این مطلب را برای ما بیان کرد. به هر حال پس از انقلاب همسر سپهبد صدری به در منزل ما می‌آمد و التماس می‌کرد که کاری کنید تا او اعدام نشود. پدرم به مادرم گفته بود که تحمل دیدن این صحنه‌ها را ندارم. یا در بحبوحه پیروزی انقلاب گاهی کارهای نادرستی به‌طور خودجوش انجام می‌شد. مثلا خبر آمد که عده‌ای می‌خواهند کتابخانه ملی را که کنار مجلس شورای ملی بود، آتش بزنند. شهید مطهری به این مسائل حساسیت داشت. بلافاصله دستور دادند که نیروهایی بروند و جلوی این کار را بگیرند چون لکه ننگی برای انقلاب خواهد بود. انتقال امام خمینی از مدرسه رفاه به مدرسه علوی هم کار استاد مطهری بود. ایشان می‌دانستند که در مدرسه رفاه افرادی متمایل به مجاهدین خلق حضور دارند. خانم بازرگان، مدیر مدرسه، همسر محمد حنیف‌نژاد از مؤسسان سازمان مجاهدین خلق بود. طبق نقل آقای ناطق‌نوری، شهید مطهری صبح ظاهرا ۱۴ بهمن به مدرسه رفاه آمد و امام تازه صبحانه خورده بودند. ایشان دست امام را گرفت و چیزی به ایشان گفت و هر دو سوار پیکان آقای ناطق شدند و به مدرسه علوی رفتند. امام تا این حد به شهید مطهری اطمینان داشت که با گفتن چند جمله قبول کرده بودند که به مدرسه علوی بروند. ایشان در آن ۱۰ روز ۱۲ تا ۲۲ بهمن عمدا در کنار امام بود تا رفت‌وآمدها و ارتباطات را کنترل کند و از نفوذ تیپ‌هایی مثل مجاهدین خلق و افراد التقاطی در دستگاه رهبری انقلاب جلوگیری کند.
     پیش از آن شهید مطهری مسئول کمیته استقبال از امام هم بودند. در آن مقطع هم گویا مانع حضور خانواده مجاهدین خلق در مراسم می‌شوند که قرار بوده پیامی را بخوانند. حتی تهدید می‌کنند که اگر این اتفاق رخ دهد از امام جدا می‌شوند. از سوی دیگر ایشان معتقد است که همه باید بتوانند نظر خود را بدون هیچ مانعی بگویند. این اقدام با دیدگاه ایشان درباره آزادی بیان تناقض ندارد؟ 
    خیر. این دو مطلب ربطی به هم ندارند و در نتیجه تناقض نیست. قضیه این بود که عده‌ای با اطرافیان امام در فرانسه هماهنگ کرده بودند که مادر رضایی‌ها، از کشته‌شدگان مجاهدین خلق، به‌عنوان نماینده خانواده‌های شهدا پیام این خانواده‌ها را در حضور امام در مراسم بهشت‌زهرا در روز ورود امام بخوانند. در آن ایام برخی همراهان امام در فرانسه گرایشی به مجاهدین خلق داشتند. شهید مطهری شب قبلش به احمدآقا پیغام داده بود که به امام بگویید اگر با این برنامه موافقت کرده‌اید من دیگر با شما کاری ندارم و البته امام نظر شهید مطهری را پذیرفته بود. ایشان در آنجا از نفوذ فرصت‌طلب‌هایی که امام و انقلاب اسلامی را قبول نداشتند جلوگیری کردند؛ این به معنی محدودکردن آزادی بیان نیست. آنها می‌توانستند حرف خود را بزنند و در مباحثه‌ها و مناظره‌ها شرکت کنند. در مقام فکر همه آزاد هستند که حرف بزنند. اما گاهی گروهی که سران آنها مارکسیست بودند و به دروغ از اسلام دم می‌زدند و آیه قرآن می‌خواندند، می‌خواستند در کنار امام قرار بگیرند و از محبوبیت ایشان استفاده کرده و کم‌کم در دستگاه رهبری انقلاب نفوذ کنند. شهید مطهری می‌گفت اجازه نمی‌دهیم که فرصت‌طلب‌ها نفوذ کنند. ویژگی شهید مطهری این است که وقتی بحث حقیقت‌جویی و تفکر و مباحثه وجود دارد، راه باز است و همه آزاد هستند حرفشان را با صداقت بزنند. وقتی پای نفاق و فرصت‌طلبی به میان آمد البته باز هم حق دارند حرفشان را بزنند ولی ما هم حق داریم بگوییم اینها دروغ می‌گویند و پست‌های کلیدی را به آنها ندهیم.
     درواقع مرز آزادی بیان از نظر شهید مطهری نفاق است.
