برچسب: سینمای خارجی

  • «پرندگان خشمگین» به تلویزیون می‌روند

    «پرندگان خشمگین» به تلویزیون می‌روند

    «پرندگان خشمگین» به تلویزیون می‌روند

     

    «پرندگان خشمگین» به تلویزیون می‌روند
    «پرندگان خشمگین» به تلویزیون می‌روند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، نتفلیکس دستور ساخت یک سریال ۴۰ اپیزودی از «انگری بردز» یا «پرندگان خشمگین» را داده است.

    این انیمیشن با عنوان «انگری بردز: نیمه تابستان» بر مبنای شخصیت‌های بازی مشهور کامپیوتری ساخته می‌شود.

    هر اپیزود از این سریال که پیش‌بینی شده در سال ۲۰۲۱ استریم شود، ۱۱ دقیقه خواهد بود و با الهام از روح کمدی فیلم‌های «انگری بردز» ساخته می‌شود.

    این سریال با تمرکز بر ۲ شخصیت محبوب اصلی یعنی رِد یا قرمز و چاک ساخته می‌شود. البته دوست‌های پرنده دیگری هم در این مجموعه حضور خواهند داشت. در این مجموعه باز هم پرندگان رنگی، این بار در کمپ تابستانی با شوخی‌های باورنکردنی و ماجراهای هیجان‌انگیز، همه قوانین را می‌شکنند و همچنان با خوک‌های مزاحم که آن طرف دریاچه زندگی می کنند، مقابله می‌کنند.

    کورتیس لیلاش کارگردان این انیمیشن در نتفلیکس از «انگری بردز» به عنوان یک پدیده واقعی برای بچه‌ها یاد کرد که در همه جهان محبوب هستند و اکنون پس از یک دهه شهرت در قالب بازی کامپیوتری وقتش شده که به تلویزیون هم بیایند.

    تاکنون ۲ فیلم سینمایی از «پرندگان خشمگین» در سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۹ راهی سینماها شده و بیش از ۵۰۰ میلیون دلار در گیشه‌های جهان فروش کرده‌اند.

  • سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود
    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، دولت سنگاپور دستور داد همه سینماهای کشور به مدت یک ماه تعطیل شوند. این اقدام برای جلوگیری از گسترس ویروس کرونا انجام شده است. تعطیلی سینماها از امروز پنج شنبه ساعت ۱۲ ظهر شروع می‌شود و تا ۳۰ آوریل ادامه خواهد داشت.

    دولت سنگاپور هر نوع گردهمایی بالای ۱۰ نفر را ممنوع کرده و این مقررات جدید برای کلوپ‌ها و تئاترها وضع شده که به دلیل نزدیک بودن افراد با هم احتمال ابتلا به ویروس را زیاد می‌کند.

    سنگاپور در کنترل ویروس کرونا خیلی موفق عمل کرده و با شروع گسترش ویروس بلافاصله مرزهایش را بست، اما در چند روز اخیر شمار مبتلایان تایید شده دارد به آهستگی افزایس می‌یابد.

    سه شنبه سنگاپور اعلام کرد ۴۹ مورد جدید ابتلا مشاهده شده و در مجموع تاکنون ۵۵۸ نفر به این ویروس آلوده شده‌اند و تنها ۲ مورد مرگ وجود داشته است. از این میان ۳۲ نفر از مسافرانی بوده‌اند که از بریتانیا راهی این کشور شده بودند.

    بخش سینمای سنگاپور از سه گروه بزرگ تشکیل شده و در مجموع ۲۹۷ سالن سینما برای جمعیت ۵.۶ میلیون نفری این کشور وجود دارد.

    فیلم‌های داخلی کمتر از ۵ درصد فروش گیشه این کشور را در سال تشکیل می‌دهند و فیلم‌های هالیوودی در این کشور هوادار زیادی دارد. توجه به سینما در این کشور از بالاترین در سطح جهانی است و هر فرد در سال به تماشای بیش از ۴ فیلم در سینما می‌نشنید. فروش باکس آفیس این کشور در سال ۲۰۱۹ برابر ۱۲۱ میلیون دلار بود.

  • «یک روز زیبا» با تام هنکس

    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    «یک روز زیبا» با تام هنکس
    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: شاید بازی بی‌نقص تام هنکس که در اجرای نقش یکی از بزرگ‌ترین مجری‌ها و هنرمندان عرصه کودک تلویزیون آمریکا خوش درخشیده است یا شاید هم به عنوان فیلمی که قرار است تماشاگر را به مشارکت بگذارد؛ مشارکت در اندیشیدن و حس کردن.

