به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، علی کریمی کارگردان مستند «نفس گیر» با محوریت کرونا درباره تولید این فیلم گفت: حاشیهپردازی بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در بازی نیمهنهایی جام ملتهای آسیای سال ۲۰۱۹ در برابر ژاپن، شروع فروپاشی نظم تیمی بود که نهایتا منجر به شکست سنگین و حذف از این مسابقات شد؛ برای بسیاری از تحلیلگران اجتماعی، این اتفاق نمودی از رها کردن متن و اصل واقعه و پرداختن به حواشی غیرضروری رخدادهای اجتماعی جامعه ایران بود.
این مستندساز افزود: فیلم «نفسگیر» با دستمایه قرار دادن بازی تیم ملی ایران در برابر ژاپن و روایت روزهای مبارزه با بیماری کرونا تلاش میکند به مخاطب هشدار بدهد که این بار با دوری از حاشیهها و شایعات و حفظ مسئولیت پذیری اجتماعی، جامعه را در این میدان رقابت از شکست و آسیبهای جبرانناپذیر آن دور کند.
نویسنده، تهیهکننده، کارگردان و تدوینگر «نفسگیر» علی کرمی است. سهیل عظیمی مشاور پزشکی و محمدرضا شکری هم مدیر تولید این پروژه مستند هستند که در بیمارستان مسیح دانشوری، بیمارستان بوعلی و آزمایشگاه ویروسشناسی بیمارستان مسیح دانشوری فیلمبرداری شده است.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- زهرا منصوری: حالا دیگر چند سالی میشود که «فیلم اولیها» چه در مراحل کسب مجوزها و چه در فرآیند ساخت با چالش کمتری نسبت به گذشتههای نهچندان دور مواجه هستند. به ویژه در حوزه پیدا کردن تهیهکننده و سرمایه گذار چه اینکه پیشترها کمتر کسی به آنها اعتماد میکرد و میپذیرفت سرمایهاش را به کارگردانی گمنام و تازهکار بسپارد.
کمتر کسی بر این باور بود که نیروهای جوان میتوانند خون تازهای در رگهای سینما باشند و جانی تازه به آن ببخشند و بیشتر این گروه بهعنوان «آماتور» قضاوت میشدند. هرچند از سالهای ابتدایی شکلگیری جشنواره فیلم فجر همواره بودند تک چهرههایی که با اولین ساختههایشان تکریم و تحسین میشدند اما گویا جرقهای لازم بود تا این هوای تازه در قالب جریانی پویا و زاینده بر سینمای ایران بدمد؛ از سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر این جریان صورتی جدی به خود گرفت. حضور شگفتیساز چند فیلمساز جوان در آن دوره از جشنواره که شاید آنهایی که خیلی بیشتر به علاقمند به سینما بودند، پیش از آن تنها یکی، دو فیلم کوتاه از آنها دیده بودند، بستر را فراهم کرد تا نگاهی تازه به این طیف از فیلمسازان شود.
سعید روستایی با «ابد و یک روز»، محمدحسین مهدویان با «ایستاده در غبار» و احسان بیگلری با «برادرم خسرو» به عنوان نمایندگان این جریان نوظهور کارشان را از همان دوره آغاز کردند به طوری که از این میان دوتای اولی عمده سیمرغهای جشنواره سی و چهارم را شکار کردند تا ثابت کنند صرفاً به دلیل «فیلم اولی بودن» نباید شرایط کار دشوار برایشان دشوارتر باشد. کارگردانانی که بعدها در جریان اکران هم نشان دادند فیلمشان ضمن جلب توجه اهالی فن، میتواند ارتباطی جدی با مخاطبان هم برقرار کند.
در این میان اما نباید نقش پررنگ چند تهیهکننده و ارگان را نادیده گرفت که به دور از جبههگیریها، به سینما صرفاً به عنوان یک هنر نگاه و راه را برای استعدادهای تازه هموارتر کردند تا مسیری تازه در جریان رسمی سینما باز شود.
اگر کمی سینما را جدیتر دنبال کرده باشید احتمالاً سعید ملکان برایتان چهرهای نام آشناست، کسی که کارش را با چهرهپردازی آغاز کرد و در این زمینه بیش از ۵۰ فیلم را در کارنامهاش دارد اما در این سالها راهش را به سمت تهیهکنندگی و البته کارگردانی تغییر داده است. مرد آرام و کم صحبتی که هرچند در جشنواره اخیر حضوری حاشیهساز داشت اما به حق یکی از پرچمداران حمایت از استعدادهای جوان در عرصه کارگردانی در سالهای اخیر بوده است. سال ۹۴ ضمن اینکه خودش را بهعنوان یک تهیهکننده در سینمای ایران جا انداخت، به جوانی ۲۶ ساله اعتماد کرد تا یکی از پرفروشترین و البته خوش ساختترین فیلمهای سینمای ایران یعنی «ابد و یک روز» به کارگردانی سعید روستایی به سرانجام برسد. هم او بود که بعدتر و در جشنواره سی و پنجم، منیر قیدی را با «ویلایی ها» با موضوع دفاع مقدس به سینمای ایران معرفی کرد.
هرچند سازمان اوج که در این سالها بهعنوان یکی از کمپانیهای مهم فیلمسازی ایران شناخته شده، در جشنواره سی و هشتم حضوری کم رمق داشت اما در دوره سی و چهارم در کنار محمدحسین مهدویان بود تا او از همین سازمان با «ایستاده در غبار» پا بگیرد و حالا بهعنوان یکی از کارگردانان شاخص سینمای ایران، طیفی از مخاطبان را با خود همراه کند؛ مخاطبانی از منتهی الیه چپ تا منتهی الیه راست که هرچند بر سر مواضع اساسی او به اجماع نمیرسند اما میدانند که مهدویان استعدادی تازه در سینماست که اتفاقاً هدر نرفته است.