    بله. ایشان می‌گوید آنها در جلسات خصوصی‌شان می‌گفتند تا فلان جا با امام هستیم و بعد اقدامات خود را انجام می‌دهیم. خب نمی‌توان گفت که اینها اجازه ورود به رهبری نهضت و اشغال پست‌های کلیدی را داشته باشند. اما در مقام بحث علمی و فکری و اظهارنظر باید آزاد باشند. حتی استاد مطهری سال ۵۵ پیشنهاد کردند که در دانشکده الهیات دانشگاه تهران کرسی درس مارکسیسم‌شناسی گذاشته شود. در نامه‌ای به رئیس دانشکده نوشته بودند که چند واحد درس مارکسیسم‌شناسی قرار دهید و استادی که واقعا به مارکسیسم اعتقاد دارد و به خدا هم اعتقاد ندارد، عهده‌دار آن باشد و ما هم حرف‌هایمان را بزنیم و دانشجوها بشنوند. در همان مقطع بود که به دلیل درگیری دانشجویان با آقای آریان‌پور، استاد کمونیست دانشکده و مداخله استاد مطهری، هر دو را بازنشسته کردند. این پیشنهاد را در سخنرانی‌شان درباره مفهوم آزادی در آستانه پیروزی انقلاب هم تکرار کردند. ایشان در مقام تفکر و بیان اعتقاد داشتند که همه باید آزاد باشند، اما جایی که نفاق و فریبکاری در کار است، مثل داستان مجاهدین خلق که سرانشان مارکسیست بودند و می‌خواستند عقایدشان را در پوشش آیات قرآن و روایات به خورد جوانان بدهند، باید آنها را رسوا کرد و طبعا نمی‌شود از آنها در پست‌های حساس استفاده کرد. طبعا مرز آزادی بیان اقدامات عملی علیه نظام خصوصا اقدام مسلحانه است.
     آیا نمی‌توان همین دیدگاه درباره آزادی بیان را به امروز تعمیم داد؟
    بله، شهید مطهری نمی‌گفتند که این افراد حذف یا زندانی شوند. ایشان می‌گفتند نباید در دستگاه رهبری نهضت وارد شوند؛ چون فکر اسلامی ندارند. ولی می‌توانند حرفشان را بزنند و ما هم جواب می‌دهیم. نمی‌توانند پست کلیدی بگیرند اما می‌توانند فعالیت اجتماعی و سیاسی داشته باشند. از دیدگاه ایشان در جمهوری اسلامی حتی احزاب غیراسلامی حق فعالیت دارند؛ مشروط به اینکه با تابلوی خودشان فعالیت کنند و دیگر آیه قرآن نخوانند. اگر می‌خواهند تظاهرات کنند، عکس امام را نیاورند، مثلا عکس لنین و مارکس را بیاورند تا مردم فریب نخورند. می‌توانند فعالیت کنند و طبعا نماینده در مجلس داشته باشند. البته اکنون قانون اساسی این اجازه را نمی‌دهد اما استاد این موضوع را مطرح کرده بودند و در زمان تدوین قانون اساسی هم که حضور نداشتند. اگر حضور داشتند ما قانون اساسی قوی‌تر و غنی‌تری داشتیم. وقتی بحث تفکر و تعقل و حقیقت‌جویی است، ایشان خیلی باز برخورد می‌کند؛ اما جایی که احساس نفاق می‌کند، شدید برخورد می‌کند. تفاوت نوع برخوردشان با مهندس بازرگان و مجاهدین خلق را ببینید. ایشان به برخی افکار و برداشت‌های مهندس بازرگان از اصول عقاید انتقاد داشت. مباحثی که آقای بازرگان در کتاب «راه طی‌شده» یا «ذره بی‌انتها» درباره نبوت، معاد و توحید دارد، بیشتر بر علوم تجربی استوار است و یک نوع علم‌زدگی بر آن حاکم است. شهید مطهری برخی از این نظرات را نقد می‌کنند. در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که نوارهای صوتی آن موجود است دراین‌باره بحث می‌شود و آقای بازرگان هم صحبت می‌کند. اما با همه نقدهایی که داشتند، معتقد بودند آقای بازرگان صداقت دارد و دنبال حقیقت است، از روی فکر به این نظرات رسیده و نگاه خاصی دارد، علت آن هم این است که صرفا با علوم تجربی آشناست و با فلسفه آشنا نیست. بنابراین برخورد ایشان با آقای بازرگان خیلی دوستانه بود و تا آخر با هم دوست بودند. اما با مجاهدین خلق، چون در آنها احساس نفاق می‌کردند، برخورد شدیدی داشتند.

