برچسب: شهید سپهبد قاسم سلیمانی

  • حمزه موسوی «این روزها» را برای شهادت سردار سلیمانی خواند

    حمزه موسوی «این روزها» را برای شهادت سردار سلیمانی خواند

    حمزه موسوی «این روزها» را برای شهادت سردار سلیمانی خواند

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «این روزها» نام قطعه‌ای است به خوانندگی سیدحمزه موسوی و با شعری از قاسم صرافان که گرانش آشوری آهنگسازی و تنظیمش را برعهده داشته است.

    «این روزها» در واحد موشن‌گرافیک سازمان صدا و سیما تهیه شده است.

    متن ترانه این قطعه را بخوانید:

    جهان این روزها درگیر بیداده دلش خونه

    زمین تب داره هذیون میگه و از درد میخونه

    یمن می‌سوزه، قدس تو بنده، صنعا زیر آواره

    قطیف اندوهه، مکه درد، لبنان اشک می‌باره

    عروسک‌های وهابی تو دستای عموسامن

    خوارج در پی آدم‌کشی با اسم اسلامن

    خون، خون شرافت توی رگای ماست

    تو، گوش تلاویو صدای پای ماست

    قرن، قرن خروش سپاه حیدره

    باز، جیش محمد تو راه خیبره

    داریم چشمای بیداری و قلبایی که بی ترسن

    شیاطین از همین اندیشه بیدار میترسن

    همه آمادهایم، از کربلا تا قدس راهی نیست

    جلودار سپاه حیدریها که سپاهی نیست

    درسته این شب تاریک جولانگاه اشباحه

    ولی چیزی نمونده تا سحر خورشید در راهه

    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • عکس دیده نشده و قدیمی از رهبر انقلاب و سردار سلیمانی پای سفره افطار

    عکس دیده نشده و قدیمی از رهبر انقلاب و سردار سلیمانی پای سفره افطار

    به گزارش خبرآنلاین، این تصویر قدیمی به تیرماه سال ۶۲ و مراسم افطار فرماندهان سپاه باز می گردد. در این تصویر سردار حاج قاسم سلیمانی، حاج مهدی باکری و محسن رضایی در کنار رهبر انقلاب و پای سفره افطار دیده می شوند.

    عکس دیده نشده و قدیمی از رهبر انقلاب و سردار سلیمانی پای سفره افطار
    عکس دیده نشده و قدیمی از رهبر انقلاب و سردار سلیمانی پای سفره افطار

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • عکسی خاص از آخرین افطار سردار سلیمانی و فرماندهان بلندپایه نظامی در منزل محسن رضایی

    عکسی خاص از آخرین افطار سردار سلیمانی و فرماندهان بلندپایه نظامی در منزل محسن رضایی

    عکسی خاص از آخرین افطار سردار سلیمانی و فرماندهان بلندپایه نظامی در منزل محسن رضایی

     

    به گزارش خبرآنلاین، سال گذشته در چنین روزهایی هیچ کسی فکرش را هم نمی‌کرد سال آینده سردار سلیمانی در میان مردم نباشد و آرزوی دیرینه اش محقق شده و به درجه شهادت رسیده باشد. این تصویری است از آخرین افطاری سردار سلیمانی در منزل محسن رضایی است که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود.

    در این تصویر دیگر مقامات بلندپایه نظامی چون سرلشکر باقری، سردار سلامی، و چهره هایی چون محسن رفیقدوست و محمدباقر قالیباف نیز دیده می شوند.

    ۲۱۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • گلایه‌های منتشر نشده سردار سلیمانی از دانشگاه و حوزه علمیه

    گلایه‌های منتشر نشده سردار سلیمانی از دانشگاه و حوزه علمیه

    به گزارش خبرآنلاین،در این ویدئو که با توضیحاتی مبنی بر “گلایه سپهبد قاسم سلیمانی به جایگاه اندیشه امام و آیت‌الله خامنه‌ای در سیستم آموزشی کشور به مناسبت روز معلم” نشر یافته است، حاج قاسم می گوید:

    «اگر ما بخواهیم یک تربیت حقیقی و اداره حقیقی در ابعاد گوناگون و یا یک فرضیه هایی را در ابعاد دینی و حکومتی اشاعه بدهیم، جامع ترین آن در این دو کلام است.؛کلام امام دیروز جامعه ما و کلام امام امروز جامعه.