این تنها مروری کوتاه به پست و بلندیهای مسیر فیلمسازان اول در این چند ساله بوده تا ببینم حالا که از دشواریهای ابتدایی عبور کردهایم، فیلمسازان اول ما در سال ۹۸ در کجا ایستادند، آیا فیلمهایشان توانستند باز هم شگفتیساز باشند و با مخاطبان ارتباط برقرار کنند یا نه؟
نگاهی آماری به وضعیت فروش فیلمهای فیلمسازان «فیلماولی» در سال ۹۸ نشان میدهد که آنها نتوانستهاند نمره قبولی را دریافت کنند، فیلمهایی که برخی از آنها حتی نتوانستند به فروش یک میلیونی هم برسند و شکستی مطلق در گیشه را تجربه کردند و این سوی دیگر سکه بخت و اقبال فیلمسازان کار اولی در سینمای ایران است.
در این گزارش سعی داریم ضمن ارایه آماری تقریبی از فروش فیلمهای اول در طول سال گذشته به دلایل این اتفاق هم بپردازیم.
بهار ۹۸؛ چالش اکران در رمضان
هرچند بهار ۹۸ به دلیل اکران فیلمهای نوروزی همیشه یکی از فصلهای پرفروش سال محسوب میشود اما در همین فصل علاوهبر اینکه ۲ فیلم اکران نوروزی از گردونه رقابت خارج شدند و فروشی دور از انتظار را تجربه کردند، همه فیلمهای اول هم سالنهایی خلوت را به خود دیدند که چیزی جز شکست را برایشان به همراه نداشت.
البته باید این را هم در نظر گرفت که ماه مبارک رمضان هم در این فصل آغاز شد که اساساً برههای سوخته برای نمایش فیلمها محسوب میشود. در این ماه به دلیل روزهداری مردم، یکه تازی سریالهای مناسبتی تلویزیونی و… اغلب فیلمهای اکران شده ناکام میمانند.
هرچند سازمان سینمایی هر ساله قولهایی برای ارایه تسهیلات به متقاضیان اکران و افزایش سقف نمایش فیلمها میدهد اما باز صاحبان آثار رغبتی برای نمایش فیلمهای خود نشان نمیدهند با این وجود در همین بازه زمانی از میان فیلمهای اول «تولدت مبارک» ساخته سمیه زارعینژاد، «وکیل مدافع» ساخته سلما بابایی و ونداد ندوشن، «خانه دیگری» ساخته بهنوش صادقی و «نبات» ساخته پگاه ارضی به نمایش درآمد که به ترتیب ۱۰، ۸۶، ۸۰ و ۶۵۶ میلیون تومان نصیبشان شد.
عمده دلیل صاحبان این آثار هم زمان نامناسب اکران و نداشتن تبلیغات بود. این فروش در حالی است که رقیب قدرتمندی هم در میان آثار اکران شده وجود نداشت.
البته انسیه جهانآرا تهیهکننده «تولدت مبارک» در همان زمان عنوان کرد دلیل این فروش، اعلام ناگهانی زمان اکران از سوی شورای صنفی نمایش بود به طوری که آنها نه زمانی برای انجام تبلیغات داشتند و نه اقلام تبلیغی فیلم آماده بود.
«خانه دیگری» از آثاری بود که در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و از همان زمان واکنشها و پیشبینیها نشان میداد که این فیلم اساساً قابلیت فروش ندارد؛ فیلمی که کارگردانش معتقد بود با کمترین هزینه و به صورت خانوادگی ساخته شده است. شاید به همین واسطه بود که بهنوش صادقی از اینکه فیلمش تنها توانست رنگ پرده به خود ببیند، خوشحال بود.
«وکیل مدافع» اما فیلمی بود که تهیهکنندهاش خود را یک شکست خورده نمیدانست چون سرمایهگذاریاش را یک فرد خیر انجام داده بود و توقعی هم برای بازگشت سرمایهاش نداشت. محسن علی اکبری معتقد بود یکی از دلایل اینکه این فیلم نتوانست در گیشه موفق باشد نداشتن سوپراستار بود و اینکه شورای صنفی نمایش اساساً برای اکران چنین فیلمهایی بازههای خوبی در نظر نمیگیرد.
«نبات» اما به نوعی مورد عجیب این فهرست است، فیلمی که شهاب حسینی را در ترکیب بازیگران داشت. بازیگری که در این سالها اغلب فیلمهایش فروختهاند و به گفته کارگردانش اتفاقاً او با حضورش به ساخت فیلم کمک کرده است اما حتی همین امر هم به کمک فیلم نیامد و «نبات» در صف شکست خوردگان قرار گرفت.
هرچند در اینکه ماه رمضان یک فصل بیرمق برای اکران است، هیچ تردیدی وجود ندارد اما تجربه نشان داده است یک فیلم در صورت داشتن ساختار و روایت درست حتی در این فصل هم میتواند به فروش خوبی برسد، اما شاخصه اصلی هر ۴ فیلم ذکر شده روایت بی جان و قصه کمرنگ، بود که اساساً نتوانستند با مخاطبان ارتباطی برقرار کنند.
تابستان ۹۸؛ پیشتازی «زهرمار»
سهم «فیلمهای اول» از ۱۵ فیلم اکران شده در تابستان ۹۸، ۳ فیلم یعنی «سرکوب» ساخته رضا گوران با ۹۶۱ میلیون تومان، «نیوکاسل» ساخته محسن قصابیان با ۲ میلیارد و ۱۲۸ میلیون تومان و «زهرمار» ساخته سیدجواد رضویان با فروشی بالغ بر ۶ میلیارد تومان بود.
«سرکوب» را رضا گوران کارگردانی کرده که پیش از این حضوری جدی در عرصه تئاتر داشت و سرمایهگذارش هم محمدصادق رنجکشان بود که در این یکی دو ساله که پا به عرصه سینما گذاشته است. رنجکشان همیشه عنوان میکند یکی از بزرگترین شرکتهای هواپیمایی را دارد و نیازی به گردش مالی فیلمهای سینما ندارد، بنابراین این، یک دغدغه است که او را به سینما و تئاتر علاقهمند کرده است.
فارغ از کیفیت حضور رنجکشان در سینما، او حالا یکی از پرچمداران سینمای مستقل است که اتفاقاً محصولاتش همواره حرفی برای گفتن داشته و با مخاطبان ارتباط برقرار کردهاند، «متری شیش و نیم»، «سرخپوست» و به تازگی «شنای پروانه» و «عنکبوت» تنها نمونههایی از فیلمهای او هستند که دو تای اولی گیشه موفقی داشتند و دو تای دوم هم در انتظار اکران به سر میبرند.