     شما عدالت را در کنار آزادی بیان از جمله اصول مورد تأکید شهید مطهری نام بردید. ایشان در همان اوایل انقلاب هم دراین‌باره صحبت‌هایی کرده بودند.
    بله، شهید مطهری در روزهای نخست انقلاب می‌گفتند اگر به مسئله عدالت اجتماعی اهمیت ندهیم، انقلاب با شکست مواجه می‌شود؛ در روزهایی که کسی جرئت سخن‌گفتن از شکست انقلاب را نداشت. ایشان خیلی واقع‌بین بود. اینکه فکر کنیم خداوند لطف خاصی به ما دارد و هرجور عمل کنیم این انقلاب باقی می‌ماند، درست نیست. همه‌چیز بستگی به رفتار ما دارد؛ «إنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ ما بِأنْفُسِهِمْ». ایشان می‌گفتند اگر به عدالت اهمیت ندهیم گروه‌های دیگری پرچم انقلاب را از دست ما بیرون می‌آورند. همچنین روی این مسئله که پرچم اصلاحات اجتماعی باید به دست روحانیت باشد هشدار می‌دهند. حتی در سال‌های دهه ۴۰ می‌گفتند چرا پرچم مبارزه با بی‌سوادی دست روشنفکران و حکومت شاه بیفتد؟ روحانیت این نهضت را شروع کند. یا روحانیت باید با شعار بهداشت عمومی و رأی زنان همراه باشد. حتی می‌گفتند نباید با اصلاحات ارضی که شاه انجام داد از اساس مخالفت کنیم، چون اصل کار می‌توانست خوب باشد، اشکال در نحوه اجرای آن بود. خلاصه اینکه نباید پرچم اصلاحات اجتماعی از دست روحانیت بیفتد. مطلب دیگری که خیلی مورد تأکید ایشان بود، استقلال فرهنگی و مکتبی است؛ اینکه به مکتب خودمان اعتماد کنیم و فکر نکنیم اسلام به تنهایی قادر به اداره جامعه نیست و بخواهیم از مکتب‌های دیگر کمک بگیریم. البته از فکر و پیشرفت‌های بشر استفاده می‌کنیم، اما اسلام را یک مکتب جامع و قادر به اداره جامعه می‌دانیم. یک مکتب التقاطی نسازیم. تأکید داشتند که خودباختگی فرهنگی نسبت به فرهنگ غربی نداشته باشیم. روی مسئله اخلاق و معنویت هم خیلی حساس بودند. ایشان یکی از پشتوانه‌های عدالت اجتماعی را اخلاق و معنویت می‌داند و می‌گوید عدالت اسلامی منهای اخلاق و معنویت اصلا قابل اجرا نیست. عدالتی که ما می‌گوییم با عدالت سوسیالیست‌ها فرق می‌کند و اخوت اسلامی در آن نقش دارد، بنابراین در اسلام دستور انفاق و رسیدگی به همسایه و مانند اینها را داریم. شهید مطهری در اسفند ۵۷ در سخنرانی درباره آینده انقلاب اسلامی ایران حتی درباره اصلاح عزاداری‌ها صحبت می‌کند. ایشان همان سخن امام را می‌گوید که باید عزاداری سنتی زنده بماند، اما تحریف‌ها و دروغ‌ها باید از بین برود.
