برچسب: صداوسیما

  • بودجه دولت برای برخی نهادها کافی نیست

    بودجه دولت برای برخی نهادها کافی نیست

     

    بودجه دولت برای برخی نهادها کافی نیست

     

    اعتمادآنلاین| اگر انتقاد شما بابت این است که چرا دولت به این سازمان‌ها بودجه اختصاص می‌دهد، باید بگویم که بودجه‌ای که دولت برای آن‌ها در نظر گرفته، جهت تامین هزینه‌های این سازمان‌ها و نهاد‌ها کافی نیست و تنها بخشی از هزینه آن‌ها را تامین می‌کند.

    یک نماینده مجلس، گفت: درآمد‌های صداوسیما شاید کمی بیشتر و یا کمتر از نصف میزان هزینه‌های این سازمان باشد. همچنین درباره برخی سازمان‌ها و نهاد‌ها که ترجیح می‌دهم نامی از آن‌ها برده نشود، فرضیه درآمدزایی و استقلال مالی کامل آن‌ها درست نیست.

    محمدرضا میرتاج‌الدینی و با اشاره به بحث بودجه ۱۴۰۰، گفت: نمایندگان مجلس تاکید زیادی بر شفافیت و عملیاتی شدن بودجه دارند و این هدف را دنبال می‌کنند که مشکلات سال‌های گذشته در بودجه را به نحوی در این دوره جبران کنند؛ لذا در این مسیر نمایندگان به دنبال تنظیم و تدوین احکامی هستند که بتوان از طریق آن بودجه را عملیاتی و شفاف کنیم.

    نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی همچنین درباره علت عدم شفافیت شرکت‌های دولتی در درآمد و هزینه‌ها، تصریح کرد: متاسفانه واقعیت این است که عدم شفافیت در شرکت‌های دولتی به محلی برای بروز و ظهور برخی پدیده‌های اقتصادی مانند موضوع «حقوق‌های نجومی» شده است. ما برای جلوگیری از تکرار این اتفاقات باید احکامی را در نظر بگیریم که شرکت‌های دولتی موظف به رعایت قوانین و ملزم به رعایت شفافیت در هزینه‌ها و درآمد‌ها شوند و تا زمانی که این قوانین و احکام به درستی تنظیم و رعایت نشود، قطعا این اتفاقات مجددا تکرار خواهد شد.

    معاون پارلمانی رییس‌جمهوری در دولت احمدی‌نژاد همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا برخی از نهاد‌ها و سازمان‌ها مانند صداوسیما که درآمدزا هستند، مجددا در لایحه بودجه قید شده‌اند، اظهار کرد: اتفاقا باید بگویم برخلاف آنچه که مطرح می‌شود، درآمد‌های صداوسیما شاید کمی بیشتر و یا کمتر از نصف میزان هزینه‌های این سازمان باشد. همچنین درباره برخی سازمان‌ها و نهاد‌ها که ترجیح می‌دهم نامی از آن‌ها برده نشود، فرضیه درآمدزایی و استقلال مالی کامل آن‌ها درست نیست.

    وی افزود: اگر انتقاد شما بابت این است که چرا دولت به این سازمان‌ها بودجه اختصاص می‌دهد، باید بگویم که بودجه‌ای که دولت برای آن‌ها در نظر گرفته، جهت تامین هزینه‌های این سازمان‌ها و نهاد‌ها کافی نیست و تنها بخشی از هزینه آن‌ها را تامین می‌کند.

    منبع: انتخاب

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • به‌جای فیلتر کردن، باید مدیریت، نظارت و کنترل وجود داشته باشد

    به‌جای فیلتر کردن، باید مدیریت، نظارت و کنترل وجود داشته باشد

    به‌جای فیلتر کردن، باید مدیریت، نظارت و کنترل وجود داشته باشد

    اعتمادآنلاین| فضای مجازی به‌مثابه «رسانه» را در گفت‌وگو با احمد مازنی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس دهم بررسی کرده‌ایم که مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

    نقش فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی در حکمرانی خوب و سیاست‌گذاری‌های کلان چیست و چقدر می‌تواند باشد؟

    به‌نظر من، آن‌چه اتفاق افتاده را می‌توان «انقلاب یا انفجار اطلاعات» نام‌گذاری کرد. در گذشته از آنجا که ما با اطلاعات و اخبار محدودی سر و کار داشتیم، تحت سانسور بودیم و اخبار واقعی از ما پنهان می‌شد. امروزه اما به‌دلیل فراوانی اخبار و اطلاعات امکان سانسور فراهم نیست. فضای مجازی توسعه‌یافته و همچنان به‌لحاظ فناوری رو به توسعه است. برهمین اساس برای استفاده از این فضا نیازمند سواد رسانه‌ای هستیم. اگر این محیط اولا شناخته نشود و ثانیا از ظرفیت آن به درستی استفاده نشود، می‌تواند به تهدید تبدیل شود. اما اگر شناخته شود و مقررات متناسب با اقتضائات این فضا در کشور تصویب و ارایه شود، این فضا می‌تواند به حکمرانی خوب کمک کرده و نقشی بی‌بدیل در این راستا داشته باشد.

    شما به استفاده درست از این فضا اشاره می‌کنید اما در کشور با مساله سانسور مواجه هستیم. دست و پای رسانه‌های مکتوب و رسمی در انتشار اخبار و مطالب به‌شکل شفاف و دقیق بسته است و در عین حال فضای مجازی این امکان را به افراد می‌دهد که اخبار را شفاف‌تر و بی‌پرده‌تر مطرح کنند. همین موضوع باعث شده که اقبال عمومی نسبت به فضای مجازی بیشتر شود. طبیعتا در چنین فضایی امکان سوءاستفاده از این فضا، شایعه‌سازی بیشتر و امکان راستی‌آزمایی آنها کمتر می‌شود. راه‌حل برخورد با چنین مساله‌ای چیست؟

    باید تاکید کنم که این محیط، نیاز به دانشی دارد که باید شناخته شود. ما با فیلتر کردن و محدود کردن نمی‌توانیم این محیط را کنترل کنیم. مثل آن است که سیلی گسترده‌ از یک سرچشمه‌ای شروع شده و کل محیط زندگی انسان‌ها را دربر گرفته و بخواهیم با سدهای کوچک و محدود، آن را مهار کنیم. در حالی که ما ناچاریم با واقعیت این سیل مواجه شده و آن را بپذیریم. این فضای نو، کل زندگی بشر را تحت تاثیر و تسخیر خود قرار داده است و به نظر من حکومت‌ها بزودی متوجه می‌شوند که هیچ اراده‌ای مقابل این جریان گسترده اطلاعات و ارتباطات از خود ندارند و کاملا بی‌اراده، تسلیم این وضعیت خواهند شد که البته آن وقت بسیار دیر است. در حال حاضر بسیاری از کشورها و دولت‌ها این واقعیت را پذیرفته‌اند و برای این واقعیت ظرفیت‌های لازم ازجمله ظرفیت‌های قانونگذاری، آموزشی و اطلاع‌رسانی را فراهم کردند و اتفاقا آن را به فرصت بدل کرده‌‌اند. این درحالی است که متاسفانه در جامعه ما به‌جای اینکه از این فرصت استفاده شود، توییتر یا تلگرام را فیلتر می‌کنند و حتی گاهی زمزمه فیلتر کردن اینستاگرام مطرح می‌شود. فکر می‌کنم حاکمیت به‌جای اینکه این فضا را رقیب خود بداند و بخواهد با یک رسانه سنتی و منفعلی مثل صداوسیما به رقابت با فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی برخیزد، باید همین فضای واقعی و حقیقی را که مجازا اسمش «فضای مجازی» است به رسمیت بشناسد و خودش را با این فضا تطبیق دهد و این فضا را به‌لحاظ تولید محتوا و مدیریت تحت کنترل خود دربیاورد. مفهوم این کنترل هم لزوما سانسور نیست؛ بلکه مفهوم آن می‌تواند این باشد که با استفاده از ظرفیت اینترنت شبکه‌های خصوصی صداوسیما را ایجاد کند و در فضای مجازی و در چارچوب معیارها و ملاک‌های فرهنگ بومی شبکه‌های اجتماعی ایجاد کند که اگر این اتفاق بیفتد، به نظرم مسیر توسعه کشور هموار می‌شود اما اگر این اتفاق نیفتد، آن وقت ما با راست و دروغی که در همین فضای مجازی با اخبار فراروان و در عین حال بدون منبع و سندی مواجهیم که بسیاری وقت‌ها تا واقعیت یک خبر به گوش مردم برسد، ممکن است تنش و التهاب‌های اجتماعی و سیاسی در جامعه ایجاد شود. این را می‌توان با کار علمی و با قانونگذاری مدیریت کرد.

