برچسب: سینمای خارجی

  • استرالیا همه سینماها را تعطیل کرد

    استرالیا همه سینماها را تعطیل کرد

    استرالیا همه سینماها را تعطیل کرد

     

    استرالیا همه سینماها را تعطیل کرد
    استرالیا همه سینماها را تعطیل کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، به دنبال بالارفتن درجه امنیت در استرالیا برای مقابله با ویروس کرونا، دولت این کشور همه سینماها را تعطیل کرد.

    این دستور یکشنبه بعداز ظهر به وقت محلی داده شد و از امروز دوشنبه به بسته شدن سینماها منجر شد. این دستور می‌تواند تا چندین ماه به طول انجامد.

    این اقدام بخشی از مجموعه اقداماتی است که به دنبال بالا رفتن اندازه خطر ابتلا به ویروس کرونا اتخاذ شده است و شامل همه مکان‌های اجتماعی می‌شود. کافه‌ها، رستوران‌ها، بارها، مکان‌های ورزشی از دیگر مکان‌هایی هستند که با این دستور تعطیل شده‌اند. رستوران‌ها هم فقط می توانند خدمات بیرون‌بر ارایه کنند. مدرسه‌ها هنوز باز هستند.

    تاکنون ۱۳۱۴ مورد ابتلا به ویروس کرونا در استرالیا گزارش شده که نزدیک به نیمی از آنها در نیوساوت ولز بوده‌اند. این ایالت شامل سیدنی که مرکز صنعت فیلم استرالیا است، می‌شود. تاکنون ۷ تن بر اثر ابتلا به ویروس کرونا جان باخته‌اند.

    در استرالیا زنجیره سینمایی «پالاس» از هفته پیش تعطیل شده بود. دیگر سینماهای زنجیره‌ای شامل «هویتس»، «دندی» و «اوِنت» به فعالیت خود ادامه داده بودند اما با کاهش ظرفیت مطابق با دستورالعمل‌های دولت فاصله تماشاگران را رعایت کرده بودند.

    در این فاصله اکران فیلم‌های جدید نیز کاهش یافت که شامل هم فیلم‌های استودیوهای هالیوودی و هم فیلم‌های داخلی می‌شد. «جنگ جاری» از ویلیج رودشاو تنها عنوان فیلم جدید بود که در همین آخر هفته راهی سینماها شد.

    اما ویلیج رودشاو نیز صبح دوشنبه اعلام کرد سینماهای خود را در استرالیا تعطیل می‌کند. این کمپانی همچنین پارک‌های موضوعی‌اش از جمله پارک گلد کوست کویینزلند را تعطیل کرده است.

    اکران فیلم استرالیایی «باغ مخفی» نیز که قرار بود هفته پیش راهی سینماها شود، متوقف شد و نمایش این فیلم از هفته پیش لغو و به زمان دیگری موکول شد.

  • غول هالیوود در زندان به کرونا مبتلا شد

    غول هالیوود در زندان به کرونا مبتلا شد

    غول هالیوود در زندان به کرونا مبتلا شد

     

    غول هالیوود در زندان به کرونا مبتلا شد
    غول هالیوود در زندان به کرونا مبتلا شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پیپل، هاروی واینستین که به تازگی از زندان نیویورک به یک مرکز نگه‌داری منتقل شد، به ویروس کرونا مبتلا شده است.

    برمبنای گزارش‌های متعدد تست کرونای (کووید ۱۹) وی مثبت شده است.

    این تهیه‌کننده رسوا که به دلیل سوء‌استفاده جنسی از چندین زن به تازگی حکم خود را مبنی بر ۲۳ سال زندان دریافت کرد، مدت محکومیتش را در زندان نیویورک می‌گذارند.

    گفته شده وی در قرنطینه به سر می‌برد و یک فرد دیگر که تست وی نیز مثبت بوده با وی در این مکان نگه داری می‌شود.

    این تهیه کننده هفته پیش ۶۸ ساله شد و مقامات مرکز اصلاح وندی می‌گویند وی وقتی به آنجا منتقل شد، به ویروس مبتلا شده بود.

    وی پیش از انتقال از زندان نیویورک، به دلیل فشار خون بالا و درد قفسه سینه بین زندان و بیمارستان نیویورک در حال رفت و آمد بود.

    وکلای وی هنوز این موضوع را تایید نکرده‌اند.

  • «جوجو رابیت» و فانتزی تاریخی

    «جوجو رابیت» و فانتزی تاریخی

    «جوجو رابیت» و فانتزی تاریخی

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: برتولت برشت در کتاب «ترس و نکبت رایش سوم»، نمایشنامه‌ای کوتاه با نام «جاسوس» دارد که به ترس و وحشت خنده‌دار یک مادر و پدر از فرزندشان در زمان آلمان نازی می‌پردازد. ترس و وحشتی که می‌توان از کودکی داشت که شست و شوی مغزی داده شده است. آن هم توسط ایدئولوژی وحشتناکی چون آلمان نازی.

    حالا این نگاه بزرگسال به یک بچه را معتدل‌تر کنید و زاویه دید به این زمانه دهشتناک آلمان نازی را از نگاه یک بچه روایت کنید؛ این دقیقا خود «جوجو رابیت» است. با استعاره‌ها و خیال‌پردازی‌های فراوان که با لحن کمدی و فانتزی کودکانه جلوی دوربین رفته است. فیلمی که تایکا وایکیکی نیوزیلندی ساخته است و اغلب آثار او بی‌مووی‌هایی ترسناک- کمدی بوده است که از فروش بالایی نیز برخوردار نبوده‌اند.

    وایکیکی نیوزیلندی یکی از کارگردان‌هایی است که ساخت فیلم‌های ابرقهرمانی «ثور» را نیز به عهده داشته است؛ به هر حال اگر می‌خواهید نگاهی فانتزی و با زاویه دید یک کودک به آلمان‌های نازی بیندازید و تاریخ نزاع نازی با یهود را در ماجراجویی‌های کودکانه و فانتزی دنبال کنید «جوجورابیت» همان است که می‌خواهید.