     در نطق ماقبل آخرتان اشاره کرده بودید که شهید مطهری معتقد بود باید انقلاب را اسلامی کنیم نه‌اینکه اسلام را انقلابی کنیم. این گفته را چطور تبیین می‌کنید؟
    این نکته مهمی است. قبل از انقلاب، بحث اسلام انقلابی رایج بود، بیشتر از طرف گروه‌هایی که گرایشی به مارکسیسم داشتند؛ مثلا اسلام ساکن در مقابل اسلام انقلابی. مقصودشان از اسلام انقلابی، اسلامی بود که مبارزه را اصل می‌دانست و معتقد بود که همیشه باید در حال مبارزه باشیم. اسلامی که می‌گوید هرکس که مبارز نیست مسلمان نیست. اما شهید مطهری می‌گفت اصل اسلام است و در برخی شرایط باید مبارزه کنیم. نه‌اینکه مدام مبارزه کنیم و کاری به هدف‌های اسلامی نداشته باشیم. بنابراین آن زمان این بحث مطرح بود که آیا باید اسلام را انقلابی کنیم یا انقلاب را اسلامی کنیم؟ مثلا تغییراتی در اسلام ایجاد کنیم و بگوییم اسلام هم مثل مارکسیسم علم مبارزه است و همیشه باید در حال مبارزه باشیم؛ همان حرف‌هایی که گروه فرقان و مجاهدین خلق می‌زدند.
    البته امروز بحث به آن شکل مطرح نیست. برخی کلمه اسلام انقلابی را به کار می‌برند، اما منظورشان متفاوت است. به نظرم اینجا انحرافی وجود دارد. امروز شبیه همان افکار قبل از انقلاب وجود دارد. البته آنها نظر به مارکسیسم داشتند و امروز فکر می‌کنند اسلام واقعی این است. درحالی‌که برای ما اسلام اصالت دارد نه انقلاب. باید همه‌چیز را اسلامی کنیم نه‌اینکه همه‌چیز را انقلابی کنیم.
     سؤال آخر را درباره آینده سیاسی خودتان می‌پرسم. بعد از ۱۲ سال نمایندگی سیاست‌ورزی را چطور ادامه می‌دهید؟ عده‌ای معتقد هستند که شما اگر در مقام اجرائی مثل ریاست‌جمهوری باشید، آن میزان از جسارت را  که همیشه مدنظر قرار می‌دهید دارید.
    فعلا می‌خواهم به کارهای عقب‌افتاده دانشگاهی و انتشاراتی‌ برسم. از چند ماه قبل در فکر تأسیس حزب صدای ملت بودیم و شاید همان را ادامه دهیم. درواقع بخشی از کار انجام شده و احتمالا کار را جلو ببریم. به طور فردی هم هرجا احساس کنم که باید اظهارنظر کنم، این کار را انجام می‌دهم. فرقی ندارد که نماینده باشم یا نه. قبل از نمایندگی هم در جایی که لازم می‌دیدم اظهارنظر و مصاحبه می‌کردم یا مقاله می‌نوشتم. کار جمعی هم ممکن است به شکل حزبی ادامه  پیدا کند.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • پاسخ تند کدخدایی به نامه مطهری: مخالفت با نظارت استصوابی یعنی آنارشیسم /آرزوی مقام خدایی داشتن را نداریم