    این مشارکت در کمترین آثار این دوره دیده می‌شود در حالی که در «یک روز زیبا در محله»، که اشاره به برنامه تلویزیونی فرد راجرز فقید دارد، فیلم هم سبک و سیاق اندیشه و سبک و روش راجرز در برنامه تلویزیونی‌اش مخاطب به مشارکت در عمل واداشته می‌شود و این یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های آن برنامه تلویزیونی است که بیننده را بدین وسیله به دنیای خودش دعوت می‌کند؛ دنیایی چند بعدی و خود ساخته که قرار است آرامشی چند ساعته برای کودکان در خانه باشد. قرار است به آن‌ها چیزهایی که نیاز دارند را بیاموزد و آن‌ها را با شکست و پیروزی آشنا کند.

    اتفاق فرامتنی ابتلای تام هنکس به بیماری کرونا، این روزها می‌تواند حکم انگیزه‌ای مضاعف را برای سینمادوستان و فیلمبازها پیدا کند تا با نگاهی متفاوت به تماشای «یک روز زیبا در محله» بنشینند.

    «یک روز زیبا» با تام هنکس
    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    چرا خوب-چرا بد؟

    ساخته جدید خانم مریل هلر که پیش از این کمدی خانوادگی و زنانه را جلوی دوربین برده بود، هم یک نوستالژی است و هم ادای دینی است به یک مقاله. کمتر به یاد دارم فیلمی از روی یک مقاله ساخته شده باشد، اما «یک روز زیبا در محله» دقیقاً براساس یک مقاله نگارش یافته که نامش «می‌توانیم بگوییم قهرمان؟» است، مقاله‌ای که از تام جونو حدود دو دهه پیش انتشار یافت و برای او شهرتی به ارمغان آورد.

    آن مقاله که به نوعی یک خیال‌پردازی داستانی است درباره زندگی خود جونو و رابطه و فهم و درکش از زندگی فرد راجرز بود که در آن به نوعی با تلفیق یک سیر سیال ذهن و یک نوشتار گزارشی همراه می‌شویم که در نتیجه دارد داستان می‌گوید.

    فیلم که می‌کوشد سیر نوشتن مقاله را به ما نشان دهد، در کنار آن به شیوه نگریستن ساده اما عمیق فرد راجرز به جهان اشاره دارد و سپس سیر داستانی مقاله را به این دو خط داستانی اضافه می‌کند که تلفیق اینها، فصل‌های سوررئالیستی را تشکیل می‌دهد که فیلم را به عالم ذهنی نویسنده می‌برد و ما را از عینیت دور می‌کند.

    نکته دیگری که ما را از دنیای واقعی دور می‌سازد، مسئله مشارکتی است که در فصلی بنیادین (که سکانس برتر اثر نیز هست) کارگردان بر روی آن تاکیدی برجسته دارد.

    اثر مریل هلر یک اثر خانوادگی است که به سادگی روایتش را با مخاطب در میان می‌گذارد و به این خاطر قابل احترام است که نه پیچیده‌گویی می‌کند و نه اینکه مخاطب را کودک فرض می‌گیرد و با آن کودکانه رفتار می‌کند.

    بازی هنکس با تقلیدی موثر از خود فرد راجرز نیز بر نکات مثبت فیلم می‌افزاید، آرامش کلام، نگاه و لحن موثر او در سخنگویی همان نکاتی است که او به خوبی از راجرز تاثیر گرفته است. در نهایت با کنار هم قرار دادن این‌ها با اینکه فیلم در یک استاندارد قابل قبول حرکت می‌کند اما هرگز نمی‌تواند فراتر از موضوع خود حرکت کند و جنبه‌ای پنهان را بسازد که قابل دیدن نبوده است.

    «یک روز زیبا» با تام هنکس
    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    بهترین سکانس؛ دعوت به سکوت به احترام عشق

    به واسطه به اشتراک گذاری حس درون قاب با مخاطب، بهترین سکانس فیلم صحنه‌ای است که راجرز به روزنامه‌نگار می‌گوید برای یک دقیقه سکوت کن و به آن‌هایی که عشق ورزیدن را در تو بیدار می‌کنند فکر کن.