    شما گفتید حکومت با رسانه‌ای مثل صداوسیما نمی‌تواند با این فضا رقابت کند. این گفته شما صحیح است اما به نظر حتی اگر قرار به رقابت هم باشد، این رقابت باید به شکل حرفه‌ای اتفاق بیفتد که در عملکرد صداوسیما مشاهده نمی‌شود. پسِ هر اتفاقی، صدا و سیما گزارشی پخش می‌کند که به‌جای رفع سوالات افکار عمومی و شفافیت بیشتر در آن مورد، چالش مردم را در برخورد با آن واقعه بیشتر می‌کند. نقش صداوسیما به عنوان رسانه‌ای که نام «رسانه ملی» را یدک می‌کشد و در حال رقابت با فضای مجازی و روشنگری است، چیست؟ واکنش حکومت به چنین رویدادهایی که انقدر افکار عمومی را تحت تاثیر قرار می‌دهند، چه باید باشد؟

    رویکرد صداوسیما، نباید رویکرد باندی و جناحی باشد؛ بلکه باید رویکردی ملی باشد. متاسفانه صداوسیما به‌طرز بسیار مبتذلی گرفتار رویکرد باندی و جناحی است. یعنی برای اینکه یک جریان را تقویت کند، خبر و برنامه تولید می‌کند. حتی برنامه‌های مذهبی آن هم تحت تاثیر مسائل جناحی است. به‌طور مثال زمانی که یک کاندیدای روحانی برای ریاست‌جمهوری مطرح می‌شد و او نماز جماعت در جایی برگزار می‌کرد، مدت‌ها به‌صورت مکرر نماز جماعت‌هایی که از تلویزیون پخش می‌شد، نماز جماعت آن روحانی بود و همزمان روحانی دیگری را که کاندیدای رقیب بود، تخریب می‌کردند. صداوسیما برای تخریب افرادی که از جناح دیگر هستند، به اسم و عکس برنامه تولید می‌کند. این اتفاق حتی برای برنامه‌های کودک و نوجوان هم وجود دارد. آنها برنامه‌هایی می‌سازند که در آن با گفتن اینکه این فرد غرب‌گراست و غیره مردم را تشویق می‌کنند، به کاندیدایی که مدنظرشان نیست رای ندهند. اینها مسائلی است که مرجعیت صداوسیما را تحت‌ تاثیر قرار داده و مردم اعتمادشان را به آن از دست داده‌اند. صداوسیما می‌خواهد تبلیغ شبکه‌های مختلف، متفرق و دارای گرایش‌های مختلف را ارایه دهد اما مشخص است که همه اینها یک مجموعه هستند؛ حالا یکی با کت و شلوار می‌آید، یکی با لباس روحانیت اما همه یک جریان را ترویج می‌کنند. اینها به نظرم جزو نقاط ضعف صدا و سیماست.

    راه‌حل شما برای رفع این مشکل چیست؟

    صداوسیما باید کاملا بی‌طرف باشد و تبدیل به سازمانی حرفه‌ای شود که شبکه‌های متعددی را در کشور مدیریت و رهبری می‌کند، نه اینکه خودش مرتب شبکه ایجاد کند و همه شبکه‌ها عین هم باشند. بخشی از این مشکلات را می‌توان با تغییر رویکرد و بخشی هم با اصلاح قانون درست کرد. پس از بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸ تاکنون، صداوسیما قانون اداره، نظارت و خط و مشی ندارد. بنابر اصل ۱۷۵ قانون اساسی باید مجلس برای صداوسیما قانون وضع می‌کرد و ما هم در مجلس دهم هم درون پارلمان و هم در مجمع تشخیص مصلحت نظام برای این موضوع تلاش بسیاری کردیم اما اراده‌ای بر صداوسیما حاکم بود که با این اراده تلاش کردند که نگذارند این تلاش‌ها به نتیجه برسد.

    جالب آنکه صداوسیما، خود بزرگ‌ترین مانع تحقق این هدف است؛ به‌خصوص قانونی که جهت‌گیری آن این باشد که مدیریت این سازمان مقداری جنبه دموکراتیک پیدا کند و نظارت شورای نظارت بر صداوسیما را کیفی‌تر کند، با مخالفت مدیران صداوسیما رو به رو می‌شود.

    البته هنوز هم دیر نشده؛ «رسانه ملی» برای اینکه از قافله شبکه‌های اجتماعی و این رسانه جدید و مدرن که یک‌سویه ‌نیست و نه حتی دوطرفه که چند طرفه است و این امکان را به همه کاربران می‌دهد تا خبر تولید و منتشر کنند، عقب نماند و در رقابت با آن دچار شکست نشود، باید اقدام قانونی انجام دهد و شبکه‌های خصوصی ایجاد کند. تا ساختار صداوسیما اصلاح نشود، با این ساز و کار منفعلی که صداوسیما دارد، به نظرم اصلا نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای ملی باشد. در این اصلاح ساختار و سازو کار، فکر می‌کنم حتی با مجوز هیاتی با مدیریت سازمان صداوسیما، می‌توان شبکه‌های خصوصی در کشور ایجاد کرد. همچون روزنامه‌هایی که از هیات نظارت بر مطبوعات و با محوریت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز می‌گیرند، صداوسیما هم می‌تواند در این حوزه فعالیت کند. ازطرف دیگر هم باید از جهت مسوولیت‌پذیری و پاسخگویی بر شبکه‌های اجتماعی نظارت شود. از این جهت هم از آنجا که نگاه منسجمی در مجلس و حاکمیت نبود، رها شده است. در حال حاضر شبکه‌های اجتماعی به افکار عمومی جهت می‌دهد و از آنجا که این اثرگذاری را دارند، باید کنترل شوند اما کنترل لزوما به معنای سانسور و فیلتر کردن نیست. مثلا الان در روزنامه «اعتماد»، آقای حضرتی مدیرمسوول است و شما حتی از قول من مصاحبه‌شونده هم خبری را درج کنید، آقای حضرتی باید پاسخگو باشد؛ چرا باید برای شبکه‌های اجتماعی چنین قوانینی وضع نشود که تا جای ممکن نظارت بر آن باشد؛ به‌جای فیلتر کردن، باید مدیریت، نظارت و کنترل وجود داشته باشد و از آن طرف، حمایت و پشتیبانی صورت گیرد تا در این فضای گسترده بتوانند روی پای خود بایستند.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • اینستاگرام و توییتر ملی؛ صداوسیمای حکومتی

    اینستاگرام و توییتر ملی؛ صداوسیمای حکومتی

     

    اینستاگرام و توییتر ملی؛ صداوسیمای حکومتی

     

    اعتمادآنلاین| این موضوع اگرچه بعضا دستمایه طنز و شوخی قشری از جامعه و کسانی شده که بیشتر با رموز عالم خبر و رسانه آگاهند، اما همین جماعت هم می‌دانند که نمی‌توان منکر نقش فضای مجازی و به ‌خصوص شبکه‌های اجتماعی در دسترسی مردم به اخبار و اطلاعات شد. اگر تا همین چند سال پیش تنها راه اطلاع از اخبار کشور، ایستادن روبه‌روی کیوسک روزنامه‌فروشی و تورق مطبوعات کاغذی بود، حالا دیگر هر شهروند، یک تلفن همراه هوشمند در جیب دارد و به سادگی می‌تواند با عضویت در چند کانال تلگرامی، دنبال کردن چند منبع خبری در شبکه‌های اجتماعی و چرخی در آنها، اخبار ایران و حتی دورافتاده‌ترین کشورهای دنیا را دنبال کند. همین موضوع باعث اطلاع تعداد بیشتری از مردم از اخبار و اتفاقات به وقوع پیوسته در ایران و جهان شده است.