    پاسخ تند کدخدایی به نامه مطهری: مخالفت با نظارت استصوابی یعنی آنارشیسم /آرزوی مقام خدایی داشتن را نداریم

    پاسخ تند کدخدایی به نامه مطهری: مخالفت با نظارت استصوابی یعنی آنارشیسم /آرزوی مقام خدایی داشتن را نداریم

     

    به گزارش خبرآنلاین، روزگذشته علی مطهری در نامه ای به آیت الله جنتی، از اظهارنظر دبیرشورای نگهبان درباره تصویب طرح اصلاح قانون انتخابات در آخرین هفته های مجلس دهم انتقاد کرد و در قسمتی از این نامه نوشت: «به شما و آقای کدخدایی -که از همان ابتدا از این طرح ابراز نگرانی کرد- حق می دهم که نگران باشید، چرا که سالها مطلق العنان تحت عنوان مبهم «نظارت استصوابی» هر کاری که خواسته اید کرده اید و اکنون بناست این نظارت بر اساس معیارهای مشخص انجام شود.»

    در همین راستا، عباسعلی کدخدایی در توییتی در واکنش به نامه مطهری، نوشت: دلایل رد صلاحیت نمایندگان به چند اظهارنظر سیاسی قابل درک است! اما عملکرد آنان نیز توسط مردم قضاوت می شود. نه مطلق العنان بودن آرزوست و نه مقام خدایی داشتن. نظارت استصوابی بر اساس مصوبه مجلس، نظارت قانونی است. اجرای آن حاکمیت قانون است و مخالفت با آن فرار از قانون و آنارشیسم!

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • روایتی جدید از جلسه شورای عالی امنیت درباره حوادث آبان ماه /کولیوند به مطهری: مقصر دانستن تام و تمام وزیر کشور از انصاف خارج است

    روایتی جدید از جلسه شورای عالی امنیت درباره حوادث آبان ماه /کولیوند به مطهری: مقصر دانستن تام و تمام وزیر کشور از انصاف خارج است

    به گزارش خبرآنلاین، هفته گذشته علی مطهری در آخرین نطق خود در مجلس به مسئله آبان ماه و اعتراضات در آن مقطع اشاره کرد. او با بیان اینکه «ما که دیگر از این مجلس می‌رویم اما مجلس یازدهم این مسائل را دنبال کند» گفت: موضوع دیگر مسئله استیضاح و مصلحت‌سنجی‌هایی است که گاهی هیأت رئیسه انجام می‌داد و یا همچنین موضوع تأثیرپذیری از خارج مجلس، برای مثال استیضاح وزیر کشور را در آبان و یا آذرماه مطرح کردیم. وزیر کشور مقصر اصلی حوادث آبان است که در آن مدت افراد زیادی کشته شدند. ما هم بر سر این موضوع محکم ایستاده بودیم تا از حد نصاب نیفتد. از آقای لاریجانی با وجود اینکه داماد ما هم هستند انتقاد داریم ولی اجازه ندادند که این کار انجام شود. ابتدا به ما گفته شد اکنون شرایط مناسبی برای این موضوع نیست و آن را به بعد از انتخابات موکول کنید.

    پاسخ به آخرین نطق

    محمد جواد کولیوند نماینده کرج  نیز  در جلسه  علنی امروز  مجلس در تذکری شفاهی در واکنش به نطق اخیر علی مطهری گفت: آقای مطهری در آخرین نطق خود اظهار کردند که مقصر اصلی حوادث آبان ماه وزیر کشور است باید بگویم که ایشان در هیچ گزارش رسمی مقصر اعلام نشده است. نکته‌هایی که گفته می‌شود  فاقد مبنا است.

    رئیس کمیسیون امور داخلی و شوراهای کشور افزود: من و آقای ذوالنوری عضو شورای امنیت کشور هستیم. در آن جا جلسه‌ای با حضور همه دستگاه‌ها اعم از وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و وزارت کشور ترتیب دادیم. در مورد استیضاح وزیر کشور که تحویل کمیسیون شده بود باید بگویم که دو جلسه در ۱۹/ ۹  و ۲۵ /۹ تشکیل دادیم و از آن جا که در جلسه دوم تعداد امضاها از حد نصاب افتاد استیضاح وزیر کشور را از حد نصاب خارج کردیم.

    کولیوند با اشاره به جلسه‌ای که در همین مورد در کمیسیون اصل نود برگزار شده گفت: خواهش من این است از آن جا که وزارتخانه‌ها و نهادهای زیادی درگیر ماجرای آبان بودند مقصر دانستن تام و تمام وزیر کشور از انصاف خارج  است.  وزارت نفت و صمت و اطلاعات درگیر ماجرای آبان بودند و بررسی ما از فضای کلی وقایع آبان ماه نشان می‌دهد که وزارت کشور مقصر اصلی نبوده است.