    «جوجو رابیت» و فانتزی تاریخی
    «جوجو رابیت» و فانتزی تاریخی

    چرا خوب – چرا بد؟

    بگذارید چند عنصر در متن و اجرای اثر را مرور کنیم؛ جوجو یک دوست خیالی دارد. همچون دیگر بچه‌ها در سن ۶ یا ۷ سالگی. اما دوست خیالی او یک دیکتاتور بزرگ است؛ یعنی هیتلر. هیتلر بزرگ با رفتارهای کودکانه. از سوی دیگر خانه «جوجو» که مادر با نبود پدر آن را می‌گرداند، یک مهمان ناخوانده دارد؛ «موش» یا همان دختر یهودی که در زیر شیروانی آن خانه مخفیانه زندگی می‌کند.

    یا حتی شوخی‌های فیلم با توصیفی که جوجو درباره یهودیان دارد. توصیفی که به او حقنه شده است. یا حتی کتاب سوزی که توسط اردوگاه‌های آموزشی نازی به کودکان یاد داده می‌شود. اینها همراه با بسیاری دیگر از نکات ریز و درشت در متن و اجرا، «جوجو رابیت» را به یک اثر قابل تامل تبدیل می‌کند.

    استعاره موش، آن توصیفی که اروپا در باب یهودیان داشت، آن قدر در توصیف حضور دختر یهودی در زیر شیروانی کارآمد و بامزه است که یک نگاه تاریخی را نیز در این اشاره با خود به همراه می‌آورد. هوشمندی کارگردان و البته رمان مورد اقتباسش، همان طبع شوخی است که همراه با زیر متنی جدی و تراژیک بیان می‌شود.

    کشتار یهودیان و قضاوت دور از واقعیتی که آلمان‌های نازی درباره آن‌ها داشتند همگی در طرز تلقی جوجوی کوچک دیده می‌شود و در دیالوگ‌ها با دختر یهودی (السا) این شوخ طبعی مولفین با ایدئولوژی نازیسم دیدنی از آب در می‌آید. بخصوص در جایی که السا به جوجو یادآوری می‌کند که ما یهودیان در ذهن تو زندگی می‌کنیم. در مغز تو… و این تعبیر چکیده آن شست و شوی مغزی است که آلمان نازی با کودکان انجام داده است.

    وایکیکی با زیرکی از زیر بار عاطفی شدن و سانتی مانتالی که می‌توانست فیلم را غرق در احساسات بی‌خود و نابجا کند فرار می‌کند و به جای آن فضاسازی فانتزی را در جای جای فیلم حتی در فصل فتح برلین نیز می‌گنجاند.

    «جوجو رابیت» و فانتزی تاریخی
    «جوجو رابیت» و فانتزی تاریخی

    بهترین سکانس؛ رمزگشایی از تمرکز روی کفش مادر

    تاکید هوشمندانه وایکیکی بر روی کفش مادر از اوایل فیلم آغاز و تا اواسط آن پیش می‌رود. این تاکید در نگاه اول نابجا و غیرضروری به نظر می‌رسد اما در یکی از بهترین سکانس‌های فیلم – یا بهتر یگوییم تاثیرگذارترین سکانس – چرایی تاکید و نشانه‌گذاری کارگردان بر روی کفش مادر هویدا می‌شود.

    جوجو که با مادر در میدان برلین افراد آزادی طلب را بر دار دیده بود، حالا در همان میدان به دنبال یک پروانه می‌دود و سرش همچنان روی زمینی که پروانه نقطه به نقطه آن فرود می‌آید. جوجو سرش را بالا می‌آورد اما زودتر از او، مخاطب کفش‌ها و پاهای آویزان شده مادر جوجو بر طناب دار را می‌بیند. جوجو سرش را بر می‌گرداند و متحیر و سپس گریان پاهای مادر را به آغوش می‌کشد و بندهایش را می‌بندد.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    شاید فیلم «زندگی زیباست» روبروتو بنینی هم دوست داشته باشید. اثری متمایز و قابل تامل که درباره رفتار نازی‌ها با یهودیان است اما نسبت به آثاری چون «فهرست شیندلر»، تعدیل شده‌تر و با فضایی فانتزی و کودکانه. نگاهی که بنینی همواره در آثارش دارد.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    شاید بتوان تاریخ، ایدئولوژی و نگرش نازیسم را با این فیلم به شکلی فانتزی برای کودکان شرح و بسط داد. فیلم بشدت از منظر تاریخی و نیز در هم آمیزی آن با ژانر فانتزی قابل بحث و واکاوی است.

  • کریستوفر نولان از بحران کرونا نوشت

    کریستوفر نولان از بحران کرونا نوشت

    کریستوفر نولان از بحران کرونا نوشت

    کریستوفر نولان از بحران کرونا نوشت
    کریستوفر نولان از بحران کرونا نوشت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، با بسته شدن هزاران سالن سینما در سراسر آمریکا به دلیل گسترش ویروس کرونا، کریستوفر نولان فیلمساز برجسته از مردم خواست وقتی سینماها دوباره باز شدند از سینماها حمایت کنند.

    نولان با نوشتن مقاله‌ای که در واشنگتن پست منتشر شد سینماها را به عنوان بخشی حیاتی از زندگی اجتماعی خواند که نه تنها سرگرمی را برای همه محقق می‌کنند بلکه برای بسیاری از افراد شغل ایجاد می‌کنند.

    نولان که جدیدترین فیلمش با عنوان «عقیده» قرار است ۱۷ جولای امسال راهی سینماها شود، همیشه از تجربه سنتی تماشای فیلم در سینماها در برابر تماشای آنلاین آن حمایت کرده است. او زمانی از نتفلیکس انتقاد هم کرده بود و گفته بود روند نمایش فیلم توسط آنها بی معنی است، اما بعدتر از این اظهار نظر عذرخواهی کرد و سرویس استریمینگ را انقلابی غول‌آسا خواند.