    دوربین در رستوران گردشی می‌کند، بقیه افرادی که در رستوران مشغول غذا خوردن هستند،‌ سکوت می‌کنند و با راجرز همراه می‌شوند. راجرز به دوربین نگاه می‌کند، او از بیننده‌های فیلم هم همین را می‌خواهد. این شیوه آرامش یا درمانگری اشاره به اثری است که راجرز در برنامه تلویزیونی خود هم داشت، دعوت بزرگسالان و بخصوص کودکان به این سکوت و عشق ورزیدن…

    سکانس به خوبی تاثیر فراگیر این شیوه راجرز را به تصویر می‌کشد. بی‌آنکه راجرز با صدای بلند این خواهش را از روزنامه‌نگار مطرح کند، تمامی افراد حاضر در رستوران به این دعوت آری می‌گویند.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    فیلم «ماهی بزرگ» به کارگردانی تیم برتون را ببینید. ارتباط بیرونی دو فیلم شاید کمرنگ باشد اما ارتباط تماتیک این دو اثر به یکدیگر نزدیک است. روزنامه‌نگار همانقدر که فکر می‌کند راجرز قهرمان نیست، همانقدر نیز در پایان اثر به قهرمان بودن او شک نمی‌کند. همان چیزی که بین پدر و پسر در «ماهی بزرگ» اتفاق می‌افتد.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    ادای دین سینما به تلویزیون. ادای دین پرده نقره‌ای به یکی از برنامه‌های تلویزیونی و یکی از مجریان موثر دهه‌های ۷۰ و ۸۰ و ۹۰… فیلم بی‌شک اشاره‌ای به تاثیر تاریخی این برنامه تلویزیونی بر روی نسل‌های گوناگون مردن آمریکای معاصر دارد. پس نگرش تاریخی بر روی این تاثیر می‌تواند واکاوی درستی درباره موضوع این فیلم باشد.

  • «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد
    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، کاخ جشنواره فیلم کن درهایش را به روی بی‌خانمان‌های شهر کن باز کرد تا در بحبوحه گسترش ویروس کرونا، جایی برای اقامت داشته باشند.

    در حالی که جشنواره فیلم کن قرار بود از ۱۲ تا ۲۳ ماه می برگزار شود، هفته پیش با تصمیم مسئولان تا اواخر ماه ژوئن به تعویق افتاد.

    کاخ محل برگزاری جشنواره از جمعه درهایش را به روی افراد بی‌خانمان باز کرده و هر شب میزبان ۵۰ تا ۷۰ بی‌خانمان است.

    در حالی که امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه ۸ روز پیش از ۶۷ میلیون فرانسوی خواست تا در خانه بمانند، حضور حدود ۱۲ هزار بی‌خانمانی که در خیابان‌ها به سر می‌برند یکی از خطرات بالقوه گسترش ویروس کرونا محسوب می‌شوند.

  • نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت

    نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت

    نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت
    نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت

     

    به گزاری خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، ترنس مک نالی نمایشنامه‌نویس نامدار که از وی به عنوان شاعر تئاتر آمریکا یاد می‌شود و یکی از بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویس دنیای معاصر خوانده می‌شد، در ۸۱ سالگی بر اثر ابتلا به ویروس کرونا جان باخت.

    وی که پیشتر با سرطان ریه مقابله کرده و پیروز شده بود دیروز سه‌شنبه در بیمارستانی در ساراسوتا بر اثر عوارض ناشی از ویروس کرونا درگذشت.

    این نمایشنامه‌نویس که برنده ۴ جایزه تونی بود و سال ۲۰۱۹ نیز پنجمین جایزه تونی را برای یک عمر دستاورد تئاتری دریافت کرده بود همواره در آثارش به طور جدی به مشکلات و مصایب زندگی افراد محروم و نادم پرداخته بود.

    مک‌نالی سال ۱۹۳۸ در سن پترزبورگ فلوریدا متولد شد، در تگزاس بزرگ شد و بعد ساکن نیویورک شد تا به عنوان نویسنده بتواند خلق کند و آثارش را روی صحنه نمایش ببرد.

    سال ۱۹۶۴ وی اولین نمایشش را با عنوان «و چیزهایی که شب ضربه می‌زنند» در برادوی روی صحنه برد که موفقیت آمیز نبود و پس از ۱۶ اجرا متوقف شد، اما او با نمایش بعدی‌اش که نمایشی طنزآمیز با عنوان «فرانکی و جانی در کلر دومون» بود به شهرت رسید. بعدها این نمایش که موجب به شهرت رسیدن کیتی بیتس هم شد در قالب یک فیلم سینمایی هم ساخته شد که فیلمنامه‌اش را خود مک نالی نوشت. در نسخه سینمایی آل پاچینو و میشل فایفر نقش آفرینی کردند.