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • انتقاد تند علی مطهری از سخنگوی شورای نگهبان: به نظام ضربه زدی، عذرخواهی کن

    انتقاد تند علی مطهری از سخنگوی شورای نگهبان: به نظام ضربه زدی، عذرخواهی کن

    انتقاد تند علی مطهری از سخنگوی شورای نگهبان: به نظام ضربه زدی، عذرخواهی کن

     

    به گزارش خبرآنلاین، روز گذشته بود که عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در توئیتی کنایه ای به علی مطهری، مخالفت با نظارت استصوابی را مصداق فرار از قانون و آنارشیستم دانست.

    در همین رابطه علی مطهری، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، در حساب توییتری خود نوشت: «‌آنارشیسم نحوه اجرای نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان یعنی ملاک قرار دادن امیال و گرایشهای فردی چند تن از اعضا ی شورا در بررسی صلاحیت نامزدهاست نه اعتراض به این رفتار. آقای کدخدایی! بهتر است از ملت به خاطر ضربه زدن به نظام عذرخواهی کنید.»

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • نامه علی مطهری به آملی لاریجانی درباره یک اقدام شورای نگهبان و دبیرخانه مجمع تشخیص

    نامه علی مطهری به آملی لاریجانی درباره یک اقدام شورای نگهبان و دبیرخانه مجمع تشخیص

     در نامه علی مطهری خطاب به آیت آلله صادق لاریجانی آمده است:

    «جناب آقای صادق لاریجانی دامت برکاته
    رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام

    با اهداء سلام، شاید مستحضر باشید که پس از رد صلاحیت منتخب مردم اصفهان در انتخابات مجلس دهم، در اوایل این مجلس استفساریه‌ای درباره تبصره ۴ ماده ۵۲ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی به تصویب مجلس رسید مبنی بر این که پس از تأیید صلاحیت اولیه و رأی مردم، شورای نگهبان نمی‌تواند منتخب مردم را رد صلاحیت کند بلکه طبق ماده ۳۰ قانون آیین‌نامه داخلی مجلس باید اسناد و مدارک جدید به مجلس ارسال شود تا در بررسی اعتبارنامه‌ها مورد رسیدگی قرار گیرد و اگر بناست آن فرد حذف شود، به احترام رأی مردم این کار توسط مجلس که نماینده مردم است انجام شود نه اینکه شورای نگهبان پس از رأی مردم رأساً اقدام به حذف او نماید.

    نامه علی مطهری به آملی لاریجانی درباره یک اقدام شورای نگهبان و دبیرخانه مجمع تشخیص
    نامه علی مطهری به آملی لاریجانی درباره یک اقدام شورای نگهبان و دبیرخانه مجمع تشخیص

    شورای نگهبان با این مصوبه مجلس مخالفت کرد و مجلس بر نظر خود اصرار ورزید، لذا این مصوبه در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شد. عجیب است که تا امروز هنوز رسیدگی به این مصوبه در دستور کار مجمع قرار نگرفته است. اینجانب از طریق دبیرخانه مجمع موضوع را پیگیری کردم، در پاسخ گفتند چون تا یک سال پس از وصول، در دستور کار مجمع قرار نگرفته است طبق آیین‌نامه مجمع نظر شورای نگهبان حاکم است.

    البته سابقه این موضوع به قبل از ریاست جناب‌عالی برمی‌گردد ولی این سؤال برای بنده و سایر نمایندگان مجلس و مردم مطرح است که اولاً چرا تا یک سال این مصوبه در دستورکار مجمع قرار نگرفته است. اگر در دستور قرار گرفته بود و تکلیف آن روشن شده بود، امروز ابهام و بحث و جدل در موضوع مدرک تحصیلی منتخب مجلس یازدهم از حوزه تفرش وجود نداشت که آیا باید در بررسی اعتبارنامه‌ها در مجلس یازدهم تعیین تکلیف شود یا شورای نگهبان می‌تواند رأساً انتخابات آن حوزه را باطل کند.