    وی اکنون در مقاله‌ای که برای واشینگتن پست نوشته است یادآور شده: در حالی که کنگره دارد درخواست کمک از سوی انواع مشاغل را که تحت تاثیر این موضوع قرار گرفته‌اند در نظر می‌گیرد، امیدوارم مردم نیز جامعه ما را با توجه به آنچه واقعاً رخ داده مد نظر داشته باشند و به سینما به عنوان بخشی حیاتی از زندگی اجتماعی توجه داشته باشند.

    وی در ادامه نوشته: این مکان‌ها جایی برای لذت بردن است جایی که جمعیت‌ها می‌آیند تا با دوستان و خانواده‌شان شبی را لذت ببرند. به عنوان یک فیلمساز، کار من هیچوقت بدون کارگرانی که این فیلم‌ها را به نمایش درمی‌آورند و تماشاگرانی که این کارگران به آنها خوشامد می‌گویند، کامل نمی‌شود.

    در حالی که مالکان سینماها در سراسر کشور امیدوارند که کنگره با اقدامات اضطراری بتواند کمک مالی برای حمایت از این صنعت را فراهم کند، انجمن ملی مالکان سینماها نیز خواستار دریافت وام برای تامین هزینه‌های نگه‌داری از سینماها در شرایطی شده‌اند که هیچ بلیتی فروخته نمی‌شود تا بتوانند از کارمندانشان حمایت کنند.

    نولان در این شرایط نوشته است: چند هفته اخیر به ما یادآوری کرد که بخش‌هایی از زندگی وجود دارد که خیلی مهم‌تر از رفتن به سینماها است، اما وقتی به این فکر کنید که سینماها چه چیزی فراهم می کند، شاید بیشتر از آنچه ممکن است فکر کنید باشد.

    در عین حال با بسته شدن هزاران سالن سینما تاکنون چندین استودیو اعلام کرده‌اند فیلم هایشان را به صورت دیجیتال یا در سرویس‌های استریمینگ ارایه می‌کنند. از مهمترین این فیلم‌های می توان به «یخ زده ۲» اشاره کرد که دیزنی پلاس آن را سه ماه جلوتر از زمان تعیین شده در پلتفرم دیجیتال خود در دسترس قرار داد. «سونیک خارپشت» و «پرندگان شکار» هم همین مسیر را انتخاب کردند.

    نولان در بخشی از یادداشتش بر این تاکید کرده که سینما فقط ستاره‌ها، استودیوها و شکوه این صنعت نیست بلکه افرادی که در باجه‌ها کار می‌کنند، تجهیزات را کننترل می‌کنند، بلیت‌ها را می‌گیرند، تبلیغات را ارایه می‌کنند و سرویس‌های بهداشتی را تمیز می‌کنند هم هست. اینها مردمی عادی هستند که بسیاری از آن‌ها ساعتی دستمزد می‌گیرند و زندگی می‌کنند.

    نولان نوشته است: وقتی این بحران به پایان برسد، نیاز به تعامل جمعی بشری، نیاز به زندگی و عشق و خنده و گریه با همدیگر، از همیشه قوی‌تر ظاهر خواهد شد.

    وی افزوده است: ترکیبی از این تقاضا و وعده فیلم‌های جدید می‌تواند اقتصادهای محلی را رونق بدهد و میلیاردها دلار برای اقتصاد ملی ما فراهم کند. ما فقط به ۱۵۰ هزار کارگر صنعت بزرگ آمریکا مدیون نیستیم تا بخواهیم به آنها کمک کنیم بلکه به خودمان مدیون هستیم. ما به آنچه فیلم‌ها به ما می‌دهند نیاز داریم.

  • واقعیت و رویای «کلاوس»

    واقعیت و رویای «کلاوس»

    واقعیت و رویای «کلاوس»

    واقعیت و رویای «کلاوس»
    واقعیت و رویای «کلاوس»

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: اگر می‌خواهید نحوه یا چگونگی ساخته و پرداختن خلاق یک قصه درباره افسانه‌ها را از نظر بگذرانید، انیمیشن سینمایی «کلاوس» یک توصیه درست و درمان به حساب می‌آید.

    «کلاوس» در واقع کلاس یادگیری این مسئله است که چگونه یک فانتزی برای بزرگسال و کودک، به‌صورت همزمان و درست تولید می‌شود. اگر می‌خواهید خلاقیت‌های ادامه‌دار و طویل آقای سرجیو پابلوس را مشاهده کنید معلوم است که «کلاوس» بیش از دیگر انیمیشن‌های بلند امسال پیشنهاد می‌شود.

    سرجئو پابلوس کیست؟ او آرتیست و انیماتور اهل اسپانیاست که تا به حال بر روی پروژه‌های بزرگی چون «تارزان» و «هرکول» در کمپانی والت دیزنی تاثیری شگفت داشته است. انیماتور و استوری بورد آرتیستی که جزو بهترین‌های جهان انیمیشن و البته خلاق‌ترین‌هاست.

    در «کلاوس» قرار است ما داستان بابانوئل را به زبانی ساده ببینیم، اما با طراحی خلاق و زیبا، پس این پیشنهاد را رد نکنید.

    واقعیت و رویای «کلاوس»
    واقعیت و رویای «کلاوس»

    چرا خوب – چرا بد؟

    این یک داستان درباره بابانوئل هست و نیست. بگذارید آنقدر که خود انیمیشن ساده است ما بالعکس آن جریان تحلیل را پیچیده کنیم! قرار است تا یک پستچی به نام جاسپر که یک شاهزاده لوس است، به سخت‌ترین منطقه فرستاده شود تا مردم آنجا را به فرستادن نامه ترغیب کند. به راحتی این پیرنگ را می‌توان درباره «ارتباط» دانست. اگر این گفته ژیژک که خشونت از عدم شناخت حاصل می‌شود را مد نظر قرار دهیم، جاسپر هم میان دو قوم متضاد و با یکدیگر دشمن قرار می‌گیرد و بیش از مسئله پست و نامه، باید از جان خود مراقبت کند، در فضایی تیم برتونی با فانتزی سیاه و خشن.