    وی با «عشق! دلاوری! شفقت» اولین جایزه تونی‌اش را برد و یک سال بعد در سال ۱۹۹۵ با «مستر کلاس» که نمایشنامه‌ای زندگینامه‌ای درباره ماریا کالاس خواننده مشهور اپرا بود، جایزه تونی دوم را از آن خود کرد. موزیکال «بوسه زن عنکبویت» و «رگتایم» نیز برایش جایزه تونی را همراه داشتند.

    مک نالی در نیمه دوم زندگی‌اش بیشتر به نویسندگی پرداخت و نمایشنامه‌های متعدد موزیکال نوشت که «رگتایم» و «اگه می‌تونی منو بگیر» از جمله آنها هستند.

    این نمایشنامه‌نویس سال ۲۰۱۹ علاوه بر جایزه تونی با جایزه یک عمر دستاورد هنری انجمن نمایشنامه‌نویسان آمریکا تجلیل و سال ۲۰۱۸ نیز جایزه یک عمر دستاورد هنری لوسیل لورتل به وی اهدا شد.

    وی از سال ۱۹۷۰ از اعضای انجمن نمایشنامه‌نویسان آمریکا بود و سال ۱۹۹۶ نامش در زمره مشاهیر تئاتر آمریکایی جای گرفت.

    از دیگر دستاوردهای مک‌نالی یک جایزه امی، دو جایزه گوگنهایم، ۴ جایزه دارما دسک، دو جایزه لوسیل لورتل، دو جایزه اوبی و ۳ جایزه هول-وارنیر بود.

    او ۶ دهه در عرصه نمایشنامه‌نویسی، تئاتر موزیکال و اپرا فعالیت کرد. وی علاوه برنمایشنامه‌هایش نویسنده اپرا، فیلمنامه‌های چند منظوره و کتاب خاطرات هم بود.

    این نمایشنامه‌نویس بر اثر ابتلا به ویروس کرونا درگذشت.

  • پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!

    پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!

    پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!
    پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از لس‌آنجلس تایمز، رابرت دنیرو بازیگر سرشناس از جدیدترین چهره‌های نیویورکی است که از هوادارانش خواست در خانه بمانند.

    وی با ارسال پیامی ویدیویی از مردم خواست برای مراقبت از افراد مسن‌تر که بیشتر ویروس کرونا تهدیدشان می‌کند، خانه‌ها را ترک نکنند.

    بازیگر ۷۶ ساله با تکرار یک خط از فیلم مشهور کمدی «ملاقات با فاکرها» پیامش را جالب‌تر هم کرد.

    دنیرودر این پیام گفته است: ما نیاز داریم مانع گسترش این ویروس شویم و تنها با همدیگر می‌توانیم این کار را انجام دهیم. نه فقط برای محافظت از خودمان، بلکه برای مراقبت از دیگران و همه افراد مسنی که دوستشان دارید. خواهش می‌کنم.

    او سپس دو انگشتش را به سمت چشمش و دوربین می‌آورد و جمله مشهور فیلم فاکرها را یادآوری می‌کند: دارم نگاهتان می‌کنم!

    هنرمندان دیگری هم بودند که در این روزها از مردم خواستند در خانه بمانند که بن استیلر و دنی دویتو از جمله آنها بودند.

    استیلر که در نیویورک است نیز به همشهریان گفته است: واقعاً باید در خانه بمانیم. این تنها راه جلوگیری از گسترش ویروس است و فقط وقتی نتیجه می‌دهد که همه با هم این کار را بکنیم.

    وی همچنین از مردم خواسته است تا با تماشای فیلم یا کشف یک سرگرمی جدید خود را مشغول کنند.

    دنی دویتو بازیگر نیز گفته است: جوان‌ها می‌توانند این ویروس را به سالخوردگان منتقل کنند و تا متوجه شوید من دیگر از دست رفته‌ام.

    اندرو کوومو که از سال ۲۰۱۱ فرماندار نیویورک است پیشتر در پیامی خطاب به مردم گفته بود: در خانه بمانید. گسترش بیماری را متوقف کنید. جان مردم را نجات دهید.

  • قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: ریان جانسون که در سال ۲۰۱۷ پروژه «جنگ ستارگان» را زیر نظر جی‌جی آبرامز به سلامت به سرانجام رساند، اکران کرد و فروشی میلیارد دلاری داشت، حالا بعد از هوکر و برادران بلوم، سراغ یک درام، آن هم از جنس درام معمایی رفته است.

