برچسب: شکنجه

  • دیده بان حقوق بشر از سیستم قضایی امارات انتقاد کرد

    دیده بان حقوق بشر از سیستم قضایی امارات انتقاد کرد

    دیده بان حقوق بشر از سیستم قضایی امارات انتقاد کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از القدس العربی، دیده بان حقوق بشر اعلام کرد که امارات در ماه می گذشته عبدالله الشامسی یک شهروند عمانی ۲۱ ساله را که از افسردگی و سرطان رنج می برد به حبس ابد محکوم کرده است.

    این سازمان اعلام کرد که حکم صادره علیه الشامسی بسیار ظالمانه است چرا که وی در زندان انفرادی به سر برده و توسط نیروهای امنیتی امارات بعد از بازداشت در اوت ۲۰۱۸ در حالی که تنها ۱۹ سال داشت شکنجه شده است.

    وی در آن زمان در مقطع دبیرستان در امارات مشغول به تحصیل بود.

    مسئولان دیده بان حقوق بشر اعلام کردند که صدور حکم حبس ابد بر اساس اسناد مشکوک برای مردی که از سرطان رنج می برد نمونه وحشتناکی از ظلم سیستم قضایی امارات به شمار می رود.

    بر اساس این گزارش، مسئولان اماراتی با دادن اطلاعات در خصوص اوضاع الشامسی مخالفت کرده اند.

    وی از زمان شدت گرفتن ویروس کرونا در زندانی به سر می برد که این ویروس در آن پخش شده است.

    دیده بان حقوق بشر اعلام کرد که الشامسی بعد از گذشت یک سال و نیم از بازداشتش در شرایط نادرستی محاکمه شده است.

     

  • شکنجه مرگبار با بستن سارقان به پشت تراکتور

    شکنجه مرگبار با بستن سارقان به پشت تراکتور

    شکنجه مرگبار با بستن سارقان به پشت تراکتور
    شاکی در توضیح ماجرا گفت: شوهرم منصور راننده مینی‌بوس است. امروز صبح برای انتقال مسافر از تهران به شهرستان قم از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. او معمولاً همیشه شب به خانه می‌آمد و به همین دلیل وقتی دیر کرد نگرانش شدم و با تلفن همراهش تماس گرفتم که خاموش بود. احتمال می‌دهم برای شوهرم اتفاق بدی رخ داده است که درخواست کمک دارم.
    با طرح شکایت پرونده به دستور قاضی واحدی، بازپرس شعبه‌یازدهم دادسرای امور جنایی تهران در اختیار تیمی از کارآگاهان اداره‌یازدهم پلیس‌آگاهی قرار گرفت.
    کشف خودروی مرد گمشده مأموران پلیس در جریان تحقیقات خود موفق شدند خودروی مینی‌بوس را که نزدیکی پمپ بنزینی حوالی خیابان نامجو رها شده‌بود کشف کنند.

    بررسی‌ها نشان داد دقایقی قبل مرد جوانی پیکر نیمه‌جان مردی حدوداً ۴۲‌ساله‌ای را به پمپ بنزین منتقل می‌کند و از کارکنان پمپ بنزین و رهگذران درخواست کمک می‌کند، اما قبل از رسیدن امدادگران اورژانس به طرف خودروی مینی‌بوس سفیدآبی که کمی آنطرفتر پارک شده‌بود، می‌رود و در آن را قفل کرده و فرار می‌کند. پس از آن بود که مأموران پلیس راهی بیمارستان شدند و دریافتند مرد زخمی همان راننده مینی‌بوس گمشده است.
    در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، ساعت ۱۲‌ظهر روز شنبه نهم فروردین‌ماه کارکنان بیمارستان امام‌حسین (ع) به مأموران کلانتری ۱۰۶ نامجو اعلام کردند که منصور بر اثر شدت جراحاتی که ناشی از ضربه جسم سختی به سرش بوده به کام مرگ رفته است. بدین ترتیب با اعلام خبر قتل راننده مینی‌بوس پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد و تیمی از کارآگاهان اداره‌دهم پلیس‌آگاهی به دستور بازپرس جنایی وارد عمل شدند. کارآگاهان جنایی در نخستین گام از تحقیقات میدانی سراغ شاهدان عینی رفتند و از آن‌ها درباره حادثه تحقیق کردند.
    شاهدان چه گفتند؟یکی از کارگران پمپ بنزین گفت: روز حادثه درحال کار بودم که مردی به سراغم آمد و دوستش را که کنار خیابان دراز کشیده بود به من نشان داد.مرد جوان گفت حال دوستش بد است و درخواست کمک کرد که همراه تعدادی از کارکنان پمپ بنزین به نزدیک آن مرد رفتیم که متوجه شدیم او بیهوش شده و بلافاصله با اورژانس تماس گرفتیم.درحالی که منتظر آمبولانس بودیم ناگهان مشاهده کردیم مردی که موضوع را به ما اطلاع داده بود به طرف مینی‌بوسی رفت و پس از آن که در مینی‌بوس را قفل کرد از محل گریخت.