    در این فضای گسترده ارتباطات امروزی، عجیب نیست که نه فقط در فضای رسانه‌ای فارسی و جامعه ایرانی که حتی فضای رسانه‌ای و سراسر جامعه جهانی با پدیده‌ای موسوم به «فیک‌نیوز» مواجه باشیم؛ اخباری که یا از اساس ناراستند و بی‌اساس یا با روایت عامدانه برشی از ماجرا، دست به قلب واقعیت زده و افکار عمومی را مشوش می‌کنند. در این میان اما نکته حایز اهمیت برخورد حکومت‌ها با این فضای رسانه‌ای است و همین‌جاست که انگار به پاشنه آشیل نظام رسانه‌ای ما تبدیل شده است؛ چه آنکه به نظر می‌رسد سیاستگذاران در ایران تنها راه‌حل مقابله با چنین اخباری را انسداد و اعمال محدودیت و فیلترینگ می‌شناسند، نه شفاف‌سازی، آموزش و افزایش سواد رسانه‌ای و قدرت و اهمیت رسانه.

    حال چنانکه سعید لیلاز، تحلیلگر سیاسی و اقتصادی در یکی از آخرین اظهارنظرها در این راستا، در گفت‌وگویی با «اعتماد» تاکید کرده، سیاست‌های فیلترینگ «بی‌حاصل» بوده و نتیجه‌ای جز کاهش درجه اعتماد عمومی به دولت، حکومت و رسانه‌های رسمی کشور به حداقل میزان ممکن پس از انقلاب نداشته است.

    چنانکه آمار و ارقام و خروجی داده‌کاوی‌ها و پژوهش‌ها در این حوزه نیز نشان می‌دهد که فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی نه‌تنها مانع دسترسی مردم به این فضا نشده که امروز همزمان با حضور مقامات عالیرتبه کشور در همین شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده، شهروندان نیز حضوری فعال دارند.

    شهروندانی که چون مسوولان رده‌بالا، به هر نحو، دسترسی‌شان به این فضا را حفظ کرده و خوراک خبری‌شان را از آن تهیه می‌کنند.

    همزمان با وجود اینکه کار رسانه‌های رسمی در مواجهه با «فیک‌نیوز»، راستی‌آزمایی و نمایش تمام واقعیت از پشت دیوارهای شیشه‌ای است، اما رسانه‌های خصوصی و مکتوب و مطبوعات کاغذی هم زیر تیغ ممیزی حاکمیت، در مسیر ورود به عمق وقایع و نمایش شفاف بسیاری از رویدادها ناکام مانده‌اند و در چنین فضایی است که نقش صداوسیما به عنوان «رسانه ملی» در پرداختن به این اخبار و واکنش به آن به عنوان صدای رسمی حاکمیت، اهمیت دوچندان می‌یابد.

    اما چنانکه تجربه سال‌های اخیر نشان داده، عملکرد ناکام و عمدتا جناحی-سلیقه‌ای این رسانه دولتی به ‌نحوی بوده که افکار عمومی به صحت و صداقت محتوایی که صداوسیما نشر می‌کند، اعتماد نمی‌کند و اخبار «رسانه‌ ملی» را باور ندارد؛ رسانه‌ای که در هر بزنگاه حساس، به ‌جای پرسشگری و نمایش کامل و شفاف واقعیت، اغلب تنها بخشی از واقعه را تصویر می‌کند تا مگر ذهنیت و دیدگاه مورد نظر خود را به جامعه القا کند. روشی که حالا با گسترش اینترنت و دسترسی شهروندان به اخبار و اطلاعات دیگر چون سال‌های پیش ممکن نیست و همین است که روزبه‌روز جایگاه «رسانه ملی» را نزد جامعه تنزل داده و همزمان بر قدرت و اثرگذاری فضای مجازی افزوده است.

    آن‌ هم وقتی حاکمیتی که وظیفه‌اش آموزش و اطلاع‌رسانی به شهروندان است، عنان کار را دو دستی تقدیم رسانه ناکام و نامحبوب ملی کرده و در مواجهه با فضای مجازی نیز بر همان سیاست شکست‌خورده فیلترینگ پافشاری می‌کند و چنین است که افکار عمومی فضای مجازی را به عنوان فضایی شفاف، صادق و البته مورد اعتماد می‌پذیرد و همانجا پرسشگری می‌کند، همانجا پاسخ اغلب پرسش‌هایش را می‌یابد و همانجا مطالباتش را دنبال کرده و به نتیجه می‌رساند. در این حال و اوضاع «اعتماد» برای بررسی نقش فضای مجازی در حکمرانی خوب و سیاستگذاری‌های حاکمان و همچنین واکاوی نقش حاکمیت و «رسانه ملی» با احمد مازنی، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس دهم و طیبه سیاوشی، نماینده اصلاح‌طلب مجلس دهم و از جمله اعضای همین کمیسیون دوره دهم به‌گفت‌وگو نشسته که در ادامه می‌خوانید.

    منبع: اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • تاوان احمدی‌نژاد را سه دولت آتی باید پرداخت کنند

    تاوان احمدی‌نژاد را سه دولت آتی باید پرداخت کنند

    تاوان احمدی‌نژاد را سه دولت آتی باید پرداخت کنند

    اعتمادآنلاین| یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: می‌توان تا حدودی گفت همه میراث دولت احمدی‌نژاد، مسبب بخشی از ناتوانی‌ها و کم‌کاری‌های هشت سال اخیر است.

    سعید شریعتی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در رابطه با فرافکنی برخی نهادها و افراد درخصوص فرار از نقشی که در به وجود آمدن شرایط فعلی دارند، گفت: ارزیابی این مسئله که مقصر شرایط به وجود آمده در کشور چه کسی است، فرآیندهایی را می‌طلبد که منوط به تصمیم‌گیری یک شخص یا دولت نیست که بخواهیم فلان رئیس‌جمهور یا وزیر را متخلف بدانیم. فرآیندهایی که در کشور وجود دارد، فرآیندهایی بلندمدت است که نتیجه‌اش به این شرایط منجر شده و یک پوکی استخوان بر اسکلت سیستم اداره کشور در طی دهه‌های گذشته و به مرور به وجود آمده است.

    او افزود: عمر ۴۰-۵۰ ساله برای نظام‌های سیاسی، عمری زیاد محسوب نمی‌شود اما در همین ۵۰ سال، کشور، دارای بیماری‌های درهم پیچیده‌ای شده است که با مراجعه به طبیب‌های حاذق، این بیماری‌ها رفع و دفع می‌شود اما مقصر دانستن رئیس‌جمهور برای این بیماری‌ها، فرافکنی و بی‌جهت آدرس غلط دادن است.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تاکید کرد: می توان تا حدودی گفت همه میراث دولت احمدی‌نژاد، مسبب بخشی از ناتوانی‌ها و کم‌کاری‌های هشت سال اخیر است. البته که در این هشت سال اگر موانعی بود که جهت‌گیری و سرعت مطلوب را برای دولت در جهت بهبود اوضاع نداشته است، دلیلش فقط دولت پیشین نیست.

    شریعتی اضافه کرد: دولت نهم و دهم فرصت‌هایی را برای توسعه کشور از دست داد و خرابی‌های سنگینی به کشور وارد شد و دو یا سه دولت دیگر باید برای ترمیم آن، سر کار بیاید اما از منظر ریشه‌یابی باید گفت که یک فرآیند بلندمدت‌تر از آن هشت سال مسیر را به این جا کشانده است.

    او با بیان اینکه اگر دولت کنونی یک دولت اصولگرا بود و این چنین توهین‌هایی به شخص اول اجرایی آن می‌شد، برخوردهای شدیدی صورت می‌گرفت، تصریح کرد: این مسئله دو علت دارد که اولین علت آن قانون است و قانون هم تکلیف را برای همگان روشن کرده و اگر مماشاتی وجود دارد، باید به سراغ مجریان قانون رفت. توهین به مسئولان مملکت، طبق قانون، تکلیفش روشن است و ما پیش از این شاهد محاکمه شدن فعالان سیاسی بودیم که حتی با توهین به شورای نگهبان و صداوسیما، برای آن‌ها اعلام جرم شده است.