«سرکوب» اما حضوری متفاوت در کارنامه او دارد، فیلمی که کارگردانش ابتدا معتقد بود میتواند با مخاطبان ارتباط برقرار کند، اتفاقاً حاشیههایش هم برای اینکه بتواند در مخاطبان حس کنجکاوی ایجاد کند، کم نبود؛ از اینکه تلاش شد آن را به یک رویداد سیاسی منتسب کنند تا اعای تحریم آن توسط حوزه هنری که البته بعدتر تکذیب شد.
کارنامه «فیلماولیها»در هزارتوی اکران۹۸سرکوب
اما چرا «سرکوب» نفروخت؟ شاید بتوان اصلیترین دلیل این موضوع را در فیلمنامه این اثر جستجو کرد، فیلمی درباره خانوادهای که گذشتهای تلخ را تحت فشار پدر تجربه کردهاند، زنانی که سرکوب میشوند و پسری که غایب است.
فیلمی که پدر ستمگر را شخصیتپردازی نمیکند و تنها در خلال قصه دیالوگهایی از زبان دختران بیان میشود که از سوی پدر به آنها ظلمهایی روا شده است. آنقدر این قصه یک خطی، کش میآید که به ورطه شعار میافتد. فیلمی که دلش نمیآید پا را از لوکیشن یک آپارتمان فراتر بگذارد. شاید همه اینها بود که باعث شد «سرکوب» در گیشه توسط تماشاگران سرکوب شود و اقبالی به آن نشان ندهند.
این در حالی است که این فیلم همزمان با فیلمهایی همچون «قصر شیرین»، «کورکودیل»، «قسم» و… روی پرده رفته بود که اساساً رقیب قدرتمندی برایش محسوب نمیشدند ضمن اینکه برخورداری از بیش از صد سالن سینما تا حدودی میتوانست کار «سرکوب» را در جذب مخاطب هموار کند اما این فیلم حتی نتوانست به فروش یک میلیارد تومانی هم دست پیدا کند تا خود را در میان دیگر فیلمهای شکست خورده جا بدهد.
در میان فیلمهای اول و به طور کلی اکران عمومی در تابستان، «زهرمار» وضعیت بهتری داشت. فیلمی که نام جواد رضویان را به عنوان کارگردان به یدک میکشید که گره خوردن نام او بر هر فیلمی به خودی خودی نیمی از بار تبلیغاتی را به دوش میکشد. جواد رضویان برای هر مخاطبی حتی آنهایی که تا حالا پایشان را به سینما هم نگذاشتهاند، چهرهای نام آشناست.
کارنامه «فیلماولیها»در هزارتوی اکران۹۸زهرمار
او در سالهای حضورش در سینما و تلویزیون به جز آثار طنز، نقش آفرینی در حوزه دیگری را تجربه نکرده است. هر تماشاگری با دیدن او بلافاصله احتمالاً فیلم «شاخه گلی برای عروس»، «اخراجیها»، «چارچنگولی» و از میان آثار تلویزیونی «پاورچین» را به یاد میآورد؛ آثاری که به حق به لطف حضور او توانستند نامشان را بر زبانها بیندازند، همین یک مورد کافی است تا مخاطب کنجکاو شود تا ببیند اولین فیلم رضویان در مقام کارگردان چقدر میتواند او را بخنداند.
ترکیب بازیگران «زهرمار» متشکل از سیامک انصاری و شبنم مقدمی که آثار طنز زیادی را در کارنامه دارند و البته تیزرهای هوشمندانه این فیلم هم میتوانست فریبنده باشد. اما «زهرمار» طنز نیست، اتفاقاً یک قصه کلیشهای با روایتی کلیشهایتر را هم در دل خود دارد که بهدنبال درس دادن به مخاطب است! با این وجود فیلم بر اساس فرمولی ساخته شده که در این سالها جواب داده، یعنی تقابل یک فرد مذهبی با اقشار مختلف جامعه.
جواد رضویان البته خود نیز هیچگاه مدعی ساخت یک فیلم کمدی نبود. او خود در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر عنوان کرد که فیلمش یک فیلم طنز نیست بلکه موضوعی اجتماعی را به تصویر میکشد که تنها رگههایی از طنز دارد.
این احتمالاً تصور ذهنی مخاطب بود که باعث شد «زهرمار» فروشی بیش از ۶ میلیارد تومان را در گیشه تجربه کند و شروع بدی برای کارگردانش نباشد.
پاییز ۹۸؛ پدیده «منطقه پرواز ممنوع» و «بنیامین»
بسیاری از سینماگران همواره پاییز را یکه تاز فصلهای سوخته برمیشمارند، فصلی که هرچند مخاطبان بالقوهای مانند قشر دانشجویان را دارد اما سینماگران رغبتی به نمایش فیلمهایشان در این فصل نشان نمیدهند؛ عمده دلیلشان هم مشغولیت مخاطبان است اما فیلمهای اول در این فصل وضعیت بهتری به لحاظ فروش داشتند؛ از میان ۶ فیلم اکران شده در این بازه، «منطقه پرواز ممنوع» ساخته امیر داسارگر با ۶ میلیارد و ۹۳۸ میلیون تومان بهعنوان یک فیلم نوجوان و انیمیشن «بنیامین» ساخته محسن عنایتی با ۵ میلیارد و ۲۲۰ میلیون تومان به عنوان یک فیلم کودک فروشی فراتر از انتظار را تجربه کردند.
«منطقه پرواز ممنوع» تولید بروبچههای جشنواره فیلم «عمار» بود که تبلیغات تلویزیونی بسیار مناسبی به ویژه در شبکه کودک داشت و همین پشتوانه خوبی شد تا خانوادهها در جریان اکران آن قرار بگیرند و فیلم با استقبال مواجه شود.