    اما یک راه حل پیدا می‌شود، اینکه بابانوئل گوشه‌گیر و بازنشسته با فرستادن هدیه و دریافت نامه، ارتباطات انسانی بین دو قوم شرور الینگبو و موگانس را افزایش داده و تلطیف کند. ماجرا در سطح نخست خود درباره ارتباطات انسانی است که با شناخت از یکدیگر حاصل می‌شود و کم کم این بچه‌ها هستند که با انگیزه فرستادن نامه به بابانوئل و دریافت هدیه، میل به ارتباط و آشتی را میان والدینشان را ایجاد می‌کنند.

    حالا دشمنی از بین می‌رود زیرا انگیزه ارتباط و شناخت به دست آمده است. این مسائل زیرمتنی «کلاوس»، تنها جنبه‌ای از تم‌های پیچیده اثر است.

    بگذارید به ساخت و پرداخت شخصیت «کلاوس» هم اشاره‌ای کنیم. می‌دانیم که افسانه‌ها از تلقی و تفسیر و خیال‌پردازی درباره مسائل عادی ایجاد می‌شوند. افسانه‌هایی که دهن به دهن می‌پیچد و تبدیل به آن چه که ما اکنون می‌شنویم، می‌شوند. حالا افسانه‌پردازی درباره بابانوئل یا کلاوس است که گوشه‌ای از ماجرای داستانی یک فیلم را شامل می‌شود.

    بابانوئل که از مرگ همسرش گوشه‌گیر شده، منتظر یک نامه است و با دریافت اتفاقی یک نامه از طرف جاسپر، دست به کار می‌شود و با اصرار جاسپر، گاری درست کرده تا با آن به کودکان هدایا را برساند. در واقع کار بابانوئل پاسخ به درخواست‌هایی محبت‌آمیز با ابزار هدیه است و پابلوس به همین سادگی یک افسانه را قابل بازنمایی و شناخت می‌کند.

    اگر باز هم بخواهیم به لایه‌های پیچیده‌تر مسائل اثر اشاره کنیم می‌توانیم به یک کنایه سیاسی بپردازیم؛ اینکه دو قوم شرور موگان و الینگبو وقتی موجودیت خود را در خطر می‌بینند، زیرا از دشمنی با یکدیگر موجودیت پیدا می‌کردند، تصمیم می‌گیرند که پستچی را بیرون کنند تا به وضعیت قبل از آشتی برگردند.

    در واقع اشاره پابلوس به اتحاد دشمنان در هنگام خطر از دست رفتن موجودیت است و این مسئله‌ آشکاری در سیاست امروز است. از تمام این مسائل گذشته کاراکترپردازی و تلفیق دو بعدی و سه بعدی در اثر نیز بافت و گرافیک شگفت‌انگیزی ایجاد کرده است که از لحاظ بصری انیمیشن را جلوتر از دیگر آثار امسال قرار می‌دهد.

    واقعیت و رویای «کلاوس»
    واقعیت و رویای «کلاوس»

    بهترین سکانس؛ افسانه یا فاجعه؟

    می‌خواهیم از سکانسی صحبت کنیم که افسانه را از دل یک واقعیت بیرون می‌کشد. وقتی جاسپر و کلاوس با تله‌گذاری دو قوم شرور شهر روبرو می‌شوند، گوزن‌ها و گاری روی یک سراشیبی می‌افتند و بر روی یک پرتگاه می‌افتند و از آنجا جهش می‌کنند، جهشی با ارتفاع زیاد. اینجاست که کارگردان کات می‌زند به خانه یک بچه، بچه از داخل پنجره یک درشکه با گوزن‌های متعدد را می‌بیند که در ارتفاع زیاد گویی در آسمان پرواز می‌کند، بچه حیرت‌زده می‌شود، اما کات می‌خورد و جاسپر و کلاوس و درشکه پس از برخورد به زمین متلاشی می‌شوند.

    در سکانس بعدی که در پشت خانه کوچک جاسپر است، همان بچه وارد می‌شود و افسانه پرواز کردن کلاوس، بابانوئل، را به دیگر بچه‌ها می‌گوید. این سکانس خلاقیت پابلوس را در رفتار با چگونه دیدن نشان‌مان می‌دهد. دید بچه که افسانه می‌سازد و دید جاسپر و کلاوس که گاری متلاشی شده خود را می‌بینند.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    حتما می‌توانید به آثار دیگری که پابلوس در آن‌ها تاثیرات شگفتی گذاشته است بنگرید؛ همانند «تارزان» و «هرکول». و یا اگر با کمدی سیاه و گروتسک اثر ارتباط برقرار کردید، انیمیشن‌های تیم برتون همچون «عروس مرده» هم برای تماشا پیشنهاد می‌شود.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    پرداخت به افسانه‌های کهن چون بابانوئل و ساختن داستان‌های جدید دور از قراردادها و نقل قول‌های متداول می‌تواند مورد بررسی قرار بگیرد. اینکه داستان بابانوئل چیست و پابلوس سر این داستان چه بلایی آورده است. در واقع رویکرد انتقادی به افسانه‌ها و چگونگی پرداخت به آن‌ها در مواجهه با کلاوس می‌تواند مدنظر قرار داده شود.