    ثانیاً اساساً آیا این ماده آیین‌نامه مجمع، عادلانه و حکیمانه است که اگر موضوع مورد اختلاف مجلس و شورای نگهبان تا یک سال در دستور کار مجمع قرار نگرفت، نظر شورای نگهبان حاکم است؟ آیا این احتمال وجود ندارد که دبیرخانه مجمع زمانی که با مصوبه‌ای از مجلس مخالف است، آن را تا یک سال در دستور کار قرار ندهد تا نظر شورای نگهبان حاکم شود؟

    این نامه را از آن جهت سرگشاده نوشتم که مردم ما بدانند که اگر گاهی گفته می‌شود مجلس ناکارآمد است، برخی از عوامل ناکارآمدی به خارج از مجلس مربوط است.

    به هرحال تقاضا دارم دستور فرمایید این موضوع در دستور کار مجمع قرار گیرد و چنانچه نیاز به اصلاح آیین‌نامه است اقدام مقتضی انجام شود. قبلاً از حسن توجه جناب‌عالی سپاسگزارم.
    با تقدیم احترام

    علی مطهری»

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • انتقادات صریح علی مطهری از شورای نگهبان: به شما چه ربطی دارد نماینده چه می‌گوید /مجلس یازدهم مطیع شما نخواهد بود

    انتقادات صریح علی مطهری از شورای نگهبان: به شما چه ربطی دارد نماینده چه می‌گوید /مجلس یازدهم مطیع شما نخواهد بود

    به گزارش خبرآنلاین، دیگر هرکسی از اهالی مجلس دهم برای ایراد نطق پشت میکروفن قرار می‌گیرد برای آخرین‌بار است که در مجلس دهم در پشت این سکو می‌ایستد. امروز هم نوبت آخرین نطق علی مطهری بود البته الیاس حضرتی نوبت نطق خود را در اختیار مطهری گذاشت.

    علی مطهری هم که یاد پدر را آغازگر، آخرین نطقش قرار داد، گفت: خیلی روشن و بدیهی بود که عملکرد شورای نگهبان در انتخابات اخیر دچار نقصان‌های زیادی بود؛ اعتراض نمایندگان به رفتار شورای نگهبان جنبه شخصی ندارد و این اعتراض به دلیل رد صلاحیت خودشان نبوده است، بلکه آنها نگران آینده انقلاب، نظام و جمهوری اسلامی هستند و معتقدند این اتفاق می‌تواند منجر به اختناق، خفقان و کاهش سرمایه اجتماعی شود.

    وی با اشاره به اصلاح قانون انتخابات در مجلس دهم افزود: در این کار اصولگرا و اصلاح‌طلب و رد صلاحیت شده و رد صلاحیت نشده تلاش زیادی کردند تا این موضوع به سرانجام برسد.

    به شما چه ربطی دارد نماینده چه چیزی می‌گوید

    مطهری تصریح کرد: رد صلاحیت در این دوره از انتخابات به دلیل اظهارنظر نمایندگان چیز جدیدی بود، در حالی که چنین چیزی در قانون اساسی وجود ندارد قبلا هم چنین رفتارهایی از سوی شورای نگهبان مشاهده می‌شد اما این بار خیلی علنی بود و صراحتا می‌گفتند شما این را گفته‌اید درحالی که باید این را می‌گفتید؛ من نمیفهمم به شما چه ربطی دارد که نماینده چه می‌گویداصلا ماهیت مجلس این است که کسی حرفی را که به آن اعتقاد دارد را مطرح کند و دیگری خلافش را بگوید و جوابش را بدهد؛ اینکه بگویند شما چه بگویید و چه نگویید اصلا معنا ندارد.

    مطهری گفت: مجلس یازدهم مجلس مطیعی نخواهد بود و قطعا افراد حر و آزاده به رفتار خیلی از شماها اعتراض خواهند کرد.

    نماینده مردم تهران با اشاره به انتقاداتی که به مجلس دهم می‌شود گفت: مجلس دهم ضعیف‌تر از مجلس نهم و هشتم نبوده و در برخی مواقع از آنها قوی‌تر هم بوده است. این موضوع را من که در سه مجلس بوده‌ام می‌گویم ولی نقش عوامل خارج از مجلس را در این قضیه نباید نادیده گرفت.