    متاسفانه در هر دو جایگاه علمی، هم در حوزه مقدس و هم در دانشگاه محترم، به این دو نظریه مظنون به غریب  است. من خودم دانشجو بودم و آنچه که در دانشگاه ما مطرح بود، وصیتنامه امام به صورت داوطلبانه بود. در بحث مقام معظم رهبری هم بسیار بعید می دانم درسی در دانشگاه وجود داشته باشد.

    متاسفانه در حوزه های علمیه ما که باید پایه اصلی تدریس، تفکر، فقه، عرفان، معرفت و تربیت امام باشد، اما غایب است. مقام معظم رهبری هم محروم و غایب است. اگر بخواهیم این تربیت به طور جدی در ابعاد مختلف جامعه و حوزه ریشه بدواند؛ باید در تربیت نخبگان در دانشگاه و حوزه باید به این دو فکر متعالی و عالی که همه ابعاد مختلف و نظریات نتعالی در آن وجود دارد،  اهتمام جدی و اساسی شود.»

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین

  • سردار سلیمانی گفت با تبلت یک عکس از ما بگیرید

    سردار سلیمانی گفت با تبلت یک عکس از ما بگیرید

    سردار سلیمانی گفت با تبلت یک عکس از ما بگیرید به حاج قاسم گفتم عکس را بگذارید روی دیوار اتاقتان