    ریان جانسون خودش این اثر ارجینال را به نگارش درآورده و در بازه زمانی که سینمای جهان با فیلم‌های کارگاهی/ معمایی نظیر «شرلوک هلمز» همچون آثاری علمی تخیلی برخورد می‌کرد، او به شکلی کلاسیک، طرح و دسیسه‌ای برای قتل یک ثروتمند را، که از پیرنگ‌های مهم یک اثر کارگاهی/ معمایی است، برای ما به نمایش گذاشت.

    اینکه اثر جانسون به راحتی ما را به یاد آثار کلاسیک معمایی می‌اندازد و اینکه حال و هوای زمانه اکنون را دارد، فکر می‌کنم دلیل کافی باشد برای کشاندن علاقه‌مندان امروز این ژانر به سینما و تماشای فیلم «چاقوها بیرون».

    در ترجمه نام اثر به فارسی «چاقوکشی» نیز به چشم می‌خورد که با توجه به معنای اصطلاح آن در زبان فارسی ترجمه‌ای غلط انداز و گمراه‌کننده است.

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    چرا خوب – چرا بد؟

    دلایل زیادی برای خوب بودن فیلم «چاقوها بیرونـ به چشم می‌خورد. یک فیلم خوب معمایی از اسمش آغاز می‌شود؛ «چاقوها بیرون» این اسم کاملی است برای اثری که به آن هم نمادین نگاه می‌کند و هم نگاهی اتمسفری روی آن دارد.

    چاقو و بیرون کشیدن آن دلالتی بر یک نزاع خونین دارد و از سوی دیگر نشانه و موادی به نام چاقوست که پایان داستان را رقم می‌زند، انگیزه شخصیت‌ها را کامل می‌کند و می‌تواند ما را به نقطه نتیجه گیری متصل کند.

    هیچ کلامی در این اثر بیهوده به کار گرفته نشده است. جمله‌های ترومبی بزرگ با بازی کریستوفر پلامر یک یک نشانه‌هایی را برای داستان به جا می‌گذارد، اثرگذاری هر عمل در کشف ماجرا دیدنی است و این دقیقاً ویژگی مناسب و قابل تامل برای یک اثر معمایی است.

    معما و تعلیق و غافلگیری، هر سه عنصر دراماتیک به خوبی در فیلم جاگذاری شده‌اند و قدم به قدم مخاطب را به سمت کشف معما راهنمایی می‌کنند. اطلاعات و شخصیت‌پردازی در فیلم بازی پیچیده را به راه می‌اندازد که شاید همین پیچیدگی بیش از حد باشد که نیاز به یک سخنرانی پر طمطراق از سوی کارآگاه را در فصل نهایی اثر قطعی می‌کند و شاید همین بخش پاشنه آشیل ماجراست.

    اینکه معماها به ترتیب حل و فصل می‌شوند اما معمای کلی و اصلی فیلم در یک نطق باز می‌شود که البته این هم سنت یک اثر کارگاهی است اما یک جمع‌بندی از روی عجله و سریع هم محسوب می‌شود.

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    بهترین سکانس؛ تفاوت چاقوی اصل با تقلبی!

    لحن طنازانه جانسون در «چاقوها بیرون» یکی از نقطه قوت‌های اصلی فیلم است. جانسون این لحن را در جای جای اثر و حتی در ویژگی شخصیتی چون مارتا اجرا می‌کند. به طوری که مارتا اگر دروغ بگوید بی‌تردید بالا می‌آورد.

    فصل پایانی در اجرا یکی از فصول بی‌نقص جانسون در کارگردانی است. فصلی که در کتابخانه، میان کتب معمایی فراوان، کارآگاه اکتشافات خود را فصل به فصل در یک نطق طولانی جلو می‌برد، مارتا دروغ می‌گوید اما تهوع خود را نگه می‌دارد و سپس روی قاتل (نوه ترومبی) بالا می‌آورد.

    کمدی و حل معما تا اینجا ثمر بخش می‌شود اما هنوز غافل‌گیری مانده است. قاتل با چاقو به سمت مارتا می‌رود و چاقو را در قلب او فرو می‌کند، اما چاقو تقلبی است! یادمان می‌آید که ترومبی بزرگ گفته بود آن‌ها (خانواده اش) فرق بین چاقو اصل و تقلبی را نمی‌دانند.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    فیلم‌های گای ریچی که به داستان‌های هولمز پرداخته را از دست ندهید. همچنین سریال «شرلوک هلمز» (نسخه جدید و قدیمی). که البته در نسخه قدیمی کلاسیک‌تر و نزدیک‌تر به «چاقوها بیرون» است و در نسخه جدید دورتر و کمی علمی تخیلی.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    فیلم به‌شدت نگاه جامعه‌شناسانه کلاسیک مولف را در بر دارد. نگاهی که بین فقیر و غنی در داستان‌های بریتانیایی اصل طلایی محسوب می‌شود. به همین علت می‌توان چنین دیدگاهی را در بازنگری اثر دنبال و واکاوی کرد.

  • انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ
    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از انترتینمنت ویکلی، لانا کاندور بازیگر آسیایی آمریکایی به انتقاد از دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا پرداخته چون او بارها کروناویروس جدید یا کووید -۱۹ را «ویروس چینی» خطاب کرده است.

    این بازیگر در پستی که در اینستاگرام خود قرار داد ترامپ را متهم کرد که با نحوه به کار بردن کلمات خود، جامعه آسیایی آمریکایی را به خطر می‌اندازد.

    او نوشت: «بهتر باش. اینکه آدم با هرج‌ومرجی که تو درست می‌کنی از خواب بیدار بشود یک کابوس حقیقی است. خواهش می‌کنم بهتر باش.»

    این بازیگر که در ویتنام به دنیا آمده در ادامه نوشت: «هیچ فکر نمی‌کنی کلمات و اعمال نژادپرستانه تو چه پیامدهایی برای جامعه آسیایی آمریکایی دارد. حتی نمی‌توانی تصور کنی که داری جامعه ما را در چه خطری قرار می‌دهی. چطور جرات می‌کنی.»

    او اضافه کرد: «باید از خودت خجالت بکشی. اسم خودت را رهبر می‌گذاری؟ می‌دانی رهبرها چه کار می‌کنند؟ آن‌ها با الگو و عمل خوب رهبری می‌کنند. چیزی که هنوز ندیده‌ایم تو انجام بدهی. باید از جک ما میلیاردر چینی یاد بگیری که در عمل دارد رهبری می‌کند و تست کرونا و میلیون‌ها ماسک به آمریکا اهدا کرده است.»

    او در انتها دوباره از رییس‌جمهور آمریکا خواست بهتر باشد و نوشت: «تا ما وقتی می‌خواهیم از خانه بیرون برویم از این نترسیم که کسی به خاطر بیگانه‌هراسی تو بخواهد ما را مورد آزار کلامی یا فیزیکی قرار بدهد.»

    سازمان جهانی سلامت نام بیماری جدید را کووید -۱۹ گذاشت که مخفف بیماری کروناویروس ۲۰۱۹ است. این سازمان در سال ۲۰۱۵ گفته بود نام بیماری‌ها هرگز نباید روی موقعیت‌های جغرافیایی تمرکز کند.

    ترامپ در بسیاری از توییت‌های اخیرش از واژه «ویروس چینی» استفاده کرده و در کنفرانس‌های خبری هم بارها تکرار می‌کند که ویروس از چین آمده است. معاونان و دیگر مسئولان دولت او هم از واژه‌هاش مشابهی از جمله «ویروس ووهان» استفاده کرده‌اند.

    تا به حال چند بار گزارش شده که بعد از گسترش کروناویروس در کشور مختلفی علیه آسیایی‌ها خشونت‌هایی صورت گرفته است که نشان می‌دهد متصل کردن یک ویروس به یک کشور خاص چه ریسک‌هایی می‌تواند داشته باشد.

    ترامپ از موضع خود دفاع کرده و گفته «اصلا نژادپرستانه نیست. نه. اصلاً. ویروس از چین می‌آید. می‌خواهم دقیق باشم.»

  • گسترش بحران سینما در اروپای شرقی

    گسترش بحران سینما در اروپای شرقی

    گسترش بحران سینما در اروپای شرقی
    گسترش بحران سینما در اروپای شرقی

    گسترش بحران سینما در اروپای شرقی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، مسئولان سینماهای لهستان از جمله زنجیره‌های سینمایی «هلیوی»، «مولیت‌کینو» و «سینما سیتی» از دولت کمک خواسته‌اند تا بتوانند مانع موج ورشکستگی این بخش به دلیل بحران کرونا شوند.

    در نامه‌ای سرگشاده که برای وزارت توسعه لهستان ارسال شده، سینماداران با تاکید بر اینکه سینماها نخستین صنایعی هستند که به شدت تحت تاثیر این بیماری همه‌گیر قرار گرفته‌اند، نوشته‌اند: ما ضمن تحمل هزینه‌های سنگین وام، اجاره و حقوق کارمندان، قادر به ایجاد درآمد نیستیم. ما هیچ راهی برای جایگزین کردن منابع فعلی سینما با منابع دیگر نداریم و درآمدمان در این مقطع صفر است.

    این در حالی است که سینماهای لهستان از ۱۲ مارس (۲۲ اسفند) از سوی دولت تعطیل شدند.

    در این نامه سینماها از دولت خواسته‌اند تا دست به اقدامی هدفمند بزند؛ از جمله سوبسیدی برای دستمزد کارمندان تعیین کند که موجب محدود شدن اخراج آنها شود و در عین حال صندوقی برای کمک به تولید فیلم ملی لهستان تعیین کند.

    سینماهای سراسر اروپای شرقی و مرکزی بسته هستند و این امر پس از گسترش سریع ویروس کرونا در ایتالیا انجام شد تا بتوانند با فاصله اجتماعی مانع گسترش این ویروس شوند.

    با این حال پیش از تعطیل رسمی سینماها، این مراکز به دلیل کاهش حضور تماشاگران با بحران روبه رو شده بودند و در آخر هفته ۱۳ تا ۱۵ مارس، (جمعه تا یکشنبه پیش) با کاهش ۹۰ درصدی مخاطب روبه رو شده بودند. برای تماشای فیلم جدید وین دیزل یعنی «بلاد شات» و کمدی اکشن «جاسوس من» دیوید باتیستا تنها هزار نفر در سراسر لهستان به سینما رفته بودند.

    درآمد کلی فروش بر طبق مرکز سینمای کرواسی در آن آخر هفته ۳۸ هزار دلار بود که در مقایسه با ماه پیش که ۳۱۷ هزار دلار بود، بسیار پایین‌تر آمده بود. برمبنای گزارش شبکه سینماهای مستقل کرواسی، تا زمان بسته بودن سینماها، آنها ماهانه حداقل ۱۵۵ هزار دلار ضرر می‌دهند.

    صربستان نیز با همین مشکلات مواجه است و «بلاد شات» آخر هفته پیش تنها ۱۱۲۱ بلیت فروخت. دولت صربستان از ۱۵ مارس (۲۵ اسفند) دستور تعطیلی همه مراکز تجمع را صادر کرد. در این دستور هر چند سینماها به طور مشخص نام برده نشدند اما «سینه پلکس» که زنجیره ملی سینماهای کشور است، اقدام به تعطیلی سینماهایش کرد و پس از آن دیگر سینماهای زنجیره‌ای نیز تعطیل کردند.

    رومانی نیز شرایطی مشابه دارد و فروش آخر هفته ۹ تا ۱۵ مارس (۱۹ تا ۲۵ اسفند) به ۲۹۷ هزار دلار رسید. هفته پیش از آن فروش سینماهای رومانی ۱.۳۴ میلیون دلار بود.

    در این کشورها همه تولیدات بین المللی و داخلی که برای ماه‌های مارس یا آوریل برنامه‌ریزی شده بود نیز به تعویق افتاده است.

    توزیع کنندگان فیلم به راه‌حل‌های جایگزین روی آورده‌اند از جمله «متنفر» فیلم جدیدی از یان کوماسا که نامزدی اسکار را در کارنامه دارد ۱۲ روز پس از آنکه در سینماهای لهستان به نمایش درآمد اکنون به صورت VOD (ویدئو هنگام درخواست) در دسترس قرار گرفته است.

  • «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا
    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: «فورد در برابر فراری» جذاب‌ترین فیلم سال است. جذابیت از منظر بالابردن آدرنالین برای اشخاصی که فیلم‌های مسابقه‌ای و ورزشی را دوست دارند و می‌خواهند با هیجان بالا و کیفیتی استاندارد فیلمی را در این باره تماشا کنند.

    ساخته جدید جیمزمنگولد دو ستاره سینما را نیز همراه خود دارد، همچنان که درباره دو ستاره ماشین‌سواری نیز هست. ترکیب کریستین بیل و مت دیمون همراه با رقابتی برای فورد و فراری می‌تواند به انگیزه‌های دیدن فیلم بیفزاید و تماشاگر را به وجد بیاورد.

    دو ستاره ماشین‌سازی به مثابه دو غول کمپانی‌های ساخت اتوموبیل قرار است در فیلم به رقابتی تنگاتنگ بپردازند. رقابتی که سال‌ها در مسابقات ماشین سواری ۲۴ ساعته فرانسه درگیر آن بودند.

    این فیلم به علاوه اینها یک درام تاریخی نیز محسوب می‌شود، درامی که قرار است واقعه تلخ تقلب در سال ۱۹۶۶ در مسابقات اتوموبیلرانی فرانسه را نیز نشان‌مان بدهد و کاراکتر اصلی فیلم یعنی کن مایلز را روایت کند که از طبقه متوسط برآمده و در برابر او باندی از مافیای سرمایه‌داری آمریکایی و ایتالیایی قرار دارد.

    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا
    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    چرا خوب – چرا بد؟

    تدوین فیلم و طراحی صدای آن جایزه اسکار را برای فیلم به ارمغان آورده‌اند. فیلم در طراحی صدا شگفت‌انگیز است. افکت‌های صوتی ماشین‌های آن دوره به خوبی طراحی و در گوش ما همچون گوش راننده تاثیر می‌گذارد و این شاید خلاصه دقیقه آخر فیلم است، اینکه شلبی با بازی مت دیمن نمی‌تواند از صدای گاز ماشینش که لذتی مضاعف را برای او به ارمغان می‌آورد بگذرد و باز ویراژ می‌دهد و در افق گم می‌شود.

    تدوین نیز در فیلم نقش اساسی دارد. موتیف شات‌های متعدد از چهره راننده، پدال‌ها و دنده ماشین به شکل ریتمی درست بکاربرده شده و تمپویی تند را برای مخاطب به نمایش می‌گذارد که میزان آدرنالین و از اساس هیجان مسابقه را برای او تشدید کند.

    روایت منگولد اما مانند بسیاری دیگر از روایت‌های امسال در آثار سینمایی، تقابل بین طبقه متوسط یا متوسط پایین با سرمایه‌داری است. سرمایه‌داری که استخدام می‌کند، رقابت می‌کند، انسان‌ها را بکار می‌گیرد و اخراج می‌کند و اگر زورش نچربد با ناجوانمردی قهرمانی را از مردی از طبقه متوسط جامعه می‌گیرد؛ دقیقاً همان بلایی که بر سر کن مایلز می‌آورند.

    اما فیلم در مجموع سوگواری برای مایلز نیست بلکه در کنار مایلز، کاراکتری به نام شلبی را نیز دارد. کاراکتری که با هر پستی و بلندی عاطفی دست به دست سرمایه‌داری حرکت می‌کند و جلو می‌رود. می‌تواند دوستش را اخراج کند و برای او ریسک کند و پس از مرگ مایلز باز هم به کار خود ادامه دهد.

    درست است که برای شلبی جنبه‌های انسانی و پرسپکتیو شخصیتی تعیین شده است اما در یک نگاه کلی شلبی بیش از مایلز به سرمایه‌داری شرکت‌هایی نظیر فورد نزدیک است. فورد آمریکایی در برابر فراری ایتالیایی که البته در لایه‌های عمیق فیلم نوعی جنگ صنعتی/ ملیتی را نیز یادآوری می‌کند.

    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا
    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    بهترین سکانس؛ یک دعوای دوستانه

    وقتی شلبی مجبور به اخراج مایلز می‌شود، فورد در مسابقه شکست می‌خورد، با اینحال شلبی برای سال آینده می‌رود تا مایلز را دوباره به استخدام در آورد اما این‌بار میان دو دوست قدیمی دعوا صورت می‌گیرد. نزاعی که در آن هیچ کدام نمی‌خواهند به دیگری آسیب بزنند و در واقع تبدیل به نزاعی خنده‌آور می‌شود که یادآور شیطنت این از دوره‌ها و سنین پیشین است. زن مایلز از دور به تماشای هر دو می‌نشیند و بعد از اتمام زد و خورد به هر دو نوشابه می‌دهد.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    می‌توانید به مجموعه فیلم‌های رقابتی/ ورزشی یا زندگینامه‌ای نگاهی بیندازید. فیلم‌هایی نظیر مجموعه «راکی» که در آن هم بحث آمریکایی بودن شخصیت اول و تقابل ملی / سیاسی جنگ سرد در قسمت‌های گوناگون آن موج می‌زند.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    به نظر فیلم بر روی یک تاریخ تراژیک تاکید می‌کند، تاریخ تراژیک انسانی به نام مایلز که قهرمان نشد؛ اما از منظر دیگر رقابت فورد و فراری یک رقابت سیاسی است که باید آن را از همین جنبه مورد بررسی قرار داد.