  • نت‌فلیکس به بیکار شدگان ناشی از کرونا ۱۰۰ میلیون دلار می‌پردازد

    نت‌فلیکس به بیکار شدگان ناشی از کرونا ۱۰۰ میلیون دلار می‌پردازد

    نت‌فلیکس به بیکار شدگان ناشی از کرونا ۱۰۰ میلیون دلار می‌پردازد
    نت‌فلیکس به بیکار شدگان ناشی از کرونا ۱۰۰ میلیون دلار می‌پردازد

    نت‌فلیکس به بیکار شدگان ناشی از کرونا ۱۰۰ میلیون دلار می‌پردازد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، سرویس نمایش آنلاین نت‌فلیکس اعلام کرد برای کمک به بازیگرانی که بر اثر ویروس کرونا بیکار شده‌اند ۱۰۰ میلون دلار اختصاص داده است تا در این دوران بحرانی که راهی برای درآمدزایی وجود ندارد، درآمدی داشته باشند.

    این غول استریمینگ گفته است بخش اعظم این پول صرف کمک به اعضای تولید فیلم که بیکار شده‌اند خواهد شد.

    تد ساراندوس رییس نتفلیکس گفته است: بحران کووید -۱۹ صدمات زیادی به بسیاری از صنایع از جمله جامعه تولیدات خلاقه زده است. تقریباً تولید همه سریال‌ها و فیلم‌ها در سراسر دنیا متوقف شده و صدها تن از عوامل تولید و بازیگران کارشان را از دست داده‌اند.

    وی افزوده است: این شامل مختصصان برق، نجاران و رانندگان می‌شود که بسیاری از آن‌ها ساعتی حقوق دریافت می‌کردند و از پروژه‌ای به پروژه دیگر می‌رفتند. این افراد در دوران رونق از نت‌فلیکس حمایت کردند و ما می‌خواهیم در این دوران سخت به آنان کمک کنیم، به ویژه وقتی دولت‌ها هنوز نمی‌دانند باید چه جور حمایت‌های اقتصادی از افراد بیکار شده به عمل آورند.

    صنعت سرگرمی در حال مقابله با بیکاری گسترده عوامل خود است که دربرگیرنده ۱۲۰ هزار نفری می‌شود که با شیوع کرونا کارشان را از دست داده‌اند. اتحادیه‌ها و انجمن‌های مختلف مانند انجمن بازیگران تلویزیونی دولت‌های محلی و فدرال را تحت فشار گذاشته‌اند تا به اعضای آنها برای مقابله با این بحران اقتصادی شدید به عنوان یک بحران واقعی کمک کنند.

    نت‌فلیکس اعلام کرده ۱۵ میلیون دلار از این کمک را به عوامل و بازیگران بیکار شده صنعت سینما در کشورهای دیگر که پایگاه بزرگ تولید فیلم بوده‌اند اهدا می کند.

    فدراسیون هنرمندان رادیو و تلویزیون آمریکا، صندوق سینما و تلویزیون، صندوق اضطراری بازیگران در آمریکا نیز هر یک، یک میلیون دلار دریافت خواهند کرد. یک میلیون دلار نیز به بنیاد هنرمندان و انجمن سینمای کانادا اختصاص می‌یابد.

    ساراندوس افزوده است که در مناطق دیگر از جمله اروپا، آمریکای لاتین، و آسیا که این موسسه پروژه‌های بزرگی تولید کرده‌ است نیز کمک‌های مالی به جامعه هنری آن‌ها اختصاص می‌یابد.

    وی گفته است: این رویداد بی‌سابقه است و ما وقتی قدرتمند هستیم که این افراد در کنار ما باشند و باید در این دوران چالش‌برانگیز به آنها کمک شود.

    به دلیل گسترش ویروس کرونا فیلمبرداری پروژه‌های بزرگ و کوچک صنعت سرگرمی متوقف شده است.

  • جدال تماشایی «دو پاپ»

    جدال تماشایی «دو پاپ»

    جدال تماشایی «دو پاپ»
    جدال تماشایی «دو پاپ»

    جدال تماشایی «دو پاپ»

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: فرناندو میرلس برزیلی با «شهر خدا» در سینمای جهان شناخته شد، و پس از آن هر چه ساخت مورد توجه قرار گرفت و منتقدین و مخاطبان خاص او، میرلس را بدلیل سبک کارگردانی‌اش دنبال کردند. این‌بار اما میرلس موضوعی را مورد توجه قرار داده که به‌نظر سهل و ممتنع می‌آید؛ پرداخت به دو پاپ آخر کاتولیک‌ها و بحث و جدالی که هر دو بر سر واتیکان قدیم و واتیکان جدید داشتند. بحث و جدالی که اکنون نیز در میان رهبران کلیساهای جهان ادامه دارد و برخی به انتقاد می‌پردازند و حتی حکم ارتداد می‌دهند و برخی دیگر به تحسین پاپ جدید می‌پردازند و همچنان پاپ قبلی را مورد شماتت قرار می‌دهند.

    به‌ هرحال روایت جدال بین پاپ فرانسیس رهبر جدید و متفاوت واتیکان، با پاپ بندیکت شانزدهم رهبر سنتی و پیشین کلیسا در قالب یک فیلم سینمایی، از مهم‌ترین دلایلی است که می‌تواند دیدن فیلم میرلس را برای ما جذاب و دیدنی کند.

    البته بازی آنتونی هاپکینز بعد از مدت‌ها نیز می‌تواند مزید بر علت باشد و نیز کاندیدا شدن جاناتان پرایس برای بهترین بازیگر نقش اصلی آکادمی اسکار که در این فیلم نقش پاپ پیشرو یعنی فرانسیس را بازی کرده است.

    چرا خوب – چرا بد؟

    بگذارید مجموعه‌ای از نکات مورد اشاره در فیلم را بررسی کنیم؛ چگونگی رای دادن کاردینال‌ها در واتیکان، اختلاف کاردینال‌ها و روابط آن‌ها با یکدیگر، نشان دادن دو اختلاف سلیقه در اداره حکومت، کلیسا و واتیکان و نیز دیدن فینال جام جهانی و یا گوش دادن به بیتلز و غیره که همگی میان کاراکترهای فیلم اتفاق می‌افتد. اما این نکات نیستند که فیلم را به یک اثر قابل قبول تبدیل می‌کنند بلکه شخصیت پردازی و دیالوگ‌های دو پاپ متاخر کلیساست که ویژگی اساسی فیلم را تشکیل می‌دهد.