    شریعتی خاطرنشان کرد: موضوعی که صراحتا در مورد توهین در قانون بیان شده است، نیاز به شاکی خصوصی ندارد و مدعی‌العموم می‌تواند مستقیما ورود کند. در مورد توهین‌ها به رئیس‌جمهور جالب توجه است که چرا مسئولان با معیار دوگانه برخورد می‌کنند و صبر می‌کنند تا خود شخص رهبری ورود کنند؟ ما برای همه مشکلات در کشور قانون داریم.

    او اضافه کرد: اگر نماینده‌ای در تریبون رسمی به رئیس‌جمهور توهین می‌کند، چرا مدعی‌العموم شکایت نمی‌کند؟ اگر توهین نیست، چرا رهبری آن را مطرح می‌کنند؟ اگر توهین به حدی برجسته بوده است که رهبری را آزرده، چرا دستگاه قضائی به آن ورود نکرده است؟ این دوگانگی‌ها قابل هضم نیست.

    منبع: برنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • وزیر جوانان و ورزش الجزایر هم سخنان مجری صداوسیما را تکرار کرد / کشورتان را عوض کنید!

    وزیر جوانان و ورزش الجزایر هم سخنان مجری صداوسیما را تکرار کرد / کشورتان را عوض کنید!

     

    وزیر جوانان و ورزش الجزایر هم سخنان مجری صداوسیما را تکرار کرد / کشورتان را عوض کنید!

    اعتمادآنلاین| سید علی خالدی، وزیر وزارت خانه جوانان و ورزش الجزایر، به دلیل سخنان اخیرش مورد انتقادات شدید قرار گرفت.

    او در این سخنرانی که برای کمپین انتخاباتی ماه آینده برای رفراندوم قانون اساسی انجام شد، گفته است «ما دولتی مطابق با اعلامیه استقلال ۱ نوامبر (روزی که الجزایر برای استقلال از فرانسه مبارزه را آغاز کرد) خواهیم ساخت؛ یک دولت دموکراتیک و اجتماعی در چارچوب اصول اسلام. برای نخستین بار بعد از استقلال، ما اعلامیه استقلال را به قانون اساسی بدل کرده‌ایم و هرکس خوشش نمی‌آید می‌تواند کشورش را عوض کند». او این جمله آخر را دو بار تکرار کرد.

    بسیاری از الجزایری‌ها در شبکه‌های اجتماعی خود سخنان خالدی را به شدت مورد نقد قرار دادند. در همین راستا هشتگ «من از این وضع خوشم نمی‌آید» (#معجبنیش_الحال) دست به دست شد که به اصلاحات پیشنهادی در قانون اساسی اشاره دارد که قرار بود پاسخی به خواسته‌های مردم در جهت تغییر و از میان رفتن سلطه و سرکوب باشد. اما تغییرات پیشنهاد شده بیشتر «اصول کلی» قانون اساسی پیشین را حفظ می‌کند؛ از جمله وجود اسلام به عنوان دین رسمی کشور.

    در این اصلاحات تغییراتی جزئی در سیستم مرکزیت‌زدایی، نقش ارتش و قوه قضاییه وجود دارد. اما رییس‌جمهور همچنان از طریق انتصابات و کنترلش بر برخی نهادها، تسلط و تاثیرگذاری بالایی بر دادگاه‌ها خواهد داشت.

    برخی الجزایری‌ها گفته‌اند که انتخابات ماه آینده را تحریم خواهند کرد و معتقدند که این انتخابات، همچون انتخابات‌های پیشین، قادر به اجرایی کردن خواسته‌های دموکراتیک مردم این کشور نیست. برخی از کاربران اینترنت نیز گفته‌اند که اگر مرزها باز باشد و بتوانند خارج شوند دوست دارند از کشورشان بروند.

    منبع: میدان

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • تناقض‌های موجود و تاثیر آن بر جامعه و علم

    تناقض‌های موجود و تاثیر آن بر جامعه و علم

     

    تناقض‌های موجود و تاثیر آن بر جامعه و علم

     

    اعتمادآنلاین| عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی در یادداشتی نوشت: زندگی در جامعه‌ای که تناقضات آشکار و پنهان آن فراوان است، شهروند را دچار مشکلات روحی و روانی می‌کند و متاسفانه تناقضات در جامعه ایران کم نیست. در هر گوشه‌ای شاهدی بر وجود تناقض‌های رفتاری یا گفتاری می‌توان یافت. از سیاست خارجی گرفته تا سیاست داخلی و اقتصاد و فرهنگ و رسانه، سراسر متناقض است. سیستمی که زمانی قطعنامه‌های شورای امنیت را کاغذپاره می‌دانسته امروز برای پایان یافتن زمان یکی از این قطعنامه‌ها خوشحالی می‌کند. مساله ما این نیست که چه کسی آن قطعنامه‌ها را کاغذپاره می‌دانست و امروز چه کسی از منقضی شدن موعد قطعنامه تحریم تسلیحاتی خوشحال است. هر دو در یک نظام هستند و بودند. سیستمی که زمانی می‌گفت «تحریم نمنه‌د» حال آدرس کاخ سفید را برای توجه مسوولیت مشکلات می‌دهد.

    در سیاست داخلی همواره بر حضور و رای مردم در چهل سال گذشته فخر فروخته و آن را عامل بقای حکومت می‌دانند، بعد در مسیری می‌روند که نامزدها حتی نتوانند کسر قابل توجهی از آرای مردم را نمایندگی کنند. در حالی که شبکه‌های اجتماعی هر روز در حال گسترش است و مردم از آن طریق کسب خبر و نظر می‌کنند، رسانه رسمی را هر روز بسته‌تر از پیش می‌کنند. با وجود چنین ساختار رسانه‌ای؛ در سیاست فرهنگی، ابعاد ممیزی در وضعیت عجیبی قرار دارد که حتی مضحکه شده است.  در اقتصاد نیز همه از تورم و گرانی می‌نالند ولی در عین حال راه‌حل‌ها بر افزایش نقدینگی و انتشار پول بدون پشتوانه است. مثل اینکه برای خاموش کردن آتش، از پاشیدن بنزین استفاد کنیم!  همه اینها یک طرف، تناقض در عرصه علم را چگونه باید هضم کرد؟ از یک سو، چپ و راست بر افتخارات علمی کشور تاکید می‌شود.

    افتخاراتی که یا همان شاخص‌های مرسوم تعداد مقالات علمی و پژوهشی و از این موارد است، یا ساختن فلان فناوری و تجهیزات را به رخ می‌کشند و… از سوی دیگر با تمام توان در حال تزریق و بادکردن شبه‌علم هستند. شبه‌علم را چه در عرصه تجهیزات و فناوری مثل کرونایاب یا کشف معادن زیرزمینی با چشم و… و چه در عرصه پزشکی و طبابت تبلیغ می‌کنند و فراموش نکنیم که این دومی بازار بسیار چربی هم دارد. البته همین جا بگویم که طی ۸ ماه گذشته تق این بازار درآمده است. شخصا علاقه‌مند شدم که پس از کرونا نظر مردم را درباره گرایش به این روش‌های مثلا طبی عجیب و غریب بدانم. به ویژه پس از آتش زدن کتاب مرجع پزشکی که اتفاقا با هدف جلب‌توجه بود و متاسفانه شبکه‌های اجتماعی نیز ناخواسته بلندگوی تبلیغاتی این رفتارها شدند. به همین دلیل عضو کانال فردی که کتاب را آتش زده بود شدم. بازدید مطالب آن حول و حوش میانگین ۲۰۰۰۰ یا به‌طور میانگین حدود ۴۰ درصد اعضای کانال بود که نسبت به تعداد اعضا رقمی واقعی بود. ولی پس از آن و به‌رغم آنکه نیاز مردم به امور درمانی بیشتر شده تاکنون بیش از ۲۰ درصد اعضای کانال کم شده و متوسط بازدیدها نیز نصف یا یک‌سوم شده است، این نشان می‌دهد که مردم پشت صحنه ماجرا را فهمیده‌اند. به ویژه این جماعت هر متنی که می‌نویسند، یک تلفن و آدرس هم برای خرید دارو می‌دهند تا از این طریق امرارمعاش کنند!  وجود این‌گونه کانال‌ها و اقدامات مهم نیست، همه جای جهان هست و ربط مستقیم دارد با ناآگاهی و ناامیدی مردم، ترامپ هم چنین عقایدی دارد و آشکارا بیان می‌کند.