    شناسایی مظنون حادثهکارآگاهان در گام بعدی دوربین‌های مداربسته محل حادثه را مورد بازبینی قرار دادند که مشخص شد همانطور که شاهد عینی اعلام کرده بودند، روز حادثه مرد جوان ناشناسی پیکر نیمه‌جان راننده مینی‌بوس را در نزدیکی پمپ‌بنزین رها و پس از درخواست کمک فرار می‌کند. پس از این مأموران پلیس تصویر مرد ناشناس را برای شناسایی به همسر مقتول نشان دادند که مشخص شد وی شاهرخ نام دارد و از دوستان صمیمی منصور است. بدین ترتیب بازپرس جنایی دستور بازداشت شاهرخ را به عنوان مظنون حادثه صادر کرد و مأموران پلیس هم خیلی زود وی را دستگیر کردند.

    شکنجه‌های مرگبار شاهرخ در بازجویی‌ها گفت: روز حادثه با خودروی منصور برای هواخوری به حوالی جاجرود رفتیم. در حال تفریح بودیم که از کنار باغ بزرگی عبور کردیم که با فنس‌های فلزی حصار شده بود. با دیدن فنس‌های فلزی تصمیم گرفتم مقداری از فنس‌ها را سرقت کنم و به خانه‌ام ببرم که از منصور خواستم برای بریدن فنس‌ها کمکم کند. دو نفری از مینی‌بوس پیاده شدیم و در حال بریدن فنس‌ها بودیم که چهار مرد جوان با چوب و چماق به سراغ ما آمدند. چهار مرد نگهبان ابتدا ما را به شدت کتک زدند و بعد پاهایمان را با زنجیر به عقب تراکتوری بستند و تراکتور را به راه انداختند و ما را روی زمین کشاندند. آن‌ها ما را به خاطر سرقت مقدار کمی فنس فلزی وحشیانه شکنجه دادند تا اینکه متوجه شدند حال ما بد شده و رهایمان کردند.

    پس از این شکنجه دردناک حال منصور که مشخص بود سرش ضربه خورده بد شد، اما حال من کمی بهتر بود که پیکر نیمه جان منصور را سوار مینی‌بوسش کردم و به طرف تهران آوردم. قصد داشتم او را به بیمارستان ببرم، اما از ترس اینکه خودم گرفتار نشوم پیکر منصور را کنار پمپ بنزینی رها کردم و پس از درخواست کمک از کارکنان پمپ‌بنزین فرار کردم.
    دستگیری ۴ شکنجه گر پس از اظهارات شاهرخ، مأموران پلیس با مشخصاتی که شاهرخ داده‌بود باغ مورد نظر را شناسایی و چهار نگهبان باغ را هم بازداشت کردند.

    صبح دیروز چهارمتهم برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل کردند و مورد بازجویی قرار گرفتند. یکی از متهمان گفت: روز حادثه متوجه شدیم که دو مرد در حال سرقت فنس‌های باغ هستند که آن‌ها را گرفتیم و به شدت کتک زدیم. ما قصد کشتن آن‌ها را نداشتیم، اما بعد از کتک‌کاری تصمیم گرفتیم برای ترساندن آن‌ها دست و پایشان را با زنجیر به تراکتور ببندیم و تنبیه‌شان کنیم که الان متوجه شدیم متأسفانه یکی از آن‌ها به خاطر تنبیه ما فوت کرده است. سه متهم دیگر هم حرف‌های همدستشان را تأیید کردند.
    بدین ترتیب چهار متهم به دستور قاضی مصطفی واحدی برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفتند و شاهرخ هم آزاد شد.
    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • شکنجه زن جوان در خانه شوهر۶۰ساله/ زن،یک پایش را از دست داد