    مهدی نعمایی عالی، به تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۶۳، در کرج متولد شد. خانواده مهدی اصالتا مازندرانی بودند اما در کرج سکونت داشتند. شهید نعمایی فرزند پنجم خانواده از دانشجویان ممتاز دانشگاه امام حسین (ع) بود که توانست مدرک لیسانس مدیریت نیروهای مخصوص، جوشکاری و برشکاری زیر آب تا عمق چهل متری، مدرک تاکتیک و جودو را کسب کند همچنین به زبان عربی تسلط داشت.
    سال ۹۵ برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) و یاری دیگری مجاهدان که مقابل تروریست های تکفیری می جنگیدند عازم سوریه شد و سرانجام در ۲۳ بهمن ماه همان سال، مصادف با شهادت حضرت زهرا (س) به همراه همرزمانش در خودرو که به طرف منطقه می رفتند، توسط مین کنار جاده ( تله انفجاری) مزد جهادش را گرفت و شهید شد. در ادامه بخشی از گفتگوی زهرا ردانی و خاطره دیدارش با سردار سلیمانی بعد از شهادت همسرش را می خوانید؛
    حاج قاسم اولین کسی بود که دست روی سر بچه هایم کشید
    شنبه بعد از ظهر که مهدی به شهادت رسیده بود ما یکشنبه صبح ساعت ۸ با هواپیما داشتیم برمی گشتیم ایران. حال و هوای خوبی نداشتم. تنها و غریبانه با بچه هایم داشتم بر می گشتم در حالی که خبر شهادت همسرم را کسی به من نداده بود بلکه خودم فهمیده بودم. در هواپیما غم عجیبی به دلم بود. دخترها هم مدام می پرسیدند چرا بابا با ما نمی آید؟ سعی می کردم خودم را حفظ کنم و عادی جوابشان را بدهم. لحظاتی بعد مهرانه خوابید. نشسته بودیم روی صندلی دیدم آقایی آمد پرسید: حاج خانم می روید سردار را ببینید؟ نمی دانستم حاج قاسم هم در هواپیما حضور دارد. گفتم: بله حتما با کمال میل. این بهترین چیزی بود که در آن شرایط می توانست برایم اتفاق بیافتد. رفتم جلو، صندلی کنار سردار خالی بود. با ریحانه که در بغلم بود نشستم روی صندلی، حاجی بلافاصله بچه را از بغلم گرفت. ریحانه اولین بار بود او را می دید اما در کمال تعجب محکم سردار را در آغوش گرفت و بوسید. حاج قاسم هم دست می کشید روی سرش و خیلی بوسیدش.
    بعد از من پرسید شما کدام خانواده هستید؟ گفتم: من همسر شهید نعمایی هستم، مهدی. بعد بلافاصله یادم آمد نام او اینجا مسلم است. گفتم: همسر شهید مسلم هستم و جالب اینجاست که اولین بار خودم آنجا بدون اینکه کسی خبر داده باشد به خودم گفتم همسر شهیدم. ایشان با حالتی بغض آلود نگاهی به من کرد و گفت خدا به شما کمک کند. مسلم مرد بود. خدا به شما سلامتی بدهد من شرمنده شما هستم. گفتم سایه شما بالای سر ما باشد. چند لحظه بودیم و دوباره برگشتیم سر جای مان.
    یاد وقتی افتادم که پای تلویزیون نشسته بودیم و سخنرانی سردار را گوش می کردیم. آقا مهدی از من پرسید: دیدی دست سردار مجروح است؟ اصلا تا حالا حاج قاسم را از نزدیک دیده ای؟ گفتم: نه. گفت: ان‌شاءالله به زودی خواهی دید. چهار روز بعد هم مهدی را در معراج شهدا دیدم.
    عزیزترین مهمان خانه ما در نوروز
    ۸ فروردین ۹۷ بود. تازه شب قبلش از شمال رسیده بودم که آقایی با تلفن منزل تماس گرفت و گفت: منزل هستید؟ سردار سلیمانی می خواهد بیاید خانه تان. باور نمی کردم با هیجان گفتم: بله بله هستیم. گفت: خب پس سردار ساعت ۱۰ صبح می رسد منزل شما. بچه ها خواب بودند. خانه را مرتب کردم و تماس گرفتم با خانواده همسرم که بیایند منزل ما که متأسفانه دیر هم رسیدند.
    بعد با شور و شوقی که بیشتر در وجود خودم بود بچه ها را صدا کردم و گفتم بیدار شید مهمان عزیزی داریم. یک نفر داره میاد خانه ما که مطمئنم شما هم خوشحال می شوید. وقتی فهمیدند حاج قاسم دارد می آید از خوشحالی پریدند حاضر شدند. در همین حین آیفون خانه به صدا در آمد.
    در را که باز کردم حاج قاسم با یک محافظی داخل شدند. سردار سراغ بچه ها را گرفت گفتم الان می رسند خدمتتان دارند آماده می شوند. بعد راهنمایی کردم بنشیند روی مبل. به محض ورودشان یاد روز سال تحویل افتادم که رفته بودم سر مزار همسرم. به او گفتم آقا مهدی شما هر سال نوروز به ما عیدی می دادی امسال هم باید مثل سال های قبل عیدی ات را بدهی یادت نره عیدی ما. وقتی سردار آمد برایش تعریف کردم و گفتم الان می فهمم عیدی همسرم به ما چه بود. حضور و دیدار شما در خانه مان. حاج قاسم گفت: ان‌شاءالله عیدی شما دیدار حضرت صاحب زمان(عج) باشد.
    سردار گفت بیایید از ما عکس بگیرید
    حاج قاسم اشاره کرد به تبلت روی میز و پرسید: این برای کیست؟ گفتم: این برای ریحانه خانم است. گفت: پس با تبلت ریحانه خانم یک عکس از ما بگیرید. رفتم میوه بیاورم گفت: دخترم لطفا بیا همین چایی که آوردی کافیست. آمدم نشستم. پرسید مشکلی نداری؟ گفتم: نه الحمدلله. مشکلاتی بود البته اما دیدم ارزشی ندارد در این چند دقیقه این حرف ها را بگویم.
    به همراهش گفت: آقا هادی جعبه انگشتر را به من بده می خواهم به دخترانم هدیه بدهم. به هر کداممان یک انگشتر دادند و بچه ها خیلی ذوق کردند.
    بچه ها به حاج قاسم گفتند ما اتاقی داریم که برای باباست. سردار گفت: مرا هم ببرید اتاق بابا را ببینم. اتاقی داریم که عکس ها و وسایل اقا مهدی را گذاشتیم. سردار گفت: آفرین کار خوبی کردید. با خاک محل شهادت اقا مهدی دوستانش چند مهر درست کردند. حاج قاسم گفت: می خواهم با این مهر ها نماز بخوانم. دو رکعت نماز خواند. به من گفت اینجا نماز بخوانید و تبدیلش کنید به نماز خانه، موزه قشنگی است.
    به حاج قاسم گفتم عکس را بگذارید روی دیوار اتاقتان
    عکسی روی دیوار بود که آقا مهدی کنار سردار سلیمانی عکس انداخته بود. خاطره این عکس را هم برایم گفته بود. تعریف کرد که «یکبار حاج قاسم آمد در جمع بچه ها و ایستاد با هم عکس بگیریم. به شوخی گفتم: سردار خیلی کیف می کنی با ما عکس می اندازی ها. سردار گفته بود: کیف که می کنم هیچ دستتان را هم می بوسم.»
    قاب را از دیوار برداشتم و گفتم بچه ها این هم هدیه ما به سردار . بدهید به او. بچه ها هم دادند و گفتم: بگذارید روی دیوار اتاقتان.
    موقع رفتن گفتم سردار برای من و بچه هایم دعا کنید. حاج قاسم گفت: شما باید برای شهادت من دعا کنید. گفتم: کشور و ما به شما نیاز داریم ان‌شاءالله پایان عمرتان با شهادت باشد. گفت: ان‌شاءالله ان‌شاءالله. وقتی رفت سریع از پنجره نگاه کردم. در را باز کرد سوار ماشین شد و رفت اشک من هم می ریخت.