    آنچه مهم است و نشان از تناقض مذکور در فوق دارد، تبلیغ مستقیم و غیرمستقیم صداوسیما از این مثلا طب و نیز رسمیت دادن نسبی آن از سوی وزارت بهداشت است. ویدیوهای کوتاهی که از برنامه‌های تلویزیون در ترویج این شبه‌علم به نام طب، منتشر می‌شود مصداق بارز آن تناقضی است که به آن اشاره شد. از یک سو افتخار کردن به شاخص‌های مرسوم علم و از سوی دیگر دمیدن به کوره سوزاننده فهم و شعور و دانش، از طریق شبه‌علم. جالب اینکه بعید است حتی یکی از مجریان‌ این برنامه‌ها، دستورات غیرعلمی مهمانان خود را اجرا کنند و طبیعی است که هدف تولید و پخش این برنامه‌ها معطوف به منافع دیگری است. اگر بتوان تناقض را در سطح این رسانه هضم کرد، در سطح وزارت بهداشت چه باید گفت که طی ۹ ماه گذشته ده‌ها تن از کارکنان درمانش را در مبارزه با کرونا از دست داده است ولی به جای احترام به علم و بهبود وضعیت خادمان علم پزشکی، در حال به رسمیت شناختن شبه‌علمی است که تاکنون یک درمان موفق مبتنی بر روش علمی را برای تایید به مراجع معتبر عرضه نکرده‌اند. آیا جامعه ایران می‌تواند با این حد از تناقضات ادامه دهد؟ پاسخ منفی است. آثار منفی این تناقضات تاکنون دیده شده و از این پس بیشتر هم خواهد شد. تناقض در حوزه علم فقط به این موارد محدود نمی‌شود. استفاده از مدارک جعلی و اخیرا نیز فرستادن دیگری به جای خود برای دادن امتحان، نمادهای دیگری هستند که با افتخار کردن به شاخص‌های علم تطابق چندانی ندارد که در تعارض است.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • صداوسیما در بسیاری موارد موجب دین‌گریزی است / صداوسیما نباید به اظهارنظرهای غیرکارشناسی تریبون بدهد

    صداوسیما در بسیاری موارد موجب دین‌گریزی است / صداوسیما نباید به اظهارنظرهای غیرکارشناسی تریبون بدهد

     

    صداوسیما در بسیاری موارد موجب دین‌گریزی است / صداوسیما نباید به اظهارنظرهای غیرکارشناسی تریبون بدهد

     

    اعتمادآنلاین| مصطفی درایتی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره عواقب و آسیب‌های اظهارات نسجیده به ‌نام دین توضیحاتی ارائه می‌کند. مشروح گفت‌وگوی او را در ادامه می‌خوانید:

    آقای درایتی طی چند روز گذشته اظهاراتی نامتفاوت و عجیب از برخی روحانیون و کارشناسان مذهبی منتشر شد که ازجمله صحبت‌هایی که آیت‌الله علم‌الهدی درباره زنان مطرح کردند، سخنان حجت‌الاسلام صدیقی درباره کرونا و همچنین‌ آنچه از جانب یک کارشناس مذهبی روی آنتن تلویزیون درباره پیشگویی حوادث انقلاب در زمان پیامبر اسلام بسیار بحث‌انگیز و جنجالی شد. با توجه به تحولات اخیر در فناوری و ارتباطات که از طرفی موجب تسریع در انتقال پیام شده و از طرف دیگر دسترسی به داده‌ها و راستی‌آزمایی آن به ‌سادگی میسر است درحالی که برخی کارشناسان از دین‌گریزی و دین‌زدگی شهروندان به‌ دلیل این اظهارات ناموجه گفتند و حتی برخی فعالان موسوم به ارزشی در فضای مجازی نیز به این ‌دست اظهارنظرها انتقاد کردند به نظر شما عواقب و آسیب ناشی از انتشار این مواضع چیست؟

    این مسائل زمانی که از زبان افراد معمولی مطرح شود که در مقام فتوا نیستند طبیعتا وجاهت دینی به آن معنا ندارد لذا چندان از مجامع دینی هم واکنشی نمی‌بینیم. به‌ صورت معمول طرح اینگونه مسائل چندان منطقی و معمول نیست و این افراد باید بدانند که با مردمی فهیم روبه‌رو هستند که هر سخنی را با هر عنوان و پوششی به سادگی نمی‌پذیرند. البته اینجا به عملکرد صداوسیما انتقادی بسیار جدی وارد است که این اظهارات را پوشش می‌دهد. چراکه گاهی تلقی جامعه این است که آنچه تلویزیون پخش می‌کند، خواست حکومت است و در این مورد قرائتی مورد تایید از دین است. وقتی کسی اظهارنظر شخصی داشته و مساله‌ای را به ‌نام دین مطرح کند، مردم بخشی از سخنان او را می‌پذیرند و بخشی را به ‌اصطلاح دور می‌اندازند؛ بنابراین شهروندان باید توجه داشته باشند که هر آنچه به نام دین عرضه می‌شود اول باید با عقل تطبیق دهند و ببینند آیا به ‌لحاظ عقلی پذیرفتنی است و اگر معقول بود، قبول کنند. در غیر این صورت آن را کنار بگذارند. لذا باید جامعه را به این سمت سوق دهیم نه اینکه مردم هر آنچه از زبان کسی که لباس خاصی به تن دارد و به اسم دین حرف می‌زند، بپذیرند و عین دین بدانند. مهم‌ترین عاملی که برای جامعه وجود دارد این است که خداوند در وجود هر انسان فطرتی پاک و عقل قرار داده که معیار نیکی و بدی است و با همین معیار هم انسان مورد پرسش الهی قرار گرفته و احیانا مجازات می‌شوند. مردم باید ببینند سخنی که می‌شنوند، آیا با فطرت و عقل‌شان مطابقت دارد یا خیر؛ اگر چنین بود، آن را بپذیرند و در غیر این صورت کنار بگذارند.

    نکته‌ای که شما به آن اشاره کردید در سال‌های گذشته با توجه به گسترش امکانات ارتباطی و افزایش دسترسی مردم به اطلاعات بیشتر دیده می‌شود؛ اما آیا می‌توان چنین انتظاری از همه مردم داشت و از عواقب احتمالی این اظهارات بر جامعه چشم‌پوشی کرد؟

    در شرایط معمول اینگونه است؛ سخنی که امروز مطرح می‌شود ممکن است در کل کشور و خارج از مرزها واکنش‌هایی به ‌دنبال داشته باشد. از طرفی این مساله مطرح است که نمی‌توان دهان کسی را بست و صرفا می‌توان توصیه کرد که در اظهارنظر ملاحظه کنند آن ‌هم وقتی سخنران ملبس به چنین لباسی است چراکه وهن برای این لباس و دین درست می‌شود. اما این صرفا یک توصیه است و هیچ پشتوانه اجرایی و عملی ندارد. پس همان طور که پیش از این هم گفتم اینجا انتقاد به صداوسیما وارد است و به نظر من سایر رسانه‌ها هم باید به‌ جد به صداوسیما فشار وارد کنند که از پخش اینگونه برنامه‌ها خودداری کند. این درست نیست که خودمان هم به این قضیه دامن بزنیم؛ چراکه آن‌ طرف قضیه کسانی هستند که آزادند هر آنچه به ذهن‌شان می‌رسد، بگویند. بحث دیگر هم درباره جامعه است و ما باید سطح آگاهی مردم را بالا ببریم که قادر به تمییز این اظهارات ناصحیح از سخنان سنجیده باشند. راه و روش این مساله هم اتکا به آن دو ودیعه‌ای است که خداوند در وجود انسان نهاده و در آخرت هم با بنابر همین دو ودیعه انسان را بازخواست می‌کند؛ فطرت و عقل!