    شکنجه زن جوان در خانه شوهر۶۰ساله/ زن،یک پایش را از دست داد

    شکنجه زن جوان در خانه شوهر۶۰ساله/ زن،یک پایش را از دست داد

    این مرد گفت: من با تماس تلفنی دخترم در جریان این اتفاق قرار گرفتم. او از من درخواست کمک کرد و گفت دو هفته است که وضعیت بدی دارد.
    وقتی مأموران با شکایت این مرد تحقیقات خود را آغاز کردند، متوجه شدند زن جوان در بیمارستان بستری است. آنها بررسی‌ها را با صحبت با زن جوان آغاز کردند. این زن به نام رؤیا به مأموران گفت: شوهرم من را با میله شومینه کتک زد و دو هفته در خانه زندانی کرد و اجازه نداد با خانواده‌ام تماس بگیرم. من از او شکایت دارم. 
    در ادامه، سیامک، شوهر ۶۰ ساله رؤیا، بازداشت شد و به آزار و شکنجه همسرش اعتراف کرد. او گفت: من از دست همسرم عصبانی شدم و او را زدم، اما قصد نداشتم آسیب جدی‌ای به او وارد کنم.
    پرونده بعد از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
    در جلسه محاکمه سیامک، همسر جوانش داستان زندگی تلخی را که با شوهرش داشت توضیح داد و از اینکه چطور مورد تحقیر قرار می‌گرفت، گفت. این زن که روی ویلچر نشسته بود و چهره‌ای درهم‌شکسته داشت، گفت: ما خانواده فقیری بودیم، به‌همین‌خاطر وقتی سیامک به خواستگاری من آمد، با او ازدواج کردم. من ۳۰ ساله بودم و سیامک ۶۰ سال داشت. بچه‌هایش هم‌سن‌وسال من بودند، ولی من به‌خاطر اینکه از فقر نجات پیدا کنم به سیامک بله گفتم و با هم ازدواج کردیم. من می‌دانستم همسر اولش از او جدا شده است، اما علت جدایی را نمی‌دانستم.
    رؤیا در ادامه گفت: بعد از ازدواج، من سعی می‌کردم با توجه به سن سیامک احترامی فراتر از یک شوهر برای او قائل باشم و بسیار به او توجه می‌کردم و کارهایش را انجام می‌دادم، اما این احترام متقابل نبود. بچه‌های سیامک به خانه ما می‌آمدند و با من رفتار بسیار بدی داشتند. آنها رفتار تحقیرآمیزی با من داشتند. خانه سیامک بزرگ و ویلایی بود. وسایل خانه شیک و همه‌چیز لوکس بود، اما آنها به اندازه ثروتشان باادب نبودند و با من تحقیرآمیز برخورد می‌کردند. این موضوع مرا ناراحت می‌کرد. به شوهرم گفتم از این رفتار بچه‌هایش ناراحت می‌شوم، اما او اصلا واکنشی نشان نمی‌داد.
    زن جوان ادامه داد: با اینکه سعی می‌کردم زندگی آرامی را با سیامک درست کنم، اما وقتی تحقیر می‌شدم دیگر دوست نداشتم با او باشم. تا اینکه روز حادثه بچه‌های سیامک آمدند. آنها خیلی به خانه پدرشان می‌آمدند. دوباره تحقیرم کردند و من هم از این رفتار ناراحت شدم و به سیامک گفتم دیگر نمی‌توانم این وضعیت را تحمل کنم. با عصبانیت با شوهرم صحبت کردم و گفتم رفت‌وآمدهای فرزندانش به خانه ما مرا خیلی اذیت می‌کند. جروبحث بین ما بالا گرفت و یکباره سیامک به سمت شومینه رفت و میله آهنی را که برای جابه‌جاکردن چوب شومینه است برداشت و به‌شدت من را کتک زد. آن‌قدر مرا زد که همه‌جای بدنم خون‌آلود شد. دست و دهانم غرق خون بود و دندان‌هایم شکست. دو هفته در همان وضعیت ماندم. سیامک به من گفت باید آن‌قدر بمانی تا بمیری.
    زن جوان حرف‌هایش را این‌طور ادامه داد: من و سیامک دو سال بود که با هم زندگی می‌کردیم و هرگز به او بی‌احترامی نکرده بودم، اما او این‌طور شکنجه‌ام کرد. در دو هفته‌ای که در خانه‌اش اسیر بودم، حتی من را به دکتر نبرد. اجازه نمی‌داد با خانواده‌ام تماس بگیرم. خانواده‌ام فکر می‌کردند ما به سفر رفته‌ایم. تا اینکه بعد از دو هفته وقتی سیامک برای خرید بیرون رفت، من تلفن را برداشتم و به پدرم زنگ زدم و درخواست کمک کردم. او به همراه دایی‌ام آمد و مرا به بیمارستان بردند. در بیمارستان دکترها گفتند یک پایم را باید به‌خاطر عفونت شدید قطع کنند و پای دیگرم هم چون اعصابش از بین رفته است، دیگر قدرت حرکت ندارد و من برای همیشه قدرت راه‌رفتن را از دست داده‌ام.
    وقتی نوبت به سیامک رسید و تفهیم اتهام شد، شکنجه و ناقص‌کردن همسرش را انکار کرد و گفت: من قبول دارم با رؤیا دعوا کردیم، اما دعوای ما به‌خاطر پول بود. رؤیا از من پول می‌خواست، من هم کارت عابربانکم را ندادم. او با میله شومینه به من حمله کرد و مرا زد، بعد هم با پدر و دایی‌اش تماس گرفت و آنها آمدند و رؤیا را بردند. در آن مدت چه اتفاقی افتاد که رؤیا پاهایش را از دست داد من نمی‌دانم و مسئولیت آن با من نیست.
    گفته‌های متهم در حالی بود که او در بازجویی‌های اولیه به شکنجه همسرش اعتراف کرده بود. قضات با پایان جلسه دادگاه، برای تصمیم‌گیری در این خصوص وارد شور شدند. 
    ۲۳۳۰۲
    منبع : خبر آنلاین