    مقایسه مینو خالقی و منتخب مردم تفرش

    مطهری با اشاره به موضوع رد صلاحیت مینو خالقی در جریان انتخابات مجلس دهم که بعد از انتخابات در مورد این منتخب مردم اصفهان صورت گرفت گفت: ما در مجلس دهم استفساریه قانون انتخابات مجلس در مورد رد صلاحیت منتخبان را داشتیم و مصوب کردیم که شورای نگهبان حق ندارد بعد از رد صلاحیت منتخبین مردم ورود کند و بر نظر خود اصرار کردیم و این موضوع به مجمع تشخیص مصلحت رفت ولی آنها این موضوع را رسیدگی نکرده و اخیرا بعد از آنکه این موضوع را پیگیری کردند، اعلام کردند چون یک سال از این موضوع گذشته است نظر شورای نگهبان تأمین می‌شود. این چه معنی میدهد؟! مگر می‌شود آئین نامه خلاف عدالت باشد

    او درباره اظهار نظر شورای نگهبان درباره منتخب مردم تفرش گفت: تعیین تکلیف منتخب مردم تفرش باید در مجلس مشخص شود  آن هم در زمان اعتبارنامه‌هاست و فقط مجلس می‌تواند ورود کند نه اینکه شورای نگهبان رأسا ورود کند.

    او با انتقاد از مجمع تشخیص درباره اعلام نظر در خصوص انطباق مصوبات مجلس با سیاست‌های کلی نظام گفت:‌ این موضوع تهدیدی برای مجلس محسوب می‌شود و نباید نهادی غیر از شورای نگهبان مصوبات مجلس را بررسی کند، چرا که این موضوع خلاف قانون اساسی است، لذا تشخیص انطباق مصوبات با خود مجلس است.

    او با انتقاد از هیأت رئیسه مجلس درباره استیضاح‌ها و مصلحت‌سنجی‌ها گفت: وزیر کشور مقصر اصلی در حوادث آبان‌ماه بود که منجر به کشته شدن تعدادی از هم‌وطنان‌مان شد، اما من و تعدادی از نمایندگان مجلس درخواست استیضاح وزیر کشور را داشتیم و این موضوع را هم تا آخر پیگیری کردیم، حتی این موضوع از حدنصاب هم نیفتاد.

    انتقاد از داماد خانواده 

    او گفت: من از لاریجانی انتقاد می‌کنم هر چند که داماد ما است، ولی لاریجانی اجازه نداد استیضاح وزیر کشور دنبال شود و درنهایت هم به ما گفتند که هم‌اکنون شرایط مناسب نیست و بعد از انتخابات این استیضاح را دنبال کنید؛ الان هم می‌گویند موضوع کروناست؛ هنوز هم دیر نیست و می‌توان هفته دیگر این استیضاح در دستورکار بیاید.

    او توصیه‌ای نیز به نمایندگان مجلس یازدهم کرد و افزود: شماها باید به مسئله آزادی بیان و حقوق ملت اهمیت بدهید، در حالی که شما نماینده هستید نه نماینده نظام، لذا نباید به بهانه حفظ نظام، حقوق ملت نادیده انگاشته شود. 

    او  در پایان گفت: آمریکا و اسرائیل و عربستان از برجام بی‌جان هم می‌ترسند و در حال تلاش هستند تا بتوانند بر لغو تحریم تسلیحاتی ایران تأثیر بگذارند.

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • مخالفت با نظارت استصوابی فرار از قانون و «آنارشیسم» است

    مخالفت با نظارت استصوابی فرار از قانون و «آنارشیسم» است

    به گزارش خبرگزاری مهر، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به اظهارات علی مطهری در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشت: تقلیل دلایل رد صلاحیت نمایندگان به چند اظهار نظر سیاسی قابل درک است! اما عملکرد آنان نیز توسط مردم قضاوت می‌شود.

    وی با بیان اینکه نه مطلق‌العنان بودن آرزوست و مقام خدایی داشتن، تاکید کرد: نظارت استصوابی بر اساس مصوبه مجلس نظارت قانونی است. اجرای آن حاکمیت قانون است و مخالفت با آن فرار از قانون و آنارشیسم!

    منبع : مهرنیوز