البته نباید نقش فعالان «عمار» در معرفی این فیلم به اقشار محروم جامعه که شاید یک بار هم به سینما نرفتهاند، نادیده گرفت. عماریها در فعالیتی رسانهای، «منطقه پرواز ممنوع» را در قالب سینماسیار در مناطق کم درآمد به نمایش میگذاشتند که البته بلیت فروشی را نیز برایشان به همراه داشت. یعنی ضمن آشنا کردن طیف محروم جامعه با یکی از تولیدات سینما، کمکی به فروش آن میکردند.
انیمیشن «بنیامین» هم دیگر فیلماولی این فصل بود که بر اساس همان فرمول تبلیغات توانست به فروش ۵ میلیاردی برسد، فیلمی که در سی و دومین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان نتوانست با مخاطبان اصلی خود ارتباط برقرار کند و مورد آماج انتقاد خبرنگاران نوجوان در نشست خبری قرار گرفت اما در زمان اکران تبدیل به یک پدیده شد..
از میان انیمیشنهای اکران شده این فصل، این «آخرین داستان» ساخته اشکان رهگذر بود که شرایطی متفاوت داشت. این فیلم با وجود اینکه حضورهای پرافتخار جهانی مثل پذیرفته شدن در بخش بهترین فیلم اسکار، جشنواره «انسی» و… را داشت اما در گیشه فقط فروشی معادل ۴۸۸ میلیون تومان را تجربه کرد. تا جایی که کارگردانش با نوشتن نامهای به وزیر، صراحتاً اکران «آخرین داستان» در ایران را اشتباهی خواند که مرتکبش شده است، نمایشی که شرایطی ضعیفتر از اکرانهای «هنر و تجربه» داشت.
«هزارتو» ساخته امیرحسین ترابی با ۵ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، «جان دار» ساخته پدرام پورامیری و امیرحسین امیری دوماری با ۳ میلیارد و ۷۱۵ میلیون تومان و «مسخره باز» ساخته همایون غنی زاده با سه میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان از دیگر فیلمهای اکران شده در این بازه بودند که در این میان «هزارتو» به دلیل انتساب عوامل سازندهاش به بخشی از صدا و سیما از اعجاز تبلیغات بهره برد، «جاندار» و «مسخره باز» هم از آثاری بودند که در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشتند که اولی توانست نظر اهالی رسانه را به خود جلب کند و دومی با کسب چهار جایزه از سیمرغ داران شد.
هرچند فروش این سه فیلم در مجموع فروشی قابل توجه نیست اما این آثار در شرایطی به نمایش درآمدند که رقبای قدرتمندی همچون «ماجرای نیمروز؛ رد خون»، «مطرب»، «چشم و گوش بسته» و … را پیش روی خود داشتند که قطعاً گرفتن هر امتیازی از چنین فیلمهایی کاری دشوار است.
زمستان ۹۸؛ امیدهای فروش زیر سایه تهدید «کرونا»
اکران زمستان با نمایش «زیر نظر» ساخته مجید صالحی آغاز شد، فیلمی که هر چند در دستانداز اخذ پروانه نمایش گیر کرده بود، اما بسیاری از سینماداران نوید این را میدادند که این فیلم گرمابخش گیشههای یخ زده سینماها خواهد بود، فیلم طنزی که میتوانست ضررهای سینماداران را جبران کند. این فیلم هم مانند فیلم جواد رضویان ساخته یک کمدین معروف ایرانی بود، به اضافه اینکه سالنهای نمایش دهندهاش و البته ترکیب بازیگرانش که شامل رضا عطاران، امیر جعفری و آزاده صمدی هرکدام پکیجی بودند که در نهایت فروشی بالغ بر ۸ میلیارد تومان را برای این فیلم رقم زدند.
کارنامه «فیلماولیها»در هزارتوی اکران۹۸جهان با من برقص
سروش صحت دیگر فیلماولی این فصل بود. کارگردان و بازیگری که با حضور درخشانش در سیما برای مخاطبان شناخته شده بود و حالا برای یک تجربه سینمایی دورخیز کرده بود. برای شمردن سابقه تلویزیونی او احتمالاً وقت کم بیاورید، اگر همه اینها را هم ندیده باشید یادداشتهایش از روزمرگیهایش را در اینستاگرام خواندهاید.
او سال ۹۷ «جهان با من برقص» را ساخت که متفاوت از همه کمدیهایی است که تاکنون دیدهاید، اصلاً آن شاخصههای کمدیهای سخیف کوچه بازاری را ندارد. حضورش در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر باعث شد تا همه فیلمش را با این عنوان توصیف کنند که «جهان با من برقص» یک حال خوب دارد اما به سروش صحت میشود عنوان «بدشانسترین کارگردان» را هم اطلاق کرد. بعد از چند بار پس و پیش شدن زمان اکران، بالاخره مقرر شد «جهان با من برقص» در دی ماه به نمایش دربیاید اما اکرانش درست همزمان شد با سقوط هواپیمای اوکراینی. همان زمان صحت اعلام کرد برای همدردی و احترام به خانوادههای قربانیان اکران خصوصی فیلم را برگزار نمیکند. اما وضعیت بد روحی جامعه در آن هنگام، فروش این فیلم راهم تحت الشعاع قرار داد. بعد از گذر از آن اتفاقات، فیلم در حال پیمودن مسیری صعودی بود که کرونا به جان سینما افتاد و نمایش فیلمها متوقف شد. با این وجود «جهان با من برقص» تا به اینجای کار و با تمام موانعی که پیش رویش بوده فروشی بالغ بر ۶ میلیارد تومان را تجربه کرده است.
«امیر» ساخته نیما اقلیما با ۱۳۰ میلیون تومان و «سونامی» ساخته میلاد صدرعاملی با ۳۶۵ میلیون تومان از دیگر فیلماولیهای شکستخورده در گیشه زمستان بودند که البته این میزان فروش دور از انتظار هم نبود.
مرور جدول فروش این آثار در سال ۹۸ نوعی افول فیلمهای اول را نشان میدهد که قطعاً برای رسیدن به این نقطه مسیری سخت را پیمودهاند با همه اینها اما نتواستند نمره قبولی را از مردم دریافت کنند.