     

    منبع : خبر آنلاین

  • روایت دختر سردار سلیمانی از نجواهای عاشقانه پدرش

    روایت دختر سردار سلیمانی از نجواهای عاشقانه پدرش

    روایت دختر سردار سلیمانی از نجواهای عاشقانه پدرش

    زینب سلیمانی، دختر سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی که این روزها در شبکه‌های اجتماعی اینستاگرام و توئیتر فعالیت دارد و پست‌های خواندنی و جالب توجهی را در فراق پدر بزرگوارش منتشر می‌کند، حالا با اشتراک گذاشتن بخشی از وصیت این شهید عزیز، صفحه توئیتر خود را به روزرسانی کرد.

    بخشی از وصیت‌نامه شهید سلیمانی را در ادامه مطالعه می‌کنید:

    «عزیزم! من از بیقراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابان‌ها گذارده ام؛ من به امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان میروم. کریم، حبیب، به کَرَمت دل بسته ام، تو خود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمیخواهم. مرا به خودت متصل کن.»

    روایت دختر سردار سلیمانی از نجواهای عاشقانه پدرش
    روایت دختر سردار سلیمانی از نجواهای عاشقانه پدرش

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین

  • تصویری متفاوت از سردار سلیمانی که دخترش منتشر کرد /حال و هوای پدر قبل از افطار

    تصویری متفاوت از سردار سلیمانی که دخترش منتشر کرد /حال و هوای پدر قبل از افطار

    زینب سلیمانی دختر سپهبد شهید سلیمانی تصویرنوشته‌ای را با محتوای روزه داری پدر شهیدش در فضای مجازی منتشر کرد.

    در متن این تصویر نوشته آمده است:  «قبل از افطار، نماز می‌خواندند. می‌گفتند: نزدیک افطار، عطش انسان برای آب و غذا زیاد میشود؛ در این لحظه‌ها اجر این‌ نماز بیشتر است.  ‏‏کان یصلّی قبل أن یفطر، ویقول: یشتدّ تعطّش الإنسان للشراب والطعام مع اقتراب موعد الإفطار، وأجر الصلاه فی هذه اللحظات أکبر.»

     

    تصویری متفاوت از سردار سلیمانی که دخترش منتشر کرد /حال و هوای پدر قبل از افطار
    تصویری متفاوت از سردار سلیمانی که دخترش منتشر کرد /حال و هوای پدر قبل از افطار

    در متن این تصویر نوشته آمده است:  «قبل از افطار، نماز می‌خواندند. می‌گفتند: نزدیک افطار، عطش انسان برای آب و غذا زیاد میشود؛ در این لحظه‌ها اجر این‌ نماز بیشتر است.  ‏‏کان یصلّی قبل أن یفطر، ویقول: یشتدّ تعطّش الإنسان للشراب والطعام مع اقتراب موعد الإفطار، وأجر الصلاه فی هذه اللحظات أکبر.»

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین