برچسب: سینمای جهان

  • روایتی تراژیک از روی خشن هالیوود

    روایتی تراژیک از روی خشن هالیوود

     

    خبرگزاری مهر – گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: «جودی گارلند»، شاید نزد مخاطبان عام نام مشهوری نباشد اما مخاطبان خاص او را به خوبی می‌شناسند؛ آنهایی که «جادوگر شهر از» را دیده‌اند می‌دانند دخترک آوازخوان در آن فیلم با آن آهنگ جهانی‌شده «جایی آن سوی رنگین کمان» (که بهترین خوانندگان جهان بعدها آن را بازاجرا کردند)، چقدر خوش درخشید.

    آن دخترک کسی نبود جز «جودی گارلند» که مخاطب عام هم باید با او آشنا می‌شد. فیلم تازه روپرت گوولد به زندگی جودی گارلند می‌پردازد. اثری بیوگرافیک که می‌خواهد درد و رنج این هنرمند را زیر ذره‌بین ببرد.

    شاید با دیدن «جودی» بتوان آن روی خشن هالیوود را هم دید، وجهی که می‌تواند یک انسان هنرمند را از اوج به حضیض بکشاند و می‌تواند فرد هنرمند را از شخصیتی مستقل به فردی تربیت یافته تبدیل کند.

    فیلم «جودی» با تمام این نکات دیدنی، بازی درخشان رنه زیلوگز را نیز به همراه دارد. او با بازی این نقش توانست جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن را برای خود به ارمغان بیاورد.

    چرا خوب – چرا بد؟

    اینکه یک کارگردان تئاتر درجه یک، که از قضا کارگردان سینمایی درجه دو و شاید سه باشد، بخواهد چنین شخصیتی را مورد توجه خود قرار دهد، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین سوالات مخاطبان جدی سینما در برابر این فیلم باشد. فیلم «جودی» که قرار بوده به تاریخ هالیوود هم نقبی بزند و به این جهت مهم می‌نماید، چرا باید به دست چنین کارگردانی ساخته می‌شد؟! کارگردانی که جدا از ساختن اتمسفر و شخصیت‌پردازی، نمی‌تواند احساس ایجاد کند و در ساخت لحظات دراماتیک بسیار ناشیانه عمل می‌کند. بی‌شک چنین کارگردانی گزینه خوبی نبوده است.

    روایتی تراژیک از روی خشن هالیوود
    روایتی تراژیک از روی خشن هالیوود

    هر قدر بار فیلم را طراحی صحنه و لباس، چهره‌پردازی و بازیگری آن به دوش می‌کشد، کارگردانی و فیلمبرداری اثر آن را رو به نابودی می‌برد. نمی‌تواند درام بسازد و در لحظات عاطفی عجول و بدون نقطه تاکید است.

    داستان نیز نمی‌تواند همپای زندگی واقعی جودی گارلند حرکت کند. پرش‌های فیلم بدون نقاط اتصال منطق‌پذیر انجام می‌شود و فلش بک‌ها نقاط عطف زندگی جودی نیست و در آینده هم تاثیری کمرنگ از آن‌ها در شخصیت جودی می‌بینیم.

    در واقع یکی از ترفندهای نابودکننده‌ای که در فیلم دیده می‌شود، به اوج رساندن لحظات عاطفی و رها کردن آن است بدون اینکه این لحظات و نقاط حساسیت برانگیز که بی‌شک در معرفی چنین شخصیتی مهم می‌نماید، به نتیجه برسد و تماشاگر بتواند داستانک‌ها را یک به یک درک و هضم کند. یکی از همین داستانک‌ها ورود شخصیت میکی و خروج اوست که تا پایان فیلم مانند علامت سوال باقی می‌ماند.

    بهترین سکانس؛ یک همخوانی باشکوه

    در نظر گرفتن بهترین سکانس برای فیلمی که موضوعش عقیم باقیمانده، دشوار است اما به‌نظر می‌رسد سکانس پایانی که جودی قرار است آهنگ «جایی آن سوی رنگین کمان» را برای تماشاگران و در کنسرت اجرا کند، مهم‌ترین جای اثر و نقطه پایانی آن است. جایی که قرار است به این درک نائل شویم که جودی دوست داشتنی است، هر چند که بد قلق است و کسی نمی‌تواند با او کار کند.

    دوربین در یکی از نماهای معقول خود می‌داند کجا بایستد و چهره جودی را در کلوزآپ و سپس لانگ شات از تماشاگران را در دیگر سو به نمایش در می‌آورد. دکوپاژِی منطقی و به هم پیوسته را شاهدیم که با همخوانی تماشاگران پایان می‌یابد.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    می‌توانید فیلم مستند «امی درباره امی واینهاس» ساخته آسیف کاپادیا را نیز ببینید که برنده جایزه اسکار بهترین فیلم مستند در سال ساخت خود شد. می‌توانید فیلم‌های «سرود کولی» درباره فردی مرکوری که پارسال در اسکار درخشید و نیز «La Vie en rose» که درباره ادیت پیاف خواننده شهیر و افسانه‌ای فرانسه بود را هم مشاهده کنید.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    فیلم‌های بیوگرافیک اغلب نگرش‌هایی درباره تاریخ به دستمان می‌دهند. در واقع روایت تاریخی هستند بر مقطعی که روی آن تمرکز می‌کنند. بی شک نگرش تاریخی که می‌توان به کار در هالیوود داشت و پیدا کرد، در این فیلم و نیز نمونه دیگری همچون «روزی روزگاری در هالیوود» ساخته کوئنتین تارانتینو مشهود و مشخص است و هرکدام جنبه‌ها و برش‌های تاریخی خاصی از آن را به نمایش گذاشته‌اند.

  • مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!

    مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!

    مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!

    مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!
    مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!

    به گزارش خبرگزاری مهر، در حالیکه دونالد ترامپ بدون توجه به تهدید بزرگ کروناویروس تاکید دارد می‌خواهد هر چه زودتر کشور را به حالت عادی برگرداند و تا عید پاک که ۲ هفته دیگر است کلیساها را پر از مردم کند، معروف‌ترین مجری‌های آمریکایی از خانه مشغول کار هستند تا مردم را تشویق به فاصله‌گذاری اجتماعی کنند.

    با توجه به گسترش سریع کووید -۱۹ در سراسر آمریکا و مخصوصاً نیویورک، بیش از یک هفته است که چهره‌های شناخته‌شده‌ای از جمله تروور نوآ، استیون کولبر، ست مایرز، جیمی فالون، سامانتا بی و جیمی کیمل در خانه و بدون کت و شلوار و آرایش استودیویی به کار خود ادامه می‌دهند و از مردم می‌خواهند تا جایی که می‌توانند در خانه بمانند و از تدابیر فاصله‌گذاری اجتماعی پیروی کنند تا جان خود و دیگران را نجات بدهند.

    تیم نویسندگان و تکنیکی این برنامه‌ها همه دور کاری می‌کنند و مجری‌ها هم با دوربین‌های خود از خانه برنامه را ضبط می‌کنند.

    این مجری‌های سرشناس همچنین از خانه میزبان کارشناس‌های برنامه‌شان می‌شوند که به صورت ویدیو چت با آنها ارتباط برقرار می‌کنند.

    از جمله این مجریان تروور نوآ بود که در برنامه‌های این هفته خود از خانه به گسترش کروناویروس در آمریکا و دیگر کشورها پرداخت.

    مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!
    مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!

    او به انتقاد از ترامپ پرداخت که ظاهراً به حرف متخصصان دولت خود گوش نمی‌دهد و می‌خواهد کشور را طی روزهای آتی به حالت عادی برگرداند. وی همچنین از پزشک شناخته‌شده آمریکایی خواست از خانه خود به برنامه وصل شود و درباره اهمیت حفظ سلامت روانی و فیزیکی طی دوران همه‌گیری کووید -۱۹ صحبت کند.

    استیون کولبر که مجری برنامه «لیت شو» در شبکه سی‌بی‌اس است، برداشتی شوخ‌طبعانه‌تر داشت و در چند ویدیویی که این هفته ضبط کرده در موقعیت‌های مختلف با بینندگانش صحبت کرد. او یک بار با کت‌وشلوار در وان حمام پر از حباب و کف نشست، یک بار کنار آتش و باربکیو برنامه‌اش را ضبط کرد و یک بار هم در گاراژ خانه‌اش ظاهر شد.

    مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!
    مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!

    وی گفت: من در خانه مانده‌ام و همه آنهایی که برای من کار می‌کنند هم در خانه مانده‌اند و از همه ممنونم که این کار را می‌کنند.

    سی‌بی‌اس همچنین چندین تکه کوتاه از کولبر پخش کرد که با تماشاگران و کارشناسان از خانه صحبت می‌کرد. این ویدیوهای کوتاه بیش از ۸ میلیون بار تنها در یوتیوب دیده شدند.‌

    مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!
    مجری‌های معروف آمریکایی دورکاری می کنند!

    کار کردن از خانه همچنین موجب نشد تا جیمی کیمل کارش را متوقف کند. او در برنامه سه‌شنبه شب «جیمی کیمل لایو!» هچنان به انتقاد از ترامپ پرداخت که چندان توجهی به گسترش ویروس کرونا ندارد و می‌خواهد تا عید پاک کشور را به وضعیت عادی برگرداند. او پرسید تا عید پاک؟ یعنی دو هفته دیگر؟ انگار باید همه بمیریم تا رییس جمهور بتواند شیرینی‌های عید پاکش را بخورد.

    سامانتا بی برنامه‌اش را در ورودی جنگل کنار خانه‌اش در حومه نیویورک ضبط کرد و گفت: «ما عاشق انجام دادن این کار هستیم و خیلی خوشحالیم که پلتفرمی برای صحبت کردن داریم.»

    جان الیور مجری بریتانیایی برنده جوایز متوالی امی بهترین تاک شو سال که برنامه «هفته گذشته دیشب» را برای شبکه اچ‌بی‌او روی آنتن می‌برد، به دلیل طبیعت تحقیقاتی و پیچیده برنامه‌اش نمی‌تواند آن را از خانه ادامه بدهد. او آخرین قسمت برنامه خود را هفته گذشته از یک استودیوی دیگر با تعداد کارمندان محدود روی آنتن برد و درباره کروناویروس و پاسخ دونالد ترامپ به آن صحبت کرد. وی از مردم خواست در خانه بمانند و گفت به محض اینکه کشور امن‌تر شود به شیوه معمول سر کار بازمی‌گردد.

  • دیوید فینچر برای دانشجویان قرنطینه مستر کلاس آنلاین گذاشت

    دیوید فینچر برای دانشجویان قرنطینه مستر کلاس آنلاین گذاشت

    دیوید فینچر برای دانشجویان قرنطینه مستر کلاس آنلاین گذاشت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایندی وایر، مدرسه ملی فیلم و تلویزیون بریتانیا با برگزاری یک مستر کلاس با حضور دیوید فینچر دانشجویانش را که در قرنطینه هستند، غافلگیر کرد.

    در حالی که تقریباً همه بریتانیا برای جلوگیری از گسترش کرونا در قرنطینه به سر می‌برند، برگزاری یک کلاس آنلاین با امکان گفت‌وگوی مستقیم از سوی دیوید فینچر برای دانشجویان مدرسه ملی فیلم و تلویزیون بریتانیا یک غافلگیری بزرگ بود.

    دیوید فینچر برای دانشجویان قرنطینه مستر کلاس آنلاین گذاشت
    دیوید فینچر برای دانشجویان قرنطینه مستر کلاس آنلاین گذاشت

    کارگردان «زودیاک» و «دختر گمشده» مشهور است به اینکه خیلی در رویدادهای عمومی شرکت نمی‌کند و این به معنی این است که برگزاری مسترکلاس ویدیویی یک فرصت نادر برای رویارویی با این فیلمساز بود.

    مستر کلاس کارگردان «باشگاه مشت‌زنی» به صورت آنلاین برای ۴۵۰ دانشجویی که در قرنطینه بودند، برگزار شد.

    جان واردل مدیر این مدرسه فیلمسازی با صدور بیانیه‌ای گفت: هفته سختی را سپری کردیم و می‌خواستیم کاری انجام دهیم که روحیه دانشجویان را بالا ببریم؛ به همین دلیل امروز بعد از ظهر ۴۵۰ دانشجو از طریق «زوم» در مستر کلاس دیوید فینچر شرکت کردند. دیوید یک اسطوره است.

    فینچر اکنون در حال ساخت فیلم «منک» است که درامی زندگینامه‌ای با بازی گری اولدمن در نقش هرمان جی. منکیویچ نویسنده فیلمنامه «همشهری کین» ساخته اورسون ولز است.

  • «پرندگان خشمگین» به تلویزیون می‌روند

    «پرندگان خشمگین» به تلویزیون می‌روند

    «پرندگان خشمگین» به تلویزیون می‌روند

     

    «پرندگان خشمگین» به تلویزیون می‌روند
    «پرندگان خشمگین» به تلویزیون می‌روند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، نتفلیکس دستور ساخت یک سریال ۴۰ اپیزودی از «انگری بردز» یا «پرندگان خشمگین» را داده است.

    این انیمیشن با عنوان «انگری بردز: نیمه تابستان» بر مبنای شخصیت‌های بازی مشهور کامپیوتری ساخته می‌شود.

    هر اپیزود از این سریال که پیش‌بینی شده در سال ۲۰۲۱ استریم شود، ۱۱ دقیقه خواهد بود و با الهام از روح کمدی فیلم‌های «انگری بردز» ساخته می‌شود.

    این سریال با تمرکز بر ۲ شخصیت محبوب اصلی یعنی رِد یا قرمز و چاک ساخته می‌شود. البته دوست‌های پرنده دیگری هم در این مجموعه حضور خواهند داشت. در این مجموعه باز هم پرندگان رنگی، این بار در کمپ تابستانی با شوخی‌های باورنکردنی و ماجراهای هیجان‌انگیز، همه قوانین را می‌شکنند و همچنان با خوک‌های مزاحم که آن طرف دریاچه زندگی می کنند، مقابله می‌کنند.

    کورتیس لیلاش کارگردان این انیمیشن در نتفلیکس از «انگری بردز» به عنوان یک پدیده واقعی برای بچه‌ها یاد کرد که در همه جهان محبوب هستند و اکنون پس از یک دهه شهرت در قالب بازی کامپیوتری وقتش شده که به تلویزیون هم بیایند.

    تاکنون ۲ فیلم سینمایی از «پرندگان خشمگین» در سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۹ راهی سینماها شده و بیش از ۵۰۰ میلیون دلار در گیشه‌های جهان فروش کرده‌اند.

  • سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود
    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، دولت سنگاپور دستور داد همه سینماهای کشور به مدت یک ماه تعطیل شوند. این اقدام برای جلوگیری از گسترس ویروس کرونا انجام شده است. تعطیلی سینماها از امروز پنج شنبه ساعت ۱۲ ظهر شروع می‌شود و تا ۳۰ آوریل ادامه خواهد داشت.

    دولت سنگاپور هر نوع گردهمایی بالای ۱۰ نفر را ممنوع کرده و این مقررات جدید برای کلوپ‌ها و تئاترها وضع شده که به دلیل نزدیک بودن افراد با هم احتمال ابتلا به ویروس را زیاد می‌کند.

    سنگاپور در کنترل ویروس کرونا خیلی موفق عمل کرده و با شروع گسترش ویروس بلافاصله مرزهایش را بست، اما در چند روز اخیر شمار مبتلایان تایید شده دارد به آهستگی افزایس می‌یابد.

    سه شنبه سنگاپور اعلام کرد ۴۹ مورد جدید ابتلا مشاهده شده و در مجموع تاکنون ۵۵۸ نفر به این ویروس آلوده شده‌اند و تنها ۲ مورد مرگ وجود داشته است. از این میان ۳۲ نفر از مسافرانی بوده‌اند که از بریتانیا راهی این کشور شده بودند.

    بخش سینمای سنگاپور از سه گروه بزرگ تشکیل شده و در مجموع ۲۹۷ سالن سینما برای جمعیت ۵.۶ میلیون نفری این کشور وجود دارد.

    فیلم‌های داخلی کمتر از ۵ درصد فروش گیشه این کشور را در سال تشکیل می‌دهند و فیلم‌های هالیوودی در این کشور هوادار زیادی دارد. توجه به سینما در این کشور از بالاترین در سطح جهانی است و هر فرد در سال به تماشای بیش از ۴ فیلم در سینما می‌نشنید. فروش باکس آفیس این کشور در سال ۲۰۱۹ برابر ۱۲۱ میلیون دلار بود.

  • «یک روز زیبا» با تام هنکس

    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    «یک روز زیبا» با تام هنکس
    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: شاید بازی بی‌نقص تام هنکس که در اجرای نقش یکی از بزرگ‌ترین مجری‌ها و هنرمندان عرصه کودک تلویزیون آمریکا خوش درخشیده است یا شاید هم به عنوان فیلمی که قرار است تماشاگر را به مشارکت بگذارد؛ مشارکت در اندیشیدن و حس کردن.

    این مشارکت در کمترین آثار این دوره دیده می‌شود در حالی که در «یک روز زیبا در محله»، که اشاره به برنامه تلویزیونی فرد راجرز فقید دارد، فیلم هم سبک و سیاق اندیشه و سبک و روش راجرز در برنامه تلویزیونی‌اش مخاطب به مشارکت در عمل واداشته می‌شود و این یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های آن برنامه تلویزیونی است که بیننده را بدین وسیله به دنیای خودش دعوت می‌کند؛ دنیایی چند بعدی و خود ساخته که قرار است آرامشی چند ساعته برای کودکان در خانه باشد. قرار است به آن‌ها چیزهایی که نیاز دارند را بیاموزد و آن‌ها را با شکست و پیروزی آشنا کند.

    اتفاق فرامتنی ابتلای تام هنکس به بیماری کرونا، این روزها می‌تواند حکم انگیزه‌ای مضاعف را برای سینمادوستان و فیلمبازها پیدا کند تا با نگاهی متفاوت به تماشای «یک روز زیبا در محله» بنشینند.

    «یک روز زیبا» با تام هنکس
    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    چرا خوب-چرا بد؟

    ساخته جدید خانم مریل هلر که پیش از این کمدی خانوادگی و زنانه را جلوی دوربین برده بود، هم یک نوستالژی است و هم ادای دینی است به یک مقاله. کمتر به یاد دارم فیلمی از روی یک مقاله ساخته شده باشد، اما «یک روز زیبا در محله» دقیقاً براساس یک مقاله نگارش یافته که نامش «می‌توانیم بگوییم قهرمان؟» است، مقاله‌ای که از تام جونو حدود دو دهه پیش انتشار یافت و برای او شهرتی به ارمغان آورد.

    آن مقاله که به نوعی یک خیال‌پردازی داستانی است درباره زندگی خود جونو و رابطه و فهم و درکش از زندگی فرد راجرز بود که در آن به نوعی با تلفیق یک سیر سیال ذهن و یک نوشتار گزارشی همراه می‌شویم که در نتیجه دارد داستان می‌گوید.

    فیلم که می‌کوشد سیر نوشتن مقاله را به ما نشان دهد، در کنار آن به شیوه نگریستن ساده اما عمیق فرد راجرز به جهان اشاره دارد و سپس سیر داستانی مقاله را به این دو خط داستانی اضافه می‌کند که تلفیق اینها، فصل‌های سوررئالیستی را تشکیل می‌دهد که فیلم را به عالم ذهنی نویسنده می‌برد و ما را از عینیت دور می‌کند.

    نکته دیگری که ما را از دنیای واقعی دور می‌سازد، مسئله مشارکتی است که در فصلی بنیادین (که سکانس برتر اثر نیز هست) کارگردان بر روی آن تاکیدی برجسته دارد.

    اثر مریل هلر یک اثر خانوادگی است که به سادگی روایتش را با مخاطب در میان می‌گذارد و به این خاطر قابل احترام است که نه پیچیده‌گویی می‌کند و نه اینکه مخاطب را کودک فرض می‌گیرد و با آن کودکانه رفتار می‌کند.

    بازی هنکس با تقلیدی موثر از خود فرد راجرز نیز بر نکات مثبت فیلم می‌افزاید، آرامش کلام، نگاه و لحن موثر او در سخنگویی همان نکاتی است که او به خوبی از راجرز تاثیر گرفته است. در نهایت با کنار هم قرار دادن این‌ها با اینکه فیلم در یک استاندارد قابل قبول حرکت می‌کند اما هرگز نمی‌تواند فراتر از موضوع خود حرکت کند و جنبه‌ای پنهان را بسازد که قابل دیدن نبوده است.

    «یک روز زیبا» با تام هنکس
    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    بهترین سکانس؛ دعوت به سکوت به احترام عشق

    به واسطه به اشتراک گذاری حس درون قاب با مخاطب، بهترین سکانس فیلم صحنه‌ای است که راجرز به روزنامه‌نگار می‌گوید برای یک دقیقه سکوت کن و به آن‌هایی که عشق ورزیدن را در تو بیدار می‌کنند فکر کن.

    دوربین در رستوران گردشی می‌کند، بقیه افرادی که در رستوران مشغول غذا خوردن هستند،‌ سکوت می‌کنند و با راجرز همراه می‌شوند. راجرز به دوربین نگاه می‌کند، او از بیننده‌های فیلم هم همین را می‌خواهد. این شیوه آرامش یا درمانگری اشاره به اثری است که راجرز در برنامه تلویزیونی خود هم داشت، دعوت بزرگسالان و بخصوص کودکان به این سکوت و عشق ورزیدن…

    سکانس به خوبی تاثیر فراگیر این شیوه راجرز را به تصویر می‌کشد. بی‌آنکه راجرز با صدای بلند این خواهش را از روزنامه‌نگار مطرح کند، تمامی افراد حاضر در رستوران به این دعوت آری می‌گویند.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    فیلم «ماهی بزرگ» به کارگردانی تیم برتون را ببینید. ارتباط بیرونی دو فیلم شاید کمرنگ باشد اما ارتباط تماتیک این دو اثر به یکدیگر نزدیک است. روزنامه‌نگار همانقدر که فکر می‌کند راجرز قهرمان نیست، همانقدر نیز در پایان اثر به قهرمان بودن او شک نمی‌کند. همان چیزی که بین پدر و پسر در «ماهی بزرگ» اتفاق می‌افتد.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    ادای دین سینما به تلویزیون. ادای دین پرده نقره‌ای به یکی از برنامه‌های تلویزیونی و یکی از مجریان موثر دهه‌های ۷۰ و ۸۰ و ۹۰… فیلم بی‌شک اشاره‌ای به تاثیر تاریخی این برنامه تلویزیونی بر روی نسل‌های گوناگون مردن آمریکای معاصر دارد. پس نگرش تاریخی بر روی این تاثیر می‌تواند واکاوی درستی درباره موضوع این فیلم باشد.

  • «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد
    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    «کرونا» کاخ جشنواره «کن» را خانه بی‌خانمان‌ها کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، کاخ جشنواره فیلم کن درهایش را به روی بی‌خانمان‌های شهر کن باز کرد تا در بحبوحه گسترش ویروس کرونا، جایی برای اقامت داشته باشند.

    در حالی که جشنواره فیلم کن قرار بود از ۱۲ تا ۲۳ ماه می برگزار شود، هفته پیش با تصمیم مسئولان تا اواخر ماه ژوئن به تعویق افتاد.

    کاخ محل برگزاری جشنواره از جمعه درهایش را به روی افراد بی‌خانمان باز کرده و هر شب میزبان ۵۰ تا ۷۰ بی‌خانمان است.

    در حالی که امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه ۸ روز پیش از ۶۷ میلیون فرانسوی خواست تا در خانه بمانند، حضور حدود ۱۲ هزار بی‌خانمانی که در خیابان‌ها به سر می‌برند یکی از خطرات بالقوه گسترش ویروس کرونا محسوب می‌شوند.

  • نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت

    نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت

    نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت
    نمایشنامه‌نویس برنده ۵ جایزه تونی با ابتلا به کرونا درگذشت

     

    به گزاری خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، ترنس مک نالی نمایشنامه‌نویس نامدار که از وی به عنوان شاعر تئاتر آمریکا یاد می‌شود و یکی از بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویس دنیای معاصر خوانده می‌شد، در ۸۱ سالگی بر اثر ابتلا به ویروس کرونا جان باخت.

    وی که پیشتر با سرطان ریه مقابله کرده و پیروز شده بود دیروز سه‌شنبه در بیمارستانی در ساراسوتا بر اثر عوارض ناشی از ویروس کرونا درگذشت.

    این نمایشنامه‌نویس که برنده ۴ جایزه تونی بود و سال ۲۰۱۹ نیز پنجمین جایزه تونی را برای یک عمر دستاورد تئاتری دریافت کرده بود همواره در آثارش به طور جدی به مشکلات و مصایب زندگی افراد محروم و نادم پرداخته بود.

    مک‌نالی سال ۱۹۳۸ در سن پترزبورگ فلوریدا متولد شد، در تگزاس بزرگ شد و بعد ساکن نیویورک شد تا به عنوان نویسنده بتواند خلق کند و آثارش را روی صحنه نمایش ببرد.

    سال ۱۹۶۴ وی اولین نمایشش را با عنوان «و چیزهایی که شب ضربه می‌زنند» در برادوی روی صحنه برد که موفقیت آمیز نبود و پس از ۱۶ اجرا متوقف شد، اما او با نمایش بعدی‌اش که نمایشی طنزآمیز با عنوان «فرانکی و جانی در کلر دومون» بود به شهرت رسید. بعدها این نمایش که موجب به شهرت رسیدن کیتی بیتس هم شد در قالب یک فیلم سینمایی هم ساخته شد که فیلمنامه‌اش را خود مک نالی نوشت. در نسخه سینمایی آل پاچینو و میشل فایفر نقش آفرینی کردند.

    وی با «عشق! دلاوری! شفقت» اولین جایزه تونی‌اش را برد و یک سال بعد در سال ۱۹۹۵ با «مستر کلاس» که نمایشنامه‌ای زندگینامه‌ای درباره ماریا کالاس خواننده مشهور اپرا بود، جایزه تونی دوم را از آن خود کرد. موزیکال «بوسه زن عنکبویت» و «رگتایم» نیز برایش جایزه تونی را همراه داشتند.

    مک نالی در نیمه دوم زندگی‌اش بیشتر به نویسندگی پرداخت و نمایشنامه‌های متعدد موزیکال نوشت که «رگتایم» و «اگه می‌تونی منو بگیر» از جمله آنها هستند.

    این نمایشنامه‌نویس سال ۲۰۱۹ علاوه بر جایزه تونی با جایزه یک عمر دستاورد هنری انجمن نمایشنامه‌نویسان آمریکا تجلیل و سال ۲۰۱۸ نیز جایزه یک عمر دستاورد هنری لوسیل لورتل به وی اهدا شد.

    وی از سال ۱۹۷۰ از اعضای انجمن نمایشنامه‌نویسان آمریکا بود و سال ۱۹۹۶ نامش در زمره مشاهیر تئاتر آمریکایی جای گرفت.

    از دیگر دستاوردهای مک‌نالی یک جایزه امی، دو جایزه گوگنهایم، ۴ جایزه دارما دسک، دو جایزه لوسیل لورتل، دو جایزه اوبی و ۳ جایزه هول-وارنیر بود.

    او ۶ دهه در عرصه نمایشنامه‌نویسی، تئاتر موزیکال و اپرا فعالیت کرد. وی علاوه برنمایشنامه‌هایش نویسنده اپرا، فیلمنامه‌های چند منظوره و کتاب خاطرات هم بود.

    این نمایشنامه‌نویس بر اثر ابتلا به ویروس کرونا درگذشت.

  • پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!

    پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!

    پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!
    پیام هنرمندان سینمای جهان برای مقابله با کرونا: در خانه بمانید!

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از لس‌آنجلس تایمز، رابرت دنیرو بازیگر سرشناس از جدیدترین چهره‌های نیویورکی است که از هوادارانش خواست در خانه بمانند.

    وی با ارسال پیامی ویدیویی از مردم خواست برای مراقبت از افراد مسن‌تر که بیشتر ویروس کرونا تهدیدشان می‌کند، خانه‌ها را ترک نکنند.

    بازیگر ۷۶ ساله با تکرار یک خط از فیلم مشهور کمدی «ملاقات با فاکرها» پیامش را جالب‌تر هم کرد.

    دنیرودر این پیام گفته است: ما نیاز داریم مانع گسترش این ویروس شویم و تنها با همدیگر می‌توانیم این کار را انجام دهیم. نه فقط برای محافظت از خودمان، بلکه برای مراقبت از دیگران و همه افراد مسنی که دوستشان دارید. خواهش می‌کنم.

    او سپس دو انگشتش را به سمت چشمش و دوربین می‌آورد و جمله مشهور فیلم فاکرها را یادآوری می‌کند: دارم نگاهتان می‌کنم!

    هنرمندان دیگری هم بودند که در این روزها از مردم خواستند در خانه بمانند که بن استیلر و دنی دویتو از جمله آنها بودند.

    استیلر که در نیویورک است نیز به همشهریان گفته است: واقعاً باید در خانه بمانیم. این تنها راه جلوگیری از گسترش ویروس است و فقط وقتی نتیجه می‌دهد که همه با هم این کار را بکنیم.

    وی همچنین از مردم خواسته است تا با تماشای فیلم یا کشف یک سرگرمی جدید خود را مشغول کنند.

    دنی دویتو بازیگر نیز گفته است: جوان‌ها می‌توانند این ویروس را به سالخوردگان منتقل کنند و تا متوجه شوید من دیگر از دست رفته‌ام.

    اندرو کوومو که از سال ۲۰۱۱ فرماندار نیویورک است پیشتر در پیامی خطاب به مردم گفته بود: در خانه بمانید. گسترش بیماری را متوقف کنید. جان مردم را نجات دهید.

  • قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: ریان جانسون که در سال ۲۰۱۷ پروژه «جنگ ستارگان» را زیر نظر جی‌جی آبرامز به سلامت به سرانجام رساند، اکران کرد و فروشی میلیارد دلاری داشت، حالا بعد از هوکر و برادران بلوم، سراغ یک درام، آن هم از جنس درام معمایی رفته است.

    ریان جانسون خودش این اثر ارجینال را به نگارش درآورده و در بازه زمانی که سینمای جهان با فیلم‌های کارگاهی/ معمایی نظیر «شرلوک هلمز» همچون آثاری علمی تخیلی برخورد می‌کرد، او به شکلی کلاسیک، طرح و دسیسه‌ای برای قتل یک ثروتمند را، که از پیرنگ‌های مهم یک اثر کارگاهی/ معمایی است، برای ما به نمایش گذاشت.

    اینکه اثر جانسون به راحتی ما را به یاد آثار کلاسیک معمایی می‌اندازد و اینکه حال و هوای زمانه اکنون را دارد، فکر می‌کنم دلیل کافی باشد برای کشاندن علاقه‌مندان امروز این ژانر به سینما و تماشای فیلم «چاقوها بیرون».

    در ترجمه نام اثر به فارسی «چاقوکشی» نیز به چشم می‌خورد که با توجه به معنای اصطلاح آن در زبان فارسی ترجمه‌ای غلط انداز و گمراه‌کننده است.

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    چرا خوب – چرا بد؟

    دلایل زیادی برای خوب بودن فیلم «چاقوها بیرونـ به چشم می‌خورد. یک فیلم خوب معمایی از اسمش آغاز می‌شود؛ «چاقوها بیرون» این اسم کاملی است برای اثری که به آن هم نمادین نگاه می‌کند و هم نگاهی اتمسفری روی آن دارد.

    چاقو و بیرون کشیدن آن دلالتی بر یک نزاع خونین دارد و از سوی دیگر نشانه و موادی به نام چاقوست که پایان داستان را رقم می‌زند، انگیزه شخصیت‌ها را کامل می‌کند و می‌تواند ما را به نقطه نتیجه گیری متصل کند.

    هیچ کلامی در این اثر بیهوده به کار گرفته نشده است. جمله‌های ترومبی بزرگ با بازی کریستوفر پلامر یک یک نشانه‌هایی را برای داستان به جا می‌گذارد، اثرگذاری هر عمل در کشف ماجرا دیدنی است و این دقیقاً ویژگی مناسب و قابل تامل برای یک اثر معمایی است.

    معما و تعلیق و غافلگیری، هر سه عنصر دراماتیک به خوبی در فیلم جاگذاری شده‌اند و قدم به قدم مخاطب را به سمت کشف معما راهنمایی می‌کنند. اطلاعات و شخصیت‌پردازی در فیلم بازی پیچیده را به راه می‌اندازد که شاید همین پیچیدگی بیش از حد باشد که نیاز به یک سخنرانی پر طمطراق از سوی کارآگاه را در فصل نهایی اثر قطعی می‌کند و شاید همین بخش پاشنه آشیل ماجراست.

    اینکه معماها به ترتیب حل و فصل می‌شوند اما معمای کلی و اصلی فیلم در یک نطق باز می‌شود که البته این هم سنت یک اثر کارگاهی است اما یک جمع‌بندی از روی عجله و سریع هم محسوب می‌شود.

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    بهترین سکانس؛ تفاوت چاقوی اصل با تقلبی!

    لحن طنازانه جانسون در «چاقوها بیرون» یکی از نقطه قوت‌های اصلی فیلم است. جانسون این لحن را در جای جای اثر و حتی در ویژگی شخصیتی چون مارتا اجرا می‌کند. به طوری که مارتا اگر دروغ بگوید بی‌تردید بالا می‌آورد.

    فصل پایانی در اجرا یکی از فصول بی‌نقص جانسون در کارگردانی است. فصلی که در کتابخانه، میان کتب معمایی فراوان، کارآگاه اکتشافات خود را فصل به فصل در یک نطق طولانی جلو می‌برد، مارتا دروغ می‌گوید اما تهوع خود را نگه می‌دارد و سپس روی قاتل (نوه ترومبی) بالا می‌آورد.

    کمدی و حل معما تا اینجا ثمر بخش می‌شود اما هنوز غافل‌گیری مانده است. قاتل با چاقو به سمت مارتا می‌رود و چاقو را در قلب او فرو می‌کند، اما چاقو تقلبی است! یادمان می‌آید که ترومبی بزرگ گفته بود آن‌ها (خانواده اش) فرق بین چاقو اصل و تقلبی را نمی‌دانند.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    فیلم‌های گای ریچی که به داستان‌های هولمز پرداخته را از دست ندهید. همچنین سریال «شرلوک هلمز» (نسخه جدید و قدیمی). که البته در نسخه قدیمی کلاسیک‌تر و نزدیک‌تر به «چاقوها بیرون» است و در نسخه جدید دورتر و کمی علمی تخیلی.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    فیلم به‌شدت نگاه جامعه‌شناسانه کلاسیک مولف را در بر دارد. نگاهی که بین فقیر و غنی در داستان‌های بریتانیایی اصل طلایی محسوب می‌شود. به همین علت می‌توان چنین دیدگاهی را در بازنگری اثر دنبال و واکاوی کرد.