مدیرکل امور اداری و پشتیبانی سازمان سینمایی درگذشت
مدیرکل امور اداری و پشتیبانی سازمان سینمایی درگذشت
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی، پرویز شیرمحمدی مدیر کل امور اداری و پشتیبانی سازمان سینمایی شب گذشته ۹ فروردین ماه در سن ۵۰ سالگی بر اثر عارضه قلبی درگذشت.
وی پیش از این معاونت امور استان های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت اداری مالی استان تهران و قم را عهده دار بود.
حسین انتظامی در پیامی درگذشت این مدیر کل سازمان سینمایی را تسلیت گفت.
در پیام رییس سازمان سینمایی آمده است: «با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم برادر عزیزمان آقای پرویز شیر محمدی مدیر کل پشتیبانی سازمان امور سینمایی به رحمت حق شتافت. آن فقید سعید با روحیه ای همدلانه، همواره در خدمتگزاری عرصه فرهنگ کوشا بود و در مسئولیت پذیری و پیشبرد امور سازمان از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. اینجانب فقدان این همکار عزیز را به همکاران گرامی ام در سازمان امور سینمایی و خانواده ایشان تسلیت می گویم و از درگاه خداوند متعال غفران و رحمت الهی برای مرحوم شیرمحمدی و صبر و بردباری برای بازماندگان محترم خواستارم.»
راما قویدل ادعای کانون کارگردانان سینما را تکذیب کرد
راما قویدل ادعای کانون کارگردانان سینما را تکذیب کرد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سیمافیلم، راما قویدل کارگردان سینما و تلویزیون درباره شایعه ابتلایش به بیماری کرونا گفت: به دلیل اینکه پیش از این سابقه بیماری تنفسی داشتم ترجیح دادم در بازگشت به تهران برای تعطیلات نوروز «قرنطینه خودخواسته» را به دور از خانوادهام و برای حفظ سلامتی آنها انجام دهم. در این مدت با مشورت پزشک در خانه هستم و خدا را شکر در حال حاضر مشکلی ندارم و آماده ادامه کار هستیم که قسمتهای روزهای ابتدایی آغاز دفاع مقدس در سریال «ایل دا» را تصویربرداری کنیم و به محض آماده شدن شرایط به خرم آباد باز خواهیم گشت.
وی اضافه کرد: در این روزها به جز چند تن از دوستانم و مرکز سیمافیلم با کسی وضعیتم را مطرح نکردم زیرا مطمئن نبودم و معتقدم فرد اگر اراده کند میتواند از عهده مشکلات و سختیها برآید. ترجیحم این بود که این بحث عمومی و رسانهای نشود که متاسفانه رسانهای شد و عدهای تصور کردند بنده دچار بیماری کرونا شدهام.
این کارگردان تلویزیون در پایان اظهار امیدواری کرد که این این شرایط هر چه زودتر پایان یابد و دوباره شاهد فعالیت و جنب و جوش همه مردم در جایجای کشور عزیزمان باشیم.
روز گذشته ۹ فروردین کانون کارگردانان سینمای ایران در نامهای به رئیس سازمان صدا و سیما از ابتلای راما قویدل کارگردان سینما و تلویزیون به کرونا خبر داده بود.
قویدل کارگردانی سریال دفاع مقدسی «ایل دا» را به عهده دارد که این سریال در مرکز سیمافیلم تهیه می شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، انیمیشن «کچل کفترباز» به کارگردانی صادق جوادی روز دوشنبه ۱۱ فروردین روی پرتال اینترنتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قرار میگیرد.
انیمیشن هشت دقیقهای «کچل کفترباز» به کارگردانی صادق جوادی در روز دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۹ از ساعت ۹ صبح روی پرتال کانون آنلاین به نمایش در میآید.
این انیمیشن که تولید سال ۱۳۹۰ امور سینمایی کانون است، تاکنون تندیس طلایی بهترین فیلم با موضوع کودک و نوجوان هشتمین جشنواره بینالمللی پویانمایی تهران را بهدست آورده و عنوان تنها نامزد ایرانی جایزه پاندای طلایی دوازدهمین جشنواره بینالمللی فیلمهای تلویزیونی سیچوان چین را در کارنامه خود ثبت کرده است.
«کچل کفترباز» علاوه بر نمایش در بیستوششمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان، در بیستوهفتمین بازار بینالمللی فیلم کوتاه «کلرمون فراند» فرانسه و پانزدهمین بازار بینالمللی فیلم فجر، نیز معرفی شده است.
این انیمیشن به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir بهصورت رایگان قابل دسترسی است.
این آثار تا ۱۵ فروردین ۱۳۹۹ به صورت آنلاین برای کودکان، نوجوانان و خانوادهها نمایش داده می شود.
در این روزها که شاهد شیوع بیماری کرونا در کشور هستیم، آثار مربیان و تولیدات کانون در قالب طرح «پیک امید مجازی» از مسیر صفحه پیک امید در پرتال کانون به نشانی Omid.kpf.ir قابل دسترسی است.
علاقهمندان میتوانند با استفاده از هشتگهای «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» به این آثار و فیلمها در شبکههای اجتماعی دسترسی پیدا کنند.
محمدرضا منصوری رییس انجمن مدیران تولید سینما در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به مهمترین اولویتهای سینمای ایران در سال ۹۹، گفت: معتقدم در سال ۹۹، اولویت اول سینما این است که «خانه سینما» قانونی شود تا بتوانیم از طریق قانونی شدن خانه سینما، مجامع صنفی خود را برگزار کنیم. به این معنا که بعد از سالیان سال خانه سینما هنوز ثبت قانونی نشده و این امر به این دلیل است که اصناف ما ثبت وزارت کار نشدهاند و از ۳۲ صنف خانه سینما شاید ۱۰ تا ۱۵ صنف ثبت قانونی شدهاند.
وی بیان کرد: این در حالی است که زمانی خانه سینما قانونی میشود که صنوف زیرمجموعه آن بهصورت قانونی ثبت وزارت کار شده باشند، اگر خانه سینما قانونی نشود، صنوف زایش ندارند به این معنا که مجبوریم اعضای هیات مدیره را تکرار کنیم، اگر خانه سینما قانونی شود، از طریق ثبت اصناف در وزارت کار میتوانیم مجامع را برگزار کنیم.
مدیر تولید فیلم «درخت گردو» با اشاره به اینکه که باید همزمان با قانونی شدن خانه سینما، اعضای خانه را واقعی کنیم، توضیح داد: متاسفانه ما با خانه سینمایی مواجه هستیم که برخی از اعضای آن واقعی نیستند. به این معنا که افرادی در خانه سینما هستند که متاسفانه نه فعالیت صنفی دارند و نه فعالیت حرفهای. این امر باعث میشود که تعداد اعضای خانه سینما بیشتر شود، وقتی تعداد بالا میرود و اعضای آن اعضای واقعی نباشند، نمیتوان امکانات بیمهای و رفاهی را در بین این تعداد از اعضا تقسیم کرد چرا که خانه سینما بودجه محدودی برای خدمات رسانی به اعضا دارد.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود تاکید کرد: معضل بعدی که با آن مواجه هستیم بحث بیمه است، منظور از بیمه پیش از هر چیز بیمه تامین اجتماعی است، زمانی که میگوییم بیمه تامین اجتماعی یعنی بحث بازنشستگی را مطرح میکنیم که متاسفانه در حال حاضر اعضای خانه سینما در صورت بازنشسته شدن تنها بین یک تا یک و نیم میلیون تومان حقوق میگیرند که این مساله اصلا در شأن اعضای خانه سینما نیست.
رییس انجمن مدیران تولید گفت: فکر میکنم بیمه تامین اجتماعی و بیمه بازنشستگی باید در اولویت فعالیتهای صنفی در سال آینده قرار گیرد که البته در این زمینه هنوز به جایی نرسیدهایم. مساله دیگر صندوق بیکاری است که بعد از گذشت سالها هنوز نتوانسته شکل بگیرید. اگر بتوانیم بیمه بیکاری را اجرایی کنیم میتوانیم از طریق بیمه بیکاری برای اعضایی که به هر علتی نمیتوانند در سینما کار کنند، پشتوانه مالی فراهم کنیم.
وی تاکید کرد: بیمه بعدی که از مساله بسیار مهمی برخوردار است، بیمه درمانی است، در بیمه درمانی چه از طریق تامین اجتماعی و یا چه از طریق بیمههای تکمیلی هنوز مشکلاتی وجود دارد، یعنی در سال ۹۸ خانه سینما با یک بیمه تکمیلی قرارداد داشت که بیمه خوبی نبود و همه اعضای خانه سینما از آن ناراضی بودند.
این مدیرتولید ادامه داد: مورد بعدی که در سال ۹۹ باید مورد توجه قرار گیرد، اجرایی شدن «قرارداد تیپ» است، در قراردادهای تیپ هنوز رابطه بین کارفرما و کارگزار به درستی تعریف نشده است در واقع اعضای خانه سینما همچنان در بخش قراردادها دچار مشکل میشوند. اگر مشکل قراردادهای تیپ حل شود مسائل استانداردسازی در سینما حل میشود.
منصوری در پایان گفت: مورد آخر نیز بحث تامین امنیت حرفهای و شغلی است یعنی باید بتوانیم با واقعی کردن صنوف، امنیت حرفه ایی را برای اعضا فراهم کنیم، اگر این اتفاق رخ دهد میتوانیم در بخش نیروی انسانی در سینما استانداردسازی کنیم.
ابتلای راما قویدل کارگردان سینما به کرونا/اعتراض به رئیس صداوسیما
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی کانون کارگردانان سینمای ایران، در پی مبتلا شدن یک کارگردان سینما به کرونا، کانون کارگردانان سینمای ایران برای دومین بار به رئیس سازمان صدا و سیما نامه نوشت.
متن نامه کانون کارگردانان سینمای ایران به شرح زیر است:
«جناب آقای عبدالعلی علی عسگری
ریاست محترم سازمان صداوسیما
بسیار متاسفیم که عدم توجه حضرتعالی به جان و سلامت عوامل سازنده آثار تصویری بر اساس نظر ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا و اصرار به ادامه کار در این روزهای پرخطر منجر به خسارت های جبران ناپذیری شده است.
جهت اطلاع حضرتعالی جناب آقای راما قویدل کارگردان سینما و عضو کانون کارگردانان سینمای ایران سر صحنه تصویربرداری سریال «ایلدا» مبتلا به کرونا شده است. آقای قویدل دومین فرد مبتلا به کرونای مثبت در این سریال تلویزیونی است.
کانون کارگردانان و ستاد مبارزه با کرونا خانه سینما پیش از این از شرایط تولید این سریال و دیگر پروژه ها به شما هشدار داده بود.
این روند و تداوم بی تفاوتی حضرتعالی و عدم پاسخگویی تان به نامه قبلی کانون کارگردانان بسیار نگران کننده است.
کانون کارگردانان سینمای ایران به عنوان تنها نهاد صنفی کارگردانان ضمن حمایت قاطع از جناب آقای قویدل و پیگیری روند درمان ایشان از حضرتعالی تقاضا دارد هر چه سریعتر نسبت به تعطیلی پروژه های تصویری تا اعلام رسمی وضعیت عادی اقدام نمایید.
به جنابعالی مجددا یادآور می شویم مسئولیت جانی هر یک از هنرمندان در پروژه های تلویزیونی بر عهده شخص جنابعالی و مدیران ارشد سازمان صداوسیماست.
به گزارش خبرنگار مهر، «عملیات ویژه» جدیدترین محصول گروه مستند روایت فتح است که به فعالیت های فداکارانه پرسنل اورژانس کشور در مقابله با ویروس کرونا می پردازد.
حجت الله عدالت پناه در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: در شرایط بحرانی رفتار انسان های متفاوت است، بعضی به فکر نجات خود بوده و دغدغه بعضی نجات جامعه است. در این میان وظیفه رسانه این است تا به انسان هایی که سعی می کنند به فکر جمع بوده و با رشادت وارد میدان می شوند، بپردازد و فعالیت های آنان را در تاریخ ثبت کنند. ما هم در صدد این بودیم که در این شرایط دشوار که با گسترش این بیماری اتفاق افتاده به قهرمانانی که به داد مردم می رسند، بپردازیم.
کارگردان مستند «عملیات ویژه» در رابطه با دلیل انتخاب موضوع این مستند بیان کرد: در بررسی های انجام شده و با توجه به اینکه اکثر توجه رسانه ها به کادر بیمارستانی و بخش اصلی مبارزه با کرونا بود به این نتیجه رسیدیم که اندکی عقب تر و قبل از ورود بیماران به بیمارستان ها را بررسی کنیم تا زحمات این عزیزان هم ثبت شود. این گروه افرادی هستند که کار انتقال بیماران کرونا مثبت به بیمارستان ها را تحت عنوان گروه عملیات ویژه و در شرایط خاص انجام می دهند و از آنجایی که موارد هدف این عزیزان قطعا کرونا مثبت بوده و امکان ایجاد خطر برای خودشان و یا ناقل بودن برای عزیزانشان وجود دارد با تمهیدات خاصی به سراغ این عزیزان می روند و ما هم سعی کردیم تا این موارد را هم برای افزایش دانش مخاطب و هم برای ایجاد جذابیت های بصری به تصویر بکشیم.
وی درباره مراحل ساخت این مستند گفت: ما در مستند «عملیات ویژه» سعی کردیم تا زحمات این عزیزان را ثبت کنیم و در این راه تمامی تیم تولید۲ روز را کنار این فداکاران عرصه سلامت گذرانده و حاصل ۲ روز زندگی کردن ما با آنها، مستند ۳۰ دقیقه ای «عملیات ویژه» است.
این کارگردان مستند در رابطه با سختی ها و خطرات این کار عنوان کرد: ما از ابتدا با گروه سازنده این مستند در رابطه با خطر های احتمالی آن صحبت کردیم و البته در تمامی مراحل ساخت اصول ایمنی و بهداشتی را هم به طور کامل رعایت کرده و در نظر داشتیم. البته قطعا کار کردن در این شرایط سخت است ولی عملکرد ما در قیاس با الگوهای بزرگی مانند شهید آوینی که در سال های دفاع مقدس و با قبول خطرات، اتفاقات آن سال ها را به تصویر کشیده و یا مستندسازانی که شهامت های مدافعان حرم را ثبت کرده اند کار کوچکی است و ما هم تلاش کردیم تا برای ثبت رشادت و فداکاری بعضی از عزیزانمان این خطر را به جان بخریم و الحمدلله این کار را هم بدون مشکل انجام دادیم.
به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشهای» عنوان بستهای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلمهای تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آنها برای تماشا در خانهها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.
«درخونگاه» سومین فیلمی است که سیاوش اسعدی کارگردانی کرده است؛ فیلمساز جوانی که اساساً هم زود به زود فیلم نمیسازد. این یکی را هم با فاصله ۷ سال از «جیب بر خیابان جنوبی» ساخته و در همان تیتراژ ابتدایی به مسعود کیمیایی تقدیمش کرده، همین یک جمله کافی است تا حواسمان به فیلمهای کیمیایی پرت شود و در طول فیلم مدام به دنبال وجه تشابه «درخونگاه» با فیلمهای او بگردیم.
اما پیدا کردن این وجوه تشابه خیلی هم سخت نیست. ۲ مسالهای که به کرات در فیلم دیده میشود «قهرمانسازی» و مهمتر از آن فرهنگ لوطیگری است. دیالوگهای فیلم هم وام گرفته از سینمای کیمیایی است یعنی روی کلمه به کلمه آن فکر شده تا شما را به یاد جهان کیمیایی بیندازد اما «درخونگاه» تنها فیلمِ سیاوش اسعدی نیست که متاثر از سینمای کیمیایی بوده، او از همان «حوالی اتوبان» و بعدتر «جیب بر خیابان جنوبی» ارادت و علاقهاش را به سینمای کیمیایی نشان داده بود.
وقتی امین حیایی سامورایی شکستخورده میشود
«درخونگاه» روایتگر قصه رضا با بازی تحسینشده امین حیایی است که سالها در ژاپن کار میکرده و پولها را به منظور نگهداری برای خانواده میفرستاده است، او ناگهان تصمیم میگیرد به ایران بازگردد اما در بازگشت متوجه اتفاقاتی میشود.
کافی است بعد از تماشای فیلم چشمانتان را ببندید و فیلم را با خود مرور کنید، آنگاه است که با دنیایی از تاریکی و ناامیدی مواجه میشوید، این حسی است که بعد از تماشای «درخونگاه» دریافت میکنید. اما به صرف همین حس نمیتوانید دیگران را به تماشایش دعوت نکنید اتفاقا از همانهایی است که تلخیاش گلویتان را میگیرد به ویژه آن پایانبندی اولیه و مرگ رضا که دیگر زهرمارش میکرد و صاحبان فیلم در تصمیمی درست، برای اکران عمومی تغییرش دادند.
در فیلم اسعدی یک آدم درست پیدا نمیشود، همهشان از بیخ و بن خیانت کارند، هرچند روایتش به کمی بعدتر از جنگ تحمیلی مربوط میشود اما بار همه خوبیها را همان یک نفری به دوش میکشد که اصلا سالها در ایران نبوده است!
نکتههایی که شاید جالب باشد بدانید
قهرمان این فیلم برخلاف قهرمان فیلمهای کیمیایی دادخواه نیست، جنگنده نیست، کارگشا نیست بلکه منفعل است، حوادث بر او فائق میآیند و در نهایت تسلیم میشود. این اتفاقا نقطه تمایز فیلم اسعدی با فیلمهای کیمیایی است.
همانطور که پیش تر هم اشاره کردیم فیلم اسعدی یک فیلم تلخ است که برخی آن را متوجه طبقه پایین شهر جامعه میدانستند و معتقد بودند فیلم نگاهی غیرانسانی به این اقشار دارد؛ نکتهای که چندان هم درست به نظر نمیرسد چراکه فیلم درباره خانوادهای است که گرفتاریهای اقتصادی آنها را به این سطح از اضمحلال میرساند. اسعدی اتفاقا نشان داده که فقر و دردمندی این قشر را به خوبی میشناسد و میتواند آن را روی پرده تصویر کند. به ویژه اینکه او زبان سینما را بلد است، میداند چگونه شخصیتپردازی کند، میداند چگونه روابط را شکل بدهد، میداند از فیلمبردارش چه بخواهد. کارگردانی و قاب بندی را هم خوب بلد است اما آنچه که در کارش میلنگد همین فیلمنامه است. فیلمنامهای که داستانی لاغر دارد و طول میکشد تا به اصل داستان برسیم.