    این شخصیت‌پردازی در پرسپکتیو متن و اجرا در کارگردانی و بازیگری، درخشان عمل می‌کند و تفاوت دو دیگاه اساسی را در بطن کلیسا به نمایش می‌گذارد. دیدگاهی که به حکومت واتیکان و پاپ به شکلی سنتی می‌نگرد و نمی‌خواهد قدمی مترقی و رو به جلو بگذارد و دیدگاهی که می‌خواهد با مردم کوچه و بازار همچون نگرش اصیل مسیح در تماس باشد و خود را دور از زمان و مردم نداند، گرایشات نوین زندگی انسان را بررسی کند و در بطن جوامع کاتولیک یا مسیحی حضور داشته باشد.

    اما نشان دادن کمپلکس این تفاوت‌ها تنها رویکرد جذاب و قابل لمس فیلم نیست بلکه تیغ انتقاد به دو پاپ متاخر است که از سوی فیلمساز به سمت این دو شخصیت روانه می‌شوند. اینکه سبقه خانوادگی و جغرافیایی و نیز سوابق آن‌ها در فعالیت‌های اجتماعی‌شان واکاوی می‌شود و در این واکاوی در می‌یابیم که هر دو خدایی را که می‌دیدند و لمس می‌کردند گم کرده‌اند، هر دو برای یکدیگر اعتراف می‌کنند و هر دو عاری از گناه نیستند.

    با اینکه میرلس به آشکار سمت پاپ آرژانتینی (پاپ فرانسیس) ایستاده است اما با اشاره‌ای کافی به جنگ کثیف آرژانتین (نام جنگ داخلی آرژانتین پیش از حکومت دموکراتیک این کشور) و نشان دادن ترس و محافظه کاری پاپ فرانسیس او را هم عاری از گناه نمی‌داند.

    بهترین سکانس؛ جدال پاپ‌ها زیر سایه میکل آنژ

    فیلم سکانس‌های بی‌نظیری دارد اما از میان آن‌ها شاید بتوان دو سکانس را آشکارا مهم معرفی کرد. نخست جر و بحث بین دو پاپ بر زیر سقف کلیسای سیستین و آن بار عجیب و غریب نقاشی‌ها و دیوارنگاری‌های میکل آنژ است که میرلس با نماهای قیاسی میان اشارات این دو فرد و نقاشی‌ها وجود مشترکی را می‌یابد.

    و دیگری سکانس فصل انتخاب پاپ فرانسیس است که می‌خواهند به او لباس رسمی مراسم را بپوشانند و او از این تشریفات سر باز می‌زند؛ و این یعنی آغاز اصلاحات.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    می‌توانید به فیلم‌هایی نظیر «مردی برای تمام فصول» به عنوان اثری کلاسیک مربوط به حکومت و دین، و نیز به فیلم معاصری چون «شک» نگاهی بیندازید که در موضوع و جدل‌ها نقاط اشتراک فراوانی بین فیلم «دو پاپ» و این آثار یافت می‌شود.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    بی شک بحث و کنکاش درباره فرقه‌های مذهبی کلیسا و نیز کلیسای کاتولیک بعد از دیدن این اثر می‌تواند به یکی از جدی ترین موضوعات مورد تحقیق تان بدل شود. به علاوه اینکه تاریخ پاپ‌ها را می‌توانید بررسی کنید به تاریخ آرژانتین معاصر نیز می‌توانید سرکی بکشید.

  • فستیوال شیرهای کن هم به خاطر کرونا به تعویق افتاد

    فستیوال شیرهای کن هم به خاطر کرونا به تعویق افتاد

    فستیوال شیرهای کن هم به خاطر کرونا به تعویق افتاد

    فستیوال شیرهای کن هم به خاطر کرونا به تعویق افتاد
    فستیوال شیرهای کن هم به خاطر کرونا به تعویق افتاد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، رویداد سینمایی شیرهای کن که قرار بود بین روزهای بیست‌ودوم و بیست‌وششم ژوئن (۲ تا ۶ تیرماه) برگزار شود حالا به تاریخ جایگزین بیست‌وششم تا سی‌ام اکتبر (۵ تا ۹ آبان) منتقل شده است.

    سازمان‌دهندگان این فستیوال این تصمیم را بعد از مشاوره با مسئولان سلامت عمومی، دفتر شهردار شهر کن، مسئولان فرانسوی و شرکای فستیوال گرفتند.

    از افرادی که قرار بود در این فستیوال سخنرانی کنند می‌توان به کلادین شیور رییس جهانی برندینگ و تبلیغات آمازون، ژان تانیس رییس بازاریابی جهانی نت‌فلیکس و کتلین هال معاون برندینگ و تحقیقات مایکروسافت اشاره کرد.

    فیلیپ توماس رییس هیات مدیره فستیوال گفت: وضعیت جهانی پویا و در حال تغییر سریع است و حس کردیم ضروری است که درباره وضعیت فستیوال در ژوئن شفافیت ارایه کنیم. ما به همکاری نزدیک با مشتریان و پیشبرد برنامه‌ها ادامه خواهیم داد.

    سایمون کوک مدیر فستیوال اضافه کرد: جامعه ما با چالش‌هایی بی‌سابقه مواجه شده و همکاری از همیشه مهم‌تر است. ما حالا بر برنامه‌ریزی فستیوال متمرکز هستیم تا اطمینان حاصل کنیم که جامعه محلی ما می‌تواند آثار خارق‌العاده‌ای را که به کسب‌وکار، سازمان‌ها و جامعه ما کمک می‌کنند، دنبال کند.

    شیرهای کن تجلیل سالانه‌ای از خلاقیت، بازاریابی و امور بازرگانی در سینما است که حدود ۱۵ هزار بازدیدکننده دارد.