    اگر هر سخنی که به هر نام و عنوانی به ما عرضه شد اما عقل و فطرت‌مان آن را تایید نکرد باید در صداقتش شک کنیم حتی اگر در قالب فتوایی از یک مرجع تقلید منتشر شده باشد. به عنوان نمونه بحثی در مورد دوچرخه‌سواری مطرح شده درحالی که این مساله صدر اسلام و نزول شریعت، وجود نداشته با چه استنادی موضوع احکامی این‌چنین قرار می‌گیرد؟! اگر عوارض دیگری هم پیدا کند که همچون خیلی مسائل دیگر برای انسان قابل تشخیص است و ربطی به دوچرخه ندارد. ولی صرف این نوع اظهارنظر ظاهرا سلیقه ایشان است و برای خودشان هم محترم است. اما نمی‌شود این نگاه خاص را به نام کلیت دین مطرح کرد. در واقع لازمه اینکه بتوانیم مصونیتی برای دین مردم درست کنیم که به اصل دین‌شان بدبین نشوند این است که از ابزارهایی استفاده کنیم که در اختیارشان است. بارها و بارها در قرآن تاکید شده که در قیامت مردم می‌گویند که روحانیون ما چنین و چنان می‌گفتند و خدا به آنها می‌گوید مگر شما عقل نداشتید که خودتان درک کنید؟! پس به صرف اینکه من بگویم فلان خطیب و واعظ و روحانی چنین مساله‌ای را مطرح کرده و به سخن او استناد کنم برای خدا در قیامت حجت نیست. خداوند عقل و فطرت پاک را در نهاد آدم قرار داده که قدرت تشخیص داشته باشد و برای هر سخنی به فطرت و عقل خود مراجعه کند تا اگر مقبول و معقول نبود در صحت و ارتباطش به دین تردید کند. نه به دین بلکه باید به دینی بودن آن سخنی که به‌ نام دین مطرح شده، شک کنیم. این تنها راهی است که می‌توانیم مصونیتی برای جامعه و حفظ اعتقادات مردم ایجاد کنیم؛ چراکه نمی‌شود جلوی دهان کسی را گرفت. آقای فلانی یک سلیقه برای خودش دارد و تریبون هم در اختیارش است و هر چه می‌خواهد می‌گوید. ما نه پشتوانه‌ای داریم که از بیان این سخنان جلوگیری کنیم و نه اساسا چنین کاری امکان‌پذیر است ولی مواقعی هست که می‌توان جلوی انتشار بیش از اندازه سخنی ناصحیح را گرفت و عمدتا برعهده صداوسیما است؛ این صداوسیماست که سخنان آقای شجاعی درباره پیش‌بینی انقلاب در زمان پیامبر را پخش کرده و پخش این مواضع عجیب از تریبون یک رسانه ملی ایجاد تردید و ایجاد مشکل می‌کند. این تشکیلات با پول مردم اداره می‌شود و روا نیست که با اعتقادات مردم بازی کنیم و چیزی که صدها سوال و شبهه در اطراف آن مطرح است را بگوییم.

    همان‌ طور که اشاره کردید، بخشی از ماجرا به این برمی‌گردد که مردم با عقل‌شان درست و غلط را تشخیص دهند اما وجه دیگری هم وجود دارد و آن تاثیری است که چنین اظهاراتی بعضا بر برخی سیاستگذاری‌ها می‌گذارد یا حتی منجر به واکنش‌های بین‌المللی می‌شود که آسیب‌هایی در پی دارد. به نظر شما آیا ممکن است نهادی در کشور این مسائل را مدیریت کند؟

    یک راه آن عکس‌العمل‌های رسانه‌ای و مردمی است که باید بکوشیم، بستر طرح مسائل حرفه‌ای را محدود کنیم. همان‌ طور که گفتم به ‌طور معمول و از منظر ضوابط و قوانین نمی‌شود دهان کسی را بست و جلوی اظهارنظر افراد را گرفت. به‌ ویژه امروز که شما می‌توانید در خانه‌تان سخنی را مطرح کنید و آن را در فضای مجازی نشر دهید و جمعیت کثیر آن را بشنوند. هر چند زمانی که این سخنان مطرح می‌شود، ضد آن هم بسیار مطرح می‌شود و این مهم است که مردم بدانند آنچه عنوان شده، نگاه خاص یک فرد بوده است. اما گاهی این اظهارات چنان ضربه‌ای وارد می‌کند که تا بخواهیم اثرات آن را از بین ببریم، زمانی بسیار هدر رفته است؛ یعنی برخی سخنان، اثراتی بسیار گذاشته و بعضا جماعتی را نسبت به دین بدبین می‌کند و باید زمانی طولانی صرف شود تا دوباره جایگزینی برای آن پیدا شود که اگر پیدا شود! آقایان روحانی باید توجه کنند که به بعضی اظهارات عکس‌العمل‌هایی ویژه برانگیخته و زمانی که آنها به نام دین چنین اظهارنظر می‌کنند این مجموعه روحانیون و کلیت روحانیت و اعتقادات دینی است که ممکن است زیر سوال برود. لذا نمی‌شود هر آنچه را به ذهنم خوش آمد، مطرح کنم؛ این یک توصیه است. شما می‌بینید در این کشور بسیاری از امور به ‌نام روحانیت انجام شده و بعضا اعتماد به روحانیت را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. درحالی که ممکن است بسیاری از روحانیون سهمی در اینگونه اظهارات نامتعارف نداشته باشند اما طرح این مواضع از زبان کسی که شکل و شمایل روحانی دارد، باعث می‌شود عواقب آن به‌ نام همه روحانیون تمام شود. در مجموع مهم این است که زمان طرح این مسائل و مواضع توجه کنند؛ چراکه عکس‌العمل‌های منفی به این مسائل بسیار زیاد است و نه ‌تنها مردم را به دین نزدیک نمی‌کند که از دین فراری می‌دهد. پس آنها باید در گفتار و کردارشان ملاحظه کنند. نکته دیگر هم اینکه قرار نیست هر کس هر سلیقه‌ای که دارد را به صورت کلی مطرح کند. می‌توانم بگویم که نظر من چنین است اما نمی‌شود به نام دین حکم داد و مردم را در حیرت فرو برد. بحث سوم هم موضوع رسانه و صداوسیماست که پیش‌تر بحث شد چراکه وقتی سخنی از صداوسیما پخش می‌شود، معنا و مفهوم آن عوض می‌شود. من منهای عملکردها مسبب بسیاری از مشکلاتی که امروز موجب دین‌گریزی مردم شده را صداوسیما می‌دانم. یعنی نه ‌تنها مردم را به دین دلگرم و امیدوار نمی‌کند بلکه باعث زدگی، نا امیدی و کم‌اعتقادی مردم می‌شود. این راه علاقه‌مند نگه داشتن مردم به دین نیست؛ نکته چهارم و آخر هم اینکه از رسانه‌هایی که چارچوب دارند، انتظار می‌رود طوری با اینگونه مسائل برخورد کنند که جامعه با افزایش سطح آگاهی خود بتواند مفید و غیرمفید را تشخیص دهد و هر سخنی را به نام دین نپذیرد و به درستی ارزیابی کند. اگر ما این جنبه را تقویت کنیم که هر سخنی حتی فتوای زمانی که عرضه شده اگر امروز با فطرت و عقل‌مان ناسازگار بود، محل تردید به ‌لحاظ دینی بودن و صداقت است، می‌توان مانع از برخی آسیب‌ها شد. این ‌طور مردم کم‌کم به شکلی فعال با اینگونه مسائل برخورد می‌کنند و می‌توانند اعتقاداتی سالم‌تر داشته باشند؛ تصور من بر این است که این بهترین روش است.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • پرونده خبری هفته | گسترش قلمرو به شیوه صداوسیما / تعیین تکلیف مجلس برای سریال‌های شبکه نمایش خانگی

    پرونده خبری هفته | گسترش قلمرو به شیوه صداوسیما / تعیین تکلیف مجلس برای سریال‌های شبکه نمایش خانگی

    پرونده خبری هفته | گسترش قلمرو به شیوه صداوسیما / تعیین تکلیف مجلس برای سریال‌های شبکه نمایش خانگی

     

     

    اعتمادآنلاین| الهام نداف- «با عنایت به نظریه تفسیری مورخ ۱۳۹۷/۰۷/۱۰ شورای نگهبان ذیل اصول ۴۴ و ۱۷۵ قانون اساسی و ابلاغیه مقام معظم رهبری مدظله‌العالی مورخ ۱۳۹۴/۰۶/۲۲ خطاب به رئیس‌جمهور محترم، مسئولیت صدور مجوز و تنظیم مقررات صوت و تصویر در فضای مجازی و نظارت بر آن منحصراً بر عهده سازمان صداوسیماست.» این بخشی از جوابیه سازمان صداوسیما به گزارش روزنامه اعتماد است، گزارشی که در آن سهم‌خواهی تلویزیون از شبکه نمایش خانگی غیرقانونی عنوان شد.

    همه چیز از ۳ ماه پیش آغاز شد. اواخر خردادماه بهمن حبشی، مدیرکل دفتر نظارت بر تولید فیلم سازمان سینمایی، اعلام کرد: «تعداد مجوزهای صادره و سریال‌های در حال تولید و آماده توزیع برای نمایش خانگی بیشتر از نیاز و ظرفیت بازار است».

    پس از آن بود که زمزمه‌های واگذاری شبکه نمایش خانگی به صداوسیما شنیده شد. کمی بعد اما یکی از رسانه‌ها خبر داد که بعد از سلب اختیار صدور مجوز وی‌او‌دی یا همان ویدئوکلوب‌های اینترنتی از سازمان سینمایی قرار است اختیار صدور مجوز برای ساخت سریال‌های شبکه نمایش خانگی هم از سازمان سینمایی گرفته و به صداوسیما داده شود.

    بعد از اعلام این خبر نه چندان رسمی، کانون کارگردانان سینما و شورای مرکزی کانون فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران احساس خطر کردند و با انتشار بیانیه‌ای نسبت به توقف روند تولید و نمایش آثار نمایش خانگی هشدار دادند.

    در ادامه پای افراد حقیقی هم به این ماجرا باز شد و این چهره‌ها به صورت صریح و شفاف به محدود شدن اختیارات سازمان سینمایی واکنش نشان دهند. کیومرث پوراحمد، کارگردان سینما، یکی از آنها بود که در گفت‌وگویی اعلام کرد: «فیلمنامه‌ای بسیار جذاب برای شبکه نمایش خانگی دارد، اما اگر قطعی شود که مجوز سریال‌های خانگی را صداوسیما می‌دهد، این فیلمنامه را کنار می‌گذارد چون نمی‌خواهد با دستورالعمل‌ها و بُکن و نَکن‌های صداوسیما کار کند».

    علاوه بر اینها سیدضیا هاشمی، رئیس جامعه صنفی تهیه‌کنندگان، این کشمکش را سیاسی دانست و تاکید کرد: «وقتی تلویزیون با این همه شبکه داخلی و خارجی نتوانسته موفق عمل کند، چه اصراری برای این کار دارد».

    مصطفی کیایی، کارگردان سریال نمایش خانگی «هم‌گناه»، هم از دیگر سینماگرانی بود که به این موضوع واکنش نشان داد. به گفته او «۲ راه بیشتر نمی‌ماند؛ یا دوباره مخاطب را از دست بدهند تا آنها به سمت شبکه‌های ماهواره‌ای بروند یا اینکه سعی نکنند از نظر اسمی و قواعدی دوباره کارها را درگیر قواعد تلویزیون کنند که همین منجر به از دست دادن مخاطب می‌شود».

    بعدتر محمدمهدی عسگرپور که کارگردانی سریال‌های تلویزیونی را هم در کارنامه کاری خود دارد در گفت‌وگویی تاکید کرد: «با یک رادیوتلویزیون کاملاً دولتی مواجه هستیم که در کنارش شبکه خصوصی هم وجود ندارد و به نظر می‌رسد سریال‌های شبکه نمایش خانگی در حال پر کردن خلئی هستند که باید تلویزیون در برخی شبکه‌های خود به آن می‌پرداخت و پر می‌کرد».

    همایون اسعدیان، کارگردان سینما و تلویزیون، نیز در همان گفت‌وگو نگرانی صداوسیما درباره هجوم مخاطبان از سوی تلویزیون به شبکه نمایش خانگی را بی‌مورد دانست و یادآور شد: «شبکه نمایش خانگی تماشاگر تلویزیون را نگرفته، تماشاگر ماهواره را گرفته است. کمی به فضای جامعه نزدیک شده است. شکل و شمایل آدم‌ها در این سریال‌ها به شکل و شمایل مردم در خیابان شبیه است. سوژه‌هایی که به سراغش می‌روند کمی از التهاب می‌کاهد».

    گذشته از مباحثی که کارگردانان و تهیه‌کنندگان سینما و تلویزیون مطرح کردند، مهدی کوهیان، تهیه‌کننده سینما و حقوقدان، از منظر قانونی به این جریان پرداخت و با استناد به مصوبه‌ ۲۸ سال قبل درباره آزادی فعالیت‌های ویدئویی در شورای ‌عالی انقلاب فرهنگی، در گفت‌وگو با «اعتمادآنلاین» تاکید کرد: «نظارت بر وی‌اودی‌ها و شبکه نمایش خانگی بر عهده وزارت ارشاد است نه صداوسیما».

    کمی بعد، مرتضی آقاتهرانی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، جدال میان صداوسیما و وزارت ارشاد را به مجلس یازدهم کشاند و در اظهاراتی گفت: «مدیران ارشاد و سازمان سینمایی هم حتی می‌دانند که از این به بعد دیگر مسیر اعطای مجوز به محصولات شبکه نمایش خانگی و نظارت محتوایی بر این محصولات از مسیر ارشاد و زیرمجموعه‌های این وزارتخانه، نمی‌گذرد و تصمیم‌گیری برای اعطای مجوز کاملاً در اختیار سازمان مقررات است».

    در همین اثنا ۲۶ نماینده مجلس شورای اسلامی طرح اصلاح بند (۲۹) ماده (۲) قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به رئیس مجلس ارائه کردند که در تبصره‌های الحاقی این اصلاحیه قید شده: «صدور هر گونه مجوز و نظارت بر فرآیند تولید و پخش کلیه برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی از جمله ساختارهای مستند، مسابقات، انیمیشن، سریال، برنامه‌های گفت‌وگومحور و ترکیبی بر عهده سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است».

    این اقدام مجلس و گمانه‌زنی و سهم‌خواهی‌ها در ادامه جامعه صنفی تهیه‌کنندگان سینمای ایران را مجاب کرد تا با انتشار بیانیه‌ای خواستار فراهم شدن شرایطی به دور از هرگونه اعمال سلیقه برای تولیدات شبکه نمایش خانگی شوند.

    این اما همه ماجرا نبود و بالاخره سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر صداوسیما (ساترا) بعد از انتشار یک خبر از سوی سازمان سینمایی به طور مستقیم به مساله مجوزها ورود کرد. سازمان سینمایی در این خبر عنوان کرده بود در جلسه شورای پروانه ساخت آثار غیرسینمایی با ساخت مجموعه ترکیبی «همرفیق» به تهیه‌کنندگی و نویسندگی حسن خدادای‌پور و کارگردانی شهاب حسینی موافقت شده است.

    چند ساعت پس از انتشار این خبر روابط عمومی ساترا اعلام کرد: «مسئولیت صدور مجوز برنامه‌های ترکیبی و تولیدات تلویزیونی برای انتشار در رسانه‌های صوت و تصویر، تنها در صلاحیت این سازمان است. سازمان سینمایی هم ساکت نماند و در واکنش به این خبر به صورت رسمی موضع خود را اعلام کرد و گفت طبق قانون مسئولیت صدور مجوز محتوا در شبکه نمایش خانگی، اعم از فیزیکی و مجازی، با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است».