در «درخونگاه» تاکید بر عدد ۸ و تقارنش با ۸ سال جنگ ایران ذهنها را به این سمت سوق میدهد که اسعدی با نشانهگذاری سعی دارد بار این مشکلات را بر دوش جنگ و تبعات اقتصادی آن بگذارد. همین نقطه سرآغازی برای جبهه گیریها بر علیه فیلم بود، موضوعی که البته اسعدی خودش قبول ندارد و عنوان میکند این عدد ۸ را میشود به همه چیز ربط داد.
کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی
«درخونگاه» در اکران عمومی چیزی نزدیک به یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان فروخت. فروشی که متناسب با وضعیت کلی این فیلم نبود چراکه میتوان «درخونگاه» را در دسته فیلمهای خوب جشنواره سی و هفتم قرار داد. فیلمی که میشود آن را به لحاظ بازی بازیگرانش جزو آثار شاخص دانست. به طوری که نقش آفرینی ژاله صامتی در کنار بازی خوب امین حیایی تحسین همه را برانگیخته بود و برخی معتقد بودند ژاله صامتی شایسته دریافت سیمرغ است.
وقتی امین حیایی سامورایی شکستخورده میشود
فیلم اما از فیلمنامه ضربه میخورد یعنی آنقدر کند پیش میرود و در ارایه اطلاعات خساست به خرج میدهد که در سکانسهایی ضرباهنگ را از دست میدهد. داستانهای فرعی هم ندارد که بخواهد مخاطب را سر حوصله نگه دارد، که مخاطب امان بدهد فیلم رفته رفته سر باز کند. با این وجود برخی از سکانس هایش را میشود تا همیشه در ذهن ثبت کرد، سکانس ملاقات دو دوست بعد از سالها در زندان، سکانس رویایی روی رفیق رضا (با بازی امین حیایی) در زندان با زنی بدکاره از همان سکانس هاست.
آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟
اگر میخواهید «درخونگاه» را ببینید جمله ابتدایی آن را فراموش کنید، بگذارید فیلم شما را با جهان خودش و البته کارگردانش همراه کند. فیلم را از دریچه آدمهای شکست خورده در همه ابعاد ببینید، آدمهایی که بند به بندشان در فلاکت فرو رفته، خانوادهای را ببینید که اخلاقیات را در قبال فرزندشان از دست داده اند و سرگذشت رضایی را دنبال کنید که دیگر یک سامورایی شکست خورده است.
«درخونگاه» گوشهای از این واقعیت را پیش رویتان نمایان میکند؛ آدمهای زخم خوردهای که التیام پیدا نمیکنند و این زخمها پله به پله آنها را تا مرز نابودی میکشاند.
«پخش فیلم» در سینما نیازمند ساماندهی است/ آسیب دخالتهای دولتی
سید ضیا هاشمی رئیس جامعه صنفی تهیهکنندگان در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره اولویتهای سینمای ایران در سال جدید گفت: هرچند دولت رسماً در تولید فیلمهای سینمایی دخالتی ندارد، اما از طریق نهادها و مراکزی در این زمینه ورود پیدا میکند. البته با ورود این نهادها و مراکز آثار نسبتاً خوبی هم تولید شده است، اما متأسفانه راه را برای ایجاد آسیبهایی در سینما فراهم کرده است.
وی بیان کرد: مساله اصلی که وجود دارد، گران شدن تولیدات سینمایی است، همانطور که سرمایهگذاران بیربط و ناشناس برای سرمایهگذاری در سینما وارد شدهاند و هزینههای سرسامآوری را به سینمای ایران تحمیل کردهاند. البته ما تمام تلاش خود را میکنیم تا در برابر این رفتارهای غیرحرفهای مقابله کنیم.
این تهیهکننده سینما تاکید کرد: در کنار این موارد اعلام شده، مشکل اصلی ما در حوزه نمایش، در توزیع خلاصه شده است، در این بخش نابسامانی جدی وجود دارد و نمایندگان اصناف در شورای صنفی بیشتر ذینفعان هستند که تلاش میکنند به نفع صنوف خود تصمیم بگیرند نه به سود کل سینمای ایران. کسی که برای سینمای ایران دلسوز باشد چه ذینفع باشد چه نباشد سعی میکند تا آئین نامه و مواردی که به نفع کل سینمای ایران است را اجرایی کند.
وی توضیح داد: از زمانی که آقای داروغهزاده سرکار آمد، شورای صنفی اکران و نمایش را به طور کامل دولتی کرد، پیش از این دولت به آئیننامهها کاری نداشت و معتقد بود که مسائل برعهده بخش خصوصی است. در آن زمان سینمادار، تهیهکننده و پخشکننده برای اکران فیلمها تصمیم میگرفتند.
رئیس جامعه صنفی تهیهکنندگان تاکید کرد: متأسفانه دخالتهای بیرویه دولت از طریق مدیرانی که در وزارت ارشاد حضور دارند به سینما صدمه زدهاست، برای نگارش آئیننامههای سینمایی ورود پیدا میکنند و تغییراتی که چندان به نفع سینما نیست را ایجاد میکنند و باید گفت در شرایطی هستیم که دخالت مدیران دولتی در سینما بسیار جدی شده است.
هاشمی در پایان گفت: درآمد سینمای ایران در سال گذشته نزدیک به ۵۰ میلیارد تومان افزایش داشته اما مخاطب آن بهشدت افت کرده است. سینمای ایران در سال جاری همه تلاش خود را کرد که بتواند در جذب مخاطب و تولید فیلم موفق عمل کند، اما دخالتها از سوی برخی از افراد مانع موفقیت سینمای ایران شد.