    فرانسه در حال حاضر در پاسخ به همه‌گیری کروناویروس درهای خود را بسته است. تا به حال ۷۶۵۲ مورد تایید شده و ۱۴۸ نفر جان خود را از دست داده‌اند.

    سرنوشت فستیوال فیلم کن نیز روز پیش مشخص و به اوایل تابستان منتقل شد.

  • تجربه یک ماراتن «ایرلندی»

    تجربه یک ماراتن «ایرلندی»

    تجربه یک ماراتن «ایرلندی»
    تجربه یک ماراتن «ایرلندی»

    تجربه یک ماراتن «ایرلندی»

    خبرگزاری مهر – گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: شاید ساده ترین جواب برای دیدن این فیلم همین بس که مرد ایرلندی اثر مارتین اسکورسیزی است. حتی افرادی که اسکورسیزی و سینمایش را دوست ندارند نمی‌توانند از دیدن فیلم‌های او چشم پوشی کنند.

    خالق «راننده تاکسی»، «گاو خشمگین»، «دارودسته نیویورکی» و «جزیره شاتر» هنرمند مهمی در تاریخ سینما محسوب می‌شود.

    حالا به اسکورسیزی دسته‌ای از بازیگران مطرح تاریخ را نیز اضافه کنید، آل پاچینو، رابرت دنیرو، جو پشی و… در فیلمی از اسکورسیزی؛ و باز اضافه کنید که همکاری این‌ها قرار است فیلمی در ژانر گنگستری باشد آن هم براساس داستان‌های واقعی دهه ۶۰ و ۷۰ آمریکا. در زمان نیکسون و کندی و… و برهه‌ای از تاریخ و برشی از آن مورد اشاره اسکورسیزی قرار گیرد که مافیا نقش عمده‌ای در قاچاق اسلحه به کوبا را بر عهده دارد.

    حالا می‌توان تمام این نکات را کنار هم جمع کرد و فیلم را نادیده گرفت؟! گمان نمی‌کنم. اما بیش از این‌ها دو نکته عجیب درباره این اثر وجود دارد. اولی اینکه پیش تولید فیلم از سال ۲۰۱۴ آغاز شده و چهار سال بعد فیلم جلوی دوربین رفته است؛ و نکته دوم اینکه بازیگران مسن این اثر قرار است با تکنولوژِ دیجیتال بر روی پرده نقره‌ای جوان به‌نظر بیایند.

    چرا خوب – چرا بد؟

    «مرد ایرلندی» همچون یک ماراتن می‌ماند. یک رمان پر از جزئیات که نیاز دارد یک کاغذ و قلم را در کنارتان داشته باشید تا بتوانید اسامی و اتفاقات را در راستای هم یادداشت کنید. اسکورسیزی یکی از پرجزئیات‌ترین داستان‌های خود را روایت کرده است و بی تردید این داستان پرپیچ و خم لحظات با شکوهی نیز دارد که در بهترین سکانس‌ها به آن اشاره می‌کنیم اما تمامی اینها، داستان و شخصیت‌ها و اتفاقات و… نیاز به یک موتور محرکه اولیه دارد و آن بحث ضرورت روایت است.

    اینکه چه ضرورتی در متن و بیرون از متن برای روایت چنین داستان مافیایی وجود دارد. ماجراها قرار است ما را به سر منزل چه مقصودی برساند؟ یک تم یا یک محتوای تکراری یا فرمی که قرار است در داستانگویی لحظاتی التهاب‌آور و بی‌نظیر بسازد؟! واقعیت این است که شروع داستان بدون ضرورت است. داستانی که فرانک راوی آن است و مشخص نیست برای چه کسی دارد این داستان بازگو می‌شود.

    نکته بعدی درباره ضرورت این است که اطلاعات درباره شخصیت‌ها فقط اطلاعات نباید باشد، ما کتاب تاریخ ورق نمی‌زنیم بلکه فیلمی می‌بینیم که اطلاعاتش به گزین شده و هر کدام قرار است نقطه‌گذاری باشد که جلوتر از آن بهره‌برداری شود. اما فیلم اسکورسیزی همچون یک رمان طول و دراز، پر از اطلاعات بدون ضرورت است. پر از کپشن‌های روی تصویر که اسم و روز مرگ افراد را بدون ضرورت نشانمان می‌دهد. بهتر است بگوییم فیلم از نیمه خود تازه آغاز می‌شود از لحظه ورود جیمی با بازی پاچینو و مسئله برادری فرانک با جیمی که مسئله اصلی داستان است و نه پیش و پس آن.

    بنابراین اسکورسیزی با کمی لحن پست مدرن، با وفاداری به اتمسفر فیلم‌های گنگستری چون «پدرخوانده» یا «صورت زخمی»، و با روایت تاریخی که موردعلاقه وی است شالوده‌ای بلند بالا ساخته که نیاز به حوصله‌ای پولادین دارد.

    تجربه یک ماراتن «ایرلندی»
    تجربه یک ماراتن «ایرلندی»

    بهترین سکانس؛ یک قتل تماشایی!

    فیلم دو سکانس – موقعیت بی‌نظیر دارد. دو موقعیت که یکی کوتاه است و دیگری بلند. موقعیت اول هنگامی است که زن فرانک پس از اخراجش می‌خواهد سوئیچ ماشین را بچرخاند و به سمت خانه برود اما تردید می‌کند، تردیدش در این است که تمام افراد و ماشین‌های اطرافیان مافیا و جیمی، بر اثر بمب‌گذاری از بین رفته‌اند و او حالا باید ریسک کند. اگر سوئیچ را بچرخاند ممکن است هر اتفاقی بیفتد. این تردید با قطع شدن موسیقی و تصویرهای بسته همراه است. با تأکیدهایی درست و بجا؛ و در آخر زن جیمی سوئیچ را می‌چرخاند و اتفاقی نمی‌افتد و موسیقی از سر گرفته می‌شود.