    وزرات ارشاد اما به این پاسخ اکتفا نکرد و در نهایت علی‌اصغر کاراندیش، معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزارت ارشاد، در نامه‌ای در ۶ صفحه و ۱۶ بند تناقض‌ها و تضادهای طرح مذکور با قوانین مرتبط با شرح وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را فهرست و مخالفت وزارت ارشاد را با این طرح اعلام کرد.

    البته سازمان صداوسیما هم این موضع وزارت ارشاد را بی‌پاسخ نگذاشت و یک روز بعد صادق امامیان، رئیس ساترا، در گزارشی نوشت: «ما به هیچ‌وجه مسئولیت محتوا را به عهده نمی‌گیریم. ما مقررات خودمان را به رسانه‌ها اعلام می‌کنیم، آنها یک مدیر محتوایی معرفی می‌کنند و ما دوره‌های آموزشی برای آنها می‌گذاریم تا از سطح مدیریت آنها مطمئن شویم. ما تقریباً هیچ سانسوری انجام نمی‌دهیم. مسئولیت حوزه محتوا بر عهده صاحبان رسانه‌هاست».

    کمی بعد اما صداوسیما به گزارش روزنامه اعتماد با عنوان «سرپیچی تلویزیون از قانون» که به مجادله میان صداوسیما و وزارت ارشاد پرداخته و از سهم‌خواهی صداوسیما با عنوان بی‌قانونی یاد کرده بود، واکنش نشان داد. صداوسیما در بخشی از جوابیه خود آورده بود باید توجه داشت که در حال حاضر، همگان در کشور متوجه اهمیت محتوای تولید و ارائه شده در فضای مجازی هستند و در همین حال از ولنگاری در این فضا گلایه‌‌مندند و علاوه بر این نویسنده گزارش دقیقاً نگفته از کدام قانون دم می‌زند و تلویزیون از کدام قانون سرپیچی کرده است؟

    روزنامه اعتماد هم به جوابیه صداوسیما پاسخ داد و نوشت: «در همان متن به مرجع قانونی «صدور مجوز تولید و نمایش هر گونه محتوای سمعی و بصری» اشاره شده است. اگر قانونی در این زمینه وجود نداشت، چگونه این کار تاکنون انجام می‌شد و آن روابط عمومی برای رد آن به بخشنامه قوه قضائیه و اظهارات شورای نگهبان ارجاع داده است؟ به علاوه اگر چنین قانونی نباشد، اصولا آن بخشنامه مورد نظر نویسنده چه وجهی پیدا می‌کند؟ اگر قانونی وجود دارد که مصوب مجلس و تایید شورای نگهبان است با هیچ متن دیگری نمی‌توان آن را نقض کرد و نادیده گرفت بنابراین نقدی که به صداوسیما وارد شده، روشن است.»

    اما این پاسخ اعتماد نیز از طرف صداوسیما بدون جواب نماند. روابط عمومی صداوسیما در پاسخ نوشت: «امیدوارم نقد همکاران‌تان درباره رسانه ملی، کمافی‌السابق سازنده و به دور از توهین افترا یا خلاف واقع باشد تا بتوانیم از آن برای بهبود و ارتقای کیفیت کار رسانه ملی بهره‌برداری کنیم.» در بخش دیگری از این جوابیه عنوان شده بود: «علاوه بر این، اگر تحریریه معزز روزنامه‌ اعتماد بخواهند و آمادگی داشته باشند، امکان برگزاری دوره‌ای کاربردی به صورت کارگاهی، در همکاری مشترک با معاونت حقوقی و امور مجلس رسانه ملی برای رفع ابهامات حقوقی در این خصوص وجود دارد تا از باب حقوقی بتوان ابهامات و سوالات مرتبط با این موضوع را رفع کرد و پاسخ داد.»

    آنچه در این میان بیش از هر چیز خودنمایی می‌کند، عقب‌نشینی صداوسیما بعد از موضع‌گیری‌های اخیر است. تاکید ساترا بر اینکه «ما تقریباً هیچ سانسوری انجام نمی‌دهیم» نشان می‌دهد واکنش‌های برخی از اهالی سینما و سازمان سینمایی تا اینجا بی‌نتیجه نمانده، اما سوال اصلی اینجاست که اگر قرار است صداوسیما به محتوا ورود نکند پس چرا بر محدود کردن اختیارات سازمان سینمایی اصرار دارد؟

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • رسانه ملی نباید خدمات خوب خود را با بعضی از تنگ‌نظری‌ها زیر سوال ببرد

    رسانه ملی نباید خدمات خوب خود را با بعضی از تنگ‌نظری‌ها زیر سوال ببرد

    رسانه ملی نباید خدمات خوب خود را با بعضی از تنگ‌نظری‌ها زیر سوال ببرد

     

    اعتمادآنلاین| آیت‌الله‌هاشم‌زاده هریسی، عضو مجلس خبرگان رهبری درخصوص رویکرد صداوسیما درقبال درگذشت آیت‌الله العظمی یوسف صانعی گفت: رسانه ملی متعلق به ملت است و برنامه‌های خوبی هم دارد. نمونه این برنامه‌ها را در ایام عزاداری محرم دیدیم که در شرایط کرونا بسیار کمک کرد. این رسانه نباید خدمات خوبی را که ارائه می کند با بعضی از تنگ‌نظری‌ها زیر سوال ببرد.

    وی افزود: صداوسیما نباید با برخی رفتارها خود را جناحی جلوه دهد. باید به علما و کسانی که به انقلاب و اسلام خدمت کرده اند، احترام بگذاریم. متاسفانه توهمات و تصورات عده‌ای چنین است که برخی سرمایه‌های این انقلاب، به کشور لطمه می زنند. در حالی که چنین نیست.

    اگر به این سرمایه‌ها حرمت بگذاریم، نظام و انقلاب مفتخر می شود. وحدت و انسجام افزایش می یابد و افکار مختلف دور هم جمع می شوند. با وجود دشمنانی که وجود دارند اگر نتوانیم همه ملت، افکار و احزاب مختلف را در یک جا جمع کنیم، زمین می خوریم.

    وی همچنین  گفت: باید از هرآنچه انسجام ملی را از بین می برد پرهیز کنیم. انسجام ملی نیز به دو شکل از بین می رود و باعث بروز اختلاف می شود یکی در این حالت که حرف‌های دیگران را بزرگنمایی کنیم و علیه افراد موضع بگیریم. و دیگر اینکه اظهارنظرهای جناحی کنیم. این کار درستی نیست که برخی افرادی را که سواد چندانی هم ندارند برای پاسخگویی به دیگران مطرح کنیم و به آنها بها دهیم.

    مردم این مسائل را می‌فهمند و در صورت ادامه چنین رویکردی، دیگر تمام کارهای خوبی هم که رسانه ملی انجام می دهد، زیر سوال می رود. اما اگر صداوسیما همگانی شود و علیه اشخاص موضعی نگیرد و احترام همه را حفظ کند مردم خوششان می آید. صداوسیما باید این سیاست را رعایت کند چراکه «رسانه ملی» متعلق به همه است.

    عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: باید کسانی که به انقلاب خدمت کرده‌اند حتی اگر بعدها موضعی متفاوت گرفته اند، مورد احترام صداوسیما باشند. مگر تکفیری‌ها چه کسانی هستند؟ آنهایی که مسأله‌ای جزئی را در اسلام کلی فرض می کنند و آن را کفرآور می خوانند. ما نباید روحیات تکفیری داشته باشیم. البته خوشبختانه چنین روحیاتی در کشور و انقلاب ما نیست اما متاسفانه نشانه‌های اندیشه تکفیری در برخی رویکردها وجود دارد.

    یکی از مشکلاتی که در جهان اسلام وجود دارد همین وهابیت و روحیه تکفیری است. ما نباید نشانه ای از این روحیه داشته باشیم بلکه باید سعه صدر و تحمل عقاید مختلف را داشته باشیم. اگر روحیه تکفیری زدوده شود دیگر حتی به ذهن کسی هم خطور نمی کند که چرا آیت‌الله صانعی تا پیش از رحلتش مورد تکفیر قرار نگرفت؟

    منبع: امتداد