    دومین این سکانس موقعیت‌ها اما طولانی‌تر است. از زمانی که فرانک دستور می‌گیرد تا جیمی همراه و دوستش را به قتل برساند، تردید در این لحظات موج می‌زند از دام گذاشتن برای جیمی و بردن او به خانه‌ای خالی و مورد شک، اما در آخر وقتی جیمی از فرانک می‌خواهد خانه را ترک کنند، فرانک درنگ نمی‌کند و جیمی را به قتل می‌رساند. قتلی که هیچ گاه با آن موافق نبود.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    بی‌تردید «پدرخوانده» فورد کاپولا و ماریو پوزو را، اگر ندیده‌اید، ببینید. می‌توانید «روزی روزگاری آمریکا» سرجئو لئونه را هم از نظر بگذرانید و می‌توانید در امتداد این آثار «صورت زخمی» و «دست نیافتگان» برایان دی پالما را نیز نگاه کنید.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    فیلم «مرد ایرلندی» درباره ایتالیائی‌ها و یهودی‌های مهاجر آمریکاست. نزاع‌های مافیایی این دو قوم که از دهه‌های ۳۰ آغاز و تا امروز امتداد می‌یابد. نام مرد ایرلندی باز اشاره‌ای است به مهاجرین ایرلندی – بریتیش به آمریکا و اثر براساس بازگویی تاریخی این مهاجرین و دخالت آنها در دستگاه‌های مافیایی پیچیده آمریکا طراحی شده است، که اسکورسیزی نیز همچون یک تاریخ نگار با این نکات پیچیده رفتار می‌کند.

    در نهایت دیدگاه تاریخی به اثر آن هم اثری که بر پایه شخصیت‌های واقعی ساخته شده‌اند دیدگاه مناسبی محسوب می‌شود که به مخاطب در بهتر فهمیدن آن دوران کمک شایانی می‌کند.

  • بازیگر «لاست» به کرونا مبتلا شد

    بازیگر «لاست» به کرونا مبتلا شد

    بازیگر «لاست» به کرونا مبتلا شد

    بازیگر «لاست» به کرونا مبتلا شد
    بازیگر «لاست» به کرونا مبتلا شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، دانیل دای کیم بازیگر کره‌ای-آمریکایی سریال «لاست» پنجشنبه ۱۹ مارچ در اینستاگرامش اعلام کرد تست کرونایش مثبت شده و از تجربه ابتلایش به این بیماری و پیروی از دستور قرنطینه خبر داد.

    وی که بازیگر نقش جین‌سو ون در مجموعه تلویزیونی «لاست» بود، اکنون در هاوایی است. او به تازگی در نیویورک و در برابر دوربین سریال «آمسترادم جدید» برای ان‌بی‌سی بود.

    این بازیگر نوشت: می خواهم بدانید دیروز تست ابتلای من به کووید -۱۹ مثبت شد.

    وی یادآوری کرد که به تازگی در نقش پزشکی بازی کرده که هنگام شیوع آنفلوآنزا به همه کمک می‌کند اما وقتی خبر گسترش واقعی این ویروس مطرح شد فیلمبرداری این سریال متوقف شد و او به خانواده‌اش در هاوایی پیوست.

    دای کیم یادآوری کرد که در تمام این مدت بدون هیچ علامت مشخصه‌ای بوده ولی احساس می‌کرد خراشی در گلویش دارد پس برای امنیت وقتی به خانه برگشته خودش را قرنطینه کرده و سعی کرده است، استراحت کند اما پس از آن علایم وی بدتر و دچار تنگی نفس، درد در بدن و تب شده است. در این مرحله او به بیمارستانی در هونولولو رفت و در نهایت با جواب مثبت تست بازگشت.

    این بازیگر ۵۱ ساله در پست خود از دیگر بازیگران سریال و خدمه فیلمبرداری عذرخواهی کرده که ممکن است آنها را ناآگاهانه در معرض ویروس قرار داده باشد و در ضمن از کارکنان بهداشتی و درمانی که تلاش می‌کنند تا جلوی این بیماری همه‌گیر بایستند، تشکر کرد.

    شبکه ان‌بی‌سی نیز بلافاصله یاداشتی برای همه بازیگران و اعضای ساخت سریال ارسال کرد تا به آنها یادآوری کند ممکن است به ویروس مبتلا شده باشند.

    بازیگر «لاست» در ویدیویی ۱۰ دقیقه ای که منتشر کرده گفت: از همه مردم و به ویژه نوجوان‌ها و متولدین هزاره جدید که فکر می‌کنند این بیماری جدی نیست خواهش می‌کنم، بدانید که جدی است و اگر شما به آن توجه نکنید به طور بالقوه جان میلیون‌ها نفر از جمله عزیزانتان را در معرض خطر قرار می‌دهید.

    وی از همه خواسته به نکات ایمنی توجه و فاصله اجتماعی را رعایت کنند، دست به صورت خود نزنند و دست‌ها را مدام بشویند.

    وی همچنین خواسته است تا تعصبات و خشونت‌های بی‌معنی در برابر مردم آسیایی متوقف شود و گفته است: ضرب و شتم پیرها و گاه بی‌خانمان‌های آسیایی آمریکایی ناجوانمردانه و باورنکردنی است. بله من آسیایی هستم و کرونا دارم اما آن را از چین دریافت نکرده‌ام. من در آمریکا کرونا گرفتم. در شهر نیویورک و علی‌رغم آنچه برخی از رهبران سیاسی می‌خواهند، نشان دهند، من جایی را که فرد در آن مبتلا شده مهم نمی‌دانم چون در غیر این صورت باید اسمش را ویروس نیویورک می‌گذاشتم. اما این کار احمقانه است و نامگذرای ها ما را به جایی نمی‌رساند. مهم این است که چگوه بیشترین مراقبت را از خودمان و دیگران به عمل آوریم.

    از دیگر فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که این بازیگر در آنها نقش داشته می‌توان از «عشق مسابقه» و «هاوایی فایو-زیرو» نیز یاد کرد.